جلسه 026 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
26
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
3
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - راه‌های مبارزه با غم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ بحثمان درباره انواع غمهایی بود که این غمها خودشان تولید شادی و آرامش میکنند گفتیم که قیمت هر انسانی به نوع غمهای اوست و شادیهای او، غمها و شادیها هستند که قیمت انسان و سطح زندگی و شرافت یک انسان را مشخص میکنند برای چه غصه میخوری و از چه چیزی شاد میشوی قیمتت هم در آن سطح هست.@ قواعد قیمتسنجی را هم که بارها توضیح دادیم که اگر در حد جمادات باشد به همین مقدار در حد کمالات گیاهی باشد در همین مقدار در حد کمالات حیوانی باشد در همین مقدار در حد کمالات فرشتهای و عقلی باشد در همین مقدار و در سطح کمالات انسانی باشد در همان مقدار.@ موضوع غصهتان باید ببینید کدام یک از این 5 تا چیز است این خیلی مهم است و موضوعات شادیهایتان هم همینطور چیزهایی که به شما لذت میدهد شادی میدهد قدرت میدهد آرامش میدهد نشاط میدهد ببینید از کدام مقوله است با چه چیزهایی شاد میشوید با چه چیزهایی غمگین میشوید این سطح قیمت یک شخص را مشخص میکند.@ افسردگیها پژمردگیها، بعضی از افراد هستند که بواسطه نوع غمهایشان سکته میکنند و فلج میشوند میمیرند خودکشی میکنند موضوعش چه بوده سر چه چیزی از دست دادن چه چیزی ناراحت شده سکته کرده غصه خورده خودکشی کرده این موضوع نشان میدهد سطح آن آدم و معشوق نهایی او چه معشوقی بوده کاملا روشن میشود.@ پس غم اگر در یکی از این 4 مرحله باشد خوب نیست یعنی شخصیت آدم ضایع میشود کوچک میشود ولی اگر از نوع غمهای بخش انسانی ما متعالی باشد دغدغهها و غصهها و قیمت انسان خیلی بالا میآید و انسان یک شرافت حقیقی و یک شادی و آرامش حقیقی پیدا میکند.@ تنها غمی که میتواند تولید شادی و آرامش بکند غمهای بخش فوق عقلانی است غمهای بخش عقلانی هم خوب است به شرطی که تحت تسلط فوق عقل قرار بگیرد این خیلی مهم است یک کسی غصه میخورد که کنکور قبول نشده نتوانسته مدرک بگیرد نتوانسته تحصیلاتش را ادامه بدهد.@ اما این غصه خوردنش به خاطر بخشهای پایینیاش هست چون اگر این را میگرفت بخشهای پایینیاش آبادتر بود این خوب نیست اما یک موقع است کسی نگران است که نتوانسته کار علمی بکند بخاطر بحثهای فوق عقلانیش.@ من یادم است یک شهیدی بود خیلی علاقه داشت به مطالعه، این بعد از شهادتش آمد به خواب من گفت که یک جلسه علمی بوده 13 جلسه، من 12 جلسهاش را رفتم ولی یک کلاسش را تنبلی کردم نتوانستم بروم.@ شهید هم هست خیلی مقامش عالی بود میگفت الآن در برزخ حسرت آن یک جلسه را هم میخورم اگر آن یک جلسه را رفته بودم الآن موقعیتم به عنوان یک شهید در برزخ بالاتر از این بود پس خوب دقت کنید.@ یک موقع است حسرتی که انسان میخورد برای مثلا از دست دادن یک کتاب از دست دادن یک کلاس از دست دادن یک معلم از نوع فوق عقلانی است که این حسرت خیلی قشنگ و خوب است ولی یک موقع است که از نوع حسرتهای بخشهای پایینی است این اصلا مبارک نیست.@ غمی را که این چند جلسه داشتیم در موردش کار میکردیم غم خانواده آسمانی بود گفتیم در ملاک انسانیت سه عشق باید در رأس همه عشقها باید باشد و اساسا بخش انسانی کلا سه دغدغه و سه عشق دارد سه معشوق دارد.@ 1. خود الله که معشوق ذاتی و اصلی است (لا إِلهَ إِلاّ الله) انسان نوع دغدغههایش از میزان و کیفیت رابطهاش با الله ناشی میشود این خیلی مهم است الآن خیلی از افراد میآیند میگویند ما آدمیم مشاوره پیش شما میگوییم برای چی میگوید من با شوهرم مشکل دارم با زنم مشکل دارم الآن این دغدغه مال کدام بخش است؟ بخش پایینی، غصهها دغدغهها و ناراحتیهایش.@ یک کسی میگوید که من مشکل علمی دارم مال کجاست؟ یک کسی میگوید من با بچهام مشکل دارم مال کدام بخش است؟ بخش پایینی است، یک کسی میگوید افسرده شده چون مثلا مریض شده پایش شکسته نمیتواند ورزش کند یا مشکل جسمی برایش ایجاد شده حالا افسرده شده مال کدام بخش است؟ بخش گیاهی.@ پس ببینید ارزش یک آدم به این است که چقدر بین خودش و خدا مشکلات دارد و پیروزیها دارد به اینها خیلی فکر میکند یعنی به اینکه من بتوانم این خدا را به چنگ بیارم یا به چنگش بیایم برایش مهم است.@ مثل یک خانمی است که عاشق یک آقایی است حالا میخواهد یک کاری بکند که آقا بیاید خواستگاریش بکند این هم دوستش دارد این هم عاشق است او هم، ولی به دنبال این است که آقا بالاخره میآید سراغش یک پیشنهادی بدهد شکارش بکند یا نه؟@

داستان این است وقتی میگوییم (لا إِلهَ إلاّ الله) یعنی خدا لیلی است ما باید مجنون باشیم.@

ولی باطن قضیه برعکس است باطن قضیه ما لیلی هستیم خدا مجنون است این خیلی مهم است چون داستانش را که شما دقت کنید یا شیرین و فرهاد و خسرو و شیرین، داستان داستانی است که یک عشق دوطرفه است شیرین میخواهد به فرهاد برسد لیلی میخواهد به مجنون برسد بالاخره این قضیه داستان دارد.@ یک کسی که بخش انسانیاش فعال است نوع غصههایش مربوط به این است که بالاخره این رابطه عاشقانه من و الله چیست که بحثش جداست بعدا در موردش صحبت خواهیم کرد مثلا برای نمازش میگوید من چه گندی زدم سرِ نمازم داشتم با خدا حرف میزدم سر مغرب و عشاء یک دفعه دیدم هزار فحشاء مرتکب شدم سر نماز.@ چه بیادبانه است رفت ریخت روی معشوقه دیگر یادم رفت ایستادم دارم با این حرف میزنم شما یک نفر را دوستش داری وقتی داری با او حرف میزنی حواسش را بدهد به چیزهای دیگر چه حسی به تو دست میدهد؟@ اصلا یک جلسه گذاشتید که با هم گپ بزنید خلوتی داشته باشید شامی ناهاری صبحانهای عصرانهای پارکی خلوتی بعد ببینی همش دارد با تلفنش بازی میکند یا چیزهای دیگر میگوید آدم عصبانی میشود ناراحت میشود میگوید اصلا برای من هیچ ارزشی قائل نیست.@ نمازهای ما خیلی گناه دارد یعنی اگر خدا فقط نمازهای ما را ببخشد گناههایمان پیشکش، نماز و روزههایمان را ببخشد خیلی در حقمان لطف کرده چون سرتاسر در آن توهین به خداست بیادبی به ملائکۀ الله به معصومین به خدا.@ یک کسی که آدم است برایش مدیریت نماز و مهندسی نمازش خیلی قیمت دارد که بالاخره من آخر هم 30 سالم شد 40 سالم شد دو رکعت نتوانستم یک عشقبازی با خدا بکنم مگر نمیگوید سجده سر گذاشتن روی پای خداست.@ میگوید ما هِی نماز خواندیم ولی یک بار هم سرمان نرفت روی پای خدا هِی سرمان را اشتباهی گذاشتیم مثل آدمهای مست دیدید میخواهد برود یک جایی میرود جای دیگر اشتباهاً، گیجی دارم میروم به رکوع میروم به سجده ولی وقتی میخواهد برسد انقدر مست شهوتها و خیالهای دیگر هستم.