سلام علیکم و رحمۀ الله@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ یک فرمایشی را در بحثمان که غم و شادی هست مطرح کردیم که عرض کردم روی آن فکر بکنید تا انشاءالله امروز در موردش توضیح بدهیم کلام از ابن عباس هست که گفت من بعد از فرمایشات پیامبر هیچ سخنی را به اندازه نامهای که علی(ع) برای من نوشته از آن بهرهمند نشدم.@ و آن نامه این بود که انسان برای نرسیدن چیزی که قرار نبوده به آن برسد ناراحت میشود بنا نبوده به آن برسد یعنی خیلی وقتها ما یک خیالهایی داریم و طمعهایی داریم اصلاً تقدیر نشده که به ما برسد بنا نیست به ما برسد رسیدنی نیست نمیتوانیم به آن برسیم و شأن ما هم نیست.@ فقط یک میل هست یک هوس هست که انسان میکند و خودش هم میداند که به آن نمیرسد ولی غصه میخورد که چرا مثلاً من اینطوری نیستم چرا من این را ندارم.@ مختصات خودش را در نظر نمیگیرد در روایت داریم که خداوند میفرماید که من به شما هر روزی بدهم به همان اندازه هم توقعم از شما بالا میرود یعنی اینطور نیست که اگر یک کسی از یک روزی بالاتری برخوردار بود خیلی به نفعش شده باشد میگوید من اگر به یک کسی روزی کم بدهم توقعم هم از او کم است از نظر عمل توقعم از او کم است.@ ولی اگر به او روزی دادم در هر زمینهای هوش سرشار دادم آبرو دادم عزت دادم ثروت دادم شهرت دادم قدرت دادم توقعم هم از او خیلی بالا هست یعنی این باید بتواند که این نعمت را درست مصرف بکند.@ مثل غذا میماند غذا یا انرژی یا کالری که بدن میگیرید یک کسی میگوید آقا من کلهپاچه صبح میخورم نوش جان بخور خدا نمیگوید نخور من خوشم میاید دوست دارم هشت تا تخممرغ بخورم اشکال ندارد بخور.@ اما بدن شما یک حدی مصرف دارد یک کسی میگوید من کلهپاچه میخورم 6000 کالری واحد جذب میکند صبح ولی این تا ظهر مصرف میکند این را، تا ظهر مصرفش میکند ظهر میتواند بنشیند آبگوشت هم بخورد کارگر است کارگر ساختمان هست کاملاً در ساختمان همه را میسوزاند.@ ورزشکار است میتواند همه را آب بکند هیچ طوری نیست نوش جان برو بخور مصرف هم که داری کار میکنی حالا بعدازظهر برو آبگوشت هم بخور هیچ اشکالی ندارد ولی یک کسی میگوید نه من خیلی دوست کلهپاچه بخورم دوست دارم آبگوشت بخورم دوست دارم غذای چرب بخورم ولی مصرف ندارد.@ این بنده خدا وقتی مصرف ندارد وقتی جذب میشود چربی مشود بسته شدن رگها میشود سرطان میشود مرض میشود درد میشود هزارتا گرفتاری میشود حالا تو مصرف نداری برای چی جذب میکنی جذب به اندازه مصرف هست این را یادتان نرود.@ یعنی اگر یک کسی جذب بکند و یک جا انباشتگی ایجاد بشود چه غذا چه ثروت چه آبرو چه هوش چه هنر چه استعداد هر نعمتی که جذب بشود و انباشتگی ایجاد بشود میشود عذاب دردسر میشود همانطور که در بدن هم همینطور است شما در بدن هم اگر مثلاً شیرینی جذب بکنید انباشتگی ایجاد بشود نمک جذب بکنید چربی جذب بکنید و انباشتگی ایجاد بشود مصیبت هست و گرفتاری درست میکند برای ما.@ در هر نعمتی ما باید نگذاریم انباشتگی ایجاد بشود اگر از نظر روانی ایجاد نشد و انباشتگی ایجاد شد کنز شد گنج شد ذخیره شد این اتفاق افتاد عفونت ایجاد میشود مصیبت و مشکلات برای انسان درست میکند خدا میگوید من اگر به تو دادم باید بتوانی مصرف بکنی.@ یعنی مثلاً فرض بفرمایید که یک کسی که ثروت زیادی دارد میتواند به خانوادههای دیگر کمک بکند نمیتواند بگوید من یک صدقه دارم میدهم یا یک چیزی میدهم بس است نه او باید دهها یتیم و خانوادههای زیادی را تحت پوشش قرار بدهد وظیفهاش هست.@ (اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی اَهلِ القُبُورِ السُّرور) که حالا آن اموات است خود اموات هم مسائل مالی دارد هم مصرف مالی دارند هم مصرف دعایی دارند هم باید برای آنها صدقه داد پدر مادر خدای نکرده انسان نسبت به پدر مادر یا امواتی که از او رفته عمو بوده دایی بوده خاله بوده الان نیاز دارد چطور وقتی که دنیا هست شما باید صله ارحام بکنید واجب است وقتی که از دنیا رفته در حیات جاودانه، صله ارحام لازمتر هست بیشتر نیاز دارد و باید حتماً به او سرکشی بکنید.@ لازم نیست بروید سر قبرش ولی باید حتماً یاد آن اموات باشید که آنجا نیازمند هستند این بندگان خدا در حیات جاودانه به آنها احتیاج دارند بالاخره آنجا زندگی دارند اگر کم بیاورند خدای نکرده مصیبت درست میشود پدر مادر وقتی زنده هستند صله ارحام دارند باید به آنها سرکشی بشود باید به نیازشان رسیدگی بشود وقتی از دنیا بروند بیشتر.@ مصرف دارد باید برای اموات مصرف کرد برای غیر اموات مصرف کرد (اَللّهُمَّ اَغنِ کُلَّ فَقیر اَشبِع کُلَّ جائِع اُکسُ کُلَّ عُریان اِقضِ دَینَ کُلِّ مَدین فَرِّج عَن کُلِّ مَکروب) یک کسی بگوید خدایا من دعایشان میکنم اما خودم امکانی ندارم که به آنها کمکی بکنم خدا میگوید خوب من هم از تو توقعی ندارم ولی اگر یک کسی داشت رفت انبار شد ثروتش یک جا، یا آبرو داد از آبرویش استفاده نکرد.@ در روایت داریم انسان باید از آبروی خودش برای حل مشکلات دیگران استفاده بکند نمیتوانی بگویی من الان ندارم کمکت بکنم نداری اما آبرو که داری برو با آبرویت برای من وام بگیر قرض بگیر یک جا رو بیانداز برای من، از آبرویت استفاده بکن.@ نمیتوانی بگویی انسانها به من ربطی ندارد هیچ کس حق ندارد در بینش اسلامی و در بینش توحیدی بگوید آدمها به من ربط ندارند حتی شما حیوانات را هم نمیتوانی بگویی به من ربطی ندارد یک حیوان به من چه این گرسنه هست اینطوری نیست به من چه این الان آمده در خانه من دارد میومیو میکند یا پارس میکند اصلاً نمیتوانی این را بگویی.@ حتی یک گیاه را هم تو نمیتوانی بگویی به من ربطی ندارد یک گیاه اگر در خانه شما باشد یک درخت باشد احتیاج به آب دارد آب ندهی به آن فعل حرام انجام دادی کما اینکه اگر آب بدهی ثواب آب دادن به یک مؤمن را خدا به شما میدهد پس شما نمیتوانی بگویی هیچ ربطی به من ندارد.@ اساساً هیچ کدام از ما نسبت به هیچ چیز بیمسؤولیت نیستیم هر چیزی که اطراف ما اتفاق میافتد آدمها همه خود ما هستند (هُوَ اَنت) او خود تو هستی بنابراین حالا الان به من آبرو داده عزت داده سواد داده علم داده معلومات داده آبرو داده پول داده باید مصرف کنیم کم هم نمیشود.@ چون خودش فرموده هر چه که ما مصرف بکنیم مثل رودخانه هست اگر مصرف کردی جایش پر میشود چند برابر جای آن پر میشود ولی اگر کنز کردی جلوی افزایش نعمت خودت را گرفتی عذابت هم زیاد میشود چون باید میدادی و ندادی.@ این یادمان نرود که داستان اینطوری است حالا الان من مثلاً یک نعمتی به من نرسیده خوب نرسیده 1 ـ مسؤولیتم کمتر است 2 ـ ذخیره شده برای آخرتم پس دیگر غصه چی را باید بخورم ماشینی که همه دارند ما نداریم خانه که همه دارند ما نداریم شهرت و مقامی که همه دارند من ندارم بیخود در چیزی که بدست نمیاوری یا نداری غصه نخور.@ این در روانشناسی جاهل یکی از خصوصیات آدمهای جاهل همین است نسبت به چیزی که نمیتوانند بدست بیاورند مثلاً بنده رشتهام علوم انسانی است فلسفه خواندم مثلاً حالا بگویم کاشکی من پزشک بشوم بابا تو بخواهی پزشک بشوی باید یک مسیری را طی بکنی.@ (رَغبَتُکَ فِی المُستَحیل مِن اَعظَمِ الجَهل) میل پیدا کردن در چیزهایی که به دست آمدنی نیست این از نفهمی از جهل آدم است از یک طرف دختر دارد غصه میخورد که چرا پسری که به آن علاقه داشته با او ازدواج نکرده رفته با یک کس دیگر ازدواج کرده این غصه جاهلانه هست کاملاً جاهلانه هست.@ خوب برای چی نمیخواهد با تو ازدواج بکند یا نکرده یا نگذاشتند یا هر چیز دیگر رفته با یک کس دیگر ازدواج کرده این دیگر غصه ندارد این دختر خانم به شما علاقه ندارد رفته با یک کسی که دوست دارد ازدواج کرده میگوید بیخود کرده رفته با او ازدواج کرده باید با من ازدواج میکرد این خودخواهی هست.@ چیزی را که میدانیم به دست نمیآید هی تلاش الکی برای آن نکنیم بیخود غصه هم برای آن نخوریم الان بنده مثلاً معلول هستم الان نمیتوانم بلند بشوم بروم مثل یک ورزشکار ورزش بکنم برای چی بنشینم غصه بخورم یا مثلاً این امکان نیست برای من که در ورزش قهرمانی شرکت بکنم خوب شرکت نمیکنم این طوری نیست.@ اگر انسان میداند چیزی که نمیرسد به آن یا رسیدنی نیست یا اصلاً بنا نبوده از اول به آن برسد یا نرسیده به هر دلیلی به آن نرسیده این غصه خوردن ندارد این غصه خوردن مریضی است خود کوچکبینی است حقارت نفس است که انسان غصه بخورد برای چیزی که به دستش نرسیده.@ نمره نیاوردم حالا نیاوردی که نیاوردی تمام شد حالا بنشینی بیست روز افسرده یک کسی بنشیند یک جا که آی من چرا کنکور قبول نشدم خوب رتبهات نیاورده نکشیده بیشتر باید درس میخواندی حالا نخواندی نشدی از الان حالت را خراب نکن آیندهات را هم خراب نکن.