جلسه 039 - انسان در گستره منازل آخرت
شماره جلسه
39
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
6
روز
5
متن کامل (خام) ‌ جلسه 039 - انسان در گستره منازل آخرت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جهت قبولی طاعات و احیای همه عزیزان و اینکه خداوند تبارک و تعالی به فضل و کرمش هر چیز در شبهای گذشته ماه مبارک به دوستان خودش عطا کرده به ما هم عطا بکند صلوات بلند ختم بفرمایید.@ در جلسه گذشته عرض کردیم دعای امشب این هست اَللّهُمَّ اَرزُقنی التَجافی عَن دارِ الغُرور یعنی خانه فریب، که الان بحثش را فرصت نداریم راجع به آن صحبت کنیم که دنیا دائما در حال فریب دادن اهل خودش است@ یعنی آنها را از آخرت غافل میکند گول میزند و به بازیچههای خودش مشغول میکند این بازیچهها برای سنهای مختلف متفاوت است پنج مرحله بازیچه دارد قرآن.@ که قرآن مراحلش را میگوید أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ دنیا لهو است لهو یعنی ولگردیها و وقتتلف کردنها و بازیهای بیهدف، بچه دیدید وقتی با یک چیزی بازی میکند@ مثلا با یک انگشتر با یک تسبیح بازی میکند هدفی از این بازی ندارد فقط بازی میکند. لعب بازیهایی هست که هدفدار هستند یعنی شخص بازی میکند برای برد و باخت برای غلبه، این را چه میگویند؟@ لعب، یعنی قاعدهمند است مثلا مثل اینکه بازیهایی که قاعدهمند است بچهها برایش قانون و مقررات میگذارند بازی میکنند@ مثلا میگوید گانیه بازی کنیم لیله بازی کنیم گرگم به هوا بازی کنیم قاعده برایش میگذارند، بزرگترها هم همین بازیها را دارند@ لعبهای مختلف دارند لعبهای اجتماعی، لعبهای سیاسی، لعبهای ورزشی، الان شما نگاه کنید افراد مثلا ساعتها وقتشان را صرف این میکنند که کدام تیم خارجی به کدام تیم خارجی غلبه کرده@ بعد راجع به آن حرف میزنند تحلیل میکنند ذهن میسوزانند فسفر مصرف میکنند عمر میگذارند جوانی میگذارند احساسات میگذارند، کی کی را زد یا تیمهای داخلی و مشغلههای اینطوری دارند@ این مشغلهها برایش از مسائل جدی زندگیشان جدیتر میشود خیلی وقتها، گاهی وقتها لعبهای سیاسی، این گروهها و دستهجات سیاسی برای اینکه در انتخابات کی ببرد کی نبرد@ کی بالا بیاید کی پایین بیاید ببینید چه عمری تلف میشود چقدر فشارهای روحی روانی تهمت غیبت دزدی اختلافافکنی فتنهانگیزی سر اینکه مثلا فرض بفرمایید حزب ما برنده بشود یا حزب آنها برنده بشود@ و اینها لعبهای سیاسی است روکمکنیهایی که بین بزرگترها هست این هم یک داستان خاص خودش را دارد یعنی آن بزرگها سنشان بزرگ شده ولی هنوز بچه هستند تفاخر این یک مرحله بالاتر است.@ فخرفروشی، به هیکلم به قیافم به سوادم به تحصیلاتم به شهرتم به محبوبیتم به پولم به خانهام به محل خانهام به مدرک تحصیلیام به همسرم@ به بچههایم به قیافه بچههایم به استعدادهای بچههایم به زیباییهای بچههایم به شغل و موقعیتشان به عبادتم به اینکه مثلا من پنج دفعه حج بیشتر رفتم چهار دفعه سوریه بیشتر رفتم ده دفعه کربلا بیشتر رفتم هیئت ما از هیئت شما بزرگتر است@ شام بیشتر میدهد ناهار بیشتر میدهد هیئت ما اکو دارد از این بازیها، اینطوری تسبیح من شاه مقصود است تسبیح بقیه اینطوری است@ ساعت من موبایل من تلفن همراه خانه مبل کریستال، رقابتهای اینطوری که همه با هم دارند فخرفروشیها و مسابقههایی که دارند این هم یک مرحله از جهنم است@ یعنی واقعا کسی که اهل این کارها هست در دلش آن ساعتهای که مشغول این چیزهاست در جهنم است و مابهازایش هم عذاب قبر دارد وقتی مشغول این نوع کارهاست، یک موقع هست انسان برای زیبایی زندگی خودش میرود بازار یک مبل خوب میخرد@ میخواهد از زیباییاش استفاده کند با کسی کَلکَل ندارد با کسی رقابت ندارد نمیخواهد مثلا روی دست خواهرش بلند شود@ روی دست جاریش بلند شود روی دست باجناقش بلند شود روی دست رفیقش بلند شود در ماشین خریدن در مسافرت رفتن در اینکه مثلا کجا برویم سفر کجا باشیم با چی برویم؟ الان مثلا باجناق 405 داشته باجناق یک 405 میخرد@ میگوید دیگر اُفت دارد ما 405 داشته باشیم ما باید حتما یک ماکسیما بگیریم که روی دست آن باشیم ما همیشه باید جلوتر از باجناق باشیم آن ماکسیما میخرد من چی بخرم.@ همینطوری با هم مسابقه میگذارند یعنی تفاخر هست همینطوری فخرفروشی. حضرت میفرماید اگر شما به بند کفشت هم تفاخر بکنی بهشت مطلقا راه نمیدهند کسی را که اهل فخرفروشی به دیگران است.@ سفره ما غذای ما خانه ما دستپخت من سلیقه من، هزارتا از این چیزهایی که زیاد هم هست اگر بخواهیم آمار بدهیم خیلی وقتمان تلف میشود@ لباس من خودکار من درس من، دانشگاه من، من دولتی درس میخوانم این آزاد میخواند من آزاد میخوانم آن پیامنور میخواند من مدرکم مال کجاست آن مدرکش مال کجاست؟ من خانهام آن منطقه فلان است آن خانهاش آن منطقه فلان است@ از این بازیهایی که الان همه دارند همه گرفتارش هستند هر کسی که به هر نحوی گرفتار اینطور چیزها میشود در لباس پوشیدنش در راه رفتنش در وسایلش در هر چیزی، این گرفتار جهنم است.@ تفاخر در ذهنت بیاید که بالاخره از یک کسی بزنی بالا در یک جهتی، بزنی بالا، چرا در عمل صالح در تقوا در نزدیکی به آخرت در خدا، در کار خیر اینها خیلی خوب است.@ چون قرآن میگوید هم سرعت بگیرید هم سبقت بگیرید از دیگران، اهل سرعت و سبقت، در کارهای خیر، امر هم کرده در اینطور کارها بله خوب است@ نه به رخ بکشد نه مطرح بکند نه بگوید نه ریاکاری داشته باشد نه سمعه داشته باشد. ریاکاری یعنی میخواهد نشان بدهد سمعه یعنی میخواهد به طرف بفهماند. طرف هِی آب میخورد آب میخورد دوباره یکذره آب میخورد آخرسر گفت نمازشب چقدر آب میکشد ها.@ یکطوری بالاخره میخواهد بفهماند که ما نمازشب خواندیم، نبوده نشان بدهد به آن بنده خدا، باید یکطوری بفهماند به طرف.@ که کاشکی بودی دیشیب میدیدی که من دیشب چه نمازی خواندم چه اشکی ریختم چه پولی دادم، طرف نیست مجبوریم به گوش طرف برسانیم این را میگویند سمعه.@ به هر نحوی که یک کسی بخواهد روی دست کسی بلند شود در چیزی که مربوط به مسائل دنیایی است در دلش بیاید@ حضرت میفرماید دیگر، آیه قرآن هم داریم تِلْكَ الدَّارُ الْ‏آخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً هر کس بخواهد علو داشته باشد یک چیزیاش از دیگران بالاتر بیاید.@ در یک چیزی، یک موقع هست میگویم نه من نیازم این هست که این خانه را داشته باشم مثل آدم میروم خانهای که انتخاب کردم خوب است میخرم و در آن زندگی میکنم در ذهنم در دلم رقابت با کسی نیست@ نه اینکه بروم خانه را بخرم بقیه را دعوت کنم بیایند خانهام را به رخشان بکشم مبلم را برخشان بکشم، خانمی مثلا یک چیزی خریده همه را دعوت میکند بیایند ببینند که این مثلا دلشان بسوزد@ آب شود بَهبَه چَهچَه بکنند به بقیه بگوید مثلا من، نه. استفاده صحیح، منطقی، خوب، از زیباییهای دنیا بدون رقابت بدون اینکه بخواهیم با کسی مسابقه بگذاریم این بخش تفاخر است پس اینها جهنمهای دنیاست.@ آخریش هم فرمود و تکاثر، تکاثر یعنی مسابقه میگذارید با همدیگر سر زیاد کردن اموال زیاد کردن دنیا. هرکی بیشتر داشت.