أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و هدیه میکنیم به محضر مقدس سیدالشهداء(ع) و همه شهداء کربلا و بازماندگان عاشورا یک صلوات بلند.@ بحثمان درباره غم و شادی هست یک قاعده هست که خیلی کمک ما میکند در رابطه با برخورد غمها و آن واقعبینی در مورد غمهاست انسان چون ذاتاً روح خدا را دارد یعنی نفخه الهی همراهش هست(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) انسان عاشق شادی مدام هست یکی از اسمهای خدا هم همین است مرتاح، یعنی خدا همیشه شاد است.@ برای همین هم کسی که به الله نزدیک میشود روزبهروز شادتر میشود شما نگاه کنید یعنی هیچ کدام از حوادث و مشکلات زندگی به شادی او نمیتواند لطمه بزند اوجش حضرت زینب کبری است بعد از آن همه مصائب میگوید همهاش قشنگ است(و ما رأیت إلا جمیلا).@ پس این شدنی هست که انسان هر چقدر نزدیکتر به الله میشود شادیاش بیشتر میشود و اساساً غم و غصه مال آدمهای ضعیف است اضطراب و غم و غصه مال آدمهای ضعیف است حضرت فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) کسی که میتواند به دنیا گریه بکند این جهنمی است یعنی سهمی از جهنم را هنوز همراهش دارد.@ انسان زمانی که جهنم را از وجودش بیرون میکند غمی برای دنیا ندارد یعنی حوادث دنیا را طوری تحلیل میکند که به جای اینکه در وجودش غم تولید کند شادی تولید میکند چیزی که میتواند دیگران را به اضطراب بیاندازد ناراحت بکند عصبانی بکند این را آرام میکند و انبساط میدهد.@ اگر با دیگرانش بود میلی، دو جور نگاه است بیا دیدی لیلی تو را تحویل نگرفت ظرفهای ما را گرفت ولی ظرف تو را گرفت شکست، خیلی مهم است.@
یعنی ولی وقتی یک کسی طبیعتگرا هست لیلی را اصلاً نمیشناسد فرهنگ لیلی و مجنونی را ندارد این میگوید چرا من، همیشه میگوید خدایا چرا این مسأله برای من اتفاق میافتد درحالی که اگر مجنونشناس باشد.@ یک دل مجنونشناس داشته باشد و خودش واقعاً لیلی باشد یا خودش مجنون باشد میبیند که هر چه که خدا دارد میگیرد در واقع دارد میدهد گرفتههایش دادن هست با گرفتن میدهد(خُذُوا مِن أجسادِکُم وَ زُودُوا بِها عَلی أنفُسِکُم) علی(ع) میفرماید شما هر چقدر از بخش طبیعتتان کم بکنید به بخش اصلی شخصیتتان و داراییهای جاودانهتان اضافه میشود.@ یعنی انسان میپردازد که دریافت بکند، شما برای چه پول را دوست دارید؟ میگویید من پول را بیشتر دوست دارم چون میخواهم بیشتر خرج کنم، حالا برای چه میخواهی بیشتر خرج کنی؟ میگوید من هر چه بیشتر خرج کنم چیزهای دوست داشتنیتر را دریافت میکنم.@ شما پول میدهید چیزهای بهتری میبینید به داراییهایتان اضافه میشود از آن لذت میبرید بهای سعادت بهای سلامت بهای شادی بهای آرامش پرداخت طبیعت است یعنی شما باید از بخش طبیعی خودتان بخش حیوانی خودتان پرداخت کنید این پولش است پرداخت میکنید شادی و آرامش قدرت و نشاط و سعادت ابدی و جاودانه.@ مثل پولی هست که شما از پولتان کم میکنید خاصیتش چیست وقتی در راه خدا انفاق میکنید؟ چندتا خاصیت دارد یکی اینکه گناهانتان آمرزیده میشود انفاق باعث آمرزش گناهان میشود یکی اینکه سعادتهای آخرتی و ابدی را برای خودتان میخرید یکی اینکه پولتان هم کم نمیشود چون خدا تضمین کرده یک تا هفتصد برابر بلکه بیشتر برگرداند.@ این خیلی مهم است پس فقط چه چیزی آزاردهنده است این وسط طبیعت یکذره میترسد طبیعت ترس دارد این جابهجایی میترساند یعنی وقتی دارد میدهد از دستش دارد بیرون میرود یکذره ترس برش میدارد در حالی که خدا تضمین کرده این را هم من به تو دادم میتوانستم ندهم.@ میتوانم الان کورت کنم میتوانم فلجت کنم میتوانم به تو سرطان بدهم میتوانم زمینگیرت کنم الان سرپایی، من الان دارم به تو نعمت میدهم مهمتر از پول دارم به تو میدهم مهمتر از خیلی چیزهای دیگر دائماً دارم به تو میدهم ترس نداشته باش.@ اینقدر نترس یک کسی که میترسد یعنی اطمینان به الله ندارد یک کسی که برای انفاق میترسد انفاق هم گفتیم مربوط به بخش طبیعی و پول نیست بلکه مربوط به بخشهای مختلفی هست گاهی وقتها باید علمت را بدهی گاهی وقتها آبرویت را باید هزینه بکنی گاهی وقتها باید از خیالت بزنی گاهی وقتها از بخش حیوانیتت باید بزنی.@ گاهی وقتها از شکم باید زده بشود گاهی وقتها از شهوات باید کم شود شما هر چه بپردازی ورودی آن طرف بیشتر میشود و دریافت شما بیشتر میشود پس فهم درست مقوله غم و شادی این خیلی اهمیت دارد.@ اینکه ما شاد باشیم و آرام باشیم به اینکه خیلی چیزهایی که خیلیها از آن ناراحتند و میترسند ما خوب نگاهش بکنیم و به استقبالش برویم مثل داروست که ظاهراً تلخ است ولی باطن ما را دارد ترمیم میکند این یک نکته است نکته دیگر که خیلی مهم هست که معصومین اصرار داشتند که ما این را خوب بفهمیم این هست که توقعتان را از دنیا تنظیم بکند.@ شما بینهایتطلب هستید دائماً شادی دائم، آرام همیشگی را میخواهید سعادت همیشگی را میخواهید راحت ابدی را میخواهید در اینجا دنبالش نگردید اینجا فقط مقدمات آن شادی را فراهم میکند مثل جنینی که در رحم مادر هست.@ جنینی که در رحم مادر هست میخواهد به دنیا بیاید میخواهد از دنیا لذت ببرد از این دنیای به این بزرگی ولی باید آن دوره محدود رحمی را تحمل بکند تا چشمش را آماده بکند برای اینجا، الان که ندارد نمیتواند همینطوری میخواهد بیاید گوشش را تهیه کند قلبش را تهیه بکند دستگاه تنفسش را تهیه کند اعضاء و جوارحش را تهیه کند.@ بعد از یک مدت محدود رحمی که نُه ماه هست میاید میرود بالأخره دهها سال بهرهبرداری میکند این را دقت بکنید که من یک موجود بینهایتطلب هستم من یک موجودی هستم که راحتطلب هستم آسایشطلب هستم.@ من جاودانگی را میخواهم شادی جاودانه، سعادت جاودانه، آسایش جاودانه، راحتی جاودانه که اصلاً غصه نداشته باشم من میخواهم به یک جایی برسم که هیچ محدودیتی نداشته باشم هیچ چیز سر راه ارادهام نباشد حالا باید در این رحم خودت را برای آن فضا آماده بکنی تجهیزاتش را باید تهیه بکنی.@ اما اینکه فکر بکنی اینجا باید همیشه راحت باشی نه در باشگاه این حرفها نیست شما وقتی میروی باشگاه، دانشگاه، مدرسه، کلاس همیشه یک سلسله تکالیف دارید، تکلیف یعنی چی میگویند تکلیف داری اصلاً اسم کلمهاش را نگاه کنید مشق، مشقت، تکلیف، کلفت، سختی، سختی دارد سنگینی دارد.@ شما هر رشتهای از رشتههای عالم را نگاه کنید میبینید که این سختی در آن هست اینطور نیست بگویید من میخواهم دانشگاه بروم دکتر شوم مهندس شوم هنرمند شوم ولی سختی و محدودیت نداشته باشم یک حرف بچگانه است یک کسی توقع داشته باشد در دنیا همیشه به آن خوش بگذرد محدودیت نداشته باشد.