أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و برکات و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان.@ بحثمان درباره غمهایی بود که تولید شادی در درون انسان میکند این نکته را عرض کردیم که قیمت هر انسانی به نوع غمهای او بستگی دارد.@ اینکه ما در طول مباحث انسانشناسی قیتمهای مختلفی را و معیارهای مختلفی را برای قیمتگذاری ذکر میکنیم اینها همه به یک اصل برمیگردد و آن اصل محبوب هست که قرآن کریم گفتیم قیمت هر انسانی را به محبوب انسان معشوق انسان برمیگرداند.@ این محبوبها و معشوقها هستند که آرزوها، دغدغهها، غمها، غصهها و همتهای مختلفی را در ما ایجاد میکنند پس اگر یک موقع میگوییم به محبوبها یا به دغدغهها یا به آرزوها یا به هوسهاست یا به غمهاست در واقع شاخههای مختلف یک حقیقت هستند مظاهر مختلف یک حقیقت هستند.@ هر چقدر غصه انسان سطحش انسانیتر میشود بالاتر میرود قیمت انسان هم بیشتر میشود وقتی میگوییم بالاتر یعنی از مرحله حیوانی بالاتر میرود غصههایی که جمادی هستند یا گیاهی یا وهمی اینها انسان را تحقیر میکنند حتی غصههایی که عقلی هستند از یک مرحلهای اگر مزاحم غصههای فوق عقلانی یا معشوقهای فوق عقلانی بشوند ضرر دارد.@ مگر اینکه این غصههای عقلانی در جهت غصهها، آرزوها و هوسها و دغدغههای فوق عقلانی و انسانی باشد بنابراین وقتی که انسان از این سطح از معشوق فاصله میگیرد و بالا میاید یواش یواش قیمتهایش هم تغییر میکند.@ قیمتها وقتی تغییر کرد یعنی در واقع انسان ارتقاء پیدا میکند موقعیت انسان ارتقاء پیدا میکند غصههای انسانی باعث میشود که انسان از غصههای بخشهای دیگر غفلت بکند و همین تولید شادی میکند یعنی شما وقتی که از بخشهای پایینی غفلت دارید به مسائل مهمتر فکر میکنید دیگر مسائل پایین شما را اذیت نمیکند.@ به قول شهید بزرگوار حضرت آیت الله دستغیب شهید محراب(ره) فرمودند وقتی که انسان بدنش را مار یا عقرب میزند این درد آنقدر شدید است که وقتی همانجایی که درد دارد زنبور بیاید بزند انسان نیش زنبور را احساس نمیکند چون یک درد بالاتر دارد.@ وقتی انسان دردها و دغدغههای انسانی، ابدی، جاودانه، دغدغههایی که مربوط به بخش اصلی شخصیتش هست سراغش میاید دردهای انسانی میاید دردهای جمادی، نباتی و حیوانی یا کاهش پیدا میکند که قطعاً کاهش پیدا میکند و یا اصلاً محو میشود ممکن است اصلاً انسان دغدغههای این بخش را نداشته باشد.@ به روح قناعت به روح کفایت به روح آرامش میرسد و از حرص و طمع و چشم و همچشمی و رقابت که همهاش جهنم است همهاش غصه میاورد دور میشود او در واقع وقتی که غصههای بالاتر پیدا میکند در نزدیک شدن به آدمهایی که غصههای پایینی دارند تحریک نمیشود.@ آدمهایی که غصهها و شهوتهای حیوانی دارند آدمهایی که دغدغههای طبیعی دارند دغدغههای خیالی و وهمی دارند نمیتوانند در مصاحبتهایی که دارند در این شخص وسوسه ایجاد کنند که او هم بدود دنبال اینها برود و اصلش و خودش را فراموش کند.@ وقتی این شخص میبیند که آدمهای دیگر دچار چشم و همچشمی و رقابت هستند در آن حس دنبال اینها رفتن یا وسوسه ایجاد نمیشود آدمهایی که غصه لباس و زیبایی و تجملات و منزل و مسکن و اتومبیل و چیزهای دیگر دارند همسر و فرزند.@ این وقتی کنار اینها مینشیند چون دغدغههای خیلی بالاتری در شخصیت این آدم هست دغدغههای جاودانه، انسانی، دغدغههای بخش اصلی خودش هست نبودن آنها این را به هیچ وجه وسوسه نمیکند که مثل بقیه بدود دنبال اینها برود و عمر و وقتش را تلف بکند.@ اگر هم داشته باشد پز دادن و به رخ کشیدن و سرگرم شدن و غفلت برایش نمیاورد چون اینها را جدی نمیبیند کمال نمیبیند در معرفی غمهای متعالی گفتیم که یکی از آن غمهای متعالی غم خانواده آسمانی است یعنی غمهایی که مربوط به خانواده ما و اصل ما و ریشه ما هستند.@ آدمها به طور طبیعی وقتی که بزرگ میشوند از حالت جمادی در میایند یا به گیاهی و بخشهای وهمی و خیالی میرسند نوع غصههایشان هم ارتقاء پیدا میکند الان دختر بچه پسر بچه نوع گریههایش برای چیزهایی است که جنبه جمادی دارد.@ مثلاً اتومبیلش، عروسکش، لباسش، حالا یک آدم 40 ساله هم که غصه لباس و پوشاک و پول و خانه و موبایل دارد مثل همان بچه است فقط یک مقدار سطحش ارتقاء پیدا کرده وقتی این چیزها میتواند این آدم را بزرگ کند کوچک کند تحقیر کند به گریه بیاندازد این آدم همان جهنم را با خودش دارد.@ (مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) هر کس دنیا بتواند به گریه بیاندازدش این با خودش جهنم دارد یعنی دارد همسنخ جهنم میشود بهشتی و بهشت جای کسانی هست که تحریکهای دنیایی آنها را نمیسوزاند برای همین هم وقتی که اینها از جهنم رد میشوند چون تحریک نمیشوند نمیسوزند.@ گفتم اینها وقتی میخواهند رد بشوند در صحنه قیامت میخواهند به بهشت بروند همه انسانها بدون استثناء از جهنم باید رد بشوند همه انبیاء، اولیاء همه باید از جهنم رد بشوند(إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها) قرآن میفرماید هیچ کس نیست مگر اینکه باید از جهنم رد بشود به بهشتش برود برسد.@ حالا کسی که دنیا آنها را سوزانده باشد تحقیرشان کرده باشد وقتی میخواهند از صراط رد شوند میسوزند و حقارت سراغشان میاید و نمیتوانند رد بشوند و به بهشت برسند چون در دنیا که بودند نمیتوانستند رد بشوند به آرامش و شادی برسند قدرت عبور نداشتند.@ علی(ع) میگوید من که در کوچه میروم به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگری هستند میتوانست بایستد این فحش را به خودش بگیرد و بسوزد و تحقیر بشود و جهنم درست بکند یا کسی در او کینه ایجاد بکند اما این نه خیلی زیرکتر از این حرفهاست چون میداند در متن جهنم دارد رد میشود نباید بسوزد.@ لذا سپرهایی را اطراف خودش قرار میدهد که نمیسوزد لذا اگر کسی به او تحقیر کند توهین بکند مثلاً مادرزن، پدرزن، مادرشوهر، پدرشوهر، همسر بخواهد این را یکطوری جهنمی بکند این به راحتی جهنمی نمیشود.