@ زیاد، اصلا با کسی هم شاید رقابت نداشته باشی ممکن است رقابت نباشد اصلا ولی خودت میافتی به جمع کردن خودت به حرص میافتی به جمع کردن میافتی@ میگویند این هم تکاثر است یک جهنم است. اَللّهُمَّ اَرزُقنی التَجافی عَن دارِ الغُرور، خانه فریب یعنی اینطوری آدم را فریب میدهد@ ببینید یک شخصی تا دَم مرگش هم دارد گول میخورد یعنی همین مسیرها را دارد انجام میدهد همین کارها را دارد میکند همین رقابتها را دارد همین زیادهرویها را دارد. و الإنابۀ الی دار الخلود روی کردن به سرای جاودانگی.@ در روایت داریم که یکی از نعمتهایی که از خود بهشت بالاتر است جاودانگی بهشت است. لذا در بهشت دائما فرشتهها این را تذکر میدهند به مؤمن که تو جاودانه هستی این جاودانگی خیلی لذت زیادی دارد@ یعنی مؤمن قرار گرفته در بهشت میداند یک سال و ده سال و صد سال و هزار سال قرار نیست آنجا باشد یک میلیون سال و یک میلیارد سال آنجا نیست@ تا خدا خدایی میکند عمر انسان هم اندازه عمر خداست یعنی تا خدا قرار است باشد که همیشه هست ابدی است این هم در بهشت کنار خداست شوخی است این مسئله؟@ یکذره فکر باید بکند انسان ابدیت یعنی چی؟ جاودانگی، اینقدر مهم است که قرآن نزدیک به هشتاد بار به شما دارد تذکر میدهد خیلی اهمیت دارد که هِی میگوید برای اینکه ما خیلیها باورمان نمیشود، هشتاد بار، تازه حدیثها بماند احادیث چقدر است دعاها بماند.@ همین در قرآن، جاودانگی، جاودانگی، که ما این چند سال را یکذره گول نخوریم این خیلی مهم است.@ لذا اگر کسی با بهشت و مسئله جاودانگی دار الخلود بودن روحش باورش نکند و پیوند نخورد در مقابل این پنج مرحله دوام نمیاورد اگر از لهوش ببرد و در لعبش، شما نگاه کنید طرف الان هشتاد سالش است هنوز سر تیم فلان و تیم فلان مشکل دارد@ فحش میدهد حرف میزند خودکشی میکند فشار خون میگیرد سکته میکند اینطوری است هنوز هشتاد سالش است دچار لعب است. لعبهای سیاسی کی رأی بیاورد کی رأی نیاورد چی میشود؟ چی نمیشود؟@ خیلیها الان نگاه کنید در جهنم لعبهای سیاسی گرفتار هستند تند تند هم میروند حزب تشکیل میدهند گروه تشکیل میدهند انشعاب میزنند@ هر کس برای خودش دکانی درست میکند علاقه دارد همینطوری یک لعبی بازی کند و یک چیزی داشته باشد. لعبهای مذهبی هم داریم در هیئت در مؤسسه در یک جایی که همه دارند کنار هم با هم کار میکنند@ چهار نفر هوای ریاست هوای نفس به آنها غلبه میکنند میروند خودشان را انشعاب میزنند بعد از آنها هم یک انشعاب از آنها پیدا میشود دوست دارند یک همچین دکانهایی باز کنند@ نمیتوانند به هوای نفسشان غلبه کنند که وحدت داشته باشند هِی تند تند جدا میشوند خودمان یک هیئت بزنیم هیئت برای هوای نفس زده فقط برای روکم کنی برود جلوی کسی بلند شود برای خدا نیست.@ برای اینکه باری از امام زمان را بلند کنند نیست فقط چون با طرف کَلکَل داشته یک هیئت زده. اگر از جهنم لعب در برود میافتد در جهنم تفاخر.@ از این در برود میافتد، جهنم زینت را توضیح ندادم زینت هم همینطوری است قبل از تفاخر زینت است لهو و لعب و زینۀ زینت خودآرایی خوشکلی.@ یک موقع است یک کسی به زیبایی علاقه دارد یک کسی برای خدا خودش را زیبا میکند یک کسی به حرمت دیگران به خودش میرسد.@ فرمود تَجَمَّل لِأَخیک به احترام برادرت موهایت را شانه کن به احترام برادرت عطر بزن به احترام برادرت لباس خوب بپوش تجمل اصلا بد نیست به این نیت.