جلسه 036 - دشمن‌شناسی (خاوران)
شماره جلسه
36
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 036 - دشمن‌شناسی (خاوران)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحثمان درباره یک راهکار عملی و کاربردی بود درباره بدبینی و اینکه اگر به سراغ ما آمد چگونه باید با بدبینی برخورد بکنیم البته بحث ما مطلق بدبینی نبود بحث ما در مورد حملههای مختلف شیطان بود حمله از جلو چه حمله از عقب چه حمله از راست و چه حمله از چپ.@ گفتیم هر نوع حمله که ما مشخصات حمله را پیدا کردیم و رنگ و بو و شماره حمله مشخص شد باید بدانیم که چگونه باید با حمله مقابله بکنیم اگر حالت آمادهباش در ما وجود نداشته باشد هر چند هم که آدم خوبی باشیم ضربهپذیر هستیم باز بودن گارد انسان بیمحابا اقدام به انتخاب و ارتباط کردن و توجه به آفتهای ارتباط هر نوع ارتباطی نداشتن باعث میشود که انسان حتی در ارتباط با عزیزترین کسانش دچار آفت بشود و ضربه بخورد.@ ما بسیاری از کسانی را سراغ داریم که واقعاً به درد هم میخورند قادر به خوشبخت کردن همدیگر هستند مثلاً دختر پسرها زن و شوهرها یا دوستان به درد هم میخورند قادر به خوشبخت کردن هم هستند یا اعضای خانواده.@ مثلاً پدر مادر برای بچهها یا بچهها برای پدر مادر اما به خاطر اینکه پدر مادرها بچهها زن و شوهر و کسان دیگر دوستان مهارتهای دفاع از محبتشان را ندارند و آفتهای یک محبت را خوب نمیشناسند با مختصر حملهای که شیطان در ذهن آنها نسبت به طرف مقابل میکند دچار انواع بیماریها در این ارتباط میشود.@ و ما شاهد هستیم که مثلاً در زمینه طلاق بیش از 90% طلاقها بیهوده دارد انجام میشود یعنی دلیل معقول و مشروع و منطقی ندارد فقط چون طرفین آمادگی کافی برای دفاع از محبتشان و رابطهشان ندارند رابطه خراب میشود بعد هم چون نمیدانند چکارش بکنند نمیدانند چکار بکنند که حل بشود ترجیح میدهند که قیچی بزنند و مسئله را ختمش کنند.@ ولی غافل از اینکه ما اگر مهارتها را یاد نگیریم هر چند ارتباطمان را با دیگران موقعی که به خطر میافتد یا دچار آفت میشود قطع بکنیم در ارتباطات بعدی هم ما شکست میخوریم یعنی اینطور نیست که فکر بکنیم حالا که قیچی زدیم و قهر کردیم از خانه فرار کردیم دوستی و ارتباطمان را قطع کردیم مشکل حل میشود این حل نمیشود.@ ما باید راه را یاد بگیریم که اساساً چکار بکنیم که بین ما و خودمان بین ما و دیگران بین ما و خدا این سه طرفی که ما با آنها در ارتباط هستیم شکرآب نشود آفت بین ما نزند تازه وقتی که شما خیلی هم مراقب هستید باز ممکن است طرف شما مراقب نباشد کافی است طرف شما مراقب نباشد از طریق آن بتواند این رابطه خراب بشود.@ حداقل چیزی که ما به آن احتیاج داریم این هست که لااقل ما پیش وجدان خودمان و پیش خداوند تبارک و تعالی مسئول خراب شدن رابطه نباشیم مسئول جهنمسازی نباشیم یعنی بتوانیم از جهنمی که شیطان در بین رابطه ما و دیگران ایجاد کرده با سلامت فرار بکنیم و سالم رد بشویم.@ ممکن است رابطه ما با یک نفر در نهایت به هم بخورد به طلاق کشیده بشود مشکلات زیادی درست بشود اما تقصیر لااقل باید با ما نباشد یعنی ما باید شیطان را در تمام حملههایی که لااقل از ناحیه من نسبت به طرف مقابل شده خلع سلاح کرده باشیم ولو ممکن است طرف مقابل هم یک همچین قدرت و توانی را نداشته باشد و آسیب ببیند یا آسیب بزند در این رابطه.@ بنابراین ما باید وظیفه خودمان را خوب انجام بدهیم این نکتهای که من خواهش میکنم عزیزان خیلی به آن توجه بکنند این هست که ما در ارتباطاتمان با خودمان با خداوند و با دیگران مسئول هستیم که درست عمل بکنیم یعنی منتظر عکسالعمل طرف مقابل نیستیم.@ یعنی اینطور نیست که نوع عکسالعملمان را براساس اشتباهات طرف مقابلمان تنظیم بکنیم ممکن است طرف مقابل ما یک اشتباهاتی بکند این که ما فکر بکنیم که لازم هست حتماً پاسخ بدهیم اینطور نیست گاهی وقتها او اشتباه میکند ما باید جاخالی بدهیم و از این جهنمی که دارد از طریق او به سمت ما شلیک میشود نجات پیدا بکنیم بتوانیم خودمان را حفظ نگه داریم.@ البته در آموزههای دینی ما که تخصصیترین و علمیترین آموزهها هست به ما یاد دادند که درباره هر برخورد چه عکسالعملی را نشان بدهید اما این باید کاملاً تخصصی باشد یعنی دل به خواهی انتخاب عکسالعمل نکنیم دل به خواهی روش برخورد را انتخاب نکنیم تا سالم بیرون بیاییم.@ یعنی اگر یک شکل خاصی به سمت ما دارد حمله میشود ما با فرمول خاصی میتوانیم این حمله را دفع بکنیم مثل یک کاراته است مثل کشتی میماند من دیدم یک آدم خیلی قدرتمند با یک آدم ضعیف کشتی گرفتند ولی چون شخص ضعیف فرمولهای حمله را بلد بوده میدانسته که باید چطوری یک فرد قوی را زمین بزند اما فرد قوی صرفاً به قدرتش تکیه کرده فرمولها را بلد نبوده.@ لذا در کشتی با یک شخص ضعیف هم زمین خورده این خیلی مهم است کاربرد این که ما چکار کنیم تخصصی عمل بکنیم که با کمترین هزینه سالم از روابط بیرون بیاییم این مهم هست و آشنایی با این ریاضیات لازم هست باید سرمایهگذاری بکنیم این فرمولها را یاد بگیریم.@ حالا من در رشته تخصصی خودمان در جبهه که بودیم آن موقع که بلد نبودیم به ما میگفتند که بروید یک پل را منفجر بکنید بعد میگفتیم این پل را باید منفجر بکنیم چکار بکنیم مثلاً ده نفر آدم جمع میشدیم میرفتیم هر کداممان مثلاً بیست کیلو مواد دستمان میگرفتیم کلی هم پیادهروی میکردیم این مواد را میبردیم میبستیم به پایه پل.@ یک مقدار زیادی مواد منفجره، بعد فاصله میگرفتیم این را منفجر میکردیم درست یا غلط اینطوری، بعدها که دوره آموزشی برای ما گذاشتند دیدیم که ما اگر بخواهیم همان پل را منفجر بکنیم به جای اینکه ده نفر آدم هر کدام هم بیست کیلو مواد مصرف کنیم ببریم طبق یک فرمولهای خاصی میتوانستیم دو نفر برویم ولی مواد را جای خاصی کار بگذاریم.