@ دیروز یک دختر و پسر جوانی بودند دو سه ساعتی با هم بودیم بعد این خانم داشت از شوهرش گله میکرد گفتم اوضاع چطور است چکار میکنید چطور هستید؟ گفت این چندتا محبت به او کردم آخر سر شوهرم به من میگوید این کارها را برای چی انجام دادی؟@ و با این سؤالش میخواست جهاد من را به هم بزند، جهاد یعنی خوب شوهرداری کردن، گفت من ناراحت نشدم دیدم اگر بخواهم ناراحت بشوم باید جهادم را زیر سؤال ببرم یک دختر 18 ساله ولی خیلی قوی، سنش 18 سال است ولی روحاً فکر کنم 100 سالش باشد.@ گفت من دیدم اگر بخواهم از دست شوهرم ناراحت بشوم که حالا این همه من به او محبت کردم یکدفعه بعد از این همه محبت میگوید حالا که چی این کارها را برای چه کردی دیدم اگر بخواهم به هم بریزم یا بخواهم ناراحت بشوم یا بخواهم توضیح بدهم دیدم جهادم زیر سؤال میرود.@ من جهادم را زیر سؤال نمیبرم به خاطر اینکه حالا این متوجه نمیشود که من دارم چه کار میکنم این یعنی نسوختن، یک شوهر نادان هست میخواهد بسوزاند ناخودآگاه، زن نادان هست آدم را میخواهد آتش بزند ناخودآگاه، بچه هست میخواهد آتش بزند اطرافیان هستند میخواهند آتش بزنند آدم باید حواسش باشد که نسوزد وقتی رد میشود به بهشت میرسد.@ کسی که غصه میخورد غصههای دنیایی یعنی سوختن، برای همین هم انسان به تعداد غصههایی که در دنیا میخورد برایش گرفتاری ایجاد میشود از لحظه مردن به بعد معطلی دارد چرا؟ چون با هر بار غصه خوردن غصههای بیجا نه غصههای بهجا، با هر بار غصههای بیجا این نفس خودش را آلوده کرده مریض کرده حالا باید درمان بشود.@ لذا یک آدم زیرک مواظب هست که در دنیا در چنبره غصه و غم نیفتد و واقعاً هم اگر یکجایی شایسته است بنشیند برایش غصه بخورد و اگر شایسته نیست غصه نخورد خیلیها هستند آدمهای نادان و ضعیفی هستند که برای هر چیزی ناراحت میشوند.@ برای هر چیزی گریه میکنند برای هر چیزی غصه میخورند برای هر چیزی دعوا میکنند برای هر چیزی دهان به دهان میشوند تحریک میشوند این دلیل ندارد که اگر کسی اینطوری شد ما هم همان کار را بکنیم و ضعیف باشیم حالا برای اینکه معلوم بشود من میسوزم یا نمیسوزم احتیاج به چه دارم؟@ مثلاً الان میگویند این ظرف کریستالی که خریدید میشود با آن آشپزی کرد روی گاز بگذارید شما شعله را که روشن بکنید معلوم میشود این مسوزد یا نمیسوزد من یادم هست یک موقعی یک کسی آمده بود از این کریستالفروشها دم منزل همینطوری در کوچهها میگشت جنسش را معرفی میکرد.@ بعد یکی از اینها دست مادر بنده داد گفت اینها نمیسوزد این لیوانها هم ضد ضربه است بعد مادر من این ظرف را برداشت برد یک چیزی در آن ریخت روی گاز گذاشت ترکید همانجا در جا ترکید گفت آقا بیا نگاه کن من هم لیوانها را گرفتم روی زمین انداختم دیدم شکست پس چه میگویی نشکن است.@ باید معلوم بشود اصلاً سنت امتحان خدا برای این هست که معلوم بشود ما میشکنیم یا نمیشکنیم همینطوری ادعایی بگوییم ما خیلی قوی هستیم خیلی کارمان درست است خیلی آدم باحالی هستیم ولی وقتی در معرض امتحان قرار میگیریم معلوم میشود که میسوزیم یا نمیسوزیم.@ اگر شوهرت اذیت کرد یکذره نیش زد مادرت اذیت کرد زنت اذیت کرد بچههایت قدرت را ندانستند به هم میریزی یا نمیریزی یا به این منات برمیخورد که من تحقیر شدم من بدبخت شدم من چرا اینطوری هستم من چرا اینطوری شدم این یعنی شکستی.@ حالا یک طلاق در زندگی یک نفر اتفاق افتاده این باید معلوم بشود که این آدم میشکند یا نمیشکند این آدمی که طلاق گرفته یکدفعه با یک صحنهای برخورد میکند میبیند که یک کسی همسرش آنقدر به او محبت میکند آنقدر با هم خوب هستند از کجا معلوم که نمیشکند.@ اگر یک صحنهای را دید خلاف آنچه که در زندگی خودش هست از آن لذت میبرد خوشش میاید نه اینکه حسادت بکند ناراحت بشود به او بربخورد یک خانمی یک آقایی بچهدار نشده خدا به آنها بچه نداده اگر کسی شنید خبردار شد که فلان کس بچهدار شده، این هم بچهدار شد ما بدبختیم ما بیچارهایم.@ یک کسی که گرفتار میشود در مقایسه قرار میگیرد یعنی شکستنی است یعنی سوختنی است اگر گفت خدا را شکر خدا به اینها بچه دارد خوشحال میشود هدیه میخرد آن زن و شوهر را با آن وضعیت میبیند خوشحال میشود دعایشان میکند از اینکه خودش ندارد به حقارت نمیافتد، چرا؟ حالا راهی که به حقارت نیفتد چیست؟@ ما داریم حرف میزنیم نفسمان از جای گرم نباید بلند شود بگوییم حالا ناراحت نشو آنها بچه دارند تو بچه نداری ناراحت نشو آنها پول دارند تو نداری ناراحت نشو آنها عشق دارند تو نداری ناراحت نشو، چطوری اینطوری ممکن است؟@ اینکه انسان حتماً باید داراییهای بخشهای بالاییاش قوی باشد ثروتهای بالایی را داشته باشد که دلش به ثروتهای بالایی خوش باشد اگر نداشته باشد واقعاً احساس گدایی و حقارت به او دست میدهد ولی کسی که ثروتهای بالایی دارد از نداشتن چیزهایی پایینی غصه نمیخورد اصلاً ناراحت نمیشود.@ چون این چیزهایی دارد که به هم نمیریزد آنقدر آن ثروتها و داراییها برایش اهمیت دارد که میگوید اگر من بخواهم به آن پایینیها برسم بالاییها را از دست میدهم یا بالاییها لطمه میخورد کم میشود ثروتهای بالایی به قدری قیمت دارند که شخص برای جمعآوریشان وقت ندارد خیلی برای بخشهای پایینی وقت بگذارد.@ لذا به حداقلها اکتفا میکند به اینکه بقیه دارند میخورند و میبرند و کیفش را میکنند اصلاً تحریکی در او ایجاد نمیکند قرآن چند آیه دارد که وقتی بقیه دارند شنگولی میکنند و میچاپند و میخورند و عیاشی میکنند و کیفش را میکنند این به هیچ وجه روحیه شما را خراب نکند.@ لذا خدا ما را امتحان میکند میگوید بگذار من به این کافر بدهم ببینم این کافر داشته باشد ببینم این مؤمن حسودی میکند یا نه، میبیند بله این مؤمن هم میگوید خدایا چرا به اینها اینقدر دادی اینها چرا اینقدر ثروت دارند ما چرا نداریم.@ خدا میگوید من اگر میدانستم که مؤمنین حسودی نمیکنند ناودان خانه کافر هم طلا میکردم ولی میدانم اینها ظرفیت ندارند اینها فردا یقه من خدا را میگیرند که خدایا چرا این دعای این خانم چنین و چنان که اصلاً مثل ما نیست دعایش را اجابت کردی دعای ما را اجابت نکردی چرا بچه به او دادی به ما ندادی چرا به اینها همه چیز دادی به ما ندادی.