سلام علیکم و رحمۀ الله.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید. تبریک عرض میکنم سال جدید را انشاء الله سال سعادت و سلامت برای همه ما و همه مردم انشاء الله باشد صلوات بلند ختم بفرمایید.@ ما بحثمان درباره غم و شادی بود رسیدیم به غمهایی که خودشان تولید شادی میکنند در مورد خود غم بحثهایمان تمام شد انشاء الله این بحث غمهایی که تولید شادی میکنند را تمام بکنیم.@ بعد میرسیم به موضوع شادی که بحث مهم ماست و فکر میکنم بحث شادی بحث طولانی هم هست فکر کنم تا آخر سال ما اگر خدا توفیق بدهد همین بحث شادی را باید جلو ببریم چون بحث بسیار مهمی هست و گفتیم که شادی ذاتی مؤمن هست و غم مریضی است(الحُزنُ مَرَضٌ نَفس).@ طبیعی یک مؤمن این هست که انبساط، شادی و آرامش داشته باشد اگر مؤمنی پیدا شد که شاد نیست و آرامش ندارد قطعاً طبیعی نیست و به خاطر همین هم پیامبر فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی که دنیا میتواند او را به گریه بیاندازد میتواند کوچکش بکند تحقیرش بکند.@ وادارش به احساس خواری احساس غم احساس محرومیت احساس بیچیزی و بیکسی او را بکند بتواند به او پوچی انتقال بدهد بیهدفی به او منتقل بکند به او سردرگمی بدهد این بنده خدا گرفتار جهنم است(دَخَلَ النّار) یعنی همین الان هم داخل جهنم است چون در بهشت کسی غصه نمیخورد.@ فرهنگی که اسلام برای ما قرار داده این هست که غمها باید بتوانند تولید شادی بکنند اساساً مؤمن چون مجهز به اسم شریف مبدل هست میتواند غم را دریافت بکند و تبدیل به شادی بکند همانطور که آنقدر عرضه دارد که اگر گناه کرد گناهانش هم تبدیل به عبادت بکند(فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ).@ مؤمن اساساً چون اسم مبدل دارد اگر لغزشی داشته باشد گناهی داشته باشد به سرعت گناه را به نور تبدیل میکند و به عنوان یک سوخت از گناه استفاده میکند تا اوج بگیرد از عبادتهایش که اوج میگیرد اگر نعوذ بالله یک موقعی پایش لغزید و گناهی کرد گناهانش را هم تبدیل به نورانیت میکند به جای اینکه غصه بخورد.@ چون در حمله سمت عقب گفتیم هم فرشتهها گناهان را به رخ میکشند و گذشته را هم شیطان. فرشته وقتی گناه را به رخ میکشد میگوید گناه کردی بیا آشتی کن یعنی گناه را وسیلهای قرار میدهد برای آشتی و جبران و قدرت، مثل نخی هست که پاره میشود اگر پاره شد شما گره زدید فاصله بین دوتا نقطه در خط نزدیکتر میشود.@ انسان گاهی وقتها قطع ارتباطش و پیوند مجددش با خدا باعث قشنگتر شدن یک رابطه میشود این را مؤمن میتواند انجام بدهد و گذشته را هم شیطان به رخ میکشد گذشتهای که گفتیم سه تا خصوصیت دارد گناه، کدورت و شکست.@ این سه تا را شیطان به رخ میکشد در حمله از عقب و آدمی که مؤمن نیست دائماً از گناهانش بدبختی و نکبت و آلودگی و احساس ناپاکی به او دست میدهد و چون گناه کرده به خاطر گناهانش روزبهروز از خدا دورتر میشود مؤمن چون اسم مبدل دارد به خاطر گناهانی که کرده روزبهروز به خدا نزدیک میشود.@ پس یادتان باشد فکر گناه، گناهان گذشته اگر سراغ انسان بیاید اگر انسان توانست از گناه به آشتی برسد معلوم است این فکر را فرشتهها دارند الهام میکنند ولی اگر نه با گناه کردن و شکستهای گذشته و کدورتهایی که نسبت به دیگران داشته یکسره بداخلاقتر میشود یکسره دورتر میشود یکسره غمگینتر و افسردهتر و پژمردهتر میشود قطعاً در اختیار شیطان است تحت ولایت شیطان دارد کار میکند.@ پس مؤمن اسم مبدل دارد هم گناهان را میتواند تبدیل به نورانیت بکند و هم غمها را میتواند تبدیل به شادی بکند زینب کبری(س) فرمود(و ما رأیت إلا جمیلا)، حالا زینب کبری در عاشورا مصیبت دید یا ندید؟ فرمود(فما أعظم المصیبۀ) مصیبتی است که به اهل آسمان و زمین سنگینی میکند مصیبتی است که آسمان برایش گریه میکند فرشتهها برایش گریه میکنند اما برای زینب کبری تولید زیبایی میکند(و ما رأیت إلا جمیلا).@ مؤمن غصهها، غمها، کدورتها، مشکلات، مصائب را تبدیل به شادی میکند چون بلد است سیستم مبدل دارد کسی که مؤمن نیست یا ضعیف است آشغال جمع میکند توضیح دادم مثل کسی که زباله جمع میکند یک کسی که زبالهاش کمتر از یک مأمور شهرداری است.@ مأمور شهرداری خیلی زبالهاش کم است یک فرغون دو فرغون جمع میکند ولی همین هم هم خودش ناراحت است هم خانوادهاش، ای کاش شغل من این نبود مهندس بازیافت سرش را بالا میگیرد میگوید من روزی دو تُن آشغال جمع میکنم هم خانوادهاش خوشحال هستند هم خودش، چرا؟@ چون تبدیل میکند مکانیزم تبدیل را دارد مؤمن مکانیزم تبدیل را دارد یعنی اصلاً از در خانه خدا به هیچ وجه جدا نمیشود و سرعتش و سبقتش کم نمیشود گناه هم بکند اینطور نیست که بگوییم شوت بشود برود یکجایی که دیگر نیاید نه گناه هم بکن با پوست کلفتی برمیگردد راهش را ادامه میدهد.@ سرعت و سبقتش را دارد میداند که با یک کانونی از عشق، عاطفه، بخشش و مغفرت روبروست بنابراین مؤمن اساساً غم سراغش نمیاید یعنی اگر هر مصیبتی سرش بیاید نه عصبانی میشود نه احساس حقارت به او دست میدهد.@ نه احساس بدبختی و بیچارگی به او دست میدهد نه احساس محرومیت به او دست میدهد نه احساس پوچی به او دست میدهد سرش را بالا میگیرد هر مصیبتی که دارد ازدواج کرده یا نکرده طلاق داده یا طلاق گرفته بچهدار شده یا بچهدار نیست خانهاش کجاست مستأجر است خانه دارد بدهی دارد ثروت دارد زشت است زیباست هر چه که سراغش میاید تبدیل میکند.