أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره بدبینی به این فرمول و حدیث شریف رسید که(لِکُلِّ الإنسانِ أربٌ فَابعُدُوا عَنِ الرَیب) از فرمایشات گوهربار امیرالمؤمنین(ع) بود که هر انسانی در زندگیاش در ارتباطاتش یک مشغلههایی دارد یک روابطی دارد یک نیازهایی دارد که او را به انجام یک سلسله کارها وادار میکند که ما درک درستی از آن کارها و نیازها و روابط نداریم.@ بنابراین مواظب باشید که به انسانها شک نکنید تمرینهایی را هم خدمتتان عرض کردیم که با این تمرینها ما بدانیم که واقعاً هیچ کس نمیتواند باطن روابط انسانها و نیازهای او را شناسایی بکند تا فکر بکند که اگر کسی کاری کرد دقیقاً تشخیص بدهد که این کارش عیب هست یا نیست گناه هست یا نیست.@ فهم این مسأله واقعاً احتیاج به تمرین دارد یعنی ذهن انسان باید دائماً تمرین بکند تا یاد بگیرد این روایت را خوب درک بکند که هر انسانی یک نیاز و خواستهای دارد یک دل مشغولی دارد که ما نمیفهمیم آن نیاز و خواسته او را، دل مشغولی او را، بنابراین نباید به او سوءظن پیدا کنیم.@ گاهی وقتها انسانها در یک شرائط خاصی قرار میگیرند دست به یک سلسله کارهایی میزنند که اگر ما هم بودیم همانطوری عمل میکردیم مثل آنها عمل میکردیم لذا حضرت میفرماید خیلی با افراد ور نروید دنبال این نباشید که چیزی از افراد در بیاورید نمیتوانید به یک نتیجه قطعی و مسلم برسید افراد حالتشان با همدیگر فرق میکند.@ بسیاری از نیازها و خواستهها و مشکلات افراد ناپیداست بسیاری از مسائل شخصی افراد هویدا نیست و ما نمیتوانیم همینطوری به صرف اینکه با یک نفر ارتباط داریم یا او را میبینیم یا در محیط درس یا در محیط کلاس یا در محیط دوستانه یا در محیط کار با او ارتباط داریم فکر میکنیم همه مسائلش را میدانیم، نمیدانیم.@ بنابراین فهم درستی از او و زندگی او و روحیات او و نیازهای او نداریم این را باید دقت کنیم حتی من که یک مشاور هستم الان حدود بیش از 15 سال است که کارم مشاوره هست میبینم که نزدیکترین افراد به همدیگر مثل دوتا برادر، دوتا خواهر، یک خواهر و برادر، زن و شوهر بعد از 20 سال 30 سال از درون همدیگر خبر ندارند.@ از نیازهای همدیگر خبر ندارند به صورت جدی، و مخفی مانده خیلی از نقاط شخصیتی یک زن برای شوهرش مخفی هست خیلی از نقاط شخصیتی یک شوهر برای زنش مخفی هست خواهر و برادر همینطور، کسانی که با هم زندگی کردند در یک خانه هستند سر یک سفره هستند با هم دارند زندگی میکنند ولی درک درستی از همدیگر ندارند.@ بنابراین صرف اینکه شما با یک نفر نزدیک هستید یا دارید زندگی میکنید دلیل نمیشود که فکر بکنید کاملاً همه ابعاد وجودی او را نیازهای او را خبر دارید و میشناسید بنابراین اگر از دهان او چیزی خارج شد یا از او فعلی صادر شد که برای شما غیر منتظره بود.@ به حساب این نگذارید که چون شما یک همچین کسی را میشناسید میتوانید هم قضاوت درستی در مورد آن فعل یا آن حرف بکنید اینطور نیست واقعاً اینگونه نیست یعنی ما واقعاً نمیدانیم در دل افراد چه میگذرد.@ در روایت داریم که پیغمبر(ص) به ابوذر که شخصیت بزرگی هست یک جمعی را از افراد نشان میدهد میگوید ابوذر در این جمع بهترین و بدترین را به من معرفی کن ابوذر میگوید بهترین اینها فلانی هست و از همه بدتر فلانی هست پیغمبر میخواهد به ما یاد بدهد و این درس را به ما بگوید درس بزرگی هست وقتی که معرفی میکند.@ رسول خدا میفرماید آن کسی که گفتی خیلی بهتر از همه است به اضافه همه آن جمع هیچ کدامشان آبرویشان در نزد خدا بیشتر از آن کسی که تو گفتی بدتر از همه است نیست این را پیغمبر به ابوذر میگوید آن کسی که گفتی خوب است با همه کسانی که آنجا هستند بهتر از آن کسی که تو به عنوان بدترین شخص معرفی کردی نیستند.@ لذا با توجه به این نکته که ما نمیتوانیم به کنه افراد پی ببریم علی(ع) میفرماید شما درک درستی ندارید از نیازها و روابط افراد، بنابراین به صرف اینکه از اینها چیزی صادر میشود از دهانشان چیزی خارج میشود یا کاری میکنند در موردشان قضاوت نکنید حق قضاوت ندارید بسیاری از ابعاد شخصیتی یک شخص برای شما ناشناخته است نمیتوانید خیلی زود در این باره قضاوت کنید نمیتوانید افراد را بشناسید.@ (لِکُلِّ الإنسانِ أربٌ فَابعُدُوا عَنِ الرَیب) که افراد دل مشغولیها، نیازها، احساسات، خواستهها، شئون مختلفی دارند که ویژه خودشان هست کسی به آنها راه پیدا نمیکند حتی کسی که داری با او زندگی میکنی 30 سال داری با او زندگی میکنی بسیاری از مسائل شخصیتیاش را نمیشناسی.@ بنابراین اگر یک موقع از او چیز بدی دیدی زود قضاوت نکن زود در مورد حکم صادر نکن سوءظن به او پیدا نکن. یک روایت بخوانم بعد برویم سراغ یک فرمول خیلی مهم در مورد مواردی که ما میتوانیم سوءظن داشته باشیم میفرماید که(مَن کَثُرَۀ ریبَتُهُ کَثُرَۀ غیبَتُهُ) کسی که تریدش و گمانش نسبت به افراد زیاد باشد بدبین باشد غیبتش هم زیاد است.@ اینکه میگویند سوءظن مادر گناه هست که وقتی این آمد خیلی از گناهان دیگر را با خودش میاورد وقتی انسان دچار سوءظن و بدبینی شد ترس و اضطراب و غیبت و تهمت و جفا کردن هم میاید گاهی وقتها وقتی کسی بدبین هست به خاطر اینکه مبادا یک موقعی یک اتفاقی بیفتد برای جلوگیری از آن خودش چندین گناه میکند.@ فقط به خاطر اینکه بدبین است نمیتواند خوب ببیند اینطوری میشود(مَن کَثُرَۀ ریبَتُهُ کَثُرَۀ غیبَتُهُ) کسی که زیاد بدگمان هست زیاد سوءظن پیدا میکند بدبینی دارد غیبتش هم زیاد میشود حرفهای بد از او زیاد خارج میشود نسبت به دیگران، چون با هیچ کس نمیتواند کنار بیاید.@ در مورد نزدیکترین کسانش بد میگوید تا دوستانش و اطرافیانش، یکسره گمان بد دارد این مسأله دوری و نزدیکی هم ندارد یعنی ما زیاد دیدیم یک مادر علیه دخترش تبلیغات وسیعی راه انداخته که بد میبیند حتی دختر هم که دارد شوهر میکند میبینی علیه دخترش به داماد خودش خیلی چیز میگوید.