أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحثمان درباره وسواس بود به عنوان حمله از سمت راست، فرمایشی را از فرمایشات حضرت امام در کتاب اربعین امام امت(س) را میخواندیم ایشان مطلبی و حدیثی را ذکر کردند که شخصی خدمت امام صادق(ع) رسید و عرض کرد که فلانی مرد عاقلی است ولی وسواسی هست.@ حضرت فرمود این چطور عقلی هست که او را تابع شیطان قرار داده و وقتی که سؤال کردند که چطور تابع شیطان هست حضرت فرمود از او سؤال بکنید که این فکرها و کارها از کجا ناشی میشود خودش خواهد گفت که از ناحیه شیطان هست امام ادامه میدهند که زیرا میداند وسوسه کاری و وسواس داشتن از القائات شیطان است.@ چنانکه خداوند در قرآن میفرماید(مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ) شما سوره ناس را میخوانید یعنی اینکه من پناه میبرم به خدا از شر کسی که در سینههای مردم وسوسه میکند ماده خنس را که توضیح دادیم چه هست که خصوصیت شیطان چه خصوصیتی دارد(مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي).@ کسی که(يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ) وسوسه میکند در سینههای مردم، پس ما این وضعیت برایمان هست که در سینه ما افکار منفی، افکار بد، افکار زشت، افکار غلط تولید بشود و باید از این آزمایش خوب بیرون بیاییم که وقتی در ذهن و سینه ما پیشنهادهای غلط و منفی داده میشود با مقابله کردن با این پیشنهادها مسیر رشدمان را طی بکنیم.@ امام میفرماید پس ای عزیز اکنون که معلوم شد عقلاً و نقلاً این وسوسهها شیطانی است و این خطرات از عمل ابلیس است که اعمال ما را باطل و دل ما را از حق تعالی منصرف میکند وسواسی اینطوری است عملهایش باطل است دلش هم از خدا واقعاً منصرف است.@ یعنی مسیر عشق و عاطفه را مسیر یک رابطه عاشقانه و دوستانه با خدا را وسواسی نمیتواند طی بکند همیشه اضطراب دارد دلشوره دارد دلنگران هست و عملش هم باطل هست این خیلی حماقت هست که انسان خودش را اینطوری دست شیطان بسپارد میداند کارش غلط است ادامه میدهد.@ یک بنده خدایی برای وسواس پیش من آمده بود برایش همین مسائل را مفصل توضیح دادم بعد دیدم که خیلی سرد با این حرفهای من برخورد میکند یعنی من هر چه میگویم انگار که این حرفها را شنیده بلد است میداند، بعد گفت این حرفها درست است میدانم.@ بعد گفتم من که هر چه میگویم شما میدانید پس وقتی میدانید چرا عمل نمیکنید؟ گفت من خودم پایاننامه دوران دانشگاهیام راههای درمان وسواس بوده آن حرفی که همیشه میزنم که دانایی با دارایی فرق میکند ما میدانیم که مرده با ما کاری ندارد.@ ولی چند نفر از کسانی که حاضرند مقاله هم بنویسند راجع به این قضیه که مرده با آدم کاری ندارد میتوانند یک شب با مرده یکجا بخوابند میتوانند بروند در مردهشورخانه به مرده دست بزنند یک مرده را بشویند.@ کسی نیست یک جنازه مسلمانی را بشوید چند نفر حاضرند بروند بشویند غسلش بدهند همه هم میدانند که مرده کاری ندارد علم اینطوری فایده ندارد، میدانم نه، باید باور باشد یعنی دانایی فقط به درد نمیخورد باید دانایی تبدیل به دارایی بشود این کار شیطانی است.@ میگوید نمیپذیرم و الا خودم میدانم شما درست میگویید این کار من الهی نیست این اندازهها اندازه خدا نیست بله درست است خدا از من نخواسته من اینقدر آب بریزم بعد میگوییم رها کن ولش کن این کار را نکن، میگوید نمیتوانم، بیماری وسواسی یکطوری هست که آدم بعد از یک مدت عاشق بیماری خودش میشود.@ یعنی وقتی راه را خیلی راحت در اختیار طرف قرار میدهی که بتواند واقعاً خودش را معالجه بکند انگار که عادت کرده به این حالتهای خودش، دوست دارد ادامه بدهد دوست ندارد خوب بشود مثل کسانی که غمدوست هستند دوست دارند همیشه غم داشته باشند.@ دوست دارند همیشه یک موضوعی برای نگران شدن برای غمگین بودن دغدغه ذهنی داشته باشند خوششان میاید خود این هم یک نوع وسواس است از یک چیزی ناراحت و دلخور و نگران بشوند نسبت به چیزی دلشوره داشته باشند وقتی میایی زمینههای این را برایش فراهم بکنی که نباید نسبت به خیلی چیزها انسان نگران باشد دلشورهها باید کنار برود عادت کرده هی برای خودش موضوع میسازد تا نگران بشود.