@ یک کسی که از محدودیت میترسد در واقع اصلاً خودش را نشناخته کسی که از دین فرار میکند میگوید نه دین نه، نه مسائل دینی ما را محدود میکند مذهب ما را محدود میکند وقتی دارد فرار میکند یعنی در واقع خودش را نفهمیده مثل کسی هست که از مدرسه میترسد.@ از دانشگاه میترسد از باشگاه ورزشی میترسد میگوید اگر باشگاه ورزشی بروم میخواهند به من تمرین بدهند اگر در آن تمرین هست معادل این تمرینها تو رشد داری به دست میاوری یک کسی که حوصله ندارد برای هیچ نوع تمرینی خودش را دارد مسخره میکند زندگی را مسخره میکند.@ من الان که بعد از بیست و خوردهای مشاوره میبینم که بسیاری از طلاقها مال تنبلی و بیحوصلگی زن وشوهرهاست مرد تنبل از نمیرود وظائفش را یاد بگیرد بعد هم نمیخواهد یاد بگیرد و عمل بکند میخواهد همینطوری یک زندگی بگذرد کسی هم مزاحمش نشود.@ میگوید رفتم یک زن گرفتم مونسم باشد نیازهایم را برطرف کند ولی نباید به هیچ وجه با من کاری داشته باشد شوهر کردم که حرف نشنوم چنین باشد چنان باشد اینطوری نمیشود داستان اینطوری جور در نمیاید یک تنبلی است بیحوصلگی است.@ نمیروند وظائف مثلاً مهارتهای کلامی مهارتهای جنسی مهارتهای عاطفی مهارتهای معنوی مهارتهای اقتصادی اصلاً وقت نمیگذارند بروند یاد بگیرند بسیاری از زن و شوهرها که بعد از ده سال پانزده سال به بنبست میرسند و طلاق میدهند من به آنها میگویم شما مثل دختر پسری هستید که تازه نامزد کردید شما اصلاً این 15 سال زندگی نکردید.@ اصلاً شروعی نبوده که الان به قطع رسیده چون اصلاً شروع نبوده قطع شده شما اصلاً نمیدانستید زن یعنی چی روانشناسی زن یعنی چی مهارتهایی که باید داشته باشی حداقل مهارتهای سهگانهای که گفتیم قاعده سه انگشتی گفتیم.@ در مهارتهای زندگی مهارتهای اقتصادی عاطفی معنوی اصلاً حالیت نبوده این قضایا، زنت هم نمیدانسته نه کسی به تو یاد داده نه آن دختر را کسی خانوادهاش وظیفهشان بوده به آن یاد بدهند یاد ندادند فکر کردند شوهر یعنی یک جنس مخالفی که من مثلاً از این فیلمها نشان میدهند.@ فیلمهای هندی و فیلمهای سینمایی من از این خوشم آمده آن هم از این خوشش آمده حالا برویم با هم زندگی بکنیم داستانهای اینقدر مسخره اینقدر مبتذل حالا بیا برویم با هم زندگی کنیم زندگی این نیست زندگی یک دوتا پیوندی هست دوتا آدم هست با شرائط خاص، با شرائط کاملاً متفاوت تازه میخواهند بیایند اسپرمگذاری و تخمکگذاری هم بکنند به اشتراک بگذارند.@ یک بچه میخواهد بیاید با ژنهایی که 45% از پدر 55% از مادر هست و این داستان تا جاودانگی تا قیامت و بعد از قیامت اثر دارد اصلاً زندگی اینقدر مبتذلی نیست که ما اینقدر مبتذلش کردیم همینطوری با یک چیزهای کوچک ازدواج صورت میگیرد بعد هم اصلاً هیچ کدامشان آمادگی ندارند.@ لذا ما باید توقعمان را از دنیا پایین بیاوریم و بدانیم دنیا یک باشگاه است برای شدن دنیا فقط باشگاه است یک رحم است خیلی من در بخش معرفت نفس تأکید کردم مباحث انسانشناسی که ما باید ماهیت رحمی خودمان را باور کنیم که ما در رحم هستیم و ماهیت جنینی خودمان را باور کنیم و ماهیت رحمی دنیا را باور کنیم.@ دنیا یک باشگاه است یک رحم است ما فقط داریم ابزار تهیه میکنیم الان جای زندگی فعلاً نیست فقط آمادگی است فقط و فقط این زن وسیله آماده شدن من برای برزخ است این شوهر وسیله آماده شدن هست.@ این بچهها این پدر این مادر این باجناق این جاری این عروس این مادرشوهر این پدرشوهر پدرزن مادرزن مسائل اقتصادی مسائل سیاسی همهاش یک وسیله است یک تمرین است برای اینکه من تبدیل شوم و آماده شوم لحظه وفات به آنجایی که باید منتقل شوم تازه آنجا میتوانم بروم بگویم حالا من اینجا یک سعادت میخواهم.@ برزخ همین خود برزخ هم خیلی عالی است بعضیها به برزخ که میرسند تمام است یعنی چون گفت(وَ مَن ماتَ فَقَد قامَت قِیامَتُه) قیامتش همان روزهای اول و لحظات اول طوری برپا میشود که این سالم وارد شده وقتی سالم وارد شده دیگر در مسیر آسایش است.@ اصلاً چیزی به اسم غصه و غم ندارد تکامل برزخی دارد که هی دریافت میکند اما دیگر زحمت ندارد دائماً لذت و بهجت و سرور چون امکاناتش را در رحم تهیه کرده از نبی اکرم(ص) برایتان بخوانم(ما مِن دارٍ فیها فَرحَۀٌ إلا یَتبَعُها طَرحَۀٌ) هیچ خانهای نیست که در آن شادی باشد مگر حتماً در پی آن شادی یک اندوه هم میاید.@ یعنی اینطور نیست که ما سر خودمان را کلاه بگذاریم بگوییم حالا همه چیز شاد است الان ببینید دختر و پسر با هم آشنا شدند نامزدند میگویند میخندند کیف میکنند ولی حوادث بعد از عروسی هم، بعضیها همان دوران شیرینیخوران دردسر دارند.@ یعنی سر مهریه و جهیزیه و چی برایت هدیه آوردند چی نیاوردند به این پسر اینطوری بگو به این دختر اینطوری بگو داستان از همان لحظهای که دو نفر عاشق هم میشوند ماجرای سختشان شروع میشود اینطوری نیست که همهاش گُل و گلاب و شیرین و عسل باشد اینطوری نیست.@ همان لحظه اول شما میخواهید یک چیزی بخرید یک چیزی بفروشید این خرید و فروشتان همینطور هست تجارت میخواهید بکنید بچهدار میخواهید بشوید الان چقدر زحمت میکشد میلیاردی هزینه میکند بچهدار بشود حالا بچهدار شد از اول بارداری دردسرها برای مادر مریضیها و ویارها و گرفتاریها و بعد تولد و بعد شب نخوابیها و بعد اذیتها، و تو داشتی چکار میکردی.@ میلیاردها خرج میکردی که بریزی پای این دردسرها، اعصابت را خورد بکند شب نگذارد بخوابی بله من همین را میخواستم پس تو این همه میگفتی دعا کن ما بچهدار شویم الان چرا اعصابت خورد است؟ بیعقلی است برای چه اعصابت خورد است این بچه با همه لوازمش قشنگ است.@ شما برو به یک خانم بگو بچه نداری نداشته باش ول کن دلت خوش است ما بچه داشتیم چی شد آن میگوید نه من همین را میخواهم همین شب نخوابیهایش را میخواهم همین مادر شدنش را میخواهم همین پدر شدنش را میخواهم هم هزینههایش را، به یک کسی بگویی برای چه میخواهی ازدواج بکنی ازدواج اصلاً دردسر دارد.@ اینقدر بدبختی و بیچارگی دارد آنها هم که کردند پشیمان هستند واقعش هم تقریباً سه چهارم در کشور ما اینطوری است حدود سه چهارم پشیمان هستند حالا اینها که کردند پشیمان هستند برای چی، ولی نه این تنور همیشه داغ است و همیشه هم تکرار میشود.@ حالا این الان کشیده از دست زن، بیست سال کشیده از دست زن دیگر دارد به جنون میرسد یا زن را میکشد یا فرار میکند یا طلاق میدهد بعد میبینی شش ماه بعد میرود ازدواج میکند پس چی شد زن هم همینطور میزند طلاق میگیرد بعد یک سال بعد میرود ازدواج میکند.