@ برعکس هم داریم به عروس خودش اطلاعات بدی نسبت به پسرش میدهد چون نسبت به پسرش بدبین هست دیگر از این نزدیکتر که نداریم مادر و فرزند اینطوری هست خواهر و برادر نسبت به همینطور هستند وقتی بدبین هستند دهانشان هم به بدگویی باز میشود حالا شما نگاه کنید گناه غیبت چقدر زیاد هست خیلی راحت انسان انجام میدهد به خاطر اینکه فقط بد میبیند.@ برویم سراغ فرمول مواردی که ما جایز هستیم سوءظن داشته باشیم یک فرمول خیلی مهمی هست علی(ع) میدهد میفرماید(إذَا إستَولَ الصَّلاحُ عَلَی الزَّمان وَ أهلِهِ ثُمَّ أساءَ رَجُلُ الظَّنَ بِرَجُلٍ لَم تَظهَر مِنهُ حُوبَۀٍ فَقَد ظَلََمَ وَ إذَا استَولَ الفَسادُ عَلَی الزَّمان وَ أهلِهِ فَأحسَنَ رَجُلُ الظَّنَ بِرَجُلٍ فَقَد غَرَّۀ).@ میفرماید وقتی که میبینید زمانه زمانهای هست که مردم میروند به سمت کارهای خوب و خیر احتمال اینکه افراد آدمهای خوبی باشند هست زمانی هست که میدان برای باتقوا بودن برای خوب بودن برای صالح بودن و سالم بودن زیاد هست.@ اگر از کسی که چیزی از او ندیدی نسبت به او بدگمان بشوی این سوءظن ظلم است چون احتمال دارد که این شخص خوب باشد ولی اگر میبینی که شرائط زمانی شرائطی هست که احتمال خطر و فساد زیاد است دوران دورانی هست که مردم همه دارند دسته دسته به سمت فساد میروند زمان طوری هست که همه به سمت فساد میروند.@ اگر میخواهید حسنظن داشته باشید به افراد فریب خوردید این مکانی هم هست شما از کشور خودمان خارج شوید به کشور دیگر میروید یا از این شهر میروید به شهری که خصوصیات مردمش طوری هست که همه به یک فسادهایی دچار هستند.@ بعضی از شهرها هستند که شما وقتی میروید میبینید 70% ـ 80% این شهر قاچاقچی هستند مواد مخدر رد و بدل میکنند غالب مردم در این کار هستند آنتهای ماهواره دارند در خانههایشان فساد دارند هزار و یکجور آلودگی دارند میگوید در یک شرائط زمانی و مکانی که غالب مردم دارند فاسد میشوند یا فاسد شدند حسنظن داشتن فریب خوردن است.@ باید خیلی حواست را جمع بکنی که به راحتی حرف قبول نکنی ولی یک موقعی هست که زمان زمانی هست یا مکان مکانی هست که عموماً آدمهای خوبی هستند مردم مردم خوبی هستند شرائط فراهم هست برای اینکه افراد خوب باشند اگر از کسی چیزی ندیدی به او سوءظن پیدا بکنی به او ظلم کردی.@ حالا به عنوان مثال: الان فرض بفرمایید میخواهیم زمان را ارزیابی کنیم در مورد مقوله ازدواج من مثال بزنم ما که به عنوان مشاوره خدمتتان عرض میکنم زمان الان با زمان دوران جنگ خیلی فرق میکند دروغگویی زیاد شده فساد زیاد شده رشوه زیاد شده دروغ گفتن دختر و پسر به همدیگر خیلی زیاد شده.@ الان زیاد میایند به من مراجعه میکنند که با فلان پسر ازدواج کردم همه هم تأییدش کردند، میگویم چه کسانی تأییدش کردند؟ ما در جلسه میثاق مقدس 90 دقیقه فقط در مورد روشهای تحقیق در مورد یک دختر یا یک پسر بحث کردیم خیلیها حال و حوصله این تحقیق را ندارند نمیروند یک تحقیق جدی بکنند.@ از طرفی که میخواهند با او ازدواج کنند اینجور موارد ما به دختر و پسر میگوییم چشمتان کور، میخواستید بروید تحقیق بکنید باید میرفتید تحقیق خوب میکردید زمان زمانی نیست که بشود به هر کسی به راحتی اطمینان بکنید.@ خودش اینطوری گفته مادرش اینطوری گفته پدرش اینطوری گفته برادرش اینطوری گفته اینها قبول نیست اتفاقاً وقتی این روش پیاده شده خیلی وقتها دختر و پسرها به این روشی که گفتیم تحقیق رفتند اطلاعاتی به دست آوردند که به راحتی به دست نمیآمده در تحقیق اطلاعات خیلی زیادی به دست آوردند.@ برای همین اگر مقوله ازدواج هست ما توصیه میکنیم به صرف گفتار دختر و پسر و خانوادهشان و چند نفر از اطرافیانشان به هیچ وجه اکتفا و اعتماد نکنید بروید واقعاً تحقیق جدی در مورد افراد بکنید ولو از نظر ظاهر هم خیلی صلاح باشند صرف اینکه ظاهراً یک آدم خوبی هست حرفهای قشنگی میزند کافی نیست.@ اگر دختری آمد به من گفت یک طلبهای خواستگاری من آمده طلبه یعنی یک کسی هست که یک شرائطی دارد ایمان دارد طلبه تعریف شده است در حوزه علمیه درس میخواند یک ایمان محکمی دارد ولی بیاید به من بگوید بلافاصله میگویم بروید تحقیق بکنید.@ صرف اینکه یک نفر طلبه است دلیل نمیشود حتماً آدم خوبی باشد شوهر خوبی بتواند باشد پدر خوبی بتواند باشد، نه، یا اخلاقاً آدم خوبی باشد دلیل نمیشود یا میاید میگوید من میخواهم با یک دختر طلبه ازدواج کنم.@ چند روز پیش یک خانمی آمده بود میگفت رفتم یک دختر طلبه گرفتم برای پسرم، برای اینکه خیالمان راحت باشد رفتیم یک دختر طلبه گرفتیم ولی الان میبینیم که نه هیچ کدام از خصوصیات مذهبی را اصلاً ندارد ابتدائیترین مسائل ایمانی را هم سرش نمیشود اشتباه کردید صرف اینکه طلبه است دلیل نمیشود این طلبگی با طلبگی 20 سال پیش فرق میکند.@ نظام طلبگی الان با نظام طلبگی 20 سال پیش فرق میکند با نظام طلبگی 30 سال 40 سال پیش فرق میکند که افراد خاصی سراغ این کار میرفتند آنقدر هم شرائط طلبگی سخت بود که جز کسانی که ایمان و اعتقاد درست و حسابی داشتند صبر خیلی زیادی داشتند هر کسی نمیتوانست تحمل کند.@ ولی الان اینطوری نیست الان میبینی دختر و پسر صبر میکنند اگر کنکور دانشگاه قبول شدند که شدند نشدند اولین جایی که میروند برای اینکه معافیت تحصیلی داشته باشند حوزه میروند معافیت تحصیلی داشته باشند یا دختر برای اینکه بتواند مدارج علمی را طی کند چون دیگر در حوزهها هم لیسانس و فوق لیسانس و دکترا میدهند.@ میگوید چه فرقی با دانشگاه میکند ما میرویم این را میخوانیم هیچ سنخیتی با درسهای حوزه و الهیات ندارد اما چون در آن مدرک است مشغلهای هست بهتر از در خانه بودن هست حوزه میرود ولی هیچ باوری هم نسبت به آن ارزشها ندارد.@ بنابراین نمیشود صرف اینکه یک نفر در حوزه هست طلبه هست فکر کنیم که حتماً زن خوبی هست یا مرد خوبی هست به درد ازدواج، پدری، دوستی، رفاقت، میخورد، نه دلیل نمیشود قبلا اینطوری بود در دانشگاه بالای 50% دانشجوها کسانی هستند که به رشته خودشان علاقه نداشتند.