جلسه 005 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
4
روز
15
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - راه‌های مبارزه با غم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره غم بود ما دو سلسله مباحث را انشاءالله بحول قوه الهی داریم یکی غم و یکی شادی فعلاً از غم شروع کردیم چون بیماریست و باید راجع به خود این بیماری و درمانش سخن بگوییم بعد انشاءالله راجع به شادی و اهمیت و جایگاهش.@ آنچه که درباره غم گذشت این هست که غم یک مرض روحی هست یک کسی که غمگین میشود ما با غمهای مثبتی که مربوط به بخش فوق عقلانی ما هست یعنی بخش فطری ما کاری نداریم گفتیم ما غمهای مثبت داریم که حالا بعد انشاءالله در موردش سخن خواهیم گفت.@ اما غمهای منفی که در کمالات و قوای وجودی گفتیم مربوط به مرحله یا حیوانی ماست یا مرحله عقلانی ماست و در این جاها غمها مقداریش مثبت است خوب است و بیشترش خوب نیست که انسان غمگین بشود و کمبودها آسیبها کاهشهایی که در زمینه مسائل حیوانی پیش میاید.@ برای انسان مسائل حسی خیالی وهمی و مسائل طبیعی که انسان دارد بسته به نوع رابطهای که انسان با آنها برقرار میکند در انسان حالتهای مختلفی را ایجاد میکند گاهی وقتها قدرت ایجاد میکند گاهی وقتها زلزله و غم و غصه و نابودی گاهی وقتها هم به هر حال بیماری ایجاد میکند و سرعت انسان را کم میکند.@ در مورد چیزهایی که میتواند غم را برطرف بکند چند نکته را گفتیم یکی تقویت ایمان و رضایت به قضای الهی که دربارهاش سخن گفتیم و توصیه کردیم که حتماً مباحث رضا را که مستقل از این مباحث بوده حتماً عزیزان پیگیری بفرمایند.@ از راهکارهای دیگری که در مباحث گذشته خدمتتان عرض کردیم درباره برطرف کردن مشکلات غم مسئله تردیدها هست گفتیم انسان اگر تردید داشته باشد راه خودش را نمیشناسد وقتی راه را نشناخت نمیداند دچار گنگی و گیجی و ابهام هست همین گنگی و گیجی و ابهام خودش غصه میاورد یعنی باعث میشود انسان از آن چیزی که دارد نتواند لذت ببرد و استفاده بکند.@ خیلی وقتها ما آدمهای متدینی را داریم با اینکه خیلی از عوامل خوشبختی و سعادت و شادی و آرامش را دارند از آن نمیتوانند استفاده بکنند و ابزار در دستشان هست به قول حافظ اسباب همه جمع داری و کاری نمیکنی.@ این هست یعنی شخص خیلی چیزها هست که میتواند از آن استفاده بکند لذت ببرد آرامش داشته باشد شادی داشته باشد استفاده نمیکند این تردیدها مشکلساز هست.@

این خیلی بد است که انسان در آغوش معشوقش باشد و عشقبازی بلد نباشد و نتواند از معشوق خودش کمک بگیرد و استفاده بکند در کنار الله در آغوش الله خانواده آسمانیش باشد و آنها به داد این نرسند به خاطر این که این نمیتواند اصلاً از آنها استمداد بکند.@ این ضعف ماست که ما الله که همه قدرت در دستش هست معشوقی که همه قدرت تکیهگاهی که همه قدرتها و توانها در دستش هست ما عاجزیم از او کمک بگیریم و بیخود مینشینیم غصه میخوریم و برای کمک میرویم سراغ بندگان خدا که کاری هم ممکن است از دستشان بر نیاید و نوعاً هم کاری از دستشان بر نمیاید.@ این تردیدها و شکهایمان را ما باید برطرف بکنیم نسبت به الله و خانواده آسمانیمان این (لا حَولَ وَ لا قُوَۀَ اِلا بِالله) را در روایت داریم که گنج رسول خدا بوده یعنی آنچه که باعث توفیق رسول خدا بوده همین گنج هست (لا حَولَ وَ لا قُوَۀَ اِلا بِالله العلی العظیم) اگر کسی این را خوب درک بکند دیگر غم و غصه و اضطراب به سراغش نخواهد آمد و مشکلات زندگی همانطور که عرض کردم به جای اینکه در این ناراحتی ایجاد بکند حیات برایش ایجاد میکند.@ قبلاً اگر یادتان باشد در مباحث انسانشناسی انواع مرگها را که گفتیم مرگ سفید مرگ سرخ مرگ سبز مرگ سیاه گفتیم درست است که ظاهرش تلخ است اما باطنش این هست که برای انسان شادی و حیات میاورد برای انسان، اگر یک کسی این آمادگی و دقت و توجه را داشته باشد و تردیدهایش برطرف شده باشد این صاحب اسم مبدل میشود مثل الله.@ همین اسمی که گفتم بعد از نماز صبح بگویید حتماً 76 مرتبه این اسم خیلی مؤثر هست در تبدیل اوضاع زندگی ما تحول در زندگی ما اسم شریف یا مبدل. انسانی که تردیدهایش را برطرف میکند صاحب اسم مبدل میشود انسانی که یقین خودش را زیاد میکند به رضا میرسد صاحب اسم مبدل میشود او در زندگیش هر تلخی و ناراحتی که ایجاد بشود تبدیلش میکند به آرامش و شادی.@ مثالهایش را هم که زدیم مثل زینب کبری مثل سیدالشهدا مثل هزاران هزار رزمنده دوران دفاع مقدس و کسانی که در اطراف خودمان میبینیم و دیدیم و هستند که اینگونه هستند.@ یک نکته خیلی خیلی مهمی که میخواهم امروز بگویم فوقالعاده مهم هست این هست که نحوه برخورد ما با این کمالات خیلی مهم است افراد دو گروه هستند حالا من این را میگویم شما ببینید در کدام یک از دو گروه قرار دارید.@ افرادی هستند که از اول جایگاه خودشان را میشناسند یعنی میدانند از کجا آمدند در کجا هستند و به کجا میروند که اینها را مفصل در انسانشناسی گفتیم اینها میروند اقامت میکنند در مکان و مقام فطرت یعنی اول برای آنها مسئله فطرت یا آخرت ابدیت اهمیت دارد.@ و بعد از مسائل عقلانی وهمی خیالی و حسی که معادلش را گفتیم چیست مادیات تجملات روابط انسانی مثل عشقهای زمینی حالا عشق زمینی که میگوییم فقط زن و شوهر نیست مثلاً مادر و دختر پدر و دختر مادر و پسر پدر و پسر دو تا برادر دو تا خواهر هر عشقی هر دوست داشتنی هر روابطی که هست چیزهای وهمی مال این بخش است.@ و مسائل علمی دغدغههای علمی و یادگیری و دانش و اینها که در خیلیها هست و خیلیها به خاطر یادگیری علم و لیسانس و فوق لیسانس و دکترا این چیزها همه حیثیتهای انسانی خودشان را زیر پا میگذارند تا فقط یک مدرک تحصیلی بگیرند تا یک جایی شغلی بدست بیاورند یک جایی کاری بدست بیاورند.