@ ولی یک موقع است که شخص دچار شهوت زینت میشود دچار تجملاتی یعنی زندگی تجملاتی میشود هر پیراهنی میبینید هر لباسی میبیند@ هر انگشتری میبیند هر ساعتی میبیند یک چهار روز تلفن میخرد میاندازد کنار یک تلفن دیگر میخرد عینک عوض میکند ماشین عوض میکند یکسره خانه عوض میکند کریستال عوض میکند@ کریستالهایش دلش را میزنند یکطوری میکند که از شر آنها خلاص بشود یک چیز دیگر بخرد این گرفتار زینت است اینطوری این هم خیلی خطرناک است این هم یک جهنم است که عمر تلف میکند@ یک عدهای ده سال بیست سال سی سال عمرشان را در جهنم زینت، بعضیها تفاخر بعضیها تکاثر، بنابراین تنها چیزی که میتواند ما را از همه این جهنمها نجات بدهد الإِنابَۀُ اِلی دارِ الخُلُود هست یعنی دل متوجه سرای ابدیت و جاودانگی بشود@ دل به شوق آخرت بیافتد اگر افتاد به شوق آخرت دیگر اصلا این بچهبازیها وقتش را تلف نمیکند اصلا گرفتار اینها نیست راحت است دلش آزاد آزاد است. پس برای اینکه یک کسی از این اژدها و عقربها از این عذابها نجات پیدا بکند@ از این جهنمها باید شوق آخرت را داشته باشد چون گفتیم صراط توی جهنم است روی جهنم نیست کجاست؟ توی جهنم.@ پس ما الان متولد توی جهنم شدیم و از توی جهنم با راهنمایی انبیاء اولیاء و بزرگان و قرآن چکار میکنیم؟ از توی جهنم صراط مستقیم را پیدا میکنیم تا خودمان را به بهشت برسانیم@ عین همان اتفاقی که در قیامت میافتد پس الان همه ما در جهنم هستیم و روی صراط هستیم@ اگر بخواهیم از جهنم از خانههای این صراط که عبارت است از لهو و لعب و زینت و تفاخر و تکاثر نجات پیدا کنیم از خانهها و جهنمهای مختلف، فقط یک چیزی میتواند ما را نجات بدهد@ شوق به آخرت شوق به خانواده آسمانی، آخرت که میگویم یعنی همه بهشت و بالاتر از بهشت و محتوایی که دارد عبارت است از خداوند چهارده معصوم بگیر بیا پایین هر چی هست.@ اگر آن شوق آخرت شوق بهشت در دل کسی نباشد حتما در هر درجهای که باشد در یکی از این جهنمها گرفتار میشود یعنی راه دیگری ندارد@ شما بخواهید از جهنم دربیایید جز اینکه دلت عاشق بیرون جهنم باشد لذا خیلی دقیق از نظر روانشناسی این حدیث طراحی شده خداوند بهشت را آفرید به جبرئیل گفت نمیخواهی یک سری به بهشت بزنی ببینی من چکار کردم؟@ گفت خدایا میروم میبینم رفت دید و آمد گفت خدایا فکر نمیکنم کسی از اینجا بگذرد. گفت جبرئیل برو راهش را نگاه کن رفت راهش را دید.@ دید درش سختی دارد هوای نفس را باید بگذری از دنیا باید رد شوید جهاد دارد مبارزه دارد انفاق دارد گفت خدایا مشتریاش کم است. بعد جهنم را آفرید گفت جبرئیل یک سری هم جهنم بزن.@ رفت جهنم را دید خیلی ترس برش داشت جبرئیل آمد گفت خدایا بعید میدانم کسی اینطرفها پیدایش بشود. گفت جبرئیل برو راهش را نگاه کن رفت راهش را نگاه کرد دید بَه چه عشق و حالی دارد راه جهنم@ گفت خدایا خیلیها گول این راه را میخورند و میایند سمت جهنم. لذا فریب دار الغرور بودن دنیا همین است جهنم، جهنم میفریبد انسان را با راهش با لذاتش@ با شهواتش با امیالش را غرورهایش با حسادتهایش با تکبرهایش با خیلی چیزهای دیگر فریب میدهد انسان را، انسان میاید جلو آخر میبینی سر از جهنم و مار و عقرب درآورد. لذا فرمود مثل مار میماند@ حضرت فرمود مثل مار میماند که وقتی لمس میکنی خوشت میاید اما قاتلٌ سَما، سمش میکشد. اگر یک کسی بخواهد دربیاید باید انابه به دار الخلود داشته باشد یعنی باید حتما اشتیاق به آخرت داشته باشد@ اشتیاق به آخرت گفتیم بر اثر چه به دست میاید اولین مرحلهاش چه بود؟ شناخت آخرت بود بهشت را باید بشناسد تا اشتیاق پیدا کند بعدش هم عمل کند و شخصیتش را بر اساس آن بسازد.