@ شما نگاه کنید بهترین رشتهها که الان برایش سر و دست میشکنند پزشکی و مهندسی است من که مشاوره داشتم با دانشجوهای دختر و پسر پزشکی یک مدتی فقط با اینها مشاوره داشتم از هر ده تا دختر و پسر دانشجو سه نفر از آنها از رشته خودشان خوششان نمیامد میگفتند ما زوری در این رشته آمدیم خوشمان نمیآمد.@ پزشکی که از همه خیلی دهان بیشتر آب میشود که پزشکی قبول شده یا مهندسیهای بالا میگفتند دوست نداریم ما مجبوری آمدیم حالا شما فکر کنید خیلی از رشتهها هست بالای 50% رشتهها هست که افراد دوست ندارند فقط به خاطر اینکه مدرک در آن هست میروند.@ در حوزه هم الان اینطوری شده ما کسانی را داریم که حوزه میایند سالها درس میخوانند ولی سنخیت و علاقهای هم خودشان با این درسها ندارند باید ببینیم این چطور طلبهای هست از کدام نوع طلبهها هست از طلبههایی هست که خودش آگاهانه انتخاب کرده عشق داشته انتخاب کرده روی جبر نرفته.@ طلبه هست که اگر طلبگی نکند مبجور است سربازی برود برای اینکه سربازی نرود این درس را یکسره باید ادامه بدهد برای اینکه از معافیت تحصیلی استفاده کند مثل دانشجوها که تا دکترا میتوانند استفاده کنند که مجبور به سربازی رفتن نشوند.@ لذا زمان زمانی نیست که یک نفر اگر طلبه است یا در حوزه است به خواستگاری شما آمده یا شما به خواستگاریشان رفتید کسی معرفی کرده فکر کنید که حتماً آدم خوبی هست حتماً به درد ازدواج میخورد حتماً میتواند دختر خوبی باشد مادر خوبی باشد همسر خوبی باشد شوهر خوبی باشد پدر خوبی باشد نه نمیشود.@ لذا حضرت میفرماید اگر زمان زمانی هست که احتمال فساد و تباهی شما میدهید اگر بخواهید اعتماد بکنید فریب خوردید دختر اصلاً هیچ اعتقادی به حوزه ندارد رفته دانشگاه کنکور شرکت کرده رد شده حالا میبیند هیچ چارهای ندارد میخواهد در خانه بماند غُرغرهای پدر و مادر را تحمل کند میبیند که سختش است میگوید حوزه میرویم.@ حوزه پذیرشش راحتتر است کنکور آن چنانی ندارد امتحانهایش سادهتر است قبول میشویم همان درسها را میخوانیم میخواستیم برویم جای دیگر درس بخوانیم فرق هم نمیکند چه بخوانیم یک چیزی میخوانیم ذهنی است وقتی در حوزه میرود اصلاً گرما و معنویت حوزه را نمیگیرد.@ میگوید رفتم با یک دختر طلبه ازدواج کردم میبینم نمازش را هم به زور میخواند از یک طلبه همچین انتظاری نمیرود به هر کس میگویم طلبه فکر میکند که الان یک آدمی هست که به عرش چسبیده اینطوری نیست بطله است به جای طلبه، وقت تلف میکند چه مردش چه زنش هیچ فرقی نمیکند.@ لذا انسان باید خیلی حواسش باشد تا گفتند طلبه است بروید تحقیقتان را بکنید ببینید اصلاً آدم هست یا نیست اگر تحقیق نکنید به صرف اینکه طلبه است پدرش آخوند است پدرش آیت الله است همهشان از آدمهای بسیار نورانی هستند مهتابی قورت دادند فایده ندارد اینطوری نمیشود راجع به شخص حتماً باید تحقیق بشود.@ شرائط و حواشی یک موقع شما را فریب ندهد میگفت من رفتم از یک خانوادهای که خیلی خانواده خوبی بودند معروف به تقدس و اهل علم بودند گفتیم که حضرت آیت الله اینطوری هستند من با دختر این ازدواج کنم از همان شب عروسی دو تا بال در میاورم آسمان هفتم میروم.@ گفت رفتیم در جلسه خواستگاری به من میگوید ببین از من انتظار نماز و این حرفها نداشته باشی بیخیال، نوار ترانه هم تا دلت بخواهد گوش میدهم، حالا بیا درستش کن آن آقای خوبی هست زن زن خوبی هست دخترش را خوب تربیت نکرده.@ ما الان خیلی خانوادهها داریم خانوادههای بسیار خوبی هستند مذهبی هستند واقعاً هم آدمهای خوبی هستند نمیتواند حریف دخترش بشود نتوانسته دخترش را تربیت بکند آیت الله هست اما آیت الله زاده هیچ سنخیتی با پدرش ندارد بله خودش آدم خوبی است زندان رفته شکنجه دیده زحمت کشیده ولی پسرش اینطوری نیست.@ یک آدم قرتی فاسد و به درد نخور است صرف اینکه پدرش یا مادرش آدم خوبی هست و مشهور است یک موردی پیش من آمده بود کارمند بانکی بود خیلی مرد نازنینی بود گفت رفتیم با دختر آقای اینطوری ازدواج کردیم گفتم تو در واقع رفتی با آیت الله ازدواج کردی نه با دخترش، آیت الله را دیدی فکر کردی دخترش هم اینطوری هست نمیشود.@ بنابراین ما باید خیلی دقت بکنیم به صرف اینجور مسائل کشیده نشویم حضرت میفرماید وقتی زمانه زمانهای هست که احتمال فساد احتمال بد بودن هست اعتماد فریب خوردن است اعتماد نداشته باشید. روایت بعدی از رسول خدا(ص) (إحتَرِسُوا مِنَ النّاس بِسُوءِ الظَّن) از مردم با بدبینی پرهیز بکنید حراست کنید از خودتان، خودتان را نگه دارید از شر مردم با سوءظن، یعنی راحت اعتماد نکنید.@ حالا با فرمول اول تلفیق کنید ببینید چه میشود یکی از مواردی که من مثال میزنم خیلی مهم هست در زندگی خیلی از شما هم اتفاق افتاده اعتماد بر سر مسائل مالی است الان زمانه زمانهای هست که ما بعد از اعتیاد بیشترین حجم زندانیهای ما زندانیهای چک هستند.@ مسائل مالی و اقتصادی زمانه زمانهای نیست که ما بتوانیم اعتماد بکنیم از نظر اقتصادی، خیلی آدمهای بزرگ آدمهای گردن کلفت در مسائل اقتصادی شکست خوردند الان دختر و پسرهای زیادی هستند میایند میگویند ما به یک نفر اعتماد کردیم یک مقدار پول به آنها دادیم که کار کند دو میلیون تومان پنج میلیون تومان داشتیم دادیم یک شرکت شرکت دزدیده برده.@ به راحتی به کسی در مورد مسائل اقتصادی اعتماد نکنید حتی به پدرتان به برادرتان اعتماد نکنید پدر شما آدم خوبی است نمیخواهد سر دخترش یا پسرش کلاه بگذارد برادر شما آدم خوبی هست شرائط اقتصادی زمانه طوری هست که مسائلش خیلی وقتها دست انسانها نیست از دست انسان در میرود.@ من خودم آدمی را میشناختم که بسیار آدم خوب و متدین و قابل اعتماد ولی از نظر اقتصادی شکست خورد سرش کلاه گذاشتند حالا فکر کنید چقدر پول از دست مردم دست این بود که داشت کار میکرد شکست خورد سرش کلاه گذاشتند یک ضرر هنگفت کرد حالا همه مردم معطل هستند به پولشان دست پیدا کنند، نمیتوانند.