@ یک دفعه میبینم رفتم به سجده ولی به جای اینکه سرم روی پای خدا باشد سرم روی اتومبیلم است موبایلم است لیست خانه است موضوع بچهام است سرم یک جای دیگر رفته هیچ وقت عرضه نداشتیم دو رکعت بخوانیم واقعا سرمان برود روی پای خدا یک دستی به سرمان بکشد.@ خدا دستش آماده است که دست روی سر ما بکشد ولی ما اصلا سرمان روی پای خدا نرفت که دست بکشد این آدمی که آدم است اصلا دغدغهاش در این ارتباط عاشقانهاش با حقتعالی یک داستانی دارد که ماجراهای زیادی دارد که بگذریم.@ بخش دوم ارتباط شخص که انسان هست گفتیم ؟؟؟معشوق چه بود طبق آیه 24 سوره توبه خانواده آسمانیتان، اهل بیت که اصل شما ریشه شما هستند و خداوند روح شما حقیقت شما را از آنها خلق کرده گفتیم پدر و مادر با اشتراک اسپرم و تخمک فقط جسم را به ما میدهند اما این روح بینهایتطلب ما و شخصیت ما از محمد و آل محمد(ص) آمده.@ کیفیت ارتباط با خانواده آسمانی هم دغدغه یک آدم است یعنی برایش خیلی مهم است که من مادرم فاطمه زهراست اما من 30 سالم است 40 سالم است یک بار هم نرفتیم مادرمان را ببینیم گپی بزنیم گفتی داشته باشیم.@ امام زمان پدرمان است الآن 1180 سال آواره است تنهاست طرد شده است هر 24 ساعت هم بقول خودش یک بار میگوید (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) او هِی داد میزند در تنهایی است در غربت است دلش هم برای من تنگ شده میخواهد ما را هم ببینید ولی من اصلا در وجودم هیچ حسی نسبت به او ایجاد نشده.@ نه دلم برایش تنگ شده نه غصهاش را دارم مثل همینهایی که، مثل که نه، خیلی بدتر از اینهایی که پدر و مادرشان را میآورند میگذارند خانه سالمندان سال به سال هم به او سری نمیزنند ایستادند تا کی خبر مرگش را برایش بیاورند وإلا کسی کاری ندارد.@ پدرم امیر المؤمنین پدرم امام مجتبی پدرم امام حسین پدرم امام سجاد اصلا میبینی این شخص 30 سال 40 سال اصلا نمیداند پدر و مادرش که هستند یا اصلا نمیشناسد این مثلا هنرپیشهها را میشناسد فوتبالیستها را میشناسد تاریخ میخواند.@ فیلسوفها را میشناسد شاعرها را میشناسد اینها را میشناسد یعنی آدمهای زمینی را خوب توی کارشان هست میشناسد اما وقتی میگویی پدرت کیست مادرت کیست خانوادهات کیست اصلت کیست ریشهات چیست هیچ شناختی ندارد.@ اصلا بگو 100 صفحه کتاب راجع به امام جواد خواندی علاقهای نداشتم اصلا میدانی فاطمه زهرا کیست حضرت معصومه کیست اینها اصلهای تو هستند قرار است با این خانواده زندگی کنی امام زمان کیست امام هادی کیست امام جواد کیست.@ نه رغبتی دارم بدانم به این مطالعات علاقهای دارم نه دلم برایشان تنگ میشود نه اصلا نسبت به اینکه فرزندان اینها هستم حسی در من وجود دارد و نه بخاطر این حس نفسی کشیدم در زندگیم هیچی این نشان میدهد این بخش بخش ضعیفی هست یعنی بخش انسانی هنوز فعال نشده.@ با خدا هیچ مشکلی احساس نمیکند در دغدغههایش یعنی برایش موضوعیت ندارد عشق و عاشقی با خدا، در بخش خانواده آسمانی هم ارتباط با خانواده آسمانی برایش موضوعیت ندارد قرار است با این خانواده هم باشد.@ همین که فاطمه زهرا گفت بعضی از شما انقدر خودتان با سبک زندگیتان را از من دور نگه میدارید که من مادرتان هستم میخواهم قیامت بیایم شما را نجات بدهم تا بیایم نجات بدهم 300 هزار سال طول میکشد تا شما را از جهنم دربیاورم از بس شخص سبک زندگیاش فاصله دارد با حقیقت خودش با مادر خودش با اصل خودش و ریشه خودش.@ یعنی وقتی به این نگاه میکنی نه غذا خوردنش نه ازدواج کردنش نه تربیت بچهاش نه سبک زندگیاش نه چیزی که میبیند نه خوردنیهایش نه دیدنیهایش نه شنیدنیهایش نه اخلاقش هیچ چیزش به خانوادهاش شباهت ندارد.@ اصلا بچه اهل نیست بچه خَلَفی نیست که دوروبر خانوادهاش بگردد فراری است یک آدم فراری است رفته جای دیگر با کسان دیگر ازدواج کرده و پیوند برقرار کرده به هیچ وجه دوروبر خانهشان پیدایش نمیشود این غمخوار ندارد.@ غم سوم هم که جهاد بود یعنی تلاش برای رسیدن به خانواده، این هم در افراد نیست یعنی بعنوان یک دوندگی یک حس، مثلا کسی تلاش میکند خانه دارد بکند ویلا مدل ماشینش را ببرد بالا دارد تلاش میکند دوتا بچه بشود سه تا بچه بشود بچهها را بزرگ کند به یک جایی برساند کار تجاری بکند کار اقتصادی بکند.@ یکی دوست دارد مثلا مدیر کل شود رئیس شود نماینده مجلس شود برایش تلاش میکند یکی میخواهد رئیس جمهور شود برایش هزارتا کار میکند ولی اصلا در ما تلاش برای رسیدن به خانواده آسمانی یا الله اسمش تلاش باشد نیست.@ باشگاهی نرفتیم نه استادی داریم نه مربی داریم نه باشگاهی داریم نه تمرین داریم یعنی حتی اگر باشگاه داشته باشیم باشگاه مثل اینجا میماند یعنی معلم میآید درس میدهد ما فقط میشنویم ولی تمرینی شروع نمیشود.@ مثل کسی که همیشه میرود کشتی را نگاه میکند آموزشی هم که مربیها دارند میدهند دارد نگاه میکند ولی هیچ وقت خودش در گود نمیرود یعنی وسط کشتی خودش بخواهد برود تمرین را شروع بکند اصلا چنین داستانی اتفاق نمیافتد.@ لذا انواع غمها و غصهها و اضطرابها و فشارها و پوچگراییها و گرفتاریها چون مال بخشهای پایینی است بخشهای پایینی را هر چه گرفتاری و سطحش را بالاتر میبری شیکتر و عالیتر و ثروتمندتر میشوی سطح غصهها و فشارها بیشتر میشود.@ گفتیم دو گروه هستند که همیشه بیشترین مشکلات جسمی روحی و رواحی را دارند طبق آمار جهانی یکی تحصیلکردهها یکی هم آنهایی که از ثروت بیشتر و آسایش بیشتری برخوردار هستند. هر چه آسایش بیشتر شده آرامش کمتر است و هر چه تحصیلات بالا رفته باز ناآرامی بیشتر شده.@ برای این که شخصیت یکبُعدی رفته به یک بُعد رسیده و ابعاد دیگر بحث اصلی بخصوص که دل هست مغفول واقع مانده پس شخص شده 30 سال 40 سال 50 سال 60 سال اصلا نه از اصل خودش نه از ریشه خودش نه از عاقبت خودش نه از ابدیت خودش نه از خانواده خودش هیچ خبری ندارد.@ حالا فکر کن یک دفعه هم مرگ میآید این جسم را از او میگیرد این یک روح تنهایی که دارد میرود در فضایی که فضای جدید است هیچ کس را هم ندارد اصلا با کسی آشنا نیست در فضای جدید که دارد میرود چقدر به آدم سخت میگذرد خیلی سخت میگذرد.@ حالا شما بگو یک کشوری هست که خیلی دوستش داری میگویی از ایران خوشم نمیآید از فلان کشور خیلی خوشم میآید همین الآن یک دفعه سوار ماشین بکنند سوار هواپیما بکنند ببرند تو را وِل کنند توی فردگاه و بیایند همانجا کوفت آدم میشود.@ همانجا که خیلی دوستش داشتی برایت میشود جهنم، نه زبان بلدی نه پول داری نه آشنا داری نه کسی تو را میفهمد نه کسی را میفهمی هیچی یک کسی هم که میگوید من میخواهم بروم کشوری که خیلی دوستش دارم اگر بدون آمادگی برود چه اتفاقی میافتد؟