سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم هدیه به محضر مقدس سیدالشهدا(ع) و همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا صلوات ختم بفرمایید. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بر همه عزاداران حسینی به خصوص کسانی که مسافر کربلا و زائرین اربعین هستند هدیه به محضر مقدس سیدالشهدا(ع) و همه شهدای عاشورا و کربلا صلوات ختم بفرمایید.@ بحثمان درباره حزن بود امروز قرار شد راجع به غمهای خوب سخن بگوییم حزنهایی که مثبت و سازنده هستند به طور کلی یک روایت داریم که پیامبر فرمودند(ما عُبِدَ اللهُ عَزَّوَجَل عَلی مِثلِ طولِ الحُزن) خداوند عبادت نشده به چیزی مثل طولانی بودن حزن یعنی بالاترین عبادت این بوده که انسان طول حزن داشته باشد حزنش طولانی بشود غمش طولانی بشود.@ با توجه به مقدماتی که قبلاً درباره بحث حزن گذراندیم مشخص هست که منظور کدام حزنها هست یک سلسله از حزنها هست که در اختیار ما نیست بر ما وارد میشود و یک سلسله حزنها هست که ما انتخابش میکنیم و هر دوی اینها سازنده است و عبادت خداوند تبارک و تعالی است و منشأ اسمگیری و قدرت هست به شرطی که انسان بتواند از آن استفاده بکند.@ بیشتر مردم حزن را تحمل میکنند یعنی گرفتاریها و مشکلات و غمها را اما بلد نیستند از آن استفاده بکنند زحمت را میکشند اما نتیجه نمیبرند از این زحمت، یک آدم با معرفت که خودش را خوب میشناسد با قوای خودش و هدف خلقتش آشنا هست.@ او هست که میتواند از غمها و حزنهای خودش به نحو احسن استفاده بکند و آنها را تبدیل به شادی بکند و تبدیل به اسم بکند آنها را اسم الله دریافت بکند غمهایی که دست خود ما نیست سراغ ما میاید خداوند تبارک و تعالی ما را آورده در این دنیا مبتلایمان کرده به یک بدن نیازمندمان کرده به یک سلسله کمالاتی که مجبوریم از یک پایه داشته باشیم.@ مثل کمالات حسی گیاهی و حیوانی و عقلی این چهار بخش را که ما در وجودمان داریم بخش اصلیمان بخش فوق عقلمان بود این چهار بخش مقدمه هستند برای رویش و رشد بخش عقلانی ولی اینها به هر حال یک سور و ساتی لازم دارند ما بالاخره این بدنی که داریم باید تیمارش بکنیم به آن برسیم.@ این بدن بالاخره یک موقعی مریض میشود یک موقعی درد میگیرد یک موقعی دکتر دارد دوا دارد درمان دارد سرماخوردگی دارد تب دارد تصادف دارد سرطان دارد همینطوری بالاخره گرفتاری دارد بخشهای گیاهیمان که مربوط به رشد ما هست همینطور هست تغذیه تولیدمثل.@ یک وقتی کسی باردار نمیشود دردسر دارد گاهی وقتی یک مرد عقیم میشود دردسر دارد تا بچهدار بشود یا بچه اگر نداشته باشد برود یک جا بچه برای خودش پیدا بکند بخشهای حیوانی هم همینطور از آن جهت که انسان زن است یا یک مرد یک سلسله دردسرهای زنانه یا دردسرهای مردانه دارد.@ زن است حالا باید بایستد که خواستگار برایش بیاید آیا خوب باشد یا بد باشد درست تشخیص بدهد درست تشخیص ندهد دردسرهای ازدواج دردسرهای شوهرداری دردسرهای بچهداری مادر بودن دردسرهای ارتباط با خانواده همسر مرد هم هست همینطور است یک موقعی میبینی کسی را شناخت با او ازدواج کرد بعد هم جور در نیامدند.@ دردسرهای زنداری بچهداری باز خانواده همسر حالا این ازدواج هم کرده از این طرف دردسرهای مشکلات خانه و تهیه مسکن و هزینههای زندگی و مریضی همسر و مریضی بچه و دردسرهای اینطوری حالا همینطوری یکسری هم و غم دارد این غمها همهشان قشنگ و خوب هستند.@ یعنی وقتی یک فوق عقل حالیش هست که دارد چکار میکند یعنی مرکب اینها را به عنوان مرکب دارد از آن استفاده میکند میداند که قرار است شبیه الله بشود از همین غمها شروع میکند استفاده کردن برای شبیه شدن همین غمها را سوخت قرار میدهد.@ همین دردسرهای مالی دردسرهای اقتصادی یک جا ورشکستگی دارد یک جا مالش را میبرند یک جا مالش را میخورند یک جا عصبانیش میکنند یک جا سر هزینه عروسی یک جا بدهکاری بالا میاورد یک جا مسئله خانه دارد همه اینها قشنگ میشود.@ چرا؟ چون میداند این دردسرها و غصههایی که دارد میخورد برای مسائل زندگیش در روایت هم داریم درجاتی هست در بهشت که انسان جز با غصه خوردن برای حل مشکلات زندگی به آن نمیرسد همین مشکلات زندگی که انسان دردسر دارد یک مادر دارد یک خواهر دارد مادر اذیت میکند خواهر اذیت میکند.@ بین پدر مادر دعوا میشود مشکلاتی هست بچهها باید تحمل بکنند بچهها مشکلاتی در زندگیشان پیش میاید طلاق و طلاقکشی دارند با شوهرش دعوایش شده با زنش دعوایش شده نوه یک طوری شده این غصههایی که همه طبیعی در زندگی دارند.@ وقتی که شخص میداند که قرار است شبیه الله بشود از همه این مشکلات برای بدست آوردن اسم استفاده میکند و اساساً همه قشنگیهای دنیا به وجود همین غمهاست بعضیها میگویند دنیا چقدر بد است که چقدر این دردسرها را دارد یک آدم آدم نه یک حیوان یک زن یا یک مرد نه یک آدم یعنی بخش فوق یک انسان میگوید دنیا چقدر قشنگ است که مشکلات رو دارد.@ زنداری دارد مشکلات بچهداری دارد مشکلات زندگی دارد مشکلات جاری و باجناق و مادرزن و مادرشوهر و پدرزن و پدرشوهر بدهکاری دارد دنیا قشنگیش این هست که بدهکاری دارد دنیا قشنگیش مریضیش هست دنیا قشنگیش این هست که انسان تعارض و تضاد دارد با دیگران و همینها میشود خوراک من.@ دقیقاً مثل یک کسی که رفته باشگاه قوی بشود حالا رفته باشگاه یک پول کلانی هم داده رفته باشگاه بعد میرود در باشگاه وارد میشود میبیند که چهارتا دَمبل گذاشتن یک هارتل گذاشتن یک بارفیکس بعد میگوید والله با اینها بدنسازی با چهار تا دَمبل و یک هارتل و یک بارفیکس.@ من باید بیست دستگاه اینجا باشد برای ساق پایم برای ران پایم برای زانویم برای کمرم برای شکم برای پشت برای سر بازو برای کتف برای گردن وقتی میبیند بیست تا دستگاه هست خوشحالتر است چرا چون هر کدام من را یک تمرین میدهند پس من در این باشگاه قویتر میشوم.@ حالا یک کسی به او میگوید تو چقدر سادهای بچه این که خیلی بهتر است باشگاه سه تا دستگاه دارد دردسر تو هم کمتر است سه تا ورزش میکنی میدوی میروی خانه میگوید هدف من از باشگاه آمدن چیه؟ قوی شدن نیامدم که خودم را مسخره کنم در این باشگاه.