اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره دشمنشناسی به این موضوع رسید که خداوند تبارک و تعالی شیطان را برای رشد ما آفریده و شیطان با ایجاد میدانهای مختلف رشد و مسابقه و امتحان و با تحریک فطرت ما یا طبیعت ما برای ما زمینههای ارتقا را ایجاد میکند نکتهای که درباره شیطان هست کیفیت عمل شیطان و ارتباطی هست که با ما دارد.@ یعنی یک شخصیت خارجی هست خارج از وجود ما و این شخصیت خارجی میخواهیم بررسی کنیم که نحوه ارتباطش با ما و ایجاد این میدانها و وسوسهها چگونه هست اولاً کار شیطان فقط در حد قوه خیال هست یعنی در فکر خیال و واهمه ما تأثیرگذار هست.@ یعنی چیزی به دل میاندازد تحریکش یک تحریک درونی هست و میتواند به خاطر لطافت و ظرافتی که دارد از درون ما با ما سخن بگوید و در ما در حد وسوسه و خیال ارتباط برقرار بکند.@ نکتهای که هست این هست که این شخصیت خارجی به قدری میتواند با لطافت و ظرافت با ما ارتباط برقرار بکند و پیامدهی بکند که ما کار او را کار خودمان میدانیم وسوسه او را فکری که او در ما القا میکند و ایجاد میکند او را از خودمان میدانیم یعنی خیال و وسوسه را کس دیگری در ما ایجاد میکند اما آن را انتساب به خودمان میدهیم.@ میگوییم من این فکر در سرم آمد در مورد فلانی اینطوری فکر کردم در مورد فلانی اینطوری فکر میکنم در مورد خواهرم فکر میکنم اینطوری است در مورد مادرم فکر میکنم اینطوری است در مورد همسرم فکر میکنم اینگونه است.@ یا فلان چیز را هوس کردم فلان چیز را خواستم از فلان چیز یک دفعه بدم آمد از فلان چیز یک دفعه خوشم آمد انتسابش به خودمان هست یعنی این ارتباط به قدری لطیف هست و ظریف هست که ما این انتساب را به خودمان میدهیم میگوییم که اینطور شد اینطوری فکر کردم اینطوری خیال کردم اینطوری هوس کردم.@ حالا چطور هست کس دیگری وسوسه ایجاد میکند ما از زبان خودمان حرف میزنیم میگوییم من اینگونه فکر کردم من اینگونه خیال کردم ببینید وسوسه همانطور که جلسه قبل توضیح دادم زمانی ایجاد میشود که ما زمینه و میدان خالی را برای او ایجاد کرده باشیم.@ یعنی در خودمان یک سنخیتی نسبت به نوع وسوسهای که ایجاد میکند درست کرده باشیم همانطور که مثال زدم نمیتواند بیاید ما را وسوسه بکند که مثلاً برویم مشروب بخوریم چون در قلب ما جایی برایش پیدا نمیکند قرآن میفرماید که یک شیطانی وجود دارد بنام شیطان طائف این همه ارتباط ما را با شیطان در همین یک کلمه بیان میکند.@ شیطان طائف(إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ) طائف یعنی طوافکننده به دور قلب انسان طواف میکند که جای خالی برای نفوذ پیدا بکند مثل هواست که دائماً ما تحت تسلط او هستیم مثل خون است در روایت داریم(یَجری مَجرَی الدَم) مثل خون و از مجرای خون در جریان هست همیشه هست.@ چطور ضربان قلب ما هست چطور نفس کشیدن ما هست چطور هوا با ما هست شیطان هم همین ارتباط را با ما دارد یعنی این شخصیت خارجی این نحوه ارتباط را با ما دارد و هیچ وقت خوابش نمیبرد هیچ وقت چرت نمیزند هیچ وقت حالت هوشیاریش را نسبت به ما از دست نمیدهد بنابراین طواف میکند.@ طواف یعنی همینطور میچرخد دور قلب مثل یک رادار هوشیار رادارها را دیدید چطوری میچرخند در این چرخشهایشان اگر یک چیزی را بگیرند که به آن حساس هستند علامت میدهند چراغ قرمز روشن میشود خودش به ما علامت میدهد شیطان دائم طواف میکند به اطراف قلب انسان و مواظب است که ببیند کجا فضای خالی باز میشود و بعد بتواند آنجا نفوذ بکند.@ اگر الان مثلاً ما وسوسه نمیشویم برویم مشروب بخوریم برویم قمار بازی بکنیم برویم آدم بکشیم به خاطر این هست که جای خالی در وجود ما ندارد ما سنخیتی با این نوع کارها نداریم با فحشا و منکرات سنخیتی نداریم تحریکی هم نمیشویم برویم دنبال فحشا و منکرات هی دارد میگردد تجسس میکند در قلب ببیند که جایی میتواند نفوذ بکند یا نه هیچ وقت ناامید نیست.@ یکی از درسهایی که ما باید از شیطان بگیریم همین است شیطان مدتهاست یک وقت میبینی سالها صبر میکند بلکه بتواند جای نفوذ پیدا بکند شما فرض بفرمایید یک روحانی که در حوزه علمیه درس خوانده روز اول که فکر نمیکرد که آدمکش بشود قاتل از کار در بیاید شما اصحاب پیغمبر را نگاه کنید بعضیها کارشان به کجا کشید.