@ آدمی که ثروتهای بالاتر را دارد ندادههای خدا جزء داراییهایش محسوب میشود چند وقت پیش سر سفره بودیم بک بنده خدایی هست عادتش اینطوری است دیدید بعضیها وقتی بعضی قسمتهای غذا را نخواهند بخورند کنار بشقاب میگذارند این کبابش را کنار گذاشته بود برنج میخورد یکذره کباب میخورد.@ یک آقایی آخر رسید گفت این بچه که کبابش را نخورد زد و چنگالش را برداشت مال نوهاش بود دهانش گذاشت این نوه همینطوری داشت بابابزرگ را نگاه میکرد کبابها را خورد به او گفتم واقعاً دوست نداری؟ گفت چرا گذاشتم لذتش را آخر سر یکجا ببرم بابابزرگمان زد در کاسه و کوزهمان، داغ این گوشتها را به دلمان گذاشت.@ بعد گفتم با غذایت بخور گفت نه من با غذایم کم میخورم ولی آخر سر لذت اینکه این چنگال را بزنم در این کبابها خالی خالی بخورم چیز دیگر است دو دقیقه صبر میکنم ولی لذت گوشت خوردن را یکجا میبرم.@ علی(ع) فرمود(المَصائِبُ بَینَ البَرِیَۀ مَقسُومَۀٌ بِالسَّویَۀ) مصیبتها بین انسانها مساوی تقسیم شده لذا اگر به تو ندادند قرار است لذتها را کجا به تو بدهند؟ سهمت را میگیری این هم دارد سهمش را اینجا دوست دارد مصرف کند یک کسی میخواهد اینجا مصرف کند یک کسی برای آخرت میگذارد.@ بنابراین خوش به حالش ما اصلاً نداریم در هر جنبهای که انسان در زندگیاش کمبود داشته باشد به نحو بینهایتش آخرت برایش جبران میشود بنابراین هیچ کس نمیتواند بگوید خوش به حال کس دیگر، مثل اینکه همه یک حجم مساوی پول داشته باشند یک کسی بیاید همان شب اول هزینه میکند.@ یک کسی در جیبش نگه داشته، حالا واقعاً خوش به حال کیست؟ این که نگه داشته میگوید من تا آخر ماه پول دارم مصرف کنم ولی این همه را برداشت یکجا هزینه کرد این 29 روز باید گدایی بکشد ولی آن دارد بنابراین اگر به شما ندادند خدا میگوید اگر به شما ندادیم دعا کردید اجابت نشد طلبتان دارید از من، چرا غصه میخورید.@ به تعداد دعاهایی که کردید من اجابت نکردم طلب دارید در حسابتان هست هدررفته که ندارید فقط همین را بگویم امام صادق(ع) فرمود مؤمن وقتی که دعاهای عقب افتادهاش را خدا به او میدهد میگوید ای خدا اگر میدانستم قرار است یک همچین چیزهایی بگیرم اگر میدانستم آرزویم این بود که هیچ وقت در دنیا هیچ کدام از دعاهایم را اجابت نکنی.@ اگر قرار بود ببینم به خاطر هر مشکلی که در دنیا داشتم بابت زنم، شوهرم، بچهام، خانواده همسرم، خانواده خودم، اجتماع اذیت شدم قرار است اینقدر تو به من لطف بکنی امام صادق میفرماید آرزو میکند ای کاش در دنیا من را با قیچی تکهتکه میکردند.@ حالا اگر یک آدم اینطوری این را بفهمد و قبول بکند باور بکند غصه میخورد در رقابت میافتد که چرا فلانی دارد ما نداریم چرا آنها صاحبخانه هستند ما مستأجریم، این اصلاً تحریک نمیشود نه اینکه تلاش نکند برای بهبود وضع زندگیاش، تلاشش را میکند اما در شادی و آرامش تلاشش را میکند اصلاً غصه، تحقیر، کوچکی ندارد.@ چه چیزی میتواند باعث بشود انسان اینطوری شاد بشود و آرامش داشته باشد؟ اینکه نوع دغدغهها و قیمتهای آدمها بالا برود غصههای انسان با غصههای آدم بزرگها یکی بشود با غصههای اشراف یکی بشود اشراف خلقت خدا چه کسانی هستند؟@ محمد و آل محمد، انبیاء، همینهایی که در نماز میگوییم خدایا ما را به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن من هم میخواهم غصههایم مثل غصههای این آدم حسابیها باشد من هم میخواهم آرزوها و دغدغههایم مثل اینها باشد نمیخواهم مثل کوچولوها باشد من نمیخواهم بچه باشم.@ من میخواهم بدانم شهدا، انبیاء، صدیقین، صالحین چه غصههایی داشتند غصههای من از صنف غصههای آنها باشد چون آنها زیرک بودند آنها خیلی زیرک بودند وقتی یک مسابقه ابدی هست قرآن میگوید سعی کنید هم با سرعت بیاید هم با سبقت.@ از بقیه سبقت بگیرید الان من میخواهم سبقت بگیرم باید ببینم چه کسی چطوری سرعتش زیادتر شده من هم باید سرعتم را زیاد کنم من باید جلو بزنم وقتی من باور نکردم که انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین قیمتهای من هستند من مال این گروه هستم بعد خودم را یک زن و یک مرد معنا کردم از جنس زن و مرد، نوع غصههایم زنانه یا مردانه میشود بعد در دنیا به فکر رقابتهای جهنمی میافتم.@ رقابتهایی که روزبهروز فاصله من را به جای اینکه سرعت بدهد به کمال مطلق از کمال مطلق دارد دور میکند هر چه شما موفقیت بیشتری در رقابتهای بخشهای پایینی داشته باشید از بالا دورتر میشوید:@
همهاش قیمتهایش کم میشود پایت حساب میشود رقابت در خانه، رقابت در ابزار خانه، رقابت در اتومبیل، رقابت در محل زندگی، رقابت در درس، رقابت در اینکه من حتماً دکتر و مهندس بشوم، وقتش را میگذارد بعد میبینی واقعاً دکتر و مهندس هم شد.@ اما به یک قیمتی دکتر و مهندس شد که یک عالم از غذاهای بخش انسانیاش را ضایع کرده بله دکتر و مهندس خوبی شد ولی بعد میبینی اصلاً شباهتی به الله ندارد آدم شادی نیست آدم آرامی نیست آدم قدرتمندی نیست تشبه به حق تعالی پیدا نکرده همجنس خانواده آسمانیاش نشده.@ لذا یک آدم مگر خیلی خودنشناس اینطوری میشود آدمی که خودش را نشناسد اینطوری است میافتد در مسابقاتی که این مسابقات را فقط اهل جهنم با هم میگذارند تخاصمها و مسابقات جهنمیها، این هم میرود شرکت میکند اگر آدم قرار است مسابقه بگذارد.@ قرآن فرمود در چیزهایی با هم مسابقه بدهید(فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ) در چیزهایی با هم مسابقه بدهید که خیر باشد به نفعتان باشد یعنی قیمتش جاودانه باشد قیمتهایی که مصرف پایینی دارد به درد نمیخورد اقلاً اگر قرار است مسابقه بدهید.@ امام صادق(ع) میفرماید(إن کُنتُم راغِبینَ لا مَحالَۀ فَارغَبُوا فِی جَنّۀٍ عَرضُهَا السَّمواتِ وَ الأرض) اگر قرار است شما میلچرانی کنید نفسچرانی کنید هی از این خوشم میاید از آن خوشم میاید بکنید از یک چیزی خوشتان بیاید به یک چیز راغب باشید.