@ آن جای خاص را ما بلد نبودیم وقتی به ما یاد دادند دیدیم میشود با یک مواد کم جای خاصی بگذارید که پل را منفجر بکنید در روابط باید خیلی دقت بکنیم که ما اگر یک کسی تحریکمان کرد اگر یک کسی خواست شیطنت بکند اگر سوءظن سراغ ما آمد بدبینی سراغ ما آمد ما باید با کدام فرمول عمل بکنیم که 1 ـ خودمان آسیب نبینیم 2 ـ تا میتوانیم جهنم را از بین ببریم طرف مقابل را هم نگه بداریم.@ چون ما مأموریت داریم در درجه اول خودمان را نگه داریم و در درجه دوم طرف مقابل را از جهنم نگه داریم(قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ) خودتان و اهل خودتان را از جهنم حفظ بکنید و نجات بدهید بنابراین دانستن این فرمولها خیلی مهم است.@ اینکه این اینطوری برخورد کرده من الان دلم میخواهد با او اینطوری برخورد کنم خطرناک است مثلاً فحش داده من هم اگر متقابلاً فحش بدهم تخلیه میشوم ممکن است تو تخلیه بشوی موقتاً، اما مشکل حل نمیشود یک جهنمی درست میشود که او کبریت آورده بنزین آورده تو هم سوخت بردی آتش میگیرد.@ مثل کاراته است در کاراته فرض بفرمایید اگر او لگد زد مشت زد ما باید چطوری از مشت و لگد او فرار کنیم متقابلاً ضربه بدل بزنیم از حملهای که میکند بدل بزنیم مثل کشتی، این خیلی مهم است این فوت و فنها یاد گرفتنش بر ما لازم هست و ما باید یاد بگیریم که برخورد تخصصی چگونه هست تا بتوانیم نجات پیدا بکنیم از این مسئله.@ البته بحث ما در رابطه با سوءظن به انسانها بود بحث دیگری هست که راجع به حسن ظن و سوءظن به خداوند تبارک و تعالی است که آن یک بحث دیگری میطلبد تکملهها را من خدمت شما بگویم دو روایت از امیرالمؤمنین(ع) هست که در مورد بدبینی هشدار میدهد.@ یکی اینکه(لا دینَ لِمُسیءِ الظَنّ) یکی هم اینکه(لا اِیمانَ مَعَ السُوءِ الظَنّ) نه دین و نه ایمان با سوءظن برای شخصی باقی نمیماند کسی که دچار بدبینی هست زحماتش هدر رفته است من توضیح بدهم گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیا.@ جنین زمانی به سمت تولد سالم حرکت میکند که طبق فرمولهای تولد سالم بتواند از رحم مادر اعضا و جوارح متناسب با حیات زیستی دنیا را تحویل بگیرد و بسازد وقتی که در این حرکت خلل وارد میشود ما خروجی رحم موقع تولد نمیتوانیم یک بچه سالم داشته باشیم چرا؟ چون خلل وارد شده باید این سیر کاملاً دقیق و منظم و مستمر انجام بشود تا وقتی که موقع زایمان فرارسید تولد تولد سالم و مبارکی باشد.@ اینکه میفرماید که(لا دینَ لِمُسیءِ الظَنّ) یا(لا اِیمانَ مَعَ السُوءِ الظَنّ) یعنی اساساً انسان حرکت جنینیش در رحم دوم که رحم مادر هست به آن خلل وارد میشود یعنی حرکت خودت متوقف است این سؤالی هم که یکی از عزیزان آن دفعه کرده بود که شما با این حساب فکر میکنیم آدم باید همیشه احمق باشد سادهلوح و پخمه باشد اینطور نیست.@ مسئله این هست که اساساً ما باید دقت کنیم سوءظن چیزی نیست که وقتی آمد بگوییم حالا آمده گفتیم راجع به ظن میاید در ذهن ما ممکن است یک چیزی از یک کسی بیاید زمانی بد میشود که منشأ اثر باشد یعنی روی نوع نگاه و احساس من نسبت به طرف مقابل سایه بیندازد تأثیرگذار باشد اینجا حرام میشود.@ این را من باید بدانم به محض اینکه یک همچین نگاهی پیدا کنم اولین کسی که آسیب میبیند خودم هستم یعنی ما صرفاً به خاطر اینکه این کار زشت است گناه است یا از آن نهی شده از آن پرهیز نباید بکنیم مسئله اصلی این هست که وقتی ما دچار سوءظن میشویم حرکت جنینی خودمان در رحم دوممان یعنی رحم دنیا به سمت ابدیت کاملاً متوقف میشود صریح دارد میگوید(لا دین) دین یعنی تمام روشها و آیین به هم میریزد.@ (لا ایمانَ مَعَ السُوءِ الظَنّ) همه ایمانت از بین میرود وقتی این سوءظن به سراغت میاید برای همین موظف هستیم اینکه در روایت حضرت میفرماید شما موظف هستید بدبین نباشید اگر چیزی از کسی دیدید چیزی شنیدید کلمهای از دهانش بیرون آمد که معنی بدی داشت میگوید موظف هستی خوب تعبیرش بکنی و تفسیرش بکنی چون موظف هستی اول قلب خودت را سالم نگه داری این خیلی مهم است نباید این بیاید.@ به راحتی نمیتوانی قضاوت بکنید قلب خودت را سالم نگه بداری لذا میگوید تا میتوانی تفسیر خوب بکن تعبیر خوب بکن(اِذا ظَنَنتُم فَلا تُحَقِّقوا) وقتی بدبین شدید تجسس نکنید تحقیق نکنید آن گمان خودتان را منشأ اثر نکنید مواظب باشید در شما تأثیر نگذارد این گمانی که دارید و رابطه شما را خراب بکند.@ لذا خودت موظف هستی که اینطوری نباشی و با این حس مبارزه بکنی طبق فرمولهایی هم که قبلاً گفتم ما مواردی که سوءظن پیدا میکنیم بدبینی ما برایش یک دلیل داریم اما همیشه برای خوشبین بودن دلائل زیادی وجود دارد که ما متأسفانه به دو دلیل یکی حمله شیطان یکی هم سریره خودمان اعتماد زیاد و اعتنای زیادی به آن دلائل حسن ظن نداریم و خودبهخود خیلی کشش داریم برویم به سمت بدبینی.@ پس ما موظف هستیم که بدبین نباشیم حالا میخواهی اسمش را پخمگی بگذار اصلاً در روایت هم داریم امام صادق(ع) میفرماید در آخرالزمان مؤمنین را پخمه حساب میکنند حالا میگویند پخمه بگذار بگویند اینکه میفرماید(لا عَقلَکَ التَجاهُل) هیچ عقلی مثل اینکه انسان خودش را به نادانی بزند نیست یعنی همین، حالا دیگران میخواهند اینطوری حساب بکنند بگذار اینطوری حساب بکنند.@ پخمه نیستم زیرک هستم حواسم هست که حیثیت ابدیم از دستم نرود خیلیها فکر میکنند آدمهای زرنگی هستند در زندگیشان، کلاه سرشان نمیرود از کسی نمیخورند اما وقتی میخواهد خودش را نگه دارد آدم زرنگی باشد کلاه سرش نرود میبینید که ظاهراً اینطوری بوده که کلاه سرش نرفته ولی سر ناخود و طبیعتش نرفته سر خودش خیلی کلاه رفته.