@ خیلی راحت نباید اعتماد بکنید اگر میخواهید این کار را بکنید جاهایی شما سرمایهگذاری کنید از نظر اقتصادی یا اعتماد بکنید که برگشت پولتان تضمین داشته باشد برادرتان میگوید فلان کار را کنیم برادرم است با هم این حرفها را نداریم.@ ولی اینطور نیست برادرتان هم آمد به شما گفت اعتماد نکنید نگویید برادرم است اینقدر ما دیدیم دخترخانمها برادرشان را عزیز گرفتند و اعتماد کردند به آنها پول دادند آنها هم خوردند بالا کشیدند رفتند اصلاً کاری ندارد راحت بالا کشیدند با بیلیاقتی، بعد هم میگویند برادرم عزیز من است.@ دوباره پشتیبانی کردند دوباره بالا کشیدند رفتند وقتی یک بار از کسی دیدید تجربه کردید(مَن جَرَبَ المُجَرَب حَلَّت بِهِ النَدامَه) آزموده را آزمودن خطاست، کسی که تجربه کرده یک نفر را از او چوب خورده دفعه بعد باید خیلی دقت بکند به راحتی اعتماد نکنیم.@ میگوید شوهرم فلان کار را کرده من رفتم به خاطر شوهرم قرض گرفتم از برادرم و پدرم که شوهرم را از زندان در آوردم دوباره رفته گندکاری کرده زندان افتاده این کار را نکن درست است شوهرت است بگذار در زندان باشد شاید آدم بشود.@ حالا شما میروی به عنوان یک زن میخواهی شوهرت را از زندان در بیاوری به خاطر بچههایت، ولی واقعاً بنشین فکر کن که چقدر احتمال میدهی اگر شوهر تو از زندان در بیاید دوباره سر خانه و زندگی باشد و وفادار به تو و بچهها باشد دوباره از این غلطها نکند.@ یک آقایی آمده بود میگفت فلانی را میشناسی؟ گفتم بله، گفت این ورشکست شده، گفتم برای چه ورشکست شده؟ گفت یک مقدار پول از این و آن گرفته کار بکند چنین شده، گفتم با چه کسی کار کرده؟@ گفت با برادرش، گفتم تو برادرش را نمیشناسی برادرش دوتا آدم لاابالی هستند چطوری به اینها اعتماد کرده پول دست اینها داده، گفت برادرهایش سرش کلاه گذاشتند بالا کشیدند حالا این مانده و بدهکاریهای مردم، خیلی آبرومند هم هست تلاش کردیم اینطرف و آنطرف قرضهای این را دادیم.@ دفعه دوم که این جان گرفت دیدیم دوباره با برادرهایش قرارداد بسته سرش کلاه گذاشته بودند گفتم این به شکست میخورد همین هم شد به شکست خورد دوست ما آدم موجهی هست گفت این بنده خدا اینطوری است الان زن و بچههایش رفتند در خانه یک غریبه هر شب خانه یک نفر هستند خیلی آبرو دارند چکار کنیم گفتم هیچ کمکی نمیتوانیم بکنیم.@ وقتی خودش را صدا کردم گفتم اگر مسائل تو حل بشود چکار میکنی؟ گفت مسائل حل شود دوباره میروم سر مسائل مالی، دوباره این کار را میکنم گفتم تو به درد این کار نمیخوری تو اصلاً توان کار اقتصادی را نداری شَمّ اقتصادی و شعور اقتصادی نداری تو باید همان کار اداری و دولتی خودت را ادامه بدهی، گفت نه.@ گفتم حالا که اینطوری هست برو زندان بخواب تا آدم بشوی، نمیشود کسی که قرار است با مردم بازی کند نباید به او اجازه بدهیم شوهرت هم باشد شما به او رحم بکنید دفعه بعد میاید بیشتر لهات میکند رفتی به خاطر شوهرت طلاهایت را فروختی مال خودت بود زندگیت را فروختی یکبار کردی.@ دفعه بعد بخواهی اعتماد بکنی به خاطر او بروی وظیفهای هم نداری بخواهی بروی به مادرت و پدرت و برادرت رو بیاندازی بگویی که مشکل را حل بکنی حالا حل کردی ولی اعتماد داری که دفعه بعد شوهرت له نمیکند و معقول عمل میکند اگر اعتماد داری میارزد.@ دفعه بعد بروی برایش کار بکنی دفعه دوم هم برو کار بکن ولی اگر اعتمادی نیست این کار را نکن بگذار سرش به سنگ بخورد تا آدم بشود. من یکی از نزدیکترین کسان خود من اینطوری شد دو سه مرتبه به بنبست خورد سراغ من آمد به او گفتم این سیاستهای اقتصادی که تو داری خوب نیست این سیاستهای اقتصادیت را درست کن گفت باشه چشم.@ دو سه مرتبه کمکش کردیم از بنبست در آمد یکبار آمد گفت خیلی بدبخت شدم دیگر دارم به سکته میکشم گفتم نه اصلاً کمکی نمیکنم نه کمک کردم و نه میگذارم کسی کمکت بکند باید این سیاست را تغییر بدهی روشت باید عوض بشود شما باید اصلاً این کار را نکنی باید این روش عوض بشود.@ شما اصلاً نباید دنبال این کار بروی از این کار در بیا بعضیها با بیشعوری کامل میخواهند در مسائل اقتصادی باشند یعنی این را ادامه بدهند کار آزاد بدون آگاهی و فهم و فقه این همیشه شکست میاورد شکست پشت سر شکست، میبینی 15 سال کار اقتصادی کرده دائماً پشت سر هم شکست خورده به این نمیشود اعتماد کرد.@ میگوید شوهرم چندین بار ورشکسته کامل شده البته کار اقتصادی در آن ریسک هست در حدیث هم داریم کسی که میخواهد تجارت بکند بله شرائط شکست دارد ولی شکست خوردن یکبار در اثر کوتاهی نکردن و شرائط دیگر فرق دارد تا بیلیاقتی و بیبرنامهگی، اینها باید بررسی شود.@ برای همین عزیزترین کسان شما آمدند گفتند اینقدر پول به ما قرض بده میخواهیم با هم کارخانه بزنیم خیلی هم زیبا میایند اول میگویند میخواهیم یک کارخانه بزنیم شرائطش اینطوری است یکساله به نتیجه میرسد اینقدر میشود.@ طرف همینطوری مینشیند در خیال خودش از همین الان فکر میکند تا ساعت بعد سوار یک پاترول 70 میلیونی است ولی بعد میبینی نه اینطوری نیست خیال میکند باید خیلی با هوشیاری انسان عمل بکند که خدای نکرده ضربه نزند با مال مردم بازی نکند خودتان هم در معرض قرار ندهید.@ اگر آمدند اعتمادتان را جلب کرد کسی برای یک همچین کاری یا هر کار دیگری اگر 100% اعتمادت جلب شد برای یک همچین سرمایهگذاری اول بدبینیات باید باشد، یعنی باید تازه بروی به سراغ متخصص تأیید بکند.@ هیچ وقت اگر کارشناس یک کار صاحب یک فن آمد برای شما یک چیزی را توضیح داد یک متخصص آمد یک چیزی را برای شما گفت که شما جلو بیا من خودم ختم این کار هستم اکتفا نکنید حتماً با چند تا کارشناس مشورت بکنید.@ نمونه دیگر: در پزشکی رفتی پیش یک دکتر که خیلی قبولش داری دوستش هم داری دوستت هم دارد پزشک خوبی هست ولی به تو میگوید به نظر من شما باید این کار را انجام بدهید نظرش را قبول کن ولی حتماً با ده تا پنج تا پزشک دیگر حتماً مشورت کن.