جلسه 004 - راه‌های مبارزه با غم
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
3
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - راه‌های مبارزه با غم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ تبریک عرض میکنم خدمت همه عزیزان عید بزرگ مبعث را هدیه به محضر مقدس رسول خدا صلوات بلند ختم بفرمایید. بحثمان درباره غم هست غم یک امر غیر طبیعی هست در وجود انسان یعنی همانطور که درد یک امر غیر طبیعی هست در بدن، غم هم در وجود انسان یک امر غیر طبیعی است یعنی یک مرض محسوب میشود.@ کمااینکه امیرالمؤمنین(ع) فرمود(اَلغَمُ مَرضُ النَفس) سه تا کلمه است غم بیماری روح است بیماری جان انسان هست اینکه غم بیماری روان انسان هست باید اول پذیرفته بشود که طبیعی نیست وضعیت کسی که غمگین هست چرا؟ چون همیشه برای یک شخص مؤمن دلخوشیهای بالاتری وجود دارد نسبت به مایههای غم.@ گاهی وقتها غم انسان یک غم آسمانی و الهی است مثلاً کدورتی بین او و خداوند بین او و اهل بیت بین او و خانواده آسمانیش ایجاد شده این غم غم قشنگی است مثل اینکه کدورتی بین یک زن و شوهر اتفاق میافتد یا خواهر و برادر یک ذره آدم را ناراحت میکند این مربوط به بخش پایینی ماست بخش حیوانی ماست.@ انسان وقتی که دلخوشیهای بالاتر داشت دلخوشیهای واقعاً بالاتر از بخش حیوانی دلخوشیهای عقلانی و فوق عقلانی داشت این وقتی که در حیطههای حیوانی و پایین او غمی اتفاق میافتد این دلخوشیها آنقدر قدرتمند هست چون جاودانه است آنقدر قدرتمند هست به بهشت وصل است به الله وصل است به بینهایت وصل است که روی غمهای مرحله پایین را کاملاً میپوشاند.@ حالا غمهای خوب و مثبت را میگذاریم برای بعد عرض میکنم راجع به غمهای مثبت و خوب که انرژی برای انسان میاورد خودش نوعی قدرت میاورد پاکی برای انسان میاورد این غمها برای بعد انشاء الله سخن خواهیم گفت.@ اما از نگاه قرآن غم یک مرض هست برای نفس برای روان انسان یک بیماری هست و نباید باشد که حالا میخواهیم راجع به همین بد بودنش و اینکه چرا نباید باشد چند جلسهای را انشاء الله سخن بگوییم.@ در جلسه گذشته یکی از چیزهایی که میتواند غم را برطرف بکند در موردش سخن گفتیم اگر خاطر شریفتان باشد یقین و رضا بود یقین و رضا اینکه انسان هر چه که برایش پیش میاید راضی به آن باشد که در دستگاه الهی هیچ چیز برای انسان بیحساب و کتاب ایجاد نمیشود این یقین خیلی به کار انسان میاید.@ علی(ع) میفرماید که(اِطرَح عَنکَ وارِداتِ الهُموم بِعَزائِمِ الصَبر وَ حُسنِ الیَقین) طرد کن دور کن از خودت آن وارداتی که هموم هست غصههایی که وارد قلبت میشود اندوههایی که وارد قلبت میشود با صبر و حسن یقین دفعشان بکن یعنی یقین خوب انسان یقین خوبی داشته باشد ایمان خوبی داشته باشد.@ یقین انسان را از بسیای از غصهها نجات میدهد یعنی همین که انسان میداند این چیزی که الان سرش آمد باورش بشود این بلایی که الان سرش آمد یا از کوتاهیهای خودش هست که خودش کرده ولی خداوند به خاطر همین هم که خودش کرده زحمتی که میافتد اشتباهی که کرده دردسری که برای خودش درست کرده گناهان او را میبخشد با اینکه خودمان مقصر هستیم.@ ولی خداوند اینقدر مهربان است که در ازای این اشتباه برای انسان کفاره ایجاد کرده یا دیگران در حق ما ایجاد کردند این مشکلی که هست که این هم برای ما اجر دارد و کفاره دارد ذخیره هست برای ما و ما چیزی را از دست ندادیم اگر فقدانی هست در مرحله حیوانی ما دارد صورت میگیرد.@ حالا یعنی چی من خوشحال باشم الان ماشینم لاستیک ترکیده گِلگیرم اینطوری شده شیشه ماشینم شکسته خانهام اینطوری شده بله یک امر حیوانی و مادی هست ولی مؤمن همیشه دلخوشیهای بالاتری دارد که با داشتن آن دلخوشیهای بالاتر غصه پایین را نمیخورد.@ قاعده چه بود پیامبر فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) این را یادتان نرود شعار است بگذارید روی تلفن همراهتان باشد هر وقت زنگ خورد این جلوی چشمتان بیاید بگذارید اگر کسی هم صدای خوبی دارد با صدا بگذارد خوب است.@ (مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) هر کس دنیا بتواند گریهاش بیندازد غصه بخورد به دنیا یک چیزی که مربوط به دنیاست مربوط به این بخشهای پایینی یعنی حس و خیال و هم امورات پایینی هست کسی غصه میخورد برای اینها این داخل جهنم است یعنی این همین الان دارد نفس خودش را آتش میزند این سهم آتش هم میرود آنطرف ذخیره میشود.@ بله همین الان چرا؟ مثل جنین است جنین اگر فرض بفرمایید در دوران بارداری مادرش نُه ماهی که هست مادر حرص و جوش بخورد به او ضربه بخورد این جنین الان ضربه خورده اما این ضربه را وقتی میاید به دنیا با خودش میاورد آثارش را یا نمیاورد؟ میاورد.@ مثل مریضی معلولی ناراحتی عصبی گریههای خیلی وحشتناک مشکلات روحی روانی که جنین با خودش میاورد مادر آنجا در فشار بوده این فشار الان در رحم دریافت کرده فقط فرقش این هست که ما در دنیا خودمان خودمان را فشار میدهیم.@ یعنی خودمان هی عذاب برای خودمان درست میکنیم این عذاب ذخیره میشود در نفس وقتی میرود در دارالسلام یعنی جایی که فقط سالمها را راه میدهند که جای غم و غصه نیست این غم و غصههایی این گرفتاری برایش درست میکند آنجا یعنی در فضایی که نباید انسان ذخیرههای غصهای و غمی داشته باشد این با خودش آنجا دارد.@ لذا اینکه داریم دائماً میگوییم قبر ما نفس ماست همین الان ما داریم جهنم و بهشتمان را میگذرانیم نه اینکه آنطرف بهشت و جهنمی نیست نه ما الان دوران جنینیمان را داریم میگذرانیم در رحم دنیا اگر که با خودمان آشغالها را برداریم.