@ در نقطه مقابل مؤمن ظرفیت دارد که نعمتها را هم خوب مصرف بکند چون نعمتها مثل خوبیها، خوبیها هم میتواند خطرساز باشد عبادتها، خوبیها، نقاط مثبت یک شخص میتواند برای او خطرساز باشد در حمله سمت راست میتواند سنگینش بکند و از صراط او را بیاندازد گاهی وقتها افراد به خاطر عبادتهای زیادی که میکنند فاسد میشوند.@ نماز بیشتر، روزه بیشتر خدمت بیشتر به مردم، دچار عجب، دچار خودپسندی و منت میشوند و این باعث میشود از بندگان خدا فاصله بگیرند و این باعث سقوطشان میشود.@ مؤمن اساساً چه خوبی دریافت بکند نمیگذارد خوبی سنگینش بکند که از حمله سمت راست در جهنم بیفتد هم اگر حمله سمت چپ بشود میتواند کنترل بکند جلو و عقب را هم کامل دارد که اینها را قبلاً برایتان توضیح دادیم.@ پس این خصوصیت و خلاصهای بود از بحثهایی که در گذشته داشتیم و آثار تخریبی غم را هم خدمتتان توضیح دادیم که غم چقدر میتواند آثار تخریبی داشته باشد غم یک نوع کار شرمآور است.@ مثال بزنم: شما یک خانواده آبرومند را در نظر بگیرید در خانهشان پر از ثروت است دوتا فریزر دارند پر از خوردنی هر چه بخواهد زنگ بزند نوکرشان برود بگیرد حساب بانکیاش هم پر پول است بعد این آدم یکدفعه بیرون برود در مغازه آجیلفروشی یک مشت تخمه بدزدد این را چه میگویید؟@ این کار شرمآور نیست در خانهتان پر از تخمه است جیبت هم پر از پول است برو بخر برای چه میدزدی؟ غم با داشتن الله، اهل بیت، خانواده آسمانی، جاودانگی، بهشت، و آثار سازنده و زیبایی که دارد اصلاً غم خوردن یک کار بسیار شرمآور و زشت است در نگاه الهی و اصلاً آدم را تحقیر میکند.@ برای همین پیغمبر میفرماید اگر یک چیزی توانست تو را تحقیر بکند بنشینی برایش گریه بکنی شما یک موقع دیدید یکی از بچههایتان دارد گریه میکند بعد میگویی برای چه گریه میکنی؟ چه شده؟ مثلاً شوهر هم دارد، میگوید جورابم سوراخ شده، شما به این آدم چه میگویید؟ میگوییم خجالت بکش اصلاً در مخیلهات نمیاید.@ غم اینطوری است که وقتی یک شخصی داراییهای زیادی دارد وقتی در چنبره غم میافتد اصلاً زشت است دون شأن یک مؤمن هست چون وقتی غم میخورید گفتیم قیمت هر آدم به نوع غمهایش است پس اگر برای کمالات جمادی باشد که خیلی دون شأن است.@ خانه، ماشین، لباس، پول، اگر برای شئونات خیالی باشد تجملات، زیباییها، برای شئونات وهمی باشد کل مسائل حیوانی، مسائل روابط با انسانها، روابط زناشویی، عشقهای زمینی، مثل عشق زن و شوهر، پدر و مادر، خواهر و برادر، جامعه، مقام، ریاست، پست، هر چه مربوط به جامعه مدنی ماست تشکیلات مدنی و دنیایی ماست برایش غصه بخوریم به همین میزان سقوط میکنیم.@ اگر برای مسائل عقلی باشد این غم قشنگ است به شرط اینکه جلوی سرعت و قدرت و حرکت تو را به سمت الله نگیرد اگر فوق عقلی است که فقط این میتواند تو را بالا ببرد غمهایی از این سنخ کلاً شادیآور است. مثلاً شما وقتی زیارت عاشورا میخوانید گریه میکنید درست است گریه میکنید ولی در این گریه دلتان شاد است.@ میروید حرم امام رضا گریه میکنی اما شاد هستی قشنگ شادی داری اگر گریه نکنی ناراحت میشوی میگویی چرا من اشکم نمیاید چرا نمیتوانم با امام ارتباط برقرار بکنم چرا نمیتوانم با غیب ارتباط برقرار بکنم.@ چرا با خدا نمیتوانم حرف بزنم ولی به قول امروزیها اگر یک دست سیر گریه بکنی میگویی چقدر خوب شد چقدر من سبک شدم چقدر شاد شدم انبساط میاورد غمها نوعش هم فرق میکند چون گفتیم اشکهایی که مربوط به بخش فوق عقلانی هست اشکهایش سرد است و اشکهایی که مربوط به بخشهای پایینی هست اشک گرم است.@ پس این را اول داشته باشیم که غم یک کار شرمآور است قیمت هر آدمی به نوع غصههای یک آدم است قیمت هر آدمی به نوع دغدغهها، آرمانها، همتها، غصهها، گریهها موضوع هر چه که دارد گریهات میاندازد قیمتت همان موقع در همان مرحله سقوط میکنی پایین میافتی.@ فلانی به من سلام نکرد مادرم به من محل نگذاشت شوهرم به من اینطوری گفت زنم به من اینطوری گفت رفتم فلان جا جلوی پایم بلند نشدند من را دعوت نکردند دعوتنامه نفرستادند تلفنی دعوتم کردند وقتی انسان این مقدار سقوط میکند پایین میاید در حد یک کمال حیوانی هست دارد گریه میکند و غصه میخورد.@ پس ما باید حواسمان باشد اگر بخواهیم قدرت بگیریم در تقسیمبندی که قرآن در مورد انسانها کرده گفت انسانها یا سنگند یا کمتر از سنگ، یا حیوانند کمتر از حیوان، یا شیطان هستند یا انسان، شش گروه بود تمام غصههای انسان باید این باشد که من قیافهام، باطنم به شکل آدم هست یا نیست این قیمت قشنگی است.@ چون انسان اگر به شکل حیوان از اینجا به آنطرف منتقل بشود دیگر اول بدبختیاش است همه همت یک آدم باید این در زندگیاش باشد برای این باید غصه بخورد و ناراحت بشود بقیه چیزها اگر برایش غصه بخورد پایین میاید آبروریزی هست پس ببین موضوع غصهها و غمهایت در زندگی چیست.@ این موضوع شرافت یک انسان قیمت یک انسان را مشخص میکند حالا یکی از غصههایی که به انسان خیلی شرافت میدهد یعنی دیگر اوج شرافت است اگر برایش بتوانی غصه بخوری چون غصه یک امر حقیقی است مثلاً من نمیتوانم بگویم غمگین باش شما هم بگویی باشه ما از این به بعد غمگین میشویم شاد باش.@ چون غمگینی و شادی احتیاج به حس دارایی دارد در تعریف غم و شادی چه میگویند؟ میگویند غم حالتی هست که از فقدان یک چیز به انسان دست میدهد. شادی چیست؟ شادی احساس خوبی است که از داشتن به انسان دست میدهد.