@ هیچ کاری ندارد در یک روز دو روز شما میتوانید بروید یک مرکز مشاوره پزشکی چند تا پزشک خوب را پیدا بکنید وقت بگیرید در سه روز چهار روز بگذارید هفت هشت ده تا پزشک با شما صحبت بکنند نظراتشان را جمع بکنید بعد اقدام بکنید به یک عمل جراحی اگر میخواهید اقدام بکنید.@ اعتماد نکنید که یک پزشک به شما بگوید شما الان 100% باید عمل جراحی بکنید این(إحتَرِسُوا) یعنی همین یعنی خودتان را نگه دارید که دچار دردسر نشوید خانمی رفته بود دکتر دکتر به او گفته بود شما سرطان دارید باید سینهات را ببری سینه چپش را بریدند.@ بعد از یک مدت دوباره حالش خراب شد گفتند سینه راستت را هم باید ببری سینه راست هم بریدندن بعد از یک مدت رفتند فلان چیز در بدنتان هم باید در بیاوری بعد دید دارد مصلح میشود بردند دکترهای دیگر بعداً آنجا آزمایش گرفتند که اصلاً از اول این سرطان نداشته شما نگاه کنید این زن را مصلح کردند تکهتکه کردند.@ اصلاً مریضیش چیز دیگری بود یک چربی معمولی بوده میتوانسته حل بشود من خودم یادم هست من هفت هشت ده سال تنفس از راه بینی نمیتوانستم بکنم از بچگی همچین مشکل را داشتم رفتم دکتر دکتر گفت باید صبر بکنی تا 18 سال تمام بشود.@ اینقدر هم زجر کشیدیم تا 18 سال تمام شد رفتیم عمل کردیم دکتر نوشته بود که لوزه سوم این را عمل بکنید به جای آن این لوزه را عمل کردند این را در آوردند بعد ما دیدیم خوب نشدیم لوزه سوم مربوط به بینی است این لوزه مربوط به گلو هست دکتر گیج، کلمه لوزه را دیده بود لوزه است لوزه را عمل کنید.@ دهانش را باز کنید لوزه را عمل کردند دیدیم حل نشد عکس و آزمایش گرفتند دکتر گفت در بینی شما یک پلیپ هست باید عمل بشود و آن را در بیاوریم در آوردند نشان خودم دادند گفتیم الان خوب میشویم ولی خوب نشدیم.@ دوباره مطبش رفتیم گفت ببینم، نگاه کرد گفت این که هنوز دارد چیزی خارج نشده خودش عمل کرده میگفت هنوز دارد گفت پس تو بیا برو یک آنژیوگرافی کن 18 متر سیم را از پهلو فرو میکنند در تمام رگهای بدن همینطوری میرود تا برسد به آنجایی که باید عکس بگیرد.@ بهترین پزشک و دکتر ما را بیمارستان خصوصی فرستادند کادرشان ضعیف بود بلد نبودند این کار را بکنند دو سه مرتبه بدن من را سوراخ کردند این سیمها را رد کردند نشد که نشد بعد دیگر دید نمیتواند فرستاد یک بیمارستان تخصصیتر آنها هم یکذره فحش به این قبلیها دادند گفتند چرا رگی را که نمیتوانند کاری بکنند دستکاری کردند.@ خلاصه انجام دادند و از ما عکسی گرفتند عکس خاصی بود این سیم تا پشت گردن آمده بود و عکس گرفته بود حالا عکس را برده بودند پیش دکتر متخصص این کار نگاه کرده میگوید در سر شما یک غده رگی یک توده رگی هست ما باید این توده رگی را در بیاوریم.@ من هم ده سال بود زجر میکشیدم گفتم همین کار را بکنید عمل کنید گفت عملش سخت است گفتم چیه؟ گفت ما شاهرگت را میبندیم گفتم حالا تبعاتش چیست؟ گفت شاهرگت را ببندیم طوری نمیشود ولی احتمالاً سکته مغزی داری گفتم بارک الله میخواهی بینیام را عمل بکنی.@ بعد گفت از صورت میشکافیم آن توده رگی را در میاوریم جایش هم همیشه در صورتت میماند رفتیم مرکز پزشکی بالاتری که نسبت به اینها بالاتر بود گفتیم این عتیقهها چه کسی هستند شما اینجا گذاشتید به ما همچین چیزی میگویند.@ گفتند ما تو را میفرستیم یک بیمارستان تخصصی، یک بیمارستان تخصصی در تهران هست مخصوص این تخصص است آنجا رفتیم دیدیم یک تعداد از این پاپیونیها و کرواتیها آنجا نشستند اینها ما را آزمایش کردند گفتند یک توده رگی خیلی بزرگی در سرت هست.@ این را باید در بیاوریم این باید عمل بشود ولی این حس به من میگفت که باید با کسان دیگری هم مشورت کنم رفتم یک پیرمردی بود در همان بیمارستان استاد اینها بود خیلی دیر میامد گفتیم برویم با این هم مشورت کنیم.@ خود آن آقایان کرواتی ما را بردند پیش همان استاد به استاد گفتند استاد یک توده رگی در سرش هست استاد یک نگاهی کرد بعد رویش نشد جلوی من یک فحشی به شاگردانش بدهد خیلی مؤدبانه گفت نه توده رگی نیست یک پلیپ ساده است عمل میشود.@ بعد عکس را گذاشت وقتی اینها رفتند گفت اینجا نیایی اینها بیچارهات میکنند بیا فلان بیمارستان دولتی یک بیمارستان خیلی معمولی مثل لقمان بیا آنجا من خودم عملت میکنم پزشک سپاه بود رفتیم و خودش عمل نکرد.@ خیلی راحت یکی از شاگردانش این زیر لب ما را شکافت یک توده پلیپ چربی بود نه آن توده رگی و شاهرگ ببندند و سکته بکنی خیلی راحت فقط حجمش خیلی زیاد بود تراشیدند حدود ده سانت بود در آوردند دیگر من بعد از سالها راحت شدم شاگردش هم عمل کرد خودش عمل نکرد.@ واقعاً الان شما وقتی میروید به پزشک مراجعه میکنید نمیتوانی اعتماد بکنی 100% که تجویزش درست باشد، پزشکی چطوری خوانده؟ با یک رتبه ضعیفی در دانشگاه قبول شده بعد هم درسهایش همه ناپلئونی قبول شده 11 ـ 12 ـ 15 درس نخوانده دنبال قر و فر بوده حالا ما که در آنها هستیم راحتتر میتوانیم بگوییم به زور خودش را رسانده به یک تخصص.@ تخصصی را رفته با حواسپرتی و پِرتوکیبازی گرفته رفته مطب زده آدم نمیتواند اعتماد کند راحت برود خودش را به آنها بسپارد حالا ممکن است یک داروی معمولی بدهد که آدم مصرف کند ولی وقتی میخواهی آنجا بروی هیچ وقت یک پزشک نمیتواند حرف نهایی را به آدم بزند باید مشورتهای زیادی بکند تا یک موقع بلا سرت نیاورند.@ بنابراین این که میگوید(إحترسوا) دقت کنید فقط صرفاً جنبه اخلاقی ندارد در جنبههای اقتصادی مشورت خیلی زیاد باید بشود بدترین کار هم همین است که اول بسم الله افراد استخاره میاورند استخاره ذهن را تنبل میکند برای اینکه بتوانند مسئولیت تحقیق و فکر کردن را از خودشان بگیرند میخواهد دخترش را شوهر بدهد میرود استخاره میکند.@ پسر میخواهد زن بگیرد استخاره میکند تنبل است نمیخواهد برود تحقیقات لازم را بکند استخاره میکند خوب آمد برویم، میرود شکست میخورد خوب بیاید دلیل نیست که شکست نمیخورد شکست میخورد چه در اقتصادی چه در ازدواج، دلیل نمیشود خوب آمده بنابراین حتماً باید تحقیق بشود.