@ مثل شما بروید باشگاه ثبت نام بکنید بعد بگویند آقایان تشریف بیاورند لباس ورزشی بخرید بیایید کتونی بخرید بیایید بعد میگویند که آنجا دور حوض برایتان میز گذاشتیم بنشینید الان برایتان چایی میاوریم قلیان میاوریم صفا کنید بعد دو ساعت در باشگاه بروید.@ کسی خوشحال میشود از این کار ظاهراً؟ دارند تحویلش میگیرند راحت هم هست دیگر نه مربی تمرین میدهد نه میدواند کسی راضی هست از این نوع باشگاه؟ یا نه میگوید من عاشق درس خواندنم برویم باشگاه بعد معلم بگوید که بچهها بیخیال درس جوک تعریف کنید ببینیم.@ من یادم هست زمان طاغوت یک موقعهایی اینطوری میشود ناظممان میامد بیرون خیلی جذبه داشت میامد در کلاس معلم را بیرون میکرد یک ناظم خیلی ناجوری داشتیم معلم را بیرون میکرد میگفت شما بفرمایید دفتر ما با بچهها کار داریم ناظم است مدیر است آمدند دفتر.@ در را میبست میگفت چه کسی بلد است برقصد چه کسی ترانه میخواند یک ساعت کلاس بزن و برقص و دست میزدند و او که ترانه بلد بود میخواند شد کلاس هیچی. آقا اگر باشگاه است قرار است من قوی بشوم کدام دانشگاه بهتر است آن که سختتر است درسهایش اساتید سختتر میگیرند برای همین دانشگاههایی که خیلی سخت میگیرند هزینه ورودیش هم زیادتر است.@ پس من آمدم اینجا شبیه الله بشوم میخواهم بالاترین درجه را در نظام خلقت بگیرم نفر دوم بعد از خدا بشوم اگر من آفریده شدم به اینکه قرار است وقتی که روز قیامت خدا به من گفت(مِنَ الحَیِ القَیومِ الَّذی لا یَموت اِلَی الحَیِّ القَیومِ الَّذی لا یَموت) یعنی مثل من شدی تو(أَنَّا اَقولُ لِشَیء کُن فَیَکون) من به هر چیزی که دلم میخواهد بیافرینم میافرینم.@ (تَقولُ لِشَیء کُن فَیَکون) تو هم امروز به هر چیزی که دلت میخواهد بیافرین اگر من میخواهم به این مقام برسم من باشگاه میخواهم من استاد میخواهم من مربی میخواهم من کلاس میخواهم من یک مربی میخواهم به من تمرین بدهد من استاد میخواهم این را من لازم دارم.@ اینطوری که من همینطوری چهار رکعت نماز بخوانیم یک هفده رکعت نماز شبانهروز و یک ماه رمضان روزه پیزوری و نمیفهمیم چی شد و حالا یک مسافرتی برویم مکهای برویم یک کربلایی برویم با این کسی شبیه الله نمیشود شخص باید برود در سیستم قرار بگیرد در یک سیستم که الله سازی میکند.@ یعنی شبیه الله مَثَل الله میسازد خلیفه سازی میتواند بکند، خلیفه یعنی چی؟ جانشین، مظهرسازی میخواهد بکند کپی سازی میخواهد بکند از الله باشگاه میخواهد مربی میخواهد کلاس میخواهد تمرین میخواهد نظم میخواهد باید نباید دارد یک کسی که اینها را حاضر نیست.@ میگوید آقا من دینداری میکنم ولی کلاس بروم استاد بکنم تمرین بکنم درس داشته باشم مراقبت، اصلاً کدام کمال بدون استاد و مربی بدست آمده که این اینطوری بشود مربی میخواهد استاد میخواهد مربی خبره میخواهد من را شبیه الله بکند بتواند قوای من را چطوری به گونهای قوای من را شکلدهی بکند و روابطش را با بقیه اشیاء بیرون تنظیم بکند.@ بین من و دنیا بین من و همسرم بین من و شوهرم بین من و بچههایم بین من و خانواده همسرم بین من و اقتصاد بین من و پول بین من و لباس بین من و زیور و زینتآلات بین من و مرکبم بین من و عطر بین من و غذا بین من و تفریح بین من و مسافرت بین من و علم روابطی ایجاد بکند از مجموعه این روابط یک کسی شبیه الله در بیاید یک آدم در بیاید.@ چه کسی میتواند همچین روابطی را تنظیم بکند طرف الان میخواهد برود یک فلوت بزند یک نی بزند استاد میگوید برو این دندانت را بکش آخر این دندان سالم نه باید بکشی اگر میخواهی نی بزنی این را باید بکشی چون جفت نمیشود در دندان به چه عشقی؟ به عشق اینکه تو میخواهی یک نی بزنی بله تمرین دارد کار دارد.@ میخواهد یک والیبالیست بشود باید همه برنامههایت بر اساس والیبالیست شدن تنظیم بکنی میخواهی پزشک بشوی همه برنامههایت را باید سازماندهی بکنی براساس پزشک شدن مهندس میخواهی بشوی براساس این هنرمند میخواهی بشوی براساس این میخواهم آدم بشوم شبیه الله بشوم.@ پس دیگر تو اگر میخواهی آدم بشوی باید همه شهواتت را مثل دکتر شدن مهندس شدن استاد شدن هنرمند شدن شاعر شدن پدر شدن مادر شدن عمو و عمه و خاله و دایی شدن سیاستمدار شدن رئیس شدن همه را بیاوری دانه دانه تابع بخش فوق عقلیت بکنی بخش انسانیت.@ اما نه اگر بخش انسانیت را بفروشی ضایعش بکنی اینکه حالا من میخواهم دکتر مهندس بشوم به هر قیمتی نمیارزد عالم بشوم به هر قیمتی مفت است اصلاً بیخود است وقت تلف کردن و خسارت است آن که میارزد شما بقیه بخشها را فدایش بکنی بخش فوق عقل بخش انسانیت است بقیه بخشها در هر جهت موفق موفق هم بشوی نفر اول دنیا بشوی باختی.@ بشو انیشتین جایزه علمی دنیا را به تو بدهند بشو پرفسور هر چه میخواهی باختی چون تو برای این به دنیا نیامدی چون بخش فوق عقلانی تو بینهایتطلب است با این چیزها آدم ارضا نمیشود بشو رئیس جمهور باختی بشو نماینده مجلس باختی خیلی هم باختی هر چه بیشتر بدست بیاوری باختت هم بیشتر است.@ تاجر موفقتری هستی آدم عقبماندهتری هستی رئیس جمهور هستی عقبماندهتر هستی دانشمند هستی عقبماندهتر هستی چرا؟ چون میافتی به شهوتهای اینطوری میافتی به شهوتها و عشق و حالهای اینطوری و لذت بردنهای اینطوری حداقل مثل یک کسی که غصه دارد دیگر زندگی نمیکنی.@ با همینها سرمستی و شادی میکنی پس غمهایت هم دیگر از بین میرود هزینههایت از بین میرود غمها سرمایههای انسان هستند همه سرمایههایت را هم از دست دادی میافتی به عیاشی و کیافی و خوشگذرانی و دلخوشی با زن و بچه و شوهر پارک و میهمانی و خانه و اتومبیل و سفر خارج و این و آن غمهایت را از دست میدهی که سرمایهات بودند.@ باشگاهت را از دست دادی چرا رفتی هی مسکن زدی با هر کدام از اینها یک مسکن زدی که یک طوری شاد باشی یک روز با ویلا شادی یک روز با این شادی یک روز با آن شادی همه مسکنها را زدی از دلش دیگر هیچ چیزی بیرون نمیاید لذا کلاً غمهایی که ما نمیخواهیم دارد به ما تحمیل میشود باشگاههای ماست مفت نباید از دستش بدهیم.