@ میشود زهرمارش میشود زندان برایش، اگر هم قرار است بروی آنجا باید آماده شوی بروی. ما وقتی وارد بهشت میشویم بهشت با جهنم یک جاست ولی وقتی که شما میروی توی بهشت آمادگی نداری میشود جهنم.@ یادتان نرود بچه وقتی به دنیا میآید کجا میآید؟ تولدها یادتان هست قاعده را گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست بچه وقتی میآید به دنیا همه آن 6 گروه 6 نوع تولد داشتیم، این 6 تولد وقتی وارد دنیا میشوند همهشان به یک جا میآیند اما همهشان یکجور لذت میبرند؟ یا یکجور برداشت میکنند یا نه؟@ نحوه بهرهبرداریشان به چه بستگی دارد؟ به نوع آمادگیهایی است که از رحم آوردند الآن ما در رحم دوم هستیم، دنیا، پس وقتی که وارد برزخ میشویم بسته به این است که آنجا آشنا داریم یا نه، رفیقهایت را پیدا کردی آشناهایت را پیدا کردی خانوادهات منتظرت هستند یا نه؟@ یک کسی وقتی وارد آنجا میشوند یک دفعه میبینی 124 هزار پیغمبر منتظرش هستند اهل بیت آمدند فرشتهها آمدند خود خدا آنجا هست چه تحویلبازاری است وقتی این میرود آنجا یک کسی هم وقتی میرود اصلا آنجا آشنا ندارد کسی نیست تحویلش بگیرد فرشتههای عذاب هستند و نکیر و منکر هستند غریب غریب غریب است هیچی با خودش نیاورده.@ حتی آنهایی هم که آشنا دارند آشناهایشان با هم فرق دارند مثلا یک کسی میرود آنجا میبیند که امیر المؤمنین هست خیلی خوب است امیر المؤمنین تحویلش گرفته پیغمبر آنجا هست امام حسین هست چرا؟@ میگوید من در دنیا که بودم اینها را میشناختم این 14 نفر را، ولی مثلا با امام جواد اصلا نبوده امام جواد آنجا نیست استقبالش کند امام هادی نیست امام عسگری نیست امام زمان نیست چون اصلا با آنها نبودم ارتباط نداشتم حالا این چند نفر را میشناختم آنها آشنا هستند.@ یک کسی بود به مناسبت مورد مذهبی مُجری در این برنامههای صدا و سیما با من مصاحبه میکرد راجب حضرت عبد العظیم(ع) من چندتا مطلب گفتم بعد از به قول خودشان یک استراحتی بود اتاق فرمان به من گفت من الآن 20 سال است نرفتم حضرت عبد العظیم، دیگر نمیشناسم.@ رغبتی میلی امامزاده صالحی حضرت عبد العظیمی حضرت معصومه آن طرف دیگر خبری نیست اصلا ولی حالا این چند نفری که آشنا شدی هستند همه اینها اسمهای ما هستند فامیلهای ما هستند اصل و نسب ما هستند خاندان ما هستند.@ یک کسی با صدتا امامزاده رفیق است با چهارده تا معصوم رفت و آمد برقرار میکند با فاطمه زهرا کلی صفا دارد کلی بروبیا دارد با انبیا میتواند کلی ارتباط برقرار کند همه میآیند جبرئیل میآید میکائیل میآید عزرائیل میآید اسرافیل میآید اعوان و انصار میآیند شهدا میآیند صدیقین میآیند صالحین میآیند.@ چون این زندگی که داشته میکرده با همه اینها در دنیا توانسته ارتباط برقرار بکند صفا کند توضیح کامل فنی اینها را در بحث اسماء الله دادیم عزیزان مراجعه کنند به بحثهای اسمها که شما مثلا هزارتا اسمی که در جوشن کبیر ماه مبارک رمضان میخوانی باید ببینی که حسّت به سمت کدام اسم میکشاند.@ بعضیها خیلی پراشتها هستند این از اول اسم اولی را میخواند تا اسم آخر همه را میخورد دوست دارد اشتهایش خوب است با هر اسمی صفایی میکند ولی یک کسی میگوید من هزارتا اسم خواندم 5 تایش من را گرفت باریکلا باز هم 5 تا، بهتر از این است که هیچش نگیرد بالاخره 2 تا 3 تا 5 تا 10 تا اسم تو را بگیرد کاری بکن برو در یکی از این باشگاهها ثبت نام کن.@ در غصههای اهل بیت بحثمان سر غصههایی بود که انسان باید برای اهل بیت باید بخورد اول من یک نکته را توضیح بدهم وقتی میگوییم غصه اهل بیت، اهل بیت غصههایشان بخاطر خودشان نیست بخاطر ماست .@ اگر میگوییم حضرت تنهاست غریب است مظلوم است (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) میگوید بخاطر خود ما میگوید امام زمان در همین نامهای که من در کتاب آشتی آوردم حتما خواندید توضیح دادم میگوید که نگرانی ما بخاطر شما و اینکه ما از شما کمک میخواهیم بخاطر خود شماست نه بخاطر ما.@ بعد آن جمله بزرگ را میگوید (نَحنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الخَلقُ بَعدُ صَنائِعُنا) ما که ساخته خداییم یعنی مَثَل خدا هستند هیچ کمبودی ندارند که کسی بتواند به آنها چیزی بدهد میگوید ما اگر نگرانیم به خاطر خود شماست ما دوستتان داریم دوست داریم شما پیش ما باشید در درجه ما باشید مثل ما باشید.@ ما پدران شما هستیم پدر هم بدون اینکه بچههایش در درجات عالی با او باشند به او خوش نمیگذرد ناراحت میشوند که بچههایش فاصله داشته باشند از او، مادر ناراحت میشود ما دوست داریم شما در مقام ما باشید.@ مگر در زیارت عاشورا نگذاشتند در دهانمان که وقتی میخواهید حرف بزنید با امام حسین بگویید (اَن یُبَلِّغَنِی المَقامَ المَحمُود لَکُم عِندَ الله) ما میخواهیم در آن مقام شما باشیم ولی حضرت دارد میگوید ما احتیاجمان به شما احتیاجی نیست که فکر کنید ما بدبخت بیچاره و گرفتارهایی هستیم که بگویید برای امام زمان یک کاری بکنیم برای خدا یک کاری بکنیم برای اهل بیت به خاطر امام حسین.@ اکثر افراد صدقه میدهند به ائمه یعنی یک پول چرک یک پول کثیف یک پول مانده یک پول خُردی دیدید که ما وقتی با فقیر برخورد میکنیم دنبال پول خرد میگردیم چون میخواهیم صدقات اینجوری بدهیم اصلا فکر نمیکنیم میخواهیم هدیه بدهیم.@ دیگر اینطور درست نمیشود اینطور آدم هِی کثیفتر میشود توهینش بیشتر است رشد نمیکنی هیچ رشدی نداری آدم کسی را دوست دارد خرج میکند پایش میریزد هدیه میدهد ما حتی برعکس همه ما وقتی یک کسی تولدش هست برایش هدیه میخریم اهل بیت تولدشان هست ما میگوییم یک چیزی به ما بدهید.@ هیچ وقت کسی به هوس نمیافتد حالا که تولد امام زمان هست بروم یک چیزی به امام زمان هدیه بدهم تولد مادرم فاطمه زهرا روز مادر است به اسم فاطمه زهرا هم هست ولی ما روز مادر به همه میدهیم، مادرهایی که داریم میدهیم مادرزن مادرمان است مادر خودمان یا مادر معلمی باشد هدیه میدهیم.@ ولی ما همه میگوییم شما یک چیزی شما به ما بدهید یعنی اصلا هیچ حسی عاطفهای رفاقتی صمیمیتی آنها را از خودت بدانی خودت را از آنها بدانی داستان اصلا جور درنمیآید. لذا حضرت اول میگوید ببینید کمکخواهی معصومین وقتی امام حسین در عاشورا میگوید (هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی) این در واقع مثل گدایی خداست.@ خدا چطور در قرآن گدایی میکند میگوید (مَن ذَاالَّذی یُقرِضُ الله قَرضاً حَسَناً) که به خدا قرض میدهد؟ دستش را هم دراز کرده تازه میگوید وقتی هم که پول دادید دستتان را ببوسید چون دستتان به دست خدا رسیده.@ خدا وقتی میگوید به من کمک کنید (إِن تَنصُرُ الله یَنصُرکم) منِ خدا را کمک کنید به من خدا پول بدهید به من قرض بدهید بعدش با عزت میگوید (مَن ذَاالَّذی یُقرِضُ الله قَرضاً حَسَناً فَیُضاعِفَه لَهُ أَضعافاً) من به شما 1 تا 700 برابر پول میدهم برکت میدهم.@ هر چه که انفاق کنید عشق انفاق کنید عشق پایتان میریزم صفا انفاق کنید صفا میریزم علمتان را به بندگان من بدهید من علم به تو میدهم معرفت بدهی معرفت میدهم پول بدهی پول به تو میدهم پس این کمکخواهی خدا، خدایی که انقدر دارد که 700 برابر میدهد برای چه دارد از من میگیرد؟@ عجب خدای باصفایی است یعنی خدا برای اینکه من را مثل خودش بکند ربّ است دیگر، ما ورزش رزمی که کار میکردیم مربیمان میآمد میایستاد جلوی ما میگفت بزن توی شکم من بزن ببینم چکار میکنی ایستاده از من دارد مُشت میخورد برای چه این کار را میکند؟@ یک موقعهایی هم میزند توی شکم آدم برای چه میزند؟ برای چه میگذارد تو بزنی؟ مربی برای چه اینکار را میکند؟ میخواهد تو را شکل خودش درست کند میخواهد تو را بکشد بالا، امام حسین کربلا اگر درست میکند کربلا را یک جوری درست میکند که هر که میخواهد عشق بریزد بریزد.@ خودشان ریختند نشان دادند که من هر چه آوردم پای خدا ریختم زینب کبری هر چه آورد ریخت برای همین زینب کبری چون دید خیلی سود زیادی کرد فرمود (وَ ما رَأَیتُ إِلاّ جَمیلاً) جز زیبایی چیزی ندیدم چون فرصتی شد من بیایم هر چیزی دارم بریزم پای خدایم.@ خدا هم چون عادل بود گفت حیف است این کربلا آنجا تمام شود یک کاری کرد که کربلا همیشه ادامه داشته باشد (کُلُّ یَومٍ عاشورا وَ کُلُّ أَرضٍ کَربلا) از آن عاشورا تا الآن آدمهایی بودند همیشه در عاشوراهای زمان خودشان و در کربلاهای زمان خودشان، خودشان را به امام حسین ملحق کردند.@ دیگر اصلا مهم نیست که عاشورای کس دیگر بودی یا نبودی مهم این است که در عاشورای الآنت حسین زمانت که الآن دارد میگوید (هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی) میروی توی چادرش یا نه، به اردوگاهش ملحق میشوی یا نه.@ اصلا توی اردوگاه هستی یا نیستی یا داری میروی یا نمیروی غیر از این دو تا بقیه بدبختند یعنی کسی که یا دارد میرود پیش امام زمان یا رسیده به امام زمان این خوش بحالش است ولی کسی که اصلا خیال رفتن توی چادر را ندارد (فَلَعَنَ اللهُ أُمَّۀً سَمِعَت بِذلِکَ فَرضِیَت بِه)@ یعنی من به آوارگی و طردشدگی و تنهایی امام زمانم راضیم حاضر هم نیستم بروم کمکش هر چه هم بشنوم فایده ندارد یک گوش کَر راحت حاضر نیستم تکانی بخورم جهادی بکنم بروم موانع ظهورش را برطرف بکنم این حس و حال ماست.@ آیه قرآن هم صریح میگوید آدمی که اینجوری است چون هوس بینهایت شدن را ندارد دیگر انسان هم نیست گفتیم انسان در بخش انسانی هوس بینهایت شدن را پیدا میکند اما وقتی شما این بخش را انجام میدهی طرف در بخش فرشته میگوید یا دکتر شوم یا مهندس شوم یا استاد دانشگاه شوم چهارتا اختراع و اکتشاف داشته باشم بعد هم بمیرم.@ در بخشهای پایینی هم که هر کدام خواستههای پایینیاش را دارد فقط در بخش انسانی است که انسان هوس بینهایت شدن شبیه خدا شدن شبیه اهل بیت شدن را میکند حالا این گوی و این میدان.@ اگر یک کسی غم امام زمان بیفتد در دلش چقدر این دل مبارک میشود غصههای امام زمان بیفتد در دل این میشود همدل امام زمان یک کسی شادیهای اهل بیت بیفتد در دلش قواعدش را هم که قبلا توضیح دادیم با شادیهای اهل بیت شاد شود.@ اهل بیت صحنههای شاد زیاد دارند ما در این شادیها شاد شویم غصه هم زیاد دارند با غصههایشان هم غصه بخوریم پس تو نوع غمهایت غمهای اشرافی شده یعنی آدم حسابیها یعنی نفرات اول خلقت.@ نوع غمهایت با آنها یکی است پس شخصیتت هم همان جاست قاعده یادتان نرود دل هر جا باشد قیمت تو هم همانجاست غصه چه را میخوری قیمتت همان است برای چه شاد میشوی قیمتت هم همان است خیلی قیمت مهم است این را یادمان نرود هر جا که دلت هست.@

این خیلی مهم است دو سه تا روایت خواندیم یکی روایت هم بخوانیم آخرین روایت در این زمینه است میخوانیم بعد میرویم سراغ یک نوع غم دیگر که آن هم غم فوقالعاده قشنگی است که خیلی آدم را اوج میدهد و شادی و آرامش میآورد در دل آدم آن را میخوانیم.@ حدیث از وجود مقدس آقا امام رضا(ع) حضرت اول یک سئوال میکند میگوید که این یابن شبیب هست که صحبت مفصلی با او دارد یک تکهاش اینجا آمده این سئوال را از همه ما دارند میکنند میگوید شماها واقعا دوست دارید با ما اهل بیت باشید در درجه ما در حیات جاودانهتان که تَه ندارد.@ گفتم ما وقتی که وارد آن طرف بشویم عمر ما به اندازه عمر خداست یعنی تا هستی هست تا وجود هست که همیشه هست ما هم هستیم ما چیزی به اسم مرگ و مُردن و تباهی و پایان و عدم و این چیزها به هیچ وجه در زندگیمان وجود ندارد.@ خدا ما را یک گونهای خلق کرده که انتها و تَه و نابودی و مرگ نداریم در اینجا هم مرگ فقط برای جسم ماست وإلا حقیقت ما مرگ ندارد. سئوال: شما دوست دارید خوشحالتان میکند که با ما باشید یا نه؟این سئوال خیلی مهمی است.@ الآن یک مربی چون مربی نمیخواهد وقتش را تلف کند ؟؟؟ را دوست دارد اما یک موقع میبینی اصلا دل نمیدهد به تمرینها به کار به درس یک روز میآید یک روز نمیآید یک روز انجام میدهد یک روز انجام نمیدهد میرود سه ماه دیگر میآید این معلوم است که دغدغهاش این کار نیست.@ رفته کلاس خط ثبت نام کرده بعد میبینی که یک روز مینویسد یک روز نمینویسد بعد سه روز دیگر میآید تمرینها را حل نکرده معلوم است که این دغدغه را ندارد الآن ما به همه خانمها آقایان میگوییم مگر شما نمیخواهید بچهدار شوید به دخترپسرها بیا اول ژنت را تقویت کن.@ مگر تو نمیخواهی یک بابای خوب یک مادر خوب باشی مگر نمیخواهی بچهات قوی شود در این ژنهای پنجگانه میگوید چرا، این الآن انقدر بچهاش را دوست دارد با اینکه مجرد است هنوز باردار نشده هنوز اصلا ازدواج نکرده.@ ولی اگر برود آزمایش بدهد که این شخصی که میخواهد با او ازدواج کند مثلا بچههایش مثلا کور میشوند یا فلج میشوند با او ازدواج نمیکند میگوید با این ازدواج نمیکنم حس دارد نسبت به فرزندی که قرار است بیاید.@ میگویم مگر تو دوست نداری بچهات قوی شود میگوید آره میگویم پس بیا تقویت ژن به تو دوره بدهیم به زور میآید برنامه میگیرد 6 ماه بعد 3 ماه بعد میآید میگوییم از این برنامه چقدر رفتی میگوید وقت نکردم نرسیدم کار داشتم نشد.