@ در مسائل ازدواج در مسائل اقتصادی در مسائل پزشکی در خرید خانه چون یک نفر آمده تعریف کرده نه، واقعاً چند نفر کارشناس ببینند بعد بروید برای خرید خانه اقدام بکنید از یک مؤسسه اقتصادی میخواهید ساختمان بخرید تحقیقات وسیع بکنید بعد بروید پولتان را به حساب بریزید که آیا قابل اعتماد هست.@ چه کسی تضمین میکند اگر من پول را به حساب ریختم اگر فردا فرار کردند من پولم را چطوری به دست بیاورم الان اینقدر صندوق قرضالحسنه قلابی ما داریم مؤسسات قلابی، شرکتهای ساختمانی قلابی، پنج تا کار پروژه کردند پروژههایشان هم بد نبوده ولی کمین کردند برای دفعههای بد، آدم باید خیلی حواسش جمع باشد.@ وقتی شرکت خصوصی هست پول را به حساب ریختی یک رسید هم به تو دادند بعداً دستت به جایی بند نیست چه کسی تضمین میکند برگشت پول شما را، اقدام نکنید میدانید چقدر خانوادهها تا به حال به خاطر اعتمادهای اقتصادی متلاشی شدند چقدر آدمها به خاطر اعتمادهای بیخود پزشکی نابود شدند.@ اینجاست که حضرت میفرماید وقتی که زمانی طوری هست که نمیشود اعتماد کرد اگر اعتماد بکنید فریب خوردید اعتماد نکنید تحقیقات لازم را حتماً بکنید ازدواج میخواهید بکنید کار اقتصادی میخواهید بکنید هر ارتباطی که قرار است برقرار بشود حتماً تحقیق بکنید.@ خودش میگوید چند نفر میگویند رفیقم میگوید، نه، بروید بگردید چند نفر غریبه را هم ببینید 24 ساعتی 48 ساعتی وقت بگذارید قضیه را در بیاورید تا بعد ببینید میشود جلو رفت یا نه. یک خانمی میگفت یک آقایی خواستگاری من آمده خیلی مرد خوبی هست شرائطش هم خیلی شرائط خوبی است آقای دکتری هست حالا شما کمک من میکنید که من دلم قرص بشود.@ گفتم در رابطه تا کجا رفتید؟ گفت با هم چند جلسهای بیرون رفتیم شامی خوردیم ناهاری خوردیم، گفتم اینطوری که نشد اگر واقعاً شما قرار است ازدواج بکنید قبل از اینکه کار را به رابطه بکشانید بروید تحقیقاتتان را بکنید بعد اعتماد بکنید چون اینطوری بینتان علاقه ایجاد میشود بعداً نمیتوانید شما دل بکنید.@ گفت نه من خواهش میکنم شما کمکم بکنید حالا عیبی ندارد، گفتم حالا سطح روابطتان چطوری است؟ گفت پسر خیلی خوبی است من هم خیلی دوستش دارم، همین کلمه خیلی دوستش دارم نشان میدهد که این راحت تن به تحقیق نمیتواند بدهد وقتی علاقه آمد(حُبُّکَ لِشَیءٍ یُعمی وَ یُصِم) یک فرمول است.@ پیغمبر فرمود شما وقتی به یک چیزی علاقه پیدا میکنید علاقه به چیزی تو را کر و کور میکند کر میکند نسبت به اینکه عیبهایش را بشنوی هر چه میایند میگویند این پسر به درد نمیخوردگوش نمیکنی هر چه میایند میگویند این دختر به درد نمیخورد گوش نمیکنی.@ هر چه میگویند این ماشین به دردت نمیخورد این ماشین خراب است این ماشین موتورش قبلاً دستکاری شده میگوید من عشقم کشیده با این ماشین، قبل از اینکه حب بیاید آدم باید عقلش برود تحقیقات را بکند.@ برای همین هم ما به عزیزان دختر و پسر میگوییم قبل از اینکه بخواهید با کسی ازدواج بکنید اول آن نوارهای میثاق مقدس را گوش بکنید ببینید اول در قابل میگنجد به عنوان یک همسر لازم و خوب به درد میخورد و الا شما این کار را نمیکنید.@ میروید با هم گپ میزنید یواش یواش به همدیگر علاقه پیدا میکنید بعداً هم وقتی به شما میگویند نکنید به صلاحتان نیست قبول نمیکنید ما هزاران مورد از این موارد داشتیم میگوییم صلاح نیست میروند میکنند بعد با شکست روبهرو میشوند به این خانم گفتم شما اشتباه کردید این همه سطح روابطتتان را زیاد کردید نباید این کار را میکردید.@ گفت نه حالا شما کمک بکنید گفتم باشد رفتیم کمک کردیم گفتم چند سالش هست گفت پزشکی میخواند داروسازی میخواند گفتم چند سالش است؟ گفت 34 سالش است، گفتم چکار میکند؟ گفت یک مجتمع ساختمانی پزشکی میسازد، من نشستم یک چرتکه انداختم گفتم یک جوان 34 ساله چطوری میتواند یک مجتمع ساختمانی بسازد.@ این چند سال طول کشیده درس عمومی خوانده چند سال هم درس تخصصی خوانده از کجا این همه سرمایه آورده، گفتم پدر و مادرش سرمایهدار بودند، گفتم باید شروع کنیم همین روشهایی که در خود نوارها گفتیم روشی که این قبلاً کجا شاغل بوده با چه کسانی رفیق بوده صاحبکارش چه کسی بوده.@ از همین طریقها رفتیم تا سر درآوردم که این در فلان داروخانه دکتر داروساز فلان داروخانهها هم بوده و کمک میکرده بعد یواش یواش جلو رفتیم دیدیم این یک کلاهبرداری هست که سر خیلیها را کلاه گذاشته توانسته به پول زیادی دست پیدا کند ضمناً معتاد هم هست.@ بعد هم داروهای غیر مجاز زیادی را فروش کرده که پول زیادی را از طریق داروسازی غیر مجاز داروهای خطرناک به دست آورده آمدم به دختر گفتم، اولین کاری که کرد گفت به خانوادهام نگویی، گفتم مگر قرار است جلو بروی، گفت شما کاری نداشته باش نگو.@ گفتم پس برای چه من را تحقیق فرستادی؟ نه حالا شما نگو، بعد دلش هم زده بود متنفر شده بود که این همه دروغ به او گفته بود بعد هم اعتیاد که شوخی نیست پسر معتاد بود با هم دعوایشان شد بالأخره به هم خورده بود بعداً به من زنگ زده بود میگفت شما چه حقی داشتی به من بگویی معتاد است.@ میگفت کاشکی به من نمیگفتید من اقلاً ازدواجم را کرده بودم گفتم شما خودت گفتی برو بعد هم شما میخواهی چشمت را ببندی همینطور بروی ازدواج بکنی بعداً اگر بفهمی چکار میکنی که معتاد است کلاهبردار است لقمه حرام میاورد با جان مردم با داروهای قلابی بازی میکند.@ خیلی هم شاکی بود که چرا به او گفته بودیم که اینطوری هست واقعاً بعضیها اینطوری هستند بعد از اینکه لو برود که این به درد نمیخورد ناراحت میشوند بدشان میاید که چرا به آنها فهماندی که این به درد نمیخورد.@ الان هم بعضی از دختر و پسرها میایند اینطوری هستند وقتی میایند در دفتر ما با آنها صحبت میکنیم خیلی باد در بینیشان است با نخوت و تکبر مینشیند وقتی به او میگوییم شما این دو نوار را گوش کن این کتاب را بخوان خیلی راحت خوشش نمیاید میگوید شما میخواهید من را وادار بکنید که بدم بیاید این کار را نمیکنم.