@ چون غصه در حال آینده را هم خراب میکند این یک کار جاهلانه است غصه خوردن کلاً کار عاقلانهای نیست چیزی که اصلاً تمام شده رفته به من نمیرسید مسابقه دادیم باختیم مسابقه دادم مسابقه ورزشی دادم باختم مسابقه علمی دادم باختم تمام شد دیگر بعدش غصه ندارد افسرده بشویم ناراحت بشویم یک کسی برود در کُما چیزهای اینطوری اینها کارهای جاهلانهای هست کار آدم فهمیده و عاقل نیست.@ حالا یک چیزی که قرار است به من برسد حالا من خودم یک آدم تلاشگری هستم میدانم قبول هم میشوم حالا وقتی قبول شدم بالا بپرم پایین بپرم یک کیک چند صد هزارتومانی بگیرم همه را مهمان بکنم جشن بگیرم مثلاً فلان جا قبول شدم قرار بوده برسد رسیده به ما.@ یک آدم، میگویم آدم باز دقت بکنیم کدام مرحله هست؟ مرحله حس نیست مرحله خیال نیست مرحله وهم هم نیست یعنی بخش حیوانی را نمیگویم یک آدم بخش ذهنیش هم نیست، یک آدم که میگوییم مال کدام بخش است؟ بخش فوق عقلی یعنی انسان حقیقی.@ یک انسان حقیقی یک انسانی که انسانیت دارد این اساساً نوع غصههایش و نوع شادیهایش با مقیاس شخصیتی خودش صورت میگیرد حالا یک کسی که فرض بفرمایید که در سطح خیلی پایینی قرار دارد یک نعمت حیوانی به او میرسد خوشحال میشود ولی یک انسان اینطوری نیست یک انسان اصلاً یک همچین وضعیتی را ندارد.@ شما الان برای خیلی از چیزهایی که شما مثلاً اگر به شما بدهند هم متنفرید از آن و بیزار هستید از آن و این را توهین میدانید یک عده برای آن خوشحال میشوند مثلاً یک کسی بیاید تعارفی برای شما مشروب بیاورد میگویید این نجس برداشتی آوردی اینجا این فحش است این توهین هست.@ من یادم هست یک موقعی در جبهه بودم به من زنگ زدند گفتند که ما یک تعداد نیروی از این فراریهای از سربازی همه از این سبیل کلفتها و سبیل در رفته و لات و لوتها را جمع کردیم یک دوره برای آن گذاشتیم کار خودت هست اینها با هیچ مربی نمیتوانند کنار بیایند گفتند بلند شو بیا.@ از جبهه ما را صدا کردند بلند شدیم آمدیم در یکی از این پادگانها قرار شد اینها را تحت آموزش قرار بدهیم هیچی با اینها کار کردیم و رفیق شدیم بالاخره دوره را تا آخر رساندیم بعد اینها هم با ما دوست شدند انس گرفتند و خوششان آمد و برنامه را داشتیم با خود اینها ما همه اینها را جمع کردیم با خودمان بردیم منطقه.@ بعد یکی از آنها که میخواست از من تشکر بکند یک لول تریاک آورده بود مثلاً تشکرش این بود که مثلاً حالا شما یک مربی خوبی بودید برای ما مثلاً یک ذره شیره و تریاک و از اینطور چیزها هدیه آورده بود برای ما، این مثلاً ما این را حالمان به هم میخورد و این را توهین میدانیم ولی برای او مثلاً خیلی چیز مهمی هست.@ اگر به او بدهند خیلی خوشحال میشود و اگر هم نداشته باشد خیلی ناراحت میشود این دقیقاً همینطور است که در بخش حیوانی اگر یک کسی مثلاً یک چیز به او برسد شنگول میشود یا از دست بدهد غصه میخورد این بخاطر این هست که در این موطن استقرار دارد شخصیتش موطنهای عقلی و فوق عقلانیش فعال نیست.@ لذا غصههایش هم پایینی هست پس دقت کنید انسان در هر موطنی باشد غصههایش به رنگ خودش هست همانطور که مرگش هم به رنگ خودش هست یعنی کسی که میمیرد یا حیوان میمیرد یا پایینتر از حیوان میمیرد یا جماد یا پایینتر از جماد میمیرد یا انسان میمیرد.@ پس همانطور که شخصیت انسان رنگ خودش را دارد مرگ شخصیت رنگ خودش را دارد غصههای هر انسانی هم رنگ خود آن آدم را دارد آدم به هر رنگی در بیاید در هر یک از این پنج مرحله باشد نوع غصهها و شادیهایش مال همین مرحله هست.@ یعنی به همین شکل در میاید از نوع غصهها و شادیهای یک نفر از نوع دغدغههای یک نفر که برای خودش یا خانوادهاش دارد، میشود فهمید که این آدم آدم توهمزدهای هست آدم عاقلی هست انسان حقیقی هست نوع چیزهایش را میشود فهمید که اصلاً این الان در چه موطنی قرار دارد شخصیتاً چه جایگاهی دارد.@ غصههایی که برای خودش دارد غصههایی که برای خودش دارد یک کسی مثلاً طلاق گرفته آدم عاقل باشد نمیاید غصه بخورد یا طلاق داده خوب حالا طلاق داده اگر میتوانستی زندگی بکنی میرفتی زندگیت را میکردی مشکلت را حل میکردی حالا الان شده بنشینی غصه بخوری و خودت را افسرده بکنی درب و داغون بکنی اصلاً این کار معقولی نیست.@ مگر اینکه آدم با خودش تعارف داشته باشد مثلاً بعضیها تعارفی طلاق میدهند یا طلاق میگیرند آن یک بحث دیگر است خودش هم باور ندارد که دارد این کار را انجام میدهد یعنی رفتارش یک چیزی میگوید دلش یک چیز دیگر را میگوید.@ آنهایی که با خودشان تعارف دارند خوب تعارف دیگر مصیبتهای خاص خودش را دارد تعارفی رفته طلاق گرفته تعارفی رفته ازدواج کرده اصلاً از این دختر خوشش نمیاید تو رودربایستی گیر کرده رفته گرفته او را از این پسر خوشش نمیاید تو رودربایستی گیر کرده به خاطر رضایت پدرش و مادرش به پسر گفته بله.@ خوب این حقش این هست که به این مصیبت گرفتار بشود حقش این هست که این غصه را بخورد ولی غصه خوردنش هم دیگر فایدهای ندارد.@ لذا علی(ع) میفرماید که بعضیها هستند اینطوری هستند میفرماید که آدمی برای نرسیدن به آنچه به او نمیرسد اندوهگین میشود قرار نبوده اصلاً بیاید آمدنی نبوده، و از رسیدن به آنچه نمیشد به او نرسد شاد میشود، میرسید به تو مبتلایش کردی به طور طبیعی به آن میرسید رسیده به تو، پس آدم عاقل باید شادی و غصههایش را ببرد در موطنی استقرار بدهد که قرار است زندگی حقیقیش آنجا صورت بگیرد.@ یعنی موطن آخرت، چون بزودی ما وارد نظام آخرتی میشویم دیگر تمام شدنی هم نیست دیگر پنجاه سال و صد سال هزار سال و دو هزار سال و ده هزار سال و صد هزار سال نیست این، این جاودانه است موطن جاودانه است.@ البته مرحله دارد یک مرحله برزخ دارد یک مرحله قیامت دارد یک مرحله هم بعد از قیامت که دور اصلی شروع میشود و تا خدا خدایی کند ما زنده هستیم آنجا بارها گفتیم عمر هر کدام از ما به اندازه عمر خداست.@ پس یک آدم عاقل همیشه میاید نوع دغدغههایش خوشیهایش و غصههایش را میگذارد در موطنی که قرار است یک زندگی اصلی انجام بدهیم نه زندگی رحمی، زندگی رحمی فقط انسان باید تلاش بکند در رحمی که هست رحم دنیا که خودش را برای مرحله مرگ و وفات آماده بکند.@ ما وقتی که الان نمیتوانیم اطمینان بکنیم تا کی زنده هستیم اینجا مستأجریم نسیه هستیم هیچ کدام از نعمتهایی که به ما میدهند معقول نیست که آدم برایش، نه اینکه خوشحال نشود اینکه فرح، فرح یعنی ذوقزدگی یعنی خیلی مثلاً هیجانات بیش از حد و یا غصه خوردن اینها هیچ کدام کار معقولی نیست.@ حالا یک موقع هست میگوییم الحمدلله خدا این نعمت را به ما داد اما خدا نعمت را بدهد یا ندهد هر دو امتحان است دادنش امتحان است ندادنش هم امتحان است.@ یک کسی آمد جابر آمد جابر بن عبد الله انصاری آمد به خدمت حضرت امام باقر(ع) از حضرت سؤال کرد، حالت چطور است؟ گفت من الان به جایی رسیدم که بیماری را بیشتر از مریضی دوست دارم مرگ را بیشتر از حیات و فقر را بیشتر از غنا، حضرت باقر(ع) فرمود که ما اهل بیت اصلاً اینطوری نیستیم ما اهل بیت هر چیزی که خدا برای ما بخواهد همان را دوست داریم.@ اگر بیماری بخواهد بیماری در بیماری شما باید امتحانت را پس بدهی فرق نمیکند هر دو یعنی چه شما بیمار باشی چه سالم باشی شکر خدا را باید به جا بیاوری و امتحان داری میشوی در آن مسئله، در سلامتی امتحانهای خاص خودش را دارد مسؤولیتهای خاص خودش در بیماری هم مسؤولیتهای خاص خودش و امتحانهای خاص خودش را دارد.@ در ثروت همینطور مسؤولیتهای سنگین خودش را دارد آنقدر سنگین است مسؤولیتهایش که حضرت فرمود رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن راحتتر از رفتن یک ثروتمند به بهشت است اینقدر مسؤولیت سنگین است.@ و در فقر هم همینطور آن هم مسؤولیتهای خاص خودش را دارد آن هم به هر حال صبر خودش را میخواهد شکر خودش را میخواهد که تمام شد و در حیات اگر خدا حیات را برای ما بخواهد که زندهایم خوشحالیم زندهایم و بالاخره خدا حیات را خواسته و اگر رفتن را بخواهد چون خدا از ما به ما مهربانتر است.@ خدا مصلحتی که برای ما در نظر میگیرد برای ما و خانوادهمان به ما نزدیکتر از ماست و مهربانتر از خود ماست بنابراین هر چیزی را خدا برای ما تقدیر کرد همان قشنگتر است برای چی ما مینشینیم به خدا دستور میدهیم و غصه میخوریم.@ الان یک طلاق اتفاق افتاده خوب افتاده من بعضیها را میشناسم برای اینکه طلاق نگیرند هزار برابر فشارهای بیشتر از یک طلاق را دارند تحمل میکنند برای اینکه فقط از اسم آن میترسند میگوید حالا به او گفتند که سرطان داری سرطان است این است تمام شد حالا باید چکار کنیم حالا باید برویم درمان بکنیم تمام شد.