@ این دارد دروغ میگوید تو اگر عشق به فرزندت را داشتی باید بیایی ژنهایت را تقویت کنی با عشق بنشینی روی برنامهات کار کنی دوران ازدواج قبلش بارداری نامزدی مراقبتهای ماه اول ماه نهم ماه هشتم ماه هفتم بَعدش اصلا حسی در او نیست.@ پس این بچه را دارد چطور نگاه میکند؟ این بچه را فقط یک گیاه میبیند که باید رشد گیاهی بکند یا نهایتا یک حیوان میبیند که باید رشد حیوانی بکند اگر هم خیلی لطف کند یک هوش میبیند که باید برود مدرسه غیر انتفاعی و دوشیفت بدبخت بشود فقط درس بخواند بخشهای دیگرش اصلا تعطیل است نمیتواند بچه را درست نگاه کند جدی نیست.@ یا خودش، میگوید میخواهم بیایم شاد شوم آرام شوم مشکلاتم برطرف شود مشکلات فکریم ناامیدیهایم اضطرابهایم میگوییم پس بیا این باشگاه ثبت نام کن این برطرف میشود بعد میبینی حاضر نیست در تمرینها بیاید حاضر نیست ثبت نام بکند حاضر نیست بیاید تمرینها را حل بکند.@ درسهایش را میآید میشنود ولی فقط تمرینهایش را حل نمیکند پس جدی نیست چون هر باشگاهی که مربی ببینید شاگردش چُول است نمیآید چکار میکند؟ نصیحتش میکند توصیه میکند خیلی خوب است بیا ولی وقتی خودش نمیخواهد بیاید مربی چکار میتواند بکند هیچی وِلش میکند.@ امام رضا اول سوال کرده یک سئوال تاریخی از اول مانده، که میخواهد با ما باشد؟ که میخواهد همدرجه ما باشد؟ یک سئوال است همدرجه پایینتر نه ما سگشان باشیم و فلانیم و این مزخرفات نه، نوکرتانیم و چاکرتانیم اینها نه.@ بچه ما و همخانوده ما و همدرجه ما این خیلی مهم است همدرجه ما، اول سئوال میکند، یک سئوال را اول جواب بدهیم این تکلیف را روشن بکنیم میخواهیم واقعا یا نه؟ الآن دیدید مثلا کسی میآید تبلیغ میکند کسی میآید چیزی میگوید.@ این مثال را پنجشنبه زدم ما گُردانمان گردان تخریب بود نیرو هیچی نداشتیم 7، 8 نفر بیشتر نبودیم به ما 7، 8 نفر میگفتند گُردان، نیرو آمده بود توی دوکوهه فرمانده به من گفت من میخواهم یک سخنرانی کنم هر که آمد آقای شجاعی ثبت نامش کن گفتم باشه.@ رفت بالا گفت من فرمانده گُردان تخریب هستم ما در تخریب کسانی را میخواهیم که آمادگی داشته باشند اگر امشب رفتیم عملیات روی مینها غَلط بزنند اگر مین را نتوانستند باز کنند که بقیه کشته نشوند خودشان برود توی میدان مین تکه تکه شوند راه باز شود بقیه بروند گاهی اینطور داریم، که میآید تخریب؟@ 3 هزار نفر 4 هزار نفر اینها آمدند جانهایشان را بدهند واقعاً عاشق شهادتاند ولی اینجور مُردن هم یک جوری است بندازی یک دفعه پودر شوی هیچ خبری نیست میگوید نه من دوست دارم تشییع جنازه بشوم بیایند توی محل تجلیل کنند کلی برایم گریه کنند چیزی از من بماند بالاخره داستانی قبری فلانی.@ ولی اینکه ما برویم یک دفعه پودر شویم هیچی نماند و همه چیز برود هوا، یک عده میآمدند یک عده نمیآمدند آنها میگفتند تیر و ترکش بخوریم بالاخره یک جنازهای داریم این مقدار توهّم هم کسی بگذرد خیلی جگر میخواهد یک کسی بیاید بگوید من اصلا نمیخواهم جنازهام هم برگردد این دیگر کار هر کسی نیست.@ سئوال: شما میخواهی همدرجه امام حسین حضرت زهرا باشی یا نه؟ اصلا هم مهم نیست گذشتهات چیست این یادتان نرود اصلا به گذشته ربطی ندارد شیطان نیاید گذشته را به رُختان بکشد تو گناهکاری تو مشروبخوار بودی تو اهل فحشا بودی تو آدم کشتی اصلاً کاری با اینهایش نداشته باشید اصلا اهل بیت با اینها کاری ندارند.@ اول سئوال میکند میگوید آن گذشتهات با ما میخواهی از الآن بیایی بالا یا نمیخواهی بیایی بالا؟ این یک سئوال خیلی مهم است همیشه این سئوال را از ما میکنند.@ لذا قرآن میگوید اگر میخواهید به پیغمبر برسید (قُل لا أَسأَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاّ المَوَدَّۀَ) محبت نه محبت اصلا انسان را نمیکشاند اشتباهی که ما کردیم آمدیم بحث محبت اهل بیت را مطرح کردیم قرآن مودت را مطرح میکند.@ ما دوستتان داریم چاکرتیم نوکرتیم مخلصتیم آش میدهیم شله زرد میدیم شام میدیم ناهار میدیم سینه میزنیم محبت اهل بیت اینها شد قرآن میگوید نه مودت، این مودت به درد چه کسانی میخورد؟ (قُل ما سَأَلتُکُم مِن أَجر إِلاّ مَن شاءَ أَن یَتَّخِذَ إِلی رَبِّهِ سَبیلاً) این که گفتیم مودت مال کسانی هست که (شاءَ) شاءَ یعنی چه؟ میخواهد، میخواهد به الله برسد.@ اصلا این هوس در ما هست یا نیست، چون گفتیم قیمت ما آدمها به هوسهایشان است اصلاً تو میخواهی بروی به اینجا یا نمیخواهی بروی میخواهی ثبت نام کنی یکی میگوید شیمی من علاقه ندارم ادبیات علاقه دارم ادبیات بخوان، من کامپیوتر علاقه ندارم میخواهم بروم یک رشته هنری کار کنم بفرمایید.@ بخش انسانی بالاخره میخواهی برسی به مقام اهل بیت یا نمیخواهی برسی؟ یک سئوال اساسی دارد از ما میکند هر کس باید اول این سئوال را در زندگیش جواب دهد بالاخره میخواهم نمیخواهم راه را بروم نروم چون وقتی بگویی میخواهم یعنی چه؟ مثل این که الآن بگویند کلاس زبان ثبت نام کنید.@ دیدید توی زندگی آدمها هر کدام چقدر کلاسهای نیمهکاره دارند زبان خیاطی گلدوزی شنا رفته وِل کرده هوسی بوده دیده جاری دارد میرود گفته اگر ما نریم بد میشود باجناق دارد میرود ما هم زودتر برویم خودمان را برسانیم.@ خواهرم برادرم دارد میرود مردم هول هول دارند میروند کلاس زبان ما هم برویم کلاس زبان. مثل الآن که مریضی کلاس زبان در همه هست بچه هنوز تعادل روحی روانی ندارد کلی آسیب دارد مشکل مالی هم دارد.@ خانم آمده میگوید مشکل مالی دارم گریه میکند میگوییم الآن چکار میکنی میگوید الآن دارم کار میکنم شوهرم که به من نمیرسد خرجی نمیدهد خودم دارم کار میکنم حالا چکار میکنی؟ کلاس زبان بچهها را تأمین میکنم زبان میخواهی چکار؟@ زبان کلی دردسر دارد زبان کلی آسیب دارد اگر بچه بیموقع برود کلاس زبان، کلاس زبان شخص زمانی باید برود که سوار خودش بتواند بشود یعنی تعادلش را حفظ کند زبان به دردش میخورد.@ این بچه هنوز بلد نیست شاد باشد بلد نیست آرام باشد مشکلات ذهنی فکری ناآرامی اضطراب دارد تو هم فرستادی کلاس زبان آن هم یک سکس مخفی و گرفتاریهای دیگر میبینی اصلا شد نیم من بوق بن پنج پونزده.@ اصلا یک چیزی از کار درمیآید که بعد هم بخواهی درستش کنی میبینی پول خرج کردی بچهات را داغون کردی دانشگاه بیموقع رشته بیموقع جای دانشگاه بیموقع، میخواهی ثبت نام کنی یا نه؟ ثبت نام یعنی چه یعنی من حاضرم بروم پول بدهم بروم وقت بگذارم بروم درس یاد بگیرم بخصوص رشتههای عملی مثل کامپیوتر.@ کامپیوتر یعنی باید پول بدهی درس بخوانی گوش بدهی بنشینی تمرین را حل کنی بعد بروی توی خانه کلی هم تمرین دارد استاد که نمیآید دست تو را بگیرد این دکمه را بزن همانجا درس کلیاش را میدهد مثلا ذخیرهسازی کنید این دکمهها را باید بزنید برو در خانه باید تمرین کنی، خط یک دقیقه مینویسد بعد میگوید برو در خانه کار کن.