@ کینه برداریم غصه برداریم ناراحتی برداریم عذاب برداریم دلچرکینی برداریم حرص و جوشهای الکی برداریم اینها در نفس ذخیره میشود وقتی میخواهد برود در دارالسلام در برزخ بعد از وفاتش میبینید آنجا نمیتواند لذت ببرد چون قُری دارد صدمهخوردگی دارد.@ مثل جنینی که الان نمیتواند مثل بقیه بچهها راه برود چرا؟ چون در رحم آسیب دیده الان نمیتواند بایستد یا مشکلات دیگر دارد پس توجه بکنیم که اگر دیگران هم به ما وارد کردند این چیز را هر چه که هست مربوط به بخشهای پایینی است مربوط به بخشهای بالایی اگر باشد غمهایش غمهای قشنگی است و سازندگی دارد که بعداً در موردش سخن میگوییم.@ یا خدا به ما داده، خدا چطوری این بلاها و سختیها را به ما میدهد دلائل مختلفی دارد که هم در بحث بلا و بهشت هم در رشد و قدرت در سایه سختیها مفصل دهها جلسه در این باره صحبت کردیم که قضا و قدر الهی اینطوری اقتضاء میکند.@ مثلاً من فرض بفرمایید که زندگی که در دنیاست ساختارش باید تضاد داشته باشد اگر یک زندگی ساختارش تضاد نداشته باشد هیچ کس شبیه خدا نمیشود هیچ کس اخلاق الهی بدست نمیاورد اخلاق مثل باشگاه هر باشگاهی تضاد در آن هست شما هیچ باشگاهی سراغ ندارید که در آن تضاد نباشد.@ هر باشگاهی بخواهید بروید آنجا باید تمرین داشته باشد سختی داشته باشد مبارزه دارد دنیا باشگاه خداست همه ما عضو باشگاه الهی هستیم همه ما ثبتنام کردیم عضو این باشگاه هستیم وقتی آمدیم عضو این باشگاه شدیم یعنی تمرینات تبدیل شدن به خلیفۀ الله به مظهر خدا اولیاء خدا تمرینات رسیدن به خانواده آسمانی و ملحق شدن به آنها را باید انجام بدهیم.@ همه چیز تمرین است در واقع، هیچ چیز جدی نیست شوهر یک امر تمرینی است یک حریف تمرینی است زن یک حریف تمرینی است بچهها حریف تمرینی هستند باجناق و جاری و خواهرشوهر زن برادر و خواهرزن و مادرزن و اینها همه حریف تمرینی برای ما هستند اگر جدی بگیری غصه میخوری حماقت میشود.@ در واقع ما از نور یک درگیری از نور یک کدورت نارش را میگیریم آتشش را میگیریم از نورش استفاده نمیکنیم الان یک صحنه درگیری پیش آمد بین شما با یک نفر دیگر وقتی من میدانم در باشگاه خدا هستم میگویم این الان دارد به من فحش میدهد یا دارد تهمت میزند یا دارد حرف زوردار میزند من میتوانم از این درجه از فشار تولید نور بکنم.@ ولی وقتی میافتم به غصه و حرص و جوش خودم هم آنطوری میشوم از آن نار دریافت کردم این باشگاه خدا اینطوری هست دائماً هی خدا برای ما صحنههای اینطوری ایجاد میکند تا ما بتوانیم از پدرمان در درگیری با پدرمان درگیری با مادرمان درگیری با خواهر برادرمان درگیری با شوهر با زن با کسان دیگر بتوانیم نور دریافت بکنیم.@ بنابراین طبیعت خدا اینطوری است یعنی خداوند سیستم را اینطوری خلق کرده که در آن تضاد باشد سرمایش گرمایش تضادهایش همه قشنگ است و باید باشد و اگر نباشد هیچ کس رشدی نمیکند.@ لذا هر چقدر شما این سیستم خدا را بیشتر بفهمید قوانین خدا ناموس خدا سنتهای الهی را بیشتر بشناسید آرامتر هستید چون پشت صحنهاش را میبینید.@ شما وقتی یک بچه دارد گریه میکند مثلاً از شکم مادر به دنیا آمده دارد گریه میکند همه میگویند آخ جان الهی قربانت بروم همه به او میخندند او دارد غصه میخورد شاید اگر فهم بزرگترها را داشته باشد از دست ما عصبانی هم بشود بگوید نگاه کن اینها عجب آدمهای مسخرهای هستند ما داریم گریه میکنیم اینها دارند به ما میخندند اینطوری میکنند.@ ولی ما نه ما میدانیم یک تولد است ارتقا است آمده به دنیا فرصت دارد که مسیر سمت ابدیت را برود از این جهت خوشحال هستیم وقتی یک نفر پشت صحنه قضیه را میداند به قدرها پی برده دیگر خیلی غصه نمیخورد.@ الان مثلاً مادر من یک حرفی زده خیلی برای من زور دارد خوب من وقتی میدانم در معرض امتحان هستم آزمایش هستم دیگر قشنگ میدانم با این مادر باید چکار کنم.@ ولی وقتی حواسم نیست فقط این خود حیوانی را میبینم که این خود حیوانی باید محترم شمرده بشود حالا مادرم یک حرفی زده به من خیلی زور آمده شروع میکنم درگیری و دعوا و دهان به دهان شدن این اشتباه بچگانهای هست که بسیاری از بزرگان انجام میدهند چون با فلسفه خلقت خودشان و نظام قضا و قدر و ناموس الهی سنتهای الهی در خلقت آشنا نیستند.@ بنابراین بعداً که میفهمند میگویند اِ این همهاش فیلم بود شما نگاه کنید در این تلویزیون یک قسمتی دارد دوربین مخفی یک کسی دوربین مخفی دارد بعد آن که نمیداند دوربین مخفی هست عکسالعملش یک عکسالعمل خاص خودش را نشان میدهد.@ مثلاً میگوید الان دستت را میکنید در این رفتید یک زباله بگذارید در سطل زباله یک دستی آمده دست شما را گرفته دیدید بعضیها که تا یک دفعه یک دست دستشان را میگیرد جیغ میکشند داد میزنند و یا یک کسی قرار است عصبانیشان بکند و دوربین هم از میزان عصبانیت اینها فیلمبرداری میکند.@ حالا یک نفر دست اینها را خوانده باشد که بداند اینها گروه دروبین مخفی هستند این آماده است وقتی میرود آنجا دستش را هم که میکند نمیترسد وقتی میخواهند عصبانیش بکنند عصبانی نمیشود چون پشت صحنه را دیده میبیند که دارند با دوربین نگاهش میکنند نباید عکسالعمل بدی نشان بدهد.@ ما حواسمان نیست خانواده آسمانیمان میلیونها فرشته انبیاء خدا دارد ما را نگاه میکند دوربین گذاشتند دارند ما را میبینند به ما احاطه دارند بعد ما وقتی حواسمان باشد در محضر اهل بیت خدا خانواده آسمانیمان هستیم نوع رفتارهایی که باید با پدرمان مادرمان دیگران داشته باشیم.