@ پس اقلاً در بهشتی رغبت بکنید که اندازهاش به اندازه همه آسمانها و زمین است این را بخواهید برای دویست متر با خواهرت درگیر شدی برای پانصد متر زمین میخواهی آدم بکشی برای شصت متر زمین داری خودکشی میکنی افسرده شدی این که قیمت تو نبود که اینقدر له بشوی و شخصیتت تحقیر بشود.@ این خواهرم ارثم را برده رفته همه چیز را به اسم خودش کرده برادرم همه را به اسمش کرده برادرشوهرم همه چیز را به اسم خودش کرده خواهرشوهرم خواهرزنم همه چیز را به اسم خودش کرده من دارم دق میخورم، چند متر از تو زمین برده؟ چقدر از تو خورده؟@ قانوناً میتوانی حقت را بگیری باید بروی بگیری غصه خوردن ندارد با آرامش برو حقت را بگیر مسیر قانونیات را طی کن بگو این حق من است آنوقت به آن دل نبند اگر هم زورت نرسید غصه نخور بگو خدایا من تلاشم را کردم دیدم اگر بخواهم بایستم حقم را بگیرم باید خیلی فتنهانگیزی خیلی بدبختی را تحمل کنم این کار را نمیکنم.@ لذا این دویست متر را خدا به تو دو میلیارد سال نوری زمین آنجا در بهشت به تو میدهد ولی آبادش را میدهد از آن زمینهای خوب و مرغوب، در روایت داریم که زمینهای بهشت جنس دارد یعنی جنسهای پایین، جنسهای متوسط و جنسهای بالا دارد.@ زمین بهشت یک تکه صاف نیست بالا و پایین دارد بالانشینی، متوسطنشینی، پاییننشینی داریم برای همین هم در روایت داریم که وقتی از خدا بهشت را خواستید فردوس را بخواهید فردوس بالاترین جای بهشت است یک جای خیلی خوب را بخواهید بالانشینی.@ حالا تو میدانی اگر بخواهی در طبیعت در دنیا بخواهی بالانشین شهر باشی اگر میبینی وقتی بالانشین شهر باشی باید خیلی بالاهای دیگر را از دست بدهی برو جاهای متوسط جاهای پایین بنشین که ثروت فطریشان بیشتر است حالا ثروت طبیعی نداشته باشد.@ گور پدر کلاس و پرستیژ، یکجایی باش که ثروتش، کلاس و پرستیژ معنویاش بیشتر باشد یکجا که فرشتهها و اهل بیت و امامزادهها بیشتر رفت و آمد میکنند و یکجایی که خدا بیشتر حضور دارد آدم عاقل همیشه میرود میکدهها خانه میگیرد یکجا که میاش به راه باشد نه یک جای قحطی که اصلاً هیچی آنجا گیر نمیاید.@ وقتی میخواهد مست کند وقتی میخواهد صفا کند وقتی میخواهد میکدهای داشته باشد می و مطربی داشته باشد اصلاً ندارد منطقهشان همه گداست همه فقیرنشین است هیچی گیر نمیاید که انسان آنجا با آن مست بکند به آسمان برسد چون همهشان زمینی هستند.@ اینها همه پزشان یا به جماد یا به گیاه یا به مسائل وهمی و خیالی و حیوانی است اصلاً این آدمها همه توهمزدند پزشان به ماشینشان، به خانههایشان، به پارکینگشان، به اتومبیلشان، به تلفن همراهشان است همه کوچک، اگر قرار است آدم چیزی انتخاب بکند باید از اعیاننشینها، بالانشینها انتخاب بکند.@ بالانشینهای بهشت چه کسانی هستند؟ انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، برای همین خدا میگوید بیانصافی نکنید یکذره باسلیقه باش وقتی میخواهی سبک زندگی انتخاب بکنی هر روز از من این را بخواه(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) من خدایا اینها را میخواهم من سبک زندگی اینها را دوست دارم من سازمان زندگی اینها را میپسندم.@ خدا اول از تو سر نماز یک سؤال میکند میگوید راست میگویی تو واقعاً اینها را میخواهی پس این چطور سبک زندگی است این چطور تربیت بچه است این چطور لباس پوشیدن است این چطور غذا خوردن است این چطور آرایش خانه است این چطور دکوراسیون خانه است این چطور انتخاب سفرتان است این چطور مهمانی رفتن است.@ اینها هیچ کدام به سبک زندگی این چهار گروه نمیخورد پس تو چه میگویی، راست نمیگویی، تو از اینطرف زوری داری نماز میخوانی نماز نخوانم جهنم میروم به قول امام صادق(ع) میفرماید خیلیها نماز نخوانند خودشان وحشت زده میشوند و الا نماز چیزی به اینها نمیدهد.@ میگوید لااقل نماز بخوانم که اقلاً یکذره عذاب وجدان نداشته باشم همین یکذره خودش را آرام میکند و الا راست نمیگوید اصلاً نمیخواهد مسیر این چهار گروه را برود سبک زندگیاش، دغدغههایش، هوسهایش با این چهار گروه هماهنگ نیست سبک زندگیاش یک چیز دیگر است.@ لذا اصلاً نوع مهمانی دادن این آدم معلوم است الان شما میخواهید سفر بروید ببین با چه کسی دوست داری سفر بروی اگر دوست داری اعضایی که دارند با تو سفر میایند همه از این چهار گروه باشند آدم حسابی باشند معلوم است که به اینها میلت میکشد از جنس اینها هستی.@ ولی ببین طبیعتگراها را دوست داری یا نه، برای سفر، برای مهمانی دادن برای جشن تولد، برای مسافرت، برای ازدواج، چه کسی را برای دخترت یا پسرت انتخاب میکنی اگر یک آدم حسابی آمد خواستگاری دخترت، اگر پسرت رفت خواستگاری یک آدم حسابی که از نظر شئونات زمینی و مادی پایین هستند میگویی بیخیال، این دختر خیلی ثروت دارد.@ ثروتهای انسانی زیادی دارد جزء این چهار گروه است برای پسرم میگیرم عروسم باشد وضع مالیشان هم خوب نباشد اگر پسر آمد قیمتش جزء شخصیتهای بالای این چهار گروه بود دخترت را به او میدهی؟ نه این که شغل ندارد این که کار و کاسبی درست و حسابی ندارد.@ البته اینکه باید توان اقتصادی داشته باشد سر جای خودش اینها در بحثهای خانواده توضیح دادیم نه اینها سطح زندگیشان به ما نمیخورد. من یادم هست از همین سفیدپوستان به من گفت ما سیاهپوست هستیم و منطقه سیاهپوستان زندگی میکنیم به ما گفت یک پسر میخواهم برای دخترم یک کسی را معرفی کن.@ من یک مهندس قدرتمند، باهوش، موقعیت درسی بالایی داشت به دخترش معرفی کردم مهندس شرکت نفت، این خواستگاری رفته بود بعد گفته بود شما کارتان چیست؟ خانهتان کجاست؟ گفته بود شهرری است به من زنگ زد گفت آقای شجاعی این کیست معرفی کردی یک کسی را معرفی میکردی در شأن ما باشد اصلاً نمیفهمد.@ ببین الان میخواهی شمال بروی با چه کسی دوست داری بروی اگر با اینها برویم نمیگذارند عشق و حالمان را بکنیم موی دماغمان میشوند یک کسی باشند که اگر خواستیم کاری بکنیم شیطانی بکنیم خودشان هم شیطان باشند اهلش باشند میخواهیم لب دریا برویم اگر قرار باشد به من گیر بدهد که اینجا ناجور است اینجا حرام است که نمیشود.