اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بحثمان درباره غم بود ما فعلاً در مورد غم بحثمان را انشاءالله انجام بدهیم تا برسیم به غمهای، فعلاً غمهای منفی را داریم میگوییم غمهایی که خوب نیست در زندگی ما باشد بعد انشاءالله غمهای پسندیده و مثبت را در موردش سخن خواهیم گفت بعد میرویم انشاءالله سراغ شادی و جایگاه شادی در زندگی ما و اهمیت و لزوم شادی و حد و حدودش که برای زندگی ما ضروریست.@ غم را گفتیم همانطور که بدن اگر درد بگیرد مرض دارد و هیچ طبیبی به شما نمیگوید که این درد را تحمل کن مریضی که مریضی درد داری که درد داری غم هم همینطور هست اگر کسی در زندگیش غم وارد شد یا آدم غمگینی بود یا آدم زودرنج و حساسی بود مثل یک کسی که تندتند سرما میخورد تندتند مریض میشود این طبیعی نیست.@ به هر حال غم در زندگی ما امر طبیعی نیست (اَلحُزنُ مَرضُ النَفس) بیماری نفس انسان هست. نکته خیلی مهم این هست که خداوند تبارک و تعالی زندگی را به گونهای آفریده که در آن تضاد هست در ارتباطات تضاد سختیها هست.@ اما قدرت انسان و اینکه انسان چقدر انسان هست با توجه به هدف خلقتش در این هست که با این تضادها به غم و سختی نیافتد یعنی خداوند راضی نیست که ما غصهدار بشویم بلکه اساساً نقشه خلقت را به گونهای طراحی کرده که ما ضمن این که رشد میکنیم به خواستههای خودمان میرسیم.@ اما هیچ وقت گرفتار غم و غصه نشویم اگر نقشه را یک کسی بداند میفهمد که حالا این نقشه هست حالا امروز راجع به آن میخواهیم صحبت بکنیم دیگر حالا غصه معنا ندارد.@ خداوند همانطور که پیغمبر فرمود (کَطَبیب) مثل یک پزشک میماند (اَنتُم کَالمَرضی) شما مثل مریض هستید و رب العالمین مثل طبیب است رب هم میگوید یعنی مربی یعنی همان کاری که یک طبیب میکند خوب طبیب اگر کاری انجام میدهد درست است ممکن است در ظاهرش درد داشته باشد اما همه کارهای یک طبیب برای مریض آرامبخش است.@ چرا؟ چون میداند همه مسیری که دارد میرود از تیغ جراحی که دارد تا آمپولی که میزند تا داروی تلخی که میدهد همه چیزش به نفع مریض هست و در نهایت به سلامت و کاهش درد او منجر میشود خداوند اینطوری هست رب العالمین برای ما یک طبیب هست نقشه چیست؟@ ما باید توجه به ساختار خودمان داشته باشیم اگر این ساختار را ما نشناسیم درک درستی از نقشهها نخواهیم داشت یعنی هر چه هم به ما بگویند فهممان جا نمیافتد، چرا؟ چون ما همه نقشه را وقتی نبینیم گیج میشویم مثل فیلشناسی آن افرادی که در تاریکی میخواستند یک فیل را شناسایی بکنند.@ یکی دست میزد به پایش یکطور قضاوت میکرد یکی دست میزد به خرطومش یک طور قضاوت میکرد یکی دست میزد به گوشش یک طور قضاوت میکرد یکی دست میزد به شکمش، ولی وقتی تصویر را کامل نگاه میکنیم همه اختلافها از بین میرود آدم کجاها دچار شک و تردید و اختلاف و تزلزل میشود آنجایی که تصویر برایش ابهام دارد کامل نیست.@ وقتی خوب تصویر کامل نیست به طور طبیعی ابهام دارد سؤال دارد مشکل برایش پیش میاید گیجی دارد نمیتواند درک درستی بکند لذا در انتخابهایش ارتباطاتش رفتار و افکارش هم دچار اشتباه میشود ما حتی الان شب قدر هم که سر راه داریم بسیار شب مهمی هست یعنی شب اندازه شب ریاضیات است.@ کل نظام خلقت براساس ریاضیاتی خلق شده شب ریاضیات است اگر یک کسی نقشه را خوب ندیده باشد و اساساً خودش را خوب نشناخته باشد نمیتواند از شب اندازه استفاده بکند از شب قدر که شب اندازه است هیچ استفاده درستی نمیتواند بکند یعنی میگوید شب قدر به اندازه هشتاد سال است بالاتر از هشتاد سال (خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) هشتاد و سه سال، حالا چقدر بهتر از هشتاد و سه سال است؟@ نمیدانیم، چه کسی تعیین میکند؟ خود ما تعیین میکنیم یک رحم زمانی که میتواند هشتاد و سه سال عمر تلف شده یک انسان را جبران بکند یک کسی سی سال چهل سال پنجاه سال عمرش را تلف کرده در مسیری که باید برود نرفته کارهایی که باید انجام بدهد نداده میگوید من یک تونل زمان برای شما قرار دادم که شما وقتی که، فیلمها را دیدی تونل زمان میگذارند یک کسی میرود در تونل زمان برمیگردد به عقب سه تا تونل خدا قرار داده یکی تونل زمانی هست یک تونل مکانی هست یکی هم استاد هست.@ که گفتیم رحم هست اسمشان، رحم زمانی و رحم مکانی و رحم استاد همانطور که یک رحم میتواند در نُه ماه یک انسان کامل را تربیت بکند این رحمهای زمانی و مکانی میتواند یک انسان را چهل سال اگر عقب است پنجاه سال عقب است برگرداند به عقب از اول شروع بکند.@ به شرطی که انسان عُرضه داشته باشد این کانالهای زمانی و مکانی دالانها و سالنها را بتواند پیدا بکند در آن برود بتواند برود و از آن استفاده بکند یعنی برود در این تونل زمان هفتاد سال برگردد به عقب، چهل سال برگردد به عقب و درست بکند.@ خدا میگوید مثلاً شما شب قدر یک شبی هست که شما میتوانید هشتاد و سه سال حداقل بیشترش هم هست حالا هر چقدر، البته بعضی از آدمها برای اینکه اصلاً عُرضه ندارند از این تونل استفاده بکنند میروند در آن میروند در این تونل ولی نهایتاً مثلاً پنج روز ده روز بیست روز یک سال ممکن است استفاده بکنند.@ شاید مثلاً یک روز استفاده بکند طرف، بلد نیست استفاده بکند یعنی مهارتش را بلد نیست که بخواهد استفاده بکند مثل یک وسیله نقلیه هست که الان شما سوارش بشوید پرواز میکند میبردت ولی وقتی شما بلد نیستید چکار میتوانید بکنید مثل یک بچهای که پشت ماشین پدرش مینشیند و اینطوری میکند.@ ولی کاری نمیتواند با آن بکند شب قدر که رحم زمانی هست یا رحمهای مکانی مثلاً مثل حرمها مثل مساجد که رحم مکانی هست شما وقتی میروید در مسجد النبی یا مسجد الحرام میگوید صد هزارتا بیست هزار تا ثواب نمازت یک دفعه تغییر میکند خیلی فرق دارد رحم مکانی که کجا بروی خودت هم احساس میکنی.@ شما وقتی وارد مکه میشوی یا مدینه میشوی مثلاً در شهرش میروی یک حالتی داری در خود مسجد النبی میروی یا مسجد الحرام میروی میبینی که شیاطین هم حمله بکنند فرصت نمیکنند شما برو در حرم امام رضا میبینی همه افکار کثیف و آلودهای که آدم دارد در حرم اصلاً نمیتواند بکند اصلاً شفا میگیرد خوب میشود از بین میرود.@ این محیط یک محیطی هست که اینقدر قدرتمند هست هر چقدر هم شیطان حمله بکند به راحتی نمیتواند یک نفر را ذهنش را بزند و آلودهاش بکند وقتی میایی بیرون در بازار چرا میبینی که مقاومتت کاملاً دقیقاً مثل یک تونل است شما وقتی از حرم یک دفعه میایی بیرون میبینی یک آدم دیگری میشوی میروی در حرم میبینی همه چیز تغییر کرد.