@ یک موقع هست کسی میرود مقیم مقام فطرت میشود یک فطرتگرا میشود و خانواده آسمانیش را پیدا میکند اله خودش را پیدا میکند با الهش زندگی میکند با خانواده آسمانیش زندگی میکند در کنار زندگی در خانواده حالا مباحث علمیش مباحث وهمی مباحث حسی و خیالی و مسائل اینطوریش را تقویت میکند و رشد میدهد.@ از اینها استفاده میکند فقط بعنوان یک ابزار این را عضو گروه فطرتگرا میگویند اصلاً ذاتاً فطرتگراست این آدم و کارهای طبیعیش تابع فطرتش هست و دسته دوم آدمهایی هستند که طبیعتگرا هستند ضمناً به فطرتشان هم میرسند پس این خیلی فرق دارد که انسان فطرتگرا باشد به طبیعتش برسد یا طبیعتگرا باشد و ضمناً به مسائل مذهبیش هم برسد.@ یعنی در جایگاه یک حیوان قرار دارد ولی ضمناً چون میداند یک نیازهای معنوی هم وجود دارد بله یک ساعتی بخشی دقائقی یک نمازی هم میخواند حالا ماه رمضان یک روزهای هم میگیرد یک حجابی هم رعایت میکند.@ ولی واقعاً شخصیتاً عضو فطرتگراها نیست طبیعتگراست علامت اینکه عضو فطرتگرا هستیم و طبیعتگرا این هست که کسی که جزء شخصیت طبیعتگراست وقتی که تکالیف و زمینههای فطری از او برداشته میشود خوشحال است.@ مثلاً وقتی نمازش دو رکعتی میشود خوشحال است وقتی تکلیف شرعی ندارد خوشحال است وقتی یک جایی مجبور نیست اطاعت بکند مثلاً عرض کردم یک خانمی از اینجا بلند میشود میرود ترکیه میبینی که این قطعاً طبیعتگراست که حجابش تغییر میکند.@ میرود کیش میرود شمال میرود دبی این یک خانم طبیعتگراست که ضمناً در بخش فطریش هم رعایتهایی هم میکرده در این بخش حالا یک نمازی یک حجابی ولی این وقتی که آن فشار از او برداشته بشود کاملاً طبیعتگرا میشود مثل یک آقایی که مثلاً فرض بفرمایید که مسجد هم میرود نماز هم میخواند صورتهای مذهبی را رعایت میکند.@ اما واقعاً عضو جبهه طبیعتگراهاست و به جای خودش طبیعتگراهای به کار حرام که برسد انجام میدهد رشوه میدهد رشوه میگیرد نزول میدهد نزول میگیرد دروغ میگوید راحت، برای پیشرفت کارهایش گناه میکند سر جلسه امتحان تقلب میکند برای اینکه یک مدرک تحصیلی بگیرد هزارتا کار خلاف انجام میدهد.@ برای اینکه یک پست و مقام بگیرد به یک ریاستی برای اینکه رأی جمع بکند مثلاً فرض بفرمایید در شورای شهری در مجلس شورای اسلامی در ریاست جمهوری به هر راه زشتی متمسک میشود که این فقط رأییش را جمع بکند دروغ میگوید مردم فریبی دارد عوامفریبی دارد و چیزهای دیگر.@ این ذاتاً در جبهه طبیعتگراست اما رفتارهای فطری دارد که این حالا بحثش مفصل است اینها را در بحث ولایت توضیح دادیم ما در بخش فرهنگ فطرت و فرهنگ طبیعت، فطرتگراها یک فرهنگ دارند طبیعتگراها یک فرهنگ دارند این را ما باید خیلی به آن دقت بکنیم تکلیفمان اول روشن بکنیم.@ ببینیم ما عضو کدام جبهه هستیم ما جزء خاندان اهل بیتیم جزء حزب خدا هستیم جزء لشکریان خداییم (اَللّهُمَّ اَجعَلنی مِن جُندِک اَللّهُمَّ اَجعَلنی مِن حِزبِک اَللّهُمَّ اَجعَلنی مِن اَولیائِک) یعنی خدا تو را قبول دارد به عنوان سرباز خودش به عنوان هم حزبی خودش به عنوان رفیق خودش یا نه اهل بیت قبولت دارند امام زمان قبولت دارد به عنوان یک سرباز خوب این خوش به حالت هست.@ ولی یک موقع هست انسان اساساً دلش در بند طبیعت است شهوت است در بند بخشهای پایینی هست ضمناً مذهبی هم هست در حالت اول یک انسان هست که جنبههای حیوانیش را هم رعایت میکند ولی در حالت دوم یک حیوان هست که مذهبی هست.@ یعنی حالا یک حیوان هست باطنش هم باطن انسانی نیست اما حالا نماز میخواند روزه هم میگیرد حجاب را هم رعایت میکند ولی طبیعتگراست. من این تجربه تلخ را این سفری که رفتم عمره داشتم همان چند سال پیش هم امسال که رفتم دو هفته پیش که رفتم داشتم بانوانی بودند که آمده بودند جلسات کاروان شرکت کردند.@ روحانی دارد توضیح میدهد میبینی بد حجاب بیحجاب آرایش کرده نشستند در این جلسات خوب میگوییم این بنده خدا حالا نمیداند خودش را نمیشناسد که اینطوری هست کتاب هم گرفته دو جلد سه جلد پنج جلد گرفته که راجع به حج مطالعه بکند.@ گذاشته کنار و فکر میکند که عمره یک سفر تفریحی سیاحتی است برویم مکه را ببینیم برویم مدینه را ببینیم برویم مثلاً مسجد الحرام را ببینیم تفریحی همانطوری تعبیری که امام زمان دارد در مورد این افراد میگوید کر و کور یک مشت آدمهای کر و کور همینطوری آمده مدینه یک تحولی پیدا بکند میبینی نه سر قبر پیغمبر میبینی همان آدم همانطوری هست.@ میگوییم حالا دیگر در احرام و مسجد الحرام و آنجا باید اینها برطرف شده باشد میبینی نه همان است یک هفته هم در مکه هست میبینی باز همان آدم است اینقدر که دلبسته بازار و خرید و چیزهای دیگر است دلبسته مسجد و عبادت الله نیست روز آخر هم که میبینیش میبینی همان خانم اولی هست هیچ فرقی نمیکند.@ من این دفعه که آمدم در هواپیما خیلی زجر کشیدم یعنی دیدم که این بانوان حالا ما سفر رفت باز بهتر بود برگشت دیدیم آنها همانجا لباسهایشان عوض کردند چادرهایشان را درآوردند مانتوهای خیلی ناجور آرایش کرده پس این دو هفته پیش پیغمبر پیش خدا چه اتفاقی افتاده میبینی هیچ اتفاقی نیفتاده یعنی سفر یک سفر کاملاً سیاحتی هست هیچ تحولی در شخص ایجاد نشده.@ بیست دفعه هم که شما بروید عمره بیست دفعه هم که بروید تمتع هیچ تأثیری ندارد، چرا تأثیر ندارد؟ نماز هم میخواند نماز جماعت هم میرود کربلا میرود سوریه میرود هیئت خانهشان میاندازد هیئت میرود ولی میبینی خودش همان آدم است هیچ قدمی هیچ شادی هیچ آرامشی هیچ نورانیتی کسب نمیکند، چرا؟@ این رمز را داشته باشید چون اساساً مذهبی بودن این در نهاد و در جبهه طبیعت دارد انجام میشود یعنی این شخص ذاتاً طبیعتگراست و مذهبی هست یک طبیعتگرای مذهبی هست و یک جایی که طبیعت با خواستههایش منافات داشته باشد دین با طبیعتش منافات داشته باشد کاملاً طرفدار دین هست دنبال دین میگیرد.