@ یک کسی باشد که لب دریا دیگر کاری با ما نداشته باشد پس تو هم وقتی نماز میخوانی نمیتوانی بگویی(اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ) داری دروغ میگویی الان تابستان میخواهی مسافرت بروی ببین کجا را انتخاب میکنی قیمتت معلوم میشود.@ مهمانی میخواهی بروی ببین چه کسانی دوست داری در خانهتان رفت و آمد کنند در خانه چه کسانی دوست دارید بروید قیمت معلوم میشود یک کسی که میگوید من را به راه راست هدایت کن راه این چهار گروه، دغدغههای این چهار گروه را دارد.@ یعنی انبیاء برای چه غصه میخوردند برای چه شاد بودند صدیقین، شهدا برای چه غصه میخوردند برای چه شاد بودند امامان الان امام زمان ما پدر ما پدر آسمانی ما الان غصههایش چیست الان 1180 سال آواره است برای چه آواره شده غصههای حضرت در دل من هست یا نه، من آن غصهها را ندارم پس از جنس پدرم نیستم بچه خلفی نیستم.@ این امام زمان، مادرم فاطمه زهرا یک دغدغههایی را دارد که من اصلاً آن دغدغهها را ندارم برای چیزهایی مادرم خوشحال میشود که من برای آن چیزها خوشحال نمیشوم من الان از مادرم فاصله گرفتم از اصلم و از خانوادهام، چرا با خانواده زمینیمان که همجنس خودم هستند قیمتشان هم مثل خودم است چرا.@ ولی با خانواده آسمانیام نه اصلاً قیمتها اینطوری نیست در روایت داریم پیامبر فرمود من از پدران آخرالزمان بیزارم، گفتند برای چه یا رسول الله؟ فرمود اینها وقتی که بچههایشان میخواهند بروند سراغ دین و آموزشهای دینی بچههایشان را مانع میشوند ولی وقتی بچههایشان میخواهند بروند سراغ دنیا و آموزشهای دنیایی تشویقشان میکنند.@ الان شاید صدها ایمیل به من میرسد از دانشجو، دکتر، ارشد است میگوید من میخواهم ول کنم بروم طلبه بشوم اصلاً میخواهم بروم در علوم انسانی کار کنم پدرم میگوید شیرم را حلالت نمیکنم قاطی کرده فکر میکند او به من شیر داده میگوید من حلال نمیکنم برای چه میخواهی بروی.@ تو فقط باید بروی دکتر و مهندس بشوی من نمیخواهم دکتر و مهندس بشوم من میخواهم بروم تاریخ بخوانم میخواهم بروم دین بخوانم میخواهم بروم طلبه بشوم نمیگذارد بچهاش برود چی طلبه بشوی! تو باید حتماً بروی دکتر بشوی مهندس بشوی تو باید کامپیوتر، زبان بخوانی میگوید وقتی میخواهد برای بچههایش برنامهریزی کند اینطوری است مردم این را شنیدند تعجب کردند.@ گفتند یا رسول الله اینها پدران مسلمان هستند یا غیر مسلمان؟ فرمود مسلمان هستند و من از آنها بیزار هستم آنها هم از من بیزار هستند خیلی جالب است شما اگر به یک کسی بگویی که جلوی بچهات را گرفتی که این رشد جاودانه بکند از پیغمبر بیزاری، میگوید أعوذ بالله من از پیغمبر بیزار نیستم.@ پیغمبر میگوید چرا این از من بیزار است عشق، نزدیکی، انس بهانه برای با هم بودن دارد یک کسی آمد به حضرت گفت آقا من اگر به عشق شما اسم بچهام را از اسم شما انتخاب کنم چیزی گیر ما میاید؟ حضرت فرمود(هَلِ الدّین إلاّ الحُبّ) مگر دین چیزی جز عشق است دین یعنی محبت.@ همه دین یعنی محبت، شما اگر به عشق ما اسم بچههایتان را اسم ما را بگذارید حتماً یک چیزی گیرتان میاید یک عده تنفر دارند از اینکه اسمهایی که برای بچههایشان انتخاب کنند از آدم حسابیها انتخاب کنند از این چهار گروه، اینها را خرافه و دون شأن خودشان میدانند.@ بعد میروند از سنگها و حیوانها و گیاهان اسم برای بچههای خودشان انتخاب میکنند این حتماً از آنها بیزار است اگر خوشش میامد که از آنها انتخاب میکرد سیدالشهدا فرمود اگر هزار پسر داشتم اسم هر هزارتا را علی میگذاشتم.@ لذا ببینید علی اکبر، علی اوسط، علی اصغر، همه علی است دغدغههای آدم بزرگها را داشتن به آدم قیمت میدهد ولی یک قیمت هست که خیلی بالاتر است اینکه دغدغههای آدم بزرگها یکطرف دغدغههای خود آدم بزرگها را داشتن یکطرف دیگر است یک موقع است من میگویم ببینم آدم بزرگها به چه فکر میکنند من هم به آن فکر کنم.@ یک موقع است میگویم نه من اصلاً غم خود این را دارم من الان از اینکه امام زمانم گریان است و آواره است غصه دارم من از اینکه الان پیغمبر غصه دارد فاطمه زهرا غصه دارد غصه دارم شما یک موقع است بچهات را دوست داری بچهات درگیر است.@ غصه مثلاً کامپیوتر را میخورد موضوع تو نیست میگویی حالا چون بچهام را دوست دارم میروم یک کامپیوتر میخرم که این غصه کامپیوتر را نخورد ولی کامپیوتر غصه تو نیست تازه میگوییم برایش بد است و ضرر هم دارد ولی برایش بگیرم.@ اشتباهی که خیلی از والدین میکنند این خیلی قشنگ است که آدم هم نوع دغدغههای آدم بزرگها را داشته باشد هم دغدغه خود آدم بزرگها را داشته باشد یعنی غصه مادرش در وجودش بیاید غصه امام زمان در قلبش بیاید و قلبش را پر کند اگر کسی غصه امام زمان در قلبش افتاد این یک آدم شاد شاد آرام میشود چرا؟@ چون غصه حضرت را خوردن باعث میشود انسان از همه غمهایی که آدم را تحقیر میکند مچاله بکند دوری میکند دیگر دغدغه و اولویت زندگی من این چیزها نیست اینطوری نیست که اگر شوهر نکردم خودم را بدبخت و بیآبرو بدانم یا اگر زن نگرفتم خودم را بدبخت و بیآبرو بدانم یا اگر بچهدار نشدم فکر کنم خیلی در دنیا بیچارهام.@ اگر پول نداشتم فکر کنم خیلی بیچارهام، نه، نوع غصه که عوض میشود آدم دیگر غصههای تحقیرکننده و غصههایی که غصه را دیگر ندارد همهاش شادی است چون غصههای آدم بزرگها آدم را شاد میکند آدم را آرام میکند(یا داوود بی فَفرَح وَ بِذِکری فَتَلَذَذ) داوود با من شاد باش و از من لذت ببر.@ غصه آدم حسابی این است که من چرا خدا به این قشنگی نمیتوانم با او رابطه داشته باشم چرا تا الان راهم نداده چرا عُرضه نکردم بروی روی سجاده بیایستم چرا روی سجاده ایستادم نتوانستم پرواز بکنم الان غصه یک خانم این است که چرا جاری و خواهرشوهرم رانندگی کردند من رانندگی نرفتم من هم باید بدوم بروم رانندگی یاد بگیرم.