@ یک کسی که میگوید خدایا شوهرم را بکش زنم را بکش آن هفته یک خانمی آمده بود میگفت استاد اینقدر من از دست این پسرم دارم دق میخورم که فقط آرزو میکنم بمیرد من راحت بشوم از دستش در حالی که نمیداند همین پسر او را میتواند شبیه الله بکند با این پسر تو به اسم حلیم میرسی.@ تو با این پسر به صبور میرسی به صبار میرسی اگر نعمت داده به تو با نعمت شکر لذت داد نعمت داد زن خوب داد شوهر خوب داد پول داد امنیت داد آرامش داد رفیقهای خوب داد با شکر آدم بالا میرود یکی از اسمهای خدا شاکر و شکور است اسم شکر را بگیر.@ از قشنگیهای نعمتی که خدا به تو داده در دنیا که همیشه بیشتر از غمها هست اسم بگیر اسم شکور بگیر و شاکر باش اگر بلاست اسم صابر و صبور بگیر پول داری اسم کریم را بگیر جواد را بگیر ثروت داری اینطوری است عالمی میتوانی به دیگران کمک بکنی اسم هادی را بگیر و هی اسم شما میتوانید دریافت بکنید دائماً اسم بگیری.@ بعضی از غمها هست نه خود شخص انتخابش میکند خیلی غمها هست که از بیرون وارد میشود شخص این غم را خودش انتخاب میکند الان به یک دانشجو بگویند که تو واقعاً اگر میدانستی که پزشکی اینقدر سخت است میرفتی میخواندی بله من میدانستم اینقدر سخت است.@ این همه اصطلاحات باید یاد بگیرم این همه کار باید بکنم شب و روز پروژه و تحقیقات و مطالعه و چشم بگذارم میدانستم باید عینکی بشوم اینقدر از چشمم کار میکشم خودم میدانستم حالا به او بگویند بابا بیا برویم عشق و حال کنیم درس چیه بیا برویم ول بگردیم بیا برویم شمال بیا برویم ویلا بیا برویم دبی شما عقل ندارید.@ لذتی که این دارد در مصیبتهای درس خواندن میبرد آنها در عشق و حالهایشان نمیبرند به یک تاجر بگویند آقا تو چقدر بیعقلی این همه دلشوره و اضطراب برای خرید و فروش و اینها، دارم تولید میکنم دارم شغل ایجاد میکنم چرخش دارم چرخش ثروت دارم دارم شبیه خدا میشوم با این تجارت، من از این تجارت دارم استفاده میکنم دارم اسم دریافت میکنم سختیهای تجارت هم لذت دارد.@ حالا اگر یک کسی انتخاب کرد که شبیه الله بشود دردسرهایش را هم دارد خودش دردسرهایش را انتخاب میکند مثلاً مهندسی عشق، مهندسی عشق خودش غصه دارد زحمت دارد.@ چون وقتی که تو میخواهی عاشق الله بشوی شبیه الله بشوی باید حتماً اولین کاری که میکنی در بحث مهندسی فکر یادتان هست توضیح دادم برایتان اولین کاری که میکند باید مهندسی عشق بکند یک کسی که مهندسی عشق نکرده یعنی اصلاً مسخره است این شخص میگوید میخواهم بروم به الله برسم.@ مثل یک کسی که میگوید من عاشقم پزشکی قبول بشوم پزشکی هم قبول میشود هوشش خوب است قبول شده بعد میرود آنجا میگوید چی میخواهد درس بدهند طرح میدهد پروژه دارد من باید شب بیدار بمانم ولش کن بابا این حرفها چیه.@ پس تو اصلاً نفهمیدی که میخواهی چکاره بشوی شنیدید به یک بنده خدایی گفتند میخواستند دارش بزنند وصیتی نداری گفت نه کشاندند طناب را بالا هی دست و پا زد آوردندش پایین گفتند چیه گفت بابا داشتید خفهام میکردید آن بالا، این اصلاً ماجرا را متوجه نشده.@ الان خیلیها میگویند جوانی من فدایت حسین جان کی میرسم به کربلایت حسین جان آنوقت یک کربلا میخواهد برود زورش میاید یک راهپیمایی میخواهد برود میترسد یک مکه میخواهد برود حس ندارد برود این معلوم است شوخی کرده معلوم است دارد تعارف میکند.@ یک کسی میگوید من میخواهم شبیه الله بشوم بعد داستان همان خالکوبی است که اول همچین داد بزن ببینم خال را سوزن اول را که زد گفت آخ گفت این کجای شیر است گفت این سر شیر است گفت سر نمیخواهد دومی را زد آخ دردش آمد گفت این کجایش است گفت شکمش است گفت شکم نگذار برایش دید این دارد شوخی میکند شیر بییال و دُم و اشکم است.@ اگر گفتی الله اول واقعاً باید اول ببینی که راست میگویی عاشقی یا نه شما الان در زیارت عاشورا به امام حسین چه میگویی میگویی(اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ) پس هدف داری مشخص میکنی قیمتت خلیفۀ الله است با خلیفۀ الله در دنیا و در مقام خلیفۀ الله در آخرت.@ یک کسی روز قیامت با امام حسین محشور بشود میدانی یعنی چی؟ یعنی با سلطان ابدیت محشور شده این یک پادشاه بزرگ است خودش در بهشت خیلی بزرگ است در دنیا ولی میگوید اگر تو بخواهی در آخرت با من باشی لازمهاش این است که در دنیا با من معیت داشته باشید.@ اول باید در دنیا با من باشی(اَسئَلُ الله اَن یُبَلِغَنِی المَقامَ المَحمود لَکُم عِندَالله) تعارف میکنی شوخی میکنی یا جدی داری میگویی اولین سؤالی که امام حسین از ما میکند همین است شوخی میکنی یا جدی میگویی واقعاً مقام من را میخواهی؟@ چون داریم میگوییم از خدا میخواهیم که مقام تو را به ما بدهد روز قیامت آن مقامی که شما اهل بیت دارید ما هم داشته باشیم الان یک پدر یک مادر مسئول بچهاش میاید میگوید بابا من میخواهم بروم اسکی، اسکی میدانید یعنی چی؟ تا گفت اسکی دو تا هزینه گردن کلفت دارد.@ پول باید بدهی برای وسائل خیلی ورزش گرانی است 2 ـ خیلی هم خطرناک است سقوط دست و پا شکستن تلویزیون دیدید نشان میدهد قسمتها چقدر قشنگ مثلاً از کوه اسکی میکند میاید این بنده خدا چند بار رفته بیمارستان تا رسیده به اینجا چند تا از آنها مُردن ده تا بودن هشت تا مُردن دو تا رسیدن به اینجا.@ شما چه سؤالی میکنی اول از بچهات؟ تا گفت اسکی چه میگویی؟ به او چه میگویی؟ هزینه سختی دارد میروی میایستی پایش الان بچهها را دیدید در همه خانوادهها هستند بچهها میایند بابا را تیغ میزنند میخواهند مثلاً بروند تنیس حالا در تلویزیون دیده سه چهار نفر دیگر دارند میروند این هم دیده فکر کرده خیلی خوش میگذره دیده مثلاً میگوید برویم.@ تنیس عزیزم تو اولین راکتش را میخواهی بخری همان راکت 500000 پولش هست با لباس و تشکیلاتش کلاً کتونی و لباسش میشود یک میلیون تومان یک میلیون تومان بدهی بچه میخواهد برود تنیس بعد دو روز بعد خسته میشود میاید باشگاه هم ثبت نام کردی پول باشگاه هم دادی میگوید ول کن بابا حوصله ندارم.@ دیدی میروند زبان ول میکنند چهار روزه کتاب و درس و تشکیلات و اینها را میخری بعد میبینی نه بابا این اصلاً زبانخوان نیستش مدرسه میروند همینطور درس نمیخوانند اول باید بگویی تو میخواهی بروی این رشته جدی هستی یا جدی نیستی.