@ اصحاب ائمه را نگاه کنید کارشان به کجا کشید هیچ کدامشان فکر نمیکردند که سر از اینجا در بیاورند وقتی هم به آنها میگفتند اصلاً فکر نمیکردند وقتی امیرالمؤمنین(ع) به ابن ملجم گفت تو یک روزی من را خواهی کشت او به مخیلهاش هم نمیاید که یک روزی امیرالمؤمنین(ع) را بکشد ولی منتظر میشود تا زمانی که این فضا باز شود.@ یعنی یک موقعی ممکن است کار انسان به یک جایی برسد که دست به یک کارهایی بزند که خودش هم هرگز باورش نمیشد که سر از این جاها در بیاورد آن شیطان طائف دائماً طواف میکند مراقب هست که یک زمانی جای خالی گیر بیاورد کار عملیاتی هم انجام میدهد یعنی کار عملیاتی برای ایجاد سوراخ و حفره و راه نفوذ انجام میدهد.@ الان شما فرض بفرمایید وقتی به شما میگویند اهل فحشا و منکرات هستی میگویی نه اصلاً به مخلیهام هم نمیاید که یک روزی از این کارها بکنم اما او شروع میکند به مرور زمان ضربه میزند محک میزند ببیند کجا در این ضربهای که دارد میزند صدای پوکی میاید صدای توخالی میاید.@ یک جاهایی مثل اینکه توخالی است یک جاهایی مثل اینکه پوک است میشود اینجا اگر ما فشار بیاوریم یک ذره کار بکنیم همینطوری با مته فشار بیاوریم و روی آن کار بکنیم پنج سال بعد نتیجه بدهد کار میکند پنج سال بعد سوراخ میکند و راه نفوذ پیدا میکند.@ آدم فکرش را نمیکند که یک زمانی سر از اینجا در بیاورد ولی در میاورد تاریخ را که شما مطالعه بکنید میبینید از کسانی که ائمه را کشتند اگر به او میگفتی که شما بچه پیغمبر را قرار است بکشی باورش نمیشد که مثلاً من سر بچه پیغمبر را ببرم به مخیلهاش هم نمیامد یک زمانی همچین کاری را بکند ولی کرد.@ پس این طواف دارد صورت میگیرد طواف میکند جستجو میکند اطراف قلب انسان و بعد ضربه هم میزند زمینه را هم ایجاد میکند یک چیزی در مورد انحراف انسان میل انسان به بدی به شما عرض کنم میفرماید(اَلشَرُّ کائِنٌ فی طَبیعَتِ کُلِّ اَحَد) امیرالمؤمنین(ع) شر بدی در ضمیر همه انسانها وجود دارد.@ (اِن غَلَبَهُ صاحِبُهُ بَطَن) اگر صاحبش به او بتواند غلبه کند میرود مخفی میشود(وَ اِن یَغلِبهُ ظَهَر) اما اگر نتواند غلبه بکند ظاهر میشود بد میشود شما آدمهای بد را الان نگاه کنید در اوج بدی هستند سر مردم عراق شما نگاه کنید چه در میاورند.@ سر شیعیان لبنان سر مردم فلسطین سر مردم کشمیر در بوسنی شما دیدید آدم به چه پستی میرسد که شکم یک زن باردار را پاره کند جنینش را در بیاورد با آن فوتبال بازی کند آدمها را زنده زنده شما شاید فیلمهایش را ندیده باشید.@ مثلاً یک تعدادی زن و بچه را شما نگاه کنید یک مادر خودش چه وضعیتی دارد نسبت به بچهاش چقدر حس مادری و عاطفه دارد آنوقت این مادر را بیاورند با بچههای کوچکش یکی دو تا نه یک تعدادی مادر را با بچههایشان و مردهایشان بیاورند ببینید چقدر اینها نسبت به هم احساس دارند.@ همه اینها را در یک مکان در بسته زنده زنده بسوزانند صدای جیغ و داد و فریادشان هم بیاید طرف ککش هم نمیگزد که اینها دارند زنده زنده در آتش میسوزند در بوسنی این کار را کردند جاهای دیگر هم این کار را کردند در آن هست وقتی بد بشود بد میشود.@ آن بچه دانشجویی که یک روز رفته فیزیک خوانده یک روز رفته شیمی خوانده فکر نمیکرده یک روزی بعد از فارغ التحصیلیش دست بزند به آزمایشات بسیار خطرناکی که با انسانیت بازی میکند یک بمبی بسازد که میلیونها انسان را بکشد ولی شد به خاطر پول رفت این کار را کرد.@ اگر برگردی به دوران دانشجوییش میبینی یک آدم خیلی خوب صاف ظاهراً پاک بدی در وجود همه انسانها هست بدی یعنی چی؟ نه اینکه خدا بدی را آفریده بلکه خداوند چون انسان را در طبیعت آفریده دارای طبیعت خانه طبیعت کمالات حیوانی و گیاهی در انسان هست خصوصیات حیوانی هست.@ هنر انسان این هست که از حیوانیت بگذرد تا بهشت و بالاتر از بهشت راه پیدا بکند اگر حیوانیت نباشد ما رشدی نمیکنیم اگر شهوتی نباشد انسان ترقی نمیکند اگر غضب نباشد انسان ترقی نمیکند انسان با شهوت و غضب و نیروهای انسانی هست که میتواند رشد بکند و وجود اینها پس اینها ذاتاً بد نیستند چیزهای خوبی هست ولی بد از آن استفاده میشود.@ وقتی نتوانی از آن خوب استفاده بکنی میفرماید اینها میروند به سمت بدی میکشند به سمت کارهایی که اصلاً در شأن یک انسان نیست شیطان این را هم میداند که این انسان تحریکپذیر هست یعنی میداند که میشود روی این کار کرد و جهتش را تغییر داد.