اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان بحثمان درباره غم و شادی ادامه میدهیم یک فرمایشی از پیامبر اکرم هست در این رابطه که در راستای مباحث جلسات گذشتهمان هست.@ انشاء الله این را توضیح بدهیم بعد برویم سراغ مباحث جدیدی که درباره رفع غم هست تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که اساساً غم و اضطراب هر چند خداوند تبارک و تعالی دنیا را به گونهای آفریده که انسان به طور طبیعی دچار تضادها و تعارضاتی میشود.@ و غمهایی به سراغ او میاید و اضطرابهایی برای او پیش میاید اما خداوند به فضل خودش چیزهای خیلی بیشتری قرار داده امکانات بیشتری نعمتهای بیشتری برای ما قرار داده.@ که ما این غمها در زندگیمان جدی نباشد و این اضطرابها نتواند ما را از پای دربیاورد عواملی که خداوند تبارک و تعالی برای شادی و آرامش قرار داده بسیار بسیار بیشتر از عواملی هست که برای اضطراب یا غم و نگرانی قرار داده که توجه به آنها و باور آنها باعث میشود انسان قدرتمند بشود.@ و هیچ غمی و اضطرابی نتواند انسان را از پای در بیاورد یا زندگی انسان را تلخ بکند یکی از آنها این فرمایش نبی اکرم هست که فرمود (الدُّنیا دُوَلٌ فَما کانَ لَکَ مِنها عَطاکَ عَلی ضَعفِک وَ ما کانَ عَلَیک لَم تَدفَعهُ بِقُوَتِک وَ مَن انقَطَعَ رَجاهُ مِمّا فاتَ اِستَراحَ بَدَنُه وَ مَن رَضِیَ بِما رَزَقَهُ الله غَرَۀ عَینُه) چهار بخش دارد.@ این فرمایش پیغمبر چهار بخش دارد پنج بخش البته، یک (الدُّنیا دُوَلٌ) دولت شما شنیدید میگویند دولت دهم دولت نهم دولت یازدهم همینطوری میگویند دولت دولت.@ دولت یعنی آنچه که میگردد در دست نمیماند یعنی بنا نیست بماند در دست کسی، چرخش دارد و (الدُّنیا دُوَلٌ) یعنی دنیا دست به دست میگردد، یعنی چی دست به دست میگردد؟@ یعنی ماهیتاً ذاتاً ما این را باید بفهمیم که مسافریم، مسافر وقتی این را خوب فهمید میداند که الان رفته در رستوران نشسته این میز را همیشه به آن نمیدهند این میز را موقتاً دادند بنشیند غذایش را بخورد و برود.@ هتل که میرود این اتاق را همیشه به او نمیدهند در هواپیما که میرود دول است الان مینشیند ساعت بعد یک کس دیگری روی این صندلی مینشیند خودش هم میبیند نفر قبلی بوده اینجا نشسته.@ الان ایستاده در رستوران بالای سر جمعیت شلوغ این رستوران اینطوری است بعضی رستورانها شلوغند باید صبر کنیم میز خالی بشود یعنی میدانی آنها هم که نشسته بودند این میز وفادار به آنها نبود الان هم که شما مینشینید وفادار نیست.@ پستها ریاستها، مقامها، محبوبیتها، سلامتی، پول، ثروت، همسر، فرزند، هیچ چیز ماندگار نیست این را اول ما خوب بفهمیم که ما ماهیتمان یک ماهیت جنینی است در رحم دنیا و یک زمانی متولد میشویم به برزخو@ پس بنا نیست (دار مقر) نیست (دار ممر) است ما داریم عبور میکنیم از دنیا هر لحظه که دارد میگذرد ما داریم یک قدم به برزخ نزدیک میشویم.@ قبلاً گفتم ما در یک تونلی هستیم که سرازیری هست به سمت برزخ داریم همینطوری با سرعت میرویم به آن سمت حالا گاهی وقتها بعضیها سرعتشان بیشتر میشود بعضیها سرعتشان کندتر هست.@ دیدید میخواهید فرض بفرمایید در قابلمهای یکذره عدس بریزید نخود و لوبیا بریزید یک موقع که اینطوری سرریز میخواهید بکنید میریزی میبینی که از آن بالا که عقبتر از همه است چند تا نخود زودتر از بقیه میافتند در قابلمه آنها زودتر میایند از بقیه سبقت میگیرند.@ یک موقع میبینی خودت چیزیات نمیشود بچهات که جوانتر هست از دنیا میرود برادرت که از خودت 20 سال جوانتر هست آن زودتر میاید اجلش تمام میشود مهلتش تمام است زودتر میاید و میرود.@ ما در این تونل که داریم میرویم به سمت برزخ معلوم نیست چه کسی زودتر میرسد به آنجا ولی همه دارند میروند و بالأخره نوبتشان میشود سرازیری هست نمیتوانی استقامت بکنی لحظه به لحظه هی میروی جلوی آینه میبینی اِ امروز یکذره موهایت ریخته.@ یکذره سفید شد یکذره اینطوری شد دارد یکذره چروک میافتد در صورتت، هی دارد به شما میگوید، بچههای کوچکی که چند سال پیش دیده بودی الان یکدفعه نگاهشان میکنی میبینی شده 10 سالهاش، بعد شد 15 سالهاش، این ازدواج کرد، این کوچولو ازدواج کرد؟@ بله ازدواج کرد همینطوری نگاه میکنی میبینی داری میروی به آن سمت و چیزی دستت نمیماند این یک خیال باطل است که آدم همیشه تصور میکند که ماندگار است و همه چیز باید برایش بماند.@ در حالی که اساساً وقتی میگوید (دار ممر) یعنی خودت در حال مرور هستی داری میروی بقیه هم در حال مرور هستند هیچ چیز برای شما نخواهد ماند نگاه کنید در این چند سالی که از انقلاب گذشته چقدر رئیس جمهور آمدند رفتند.@ چند تا از آنها شهید شدند چند تا از آنها رفتند دیگر الان دولت ندارند شخصیتهای زیادی بودند آمدند رفتند یک تعدادی از آنها بهشتی شدند یک تعدادی از آنها خودشان را خراب کردند.@ گرفتار انحراف شدند چقدر آمدند و رفتند این دولت چقدر میگردد همینطور، در خانوادههای خودمان در محل کار خودمان، همه جا داریم این را میبینیم.@ پس این دائماً در حال چرخش هست ما یک جایی هستیم که چیزی نمیماند اول این را باور بکنیم نه خودم میمانم نه چیزی برای من میماند این را اول خوب بفهمم وقتی فهمیدیم از آن میتوانیم لذت ببریم.@ شما وقتی میروید روی میز مینشینید غذا میخورید سوار یک هواپیما میشوید میروید چهار روز یک سفر خوب میروید دریا میروید کیش میروید هر جایی که میروید خوش میگذرانید چون میگویید دو سه روز آمدیم خوش بگذرانیم به هیچ چیز هم دل نمیبندید از آن هم لذت میبرید، چرا؟@ چون بنا نیست ما آمدیم دو ساعت لذت ببریم مثلاً جت و اسکی سوار بشوم در دریا نیم ساعت بگردیم خیلی خوب برو لذتت را ببر ولی میدانی که قرار نیست بعداً بماند این برای شما، وقتی این را آدم خوب فهمید دنیا برایش سبک میشود.@ لذا میگوید هر وقت رفتی سر قبر یک نفر این دعا را بخوانید حالا دعا زیاد دارد (و انا انشاء الله بِکُم لاحِقون) ما هم انشاء الله میاییم پیش شما، ما هم ملحق میشویم به شما.@ (اَنتُم لَنا سَبَق) شما از ما سبقت گرفتید زودتر رفتید در برزخ ما هم داریم میاییم به زودی ما هم ملحق میشویم به شما، اگر این را ما خوب فهمیدیم مرگ را خوب فهمیدیم باور کردیم که مرگ یک کمال است.@ همانطور که از رحم مادر مُردیم به اینجا متولد شدیم از اینجا میمیریم و به برزخ متولد میشویم از مرحله به مرحله یک نطفه بودیم جماد الحمد لله رشد کردیم گیاه شدیم.@ الحمد لله حس حیوانی پیدا کردیم بعد مغز پیدا کردیم ذهن پیدا کردیم جنبه فرشتهای پیدا کردیم الحمد لله فطرتمان فعال شد فوق عقلمان فعال شد خدا را شناختیم آخرت را شناختیم ابدیت را شناختیم خانواده آسمانیمان را شناختیم.@ هر چه میگذرد قشنگتر میشود زشتتر نمیشود بدتر نمیشود هر چه هست کمالش قشنگتر هست آدم لحظه به لحظه به عالمهای بزرگتر باشکوهتر زیباتر کاملتر قشنگتر دارد نزدیک میشود.@ خدا هم با ما چکار میکند تا الان به ما که بد نکرده خدا، هر چه آمدیم همهاش به ما نور داده قدرت داده خانواده آسمانی داده ریشه داده خودش را داده فرشتهها را داده.@ هی پشتیبان ما بوده و هر چه داریم میرویم جلوتر داریم میرویم به سمت کسی که خود ما را از ما بیشتر دوست دارد دادههایش قشنگ است ندادههایش هم قشنگ است میدهد قشنگ است میگیرد هم قشنگ است.