@ تو میخواهی بروی آدم بشوی یک کسی میگوید میخواهم این بشوم آن بشوم خوب آنها کمالات پایینی است دکتر بشوم مهندس بشوم عالم بشوم اینها کمالات فرشتهای است هیچ میخواهم رئیس جمهور بشوم وزیر بشوم نماینده مجلس بشوم اینها کمالات حیوانی و وهمی است میخواهم بروم در کارهای هنری و این چیزها اینها کمالات خیالی است میخواهم پولدار بشوم کمالات حسی هست کمالات جمادی است.@ ولی اگر بگویی میخواهم خلیفۀ الله بشوم مظهر خدا بشوم میخواهم با خانواده آسمانیم محشور بشوم با سلاطین ابدیت محشور بشوم اولین سؤال تو راست میگویی اول مهندسی معشوق لذا قرآن نگاه کنید خیلی صریح حرف میزند(إِنْ كانَ آباؤُكُمْ) اول میخواهی شروع بکنی.@ اولین کار که میایید دیدید شیطانپرستان شما را میخواهند ببرند در وادی شیطانپرستی میگویند ببین اولین کار این هست که خدا و دین و پیغمبر و همه را بگذاری کنار حیا و عفت و ناموس و تعلقات خانوادگی همه را بگذاری کنار باید بتوانی آدم بکشی باید بتوانی مدفوع بخوری باید بتوانی خون بخوری.@ همه را اول در باشگاه به او میگویند مدفوع میخوری یا نه بول میخوری یا نه خون میتوانی بخوری یا نه سر کسی را میتوانی ببری یا نه آدم میتوانی بکشی یا نه اگر نه در سلک ما راهی برای تو وجود ندارد.@ آقا فرض بفرمایید طرف میخواهد برود آدمکش الان ثبت نام میکنند کشورهای خارجی مثل آمریکا و اینها دارند میروند ثبت نام میکنند مثل بلک واتر مثل گروهای دیگر که الان در عراق هم فعال هستند گروههای تروریستی هستند استخدام میکنند.@ الان رفتی شما در یک گروه تروریستی میخواهی ثبت نام بکنی بعد اسلحه را دستت بدهند دستت بلرزد بیندازیش بعد بگویند یکی را بکش بگویی نه من اصلاً زورم به مورچه هم نمیرسد خوب این اصلاً مسخره است تو این گروه وارد شدی این گروه باید آدمهای بیرحمی قساوت آدمکشی مثل آب خوردن باید بتوانی آدم بکشی.@ پدرت مادرت خواهرت برادرت هر کس باید بتوانی اول بکشی آقا رسمش همین است شما تا میخواهی بروی بگویی من میخواهم عاشق الله بشوم بروم شبیه الله بشوم میگوید باید از شهوت این چهارتا بگذری اینها را داشته باشی حفظش بکنی مراقبتشان هم بکنی دوستشان هم داشته باشی سفت هم تربیتشان بکنی اما نباید دلبسته به آنها باشی در هیچکدام از این چهار مرحله.@ اگر دلبستگی داشته باشی که آن دلبستگی نگذارد شبیه الله بشوی بدرد نمیخورد لذا شما تا میروی میگویی بسم الله میخواهم آدم بشوم اول مهندسی معشوق میکند(قُلْ) به همه بگو آنهایی که میخواهند بیایند اینطرف(إِنْ كانَ آباؤُكُمْ) پدرانتان مادرانتان خواهر برادرانتان بچههایتان عشیره اموال شغل مسکن.@ اگر اینها عزیز باشد برایتان ما اصلاً مزاحم بخش حیوانی شما نمیشویم دین میگوید اصلاً آن بخشهایت را داشته باش هیچ اشکالی هم ندارد میخواهی ثروتمند بشو میخواهی دکتر بشو میخواهی مهندس بشو میخواهی رئیس جمهور بشو ما کاری نداریم با این بخش یک انتخاب است بخش آزاد ماست خدا در این بخشها اصلاً کاری ندارد.@ میگوید این بخش خودت است مربوط به خودت است ما کاری با این نداریم این را میخواهی داشته باش میخواهی نداشته باش مهم این هست که تو در نظام عشق سه تا عشقت باید برتر از بقیه عشقها باشد الله خانواده آسمانیت چهارده معصوم و جهاد اگر نه بیخود نگو من میخواهم در این مسیر قرار بگیرم.@ (اَن یُبَلِغَنِی المَقامَ المَحمود لَکُم عِندَالله) باید حسینی بشوی مثل اصحاب عاشورا، اصحاب عاشورا آمدند در کربلا ثابت کردند که بالاترین معشوقشان الله است لذا شما هیچ کس از اصحاب عاشورا را ندارید که یک گلهای کرده باشد.@ مثلاً حضرت رباب(س) بیاید بگوید چرا ما را آوردی من را با بچه شش ماهه آوردی اینجا چکار این بچه الان تشنهاش است این بچه الان دارد نق میزند اصلاً هیچ کدام شکایت نداشتند میدانستند دارند چکار میکنند بچه را برده سر بریده آورده تیر خورده گله ندارد اصلاً تمام شده.@ آخه این حسین برای چه من را آورد اینجا ما اینجا الان باید اسیری بکشیم کتک بخوریم نه(وَ ما رَأَیتُ اِلاّ جَمیلاً) هیچ کس قُر نمیزند چون همه آمدند در باشگاه در باشگاه کار خودش این است بنابراین شما تا میخواهی در مسیر بروی این نوع غمها را انتخاب میکنی غم جهاد.@ غم جهاد این است که در موقع جهاد باید از عزیزترین کسانت بگذری یک موقع جهاد با درست تزاحم پیدا میکند باید بروی دنبال جهاد نمیگویی من درس میخوانم چنین و چنان بشوم با زنت با شوهرت با بچهداریت تزاحم پیدا میکند باید بروی دنبال جهاد چون معشوق بالاتر داری.@ اگر نتوانی پس بدرد این باشگاه نمیخوری لذا این شخص ناراحت هست شما فکر نکنید امام حسین به او خوش میگذرد دارند سر بچهاش را میبرند ولی امام حسین میفهمد دارد چه میپردازد و چه چیزی دریافت میکند.@ زینب کبری فکر نکنید به عنوان یک مادر آدم بیعاطفهای بوده بچههایش را جلویش سر بریدند اذیت نشده مادر است در بخش طبیعیش خیلی دارد اذیت میشود بچههایش را سر بریدند اما این بهای عشقهای بالاتر است.@ کما اینکه وقتی که کسی دکتر مهندس میشود آدم بیعاطفهای نیست که مثلاً عروسی نرود چرا عروسی نمیرود خوشش نمیاید از خوشی و شادی آدم بیعاطفهای است میگوید نه بابا من امتحان دارم درس دارم پروژه دارم.@ اگر بلند بشوم بروم عروسی و اینطرف و آنطرف و اینها کنکور دارم دوره دارم نمیتوانم به درسم برسم فردا سر جلسه کم میاورم دکتر آدم بیعاطفه و نادانی است که الان مثلاً در خانه نمیماند پیش زنش تنهاست شیفتش هست باید برود بیمارستان نه بیعاطفه نیست زنش را دوست دارد دوست دارد همانجا باشد پیش زن و بچهاش.@ اما میگوید الان وظیفه من چیست؟ من باید بروم مناطق محروم باید بروم در بیمارستان یک عالم مریض دارند درد میکشند به یک قیمت بالاتر میرود پس مهندسی عشق یعنی عشقهای پایینی را فدای عشقهای بالایی بکنید لذا این غم غمهای خیلی قشنگی است.@ الان بدهکاری آوردی زحمت دارد سختی دارد باید از موهومات بگذری باید از افراد زمینی بگذری ما آدم داشتیم عاشق یک دختر ضعیف بیدین شده دینش را فروخته رفته دنبال این عشق همه چیزش را گذاشته کنار دنبال این رفته.