@ خیلی فرق میکند تا زمانی که غفلت میکنیم از اینکه یک آخرت و ابدیتی هست دارند ما را از پشت این گوی شیشهای نگاه میکند یک نفر دو نفر هم نیست همه شهدا دارند میبینند برای همین به آنها شهید میگویند شاهد هستند همه دارند ما را میبینند.@ فرشتههایمان با ما هستند حداقل چند تا نماینده خدا با ما هست همین جا که الان ما نشستیم صدها فرشته خدا همینطوری دارند حرفهای ما را میشنوند همین انسان ببیند که زندگی از اول تا آخر دوربین مخفی است حالا ببینید این آدم به راحتی غصه میخورد به راحتی عکسالعمل بد نشان میدهد به راحتی پژمرده و افسرده میشود یا نمیشود.@ لذا هر چقدر شما این سیستم را به آن یقین پیدا بکنید واردات غمیتان کمتر میشود آنوقت سلامت نفس بیشتر میشود پس این داستان یادمان نرود که غم بیماری روان ما هست بیماری نفس هست این چطوری درمان میشود؟ با ایمان با یقین با معرفت انسان درمان میشود و دیگر حجم بیماریهایش حجم فشارهای روحی و روانیش کمتر میشود.@ باز حضرت میفرماید(نِعمَ طارِدِ الهُموم اَلیَقین) خیلی قشنگ است فرمایش علی(ع) که به ما میگوید چه غمزدای خوبی است یقین یعنی وقتی آدم یقین دارد دیگر غم ندارد مثل زینب کبری(ع) که خدمتتان عرض کردم.@ یک کسی میبینی وقتی یقین دارد به او میگویند آقا تو سرطان داری خدا رحمت کند همشاگردی شما را مرحوم خانم سمیعی که اینجا بود چقدر آرامش داشت چند سال هم بود درگیر سرطان بود اما خیلی خوب توانست از پس این بیماری بر بیاید تا به رحمت خدا رفت روحش شاد باشد انشاء الله.@ و هر کس دیگر به او میگویند تو سرطان داری حالا گرفته ولی چون یقین دارد آرامش دارد میگوید حالا این سرطان هم کفاره است برای گناهان بعضیها میگویند من الان گریه میکنم پدرم مریض شده پدرم رفته در کما یا مادرم زمینگیر شده اصلاً داستان همین هست.@ امام زینالعابدین میفرماید خداوند شیعیان و محبین و مؤمنین را همیشه آخر عمر به یک نوع بلا به یک نوع مریضی گرفتارشان میکند تا اول از این کفاره گناهانشان بشود پاک بشوند(وَ حَتّی یَتَوَفَرَ حَظَهُ فی دَولَۀِ الحَقّ) میخواهد لذتهایش را بالا ببرد برای سهم آن سمت میخواهد قدرت بهرهبرداری از لذتهای بیپایان برزخ و آخرت را در این زیاد بکند.@ این باید اینجا دوره درمان را دوره قدرت را طی بکند حالا این ناراحتی نیست که مریض شدم پایم شکست زمینگیر شدم حالا باید مریضداری بکنم خوب مریضداری بکن از چه چیزی میترسی هر کس میخواهد باشد.@ پدرزن باشد مادرزن باشد پدرشوهر باشد مادرشوهر باشد وقتی کسی بیتابی و بیقراری میکند یا زیر بار این مسئولیت قشنگ نمیرود این نمیفهمد که دارد خودش را دچار چه فشار قبر زیادی میکند آدم یک موقع چند سال یک مادرش را پرستاری میکند یک مادرشوهرش پرستاری میکند و به درجات خیلی بالایی از این پذیرایی و پرستاری میرسد پس غم و غصه اصلاً معنا ندارد.@ باز میفرماید که(نِعمَ طارِدِ الهَمّ اَلاِتِکالُ عَلَی القَدَر) یکی از چیزهایی که طرد میکند غم را توکل کردن به قدر الهی است یعنی انسان تکیه بدهد و باور بکند قضا و قدر الهی را قضا و قدر را قبلاً برایتان توضیح دادم گفتیم ما در سیستم الهی همه چیز به قضا و قدر هست همه چیز ریاضی هست یعنی همه چیز اندازه و حکم دارد.@ الان نگاه کنید این آبی که اینجا هست یک مقدار گرم است چند درجه گرم است قبلاً که ریختند برای من آب جوش ریختند یعنی صد درجه گرم بوده وقتی میریزند در لیوان چون لیوان یخ است یک مقدار از آن درجه کم میشود وقتی میماند الان فرض بفرمایید شده ده درجه من ده درجه آب گرم بخورم ده درجه هم به من گرما دست میدهد.@ این ده درجه آب این را قدر میگوید و ده درجه گرمایی که من میگیرم قضا میشود نظام فیزیکی در فیزیک عمل و عکسالعمل میگویند میگوید مثلاً دو میلیگرم از این بخوری این اتفاق در بدنت میافتد اگر 50 میلیگرم بخوری یک دفعه میبینی طرف سکته کرد.@ پس دو میلیگرم قدر میشود آن اثر دو میلیگرمی قضا میشود عینکی که شما به چشمتان میزنید میگوید آقا مثلاً عینک 2 بزنی شفاف است عینک 1 بزنی باز خوب نمیبینی عیک 3 بزنی یک طور دیگر است دریافت بدتر است مثلاً باید حتماً اندازه باشد.@ تمام این نظام فیزیکی عالم را که در علوم مختلف دارند از آن استفاده میکنند مکانیک الان شما نگاه کنید یک اتومبیل که شما سوار میشوید هزاران قضا و قدر در این اتومبیل طراحی شده اگر پایتان را یک سانت فشار بدهید سرعتتان میرود روی 30 کیلومتر دو سانتیمتر فشار بدهید میرود روی 50 کیلومتر.@ میزان فشاری که شما به پدال گاز میدهید قدر میشود اندازه میشود نتیجهای که میگیرید که سرعت میشود قضا میشود پس این در همه سیستمهای الهی است به آن نظام قضا و قدر الهی میگویند.@ در نظام قضا و قدر الهی وقتی انسان فرمولها و قواعد را میشناسد قدرها را خوب میشناسد وظیفهاش این هست که برود سراغ بهترین قدرها تا برداشت بکند بهترین قضاها را علی(ع) وقتی که نشسته بود زیر دیواری که در حال ریختن بود زود بلند شد رفت یک طرف دیگر.@ یک کسی که نادان بود اصلاً قضا و قدر را نمیشناخت بعضیها ساده هستند میگویند میخواهی از قضای الهی فرار بکنی بعضیها فکر کردند که قضای الهی یعنی اگر خدا بخواهد این دیوار روی تو خراب میشود اگر خدا بخواهد خراب نمیشود.@ پس حالا اگر ما با این لاستیک صاف هم برویم در جاده برای مشهد خدا نخواهد نمیشود خدا گفته اگر لاستیک صاف بشود منفجر میشود قضا و قدر الهی در آن هست نمیتوانی بگویی خدا نخواهد مگر اینکه بگویی من با یک چیزی این لاستیک را آثارش را از بین میبرم مثلاً یک آیۀ الکرسی خواندم یک چند تا صلوات خواندم که این لاستیک نترکد.