@ بتوانم یک ماشین هر چه هست بخرم چون رقابتی است بعد هم روکمکنی است میگوید من هم باید در جاده بروم رانندگی کنم آنها زن برادرم، جاریام اینها خودشان سوار ماشین میشوند از اینجا تا مشهد رانندگی میکنند من هم باید بروم مهارت را یاد بگیرم از اینجا تا مشهد رانندگی کنم رویشان را کم کنم.@ این ولی وقتی میاید روی سجاده قرار میگیرد دو سانت هم نمیتواند بالا برود چون بلد نیست از نماز استفاده کند 50 سال است دارد نماز میخواند دو سانت نمیتواند بالا برود مثل بچههایی هستند که پشت ماشین پدرشان مینشینند فرمان را فر میدهند و هی قانقان میکنند و پایشان هم به کلاج و گاز نمیرسد.@ این 40 سال دارد نماز میخواند فقط شکلک در میاورد اصلاً پرواز ندارد با این نماز، ماه رمضان میاید اصلاً به ماه عسل با خدا راه پیدا نمیکند با این روزه و غصه نمیخورد که من چرا 40 سال است دارم روزه میگیرم تا الان راهم ندادند چرا چهار تا خواب قشنگ ندیدم چرا چهار تا چیز نشنیدم مگر من چه هستم.@ چرا در میکدههای بالایی راهم ندادند چرا در آدم حسابیها، جوشان، جمع آدم حسابیها ما را راه نمیدهند اصلاً ناراحت نیست غصه ندارد وقتی هم میشنود که یک عده اینطوری هستند حسرت نمیخورد میگوید اینها چه آدمهای منگولی هستند به چه چیزهایی فکر میکنند چه آدمهای هالویی هستند.@ پیغمبر فرمود آخرالزمان مؤمن را هالو و پخمه میدانند برای چه چیزهایی غصه میخورند برای چه چیزهایی غصه میخورند برای چه چیزهایی جشن میگیرند برای چه چیزهایی عزا میگیرند میگوید من الان چند سال است نماز میخوانم اصلاً هیچ حرکتی نکردم راهم ندادند.@ من اصلاً سحر خواب میمانم من نماز شب راهم نمیدهند سحر صدایم نمیکنند نصف شب به هیچ میکدهای راهم نمیدهند کارت دعوت ندارم هر جا میروم فرشتهها شب میایند شخص را صدا میکنند بلند نمیشود فرشتهها میایند دعوت میکنند و ما میگوییم نه، خیلی عجیب است ما را دعوت میکنند:@
در جاهای بالا دعوتش میکنند رغبت ندارد میگوید نه از این خوشم نمیاید میخواهم نماز بخوانم یک چیزی به من میگوید نخوان، میخواهم روزه بگیرم یکطوری در میروم میخواهم حرم بروم فرار میکنم.@ ولی اگر دعوتم کنند به کیش و دبی با سر میروم این آدم باید یکذره ناراحت بشود که چرا مزاق من اینطوری است این مزاق چرا اینطوری شده چرا اشتهای من اینطوری است چرا اشتهای من مثل اشتهای این چند نفر نیست این چهار گروه نیست چرا من اصلاً به این چهار گروه علاقه ندارم مادرت فاطمه زهراست ببین دغدغههایش چیست سبک زندگیاش چیست با مادرت زندگی کن.@ با مادر زمینی که قرار نیست زندگی کنیم ما با شوهر، زن، بچه با هیچ کس از خانواده زمینی نمیخواهیم زندگی بکنیم تمام میشود یک روزی فسخ، ولی اصل داستان ما با خانواده آسمانیمان است پس از الان با خانواده آسمانی با قیمت خانواده آسمانیمان زندگی کنیم.@ لذا دغدغهها را ما باید بالاتر ببریم 1 ـ اینکه غصه خود خانوادهمان را بخوریم من دوست ندارم این خانواده از من ناراضی باشد دوست ندارم امام زمان من را جایی ببیند که دوست ندارد ببیند دوست ندارم فاطمه زهرا مادرم من را جایی ببیند الان بعضیها هستند گناه میکنند میگویند تو رو خدا یک موقع به شوهرم نگویی به زنم نگویی به مادرم نگویی.@ داییام نفهمد برادرم نفهمد رئیسام نفهمد معلمم نفهمد تو رو خدا یک موقع نگویی خدا خیلی جاها دوست ندارد ما را ببیند و ما نرویم عبودیت یعنی همین، هر جا که خدا دوست ندارد تو را نبیند و هر جا دوست دارد ببیند حتماً آنجا حاضر باشی حاضری را باید بخوری.@ نگاه کن ببین خدا کجاها دوست دارد باشی برو کجا دوست دارد نباشی نرو تمامش کن توجیه هم میکنیم میگوید مگر اسلام نگفته که ما صله ارحام بکنیم؟ بله، من نمیتوانم خانه دخترخالهام نروم، ولی آنجا که میرویم آنها ماهواره دارند خودم میبینم شوهرم میبیند بچههایم میبینند.@ اگر همین دخترخالهات بیاید سمّ، مدفوع، ادرار جلویت بگذارد میخوری دارد آتش به تو میدهد میگوید صله ارحام است مردهشور این صله ارحام را ببرند این چطور صله ارحامی است نروید، بروید شما خودتان را درست کنید من میایم شما میخواهید به قیمت صله ارحام من را جهنمی بکنید.@ نه صله ارحامی که قرار است من جهنمی بشوم وظیفهای ندارم دوستشان دارم خانهمان دعوتشان میکنم تلفن میزنم برایشان هدیه میبرم ولی اگر قرار است من را ببرند که میخواهند سرم را ذبح کنند سر من یعنی سر بخش انسانی، عقلم را از من بگیرند دیوانهام کنند بیشعورم کنند حیوانم بکنند الهام را از من بگیرند خانواده آسمانیام را از من بگیرند.@ اصلاً زیر بار این حرفها نمیروم میخواهد شوهرم باشد میخواهد زنم باشد میخواهد خانواده همسرم باشد میخواهد رئیسام باشد میخواهد هر کسی باشد من اصلاً اینجا نمیروم به یک بهانههایی میرویم و توجیه میکنیم چقدر خوب است آدم وقتی به دلش نگاه میکند ببیند غم آدم بزرگها را دارد.@ غم وصال آدم بزرگها، مجالس آدم بزرگها، مهمانیهای آدم بزرگها، میکدههای آدم بزرگها غم آنها را دارد غم آن مجالس را دارد چه دل مبارکی است چون دلها به هوسهایشان قیمت پیدا میکنند یکی هم که دغدغههای آنها را دارد خیلی این دل مبارک است دل من عجب دل خوبی است.@ الحمد لله نوع سلیقههایم دارد عوض میشود نوع میلهایم دارد عوض میشود نوع آرزوهایم دارد عوض میشود خیلی خوب است آدم اینطوری غصهدار بشود ولی اگر غصه دنیا را داری جهنم با خودت داری حمل میکنی(مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) هر کس دنیا میتواند لهاش بکند داخل جهنم میرود پس بیاییم قیمتهایمان را بالا ببریم.@ بیاییم غصههایمان را اشرافی بکنیم آن چیزهایی که خدا میگوید برایش غصه بخورید آنها میارزد آن چیزهایی که خدا میگوید برایش غصه نخورید غصه نخورید چون اگر غصه بخورید قیمتت دور میشود از خدا جدا میشوی پایین میروی غصه نخور.@ امام رضا(ع) میفرماید(مَن تَرَکَ السَعیَ فی حَوائِجِهِ یَومَ عاشورا قَضَی الله لَهُ حَوائِجَ الدُّنیا وَ الآخِرَۀ وَ مَن کانَ یَومُ عاشورا یَومُ مُصیبَتِه وَ حُزنِه وَ بُکائِه یَجعَلُ الله یَومُ القِیامَۀِ یَومَ فَرَحِهِ وَ سُرورِه وَ غَرَّت بِنا فی الجِنان عَینه) این شراب است امام رضا(ع) میفرماید کسی که روز عاشورا روز غصهاش باشد کارهای دنیاییاش را تعطیل بکند میگوید حوائج دنیا و آخرتش را برطرف میکند.