@ یعنی از نظر آخرتی هزینه زیادی پرداخت کرده خیلی وقتها ما میخواهیم پنج تومان پولمان را نجات بدهیم برای این پنج تومان پول دستمان را میکنیم در لجن لباسمان لجنی میشود دستمان لجنی میشود وقتمان گرفته میشود بعد هم باید 15 تومان مایع بزنیم به دستمان کلی هم آب مصرف بکنیم که پنج تومان را نجات دادیم خیلی وقتها روابط ما اینطوری است.@ یعنی ما میخواهیم بیاییم یک چیز کوچک را جلویش را بگیریم مثلاً به من توهین نشود مورد تمسخر قرار نگیرم متلک به من گفته نشود ولی وقتی میخواهی بروی جلویش را بگیری میبینی خیلی بیشتر از این باید هزینه بکنی جلویش را بگیری این هست که علی(ع) میفرماید نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بیخیالی.@ البته این در رابطه با مسائلی هست که مربوط به خودمان است این فرمولهایی که من میگویم مربوط به خودمان هست نه اینکه من در حیطه مسائل مدیریتی در حیطه مسائل سیاسی احمق باشم یا ساده باشم نه این در مورد رفتارها و روابطی هست که دیگران با خود ما دارند اینطور جاها تغافل و تجاهل به نفعش هست و آلوده نمیشود.@ پس(لا دین لا ایمان) خیلی خطرناک شد یعنی اصلاً نمیماند چون از سیستم خارج میشود(اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) تحت مجموعه ولایتی الله هستی به محض اینکه دچار بدبینی و سوءظن بشوی از مجموعه اخراج میشوی.@ آن هفته یک حدیث تند برایتان خواندم میفرماید(مَن رَوا عَلی مُؤمِنٍ رِوایَتَین یُریدُ بِها شَینَه) کسی که یک حرفی را در مورد یک مؤمنی بزند که بخواهد آبرویش را ببرد بخواهد لکهدارش بکند(وَ هَدَمَ مُرُوَۀً) بخواهد حیثیت و شخصیت اجتماعیش را زیر سؤال ببرد.@ (لِیَسقُطَ مِن اَعیُنِ النّاس) تا او را از چشم دیگران بیندازد یک همچین کسی(اَخرَجَهُ الله مِن وِلایَتِه) این(اَخرَجَهُ الله مِن وِلایَتِه) یعنی خدا از مجموعه ولایتی الله خارجش میکند(اِلی وِلایَتِ الشِیطان) به سمت شیطان میفرستدش تازه(فَلا یَقبَلَهُ الشِیطان) شیطان هم قبولش نمیکند.@ این توضیحی را که آن هفته دادم جایش اینجا هست که امروز گفتم با آن بگذارید کنار هم ببینید چه چیزی در میاید(لا دینَ لِمُسیءِ الظَنّ) (لا اِیمانَ مَعَ السُوءِ الظَنّ) (لا دین) یعنی چی؟ در کلمات امیرالمؤمنین و اهل بیت این فرمول کلی را شما دارید.@ مثلاً(لا دینَ لِمَن لا عَهدَ لَه) دین ندارد کسی که عهد ندارد دین ندارد کسی که حیا ندارد دین ندارد کسی که سوءظن دارد این کلمه لا دین یک فرمول کلی است هر جا به این کلمه برخورد کردید معنایش خروج از ولایت خداوند تبارک و تعالی است به سمت ولایت شیطان.@ معنایش این هست که تو از سیستم تولد سالم به سمت بهشت خارج میشوی توانایی پاکسازی قلبت را برای محیط سالم بهشت نداری چون گفتیم در بهشت فقط سالمها را راه میدهند مریض که در بهشت نمیتواند بیاید در بهشت قلب سالم میخواهد.@ (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) چون قلب سلیم تو با سوءظن قلبت آلوده است با بدبینی قلبت آلوده است با کینه قلبت آلوده است وقتی کینه داری آلوده هستی دیگر در بهشت راه پیدا نمیکنی به تو اجازه نمیدهند که بروی.@ یک نکته خیلی مهم هست که من خدمتتان عرض کنم سوءظن خیلی آلوده و کثیف هست ما با کمتر از اینها هم خارج میشویم از مجموعه ولایتی یعنی از مسیر خارج میشویم.@ مثل مسیری هست که شما دارید در جاده شمال طی میکنید تا به مقصد برسید میتواند خوابآلودگیت از مسیر دورت بکند میتواند دیر چرخاندن فرمان دیر ترمز کردن ترکیدن لاستیک و خیلی چیزهای دیگر تو را از مسیر ریزش کوه لغزش جاده تو را خارج بکند.@ سوءظن که خیلی بزرگ است آلودگیش خیلی زیاد است که ما را خارج بکند جزء بزرگترین گناهان کبیره است بدبینی، اما به کمتر از این هم ما از دور خارج میشویم یعنی گاهی وقتها خداوند تبارک و تعالی مقدمات بعضی از کارها را میگوید آنها را هم شما باید مواظب باشید آلوده نشوید.@ به مقدمات این کارها اصلاً نزدیک نشوید وقتی به مقدماتش نزدیک میشوید از مسیر دور میشوید خودبهخود از تحت ولایت خارج میشوید مثلاً سبک شمردن نماز، فرمود من با اینکه کسی که گناه کبیره بکند را شفاعت میکنم اما کسی که نمازش را سبک بشمارد شفاعت نمیکنم یعنی خیلی خطرناک است این مقطع مقطع بسیار خطرناکی است.@ اهل نماز بودن کافی نیست باید نمازت را خوب بخوانی به دقت به موقع وقتی خدا حی میگوید(حی علی الصلوۀ) شش دفعه در اذان میگوید بدو بیا به خدا بگویی وقت ندارم یعنی خارج میشوی به خدا بگویی نشنیدم نمیشنوم کار دارم خدایا نمیایم از ولایت خارجت میکند.@ شما اگر یک نوکری در خانه داشته باشید شش بار صدایش بکنید بگویید بیا بگوید وقت ندارم به او چه میگویید؟ اگر یک اشتباه بزرگ بکند ممکن است ببخشیدش اما همین کلمه که به شما بگوید وقت ندارم شما به او چه میگویید؟ کسی که وظیفهاش بندگی است بگوید وقت ندارم خدا دارد صدا میکند میگوید وقت ندارم.@ یا بگو مگو، بگو مگو شما فکر نکنید چیز کمی هست یعنی کسانی که با زنا و شراب و قمار روز قیامت محشور میشوند وضعشان خیلی بهتر از آدمهایی هست که پاک بودند نه به سمت انحراف جنسی و نامشروع رفتند نه قمار کردند نه شراب خوردند ولی آدمهایی بودند که در زندگیشان قیل و قال زیاد داشتند بگو مگو زیاد داشتند این که من ثابت بکنم حتماً حق با من است.@ پیغمبر میفرماید کسی که بگو مگو میکند من حتماً شفاعتش نمیکنم بحث نکنید بگو مگو نکنید دنبال این نباشید که بخواهید حتماً حرف خودتان را به کرسی بنشانید فرمود هر کس بگو مگو بکند من شفاعتش نمیکنم اما کسی که هر چند حق با او باشد بگو مگو را ترک بکند، چرا این اثر را دارد؟