@ ولی وقتی شما لاستیک انتخاب کردید لاستیک صاف قدری هست که قضایش سُر خوردن ترکیدن چپه کردن اتومبیل هست وقتی میگوییم ترکید نمیگوییم خدا خواست بترکد یعنی خدا خواست ما بمیریم نه خدا نمیخواهد ما بمیریم خدا این سیستم را خلق کرده.@ هر کس در این سیستم قرار بگیرد هر قدری را انتخاب بکند قضایش هم با آن هست پس نمیتوانی بگویی مثلاً فرض بفرمایید بیاحتیاطی میکنم خدا نخواهد هیچ طوری نمیشود خدا نخواهد نیست داستان، داستان این است که تو این را میخواهی دست روی این قدر گذاشتی پس قضایش هم نصیبت میشود سراغت میاید.@ ما باید برویم سراغ قدرهای خوب این به علی(ع) طعنه زد گفت داری فرار میکنی از قضای الهی حضرت فرمود من فرار میکنم از قضای الهی به قدر الهی از این قضا به قدر یک اندازه جدید میروم انتخاب میکنم من اگر اینجا باشم دیوار روی من بریزد خودم تکیه دادم اشتباه کردم بریزد روی من باز هم قضای الهی است.@ بروم یک طرفی که محکمتر است دیوار روی من نریزد آن هم قضای الهی است پس من باید بروم چه چیزی را انتخاب بکنم شما وقتی که مسواک نمیزنید تا صبح چند میلیارد میکروب در دهان انسان جمع میشود این قدر است قدر مسواک نزدن را انتخاب کردی قضایش شد جمعآوری میکروب.@ مسواک هم میزنی باز هم آن قضا و قدر است وقتی مسواک را زدی آن میکروبها جمع نمیشود پس ما خودمان هستیم که داریم اینها را طراحی میکنیم نگوییم خواست خدا بود طرف بمیرد نه بمیرد اینطوری نیست که بمیرد یک سلسله انتخابات صورت میگیرد و یک نتائجی را برای ما ایجاد میشود یک مقدارش هم دست ما نیست.@ مثلاً فرض بفرمایید دست من نبود که باران آمد جاده سُر شد برف آمد جاده سُر شد دست من نبود که راننده جلویی من بیاحتیاطی کرد یا از پشت به من زد اینها دیگر دست ما نیست اینها سیستم مشاعی خلقت هست چیده شده اینها در نظام حالا من میتوانم به خدا بگویم خدایا من مقصر نبودم دست من شکست پای من شکست.@ خدا میگوید چون تو مقصر نبودی من به بهترین وجه برایت جبران میکنم اگر کسی به تو فحشی داد غیبتی کرد تهمتی زد مالت را خورد مادرت پدرت مادرزنت پدرزنت مادرشوهر پدرشوهر جاری باجناق یک کسی یک حرفی زد اعصابت را خورد کرد.@ حالا این شده خودت که نکردی این شده برایت ذخیره و مقام میشود پس دیگر غصه ندارد اگر من قضا و قدرها را بشناسم اعتماد به اینها داشته باشم که هر چه که پیش میاید در اینجا قاعدهمند هست فرمول دارد دیگراینقدر غصه نخواهم خورد دیگر اینقدر ناراحت نمیشوم.@ اما این قضا و قدر را انسان بپذیرد و بداند که در این نظام هست امام صادق میفرماید(اِن کانَ کُلُّ شَیءٍ بِقَضاءٍ وَ قَدَر فَالحُزنُ لِماذا) اگر هر چیزی در قانون عمل و عکسالعمل هست من برای چه غصه بخورم چرا غصه بخورم وقتی همه چیز خودش قضا و قدری است همه چیز اندازه و نتیجه در آن هست قضا و قدر برای چی.@ حالا الان فرض بفرمایید یک سلسله قضا و قدر باعث شده این بخشهای ما اذیت بشود بخشهای حیوانی ما اذیت بشود فرمولش چیست هر چه که اذیت بشود چه اتفاقی میافتد؟ این میرود بالا قویتر میشود پس قدر فشار به این قضای قدرت این را میاورد.@ شما در باشگاه هر چقدر به بدن به صورت مرتب البته نه ناشیانه به صورت مرتب و حساب شده فشار میاوری روی بدن قدر میشود اندازه است مثلاً وزنه یک وزنه یک کیلویی که زدی این قدر یک کیلویی میشود اما اگر دو کیلویی برداشتی قدر دو کیلویی میشود.@ هر چقدر شما قدرت سنگینتر میشود ولی منظم تحت نظر یک مربی و رب این کار چون خداوند رب ماست و خودش طبق ربوبیت خودش به ما یک فشار منظم وارد میکند این را بپذیرش دارد تو را نرمش میدهد دارد تراشت میدهد این را بپذیر قضایش نیرومند شدن قویتر شدن میشود.@ در ماه رمضان میاید با یک قاعده مشخص ریاضی هم است از سحر تا افطار میگوید این کارها را نکنید به این مقدار که فشار آوردی به این ریاضی هم هست میگوید اگر معدهات درد میکند نه اگر مریضی نه اینها نه یک آدم سالم او میتواند بیاید برود این ورزشها را انجام بدهد.@ ورزش روزه را شما انجام بده قضایش میشود مغفرت الهی شادی اراده تقویت اراده انسان دور شدن شیطان همه همین است کل نظام خلقت این هست پس وقتی به شما میگوییم شما هر اتفاقی برایت افتاد یک قدر بود که یک قضایی را برای شما ایجاد کرده من اصلاً ناراحتی ندارم هر چه که میخواهد بشود میشود.@ من الان برای چه دلشوره آینده را داشته باشم الان سی سال چهل سال پنجاه سال از عمر ما گذشت همه اینها یک زمانی برای ما آینده بوده امروز آینده امروز صبح ما بوده الان چه میشود تا غروب چه میشود همین شد که شد دیروز همین بود پریروز همین بود این همه آینده بود که گذشت میگوییم آینده چه خواهد شد تمام شد رفت.@ حالا بعدش چه میشود؟ بعدش همانطور که گذشته بود به قول علی(ع) میفرماید نمونه بگیرید از گذشتهتان برای آیندتان نمونهگیری بکنید همیشه همان خواهد شد حالا من دلشوره چه چیزی را داشته باشم مثلاً قرار است چه اتفاقی بیفتد مثلاً قرار است کسی بمیرد.@ همه ما در دالان مرگ هستیم این دنیا یک دالانی دارد ما در این دالان هستیم نوبت همه ما میرسد هیچ کدام هم مال خودمان نیستیم بندگان خدا هستند که هر کدام نوبتشان میرسد از این دالان رد میشوند میروند آنطرف میروند در برزخ در آنجا منتظر ما هستند در دعا میگوییم وقتی میرویم سر قبر(اِنّا اِنشاءَ الله بِکُم لاحِقون) نوبت ما هم میرسد.