@ کارش هم تغییر جهت هست در نظام فطرتگرا فرشته هم هست چون همراه هر شیطانی که انسان را وسوسه میکند یک فرشتهای هم هست که الهام میکند غیر از خود خداوند و نیروهای پاک دیگر که انسان را الهام میکنند دائماً به سمت کارهای خوب فرشتهای هم هست.@ در نقطه مقابل شیطان که انسان را تحریک به سمت کارهای خیر میکند به سمت کارهای خوب میکند آنها کارشان این هست که در ما فطرت را ایجاد بکنند و قوی بکنند و فطرت قوای حیوانی ما را در استخدام خودش در بیاورد از شهوت استفاده خوب بکند شهوت یعنی چی؟ شهوت یعنی میل مطلق میل را شهوت میگویند.@ میل کردن تمایل داشتن رغبت داشتن به چیزی فطرت میاید شهوت شما را به سمت ابدیت انسانیت و درجات عالی و ماندنی انسانی سوق میدهد انسان با شهوتش جلو میرود پس شهوت چیز بدی نیست انسان یک موقع متعلق شهوتش خداست شهوت نسبت به خدا پیدا میکند یعنی چی؟@ در دعا هم داریم خدایا شهوت من را در خودت قرار بده یعنی چی؟ یعنی یک کاری بکن این شهوت من متعلقش تو باشی به سمت تو کشیده شود این بد نیست پس شهوت انسان را اوج میدهد به سمت کمالات به سمت خوبیها اوج میدهد.@ غضب هم همینطور انسان وقتی غضب دارد از هر چیزی که سد راه کمالش هست متنفر میشود به وسیله غضب دشمن خودش را از جمله همین شیطان را سرکوب میکند بوسیله غضب یعنی به محض اینکه شیطان بیاید در حیطه قلبش به او دستور بدهد به سمت جهنم برود به وسیله غضب تو دهانی میزند به شیطان پس غضب هم چیز خوبی است چیز بدی نیست از آن میتواند استفاده بکند.@ شیطان میاید جهت شهوت و غضب را تغییر میدهد به جای اینکه ببرد به سمت خدا شهوت را و به سمت نیروهای عالی و به سمت کمالات متعالی انسانی در دنیا و ابدیت میاید شهوت را میبرد سر امور حیوانی و استقرار پیدا میکند در آنجا غضب را هم میبرد.@ در جاهایی که نباید غضب به خرج بدهد میاوردش در خانواده غضب را میاوردش نسبت به رفیقت اِعمال بکنی نسبت به اعضای خانواده اِعمال بکنی نسبت به هم وطن خودت اِعمال بکنی غضب را اینجا میاورد به جای اینکه در رابطه با دشمنان کمال دشمنان رشد انسانیت اعمال بکنی میبرد در جاهایی که نباید اعمال بکنی.@ پس شیطان همینطور دور قلب انسان میچرخد فضاسازی میکند برای اینکه بتواند جا ایجاد بکند و بتواند اگر فضایی باز شد سنخیتی ایجاد شد نفوذ بکند پس در واقع جا را خود ما ایجاد میکنیم برای شیطان برای همین هم وقتی شیطان میاید در آن وسوسه میکند کار انتساب به خودمان دارد.@ ما اگر رفتیم یک صحنه شهوتانگیزی را دیدیم هر کس این صحنه را برای ما گذاشته باشد و در اثر این صحنه شهوتانگیز انحراف پیدا کردیم نمیرویم بگوییم فلانی منحرف بود انحرافش را به من داد میگوییم من منحرف شدم به خودمان انتساب دادیم.@ اگر یک نفر حرف زد در ما عصبانیت ایجاد شد بلند شدیم رفتیم مثلاً یک کار عصبی کردیم نمیگوییم که او این کار را کرد میگوییم من این کار را کردم رفتم یک فیلم خشن دیدم تحریک شدم رفتم بیرون شروع کردم دعوا با این و آن چهار نفر را زدم یک بار هم کتک کردم باز میبینی که به خودم انتساب میدهم چرا؟@ چون زمینه را دستگیره را خودمان همیشه ایجاد میکنیم زمینه را خودمان با اختیار برای شیطان ایجاد میکنیم آنوقت شیطان نفوذ میکند و تحریک میکند و هی دعوت میکند بعد ما با آن دعوت اجابت میکنیم اگر من رفتم خودم یک فیلم ترسناک دیدم میتوانستم نببینم.@ وقتی رفتم یک فیلم ترسناک دیدم بعداً هی ترس میاید در ذهنم هی صحنههای وحشتانگیز سراغم میاید خودم این کار را کردم خودم به شیطان راه دادم وقتی من دارم یک مسیری را بالا میروم باید بدانم دره هم دارد فقط بالا رفتن نیست ارتفاع است.@ ارتفاع وقتی داری میروی دره هم هست وقتی خودم را رساندم به یک جایی که تحریک شدم و سرازیری دیگر وقتی افتادی در سرازیری میافتی دیگر نمیتوانی بگویی من نمیخواستم اینطوری باشد خودت مقدماتش را فراهم کرده بودی با فلان کس ارتباط برقرار کردی خودت مقدماتش را آزادانه بعد یواش یواش تحریکپذیری زیاد شد.@ یک دختر خانمی که به انحراف کشیده شده بود آورده بودنش دفتر من برای مشاوره این سابقهاش را من میدانستم یک خانم بسیار خوب خیلی پاک اشتباهی که کرده بود این هست که در مدرسه با یک نفر دوست شده بود که این یک مقدار از نظر اخلاقی خوب نبود به محض این که از نظر اخلاقی یک نفر خوب نباشد کافی است برای اینکه انسان احساس خطر بکند.