@ ولی یک کسی میبینی نه فطرتگراست واقعاً این فطرتگرا هم هست گناه هم که بکند در فطرتگرایی اگر یک موقع کسی گناهی هم انجام بدهد گناه به او آسیب زیادی نمیرساند چون مثل یک بدن سالم هست که ترمیم میکند غصه هم که میاید غصه را دفع میکند شادی آرامش خودش را کاملاً حفظ میکند چرا؟@ چون این ذاتاً شخصیتاً در مقام فطرتگراها هست پس اول انسان باید تکلیفش را با خودش روشن بکند بگوید واقعاً من در جبهه طبیعتگرا هستم یا فطرتگرا هم حزبی خدا هستم رفیق خدا هستم سرباز خدا و امام زمان هستم یا نیستم.@ ما چقدر داریم هیئت میگیرند مراسم دارند کارهای مذهبی و صورتهای مذهبی دارند ولی واقعاً دلهایشان طبیعتگراست از عروسیهایشان معلوم است از اسمگذاریهایشان معلوم است از ماهواره در خانهشان معلوم است از استفاده ناجور از اینترنتش معلوم است از استفاده نامشروع از تلفن همراهش معلوم است این طبیعتگراست ولی ضمناً کارهای مذهبی هم انجام میدهد.@ حالا اگر یک دانشجوی طبیعتگرایی اسمش دربیاید حج میگوید بروم ببینم چی هست تحولی معلوم نیست اتفاق بیافتد یا نه چرا؟ چون تا جبههات را تغییر ندهی هر چقدر نماز بخوانی جبهه بروی نماز شب بخوانی.@ علت این که یک عده آمدند جبهه و جنگیدند و بعد هیچ وقت تحول درست و حسابی پیدا نکردند هنوز هم ما میبینیم بعد از سی سال از انقلاب میبینیم اینها جبههایی بودند جنگ کردند ولی همان طبیعتگرا هستند اینها در جبهه هم طبیعتگرا بودند.@ شما نگاه کنید شمر در لشکر امیرالمؤمنین است جانباز لشکر امیرالمؤمنین است استاد حدیث استاد قرآن است ولی چون طبیعتگراست آخر سر طبیعتگرایش میکشاندش به جایی که مینشیند روی سینه امام حسین و سر امام حسین را میبرد و حُر یک آدم فطرتگراست با اینکه در لشکر عمر سعد است.@ ولی چون فطرتگراست آن لحظهای که میماند بین انتخاب بهشت و جهنم، بهشت را انتخاب میکند بین فطرت و طبیعت میماند فطرت را انتخاب میکند مثل طیب خدا بیامرز.@ مثل آن دو برادر که لحظه آخر امام حسین به آنها گفت (هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی) چون فطرتگرا هستند یک لحظه یک دفعه میبینند که ما افتادیم در صحنهای که پسر پیغمبر یک طرف است و دارد میگوید کسی من را کمک میکند و ما میدانیم.@ عمر سعد شعرهایش را بخوانید عمر سعد میگوید من میدانم کمک به حسین بهشت است و ماندن در این طرف جهنم است ولی از ملک ری نمیتوانم بگذرم یعنی چی؟ یعنی طبیعتگراست همه آنهایی که امام حسین را دعوت کردند این هیجده هزار نامهای که نوشته شدند اینها همه آدمهای مذهبی بودند کافر که نبوده دوستدار اهل بیت بودند.@ اما محبین طبیعتگرا بودند محب بوده اما طبیعتگراست لذا وقتی یک پارس میکند یک تهدید میکند ابن زیاد همه فرار میکنند مسلم همینطوری هیجده هزار نفر شما ببینید تمام مسجد پر است پشت سر مسلم اما وقتی که یک پارس میکند این حالا سگها هم قیامت یقه ما را میگیرند دور از جان سگها ببخشند سگها، تهدید که میکند چون طبیعتگرا هستند میترسند.@ قرآن میفرماید مؤمنین وقتی که با کفار جنگ میکنند یک دانه مؤمنین معادل بیست تا یا ده تای کفار هست سابقه دوران دفاع مقدس ببینید ما اینطوری بودیم یک کشوری که هیچی ندارد با یک دنیایی که همه چیز دارد جنگ کرده ما کم کم از سی تا کشور اسیر داشتیم، در نهایت چه کسی پیروز شد؟@ همان که هیچ چیز نداشت مثل پیغمبر در تمام جنگهایش پیروز بود پیغمبر از نظر عِده و عُده کم بود ولی پیروز شد قرآن میگوید چرا آنها شکست میخورد همیشه در مقابل حزب الله وقتی جنگ میشود حزب الله حقیقی چرا شکست میخورند میگوید (لأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ لأَنَّهُمْ قَوْمُ الْفاسِقُونَ) اینها فاسقند طبیعتگرا هستند.@ طبیعتگرا در جنگ نمیتواند موفق بشود چرا ممکن است دو تا طبیعتگرا با هم بجنگند یکیشان عِده و عُدهاش بیشتر باشد موفق بشود ولی هر وقت یک فطرتگرا با یک طبیعتگرا جنگ میکند همیشه چه کسی پیروز میشود پیروزی مال چه کسی است مال فطرتگراست.@ حالا این جنگ ما را دیدید جنگ پیغمبر را هم دیدید شما جنگ 33 روزه را هم دیدید جنگ 22 روزه را هم دیدید جنگ هشت روزه را هم دیدید که چطوری هست.@ پس انسان اگر بخواهد قدرت پیدا بکند شادی و آرامش بیاید در زندگیش و غمها از زندگیش برود نباید بگوییم ذکر بگوییم قرآن بخوانیم مسجد برویم هیئت برویم کعبه برویم کربلا برویم اینها خوب است اینها ابزار است ولی اینها اگر منجر به تغییر جبهه تو نشود یعنی تو آدم فطرتگرا نشوی ذاتاً، نه.@ یک مار مذهبی دارد تربیت میشود یک آخوند درباری دارد تربیت میشود ما مرجع تقلید داشتیم که در حوزه درس خوانده تا مجتهد و مرجعیت هم رسیده اما طبیعتگراست یک جایی که میرسد جلوی مصالح یک کشور میایستد و با کودتاگرها توطئهگرها و توطئه قتل امام و بمبگذاری در جماران اینها را انجام میدهد یک مرجع تقلید است ولی طبیعتگراست.@ پس مذهبی صورت مذهبی خیلی مهم است یک خانم بد حجاب ما داریم خیلی بدحجاب است اصلاً رعایت نمیکند اما واقعاً فطرتگراست یک جایی که بشود در یک امتحان سخت میبینی واقعاً فطرت را انتخاب میکند نه طبیعت را، ممکن است در جنبه ظاهر شکست خورده باشد در اثر ناآگاهی یا ضعف بنیه.@ ولی در جنبههای بزرگ کارهای خیلی بزرگ میبینی نه این کاملاً فطرتگراست یک آدم روحانی داریم یک آدم به ظاهر حزب اللهی داریم جبهه رفته داریم سید داریم پیشکسوت جهاد و خون داریم یار امام داریم رفیق امام داریم خاندان امام داریم ولی میبینی وقتی به جایش میرسد کاملاً طبیعتگراست.@ از نوع رفتار سبکش از نوع خیلی چیزهای دیگر کاملاً مشخص میشود که این چکاره است کاملاً معلوم میشود که این چکاره است از اسمی که برای بچهاش انتخاب میکند از نوع لباسی که میپوشد از شخصی که در شورای شهر در مجلس در ریاست جمهوری به آن رأی میدهد اصلاً معلوم است که این طبیعتگرایانه رأی داده فطرتگرایانه رأی نداده اصلاً معلوم است کاملاً مشخص است.