@ ولی وقتی استرسش طرف را قبول میکند فشار روانی زیادی میگیرد صد برابر آن سرطان دارد در بدن خودش دارد فاجعه درست میکند در روح خودش دارد فاجعه درست میکند یا یک کسی مرده خوب حالا مُرد (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) به رحمت خدا رفت رفته پیش کسی که از ما بیشتر دوستش دارد از ما به او بیشتر مهربانتر است.@ ربش هست الهش هست پیش هر کس رفت آنجا بهتر از آن پیش خانواده آسمانیش دارد میرود از نظر عاطفی بله یک فقدان حاصل میشود انسان گریه میکند گریه هم خوب است هیچ اشکالی ندارد گریه بکن اما اینکه روند طبیعی زندگیت خراب بشود بگوید از وقتی که پدرم رفته دیگر من نمیتوانم شوهرداری بکنم زنداری بکنم از وقتی که مادرم مرده دیگر من نمیتوانم درس بخوانم.@ روال عادی زندگی اگر قرار باشد خراب بشود معلوم است این آدم آدم طبیعی نیست نباید روال عادی زندگی به هم بریزد حالا بله ممکن است یکی دو سه روزن اول انسان یک ذره گرفتاری برایش پیش بیاید ولی بعدش باید روال عادی زندگی انجام بشود.@ خدا رحمت کند سید احمد آقای خمینی را میگفت امام وقتی که سید مصطفی را به شهادت رساندند میگفت من همان روز کتاب ایشان را علامت زده بودم میگفت دیدم مثل هر روز همان هفتاد صفحه کتابی که میخواند هفتاد صفحه کتابش را خوانده بود.@ بعد میگفت یک آقایی یک از علما با او قرار گذاشته بودم برویم به یک خانواده فقیری یا یک خانواده مریضی بوده حالا گرفتار بوده به آنها سر بزنیم بعد گفتم حالا امروز پسرش شهید شده برنامههای ایشان به هم میخورد.@ سر ساعت به من گفت قرار است برویم سر بزنیم برویم سر بزنیم کجا باید برویم هیچی اصلاً انگار همین هفت قدمی که مستحب است دنبال جنازه بیاید آمد و برگشت رفت خانه دنبال درسش و کارهای دیگرش.@ مؤمن استوار است مؤمن اینطوری نیست که اگر مصائب بیاید مصائب نعمتهاییست که خدا میدهد از دست یک ظالم و یک فاجعهای که برای انسان ایجاد شده نیست از دست یک مهربان دارد به دست ما میرسد از مهربانترین کس به ما و خانواده ما دارد میرسد به دست ما.@ لذا حضرت میفرماید این نکته خیلی مهم است میفرماید که پس آنجا شادی کن که به چیزی از آخرت خود رسیده باشی، اگر یک چیز آخرتی گیر تو آمده جاودانه است اینجا شد توانستی صدقهای بدهی انفاقی بکنی توانستی یک مال سنگینی را بفرستی در بهشت ذخیره نگه بداری نگذاری در دنیا یک کسی آسیب به آن بزند حوادث دنیا نگیرد از تو.@ علی(ع) اینطوری بود اضطراب داشت که حوادث دنیا نتواند اموالش را از دستش در بیاورد لذا حضرت اکثر غریب به اتفاق اموالش را میفرستاد آخرت، میگفت من اگر اینجا نگه بدارم یا آسیب میبیند به هر حال ورشکستگی هست چیزی هست هر چیزی هست میفرستاد آخرت میگفت الان مال خودم هست میروم آنجا میبینم همه میاید برای خودم تمامی ندارد.@ بالاخره انسان یک حیات جاودانه دارد توشه میخواهد توشه لازم دارد. عرض کردم شما بعضی از اموات را نگاه کنید تا سه ما به شما سر نمیزنند ولی بعد از سه میاید در خوابت گدایی میکند میگوید من بدبختم بیچارهام غذا برایم بدهید آب میخواهم لباس میخواهم این یعنی کم آورده این بنده خدا آنجا.@ سه ماه برده برای سه ماه برده یعنی کل این مجموعه هفتاد سال عمر این سه ماه برزخ را توانسته پوشش بدهد ولی بعد در سه ماه کم آورده بیچاره، بعضیها که از شب اول کم میاورند هیچ چیزی ندارد آنجا باید توشه مصرف بکنی یعنی دقت بکنید آنجا هیچ کس به کسی کاری ندارد.@ توشه خودت را باید مصرف بکنی (آه مِن قِلَّۀِ الزاد وَ طولِ الطَریق) آه از طولانی بودن راه و کمبود توشه، این را ما باید خودمان مصرف بکنیم من که میدانم قرار است آنجا زندگی بکنم تنها هم قرار است بروم نه خانواده با من میاید نه کسی با من میاید نه کسی به من میرسد اصلاً معلوم نیست چه کسی به من برسد.@ بعضیها وصیتنامه اصلاً ندارند همینطور میگذارد برای بچهها بچهها میکشند بالا کدام بچه رحم میکند به پدر و مادر میگوید خودم الان نیاز دارم نمیروند بدهند آقا زودتر وصیتنامهات را بنویس حق یک سومی را که داری یا جلوتر بنویس برود که خیلی بهتر است یا حداقل دیگر آدم خیلی بیعُرضه باشد دیگر حداقل وصیت بکند که این ثلث خودم را برای خودم هزینه بکنید.@ اگر خودش در زمان حیاتش این کار را بکند که به نفعش هست میلیاردها برابر به نفعش هست ولی اگر آدم بیعُرضه و دست و پا چلفتی و وابستهای هست حداقل یک وصیت بکند که من دارم میروم رفتم این را دیگر دست نزنید خودم نیاز دارم آنجا مصرف دارم آنجا.@ من اخوی من یک جوان پاک وارسته مجاهد مبارز یک جوان بیست و یک ساله بسیار جوان خوب فعال خَیِر این جوان وقتی از دنیا رفت پدرم هر چه داشت داد کتابش را داد به حوزه به طلبهها داد لباسهایش را داد همه را داد میگفت برای خودش اینها.@ آنجا هم رشد زیادی میکرد مثلاً خواهرم میگفت من خوابش را دیدم گفته من الان مهمان امام عسگری هستم یک شب مهمان سید الشهدا هستم سر درسهای اینها هستم رشدش رشد خوبی بود خود من هم چند بار خوابش را دیدم دیدم در ناز و نعمت هست.@ یک میز تحریر مال ایشان در خانه ما مانده بود آمده بود در خواب یکی از نزدیکان چرا میز من را نفرستادید آنجا نگه داشتید چرا خودم میخواهمش همین یک میز لازم دارم نگه ندارید آقا آدم احتیاج دارد آنجا توشه میخواهد آدم آنجا مصرف دارد باید بخورد.@ آنجا همسر دارد خانه دارد دانشگاه دارد حوزه دارد همه اینها را دارد واقعاً کار فقط نیست نمیتوانی کاری انجام بدهی ولی مصرف داری باید به تو برسد.@ بنابراین کسی موفق شده آخرتسازی بکند بارک الله خوشحال باشد خدا را شکر که این از دستم رفت نگذاشتم اینجا بماند آفت به آن برسد خدا را شکر، این نعمت عظیمی هست که انسان بتواند بفرستد به آخرت نعمتها مادی و معنوی، آخرتسازی بکند با آن.@ من همین جهاد مالی که اعلام کرده بودیم که ما احتیاج داریم برای بخشهای بینالمللی برای هم مسائل مادی هم مسائل معنوی تبلیغات مسائل فرهنگی یک جانبازی یادم است همین چند وقت پیش خیلی هم کمک میکرد به مؤسسه ما این جانباز پاهایش هم قطع بود یک دفعه زنگ زد به من گفت آقای شجاعی من یک آپارتمان دارم میخواهم این را بدهم.@ گفتم ببین من راضی نیستم شما اصلاً این کار را بکنی آپارتمان خودت هست دست خودت نگه بدار حالا نهایتاً یا بده مؤسسه از آن استفاده بکند ولی اصل مال مال خودت باشد یا نه کرایه بده کرایهاش را بده به مؤسسه.@ گفت آقای شجاعی وسوسه نکن این خوب نیست من دیگر نیت کردم شما دارید من را وسوسه میکنید زود یک کسی را بفرستید بیاید من این را به اسم بزنم برود پی کارش میخواهم راحت بشوم وقتی این کار را کرد اینقدر خوشحال بود که مثلاً توانسته اموالش را یک بخشش را بفرستد ذخیره برای خودش.@ این شادی دارد انسان بتواند کسی را بخوانداند بتواند شادی ایجاد بکند بتواند ادب پدر مادر را رعایت بکند بتواند به اقوام برسد بتواند صله ارحام بکند موفق بشود نماز بخواند فاجعه هست یک کسی نتواند نماز بخواند یعنی نه دنیا دارد نه آخرت.@ در روایت داریم کسی که نماز نمیخواند خداوند هم عذاب دنیایی انواع و اقسام بلاها و مصیبتهای دنیای دارد آن بیست و نُه مصیبتی که تقسیمبندی شده تعدادیش در دنیا تعدادیش هم موقع مردن تعدادش هم در برزخ تعدادش هم در قیامت گیرش میاید.@ یک کسی موفق شده میگوید خدا را شکر من نماز خواندم خدا را شکر من توانستم روزه بگیرم شادی کند از این الحمدلله من امروز روزه گرفتم الحمدلله ماه مبارک را توانستیم روزه بگیریم.@ الحمدلله شب قدر خورد به من شاد باشد الحمدلله زیارت امام رضا رفتم الحمدلله عبادت کردم. الحمدلله صدقه دادم الحمدلله یک کسی را نجات دادم الحمدلله یک کسی را خوشحال کردم اینها شادی دارد.@ لذا مؤمن چون اینطوری هست روحیهاش همیشه در انبساط است همیشه در انبساط و شادی هست این که در روایت داریم مؤمن همیشه شاد است و آرامش دارد به خاطر اینکه شخصیتش شخصیتی هست که خروجی زیاد دارد کاملاً خروجی دارد.@ شما یک مادر را نگاه بکنید بچه که دارد بچه که به دنیا میخواهد شیر بدهد سینهاش شیر ندارد چقدر این مادر غصه میخورد میگوید چرا من ندارم به این بچه شیر بدهم این بچه الان احتیاج به شیر من دارد حالا من مجبورم به این شیر خشک بدهم اصلاً معلوم نیست این چقدر به نفعش باشد یا نه.@ نه شیر دارد بچه نمیخورد شیر زیاد ماشاءالله شیر زیادی هم دارد ولی بچه اصلاً دهان نمیگیرد هر کاری میکند بچه شیر نمیخورد گریه میکند جیغ میزند داد میزند ولی شیر نمیخورد باید شیر چیز دیگری به او بدهد باز هم غصه میخورد.@ ولی یک کسی که نعمت دارد میتواند نعمت را بفرستد به ابدیت به آخرت این خیلی خوشحال است که من توانستم بفرستم ذخیره بکنم شما الان مثلاً فرض بفرمایید توانستید در یک بورس شرکت بکنید یا بانک اعلام کرد مثلاً همین سودهایی که اعلام میکنند بیست درصد به شما میدهند.