@ چون وقتی یک نفر از نظر اخلاقی خوب نیست یعنی عشق ابدی به خودش ندارد آدم بد خودش را دوست ندارد یعنی به هیچ وجه خودش را دوست ندارد آدمی که بد شد به خودش خیانت میکند و به قول حضرت کسی که در حق خودش خیانت میکند عدالت را رعایت نمیکند در حق دیگران هم هرگز عدالت را رعایت نمیکند.@ کسی که به خودش خودش را آلوده بکند حتماً از آلوده کردن دیگران بیمی ندارد چون یک کسی که خودش به خودش یعنی به عزیزترین کسش ظلم کرده رفیق قرار میدهی مطمئن باش به تو هم همین کار را خواهد کرد.@ اینطور نیست که خودش را آلوده بکند تو را آلوده نکند این یعنی من خودم را در معرض این آلودگی قرار میدهم هیچی ذره ذره با این خانم رفیق شده بود بعد این روابط گرمتر شده بود بعد سر از یک جای دیگر درآورده بودند بعد حالا بیا این دفعه بنشینیم با هم یک فیلمی را نگاه بکنیم یک فیلم دو فیلم سه فیلم آنوقت سر از یک جای دیگر درآورده بودند.@ پس خودم زمینه را فراهم میکنم خدا به من عقل و شعور داده که من تشخیص بدهم چیزی که خطرناک است سمتش نروم این الان آب است برای من ریختند به محض این که یک چیز کثیفی در لیوان احساس بکنم یا در آب نباید بخورم گفتم حالا عیبی ندارد چشمم را ببندم بخورم آلوده است آسیب میرساند.@ علی(ع) داریم امام مجتبی(ع) داریم که تعجب میکنم آدمها از یک غذایی به خاطر ضررش پرهیز میکنند اما از آلودگیهای روحی به خاطر ضررشان و فسادی که برای روح ایجاد میکنند پرهیز نمیکنند یعنی فکر نمیکند اگر چشمش را انداخت به یک چیزی از خوردن زهر مار هم بدتر است.@ اگر گوشش را داد به یک چیز ناجور باطل از زهر مار هم بدتر از خطرناکتر هست میدهیم انسان از همین طریق فکر میکند خیالسازی میکند تحریک میشود میل پیدا میکند وقتی من روی هر چیز کثیفی چشمم را باز کردم به روی هر چیز کثیفی گوشم را باز کردم دلم را باز کردم زبانم را باز کردم خودبهخود من میروم به سمت آن چیزی که نباید بروم.@ این طبیعی است به قول حضرت مسیح(ع) در آب رونده خیس شونده است ما نباید انتظار داشته باشیم که برویم در آب خیس نشویم خودت وقتی خودت را در آب انداختی خیس هم میشوی از لبه خطر حرکت کردی سُر میخوری اگر تو واقعاً میخواهی سُر نخوری چرا از روی لبه داری حرکت میکنی برو آنطرف جایی که امنیت هست حرکت کن روی مرز نیا.@ پس ما خودمان این زمینه تحریک را ایجاد میکنیم زمینه وسوسهها و وسواسها را خودمان ایجاد میکنیم بعد که شدیم یعنی آن تحریک آمد میگیریمش در ما مؤثر واقع میشود ما هر چند شیطان دارد ما را وسوسه میکند اما اگر بپذیریم پذیرفتنش قبول مسئولیت است انتساب به خودمان دارد.@ حالا شما نگاه کنید که از نظر خداوند تبارک و تعالی که انسان را خلق کرده شیطان را خلق کرده این روابط را گذاشته دنیا را خلق کرده آخرت و ابدیت را خلق کرده این روابط چطوری است.@ سوره ابراهیم آیه 22(وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ).@ وقتی که صحنه قیامت تمام میشود حسابرسیها تمام میشود آنهایی که محکوم میشوند به جهنم شیطان آن موقع این حرف را به آنها میزند در آیات دیگر داریم که اینها شروع میکنند به لعن شیطان که شیطان بود ما را فریب دارد شیطان میگوید خودتان را لعنت کنید.@ (إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ) اگر من شیطان شما را وسوسه کردم خدا هم به هزار زبان با شما حرف زد فطرت به شما داد عقل به شما داد شعور به شما داد فرشتهای بود که همیشه شما را دعوت به کارهای خیر میکرد الهامهای خیر وجود داشت.@ در نقطه مقابل وسواس من آدمهای خوب اطرافتان بودند الگوهای خوب بودند دانشمندان بودند انبیاء آمدند کتاب آمد این همه مراکز راهنمایی بودند خداوند به شما وعده حق داد(وَ وَعَدْتُكُمْ) من به شما وعده باطل دادم چطور شما در دلتان هیچ وقت نشد بگویید خدا راست میگوید همیشه بدیها را پرورش دادید.@ هر وقت یک حرفی از دستورات الهی حرفهای قشنگ به شما میرسید آن را زود طردش میکردید چرا احتمال ندادید که اینها راست باشد ضریب احتمالش ضعیف بود هرگز قیامتی که الان بیشترین جمعیت دنیا از مسلمان و مسیحی و یهودی و غیر از آن به آن اعتقاد دارند شایعه ضعیفی بود که شما گفتید نه خبری نیست.@ چون همیشه تاریخ فطرتمدارها و معتقدین به خدا و معاد بیشتر بودند در روی کره زمین به جز دو سه مورد بقیه همیشه موارد تاریخ شما نگاه کنید جمعیتی که گرایش به خدا و دین و ابدیت و آخرت و خوبیها دارند بیشتر هستند.