@ بنابراین من اگر الان آمد سر کلاس به شما گفتم انسان با خدا شاد باشد یا خدا به من میگوید(بی فَافرَح) با من شاد باش خیلی قشنگ است ولی من اگر فعالیت فوق عقلانی داشته باشم نمیتوانم با خدا شادی بکنم خدا میگوید از من لذت ببر ولی من نمیتوانم از او لذت ببرم، چرا؟ چون فعالیت بخش فوق عقلانی دارم.@ دقیقاً مثل این هست که شما بخواهید یک بچه 4 ساله 5 ساله از جنس مخالف لذت ببرد، لذت میبرد یا نه؟ نه، دستور میتوانی به او بدهی؟ نه، این باید بزرگ بشود غذا بخورد تغذیه بکند رشد بکند بلوغ جنسی در اثر تغذیه پیدا بکند بعد به لذت میافتد.@ اگر یک کسی به لذت بهرهبرداری از خدا، انس با خدا، لذت بردن از خدا نرسد آن بخش انسانیاش بلوغ پیدا نکرده این دستوری نیست که به او بگوییم حالا تو برو از خدا لذت ببر برو از معنویت لذت ببرد نماز آنقدر کیف دارد من الان 50 سال هم که دارم مسافرت بروم چهار رکعتم دو رکعت بشوم خوشحال هستم ذوق میکنم لذت نمیبرم زور که نیست نمیبرم.@ وقتی میگوید نمیبرم حرف راست میگوید این نشان میدهد این آدم 50 ساله هنوز بلوغ بخش فوق عقلانی پیدا نکرده نمیتواند با اصل خودش، معشوق خودش، ریشه خودش، اله خودش ارتباط برقرار بکند.@ یک جملهای حضرت علی(ع) دارد میگوید دخترها را وقتی زود شوهر بدهید قبل از اینکه بلوغ عاطفی و عقلی پیدا بکنند این دختری که زود شوهر میکند دیگر نمیتواند عاشق همسرش باشد مثل اینکه یک کسی هست اشتها نداشته باشد با بیاشتهایی بخواهی یک غذایی به او بدهی بعد از آن غذا متنفر میشود.@ میگوید بگذار دخترت قشنگ بالغ بشود حس پیدا بکند بتواند یک جنس مخالف را دوست داشته باشد پسر هم همینطور، بتواند بفهمد جنس مخالف یعنی چی، عشق یعنی چی، و خودش بیفتد به نیاز، آن موقع اگر ازدواج کرد دیگر پای کار زندگی هم میایستد.@ ولی این وقتی این بلوغ را ندارد بیا 16 سالگی شوهرش بده اشتباهی که خیلی از خانوادهها میکنند 17 سالگی شوهرش بده حالا شوهرش دادی رفت این نمیفهمد یعنی چی، بلوغ عاطفی پیدا نکرده نمیداند معنیاش چیست.@ حالا وقتی یک کسی میخواهید بگویید از الله لذت ببر خدا میگوید از من لذت ببر با من شاد باش من وقتی نمیتوانم شاد باشم میفهمم که هنوز بلوغ پیدا نکردم من از غیب از فرشتهها، از رفت و آمد با فرشتهها با امام زمان، با غیب خوش نیستم اصلاً اسم غیب میاید حالم به هم میخورد پس معلوم است این بلوغ حاصل نشده.@ یکی از چیزهایی که خیلی میتواند به انسان لذت بدهد یعنی آدم را بزرگ میکند قیمت آدم را خیلی بالا میبرد غصههای فوق عقلانی است یعنی انسان باید این غصه در دلش بیفتد فقدان را احساس بکند چون گفتیم غصه از بلوغ بوجود میاید.@ داشتن و نداشتن من اول باید قیمت خودم را بدانم بعد قیمت چیزی که میخواهم برایش غصه بخورم یا برایش شادی بکنم را بدانم چقدر قیمت دارد حالا از دستش بدهم اگر از دستش دادم باورش کردم غصه میخورم.@ حالا یک کسی برای من یک چیزی اصلاً ارزش ندارد پس من هم برای او غصه نمیخورم وقتی برای من ارزش ندارد از دست دادنش هیچ مشکلی برایم ایجاد نمیکند اصلاً برایم قیمتی ندارد که بنشینم برایش غصه بخورم ولی همین اگر یک کسی داشته باشد اگر از دستش بدهد ممکن است سکته هم بکند چون او به این احتیاج دارد و برای آن این ارزش دارد.@ غصههای فوق عقلانی باید انسان به بلوغ انسانی برسد بفهمد نداشتن غیب چقدر خطرناک است بفهمد چقدر بیآبرویی است که از غیب بهرهبرداری ندارد از خدا بهرهای ندارد از فرشتهها از امام زمان از بالا هیچی ندارد وقتی داراییهایش را میسنجد این آدم یا دکتر و مهندس است یا یک مرد است.@ چند تا زن دارد و چند تا بچه دارد رئیس جمهور است نماینده مجلس است موقعیتهای وهمی، یا آدم خوشکلی است بچههایش خوشکل هستند همسرش خوشکل است خانه قشنگی دارد چیزهای زیورآلات با تجملات خیلی سروکار دارد یا پولدار است ویلا دارد.@ یک کسی که غصه نمیخورد که سهم من از الله چیست از این هزارتا اسمی که من دارم ماه مبارک رمضان میخوانم اسمهای خودم است من هیچی ندارم خدا هزارتا اسم به من داده من هیچی ندارم مثل یک کسی در دانشگاه میرود میگوید این همه دانشکده من را در هیچ کدام از اینها راه ندادند درس بخوانم غصه میخورد.@ میگوید من بالأخره باید در یک رشتهای میخواندم یک لیسانسی دکترایی یک ارشدی از یک چیزی میگرفتم هیچی را به من ندادند. شب قدر چون مهمانی است گلها را دیدید سر یک نفر میریزند گل و پول و سکه میریزند برای چه میریزند؟@ سر عروس و داماد یا سر کسی پول سکه میریزند قدیمها یادمان هست طرف میامد هزارتا صد تا یک غرانی داشت روی سر پخش میکردن یعنی خیلی من این را دوست دارم که برایش هزارتا یک غرانی ریختم بعداً شد سکههای بزرگتر، بعد اسکناس شد حالا که بعضیها تراول میریزند یعنی این آدم خیلی برایم عزیز است که دارم تراول هزینهاش میکنم تراول هر کس میخواهد فدای پای قدم این بردارد.@ خداوند شب قدر هزارتا اسم ریخته سر بندهاش، پخش کرده بردارید ببرید ما اصلاً رغبت نمیکنیم نگاهش بکنیم که بخواهیم دولا شویم اسم را برداریم یک کسی میگوید سهم من از الله چیست هزاران توانایی اسم دارد من از آن چند تا را دارم چقدر شبیه الله شدم؟ هیچی، سهم من از رسول الله چیست؟@ هیچی، از امیرالمؤمنین از مادرم فاطمه زهرا؟ سهمی نداریم، نه با هم انسی داریم نه همدیگر را میشناسیم نه یکبار خوابش را دیدم نه گپی با هم میزنیم از فرشتهها جبرئیل خیلی به آدم حال میدهم کلاً این چهارتا فرشته خیلی مهربان هستند، سهم من از این فرشتههای خدا چیست؟ هم فرشتهها هم اعوان و انصارشان؟@ هیچی من دارایی ندارم بله دکتر هستم مهندس هستم رئیس جمهور هستم ولی سهمی از بالا ندارم ولی غصهاش هم نمیخورم دلخوشم به اینکه اقلاً نماینده مجلس شدم رئیس جمهور شدم همین مستم میکند کافی است@ بعضیها مستیهایشان از نوع این است عقلی است میگوید من اگر هیچی ندارم من عوضش چهارتا دکترا دارم دوتا مهندسی دارم اکتشاف کردم اختراع دارم یا کمالات وهمی دارند با آن مست میشود بعد وقتی مست شد دچار سیری کاذب میشود، چرا سیری کاذب میشود؟ چرا سیری صادق نیست رئیس جمهوری مستم بکند بگویم دیگر احتیاجی نیست.@ واقعی نیست چون بینهایتطلب است فوق عقل دارد فوق عقل بینهایتطلب است ریاست جمهوری کمال وهمی است رئیس جمهور شدن مدیرکل شدن دکتر شدن مهندس شدن کمالات حقیقی انسان که کمالات فوق عقلانیاش است این با این مست است.@ بعضیها با شوهر مست میکنند برایش اصلاً مهم نیست پای این شوهر آخرتش را میریزید دینش را میریزد با یک زن بعضیها مست میکنند حاضر است دینش را بدهد اخلاقش را بدهد با یک پول، با یک امر وهمی با یک هنرپیشه شدن، مشهور شدن، معروف شدن، جلوی دوربین رفتن برایشان کافی است تا آخر عمر طرف با همین شراب مست میشود.@ برای همین در روایت داریم ما انواع شرابها داریم شراب جوانی که خیلی شراب خطرناکی است در روایت داریم خداوند جوانی را که جوانی نکند دوست دارد جوانی به انسان میگوید تو حالا حالاها وقت داری بیا برو دنبال عشق و حالت، آخرت چیه، خدا چیه، پیغمبر چیه، معاد چیه، مردن چیه، حالا شما وقتی میروید در قبرستان نگاه میکنید میبینید هزاران جوان در برزخ رفتند مستی دروغ است.@ مستی علم شرابش خیلی زیاد است گفتیم ما از پنج ژنی که خانوادهها باید روی بچههایشان کار بکنند سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین و اخلاق، الان آنقدر مستی علم زیاد شده که خانوادهها فقط برایشان مهم است که بچههایشان سالم باشند و تحصیل بکنند دکتر و مهندس بشوند.@ بچه من پزشک است متخصص است دکتر است مهندس است چند تا مقاله ISI دارد همین مست میکند یادش میرود آدم هم هست اصلاً یادش میرود یک سهم بزرگی از غیب دارد از انسانیت دارد چون ثروت هر انسانی موقع مردن گفتیم به تعداد اسمهایی هست که از الله میگیرد میبیند این هیچی ندارد.@ این هزارتا اسم را هر سال ماه رمضان خوانده واقعاً رغبتی در دلش نیفتاده تا دنبالش برود. الان برای چه ما در کشورمان دانشمندان را ارج مینهیم؟ میگوییم این یک رشتهای یک تخصصی در دلش افتاد دنبالش رفت تا به آخرش رسید در دلش افتاد بالأخره این را گرفت یک کمال عقلی کسب کرده.@ ولی کمال انسانی و فوق عقلانی چه موقع در دل من میافتد که بگویم من تا ته این نروم آرام نمیشوم این رغبت قیمتها را مشخص میکند پس قیمت هر کس به رغبتی هست که در وجودش میافتد اینها که همهاش اسباببازی است.@ رئیس جمهور شدن و نماینده مجلس شدن و مدیرکل شدن و دکتر و مهندس شدن و اختراع و اکتشاف کردن، در برزخ من چه چیزی احتیاج دارم؟ اول برزخ چون گفتیم رحم است رحم موقع تولد خصوصیات خاص خودش را بیرون رحم میخواهد تو با منطبق با شرائط زیستی آخرت شبیه شده باشی(إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) گفتم قلب سلیم چیست؟@ فرمود قلب سلیم(الَّذی یَلقی رَبَّهُ وَ لَیسَ فیهِ أحَدٌ سِواه) به زیارت خدا برود و هیچ چیزی جز خدا در این دل نباشد، نباشد یعنی چی یعنی زن و بچهاش را دوست نداشته باشد کشورش را دوست نداشته باشد علم را دوست نداشته باشد پول را دوست نداشته باشد زیباییها را؟ نه در قرآن تقسیمبندی کرده قرآن میگوید اینها را دوست داشته باشید هر چه بیشتر بهتر.@ فقط باید از این سهتا معشوق فوق عقلانی بالا نزند در آیه 24 سوره توبه، الله، خانواده آسمانی، اهل بیت، جهاد، اگر کسی این سهتا معشوق در رأس همه معشوقهایش باشد هر چه آن پایینها را دوست داشته باشد خوب است از آنها بیشتر اتفاقا لذت میبرد از دنیا از همسرش از بچهاش، واقعاً هم عشقهایشان پایدار است.@ اگر کسی میخواهدعشقهای پایدار زمینی داشته باشد با خانمش با بچههایش، پیامبر میفرماید اول عشقهای بالا را تنظیم بکنید هر چقدر عشق بالا تنظیم بشود عشقهای پایینی قشنگتر است ماندگارتر است نه به طلاق منجر میشود نه به دعوا و درگیری منجر میشود نه به غصه منجر میشود نه به جر و بحث منجر میشود هر چه هست قشنگ است.@ مهمترین مسأله مهندسی آرزوهاست و مهندسی معشوق که اینها را قبلاً در مهندسی آرزوها کار کردیم اول انسان باید آرزوهایش را بچیند آرمانها و محبوبهایش را مهندسی بکند بر اساس آن ارتباطاتش را شروع کند برقرار کردن.@ اگر کسی مهندسی معشوق نداشته باشد همینطوری میبینی با پول خوشحال میشود با یک موسیقی خوشحال میشود یک موقع با یک زن خوشحال میشود با یک شوهر خوشحال میشود یک موقع با بچه خوشحال میشود قیمتش هم همین است تا آخر عمر هم مشغول همین چیزهاست.@ غصههای فوق عقلانی نشان میدهد یک آدم چقدر قیمت به دست آورده که نوع غصههایش از نوع غصههای خانواده آسمانیاش شده نوع دغدغههایش از آنهاست. حالا شما به زینب کبری بگو این همه لتوپارت کردند تو غصه نداری؟ امام حسین این همه مصیبت، مگر نمیگویند هر چقدر امام حسین مصیبتهایش بیشتر شد شادتر میشد(کُلَّ ما إشتَدَّ عَلَیهِ الأمر أحمَرُ لَونه).@ خود امام حسین آدمی نبود که غصهای داشته باشد دغدغهای در زندگیاش داشته باشد؟ بله امام حسین غصه چی خورد که کربلا آمد به خاطر جلوگیری از آن غصهها حاضر شد این همه غصه بخورد؟ نگرانی امام حسین چه بود؟ نگرانی حضرت زینب چه بود؟ آنها برای چه غصه میخوردند؟ امام زمان غصههایش چیست؟@ اگر یک کسی رفت کنار امام زمان نشست نوع دغدغههایش دغدغههای امام زمان شد این آدم خیلی قیمت پیدا کرده اگر کسی نوع غصههایش غصههای خدا شد خدا هم غصه دارد میگوید(فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا) من یک موقعی از دست این بندهها تأسف میخورم نوع غصههای خدا چیست؟ خدا محل غصه که نیست؟@ وقتی میگوید غصه میخورم یعنی چه کسی غصه میخورد؟ یعنی خلیفه من امامی که فرستادم انسان کامل. اگر کسی نوع غصههایش نوع غصههای انسان کامل شد یعنی خوشحالیهایش با امام زمان یکی شد غمهایش هم با امام زمان یکی شد.@ در حدیث داریم این آدم با ما و هم درجه ما روز قیامت است نه اینکه برو در یکی از این بهشتها بمان، هر کاری کردی بیا برو، نه نوع غصهها. یک موقع است آدم مجلس عزاداری تشکیل میدهد مجلس جشن تشکیل میدهد گریه میکند غصه میخورد شادی میکند مداحی دارد اما شخصیتاً نوع غصههایش با خانواده آسمانی اتحاد ندارد.@ مثلاً میگوید ما ده شب روضه گرفتیم میخواستیم محمد خوب بشود زری شوهر بکند فلانی کنکور قبول بشود نوع غصهاش این است اما گریه هم کرده اما گریههایش هم برای این است.@ وقتی که میچسبی به خانه کعبه این پرده را که گرفتی داری گریه میکنی همان لحظه که داری گریه میکنی مثل آن لحظهای هست که کعبه را میبینی گریهات میگیرد داریم سه تا خواسته اگر کسی داشته باشد نوع آن سه تا خواسته نشان میدهد قیمتت چقدر است.@ یک موقع کسی به امام زمان میگفت آقا شما چرا قیام نمیکنید؟ گفت بیا کنار من بایست مردمی که میایند کنار کعبه از سه تا آرزویشان کدامشان من جزء این آرزوهایشان هستم، اصلاً، قیمت هر آدمی نوع غصههایش است برای چه شاد میشوی برای چه غمگین میشوی.@ یک کسی که الان رسیده به اینجا که وقتی اسم امام زمان میاید این پیش امام زمان است در چادر امام زمان است همرزم امام زمان است دور میز امام زمان است با امام زمان دارد طراحی میکند نقشه میریزد طرح و برنامه دارد با امام زمان بیدار است با امام زمان میخوابد با امام زمان بیدار میشود.@ نوع غصههای امام زمان چیست؟ این قیمتت است این عین امام زمان است این اگر سرطان بگیرد تصادف بکند مریض شود بمیرد(کَمَن کانَ فی فُسطاطِ المَهدی(ع)) مثل کسی که در چادر حضرت مرده تا در برزخ برود خود امام زمان میاید اهل بیت میایند او را برمیدارند میبرند نه در بهشت بگذارند نه این را میبرند جایی که خودشان هستند.@ چون این نوع گریهها و غصههایش با امام زمان نجات پیدا کرده از غصههای دنیا، از غصههای بخش حسی، خیالی، وهمی و عقلی نجات پیدا کرده از این غصهها رها شده نوع غصههای این آدم غصههای مربوط به آن سه تا معشوقهایش است خود الله، ارتباطش با الله، اهل بیت خانواده آسمانیاش و جهاد، غصههای جهادی دارد.@ یعنی من خودم را زودتر برسانم به قرارگاه امام زمان چادر امام زمان، امام زمان همه ما را صدا میکند و فرمود من هر روز 24 ساعت یکبار میگویم(هل من ناصر ینصرنی) همه ما هم داریم میشنویم او آواره است طرد شده و تنها و یگانه است ما را دارد صدا میکند ببینیم چند نفر میشنوند.@ بعضیها تا آخر عمر گوششان آنقدر کر است که اصلاً نمیشنوند ولی یک کسی میبینی بچه 17 ساله 18 ساله است صدای امام زمان را میشنود که احتیاج به کمک دارد بنابراین نوع غصههای این فرق میکند. من باید خودم را به چادر حضرت برسانم.@ قبلاً گفتم ما یا در چادر حضرت هستیم یا در حال حرکت به چادر حضرت هستیم این دوتا نجات پیدا میکنند کسی که صدای کمکخواهی امام زمان را میشنود و اصلاً غصه نمیخورد به رویش هم نمیاورد اصلاً از دور خارج است اصلاً مبارک نیست.@ حالا یک فهرستی از غصهها من به شما بدهم غصههایی که شما هر کدامش را بخورید هی قیمت میخورید و بالا میایید غصهها هم یکطوری است گناه آب کُن است در روایت داریم غصه کفاره گناهان است.@ حالا یک کسی ممکن است خیلی هم گناه داشته باشد اما نوع غصههایش آنقدر متعالی است که آن گناهان را ذوب میکند غصه یعنی آن چیزی که دارد تو را فشار میدهد این آنقدر در این فشارهای اینطوری هست که کفاره میشود خودش برای گناهانش، در روایت داریم غمها کفارات گناهان هستند بخصوص غمهای بدون علت.@ خدا یک کسی را که خیلی دوستش دارد چون میخواهد پاک باشد یکدفعه میبینی دلش را غمگین میکند خودش هم نمیداند برای چی میبینی یکدفعه غمگین است دو ساعت سه ساعت پنج ساعت انقباض دارد این دارد پاک میشود.@ حالا یک کسی خودش میرود غصه را انتخاب میکند خودش میرود انقباض را انتخاب میکند در دریای غصههای قشنگ میاندازد و فرق این غصه بالایی فوق عقلانی با غصههای پایینی چیست؟ این هست که وقتی یک نفر غصههای فوق عقلانی دارد آدم شادی میشود یک آدم آرام، نوع جنس این غصه یکطوری مثل زهرمار میماند.@ وقتی یکدفعه مار میزند میکشد همان را ببرید رقیقش بکنید سرمش بکنید وقتی میزنند آدم شفا میگیرد. شما وقتی رفتید غصهها را انتخاب کردید آدم اگر قرار است غصه بخورد غصه خوب انتخاب کن بیعرضه بیسلیقه این هم شد غصه که تو میخواهی بخوری برو یک غصه قشنگ انتخاب کن برای آنها غصه بخور.@ وقتی من غصههای فوق عقلانی داشتم غصههای بخش پایینی را دارم یا ندارم؟ ندارم نه اینکه آزاد بشوم بالأخره یک مشکلاتی سر راهم هست بدهکاری دارم گرفتاری دارم میخواهم ازدواج بکنم ولی این غصهها غصههای اصلی نیست همّ من است غم نیست همّ است.