@ علی الحساب رفتید یک حجم زیادی یک میلیارد سرمایهگذاری کردید خوشحال نمیشوید میگویید آقا این سهامش در خانه من هست الحمدلله میروم ماه به ماه سودش را میگیرم.@ اگر کسی بفرستد آخرت هم میرود آخرت را میسازد هم خدا تضمین کرده دوباره در دنیا جایش را برمیگرداند خوب غصهاش چیست این خیلی خوشحال است میگوید الحمدلله من این خانه را فرستادم رفت آخرت دوباره خدا به او جا میدهد چون میگوید این لیاقت دارد و همینطوری جایش میشود.@ این اینطوری نیست که اگر شما یک چیزی را فرستادی آخرت در دنیا به تو ندهند در دنیا به تو میدهند. پس این معقولتر است که آدم شادی بکند برایش، و آنجا اندوهگین شو که چیزی از آخرت خود را از دست بدهی، غصهها باید بیاید سر این، غصهها باید برود اینجا وقتی انسان یک بار عصبانی بشود چند سال در جهنم باید بسوزد.@ اگر انسان یک توهینی به پدر مادرش بکند گرفتاری زیادی برایش ذخیره میکند این غصه دارد که چرا من صدایم بلند شده چرا مادرم را اذیت کردم چرا پدرم را اذیت کردم چرا توقع بیجا داشتم چرا من عصبانی شدم.@ چرا من اینجا حسادت یک دفعه آمد در دلم نسبت به یک نفر چرا من یک هوس اضافه کردم چرا من وقتی که کمبودی نداشتم احساس کمبود یک دفعه به من دست داد چرا من یک دفعه اینطوری شدم چرا من داد زدم چرا من پرتوقع شدم چرا من حساسم چرا من یک دفعه بدبین شدم نسبت به فلان کس.@ چرا من الان وسواس دارم اینها غصه دارد آن چیزی که گرفتاری و عذاب داری آدم باید برایش غصه بخورد بترسد برای آن، چون یک عالم مار و عقرب و اژدها ریخته روی تو مثل مریضی هست که انسان شفا پیدا میکند مثلاً دندان درد داری الان وقتی که دکتر آمپول میزند دردش میافتد احساس میکنی میگویی آخی راحت شدم خوشحال هم میشوی میگویی دندانم دیگر درد نمیگیرد.@ در حالی که لذت حقیقی این نیست ما این لذتی را که میبریم به آن دفع الم میگویند یعنی مریضیم درد داریم این درد که برداشته میشود احساس میکنیم که حالا راحتیم ولی لذت آخرت یک لذت خالص است با درد همراه نیست یک لذت خالص عالی.@ آدم بتواند یک حسادت را از وجودش بردارد احساس میکند چقدر آرامش پیدا میکند بتواند زودرنج نباشد بتواند عصبی نباشد بتواند حرمت پدر مادر را بگوید خدا را شکر اگر من در پنجاه تا سؤال روز قیامت از شب اول قبر این سؤالها مطرح است وقتی میگویند قیامت، قیامت مال آن قیامت کبری نیست که شما فکر کنید حالا آنجا حساب کتابها شروع میشود نه.@ (مَن ماتَ فَقَد قامَت قیامَتُه) پیامبر(ص) فرمود هر کس بمیرد قیامتش شروع میشود یعنی محاسبهاش شروع میشود یک کسی بگوید خدا را شکر من این پنجاه تا سؤال قیامت را که نگاه کردم میبینم که الحمدلله نسبت به همسایه مشکل نداشتم نسبت به نماز مشکل نداشتم نسبت به ولایت مشکل نداشتم.@ یعنی هر یک دانهاش میلیون سال آدم را گرفتار میکند آنجا بدبخت میکند آدم را برزخ است طولانی است تا قیامت، قیامت هم که ابدی است وقتی علی(ع) میفرماید برای یک گناه چه بسا انسان صد سال دچار عذاب میشود اگر پاک نکرده باشد یا توبه نکرده باشد خیلی خطرناک است.@ آدم باید بنشیند غصه اینها را بخورد من چرا با مادرشوهرم حرفم شد چرا با جاریم حرفم شد چرا با باجناقم حرفم شد چرا با دوستم حرفم شد چرا با زیردستم مشکل پیدا کردم چرا با مدیرم مشکل پیدا کردم چرا من دل یک نفر را رنجاندم چرا من مثلاً یک کسی را مسخره کردم چرا یک نفر از دست من ناراحت شد اینها خطرناک است و ما اصلاً از اینها ناراحت نیستیم.@ غصههایمان یا برای لباس است یا برای چیزهای طبیعی و جنسی و پایینی و اینهاست برای چیزهایی که نباید غصه بخوریم غصه میخوریم و برای چیزهایی که باید غصه بخوریم اصلاً فراموش کردیم حرص و جوشهای الکی معیارهای الکی حساسیتهای بیجا دغدغههای بیجا.@ الان طرف میبینی که هزارتا خرابکاری کرده در خانواده اصلاً ناراحت نیست بچه لوس و نُنُر بار آورده که این بچه لوس و نُنُر هزار جور آفت دارد ناراحت نیست ولی کافی است بچه کنکور قبول نشود همچین با غیرت یک سیلی در گوشش میزند که بیخود کردی قبول نشدی.@ خدا رحمت کند شهید مطهری را شاید آن داستان را برایتان تعریف کرده باشم قطعاً تعریف کردم. راجع به حساسیت بیجا بود داستان بادمجان ارمنی میگویند قدیمها گوجهفرنگی که آمده بود به آن گوجهفرنگی نمیگفتند به آن بادمجان ارمنی میگفتند بعد یک آقایی بود که دوست داشت خدا یک پسر به او بدهد.@ خدا بعد از چند تا دختر یک پسر به او داده بود این پسر را خیلی لوس کرده بود هر چه میخواست این پسر برایش تهیه میکردند خلاصه لوس شده بود بعد افتاد به کثافتکاری و مشروبخوری و گناهان دیگر و چیزهای دیگر، این هی میخواست با بچه برخورد بکند میگفت نه بچهام دلش میکشند بچهام.@ اغماض میکرد از اینکه این بچه دارد گندکاری میکند بچه لوس نُنُر یک روز این بچه رفته بود بازار یک مقدار گوجهفرنگی خریده بود آورده بود خانه بعد پدرش گفت این چیه دیگر گفت این بادمجان ارمنی هست آوردم بخوریم.@ گفت ببین نماز نخواندی هیچی نگفتم مشروب خوردی هیچی نگفتم فلان غلطها را کردی هیچی نگفتم دیگر ارمنی برداشتی آوردی خانه من دعوا کرد و خلاصه حساسیتهای اینطوری.@ ما حساسیتهایمان نسبت به بچههایمان اینطوری هست برای چیزهایی که باید ناراحت بشویم که این بچه الان آخرتش از دست میرود شخصیتش آسیب میبیند مشکلات دیگر پیدا میکند ناراحت نیستیم ولی این بچه الان هزارتا غلط دیگر بکند یک چیزهای جزئی هست.@ طبیعی هست برای یک جوان که باشد مینشینیم برای آن حرص و جوش میخوریم ناراحت میشویم هی برای آن خط و نشان مشخص میکنیم برای چیزی که لااقل ناراحت کننده هست ناراحت بشو اگر ناراحت کننده نیست ناراحت نشو.@ ناراحتی هم باید به اندازه باشد مثلاً طرف یک گناه کرده به اندازه ده تا گناه ناراحت میشود این خودش یک گناه بالاتر است یا طرف اشتباه کرده میبینیم که این اشتباه باید دو هزار برایش ناراحت بشود میبنی برای آن یک میلیون تومان ناراحتی میکشد این دو هزار بیشتر ناراحت ندارد.@ اندازهها دست ما نیست مثلاً یک کسی زنا بکند همه میگویند آخ آخ از چشم خودش و از چشم همه میافتد ولی اگر ده تا غیبت بکند که هر کدامش معادل هفتاد تا زنا است نه خودش ناراحت است نه دیگران، هیچ کس هم نمیگوید چه کار قبیحی از چشمم افتاد طرف، برای اینکه ما اندازهها دستمان نیست.@ حالا یک کسی را فرض بفرمایید که زناکار است ولی اصلاً آدمی نیست که با کسی کار داشته باشد خودش را هم بدبخت میداند بیچاره میداند گناهکار میداند معصیتکار میداند سرشکسته است دلشکسته است اعصابش هم خورد است با کسی هم کاری ندارد.@ یک کسی میبینید نه خیلی آبرومند است ظاهراً خیلی آبرومند است اصلاً اهل اینها نیست حجاب تکمیل و درست با هیچ کس کاری نکرده اما پر از تهمت و نفرت و تکبر و غیبت و عصبانیت و زودرنجی و حساسیت است این فحشای باطنی خیلی هم جهنمش طولانیتر است و هم عذابش دردناکتر است.@ ولی ما اصلاً برای این چیزها غصه نمیخوریم چون نمیشناسیم میدانیم ما ملاکهایمان درب و داغون است خیلی ملاکهای بیخودی داریم برای چیزهایی که نباید غصه بخوریم غصه میخوریم و برای چیزهایی که اصلاً نباید غصه خورد یکسره اضطراب و ناراحتی و اینها، و چیزی که ناراحتی باید بکشیم برای آن و چیزی که واقعاً باید برای آن غصه بخوریم غصه نمیخوریم.@ حضرت میگوید در دعای ابو حمزه (اَبکی) گریه میکنم برای تنگی قبرم برای تاریکی قبرم برای تنهایی در قبر. اینها گریه دارد اگر انسان برود آنجا و عملی که بتواند با آن رفیق باشد نداشته باشد همدم نداشته باشد.@ الان مثلاً ما چقدر ناراحتیم مثلاً این جوان ازدواج نکرده از دنیا رفت روی حجلهاش هم مینویسیم با بوق و کرنا جوان ناکام خانوادهاش هم کلی غصه میخورند که چرا این ازدواج نکرد رفت برای دو روز دنیا خوب عزیزم این جوان که الان رفته آنجا حواست باشد این جوان در قبر تنها هست یا نه.@ این جوان اگر عمل صالح داشته باشد آنجا همسر دارد ندیم دارد کلفت نوکر دارد میلیونها نفر خدمتش میکنند آنجا، دارد پادشاهی میکند در بهشت از دنیا رفته ولی رسیده به یک پادشاهی، دیگر غصه چیست؟@ ما برای آن غصه نمیخوریم که بچه الان در قبر تنهاست بچه را یک طور تربیتش کردم که این الان میرود آنجا دچار وحشت میشود این بچه الان آنجا گرفتار است هیچ کس را ندارد برای شب اول قبر بچه تاریکیهای قبر بچه غصه نمیخوریم برای اینجا غصه میخوریم که رتبهاش قرار بوده مثلاً نمره بیست بشود شده هیجده، حالا شده هیجده.@ طرف ماشینش تصادف کرده غصه میخورد غذا به او نرسیده غصه میخورد سحری نتوانسته بخورد ناراحت میشود ولی نمازش قضا میشود نه، اصلاً غصه نمیخورد این خیلی فاجعه هست که آدم نمازش قضا بشود این را آدم باید ناراحت بشود که من نمازم قضا شد.