@ وقتی میگیرد از روی بغض و کینه نمیگیرد وقتی هم میدهد روی رحمت و خیرات به ما میدهد پس این همینطوری داریم میرویم به سمت سلام، یکی از اسمهای خدا سلام هست.@ داریم نزدیک میشویم ما روزبهروز به اسم شریف سلام نزدیک میشویم و به سلامتی داریم میرویم انشاء الله خوب این که دیگر غصه ندارد این را ما خوب بفهمیم این ماهیت را که دنیا دُولٌ دنیا میچرخد دست به دست میگردد.@ آنوقت که دست به دست میگردد دیگر خیلی اضطراب ندارم حالا الان رفت دید ماشینت را برده یا فلان اتفاق افتاد بناست این اتفاق بیفتد.@ برای پیغمبر اتفاق افتاده برای اهل بیت اتفاق افتاده برای ما هم اتفاق میافتد قبلاً هم برایمان اتفاق افتاده همین است که شده داریم میبینیم هست همه چیز تجربه شده است پس این را اول خوب درک بکنیم که هیچ چیزی را دائم به ما ندادند.@ نه خودمان دائم هستیم نه چیزی که به ما داده شده از نعمتها از بدن بگیرید تا افراد همسر، فرزند، پدر و مادر، خواهر برادر، هر چیزی، شغل، دائمی نیست قرار است یک زمانی ما قیچی بخورد بینمان.@ پس این را اول خوب بفهمیم و باورش کند قلب ما آنوقت خیلی آرامش پیدا میکنیم دیگر همیشه نمیگویند اگر اینطوری بشود چه میشود، نکند اینطوری بشود.@ بناست که بشود شما وقتی پذیرفتید که بناست بشود دیگر راحت میشوید دیگر خیلی راحت میشوید جای بدی نمیرود اگر بگیرند میلیون برابر بیشترش را میدهند به ما، میلیاردها برابرش را بیشتر میدهند در آخرت.@ دادند هم که دادند هر چقدر هم که دادند دستشان درد نکند. پس ما دوتا چیز را باید خوب باور کنیم برای اینکه غصه نخوریم هیچ وقت همیشه آرامش داشته باشیم همیشه شاد باشیم که مؤمن علامتش شادی و آرامش بود.@ که دنیا ماهیت رحمی دارد و من هم ماهیت جنینی دارم من دارم رشد میکنم (انکم الی الآخرۀ صائرون) شما به سمت آخرت در حال شدن هستید صائر لحظه به لحظه دارد شکل شما عوض میشود.@ صیرورت پیدا میکنید تا برسید به لحظه وفات، خوب داریم میرویم انشاء الله، فقط مسأله این هست که آدم باید خیلی دقت بکند که بد شکل نرود بد متولد نشود.@ قیافه انسانی داشته باشد موقعی که میخواهد برود باطنش حتماً شکل آدم باشد این زشت نباشد موقعی که میخواهد برود این نگران کننده است که آدم باید حتماً حواسش به این باشد و اگر غصه اینها را بخورد.@ کسی غصه این را میخورد که من میخواهم با مادرم فاطمه زهرا روبهرو بشوم شکل حیوان نباشم دیگر برای دنیا این دیگر اصلاً غصه ندارد.@ این اصلاً برای دنیا نمیتواند دسترسی به این ندارد که بخواهد این را چنگ بیاندازد غصهدارش بکند افسردهاش بکند ناراحتش بکند گرفتارش بکند.@ کسی که به فکر قلب سلیم هست اصلاً اضطراب نمیاید سراغش چون اضطرابهایش معنادار است یعنی برای چیزهایی غصه میخورد که واقعاً غصهخوردنی است برای چیزهایی غم میگیردش که وقتی نگران اینها هست.@ دیگر اصلاً فرصت ندارد که نگران این باشد که حالا دنیا چطوری میگذرد این اصلاً وقت این حرفها را ندارد (شُغِلَ مَنِ الجَنَۀ وَ النّار اَمامَه) کسی که بهشت و جهنم سر راهش هست.@ اصلاً این آدم مشغولی است آدم بیکار نیست یک آدم فعال بانشاط، مشغول یک آدمی هست که برنامه دارد چون یک بهشت جاودانه سر راهش هست و اگر خودش را برای آن بهشت آماده نکند باطن بهشت میشود جهنم.@ درد باید بکشد مثل دنیا، دنیا الان نگاه کنید هیچ کدام دنیا ما را اذیت نمیکند الان مثلاً بنده دارم درد میکشم این درد من را شما احساس نمیکنید.@ دنیا هم که به من درد نمیدهد پس مشکل از عدم هماهنگی من است یعنی من اینجا فرض بفرمایید کمرم دارد درد میگیرد من هماهنگ نیستم الان مثلاً مجبورم عینک بزنم اگر مجبور هستم عینک بزنم دنیا شفاف نیست واقعاً؟@ چرا دنیا شفاف است مشکلی نداریم من هماهنگ نیستم مجبورم عینک بزنم یا درد دیگر، الان دندان درد گرفتیم دنیا به من دندان درد میدهد؟ نه من با دنیای بیدرد و زیبا هماهنگ نیستم دندانم درد میگیرد.@ بهشت هم همینطوری است جهنم یک امر عارضی است جهنم یک امر اصلی و ذاتی نیست جهنم مثل بیمارستان میماند در کشور، بیمارستان قرار است همه بروند بیمارستان؟ نه، قرار است همه بروند عمل بشوند؟@ نه، قرار است همه دارو بخورند؟ نه، این استثناء است اگر کسی سلامت نداشت خوب حالا کارش میکشد به درمان و بیمارستان و درد و جراحی و دارو و این چیزها.@ پس اصل را بر سلامتی باید بگذاریم پس اگر یک انسانی توجه داشته باشید که دغدغهاش این باشد که من یک بهشت سر راهم هست باید خودم را با آن آماده کنم به زودی هم دارم به آن میرسم چون بهشت و جهنم قیامت نیست آخرت است.@ آخرت هم از کجا شروع میشود؟ از لحظه وفات شروع میشود پیامبر فرمود (مَن ماتَ فَقَد قامَت قِیامَتُه) هر کس رفت از اینجا قیامتش شروع میشود داستان شروع شده نمیماند تا قیامت، پس من تا بهشت چقدر فاصله دارم تا بهشت معلوم نیست چند روز چند دقیقه چند ساعت؟@ خیلی زیاد نیست داریم به سرعت میرسیم اصلاً نمیتوانیم بگوییم چند روز و چند ساعت، اینقدر نزدیک است دیگر اینقدر نزدیک است.@ که علی(ع) فرمود (اقرب الشیء الأجل) نزدیکترین چیز به آدم اجل است خوب به زودی من میخواهم وارد اینجا بشوم بجای اینکه بنشینم غصه گذشته را بخورم اینها خیلی احمقانه است.@ غصههای گذشته را خوردن دلشورههای آینده دنیایی را داشتن دلشورههای دیگر داشتن بلند بشوم آماده بشوم برای بهشت انشاء الله خودم را آماده بکنم که اگر رفتم زشت نباشم قیافهام بد نباشد به صورت مارمولکی، حیوانی، سگی، خوکی.@ آن چیزی که در روایت آمده سگ، خوک، میمون، اینطوری نباشیم باطنمان خراب نباشد انشاء الله خوشکل برویم آنجا مادرمان فاطمه زهرا غصه نخورد که بچهام این شکلی آمده اینجا پیش ما.@ بد میشود اصلاً، خیلی بد میشود پس ما نگرانیهایمان را ببریم سر چیزهایی که واقعاً نگرانی دارد که حالا راجع به اینها صحبت خواهیم کرد این فهم را داشته باشیم که دنیا دولٌ دنیا ماهیت رحمی دارد و من هم ماهیت جنینی دارم.@ (فَما کانَ لَکَ مِنها عَطاکَ عَلی ضَعفِک) ببین چقدر قشنگ پیغمبر میگوید، میگوید هر چه از دنیا قرار است نصیبت بشود بیعُرضه هم باشی به تو میرسد.@ آدم بیعُرضه و دست و پا چلفتی هم باشی به تو میرسد قرار است به تو برسد میرسد اینقدر حرص و جوش نخور اگر قرار است برسد میرسد. خود شما در طول زندگیتان چیزهایی که اصلاً فکر نمیکردید روزیتان بشود روزیتان شد.@ یا چیزهایی که اصلاً فکر نمیکردید از دستتان برود رفته، همه هم این سؤال را میکنند این سؤال مشترک همه است که میگویند چرا من؟@ این فکر میکند چرا من یک آدم استثنائی است، نه همه اینطور هستند همه یک چیزهایی که اصلاً فکرش را نمیکرده خدا به آنها داده، یک چیزهایی که دیگران اگر بخواهند به دستش بیاورند باید میلیاردها میلیارد هزینه بکنند و دستشان نمیاید و خدا به ما داده.@ مهمترینش سلامتی داده حالا نه اینکه مریضی نداشته باشیم خیلی از چیزهایی که ما الان عادی هستیم خیلی اینها را ندارند.@ یک کسی که بیست سال هست روی تخت خوابیده یا نابیناست یا نقص عضوهای کلان دارند یا فلج مغزی هستند خیلی چیزها را به ما داده که ما اگر بخواهیم حفظش بکنیم دنیا را هم بدهیم میارزد.