@ ما هم در این دالان که لیز است دارد سُر میخورد ما هم داریم سُر میخوریم داریم میاییم او نوبتش رسید در باز شد به رویش نوبت من هم میرسد پس(اِنّا اِنشاءَ الله بِکُم لاحِقون) چه اتفاقی میخواهد بیفتد میخواهم ورشکسته بشوم از الان اینها را حساب بکنم.@ وقتی انسان از اول خودش همه اینها را میفهمد که اینها همه فیلم است اینها دوربین مخفی خداست همه برای امتحان است دادنش و گرفتنش همه امتحانی هست آدمهایی که سر راه ما سبز میشوند امتحانی سر راه ما سبز میشوند.@ وقتی این را من فهمیدم دیگر چه دلشورهای دارم چه اضطرابی میتواند سراغ من بیاید که من راحت نتوانم شبها بخوابم هی از خواب بپرم برای چی جالب اینجاست که چهل سال این را امتحان کردیم پنجاه سال امتحان کردیم همین است فردا هم مثل امروز است چه اتفاقی میخواهد بیفتد.@ حالا از الان من ناراحت بشوم که نکند یک موقعی یک همچین اتفاقی بیفتد نکند یک همچین چیزی بشود هر وقت شد شد هر وقت شد ما درست امتحانمان را انشاء الله خوب پس میدهیم نوبت ما شد ما هم مثل بقیه امتحان است همه باید امتحان را پس بدهند ما هم پس میدهیم.@ اضطراب چه چیزی را داشته باشیم چه اتفاقی قرار است بعداً بیفتد هر چه که میخواهد بیفتد همان موقع بگذار بیفتد آینده را به خودمان تحمیل نکنیم شیطان وقتی حمله از جلو که گفتیم یعنی حمله از آینده است حمله که میکند به ما هی آینده را تیر و تار نشان میدهد دائماً.@ من از اول میگویم آقا مثلاً میخواهد چه اتفاقی بیفتد هر چه میخواهد بشود بشود همین الان شاد و راحت هستیم ببینید قرآن چقدر زیبا به پیغمبر میگوید میفرماید که خدا برای هیچ بشری جاودانگی قرار نداده(إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ) تو مُردی بقیه هم مُردند.@ نمیگوید تو میمیری بقیه هم میمیرند میگوید تو همین الان مُردی بقیه هم مُردند یعنی اصلاً فاصلهای نیست شما نگاه کنید این عمر دنیا چقدر چسبیده به ابدیت در مورد ابدیت شوخی نیست جاودانگی است شما در نظام ابدی 60 سال عمر دنیا 70 سال عمر دنیا چقدر محسوب میشود در ابدیت، یک چشم بهم زدن هم نیست.@ لذا اینقدر ما نزدیک هستیم به آن ته سالن و ته دالان مرگ اینقدر نزدیک هستیم که به پیغمبر میگوید(إِنَّكَ مَيِّتٌ) تو اصلاً مُردی بقیه هم مُردند یک دوستی داریم دوست بسیار خوب و لطیف و ظریفی هست اردوی کاری رفته بودیم داشتیم برمیگشتیم گفت ببین من مدتهاست هر وقت که من از وجود زن و بچهام خیلی لذت میبرم با آنها عاشقانه دارم زندگی میکنم.@ اما وقتی که زندگی میکنم خیلی وقت است که اینها را دارم اینطوری نگاه میکنم که اینها از دنیا رفتند و خودم هم از دنیا رفتم وقتی اینطوری هست تنظیم میکند نظام زهدی خودش را نظام دل نبستن خودش را تنظیم کرده غصه هم دیگر ندارد مشکل ندارد.@ پس(اِن کانَ کُلُّ شَیءٍ بِقَضاءٍ وَ القَدَر فَالحُزنُ لِماذا) برای چی الان این بچه مریض بود از دنیا رفت در رحم مادر از دنیا رفت این شفیع تو شد در روز قیامت تو آنجا به این بچه خیلی بیشتر از دنیا نیاز داری.@ اساساً یک امر خیلی مهم به شما بگویم ما به غمهایمان بیشتر از شادیهایمان نیاز داریم خوش به حال کسی که ذخیره مصیبت و غم دارد برای ابدیت و برزخش اگر کسی ذخیره مصیبت و غم ندارد گدا از این جا میرود یک آدمی که در دنیا خیلی خوش است آدم خیلی خطرناکی است.@ گفتم وقتی پیغمبر خانه کسی رفت که تخممرغ از بالا طاقچه افتاد و نشکست پیامبر بلند شد فرار کرد از خانه طرف گفت یا رسول الله خانه ما اصلاً مشکلی پیش نمیاید ببینید تخممرغ از بالا افتاد الحمد لله پیامبر فرار کرد از خانه طرف از سر سفره بلند شد در رفت یعنی این آدم آدمی هست که خداوند میخواهد همه خوشیها را اینجا به او بدهد.@ ولی یک کسی که مثلاً در همسر مشکل داشته در پدر مادر مشکل داشته در خواهر برادر مشکل داشته در جاری و باجناق و مادرشوهر و پدرشوهر مشکل داشته اذیت شده در شغلش اذیت شده در تحصیلاتش اذیت شده در همسایهاش اذیت شده در بدنش اذیت شده مریض شده این چقدر ذخیره دارد خیلی ذخیره دارد این برای آنطرف الحمد لله این آدم ثروتمندی هست.@ لذا علی(ع) میفرماید شما گاهی دلتان برای یک نفر میسوزد ولی باید دلتان برای خودتان بسوزد چون او همان خیرش هست(رُبَّ مَرحومٍِ مِن بَلائِهِ هُوَ دَوائُه) چه بسیار کسانی که مرحوم هستند یعنی مورد رحمت ما هستند به خاطر بلائی میگوییم آخی بیچاره مثلاً ولی میبینیم همان آن دارد ذخیره آخرتی میکند ولی ما حواسمان نیست.@ مگر الان یک نفر دارد پول میریزد بانک مصرف نمیکند ما میگوییم آخی بیچاره دارد پول بانک میریزد میگوییم خوش به حالش مصرف نکرده دارد ذخیره میکند یک کسی که زندگی ساده دارد دائماً دارد حسابش را در بانک بالا میبرد دائماً دارد حسابش را سنگین میکند.@ بورس سرمایهگذاری کرده بانک سرمایهگذاری کرده شما به او میگویید آخی بیچاره یک ماشین معمولی دارد دارد با آن میرود و میاید یک نفر ساده است میرود ماشیه 120 میلیونی میخرد پشتش مینشیند این خیلی ساده است دارد اینجا مصرف میکند هر چه دارد عیاشی و الواطی و استفاده و لذتها و چیزهایش را دارد اینجا انجام میدهد.@ این اصلاً خیلی ساده است مثل بچه است که همه چیزش را یک جا میخورد اول سفر مثلاً این پدر رفته یک مقدار بیسکویت خریده بستنی خریده پسته خریده میبینی این بچه تا پدر رفت گفتم چند وقت پیش دیدم در پمپ بنزین دیدم یک پدر و پسری دعوایشان شده بود.@ پدر میگفت من هر چه برای تو در طول سفر گرفتم تو همه را در پمپ بنزین خوردی همه را بچه خورده بود دیگر هیچ چیزش نمانده بود ما این را گذاشته بودیم در طول سفر.