@ پس هی زور نزنیم که بگوییم چرا در باز نمیشود چرا مشکل حل نمیشود چرا من به شادی نمیرسم پس این نماز کی میخواهد به دادم برسد من که حالا توبه کردم من که با خدا آشتی کردم تا شما وارد جبهه فطرتگراها نشوید وقتی طبیعتگرا هستی طبیعتگرا نمیتواند لذت ببرد از خدا.@ نمیتواند از آسمان لذت ببرد نمیتواند بیطمع باشد طرف میگوید من حالا نماز نمیخوانم چون هر وقت نماز میخوانم از خدا توقع دارم بابت نمازم مشکلاتم حل بشود شوهر به من بدهد سلامتی به من بدهد زن بدهد و چون نمیدهد از خدا بدم میاید و برای اینکه بدم نیاید نماز نمیخوانم.@ این طبیعتگراست یک کسی که به خاطر دنیا با خدا درگیر میشود طبیعتگراست علامتش را خوب دقت کنید میخواهم چه بگویم اگر کسی مُرد از تو اگر سرطان به تو داد خدا بعد از خدا بدت آمد ناراحت شدی چرا خدایا من سرطان بگیرم آخر برای چی به من سرطان دادی چرا این مُرد.@ چرا من طلاق بگیرم چرا او طلاق بگیرد چرا اینطوری شد چرا آنطوری شد چرا بچه من بمیرد هر وقت سر این قسمتها با خدا درگیر شدی طبیعتگرا هستی فطرتگرا نیستی فطرتگرا چیز پایینی را از دست میدهد به خدا نزدیکتر میشود چون یک چیزهایی را بدست میاورد قرب حاصل میکند.@ طبیعتگرا اینطوری نیست طبیعتگرا اگر یک ورشکستگی ایجاد بشود کاملاً به کسالت میافتد پردهاش بسوزد آنروز، نمیدانم کریستالش بشکند ماشینش تصادف بکند میبینی حس و حال خدا را دیگر ندارد میگوید بابا خدا دیگر چیست دین چیست ولش کن من دیگر اصلاً میزنم زیر همه چیز.@ این از اول هم در جبهه خدا نبوده از اول هم الهی و حزب خدا نبوده این طبیعتگرا بوده پس این خیلی مهم است که شما وقتی میخواهید بحث غم و شادی را تنظیم بکنید چه کسی به شادی میافتد کسی که فطرتگراست.@ کسی که فطرتگراست مثل زن و شوهری هستند که حالا در این لطیفه میگفت ادبیات آقایان با خانمها در مراحل مختلف دوران نامزدی الهی بمیرم عزیزم حالا مثلاً این دختر پایش افتاده در یک جایی الهی بمیرم چیزیت نشد مثلاً دورانی که تازه نامزد هستند.@ یک چند سال بعد از عروسی مواظب باش دیگر از الهی بمیرم و چیزیت نشد نیست یک چند سال بعد میگوید کوری مگر، ما داستانمان با خدا اینطوری است یعنی داستان طبیعتگرا با خدا اینطوری است قرآن خیلی قشنگ میگوید (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى‏ حَرْفٍ) یعنی بعضی از مردم عبادتشان با خدا نماز شب خواندنهایشان گریه کردنهایشان مناجاتشان جمکران رفتنشان همه طبیعتگرایانه است.@ خود سیدالشهدا میگوید (اَلنّاس عَبیدُ الدُنیا) مردم بنده دنیا هستند (فَإذا مُحِسُ بِالبَلا قَلَّ الدَّیانٌ) موقعی که به بلا دچار میشوند دیندار خیلی کم است خوب سابقاً معلوم شد که اینطوری هست عاشورا را شما نگاه کنید و در طول تاریخ اینگونه هست.@ اگر اکثر مردم طبیعتگرا نبودند الان ما یک کسی به نام امام زمان را نداشتیم که 1180 سال آواره و طرد شده و تنها و یگانه باشد چرا؟ چون مردم دینداریهایشان هم طبیعتگرایانه هست.@ یعنی وقتی میگویی آقا الان امام زمان تنها است آواره است طرد شده است برویم بیاریمش برویم موانع ظهورش را برطرف بکنیم میگوید نه من آدم پولداری هستم الان ترجیح میدهم یک مسجد بسازم یک حسینیه بسازم الان مثلاً شام بدهم پنجاه هزار نفر شام میدهد اما اگر به او بگویی شمشیر بردار بیا برویم امام زمان را بیاوریم حاضر نیست چون طبیعتگراست.@ و این پناهی که میبرد به کارهای خیرش طبیعتگرایانه هست برای چی هیئت میرود برای چی شام میدهد برای چی ناهار میدهد برای چی کربلا میرود برای چی مکه میرود؟ برای اینکه یک ذره وجدان خودش را آرام بکند.@ میگوید نه من مذهبی هستم من متدین هستم این ببین علامتش این است ما خانهمان روضه میاندازیم ما خانهمان جلسه میاندازیم ببین من حجاب دارم ببین من الان مثلاً خانهمان رساله داریم ما مثلاً فرض بفرمایید حلال و حرام را رعایت میکنیم حیزی نداریم دزدی نداریم مجالسمان مختلط نیست چنین و چنان است ولی طبیعتگراست کاملاً.@ شما هشت سال دوران دفاع مقدس کاملاً معلوم شد چه کسانی طبیعتگرا بودند همه مسلمان بودند همه نماز میخواندند همه روزه میگرفتند حجشان را میرفتند مراسم عزاداری همه این هفتاد میلیون سی میلیون چهل میلیون همه شرکت میکنند اما همه حاضر نیستند به خاطر دین دست به شمشیر ببرند نق و قور نزنند اصلاً همچین آمادگی ندارد این قطعاً طبیعتگراست.@ یعنی یک حیوان مسلمان میشود نه یک انسان مسلمان، که حیوانیت دارد به حیوانیتش احترام میگذارد پس این را کاملاً این ملاک را دقت بکنیم چون میخواهیم راجع به فرمولی کار بکنیم که غمها را برطرف میکند دو تا را گفتیم رضا، یقین، اینها خیلی مهم است رضا و یقین که بحثش را هم قبلاً کردیم.@ اول مشخص کن کدام جبهه هستی ملاک چی شد؟ ملاک این شد اگر به خاطر دنیا با خدا درگیر شدی بیحسی پیدا کردی ضعف معنوی پیدا کردی دچار ضعف اعصاب شدی خدا به دادت نرسید امام زمانت به دادت نرسید خانواده آسمانیت به دادت نرسید دلخوشیهای بالاتر نداشتی نشان میدهد طبیعتگرا هستی.@ فطرتگرا اینطوری نیست فطرتگرا وقتی بچهاش میمیرد میگوید یک امتحان الهی بوده الحمدلله خدا رحمتش بکند (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) پس ببینید قرآن که میگوید بشارت بده (وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) این کار یک فطرتگراست نه کار یک طبیعتگرا این فرهنگ فطرت است.@ فطرتگراست که اگر مثلاً لباسش اتو نکرده باشد بخواهد برود بیرون خجالت نمیکشد اگر پردهاش خانهاش موبایلش یک طور دیگر باشد که مال بقیه نیست پایینتر باشد خجالت نمیکشد چون شرافت را به اینها نمیداند این از یک جای دیگر دارد شرافت را دریافت میکند.@ فطرتگرا هیچ وقت برای دنیا عصبانی نمیشود (مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار وَ مَن بَکی عَلَی الآخِرَۀِ دَخَلَ الجَنَّۀ) پس ببینید ما قبل از اینکه بخواهیم مشخص بکنیم که نماز بخوانم هی ذکر بگویم هی دعا بخوانم این کار خیر را بکنم آن کار خیر را بکنم برویم این کار را بکنیم اول مشخص کن تو طبیعتگرایی یا فطرتگرا.