@ رحمهای زمانی هم همینطور هست مثل شبهای قدر شب جمعه شبهای قدر شب نیمه شعبان ایام البیض ماهها اینها، رحمهای مکانی هستند رحم استاد هم همینطور هست شما فرض بفرمایید که یک مسیر را که اگر خودت بخواهی کار بکنی بیست سال طول میکشد اگر زیر نظر یک مربی بخواهی کار بکنی مربی برای تو رحم میشود آن مدت بیست سال را برای تو به یک سال تبدیل میکند.@ مثلاً الان شما بخواهید بروید ورزش بکنید در باشگاه قویتر میشوید یا خانه کار بکنید؟ باشگاه، زبان میخواهی کار کنی ریاضیات میخواهی کار کنی میخواهی بروی خط کار کنی میخواهی بروی گلدوزی کار کنی زیر نظر مربی خبره باشی چقدر انسان زودتر یاد میگیرد.@ وقتی استاد بالای سر آدم هست آدم یتیم نیست بیکس نیست مربی میاید آن زمانی که تو میخواهی تجربی کار کنی بیست سال طول میکشد در یک سال با فوت و فنها به تو یاد میدهد هر چقدر هم استاد قویتر هست رحم استاد هم تأثیرگذاریش بیشتر هست.@ یک دفعه مثلاً مبینی شما سی سال چهل سال پنجاه سال در یک حال و هوا و سبک زندگی و ماجراهای دیگر داری زندگی میکنی و یک استاد قدرتمند میاید در یک سال شما را هفتاد هشتاد صد سال جلو میاندازند.@ یک موقع میبینی یک نفر تا آخر عمر یک نفره زندگی میکند ببینید چون خداوند تبارک و تعالی این توفیق را به ما داده که به جای یک نفر به جای مثلاً میلیونها آدم میتوانیم زندگی بکنیم دقت کنید بعضی از آدمها فقط عمر خودشان را میکنند یعنی بیست سال عمر خودش است در این بیست سال هم مثلاً یک سال زندگی مفید داشته اکثر آدمها اینطوری هستند مثلاً یک سال دو سال پنج سال زندگی مفید داشته یعنی عمر خودش را هم نتوانسته استفاده بکند.@ یعنی به اندازه یک آدم هم نتوانسته با خودش کالا جمع بکند ببرد در برزخ یعنی برای حیات جاودانهاش یک کسی میبینی نه عمر خودش را میکند عمر پنجاه نفر دیگر هم عمر میکند یعنی به اندازه پنجاه نفر دیگر هم ذخیره دارد.@ یک کسی میبینی به اندازه دو میلیون نفر ذخیره دارد یک کسی میبینی به اندازه صد میلیون آدم ذخیره بر میدارد با خودش میبرد آن طرف، مثل اقتصاد است الان در نهضت آمریکا میگویند چی والستریت میگویند نهضت 99% یعنی یک درصد دارند به ازای همه مردم آمریکا 99 برابر دارند زندگی میکنند تمام ثروت دست این یک درصد است.@ طرف خودش و اعقابش و نسلهای بعدیش هم بخورند دارند این زندگی که این الان دارند از نظر اقتصادی مال یک نفر نیست یعنی اگر این پولش و اقتصادش و کارخانهاش شرکتش و ماشینهایش را ویلایش را تقسیم بکند صد نفر آدم راحت زندگی میکنند ولی یک نفر دارد از آن استفاده میکند.@ در نظام معنوی هم اینطوری هست بعد همین آدمی که تریالدر هست به اندازه یک حیوان هم نمیتواند زندگی بکند چون قیامت حیوانات میایند میروند بهشت این آدم بهشت نمیرود حیاتش به اندازه یک سنگ هم نیست چون قرآن میگوید سنگ از ذکر خدا شنیدن اسم خدا و یاد خدا متأثر میشود این آدم پنجاه سالهاش است اصلاً زندگی نکرده حیات انسانی ندارد به اندازه یک سنگ هم زندگی نکرده.@ نه به اندازه یک آدم یک سنگ هم نیست یک سنگ شرافتش خیلی بیشتر است یا یک حیوان یک سگ یک گربه فردا این سگ و گربهها میایند میروند در بهشت یک گاو میرود در بهشت این آقا حتی نتوانسته به اندازه یک گاو زندگی بکند حتی، به اندازه یک گیاه اندازه یک آدم یعنی انسان یک انسان خوب.@ بعضیها میبینی که مثلاً آدم خوبی هست خیلی چیزها را هم رعایت میکند ولی به اندازه یک آدم زندگی کرده لااقل وقتی میرود آنطر بیست سال سی سال چهل سال پنجاه سال عمر مفید داشته عمر مفید گفتیم یعنی عمری که در شادی و آرامش میگذرد.@ عمر مفید یعنی این، یک زندگی خوب آرام شاد یک زندگی درست و حسابی دارد که با مختضاد بهشت هم سازگاری دارد یعنی این مثل یک جنینی که در رحم مادر سالم دارد حرکت میکند این جنین تا زمانی که در رحم مادر است خوب است دارد زندگی میکند.@ آنجا دارد زندگیش را انجام میدهد به محض اینکه متولد بشود اینجا هم خوب است همه چیز آورده اینجا همه چیز دارد اینجا صد سال با خودش جمع کرده در نُه ماه اگر دویست سال عمر کند سیصد سال عمر بکند پانصد سال هم عمر بکند با خودش آورده مشکلی ندارد.@ ولی آدمها اینطوری نیستند خیلی از آدمها به خاطر اینکه قیمت خودشان قدر خودشان را نمیشناسند و اساساً با قیمت و قدر خودشان آشنا نیستند تمام عمرشان مثلاً دیگر نهایتاً خیلی زحمت کشیده شده یک حیوان، میگوییم حالا این مثلاً چکار کرده این مثلاً فرض بفرمایید خدمت میکند به بقیه مردم خدمت گفتیم جزء کمالات چیه؟ کمالات حیوانی هست.@ حیوانات هم خدمت میکنند به مردم که حالا خدمت کردن ثواب دارد کار بزرگی هم هست و خیلی هم ارزش دارد اما مقام انسانی چی بخشهای عقلانی و فوق عقلانی این آدم اصلاً فعال نشده این آدم اصلاً به عنوان یک انسان زندگی نکرده.@ میگوید نه بابا مرد خوبی است آدم خوبی است نگاه کن دارد خدمت میکند به بقیه، خوب حیوانات هم خدمت میکنند تازه گفتیم حیوانات وقتی خدمت میکنند طمعی هم ندارند ولی آدمها وقتی خدمت میکنند منتظر یا تشکر هستند حداقل یک تشکر، طمع دارد یا پول میگیرند در ازای کاری که میکنند.@ پس این زندگی نکرده نهایتش همین است این که قرآن شش گروه تقسیم میکند انسانها جماد کمتر از جماد حیوان کمتر از حیوان یا شیطان و یا انسان.@ ببینید این فقط آدم خوبیست گروه ششم گفتیم استثناء هستند که به عنوان یک انسان هستند قرآن چطوری میگوید اینها را (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) میگوید همه آدمها دارند در کمالاتی پایینتر از قیمت خودشان زندگی میکنند خُسر یعنی همین یعنی پایینتر از قیمت اصلیت داری زندگی میکنی به اندازه خودت زندگی نمیکنی.@ پایینتر داری، داری میفروشی مفت داری میفروشی تو میتوانستی جای چند میلیارد آدم زندگی بکنی چون قیمت هر یک آدم قرآن میگوید معادل همه مردم هست همه مردم نه همه مردمی که روی زمین زندگی میکنند همه مردمی که در گذشته بودند و همه مردمی که الان روی زمین هستند و همه مردمی که بعداً هم میایند یک آدم اینقدر میتواند بزرگ بشود.@ چون سیر بینهایت دارد یک دفعه میبینی سی سال چهل سال این آدم به اندازه میلیاردها آدم جمع کرده خیلی ثروتمند است خیلی دارا است یک کسی میبینی نه این الان دارد زندگی میکند یک گداست الان چرا پانصد میلیون پول ماشینش هست ویلایش اینقدر هست خانهاش اینقدر هست چهارتا مدرک تحصیلی کت و کلفت دارد.