@ (فَما کانَ لَکَ مِنها عَطاکَ عَلی ضَعفِک) بیعرضه هم باشی ضعیف هم باشی ناتوان باشی خدا به تو میرساند. یاد یک خاطره افتادم نمیدانم گفتم برای شما یا نه، یک موقعی در قم من رفته بودم جایی کاری داشتم باید میامدم تهران.@ یک جایی بود که معمولاً ماشین خیلی کم و راحت گیر نمیامد یک تاکسی آمد من به آن گفتم میدان 72 تن، خوب آنجا هم مسافر هم گیر نمیاید نه ماشین گیر نمیاید مسافر هم به راحتی گیر نمیاید.@ طرف خوشحال شد نگه داشت گفتم به آن دربست بعد گفت آقا ببین اصلاً روزی کسی را ببین چطوری خدا روزیها را، من داشتم میامدم این پیرزن به من گفت فلان جا.@ بعد گفتم ببرمش نبرمش آخه مسافر نیست من یک پیرزن را بردارم ببرم کرایه یک نفر را از آن بگیرم بعد دربست هم که حاضر نیست بدهد گفتم بابا خدا را خوش نمیاید بگذار یک مسلمان را کمک بکنیم ببریم حالا که همه چیز پول نیست.@ دقت کنید محاسبه را چطوری محاسبه کرده، این پیرزن را میاورد یک مسیری که حالا یک نفر هم میرود یک جایی که اصلاً هیچ مسافر دیگری با آن نمیامد بعد من گیرش آمدم که دربستی بود.@ و چند برابر آن کرایهای که میخواست بگیرد من به آن دادم کرایه خوبی هم دادم بعد از اینکه فهمیدم گفت ما چندتا رفیق بودیم وضعمان هم خوب بود.@ فقط یک نفر در ما بود وضعش خوب نبود خیلی آدم بیعرضهای بود آن همیشه آویزان ما بود گفت یک اتفاقی افتاد آن از ما جدا شد و ما هم یواش یواش سرمایههایمان را از دست دادیم من الان دارم مسافرکشی میکنم بقیه رفقایم هم خیلی وضع خوبی ندارند.@ چند وقت پیش آن بیعرضه را دیدیم دعوت کرد ما را خانهاش رفتیم دیدیم عجب خانه بزرگ و مجلل، بعد به آن گفتیم چه بود داستان؟@ گفت هیچی من یکجا سرایدار بودم گفت یک آدم خیلی پولداری من را به عنوان سرایدار نگه داشته بود در این قم خودشان تهران بودند این خانه را به ما دادند گفتند شما در آن زندگی بکنید.@ خانه ما را هم مراقبت بکنید بعد میگفت آدمهای خوبی بودند دیدند ما وضعمان خوب نیست گفتند این خانه را از ما بخرید، گفتم ما که پول نداریم، گفتند همین دَم قسط هر چه دارید یواش یواش بدهید.@ گفت این خانه را ما همینطوری دَم قسط هر چقدر کار کردیم ذره ذره دادیم خودشان هم کمک کردند حالا ما به یک خانه اینطوری رسیدیم الحمد لله شغلمان هم خوب شد بعد میگفت آن بیعرضه عاقبت به خیر شد و ما همه افتادیم.@ دنیا دولٌ اینطوری است یعنی چرخشی است یک کسی میبینی زیر زیر است میاید رو، میاید سرور میشود یک کسی آقاست میافتد پایین.@ یک کتاب هست حتماً توصیه میکنم بخوانید چند جلد است بنام آخرین گفتارها، آخرین گفتارهای شخصیتهای معروف دنیاست موقع مردنشان یک حرفهای قشنگی زدند حرفهای جالبی هست اگر پیدا بکنید این کتاب را، راجع به این همه سلاطین و بزرگان و شخصیتهای برجسته است.@ که موقع مردن اسکندر میگوید من دستمانم را از تابوتم بیرون بگذارید که همه بدانند که من که جهانگیر بودم دارم دست خالی میروم هیچ چیزی نمیماند برای آدم، آن کاتب دربار هارون یکی از همین شخصیتها میگوید یک کاتب بوده.@ یکی از شخصیتها میگوید یحیی برمکی که خیلی مقرب بود در درگاه هارون، هارون به آن هدیه داده بود حساب کرد دید چند میلیون درهم میشود هدیهای که به اینها دادند.@ بعد یکجا هارون میگوید که این را غضب میکند به آن و دستور میدهد که بکشند و جنازهاش را هم بسوزانند و خودش میگوید پول روغن و نفتی که ما برای جنازه این مصرف کردیم در حسابداری نوشته بود چهار درهم.@ یک موقعی میلیونی به آدم میدهند یک موقعی چهار درهم میدهند آدم را بسوزانند، دنیا اینطوری است شما نگاه کنید چه آدمهایی در اوج عزت افتادند به ذلت، چه آدمهایی در اوج ذلت و سختی و بدبختی آمدند بالا، دنیا چرخشی است.@ پس آدم اگر عقلش برسد به چیزی که اینطوری هست دل نمیبندد به قول امام باقر داشته باشد خوش است نداشته باشد هم خوش است.@ خوب مرحله بعدی اگر آن چیزی که قرار است به تو برسد (فَما کانَ لَکَ مِنها عَطاکَ عَلی ضَعفِک) هر چه که حضرت دارد میفرماید (فَما کانَ لَکَ مِنها عَطاکَ عَلی ضَعفِک) بیعرضه هم باشی ضعیف هم باشی به تو میرسد، دیگر چی؟@ قسمت سوم (وَ ما کانَ عَلَیک لَم تَدفَعهُ بِقُوَتِک) اگر قرار است بلایی سرت بیاید تو با زور و قدرت نمیتوانی دفعش بکنی میاید سرت، قرار است مریض بشوی.@ قرار است یک حادثهای اتفاق بیفتد قرار است کسی بمیرد قرار است چیزی اتفاق بیفتد اگر قرار است آسیبی ببینی و ضربهای بخوری نمیتوانی با زورت این را دفعش بکنی میاید سراغت، این هم که هیچی.@ جلوی مشکلات را نمیتوانی بگیری جلوی حوادث را نمیتوانی بگیری، خوب حالا چکارش کنیم وقتی که اینطوری شد؟ پیغمبر دستورالعمل میدهد دوتا دستورالعمل زیبا میدهد حالا که ما در یک همچین وضعیتی قرار داریم چکار کنیم.@ فرمود (وَ مَن انقَطَعَ رَجاهُ مِمّا فاتَ اِستِراحَ بَدَنُه) چقدر قشنگ است میگوید هر کس قطع امید بکند از آن چیزی که از دستش رفته، کمترین چیزش را دارد حضرت میگوید و الا مهمتر از بدن روح انسان هست.@ میگوید آدم بدنش به استراحت میافتد وقتی که قطع امید میکند، رفت رفت دیگر تمام شد رفت خیلی خوب رفت دزدید بردند، مُرد هر چه شد طلاق شد تمامش کن.@ دیگر هی نایست فکر کن اعصاب خودت را خورد نکن تمام است کارش هم نمیتوانی بکنی، (اِستَراحَ بَدَنُه) بدنش میافتد به استراحت دیگر اذیت نمیشود.@ من خودم سرطان داشتم یادم هست وقتی دکتر به من گفت گفتم یک ثانیه هم اضطراب نداشتم وقتی گفت که تو سرطان داری از نوع بدش هم هست نشستم معمولی کتابم را نوشتم کارهایم را کردم مشاورههایم را انجام دادم رادیو میرفتم.@ برنامههایم را اداره میکردم هیچی یک لحظه هم یادم نمیاید ناراحت شده باشم چون وقت نداشتم ناراحت بشوم وقت نداشتم حتی بیفتم وقتی شیمیدرمانی به آن سختی هم میکردم فرصت اینکه بیفتم در خانه و رختخواب نداشتم.@ بلند میشدم به کارهایم میرسیدم (اِستَراحَ بَدَنُه) یک کسی یک سرطان بد میگیرد ولی راحت برخورد میکند با آن خوب میشود.@ یک کسی یک سرطان ضعیف میگیرد یا یک مریضی اینقدر اضطراب دارد اینقدر غصه میخورد که میکشدش آن مریضی، همان مریضی کم آن را میکشد آقا رفت دیگر تمام شد الان گفتند این است، خیلی خوب این است چشم، این هدیه خداست.@ مریضیها هدیه خداست غمها هدیه خداست مشکلات اقتصادی هدیه خداست مرگ و میر هدیه خداست هر چه هست یک هدیه است رسیده به من.@ یا نه حماقت خودم بوده حالا اشتباه کردم دیگر نباید خودم را سرزنش کنم در روایت داریم نه خودتان را سرزنش بکنید نه کس دیگر را بخاطر اشتباهاتش، حتی بخاطر گناهانش.@ کسی اگر گناهی کرد نروید سرزنش بکنید خیلی کار زشتی است در روایت داریم اگر کسی مؤمنی را سرزنش بکند، مسلمانی را بخاطر گناهی سرزنش بکند هی بخواهد به آن بگوید تو چرا این کار را کردی از تو بعید بود نباید این کار را میکردی نمیمیرد مگر اینکه خودش دچار بشود.@ خوب پس دیگر تمامش بکنیم میخواهیم شروع بکنیم یک شروع جدید میخواهیم داشته باشیم هر چه که هست تمام شد قطع، میخواهیم یک شروع جدید داشته باشیم بناست اینها برسد به ما، خوب رسیده شکر خدا.@ آنها که گرفتند همهاش ذخیره شد برای آخرت پس من چیزی را از دست ندادم ضرر جانی بوده ضرر مالی بوده بچه سقط شد، سقط شد تمام شد دیگر میرود بهشت انشاء الله تحت تربیت حضرت زهرا قرار میگیرد زیر دست حضرت زهرا بزرگ میشود.