@ تنبلی کردم و صبح از خواب بلند نشدم تنبلی کردم در روایت داریم بیست و پنج ضربه شلاق جهنمی دارد کسی که مخصوصاً نمازش را عقب بیاندازد نخواند برای هر نمازی بیست و پنج ضربه شلاق جهنمی دارد.@ الان ببینید چقدر شلاق ذخیره کرده غصه نمیخورد که الان میگیرندش بالاخره یک مجرمی که میداند میگیرندش بعداً دستگیرش میکنند و بعد حبس دارد شلاق دارد خوشی ندارد دیگر این آدم میگوید من که حالا فرض بفرمایید چند جا دزدی کردم چند جا چکار کردم بالاخره من را میگیرند و به سزای عملم میرسانند.@ این غصه دارد این ناراحتی دارد ولی ما اصلاً غصههایمان را بردیم گذاشتیم توی امور پایینی طبیعی و چرا؟ چون نگاه آخرتی به خودمان نداریم هنوز باور نکردیم که ما یک موجود جاودانه هستیم هنوز باور نکردیم که ما قبری داریم برزخی داریم حساب کتابی داریم قیامتی داریم خیلی کار دارد آنجا زندگی ما.@ شما فکر کردید خدا موجود بیکاری بوده که بیاید این همه ستاره کیهان کهکشان را بیافریند زمین را با میلیاردها میلیارد بینهایت شرایط زیستی خلق بکند کوهها دریاها درهها درختان این همه درخت این همه حیوان این همه دریا این همه موجودات دریایی برای یک آدم بیافریند که این آدم چکار بکند آدم غذا بزرگ بشود ازدواج بکند بچهدار بشود بمیرد.@ واقعاً خدا اینطوری مسخره کرده خودش را؟ (أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ) فکر کردید ما شما را عبث آفریدیم و شما به سوی ما بازگشت نمیکنید یعنی جاودانگی ندارید.@ خدا رحمت کند شهید دستغیب را میفرمود کسی که مار زده باشدش اگر در آنجایی که مار زده یک زنبور بیاید نیش بزند این اصلاً احساس نمیکند نیش مار خیلی وحشتناکتر است دردش بیشتر است حالا همان موقع هم یک زنبور هم بیاید بزند این که اصلاً نمیفهمد چون درد بالاتر دارد.@ میفرماید وقتی یک کسی غصه آخرت را دارد دیگر در دنیا غصه ندارد برای همین هم مؤمن همیشه شاد است در دنیا، چون موضوعی برای غصه خوردن ندارد اصلاً موضوعهایش همه معرفتی هست درونی هست موضوعهایش این است.@ لذا در دنیا این اصلاً موضوعی برای عصبانیت ندارد موضوعی برای چشم و همچشمی و رقابت با کسی ندارد اصلاً احساس حقارتی نمیکند از این که دنیایی نداشته باشد که حالا دیگران دارند خانهمان مثلاً فلان جا نیست ماشینمان اینطوری نیست مدرک اینطوری ندارم پول اینقدر ندارم موضوع یک آدم این نیست.@ موضوع زندگی یک آدم مثل یک جنین، که موضوع یک جنین چیست؟ این را دقت بکنید ما باور بکنیم موضوع یک جنین تولد سالم به دنیاست موضوع زندگیش، دغدغه اصلی یک جنین چیست؟ جنین غصههای رحمی ندارد اصلاً که چرا جایم تاریک است تنگ است اینجا چرا باید یک غذا بخورم مثلاً خون فقط باید بخورم.@ او اصلاً این دغدغهها را ندارد او میگوید اینجا هر چه حداقل بهتر فقط من خودم را آماده بکنم برای تولد، دست تهیه بکنم پا تهیه بکنم چشم تهیه بکنم قلب تهیه بکنم قیافه پوست خوب قیافه خوب قدرت بدنی بالا ذهن قوی اینها را میخواهد لازم دارد در حیات دنیایی که بینهایت بزرگتر از رحم مادرش هست.@ ما از اینجا وارد فضایی میشویم که بینهایت بزرگتر از دنیای ماست و آنجا وقتی بینهایت بزرگتر است امکاناتش هم خیلی سختتر است خیلی امکانات پیچیدهتری لازم دارد جنین نگاه کنید در رحم مادر امکاناتی برای اینکه بخواهد در رحم زندگی بکند خیلی ساده است امکاناتش خیلی ساده ولی بقیه چیزهایش همه بدرد دنیا میخورد.@ یک انسانی که باور کرده قرار است متولد بشود به سرای جاویدان او بیشتر امکاناتش آبرویش عزتش سوادش تحصیلاتش هوشش پولش قلمش هنرش را میفرستد برای جاودانگی خودش چون آنجا کم میاورد اگر نداشته باشد آنجا خیلی فضا پیشرفته است و چون پیشرفتهتر است ثروت بیشتری لازم دارد.@ ما باید بنشینیم برای اینها غصه بخوریم بنابراین اساساً مؤمن چون نوع دغدغههایش دغدغههای ماوراء طبیعی هست چه برای خودش چه برای دیگران، سر دنیا با هیچ کس دعوایش نمیشود درگیری پیدا نمیکند و دنیایش را هم ببرند به نفعش هست.@ نه اینکه آدم دست و پا چلفتی باشد اقدامی نکند نه، غصه نمیخورد میدانی ممکن است کسی مال شما را برده شما خیلی به طور طبیعی آرامشت را حفظ میکنی اینطوری نیست که شب خواب بزند به سرت فحش بدهی به طرف نفرین بکنی نه، آرامش دارد.@ یک کسی زنش را نفرین میکرد حضرت گفت چرا نفرین میکنی گفت خیلی از دستش عصبانی هستم گفت خوب طلاقش بده حق نداری نفرینش بکنی، برای چی نفرینش میکنی خدا راه گذاشته برای چی بنده خدا را نفرین میکنید.@ بعضیها میگویم چون ملاکها دستمان نیست ما مینشینیم یک غصههایی که اصلاً ارزش ندارد قیمت ما را پایین میاورد آنها یکسره در زندگی ما هست موضوع زندگی ماست سر یک مهمانی رفتن میبینید چقدر حرص و جوش خانوادهها میخورند اعصاب مرد خانه خورد است.@ یک مهمانی میخواهند جشن بروند میخواهند یک عروسی بروند میخواهند بروند یک مهمانی خوش بگذرانند میبینید که سر این چقدر اینها مسئله دارند آخر الان چه وقت مهمانی رفتن است چرا گفتید ما میاییم میگفتید ما نمیاییم یک هفته دیگر میاییم برای چی من هنوز لباسم آماده نیست کفشم آماده نیست من نمیدانم این چیز آماده نشده.@ حالا یک مهمانی میخواهی بروی یک سحری بخوری یا یک افطاری بخوری برایش اینقدر ما تشریفات شیطانی و بیهوده و وهمی گذاشتیم که همه غصه میشود میخواهیم برویم یک مهمانی برویم و بیاییم همدیگر را ببینیم هیچ کس هم کاری به این چیزها ندارد توهمات ماست.@ الان نگاه کنید غالب غصههای مردم همین موضوعات اینطوری شده شادیهایشان همینطوری بچگانه هست کاملاً بچگانه هست یعنی توهمی است خیالی است شادی حقیقی نیست شادی نیست که واقعاً یک ابدیتی ساخته باشد.@ چون کار ما در دنیا این است که مثل یک جنین رفتار بکنیم ماهیت ما یک ماهیت جنینی است دنیا هم ماهیت رحمی دارد برای ما بنابراین موفقترین آدمها کسانی هستند که آخرت آبادتری را ساخته باشند وقتی دارد میرود آنجا ثروت بیشتری ذخیره کرده باشد این آدم میشود.@ مثل یک کسی که میرود در کار اقتصاد یک کسی که مثلاً یک کشوری که ذخیره ارضی بیشتری داشته باشد این کشور سعادتمندتر هست ذخیره ارضی بیشتری دارد اقتصاد بالاتری دارد آقا من قرار است چند روز دیگر بروم هیچ چیز اینجا به من وفا نمیکند هیچ چیز اینجا بنا نیست به من، نه سلامتیم نه جوانیم نه آبرویم نه مقام هیچ چیز قرار نیست بماند همه میرود.@ وقتی دارد میرود من باید بلد باشم آن سیستم مبدل که عرض کردم از موقتها ابدیت بسازم از چیزهای رفتنی از چیزهای پایین یک جاودانگی درست بکنم این مهم است حالا اگر یک کسی بخواهد غصه بخورد باید الان بنشیند فکر بکند که حالا الان ماه مبارک دارد تمام میشود من برای این شبها چکار کردم.@ توانستم استفاده بکنم توانستم این هشتاد و سه سال و چهار ماه را توانستم چیزی برداشت بکنم یا نه الان در زندگیم تحولی ایجاد شده من به یک تصمیم جدید به یک سبک زندگی جدید رسیدم یا نه، این غصه دارد آدم نتوانسته باشد استفاده بکند.@ یا بخواهم همان آدم سال گذشته باشم اگر همان سال گذشته با همان سبک زندگی سال گذشته پس هیچی این شبهای قدر تلف شده اما نه اگر تصمیم گرفتی که تحولاتی در زندگیت اتفاق بیافتد حرکتهای جدیدی انجام بدهی این خیلی خوشحالی دارد.@ قدر یعنی تقدیرات را بالاتر نوشتی گفتیم هفته قبل توضیح دادیم هر کس تقدیراتش را باید بدهد امام زمان امضا بکند خودش هم باید تنظیم بکند بدهد دست امام زمان، حالا چه چیزی نوشتی در این سه چهار روز در این یک ماه چه چیزی نوشتی تقدیراتی را که نوشتی.@ اگر همان چیزهای سال قبل است که وای به حال آدم اگر نه تقدیرات قشنگتری را مرقوم فرمودی و نوشتی بارک الله خوش به حالت که تقدیرات قشنگتری را نوشتی دادی زندگی هفت ماه و سال آیندهات حتماً بهتر است حتماً قشنگتر است میزان شادیهایت بیشتر است میزان آرامشت بیشتر است.@ میزان غصهها و اضطرابها و حسهای بدت افکار منفیت قطعاً کمتر هست یک جاودانگی داری میسازی برای خودت این خیلی مهم است. عرض کردم بعضیها اینقدر زیرک هستند شب قدر نمیایند تقدیرات را فکر کنند چه بنویسند این را ما در این سه شب شب قدر توضیح دادیم برای عزیزان هنوز هم فرصت هست.@ بخاطر اینکه ما تا بیست و هفتم داریم در روز بیست هشتم تازه ما میگوییم (اَللّهُمَّ اَرزُقنی فَضلَ لَیلَۀِ القَدر) یعنی تا بیست و هفتم ما احیا داریم. انسان بنشیند فکر بکند که الان شب بیست و هفتم هست فرصت دارم میتوانم یک تقدیراتی در خودم ایجاد بکنم تغییراتی ایجاد بکنم تقدیرات قشنگی را بدهم حضرت بنویسد.@ و نوع غصههایم را عوض بکنم نوع دغدغههایم را عوض بکنم نوع هوسهایم را عوض بکنم آرمانهایم را عوض بکنم میتوانم این کار را انجام بدهم انجام بدهم بعضیها مینشینند فکر میکنند چیزهای خوبی را هم انتخاب میکنند چون بلد هستند گفتم نه سطح زندگی سنگی دارند نه کمتر از سنگ نه حیوانی دارند نه کمتر از حیوان، سطح زندگی انسانی دارند.