@ میگوید هر کس حق با او باشد بگو مگو را هم ترک بکند من ضمانت میکنم برایش سه تا خانه در پایین بهشت وسط بهشت بالای بهشت، چرا وقتی حق با تو هم هست باید کنار بکشید؟ شیطان سوء استفاده میکند یادتان هست در فرمول اولیه در حمله شیطان قرآن میگوید وقتی میخواهید با هم ارتباط داشته باشید باید بهترین شیوههای ارتباطی را حفظ بکنید چرا؟ چون شیطان سوء استفاده میکند.@ (قُلْ لِعِبادِي) به همه بندگانم بگو وقتی میخواهند با هم حرف بزنند(يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) کلمات خوبی را انتخاب بکنند کلمات بیادبانه تند تمسخرآمیز کلماتی که حاکی از سوءظن هست کلماتی که حاکی از کوچک کردن طرف هست با بیحوصلگی حرف نزنید بهترین کلمات را انتخاب بکنید چرا؟@ چون(إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِيناً) چون شیطان بین شما اختلاف میاندازد بنابراین وقتی من بگو مگو را ترک کردم شیطان را خلع سلاح کردم دیگر نمتواند سوء استفاده بکند شیطان در بگو مگو هست که میاید سوار افراد میشود و از کلمات هر کدام کتابهای زیادی میسازد علیه طرف مقابل.@ خیلیها هستند کافی است کمی نسبت به آنها انتقاد بشود یا یک حرفی به آنها بزنید یا عیبشان را به رخشان بکشید این را میکنند کوهی از این چیزی که هست نمیگوید حالا از من یک ایرادی گرفته شده این ایراد به من وارد است وارد هست میپذیرم وارد هم نیست درصدد دفاع از خودم برمیایم اما زیاد وارد بحث نمیشوم.@ اما این شب میرود خانه فکر میکند که این به من اینطوری گفته منظورش این بوده که من مثلاً آدم چنین هستم چنان هستم اینقدر میسازد که نگو اصلاً این چرا به من اینطوری نگاه کرده شاید بقیه کارهایم اینطوری باشد دیگران چه فکر میکنند و خیلی چیزهای دیگر شیطان روی او سرمایهگذاری میکند در خواب هم میبینی تا صبح دارد خواب این چیزها را میبیند این حرفها را میبیند آرامش ندارد.@ آنوقت ما توضیح دادیم مسیر بهشت را فقط ما با دو سلاح میتوانیم طی بکنیم اگر این دو سلاح از ما گرفته بشود شما مطمئن باشید عابد زمان هم که باشید هی برو کربلا هی برو مکه هی برو نماز شب بخوان هی ذکر بگو برو جبهه فایده ندارد این دو سلاح همیشه باید با ما باشد.@ مسیر بهشت را ما فقط زمانی میتوانیم طی بکنیم و بهشتی بشویم و موقع تولد از رحم دوم سالم متولد بشویم که در زندگی شاد و آرام باشیم با شادی و آرامش شما میتوانید مسیر را طی بکنید برای همین شیطان سرمایهگذاری که میکند روی دو جهت است یکی ایجاد اضطراب، ناامیدی، حسرت، خودکمبینی، سوءظن و یکی هم غمگین کردن.@ (إِنَّمَا النَّجْوى‏ مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) شیطان نجوا میکند به شما یعنی در دل شما انواع افکار را ایجاد میکند تا بتواند غمگینتان بکند وقتی توانست یک مؤمن را غمگین بکند کاملاً موفق شده یعنی به هدف زده فکر نکنید شیطان برایش کیف دارد مثلاً خیلی بتواند مثلاً یک نفر را به زنا بیندازند به فحشا بیندازد به قمار بیندازد به قتل بیندازد این فقط نیست.@ اگر بتواند یک نفر فقط غمگین بکند بتواند یک نفر را عصبی بکند بتواند شادی یک نفر را بگیرد کامل دیگر زمینگیر است این نمیتواند مسیر بهشت را طی بکند چون حوصله سازندگی و حرکت را از شخص میگیرد دیگر شخص یادش میرود ابدیت سر راهش هست هر لحظه ممکن است سوت پایان را بزنند.@ و این یک دفعه به خودش بیاید ببیند این بیست سال گذشته پنج سال گذشته یک سال گذشته که میتوانسته چقدر ابدیت بسازد بیخود داشته حرص و جوش میخورده غصه میخورده ناراحت بوده گریه میکرده عصبی بوده دعوا میکرده در رنج بوده عجب حماقتی که خودش را مفت فروخته و به جای اینکه به مسائل عالی فکر کند به مسائل مبتذل و بیارزش فکر کرده خیلی کلاه سر آدم میرود.@ اینطور نیست که شما فکر بکنید که بهشت نرفتن از این هست که کسی پرونده اعمالش را روز قیامت دستش بدهند یعنی اینکه مثلاً چقدر جنایت و ظلم کرده نه همین که حرکتش کُند بشود نمیرسد جنین نُه ماه فرصت دارد خودش را برای تولد سالم آماده بکند کافی هست یک ماهش دچار توقف بشود وقتی توقف کردی تمام موقعی که سوت پایان را میزنند تو یک ماه عقب هستی از اندامزایی یعنی دیگر سالم متولد نمیشوی لحظه آخر.@ برای همین نباید خودتان را معطل نگه بدارید بهترین فرمول تغافل تجاهل تحمل که بتوانید راحت رد بشوید به من چه حالا این بنده خدا هم یک گناهی کرده یک آلودگی دارد من که خودم آلودگیم از همه بیشتر است به فکر خودتان باشید چون قیامت هم همینطوری است.@ قیامت هیچ کس به عیب کسی نگاه نمیکند با اینکه همه عریان هستند کسی متوجه عریانی دیگری نیست همه متوجه بدبختیهای خودشان هستند همه گیر نامه عمل خودشان هستند اصلاً کسی نمیبیند کسی را که چه گرفتاری دارد برای همین صحنه قیامت این هست میفرماید با اینکه همه یک جا جمع هستند اما تولدها فردی است یعنی چی؟ یعنی هر کس گرفتار خودش هست.@ (اِنَّ میقاتَهُم) میقات یعنی چی؟ یعنی ما همه یک جا جمع میشویم(يَوْمَ الْفَصْلِ) روز جدایی است از یک طرف همه یک جا جمع هستند ولی از یک طرف هر کس به فکر خودش است اگر میخواهیم سالم متولد بشویم بیشتر باید مشغول خودمان باشیم.@ (طُوبی لِمَن شَغَلَهُ عَیبَهُ عَن عُیوبِ النّاس) سیدالشهدا(ع) فرمود خوش به حال کسی که، این خوش به حالی که میگوید خیلی مهم است امام حسین در بالای بهشت است از آنجا دارد به ما میگوید مسیر دنیا تا بهشت را نگاه میکند به همه جا احاطه دارد بعد از آنجا دارد به ما فریاد میزند خوش به حال کسی که آنقدر به خودش مشغول است که از عیبهای دیگران غافل است.