@ زیر دست ساره همسر حضرت ابراهیم(ع) قرار میگیرد تربیت میشود آماده میشود برای روز قیامت میاید کمک شما به هر حال یار شماست شفیع شماست.@ تمام شد دیگر بچه را فرستادی رفت بهشت تمام شد، دیگر هی غصه نخور نه بزرگ هم بوده هر چه بالأخره تمام شد، (الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) تا یک مشکلی گرفتاری، مصیبتی پیش میاید ما اینجا نیستیم ما مسافریم.@ ما (إِنَّا لِلَّهِ) مال خدا هستیم قرار هم هست برویم پیش خدا تمام شد ما مسافریم اینجا، قرار نیست اینجا بمانیم که بچسبیم به کسی یا چیزی، با هیچ کس چسبندگی نداریم اصلاً.@ پس غصه کار غلطی است غم و اندوه مال کسی است که ضعیف است محتوا ندارد برای خودش، خودش را خوب نشناخته، ماهیت خودش را خوب نشناخته.@ اگر یک کسی خودش را خوب بشناسند ماهیت دنیا را خوب بشناسد این آدم هیچ وقت در زندگیاش اضطراب ندارد هیچ وقت غصه نمیخورد راحت است بشناسد خودش را.@ ما گاهی وقتها من حقیقیمان را با من قلابی قاطی میکنیم من قلابی میشود اصل، چون من قلابی میشود اصل همه چیز این میشود حالا به این من قلابی یعنی منی که مرحله پایین است آسیب میرسد هی مینشینیم غصهاش را میخوریم.@ چون ماهیت من قلابی یعنی من موقت ماهیتش موقت است یک حد دنیایی دارد و تمام میشود اگر من روحمان بینهایت طلب و عشق به آینده دارد@ از اینطرف با یک من قلابی پیوند خورده من قلابی بیشتر در شخصیتش حاکمیت دارد و دارد حکومت میکند حالا همه دلبستگیهایش این من قلابی است حالا به من قلابیاش به من دروغینش به ناخودش یک ضربه بخورد غصه همه وجودش را میگیرد.@ آنوقت مینشیند برای آن حادثهای که برایش اتفاق افتاده اینقدر غصه میخورد 5 سال 10 سال ذهنش مشغول است سالها ذهتش مشغول است که چرا یک همچین حادثهای اتفاق افتاد.@ بعد در این 5 سال 10 سال خداوند هزاران نعمت هزاران فرصت هزاران نفخه فرستاده نفخات الهی آمده برای این، این هیچ کدام را دریافت نکرده چون همهاش ذهنش مشغول گذشته بوده.@ آن را که در حال بوده را نگرفته برای همین آن حدیث هفته گذشته را خواندیم که خیلی مهم بود از وجود مقدس امیر المؤمنین(ع) (لا تُشعِر قَلبَکَ الهَمَّ بِما فات) قلبت را مواظب باش دچار غصه به گذشته نشود، چرا؟@ (فَیَشغَلَکَ عَما هُوَ آت) تو را به آن چیزهایی که قرار است بیاید همه را از دست میدهی میبینی این ذهن رفته غصه گذشته را میخورد هر چه در حال قرار است بیاید حالش گند میخورد خراب میشود.@ آیندهاش خراب میشود همه را از دست میدهد، چرا؟ چون ذهن برمیگردد به گذشته، دچار حمله از عقب میشود حمله شیطان است که گذشته ما را خیلی به رخمان میکشد.@ تا چیزی فوت شد زود قطع امید کن از آن (انقطع) تمام شد خیلی خوب دیگر حالا دلت را بردارد و با خودش ببرد اگر رفت پیش خدا جای خوبی رفته هی نایست گاهی وقتها چیزهایی هست که دل آدم نمیتواند با آن نرود.@ پدرت بوده دوستش داشتی مادرت بوده دوستش داشتی حالا رفته، رفته که رفته پیش خدا رفته بینهایت مهربانتر از تو به آن، یادتان باشد اموات اگر کسی از ما فوت شد غصه ما دوتا کار میکند.@ غصه ما اموات را اذیت میکند اگر دوستش داری غصه نخور تو به محض اینکه غصه بخوری روح آن آزرده میشود این یک، دو همیشه اموات در بعد از وفاتشان به ما بیشتر از زمان حیاتشان احتیاج دارند.@ پس تو الان بیشتر میتوانی آن را خوشحال بکنی تا زمانی که زنده بود، بچهات است بیشتر الان میتوانی برایش مادری بکنی پدری بکنی.@ همسرت است الان بیشتر از زمانی که همسرت بود میتوانی لطف بکنی چون وارد فضای برزخ شده فضایی که به شدت نیازمند توشه است بنابراین پدر، مادر، دوست اگر واقعاً میخواهی پیوندت را با آن برقرار کنی یک پیوند سالم با آن برقرار کن.@ آن الان آنجا زنده است به شما امید دارد پس هی ببر به آن هدیه بده تندتند به آن هدیه بده برایش خیرات بکن مبرات بکن تا خوشحال بشود و دعایت هم میکند.@ دعایش هم در حق تو مستجاب است اینکه هی بنشینی الکی افسردگی و قرص بخوری و بنشینی فکرهای الکی و بیهوده اینها دیگر کارهای شیطانی است خوب نیست هر چه هست تمام شد قطع، حالا دیگر یک شروع جدید.@ اگر قطع شدنی، مگر میشود آدم علاقه مادر و فرزند که از دنیا رفته قطع میشود، تو الان نگران چی هستی میخواهی بچهات کنارت بود تربیتش میکردی تربیتش کن.@ الان در برزخ احتیاج به تربیت تو دارد ما تربیت و تکامل برزخی داریم پس به دادش برس الان، حالا میخواهم دامادش کنم عروسش کنم، این دامادش کنم و عروسش کنم مال بخش حیوانی است و قیمتی هم ندارد.@ اصلاً پیش خدا پشیزی نمیارزد یک کسی داماد بشود داماد نشود یا عروس بشود یا عروس نشود عرض کردیم این دخترهای موسی بن جعفر حضرت معصومه(س) که اینقدر قیمتی است این خانم.@ که به قول امام صادق(ع) فرمود یک نفره در قیامت، یک نفره یعنی حتی انبیاء نیایند پیغمبر نیاید ائمه نیاید همین یک خانم یک نفره میایستد وسط در صحنه قیامت فرمود خداوند به شفاعت او همه شیعیان را وارد بهشت میکند.@ این خانم همسر مناسب گیرش نیامد تا آخر عمر تمام خواهرهایش بدون استثناء 17 ـ 18 تا خواهر بودند هیچ کدام شوهر گیرشان نیامد.@ دخترهای ائمه زیاد بودند شوهر نتوانستند بکنند بچههایشان زن نتوانستند بگیرند این امتیاز انسانی نیست یک داده حیوانی است یک شرایط حیوانی است فراهم شد الحمد لله، نشد غصه کسی نباید بنشیند برایش بخورد که فکر بکند که همه معنای زندگی ازدواج است.@ نه معنای زندگی ازدواج کردن و تشکیل خانواده و بچهدار شدن نیست یک بخشی از زندگی هم جریان حیوانی زندگیمان.@ که بنشینیم اینقدر برایش غصه بخوریم که تمام کمالات عقلی و فوق عقلانیمان را ضایع بکنیم آخرتمان را تباه بکنیم بهشتمان را از دست بدهیم رضای خدا را از دست بدهیم انسمان با معشوقمان را از دست بدهیم.@ هی بنشینیم غصه بخوریم که حالا یک همچین اتفاقی در زندگیمان برای چه افتاده یا داشتیم از دست دادیم یا الان نشده اصلاً، این خیلی اشتباه بزرگی هست، پس کمترین فایده این انقطاع چیست؟@ پیغمبر میفرماید کمترین فایده این قطع امید این هست که بدنتان راحت میشود حداقل سلامت جسمتان هست سلامت روحی که هیچی بماند خیلی حتماً تأمین میشود اما بدنت هم راحت میشود (اِستَراحَ بَدَنُه) یعنی آدم سکته نمیکند.@ فشار خون پیدا نمیکند آسیبهای جدی جسمی نمیبیند چشمش خراب نمیشود موهایش نمیریزد خیلی داستانهایی که خیلیها پیدا میکنند.@ بدنت را راحت میکند بدن که راحت بشود به روح هم خیرات زیاد میرسد (وَ مَن رَضِیَ بِما رَزَقَهُ الله غَرَۀ عَینُه) چقدر جالب است، هر کس به چیزی که خدا روزیاش کرده راضی باشد شاد میشود حرص نمیزند.@ اضافه شما هر چه بخواهید حرص بزنید به دست بیاورید بچه اضافه پول اضافه، البته فرزند اضافه خوب است اگر بتوانی تربیتش بکنی هر چه بیشتر بهتر، پول هم خوب است ولی به شرطی که مصرف داشته باشی مصرف شرعی مصرف انسانی داشته باشید.@ اما اگر قرار باشد طبقه به طبقاتتان اضافه بشود هی فرش بشود هی بشود امروز این موبایل فردا آن موبایل، امروز این اتومبیل فردا آن اتومبیل، بشود ویلا، میشود کنز، کنز که شد عفونت میاورد برای شما.@ ولی نه یک موقع هست مصرف میکنید با آن آخرتسازی بلد هستی با آن بکنی هر چه بیشتر بهتر، حرص نزن شد شد نشد نشد.