@ حالا بعضیها اینقدر ساده هستند تا میاید دستشان میگوید حالا بروم چند دست لباس بخرم چقدر کت بخرم چقدر طلا بخرم چقدر کریستال بخرم بعضیها از این سادهتر هستند زود میفرستند اینها را بیرون از خانه که یک چیز جدیدتر وارد بکنند هی تجملگرایی.@ فرشم باید اینطوری باشد بشقابم باید اینطوری باشد تلفنمان باید اینطوری باشد تلویزیونمان باید اینطوری باشد خانمان باید اینطوری باشد یکسره در اینهاست این متوجه نمیشود چکار دارد با خودش میکند هیچی برای شب اول قبر به بعد برای خودش نگذاشته همه را دارد اینجا مصرف میکند.@ حالا یک نفری که دارد این همه برای خودش ذخیره میکند ساده یک زندگی معمولی هم دارد ولی همه را برزخ فرستاده این را مثلاً باید بگوییم آخی این ماشین صد میلیونی ندارد ماشین آنچنانی ندارد آنهایی که دارند آدم باید دلشان برایشان بسوزد.@ یک کسی که اینقدر ناشی است که یکدفعه برمیدارد دویست میلیون ماشین برمیدارد در خیابان میاندازد زیر پایش با یک ماشین مثلاً چهل میلیونی هم میتواند سر بکند این خیلی ساده است همه لذتش را دارد اینجا مصرف میکند یک کسی که فحش نشنیده غیبت نشنیده به او تهمت نزدند با او اذیت نکردند با آبرویش بازی نکردند.@ مادرشوهرش اذیتش نکرده پدرشوهرش اذیتش نکرده مادرزن پدرزن اذیت نکردند مریضی نداشته حضرت فرمود(مَلعونٌ مَلعونٌ کُلُّ بَدَنٍ لا یُصابُ فی کُلُّ اَربَعینِ یَوما) لعنت بر آن بدن لعنت بر آن بدن که هر چهل روز یک مرتبه یک دردی یک مریضی ندارد.@ خیلی مهم است آقا بالاخره این خانم دارد آشپزی میکند میبینی مثلاً چهار تا دانه روغن ریخت روی دستش دارد راه میرود میبینی پونسی چیزی رفت در پایش این مبارک است نه اینکه آدم بیاحتیاطی بکند به بدنش لطمه بزند آن که گناه است بیاحتیاطی بکند گناه است نباید انسان عمداً نه گناه و بلا را بخواهد و نه خودش برای خودش بلا ایجاد بکند آن خودش معصیت است.@ شما سلامتی بخواهید طول عمر بخواهید پول بخواهید ثروت بخواهید رزق واسع بخواهید آسایش بخواهید در دعاها آمده شما بخواهید ولی اگر شرائط یک چیزی شد که شما نمیخواستید برای شما ذخیره میشود حالا چرا شما غصه بخورید.@ بدن مبارک بدنی هست که حضرت میفرماید لااقل یک سردردی بگیرد لااقل یک تبی بگیرد در چهل روز یکبار چون میفرماید این کفاره است اگر نداشته باشید این ذخیره شده رفت برای شب اول قبر به بعد این مریضی این درد بخصوص بخصوص که انسان راضی باشد.@ چون در روایت داریم درد و بیماری درجات آخرتی نمیاورد کفاره است بعد از آن طرف در روایت داریم خداوند درجاتی در بهشت قرار داده که انسان جز با بیماری به آن نمیرسد بعضیها گیر کردند گفتند شما از یک طرف در روایت داریم حدیث داریم گفتند که بیماری فقط کفاره است درجه نیست.@ از این طرف میگویید در بهشت درجاتی هست که انسان جز با بیماری به آن نمیرسد فرمود آنهایی که درد میگیرند مرض میگیرند بله فقط کفاره است ولی وقتی خودش میفهمد و راضی هست یعنی میگوید خدایا شکرت الحمد لله این سرطان را به ما دادی این پای ما شکست این مریضی اتفاق افتاد.@ شکر خدا قور نمیزنند نق نمیزنند آن اجر شکرشان اجر رضاشان هست که آنها را به آن درجات میرساند به جای اینکه بنشیند اعصابش خورد بشود حرص و جوش بخورد معده و اثنی عشرش را داغون بکند با دیگران درگیر بشود احساس بدی به او دست بدهد میبینی نه راحت خدا را شکر الحمد لله مثل زینب کبری(س) مثل سیدالشهدا مثل اهل بیت که اینطوری بودند.@ این دیگر فرمول قضا و قدر را این شخص شناخته یعنی میگوید خدایا در دنیا هر چه داری به من فشار میاوری معلوم است که قرار است کجا به من بدهی ذخیره شد دیگر چقدر خوب است چقدر عالی شد.@ آمد خدمت امام صادق(ع) عرض کرد آقا یک خانه میخواهم برای من بخری حضرت گفت باشد پول بده چند روز بعد آمد حضرت گفت برایت یک خانه خریدم گفت کو گفت در بهشت گرفتم برایت بغل خانه خودم هم گرفتم گفت چکار کردی آقا گفت پولت را دادم فقرا، دارد به ما یاد میدهد.@ میگوید اینقدر نادان نباشد که بردار همه پولت را در خانه برای زن و بچه در اینجا مصرف بکن بعضی از خانوادهها اینقدر نادان هستند دختر شوهر کرده رفته پسر زن گرفته رفته میگوید این طلاها را نگه داشتم برای بعداً بچههایم یک موقعی این خانه را نگه داشتم برای بچهام او بعداً شوهر میکند شوهرش وظیفهاش هست.@ اکثر ما یا قدیمیها مگر کسی برای ما چیزی گذاشته بوده نه بفرست برود آخرتت این خیلی نادانی است دو تا خانه دارد سه تا خانه دارد متوجه نیست که باید با این چکار بکند میگوید این را گذاشتم که یک موقعی بچههایم چیز نشوند.@ اینقدر به خدا بدبین است که میترسد اگر دو تا خانه داشته باشد یکیش را بدهد به خدا فکر میکند لنگ میماند میگوید خودم چی لنگ میمانم تو الان چهل سالت هست پنجاه سالت هست لنگ نماندی الان هم لنگ نمیمانی بعد هم مگر خدا تضمین نکرده که اگر کسی انفاق کرد در راه من یک برابر تا هفتصد برابر به او بدهم.@ پس تو مشکلت بیاعتقادی است و این دلبستگی برای تو عذابآور است چون به میزان دلبستگیهایی که ما داریم در دنیا باید آنطرف زجر بکشی گرفتاری برایت میاورد رهایش کن اصلاً خوب نیست دلبستگی خدا رحمت کند امام را فرمود انسان به یک کتاب یا تسبیح هم دلبسته باشد خوب نیست.@ به یک ساعت یک لباس خوب نیست به هیچ چیزی به هر چیزی که بچسبد دلش عذاب برایش میاورد ببینید وقتی کندنش عذاب میاورد هر چیزی که وقتی از تو جدا میشود برایت عذاب میاورد معلوم است که تو با آن رابطه سالم برقرار نکردی.@ آدم باید همه چیزهایی که اطرافش هست دوست داشته باشد به شدت دوست داشته باشد زنش همسرش حتی مالش هیچ اشکالی ندارد ولی اگر رفت رفت در برزخ، اگر افتادی به کفرگویی به پژمردگی و افسردگی به مریضی نشان میدهد که دلخوشیهای بالاتر نداشتی تو که الان افتادی به غم.@ ارتباط ایمانی ارتباط با خانواده آسمانی رفت و آمد با خانواده آسمانی ذخیره و دارایی رفت و آمد با خانواده آسمانی آنقدر شادی برای انسان ذخیره میکند که وقتی بلایی سر انسان میاید از آن کانون آنقدر شادی میریزد سر آدم که اصلاً این غمها در مقابل شادی ارتباط با خانواده آسمانی چیزی محسوب نمیشود.@