@ زنی که دائماً اشتباهات شوهرش برایش بزرگ میشود مردی که دائماً لغزشهای زنش برایش بزرگ میشود دوستی که دائماً لغزشهای دوستش را در ذهنش نگه میدارد برایش غصه میخورد این هیچ وقت دیگر مشغول خودش نیست با کسی نمیتواند تا بکند با هیچ کس نمیتواند خوشبخت باشد چون همه برایش لکهدار هستند سیاه هستند علامتدار هستند همه بَبو هستند همه عامی هستند همه عوام هستند همه بد هستند همه حیوان هستند اینطور که نمیشود.@ آدمهای زیرک کسانی هستند که با بدترین آدمها هم میتوانند سازش بکنند با شیرینی زندگی بکنند با خواهری که هیچ سنخیتی با او ندارد با برادری که هیچ سنخیتی ندارد با پدر مادری که از او عقب هستند پدر مادری که فرهنگشان رشد نکرده ولی کسی که زیرک است خیلی خوب میتواند از پس ارتباط با اینها بر بیاید و سلامت خودش را هم حفظ بکند.@ کسی که نمیتواند برایش فضا تنگ میشود کسی هست که نتوانسته در مسیر درست بیفتد کسی که زود غصهدار میشود زود احساس زندان بودن میکند زود میخواهد فرار بکند زود میخواهد در برود یک کسی هست که مشغول خودش نیست اگر انسان مشغول خودش باشد خیلی راحت میتواند اشتباهات و لغزشهای دیگران را تحمل بکند.@ چه لغزشهایی که دیگران دارند برای خودشان، چه لغزشهایی که دیگران در حق ما میکنند چرا؟ چون مشغول هستم من یک جنین هستم در رحم مادر باید به فکر تولد سالم خودم باشم در درجه اول خودم باید سالم متولد بشوم این فراموش نشود.@ (سُوءَ الظَنِّ یُفسِدُ الاُمور وَ یَبعَثُ عَلَی الشُرور) میگوید بدبینی نظام همه کارها را به هم میریزد تمام برنامهها به هم میریزد اصلاً استقرار ندارد آرامش ندارد وقتی آرامش نداری چه اتفاقی میافتد؟ یکی از دو رکن حرکت به سمت بهشت از تو گرفته میشود وقتی آرامش نداشته باشی چکار میتوانی بکنی.@ (یُفسِدُ الاُمور وَ یَبعَثُ عَلَی الشُرور) تازه خودش که همینطوری نیست که فقط آرامش را بگیرد شرساز است شرهایش را گفتیم به غیبت انسان دچار میشود به تهمت دچار میشود به فتنه که(اَشَدُّ مِنَ القَتل) هست در قرآن میفرماید به فتنهانگیزی دچار میشود.@ این هست که اولیاء الهی وقتی که یک آدمی را میدیدند که آلوده بوده معصیت میکرده راحت میتوانستند با او کنار بیایند و راحت هم تحملش میکردند به رسول خدا گفتند آقا فلانی که میاید پشت سر شما نماز میخواند دزدی هم میکند روزها میاید مسجد پشت سر شما نماز میخواند دزدی میکند حضرت را اضطراب برنمیدارد آی فلان فلان شده چرا میایی پشت سر ما اقتدا میکنی دزدی هم میکنی.@ خیلی وقتها آدم میداند یک نفر آلوده به یک گناه هست اما وقتش نیست چون سرماخورده بله فلانی سرما خورده فلانی سرطان دارد اما وقتی قبول کردم سرطان دارد و سرما خورده یعنی چی؟ یعنی اگر سرماخوردگی است باید 21 روزش بگذرد آنتی بیوتیکش را مصرف بکند تا خوب بشود ولی تا مصرف نشده 21 روز شما نمیتوانی زور بگوی روز 18 باید خوب بشود نمیشود.@ سیگاری است تا بخواهد ترک بکند طول میکشد غصه بیخود نخور حرص و جوش هم نخور حرص و جوش خودت را بخور یک خانمی نوشته بود من فهمیدم شوهرم مثل اینکه میرود تریاک میکشد حالا میخواهم طلاق بگیرم به همین راحتی.@ آقا سرطان دارد سرطان دوره شیمیدرمانی دارد باید بگذرد برای همین طبیب خوب کسی نیست که هُل بشود در روایت دارند شایسته است آدم عاقل با جاهل مثل طبیب با مریض برخورد بکند همین است طبیب 1 ـ آلوده نمیشود خودش واکسینه است 2 ـ هر چقدر مریض حالش بدتر است محبت طبیب هم بیشتر است.@ نمیگوید تو غلط کردی آلوده شدی تو غلط کردی گناه کردی تو بیخود کردی مریض شدی دلش برایش میسوزد الان خانمهایی هستند با اضطراب میایند میگویند پسرم رفته پای ویدئو نشسته پای سیدی نشسته با دختر مردم چت کرده حالا چکار کنم آنوقت جیغ و داد میاندازد در خانه آبروریزی بعد هم در محل بعد هم بیرونش میکنند با جیغ و داد کردن و آبروریزی که مشکل حل نمیشود.@ این الان یک مریضی است سراغش آمده ببینید روند درمانش چیست تخصصی باید چطوری با او برخورد بکنید این که جیغ و داد راه بیندازی که نشد حالا مثلاً شوهرت یک مشکلی دارد نمیتوانی با جیغ و داد کردن و سوءظن داشتن و صفحه گذاشتن پشت سر شوهرت و آبرویش را اینطرف و آنطرف ببری مشکل را حل بکنی بدتر میکند.@ طبیب به سیر درمان و برخورد تخصصی اعتقاد دارد باید برخورد بکنی خیلی وقتها افراد میایند میگویند من مادرم اینطوری است پدرم اینطوری است برادرم اینطوری است میگوییم حالا یعنی چی اینطوری است؟ نباید باشد، بله نباید باشد اما این واقعاً سیر درمانی گذرانده یعنی خوراک خورده یا نخورده.@ اگر این خوراکی که تو خوردی پدرت خورده بود از تو خیلی بهتر بود همین مادری که به او اعتراض میکنی همین برادری که میگویی فاسد است همین خواهری که میگویی اینطوری است شاید بهتر از تو بود آن خوراک را نخورده تو این خوراک را خوردی الحمد لله سرحال هستی او نخورده شاکر باش.@ این خوراک گیر تو آمده دلت بسوزد که گیر او نیامده و تلاش کن با مهربانی به او خوراک بدهی زوری هم بدهی بالا میاورد فایده ندارد باید با مهربانی با شیرینی به او بدهی که این بتواند درمان بشود بخصوص در مسائل روحی این مسئله نقش مهمی دارد. (وَ یَبعَثُ عَلَی الشُرور) گند میزند به خیلی از کارها بدبینی وقتی میاید اوضاع به هم میریزد خیری هم در آن نیست.@ (سُوءُ الظَنِّ بِمَن لا یَخونُوا مِنَ اللُوم) بدبینی کردن به کسی که خیانت نکرده پستی است این پستی را در ما نهادش وجود دارد یعنی ما همانطور که اول بحث عرض کردم گرایش اصلی ذات ما به بدبینی و پستی است چون کار راحتی هست بدبین کردن دیگران توضیح هم دادم چرا ما دوست داریم دیگران را سایهدار ببینیم.