@ ولی زندگی نکرده یعنی حد زندگیش اینقدر نیست برای همین هم سیر نمیشود خوب دقت بکنید باز دستهای من را ببینید شما وقتی میگوییم ما حد کمال حسی خیالی وهمی عقلی و فوق عقلی وقتی یک نفر قیمت بلد نیست.@ از یک طرف ما آن حس بینهایتطلب که در ما هست اگر حواسمان بود که دقیقاً هر قوهای را با معشوق خودش ازدواج بدهیم چون انسان پنج تا ازدواج دارد باید پنج تا ازدواجش موفق باشد تا شاد و آرام بشود حسش درست بتواند با محسوسات ارتباط برقرار بکند خیالش دقیق بتواند با تصاویر با حافظه با زیبائیها ارتباط برقرار بکند با مخیلات.@ وهمش در ارتباطات وهمی موفق باشد عقلش هم دقیقاً بتواند با معشوقات عقلیش مثل اطلاعاتی که مورد نیازش هست نه اطلاعات بیخودی که اصلاً فایده ندارد مثلاً چهار تا دکترا دارد ولی اطلاعاتش دقیقاً نمیتواند در او شادی و آرامش تولید بکند سواد دارد ولی بدردش نمیخورد نه.@ دقیقاً آن اطلاعاتی که به او قدرت شادی و آرامش میدهد اگر این چهار تا ازدواج را خوب انجام بدهد باز احتیاج دارد در بخش پنجم که بخش انسانی هست ازدواج پنجمش که با الله هست یعنی با کمال مطلق را خوب انجام بدهد یک کسی که کمال مطلق و بینهایت را ندارد وقتی بینهایت را نداشتی با اینکه بینهایتطلبی میافتی در بخشهای پایینی.@ حالا اگر ازدواجت موفق انجام ندادی مثل کسی که با یک کسی ازدواج میکند الان میفهمد که این اصلاً بدردش نمیخورد این آن نیست که من میخواستم این اصلاً به من آرامش نمیدهد.@ الان چرا در کشور ما از هر چهار تا ازدواج سه تایش به تلخی و شکست و پشیمانی منجر میشود برای این که بعد از یک مدت همه میفهمند که این آن که من میخواهم نیست یعنی به من آرامش نمیدهد.@ شما وقتی که این بخشت وجود دارد در بخش شما خوب دقت کنید چون امروز میخواهیم یک اصل خیلی مهم در مورد شادی و غم بگوییم این مقدمات را نیاز داریم شما وقتی نمیتوانید بخش فوق عقلانی یعنی بخش بینهایتطلب در شما وجود دارد.@ وقتی نمیتوانی با مصداق دقیق بینهایت همسر حقیقیت که الله است ازدواج بکنی و پیوند برقرار بکنی با الله وقتی الله را پیدا نکردی بینهایت را چه اتفاقی میافتد؟ از این طرف حس بینهایتطلبی داری که هیچ وقت آرام نمیشود از آن طرف با مصداق اصلیش ازدواج نکردی تو اصلاً پیوند برقرار نکردی با الله زوجت نیست الهت نیست معشوقت نیست.@ میایی پایین، حالا وقتی آمدی پایین دیگر رشد ارتفاعی شما ندارید یعنی رشد اصلی حقیقی نداری چون پیدا نکردی همسرت را، گمش کردی آنوقت مجبوری بیایی بروی در بخشهای پایینی تنوعطلبی ایجاد بکنی.@ یعنی این الان بعنوان یک آدم نمیتواند زندگی بکند چرا؟ چون اول این که حقش به اندازه هزاران آدم است هر انسانی اینطوری هست دقت کنید یادتان نرود زن و مرد هم ندارد ما قیمتمان همه یکی است یعنی اینطوری بگویم ما همه نقشهایمان مساوی است با همدیگر زن مرد فرق نمیکند.@ اما همه نوع اشتغالاتمان اینطوری نیست حالا نگاه کنید این قرار که به جای میلیاردها آدم لذت ببرد و دریافت بکند ولی نمیتواند دریافت بکند چون اصلاً نرفته سراغ بینهایت سراغ چیزهای محدود رفته حالا که رفته سراغ چیزهای محدود، محدود ارضائش نمیکند از یک طرف روح بینهایت دارد از یک طرف هم ارضاء نمیشود حالا باید چکار بکند وقتی که بینهایتطلب را دارد ارضاء هم نمیشود میرود روی تنوع.@ یعنی لباسش را عوض میکند مانتو را عوض میکند روسری را عوض میکند عینک را عوض میکند خانه را عوض میکند بعضیها زنشان را عوض میکنند دائم، شوهرشان را عوض میکنند ماشینشان را عوض میکند این دائماً در حد پایینی یعنی به جای اینکه ارتفاع طولی و عمقی بکند رشد عرضی میکند.@ یعنی این دائماً میخواهد آن روح بینهایتطلبش را در تنوعهایی که وجود دارد رنگ مویش را یک بار عوض میکند بینیش را عمل میکند گونه میگذارد گونهاش را برمیدارد سی دفعه عمل روی صورتش میکند همینطوری دائم یعنی یک آدم ناآرامی که یکسره دنبال تنوع هست.@ غذا را عوض میکند مدل غذا را عوض میکند خوراکیها را عوض میکند نوشیدنیها را عوض میکند بعضیها اینقدر خسته میشوند اینها را من از نزدیک خودم دیدم در غرب میروند جنسیتشان هم عوض میکنند میگوید من دیگر خسته شدم از لذتهای این جنسی که دارم جنسم را عوض کنم شاید من به یک آرامشی برسم.@ وقتی هم دیگر این لذت خیلی زیاد میشود و آرامش نمیشود سر از خودکشی در میاورد آنهایی که به بنبست میرسند هیچی را دیگر پیدا نمیکند دختر راکفلر که ثروتمندترین مرد زمان خودش هست میگوید هیچ لذتی وجود ندارد که من نبرده باشم اما من هیچ وقت به آرامش نرسیدم.@ بنابراین خودم را میکشم شاید ورای مرگ یک چیزی باشد که بتواند من را آرام بکند شاید آن طرف یک چیزی من را آرام بکند.@ حالا این داستان چه میشود داستان اینطوری میشود شما وقتی که شأن عقلی و فوق عقلیت را از دست دادی و نتوانستی با جفت خودت ازدواج بکنی یک ازدواج موفق بخش انسانیت، یک ازدواج موفق ندارد بخشهای حیوانی چرا ممکن است یک جنس مخالف خوب پیدا کرده باشی در بخش وهمیت ممکن است یک شغل خوب پیدا کرده باشی یک موقعیت اجتماعی خوبی داری ولی فایده ندارد.@ در بخش عقلی هم مثلاً الان بعضیها را دیدید اینطوری هستند چون در بخشهای فوق عقلانی شکست میخورند در بخشهای عقلانی تنوعطلب میشوند الان دکترا دارد میگوید بروم فلان کشور یک دکترا هم آنجا بگیرم بروم یک مدرک زبان هم بگیرم بعد دو تا زبان بلد است من الان یک آدم سراغ دارم که صد و پنجاه زبان بلد است.@ نمیآید در حیوانیت کار بکند آدمی است بزرگ است قیمت برای خودش قائل است نمیاید تنوعطلبیهایش را پایین بیاورد تنوعطلبیهایش را میاورد در بخشهای علمی در بخشهای تخصصی.@ یک دکترای شیمی میگیرد بعد خوب راضی نیست چون انسان را خدا بینهایت خلق کرده یک شیمی که آدم را آرام نمیکند یک دکترای شیمی، میگوید حالا بروم یک فیزیک هم بگیرم یک پزشکی هم بخوانیم کنارش بد نیست بعد میخواند.@ میگوید حالا این که ارضایم نکرد بروم یک ذره نقاشی کار کنیم شاید در هنرها من یک ذره آرام بشوم و الا اینها که همه فرمول بود خشکم کرده اصلاً مهندسی من را خشک کرده فرمولها من را خشک کرده بروم یک ذره نقاشی کار کنم بروم یک ذره مثلاً هنر کار کنم بروم یک ذره گرافیک کار کنم نمیشود بعد میبیند دارد میبرد.