@ نداد مسئولیتت کمتر است بدهد خیلی از تو سؤال میکند بعداً اینکه به سلمان و ابوذر پیغمبر یک مقدار پول دارد گفت بروید خرج کنید و بیایید آمدند بعد گذاشتشان روی سنگ داغ گفت بروید روی سنگ داغ گزارش بدهید.@ سلمان رفت گفت آقا صدقه دادم آمد پایین، تمام شد فرستاده بودش بهشت پول را، ابوذر میگفت اینقدرش این را خریدم هی پایش هم میسوخت باید میایستاد آن بالا گزارش میداد پیامبر گفت آخرت اینطوری است.@ هر چه بیشتر نعمت به تو بدهند بیشتر گرفتاری در خانهای آخرت، پنجاه هزار سال است الافی دارد آنجا، هی آدم باید بایستد بچه اینطوری شد زن اینطوری شد شوهر اینطوری شد.@ مالها اینطوری شد کاخ اینطوری شد ویلا اینطوری شد پول اینطوری شد همینطوری از تو سؤال میکنند تا غِران آخر حسابکشی دارد دادند عُرضه داشتی میگویی خدایا داشتم ثروتمند هم شدم دوستم داشتم بشوم.@ ولی عُرضه داشتم هزینه کردم درست کردم خدا میگوید بله این گزارشش خیلی شفاف است خیلی خوب توانسته آخرتسازی بکند از مالش مصرف توانسته بکند.@ مثل غذاست شما غذای اضافه را میدهی به فقیر در خانهتان مهمان میاوری خوب پس رفت تا آخرت، میدهی به همسایه، ولی خودت اضافه میخوری میشود چربی اضافه، میشود به اضافه هیکل میشود بعد هم باید پول هزینه بکنی برداری.@ بعد هم هی باید بروی ورزش بکنی الان در کشور ما یکی از معضلات بزرگ پزشکی که انواع سرطانها و سکتهها را میاورد اضافه وزن است.@ اضافه وزن مال این است که اضافه خوردیم این مشکل درست میکند برای ما، حالا الان مشکل درست میکند الان باید تقاص پس بدهی به قول معروف هر بخورمی یک نخورم دارد الان خوردی خیلی باید بایستی جواب پس بدهی.@ هی برو دکتر هی قرص ضد چاقی بگیر هی رژیم بگیر هی این کار را بکن هی ورزش بکن آخرت هم همینطور است آخرت اضافه از کسی قبول نمیکند.@ آخرت کسی اضافه وزن داشته باشد آخرت گرفتاری دارد اضافه وزن مال بخشهای خیالی است افکار آلوده داشته باشی خیالهای اضافه داشته باشد خیالها باید پاک باشد خیالهای اضافه در نفس ذخیره میشود شکل نفس را خراب میکند.@ نشسته پای اینترنت اصلاً حواسش نیست دارد خیال اضافه، دارد چاق میشود، مینشیند ماهواره نگاه میکند سریال نگاه میکند قصه میخواند صحنه حوادث روزنامهها را میخواند نمیفهمد دارد خودش را چاق میکند.@ بعضیها که این بسشان نیست تازه زنگ میزنند چهل نفر دیگر فلانی شوهر کرد چه شد فلانی زن گرفت چی شد فلانی طلاق گرفت چکار کرد فلانی صیغه کرده بود چکار کرد.@ دوست دارد حوادث زندگی مردم را بفهمد خالهام اینطوری شد دختر خالهام اینطوری شد همسایهمان اینطوری شد دخترخاله همسایهمان اینطوری شد پسرخاله دخترخاله همسایهمان اینطوری شد.@ همینطوری دوست دارند همهاش اضافه وزن داری جمع میکنی بهتر است ما هیچ چیزی راجع به کسی ندانیم به چه درد ما میخورد اینقدر فضولی میکنیم در کار مردم، سرک میکشیم اینها همهاش چاقی میاورد.@ چاقیهای وهمی، محبتهای اضافه، دلدادگیهای اضافه، عشقهای اضافه، اینها همهاش دردسر درست میکند چیزهایی که نباید به آنها دل میبستی دل بستی چاقی میاورد اضافه وزن میاورد در برزخ.@ در برزخ همه اینها را باید ببرند دردسر دارد میبرند بیمارستان برزخ آنجا عذابش سخت است طولانی است هر چه اضافه هست تا تو را خوش هیکلت بکنند میبرد چون خدا مثل پزشک میماند.@ پزشک مظهر کدام اسم خداست؟ اسم سلام، پزشک مسئول سلامتی است جهنم هم یکی از مظاهر اسم سلام خداست بیمارستان مظهر سلامت است.@ درمانگاه و بیمارستان برای سلامتی آدم میرود آنجا، اما وقتی میرود آنجا خوش میگذرد یا نه؟ نه معطلی دارد برای چه اضافه بار برداشتی برای چه خیالهای الکی کردی برای چه نشستی فضولی کردی کتابهایی که نباید بخوانی را خواندی.@ فیلمهایی را که نباید نگاه کند نگاه کرده اینها اضافه وزن میاورد بال نمیتوانی دربیاوری پرواز بکنی، بدوم بروم یک سفر خارجی، این سفر خارجی داری میروی حواست باشد اضافه وزن پیدا میکنی.@ اگر بیجا باشد سفر خارجی، اگر بجا باشد که هیچی، اگر بیجا رفته باشی سفر خارجی اضافه وزن خیالی پیدا میکنی اضافه وزن وهمی پیدا میکنی اضافه وزن عقلیاش هم دردسرساز است.@ مطالعات اضافه عمل نمیکنی بروم فلان چیز را بخوانم فلان کار را بکنم این اطلاعات را کسب کنم، آقا میکشی یا نه، اصلاً به دردت میخورد این مطالعاتی که داری.@ الان چقدر رشتههای الکی انتخاب میشود در دانشگاه اضافه وزنهای عقلی است یعنی فقط ذهن خسته است ذهن اطلاعات اضافه است این اطلاعات اضافه دردسرساز است لذا علی(ع) فرمود علم بیشتر از آن است که شما بخواهید همهاش را فرا بگیرید به مفیدهایش بپردازید.@ یک چیزی که مفید است واقعاً، هم دنیایت را میگرداند هم آخرتت را میگرداند بالأخره یک کاربرد معقول و منطقی داشته باشد برایت، اگر رفتی یک چیزی را یاد گرفتی این خاصیتی برای دنیا و آخرتت داشته باشد بالأخره.@ وقت گذاشته ببیند هزار سال پیش فلان پادشاه چند تا زن گرفته این زنهایش چه شکلی بودند چطوری بودند عروسی کردند افسانههایی که آدم برایش وقت میگذارد مطالعه میکند قصهها، رمانهای الکی.@ مثلاً آدم یک رمانی میخواند این رمان کدام بخش را فعال میکند؟ بخش عقلی و فوق عقلی را فعال میکند ما این همه رمانهای قشنگ داریم یک عالم در این سی سال رمانهای زیبا نوشته شده مینشیند میخواند بخش فوق عقلیاش واقعاً بال درمیاورد.@ همین نشسته داستانهای پلیسی نگاه میکند فیلمهای جنایی نگاه میکند فیلمهای عشقی نگاه میکند اصلاً ربطی به آن ندارد همینطوری داغون میکند خودش را، این همه اضافه وزن میاورد وقتی میخواهی بروی در برزخ میبینی که شکل آدم نیست.@ یک عالم خیالات اضافه برداشته مصرف نداشته، ندانسته از خیالش چطوری استفاده بکند حالا درسهای بعدیمان استفاده از خیال است این را حتماً اگر امروز برسیم، فکر نمیکنم برسیم دیگر، درس بعدی استفاده از قوه خیال است.@ ما از خیالمان چطور باید لذت ببریم و استفاده بکنیم از افکارمان چطوری استفاده بکنیم تا شاد بشویم و غم دیگر نیاید ما یک عالم خیالهایی داریم که شاد کننده است.@ از همین خیالهای شادکننده استفاده کنیم اصلاً از آن استفاده نمیکنیم متأسفانه، چقدر خدا سرمایهگذاری کرده در قرآن، اهل بیت سرمایهگذاری کرده که ما خیال پیدا بکنیم.@ خیالهای قشنگ بتوانیم بکنیم حالا فهرستش را انشاء الله میگویم فکر میکردم امروز برسیم، نمیرسیم انشاء الله جلسه آینده اگر عمری بود و خدا صلاح دانست اینها را میگوییم توضیح میدهیم راجع به مراحل بعدی طرد غم.@ که ما با خیال خیالهای خیلی قشنگ داریم هر چه هم بخوری شما اضافه وزن بکنی به هیکلت لطمه نمیزند به شکل باطنی روحت لطمه نمیزند هر چه از این خیالها بکنی جذب داری مصرف داری.@ اما اگر اضافه مصرفهای دیگر داشته باشی بیچاره میکند آدم را، میفرماید که پس راضی باش به هر چه که خدا داده هی حرص نزن (وَ مَن رَضِیَ بِما رَزَقَهُ الله) هر چه که خدا روزیاش کرده اگر راضی باشد.@ (غَرَۀ عَینُه) شاد میشود آرام میشود خدا این را نصیبم کرده همین است بچه داده شوهر داده زن داده شرایط زندگی هست مادرزنت دست خودت نیست انتخابش.@ پدرزنت دست خودت نیست، مادرشوهر، پدرشوهر، خواهرشوهر، برادرشوهر، برادرزن، باجناق، دست ما نیست که، روزی ما اینطوری شده، یا میتوانی هی حرص و جوش بخوری یا میتوانی آرامش داشته باشی جسم و روحت آرامش داشته باشد.