@ میخواهی شبیه خدا شوی یا نه میخواهی شبیه اهل بیت شوی یا نه میخواهی همدرجه فاطمه زهرا شوی یا نه؟ یک بار تکلیفت را روشن کن ببین چطوری است حضرت اول قیمتها را معین میکند در غصهها. یک آدمهای خاصی غصههای آدم بزرگها را دارند هر کسی غصه آدم بزرگها را نمیخورد.@ یک کسی غصه دارد مثلا شوهر نکرده زن نگرفته الآن باردار نشده بچهاش پسر نیست دختر نیست دانشگاه درس نخوانده خانهاش اینجا نیست مستأجر است رئیس نشده مدیر کل نشده ریاستش را از او گرفتند از این چیزهاست غصههای بخشهای پایینی.@ ولی غصههای بخش انسانی یک غصههای خاصی است که تو باید جام را سر بکشی تلخ است ولی وقتی میخوری خیلی شادی میآورد آنی که خیلی گولزننده است چیست؟ تلخیاش است تلخی اولیه نمیفهمد که این تلخی را خورد بعدش چه میآورد برایش؟ گول میخورد.@ میگوید نه من از این غصههای امام حسین نمیخواهم بخورم غصههای زینب به کلاسهای من نمیخورد غصههای سکینه و رقیه و ابوالفضل به کلاسهای من نمیخورد برای همین هم ما انقدر دور شدیم که مثلاً میگوییم شما اربابید و بزرگید و هشتمین اختر آسمان بردیمش بالا وقتی اختر شد دست هم به او نمیرسد بابایم نیست که بروم بغلش کنم ببوسمش.@ ما نوکرتیم حالا باز نوکرها خوبند یک ذره نزدیکند به ارباب ما سگتیم یعنی من اصلا خودم را نمیشناسم امام حسین سگ میخواهد چکار نوکر میخواهد چکار او فقط میگوید زیارت عاشورا میخوانی بگو (اَن یُبَِّلغَنِی المَقامَ المَحمُود) همان مقام را من میخواهم ولی من چون خودم را نمیشناسم پروازی هم ندارم حرکتی نمیخواهم بکنم به آن بالا.@ یک فیلم بود من این فیلم را بچه بودم دیدم یک شخصی نقش مرگ را بازی میکرد، مرگ رفته بود مرخصی خدا به او گفته بود یک چند روزی برو مرخصی حضرت عزرائیل یا حضرت مرگ بود. وقتی برود یعنی دیگر وقت ندارد جان کسی را بگیرد.@ در این مرخصی که رفته بود هواپیما سقوط میکرد کشتی غرق میشد ولی هیچ کس نمیمرد چون مرگ مرخصی رفته بود اینها مجروح میشدند این مرگ هم رفته توی شهری به عنوان شخصیت خیلی خوشکل و خوشتیپ.@ عزرائیل(س) واقعا همینطور است خیلی خوشکل و خوشتیپ است واقعاً جذاب است گفتیم زشتی عزرائیل که میگویند خیلی خطرناک است وحشتناک است آدم میترسد مال باطن است چون عزرائیل به شکل باطن هر کس سراغش میآید.@ ولی خودش ذاتا خیلی زیباست ترس ندارد انقدر هم این فرشته مهربان است این هم خیلی خوشکل و خوشتیپ رفته بود در آن شهری که رفته بود یک تعدادی خانم عاشق او شده بودند نمیتوانستند طاقت بیاورند به او نگویند.@ یک جا ایشان نشسته بود یک خانمی آمد از این خانمهای خیلی باکلاس و ثروتمند خانم یک اون شهر اومده بود آنجا به او گفت که آقا ما عاشق تو هستیم بیا با ما ازدواج کن خوشبخت میشویم من همه چیز را میریزیم پای تو.@ این هم که صادق بود نمیتوانست بگوید بعد گفت آخه شما من را نمیشناسید من کیأم! وقتی توضیح میداد یا نشان میداد جیغ میزدند فرار میکردند میرفتند. صحنه فیلم اینجوری بود همه جیغ میزدند میرفتند.@ یک دختر خانمی بود او خیلی جگردار بود آمد و گفت که ما طالبیم گفت توی چشمهایم نگاه کن نشان داد خود واقعیاش را. گفت میآیی با من؟ گفت آره میایم این هم خوشحال شد رفتند. آره میآیم یعنی چی؟ یعنی باید بگذریم این را بکشی تا با من بیایی.@ داستان زندگی انسان این است اگر نمیتوانی از پایینیها بگذری به بالا اصلا راه پیدا نمیکنی. بچه تا از رحم مادر جدا نشود دست از خونخواری برندارد شیر گیرش نمیآید و تا شیرخواری را ول نکند غذا گیرش نمیآید.@ همه داستان خلقت همین است عاشورا اوجش است. عاشورا همه هر چه داشتند آوردند دادند حالا حضرت رضا میگوید خدا در حق شماها ظلم نکرده مگر شما نمیگویید چرا امام رضا عزیز شده ما نشویم راه باز جاده دراز بلند شو بیا.@ نمیگویم شما مثل ما شوید بچههایتان را جلوتان سر ببرند اسیر شوید کتک بخورید تشنگی بکشید یکی دو تا سه تا از این مصائب شاید سرتان بیاید، اینکه مثل ما شوید نه، در حد خودتان اگر جگر داشته باشید این مصیبتها را بخورید و به عشق ما غصه نخورید.@ یک شوهر گیرت آمده هندوانه دربسته بوده میتوانی با این شوهر کنار بیایی یا نه مثل آسیه با فرعون. میتوانی با این زن کنار بیایی؟ امتحان تو این است مرگ تو این است یک بچه مریض داده یک بچه فلج داده یک مادرشوهر بداخلاق داده یک پدرشوهر بداخلاق داده مریضی داده فقر داده مشکلات اقتصادی داده جگرش را داری یا نه؟@ هیِ نِق غُر نِق غُر بدبخت شدم بیچاره شدم سرِ زن و بچه و سرِ شوهر خالی کن. همش احساس بیچارگی و بدبختی آن همه ثروت را نبینی همش این پایینیها را ببینی که من اینها را ندارم من بدبختم من بیچارهام من چنینم من چنانم.@ این حضرت معصومه(س) که امام صادق(ع) فرمود اگر دخترم معصومه قیامت همه اهل محشر را بخواهد شفاعت کند انقدر پیش خدا عزیز است خدا شفاعتش را میپذیرد بقیه دخترهای موسی بن جعفر هم همینطور هستند حالا یکیاش حضرت معصومه است بقیه هم انسانهای بزرگی هستند.@ این دخترهای موسی بن جعفر یک شوهر گیرشان نیامد یکیشان یک شوهر مناسب نکردند همهشان مجرد رفتند حالا از شأنشان کم شده یا نه؟ نه، یک کسی که همه غصهاش همین است اصلا به چیزهای بالاتر نمیتواند فکر کند اصلا فکرش کار نمیکند همین پایین است همیشه همین غصه را میخورد دغدغه بالاتر ندارد.@ سئوال: (یَا ابنَ شَبیب) حدیث را بخوانم (إِن سَرَّکَ أَن تَکُونَ مَعَنا فِی الدَّرَجاتِ العُلی) عجب قلقلکی است همه هم قلقلکشان نمیآید بالاخره آدم باید قلقلکی باشد حساس باشد تا بشود قلقلکش داد وإلاّ وقتی قلقلکی نباشد شما هی قلقلک بدهید.@ یکی از دوستان ما را گرفته بودند این ؟؟؟کمودموکراتها اینها اول رفته بودند شکنجهاش بدهند اول یک ذره کف پایش را قلقلک دادند این ریسه رفته بود دو ماه اینطور شکنجه دادند بعد از دو ماه فهمیدند اصلا قلقلکی نیست اینها را بقول امروزیها سر کار گذاشته خلاصه شکنجهها شروع شد و حسابی به ما رسیدند و تلافی دو ماه را هم درآوردند.@ کی قلقلکش میآید؟ یعنی وقتی میگویی امام حسین اباالفضل فاطمه زهرا خدا معصومه ابدیت جاودانگی بهشت کی دهانش آب میافتد؟ برو بابا تا صبح بوی گَند گل و زِرزِر بلبل و شُرشُر آب نگذاشت بخوابیم این بنده خدا دیگر تب ندارد نه با گُل حال میکند نه با بلبل حال میکند نه با آب اصلا هیچ حسی ندارد.@ لذا حضرت یک کلمه آورده خیلی تلخ است (إِن) یعنی چه؟ یعنی اگر، اگر خوشحالت میکند که با ما در درجه بالا باشی چقدر مؤدبانه است، اگر خوشحال میشوید با ما باشید اگر کسی بگوید نه من خوشحال نمیشوم چقدر بد است.@ این پدر مادرها دیدید از یک طرف بچه را خیلی دوست دارند بچه هم ازدواج کرده الآن عروس کس دیگری است زن کس دیگری است یا داماد است بالاخره یک حرمتی دارد پدر مادرها هم دلشان قنج میرود که این بچه امشب بیایند پیش اینها بمانند شامی ناهاری نوه بیاید.@ از این طرف هم میخواهند حرمت آنها را داشته باشند نمیخواهند در زندگیشان دخالت کنند میگوید امشب اگر دوست داشتید بیایید شام در خدمتتان هستیم خوشحال میشویم بالاخره یک جوری میرساند که بلند شوید بیایید دلمان برایتان تنگ شده.@