@ گفتیم غم با همّ فرق دارد همّ من است این همّها عبادت میشود قشنگ است معامله خوبی است این مستأجر است میدود برای صاحبخانه شدن آن مستأجر هم میدود برای صاحبخانه شدن، اما این مستأجری که میدود برای صاحبخانه شدن با آرامش و شادی میدود.@ چون غمهای بالاتر دارد این که غمهای آنطوری ندارد همه غمش همین یک شوهر کردن یک زن گرفتن یک بچهدار شدن و صاحبخانه شدن است این نه همهاش در جهنم است پس یک کسی غم را دریافت میکند تبدیل به شادی میکند یک کسی همان غم را دریافت میکند به جهنم تبدیل میکند خیلی عجیب است.@ مکانیزم انسانشناسی مکانیزم خیلی پیچیدهای است پس حالا برو جلوی آینه بایست برو خودت را نگاه کن در تنهایی در خلوت ببین نوع غمها، غصهها گریههایت چه هست آدم میشود بفهمد حالا یک کسی که غصههای بالاتر دارد دیگر در خانه بداخلاقی ندارد در خانه گیر دادن به همسر ندارد.@ آدمها چون کوچک میشوند سر غذا و خانه و لباس و اتو و این را بخرم آن را نخریدم فلانی چرا دارد ما چرا نداریم بنشینم غصه بخورم چون قیمت خودشان را نمیدانند قیمت دستشان نیست خودشان را مفت میفروشند.@ وقتی که قیمت دستت آمد خیلی شرمنده میشوی خجالت میکشی از اینکه بخواهی برای دنیا غصه بخوری قیمت تو این نیست. یک مثال بزنم: یک نفر بیاید به شما بگوید من رفتم 20 میلیون دادم اسب خریدم دوست دارم بیایی ببینی در مزرعه من با این اسب چقدر صفا میکنم بعد تو هم میگویی بروم ببینم این با اسب چکار میکند.@ بعد میروی میبینی این اسب سوار آقا شده همینطوری دارد میرود خندهات میگیرد یا نه؟ الاغه سوار آقا شده آقا این الاغ را میبرد بالای کوه و اینطرف و آنطرف، برعکس شد این الاغ قرار بود تو سوارش بشوی قرار بود تو با اسب اینطرف و آنطرف بروی حالا که فعلاً این سوار تو شده.@ خدا میگوید من دنیا را آفریدم مرکب تو باشد برای تو آفریدم ولی تو را برای دنیا نیافریدم(سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) آن چیزی که در آسمان و زمین است به خاطر تو آفریده شده طلا است همسر است پول است خانه است نقره است کاخ است دریاست جنگل است.@ هر چه که هست همه اینها برای تو خلق شده تو برای اینجا خلق نشدی یک کسی که دنیا سوارش میشود خیلی آدم مضحکی است برای همین هم قرآن میفرماید این بدتر از حیوان است(كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ) چون دنیا سوار حیوان نمیتواند باشد حیوان اصلاً باج به دنیا نمیدهد از دنیا لذت میبرد و بعد میمیرد.@ ولی آدم احمق یعنی این یک کسی که برود مرکب بخرد و مرکب سوارش بشود یک ماشین خریده یک بند به خودش بسته دارد ماشین را میکشد تو قرار بود سوار این بشوی. اگر یک کسی شرافت خودش را پیدا کرد میگوید بد است الاغ سوار من بشود ما الاغ خریدیم سوارش بشویم اگر کولی هم نمیدهد به کس دیگر میفروشیم.@ برود به او کولی بدهد آزادش میکنیم ولی قرار نیست که اگر کولی نمیدهد کولی هم بگیرد این خیلی بد است یک نفر نوع غمهایش اینطوری بشود وقتی غم سراغت میاید یعنی سوارت شده که میتواند تو را تکان بدهد.@ پس رمز این گفتار پیغمبر یادمان نرود که(مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی که به دنیا گریه میکند کوچک است فشار داری داخل جهنم میروی اگر قیمتت دستت آمد دیگر حاضر نیستی غصه بخوری.@ مثل ثروتمندی که حالا پنج تومانش افتاده در لجنی، هیچ وقت نمیاید آستینش را بالا بزند برود در لجنها دنبال پنج تومان بگردد میگوید من وقتم خیلی بیشتر میارزد.@ این آدم دیگر نه کینهای میشود نه دعوا و درگیری با کسی دارد نه رقابت پیدا میکند نه در چشم و همچشمی میافتد نه دنیای دیگران میتواند تحقیرش بکند. خدا رحمت کند یکی از اولیاء خدا بود من آن موقعها که قم میرفتم قبل از اینکه بروم آنجا مستقر بشوم شاید 20 سال پیش شبها خدمت ایشان میرفتم.@ ایشان میگفت ما با علامه طباطبایی جلساتی داشتیم میگفت وقتی بیرون میامدیم این صاحبان دنیا را که میدیدیم فقط دلمان برایشان میسوخت این بیچاره چقدر گرفتار است چه قبری. خیلیها را شما وقتی در خیابان میبینید ماشینهایشان سوارشان هستند.@ یعنی این واقعاً سوار ماشین نیست اصلاً از شخصیت این آدم میبینی که این اتومبیل او را گرفته این پیراهن او را گرفته این حلقهاش او را گرفته این موهایش این آدم را گرفته این خوشکلیاش او را گرفته دو روز در دانشگاه درس خواندن بیچارهاش کرده فلجش کرده سوار این آدم هست.@ مدرک سوار است ریاست سوار است اصلاً آدم آزادی نیست آدم حری نیست مال التجاره او را گرفته شغلش او را گرفته آن هشت تا معشوق پدرها و مادران، پسرها و دخترها، خوهران و برادرها، همسر، عشیره و ملیتگرایی و چیزهایی از این قبیل که دارد اموال، شغل تجارت و مسکن، بعضیها واقعاً به اینها کولی میدهند سوار اینها نیستند عبد این معشوقها هستند.@ لذا آدم اگر قرار است غصه بخورد حضرت میگوید(إن کُنتُم راغِبینَ لا مَحالَۀ فَأرغَبُوا فی جَنَّۀٍ عَرضُهَا السَّماواتِ وَ الأرض) میگوید اگر قرار است شما به یک چیزی رغبت پیدا بکنید که دنبالش راه بیفتید بروید عوضش بهشتی را بخواهید که به اندازه آسمانها و زمین است چرا کمتر میخواهید.@ اگر قرار است دلتان رغبت زده بشود خدا را کار ندارید آنقدر خودت را بزرگ نمیبینی که حریف خدا باشی که او را شکار کنی یا شکارش بشوی اگر قرار است دنیاخواهی بکنی دنیای ممتد را بخواه آخرت را بخواه ابدیت را بخواه. ما تا هستی هست هستیم شما همین شخصیتتان تا خدا هست هستید مرگی وجود ندارد.