@ لذا وقتی خداوند در توصیف بهشت میفرماید لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً یعنی اهل بهشت هرگز نیش ندارند به همدیگر تحقیر ندارند فضولی در کار همدیگر ندارند کنار هم آرامش دارند@ إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً از دست و زبان همدیگر در آرامش هستند یک کسی که دائما نیش دارد قُر دارد نِق دارد سر پدر و مادرش سر خواهر و برادرش سر دوستانش سر همسرش، این جهنمی است قشنگ معلوم است.@ آمد خدمت رسول خدا گفت یا رسول الله فلان خانم خیلی زن خوبی است این اینقدر اهل عبادت است@ تمام روزها میبینیم این روزه میگیرد شبها دائما به عبادت است ولی فقط یکذره زبانش تند است و همسایهها را آزار میدهد زبانش یک کمی تند است، پیامبر فرمود لا خَیرَ فیها هیَ مِن اَهلِ النّار هیچ خیری در این زن نیست@ وقتی همسایهاش را با زبانش آزار میدهد این جهنمی است حالا یک کسی نسبت به زنش اینطوری است یک کسی نسبت به شوهرش اینطوری است یک کسی نسبت به پدر و مادرش اینطوری است قُر دارد نِق دارد هر حرفی بخواهد بزند با کنایه و نیش میزند آتش میزند به طرف مقابل میشود جهنمی.@ حق هم باشد نباید بگویید این را یادتان نرود حق هم باشد نباید بگویید مثلا طرف رفته یک اشتباهی کرده یک گناه کبیرهای انجام داده حق نداری سرزنش بکنید@ اگر هِی نیش بزنی گذشته یک نفر را، گناهانش را، اشتباهاتش را، ضعفهای شخصیتیاش را، دست و پاچُلُفتی، آدم بیعُرضه، آدم بیجَنَم، آدم ترسو، آدم نفهم، هِی به رخش بکشی.@ هر چه که بگویی به خودت گفتی یعنی یک کسی زمانی هم این حرفها را به شما میزند اما در جهنم. گناه کرده معصیت کرده یکی از دلایل و عوامل رفتن به جهنم این هست که یک نفر معصیتش را به رخش بکشد@ گناهانش را گذشتهاش را اشتباهاتش را به رخش بکشد، تو پدرت اینطوری، مادرت اینطوری، خانهتان اینطوری، گدا بودید، این چه جهیزیهای بود آوردی، جهیزیهتان اینطوری بود، این چیه؟@ زن به مرد بگوید مرد به زن بگوید تو دهاتی هستی تو شهری هستی همین حرفهایی که به هم میزنند زن و شوهر، خواهر و برادر ممکن است به هم بگویند@ دوتا دوست به هم بدهند هر چه که در آن کنایه است نیش است زخم دارد طعم دارد حق هم باشد جهنمی دارد راست هم باشد نمیگویم حق، چون حق که نیست ناحق است این، اگر درست هم باشد جهنم دارد.@ آقا نکش به رخ مردم ضعفهایش را، اشتباهاتش را نکش به رخش، اینقدر وَر نرو به آن. پس دنیا اینطوری است گفت جبرئیل راهش را نگاه کن راهش را که نگاه کرد دید بَه خیلیها نمیتوانند بگذرند، خیلی دقیق طراحی شده این روایت.@ لذا فقط یک چیز میتواند نجات بدهد این زمانی که روی صراط هستی عشق بیرون از جهنم را داشته باشی یعنی شهوات جهنم نتواند دعوتت بکند یک کسی ممکن است بگوید جهنم مگر شهوات دارد؟@ بله دنیا را نگاه کنید شهواتش را. غَرِقَ فیهَ الأکثَرون حضرت فرمود بیشتر آدمها در شهوت دنیا غرق هستند، یعنی در چه غرق هستند؟@ یعنی در جهنم غرق هستند دنیا متن جهنم است فرمودند متن جهنم است. حالا در حدیث معراج میگوید خوردنیهایش پوشیدنیهایش خریدنیهایش لذتهای دیگرش دائما انسان را سرگرم خودش میکند@ دیگر این شخص حال آخرت ندارد حال نماز ندارد حال عبادت، پنجاه آیه در روز که واجب است بخواند نمیتواند بخواند، یعنی هر کاری میکند که از صبح تا شب یک پنجاه آیه قرآن بخواند میبیند که حس نیست دل ندارد بخواند@ یک نماز جماعت نمیتواند برود نماز جمعه بدون عذر راحت میگذارد کنار، عذر دارد خوب نرود، بدون عذر است@ مثلا نمیرود اصلا هیچ حسی ندارد از پرواز، اذان را حس ندارد اقامه را حس ندارد تعقیبات نماز را حس ندارد درس را حس ندارد برنامه را حس ندارد کتاب خواندن را حس ندارد@ اصلا معلوم است که با خودش چکار کرده که اینطوری است دیگر، این علائمش. انابه الی دار الخلود یعنی آدم شیفته بهشت بشود شیفته آخرت بشود حدیثش را بخوانم برایتان. مَن دَخَلَ الجَنَّۀ از نبی اکرم(ص) هر کس وارد بهشت بشود@ پیامبر فرمود خیلی قشنگ است این میخواهد دار الخلود بودنش را پیغمبر برای ما بیان بکند میفرماید که این شخص همیشه در ناز و نعمت است نعمتی که تمام نمیشود@ هرگز دچار بدبختی و بینوایی نمیشود در دنیا هیچ وقت سراغش دیگر نمیاید تمام شد دیگر چی؟ لا یَفنی شَبابُه جوانیاش تمام نمیشود یعنی سنش نمیرود بالا همیشه در بهشت جوان است همیشه در بهشت جوان میماند@ (وَ لَهُ فِی الجَنَۀ ما لا عَین رَأت وَ لا اُذُن سَمعت وَ لا خَطر عَلی قَلب بَشر) در بهشت چیزهایی دارد که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به مغز و عقل هیچ کس هم خطور نکرده این دار الخلود این است.@ یک صلوات ختم بفرمایید. خداوند ببینید حضرت داود را چطور تحریکش میکند چطوری، برای حضرت داود بهشت را شرح کرده@ من همهاش را نمیتوانم بخوانم، آخرش میگوید (أَینَ المُشتاقُون اِلی لَذیذ الطَعام وَ الشَراب) کجا هست کسانی که اشتیاق به طعام لذیذ و شراب لذیذ دارند وقتی خدا میگوید لذیذ یعنی اصلا ماهیتاً به قول پیغمبر اینجا فقط شباهت اسمی دارد@ طعام لذیذ میگوید اگر کسی خوردنی است میخواهد خوردنی لذیذ بخورد برود بهشت، نوشیدنی لذیذ آنجا.@ (أینَ الّذینَ جَعلوا مَعَ الضِحکِ بُکاءً) بَهبَه کجایند کسانی که خدا دارد میگوید کجایند کسانی که اگر در دنیا میخندیدند کنارش یک گریهای هم داشتند@ بعضیها فقط الکی خوشند شنگولند میخندند حس گریه ندارند گریه برای خدا برای آخرت شوق ابدیت، هیچی، خدا میگوید من نمیگویم در دنیا نخندید@ اما کنارش یک گریهای هم داشته باشید برای خودتان، برای گناهانتان، برای ابدیتتان، برای شب اول قبرتان، برای فشار قبرتان، برای تنهاییهایتان، برای غصههایتان، برای تشنگی آنجا، برای گرسنگی آنجا، یک گریهای هم داشته باشید.@ من یکدفعه برمیگردم به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم من چقدر در دنیا خندیدم چقدر برای دنیا عصبانی شدم ناراحت شدم گریه کردم بعد اگر یک کسی به من بگوید خوب تو چند دقیقه از عمرت را برای خدا گریه کردی؟@ چند دقیقه گریه کردی؟ چند دقیقه برای شوق بهشت گریه کردی؟ چند دقیقه از دوری چهارده معصوم گریه کردی؟ چند دقیقه از دوری امام زمان به گریه افتادی؟@ چند دقیقه یاد تنهایی قبرت، گرسنگی آنجا، تشنگی آنجا، تاریکی آنجا، تنگی آنجا، ذلت و خواری آنجا، افتادی و گریه کردی؟ چه بگویم؟@ بگویم در زندگی من اتفاق افتاده آنها! هِی سالی دو سالی پنج سالی یک موقعی یک موعظهای جایی خورده به گوشم یک دو دقیقه هم رفتم در همدیگر، گریهام کجا بوده، جدی نبوده اصلا برای من این مسئله.@ خدا میگوید خوش به حال آنهایی که اگر میخندند گریه هم دارند، حالا شما را میگوید. (أینَ الَّذینَ هَجَمُوا عَلی المَساجِد فِی السَیف وَ الشِتاء) کجایند آنهایی که هجوم میآوردند به مسجدهای من در زمستان و تابستان.@ بَهبَه خوش به حال اهل مسجد خوش به حال اهل نماز جماعت خوش به حال اهل نماز جمعه، در جمع بودن فوقالعاده انسان را پاک میکند@ بسیاری از گرفتاریهای انسان دنیایی و آخرتی که خود انسان اگر برایش طرح و برنامه داشته باشد نمیتواند حل کند در جمع حل میشود وقتی کسی اهل رفاقت آخرتی بود دوستهای آخرتی داشت نه دوستهای دنیایی که همه مشنگ هستند@ هر وقت آدم با آنها هست همهاش غفلت و خنده است آخرت ندارد در آن، نه جمعهای الهی جمعهای عاشق جمعهای آسمانی بیستتا سیتا چهلتا پنجاهتا حضرت فرمود هر چه بیشتر بهتر رفیقهای اینطوری پیدا کنید@ بگردید در زندگی، بعضیها زندگیهایشان خیلی اتوکشیده است میروند سر کارشان درآمدشان کسب و کارشان هیچ عیاشی و کیافی آخرتی ندارند@ رفیقهای اینطوری اصلا ندارند چرا، خاله خالهبازی دارند مهمانی برویم خانه فلانی، شمال برویم، کیش برویم کجا مهمانی برویم، کجا چی بخریم؟ جشن تولد است.@ عروسی است از این بازیها، اما اصلا مهمانیهای آخرتی در دنیا ندارند در حالی که یکی از لذتهای بهشت چیست؟ اینکه بهشتیها دور هم جمع میشوند با هم قربان خدا میروند با هم قربان خانواده آسمانی میروند اصلا دور هم جمع میشوند@ مُتَّكِئِينَ عَلَيْها مُتَقابِلِينَ میشینند با هم گعدههای علمی دارند گعدههای معنوی دارند کِیف میکنند راجع به آخرت صحبت میکنند راجع به جهنمش صحبت میکنند@ راجع به بهشتش صحبت میکنند راجع به امیر المؤمنین و فضائلش صحبت میکنند راجع به مادرشان فاطمه زهرا صحبت میکنند لذت میبرند واقعا، بعد نگاه میکنید طرف الان سی سالش است چهل سالش است دوتا از این رفیقها ندارد@ یک دانه از این مجلسها سراغ ندارد که اگر یک موقعی خواست برود عیاشی بکند یک قهوهخانه اینطوری یک میکده اینطوری سراغ ندارد@ که اگر یک موقع عشقش کشید برود یکذره مستی بکند سراغ داشته باشد بگوید حالا یک شب جمعه هم بزنیم برویم یکجا مستی بکنیم ندارد اصلا، نه جاهایش را میشناسد میکدههای فطری را شناسایی کرده میکدههای بهشتی، نه آدمهایش را دارد.@ چرا ممکن است در یک جمع غریبه برود یک حالی هم به آن دست بدهد مثل یک کسی که میرود در یک قهوهخانه میخواهد چایی بخورد حالا در جمع آنها وارد میشود ممکن است یک چیزی هم به آن برسد.@ ولی اینکه آدم دهتا رفیق اینطوری داشته باشد همصحبت عیاش کیاف آدمهای قوی، آدمهایی که تا این ضعف میگیردش سرحالش بیاورند یک ماساژی به آن بدهند یک حرفی به آن بزنند یک تکانی به آن بدهند سرحالش بیاورند آن را.@ تا یکذره اوضاع میریزد به هم، چهارتا از این عیاشها را جمع کنند بریزیم در یک ماشینی برویم یک میکدهای، کجا؟ برویم بیابانی، برویم جمکرانی، برویم مشهدی.@ برویم سوریهای، برویم کربلایی، برویم حرمی، برویم حضرت معصومهای، یک جا برویم بشینیم عیاشی بکنیم سرحال بیاییم.@ اصلا ندارد این بنده خدا، نه خانمهایشان اینطوری هستند نه مردهایشان اینطوری هستند نه نوجوانهایشان اینطوری هستند نه جوانهایشان اینطوری هستند خوب این چه عشقی از دنیا میکند؟@ خدا میگوید آدم حسابیها تمام عشق و حالشان مثلا با همین کلمهای که من میگویم عشق و حال در حدیث آمده حدیث معراج، (نَعیمُهُم فِی الدُّنیا) تمام نعمت اینها در دنیا این است که یاد من هستند@ با من صفا میکنند به فکر من یاد من و محبت من و رضای من هستند، اصلا بعضیها به این چیزها سرمایهگذاری نمیکنند که عیاشیشان با خدا باشد@ خدا میگوید اگر میخواهید عیاشی هم بکنید با خودم بکنید من رفیق شما هستم(لا رَفیقَ مَن لا رَفیق لَه) ای کسی که رفیق کسی که رفیق ندارد خدا رفیق، میگوید من رفیقتم بیا با خودم شب، وقت، بیوقت، تعطیل، هر وقت بخواهی@ خدا میگوید من هستم باحساب و بیحسابش هستم باحساب رفتار میکنی باحساب رفتار میکنم با شما، بیحساب رفتار میکنی بیحساب عشقبازی میکنم با شما، هر طوری بخواهی هستم.@ امام زمان(ع) همینطوری در خانهاش باز در چادرش باز ولی کسی آنطرفها پیدایش نمیشود. بعد هم اینقدر موقع مردن ما حسرت بخوریم@ اینقدر بعدا حسرت بخوریم آرزوی دو رکعت از این نمازهایی که مفت تلفش کردیم، ای خدا من برگردم یک دو رکعت از آن نمازهایی که گند زدم یک دو رکعتش را درست بخوانم، میگذارند برگردیم؟