امام رضا چه میگوید (إِن سَرَّکَ) اگر خوشحالت میکند که با ما باشی در درجات بالا، ما هم خوشحال میشویم شما پیش ما باشید چون عاطفه اینها به ما بینهایت بزرگتر از عاطفه پدر و مادرهای زمینی است ولی ما عاطفهمان به اینها صفر است یا خیلی کم است در اینجا فعال نیستیم.@ (إِن سَرَّکَ) چقدر لطیف است اگر خوشحال میشوی که با ما باشی در درجات بالاتر درجات عالی (فِی الدَّرَجاتِ العُلی مِنَ الجِنان) در بهشت آن هم نگفت (جَنَّۀ) جنان گفت یعنی همه بهشتها چون بهشت درجهبندی دارد میگوید در همه درجهها.@ بحث انسانشناسی این جا به کارمان میآید (فَاحزَن لِحُزنِنا وَ افرَح لِفَرَحِنا) با غصههای ما غصه بخور و با شادیهای ما شاد باش. انقدر مصادیق شادی اهل بیت و فاطمه زهرا زیاد است انقدر خوب است که نگو.@ شوهرت را شاد کن واقعا امیر المؤمنین شاد میشود خانمت را شاد کن بخدا فاطمه زهرا شاد میشود بچهات را شاد کن شاد میشود شادی درست و حسابی و معقول نه اضافه محبتی که چربی اضافه و قند اضافه و نمک اضافه بیاورد زیادی نه، بجا به حق.@ انقدر موردها هست که من میتوانم دل مادرم فاطمه زهرا را شاد کنم غصههایشان هم که زیاد است غصه خودش را میخواهی بخوری خودش که آواره است طرد شده است و تنها و یگانه، غریب مظلوم و تنها.@ زندگیت پیوندت قلبت با او چطور است میخواهی حرکت کنی به سمتش؟ میخواهی یک آدم مفیدی باشی توی این جامعه که بتوانی دست دهتا صدتا هزارتا یتیم امام زمان را بگیری برسانی به دست امام زمان یا نه؟ اصلا خودت با او آشتی کردی؟ پدرت را پیدا کردی؟@ تو اگر پیدایش کنی خیلی خوشحال میشود حداقل خودت به او برس یک آشتی بکن یک آشتی با خدا بکن حداقل بقیه را هم اگر توانستی آشتی بدهی خیلی بهتر است هر چه بیشتر آشتی بدهی قیمتت هم بیشتر است نه اینکه خودت فراموشت شود.@ بعضیها میخواهند بقیه را آشتی بدهند قهرند مثل این تونچی حمام میمانند یک جایی ایستادند هِی حمام را روشن نگه میدارند خودشان سیاه سیاهاند بقیه میروند سفید میشوند نه اول خودت یک پیوندی بکن چون علامت پیوند و آشتی چیست؟ همیشه گفتیم شادی و آرامش اگر نداری یعنی آشتی نیست مگر میشود کسی امام زمان در زندگیش باشد و آشتی نداشته باشد.@

اگر دلت درگیر باشد حتما شاد میشوی وحتما آرامش سراغت میآید اول خودمان بعد هم به داد بقیه برسیم هر کاری میتوانیم بکنیم پزشکها اول چکار میکنند؟ در روایت داریم مثل طبیب باشید.@ پزشک اول خودش را واکسینه میکند اگر مریض آمد با چوب با دستکش با مریض ارتباط دارد اما هیچ وقت خودش مریض نمیشود از مریض هم بدش نمیآید از مریض هم متنفر نمیشود.@ یک کسی که کینه میگیرد از آدمها یعنی نمیخواهد شبیه خدا بشود یک کسی که توی دلش میتواند کسی را نفرین بکند میتواند یک نفر را نبخشد میتواند عقده نگه دارد یعنی شبیه نمیشود.@ کینه بیچاره میکند حسادت انسان را به لجن میکشاند حسادت دنیا را خراب میکند بینهایت بدتر آخرت را خراب میکند فشار قبر میآورد طبیب شوید آرام شوید شاد شوید بعد هم بقیه را آشتی بدهید.@ (فَاحزَن لِحُزنِنا) با غمهای ما غم بخورید با شادیهای ما شادی بکنید الآن مادر من فاطمه زهرا گریههایش کجاست؟ بروم با او غصه بخورم و خندههایش کجاست بروم غصه بخورم.@ این کتاب در محضر لاهوت یار را اگر نخواندید حتما بخوانید این دو جلد را قبلا داشتیم الآن نمیدانم هست یا نه مال زندگینامه مرحوم مجتهدی شیخ جعفرآقا نویسندهاش از دوستان ماست که با ایشان 30 سال بودند.@ میگفت یک آقای روحانی بود روحانی خیلی فقیری بود اسمش آقای گلمحمدی بود سند بدهم نمیدانم زنده است یا نه آن موقع که برای من تعریف میکرد میگفت هست. میگفت این شهریه مثل شهریههای الآن است الآن شهریه متأهل حوزه 200، 250 هزار تومان است ببین آن موقع چی بوده زندگیها واقعا سخت.@ عبای این بنده خدا پاره شده بود عبا نداشت میگفت ذره ذره پول کنار گذاشت تا بتواند بعد از چند سال عبایش را عوض کند عبای کهنهای داشت خیلی سختش بود بالاخره بعد از مدتها یک عبای نو خرید.@ میگفت این میآید توی میدان صفائیه قم اول بلوار امین از بغل پل داشته میآمده چشمش میخورد به یک روحانی سید این خودش سید نبوده میبیند عبای او خیلی افتضاحتر از این است بعد میگوید این بچه پیغمبر است بچه فاطمه زهراست من به حرمت فاطمه زهرا عبایم را بدهم به این.@ عبا را نو خریده بود بعد از مدتها، عبای نو را داد به او عبای کهنه او را گرفت میآید خدمت آقای مجتهدی داستان را آقای مجاهدی از اینجا برای من تعریف کرد گفت وقتی آمد یک دفعه آقای مجتهدی گفت که آقای گلمحمدی چکار کردی که خانم فاطمه زهرا انقدر از دست تو خوشحال است؟@ آخه آقای گلمحمدی هِی میآمد میگفت آقای مجتهدی توروخدا دعا کن امام رضا من را بطلبد مشهد من بتوانم ماهی یک بار چند وقت یکبار بروم. گفت چکار کردی که خانم فاطمه زهرا انقدر از دست تو خوشحال است؟ خانم یک کاری کرده که شما بتوانی ماهی سه هفته بروی مشهد.@ بعد داستان را تعریف کرد گفت آقای گلمحمدی این بار که میروی امام رضا میآید دیدنت، دیدی سلام ما را برسان آقای گلمحمدی شنگول بود که هفتهای سه بار میرود مشهد خیلی دقت نکرد آقای مجتهدی چه میگوید.@ بعد خیلی تشکر کرد و خوشحال شد که بالاخره حضرت زهرا کار ما را قبول کرد عشق واقعی که باشد اینطوری است، گفت میخواست برود آقای مجتهدی به او گفت آقای گلمحمدی در بیداری ها! در بیداری میآید.@ گفت آقای گلمحمدی رفته بود مشهد و یکی از این مراجع اسمش یادم رفته، تابستانها همه مراجع مراسم دارند، میگوید داشت میرفت مراسم دید یک آقای خیلی ناز و خوشکلی با لباس شخصی و هیبت خیلی خاصی صدایش میکند.@ میگوید آقای گلمحمدی سلام علیکم همین که نگاهش کرده بود تحت تأثیر جلالت این آقا سلام آقا قربانتان بروم گفت خوبی شما؟ گفت آره، با من کاری نداری؟ گفت نه قربانتان بروم کاری با شما ندارم گفت حتما کاری نداری؟ گفت آره گفت رفتی قم سلام ما را به آقای مجتهدی برسان گفت از پله که آمدم پایین فهمیدم چه کلاهی سرم رفته! اگر آدم اخلاص داشته باشد عاشقانه برسد.@