@ علامت اینکه یک نفر فطرتگراست این است که هرگز به خاطر اینکه خدا از او دنیایی را کسر میکند یا خودش در اثر اشتباهاتش و حماقتهایش دنیایش آسیب میبیند افت معنوی پیدا نمیکند بیحوصلگی عبادی پیدا نمیکند با خدا درگیر نمیشود این فطرتگرا میشود.@ همان داستانی که از امام صادق(ع) بارها برای شما نقل کردم نگران بچهاش هست این بچه مریض است این خیلی خوب است چون عاطفه دارد انسان نسبت به اطرافیانش نگرانی دارد دعا میکند پرس و جو میکند علاقه دارد اما وقتی قضا نازل شد آقا تمام شد بچه مُرد.@ (سُبحانَ الَّذی یَقتُلُ اَولادَنا وَ لا نَزدادُ لَهُ اِلاّ حُبا) منزه است خدایی که منزه است، عاشق هیچ وقت معشوقش را لکهدار نمیبیند میگوید مثلاً این شوهرت بدرد نمیخورد نه خیلی مرد خوبی هست شما نگویید اینطوری نه خیلی حُسنهای خوبی دارد.@ شما هر کاری کنید این زن را نسبت به شوهر بدبین بکنی نمیشود هر کاری میخواهی بکنی این مرد را نسبت به زن بدبین بکنی با این که عیب هم دارد خود زن هم میداند که عیب هم دارد هزارتا عیب بیشتر از شما هم میداند در دلش نگه میدارد ولی نمیتواند از او بدش بیاید.@ یعنی میگوید (سُبحانَ زَوجی سُبحانَ شوهری سُبحان زنی) زن من خیلی خوب است شوهر من خیلی خوب است بچه من خیلی خوب است مادرها دیدید که عیب بچههایشان را نمیبینند هیچ وقت عاشق معشوقش را لکهدار نمیبیند سبحان سبحان بچه مُرد سبحانَ بچه مُرد او لکهدار نیست اول سبحانت را بگو سبحان سبحان.@ ما نه ما الان داریم میگوییم (سُبحانَ رَبی الاَعلی وَ بِحَمدِه سُبحانَ رَبی العَظیمِ وَ بِحَمدِه سبحان الله سبحان الله سبحان الله) حواسمان جای دیگر است اگر آن وسط یک استکان بشکند نمازمان خراب میشود اصلاً.@ داد میزنیم سر همسرمان سر بچههایمان اگر یک تصادف بکند ماشین یک جایش بخورد میبینی طرف آمده در خانه امام حسین رفته شمر برمیگردد در خانه، اینطوری است جیبش را بزنند.@ یادم یک خانمی یک موقعی به من گفت من دیگر کلاس نمیایم گفتم برای چی گفت کفشهایم را بردند. گفتیم ما بهتر از پول کفشت میدهیم نیا تو اصلاً حضرت عباسی نیا، دقیقاً همینطور است آنهایی که توبه میکنند میگویند چرا ما توبه کردیم آن موقع که توبه نکردیم خیلی وضعمان خوب بود حالا که توبه کردیم حالا که آشتی کردیم با خدا چرا اینطوری شد.@ تازه طرف توبه کرده یک کفش نو مارکدار هم خریده آمده دیده کفشش را بردند بله خدا اگر شده جبرئیل را بفرستد کفشت را ببرد میفرستد کفشت را ببرد چرا؟ چون قرآن میگوید (أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ) تا گفتی ما هم در حزب شما هستیم من سرباز شما هستم من رفیق شما هستم امتحان نمیشویم نه امتحان وجود دارد.@ اصلاً اینطوری نیست که امتحان وجود نداشته باشد خدا تا ادعا بکنی من عاشقت هستم امتحان میگیرد از تو از سر سفره امتحان میگیرد امروز مثلاً کباب به او نرسیده ببین چه حسی به تو دست میدهد آمدی غذایت را یک کسی خورد.@ نوشابه به تو نرسید تهدیگ به تو ندادند نمیدانم کجای کلهپاچه را به تو نداند معلوم میشود شخصیت آدم کاملاً معلوم میشود یک تصادف اتفاق میافتد یک مشکلی پیش میاید طبیعتگرا نوع رفتارهایش با فطرتگرا کاملاً فرق میکند.@ که حالا این بحث را اگر رسیدیم انشاءالله بعد هم در مباحث پنجشنبه خانواده آسمانی یک مقدار بیشتر توضیح خواهیم داد اگر یک موقع کسی خواست کاملترش را پیدا بکند برگردد به بحث فرهنگ و طبیعت در سلسله مباحث ولایت.@ ببینید دغدغههای آدم هست که امام باقر(ع) تعریف میکند میگوید یک بنده خدایی رفت پیش امام سجاد گفت که خیلی افسرده و غمگین بود حضرت گفت که چرا اینقدر غمگینی تو خیلی گرفتهای؟ ببینید انگار این حدیث مال امروز است.@ میگوید من (قُومٌ وَ هُمُومٌ تَتَوالا عَلَیَ لِمَ امتَحِمتُ بِهِ مِن جَهَۀِ حُسادِ نِعمَتی) من همیشه اضطراب دارم آدمهایی اطرافم هستند که نسبت به نعمتهایی که من دارم حسودند یک مشت حسود دور من را گرفته نعمتهایی که من دارم چشم دیدن من را ندارند مادرشوهرم خواهر شوهرم جاریم باجناقم اضطراب دارم اصلاً در برخورد با اینها من اینطوری هستم.@ تا ندارد غصه میخورد که ندارد وقتی دارد غصه میخورد که چرا بقیه نسبت به من چشم دیدن این نعمت را ندارند باز هم غصه است حالا داشتن یا نداشتنش چی شد.@ بچه ندارد میکشد خودش را، غمگین است ناراحت است هزینه میکند که بچهدار بشود بچهدار میشود میگوید اعصابم را خورد دیوانهام کرد اینطوری است داستان.@ (وَ الطامِعینَ فیَ) یک مشت آدمهایی هستند که همهاش آویزان من هستند طمع دارند باور کنید چند تا ثروتمند خیلی کلان میشناسم اینها هر وقت میایند پیش من ناراحتند اعصابشان خورد است لب و لوچههایشان آویزان است میگویم چی میگوید آقا من اصلاً رابطهام با همه همه من را به صورت اسکناس میبینند هر کس به من نگاه میکند من را به شکل اسکناس میبیند.@ لذا من نمیتوانم با هیچ کس رابطه داشته باشم چون همه میخواهند به من بگویند که پول میخواهم این به جای اینکه الان جای خدا بنشیند کریم است خوشحال باشد که خدا تو را در جایگاه خودش نشانده به عنوان یک بنده دارا میتوانست خدا تو را گدا بکند بدبخت و نیازمندت بکند ولی الان به تو داده.@ چرا میترسی یکی از تو بگیرد دیدید بعضیها فقیر را میبینند رویشان را میکنند آنطرف که فقیر او را نبیند فقیر میاید شیشه ماشین را میکشند بالا به جای اینکه خوشحال باشند الان یک فقیر دارد به من نزدیک میشود من هم با اینکه نمیدانم که نیاز دارد یا نیاز ندارد.@ ولی خوشحالم که یک بنده خدا دارد به طرف من میاید من میخواهم امتحان بشوم چکار دارم که نیاز دارد یا نیاز ندارد، شیشه ماشینش را زودتر میکشد پایین، من دیدم آدمهای اینطوری خدا شاهد دیدم مثلاً یک ربع ناراحت است میگوید شیشه را کشیدم پایین آن دختر من را ندید شیشه را کشیدم پایین این زن من را ندید من این پول را به او بدهم.