@ پس داستان چی شد چرا اینطوری شد؟ ما خودمان هم این را میخواهیم ولی وقتی زیر این تعهد میرویم باز جِر میزنیم وسطش، این را قبول کردی در هم است جنس در هم است همینطوری بالأخره برده شده لذا پیغمبر فرمود دنبال شادی خالص نباشید هیچ چیز شادی خالص ندارد.@ بعد من وقتی آماده هستم که هر چیزی که قرار است از آن لذت ببرم شادی خالص نیست دَنگ و فنگ دارد خستگی دارد دردسر دارد دیگر راحتتر میتوانم کنار بیایم هر دو را کنار هم میپذیرم. الان میخواهیم یک کبابی بخوریم با رفقا به قول معروف یک عشق و حالی بکنیم همین لذت است.@ ولی میبینی باید زغال تهیه بکنی منقل بگذاری سیخ بکنی دستت چی میشود نفت بیاوری باد بزنی دودش در چشمت میرود بعد هم میخوری بعد هم سنگی خود غذا و چُرتت میگیرد و باید بگیری بخوابی، کل لذتش چقدر بود؟ یک ربع لذت بود خوردن این غذا، ولی میبینی چند ساعت این زن باید در آشپزخانه باید بایستد.@ دارد این کار را میکند بعد یک زن فهمیده میگوید نه آن دردسرهایش برای من لذت دارد چون عبادت است هر یکباری که پیاز پوست میکَند این اشکش میرود در چشم این خانم میسوزد دارد گناهانش آمرزیده میشود دارد رنده میکند گناهانش آمرزیده میشود.@ دارد ظرف میشوید گناهانش آمرزیده میشود دارد اسکاج میکشد گناهانش آمرزیده میشود دارد غذا درست میکند گناهانش آمرزیده میشود دارد مقام میگیرد غیر از آمرزیده شدن مقام بهشتی دارد میگیرد میگوید من همین را میخواستم فقط لذتش نیست من همین را میخواستم من اصلاً احتیاج دارم اینطوری باشد.@ احتیاج دارم یک فضای اینطوری داشته باشم این کار را بکنم این زحمتها را بکشم سر کار بروم شغل داشته باشم با کارگرها سروکله بگذارم با مردم سروکله بگذارم همین این آدم را آدم میکند همین این آدم را شبیه الله میکند.@ همین چونهزدنها همین اختلافات همین تضادها همینها سازنده است(مع کل فرحۀ طرحۀ) باز پیغمبر همان حدیث را برداشت یکطور دیگر فرموده با هر شادی غمی وجود دارد هر شادی کنارش غم دارد آدمهای سادهاندیش آدمهایی که عقلشان ضعیف است همیشه از غمش میترسند لذا خودشان را از شادی محروم میکنند.@ شادی دارد غم دارد شادیهایش عبادت است غمش هم عبادت است برای چه تو ناراحت هستی بله من میترسم ازدواج بکنم چون ازدواج دردسر دارد اگر نداشته باشد تو شبیه الله نمیشوی باید تضاد تحمل بکنی باید یک خانمی یک شوهری بیاید که با تو از هر جهت موافق نیست تضارب آرا پیدا میکنید.@ در این تضارب آرا تو شبیه الله میشوی تو اسم صبور و صبار خدا را پیدا میکنی اسم حلیم را پیدا میکنی اسم غفور را پیدا میکنی اسم غفار را پیدا میکنی اسم کریم را پیدا میکنی اسم جواد را پیدا میکنی در همین آدم شبیه الله میشود.@ یک مادر در همین زنانگی بودنش زن بودن و مادر بودنش شبیه خدا میشود یک پدر در همین شبیه خدا میشود و تشبه پیدا میکند همین حماقت باعث میشود اینطوری میکند من جهیزیهام جور نیست بگذار تا یک سال دیگر، آدم با یک حداقلی میرود جهیزیه را هم من خیلی از خانوادهها میشناسم خیلی عاقل برخورد میکنند.@ یک جهیزیه اولیه میدهند بعد جهیزیه را تکمیلش میکنند به پسر هم میگویند چون جهیزیه جزء وظایف خانواده زن نیست خانواده زن که وظیفه ندارند جهیزیه بدهند جهیزیه اینطوری است که مرد باید مهریه تعیین بکند مهریه را بپردازد از پول مهریه یک مقدار جهیزیه تهیه بشود.@ مهریه را به قول خودشان میگویند چه کسی داده چه کسی گرفته، این اصلاً رفتار خوبی نیست با مهریه، مهریه باید معقول باشد 400 تا سکه 500 تا سکه همیچین چیزها افسانهای هست همهاش هم کینه است مشروعیت هم اصلاً ندارد کلی هم فساد میاورد.@ یک چیز معقولی باشد منطقی، جهیزیه هم لازم نیست دختر تهیه بکند پسر از همین پول مهریه تهیه بکند یا مشترکاً حالا رسم خیلی خوبی هست دختر و پسر میایند یک مقدار مشارکت میکنند کار قشنگی شده اسلامیتر شده پسرها میایند در تهیه جهیزیه مشارکت میکنند.@ خانواده پسر میگوید پنج قلمش را هم ما میگیریم بروند سر خانه و زندگیشان، یا پسر میگوید من که هنوز درسم تمام نشده یعنی چی؟ درست یعنی چی؟ این درس تا کی میخواهد ادامه پیدا بکند، لیسانس دارم، بعدش چی؟ ارشد دارم، بعدش چی؟ دکترا دارم، پس زندگی چه موقع میخواهید بکنید درس هر چه باشد ارزشش را ندارد.@ آدم زندگی زناشویی را با آن خراب بکند روی آن سایه بیاندازد یا کیفیتش را پایین بیاورد یا دیر شروع بکند یک حماقت بزرگی است دیر شروع کردن یک زندگی بخاطر درس، یا مثلاً بخاطر سربازی، الان خیلی وقتها سربازی رفته دارد سربازی میرود برو متأهلش کن.@ سربازیاش نصف روز میشود به آن تخفیف میدهند بعد نامزد میشوند عقد میکنند تا بعد از سربازی، زندگیشان را بگذار شروع کنند مهارتهایشان را باید زودتر یاد بگیرند بعد از سربازی هم میروند سر خانه و زندگیشان، یا نه سر خانه و زندگیشان میروند.@ مگر طرف سر کار میرود چطوری است الان 12 ساعت کار میکند الان 8 ساعت دارد سربازی میرود بگذار سربازی برود پدر و مادرها خانوادهها کمک کنند برو سربازی صبح تا ساعت 2 ظهر سربازی دوباره تا ده شب کار کن برو یکجا کار کن یک لقمه بخور و نمیر داشته باشی.@ کنار هم یک دختر و پسری که همدیگر را دوست دارند باشند با یک لقمه بخور و نمیر خیلی بهتر از این هست که از هم دور باشند چون میترسند یک لقمه بخور و نمیر داشته باشند میگویند نه باید کیفیت زندگیمان خیلی بالا باشد دو سال هم از همدیگر دورند، این چه عقلانیتی در آن است.@ دور هستند فشار عاطفی فشار جنسی فشار معنوی، حجاز روی فشار میاورد وقتی اینها از همدیگر دور هستند اینها واقعاً چه لطفی دارد کنار هم باشید بخور و نمیر مستأجری، کنار هم، جای تنگ، ولی پیش هم با هم صفا بکنید اما از هم دور نباشید این دوری چه لطفی دارد که نخیر دهانت بوی شیر میدهد حالا تو برو ارشدت را بگیر.@ تو سربازیات را برو حالا تو برو کارت را بکن بچه رسیده به 25 سال 30 سال در این جامعه فاسد از 14 سالگی هم بلوغ جنسی پیدا کرده، تو میگویی 25 سال زن بگیرد میدانی یعنی چی؟ یعنی 7 سال اینجا تا 14 سال که بلوغ جنسی پیدا کرده بعضیها 10 ـ 12 سالگی بلوغ جنسی دارند.@ تا 20 سال میشود 8 سال میشود 5 سال هم آنجا میشود 25 سال، 13 سال این باید بسوزد روحش داغون بشود که حالا بله باید لیسانس داشته باشد که ازدواج بکند ما این مشکلات جامعه ماست یعنی ما سبک زندگیهای غلط داریم.