@ بخصوص در مملکت ما که همیشه اینطوری هست ما یکسره اطرافمان یک مشت آدمهایی هستند که از فرشته هم بهتر هستند میگوید شما با وعده خدا روبرو بودید با وعده من هم روبرو بودید چه شد شما همیشه چیزهای بد را قبول میکردید(فَأَخْلَفْتُكُمْ) من به شما دروغ گفتم خلف وعده کردم وعده دروغی به شما دادم شما چطور شد که وعده دروغ را قبول کردید.@ شما نگاه کنید آدمهایی که میروند به سمت گناه همیشه وسوسهها را قشنگ قبول میکنند خودش دارد برای خودش ایجاد میکند و الا نقطه مقابل هم الهامی هست که به او بگوید این کار را بکن یا این کار را نکن اما چطور میشود یک نفر به وسوسههای شیطان عمل میکند.@ میگوید چطور وسوسههای خداوند که حق بود خدا مگر بد شما را میخواهد مگر شما را خلق نکرده بود مگر به شما مهربان نبود(إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ) بسیار رؤف و مهربان است بخشنده است مگر توبهپذیر نبود(يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ) خدا آسانی را برای شما میخواهد سختی را برای شما نمیخواهد.@ چطور شد شما همه اینها را کنار گذاشتید وعدههای دروغ من را چسبیدید دلتان میخواست که این وعدهها را بپذیرید یعنی خودتان دوست داشتید که اینطوری بشنوید هزار نفر با شما حرف حق زدند قبول نکردید یک نفر آمد یک وسوسه کرد زود پذیرفتید.@ مهربانترین کسان در خانواده شما در اطراف شما نسبت به شما بودند میدانستید که اینها هم بدون طمع دارند شما را نصیحت میکنند ولی هیچ وقت نصایح آنها را گوش نکردید ولی یک کسی که وسوسه شیطانی داشت در شما طمع هم داشت آمد گفت شما پذیرفتید.@ خداوند به شما وعدههای حق و راستین داد شما قبول نکردید من وعده دروغین دادم شما پذیرفتید حالا من را لعنت میکنید(وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ) من اصلاً روی شما تسلطی نداشتم مگر من شما را به کاری وادار میکردم من فقط دعوت میکردم دعوت شیطان فرقش با آدمهای فاسد بیرونی که ما را تحریک میکنند همین مقدار هست.@ در شیطان این وسوسه و تحریک درونی است آنها از بیرون دارند وسوسه میکنند تازه اگر خود انسان زمینه تحریک را ایجاد نکند دعوت بیرونی تأثیری ندارد شما مثلاً فرض بفرمایید به جای این آب یک آب گِل بود یا آب لجن بود در این پارچ زهرمار بود کسی تحریک میشود بخورد هیچ کس تحریک نمیشود بخورد.@ آدم زمانی تحریک میشود که با آن یک سنخیتی دارد و سنخیت را خودمان با آن عامل تحریک بیرونی در خودمان ایجاد میکنیم و الا شما این فیلمی که تلویزیون نشان داد دیدید در مورد ادواردو آنلئرلی اکثراً شما این را دیدید یک جوان که پدرش رئیس شرکت فیات است بزرگترین غول اقتصادی ایتالیا تیم یونتوس و آن ثروتهای افسانهای 60 میلیارد دلار ببین یعنی چی یعنی چقدر مسلمان شد شیعه شد.@ به همه این ثروت و همه این پیروزیها پشت پا زد پیروزیهای ظاهری چطور تحریک نشد با 60 میلیارد دلار در همین مملکت خودمان کم بودند جوانان پاکی که همه چیز برایشان فراهم بود تحریک نشدند شما الان دختران و پسرانی که در اروپا دارند با پاکی زندگی میکنند آنها محیط آلوده ندارند ما محیطمان آلوده است یا محیط آنها آلودهتر است؟@ محیط آنها، آنها همان تلویزیون رسمیش وقتی روشن میکنی 50 تا 60 تا کانال میگیرد که خیلیهایش فاسد است بیرون میروی دانشگاه میروی مدرسه میروی همه جا اصلاً فساد غوغا میکند آنوقت در آن محیط اینها تحریک نمیشوند پسرها مثل معصوم دخترها مثل معصوم پاک به قول مقام معظم رهبری مثل پیغمبر اینها مثل انبیا میمانند.@ فردای قیامت ما بگوییم خدایا محیط ما تحریککننده بود میگوید محیط شما تحریککننده بود یا این دختر پسرهای اروپایی یا آمریکایی کدامتان تحریککنندهتر بودید چطور آنها تحریک نشدند پاک زندگی کردند زنشان پاک مردشان پاک دخترشان پاک پسرشان پاک آنوقت ما بگوییم در محیط تهران وسوسه ایجاد شد نتوانستیم.@ این حرفها کدام است وسوسه خود ما سنخیت ایجاد میکنیم برای آن وسوسه در واقع اولین جایی که انسان شکست میخورد در درون شکست میخورد تا عامل بیرونی میتواند تحریکش بکند تا خودش نخواهد که تحریک نمیشود حالا بیرون هم باشد خودمان هستیم این زمینه را ایجاد میکنیم.@ شیطان میگوید که(ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ) من روی شما تسلطی نداشتم که بخواهم شما را وادار به این کار بکنم. یکی از شهدای جنگ یک جوانی نامهاش را به مدیر دبیرستانش داده بود در روزنامه زن روز آن موقع چاپ کردند میگفت من پدر مادرم آدمهای فاسدی هستند هر دو پزشک آدمهای فاسدی هستند.