ما که خُم می را دارد یک کسی خُم می را داشته باشد یک پیاله از آن شکست ناراحت نیست میگوید اصلش در خانمان هست یک کسی که وصل است به بهشت وصل است به برزخ وصل است به خانواده آسمانیش وصل به الله است الله ببینید چه اسمهای قشنگی دارد ما اصلاً از اینها استفاده نمیکنیم.@ مونس یکی از اسمهای خدا مونس است یک کسی که تنهایی دارد این ذکر را یک مقدار بگویید ببیند چقدر دلش قوی میشود مونس یا مونس یا مونس انیس یک از اسمهای قشنگ خداست حبیب طبیب رفیق ما اصلاً از این اسمها استفاده نمیکنیم برای اینکه متأسفانه خدا اینطور اسمهایش برای ما فعال نیست.@ خودمان از آن استفاده نمیکنیم یعنی خودمان را در این حد ندیدیم که تو مونس من هستی انیس من هستی حبیب من هستی اله من هستی عزیز من هستی چرا من نباید از خدا استفاده بکنم مگر خدا را نداریم یا خدا میمیرد یا از کنار ما میرود یا بین ما و خدا فاصله میافتد.@ مگر نیست با ما مگر کنار ما نیست پس چرا ما نباید از آن استفاده بکنیم چرا اگر یک کسی را از دست دادیم یا یک نفر به ما بیمهری کرد بیمحبتی کرد بیمحلی کرد ما اینقدر بدبخت و گدا و بیچاره هستیم که احساس حقارت به ما دست میدهد چرا ما اینقدر کوچولو هستیم چون از سرمایه بالا نمیخوریم.@ پس یک کسی که خودش را محروم کرده از سرمایه بالا و با سرمایه پایین دارد میسازد وقتی سرمایه پایین از او گرفته میشود میافتد به غصه خوردن و خودکشی و ناراحتی تقصیر چه کسی بوده؟ تقصیر خودش است از قضا استفاده نکرده قضا و قدر مگر نیست همه چیز، خوب چرا از قضاهای بالا استفاده نکردی.@ ما این همه سیستمهای قضایی بالا داشتیم این همه قدرهای زیبا داشتیم برای شما پس چرا از اینها استفاده نکردی مگر من مونس نداشتم برایت انیس نداشتم یک کسی که مونس دارد انیس دارد حبیب دارد طبیب دارد رفیق دارد شفیق دارد حنان دارد منان دارد مرتاح دارد وقتی یک کسی این همه را دارد خوب چرا از اینها استفاده نکردی؟@ میگوید آقا ما عُرضه نداشتیم استفاده بکنیم مثل یک کسی هست که یک کامپیوتر دارد یا مثلاً تلفن همراه دارد نمیداند که این تلفن همراه چه کاراییهایی دارد مثلاً میخواهد یک پیام را برای پنجاه نفر بفرستد این پیام را مینویسد بعد اسم یک نفر را میزند میفرستد برای این دوباره خارج میشود میاید دوباره اسم او را مینویسد برای نفر بعدی.@ عزیزم این کاری نداشت تو میرفتی در آن قسمت گزینهها ارسال به چند نفر انتخابشان میکردی یک دستور میدادی برای همهشان میرفت به این راحتی این اصلاً این را میداند خودش دارد از این تکنولوژی استفاده میکند راحت است.@ من نامه بنویسم ببرم پست بعد حالا این را پست بکنیم به دست طرف برسد به دستش نرسد شما میتوانید پیامک بدهی خیلی راحت آن چیزی که میخواستی بنویسی یک پیامک میدهی میرود ما الان خودمان نمیرویم از این سیستم پیشرفته الهی استفاده بکنیم غیب را اصلاً ما رها کردیم داریم خیلی ساده و ابتدایی با مرحله زمین زندگی میکنیم با مرحله شهود فقط داریم زندگی میکنیم.@ خدا سیستمهای پیشرفته گذاشته سیستمهای غیبی گذاشته بگیر از آن استفاده بکن توسل گذاشته ذکر گذاشته این سیستمها همهاش قضا و قدری است ما چرا از اینها استفاده نمیکنیم میلیونها فرشته گذاشته میگوید شما بیایید از اینها استفاده بکنید ما خودمان نمیرویم استفاده بکنیم حالا تقصیر چه کسی است غصه میخورد.@ لذا یک کسی هست کارت دارد کارت عابر دارد پول هم در آن هست حالا رفته سفر دست کرده جیبش میبیند پول نیست اضطراب برش داشته حالا یک دفعه نگاه میکند ای بابا من کارت داشتم حالا میروم کارت میکشم مشکلم حل میشود ما نمیرویم از این سیستم استفاده بکنیم.@ میگوییم الان پول در جیبم نیست بزنم در سر خودم. الان میگوید آقا تو شارژت تمام شد میگوید حالا شارژم تمام شد پول ندارم بروم شارژ بخرم میگوید نمیخواهد این دکمه را بزن از حسابت کم میشود نه یکی دیگر به تو شارژ میدهد این سیستم است کمکی است این سیستمهایی که گذاشتن برای آسایش ما.@ خوب ما برای آسایش از سیستمهای آخرتی خیلی خوب میتوانیم استفاده بکنیم ما باید قضا و قدر الهی را بشناسیم فرمولها را بشناسیم چطوری میتوانیم از آن استفاده بکنیم ببینیم رمز اینکه زینب کبری در آن مصائب سیدالشهدا در آن مصائب شادتر میشدند ناراحت نمیشدند چه بوده.@ آنها بالاخره یک جایی قدرت میگرفتند آنها همینطوری که قوی نبودند قدرت دریافت میکردند قویشان در این بوده که بلد بودند از کجا نیرو دریافت بکنند خدا به پیغمبر میفرماید که چون تو کارت زیاد است فشار کارت زیاد است برای اینکه دیگر اذیت نشوی نماز شب بخوان.