@ چقدر دوست داشتم این پول را من به او بدهم یک کسی نه شیشه را میکشد بالا فقیر میاید سراغش ناراحت میشود سیدالشهدا فرمود (اِنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم فَلا تَمُلونَ) اینکه مردم به شما احتیاج دارند از نعمتهای خداست بر شما پس از نعمت خدا ملول نشوید ناراحت نشوید.@ برای چی غصه میخورید برای چی ناراحت میشوید اعصابم خورد است یک مشت مفتخور درم ریختند یک مشت طمعکار دورم ریختند همه از من توقع دارند آقا خیلی خوب است دارندگی و برازندگی بده خدا مگر نگفته من یک تا هفتصد برابر میدهم پس برای چی ناراحتی میخواهی یک کار خیر انجام بدهی چرا میترسی چرا خودت را پنهان میکنی.@ (وَ الطامِعینَ فیَ) مادرشوهرم طمع دارد پدرم طمع دارد مادر زنم طمع دارد پدر زنم طمع دارد برادر خانمم طمع دارد نکنید به کسی ندهید به شوهرش میگوید نده او به زنش میگوید نده هیچی اصلاً یک زندگی بیبرکت پرزحمت پراسترس پرنکبت پرمریضی پرغصه هیچی.@ (وَ مِمَن اَرجُوهُ) کسانی که من به آنها امیدوارم طمع دارم از دست آنها هم باید غصه بخورم انتظاراتی از آنها دارم که انتظارات من را برطرف نمیکنند.@ شوهرم توقعاتم را برطرف نمیکند زنم توقعاتم را برطرف نمیکند کارگرهایم توقعاتم را برطرف نمیکنند این توقعاتم را برطرف نمیکند این کارمندم اینطوری هست آن یکی اینطوری هست همهاش حرص و جوش است.@ (وَ مِمَن اَحسَنتُ اِلَیه فَیُخلِفُ ظَنّی) مرگ سیاه است کسانی که من به آنها خوبی کردم آنها به من بدی میکنند اعصابم را خورد کرد بچه را بزرگ کردم بیست سال نمکنشناسی میکند شوهرم را جوانیم را پایش گذاشتم اینطوری، این زن را من چقدر برایش هزینه کردم و زندگی کردیم و چنین و چنان اینطوری فلان کارگر فلان کس را من از بدبختی نجاتش دادم چکار کردم اینطوری این که همهاش غصه شد.@ راهی هم دارد؟ همه اینها را خدا به آدم هدیه میدهد یعنی میگوید ببین من این بندهام را گذاشتم تو به او خوبی کن این گاز میگیرد ولی تو خوبی کن داستان این است میتوانی یا نه مثل من خدا این همه بندگانم را دارم خودت هم از آنهایی هستی که من به تو محبت کردم کلی من را گاز گرفتی، خدا به ما میگوید.@ شبهای ماه رمضان میخوانیم (تَتَحَبَبُّ اِلَیَ وَ اَنَا اَتَبَغَضُ مِنک) تو هی به من محبت میکنی من همیشه به تو دشمنی میکنم ای خدا، تو دوستی میکنی من دشمنی میکنم من پرخاشگری میکنم به تو، من ناز میکنم به تو انگار که جایگاهمان عوض شده ای خدا ولی هیچ وقت این بدرفتاریهای من باعث نمیشود که خوبیهایت را ادامه ندهی.@ خدا میگوید میتوانی مثل ما باشی یا نه میتوانی کینه به دل نگیری میتوانی به یک نفر خوبی بکنی بعد بدی بکند دلت چرکین نشود اگر نمیتوانی پس اسم غفور نداری اگر نمیتوانی پس اسم عفوو نداری نه غفوری نه عفووی نه ستاری.@ (مِمَن اَحسَنتُ اِلَیه) کسانی که من به آنها محبت میکنم آنها چکار میکنند آنها (فَیُخلِفُ ظَنّی) درست بر خلاف آن فکری که میکردم یک کاری میکنند که من اصلاً فکرش را هم نمیکردم درست از همان کسی که دوستش داری برایش خیلی سرمایهگذاری کردی یکدفعه میبینی یک چیزی سر زد که اصلاً تو در مخیلهات هم نمیامد.@ اینجاست که ببین عُرضه داری آدم باشی و شادیت را حفظ بکنی یا نه فطرتگرا این آدمها را دقت بکنید فطرتگرا که همه را میگذارد پای خدا و برای قرب به الله از اینها استفاده میکند یعنی اسم مبدل دارد شبیه خدا میشود از اسمهای غفران مبدل عفوو استفاده میکند.@ کینه به دل نمیگیرد میکشد بالا، از اسم حمید اسم مجمل اسم زیبا استفاده میکند زیباییها را دریافت میکند، یعنی چه چیزی را دریافت میکند از بدیهای مردم و جامعه؟ (نور) طبیعتگرا چه چیزی را جذب میکند غصه افسردگی ناراحتی کینه و نار را جذب میکند.@ او نور میگیرد و این جهنم میگیرد او بهشت میگیرد و این جهنم دریافت میکند پس این صحنهها برای همه آدمهای خوب و بد برای کافر و مؤمن اتفاق میافتد هم کافر هم مؤمن، ولی این فطرتگراست که میتواند از این زبالهها بازیافت بکند.@ این با اسم مبدلی که دارد تبدیل میکند همه آن چیزهای بد و منفی را به چیزهای خوب، به جای عصبانیت کینه نفرت افتادن به غیبت و تهمت و اختلافانگیزی و فتنهانگیزی این خوب میتواند از آن استفاده کند.@ حالا حضرت یک راهکار میدهد این راهکار را فقط یک فطرتگرا میتواند این کار را بکند (فَقالَ لَهُ عَلیُ بنُ الحُسَین(ع))حضرت سید الساجدین(ع) علی بن الحسین(ع) فرمود (اِحفَظ عَلَیکَ لِسانَک تَملِک بِهِ اِخوانَک) حضرت در همه اینها یک چیز میگوید میگوید زبانت را نگه دار سخت است گله نکن قور نزن نق نزن زبانت را نگه دار همین.@ شما نگاه کنید 90% طلاقهای ما بلکه 100% مال زبان است. بیشتر حرفها آدمها را ناراحت میکند میگوید دوستش دارم ولی خوشم نمیاید میخواهم از او طلاق بگیرم دوستش دارم ولی میخواهم طلاقش بدهم برای چی؟ میگوید این حرفها را بمن زده این چیزها را به من گفته، اصل ماجرا بر اساس یک مشت حرف انجام میشود.@ حضرت چکار کرده میگوید آقا زبانت را حفظ کن زبانت را نگه دار یک چیز بد نگو یک چیز منفی نگو مراقبت کن یک جاهایی که انسان ممکن است تندی بکند و باید هم تندی بکند و لازم هم هست یک حرف تندی هم بزند آن هم باید فطرت اجازه بدهد یعنی الله اجازه بدهد که این حرفها را بزند.@ و الا اگر دلم خواست اینطوری بگویم دلم خواست خودم را تخلیه بکنم دلم خواست استفراغ بکنم روی طرف مقابل، دلم خواست بشویم بگذارمش کنار عقده شده بود برایم دیگر کنترل شدنی نیست میخواهد دو کلمه بگوید پنج تا هم میگذارد رویش بعد میبیند که بدتر شده اوضاع خیلی بدتر شده.@ پس در بحث غم و شادی ما باید دقت بکنیم اول اگر یک کسی میخواهد شادی جذب بکند و آرامش، اول باید ببیند دلش عقربه دلش در انتخاب محبوبها و معشوقها به کجا میکشد. میتواند بگوید لا اله الا الله راست است یا نه اگر گفت لا اله الا الله راست گفت اگر الله برایش مهمتر از بقیه معشوقها بود این فطرتگراست.