@ بعد میگوید حالا برویم یک ذره گلف بازی کنیم دو میلیارد میدهد یک زمین گلف میخرد حالا یک چهارتا چوب را این طرف و آن طرف بکنیم نه نشد این آدم دارد با قیمتهای پایینی زندگی میکند بخشهای دیگرش همه معطل مانده غصهها از اینجا شروع میشود.@ چون دیگر دلخوشیهای بالاتر وجود ندارد در این آدم وقتی دلخوشیهای بالاتر وجود ندارد مجبور است بیاید پایین، پایینیها را چون به آن دلبسته است بالا پایین بشود میریزد به هم، غصهها میریزد به هم، از اینجا معلوم میشود که قیمت هر آدمی به غصههایش هست.@ در بخش عقلی و فوق عقلانی که اگر کنار هم باشند در بخش فوق عقلانی و انسانی شما هیچ وقت غصه نداری چرا؟ چون معشوقت که کمال مطلق هست همیشه در آغوشت هست (الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ) ایستاده نشسته خوابیده معشوق کنارت هست آداب هم ندارد.@ خدا میگوید ببین اگر حس و حال نداری من در رختخواب خودم میایم پیشت میایم قشنگ سرم را میگذارم روی بالشت همدیگر را بغل کنیم ببوسیم گپ بزنیم شما وقتی که میروید یکی از لذتهای یک مؤمن واقعاً همین است زمانی است که میخواهد برود در رختخواب.@ طبیعتگرا وقتی میخواهد برود در رختخواب اعصابش خورد است یعنی وقتی اسم رختخواب که میاید اگر خیلی خسته باشد میگوید خوب حالا میخوابم بعد میرود در رختخواب میبند خوابش نمیبرد این فکرها نمیگذارد تازه وقتی میخوابد خواب بخشهای پایینی را دارد میبیند.@ یعنی همهاش دارد خواب میبیند که معامله شد نشد اینطوری شد آنطوری شد همین شغل خودش و گرفتاریهای خودش را خواب میبیند لذا وقتی که بلند میشود میبینی این هشت ساعت خوابیده ولی مثل یک کارگری که هشت ساعت بیل زده خسته از خواب بلند میشود دیدید بعضیها بلند میشوند میگوید اصلاً انگار نه انگار خوابیدم.@ درست است هشت ساعت خوابیدم ولی این اینقدر خمیازه میکشد اینقدر بیحال است اینقدر کسل است چون خوابش هم کارگری بوده عملگی بوده بدرد نمیخورد.@ همیشه فکر میکند چون بینهایتطلب است شما در هیچ کدام از این شأنها به بینهایت نمیرسی و اضطراب شما را میگیرد یکی از لذتهای فطرتگرا این هست که اگر قرار است برود دو ساعت بخوابد یک ساعت بخوابد خداییش در بغلش هست معشوقش بغلش میکند میبوسدش در آغوش همدیگر.@ اصلاً این سرش روی پای خدا خوابش میبرد سرش روی سینه خدا میخوابد با خدا میخوابد با خدا بلند میشود خیلی قشنگ است آدم وقتی میخواهد بخوابد عزیزترین کسش کنارش باشد در رختخواب وقتی هم چشمش را باز میکند ببینید عزیزترین کسش چشمش در چشمش دارد نگاهش میکند.@ استاد ما میفرمود همین که چشمت را باز کردی بگو سلام خدا، چون دارد نگاهت میکند نزدیکترین کسی وقتی بیدار میشویم به او سلام میکنیم چه کسی دارد نگاهمان میکند وقتی از خواب بلند میشویم، خدا، همین تا بلند شدی بگو خدا سلام تنها نیست اصلاً این آدم.@ این آدم اصلاً احساس تنهایی ندارد احساس بیکسی ندارد کسی نمیتواند این را اذیت بکند خدا همیشه در کنارش هست وقتی شما این را در کنارت نداری منتظر همه جور و بلا و بدبختی باید باشی خدا میگوید چقدر قشنگ است این حرف (الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ).@ آقا ایستاده با خدا صفا میکند نشسته با خدا صفا میکند خوابیده با خدا صفا میکند این همین که در رختخواب رفته تمام انبیاء را میکشد در رختخواب خودش تمام معصومین را میاورد در رختخواب خودش همه فرشتهها را میاورد در رختخواب خودش همه شهدا را میکشاند در رختخواب خودش.@ این نوع خوابهایش هم معلوم است که چقدر قیمت دارد آدمها از نوع خوابهایشان میتوانند بفهمند که چقدر کار کردند چقدر قیمت دارند.@ حالا غصههای هر آدم مال این پنج بخش است دقت کنید یعنی شما بسته به این هست کدام بخشت بیشتر فعالیت بکند آن بخش میشود رئیس شما میشود آدم وهمی باشی میشوی مقامطلب جاهطلب آدم عقلی باشی یکسره دنبال علم و اطلاعات اینجا مدرک بگیرم آنجا مدرک بگیرم اینجا پی اچ دی بگیرم.@ به هر قیمتی حاضری مدرک بگیری ولو بخشهای فوق عقلانیت به لجن هم کشیده بشود ولی حاضری این کار را انجام بدهی یعنی حاضری امتیاز بدهی بخشهای انسانیت بخشهای فوق عقلانیت کثیف و آلوده بشود و از آسمان بیافتی ولی این مدرک تحصیلی را داشته باشی دو تا را داشته باشی.@ وهمی باشد همین جاهطلب دنبال رأی آوردن مدرک و ریاست و برتری و رقابت با جاری رقابت با باجناق رقابت با فلان دوستش سر ماشین سر لباس سر اتومبیل سر تلفن همراه، دیدید بچهها وقتی میایند ماشینیهایشان را به هم نشان میدهند یا دخترها عروسکهایشان را به هم نشان میدهند.@ الان بزرگترها همینطوری هستند تا مینشینند در یک مجلس همه موبایلهایشان را در میاورند به رُخ همدیگر میکشانند همینطوری در میاورد بازی میکند بدانند که این یک موبایل اینقدری دارد اینقدر خریده است این را میکشاند به رُخ او.@ خانمها هم همینطور خانمها هم که مینشینند مال بخشهای خیالی هستند دائماً یک طوری میکنند که کسی گردنبندش را ببیند سرویسش را ببیند روسریش را ببیند بعضیها هم که اصلاً دعوتکنان دارند مثلاً زنگ میزنند که بیایید خانه ما یک عصرانه خیلی دلم برایتان تنگ شده.@ همه هم خالیبندی هست بیایید خانه دلم تنگ شده برای شما بیایید چایی بخوریم آمده که مبلهایش را نشان بدهد پردههایش را نشان بدهد سرویس جدیدی که خریده این توهم زده است توهم باز خیلی بزرگ است نه خیال زده است با همینها سرگرم است.@ حالا چون بخشهای بالایی اصلاً نمیتواند فعالیت بکند این آدم ضعیف است بچه است یا اصلاً فقیر است در این بخشها در بخشهای پایینی دائماً باید تنوع ایجاد بکند و این اوضاع بشر امروز هست که دائماً دارد در بخشهای طبیعی، در هر سه بخش و نهایتاً در بخشهای علمی دائماً دارد رشتههای علمی جدید ایجاد میکند.@ ولی هیچ وقت حواسش به خودش نیست یعنی رشتههای علمی بدون شناخت بخش اصلی و فوق عقلانی دارد توسعه پیدا میکند لذا دیگر کمکی هم نمیتواند بکند شما الان سراغ دارید علم یک جایی پیشرفت کرده باشد برای بشر خوشبختی آورده باشد.@ علم پیشرفت بکند بشر خوشبخت بشود نه، بشر به آسایش رسیده ولی آرامش ندارد اصلاً علم نمیتواند آرامش بیاورد چرا؟ علم هیچ جا آرامش نمیآورد علم هر جا هست آسایش میاورد کارت را راحت میکند مشکلی داشته باشی مشکلت را حل میکند بدنت مشکل داشته باشد حل میکند.