@ خدا برگردم یک نماز جماعت، برگردم یک نماز جمعه، برگردم یک دعای توسل، یک عاشورا، یک حرم، نه دیگر فرصتی نیست، برگردم بروم بشینم هیچ کاری نمیخواهم بکنم، پیغمبر خیلی قشنگ میگوید یک تکهای دارد خیلی دل میبرد از آدم.@ انشاء الله این جلسه خانواده آسمانی حدیثش را میخوانم برایتان. با یک اشتیاقی صبح میگوید دیشب، پیغمبر میگوید آخر خیلی پیغمبر این دوتا شخصیت را خیلی با آنها صفا میکرد و دوستشان میداشت@ یکی جعفر بن ابی طالب برادر امیر المؤمنین و یکی هم حمزه عمویش، از آن عیاشها و کیافها بودند پیغمبر خیلی، خوب جعفر وقتی شهید شد خدا بال داد به آن در بهشت هرجای بهشت میخواهد برود، برود@ حمزه هم که ماشاءالله سید الشهدای زمان خودش بود، گفت دیشب جعفر را خواب دیدم حمزه را خواب دیدم به ایشان گفتم اوضاع چطور است؟ گفتند اینجا خیلی خوب است. به آنها گفتم چی به درد میخورد آنجا؟@ چندتا چیز را گفتند حالا کاملش را انشاء الله در خانواده آسمانی میگویم یکی اینکه آدم در هوای گرم به تشنهها آب بدهد دیدید بعضیها چه سلیقهای دارند میروند یک آبسردکن میخرد طرف پول برقش را هم میدهد.@ قدیمها منبع میگذاشتند یخ میریختند پول یخش را میدادند چقدر این فرهنگ ما فرهنگ عالیای بوده.@ تابستانها یک جایی آب درست کنند که مردم تشنهشان میشود بتوانند یک آب یخی بخورند. بعضی از خانوادهها چقدر باسلیقه هستند در این راهپیماییها و در این جاهای شلوغ یک شلنگ از خانه گذاشته است بیرون.@ هر که میخواهد برود این شلنگ را باز کند آب هست مصرف کنند صورتشان را بشویند، یک موقع هم سلیقه دارند میروند از این آبپاشها میگذارند سرش همینطوری میریزند روی مردم یکذره مردم خنکشان بشود.@ جگر تشنه را آب دادن خیلی ثواب دارد. حتی در خانه، در خانه افراد از همدیگر سبقت بگیرند فرمود کارهایتان را به کسی نگویید ولی اگر آب میخواهید به یک نفر بگویید آن برایتان آب بیاورد@ چون فرمود وقتی به یک نفر بگویی آب برایت بیاورد آن را به اوج میرسانی به یک ثوابی میرسانی که آن و خودت هم نمیدانی به کجا میرساند.@ لذا بعضیها اصلا سبقت میگیرند در این هیئتها میرود میشود آبدارچی، سر سفرهها پارچ دستش است آب دستش است یا صدتا آب معدنی میخرد دست بقیه میرساند بارک الله، خانه میخواهد آب بردارد.@ فقط آب برای خودش برنمیدارد پنجتا ظرف یکبار مصرف پر کرده آب میبرد آنجا در نماز جمعه هر کس آب میخواهد با لیوان یکبار مصرف بیایید بخورید، زیرکی است خیلی زیرکی است. دیگر چی؟@ فرمود صلوات بر تو. یک صلوات بلند بفرستید. دیگر چی؟ گفت محبت علی بن ابیطالب. حمزه به آن میگوید محبت علی بن ابیطالب اینجا خیلی کار میکند. چهارتا رفیق پیدا بکنید.@ (أینَ الَّذینَ هَجَمُوا) کجایند کسانی که هجوم میاورند به مساجد من در تابستان و زمستان. وقتمان تمام شد خدایا به حق محمد و آل محمد به حق همه اولیائت به همه اسماء حسنایت قسمت میدهیم@ خدایا به آن اسمی که فقط پیش خودت نگهش داشتهای به هیچ کس ندادی قسمت میدهیم همان اسمی که اگر ما تو را به همان اسم بخوانیم خدایا ما را حتما اجابت میکنی خدایا سوگندت میدهیم همه ما را امشب ببخش و بیامرز@ همه ما را اهل بهشت قرار بده شوق به آخرت و بهشت را همیشه در دل ما زنده نگه دار پروردگارا به حق محمد و آل محمد ما را اهل خودت بگردان@ خدایا به حق امام زمان(ع) به حق صاحب این ایام مبادی میل و شهوات ما را به سمت خودت و آخرت قرار بده الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@