@ شما در تاریخ نگاه کنید طرف عاشق دختر مسیحی شده مسیحی میگوید باید بیایی مسیحی بشوی من با تو ازدواج میکنم باشد من مسیحی میشوم مسیحی شده رفته با این ازدواج کرده دینش را کنار گذاشته.@ یعنی بقیه بخشهای عفو و عقلیش را کاملاً تعطیل کرده فدای این دختر یعنی یک عشق زمینی و یک عشق وهمی میکند خیلی خوب پسر هم داشتیم خدا رحمت کند شهید محمد زنگنه را یک جوان بسیار زیبا خوب عالی یک دختر مسیحی عاشقش شده بود.@ گفت من مسلمانم اگر مسلمان میشوی باشد اگر نه نه او هم گفت نه نه که نه تمام شد این داستان پیش میاید همیشه از این امتحانات ما داریم یعنی شما تا میخواهی بروی بالا اول امتحان عشق باید بشوی امتحان دلدادگیها وابستگیها دوستیها محبتها گذشتن از اینها تلخی دارد غم دارد.@ ولی این غم را آدم انتخابش کرد میگوید من این غم را انتخاب کردم در یک لحظه عاشق جهادم در یک لحظه این غم را انتخاب کردم که وقتی بین الله و زن جوانم زن باردارم بین الله و بچهای که تازه دو سه ماه است به دنیا آمده دل من را خیلی برده قرار میگیرم الله را انتخاب میکنم.@ ما چقدر بانوانمان در هشت سال دفاع مقدس قشنگ امتحان دادند هم مادران شهدا هم خواهران شهدا هم همسران شهدا هم بچههای شهدا بچههای جانبازان بچههای آزادگان قشنگ امتحان دادند یک نقی قری هیچ چیزی نداشتند نه نق زدند نه قر زدند گفتند فدای دینمان کردیم فدای اهل بیت فدای امام حسین فدای دین.@ حالا اینها خوش به حالشان شد فدای اینها کردند یک عده گفتند فدای مملکتمان مملکت قشنگتر است یا الله، آدم جانش را فدای مملکت بکند بهتر است یا فدای الله بکند؟ اگر فدای مملکتش بکند ثواب برده شهید هم هست اجر هم دارد پیش خدا اما یک کسی بگوید نه من فدای معشوقم دارم میکنم الله.@ پس این غمی است که من انتخابش میکنم غم قشنگی هست قر و نق هم ندارد خودت انتخابش کردی مثل یک کسی که رفته در باشگاه کتک هم میخورد از مربی مربی مشت میزند در شکمش در سینهاش ناراحتی ندارد میگوید خودم انتخاب کردم اصلاً پول میدهم که بیایم تو من را بزنی پول میدهم بیایم اینجا من را اذیت بکنی که من قوی بشوم.@ پول بدهم بیایم زبان به من یاد بدهی زبان یک کم دردسر دارد پول دادم بیایم کلاس هنر کلاس نقاشی کلاس خطاطی کلاس قالیبافی بالاخره خودش دردسرهای خاص خودش را دارد خودم پول دادم خودم هم میخواهم این دردسرها را.@ برای همین کسانی که از اول مشخص نکردند دلشان میخواهد کجا برود وقتی خیلی از کلاسها را میروند بعد از یک مدت ولش میکنند میگوید بابا ول کن دلت خوش است زبان چیست اصلاً نخواستیم خیاطی چیه گلدوزی چیه ولش کن از آن کمال هم میافتد درس چیه از آن کمال هم میافتد.@ معنای حدیث را میخواستم توضیح بدهم(ما عُبِدَ الله عَزَّوَجَل عَلی مِثلِ طولِ الحُزن) هرگز خدا به چیزی به اندازه طولانی شدن غمها عبادت نشده عبادت هم گفتم با این شرط که من میفهمم چطوری دارم غمهایم را مصرف میکنم این یک عبادت است.@ رفتی خانه الان زنت دارد غُرغُر میکند شوهرت دارد غُرغُر میکند تو هم نق بزنی قر بزنی دهان به دهان هم بشوید میشود آلودگی مراء، آدم فقط عفونت درست میکند یک بار آدم میخوردش این دارد فحش میدهد تلخ هم هست دارد حرف بیربط میزند تلخ است همینطوری میگیرد این داروی تلخ را با شیرینی قورتش میدهد حرف نمیزند.@ برای این یک دفعه ثواب یک سال عبادت مینویسد سکوت تلخ است ولی خیلی قیمت دارد این میداند با این سکوتش دارد چکار میکند یک موقع هست یک کسی سکوت میکند ولی عقدهای میشود میگوید من هی تو سری خوردم و حرف نزدم آدم عقدهای بار میاید بعد کوچک میشود شخصیتاً.@ ولی یک کسی کتک میخورد سکوت هم میکند بزرگ میشود چون میفهمد دارد با این کتک خوردن سکوت با این زندان رفتن با این شکنجه دیدن با این مجروحیت با این اسیر بودن با این بیپول شدن با این مشکلات اقتصادی میفهمد دارد چکار میکند و به چه میرسد عبادت میشود.@ یکی هست مثلاً بچه الان دارد شیطانی میکند در هفت اول گفتیم بچه پادشاه است بچه را کاملاً باید آزاد بگذارید گفتیم غیر از دو جا جایی که خطر داشته باشد یا مزاحمت برای کسی داشته باشد در هفت سال اول بچه را نباید مزاحمت برایش درست بکنی.@ میخواهد از دیوار صاف برود بالا برود میخواهد بریزد بپاشد شیطانی بکند اینقدر این شیطنت برای بچه مهم است و واجب است چون بچه میخواهد عضلهسازی بکند فکرسازی بکند هوشسازی بکند به استقلال برسد خدا هم به او دستور داده در هفت سال اول همینطوری از در و دیوار برو بالا، بچه را نباید محدودش بکنید.@ یک کسی میفهمد این بچه وقتی میگوید من خودم میخواهم غذا بخورم یعنی چی یعنی استقلال یعنی قدرت بچه دو ساله بعضی بچهها اینقدر هوششان زیاد است یک ساله قاشق را از دست مادر میگیرند میگوید خودم.@ خودش به مادر میگوید بیا بخور به زور هی میخواهد قاشق را بگذارد دهان این او هم هی رویش را برمیگرداند میگوید فلان فلان شده لجباز لجبازی نمیکند این هوشش خیلی زیاد است آدم نابغهای است آدم باهوشی است آنهایی که معمولی هستند سه سال دو و نیم سال سه سال.@ آنهایی که یک ذره هوششان زیادتر هست میاید زیر سه سال دو و نیم سال تا میاید حتی به یکسال که میرسد میبینی این بچه یکسالش است ولی اصلاً مادر میخواهد چیز بکند دست مادر را پس میزند میخواهد غذا بگذارد میاندازدش کنار بعد میبینی خودش پنجول میاندازد وسط غذا غذا را همینطوری میاندازد در چشمش و یقهاش و اینها تا یاد بگیرد.@ قاشق را میگیرد سه تا را میریزد در یقهاش دو تا در چشمش میریزد یکی هم در گوشش میریزد یکی هم میریزد در دهانش این از یکسالگی میخواهد قاشق را بلد باشد مهارت داشته باشد چطوری بیاورد بالا بگذارد در دهانش، چنگال دستش میگیرد الان چنگال را میکند در چشمش بابا نمیکند در چشمش.@ دیدید که بچه اینطوری میکند چهار تا چیز را هم له میکند هویج را بالاخره در یکیش میرود یا خودت بگیر بزن سر چنگال به او بده این میاورد بالا میگذارد دهانش یواش یواش بگذار صورتش بمالد همه جا این بچه قوی میشود بچه یک ساله چند سال جلوتر میافتد.