@ روانشناسان میتوانند یک ذره به تو رفاه بدهند آرامش بدهند اما این کافی نیست برای شما چون قیمت تو این نیست قیمت تو کمال مطلق و بینهایت هست و علوم روز نمیتواند به شما بدهد این را علوم روز میتواند زندگی را راحت بکند.@ و الا ما بیشتر از هر زمان دیگر ما پیشرفت علمی داریم ولی بیشتر از هر زمان دیگری هم مریض داریم الان در جلسه ما چند تا پزشک هستند در خانمها متخصص و آقایان هم هستند اگر من اشتباه میکنم بگویید شما قبلاً مثلاً داشتید سالی هشت هزار و پانصد نفر خانم سرطان رحم بگیرد و هر سال هشت هزار و پانصد نفر به سرطان رحمیها اضافه بشود.@ سرطان سینهایها جدا سرطان کبدیها جدا سرطان خونها جدا سرطان پروستات جدا هر سال دارد سرطانیهای ما افزایش پیدا میکند وقتی شما الان میگویید هفتاد درصد بچههای زیر بیست سال اضافه وزن دارند یعنی نسل بعدی ول معطلند.@ اینهایی که الان هستند جوانند وضعشان بهتر از نسل بعدی نسل بعدی بچهها زود سرطان میگیرند زود مریض میشوند زود سکته میکنند ما سن سکته از 65 الان زده زیر سی آمده یعنی ما تغذیه نداریم ما بهداشت نداریم علم هم در این سی سال خیلی پیشرفت کرده.@ نه در ایران در همه دنیا وضعیت همینطوری هست بیشتر از هر زمان دیگر ما گرسنه داریم بیشتر از هر زمان دیگر طلاق داریم بیشتر از هر زمان دیگر جنگ داریم بیشتر از هر زمان دیگر مصرف مواد مخدر داریم الان آمریکا گفتم سالی چهارده میلیارد دلار چقدر تومان میشود چهارده هزار تریارد تومان.@ حالا ما که نمیفهمیم چی هست عرض کنم خدمتتان فقط مصرف مواد ضد افسردگی هست در یک کشور بیشتر از هر زمان دیگر خودکشی هست آن هم در کشور خودمان که یک کشور خیلی خوب است من دیگر دنیا را گشتم آمدم نشستم دارم برای شما میگویم کشور خیلی خوبی است ما 90% خودکشیهایمان دیپلم به بالا ـ 80% طلاقهایمان دیپلم به بالا هستند علم نمیتواند چرا؟ چون تعریف از انسان وجود ندارد وقتی انسان تعریفش را وجود نداشت یعنی اگر براساس ساختار انسان علم پیشرفت نکرد علم میاید در استخدام کدام بخشها قرار میگیرد میرود در بخشهای پایینی.@ یعنی دائماً به شما میگوید در این بخشها چطوری زندگی بکنید هیچ وقت علم نمیاید به شما بگوید در بخش انسانی که برایش آفریده شدی چکار بکنی.@ قاعده را بگویم یواش یواش وارد این بحث بشویم شما هر چیزی که زیر شماست شما هدف خلقتش هستید آن چیزی که بالای شماست شما باید به آن برسیدی مثل بخشهای عقلانی علم بخشهای وهمی ازدواج عشقهای زناشویی عشقهای زمینی عشق پدر مادر عشقهای خانوادگی عشق وطن چیزهای اینطوری بخشهای خیالی و بخشهای حسی.@ قرآن میگوید (سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) هر چیزی در آسمان و زمین است برای تو خلق کردم حالا سؤال، من را برای چی خلق کردی؟ انسان تا فوق عقلش را نشناسد نمیتواند بفهمد برای چی خلق شده.@ همیشه میگوید خدا برای چی ما را آفریده ما برای چی زنده هستیم این زندگی معنا ندارد این زندگی پوچ است آخرش چی همیشه از این حرفها میزند چون آن بخش عاشقانه را نشناخته چون یعنی آن چهره اصلی را نشناخته آن چهره که برایش میارزد میامد به دنیا آمده به دنیا عاشقی بکند حالا نمیشناسد این بخش را.@ حالا نگاه کن طرف سی سال عمر کرده چهل سال، بعد میگوید، شب قدر را میخواهم بگویم امروز یک ذره بحثمان هم کشیده شد به شب قدر لازم است چون جلسه بعدیمان دیگر گذشته قطعاً.@ الان شب قدر تو باید فکر کنی قَدرِت چقدر است چون شب اندازه است من بعد از بیست سال سی سال چهل سال داراییم چیست الان موجودی دنیا و آخرتم چیست یعنی من الان با چه چیزی به آن طرف میروم چه چیزی دارم الان اینجا بعد وقتی نگاه میکنی میگوید الان یک زن دارم.@ پس تو گفتی که یک زن یا یک شوهر مال کمالات حیوانیت بود این که کمال انسانی محسوب نمیشود خوب دیگر چی دو تا بچه دارم پنج تا بچه دارم چهار تا ویلا دارم یک کارخانه دارم دو کیلو طلا دارم چهل تا سفر خارجی رفتم.@ یعنی این آدم رسیده به چیزهایی که پایینتر از حد او بوده یعنی چیزهایی که برایش خلق نشده بود آنها برای این بودند نه این برای آنها، دقت کردید داستان چیست رسیده به اینجا.@ یعنی ته خط وقتی میخواهد از اینجا برود وقتی میگویی موجودی چیست میبینی موجودی چیزهایی بوده که پایین بوده میگوید من الان رسیدم به الاغم تازه الاغه یک شیشکی هم برایت میبندد میگوید عمراً تو به من برسی من نمازم به موقع بوده.@ چون قرآن میگوید حیوانات عبادت دارند (کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ) گاو میگوید من اول وقت نمازم را خواندم خروس میگوید من اول وقت ذکرم را گفتم نمازم را خواندم ظهر نمازم را خواندم شب نمازم را خواندم پیغمبر فرمود (رُبَّ مَرکُوبٍ خَیرٌ مِن راکِبِه) چه بسیار مرکبهایی که از صاحبانشان بهتر هستند.@ الان برای همین است ما عذرخواهی میکنیم از حیوان اگر یک موقع میگوییم کسی مثل سگ است مثل خر است باید از خر عذرخواهی بکنی خر میگوید تو یک همچین آدم نفهمی را که خدا به او این همه نعمت داده را با من مقایسه میکنی.@ من خدا هر چه به من داده فعال نگه داشتم پر فول فولآپشن پر پر نگه داشتم این نه این بدبخت تا بینهایت جا داشته میتوانسته جای صد میلیون آدم زندگی بکند جای خودش هم زندگی نکرده به اندازه من خر هم نبوده زندگیش.@ من عبادتم اول وقت بوده همه چیزم درست بوده خدمت به همنوعانم کردم خدمت به غیر همنوعانم کردم به آدمها خدمت کردم من درست زندگی کردم. سگ میگوید من درست زندگی کردم بد زندگی نکردم. رسیده به یک مرکب چهارتا ماشین دارد آقا به چه درد خورد حالا.@ پس این را خوب ما دقت بکنیم که غصهها از کجا ناشی میشود از اینها اگر کسی قیمتش را شناخت نوع غصههایش هم تغییر میکند آنوقت جالب است وقتی شما غصههایت از سطح عقلانی رفت بالاتر دیگر شادی میآورد غصههای بخش بالایی همه شادی میآورد.@ شما وقتی غصه امام زمان غصه خدا غصه فرشتهها غصه آسمان میافتد در دلت همه شادی دارد غصههایش قشنگ میشود چرا؟ چون شما وقتی غصه بالا را خوردی غصه پایین را نمیخوری وقتی غصه پایین را نخوردی همیشه شاد و آرامی.@ فرمول را دقت کنید چه شد غصههایش را میگویم تغییر میکند نوع غصههایش نوع حزنش عوض میشود با همدیگر، نوع دغدغههایش آرزوهایش آرمانهایش سیستم زندگی در یک کلام سبک زندگی این آدم اصلاً کلاً عوض میشود.@ سبک زندگیش براساس بالا اشرافی است نه به قسمتهای پایین، گداترین آدمها میشوند آنهایی که از کمالات پایینتر برخوردار هستند بیشتر برخوردار هستند چون بالا را از دست میدهند اینها، مشغله زیاد دارند نمیتوانند این آدم وقتی وارد برزخ میشود از همه گداتر است چون تمام عمرش اینطوری شده.