@ چرا خوشمان نمیاید پیشرفتهای دیگران را در مقابل خودمان ببینیم؟ چرا به جای اینکه ببینم خواهرم کنکور قبول شده با اینکه من قبول نشدم برادرم قبول شده با اینکه من قبول نشدم چرا به جای اینکه کیف بکنم غصهدار میشوم؟ چون منیت خودم زیر سؤال میرود.@ اگر کسی این من را نداشته باشد کیف هم میکند خودش کنکور قبول نشده ولی به خواهرش میگوید عزیزم من کنکور قبول نشدم به خاطر این اشتباهاتی بود که کردم این اشتباهات را تو نکنی تا تو قبول بشوی ولی میبینی وقتی که حسادت دارد و پیشرفت خواهرش عقبماندگی او را نشان میدهد چه بسا اشتباهاً راهنماییهای غلط بکند.@ یک آقا پسری آمده بود جلسه چند وقت آمده بود میگفت یک همچین مشکلی دارم دانشجو بود بعد من یک سیری برایش نوشتم چند تا مشکل داشت خوب پیشرفت کرد خیلی خوب یواش یواش حالش خوب شد همچین افتاد روی غلتک، یک روز گفت اگر اجازه بدهید خواهرم را هم بیاورم پیش شما خواهرم هم یک مشکلی دارد، گفتم باشد.@ خواهرت را هم بیاور خواهرش را هم آورد پیش من من برای خواهرش هم یک سیری نوشتم خواهر از خودش بهتر رشد کرد یعنی جلو زد با اینکه دیر آمده بود اما سرعتش خوب بود به خواهرش حسادت کرد حالش خراب شد سیرش را متوقف کرد فقط به خاطر اینکه دید خواهرش دارد از خودش جلو میزند.@ نه لذتی میبرد از این طرف هم سیر خودش متوقف شد این خوب نیست ما دوست داریم ذاتاً دیگران را لکهدار ببینیم این در وجود همه ما هست چرا؟ چون هنوز یاد نگرفتیم پیشرفت فطری دیگران را پیشرفت خودمان بدانیم.@ ما با پیشرفتهای دیگران خودمان را زیر سؤال و پایین و له شده میبنیم برای همین تحمل پایین بودن و کم درجه بودن و کم امتیاز بودن را نداریم ولی وقتی که آدم فطری میشود از اینکه یک نفر توانست یک ازدواج موفق انجام بدهد ولو من کارم به طلاق کشید یک نفر یک انتخاب خوب رشته تحصیلی کرد قبول شد ولو من قبول نشدم.@ یک نفر وضع مالیش خوب شد ولو من وضع مالیم خوب نیست یک کسی میتواند کیف بکند از این که سلامت فطری دارد یعنی بفهمد که یک شیعه بچه امام زمان است عیال خداست من چرا باید به عیال خدا حسودی بکنم.@ بعضی از خانمها به شوهرانشان حسودی میکنند بعضی از شوهرها به زنهایشان حسودی میکنند این بدبختی ماست بعضیها به بچههای خودشان حسودی میکنند من ببینم اگر یک نفر دارد رشد میکند کیف بکنم چرا؟ چون در نظام فطرت من و او چه کسی هستیم؟ من و او یک نفر هستیم او اگر رشد بکند به من خیر میرسد به من هم حتماً میرسد.@ اصلاً همین راضی بودن به پیشرفت دیگران به ثوابهای زیادی ما را میرساند شما روز قیامت میبینید پاداشهای خیلی زیادی به شما میدهند نامه اعمالتان هم خیلی سنگین است شنگول ثروتمند قوی، بعد میپرسید برای چی؟ میگویند به خاطر اینکه هر وقت یک چیز خوبی دیدی کیف کردی هر وقت یک چیز قشنگی دیدی لذت بردی شکر کردی.@ برای اینکه با خوبی سنخیت داشتی فقط طبیعتگرایی ماست که وقتی پیشرفتهای دیگران را میبینیم خوب بودن دیگران را باتقوا بودن دیگران را سالم بودن دیگران را محبوب بودن دیگران را موفق بودن دیگران را میبینیم اذیت میشویم.@ اما وقتی ما در فطرت بیاییم هر چند خودمان عقب باشیم پیشرفت و موفقیت دیگران برای ما لذتبخش است و به خاطر همین لذت بردن از خوبیها خدا به ما پاداش میدهد همین شکر کردن نسبت به خوبیها و قشنگیها و تقواها به ما پاداش میدهد.@ خدا میگوید به این پاداش بدهید چرا؟ چون هر وقت یک چیز قشنگ خدایی را دید شاد شد شکر کرد تشویق کرد تأیید کرد تقویتش کرد به جای اینکه ناراحت بشود من یک موقع یک کتابی نوشته بودم قبل از این کتاب آشتی یک کتابی نوشته بودم به یک آقایی که خیلی دوستش داشتم آدم بزرگی هم بود از نظر علمی خیلی دوستش داشتم کتاب را به او هدیه کردم.@ گفتم چون من خیلی این را دوست دارم او هم به من خیلی ابراز محبت کرده خوشحال میشود مثلاً من کتابم را به او هدیه بکنم بعد کتابم را برایش فرستادم به شدت عصبی شده بود خیلی بنده خدا ناراحت شده بود.@ این خوب نیست این ادعا ادعای الکی هست که ما خودمان را عالم بدانیم آدم موفقی بدانیم مصلح بدانیم وقتی که پیشرفتهای دیگران را میبینیم تحت تأثیر قرار بگیریم و خودمان را پایین ببینیم از آنها کیف نکنیم شما وقتی از قدرت یک نفر از پیشرفت یک نفر کیف میکنید خداوند حتماً تو را به آن قدرت و پیشرفت هم میرساند به بالاتر از آن هم میرساند.@ اما موقعی که احساس حقارت بکنی احساس کوچکی بکنی یک دختر خانمی چند روز پیش آمده بود به من میگفت من زندگینامه بعضی از این بزرگان را خواندم خیلی دچار یأس و ناامیدی شدم گفتم مسیر را اشتباه رفتی.@ اگر بخواهی اینطوری بروی تو آن بزرگان را میبینی کیف کن از اینکه اینطوری هستی از خدا بخواه خدا تو را به آن پیشرفت برساند ولی مسیری را هم که آنها رفتند باید طی بکنی اگر نرفتی نمیتوانی طی بکنی به اندازه خودت حرکت کن هیچ اشکالی هم ندارد.@ شما میفرمایید طبیب با بدترین مریضش مهربانتر است یعنی ائمه معصومین با بدترین بندگان خدا مهربانتر هستند؟ بله همینطور است دلشان بیشتر میسوزد برای آنها، خدا هم اینطوری است خدا اینقدر که غصه بدها را میخورد غصه خوبها را نمیخورد.@ لذا داریم یک موقعی یک بنده خدایی در یک مناجاتی خداوند یک کسی گفته بود که سه بار خدا را صدا میزند میگوید مثلاً ای خدای صدیقین ای خدای انبیاء چند بار صدا میکند خدا یکبار به او لبیک میگوید ولی یک بار به جای اینکه اینطوری بگوید ماهیت خودش را میبیند میگوید(یا اله المذنبین) ای خدای گناهکاران خیلی قشنگ است آدم اینطوری با خدا حرف بزند.