@ بسیاری از کسانی که میخواهند رشد کنند بروند سر خانه و زندگیشان، زن میخواهد درس بخواند برود شوهر بکند بعد هم بنشیند درس بخواند چه اشکال دارد برنامه تنظیم بکند بنشیند درس بخواند مرد میخواهد بخواند بروند سر خانه و زندگی زن و شوهری مرد هم درسش را بخواند.@ من خودم همینطوری بودم بسیاری از اساتیدی که میشناسم همینطوری بودند من دوم نظری بودم 19 سالهام بوده ازدواج کردم دوم نظری هم مدرک داشتم بعد از ازدواج درس خواندیم دانشگاه رفتیم درس حوزه خواندیم کار کردیم همه کار کردیم اصلاً ازدواج خودش برای این کارها به انسان قدرت میدهد آرامش حاصل میکند قدرت میدهد.@ آدم برود به کارهایش برسد. چقدر خانمهای خانهدار بودند من میشناسم با پنج کلاس با سوم راهنمایی با دیپلم شروع کردند الان ماشاء الله استاد دانشگاه هستند زندگیشان را هم خراب نکردند.@ خدا رحمت کند شهید مطهری میگفت بعضیها برای اینکه یک موقعی مجبور نشوند نان و سبزی بخورند یک عمر نان و سبزی میخورند یا نان و پنیر میخورند که مبادا یک زمانی بعداً فقیر بشویم نان و پنیر بخوریم از اول شما نان و پنیر بخورید.@ این همه غصه آدم تحمل بکند که بعدها ممکن است به ما فشار بیاید این راحتطلبی، لوس بودن، تنبل بودن، بیحوصله بودن افکار غلط باعث میشود ما هم به خودمان و هم به فرزندانمان حجم زیادی فشار بیهوده وارد کنیم. سخت است اذیت میشوند خب سخت است اذیت بشوند نه بچه باید اول یک خانه داشته باشد.@ من باید یک خانه برای بچهام بخرم این یک حرف مفتی است یک خانه برای بچهام بخرم که این دیگر وقتی خواست ازدواج بکند مشکل خانه نداشته باشد بگذار مشکل خانه داشته باشد بگذار مستأجر بشود بگذار سالی یکبار او را از خانه بیرون بیاندازند.@ بگذار وسایلش را کمد را بلند کند گاز بلند کند اینطوری مرد میشود آن زن پخته میشود میاییم لقمه مفت میدهی دست دخترت، فردا دخترت اگر یکذره مشکل مالی پیدا بکند بخواهد برود مستأجری دیگر نمیتواند مستأجری برود دیگر افسرده میشود این الان افسرده است این الان پژمرده است اینطوری به درد نمیخورد.@ اکثر کسانی که الان این حرفها را میزنند خودشان از صفر شروع کردند چه کسی گفته بچه نباید مستأجر باشد چه کسی گفته دختر و پسر نباید مستأجری بروند چه کسی گفته باید همه وسایل زندگی در زندگی جور باشد که یک زندگی خوب و شیرین باشد، نه.@ الان تجربه ثابت کرده که هر چه وسایل خانه جورتر میشود یعنی آسایش بیشتر میشود آرامش کمتر است اتفاقاً لذت کمتری میبرند این دختر بگذار چند سال ظرف بشوید این وقتی ظرف نشوید خودش پژمرده میشود این باید ظرف بشوید لذت ببرد از ظرف شستن این باید جارو بکند.@ شما همه چیز را مکانیکی کردی همه را آسان کردی چند میلیون تومان بده ماشین ظرفشویی برایش بخرد این دیگر اصلاً چطوری میخواهد زنانگی بکند وقتش پای تلویزیون تمام میشود پای تلویزیون میخواهد بنشیند یکسره خوراکهای وهمی بخورد عقلش کم میشود فوق عقلش ضعیف میشود.@ باید انگیزه داشته باشد باید یاد بگیرد چهارتا کوک بتواند بزند باید بتواند برود یک خیاطی بکند باید یک گلدوزی یاد بگیرد باید یک آشپزی بکند اینها لذت دارد اینها خودش لذت زندگی است برای همین هم کسانی که یک مدتی با آسایش سروکار دارند دیگر متنفر میشوند.@ دیدید الان دارد زمینه برمیگردد قبلاً رستورانهای سنتی معنادار نبود، چرا در شهرها رستوران سنتی میزنند کاهگِلی میزنند؟ چون فطرت همان سادگی را دوست دارد به قول حضرت سلیمان(ع) فرمود من هردو زندگی را تجربه کردم هم شاه بودم هم سادگی را گذراندم.@ ولی تمام شیرینی در سادگی است در آسان بودن در ساده بودن سادگی خیلی خوب است سادگی باعث میشود رشد عقلانی انسان و فوق عقلانی انسان زیاد بشود هر چه شما تکلف را بالاتر ببرید اضطرابها، ناراحتیها، فسادها بیشتر میشود الان دیپلم است خواستگار برایش آمده بده برود بعداً اگر خودش عرضه داشت برود درسش را بخواند.@ نه لیسانس بگیرد تا لیسانس نگیرد تا شاغل نشود نباید ازدواج بکند گرفتار میشود بعد اگر رفت فاسد شد تو چکار میکنی ما چقدر دخترها را فرستادیم در دانشگاهها رفتند فاسد شدند.@ در فضاهای طولانی اصلاً پدر نمیداند این را فرستاده سیستان و بلوچستان آنجا چه خبر است فرستاده کرمان و مشهد و شیراز اصلاً نمیداند آنجا چه میگذرد این چه لطفی دارد نمیگوییم درس نخوانند اگر میتوانند بخوانند بخوانند.@ ولی مزاحم تشکیل خانواده، ازدواج که اصلیترین مسأله است نه درس نه سربازی نه دانشجویی اینها هیچ کدام مانع ازدواج نباید بشود شغل ندارد غریب الشغل هست یا نه، غریب الشغل یعنی چی؟ یعنی این عرضه دارد سه ماه آینده امکانش هست سه ماه آینده پنج ماه آینده شغلش پیدا شود.@ بلند شو برویم خواستگاری، این شغل دارد چهار پنج ماه دیگر، الان هزینهاش هم که خودمان داریم عقد باشند فعلاً، هزینه عقدشان را بگذرانند یکذره آرام بشوند لذت ببرند صفا کنند چهار ماه دیگر سر شغلش میرود ما سخت گرفتیم سخت گرفتیم الان دیگر خانوادهها اینطوری به همدیگر پاشیده.@ سن ازدواج رفته روی 27 سال 30 سال این همه فساد دارد در جامعه ایجاد میشود بعد هم دیگر کسی که 30 سال رفت 27 سال رفت میتواند آن لذتها و آن قشنگیها و آن شورانگیزیهای زمان جوانی را داشته باشد برای ازدواج، نه، برای ازدواج بیکلگی لازم است یک آدمی که پخته شده این بعداً میگندد نمیتواند ازدواج بکند.@ این هر دفعه بخواهد ازدواج بکند میخواهد دودوتا چهارتا بکند چرتکه بیاندازد آن بیعقلیها قشنگ است همان شورانگیزیها قشنگ است بیعقلیها نه رشد عقلی نداشته باشد گفتیم دختر و پسر باید در ازدواج آن سهتا مهارت را به آنها یاد بدهیم 17 سالگی هم میشود یاد داد.@ من الان اینقدر از شاگردهایم بودند در طلبهها در دانشجوها دخترهایی بودند که 17 سال 18 سال ازدواج کردند الان هم خیلی عالی دارند شوهرداری میکنند معرکه هم دارند شوهرداری میکنند پسرهایی که 18 ـ 19 ـ 20 ازدواج کردند خیلی هم خوب دارند زندگی میکنند.@ از زندگیشان لذت میبرند فاصله سنیشان با بچههایشان خیلی کم است این بچهها فردا کیف میکنند پدر و مادر جوان دارند با پدر و مادرشان خوب ارتباط برقرار میکنند رفیق میشوند بعد بچه بیشتری الان میتوانند داشته باشند. الان رشد اهل سنت نسبت به ما چقدر شده؟@ ما یکی، آنها چهارتا، بعضی از مناطق پنجتا، ما امسال ابتدائیهایمان با اهل سنت یکی شده یعنی چی؟ خود عالم وهابی ملعون در پاکستان گفته بود شما تندتند باید بچهدار شوید چندتا زن بگیرید بچهدار شوید در 17 سال بعد جمعیت ایران 55% اهل سنت هستند آنوقت شما میتوانید رئیس جمهور خوب آنجا تعیین بکنید.