@ اینهایی را که امشب برایتان گفتم درسهایی که امروز گفتم درس نبود یعنی من نخواستم توضیح بدهم همه فرمول بود برایتان گفتم چون داریم میرسیم به شب قدر مجبور شدم چند تا فرمول دائم بگویم که شما خودتان را برای شب قدر آماده بکنید.@ شب قدر یعنی من بنشینم بگویم خوب هی شب قدر نایستید سر خودتان را با عبادت کلاه بگذارید الان فلان مسجد کجا دعای جوشن کبیر میخوانند برویم حالا تو برو هزارتا جوشن کبیر بخوان میفهمی مگر چه میگوید آنجا، این دو ساعت وقتت گذشت صد رکعت نماز کنتراتی مسابقهای بخوانیم این هم شد یک ساعت و نیم دو ساعت.@ حالا چی یک ذره قرآن بخوانیم حالا روضه میارزد روضه میگوید من یاد خانواده آسمانیم هستم یاد مادرم فاطمه زهرا میافتم دلم تنگ شده برایش یاد پدرم امیرالمؤمنینم حالا آن یک چیز دیگر است یک اشکی میریزم بر فراق خانواده آسمانیم آن خیلی قیمت دارد.@ فرصت فکر کردن نداریم عزیزان در بحث فکر توضیح دادیم کلاس فکر را اینجا گذراندیم گفتیم که امام جواد میفرماید انسان وقتی میخواهد حرکت کند به سمت کمال بالا با فکر زودتر میرسد تا عبادت، سرعتش خیلی بیشتر است فکر یک ساعت آدم مینشیند تفکر میکند میبیند بیست سال جلو افتاد تصمیمهای قشنگی میگیرد.@ شب قدر هی خودتان را هُل نکنید که کدام مسجد بیشتر دولا راست میشوند کجا بیشتر سینه میزنند کجا بیشتر گریه میکنیم نه یک جای خوب هم انتخاب بکنید بروید ما هم چهار شب را احیا داریم خودمان در مسجد مراسم داریم.@ ولی بگو کجا من میتوانم فکر بکنم برای همین میگویند مهمترین عمل شب قدر مذاکره علمی است بهترین عبادت شب قدر این هست که تو یک جایی یک کسی بنشیند یک آیینه بگذارد جلویت بگوید خودت را نگاه کن در آن شب قدر یعنی در یک آیینههایی خودم را نگاه کنم.@ ببینم الان باطنم از آن ده تا حیوانی که پیامبر فرمود مسلمانها به صورت ده حیوان محشور میشوند من سگم خوکم میمونم چی هستم یا آدم هستم انشاءالله این که شب قدر شب قیمت است من قیمتم چقدر است الان یک کسی در این شب قدر پیدا میشود یک قیمت روی ما بگذارد یا نه، سر در گم زندگی نکنیم.@ الان شما با صد میلیون صد میلیارد پول داری میخواهی بروی یک چیزی بخری اول باید قیمت بگیری میخواهی طلا بخری میخواهی ارز بخری سکه بخری ماشین بخری روزنامهها را نگاه کنم قیمت را ببینم سرم کلاه نرود پول دارم ولی پول مفت نیاوردم.@ اصلاً پول مفت است در خیابان پیدا کردی بالاخره درست خرجش میکنی یک کسی یک قیمتی بده ما الان این صد میلیارد هم که از آسمان افتاده در دامنمان یک فرشته آورده داده به ما بیخود خرجش نکنیم.@ وقتی کسانی که میروند در برزخ میروند در بهشت جهنمیها که هیچی اصلاً حرف از جهنمیان نزنیم آنهایی که میروند در بهشت به خدا میگویند خدایا ما را پنج دقیقه برگردان به دنیا ما خیلی باخت کردیم اینجا در بهشت است خدایا ما به قیمت زندگی نکردیم.@ من میتوانستم جای یک میلیارد آدم زندگی بکنم الان یک میلیارد سرمایه میتوانستم بیاورم اینجا من الان نصف زندگی خودم زندگی نکردم لااقل پنج دقیقهاش را به ما بده برگردیم حدیث است میگوید خدایا یک زمان کوتاه پنج دقیقه بلد است از پنج دقیقه چطوری استفاده بکند عرض کردم.@ پنج دقیقه رختخواب بعضی از آدمها پنج دقیقه دستشویی بعضی از آدمها همین در دستشویی که نشسته به اندازه چند میلیون آدم زندگی میکند در این دستشویی یعنی کمال جمع میکند دستشویی رفتنشان قیمتش از زندگی میلیونها آدم بیشتر قیمت دارد چون قیمت دستشان هست بلد هست چکار بکند.@ حالا برویم سراغ حدیث دقت کنید ببینید چقدر قشنگ است اگر برسیم بخوانیم اگر نرسیم این زمینه باشد برای هفته بعد که انشاءالله اگر عمری بود برایتان بخوانم آیه را اول برایتان بگویم آیه میفرماید سوره حدید آیه 23 خیلی معرکه هست این آیه از آن آیههایی هست که شما باید یا در تلفن همراهتان بزنید.@ این قرائتها هست انتخاب بکنید که وقتی زنگ میخورد این آیه را بخواند یا آن کسی که میشنود این را بشنود اصلاً یا عکسش لااقل باشد یا تابلو باشد یا روی صفحه رایانهتان باشد یا تابلویش بکن بزن در خانهات مثل آن آیه 24 سوره توبه که آیینه است قشنگ تو همیشه میتوانی خودت را نگاه کنی ببینی باطنت چه شکلی هست در این هم میتوانی نگاه کنی.@ سوره حدید آیه 23 (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) غصه نخورید برای چیزهایی که از دستتان میرود دستان من را نگاه کنید وقتی چیزی از شما از دستتان میرود ذخیره میشود برای آخرتتان برای همین غصه ندارد.@ یک کسی مُرد در زندگی یک مشکلی پیش آمد یک گرفتاری پیش آمد مریضی پیش آمد غصه ندارد ذخیره شد رفت آنجا ناراحتی الان اینهایی که الان پولهایشان را در بانک میخوابانند ناراحتند نه سودش را میگیرند دیگر ما ریاضیات خدا که دستمان نیست اینطوری است.@ ما الان طرف رفته میلیاردی گذاشته بانک میگویی خوب برای چی رفتی گذاشتی بانک میلیاردی میگوید بانک مرکزی میگوید فلان بانک گذاشتم ملی صادرات کجا بیست درصد سود میدهد آن هم علیالحساب چه کسی تضمین کرده بانک مرکزی تضمین کرده دولت تضمین کرده.@ خدا میگوید بنده خدا تو بیا به من قرض بده من یک تا هفتصد برابر در همین دنیا تضمینی به تو برمیگردانم ما چند تا مؤمن داریم اعتماد بکند به خدا میگوید بجای اینکه ببرم بگذارم بانک مرکزی جدی میگویم آدم اینطوری میشناسم من برای چی ببرم بگذارم بانک 20% سود بگیرم.@ مگر خدا به من نگفته اعتماد دارم به خدا راست میگوید خدا میگوید در راه من بده قرض میخواهی بدهی بده انفاق میخواهی بکنی بکن من یک تا هفتصد برابر در همین دنیا یعنی صد درد صد تا هفتصد در همین دنیا به تو برمیگردانم همین دنیا.@ آن طرف نمیگوید حالا نمیدانم نسیه است و اینها که نسیه نیست آقا ما اعتماد نداریم به خدا میترسیم انفاق بکنیم ترس برمان میدارد مؤمن میخواهد مؤمن یعنی کسی که باور کند خدا را چقدر میدهی اینقدر باشه امام صادق میگوید من هر وقت کم میاورم در مسائل مالی هر چقدر مانده بیشترش را دیگر خرج نمیکنم از آنچه که مانده میروم میدهم در راه خدا به ده روز نمیکشد یک هفته نمیکشد برمیگردد.@ آقا یک تجارت خدا راه گذاشته برای تو دروغ گفته راست گفته خدا حالیش نبوده نعوذ بالله میگوید یکی از راههای پولدار شدن همین است بیا با من معامله کن اعتماد داری به من، میگوید نه خدایا من بانک مرکزی را بیشتر از تو قبولش دارم ما باید به خدا اعتماد بکنیم ما باید دلمان را آرام بکنیم با خدا.