@ و عرض کردیم هر کسی میتواند جای میلیونها انسان تقدیر برای خودش جمع بکند یعنی وقتی این وارد برزخ میشود با ثروت میلیونها انسان وارد برزخ میشود مثل الان که بعضیها گفتم ثروتشان میتواند هزاران انسان را تأمین بکند یک کسی میرود در برزخ، برزخ هم طولانی هست شوخی نیست مصرف خیلی بالاست آنجا، مصرف فوقالعاده بالاست.@ حالا یک کسی مثلاً برداشته تقدیر میلیونها آدم را با خودش برده دارد ثروتمند است آنجا. آقا دقیقاً به شما بگویند در خانهتان چند تا کلفت دارید چند تا نوکر چند تا خادم دارید میگویی برو بابا خدا پدرت را بیامرزد ما مستأجریم دو شیفت هم کار میکنیم دو نفری، از پس زندگیمان بر نمیاییم بیاییم برویم مستخدم بگیریم.@ چرا کسی ندارد اگر کسی مستخدم داشته باشد در خانه بد است؟ بد است یا خوب است؟ خوب است وسیله نقلیه خوب مگر بد است نه مثلاً اگر خانه وسیع داشته باشد خوب است بد نیست، چرا خیلیها ندارد؟ نمیکنند این کار را؟ چون ندارند.@ آخرت، این کجا که حضرت میفرماید یک میلیون طرف خادم دارد آن فقیر فقیرشان یک میلیون خادم به او میدهند این که یک کسی شب اول قبر بیاید در خواب این و آن تو را به خدا یک لقمه غذا من اینجا لَنگم من الان اینجا در برزخ گرسنهام تشنهام من باید اینجا آتش بخورم.@ این مار را این سگ را این اژدها را از قبر من بیرون بکنید اینها دارند پدرم را در میاورند حالا ببینید اوضاع زندگی چقدر فرق میکند با همدیگر یک کسی وارد برزخ میشود پنج تن میایند به استقبالش چهارده معصوم میایند به استقبالش انبیاء میایند فرشتهها میایند حوریان بهشتی میایند شهدا میایند.@ این آدم ثروتمندی هست این همه آدم توانسته تکان بدهد در برزخ توانسته تکان ایجاد بکند در برزخ، چهارده تا معصوم را توانسته از بهشتهایشان در بیاورد که بیایند استقبال آقا یا استقبال خانم، خانم فاطمه زهرا را از جایش تکانش داده آورده به استقبالش خوب این آدم قدرتمندی بوده که توانسته این کار را انجام بدهد.@ یا نه هیچ کس نمیاید سراغ آدم غریب میرود فقط دو سه تا فرشته غذاب هستند با پس گردنی و سیلی از طرف استقبال میکنند بعد هم میرود سؤالهای نکیر و منکر و فشار قبر و مار و عقرب و سگ و هزارتا گرفتاری میخواهد داشته باشد یا نه اصلاً هر دوی آنها بهشتی هستند.@ اما یک بهشتی هست که حالا یکی دو تا ممکن است کسی آنجا به او سر بزند آنجا باشد تا یک بهشتی که مثلاً هر روز ائمه به او سر میزنند هر روز در مهمانیهای اهل بیت شهدا انبیاء دارد شرکت میکند یک آدم پر برو و بیا آنجا خادم دارد دو میلیون خادم گذاشتند برایش آنجا کارهایش را انجام میدهند رتق و فتق باید بکند اصلاً وقت ندارد سر بزند به همه انبیاء، نوبت میگذارد میرود به خدا قسم.@ میگوید من امروز مهمان حضرت ابراهیم هستم فردا انشاءالله یا هفته بعد من مهمان حضرت موسی انشاءالله میشوم برنامه چند هزار سال این پر از عیاشی و کیافی و مهمانی و ضیافت دادن و ضیافت رفتن جشنهای در بهشت.@ مهمانیهای آنچنانی پرواز دارد با علی اکبر کار دارد با علی اصغر کار دارد با حضرت رقیه کار دارد با حضرت معصومه کار دارد با حضرت زینب کار دارد با امیرالمؤمنین کار دارد این دائماً ثروتمند این یکسره برای خودش مشغله درست کرده کار درست کرده (شُغِلَ مَنِ الجَنَّۀُ وَ النّارُ اَمامَه) یک کسی که بهشت و جهنم سر راهش هست خیلی آدم مشغولی است.@ بیکار نیست در دنیا که بنشیند غصههای دنیایی بخورد بچگانهترین کار این است احمقانهترین کار غصههای دنیای است حالا یک کسی نه، اینجا باید هزار نفر برایش حمد و سوره بخوانند برایش رد مظالم بدهند باید برای صدقه بدهند تا از یک دانه از مارهای آنجا نجات پیدا بکند از یک دانه از عقربهای آنجا نجات پیدا بکند.@ چیزهایی که خودش ساخته با خودش برده مثل یک جوان یک جوانی هست که همیشه برازنده خانواده هست کمک خانواده هست مایه افتخار خانواده هست مایه عزت خانواده هست به همه کمک میکند تا یک جوانی که تو هر دفعه کلانتری صدایت میکند که بیایید جوانت را ببرید امروز معتاد شده امروز دزدی کرده امروز کیف زده آنجا الان بردند زندان آدم کشته همهاش دردسر شد همهاش گرفتاری دارد.@ آقا یک کسی میرود در برزخ در روایت داریم اهل احسان اینقدر ثروت دارند که قیامت که میشود اصلاً طاقت ندارند چون در دنیا طاقت نداشتند مشکلات کسی را ببینند (اَللّهُمَّ فَرِج عَن کُلِّ مَکروب) چون اصلاً طاقت نداشتند مشکلات کسی را ببینند در قیامت که میشود این اینقدر ثروت دارد.@ میگوید خدایا هر چه میخواهی از این اعمال من بردار اینها بروند بهشت کسی گیر نکند من میدهم خرجشان را من میدهم بارک الله در بهشت هم اینها اینطوری هستند قیامت هم که هست باز این خیر است.@ پس نوع دغدغههایمان را عوض بکنیم نوع تقدیراتمان را عوض بکنیم یک کسی میبینی اینقدر زیرک است که اصلاً حتی به این چیزی هم که من میگویم فکر نمیکند او اصلاً کلاً میاید میرود جزء تقدیرات خود صاحب قدر قرار میگرد (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ).@ کل امر به چه کسی نازل میشود؟ به یک کسی که صاحب کل امر باشد امر یعنی دستورات و تقدیرات و کارها یک نفر کل امر نظام خلقت و همه عوالم خلقت را تحویل میگیرد حسابدار خداست خزانهدار خداست و تقسیم کننده همه خیرات هست غیر از خود خدا همه را خودش تحویل میگیرد و همه را خودش تقسیم میکند و آن وجود مقدس آقا امام زمان است.@ این کجا که یک نفر میاید میگوید آقا من اصلاً خودم را از این تقدیرات راحت میکنم میروم در چادر حضرت با حضرت زندگی میکنم تقدیرات من با حضرت یکی میشودی یعنی آدم زیرکی هست بعضیها در پازل حضرت زندگی میکنند.@ اصلاً جوانی عمر آبرو عزت تحصیلات سواد هر چه دارد را پای خود حضرت میریزد با حضرت هم نقشه میشود هر تقدیری خدا برای امام زمان بگذارد برای این هم میگذارد برای همین هم روز قیامت هم درجه امام زمان محشور میشود.@ چون میگوید آقا من خودم نخواستم تقدیر جدا از شما داشته باشم من با شما زندگی میکنم همه زندگیم را در زندگی شما ذوب میکنم ولی حضرت هم میگوید که حالا تو آمدی در خانه ما باید با ما باشی حالا یک کسی آمد گفت آقا من میخواهم بیایم در خانه شما با شما زندگی بکنم شما او را عضو خانواده خودت میدانی یا نمیدانی.@ مسافرت میخواهی بروی میبریش ازدواج بکند هزینهاش را میدهی هر کاری بخواهد بکند میگویی این دیگر عضو ما شده پذیرفتیم او را به عنوان فرزند حالا ما فرزند امام زمان هستیم یا نسیتیم، هستیم اگر هستی برو با پدرت زندگی بکن خوب نیست آدم بیرون از خانه زندگی بکند خیلی زشت است آدم با خانواده خودش زندگی نکند.@ بدترین تقدیرات تقدیرات خارج از خانه هست عزیزم برو با خانواده آسمانیت زندگی کن کو پس این سبک زندگیت هیچ چیزیش به امام زمان نمیخورد به فاطمه زهرا نمیخورد نه ظاهرت نه باطنت هیچ کدام با خانوادهات جور در نمیاید.@ اگر یک کسی رفت با اهل بیت زندگی کرد این چند سال دنیایی را در رحم دنیا با اهل بیت گذراند اهل بیت با این چکار میکنند این حساب و کتاب قبر دارد این آدم، نه، این آدم در برزخ فقیر زندگی میکند، نه، این آدم در قیامت گرفتاری دارد اصلاً معطلی ندارد در قیامت این همان قیامت بشود میگویند شما بفرمایید بهشت این حساب کتاب مال کسان دیگر است.@ چون رفته در خانه زندگی کرده عزیزم با خانواده آسمانیش زندگی کرده نخواسته با اراذل و اوباش با آدمهای عوضی با آدمهای پست با آدمهای غافل با آدمهای دور زندگی بکند افتخارش این نبوده که یک مشت آدمهای مشنگ و غافل زندگی بکند.@ این تمام جوانی استعداد عمر هر چه داشته ریخته پای امام زمان اصلاً در خانه امام زمان در چادر حضرت با حضرت زندگی کرده آقا خیلی قشنگ است آدم در چادر حضرت با حضرت زندگی بکند خودش را وقف امام زمان بکند برمان میداری آقا یا نه، اگر برمان میداری ما حاضریم خودمان را بفروشیم به تو خوش به حال کسی که بگوید آقا بردار.@ آقا هم بگوید من برمیدارم هر کس از شما الان بخواهد خودش را وقف حضرت بکند حضرت میپذیرد شما را والله میپذیرد اگر پذیرفت دیگر غصه هم نمیخوری دیگر مگر آدم غصه دنیایی دارد این آدم این آدم اوج شادی و آرامش در دنیا را دارد.@ چون دیگر غصههایش غصه حضرت است غمهای خارج از خانواده ندارد اصلاً این آدم نه میخواهد با کسی رقابت بکند نه چشم و همچشمی دارد نه بدبین است به کسی نه حسادت دارد به کسی هیچی اصلاً یک آدم آرام و شاد و موفق، این خیلی خوب است سعی کنیم برویم در چادر حضرت زندگی بکنیم سعی کنیم برویم در پازل حضرت بازی بکنیم.