@ فقط به شرطی که قوه تبدیل را یادمان نرود تبدیل را انجام بدهیم، تبدیل یعنی چی؟ توضیح دادیم یعنی اینکه من بلد باشم اگر یک غصه دارم تبدیلش بکنم به شادی.@ همانطور که عرض کردم در مورد یک کسی که مرده است من میتوانم تبدیل بکنم این الان مُرده، این مُرد، من میتوانم بگویم این عزیز من بوده از دنیا رفت دوست داشتم دامادش کنم داماد کردن یک خدمت حیوانی است.@ دوست داشتم عروسش کنم یک خدمت حیوانی است الان بالاتر از این میتوانی بالاتر از عروس کردن و داماد کردن تو میتوانی به آن بدهی خیلی میلیاردها بالاتر از این میتوانی الان به آن خدمت بکنی.@ پس برایش مادری کن نمرده که، بچهات است بعداً تو هم به آن ملحق میشوی چند روز فقط یک فاصله افتاده فاصله فیزیکی است نه فاصله روحی، خیلی خوب چند روز دیگر خودت هم میروی پیشش.@ یک همسایه داشتیم خدا رحمت کند همه اموات را، ایشان به رحمت خدا رفت مردی بود حدوداً فکر کنم 50 ـ 60 سالهاش بود تو راه تصادف کرده بود.@ دامادش و دخترش رفتند جنازه آن را بیاورند تصادف کردند این دوتا هم مُردند داماد و دختر، تازه عروس آقا داماد آنها هم ملحق شدند به آن، مادر بود یک چند سال بعد، آن هم به رحمت خدا رفت زیاد نماند ملحق شد به آنها.@ حالا هم دور هم هستند دیگر، قرآن میگوید آدمهایی که لیاقت دارند ما همه را دور هم جمع میکنیم اگر واقعاً دلت تنگ شده برایشان یک کاری بکن به آنها ملحق بشوی.@ ملحق بشوی یعنی خوب ملحق بشوی اول از این بساز شرایطش را، بیشترین خدمتی که ما برای اموات میتوانیم بکنیم یعنی اصلاً هرگز خدمتی که ما برای اموات میتوانیم بکنیم در حیاتمان نمیتوانیم به کسی بدهیم.@ به ندرت یک کسی میتواند یک خدمتی اینجا بکند که گرانتر از برزخ باشد آن هم کار علما، مربیان، اساتید آن کار آنهاست که آخرتسازی میکنند برای بچههایشان.@ ابدیتسازی میکنند برای شاگردهایشان، در دنیا چیزهایی به آنها میدهند که یک میلیارد برابرش در آخرت دیگر نیست هر چه در آخرت هست مال دنیایی هست که استاد ساخته برای شاگردهایش برای بچههایش.@ از این مقوله که بگذریم ما هر کس از دستمان برود پدرمان برود مادرمان بشود هر کس از دنیا برود خیلی ما میتوانیم به آن خدمت بکنیم این شد تبدیل، با این آرامش، آرامش پیدا میکنم با این تبدیل.@ بجای اینکه غصه بخورم از اینطرف ماجرا را نگاه میکنم تبدیل یعنی درست نگاه کردن و به نفع خود استفاده کردن تبدیل یعنی این، اگر فحش داد به تو، تو با عفوت تبدیلش کن.@ میتوانی کینه بگیری و ناراحت بشوی یا تو به آن فحش بدهی، خوب چی شد؟ یک غیض حیوانیات را خالی کردی اما تبدیلش کن آلودگی ریخت کثافت ریخت گفتیم همان سیستم بازیافتی که مهندس بازیافت دارد.@ آشغال ریخت در وجودت با یک عفو تبدیلش میکنی یا اینکه واگذارش بکنی به خدا، راحت میشوی هم بدنت راحت است هم روحت راحت است خدا هم که نمرده است هیچ چیزی از دست نمیرود فوتی ما نداریم.@ حالا به من فحش داد من نمیتوانم جبرانش بکنم بدی کرد دیگر نمیشود، نه بدی هم بکند جبران میشود ظلمی بکند جبران میشود تازه خودت هم موقعش که برسد دلت هم نمیاید کاری بکنی.@ چون میخواهی شبیه خدا بشوی آدم وقتی میخواهد شبیه خدا بشود، این همه ما به خدا بدی میکنیم و جسارت و بیادبی میکنیم خدا چکار میکند بیشتر مهربانی میکند.@ بیشتر میبخشد تبدیلش بکنیم تبدیل را یاد بگیریم فرمود (یَنبَغی لِلعاقِلِ اَن یُخاطِبَ الجاهِلَ مُخاطَبَۀ الطَبیب المَریض) آدم باشعور آدم فهمیده آدم عاقل با یک آدم نفهم و جاهل چطوری برخورد میکند.@ مثل پزشک با مریض برخورد میکند پزشک هر چقدر مریضی مریض بدتر است مهربانیاش بیشتر است پزشک هیچ وقت یک نفر را سرزنش نمیکند بخاطر بدیهایش، نمیگوید تو غلط کردی رفتی تصادف کردی.@ اینطوری کردی برای چه مریض شدی مگر دو هفته پیش نیامدی برای سرماخوردگی، حالا دوباره سرما خورده، پزشک دوباره درمان میکند و مهربانی میکند و هیچ وقت سرزنش نمیکند پزشک مداوا میخواهد بکند.@ آدم وقتی که با یک جاهل برخورد میکند حالا این جاهل میتواند نزدیکترین کس باشد حتی پدر و مادرت باشند آدمهای جاهلی باشند پدر و مادر نادان.@ پدر و مادر پیر که میشوند بهانهگیری میکنند نادانی زیاد میکنند بهانههای زیاد میگیرند حالا دارد نادانی میکند مادرزن است زن است شوهر است نادانی دارد میکند بچه است دارد نادانی میکند نادان است دیگر، حالا باید چطوری برخورد کنیم؟@ تبدیل، اصلاً خدا همه این ماجراهای متضاد را برای ما ایجاد کرده که ما تبدیل بکنیم یا غصه بخوریم یا تبدیلش بکنیم به شادی.@ حوادث گذشته، ماجراهای گذشته، ظلمهایی که دیگران کردند سوءاستفادههایی که دیگران کردند دروغهایی که به ما گفتند فریبهایی که سر ما پیاده کردند سوءبرداشتهایی که کردند و هر چیز دیگری را شما تبدیلش کنید.@ پس برویم سراغ تبدیل، تبدیل نکنید زباله جمع کردی تبدیل نکنی یک عالم زباله، عذاب، ناراحتی دنیایی، مریضی جسمی، مریضی روحی، غصه ذخیره میکنی و طبق قاعده که گفتیم نفس ما قبر ماست.@ الان داری میریزی فشار قبر هم برای خودت ذخیره میکنی، خوب آدم برای چه بنشیند این عاقلانه است، اصلاً عاقلانه نیست، این هم مرحله پنجم.@ آخرین بخشمان بخشی است که میگوییم حالا هفته بعد انشاء الله توضیح بیشتری میدهیم فقط معرفیاش بکنیم و تمام کنیم بحثمان را خیلی شما را خسته نکنم بخش معنوی هست باز در این مباحث که کمک میکند بعد میرویم سراغ بخشهای مادی.@ یعنی ما از نظر مادی چه چیزهایی بخوریم غم نداشته باشیم خوردنیها، بوها، عطرها، لباس، بخشهایی که اینها نقش دارند در شادیهای ما، اینها را میگذاریم برای بعد.@ چیزهایی که استرسهای ما را برطرف میکند فشارهای روحی ما را برطرف میکند اینها بخشهای جسمی است چگونه میتوانیم استفاده بکنیم از بوها از رنگها از مزهها چطوری استفاده بکنیم اینها بماند برای بعد.@ از گوشتها مثلاً یا از سبزیجات اینها را میگذاریم انشاء الله برای بحثهای جسمی، اما آخرین بخشمان که بخش باز معنوی هست و فوقالعاده زیباست که به بحث خیال هم خیلی مربوط است یاد خداست.@ چون قبلاً درباره یاد خدا مفصل صحبت کردیم دیگر الان خیلی راجع به این بحث نمیکنیم الان میخواهیم جنبه دیگرش را توضیح بدهم اینکه شما یک الله دارید که قائم به او هستی، قائم به او هستی یعنی چی؟@ یعنی رابطه ما با الله چطوری است متأسفانه به ما اینطوری یاد میدهند که ما یک الله داریم یک خدایی داریم که آنطرف آسمانهاست آن بالاست و از آن بالا دارد ما را نگاه میکند و بعد از الله این عالم هست.@ عالم را خلق کرده مثل یک پادشاه که یک کشور را دارد خودش یک چیز است کشورش یک چیز است و مردمش هم یک چیز دیگر هستند.@ و اینجا را هم یکی یک چیزی آفریده به نام زمین حالا در این زمین هم ما هستیم خدا آن دوردوراست خیلی دور است ولی خوب چون خداست زورش میرسد و قدرت دارد از آن بالا ما را میبیند این تصور غلط.@ قبلاً توضیح دادیم در یاد خدا، خدا یعنی هستی مطلق، وجود مطلق، هستی جاری در همه اشیاء را میگویند الله، خدا با هیچ چیز رابطه فیزیکی ندارد خدا دور و نزدیک ندارد هستی مطلق است.