@ مادری که این را میداند با خوشحالی این شیطنتها را تحمل میکند پس این دارد عبادت میکند میفهمد که هم بچهاش دارد رشدش زیاد میشود هم با تحمل این نوع شیطنتها دارد اسمگیری میکند از خدا اسم رب را دارد پیدا میکند.@ ما در نماز پدر مادر میگوییم که(رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً) این هم رب است پدر مادر رب هستند تمرین ربوبیت آدم باید بکند بچهداری تمرین ربوبیت است مثل الله تو هم باید رب بشوی رب اذیت نمیکند کسی را مربی است مربی تمرینش را میدهد حوصله دارد عصبانی از شیطنت بچه نمیشود.@ ببین من این کار را کردم جیش کرده تمام فرش را داغون کرده مبل را تازه خریدیم چند میلیون پول دادیم کارش همین است باید برود مبل را بریزد به همدیگر این وظیفهاش را دارد انجام میدهد تو باید بروی دکوراسیون خانهات را مبلمانت را تنظیم بکنی با تربیت بچهات.@ یک کسی که باشگاه کاراته میزند نمیاید وسط تشک و اطراف گلدان بگذارد باشگاه توپ است باشگاه والیبال است باشگاه فوتبال است از این باشگاهها هست که شما شوت بزنی حالا یک عالم تابلوهای گرانقیمت بگذاری اینجا توپ میخورد به آن میشکند.@ اگر تو بچه آوردی که هفت سال اول باید به قول پیغمبر فرمود بچهای که شیطان نیست مریض است و اگر شیطان نیست شیطنت را به او یاد بدهید این بچهای که قرار است هفت سال در خانه تو شیطنت بکند دکوراسیون خانهات را یک طوری بگذار که بچه اذیت نشود تو هم اذیت نشوی.@ در کمدت را درست بکن این چیزهایی که شکستنی هست یک ذره دورتر از دست بچه نگه بدار ما میخواهیم همینطوری همه کارها قشنگ بشود بچه هم در خانه زندانی بکنیم این بچه پژمرده میشود افسرده میشود دیر استعدادهایش رشد میکند.@ پس یک مادری که میفهمد چکار دارد میکند یک پدری که میفهمد دارد چکار میکند دیگر این بچه اگر شب نق زد قر زد از خواب بیدارش کرد غصه نمیخورد ناراحت نیست این مادر پدر عصبی نمیشود آی این بچه را خفه کن چرا این ساکت نمیشود.@ فرمود شما نگرانیتان برای بچه بعد دوازده ماه باشد برای گریههایش بعد از 16 ماه چهار ماه اول لا اله الا الله چهار ماه دوم گریهاش شهادت به نبوت است شهادت به امامت استغفار است برای والدین است گریه بچه ناراحتی ندارد خیلی هم صدایش شیرین است ادم اعصابش خورد نمیشود.@ این شخص میفهمد که گریه را باید چطوری تبدیل کند به شادی اگر بچهاش دارد گریه میکند از اینکه بچهاش دارد کثیفکاری میکند از اینکه بچه دارد شیطنت میکند میریزد میپاشد میشکند لذت میبرد این مادر میگوید بچهام امروز توانست دو تا استکان بشکند نه اینکه وای استکان نازنینم این مریض است این مادر یا اینکه نمیداند اصلاً.@ بچهام توانست برود بالا بچهام توانست بپرد پایین بچهام رفت بالا دو تا غَلط خورد خوب است این بچه بدنش سفت میشود بچهام امروز توانست یک پرس غذا بریزد در یقهاش، نیم پرسش هم در دهانش گذاشت این خیلی خوب است.@ حالا بچهات اگر عُرضه نداشته باشد مداد دستش بگیرد خط بکشد خوب است بلد نباشد الف ب بنویسد نه ولی این بچه برای اینکه بتواند خودکار و مداد را دستش بگیرد الف ب بنویسد باید صد تا برگه را پاره بکند اینطوری اینطوری میکند خط میزند پاره میکند تا یواش یواش مهارتهای گرفتن قلم دستش میاید.@ همینطوری شما این تمرینات را بیا بالاتر دیگر خودت انتخابش کردی شوهرت هر کس میخواهد باشد باشد زنت هر کس میخواهد باشد آقا من این شوهر را انتخابش کردم عشق و حالش را با همدیگر میکنیم دعوایش هم نوش جانم میشود کفاره گناهانم میشود درجه برایم صبر میشود.@ چطوری آسیه عُرضه دارد از فرعون بالا بکشد آسیه خیلی زن زیرکی است یک شوهر دارد دیگر وحشتناکتر از فرعون که خدا خلق نکرده جزء اصحاب تابوت است ما دوازده نفر در جهنم هست که عذابشان از همه بیشتر است شش نفر قبل از پیغمبر شش نفر بعد از پیغمبر بعد از اسلام.@ یکی از آن دوازده نفر فرعون است که این دوازده نفر در تابوت اصلاً تابوت اینها تأمینکننده جهنم بقیه آدمهاست این فرعون این آسیه کیست که از یک فرعون اینطوری بالا میکشد میبرد بالا اینقدر میرود بالا که به خدا میگوید(رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ).@ خدایا پیش خودت یک خانه بده نمیگوید یک خانه پیش خودت بده اول تضمین پیش خودت باشم یک خانه آنجا پیش خودت اگر این شوهرش مثلاً یک آیت الله بود که رشد نمیتوانست بکند این با فرعون هست که اوج میگیرد میرود بالا میگوید حالا این شوهرم این است زنم هم این است دیگر همین است چهار تا خوبی دارد دو تا هم بدی دارد.@ با خوبیهایش صفا میکنم بدیهایش هم بالاخره میشود باشگاه خودم، شغلم اینطوری است رفیقهایم اینطوری است بالاخره میاید بالا یک موقع هست نه انسان باشگاه بالاتری را شناسایی میکند بله باشگاه بالاتر باید برود یک موقع هست یک باشگاهی هست دیگر نمیشود کاریش کرد.@ زن را که نمیشود بگویی این زنم ضعیف است عوضش کنم یک زن دیگر بگیرم نهایت نامردی هست نهایت بیمروتی هست شوهرم را عوض کنم نمیشود عرض کردم ما غیر از 5% در 95% موارد طلاقها ظالمانه است طلاقها اشتباه است بچگانه است.@ ولی یک جا هست نه میتوانی استادت را عوض بکنی میگویی من کلاس استاد بالاتری میتوانم بروم باشگاه قدرتمندتری هست برای من میتواند داشته باشد رفیقهایم را میتوانم ترقی بدهم محل زندگیم را میتوانم تغییر بدهم که رشد بیشتری بکنم شغلم را میتوانم عوض بکنم رشتهام را میتوانم عوض بکنم که اوج بگیریم آنها دست خودت است.@ ولی بعضی چیزها نیست بچهات همین است خدا همین را به تو داده محصول تو خانمت است محصول تو و شوهرت است این است با این بچه بچه شد باشگاه تو، قیافهات را تو انتخاب نکردی با همین قیافه تو میتوانی رشد بکنی بالا بروی.@ مریضیهایت را خیلیهایش را تو انتخاب نکردی با همین مریضی بساز شکر کن صبور باش غصه نخور لذت ببر از دردت آدم بلد باید باشد با مصیبت چکار بکند لذا هر چه این مصیبتهایی که انتخاب نکردی و مصیبتهایی که انتخاب کردی بیشتر است سرمایه تو پیش خدا بیشتر است.@ چون تو باشگاه بیشتری را گذراندی زحمت بیشتری را گذراندی تمام اینها باطنش شادی است یادتان نرود همه این غصهها باطنش چیست تنهایی کشیدن ذلت کشیدن فحش شنیدن کتک خوردن بیپولی نه اینکه کسی استقبال بکند از اینها اگر کسی استقبال بکند عقل ندارد.