@ یعنی با حقیقت و ضعف و ذلت و خواری و فقر خودش حرف بزند ای خدای گناهکاران یعنی من از دریچه ایمانم با تو حرف نمیزنم از کمالاتم و معرفتم با تو حرف نمیزنم ای خدای گناهکاران خیلی قشنگ گفت خدا سه بار گفت لبیک لبیک لبیک آنجا سه بار گفت خدا یک بار لبیک گفت ولی با اسامی که در آن کمال و فضل خودمان را نشان میدهیم صدا کرد.@ ولی وقتی یک نفر با حقیقت خودش حرف میزند میگوید ای خدای گناهکاران خدا سه بار میگوید لبیک چون دلشوره دارد برای همین هم به داوود میگوید داوود آدمهای صدیق را بترسان آنها که پیشرفت کردن بگو مواظب باشند خطا بکنند لوس بشوند عُجب آنها را بگیرد سقوط است.@ ولی مذنبین را بشارت بده بگو من همه آنها را میبخشم خدای قشنگ است ماست به آنها بشارت بده چون خدا برای آنها دلشوره دارد برای همین هم شما هر وقت میبینید که ثوابی پاداشی ذکر کردند در دوران ائمه(ع) بخصوص پنج تن آل عبا(ع) تا یک موقع ثوابی چیزی بود حضرت زهرا میگفت که محبین ما چه میشوند؟ امیرالمؤمنین میفرمود که گناهکاران چه میشوند؟ آنها را چه بکنیم؟@ پیغمبر وقتی میخواهند جانش را بگیرند لحظه آخر میبینی که مقاومت میکند خداوند میگوید چرا نمیخواهی بیایی؟ میگوید ناراحت گناهکاران هستم آنها را چکار کنم دلشوره گناهکاران امتم را دارم این آیه نازل میشود(وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى) پیغمبر آرام میشود اینقدر خدا به تو ببخشد تا راضی بشوی حالا بیا.@ آدم خوب همینطوری هست دلشوره دارد یک طبیب خوب همینطوری است یک طبیب خوب از همه استراحت خودش میزند تا بتواند مریضهای بیشتری را مداوا بکند با مریضیهای آنها دلشوره دارد و ناراحتی دارد وقتی یکیشان خوب بشود شاد میشود تا وقتی مریض هست خسته نیست از پا نمیافتد تلاش میکند و کار میکند اینطوری است.@ این قاعدهای که این عزیزمان فرمودند کاملاً درست است یعنی آنها بیشتر دلشوره دارد البته آنهایی که خوب هستند مؤمن هستند نزدیکترند خودی هستند لذت زیادی دارد بیشتر میتوانند استفاده بکنند از معصومین اما خدا نکند لوس بشوند به ایمانشان، این خطرناک است عُجب و لوس شدن پررو شدن به تقوا و عبادت و سابقه خطرناک است.@ در رابطه با غمگینی گناه فرمودند که چه مقدار انسان به خاطر گناهی که انجام داده باید به درگاه خدا گریه کند و غمگین باشد؟ گریه و غمگینی به خاطر اشتباهی هست که به خاطر روابط دو تا دوست با هم پیش آمده بین من و خدا، خدا هم با ما همینطوری حرف میزند.@ (إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ) روابطی که خدا در قرآن مطرح میکند رابطه محبت است دوست ندارم این کارها را بکنید دوست دارم این کارها را بکنید زبان تهدید نیست شما هر جا جهنم و تهدید هست مال کفار است در رابطه با مؤمنین و مسلمانان و خودیها خداوند زبان تهدید هیچ وقت نمیگوید.@ شما هیچ وقت به بچهات نمیگویی اگر این کار را بکنی چکارت میکنم به عزیزی که داری نمیگویی ولی میگویی از این کار خوشم نمیاید دوست ندارم بهتر است این کار را نکنی زبان محبت غیر از زبان تهدید است خدا با این زبان صحبت میکند.@ اما وقتی که غمگین میشود باید بفهمد که غمگین که میشود عقبافتادگی خودش است که غمگین میشود برای اینکه بین او و خدا یک سوء عملی یک شکرآبی شده ولی میتواند زود هم جبران بکند اینجاست که شیطان میاید روی گناه گذشته ما سرمایهگذاری میکند.@ یعنی مثلاً وقتی تو قرار است جبران بکنی به جای آن میگوید بنشین صبح تا شب گریه بکن وای به حالت بدبخت ببین چقدر گناه کردی اینقدر بزرگش میکند که تو به جای جبران و آشتی و ادامه مسیر میایی غصه میخوری.@ حالا شما تصور کن برادرت یک کاری در حق شما کرده میاید معذرتخواهی میکند شما از کدام روش برادرت خوشت میاید؟ اینکه بیاید بگوید معذرت میخواهم امیدوارم من را ببخشی روبوسی کنید تمام بشود و بعد با محبت با هم زندگی کنید.@ یا اینکه برادر برود قهر بکند اصلاً برود یک جا خودش را حلقآویز بکند از خانه فرار بکند بگوید من در حق برادرم یک همچین کاری کردم برود در کوه خودش را ببندد کدام را بیشتر دوست داری روش اول یا دوم را؟ دوم، رابطه مسالمتآمیز با آشتی خیلی قشنگتر هست تا قهری که ناشی از خجالت و حیا و شرمندگی باشد.@ خدا هم اینطوری دوست دارد ائمه دوست دارند ما ضمن اینکه گریه میکنیم حواسمان به گذشتهمان هست اما مسیر دوستی و محبت را ترک نمیکنیم بنابراین علامت یک توبه واقعی یک پشیمانی همین است انسان ضمن اینکه پشیمان است رابطه دوستیش را حتماً ادامه میدهد این اصل است باید دوستی حفظ بشود.@ گاهی اوقات توجه بزرگان به افراد گناهکار باعث میشود که افرادی که بهتر هستند ناراحت بشوند زیرا اینقدر توجه افراد بزرگ به آدمهای گناهکار زیاد است که به افراد دیگر بیتوجه میشوند نظر شما چیست؟@ شما در یک بیمارستان وقتی یک دکتر دائماً میاید به یک مریضی سر میزند بالای سرش هست پرستارها میایند به او سر میزنند تا اینکه شما صبح دکتر بیاید یک سر به شما بزند و برود کاری با تو نداشته باشد در اختیار خودت باشی به کارهای خودت برسی هی نیایند هر دقیقه یک آمپول بخواهند بزنند هر نیم ساعت یک بار، هی سُرم بزنند عوض بکنند هی بگویند این قرص را بخور آن قرص را بخور شب نصف شب بیایند کدامش بهتر است؟@ ما باید دقت بکنیم یک بزرگ ممکن است برای یک مریض وقت بیشتری واقعاً بگذارد محبت بیشتر انس بیشتر صمیمیت بیشتر رفت و آمد بیشتر یکی از موارد سوءظن هم همین است.@ شما نگاه کنید حضرت مسیح(ع) رفته بود منزل یک خانم بدکاره بعد وقتی از خانه او در آمد خیلیها بودند دیدند که ایشان از منزل یک خانم بدکاره درآمد به او گفتند که تو کجا اینجا کجا چطوری است؟ فرمود گاهی وقتها مریض حالش به قدری بد میشود که دیگر نمیتواند برود پیش طبیب طبیب باید برود به مریض سر بزند.