@ تا شد مطلق، خوب فکر کنید من دارم چه میگویم، تا شد هستی مطلق، در هستی مطلق شما چه را دارید، احاطه دارید (محیطٌ بکل شیء) همه چیز را خدا محیطش است یعنی اینقدر احاطه دارد به تو.@ که میفرماید (نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ) از رگ گردن به تو نزدیکتر است، نه اینقدر از رگ گردن نزدیکتر، بالاتر از این (أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) خدا از خود تو از قلب تو به خود تو نزدیکتر هست تو پر از خدایی اینطوری بگویم، مثل خودت.@ هر کس نتوانست این را بفهمد در معرفت نفس توضیح دادیم انسانشناسی، مثل خودت که در تمام مراحل ظهورات خودت خودت بیشتر حضور داری.@ الان در عشقها در معنویتت خودت حضور داری وقتی داری با خدا حرف میزنی حضور داری وقتی داری فکر میکنی خودت هستی که داری فکر میکنی حضور داری در تخیلاتت خودت حضور داری در حست هم خودت حضور داری.@ وقتی داری یک چیزی را لمس میکنی چه کسی حضور دارد چه کسی دارد لمس میکند، الان من این لیوان را گرفتم کدام بخش من به لیوان نزدیکتر است دستم یا حسم؟ حسم.@ از انگشتم نزدیکتر است به این لیوان، حسم نزدیکتر است حس امر مجرد است خودش، ماده که نیست دست ماده است این اثر، ولی من با چه چیزی دارم درکش میکنم این را.@ من دارم با حسم درکش میکنم پس مستقیمتر و بیواسطه است الله کسی هست که تو واسطه در درک نمیخواهی با چیزی لازم نیست بشناسیش احتیاج به شناختن چیزی نداری که به واسطه آن الله را بشناسی.@ خدا جلوتر و معروفتر از هر چیز هست برای تو، حضور مطلق و ظهور مطلق، ما چه کسی هستیم پس؟ من که ظهور خودش هستم الان شما داری یک فکر میکنی ظهور خودت هست.@ داری یک خیال یا تصویری میسازی خودت در آن تصویر حضور داری من الان دارم با شما حرف میزنم میتوانم بگویم من شجاعی این حرفها را نزدم، قبول میکنید شما یا نه؟@ نه حرفهایی که دارد به شما میرسد من خودم با همه ذاتم در حرفهایم با اینکه ماده است به شما میرسد، از من چه چیزی به شما میرسد، از من یک صوت به شما میرسد ولی خودم در این صورتها حضور دارم.@ من نمیتوانم فردا بگویم این حرفها را نزدم، زدم دارم میزنم من حضور دارم و با همه حضورم با همه وجودم در حسم هستم اگر دارم تفکر میکنم در تفکرم با همه وجودم هستم اگر دارم کار فوق عقلانی میکنم هستم اگر دارم تخیل میکنم در تخیلم هستم.@ اگر دارم حس میکنم در حسم، اگر دارم تولید ماده میکنم مثل صوت که ماده تولید میکنم درسهایش را قبلاً گذراندیم دیگر.@ کسانی که یکذره ممکن است این حرفهای من را نفهمند یا برنامه بگیرند حتماً یا اینکه مباحث قبلی انسانشناسی را همین مباحث این جلسه را گوش کنند، همه خدا در همه جلوههایش حضور دارد خدا تقسیمپذیر نیست.@ خدا اینطوری نیست که یکذرهاش اینجا باشد یکذرهاش جای دیگر باشد خدا همه جا حضور دارد همه جا هست (وَ بِاَسمائِکَ التی مَلَأت اَرکانَ کُلَّ شَیء) شبهای جمعه در دعای کمیل میخوانیم خدا با همه اسمائش در همه جا همه جا را پر کرده.@ پس من رابطهام با الله چیست؟ من ظهور او هستم او مالک من هست من مملوک او هستم تمام شد اینقدر این الله به من نزدیک است.@ خوب این الله که اینقدر به من نزدیک است با همه اسمائش است با رحمان است با رحیم است با جواد است با ستاریتش هست با قدرتش هست اسم مرتاح دارد خداوند، با همه شادیهایش هست خداوند، خداوند آدم نیست خداوند شخصیت خوشحالی است.@ (غَیِّر سُوءَ حالِنا بِحُسنِ حالِک) خدا حسن حال دارد خیلی باحال است خدا، حسن حال دارد خدا شاد است همیشه، پس یک خدای شاد که من موجودش هستم.@ کنارش هستم ظهورش هستم همه جا کنار من هست من چرا نمیتوانم از آن استفاده بکنم چرا به داد من نمیرسد برای اینکه نمیخواهم از آن استفاده بکنم آن دائماً میگوید از من استفاده کن از من لذت ببر من همیشه با تو هستم از من کمک بگیر.@ (إِيَّاكَ نَعْبُدُ) شما نماز میخوانید اول میگوید من الله هستم الله تا میگوید، میگوییم (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) سه تا چیز آمد الله کمال مطلق هستی مطلق.@ پس ما با یک هستی مطلق سروکار داریم که این هستی مطلق رحمان است بعد رحیم هم هست ویژه هم حال میدهد به ما، غیر از اینکه عمومی به همه میدهد به کافر و مسلمان و حیوانات.@ ویژه با تو کار دارد خصوصی میتوانی بروی پیشش یک حالی جداگانه بگیری از آن، با آن رابطه خصوصی میتوانی برقرار بکنی با آن رابطه عاشقانه و شخصی میتوانی پیدا بکنی.@ هستی مطلقی که مهربان است به همه چیز من هم به حضور خودش میپذیرد با من حاضر است رفاقت برقرار بکند من به آن پیشنهاد رفاقت و دوستی بدهم قبول میکند (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) همه قشنگیهای این عالم مال کمال مطلقی است که رب است.@ یعنی مالک تبدیل کننده همه عالم، بعد مال من هم نیست همه عوالم خلقت را این دارد ربوبیت میکند الان دانشمندان میگویند ما با بیشتر از صد میلیارد کهکشان شناسایی کردیم.@ صد میلیارد کهکشان شما نگاه کنید یعنی چی، ما یک کهکشان در آن هستیم کهکشان راه شیری یک گوشه فسقلیاش یک منظومهای هست به نام منظومه شمسی.@ این منظومه شمسی یکی از این کرههای کوچکش کره زمین است کره ماست حالا در این کره ما کره زمین که هستیم ارض در آن هستیم نزدیک به 200 تا کشور هست یکی از کشورها ما هستیم این کشور استانهایی دارد.@ یکی که استان ماست که شهرهای مختلفی دارد یکی شهر ماست محلههای مختلفی دارد یکی از آنها ما هم آن گوشه هستیم صد میلیارد کهکشان، تازه این مادهاش است عالم برزخش را دارد اداره میکند که بینهایت بزرگتر از عالم حس است.@ بینهایت بزرگتر از ماده است عالم عقل را دارد اداره میکند بالاتر از آن، جبروت برو تا عالمهای بالاتر، (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) خدا دارد تمام این مجموعه را اداره میکند.@ این الله است اگر آن را نشناسی اصلاً نمیتوانی با آن رفیق بشوی آن را نشناسی نمیتوانی از آن کمک بگیری نشناسی نمیتوانی با آن شاد بشوی فقط بشناسش بعد ببین چقدر با تو رفاقت دارد چقدر به تو حال میدهد.@ چقدر به تو قدرت و شادی میدهد یک همچین اللهی رب العالمین، نماز درست بخوانیم دیگر، (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ) دوباره چی؟@ اینقدر قشنگ است دوباره میگوید (الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) تأکید خیلی بیشتر شد باز مهربان مهربان، خصوصی حال بدهد رفیقت بشود (مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ) تمام جاودانگی هم مال اوست صاحب قیامت هم خودش است، حالا شناختی این چه کسی است؟@ حالا وقتی شناختی بعد از این شناخت است که تو تازه میتوانی بگویی (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) تو را من، یک همچین اللهی را من، از این پیروی میکنم دستورات این را اجرا میکنم.@ هر کس کمتر از این را قبول نمیکند مگر معصوم که ظهورات خود همین هستند من اصلاً با کسی کمتر از این نمیتوانم کنار بیایم حرفهای کمتر از این را نمیتوانم.@ الگوهای زندگی و سبک زندگی غیر از سبکی که این شخص مشخص میکند یعنی الله به من نمیچسبد هر چه باشد احمقانه است هر چه باشد به قول خودش سفیهانه است خود خدا میگوید.