@ در اسلام به ما میگویند شما بهترین زندگی را از خدا بخواهید و تلاشتان این باشد که بهترین زندگی را داشته باشید ولی حالا در این مسیری که دارید میروید با حفظ مهندسی عشق در این مسیر با حفظ مهندسی عشق داری بالا میروی حالا یک دردسری هم برایت پیش میاید.@ یک جا سرطان میگیری یک جا مریض میشوی یک جا ورشکسته میشوی یک جا کسی میمیرد یک جا مشکلی پیش میاید نوش جانت همه اینها رشدت میدهند بکش بیا بالا از همینها لذت ببر و استفاده بکن.@ ببینید پیغمبر هیچ کس نمیتواند اینطوری حرف بزند اگر کسی بخواهد بفهمد پیغمبر از طرف خدا آمده یا نه معصوم بوده یا نه باید به کلماتش مراجعه بکند هیچ جا شما در هیچ مکتبی هیچ فیلسوفی نمیتواند اینطوری حرف بزند این معلوم است کار پیغمبر است این معلوم است از طرف خدا دارد اینطوری حرف میزند.@ (ما عُبِدَ الله عَزَّوَجَل عَلی مِثلِ طولِ الحُزن) طول الحزن طولانی بودن حزن زیاد بودن طولانی بودن چون طولانی است غم شما ببینید مثلاً یک شوهر را باید بیست سال تحملش بکنی طولانی است این مدت طول الحزن یک حزنهایی است که زود تمام میشود تا تمام شد روزی تو هم تمام میشود.@ آن حزن که تمام شد تو رسیدی به شادی دیگر نه کفاره داری و نه عبادت شادی است دیگر تمام شد ولی وقتی حزن دارد اذیت هست سرمایه میشود خدا به شادی و آرامش مردم مساوی تقسیم کرده(اَلمَصائِبُ بَینَ البَریَه مَقسومَۀٌ بِالسَویَه) مصیبتها در زندگی آدمها مساوی تقسیم شده.@ یک کسی اینجا برمیدارد مصیبت را یک کسی آخرت را برمیدارد مصیبت را، خوب یک کسی که مصیبت اینجا را برمیدارد طولانیتر بردارد یعنی چی؟ یعنی شیرینی بالاتر، مسابقات تلویزیونی را دیدید میگوید سؤال پنج امتیازی بپرسم یا ده امتیازی، ده امتیازی یعنی چی؟ یعنی سختتر است ولی ده امتیاز دارد.@ اگر ده امتیاز ببرم مثلاً میگوید پنج میلیون تومان پول میبری سؤال پنج میلیون تومانی از تو بپرسم یا یک میلیون تومانی آدم وسوسه نمیشود سؤال سخته را بگوید بپرس شاید توانست هر کس باشد میگوید میروم سراغ این چرا بگوید مثلاً سؤال یک میلیون تومانی بپرس.@ چون مصیبتها مساوی به عدالت تقسیم شده یک کسی اینجا را انتخاب میکند یک کسی آخرت را انتخاب میکند بنابراین اگر کسی غم داشته باشد چطوری از دست نداده همه را ذخیره کرده مثل یک آدم پولداری که همه پولهایش را میگذارد در بانک ذخیره میکند هر وقت هم خواست استفاده میکند.@ ولی او که هر چه پول درآورد رفت خورد خیلی خوش به حالش هست؟ نه خوش به حالش نیست چون به مساوی تقسیم شده حالا یک کسی میاید اینجا یک سبکی از زندگی را انتخاب میکند که عاشقانه است چون عاشقانه است باید از چهار جهت غصه به او حمله میکند.@ یکی آمد به امیرالمؤمنین(ع) گفت آقا دوستت دارم تا گفت دوستت دارم حضرت گفت(اِستَعِدَ لِلبَلاء) آماده شو پس برای سختیها اگر ما را دوست داری دوستت دارم یعنی چی؟ یعنی میخواهم با تو باشم اگر کسی یک کسی را دوست داشته باشد میخواهد با او باشد.@ دروغ میگوید یک کسی بگوید من امام زمان را دوست دارم ولی نمیخواهم به او برسم خدا را دوست دارم اهل بیت را دوست دارم بهشت را دوست دارم اما نمیخواهم بروم دوست داری یعنی چی یعنی میخواهی آنجا بروی اگر دوست داری میخواهی به آن ملحق بشوی اگر میخواهی به آن ملحق بشوی پس باید از خیلی چیزها بگذری به آن ملحق بشوی.@ یک کسی میگوید من در آمریکا یک معشوقی دارم درسی دارم آنجا فلان دانشگاه دعوتنامه دارم آنجا فلان جا شغل دارم دوستش داری دیگر پس بلند بشو برو وقتی بلند میشوی میروی هجرت است حالا هجرت است یا به جهنم است یا به بهشت.@ پس باید خیلی چیزها را اینجا قیچی بزنی میگوید نه من میخواهم به آن برسم ولی نمیخواهم خانهام را ترک بکنم این شوخی است دیگر برای همین گفت خدا در دل یک نفر دو تا دل قرار نداده یک دل داده.@
به کسی که دل بده که او صاحب دلت است و لیاقت دلت را دارد عاشق کسی باش که لیاقت تو را دارد و ما کمتر از الله و خانواده آسمانی حتی بهشت هم لایق ما نیست بهشت حضرت فرمود جایگاهتان هست خانتان هست پاداش بدنتان است آن هیچی زحمتهایی کشیدید در دنیا بدنی یک بهشت هم میدهند آنجا ولی قیمت آدم بهشت نیست.@ پس اگر قیمتت را میشناسی(اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ) ببین چقدر دقیق انسانشناسی است در زیارت عاشورا چقدر معرکه است قیمت میدهد قیمتهای آدمها را فقط در زیارت عاشورا میتوانید به این قشنگی پیدا بکنید(اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ) (اَن یُبَلِغَنِی المَقامَ المَحمود لَکُم عِندَ الله) (اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِک).@ روزیم کند اگر کسی انتقام را روزی بداند خیلی آدم قدری است آدم بزرگی است که فهمیده است انتقام امام حسین را گرفتن یک روزی است آن هم همراه چه کسی باید باشد حتماً(مَعَ اِمامٍ مَنصور وَ مَعَ اِمامٍ هُدی) پس میفهمد در چادر امام زمان بودن یعنی چقدر قیمت دارد.@ یک کسی میخواهد خودش را به چادر امام زمان برساند نمیتواند صد تا معشوق بیرون چادر داشته باشد همه کسانی که نیامدند در اردوگاه امام حسین یا اگر بودند فرار کردند رفتند شب حضرت چراغ را خاموش کرد در رفتند برای این بود که بیرون از اردوگاه امام حسین یک عالم معشوقهای وهمی و خیالی و حسی و اینها را داشتند در رفتند.@ ولی کسانی که خود امام حسین معشوقشان بود پیش معشوقشان بودند کجا میتوانند بروند حضرت چندتا از آنها را صدا کرد فرمود آقا من بیعتم را از شما برداشتم روز قیامت هیچ مسؤولیتی ندارید پسرت الان اسیر شده برو پسرت را آزاد کن.@ گفت آقا دلم را چکار کنم خودم را چکار کنم بروم پسرم را آزاد بکنم که چه بشود خودم از قافله جا میمانم پسرم خدا را دارد حسین(س) این طوری هست که پانزده بیست میلیون آدم 400 کیلومتر راهپیمایی پول میدهند عاشقانه میروند خیلیها میروند لب مرز برشان میگردانند.