@ ما دیدیم روز عاشورا یک عده دلشان نمیاید کار را تعطیل کنند روزهای عزا دلشان نمیاید عزای مادرت است اگر مادر زمینی بود خدا وکیلی سر کار میرفتی مادر زمینی، برادرت، دوستت، دوستت مرده باشد عزایش باشد بالأخره دو ساعت کار را تعطیل میکنی میروی به عزای آنها برسی این نه میفهمد شهادت اهل بیت چه موقع است.@ شهادت خانوادهاش چه موقع است شادیهایشان چه موقع است غصههایشان چه موقع است هیچی اصلاً متوجه نیست چون خودش را از این خانواده نمیداند اگر خودش را از این خانواده میدانست حتماً هم در شادیهایشان شرکت میکرد هم در عزاهایشان و غمهایشان.@ ولی خودش را از اهل بیت از بهشت از این چهار گروه نمیبیند لذا اصلاً برایش اینطور چیزها برایش مهم نیست 20 تا 30 تا 50 تا 2 تا 5 تا شهید میاورند این اصلاً انگار هیچ نسبتی با این شهدا ندارد در خانه نشسته بلند شو برو تشییع جنازه کسی که به آن مدیون هستی قرار است با اینها محشور بشوی.@ هیچی، آن هم شهدای گمنام که با شهدای معمولی خیلی فرق دارند شهدای گمنام که هیچ کس را ندارند خودش را از اینها نمیداند که بلند شود تشییع جنازه برود شهادت معصومین هست اصلاً ککش نمیگزد تولد معصومین هست باز میبینی اصلاً شاد نیست.@ چون نسبت خودش را با این خانواده نمیفهمد درکی ندارد لذا شاد نیست برای عروسی یک نفر تا جهنم هم حاضر است برود به خاطر عروسی یک نفر حاضر است گناه بکند معصیت بکند بیحجابی بکند بدحجابی بکند روابط نامشروع داشته باشد.@ دیدنیهای نامشروع، ارتباط نامشروع در عروسی فلانی، به تو چه، ولی حاضر است به خاطرش جهنم برود آدم چقدر بیسلیقه، حضرت میگوید اگر کسی روز عاشورا به خاطر ما تعطیل کند خدا حوائج دنیا و آخرتش را به او میدهد هر کس روز عاشورا روز مصیبت و غم و گریهاش باشد چه اتفاقی میافتد؟@ سنخیت شد تا به دل بیفتد عضویت ایجاد میشود عمل وسیله راه افتادن دل است اگر نمازها دل تو را راه نمیاندازد باید یک تجدیدنظر در نمازها در روزههایت بکنی اگر قرائت قرآن دلت را عوض نمیکند باید تجدیدنظر بکنی دل به محض اینکه عوض شد تو عضو خانواده شدی ثبتنامت کردند.@ حضرت داشت میجنگید یکی که داشت شمشیر میزد کنار حضرت آمد گفت آقا جای برادرم خیلی خالی است، حضرت همینطور که داشت میجنگید گفت برای چی؟ گفت برادرم خیلی دوست داشت با شما باشد در رکاب شما باشد، گفت واقعاً دوست داشت باشد؟@ گفت بله ولی یک عذر شرعی داشت نتوانست بیاید، فرمود برادرت که هیچی اگر تا قیامت کسی بیاید بگوید ای کاش من کنار امیرالمؤمنین ای کاش من کربلا بودم خداوند ثواب جهاد با ما را به او میدهد دل هر جا باشد قیمت هم همان است اصلاً مشکل نیست که تو پیغمبر و فاطمه زهرا را ندیدی.@ تو اگر دلت با دل فاطمه زهرا پیوند بخورد جایت هم با جای فاطمه زهرا در قیامت یکی میشود همین در وفات اتفاق میافتد مهم است که دلت با دل امام زمان، دلت با دل اهل بیت یکی باشد اگر دلت با دل او خورد هر جا او برود تو هم میبرد در زیارت جامعه میگوییم(أنفُسُکُم فِی النُفُوس) جان شما در جان همه است.@ (وَ عَناصِرَ الأبرار) عنصر وجودی من است من اگر فاطمه زهرایم را فعال کنم میگوید این دستگاه من نمیگیرد میگوید این دستگاهت دارد امکاناتش را دارد بیا فعال کن نه این دستگاهت ندارد یک نرمافزار است باید رویش نصب بکنی تا فعال بشود.@ من فاطمه زهرایم را فعال کردم یا نه من امام زمانم را فعال کردم دارم، نه فعال نیست اگر فعال شد در دلت افتاد خودت فاطمه زهرای خودت را بزرگ کردی وقتی این فاطمه زهراست دیگر با آن فاطمه زهرا هیچ فرقی ندارد(أنفُسُکُم فِی النُفُوس) همان فاطمه زهراست اینجا، ولی تو فعالش نکردی.@ خدا رحمت کند میرزا را فرمود گفتن(کُلُّ یَومٍ عاشورا وَ کُلُّ أرضٍ کَربَلا) اما نگفتن هر کدام از شما یک حسین بن علی هستید گذاشتند تا بفهمند خودتان هر کدام از شما یک حسین بن علی هستید امام حسینات را فعال کن حضرت زهرایت را فعال کن ما اصلاً اینها را فعال نمیکنیم.@ بعضیها فعال میکنند درود به قلبشان، میگوید من فعال کردم ولی من فقط با امیرالمؤمنین حال میکنم این امیرالمؤمنینش را فعال کرده میگوید الان من روضه امام مجتبی بخوانند ککم نمیگزد ولی اگر روضه حضرت علی و امام حسین را بخوانند چرا، ولی روضه امام عسکری امام هادی امام جواد بخوانند.@ این امام جوادش فعال نیست این موقع مردن هم امام جواد بالای سرش نیست امام عسکری بالای سرش نیست امام هادی هم نیست ولی امام حسین میاید چون دلش به دل امام حسین خورده یک کسی دلش میخورد به دل همه انبیاء، خیلی دل دارد میزند به دل همه 124 هزار پیغمبر، این چه دلی دارد به دل چهارده معصوم میزند.@ هر کدام از این چهارده معصوم در دلش فعال هستند فاطمه زهرا فعال است همه فرشتهها در دل این فعال هستند امامزادهها فعال هستند شهدا فعال هستند اولیاء خدا فعال هستند دل این عجب بازاری دارد این دل چقدر اشرافی است.@ خیلی اشرافی است که اینقدر فعال کرده این وقتی موقع مردنش میشود میبیند 124 هزار پیغمبر استقبال خانم یا آقا آمدند انبیاء همه آمدند حضرت آدم آمده الان وقتی میروی زیارت حضرت عبدالعظیم و حضرت معصومه میگویی(السلام علی آدم صفوۀ الله).@ اگر در دلت یک چیزی تکان خورد همین که گفتی(آدم) یک موقع میگویی این آدم کیه میخوانی ولی هیچی فعال نیست(نوح نبی الله ابراهیم خلیل الله موسی کلیم الله عیسی روح الله) میبینی تکان نمیخورد بعضیها میگویند(السلام علیک یا رسول الله) اما اصلاً قلقلک نمیاید فعال نیست.@ (السلام علیک یا امیرالمؤمنین یا علی بن ابیطالب) تکان نمیخورد آن در دلش فعال نیست بعد به امام حسین که میرسد زیر گریه میزند خدا رو شکر باز امام حسیناش فعال است این راننده تریلیها را دیدید پشت ماشینش نوشته یا آقا علی عباس، این در آن فعال است همان آقا علی عباس دستش را میگیرد فعال کرده پشت ماشینش اسم معشوقش را نوشته.