@ من یک همچین کسی هستم شما یا دستورالعملهای من را اجرا میکنید یا آدمهای احمقی هستید اگر بخواهید من را رها بکنید (وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ) آدم سفیهی میخواهد آدم احمقی میخواهد یک همچین اللهی را ول کند برود سراغ کسی دیگر.@ حالا که شد (إِيَّاكَ نَعْبُدُ) من فقط از تو دستور میگیرم فقط با تو هستم و فقط حرف تو را گوش میکنم، و دیگر چی؟ اینجایش مهم است (وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) من یک همچین خدایی را ازش کمک میخواهم یک همچین کسی را دارم پشتیبان خودم.@ چرا آویزان این و آن باشم چرا محتاج و گدای، از نظر عاطفه گدای این و آن بکنم از نظر مسائل دیگر همهاش اسیر بندگان خدا باشم چه کسی به من محل گذاشت چه کسی به من محل نگذاشت.@ چه کسی پیشنهاد ازدواج من را قبول کرد چه کسی قبول نکرد چه کسی عشق من را پذیرفت چه کسی عشق من را نپذیرفت چه کسی دعوتم کرد از همین مزخرفاتی که الان همه بشر دچارش هستند.@ آدمهای عقدهای و گرفتار، همه افتادیم دچار آشغال خوری اینها همهاش آشغال خوری است مادر فلان من را تحویل نگرفت مادرشوهرم مادرزنم، باجناقم دیر دعوتم کرد فلان کس عروسیشان اینطوری شد.@ اینها که دیگر اصلاً خیلی کوچک میشویم ما اینطوری خیلی له میشویم ما قرار است به اندازه این خدا، ما را آفریده به اندازه خودش بزرگمان بکند ما اینقدر کوچک، از این خدا کمک بگیر.@ حالا بخوانم و بس است فقط میخوانم از نبی اکرم(ص) (قولُ) میخواهد فرمول بدهد چون فرمود بزرگترین گنجی که خداوند به پیغمبر داد و پیغمبر همه مشکلاتش را با همین گنج حل کرد.@ همین است که امروز میخواهد به ما بدهد (قَولُ لا حَولَ وَ لا قُوَۀَ اِلاّ بِالله فیهِ شِفاءٌ مِن تِسعَۀٍ وَ تِسعینَ داءً اَدناهُمُ الهَمّ) آدم بنشیند سر کلاس پیغمبر، پیغمبر اینطوری با آدم حرف بزند یا رسول الله ما برای غمهای دنیایمان چکار کنیم.@ ما برای غصههای دنیایمان چکار کردیم فرمود (لا حول و لا قوۀ الا بالله) همان است که من را همیشه قدرتمند نگه میداشت.@ دست خالی در مقابل همه دنیا من را پیروز کرد و دینم را بر همه دنیا غلبه خواهد داد همین یک کلمه بود (لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) آدم با آن انس بگیرد هم قدرتهای جسمی میاورد یادتان نرود این هم قدرتهای جسمی میاورد برای آدم.@ یکجایی بدنت ضعیف است نمیکشد در کار خانه ماندی در کار اداره ماندی داری بنایی میکنی ماندی یک کار سخت داری ماندی این ذکر را بگو.@ اگر انرژی نیامد برایت، اگر قدرت نیامد برایت، در کارهای دیگر هم همینطور، در کارهای درس، در کارهای حسی در کارهای خیالی در کارهای وهمی در کارهای عقلی و کارهای فوق عقلی همه جا این اسم اعظم با شما باشد.@ پیامبر فرمود این شفا میدهد 99 درد را شفا میدهد کمترین این دردها اندوه است اندوههای انسان را هم برطرف میکند (لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) به شرطی که وقتی میگویی الله بفهمی یعنی چه کسی.@ این اللههای خیالی ما عرضه ندارند ما را نگه دارند این اللههایی که تا بحال ما شناختیم اگر عرضه داشتند تا حالا ما را شاد کرده بودند.@ تا حالا با آن میتوانستیم رفیق شویم عشقبازی کنیم تا حالا در مشکلات زندگی این اللههایی که ساختیم به آن اعتقاد داریم اللههای خیالی که داریم عبادتش میکنیم اینها باید تا بحال به داد ما میرسید این اللهها را بگذاریم کنار.@ الله که نیستند چون الله یکی بیشتر نداریم آن هم درست است این خداهای غلطی که خلق کردیم به قول امام صادق مخلوق ذهن خودتان هست هر وقت بخواهید آشتیش میکنید هر وقت بخواهید دور میاندازید.@ خدایی که اشتباه میکند خدایی که ظلم میکند خدایی که به تو توجه نمیکند اینها خدای حقیقی نیست الله نه ظلم میکند نه اشتباه میکند جلسه گذشته عرض کردیم هم سبحان است هم میگوییم الحمد لله هم اکبر است.@ بَهبَه این اکبر چقدر دل آدم را پر میکند هم اله است این الله خیلی قدرت میدهد حالا هی با بدبختی بیفت در خانه این و آن و سراغ این و آن که دخترم را جادو کردند.@ در خانهمان دعا انداختند در خانهمان طلسم انداختند حالا برویم پول بدهیم یکی را پیدا بکنیم آنطرف دنیا یک نفر هست یک دعا ضدش مینویسد این را باطل بکند.@ وقتی که خدا را فراموش میکنی خدا محتاجت میکند به بندهها، برو بگرد اینقدر پول هزینه کن تا سحر باطل بشود سحر کیلو چند است تو هزارتا سحر را میتوانی با یک الله حلش بکنی اصلاً خدا ما را محتاج نکرده.@ اگر کسی چهار قُل و آیۀ الکرسی را رها کرد محتاج میشود بدبخت میشود در زندگیاش، یک چهار قُل صبح اول وقت درست بخوان (قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ) ربّ خیلی مهم است (مَلِكِ النَّاسِ إِلهِ النَّاسِ) معنیاش را بفهم بعد ببین اگر هزارتا جادوگر توانستند بیایند به تو صدمهای برسانند.@ کسی توانست تو را غصهدار بکند به تو لطمه بزند بخت تو را ببندد بخت بچهات را ببندد ما خودمان بدبخت هستیم اللهمان را رها کردیم ربّمان را، الهمان را رها کردیم ملک و پادشاهمان را رها کردیم حالا هی آویزان این و آن بشویم.@ یک کسی یک دعا بنویسد این سحر برطرف بشود یک کسی یک دعا بنویسد حال ما خوب بشود خدا میگوید (أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ) آیا خدا برای بندهاش کافی نیست.@ یعنی خدا ما را طوری آفریده که آویزان این و آن بشویم چه از نظر محبتی چه از نظر کارهای دیگر، خدا ما را اینطوری خلق نکرده که هی بنشینیم غصبه بخوریم و بدبختی داشته باشیم اینطوری ما آفریده نشدیم.@ این را توضیح ندادیم الان فقط یک مقدمات گفتیم فقط برای اینکه ما بدانیم وقتی میگوییم (لا حول و لا) یعنی چی، انشاء الله جلسه بعد میخواهیم راجع به این صحبت بکنیم و بحث خیالهای بزرگ.@ خیالهای قشنگ که ما چطوری میتوانیم از این خیالهای زیبا، خیالهای آسمانی، خیالهای قشنگی که خدا دائماً در ذهن ما میاندازد استفاده بکنیم که همیشه شاد باشیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان شادی دل خودمان، حل مشکلاتمان، شفای مریضانمان.@ مریضانی که مربوط به این جمع هستند یا به شما التماس دعا گفتند به هر حال محتاج به نفس پاک شما هستند حل مشکلات جوانها، همه مشکلاتشان انشاء الله حل بشود دنیایی و آخرتی با همدیگر پنج مرتبه این آیه را بخوانیم، به چه کسی توسل میکنیم؟ به الله.@ بگوییم خدایا من بیچارهام من مضطرم من گرفتارم خود خدا هم در این آیه میگوید (أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ) چه کسی میتواند یک مضطر را کمک بکند غیر از الله.@ کسی هست غیر از الله بتواند به ما کمک بکند (لا حول و لا قوۀ الا بالله) یعنی هیچ توان و قوهای نیست مگر دست الله، آدم با اضطرار بخواند همینطور رسمی نخواند با حضور قلب بخواند توجه به معنی داشته باشید که وقتی دستت را میبری بالا.@ بگو خدایا من بیچارهام خدایا من گرفتارم خدایا من مضطرم، من عُرضه دنیایم را ندارم چه برسد به آخرت خودت به داد من برس خودت کمک من کن.@ (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس امام زمان(ع) تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم اجابت دعاها و رفع همه مشکلات صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 010 - راههای مبارزه با غم
متن کامل (خام) جلسه 010 - راههای مبارزه با غم