ما باید برویم وضعیت دلیمان را سروسامان بدهیم به مودتهایمان فکر کنیم اصلا ما مودت داریم توی دلمان یا نه، مودت یعنی بتوانی همه چیزت را پای معشوقت بریزی (بِأَبی أَنتُم وَ أُمّی وَ نَفسی وَ أَهلی وَ مالی وَ عُسرَتی) یک امتحان است حاضری بهای عشقت را بپردازی یا نه، توضیح این بماند چون وقتمان تمام شد یک توضیح دیگر هم باید بدهم برایتان در رابطه با نیمه شعبان إن شاء الله بماند برای جلسه بعد.@ نمونهای که ما قول داده بودیم إن شاء الله برسانیم به دست شما این است گفتیم آقا امام زمان(ع) فرمود دو چیز اگر در بین شیعیان باشد من با عجله میآیم وفاداری و همدلی، این که دوستم داشته باشید به من وفادار باشید واقعا من را بخواهید.@ یکی هم اینکه حاضر باشید به خاطر من دست به دست هم بدهید موانع ظهور من را برطرف کنید اگر واقعا مردم بخواهند به همدلی و وفاداری نسبت به حضرت برسند چطور ممکن است؟@ معرفت مردم باید به این پدر آسمانیشان زیاد باشد دوستش داشته باشند بیاورندش در خانهشان با او آشتی کنند بخواهندش و حاضر باشند به خاطر این پدرشان تلاش بکنند که موانع ظهور حضرت برطرف شود پس ما باید این کار را بکنیم.@ ما آمدیم یک متنی را آماده کردیم از همان کتاب آشتی با امام زمان یک تغییراتی هم در آن دادیم ما خیال داشتیم ده میلیون نسخه از این را به همه مردم برسانیم گفتیم از هر 7 نفر هم یک نفر در کشور ما این را بخواند در اختیار دیگران قرار دهد إن شاء الله میرسیم به آن حالت دعا چون اسم این جزوه نهضت دعای مضطرانه برای حضرت است.@ حضرت فرمود برای من خیلی دعا کنید اما گفتیم دعا باید چطور باشد اگر بخواهد به اجابت برسد؟ مضطرانه، مثال زدم اگر مثلا بچهتان سرطان داشته باشد خودتان سرطان داشته باشید نعوذ بالله ناموس کسی بچه کسی را دزدیدند چطور گریه میکند چطور دعا میکند؟@ حس و حال ندارد برای کارهای دیگرش تنها خواستهاش فعلاً حل این مشکل است داستانی هم که حضرت تعریف میکند خیلی داستان زیبایی است داستان را هم نوشتم اینجا آوردم که بتوانیم إن شاء الله این حس را بگیریم.@ امام صادق میفرماید که خداوند به حضرت ابراهیم(ع) گفت فرزندان تو 400 سال گرفتار میشوند گرفتاریشان هم به خاطر عملکردهای خودشان است دوران گرفتاری فرزندان حضرت ابراهیم شروع شد میگفت اینها وقتی که دیدند خیلی سخت دارد میگذرد همهشان چهل شبانهروز دور هم جمع شدند و دعا کردند برای برطرف شدن این مشکل.@ چون همه همدل شدند و دعا کردند با اضطرار دعا کردند خداوند 170 سال از این 400 سال را به آنها بخشید و موسی و هارون را برای نجات اینها فرستاد امام صادق یک جملهای دارد آخر این فرمایش که خیلی نکته جالبی است.@ میفرماید که همچنین شما هم اگر مثل بنی اسرائیل به درگاه خداوند به گریه و زاری بپردازید به معنای حقیقی یعنی واقعا امام را بخواهید پدر آسمانیتان را بخواهید خداوند فرج ما را نزدیک خواهد کرد اما اگر چنین نباشید این سختی تا پایان مدتش ادامه خواهد داشت.@ این نکبت همیشه هست که ما داریم خسارت میبینیم طلاقها دعواها درگیریها مریضیها غصهها غمها بیماریها همینطور در زندگیهای ما ادامه دارد پس ما باید به دعا برسیم برای این که ما به وفاداری همدلی و دعای مضطرانه برسیم باید چه کار کنیم؟@ باید تلاش کنیم کار فرهنگی بکنیم باید مردم با حضرت آشنا شوند این متن را ما چاپ کردیم که هر کس بخواند إن شاء الله این معرفت حاصل شود خیلی مختصر است اذیت هم نمیکند داستانش را هم آوردیم که به دعا حداقل همه بتوانند واقعا یک بار 5 دقیقه مؤدبانه برای حضرت دعا کنند.@ یک دعای مضطرانه واقعا برایش گریه کنند از تنهاییش از اضطرابش از مظلومیتش از آوارگیش واقعا قلبهایشان بشکند و دعا کنند برای حضرت، شما پدر زمینیتان اگر یک روز در جایی به او سخت بگذرد آدم گریهاش میگیرد.@ میگوید رفتم بیمارستان دیدم بابام در چنین وضعی هست خیلی گِریم گرفت او پدر آسمانی ماست تازه او به خاطر ما هم دارد اینها را تحمل میکند نه بخاطر خودش، یک کسی دلش واقعا نلرزد برای امام زمان و غصهدار نشود خیلی مریض است این قلب، به قلبمان یک ذره برسیم دعا کنیم.@

عزیزان من تشکر میکنم یک عدهای سرمایهگذاری کردند تا این جزوات چاپ شد ما هم اینجا نوشتیم که این نوشته با هزینههای سربازان و فرزندان فداکار امام زمان و مردم عزیزمان تهیه شده لطفا در حفظ آن کوشا باشید و یا پس از مطالعه آن را در اختیار دیگران قرار دهید زیر دست و پا نیندازند.@

ما هم نمیخواهیم این جزوه را مثلاً اعلامیهای پخش کنیم فقط میخواهیم به کسانی بدهیم که واقعا میخواهند بخوانند واقعا مینشینند این 6 صفحه را خوب مطالعه میکنند آنهایی هم که از ما میگیرند به دیگران میدهند پخش نکنند بلکه به کسی بدهند که واقعا میخواند چون هزینه مردم است از جیب مردم و بیت المال تهیه شده.@

ما توانستیم از 10 میلیون فقط یک بیستم این هزینه را تأمین کنیم یعنی پول 500 هزارتا را تهیه کردیم که چاپ کنیم با این 500 هزارتا هم جمعیت زیادی را نمیتوانیم تحت پوشش قرار دهیم ولی تلاشمان را کردیم با صدا و سیما صحبت کردیم با مطبوعات صحبت کردیم با خبرگزاریها صحبت کردیم.@

آنهایی که وبلاگنویس هستند گفتیم از وبلاگهایشان استفاده کنند آنهایی که در فضای مجازی مشغولأند از فضای مجازی استفاده کنند خودمان هم گذاشتیم روی سایتمان لایهباز هم گذاشتیم که هر کس خواست آرم ما را پاک کند آرم خودش را بزند.@

یک وزارتخانه است شرکت است هیئت است مؤسسه است کارخانه است مثلا چندتا از وزارتخانهها این را گرفتند میگویند ما با آرم خودمان برای کارمندانمان میزنیم بالاخره همگی باید تلاش کنیم تا آن همدلی که امام زمان میخواهد إن شاء الله ایجاد شود هر کس باید تلاش کند این وسط این موج را به بقیه جاها منتقل کند هر طور میتواند این کار را انجام دهد.@

البته هنوز هم فرصت زیاد است چون این حرکتمان اوجش در آبان و آذر هست که برای دو ماه محرم و صفر میخواهیم این بحث عزاداریها را إن شاء الله سروسامان دهیم فعلاً تمرینمان است الآن مرحله اول عملیات است مرحله دوم عملیات مانده برای محرم و صفر.@ با هم دعا میخوانیم 5 مرتبه آیه (عمَّن یُجیب) را جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، حل مشکلات جوانهایمان، نجات اموات دعا میکنیم.@ (أعُوذ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم عَمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه إن شاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@