@ نوع عکسهایی که در ماشینها میزنند نوع عکسهایی که روی موبایلها میزنند با همین محشور میشوی این در دلت فعال است نوع موسیقی که انتخاب میکنی برای موبایلت حواست باشد این پشت ماشین مینویسد یا امام رضا، فقط خدا، فعال است.@ بعضیها یک عکسهای مزخرفی یک جملههای به درد نخوری یک چیزهایی زده این آدم شخصیت خودش را نشان میدهد یک کسی میگوید خانم فاطمه معصومه، یک کسی گفت من 30 سال است حرم حضرت معصومه نرفتم من خیلی برایش ترسیدم بعد گفتم چکارش کنم بالأخره دوستش دارم آدمها را آدم باید دوست داشته باشد اینها بالأخره کسشان است.@ این بیکس است قم دعوتش کردم گفتم منزل ما بیا گفتم به هوای منزل ما بیاید وقتی آن شهر بیاید بالأخره آنجا میرود آمد نشست خانه پای تلویزیون، گفتیم یک زیارت برویم بعد آنقدر معطل کرد حرم را بستن گفت باشه برویم بعد راه افتادیم رفتیم در حرم را بستن بعضیها آنقدر خوششان میاید وقتی میروند در حرم بسته است خوب شد بستن داخل نرفتیم.@ چه کسی حوصله داشت اما اگر برود بازار رضا بسته باشد اینجا دق میکند اگر فلان پاساژ بسته باشد دیوانه میشود برود سینما بسته باشد سرزمین موجهای آبی بسته باشد این به هم میریزد ولی وقتی این حرم میرود میگویند امروز حرم تعطیل است کیف میکند.@ مثل اینکه وقتی نماز چهار رکعتی دو رکعت میشود خیلی خوشحال است این چون بخش اللهاش فعال نیست این اسم خدا را میشنود اصلاً قلقلکش نمیاید سعی کنید اشرافی باشید رفیقهایتان را زیاد کنید چون به آنها احتیاج دارید از شب اول قبر تا خدا خدایی کند عمر شماست.@ تازه داستان شروع میشود عمر هر کدام از شما به اندازه عمر خداست بنابراین تا بینهایت ما خیلی رفیق احتیاج داریم خیلی دوست احتیاج داریم خیلی کس و کار لازم داریم بنابراین وقت بگذاریم برویم آشنایی و برویم مهمانی و برویم صفا و برایش وقت بگذاریم با آنها انس بگیریم.@ آن که خیلی مهم است انس است این حضرت عبدالعظیم را خدا گذاشته این امامزاده صالح را خدا گذاشته این حضرت معصومه را خدا گذاشته این همه امامزاده در ایران است در تهران چقدر امامزادههای خوب هست همه خوب هستند ما اصلاً استفاده نمیکنیم اینها کس و کار ما هستند امام فرمود شهدا ذخائر عالم بقی هستند.@ ذخیره هستند از آنها استفاده کن غریبه نباش چون اگر آنجا اشراف شما را نشناسند خیلی آدم خطرناک میشود اشراف آدم را نشناسد خدا میفرماید هر کس در دنیا من را نشناسد من هم آخرت او را نمیشناسم.@ (أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى) آیات ما آمد هر چه ما دوستانمان و خودمان را به رخ تو کشیدیم نمایش دادیم تو اصلاً رویت را آنطرف کردی امروز هم تو فراموششده هستی کسی به تو توجه ندارد هیچ کس تو را اینجا نمیشناسد چون تو در دنیا هیچ وقت اینها را نشناختی.@ الان فوتبالیستها را میشناسد هنرپیشهها را میشناسد هنرپیشههای غربی را میشناسد فوتبالیستهای همه کشورهای دنیا را میشناسد بگو دوازده امامت را اسم ببر نمیشناسد خانوادهات، اصلت، نمیداند راجع به مادرت فاطمه زهرا چه میدانی؟ هیچی، ولی راجع به یک زن هنرپیشه یک زن الوات یک زن فاحشه یک آدم خراب خیلی اطلاعات دارد.@ میداند چه موقع متولد شده رشتهاش را گذاشته برای این، عمرش را گذاشته آدمهای اینطوری را بشناسد بعد هم میاید اینها را معرفی میکند پز میدهد که من کارگردانها را میشناسم هنرمندان را میشناسم ورزشکاران را میشناسم میدانم چند تا زن گرفته چند تا شوهر کرده میدانم چند تا بچه دارد میدانم متولد کجاست میدانم چقدر پول دارد.@ میدانم کجا شغل دارد جزئیات زندگیشان را خوشش میاید بداند ولی وقتی میگویند از خانواده اصلیات، میگوید هیچی نمیداند من اصلاً وقت نگذاشتم یکبار 20 صفحه 100 صفحه کتاب راجع به خانوادهام مطالعه کنم انس ندارد یک موقع نشود بروی بگویی یا فاطمه زهرا، بگوید من اصلاً این آدم را نمیشناسم من اصلاً شناخت ندارم.@ هر کس روز عاشورا روز مصیبت، حزن، گریهاش باشد خداوند روز قیامت را روز شادی و سرور او قرار میدهد میفرماید(غَرَّت بِنا فی الجِنان عَینه). من تشکر میکنم از عزیزانی که برای آن طرح بینالمللی که داریم در مورد معرفی آقا امام زمان(ع) هدایایی از خواهران و برادران زحمت کشیدند جمع کردند خداوند انشاء الله به آنها خیر و برکت دهد.@ با همدیگر دعا کنیم پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین جهان، رفع اضطرار از کشورمان، سلامتی رهبرمان، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، حل مشکلات خودمان، مشکلات جوانهایمان، نجات همه اموات، شادی همه اموات، و شفای مریضان، مریضانی هستند که سرطان دارند به نفس پاک شما نیاز دارند که دعایشان کنید و این دعاها واقعاً مؤثر هست.@ اضطرار همه این مواردی که گفتیم در دلتان بیاورید که دلتان قیمت پیدا بکند واقعاً برای همه این مواردی که گفتیم انسان خوب است واقعاً غصه داشته باشد تا دلش نورانی و شاد بشود با هم پنج مرتبه آیه امن یجیب را برای همه این موارد انشاء الله با حضور قلب بخوانیم.@ (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم انشاء الله همه ما جزء فرزندان حضرت، فرزندان باوفای حضرت و سربازان فداکار حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@ سؤال کردند فعال کردن این چیزهایی که شما گفتید چگونه است؟ گفتم در برنامههاست هر خواهری و برادری برنامه نگرفته همین جدولهای سبزرنگ که بیرون هست برنامههایتان را بگیرید ما برای همه اعضای خانواده از هفت سال به بالا برنامه جدا میدهیم چه خانمها چه آقایان برنامه بگیرند.@ برنامه طب اسلامی مؤسسه هم که راه افتاده ما شنبهها خانم دکتر عسگری متخصص زنان و زایمان و نازایی مؤسسه میایند و آقای دکتر ابراهیمی متخصص کودکان و نوزادان میایند باز آقای دکتر منتظر دوشنبهها از ساعت 3 تا 8 میایند خانم دکتر صابونچی متخصص زنان و زایمان و نازایی از 14 تا 16 چهارشنبهها تشریف میاورند.@ آقای دکتر الماسی متخصص جراح عمومی پنجشنبهها صبح تا ظهر میایند اینها را به مؤسسه گفتیم بزنند زنگ بزنند وقت بگیرند بیایند که انشاء الله بخش طبمان را پررونقتر بکنیم.@