@ خدا نمیگوید اینها را دوست نداشته باشید میگوید اینها را دوست داشته باشید هر چه بیشتر هم بهتر خدا نه با دنیا نه با مال نه با عشق زمینی با هیچ کدام مخالف نیست میگوید اینها را دوست داشته باشید، گفتیم علامت یک مؤمن چیست؟ هر چه ایمان میرود بالا علاقه به همسر بیشتر میشود این نشاندهنده این هست که شخص بین آن فطرت و طبیعت یک رابطه وجود دارد.@ امام صادق میفرماید کسی از ما نیست که جمع مال را دوست نداشته باشد ولیکن از حلال اشکال ندارد جمع مال بکند کسی، ثروتمند باشد خیلی هم خوب است حلال به شرطی که مثل این آقا گیر نیافتد ثروتش اذیتش نکند.@ بتواند عُرضه داشته باشد با ثروت شادی درست بکند نه دلبستگی وابستگی و شخصیتش برود به اسارت این بخشها بعد دیگر میبینی حوصله نماز و خدا و عبادت و اینها را هم ندارد.@ این خیلی مهم است بحثمان باشد تا اینجا تا انشاءالله برای بعد یک چند دقیقه هم من درباره ماه مبارک سخن بگویم برایتان.@ در ماه مبارک هست (دُعیتُم فیهِ اِلی ضیافَتِ الله) میهمانی خدا، میهمانی را چه کسی حس میکند؟ همان فطرت یعنی شخص فطرتگراست وقتی که اسم ماه مبارک میاید خوشحال است دارد میاید ذوقزده است چون جشن است عروسی است از عروسی هم بالاتر، وصال است و طبیعتگرا نه وقتی اسم ماه مبارک میاید در آن محدودیت ناراحتی غصه این چیزها را میبیند.@ یک قاعده بگویم یک عاشق برای اینکه ثابت بکند عاشق است نسبت به معشوقش معمولاً یک نوع فداکاریهایی میکند در ازدواج میگویند مهر بده صداق میگویند علامت صداقت، مهریه فارسی میگویند این علامت محبت است یک هدیه است که وقتی ما نمیفهمیمش میشود علامت دشمنی و کینه و چیزهای دیگر متأسفانه، اصلاً نمیفهمیم باید چطوری از آن استفاده بکنیم همهاش تبدیلش میکنیم به عوامل کینه.@ وقتی یک کسی به یک کسی میگوید دوستت دارم باید معلوم باشد باید یک فداکاریهایی برایش بکند یک هزینههایی باید برای معشوقش بکند هیچ وقت یک عاشق از اینکه برای معشوقش دارد هزینه میکند تا در قبال هزینه کردنها دل معشوق را توجه معشوقش را بدست بیاورد ناراحت نیست.@ از اینکه جمع کرده پول را بعد مثلاً یک هدیه سنگین خریده برای محبوبش و همین که محبوبش کیف بکند خوشحال است کار کرده زحمت کشیده هزینه کرده ولی خوشحال است اصلاً دوست دارد آن هزینه را حالا بیاید این هزینه را بدهد و او نپذیرد چقدر ناراحت میشود.@ نشسته چشم گذاشته بدن گذاشته یک بافتنی بافته مثلاً برای همسرش، یک شال بافته خیلی کار قشنگی است هدیه میکند من از وقتم از جانم گذاشتم برای بچهاش برای همسرش، مرد برای زن زن برای مرد و دوست دارد آنها بپذیرند اصلاً مرد کیف میکند برود بیرون کار بکند چند شیفت هم کار بکند بیاید در خانه هزینه بکند و همه هم خوشحال بشوند.@ زن از اینکه فداکاری میکند در خانه زحمت میکشد بچهداری میکند خانهداری میکند کیف میکند همه هم دوست دارند که این دیده بشود وقتی افتادیم به نق و قور خیلی بد میشود یعنی وقتی گفتی من همهاش برای تو اینکار را کردم او بگوید من برای تو این کار را کردم.@ ما در ماه رمضان فطرتگرا همیشه به دنبال این هست که یک طوری یک چیزی را به خدا هدیه بدهد و او گرسنگی و تشنگیش را هدیه بدهد او که نمیخواهد دل خدا را به دست بیاورد تا خرخره میخورد.@ یعنی این همانطور که عرض کردم تا افطار آروقهای سحر را میزند تازه، یعنی اینطوری است اینقدر میخورد، یک طوری بخوریم که تشنهمان نشود یک طوری بخوریم که گرسنهمان نشود یک طوری بخوریم که به درسهایمان لطمه نخورد.@ یک طوری بخوریم که مثلاً پولمان کم نشود یک طوری بخوریم ساعت کارمان کم نشود آقا قرار است عاشقی کنیم خدا گفته همه تعطیل خلوت، خلوت یعنی چی؟ یعنی یک زن و مردی حالا فرض بفرمایید دختر پسری با هم ازدواج کردند بعد پسر یا دختر فرصت نامزدبازی ندارد میگوید حالا عزیزم باشه من یک سال را درس دارم بعد حالا هیچ وقت همدیگر را نبینند خوب این چه علاقهای شد؟@ وقتی یک پسر مرخصی میگیرد یک پسر به قول امروزیها جیم میزند قال میگذارد پدر مادر و بقیه را، میاید با یک دختر خلوت میکند آن دختر میفهمد که دوستش دارد که همه چیز را تعطیل کرده آمده اینجا، آمده گفته دو ساعت وقت دارم ولی پنج ساعت پیشش مانده یک دختر مثلاً همینطور، علامت این است که دوستش دارد میتواند قال بگذارد.@ ما در ماه رمضان حاضر نیستیم قال بگذاریم یعنی وقتی خدا به ما میگوید بقیه را قال بگذار بیا، دیگر خودمان دو تا هستیم اینها را ول کن این کارها را ول کن خودت بیا، به خدا میگوید نه من درس دارم من کار دارم من بازار دارم من اداره دارم من شرکت دارم حاضر نیستی مرخصی بگیری برو مرخصی بگیر عاشقی است برای عاشقی باید مرخصی بگیری.@ برای ماه عسل یک ماه مرخصی میگیرد اصلاً دردش نمیاید برای نامزدبازیهایش برای مسافرتها مرخصی میگیرند کارها را تعطیل میکنند مغازه را میبنند اصلاً ناراحت نیستند برای بخش طبیعت این کارها را میکنند ولی وقتی نوبت به بخش فطرت میرسد میگوید خسارت دارد آخر ما از کار و زندگی میافتیم.@ این نشان میدهد که این شخص اصلاً عاشقی بلد نیست این شخص اصلاً در ضیافت نمیخواهد شرکت بکند ضیافت یعنی وقتی که وارد میهمانی خدا شدی همه گرانترین هدایاشان را میآورند که تقدیم بکنند هر کسی سعی میکند برای اینکه دل خدا و امام زمان را بقاپد دل خدا و امام زمان را به دست بیاورد.@ دل خانواده آسمانیش را به دست بیاورد دل مادرش فاطمه زهرا را بدست بیاورد هدیههایش گران قیمتتر باشد این از دو ساعت گرسنگی و تشنگی هم فرار میکند آقا یک طوری روزه بگیرید عزیزان که لااقل چهار و پنج بعدازظهر یکذره اذیت بشویم نگوییم نه ما گرسنهمان نشود تشنهمان نشود وقتی که عاشقی خلوت نمیخواهی داشته باشی نمیخواهی به طبیعت فشار بیاید این از این.@ این که هیچی نمیگذارند گرسنه و تشنهاشان بشود بعد از افطار هم دوباره انتقام میگیرند از خدا با عصبانیت سفرهها را شما نگاه کنید سفرههای افطار همه عقدهای همه انتقام گیرنده همه با ناراحتی است یعنی اصلاً فلسفه عشقبازی خلوت ماه مبارک اصلاً وجود ندارد.@ این یک نکته خیلی مهم است ماه رمضان فصل عاشقی ماست واقعاً ماه عسل ماست با الله با خانواده آسمانی باید خیلی چیزها را ترمزش را بکشیم خیلی چیزها را کم بکنیم بیافتیم به عاشقی نه فرصت قرآن خواندن ندارم فرصت احیا ندارم فرصت شب مسجد رفتن و سخنرانی رفتن ندارم فرصت نماز شب ندارم فرصت نماز جماعت ندارم اصلاً خدا تعطیل کرده تا تو همین غذاها را بخوری.@