@ نماینده مجلس خوب میخواهید داشته باشید وزیر خوب میخواهید داشته باشد محال است کشور دست کسان دیگر است دست عربستان است دست آمریکاست کشور 17 سال دیگر، همه آن خونهایی که ریخته شده شهادتهایی که داده شده آرمانهایی که داشتیم روی هوا میرود.@ ما الان دخترهایمان همه دارند یک بچه دوتا بچه، این چه افتضاحی است اینطوری شده باید بچهدار شوند زیاد بچهدار شوند و نیستند آنها همینطوری دارند گُرُگُر هر کدام هفت تا هشت تا ده تا زیاد، حالا آینده را بایستید نگاه کنید ببینید چه خواهد شد.@ برای اینکه ما از سبک زندگی اسلامی داریم فاصله میگیریم میگوید بچهداری زحمت دارد خب زحمت دارد بهشت هم دارد همین یک بچه باعث میشود یک مادر تا وقتی این بچه را بزرگ بکند یک ذره گناه که برایش نمیماند هیچی، هزاران درجه آخرتی دارد.@ برای همین مادریش، این را میتوانست در بیرون حالا اگر شاغل باشد یکجا بدست بیاورد این ارزش را، میگوید نه من اگر بچهدار شوم شغل نمیتوانم، خب شغل نداشته باشد مگر حتماً همه باید شاغل باشند همین حس که همه زنها باید شاغل باشند این همه فساد در کشور ما ایجاد شده مردهایی که نانبده خانواده هستند.@ نفقه به آنها واجب است کار گیرشان نمیاید زنها هم رفتند شاغل شدند از شوهرهایشان بینیاز شدند یکدفعه رشد طلاق ما رفته روی رتبه چهارم دنیا، ما از پارسال تا الان 7% رشد طلاق داشتیم 5% کاهش ازدواج، جمعش چقدر میشود؟@ حالا دودش در چشم چه کسی میرود خانمها یا آقایان؟ خانمها بیشتر میرود ما آمدیم یک مشت آدمهای نادان آمدند قوانین اسلام را دستکاری کردند به اسم حمایت از خانمها و زنسالاری هی باد کردند حالا الان خود خانمها به بنبست خوردند، چی شد خوب شد؟ نه، شغل دارد عشق ندارد شغل دارد شوهر خوب ندارد.@ درس خوانده با شوهرش نمیتواند زندگی کند لذت نمیتواند از زندگیاش ببرد شوهر دارد ولی خلأ جنسیاش سر جایش هست شوهر دارد خلأ عاطفیاش سر جایش هست شوهر دارد خلأ معنوی سر جایش هست برای اینکه ما نخواستیم به قوانین عمل کنیم.@ ما آمدیم قوانین را از غرب از ماهواره گرفتیم از فیلمهای سینمایی گرفتیم از چهارتا هنرپیشه و چهار نفر که اصلاً تخصصی در ارائه برنامه ندارند تقلید اینها را کردند این همه فساد بار آمد این فسادها سر جایش هم هنوز هست ما از سختیها ترسیدیم نه بچه سختی دارد بچه مشکلات دارد گرفتاری دارد.@ شوهر کردن اینطوری است زن گرفتن اینطوری است ترسیدیم آنقدر شیطان آمد قوه واهمه را زیاد کرد اینطور است چون انسان باطناً راحتطلب است قوه واهمه میاید پنجزار یک تومان سختی را در ذهن ما برای ما یک میلیون تومان میکند در ذهن ما یک میلیون تومان سختی میاید.@ الان خانم خانهدار است 40 سالهاش است میخواهد مهمانی بدهد برای 30 نفر تو 40 سالهات است نگاه کن به سابقه گذشته 20 سال زندگیات چندتا از این مهمانیها دادی؟ میگوید من 100 تا از این مهمانیها دادم ولی هنوز هم که الان میخواهد بدهد باز عصبی است مرد عصبی است زن هم عصبی است.@ از این مهمانیها که شما دادید این نیز بگذرد این هم یک مهمانی است مثل بقیه مهمانیها، دعوا کردن و اضطراب ندارد که برای یک مهمانی این همه فشارش بالا میرود نزدیک به سکته، یک مهمانی است دیگر، اینقدر دلشوره، قبلاً اصلاً این کلمات به کار برده نمیشد.@ من یک موقعی دخترهای کوچک میایند به من میگویند پسر یا دخترهای 18 ساله 20 ساله به من میگویند استرس دارم مورچه چیه که کلهپاچهاش باشد استرس مُد شده هر کس را میبینی میگوید استرس دارم یک چیزی یاد گرفتند بچه 5 ساله هم همین را میگوید البته نه اینکه نیست واقعاً هست چون سبک زندگی ما غلط است.@ چرا این بچه چه شده اینطوری 18 سال 19 سال میبینی به اندازه یک آدم 100 ساله مشکلات دارد چون ما آمدیم گفتیم باید زندگی همه خوب باشد دردسر نداشته باشد سختی نداشته باشد من حوصله مادرشوهر ندارم.@ مادرشوهرم هم اگر زبانش هر چه هست گلخانهها شما بروید یک گلهایی هست خیلی دراز است میگویند زبان مادرشوهر، عروس میگوید بعد خودش هم چهار روز دیگر مادرشوهر میشود اصلاً اگر این مادرشوهر نباشد گناه تو را چه کسی میبخشد همین مادرشوهر که بداخلاق است تو را به خدا میرساند، آسیه را چه کسی به الله رساند؟@ فرعون به الله رساند اگر آسیه یک شوهری داشت از اولیاء خدا بود آسیه خیلی پرواز نمیتوانست بکند یک پدرزن بد یک مادرزن بد یک باجناق بد یک جاری بد یک خواهرشوهر بد یک زنبرادر بد آدم را به اوج میرساند برای چه از اینها میترسیم هست که هست سختی دارد؟@ بله سختی دارد برویم در دل سختی، سختیها خیلی انسان را رشد میدهد در آن سلسله مباحث رشد و قدرت در سایه سختیها یک دورهاش را گذاشتیم بیست و چند جلسه است آن را حتماً کار کنید قاعده خلقت همین است که سختی رشد میدهد نابرده رنج گنج میسر نمیشود.@ تمرین است با یک مادرشوهر آدم به صبر میرسد با یک پدرشوهر بد آدم به صبر میرسد با یک شوهر بداخلاق با یک زن بداخلاق، البته این دلیل نمیشود یک کسی بگوید حالا که اینطور هست تو ما را تحمل کن نه، این بد است بداخلاقی فشار قبر میاورد.@ سهلانگاری در نیازهای طبیعی خانواده، اقتصاد خانواده فشار قبر شدید میاورد ظلمش خیلی ظلم شدیدی هست کسی در خانه بداخلاقی بکند زن به مرد، مرد به زن سخت بگیرد به خانواده، در نفقه، در مهمانی، در نیازهای طبیعیشان، اصلاً مستحب است وسایل آسایش فراهم بکند هیچ اشکال ندارد.@ عادت کردن به آنها خوب نیست و الا این که هر کس وظیفه دارد تا آنجایی که میتواند تلاش خودش را بکند به خانواده سخت نگیرد وقتی انسان سخت بگیرد دیگران را در فشار میگذارد گفتیم نفس ما قبر ماست و قبر ما نفس ماست، چه کسی میخواهد بداند فشار قبر دارد یا نه؟@ 1 ـ ببین دنیا میتواند فشارت بدهد اگر فشارت میدهد فشار قبر خواهی داشت 2 ـ کسی را فشار میدهی یا فشار نمیدهی اگر داری فشار میدهی یک کسی بخاطر رعایت حال تو اخلاق تو و بودن با تو باید یک چیزهایی را تحمل بکند خوب نیست چرا باید یک کسی ما را تحمل بکند اخلاق بد ما را، لوس بودن ما را.@ توقعات بیجای ما را، نفهمیهای ما را، بیحوصلگیهای ما را تحمل بکند وقتی داری یک نفر را فشار میدهی فشار قبر میگیری این خوب نیست ولی کسی هم از اینطرف میگوید نترس از فشار، میخواهد فشارت بدهد میخواهد اذیتت بدهد.@ (مع کل فرحۀ طرحه) با هر خوشحالی غمی هست و با هر غمی خوشحالی است(إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا) یعنی در همراه و با خود سختی آسانی هست بعدش نه، همراه اوست لذتش هست آسانیش هست شادیاش است آدم باید چشم باز کند ببیند شما به یکی بگویی بچهدار میخواهی بشوی بارداریش دردسر دارد.