@ مرگ فقط یک دروغ است ما وفات داریم روی سنگ قبرها نمینویسند مرگ، مینویسند تاریخ وفات یعنی انتقال است یک تولد است بنابراین هیچ کدام از ما ته نداریم انتها و آخر نداریم آخری وجود ندارد پایانی وجود ندارد جاودانه هستیم.@ در این کتاب مقدس قرآن هشتاد بار دارد میگوید تو جاودانه هستی وقتی قرار است من ته نداشته باشم باید عاشق خودم به همین بلندا باشم و برای خودم به همین بلندا برنامهریزی کنم نوع شادیها و غصههایم به همین مقیاس باشد.@ وقتی آمد در مقیاس کمالات وهمی یا خیالی یا حسی، یکذره محسوستر بگویم جمادی، گیاهی، حیوانی وقتی غصههایم در اینها آمد در واقع یعنی من ابدیت را فراموش کردم حضرت فرمود کسی که غصه میخورد دستش را روی رانش میزند میگوید اجرش را از دست میدهد یک چیز بزرگی را از دست میدهد.@ چه چیزی میتواند به من کمک بکند که من نوع غصههایم تنظیم بشود؟ قیمت، آشنایی با قیمت یعنی خودآگاهی خودشناسی، بفهمم که خدا دارد میگوید من به خاطر تو و به عشق تو همه این عالم را آفریدم قیمتت دستت باشد میگوید بهشتی برای تو تنها گذاشتم که به اندازه همه آسمانها و زمین است.@ شب که بیرون میایی ستارهها را میبینی کیهانها را میبینی تلسکوپ میاندازی قرار است یک بهشتی به تو بدهند همه اینها در یک گوشهای از بهشت توست اگر این را فهمیدی و باور کردی آن موقع است که نوع دغدغهها غصهها قیمتها خیلی بالا میرود.@ رمز شادی حضرت زینب، ائمه، اولیاء خدا همین است که آنها قیمت دستشان بود که آنها به هیچ وجه اصلاً حاضر نبودند خودفروشی بکنند هرزگی بکنند در چیزی که در شأنشان نیست به خاطرش غصه بخورند دون شأن خودشان میدانستند لذا غصه نمیخوردند.@ برای همین میگوید وقتی در کوچه میروم به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگری بودند خیلی راحت رد میشود برای همین میگوید(نِصفُ العاقِلِ إحتِمال وَ نِصفُهُ تَغافُل) نصف شخصیت عاقل تحمل است و نصفش بیخیالی است.@ چون این اصلاً بیخیال اینجاست نه اینکه نمیفهمد آدم بیشعوری است که سرش کلاه میرود نه حواسش جای دیگر است یعنی این دارد به تجارتی که لن تبور هست فکر میکند بقیه سر تجارتهای دنیا ماندند لذا اهل دنیا در روایت داریم مؤمن را پخمه میدانند این چقدر پخمه است نمیدانند این چقدر آزاد است کجا را دارد نشانه میگیرد کجا را دارد میزند.@ از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) (إنَّ اللهَ تَعالی إطَلَعَ إلیَ الأرض فَأختارَنا وَ أختارَ لَنا شیعَۀٌ) میگوید خدا به زمین نگاه کرد ما اهل بیت را انتخاب کرد(وَ أختارَ لَنا شیعَۀٌ) برای ما هم یکسری پیرو انتخاب کرده دست گذاشته گفته.@ آدم کیف میکند فاطمه زهرا مادرش است ای خدایا چقدر قشنگ با من کار کردی که این را مادر من گذاشتی امیرالمؤمنین را پدر ما گذاشتی چه خوب کار کردی چه قیمتی به من دادی.@ یک کسی که مادرش را فاطمه زهرا میداند مادر زمینیاش ممکن است یک زن عوضی، فاحشه بدکاره باشد پدرش یک آدم معتاد باشد ولی این قیمتش را از پدر و مادر زمینیاش نمیگیرد این قیمتش را از مادر خودش و اصلیاش میگیرد شما بروید در پیچ شمران ببینید یک جوانهایی را عکسشان را زدند.@ آدم وقتی نگاهشان میکند فقط یک ساعت دوست دارد گریه بکند اینها هیچ وقت نفهمیدند مادر و پدرشان چه کسانی هستند بچههای بهزیستی بودند ولی الان کجایند؟ الان(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) بارها گفتم(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) یعنی آنطرف بهشت، در بهشت نیست بالای بهشت است بهشت خانهشان است میایند سر میزنند و میروند اینها هیچ وقت مزه پدر، مادر اصلاً تخیلات و توهمات اینطوری نداشتند ولی بهشت رفتند.@ خاک بر سر کسی که بگوید پدر من اینطوری من هم بنشینم غصه بخورم چرا پدر من اینطوری است چرا مادر من اینطوری کرد چرا من اصلاً پدر ندارم پدرم من را بیرون کرده مادرم اینطوری میکند این آدم خودش را نمیشناسد.@ اگر پدرت آدم بدی است اصلاً غصه نخور چون پدر حقیقیات نیست اگر مادرت آدم خوبی نیست غصه نخور چون مادر حقیقیات نیست اگر خواهر و برادرهایت طردت میکند غصه نخور چون اینها برای جسمت هستند خدا قرار داده خودت کس دیگری هستی قیمتت از آسمان است اصلاً مال آنجا هستی(فَأختارَ لَنا شیعَۀٌ).@ یک سؤال قشنگ: شما تا حالا فکر کردید به اینکه از این هفت میلیارد آدم ما چندتا شیعه داریم؟ از چهارصد میلیون، آمد به حضرت گفت آقا من خیلی گرفتارم خیلی بیچارهام، گفت برای چی؟ گفت مشکلات دارم گرفتاری دارم وضع مالیام خوب نیست.@ حضرت فرمود اصلاً مشکل نیست تو خیلی هم وضعت خوب است، گفت چطور آقا؟ گفت تو حاضری ولایت ما را نداشتی دنیا را به تو میدادند ثروت دنیا را داشتی؟ گفت نه، گفت پس معلوم است چیز گرانتر داری که به دنیا حاضر نیستی بدهی اگر آدم معرفت این را داشته باشد میفهمد خدا به همه این را نداده.@ آمد به امام صادق گفت آقا دعا کنید ما بهشت برویم، حضرت گفت بنده خدا در بهشت هستی، چرا؟ چون ولایت ما را به تو داده ما را میشناسی با ما هستی تمام است ولی خیلیها این را قدر نمیدانند اصلاً انگار خدا هیچی به آنها نداده همهاش احساس بدبختی میکنند.@ خدایا چرا به او دادی من با خدا بد هستم با خدا لج افتادم اصلاً از خدا قهر کردم چرا من شوهر خواستم نداده زن خواستم نداده یک چیزی به تو داده که به هر کسی نمیدهد قدیمها یک شعر میخوانند به قول رفیقمان میگفت هر چه تحقیق کردیم شاعر این شعر را نفهمیدیم کیست، میگفت:@