باز هم همان است ما همان علاقههای طبیعی نگهمان داشته چون طبیعتگرا هستیم وقتی یک تکلیف فطری میاید تکلیف فطری را در خودمان ذوبش میکنیم میگوییم خدایا حالا که روزه را واجب کردی بسپار دست خودمان مدیرتش را، میگوید نماز را واجب کردی باشد من نماز را میخوانم ولی با مدیریت خودم که به طبیعتش لطمهای نخورد.@ واجب کردی هفده رکعت باشد قبول است حج واجب کردی یکبار میرویم باشد روزه واجب کردی سالی یکبار باشد میگیرم ولی با مدیریت طبیعت، با مدیریت فطرت انجام نمیشود رنگ طبیعت به آن میزنیم یعنی یک روزهداری طبیعتگرایانه یک حجاب طبیعتگرایانه.@ یعنی ما دین را دریافت میکنیم میاوریم در سیستم تبدیل طبیعت، رنگ طبیعت به آن میزنیم فطرتگرا اینطوری نیست فطرتگرا طبیعت را میگیرد رنگ فطرت به آن میزند او طبیعت را دریافت میکند فطریش میکند تبدیلش میکند به نور، این دین را میگیرد تبدیل به طبیعتش میکند و نارش میکند.@ عبادتهایش هم گناه میشود صدقاتش هم گناه است خیراتش هم گناه است نمازهایش هم بیادبانه است عبادتها بیادبانه است ما باید خودمان را تقویت بکنیم عزیزان همه اینها که گفتم از قضیه طبیعتگراها الان به کسی بر نخورد مصداقش خودم هستم من راجع به خودم دارم صحبت میکنم.@ ولی ما باید این فطرتگرایی خودمان را تقویت بکن تا یواش یواش مثل یک گُل نرم که در دل یک سنگ است یواش یواش دل این سنگ را میشکافد میاید بالا با حوصله با صبر با استمرار.@ وقت ندارم عجله دارم همین باید دو روزه خوب بشوم یک ماهه باید خوب بشوم هیچ وقت اتفاق نمیافتد پس چرا اتفاقی نمیافتد اصلاً خوب نمیشود این گُل را نگاه کنید چقدر با حوصله یک سنگ را میشکافد بدون اینکه آسیب ببیند با نرمی میاید بالا و بعد شکوفا میشود.@ عجله نکنیم حالا نگویید این حرفها را که از آقای شجاعی شنیدیم حالا چرا من اینطوری نیستم بعد بیاییم غصهدار بشویم شیطان هم بیاید چون ما قبلاً بحث وسوسه را اینجا کردیم دیگر انتظار نداریم شما ناامید بشوید اینجا در کلاس بحث وسوسه را کردیم شیطان نیاید بگوید ببین آقای شجاعی چی گفت پس تو کلاهت پس معرکه هست برو بمیر نه.@ من الحمدلله عاشق خدا هستم عاشق دینم عاشق اهل بیتم عاشق خانواده آسمانیم هستم از خدا خوشم میاید از نماز خوشم میاید از عبادت خوشم میاید از صورتهای مقدس خوشم میاید از فطرت خوشم میاید حالا طبیعت را دوست دارم دلم آشوب است نسبت به اینها.@ ولی خوب یواش یواش عاشقی میکنم فرمودند اگر عاشق نیستید خودتان را به عاشقی بزنید یواش یواش درست میشود ناامید نباید بشویم خوراک بخوریم تغذیه بکنیم کسی هم در کلاس نباشد که برنامه نداشته باشد همه گفتم آنهایی که برنامه ندارند حتماً باید تحت برنامه باشند فقط صرفاً شنیدن و سر کلاس آمدن کافی نیست.@ باید یک برنامه منظم علمی و عملی و معنوی داشته باشند تا انشاءالله رشد پیدا بکنیم قدرت پیدا بکنیم من عرض کردم همین مقداری که برای شما صحبت میکنم چند برابرش را در طول هفته خودم میروم مینشینم کسی برایم صحبت بکند یک کس هم نه کسان مختلف مینشینم چند برابر صحبتی که برای شاگردانم میکنم فقط میروم میشنوم.@ اول چون همه ما احتیاج به تغذیه داریم احتیاج به غذا به رشد داریم بنابراین وقتی به شما میگویم دو ساعت وقت بگذارید خودم قطعاً ده ساعت وقت را میگذارم دیگر دو سه ساعت وقت گذاشتن در روز کار سختی نیست وقت بگذاریم تا یواش یواش به آرامش به شادی به قدرت و به نشاط برسیم.@ نکته دوم در مورد ماه مبارک رمضان یادتان نرود ماه رمضان ماه امام زمان است بیشتر از ماه شعبان هم مهدوی است توضیحش را نمیدهم در سیدی مراقبت ماه مبارک آنهایی که نگرفتند حتماً تا ماه مبارک شروع نشده این سیدی را شروع کنند کارهایش را گوش بدهند کامل مراقبات ماه مبارک که البته فکر میکنند اکثریتتان این کار را کردید.@ ولی حالا آن کسانی که این کار را نکردند اول مراقبت ماه مبارک را کار بکنید که انشاءالله ماه مبارک از دستمان نرود و بتوانیم از آن استفاده بکنیم و مهمترین چیزی که علامتی که یک کسی در ماه مبارک معلوم است که نزدیک دارد میشود به ضیافت، نزدیک دارد میشود به هدف، این هست که نزدیک بشود به امام زمان(ع).@ ماه رمضان ماه امام زمان است بیشترین دعاها بخصوص شبها یادتان نرود این ده دقیقه یک ربع آنهایی که عربی بلند عربی و آنهایی که بلد نیستند فارسی دعای افتتاح یادتان نرود فوقالعاده مهم است شبها حتماً دعای افتتاح خوانده بشود بخصوص بخشهایی که مربوط به امام زمان است.@ سعی کنید با حضور قلب بخوانید با تمام وجودتان بخوانید اینکه حالا این دعاها باید چه تأثیری روی ما بگذارد ما باید چه تصمیمهایی بگیریم این را دیگر در مراقبت ماه مبارک توضیح دادم.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با هم پنج مرتبه با هم آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان، مسلمین و مستضعفین جهان رفع اضطرار از زندگیهای خودمان تلخیهای زندگیمان حل مشکلاتمان شفای مریضانمان مشکلات جوانانمان اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ.@ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان و خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاءالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم و اینکه انشاءالله ماه مبارک خوب و مقبولی داشته باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@