@ زایمانش دردسر دارد تربیتش دردسر دارد میگوید من همین را میخواهم همین بارداری برای من قشنگ است از همین بارداری لذت میبرم از همین دردش لذت میبرم از همین زایمانش از همین صدای بچه از همین نق نق و قورقور بچه(إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا) خدا اصلاً سیستم را همینطوری خلق کرده که همیشه کنار تلخیها شادی است و کنار شادیها تلخی است.@ توقعمان را در زندگی باید تنظیم بکنیم ما دچار تربیتهای اشتباه، تربیتهای وارونه شدیم ما آمدیم برای بچههایمان زحمت بکشیم که بچههایمان در آینده اذیت نشوند این پدر خودش را از رزق معنوی از رزق عاطفی از بودن با همسرش میاندازد که بچهاش راحت باشد گور پدر بچه صلوات، بچهام بچهام بچهام شده بچهسالاری.@ آنوقت زن و مرد از هم جدا شدند بخاطر همین فرزندسالاریها، یک روز بنشینید در خانه تخممرغ بخورید تا ما بیاییم دست زنت را بگیر با هم بروید یک رستورانی، بروید با هم یک سینمایی، بروید با هم یک گشتی بزنید، بچهام بچهام دیگر چیه.@ یک کسی بیاید خالهاش را بیاورید بچه را نگه دارد یکذره بیرون بزنید اینها را قال بگذارید بروید یک صفایی بکنید به اسم این بچهداری زن و مردها از بودن با هم دیگر لذتی نمیبرند ما نباید به اسم بچهداری بخاطر بچهداری، بچه حدی دارد کافی است چه خبر است بچه بچه، آمدیم زندگی زناشویی و زندگی معنویمان را فدای بچهها کردیم.@ مرد به زیارت نمیرسد به تمرکز نمیرسد به خلوت نمیرسد به نماز شب نمیرسد به سحر نمیرسد به سجاده نمیرسد به قرآن نمیرسد البته بچهداری ثواب دارد ولی معقولش، محبت بیش از حد مثل چربی بیش از حد است مثل نمک بیش از حد است مثل قند بیش از حد است.@ وقتی جذب میشود بدن را نابود میکند بچه تا یک حدی خیلی خوب است معقول بگیرد ولی بچه الان 20 سالهاش است 22 سالهاش است مادرش حتماً باید نگران غذایش باشد نگران لباس پوشیدنش باشد این دیگر فردا میتواند زن خوبی باشد.@ برای همین فرمود هفت سال سوم هفت سال وزارت است هفت سال اول هفت سال پادشاهی است در اختیارش باش هفت سال دوم هفت سال اطاعت، هفتس ال سوم هفت سال وزارت، وزر وزیر، وزر یعنی بار، وزیر یعنی بارکش، اینها را قبلاً توضیح دادم این 14 تا 21 سال بچه باید بارکشی بکند باید در خانه مسئولیت داشته باشد.@ امروز به بچهات یاد بده خودش یک ماکارانی درست کند یک کوکو درست کند یک املت درست کند یک خاگینه درست کند امروز مهمان شما هستیم پسرت هم یواش یواش راه بیانداز برود کارهایی بکند بتواند برود بیرون خرید کند.@ بتواند برود مسئولیت بگیرد بتواند برود یک چکی را پاس بکند بتواند برود یک پولی را بگیرد بتواند برود پولی را جابهجا کند بتواند برود یک قراری بگذارد یک حرفی بزند مرد بشود این 21 سالهاش بشود میخواهد شوهر کسی بشود میبینی اصلاً مرد بار نیامده دختر هم همینطور.@ بچهام میخواست دکتر مهندس بشود دیگر آشپزی یادش ندادیم چه کار مزخرفی است میخواهد دکتر مهندس بشود بشود باید قرمهسبزی یاد بگیرد بنشین سبزی پاک کردن یاد بده آش درست کردن یاد بده سوپ درست کردن یاد بده جارو کردن یاد بده لباس شستن یاد بده ظرف شستن یاد بده کدبانویی یاد بده.@ میگوید نه اینها کُلفَتی است کُلفَتی چیه حالا اینها که از زیرش در رفتند رفتند در محیطهای اجتماعی شاغل شدند این همه آسیب دیدند خیلی خوب شده این همه بیماریهای روحی و روانی گرفتند ما مادرمان فاطمه زهرا فرمود من خوشحالیام زمانی بود که پیغمبر کار من و علی را تقسیم کرد به من هیچ کار بیرونی نداد.@ من راحت در خانه توانستم زنی که در خانه کدبانویی میکند هیچ کاری در بیرون از خانه به ندرت یک کاری وجود دارد در بیرون از خانه که بتواند با کدبانویی یک زن از نظر قیمت و ارزش و آثار مثبت اقتصادی روانی و معنوی بتواند برابری کند اصلاً به این راحتی گیر نمیاید حالا خانه خودش است.@ الان خانه مادر اینها را میگوید وقتی میرود خانه خودش که اینها را کلفتی نمیگوید میگوید عشقم هست میخواهم برای شوهرم اینطوری کنم پس به او یاد بده اگر چهار روز شما نبودی بچه زندگی را نپاشد بگویی یک دختر دارم زندگی را اداره میکند بعضی از مادرها واقعاً من تحسین میکنم.@ دختر الان ششم ابتدائی است پنجم ابتدائی است هفتم است برای خودش یک کدبانوست قشنگ میتواند یک زندگی را بچرخاند من یک موقعی دخترم به من گفت بابا، دخترم چهارم ابتدایی بود گفت بابا یکی از دوستانم پدر و مادرش در تصادف مردند خودش سهتا خواهر و برادر کوچکتر از خودش دارد و هیچ کس هم نیست.@ این دارد همه اینها را اداره میکند بچه باید مرد بار بیاید باید مسئولیت قبول بکند نه آخر میرود در مغازه به آن میاندازند، بگذار برود به آن بیاندازند یکذره یاد بگیرد بگذار یاد بگیرد پیاز غلط بخرد پیاز خراب بخرد یکذره گوجه ناقص بخرد بگذار بخرد ولی بیاورد خانه یواش یواش یاد میگیرد.@ دفعه بعد رفتی گوجه را اینطوری بخر نه اینکه بگویی برای همین میگویم شما نمیخواهید کار بکنید بلد نیستید، بعضی از زنها مردهایشان را هم زن میکنند یعنی مردهایشان را هم دستوپاچلفتی میکنند بگذار مرد برود خرید بکند آشغال بخرد بیاورد دفعه بعد یکذره بهتر میخرد.@ نه تو بلد نیستی تو نمیتوانی تو عرضه نداری من فقط خودم باید بروم خب مرد هم یواش یواش انگیزههایش را از دست میدهد یا مرد نهایتاً در سر زن میزند زن باید غذای شفته درست بکند غذای بانمک درست بکند بینمک درست بکند بسوزاند تا یواش یواش غذا درست بشود.@ مرد توقعاتش را پایین بیاورد تا آن بتواند به مهارتهایش برسد وقتی قرار است مهارت کسب بشود در مهارت کسب کردن اشتباه زیاد پیش میاید چه اشکال دارد مگر ما مشق نوشتیم مشق بیغلط نوشتیم هی پاک کردیم تا یواش یواش سواددار شدیم.@ مرد بفهمد که زنش باید در خیلی جاها تمرین بکند به آن فرصت بدهد اصلاً قر و نق نداشته باشد در سر زن نزند دستوپاچلفتی نکند زن مرد را این کار را نکند پدر و مادر بچه را در سرش نزنند سرزنشش نکنند اجازه بدهند بچه کار بکند اجازه بدهند بچه اشتباه بکند اجازه بدهند بچه سرش کلاه برود.@ اجازه بدهند بچه خرید اشتباه بکند میگویند دوچرخه سوار نشود میرود میخورد در خیابان تصادف میکند الان دوچرخه سوار نیست ماشین به آدم نمیزند بگذار برود چهار دفعه زمین بخورد فلان مدرسه نرو آنجا بچههایش به آن فحش میدهند یا بچههایش دعوا میکنند.@ این بچه باید برود دعوا بکند لباس پاره بکند فحش بشنوند فحش بدهد اصلاً یاد بگیرد یکذره مرد بار بیاید یک بچه که اینطوری تیتیشمامانی هست چون این چیزها را ندیده بعد یکدفعه میرود در محیط دانشگاه میبُرد بعد نامزد میکند میبیند اصلاً خانواده آنها خیلی خانواده مشتی و جاافتاده و پخته هستند.