@ نوشته اینها دختر خاله من را که یک دختری است بسیار فاسد آوردند در خانه تنها پیش من گذاشتند چند روز خودشان میگذارند میروند مطب این طرف و آن طرف صبح تا شب من با این دختر خانم تنها هستم در خانه این دختر انواع و اقسام وسوسهها را سر من در میاورد و من خودداری میکنم.@ به مدیر دبیرستانشان شکایت نوشته بود که من یک همچین وضعیتی دارم و تا الان خودم را پاک نگه داشتم فردای قیامت او را هم جلوی ما میگذارند آنوقت ما بگوییم که نتوانستیم میگویند اینها در روایت داریم یوسف را میگذارند مریم(س) را میاورند تو خوشگلتر از مریم که نبودی خوشگلتر از یوسف که نبودی اینها برای ما حجت هستند.@ همین بچههای محل خودمان بچههایی که با آنها زندگی میکنیم در کشور خودمان همین جوانی که دارم میگویم نامههایش در مجله زن روز چاپ شده آخرین نامهاش این هست که آقای مدیر مدرسه من نجات پیدا کردم صبح وجود مقدس امام زمان(ع) به من فرمود که دیگر در خانه نایست الان وقت هجرت هست من دارم جبهه میروم.@ این رفت و بعد به مقام شهادت رسید شهادت میدانید یعنی چی ما همینطوری ساده از کنارش رد میشویم یعنی ابدیت یعنی خوشبختی ابدی به قول امام فرمود شهدا از نفوس مطمئنهای هستند که مورد خطاب(يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً) هستند عالیترین مقامی که یک کسی میتواند به آن برسد چطور آنها توانستند برسند.@ بنابراین باید دقت بکنیم شیطان میگوید من تسلطی ندارم یک کسی نگوید خدا لعنت کند شیطان را(ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ) من تسلطی روی شما نداشتم که شما دارید من را لعنت میکنید مگر من شما را وادار کردم دستتان را گرفتم بردم آنجا نه من فقط یکبار شما را دعوت کردم(إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ) مگر اینکه من فقط شما را دعوت کردم.@ (فَاسْتَجَبْتُمْ) اما من هر وقت به شما یک چشک زدم راه افتادید دنبال من آمدید خدا چشمک زد فرشتهها چشمک زدند انبیاء چشمک زدند امام زمان چشمک زد همه آغوششان را باز کردند روی شما شما به همه جواب منفی دادید وجدانتان عقلتان شرافت انسانی فرشتههایی که با شما بودند همه اینها با شما بودند به شما میگفتند این کار بد است.@ برای همین وقتی شما کار بد میکردی در درون خودت احساس انزجار و ناراحتی هم داشتی میدانستی چه کار کثیفی کردی نباید میکردی میدانستی این کار کار بدی است میدانستی اختلاف کار خوبی نیست سوءظن کار خوبی نیست دعوا کار خوبی نیست پرخاشگری کار خوبی نیست و خیلی کارهای دیگر میدانستی اما کردی بعدش هم دیدی که اعصاب خودت بیشتر از همه خورد میشد.@ وقتی این کارها را انجام میدادی ولی من یک چشمک زدم تو چشمک من را ترجیح دادی به همه(فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي) من را ملامت نکنید(وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ) خودتان را ملامت کنید چرا مگر شما زمینههای خوبی نداشتید مگر شر در وجود شما بود خیر نبود خیر هم بود خیر که بیشتر است ما از جنس پروردگار هستیم.@ (خَلَقَ الله آدَمَ عَلی صُورَتِه) خداوند انسان را به صورت خودش خلق کرده ما نفخه الهی داریم ما از یک جنسی قویتر از جنس فرشتهها در ما هست این را خودمان تشخیص میدهیم پس خودتان را ملامت بکنید من را ملامت نکنید.@ (ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ) من نمیتوانستم بکشانم بیاورم به این سمت شما هم نمیتوانید شما عهدهدار من نیستید من هم تکلیفی در مقابل شما ندارم حالا اینجا شیطان زخمزبانهایش را شروع میکند میزند(إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ).@ میگوید من انکار میکنم همه آن شرکورزیهایی که من را در کار خدا شریک کردید به جای اینکه به حرف خدا گوش بکنید به حرف من گوش کردید بیزار هستم از این کارهای شما شیطان به ما میگوید(إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ) من انکار میکنم همه آن شرکورزیهایی را که شما نسبت به من داشتید.@ بعد یک حرفی میزند که انسان خیلی میسوزد(إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ) به درستی که ظالمین برایشان عذاب دردناک هست خیلی این حرف حرف بدی است یک کسی انسان را تحریک بکند تحریکش هم ضعیف است چون(إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً) ضعیف است قوی نیست که بخواهد ما را تحریککنندگی قوی ایجاد بکند نه ضعیف است حد یک دعوت است به محض اینکه به او بگویی نه در دهانش بزنی میگذارد میرود.