@ حسین اینقدر عشق داشته که این همه عاشق پیدا کرده قهرمان بوده سلام الله علیه پدرانمان را بشناسیم خانوادهمان را بشناسیم اینطوری بودند مادرمان فاطمه زهرا اینقدر عاشق بوده که به عشق امام زمانش از اینکه یک دختر جوان است گذشت از اینکه باردار است گذشت.@ از بچهای که یک سوم نسل سادات است گذشت از چهار تا بچهاش از حسن و حسین و زینب و کلثوم گذشت اصلاً هیچ کدام را ندید فقط چشمش به امام زمانش بود که از امام زمانش دفاع بکند تو این راه اگر کشته میشد باشد حسین و حسن و زینب و کلثوم محسن و سقط و بچه و زندگی و جوانی فدای امام زمانم.@ اینقدر بزرگ است فاطمه زهرا، میارزیده قیمت پرداخت کرده ما باید تجارت را از مادرمان یاد بگیریم مادرمان تاجر خوبی بود قرآن هم خیلی قشنگ میگوید(هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ) اول سؤال میکند میخواهی یا نه؟@ ببینید چقدر مؤدبانه است و قشنگ بگو میخواهید یک تجارت به شما معرفی بکنم که شما از عذاب نجات بکنید دیگر برای همیشه راحت بشوید بله(تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ) ایمان بیاورید به خدا و در راه خدا جهاد بکنید با مالتان با جانتان جهاد کنید.@ تجارت دارد معرفی میکند جهاد مگر الان بابش بسته است؟ خدمت به امام زمان در چادر حضرت رفتن درش بسته است امام زمان الان احتیاج ندارد و دعوت هم نکرده از ما؟ همه ما را دعوت کرده و دارد شب و روز دعوت میکند پس این من هستم که باید تصمیم بگیرم میخواهم بروم یا نه.@ خیلی تعجب نکنید از مردم زمان امام حسین که چرا نرفتند ما خیلی وقتها میگوییم خدا لعنتشان بکند یعنی امام حسین دعوتشان کرد نرفتند خوب آقا الان امام زمان دارد ما را دعوت میکند و ما نمیرویم ما الان سبک زندگیمان به سمت چادر حضرت نیست ما هم مثل آنها هستیم هیچ فرقی نمیکند فقط شعارش را میدهیم.@ یک کسی بیاید سبک زندگیش را انتخاباتش را ارتباطاتش را رفتارش را شوهرداری زنداری بچهداری درس خواندنش را تنظیم بکند با رفتن به چادر حضرت با کمک به حضرت با اینکه حضرت اگر قیامت شد بگوید این در چادر من بود.@ شب اول قبر بتواند حضرت بیاید رضایتنامهاش را امضا بکند چون اگر حضرت امضا نکند آدم بدبخت است دیگر هیچ، خدا نکند شب اول قبر امام زمان امضا نزند زیر نامه اگر نزند خیلی افتضاح است اگر تو بخواهی امضا بزند باید یک طوری سبک زندگیت را تغییر بدهی.@ باید کار اقتصادی اجتماعی سیاسی هنری علمی همه را باید تغییر بدهی از این شهوتها خیلیهایش بگذری اگر مزاحم است اگر مزاحم نیست ممکن است کمک هم باشد اتفاقاً هنری اقتصادی اجتماعی سیاسی کمک هم باشد هیچ اشکالی ندارد خیلی هم مبارک است.@ ولی اگر مزاحم است پس باید بگذاریش کنار یک سبک جدیدی را انتخاب بکنی که خودت را برسانی به چادر حضرت، باید انتخاباتت را دقیق بکنی ارتباطاتت را تنظیم بکنی انتخابها همین چهارتا که همیشه میگویم انتخاباتت را باید تنظیم بکنی تا به چادر برسی ارتباطاتت را باید تنظیم کنی به چادر برسی.@ هر چیزی را هر کسی را هر سبکی را انتخاب میکنی میرسی محال است برسی انتخاب باید در جهت حضرت باشد تا بهشت تا بالاتر از بهشت تنظیم بکنی در آن مسیر این مسیر راه بیفت برو حالا هر کس در این مسیر میخواهد با تو بیاید بیاید نمیخواهد نیاید زنت آمد آمد نیامد خوب نمیخواهد بیاید.@ آیه آمد(قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً) خودتان و زن و بچهتان و خانوادتان را از جهنم نجات بدهید طرف سنگین شد برایش آمد به رسول الله گفت یا رسول الله من بار خودم را نمیتوانم بکشانم زن و بچهام را چکار کنم خودم را میگویی بچهام و زنم را چطوری نگذارم اینها بروند جهنم.@ فرمود امر به معروف و نهی از منکرت را بکن آمدند آمدند نیامدند راهت را بکش برو تمام شد دیگر غصه خوردن هم ندارد این خانم نمیخواهد با تو بیاید چقدر انبیاء داشتیم امام داشتیم زنهایشان با آنها نیامدند بچههایشان با آنها نیامدند حضرت نشسته هی ناله بکند افسرده بشود راهش را کشیده رفته حالا این آمد آمد نیامد هم نیامد.@ دیگر این غصه خوردن ندارد برو معطل نکن این رشته با من میاید تا بهشت نمیاد رشته را ولش کن این شغل با تو میاید میاید نمیاید این شغل را ولش کن یک شغلی را انتخاب کن که با تو بیاید این دختری که میخواهد با او ازدواج بکنم این پسری که میخواهم با او ازدواج کنم.@ این شغلی که میخواهم انتخاب بکنم میاید با تو میاید تا چادر امام زمان بیاید مبارک است قدمشان روی چشم اگر نمیاید این رفقایی که انتخاب کردی میایند بله پس با هم بروید خیلی خوب است آدم رفیق داشته باشد رفیق راه خیلی کمک میکند.@ اگر این رفیقها برای خودشان معشوقهای دیگری دارند با حفظ احترام آقا خداحافظ ما رفتیم من معطل نمیتوانم بشوم تمام شد رفتیم که رفتیم اینقدر عالی اینقدر مشخص این غمها غمهای قشنگ است غمهایی نیست که واقعاً در دلش غم است غمهایی است که آدم باطنش خیلی شادی و آرامش برای آدم میاورد.@ غمهایی است که در آن لذت است غمهایی است که در آن سرور است غمهایی است که تو هر چه میخوری آرامتر میشوی مثل دارو است که تو هر چه میخوری سالمتر با نشاطتر خوبتر میشوی غمهای زیبایی است بحثش انشاء الله بماند ادامهاش برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ از نفس پاک شما عزیزان مؤمنین و مؤمنات استفاده میکنیم پنج مرتبه آیه(أَمَّنْ يُجِيبُ) میخوانیم جهت رفع غربت و آوارگی و مظلومیت امام زمان(ع) رفع موانع ظهور حضرت رفع اضطرار از زندگی همه شیعیان مسلمین و مستضعفین عالم رفع مشکلات کشورمان بلاها و مصائب و تهدیدهایی که در کشور ما هست.@ رفع فتنهها و آشوبها و دشمنی دشمنان برای سلامتی اماممان و رهبرمان حل مشکلات زندگی خودمان مشکلات جوانهایمان مشکلات ازدواجشان مشکلات مسکنشان مشکلات تحصیلاتشان مشکلات معنویشان شفای مریضانمان مریضان منظور مریضانی که التماس دعا گفتند به شما با همدیگر پنج مرتبه آیه(أَمَّنْ يُجِيبُ) میخوانیم.@ (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان و خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم انشاء الله همه ما بحق خودش سربازان فداکار فرزندان وفادار حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@