@ این تیتیشمامانی فردا دختر یک چیزی به او بگوید قهر میکند دختر فرار میکند آن دختر معقول بار آمده این پسر شُل ترسو از سوسک میترسد مرد باید مظهر جلال باشد، مظهر جلال یعنی چی؟ یعنی مظهر عظمت، زن از یک مردی خوشش میاید چون زن خودش مظهر زیبایی است از مرد لطیف خوشش نمیاید.@ چون خودش لطافت را دارد یک مرد تیتیشمامانی و اِوا خواهری و مامانم اینا و شهلا اینا خوشش نمیاید یک مردی میخواهد برای همین خدا مرد را قوی برایش سبیل میگذارد ریش میگذارد صدایش را کُلُفت میکند.@ بدنش را پشمالو میکند این در ظاهر، در عملکرد هم مرد باید جلالی باشد قدرتمند باشد نترسد ندارم، نمیشود، گریه بکند قهر بکند چیزی را بشکند اینها فایده ندارد این مرد از چشم زن میافتد مردی که اینقدر پیزوری که تا چهارتا حرف به آن بزنی عصبانی بشود یعنی قدرت ندارد استحکام شخصیتی ندارد زود به هم میریزد.@ این قدرت نیست که مرد بتواند یک چیزی را بشکند یک چیزی را عصبانی بشود کتک بزند کمربند بکشد یعنی این مرد مرد نیست یک مردی که اینطوری ضعیف است این چیه مرد باید قوی باشد باید صبور باشد باید استحکام داشته باشد باید دیر عصبانی بشود.@ باید حلیم باشد باید مدبر باشد مظهر جلال یعنی این، جلال، قدرت، زن بشود به آن، بچهها بتوانند به آن تکیه بدهند مردی که خودش زودتر از بقیه اعضای خانواده گریه میکند زودتر از همه فرار میکند میگفت بمباران که میکردند شوهر میامد خودش را در بغل من میانداخت من سفت میگرفتش این لرزشش بیفتد.@ خودش میگفت هم خانم هم آقا خودش تعریف میکرد همچین با آب و تاب، میگفت من میروم خودم را در بغل حاج خانم میاندازم حاج خانم سفت من را میگیرد این لرزه دست و پا را سفت نگه میداشت موقع بمباران، بعد هم آخر سر یکی میزد در سر من میگفت خاک بر سرت به تو هم شوهر میگویند.@ این چیه چه درست کردی چی تربیت کردی یک بچه که اصلاً باید قوی باشد بیرون میروند زن میگوید مرد به من متلک انداخته ناراحت شدم که مرد به من متلک گفته شوهرم میگوید دردسر درست نکن بیا برویم. این چیه این چه مردی است این هیچ قدرتی هیچی ندارد ترسو نمیتواند برخورد بکند.@ این برای این است پدر و مادر این را اینطوری بار آوردند این اگر میرفت چهارتا کتک میخورد در مدرسه، ده دفعه میزنندش، پنج دفعه زمین میخورد پایش پاره میشد سر زانوش در میامد یکذره زخمی میشد بچه خوب است به قول پیغمبر(التراب ربیع الأطفال) خاک بهار بچههاست.@ بچه باید برود خاکبازی بکند باید بچه را بیاندازی قدیمها اینطوری بود برای همین هم اینقدر خوب تربیت میشدند ضدعفونی بار میامدند کمتر مریض میشدند کمتر سرطان میگرفتند الان همه استرلیزه شدند سرطان زیاد شده بچه را باید بگیری بیاندازی بیرون برو شیطانی کن برود شیطانی کند.@ خاکی پاکی برگردد خانه، لباس پاره به خانه بیاید، دربداغون خانه بیاید این خیلی خوب است بعد هم نه اینکه مادر بگوید الهی بمیرم جز جگر بزند چه کسی تو را اینطوری کرد؟ بچه همسایه دست بچه همسایه درد نکند چهارتا زد در گوش بچه ما، بچه ما یکذره مرد میشود.@ تمرین است یا الان اینطوری میکند بعضی از خانمها میایند اینطوری میکنند ما دوتا بچه داریم اینها فاصله سنیشان کم است برای چه اسلام میگوید بچه باید فاصله سنیشان سه سال باشد برای اینکه بتوانند در سر و کله همدیگر بزنند این به آن فحش بدهد این حق آن را بخورد آن حق این را بخورد این مال این را بدزدد.@ آن به این بزند این به آن بزند مشقهای همدیگر را پاره بکنند درسهای همدیگر را بزنند اینطوری قوی میشوند مادر هم باید هِرهِر و کِرکِر بخندد نه اینکه اعصابش خورد بشود چون مادر حکیم میداند که این دوتا در دعوایشان دارند رشد میکنند.@ با یک کلمهای گولشان میزند سرشان را گرم میکند اگر قرار است دادی هم بزند داد الکی میزند ولی خودش اضطراب برش نمیدارد ناشاد نیست میگوید بچههایم دارند طبیعی تربیت میشوند ولی اینکه مادری الان خودش افسردگی گرفته ناراحتی اعصاب گرفته که چرا بچههایم با هم دعوا میکنند.@ محیط را استرلیزه نگه دار دعوا نکنند این فردا میخواهد در جامعه برود در جامعه خیر نمیکنند در جامعه اینطوری نیست در خانه همسر اینطوری نیست زن اینطوری نیست مرد اینطوری نیست بگذار اینها قشنگ رشدشان را بکنند بگذار طبیعی باشند.@ ما مسائل طبیعی را کاملاً رها کردیم رفتیم سراغ یک سلسله مسائل غیر طبیعی حالا زندگیهایمان به اینجا رسیده اصلاً هیچ چیزمان طبیعی نیست سرطانمان زیاد شده طلاقهایمان رفته آبروریزی است برای کشور اسلامی، شیعه که رتبه چهارم دنیا را داشته باشد اگر دختر و پسرهای ما طبیعی بار آمده بودند سر هر چیزی طلاق نمیدادند و طلاق نمیگرفتند.@ من گفتم 95% طلاقهای ما بچهبازی است مال نازکنارنجی بودن و مال بیتحمل بودن و مال خوب تربیت نشدن است برای اینکه ما از زندگی همهاش توقع گُلمنگُلی بودن داریم از امیر المؤمنین(ع) (کُلُ سُرورٍ مُتَنَقِض) معصوم دارد دستت قاعده میدهد هر نوشی نیشی دارد.@ هر سروری یک نیشی دارد آدم باید درهم انتخاب بکند سرورهایش قشنگ است نیشهایش هم قشنگ است یک کسی که از ترس نیش سراغ نوش نرود آدم عاقلی نیست خیلی وقتها نیشها بیشتر به نفع آدم است تا نوشها.@ الان دو نفر نگاه کنید زندگی تقریباً شبیه به هم دارند حقوق شبیه به هم، زندگی شبیه به هم، ممکن است حالا 5% ـ 10% اختلاف باشد ولی یکی از آنها همیشه مریض است درد دارد یا سرطان دارد یا پا درد دارد یا معلولیت دارد یا مشکلی در جسمش دارد آن دارد زندگی میکند این هم دارد زندگی میکند.@ ولی وقتی میرسند به قیامت وقتی میرسند به وفات این که یک مشکلی در زندگیاش بوده با آن زمین تا آسمان فرق دارد این ثروتمند میرود و آن گدا میرود آن که آسایش داشته گدا وارد برزخ میشود چون همه لذتهایش را اینجا دارد میبرد ولی این یک مریضی داشته یک معلولیت داشته یک مشکلی داشته.@ یک شوهر معتاد داشته یک کسی اذیتش کرده یک مشکلاتی داشته چیزهایی بوده که بالأخره یکذره بدهکاری بار آورده یکذره ورشکستگی به آن خورده خیلی ثروت بزرگی است برای ابدیت انسان، لذا یک آدم عاقل هیچ وقت از نیش فرار نمیکند مگر آدم تنپرور و منگولی واقعاً باشد.@ منگول مثل همان بنده خدایی بود که گفته بود دوپینگ کرده بود آخر میرسد بعد به آن گفتند چرا دوپینگ کردی آخر رسیدی؟ گفت میخواستم نفهمند که من دوپینگ کردم، این برای اینکه این حرف را نشنود که دوپینگ کرده هم ننگش را دارد و هم آخر میرسد.