@ باید شجاعت داشته باشی این را به او بگویی بگویی نه کما اینکه ما در خیلی از موارد هم گفتیم نه هر کدام از شما نگاه کنید درباره خیلی از کارهای بد نه گفتید کاری توانسته با شما بکند تا الان نه چکار توانسته بکند هیچی.@ پس بارها تو دهانی خورده از ما دهها و صدها بار در مورد کارهای زشت از ما تو دهانی خورده ما میتوانیم بزنیمش زمین میتوانیم به او نه بگوییم کیدش کید ضعیفی هست اما اگر کسی با کید ضعیف از کار بیفتد حقش هست که از کار بیفتد کید ضعیف مثل واکسن میماند واکسن اگر کسی را بکشد به طریق اولی میکروب حتماً انسان را میکشد.@ چون واکسن یعنی میکروب ضعیف شده از همان میکروب ضعیف شدهاش را میزنند که بدن قوی بشود اگر بدنی با واکسن بمیرد باید بمیرد دیگر چون واکسن را برای ایمنی میزنند مثل اینکه یک نفر کلاهخود سرش بگذارند که مثلاً در جنگ ترکشی چیزی به سرش نخورد این کلاه اینقدر سنگین باشد در زمین برود.@ مثلاً یک کلاه وزن یک کیلویی را هم نتواند تحمل بکند گردنش بشکند تا کلاه را سرش میگذارند گردنش بشکند میایند فانسخه را ببندند کمرش نصف میشود این بهتر است بمیرد اسلحه به شانهاش آویزان میکنند دستش میافتد قطع میشود این به چه کاری میاید این به درد جنگ میخورد این دیگر به چه کاری میاید.@ یعنی تمام چیزهایی که قرار است برای حفاظتش به کار ببرند دشمنش میشوند کسی که با کید ضعیف آلوده بشود بگذار آلوده بشود چون الهام قوی هم ما داریم ما اگر کید ضعیف از شیطان داریم الهامات قوی از فرشتهها داریم از خداوند داریم وجدانمان هست نفس لوامه داریم.@ ما اگر نفس اماره داریم نفس لوامه هم داریم ملامتکننده داریم اینها به ما قشنگ درس میدهند خوب به ما میگویند که چکار باید بکنیم و چه کار نباید بکنیم چه کاری خوب است و چه کاری بد است بهشت چیست و جهنم چیست خوب میتوانند اینها را به ما بفهمانند.@ (ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ) من نمیتوانم برای شما کاری بکنم نجاتی از طرف من نیست شما هم نمیتوانید کاری برای من بکنید هر دوی ما گرفتار هستیم هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم.@ آیه بعدی در سوره حجر آیه 42(إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ) خدا خلقش کرده خود خدا میگوید من حدی را که برای تو قرار دادم حد زیادی نیست بندگان من را تو نمیتوانی تسلطی به آنها نداری(إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ) هیچ تسلطی روی آنها نداری که بخواهی این کار را بکنی.@ شما الان به خودتان نگاه بکنید مگر ما شیطان نداریم داریم زندگی میکنیم همه ما درست است گهگاهی او ما را میزند و زمین میخوریم ولی در غالب صحنهها ما پیروز هستیم و زمین زدیمش تسلطی روی ما ندارد سر راه هر کدام از ما گناهان خیلی زیادی بود آلودگیهای خیلی زیادی بوده ولی ما به آنها پشت کردیم نرفتیم کارهای خیلی بدی بوده نرفتیم.@ پس ما میتوانیم قوی باشیم میتوانیم تو دهانی بزنیم میتوانیم از شیطان استفاده بکنیم برای رشد خودمان نه اینکه از او بخوریم شیطان فشارش برای ما مثل یک کیسه بوکس است یک کیسه بوکس وقتی شما یک ضربه به آن میزنی یک سفتی هم آن دارد متقابلاً مطابق قانون به دست شما نیرو وارد میکند.@ حالا کسی از کیسه بوکسش بخورد کیسه بوکسی که میخواهد تمرین بکند با آن برای قوی شدنش از آن بخورد بد است یک موقع اگر حواست نباشد به آن ضربه بزنی برود عقب بیاید بخورد در سرت بله سنگین است ممکن است زمین بیندازدت ولی باید بلند بشوی نباید بیفتی.@ وسوسه و تحریک ایجاد کرد خوب کرد شد اما نباید در آن حالت بمانی باید زود بلند بشوی خدا دارد گزارش میدهد(إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ) چه کسانی را تو میتوانی تحریک بکنی(إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ) گمراهانی که خودشان دوست دارند دنبال تو بیایند.@ خودشان خوششان میاید از اینکه تو تحریکشان بکنی وسوسهشان بکنی آنهایی که دوست دارند دنبال تو راه میافتند میایند خودش خواسته بیاید. آیه بعدی سوره ق آیه 27(قالَ قَرِينُهُ) قرین یعنی چی؟ همنشین شیطان که همنشین هست میگوید(رَبَّنا) پروردگارا(ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ) من وادارش نکردم که این طغیان بکند و خلاف تو عمل بکند.