@ خودش میخواهد چشمش را ببندند و جلو برود زوری قضیه را درست بکند اینطوری فایده ندارد آدم باید واقعبین باشد داریم تنهایی بهتر از این است که انسان با یک قرین احمق سر بکند یک کسی که تا آخر عمر ازدواج نکند بهتر از این است که ازدواج بکند.@ ولی قرار باشد با یک احمق که فرمود(مُصاحَبَۀُ الأحمَق عذابُ الرُّوح) مصاحبت احمق شکنجه روح است با یک همچین کسی بخواهد زندگی بکند بعداً پشیمان میشود حالا میشود یک مقدار آرام میشود بعداً شروع میکند به پشیمانی و عیبگیری و ناراحتی که چرا این غلط را کردم آن موقع که به تو گفتیم نرو نمیرفتی دقت میکردی.@ بنابراین ما باید به این فرمایش رسول خدا توجه داشته باشیم که(إحتَرِسُوا مِنَ النّاس بِسُوءِ الظَّن) از مردم با بدبینی پرهیز کنید این فرق دارد بدبینی با آن روح بدبینی که داریم راجع به آن صحبت میکنیم میگوییم که این روح از شیطان هست و روحیات زشت ما روی نگاهمان به دیگران اثر میگذارد این دو با هم فرق میکند.@ این یعنی هر کس آمد هر پسری آمد ما الان صدی 99 ازدواجهایی که دختر و پسرها خارج از شبکه شرعی میکنند 99% به شکست منجر میشود یعنی دختر در خانه باشد یا در بیرون هم هست پسر ببیند خوشش بیاید خواستگاری بیاید به صورت قانونی، این خوب است.@ ولی وقتی بیرون قرارشان را با همدیگر میگذارند یک موقع هست بیرون قرار میگذارند قرار معقول میگذارند زیر نظر مشاور هست آدم تأیید میکند زیر نظر یک روحانی هست زیر نظر یک کارشناس هست بله بیرون همدیگر را ببینند هیچ اشکالی ندارد بنشینند صحبتشان را بکنند یک کارشناس باشد.@ ولی نه خودشان با هم رفیق میشوند دوستدختری و دوستپسری میشوند بعداً هم میخواهند کار را به ازدواج بکشانند طبق آمار ما صدی 99 شکست داریم آن یک درصد هم که شکست نمیخورد نه اینکه با ازدواج شکست نمیخورد آن یک درصد هم که یک کل بگیریم در چند سال بعد با شکست روبهرو میشود.@ من به ندرت شده دختر و پسری در روابط خارج از شرع رابطه برقرار کنند کارشان به ازدواج بکشد بعد از دو سه سال با مشکل برخورد نکنند مثلاً به او میگویم این کار را میکند فکر میکنی تو را میپذیرد میگوید او عاشق من است من را خیلی دوست دارد میگویم بعد از عروسی اولین کسی که نسبت به خودت بدبین باشد همین است.@ میگوید من را اینقدر کتک زده که دندههایم شکسته چشمم اینطوری شده میگویم شما قبل از اینکه ازدواج بکنید رابطه داشتید؟ میگوید بله رابطه داشتیم میگوید از کجا معلوم تو قبلاً با کس دیگر نبودی تو حتماً با کس دیگر بودی.@ خیلی وقتها وقتی یک زن دل یک مرد را میزند دنبال هزار و یکجور بهانه است که این زن را دَک کند برود چه بهانهای برای یک مرد از این بهتر که سوابق زشت زنش را به رخش بکشد چیز خوبی است برای موارد خاص نگه میدارد اگر یک موقع دلش را زد خواست از دور بیرونش بکند میگوید تو قبل از اینکه با من باشی.@ چرا با من رفیق شدی چرا با من خارج از شرع رابطه داشتی معلوم است با کسان دیگر هم بودی آمده میگوید من دستم به او خورده ناراحت نشده دستش را گرفتم به او برنخورده پس معلوم است اینطوری است قبلاً سابقهدار است که ککش هم نگزیده.@ میایی حماقت بکنی خانمها غالباً کسانی که دوست پسر میگیرند روی پاکی زنها و دخترهای ما معمولاً بالای 95% روی بدجنسی و فساد اخلاقی و مسائل شهوانی با یک پسر رفیق نمیشوند واقعاً از روی حس پاکی و علاقه و مسائل عاطفی دوست میشوند و واقعاً تصمیم دارند یک زندگی پاک و خوب تشکیل بدهند ولی مردها این شعور را ندارند بفهمند.@ پسرهای ما به خصوص پسرهای زمان ما یک همچین شعوری را ندارند که شما فکر بکنی به شما اعتماد میکند اگر این کار را کردی و پذیرفتی درست است تو قلبت پاک بوده به خاطر پاکی این را قبول کردی ولی این شعور را ندارند بعدها این را به رخت میکشد.@ آن موقع که خودش داشته با دختر مردم که تو باشی با ناموس مردم که تو باشی خارج از شبکه شرع رابطه برقرار میکند هیچ اشکالی نداشته ولی بعد از عروسی تو یک آیت الله میشود آن هم نه اینکه واقعاً شده باشد فقط برای اینکه تو را بکوبد میشود یک آدم غیرتی و پاک که تو را داغون بکند برای همین آدم نباید حماقت بکند به هر کسی اعتماد بکند.@ این خیلی مهم است(احترسوا) یعنی مواظب باشید که هر کسی جلو آمد حرفهای قشنگ زد ما در همین سوابق خودمان اگر ده تا مشاور جمع شوند بیایند برای شما بگویند سی جلد کتاب میشود من پسر میشناسم در سالهای مشاورهای دوتا مورد دارم یک مورد 90 تا دختر را فریب داده بود یعنی همه را هم به فساد کشانده بود.@ یک مورد هم 150 دختر، حالا شما نگاه کنید زیاد که این عاشق من است این من را میخواهد من را دوست دارد سر از جای دیگر در میاورد پسر خوبی است ما مبنا داریم این تعریف شده است این چهار تا نوار است گوش کن دو تا کتاب است بخوان متوجه میشوی این که جلو آمده کارش درست هست یا نیست.@ آنوقت جالب است ما همیشه اینطوری میکنیم درست این مطالب را بلد هستم میدانم ولی این با همه فرق دارد همیشه همین را میگوییم که این یکی با بقیه فرق دارد اینطوری نیست این هم مثل بقیه هیچ فرقی با بقیه ندارد همان داستان موش و گربه است.@