@ الان از دستت رفت خدا میگوید غصه نخور بچه بود فوت کرد خیلی خوب من این بچه را میبرم در بهشت پرورشش میدهم روز قیامت که بدبختیها شروع میشود این بچه میاید با یک ظرف قشنگ یک ظرف پر از آب خنک میاید تو را پیدا میکند تو را میبرد در سایه بعد با خودش میبردت بهشت خوب است یا نه.@ یک بچه سقط شده یک بچه نوزادی کودکی معصوم بوده رفته تو بهتر از من میتوانی تربیتش بکنی یا نه تو لیاقتت بیشتر از من بود من گرفتم خودم تربیتش کردم تو میخواستی چکارش بکنی چه گلی به سرش میزدی.@ لذا وقتی به امام گفتند بچهات مُرد گفت (سُبحانَ الَّذی یَقتُلَُ اَولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ اِلاّ حُبا) منزه است خدایی که بچه ما را میکشد و ما جز محبتش چیزی در دلمان اضافه نمیشود از دست خدا هیچ وقت ناراحت نمیشویم هیچ وقت به خاطر پایینیها با معشوقمان در نمیافتیم.@ یک کسی که به خاطر پایینیها با معشوق در میافتد یعنی معشوق ندارد اصلاً خدا را یک حمال میبیند که از آن بالا باید به این یا شوهر بدهد یا زن بدهد یا مشکلات اقتصادیش را حل بکند مریضیش را شفا بدهد یک خدای کارگری آن بالا هست که دارد حمالی ما را میکند معشوق نیست اصلاً برایش.@ کسی که سر هر چیزی با خدا در میافتد به هر بهانهای قطع ارتباط میکند با خداوند نمازش را قطع میکند عبادتش را قطع میکند میافتد در فساد میافتد در لجبازی با خدا اصلاً نمیشناسد خودش را، قیمت دستش نیست (وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) اگر یک چیزی هم به شما دادیم.@ (تَفْرَحُوا) شاد بشوید فرح، فرح یک چیزی بالاتر از شادی است سرور خوب است حالا در بخش شادی میگویم برایتان الحمدلله شفا گرفت الحمدلله ازدواج کردم الحمدلله ازدواج نکردم.@ داستان مریم را که برایتان گفتم که طرف دیوانهخانه رفته بود استاد ما میگفت که یک بنده خدایی رفته بود تیمارستان گفت دید یک آقایی نشسته بود آنجا هی میگوید مریم مریم همینطور نشسته بود در حال و هوای مریم هی مریم مریم میکرد گفت این چیه داستان چیه؟@ گفت این عاشق یک دختری بوده به نام مریم به او ندادند این دیگر دیوانه شده قاتی کرده الان آوردندش اینجا این همیشه در حال و هوای مریم است این بنده خدا دلش سوخت و رفت یک چند اتاق آن طرفتر دیدی یک آقایی نشسته با عصبانیت میگوید مریم مریم با عصبانیت و ناراحتی بعد میگوید این چش هست میگویند مریم را به این دادند.@ حالا یک کسی میگوید خوب خدایا شکرت مشکلم حل شد الحمدلله ازدواج کردیم آشتی کردیم الحمدلله طلاق گرفت رفت. به یک بنده خدایی گفته بودند که فرق حادثه با فاجعه چیست؟ میگفت که حادثه تصور کن با خانمت در دریا داری میروی یک قایق یک تکانی میخورد زنت میافتد در آب این را حادثه میگویند.@ گفت خوب دیگر چی؟ گفت فاجعه این هست که احمقی بیاید نجاتش بدهد البته این حس در مورد خانمها بیشتر است چون خانمها 90% طلاقها درخواستش مال خانمها یعنی اگر بروند دریا خیلی استقبال میکنند که 90% استقبال میکنند که یک همچین حادثهای اتفاق بیفتد.@ حالا هر چی داد نداد شد نشد مُرد نمرد آدم خوب حالا الحمدلله ولی ذوقزدگی خوب نیست خیلی، شنگولی خوب نیست غفلت نکنیم که حالا ماجرایش را توضیح میدهد خود حضرت که داستان چیست ما وقت زیادی نداریم بگذارید روایتش را برایتان بخوانم خیلی معرکه هست حتماً بروید روی این مطالعه بکنید یک فکری روی آن بکنید تا انشاءالله هفته بعد برایتان توضیح بدهم.@ ابن عباس میگوید (مَن تَفَئتُ بِکَلامٍ بَعدَ رَسولِ الله کَانتِفائی بِکِتابٍ کَتَبَهُ عَلیُ بنُ اَبیطالِب) میگوید من بعد از فرمایشات پیغمبر هیچ چیزی بهتر از این ندیدم که علی(ع) برای من نوشت چه چیزی نوشت علی(ع) برایش حالا فارسیش را برایتان بخوانم، حضرت علی چه نوشت؟.@ نوشت اما بعد آدمی برای نرسیدن به آنچه به او نمیرسید اندوهگین میشود یعنی اصلاً بنا نبوده برسد حالا باز من دارم توضیح میدهم و از رسیدن به آنچه نمیشد به او نرسد شاد میشود نمیشد نرسد حالا رسید چقدر شنگولی میکند.@ پس آنجا شادی کن که به چیزی از آخرت خود رسیده باشی و آنجا اندوهگین شو که چیزی از آخرت خود را از دست بدهی اگر به چیزی از دنیای خود رسیدی شادی مکن و اگر چیزی از آن را از دست دادی اندوهگین مشو هم و غم خود را برای پس از مرگ به کار گیر والسلام.@ اگر آدم ایمان بیاورد به این روایت در دنیا همیشه شاد است همیشه آرام زندگی میکند این عصبی نمیشود این سر زن و بچه داد نمیزند این با شوهرش درگیر نمیشود این قهر نمیکند در خانه بلند بشود قهر بکند دو ماه سه ماه زن قهر میکند میرود خانه مادرش، آن یکی قهر میکند میرود خانه پدرش مردهای الان هم که دیگر ماشاءالله خیلی مرد هستند آنها هم قهر میکنند میروند خانه مادرشان.@ این داستان چیه، این همه بچههای قهررو که از پدر مادرها قهر میکنند میرود تا میگویی دو بیشتر از سه پدر مادر را ترک میکنند میروند دست پدر مادرشان برمیدارند، برای چیست؟ برای اینکه قدر و قیمتها دستشان نیست به هر بهانهای میخواهد پیش پدر مادرش نباشد.@ به هر بهانهای از زن و بچه فرار میکند به هر بهانهای عصبانی میشود تا حرف میزنی تا میخواهی چیزش بکنی اولین کاری که میکند اگر خیلی آدم خوبی باشد یک بالش برمیدارد میرود میگیرد میخوابد وگرنه بقیه خیلی کارهای دیگر هم میکنند آدم هیچ وقت برای بخشهای پایینی آرامش و شادیش را از دست نمیدهد.@ هیچ وقت هم برای بخشهای پایینی اعصاب کسی را خورد نمیکند کسی را تحقیر نمیکند کسی را کوچک نمیکند سر کسی داد نمیزند حیفش میاید شرمآور است آدم برای چیزی که در قیمتش نیست عصبانی بشود این خیلی مهم است.@ اگر ما حیا بیاید سراغمان، همین حیا، صفت قشنگ حیا، انسان حیا بیاید سراغش حاضر نیست برای پایین جیغ و داد راه بیاندازد عصبانی بشود غصه بخورد پس ببین برای چی غصه میخوری قیمتت هم همان است برای چی شاد میشوی قیمتت هم همان است.@ حالا روایت را میفهمیم که چرا پیغمبر فرمود (مَن بَکی عَلَی الآخِرَۀِ دَخَلَ الجِنَّۀ) کسی که برای بخش آخرتیش گریه میکند بهشتی است (وَ مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که برای بخشهای پایینی گریه میکند برای دنیا این جهنمی هست.