@ یک موقع میبینی یک بزرگ خانه عزیزترین کسش یکسال نمیرود ولی خانه یک مریض یک ماه یک بار هم میرود سر میزند شما فرض بفرمایید به یک بزرگی گفتید بیایید منزل ما شام بخور ناهار بخور نمیاید وقت ندارد پنج سال یک موقعی وقت بکند ولی یک موقعی هست یک مریضی هست که احتیاج دارد اصلاً درمانش این هست که شما بروید سر بزنید.@ درمانش این هست که برایش هدیه بخرید درمانش این هست که سرمایهگذاری بکنید ما نباید ناراحت بشویم این حسادت است بعد هم هر بزرگی که شما بگیرید که بگویید بزرگ است و از اینکه من را تحویل نگرفت به من سر نزد به من بیمحلی کرد ما بزرگانی داریم که از او خیلی بزرگتر است آنها همیشه ما را تحویل میگیرند از همه مهمتر خود خدا.@ ما خیلی بدبخت هستیم به اینکه وقتی میتوانیم 24 ساعت با خدا حرف بزنیم و ما را بدون حاجب میپذیرد یکی از قشنگیهای رابطه با خدا همین است امام سجاد میگوید من هر وقت دلم خواسته تو من را پذیرفتی هر وقت آمدم تو در خانهات بسته نبوده هر وقت آمدم تو آغوشت به روی من باز بوده.@ کدام بزرگی از خدا بزرگتر است که ما عُقده این را داشته باشیم فلان بزرگ فلان استاد فلان شخص ما را قبول نکرده یا دیر ما را پذیرفته تا عُقدهای بشویم و ناراحت بشویم و حسود بشویم و احساس خودکمبینی بکنیم تا اینکه خدا دارد من را میپذیرد.@ یادتان هست آن هفته بعضی از عزیزان با من آمده بودند جمعه خدمت حضرت آیت الله علامه حسنزاده رسیده بودیم منزل ایشان رفتیم دیدید چقدر سخت بود تا ایشان آمد دو سه ساعت معطل شدید آمد بعد هم بعضی از شما دوست داشتید بروید دست بدهید بغل کنید ببوسیدش فرصت نکرد.@ جمعیت چند صد نفر دورش بودند تا میخواستید نزدیک بشوید نمیگذاشتند فقط همین فرصت کرد ایشان آمد در جمع شما یک سخنرانی کرد و رفت خیلی وقتها همه شما معطل و خمار ماندید که کاشکی من میرفتم بغلش میکردم دستش را میبوسیدم همه شما اینطوری بودید.@ آنجا من به بچهها گفتم بچه قدر بدانید از اینکه امام زمان همیشه آغوشش باز است وقت هم نمیخواهد بگیرید امام زمان بهتر از آقای حسنزاده است حرمها که میروید حضرت معصومه(س) روی تخت سلطنتش نشسته آغوشش را باز کرده روی شما، اینقدر میتوانی بروی به خانم فاطمه معصومه(س) حرفهای قشنگ بزنی همه را هم میشنود همه را هم جواب میدهد.@ امام رضا به این قشنگی ما چرا باید عقده بکنیم که چه کسی میخواهد ما را بپذیرد یا نپذیرد چرا باید ناراحت بشویم خدا از همه قشنگتر شب، وقت، بیوقت، هر وقت دلت میخواهد بلند میشوی میبینی کنارت هست دارد نگاه میکند آغوشش هم باز است.@ اینطوری آدم عقدهای میشود که اگر بزرگی ما را نپذیرد؟ خوب نپذیرفت که نپذیرفت بزرگ اگر بزرگ است که قطعاً آدم بدی نیست بیتوجه هم نیست شاید نرسد ما خیلی از بزرگان و اولیاء خدا داریم بزرگترین اولیاء خدا وقتی میروید به او سر بزنید ممکن است یک دقیقه بیشتر به شما وقت ندهد.@ من گاهی وقتها یک عزیزی بود خیلی دوستش داشتم و دارم از اولیاء خداست یک موقعهایی خیلی دلم برایش تنگ میشد به او زنگ میزدم بعد به او میگفتم که میخواهم بیایم ببینمتان دلم برایتان تنگ شده میگفت من هم دلم تنگ شده اما وقت ندارم یا مثلاً میگفت فلان روز بیا بعد که میخواستم بروم میگفت ببین دارم به تو میگویم آمدی چاییت را خوردی میروی.@ بعد که میرفتیم میگفتیم چشم، بعد که چایی را میخوردیم میخواستیم برویم میگفت کجا داری میروی بنشین با هم حرف بزنیم یک موقع هم میگفت نه خوش آمدید بروید بعضی از بزرگان رابطه خوبی هم با او داری میروی در خانه، میگوید معذرت میخواهم الان آمادگی ندارم امکان ندارد.@ از بزرگیش چیزی کم نمیکند نمیرسد کارهای واجبتر دارد حقوق واجبتری گردنش هست اگر نرسید ندید وقت نگذاشت دلیل بر اینکه شما بدی یا کوچک هست یا به شما بیتوجه هست این غلط است این سوءظن است اصلاً همچین چیزی نیست بعد هم به دلتان مراجعه کنید.@ علی(ع) میفرماید وقتی میخواهی ببینی یک نفر دوستت دارد یا نه به دلت مراجعه کن ببین دوستش داری یا نه وقتی تو یک بزرگی را دوست داری حتماً آن بزرگ هم تو را دوست دارد ولی دلیل نمیشود که بتواند همیشه شما را ببیند.@ یک موقع هست یک بحثهایی بین زن و شوهر در میگیرد که باید نتیجهاش مشخص بشود آدم به هر حال از یک کارشناسی کسی سؤال میکند نتیجه مشخص میشود یا گفتگوی دو نفره زیاد هست مثلاً بنشینیم تصمیم بگیریم ببینیم چکار بکنیم اما نه یک موقع هست بحثهای دو نفره درگیر میشود لازم نیست کسی بفهمد چی به چی هست.@ ایشان نوشتند اگر ما بحث کردیم هر دوی ما بکشیم کنار نتیجه بحث چه میشود؟ اشتباه ما همیشه همین هست که دنبال نتیجه هستیم دنبال اطلاعات هستیم حالا نشد جهنم 19 به جای 20، ولی بعد معلوم میشود هیچ وقت هیچ چیز پنهان نمیماند فقط اشتباه ما این هست که میخواهیم ثابت بکنیم میخواهیم بفهمانیم که نتیجه بحث چه میشود.@ استخاره یک بحث مفصلی دارد یک نوار داریم در مورد استخاره در میثاق مقدس توضیح دادیم راجع به استخاره برای ازدواج آنجا توضیح دادیم که استخاره اصلاً آیا درست است یا غلط است و چه چیزهایی را جواب میدهد.@ 1 ـ استخاره امری هست که در اسلام هست 2 ـ زمان دارد هر زمانی انسان استخاره نباید بکند 3 ـ باید در این کار تخصص داشته باشد 4 ـ برای کارهای خاصی فقط میتواند استخاره بکند 5 ـ استخاره پیشگویی برای شما نمیکند.@ که مثلاً بگویید میخواهم استخاره بکنم که قبول میشوم یا قبول نمیشوم اینطوری نمیشود برای شما پیشگویی نمیکند بعد هم در شرائط خاصی فقط اعتبار دارد داستانی دارد مراجعه کنید به همان نوار انشاالله آنجا عزیزان اشباع میشوند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@