خدا امیرالمؤمنین را به هر کسی نداده امام زمان را به هر کسی نداده فاطمه زهرا را به هر کسی نداده خیلی ثروت زیادی است که داده و الله قسم وقتی میروی در صحنه آخرت تازه میفهمی که تو چه داشتی و چه داری بگذار از رحم به آنجا متولد بشویم خوش به حال کسی که در اینجا بفهمد خیلی بد است آدم این را داشته باشد و نفهمد.@
اینجا نفهمی چه داری قدرش را ندانی خیلی زشت است اهل بیت را داشته باشی بعد احساس بدبختی به او دست بدهد(وَ أختارَ لَنا شیعَۀٌ) بعضیها اهل بیت را دارند ولی به خاطر اینکه مشکلی در خانوادهشان هست یک چیزی ندارند تا آخر عمر غصه میخورند افسرده میشوند مریض میشوند.@ این چه کاری است به داراییهایت نگاه کن حالا قشنگیاش اینجاست میرود روی نوع غصهها، میگوید(یَنصُرُونَنا) این شیعیان به کمک ما میایند(وَ یَفرَحُونَ لِفَرَحِنا) با شادیهای ما شادی میکنند یعنی نوع شادیهایشان تنظیم شده با شادیهایی که ما واقعاً شادی میکنیم(وَ یَحزَنُونَ لِحُزنِنا) با نوع غصههای ما غصه میخورند این را برداشتیم کوچکش کردیم.@ میگوییم حضرت فرمود(یَفرَحُونَ لِفَرَحِنا) حالا امروز روز تولد است بیاییم جشن بگیریم دست بزنیم شیرین بخوریم داستان که این نیست یا(وَ یَحزَنُونَ لِحُزنِنا) امروز روز شهادت است بنشینیم گریه بکنیم اینقدر مبتذل شده نه یعنی آدم کل شادیهایش یکسره شادیهایی دارد که ما هم داریم غمهایی دارد که ما هم داریم.@ (وَ یَبذُلُونَ اَموالَهُم وَ اَنفُسَهُم) بذل میکنند اموالشان را، جانشان را میدهند(فینا) به خاطر ما، (أولئِکَ مِنّا) آنها از ما هستند(مِنّا أهلُ البَیت وَ إلَینا) همیشه با ما هستند و به سوی ما، راهشان به سوی ماست یعنی این مسیری که از دنیا دارد آخرش به دامن اهل بیت ختم میشود.@ فرمود عزرائیل(ع) موقعی که برای گرفتن مؤمنین میاید با تواضع با ادب میایستد خیلی مؤدبانه مثل یک غلام، من آدمهای اینطوری را موقع جان دادن دیدم دیدم کسی که موقع جان دادن بلند میشود به اهل بیت سلام میدهد و میرود میبیند و میرود. عزرائیل(ع) آنقدر خوشکل و مهربان است که نگو ما بیخود از او میترسیم.@ آنقدر او مهربان و خوشکل است خیلی دوست داشتنی است میاید میگوید پنج تن استقبال آمدند تو را ببرند آنها را ببین اسم میاورد میگوید این پیغمبر است این امیرالمؤمنین است این حضرت زهراست این حسن است این حسین است چقدر مردن اینطوری قشنگ است ببینی استقبالت آمدند دیگر خبری از نکیر و منکر و این حرفها نیست داستان چیز دیگری است.@ خدا رحمت کند مرحوم آقا سید رضا همدانی را، وقتی از دنیا رفته بود یکی از بزرگان خوابش را دید به او گفت از سکرات موت و عقبات و حساب و کتاب، گفت من که هیچی نفهمیدم من چشمم را باز کردم دیدم در بهشت هستم اصلاً هیچی ندیدم نه فرشتهای آمد نه سؤالی بود همین که چشمم را بستم باز کردم در بهشت بودم.@ گفتم داستان آن پیرزن را، استاد ما میگفت یک پیرزنی بود خیلی عاشق اهل بیت بود بعد گفت فقیر هم بود گیوهچی بود گیوه را درست میکرد پولش را یکذره که درآمد داشت نگه میداشت خودش با سختی زندگی میکرد بعد این را میداد به کسی که میخواست کربلا برود میگفت من که پولم نمیرسد کربلا بروم این را نذر کردی یک زیارت هم تو برای ما بکن اینقدر عاشق بود.@ استاد ما میفرمود یکی از نزدیکان ما ایشان را خواب دید گفت کجایی؟ گفت والا من همین که رفتم خانم فاطمه زهرا آمد پیشم گفت تو بیا پیش ما برویم.@ این کجا تا اینکه فرشته بیاید بخواهد حساب و کتاب بکند آدم را بیچاره بکنند اصلاً دستت به کسی نرسد فاطمه زهرا فرمود بعضی از شما سبک زندگیتان یکطوری هست که من که میخواهم بیایم نجاتتان بدهم سیصد هزار سال طول میکشد تا نجاتتان بدهم از بس زندگیهایتان را از من دور کردید از بس شخصیتتان از ما فاصله دارد از بس از این مادر فرار کردیم.@ (إلینا) میدانید یعنی چی؟ یعنی این دارد میمیرد دارد یواش یواش پیر میشود ولی به لحظهای میرسد که چهارده معصوم با هم میایند او را میبرند بچهشان است مگر غیر از این است میایند او را میبرند خوش به حال کسی که خوب زندگی بکند درست زندگی بکند قدر خودش را بداند.@ فعلاً صورت مسأله بود مقدماتش را گفتیم انشاء الله جلسه بعد میخواهیم برویم سراغ نوع غمها، نوع این غمهای آخرتی و فوق عقلی که میتواند تولید شادی بکند و آرامش بیاورد چه هست این غمها را کامل رویش کار بکنیم یک تعدادی را معرفی بکنیم چون ماه مبارک نزدیک است در ماه مبارک فهرست داریم.@ این فهرستها را کار بکنیم نوع دغدغهها را، شما باید در مهمانی آنجا بگیرید الان داریم آماده میشویم برای یک مهمانی بزرگ، رجب نزدیک است باید یواش یواش خودآراییها را شروع بکنیم استحماممان را در رجب انجام بدهیم در شعبان هم خودآراییهایمان را انجام بدهیم برای ضیافت خودمان را برسانیم این سه ماه خیلی مهم است.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ آنها از ما هستند و به سوی ما. پنج مرتبه آیه شریفه را با هم میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین جهان، رفع اضطرار از کشورمان، مردممان، شیعیانمان، سلامتی رهبرمان.@ رفع اضطرار از امواتمان، نجات اموات، شادی اموات، حل مشکلات جوانهایمان، مشکلات مسکنشان، مشکلات ازدواجشان، (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@