@ شب قدر شب فهم این مسائل است من بررسی کنم ببینم من چطوری زندگی کردم تا الان و الا شب قدر به همه نمیدهند هزار سال اینطوری فکر نکنیم که برای همه از هزار سال بالاتر است، نه، آدم قبل از شب قدر همین آدم بود بعد از شب قدر هم همان آدم است.@ تغییر محسوسی نکرده این آدم نه به شادی رسید نه به آرامش رسید نه به قدرت رسید نه به استحکام شخصیتی رسید نه به الله راه پیدا کرد نه به بالا راه پیدا کرد هیچی همان است هیچ فرقی نکرده نه به امام زمان رسید که مهمان اصلی شب قدر است کل موضوع شب قدر امام زمان است اصلاً یک قدم به پدرش نزدیک نشد امام زمان.@ مگر نمیگوید (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ) این ملائکه و الروح کجا میایند میایند خدمت امام زمان که خزانهدار خداست تمام محاسبات ریاضی کل عوالم خلقت دست یک نفر است کل محاسبات ریاضی یک اتم جابهجا بشود.@ یک نفر بمیرد یک نفر به دنیا بیاید یک نفر مریض بشود یک نفر شوهر بکند یک نفر طلاق بگیرد یک بچه بیاید دختر باشد پسر باشد سالم باشد نباشد یک برگ جابهجا بشود محاسباتش دست یک نفر است قرآن ببینید چقدر قشنگ میگوید (كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ) تمام محاسبات نظام خلقت از خدا به پایین تا ماده دست یک نفر است.@ همه حسابهایش را یک نفر دارد حسابرسی میکند جابهجاییها تصمیمگیریهایش با یک نفر است و آن امام زمان(ع) است که ما از او خیلی غافلیم از او، غیر ماده هم همینطور، تمام عوالم خلقت ماسوی الله دست این آقاست برزخ دست این است قیامت دست این است همه دست این آدم است دارد محاسبات را انجام میدهد.@ ما اصلاً با این آدم چقدر زندگی کردیم هر شب عرض کردم اول ماه رمضان سعی کنید هر شب حداقل ده دقیقه یک ربع این دعای افتتاح را بخوانید ببینید واقعاً از دلتان میاید اگر یک کسی از دلش آمد خیلی خوش به حالش هست باید واقعاً به او تبریک گفت ببین دعای افتتاح را میتوانی با دلت بخوانی نه با ذهنت آنهایی که عربی بلد نیستند فارسی بخوانند چون عربیش که چیزی نمیفهمی.@ وقتی که میرسی به آنجا که میگویی (اَللّهُمَّ اِنا نَشکوا اِلَیکَ فَقدَ نَبِیِّنا وَ غَیبَۀَ وَلیِّنا) خدایا من خیلی شاکی هستم پدرم بالای سرم نیست من یتیمی را اصلاً دوست ندارم اینطوری خدایا من که الان امام پیشم نیست و نمیتوانم از او استفاده بکنم امام اگر بیاید قدرت میلیاردها انسان را به هر کدام از شما میدهد وقتی بیاید.@ دیگر هیچ کدام از شما تلافات ندارد دچار خُسران نیست امام وقتی شما بچسبید به امام حتی در زمان غیبتش هم بتوانی به او بچسبی خدا لعنت کند من را که با این زبان روزه دارم میگویم خدا لعنت کند من را اگر مبالغه کنم نمیگویم دروغ میگویم چون دروغ نمیگویم.@ حتی مبالغه هم نمیکنم شما همین الان اگر در زمان غیبتش با او ارتباط برقرار بکنید امام زمان یک کاری میکند که شما با خودش و هم درجه خودش محشور بشوید اگر در همین زمان غیبت با او رفیق بشوی به عنوان پدر بپذیریش.@ در خانهات راهش بدهی در عروسیهایتان در جشن تولدهایتان در مسافرتهایتان در تصمیمگیریهایتان در انتخابهایتان در خرید و فروشتان در تجارت و بازرگانیتان در شغلتان بیاور آقا را پدرت را بیاور اگر آوردیش در خانه و با او زندگی کردی امام زمان میدانی با تو چکار میکند؟@ به تو یک برکت عمر میدهد که به اندازه میلیونها عالم با خودت ذخیره کنی برداری بروی در برزخ، ولی وقتی ما با حضرت ارتباط نداریم الان قهریم با او دلمان تنگ نمیشود برایش غصهاش را نمیخوریم از تنهاییش از آوارهگیش از طرد شدگیش این تعبیری که علی(ع) دارد در مورد امام زمان آواره تنها و طرد شده.@ وقتی اینطوری هست ما اصلاً به فکر این آقا در زندگیمان اصلاً برای هر کس و ناکسی غصه میخوریم جز ایشان، این چه زندگی هست واقعاً مگر نمیگوید بوی بهشت از پانصد سال راه میرسد کسی که قطع رحم کرده باشد بوی بهشت را استشمام نمیکند قاطع رحم صله ارحام کسی نمیکند مگر غیر از این است حضرت فرمود بزرگترین رحم شما من هستم نه پدر مادر زمینیت.@ پدر مادر زمینیت خالهات عمویت داییت اگر با اینها حتی کافر هم باشند حق نداری با آنها قطع ارتباط بکنی قطع ارتباط بکنی قطع رحم است حق نداری ولی این پدر مادر که از همه عزیزترند تو وقتی میرسی به پدر مادر آسمانی و اصلیت میگویی (بِاَبی اَنتَ وَ اُمی) پدر مادرم فدای تو بشوند پدر مادر زمینیم.@ یک پدری که اینطوری هست من هفته به هفته به او سر نمیزنم اصلاً رابطه ندارم با او نه میاید خانهام نه میروم پیش او نه در دلم جا دارد نه اصلاً در رختخوابم با من ده دقیقه مینشیند نه سر سفرهام هست هیچ کجا نیست با من، این قطع رحم از طرف او است یا از طرف من است؟ ما قطع رحم کردیم.@ آنوقت میگوییم چرا زندگیهایمان یکسره گره میخورد مشکلات در زندگیهایمان میافتد همیشه ما به بدبختی میخوریم چرا همیشه ما غصه میخوریم عزیزم قطع رحم این مشکلات را دارد قطع رحم زمینی مشکلات دارد آسمانیش که خیلی مشکلاتش بیشتر است.@ ما واقعاً با حضرت زندگی نمیکنیم شب قدر شب آشتی با امام زمان است آن هم نگذارید برای شب قدر از همین امشب شروع کن همین دعای افتتاح را بعد از نماز بنشین تا سحر وقت داری بخوان ده دقیقه هست ببین از توی دلت میتوانی بگویی خدایا من خیلی شاکی هستم حضرت نیست.@ (اَللّهُمَّ اِنا نَرغَبَ اِلَیکَ فی دَولَۀٍ کَریمَه) خدایا من تمام عشقم دولت امام زمان است من برایش تلاش میکنم شب و روز دارم تلاش میکنم که موانع ظهورش را برطرف بکنم بیاید پیش من وقتی عشقت شد بالایی قیمتت هم میشود بالایی انسان معادل معشوقش قیمت دارد این یادمان نرود.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه با هم آیه شریفه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین جهان رفع اضطرار از زندگیهای خودمان شفای مریضانمان مریضان منظور، رفع مشکلات و شفای مریضانی که به نفس پاک شما واقعاً امیدوار هستند و از شما میخواهند که با نفس پاکتان بخصوص که ماه مبارک هم هست دعایشان بکنید.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ.هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان و خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاءالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم برای اجابت دعاهایمان صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 006 - راههای مبارزه با غم
متن کامل (خام) جلسه 006 - راههای مبارزه با غم