@ (وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ) خودش گمراه بود خودش دوست داشت این وسوسهها بشود واکسن را که نمیزنند آدم را بکشد چون ما در پزشکی بعضی از بدنها هستند خودشان علیه خودشان میکروبسازی میکند سلولهایشان را خودشان از بین میبرند وقتی یک بدنی خودش سیستم دفاعیش از بین رفته کاملاً با واکسن هم از بین میرود.@ واکسنی که میزنند قوی بشویم بدتر میکشدش خودش سیستم دفاعیش از بین رفته میگوید(وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ) خودشان در یک گمراهی عمیق و دوری بودند که هر وقت من تعریف میکردم همانها را فقط میگرفتند اما وقتی فرشتهها به آنها میگفتند مخالفت میکردند تو به آنها الهام میکردی مخالفت میکردند آدمهای خوب به آنها میگفتند مخالفت میکردند.@ پس تا اینجا نتیجه گرفتیم که شیطان به صورت یک امر درونی عمل میکند با اینکه یک وجود خارجی است خیلی لطیف و حساس هست این تحریککنندگی به گونهای هست که ما همیشه این نوع تحریکها را به خودمان نسبت میدهیم چرا نسبت میدهیم حق داریم نسبت بدهیم؟ بله برای چی؟@ برای اینکه زمینه آن وسوسه را خودم ایجاد کردم اول خودم تصمیم میگیرم ارتباطاتی را برقرار کنم که در آن ارتباطات تحریککنندگی هست آدمی که فاسد است آدمی که دعوت به شر میکند نباید با او ارتباط داشته باشی پس ما با آدمهای بد آدمهای تحریککننده آدمهای شر ارتباط نداشته باشیم.@ میفرماید زمانی تو میتوانی ارتباط داشته باشی که خودت طبیب شده باشی طبیب یعنی چی؟ چه کسی میتواند با بیمار عفونی بیمار میکروبی بیمار شیمیایی ارتباط داشته باشد؟ یک جایی که همه واکسینه و ایزوله هستند همه استریل هستند همه پرهیز دارند.@ دکتر میتواند دست به یک مریض بزند چون با یک سیستمی دست میزند که خودش آلوده نمیشود اگر اینقدر قدرت روحی داری که با یک آدم بد ارتباط داشته باشی حتی دوست بشوی ولی تحریکت نکند باشد ولی تا آن موقع که سیستم دفاعیت اینقدر قوی نشده باید پرهیز بکنی.@ باید با فرشتتهها با خوبها با کسانی که از وسط جاده دارند حرکت میکنند با آنها باید ارتباط داشته باشی با آنها بروی و بیایی پس چیزی که خطرناک هست نباید نزدیکش بشوی بشوی اگر سُر خوردی دیگر دست خودت هست مسئولیتش گردن خودت هست.@ پس این شیطان همانطور که این چند تا آیه را برایتان خواندم یکی آیه 42 سوره حجر آیه 27 سوره ق آیه 22 سوره ابراهیم این سه آیه را برایتان خواندم میفرماید شیطان تسلطی ندارد فقط در حد وسوسه کردن هست اما لطیف است لطیفش را نگاه کنید در سوره اعراف آیه 27(إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ).@ او و قبیلهاش شما را یک طوری میبینند که شما نمیتوانید آنطوری ببینیدشان یک طوری با شما ارتباط برقرار میکنند که شما نمیتوانید آنها را ببینید پیشت هست ولی نمیتوانی ببینیش مثل هوا مثل هزار و یک جور میکروب و ویروسی که الان در هوا پخش هست ما نمیبینیم.@ مثل امواج ویدیویی امواج تلویزیونی امواج رادیویی مگر الان اطراف ما نیستند الا ماشاءالله هستند مگر ما میبینیم اینها را الان در همین سالن میلیونها امواج میرود و میاید پس کجاست ما الان فکر میکنیم هیچی بین ما نیست دارد میرود ما نمیبینیم.@ شیطان هم همینطوری است او و دوستانش(هُوَ وَ قَبِيلُهُ) و قبیلهاش دار و دستهاش شما را یک طوری میبینند که شما(لا تَرَوْنَهُمْ) شما نمیتوانید آنها را ببینید دلیل نمیشود اگر نبینیم بویش را احساس نکنیم اگر نبینیم صدایش را نشنویم اگر نبینیم هیچ حسی نسبت به آن نکنیم.@ پیامهای شیطان کُد دارد مشخص است رنگ دارد بو دارد میتوانیم بفهمیم وقتی میاید در دلمان چه چیزی دارد میاید این مال خودمان نیست حالا جلسات بعد دانه دانه که وارد کُدها بشویم بیشتر میتوانیم این را متوجه بشویم.@ پس ما یک کسی داریم که این ارتباط را با ما دارد مخفی عمل میکند احساسش نمیکنیم لطیف هست کارش هم در حد وسوسه است ولی هست و این کار را انجام میدهد اعتباری نیست خیالی نیست موهوم نیست.@ حالا جلسه بعد میخواهیم بگوییم که با یک همچین کسی با یک همچین دشمنی ما باید چه رابطهای برقرار بکنیم نحوه برقراری ارتباطمان برای اینکه سالم بمانیم باید در چه موضعی و در چه موقعیتی نسبت به او باشیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 004 - دشمنشناسی (خاوران)
متن کامل (خام) جلسه 004 - دشمنشناسی (خاوران)