@ برویم در خانه خانواده آسمانیمان مگر فاطمه زهرا چه چیزش هست که ما برویم با کس دیگری زندگی بکنیم مگر شهدا اولیاء الهی انبیاء چه چیزشان هست که ما برویم با پایینتر زندگی بکنیم تقدیراتتان را تا این دو سه روز وقت دارید تقدیراتتان را خودتان بنویسید یک تقدیرات قشنگ بنویسید برای خودتان، یک چیز خوب برای خودتان رقم بزنید پستی نگاه نکنیم.@ و به هر حال سلیقه هر کس هم تابع نوع نگاهی هست که به خودش دارد هر کس هر نگاهی که به خودش دارد بسته به نوع نگاه و عزت و آبرویی که از خودش دارد انتخاب میکند مگر غیر از این است، یک کسی میگوید آقا من شأنم کمتر از امام زمان نیست برای چی باید بروم پایینتر از امام زمان زندگی بکنم.@ من باید با اشراف باشم من باید با بزرگان عالم زندگی بکنم من باید با اشراف قیامت با سلاطین آخرت زندگی بکنم من خودم باید جزء سلاطین آنجا باشم این خیلی خوب است آدم اینطوری زندگی بکند.@ شما شبها عرض کردم شب قدر ما سحرها دعا داریم روزها دعا داریم و شبها سه نوبت روزها سحرها و شبها ولی بالاترین تقدیرات در شبهاست شب قدر است هر کس نقشه میخواهد بریزد شب.@ لذا در نوع دعاهای شب هم شما نگاه بکنید میبینید دعای شب با اینکه کوتاهتر از دعای روز و دعای سحر است اما تقدیراتش معرکه هست تو میگویی آقا من نوع غصهها را نگاه کنید نوع غصهام چیست (اَللّهُمَّ اِنا نَشکوا اِلَیکَ فَقدَ نَبیِّنا) من غصهام این است که الان پیغمبر پیش من نیست.@ (وَ غَیبَۀَ وَلیِّنا) آقا بالای سرم نیست امام زمان امام زمان اگر باشد هر کدام از ما به اندازه یک پیغمبر و بیشتر از یک پیغمبر رشد میکنیم میدانید اگر امام زمان بالای سر هر کدام از ما باشد ما بیشتر از بسیاری از انبیاء رشد میکنیم.@ الان بالای سر ما نیست ما استعدادهایمان دارد تلف میشود این خیلی مصیبت بزرگی هست من که میتوانم بالاتر از انبیاء باشم الان دارم چقدر بد زندگی میکنم چقدر گدا زندگی میکنم من مشکلم این است.@ (وَ کَثرَۀَ عَدوِّنا) من از اینکه دشمنانمان زیادند دارم غصه میخورم (وَ قِلَّۀَ عَدَدِنا) از این که کم هستیم در اقلیت قرار داریم در دنیا، دارم غصه میخورم این غصهها غصههای انسانی هست غصههای خیلی مال آدمهای اشراف این غصهها را میخورند اصلاً آدمهای پست نمیتوانند آدمهای متوسط هم نمیتوانند این غصهها را بخورند.@ آدمهای بزرگ نوع غصههایشان از غصههای آدمها قیمت آدمها نوع غصههایشان هست. داراییهای آدمها نوع غصههایشان هست یک کسی الان غصه میخورد میگوید من این هتلی که میخواستم بسازم پانصد میلیارد تومان بود نشد روی معامله پانصد میلیاردی دارد غصه میخورد.@ یک کسی الان برای پنجاه هزار تومان غصه میخورد بالاخره فرق میکند این دو تا با هم داراییهایشان با هم فرق میکند نوع غصههایشان هم فرق میکند داراییهای انسانی اینطوری هست میگوید من نوع غصههایم این است من از این که تعداد شیعه کم است غصه میخورم.@ بنابراین دائماً تلاش میکند تعداد شیعه را زیاد بکند چون عملیاتی میشود این آدم این دائماً تلاش میکند از تعداد دشمن کم بکند به تعداد دوستان اضافه بکند (وَ شِدَّۀَ الفِتَنِ بِنا) من از شدت فتنهها ناراحت هستم این سعی میکند فتنهها را کم بکند این غصههایش هست رغبتهایش را نگاه بکنید.@ هر شب ماه مبارک چکار کردند با ما در ماه مبارک (اَللّهَمَّ اِنا نَرغَبُ اِلَیکَ فی دَولَۀٍ کَریمَه) جانم یک کسی یک همچین رغبتهایی داشته باشد خدایا من همه عشقم امام زمان است من همه دلتنگیهایم حکومت امام زمان است که نیست ناراحت هستم (تُعِزُ بِهَ الاِسلامَ وَ اَهلَه) غصهاش اسلام است میخواهد همه مسلمانان عالم عزیز بشوند خواری نکشد هیچ مسلمانی غصه همه مسلمانها را میخورد.@ (اَللّهُمَّ اَصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُمورِ المُسلِمین). (وَ تُذِلُّ بِهَ النِفاقَ وَ اَهلَه) خدایا نفاق را ذلیل بکن دشمنان را ذلیل بکن غصههایش این است لذا قرآن میفرماید هر کس بتواند به هر صورتی مقداری دشمن را ناراحت بکند عصبانی بکند دشمن را، اجر دارد فعالیتی بکند کاری بکند.@ یک کسی مبینی با حجابش هزارتا شیطان را عصبانی میکند این همین یک دانه حجابی که دارد شیطان را دارد عصبانی میکند پیش خدا خیلی دارد درجه پیدا میکند با یک نمازش با یک ادبی نسبت به پدر مادرش با یک هدیهاش با یک لبخندش با یک اخلاق خوشش چکار میکند این آدم.@ ولی بعضیها نه دشمن را شاد میکنند سبک زندگیشان دشمن شاد کن است نوع رفتارهایشان سبک زندگیشان همیشه دشمن را شاد میکند دشمن خوشحال میشود حالا اینجا را نگاه بکنید قیمت را نگاه کنید (وَ تَجعَلُنا فیها مِنَ دُعاۀِ اِلی طاعَتِک).@ من در آن حکومت کوتوله نمیخواهم بمانم اصلاً حکومت امام زمان جزء اشراف حکومت حضرت میخواهم باشم یک آدم معمولی حالا جزء رعیت حضرت باشیم اصلاً در گروه خون ما نیست ما میخواهیم جزء نزدیکان و بزرگان باشیم (وَ یُمَکِنُ فی دَولَتِکُم) جامعه کبیره میخوانیم من جزء قدرتمندان و مقامداران حکومت امام زمان باشم.@ این آبرو هست چون حکومت امام زمان انتخابش فامیلی نیست از این خوشم نمیاید بکنمش وزیر از این خوشم میاید بکنمش مدیر کل اینطوری نیست چون قطب عالم است تقدیرات دستش هست بسته به تناسب تقدیرات آدم انتخاب میکند.@ من میخواهم یک کسی باشم که در حکومت امام زمان مردم را بتوانم به خدا دعوت بکنم به طاعت خدا پس یک کسی که در دنیا قبل از ظهور حضرت این عُرضه را دارد تلاش میکند دیگران را (وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ) دعوت میکند دیگران را به حق، آدم خنثی بیعُرضهای نیست آدم ضعیف و ذلیلی نیست.@ این جاریش را اثر میگذارد باجناقش را اثر میگذارد مادرشوهر پدرشوهر اطرافیان همه اینها را میکشاند به سمت الله به سمت انسانیت آدمهای زیادی را میکشاند این در حکومت امام زمان میتواند جزء اینها باشد دعایش دعای درستی هست (وَ القادَۀِ اِلی سَبیلِک) من رهبر باشم در حکومت امام زمان من جزء رهبرانی باشم که همه مردم را من هدایت بکنم به راه الهی.@ پس این هوس حالا این را به ما گفتند بگویید اجابت میشود به شرطی که حضرت میگوید اگر میخواهی بسم الله شروع کن ما فقط میخوانیم دعا را، گفتم دعا خواندن نیست دعا خواستن است.@ شما الان میخواهی بروی دکتر بشوی بسم الله برو کنکور تجربی بده رتبه بیاور پزشک میشوی میروی میخواهی مهندس بشوی بسم الله مسیر را طی کن برو میخواهی هنرمند بشوی ورزشکار قوی بشوی باید بروی باشگاه زحمت بکشی تا بشوی یک قهرمان.@ ولی ما همیشه میگوییم عنایت بفرما الهی آمین خوب حالا عنایت فرمود از فردا تصمیم تو عوض شده یعنی مسیر زندگیت قرار است سبک زندگیت مهدوی بشود یا نه، این را باید در نظر بگیریم از فردا میروی در چادر حضرت حضرت دارد دعوتت میکند.@ مگر نگفت من هر بیست و چهار ساعت یک بار میگویم (هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی) کسی هست بیاید کمک من، از فردا حاضری بروی از امروز حاضری بروی در این شبهای قدر حاضری تصمیم بگیری که زندگیت کمک به امام زمان باشد یا نه.@ یا همان دغدغههای مسخره زندگی خودت جنبههای طبیعی و حیوانی و غصهخوردن برای فرش و موبایل و خانه و بچه و برای شوهر و برای زن و همین چیزها ببین چقدر قشنگ میگوید در بخش غصه، میگوید (لا تَجعَل اَکبَرَ هَمِّکَ بِاَهلِکَ وَ اَولادِک) بیشترین غصههایتان را نگذارید برای بچههایتان و خانوادتان برای چی؟@ (اِن کانوا اَولیاءَ الله فَما یَضَیِّعُ الله اَولیائَه) اگر اینها دوست خدا باشند خدا دوستان خودش را ضایع نمیکند (وَ اِن کانوا اَعداءَ الله) اگر دوست خدا نیستند پس تو چرا برای دشمن خدا غصه میخوری.@ غصههایتان را ببرید با غصههای امام زمان یکی بکنید دلتان را ببرید به دل امام زمان پیوند بدهید در پازل حضرت بازی بکنید در خانواده آسمانیتان زندگی بکنید نوع گرفتاریهایتان با گرفتاری حضرت مشابه باشد.@ نوع گریههایتان غصههایتان ناراحتیهایتان، خوب شما وقتی همه را بردید اینطوری پیوند خوردی با حضرت شادیهایت با شادیهای حضرت غصههایت با غصههای حضرت رنگ حضرت میشوی وقتی رنگ حضرت شدی امیرالمؤمنین(ع) فرمود با من اگر یک کسی منتظر واقعی شد با من و هم درجه من خواهد بود در قیامت.@ این به روی همه ما باز است این نوع زندگی کردن ولی این ثبتنام میخواهد فردا باید بروی ثبتنام بکنی بخواهی سبک زندگیت را عوض بکنی نوع غصههایت را تغییر بدهی نوع شادیهایت را تغییر بدهی نوع هوسها و تعلقاتت را از جنبههای طبیعی بیاوری روی جنبههای عقلانی و فوق عقلانی برای اینها ناراحت بشوی.@ من یادم هست یک شهیدی را یک شب خواب دیدم من کلاس داشتم حدود مثلاً سیزده جلسه بود البته عذر میخواهم کلاس من نبود تشکیک کردم الان، یک شهیدی را دیدم این دیدم لباس روحانی تنش هست روحانی نبود ولی دیدم لباس روحانی تنش هست در بهشت.@ گفت که به همه بگو که کلاسها را جدی بگیرند من سیزده جلسه کلاس دوازده تا را رفتم یک جلسه را نرفتم اینجا احساس کمبود دارم آن یک جلسه را که نرفتم نوع دغدغههای آدم عوض بشود.