شما به کسی هم که اعتماد دارید ولی از پولی که متعلق به اعضای خانواده است حق ندارید به کسی قرض بدهید یک کلام فقط نه بگویید ما متأسفانه نه گفتنمان ضعیف است روی دلسوزی حق ندارید پولی که متعلق به خودتان نیست به کسی قرض بدهید.@ یک مورد دیگر خجالت کشیدن است در روایت داریم حیا و خجالت دو جور است حیاهای احمقانه حیاهای عقلانه، بعضی آدمهایی داریم خیلی آدمهای خجالتی هستند خیلی محجوب هستند ولی آدم بسیار احمقی هستند.@ یعنی به خاطر همین خجالتی و محجوب بودنشان باید ببینید که خجالت کجا باید کشیده بشود آنجا آدم باید بگوید در مسائلی که مسائل و شرائط زندگی هست اگر کسی خجالت بکشد آدم احمقی است خجالت کشیدم میدانستم پول را نمیدهد یا یادش میرود ولی به او دادم ما چون میترسیم بده بشویم همیشه خودخواهی ما اینطوری است در قالب خجالت نمیگوییم.@ نه بگذار بدش بیاید من نمیتوانم به شما پول بدهم دفعه قبل دادم معذرت میخواهم، ندارم برایم یک همچین چیزی امکان ندارد معذور هستم این نه گفتن را باید یاد بگیریم اینکه میگوییم بد است گناه دارد، این گناه از اینجا آمده که شیطان به ما میگوید گناه دارد.@ چه گناهی دارد گناه ندارد کمک میکنیم بعد در هچل میافتیم من زنهایی را دیدم از مال شوهرشان بدون اجازه شوهرشان به کسان دیگر کمک کردند این کار کار خیر هم که نیست میگوید این کار ثواب دارد نمیتوانید شما بدهید باید اجازه میگرفتید مال خودت که نبود.@ اینکه گفتند خانمها حتی مال خودشان را هم بدون اجازه شوهرشان به کسی ندهند شوهر حق ندارد تصرف کند مال زن است ولی وقتی زن میخواهد انفاق کند یا کمک کند باید به شوهرش بگوید، چرا؟ چون ممکن است جایی سرش کلاه بگذارند نباید بیاحتیاطی کند احساسات نباید داشته باشد.@ مسائلی که در زندگی ما داریم اگر در آن خجالت بکشیم پیغمبر میفرماید این خجالت حیای احمقانه است حیای حمق است مثلاً میخواهد مسائل ازدواجش را بپرسد مسائل شرعی را بپرسد مسائل آمیزش جنسی را بپرسد مسائل سکسی را سؤال بکند شرع مقدس در اینجور مسائل حیا قبول نمیکند.@ حیا کردم در صورت طرف نگاه نکردم خجالت کشیدم نگاه کنم بعد حالا دلم را زده تو احمق هستی میگویم وقتی رفتی خواستگاری موظف هستی به او بگو چادرت را باز کن من باید شما را ببینم میگوید من رویم نشد بگویم، غلط کردی.@ این حیاها مال این هست که آدم آدم ضعیفی است شما یک مانتو میخواهید بخرید اگر طرف بگوید آن پشت گذاشتم میخواهی به تو بدهم قبول میکنی؟ میگویی نه پانزده هزار تومان پول مانتو بدهم بیست هزار تومان باید بیاوری ببینم سی دفعه این را بالا و پایین میکنی دوختش را نگاه میکنی.@ یک طلا میخواهی بخری هزار جور بالا و پایین میکنی یک ماشین میخواهی بخری بیست دفعه سوار میشوی دور میزنی بوق میزنی ببینی که به درد میخورد یا نمیخورد حالا میخواهی زن بگیری میگوید خجالت کشیدم نگاه کنم رویم نشد نگاه کنم رویم نشد حرف بزنم یک چیزهایی گفت رویم نشد این حماقت است.@ یک زندگی است پای چندتا بچه در میان است با ابدیت انسانها سروکار دارد میخواهد پدر بچههایت بشود میخواهد مادر بچههایت بشود حماقت کردی بیدقتی کردی شما باید بگویی خانم چادرت را باز کن من ببینم شرع مقدس میگوید اصلاً به خانمها بگویید روسری را هم بردارند موهایشان را شما ببینید اشکال ندارد شرعاً اشکال ندارد بدنش را ببین اندامش را ببین.@ هیچ کس نمیتواند بگوید من نمیتوانم بگذارم یا میگوید من دختر گفتم دختر گفته من خجالت میکشم این کار را بکنم همین که هست میخواهی انتخاب کن اگر اینطوری بخواهی بروی خانم نمیخواهیم من شارع مقدس به من گفته که اجازه داری نگاه بکنی به زن به هیکلش به اندامش نگاه بکنی بعد انتخاب بکنی.@ من موظف هستم نگاه کنم اگر بخواهید نگاه کنید یک موقع برایت مسألهای نیست یا همین مقدار کفایت میکند کفایت میکند ولی تویی که فردا زن را خورد میکنی میگویی من نمیتوانم با تو زندگی کنم طلاق داده زن را به خاطر قیافهاش، زن را طلاق داده به خاطر هیکلش.@ مرد حسابی تو که اینطوری هستی چرا در حق ناموس مردم ظلم میکنی از اول میرفتی درست نگاه میکردی ما زیاد داشتیم مردی داشتیم تا 32 تا خواستگاری رفته از این 32 تا 8 ـ 9 تا را به عقد رسانده بعد طلاق داده، برای چی؟@ از قیافهاش خوشم نیامد، این خیلی بد است خیلی کار گناهی هست تو آن موقع دقت میکردی بعد وقتی به او میگویی خیلی قیافه حق به جانبی میگیرد و محجوب که رویم نشد بگویم، چطور رویت میشود طلاقش بدهی چطور رویت میشود قیافهاش را به رخش بکشی آن موقع رویت نشد به او بگویی صورتت را باز کن من درست نگاهت کنم.@ یعنی ما از این حیاهایی که مرکز جنایت میشود زیاد داریم چه در خانمها چه در آقایان، با یک رویم نشد جنایتهای بزرگی مرتکب میشویم بیخود کردی رویت نشد شرع مقدس اجازه داده این کار را بکنی.@ در خواستگاری شرط این هست که واقعاً شخص خواستگار باشد تا بتواند اجازه داشته باشد نگاه بکند. کسی که مطمئن شدید بدحساب است میتوانید به او قرض ندهید و کمکش نکنید. اینکه دو نفر تلفنی با هم ارتباط دارند میخواهند با هم ازدواج کنند بهتر است اول مشاوره ازدواج را بگذرانند بعد در مورد ارتباطشان میشود اظهارنظر کرد.@ ولی ما زیاد دیدیم که ارتباطی هفت سال هم بوده تا هفت سال هم بوده آخر هم نتیجه نداده. این عزیزی که نوشتند در مورد برادرشان که عادت کرده و پول قرض بگیرد و نمیدهد اینکه شما هم خودتان هم دیگران را پرهیز بدهید از اینکه به او پول قرض بدهند. این ازدواجهایی که بزرگان ما با دختران دشمنانشان بوده به خاطر این بوده که شر آنها برای اسلام کمتر بشود.@ اگر به کسی شک داشته باشید که مال شما را دزدیده باشد این شک شما قابل اعتماد نیست مگر اینکه شخص سابقه دزدی در خانواده و فامیل داشته باشد. در مورد خواستگار، خواستگار حق لمس ندارد فقط حق نگاه کردن دارد.@ این عزیزی که سؤال کردند من خودم را جای دیگران قرار میدهم باز هم نمیتوانم به شخص خوشبین باشم ممکن است حق داشته باشد نسبت به بدبینیاش، شاید حق داشته باشد ولی اگر میخواهد مسألهاش حل بشود شخصاً مراجعه بکند.@ ازدواجهای دانشجویی هم وقتی که طبق فرمول انجام نشود من بعضی از دانشگاهها که تدریس داشتم 50% طلاق داشتیم در ازدواجهای دانشجویی، بنابراین نمیشود اعتماد کرد چون ازدواج دانشجویی است ازدواج باید انسانی باشد دانشجویی و غیر دانشجویی نداریم.@ ازدواج باید تابع فرمولهای اساسی ازدواج انجام بشود یعنی شناخت کافی از خود ازدواج، جنس مخالف، مسئولیتهایی که یک ازدواج میاورد و شرائط یک پسر خوب یک دختر خوب و مسائل دیگر که اینها را ما در نوارها توضیح دادیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@