@ بعضیها زرنگیشان همین قدر است یعنی اینقدر زرنگبازیهایشان احمقانه است از غصهها و نیشها فرار میکنند ولی در واقع دارند از شادیهای باطن این نیشها، از سرورها، از شدنها، مثل کسی که بخندد به یک نفر بگوید اینها چقدر منگول هستند میروند مدرسه درس میخوانند پنج سال دیگر معلوم میشود.@ ده سال دیگر معلوم میشود تو بیسواد بار میایی در اجتماع هم تحقیر میشوی آن که درس خوانده عزتمند میشود لذا آدم نباید از نیشها بترسد از چیزها که ممکن است غم داشته باشد بترسد از چیزهایی که ممکن است سختی داشته باشد بترسد.@ آدم شجاع باشجاعت انتخاب میکند و میرود در دل سختی، میرود زیر بار، میرود میایستد و تحمل میکند این است که آدم را بزرگ میکند و شبیه الله میکند آدمهای زرنگ همیشه برای اینکه شبیه بینهایت بشوند دنبال محیطهای بزرگ میگردند محیطهای قوی و بزرگ، آدمهای کوتوله محیطهای کوتوله میخواهند محیطهای کوچک میخواهند.@ ولی آدمهایی که قدشان بزرگ است بلند هستند آدمهای باتبعی هستند اینها همیشه اگر پول هم دارند اگر ثروت دارند اگر شرائط راحتی برایشان فراهم هست مثل ائمه که ثروتمندترین مردان زمان خودشان بودند اما هیچ وقت اشرافی زندگی نمیکردند، چرا؟@ عقلش نمیرسید نعوذ بالله، سادیسم داشته خودش اذیت کند خانوادهاش را؟ نه، چون آن یک انسان به بلندای جاودانگی با کل محصول، شما هر چقدر اینجا مصرفت بیشتر باشد شب اول قبر به بعد کمبود پیدا میکنی.@
نمیگویم آدم طرفدار فقر باشد طرفدار بیچیزی باشد طرفدار بیسوادی باشد اینها اشتباه است اینها دیوانگی است نه مؤمن باید به دنبال پول در آوردن باشد حضرت فرمود از ما نیست کسی که جمعآوری پول را دوست نداشته باشد باید قید زد(ولکن مِن حلال).@ خمسش را بدهد زکاتش را بدهد راه بیانداز ده نفر را به کار بگیر تولید شغل کن خیرات کن مبرات کن این آخرت میشود سلامتی بخواه تحصیلات بالا بخواه رشد بخواه اما مواظب باش از انسانیت انسان ساقط نشود این خیلی مهم است بدود کار کند.@ اگر یک کسی قرار است به بینهایت برسد باید جگر کار کردن داشته باشد زحمت ،تلاش، فداکاری، پس سیدالشهداء چرا آن میدان را خود انتخاب میکند؟ برای اینکه همه خدا را میخواهد و آن محیط را انتخاب میکند زینب کبری، ابالفضل، علی اکبر، رباب، شما نگاه کنید اینها آدمهای خیلی باهوشی بودند آدمهای خیلی عاقلی بودند.@ لذا در قرآن آیه 24 سوره توبه میگوید کسی که جهاد را دوست ندارد به بینهایت نمیرسد فاسق است کسی که اهل تلاش نیست اهل دویدن نیست اهل مبارزه نیست ترسو است این هیچ وقت به هیج جا نمیرسد.@ کسی که الله را میخواهد و بهشت جاودانه را میخواهد که به اندازه آسمانها و زمین است باید روح بزرگ داشته باشد علاوه بر بزرگی، خدا رحمت کند شهید مطهری را، این آدم باید بزرگوار هم باشد روح بزرگ، خطر بکند بار بردارد الان شما میگویی فلانی وزیر شده، وزیر شده یعنی چی؟ وزیر شدن مهم است؟@ میگوییم بله در این جامعه طرف وزیر شده، رأی آورده رفته خودش را کشته مجلس هم رأی گرفته، حالا اینجا میخواهد چکار کند؟ حالا وزیر شد که چه بشود؟ وزیر یعنی چی؟ بار زیادی را قرار است به آن تحمیل بکنند اگر یک کسی خودش را برای بار بزرگ آمده نکند مقام وزارت هم، داشته که مقام وزارت را به آن میدهند.@ همیشه که پارتیبازی نیست بسیاری از موارد واقعاً حق است آن طرف میتواند بکشد آن را وزیر میکنند یک کسی که میخواهد بشود وزیر امام زمان، یک کسی که میخواهد بشود وزیر امام حسین، یک کسی که میخواهد بشود سردار خدا.@ (اللهم اجعلنی من جندک اللهم اجعلنی من حزبک اللهم اجعلنی من أولیائک) یک کسی که میخواهد همحزبی خدا بشود باید آدمی باشد با حوصله زیاد، روح بزرگ، یک آدمی که فعال باشد مبارز باشد جنگنده باشد از سختی، از تلخی از گرسنگی، از فقر، از نداشتن، از ورشکستگی از اینها نترسد.@ یک آدم عاشق هست که خودش را به در و دیوار میزند مثل سیدالشهداء، مثل اهل بیت(ع) مثل مادرمان فاطمه زهرا، ببینید یک زن جوان، باردار و تنها یک تنه میزند به دل دشمن، جلوی آن همه مرد نامحرم میرود میایستد نمیگذارد علی را ببرند برای دفاع از امام زمانش شجاعت دارد.@ حالا بعضیها نه وقتی میگویند امام زمان تنهاست غریب است مظلوم است اصلاً در دلشان آب تکان نمیخورد حاضر نیستند از خودشان یک چیزی را بکَنند برای امام زمان، فقط به حضرت صدقه میدهند یکطوری که به زندگیشان هیچ لطمهای وارد نشود.@ این همه بچههای امام زمان در سراسر دنیا احتیاج به کمک دارند این همه ما ایتام داریم ایتام مادی نه، ایتام معنوی اینها هزینه میخواهند کتاب میخواهند سیدی میخواهند ساختمان میخواهند درس میخواهند محیط آموزشی میخواهند سراغ پولدارها میروی میبینی اصلاً نمیتوانند بکَنند برای ایتام آل محمد و چیزی را بدهند.@ میگویند ما باید همه بساط عیش و نوشمان فراهم باشد یک چیزی را حالا صدقه میدهیم نمیتواند بکَند یک کسی که عاشق است همه چیزش را برای امام زمانش وسط میگذارد هیچ وقت هم از مالش کم نمیشود یعنی آنها اجازه نمیدهند که کم شود چون خودشان تضمین کردند ولی عاشقی یک عالم دیگری دارد.@ قمار کردن با خدا یک عالم دیگری دارد قمار کردن با اهل بیت یک عالم دیگری دارد کیف میکنند یکی از بچههایشان با آنها قمار کنند بتواند به پایش بریزد هر چه بیشتر، روز عاشورا روز این است روز عاشورا همه میایند هر کس هر چه دارد پای خدا بریزد.@ ما هی نگوییم امام حسین و حضرت زینب، اینطرف هم آدمها همه آدمهای بزرگی بودند شما زهیر را نگاه کنید زنش را طلاق میدهد ثروتش را هم به او میدهد میگوید حاج خانم این خدمت شما طلاق، این پولها هم مال شما ما رفتیم، خیلی گذشت دارد.@ رباب(س) را نگاه کنید یک شوهر دارد به قشنگی و خوبی و عالی امام حسین گذاشته پای خدا، یک علی اصغر دارد پای خدا گذاشته خیلی است مادر بایستد بچه را ببرند تیر خورده در گلو برگردانند با همه احساساتی که دارد مگر این شوخی است بعد هم باید در طول این سفر سرهای بریده عزیزان را ماهها جلوی چشمت ببینی اینها خیلی عاشق بودند.@ برای همین هم ماندگار شدند یک کسی میخواهد بزرگ باشد باید شجاعت ریسک داشته باشد باید روح جهاد داشته باشد باید تلاش بکند باید از تلخیها، سختیها، غمها نترسد این خیلی مهم است.@ این جلسه امروزمان فقط بحث مقدماتی بود برای جلسه بعد راجع به غمهای خوب میخواهیم صحبت بکنیم چه غمهایی خوب است الان این مقدمه بود که حالا وقتی میخواهیم غمهای خوب را بگوییم منظور ما مشخص بشود که غم خوب چه نوع غمهایی هست که انشاء الله جلسه بعد در خدمتتان هستیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.