@ معارف را کسب کردی قرآن حفظ کردی قرآن یاد گرفتی معارف قرآن فهمیدی ترجمه قرآن میفهمی تفسیر میفهمی چه چیزی میفهمی الان نوع دغدغههایت را عوض کن.@ تا وقتی ما نوع دغدغههایمان غصههایمان مال جنبههای طبیعی ما هست قیمت ما هم همین است این میدانی یعنی چه عزیز من این را بگویم دیگر صحبتم را تمام بکنم.@ وقتی یک کسی دغدغههایش غصههایش فشار عصبیش برای جنبههای پایینی زندگیش هست نه جنبههای بالا برای دنیایش هست نه آخرتش این معنایش این است که این شخص دست خالی میمیرد معنایش این است که این شخص گدا از دنیا میرود.@ چون نوع فشارهای روانی که این از بچگی جوانی نوجوانی زندگی ازدواج بچهدار شدن تا پیری انجام داده نوع فشارها نوع دغدغههایی که داشته مال جنبههای پایینی زندگیش بوده هیچ وقت غصههای آخرت را نخورده هیچ وقت دغدغه آخرت نداشته.@ لذا حضرت میگوید غصههایتان را ببرید برای آخرتتان شادیهایتان را هم ببرید برای آخرتتان، امسال من در شبهای قدر توضیح دادم یک کسی که ماهواره در خانهاشان هست امکان ندارد در چادر حضرت بتواند زندگی بکند.@ محال است یک کسی ماهواره در خانهاش داشته باشد اینترنت حرام در خانهاش باشد موسیقی حرام باشد این بتواند در چادر حضرت بازی بکند این قطعاً تقدیرش با تقدیر حضرت فرق دارد این اصلاً در چادر حضرت نیست با تقدیر حضرت نمیتواند زندگی بکند محال است نوع دیدنیهای این آدم نوع شنیدنیهای این آدم نوع تغذیه این آدم با حضرت اصلاً یکی نیست کاملاً فرق میکند.@ بله حالا یک حاج خانمی هم هست یک حجی هم میرود یک کربلایی هم ممکن است برود یک نمازی هم ممکن است بخواند ولی اصلاً سبک زندگی این آدم با آن چیزی که حضرت میخواهد از ما زمین تا آسمان فرق دارد این آدم، ما میخواهیم هم دنیا را جمع بکنیم هم آخرت و نمیشود اینطوری.@ این تعارض این وسط اگر زور دنیا نرسد به آخرت که یک کاسهمان بکند این تعارض لهمان میکند بیچارهمان میکند اگر زور شیطان رسید به دنیا که اصلاً آن آخرت را هم از ما میگیرد دیگر یک کاسه میشویم اینجا همیشه فقط میرویم دنبال کارهای دنیایی و شیطانی و گناه.@ ولی یک کسی که میخواهد انسانی زندگی بکند باید سبک زندگیش را ارتباطات انتخابها رفتارها و افکار و چینشهایش را بچیند مثل یک ورزشکار مثل یک پزشک مثل یک مهندس مثل یک هنرمند در هر رشتهای که میخواهد برود باید سبک داشته باشد مگر میشود سبک نداشته باشد مگر میشود قانون نداشته باشد زندگیش.@ همه قانونهایش ما میاییم اینطوری میکنیم این خوب نفاق است این را میگذاریم (بِکَ یا الله بِِفاطِمَۀَ) این قرآن روی سرمان است ولی دستوراتش زیر پایمان است دستوراتش را در خانه داریم مسخره میکنیم با نحوه زندگی کردنمان نشستیم داریم مسخره میکنیم ولی قرآن را گذاشتیم روی سرمان.@ وقتی قرآن را میگذاری روی سرت یعنی چی یعنی این دستورات این احکام روی سر من جا دارد من تابع اینها هستم ولی خوب تو شوهرت یک جور زنت یک جور بچهات یک جور نوهات یک جور برادرت یک جور خواهرت یک جور اصلاً سبک زندگی شما همه این قوانین زیر پایتان هست.@ اولویت نیست اصلاً در زندگی شما نوع کارهای اقتصادیتان لقمههایی که در میاورید دیدنیهایتان شنیدنیهایتان چینش خانهتان غصههایتان. یک آدمی خیلی عصبی پرخاشگر من به او میگفتم بابا یک ذره این دغدغههایت را کم بکن چند تا بچه دارد این بچهها هر کدام جدا جدا این را حرص میدهند دارند بیچارهاش میکنند.@ رفته مبل خریده صد میلیون تومان گفتم برای چی گفت داریم آقا داری حق نداری بخری این همه گرسنه اطراف تو هستند این همه مریض اطراف تو هستند این همه شیعه گرسنه در دنیا هست ما الان این همه مسجد کم داریم این همه حسینیه کم داریم ما الان یک کتاب برای امام زمان میخواهیم چاپ بکنیم پول نداریم.@ برای آنطرف دنیا کتاب نماز ندارند قرآن ندارند مفاتیح ندارند لباس ندارند مشکل دارند تو بیخود کردی وقتی میگویی دارم رفتی ماشین اینقدری خریدی کی گفته بروی ماشین صد و پنجاه میلیونی بخری، میگوید دارم، باشه برو مصرف کن نوبت گدایی تو هم میرسد نوبت پادشاهی آنها هم میرسد.@ کی گفته میتوانی بروی اینطوری دست بزنی وقتی این همه گرسنه اطراف تو هستند در روایت داریم از جمله گناهانی که آمرزیده نمیشود کسی است که سیر میخوابد و مؤمنی گرسنه و بدون غذا در اطراف او هست در اطراف ما نیست.@ خدا میگوید (وَ عِزَتی وَ جَلالی یا مَلائِکَتی) ای ملائکه من به عزت و جلالم قسم (اُنظُروا اِلی عَبدی) نگاه کنید این بنده من را که (اَمَرتُهُ فَعَصانی) من به او دستور داده بودم که درست زندگی بکند اینطوری دارد زندگی میکند و معصیت من را دارد میکند (وَ اَطاعَ غَیری) این دارد غیر از من را اطاعت میکند (فَوَعِزَتی وَ جَلالی لا اَغفِرُ لَهُ) من دیگر نمیبخشم این را.@ مگر میشود آدم اطرافش این همه آدم گرفتار هست بله دلم میخواهد ماشین اینقدری بخرم لباس اینقدری بخرم این مزخرفات چیه ما اصلاً اجازه نداریم اینطوری زندگی بکنیم ما سبک زندگیمان ما باید مشخص بشود.@ نمیگوییم کسی رفاه نداشته باشد یک کسی بیاید در آپارتمان هشتاد متری زندگی بکند نه یک خانه خوب بگیری اشکالی ندارد به اندازه شأنت بگیر اشکالی ندارد وسیله خوب بگیر اشکالی ندارد ولی اسراف رفتم بیست میلیون تومان دادم برای بچهام یک دوربین خریدم که دلش خوش باشد یک موبایل برایش خریدم چهار میلیون تومان.@ بارک الله بچهام این را از من خواسته قهر کرده باید این را برای من بگیرید فلان خدا شاهد است یک تیشرت من تن این دیدم گفتم این چیه این مثلاً چرا اینطوری است گفت هفتاد تومان این را خریدیم مارکدار است.@ بارک الله این به امام زمان میخورد این به شیعه میخورد هفتاد هزار تومان یک پیراهن برو نوش جانت مصرف کن نوبت گریههایت هم میرسد نوبت غصههایت هم میرسد نوبت بلاها و سختیهای زندگی تو هم میرسد.@ ما باید تصمیم بگیریم این دو سه روز که وقت هست تا بیست و هفتم انشاءالله فردا شب که دیگر انشاءالله یواش یواش که خوشبختانه خدا گذاشته روز بیست و هشتم یعنی بیست و هفتم را گذاشته برای ما مهربانی خدا چطوری است گذاشته روز بیست و هشتم که شما بگویید (اَللّهُمَّ اَرزُقنی فَضلَ لَیلَۀَ القَدر) بعد چکار میکند.@ تا تو میایی بجنبی شبش میخورد به عید شب عید یک شب قدر جداست میگوید ما به اندازهای که در کل این ماه خیر دادیم به کسی، بخشیدیم از جهنم نجات دادیم خیر دادیم شب عید خودش یک ماجرای دیگری دارد روز عید یک ماجرای دیگری دارد.@ پس ما تا آخر ماه الحمدلله یک وقتی داریم شکر خدا رفتن بیست و سوم همه راهها بسته نیست یک تصمیمی بنشینیم بگیریم بنشینیم تقدیرات قشنگ برای خودمان رقم بزنیم یک تصمیم جدی برای خودمان بگیریم یک توبه درست و حسابی واقعاً ارتقاء درست و حسابی.@ آدم مگر دیوانه باشد نخواهد با خانواده آسمانی زندگی بکند مگر خیلی آدم معیوبی باشد عقلش کار نکند واقعاً خیلی بیارادت باشد که نخواهد در چادر حضرت زندگی بکند نخواهد با خانواده آسمانی زندگی بکند.@ شما الان میگویی طرف فراری است در اجتماع میگویند این فراری است فراری یعنی چی یعنی در چادر خانوادهاش نمیخواهد باشد با خانوادهاش معیوب است عیب میگیریم ما آقا یک کسی نخواهد با امام زمان هماهنگ بشود اسمش را باید چه گذاشت؟@ یک کسی نخواهد تصمیم بگیرد زندگیش را با زندگی حضرت گره بزند تقدیراتش را هم گره بزند آقا اگر شما زندگیت را با زندگی حضرت گره بزنی تقدیراتت را با تقدیرات حضرت گره بزنی مشکل آخرت نداری که، نه مشکل برزخ داری نه مشکل مردن داری نه مشکل سؤال قبر داری نه مشکل سؤالات قیامت را داری هیچی تمام مشکلاتت برطرف میشود مشکلات دنیاییت برطرف میشود هم دنیا شاد میشوی هم آخرت.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ دعا بخوانیم با هم، پنج مرتبه با هم آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین جهان رفع اضطرار از زندگیهای خودمان حل مشکلاتمان مشکلات جوانهایمان.@ شفای مریضانمان و مریضان منظور، و مریضانی که به نفس پاک شما احتیاج دارند دلخوش کردند و برای مضطر حقیقی آقا امام زمان رفع بلاها از کشورمان دفع بلاها از وجود نازنین رهبرمان با همدیگر دعا میکنیم.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ.هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان و خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاءالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم قبولی طاعاتمان و اینکه انشاءالله در این چند شب باقیمانده از ماه مبارک بهترین تقدیرات را بتوانیم انشاءالله پیدا بکنیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 007 - راههای مبارزه با غم
متن کامل (خام) جلسه 007 - راههای مبارزه با غم