@ (إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلاً قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَلِيلاً) شب بلند بشو باید تو انرژی داشته باشی برای روز یک کسی که شب ندارد سحر ندارد آسمان ندارد ارتباط با غیب ندارد توسل ندارد یاری نمیتواند بگیرد این همهاش باید به او فشار بیاید پنج دقیقه شش دقیقه یکی از اولیاء خدا عرض کردم شش دقیقه ما وقتی در قم هستیم.@ این چند شبی که در قم هستیم در طول هفته همیشه خدمت ایشان هستیم بلافاصله بعد از نماز میگویند(إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ) صلوات که میفرستند شروع میکند در شش دقیقه دعای توسل میخواند آقا شش دقیقه تمرکز بگیر با چهارده معصوم بگو که(یا وَجیهاً عِندَ الله اِشفَع لَنا عِندَالله) قدرت بگیر.@ بگو یا الله یا قوی یا میسر یا مبدل یا ناصر این همه خدا اسم دارد خدایا کمکم کن میشنود میبیند خدایا کمکم کن ما اصلاً بلد نیستیم بگوییم خدایا کمکم کن از خدا نمیتوانیم قدرت بگیریم خوب بگیر این همه خدا برای تو گذاشته.@ وجود مقدس امام کاظم(ع) میگوید(مَن اِغتَمَ کانَ لِلغَمِ اَهلا) کسی که غصه میخورد لیاقتش هم همان است اهل غصه است یعنی شخصیتاً شخصیتی است که باید بنشیند غصه بخورد یعنی چی یعنی گداست یعنی فقیر است مثل این که اگر کسی مسواک نزند برای دندان درد شایسته است حقش هست دندان درد داشته باشد.@ کسی که بهداشت را رعایت نکرد حقش مریضی است حضرت میگوید کسی که دارد غم میخورد شخصیتش این لیاقت را دارد که غم میخورد پس باید به شخصیت خودش برسد یعنی یک کاری بکند که غمپرور نباشد هی پذیرش غم نداشته باشد اصلاً با غم به راحتی کنار نیاید.@ ادامه میفرماید(فَیَنبَغی لِلمُؤمِنَ اَن یَکونَ بِالله وَ بِما صَنَعَ راضیاً) باز مسئله را برد سر رضا چون بحث رضا را ما کردیم حتماً بروید سراغ آن سیدی رضا شکر اینها خیلی میتواند شما را قوی بکند سیدیهایش را حتماً استفاده بکنید مطالبش را دیگر اینجا نمیگویم.@ میفرماید امام کاظم(ع) پس مؤمن باید به خدا و آنچه از خدا میرسد خشنود باشد یعنی وقتی که انسان دلش به خدا خوش بود دید یک خدای مهربان دارد خدا اگر بلایی فرستاد از روی کینه نمیفرستد از روی فراموشی بنده نمیفرستد برایش از روی لج و ناراحتی نیست خدا هر چه که میفرستد از روی رحمت میفرستد جهنمش هم حتی رحمت است.@ شما نگاه کنید در سوره الرحمن میگوید(هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ) بعدش میگوید(فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ) میگوید کدام نعمت پروردگارتان جهنم جزء نعمتهاست چون این جهنمش هم تراش است مثل سرماخوردگی ما چطور مریضی اینجا فرمود تب سهم مؤمن از جهنم است.@ چطور تب داغیش اینجا باعث میشود جهنم آنطرف ما را نسوزاند جهنم الهی یک نعمت است خدا هیچ وقت با بندهاش از روی کینه برخورد نمیکند کینهای نیست خداوند تبارک و تعالی لذا هر چه داد باید انسان آسایش داد لذتش را ببرد اگر یک چیزی غیر از آسایش بود بلا بود حتماً یک حکمت بالاتری دارد حتماً یک جاودانگی پشتش هست.@ چون لذتها که اینجا مصرف میشود اما بلاها مصائب گرفتاریها غمها ذخیره است هم کفاره است و هم ذخائر آخرتی هست پس برای چی من با خدا درگیر بشوم لذا خیلی خوب هست که انسان هر چه که از خدا میرسد راضی باشد.@ اگر راضی نباشد هی باید غصههای الکی بخورد بعداً هم میرود در برزخ در برزخ هم هی غصه میخورد چرا من در دنیا غصه خوردم یک مقدار زیادی از عذابهای انسان در قبر و قیامت مال این هست که در دنیا بیخود غصه خورده عصبانی بوده حرص و جوش خورده ناراحت بوده چرا؟@ چون آن حرص و جوش قیافه باطنش را اینطرف خراب کرده حالا فرشتهها باید روی صورت این کار بکنند صورت این را آدمش بکنند این شده گرگ شده مارمولک شده میمون هی باید بتراشند این را شبیه آدم بکنند طول میکشد خوب چرا آدم خودش را ناراحت بکند.@ این روایت را هم بخوانم(مَن اَصبَحَ عَلَی الدُنیا حَزیناً اَصبَحَ عَلَی الله ساخطا) وجود مقدس امام صادق(مَن اَصبَحَ عَلَی الدُنیا حَزیناً) کسی که به دنیا غمگین میشود غصه میخورد برای دنیا(اَصبَحَ) یعنی صبح کردن یعنی شدن.@ هر کس که غمگین به دنیا میشود در واقع از پروردگار خودش ناخشنود است لعنت بر این دنیا مرگ بر این دنیا نفرین بر این دنیا چه روزگار فلانی هست آخ آخ این اصلاً خوب نیست متوجه نمیشود دارد چکار میکند.@ لذا یک کسی که به قضا و قدرش راضی نیست هی غصههای این چه شوهری بود این چه زنی بود این چه بدنی بود این چه بچهای بود چنین و چنان هی یکسره نق و قور دارد(اَصبَحَ عَلَی الله ساخطا) این به خدا غضبناک هست از دست خدا عصبانی هست.@ لذا یکی از انبیاء به خداوند تبارک و تعالی عرض کرد که خدایا تو چطوری از من راضی میشوی چه موقع از من راضی میشوی خدا فرمود هر وقت تو از من راضی بشوی اگر تو از من راضی بشوی ما هم از تو راضی هستیم انسان برسد به یک جایی که اصلاً در کار خدا بد نبیند همیشه راضی باشد.@ بگوید خدایا هر چه دادی شکر هر چه ندادی بیشتر شکر چون وقتی نمیدهد گرفتاریها و تلخیهایش برای بشر خیلی شیرینتر است بعداً انسان به آن میرسد ذخیره میشود اینقدر ذخیره میشود که وقتی میرود در بهشت به او میگوید این بخاطر مشکلاتت بوده این بخاطر دعاهایی که اجابت نشده بود میگوید ای وای.@ امام صادق میگوید ای کاش من را در دنیا با قیچی تکه تکه میکردند ای کاش حتی یک دانه از دعاهایم اجابت نمیشد اینجا به دردم میخورد الان همهاش مصرف شد در دنیا، پس وقتی آدم با یک خدای به این قشنگی و مهربانی و حکیمی سروکار دارد دیگر غصه خوردن معنا ندارد اگر کسی لیاقتش غصه است حالا برود غصه بخورد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@