@ موضوع میسازد غصه بخورد موضوع میسازد به خودش بدبین باشد موضوع میسازد خودش را تحقیر بکند موضوع میسازد که بد ببیند اصلاً دوست دارد خوشش میاید انگار آرامش، شادی، نشاط، بیمشکلی به این شخص نیامده اصلاً خودش نمیخواهد این را بپذیرد.@ در بیماری وسواس هم اینطوری هست خیلیها وقتی که راه را به آنها نشان میدهی کافی است که تصمیم بگیرند بگویند تا الان این مسیر غلط بوده از این به بعد نمیرویم اما حاضر نیست این کار را بکند با این بیماری انس گرفته وقتی میگویی مخالفت خداست حرام است عبادت تو را باطل میکند تو را منفور فرشتهها میکند محبوب شیطان میکند باز ادامه میدهد.@ بدان که شیطان به این وسوسه در عمل مانند شستشو و طهارت و وضو گرفتن و غسل کردن قانع و راضی نشود و شاهکار خود را به کار ببرد و وسوسه در عقائد و دین و دیانت شما ایجاد کند و در مبدء و معاد مردد نماید در خدا و پیامبر مردد میکند.@ گاهی وقتها اگر ببیند دست از خدا برنمیداری در افکارت به خدا فحش میدهد به قرآن فحش میدهد به معصومین و مقدسات و مراجع و اساتید فحش میدهد بعد تو هم ناراحت میشوی. موارد زیادی هست مراجعه میکنند میگویند ما یک مشکلی داریم رویمان نمیشود بگوییم، چند سال هست.@ این خیلی بد است اگر آدم مشکلی دارد پیش کارشناس زود نبرد نگذاریم کهنه بشود حالا بعد از اعتمادی که میکند میگوید به خدا من خدا را دوست دارم امام زمان و ائمه و معصومین و قرآن را دوست دارم ولی نمیدانم چرا نماز میخوانم فکرهای بد در سرم میاید قرآن میخوانم فکرهای بد در سرم میاید.@ اصلاً موقع قرآن خواندن تا بخواهم قرآن را باز کنم فکر بد در سرم میاید تا بخواهم نماز بخوانم اینطوری است چرا اینطوری میشوم؟ بعد هم از خودم خیلی متنفر هستم حتی میخواهم خودم را بکشم من تحمل این همه توهین را ندارم در وجودم دارد میشود به معصومین و خدا، من یک آدم خیلی بدی هستم.@ خدمتشان عرض میکنیم اصلاً این تو نیستی که فحش میدهد تو گناهت فقط دوست داشتن خداست تو به جرم دوست داشتن خدا و معصومین و قرآن مورد این حمله قرار گرفتی او هم میداند تو نسبت به اینها حساس هستی.@ برای اینکه اعصابت را خورد بکند قرآن میگوید(إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) نجوا از شیطان است تا مؤمن را غمگین بکند عصبی و ناراحت بکند میداند خدا برایش خیلی مهم است ائمه و قرآن و مقدسات مهم هستند برای اینکه بتواند اعصاب این را خورد بکند به عزیزترین کسانش در ذهنش فحش میدهد.@ شیطان هم مثل یک دشمن خارجی، الان دشمنان ما در کانالهای ماهواره الان بیست و چندتا بیشتر ماهواره کانال فارسی دارد یک آقایی میاید قرآن را باز میکند آیات را میخواند و مسخره میکند به خدا فحش میدهد به ائمه فحش میدهند.@ در همین کانالهای ماهوارهای که در فیلمهایی که در آمریکا و لسآنجلس ساخته میشوند یک عده ایرانی کافر اسیر شیطان آنجا مینشینند احادیث ائمه را میخوانند میخندند فحش میدهند آن هم همینطور است آن اگر به ائمه و خدا فحش داد میگویید این منحرف و بیاعتقاد و جاهل است و میخواهد مردم را ضعیف بکند.@ شیطان هم یک موجود خارجی هست فقط فرق شیطان با این آقایانی که در ماهواره مینشینند این حرفها را میزنند این هست که شیطان دیده نمیشود آنها دیده میشوند بنابراین یک شخص خارجی است طبیعی هست که نمیخواهد بگذارد تو رشد بکنی شیطان وقتی میبیند تو داری رشد میکنی داری در وجود خودت در پاکیهای خودت غرقش میکنی.@ (الغَریقُ یَتَشَبَثُ بِکُلِّ حَشیشٍ) کسی که دارد غرق میشود به هر دستاویزی چنگ میزند و میبیند که تو داری خوردش میکنی لهاش میکنی داری مسیر پیشرفت را جلو میروی نمیتواند تحمل بکند برای همین به مقدسات تو فحش میدهد همین کاری که الان آمریکاییها و غربیها میکنند همینهایی که خودفروختههایی که آنجا رفتند دارند انجام میدهد.@ بنابراین ما نباید نگران باشیم اگر در ذهنمان فحشی، توهینی، به مقدسات در ذهن و دلمان آمد خودمان را آدمهای بدی بدانیم اصلاً نباید بگوییم که این خود تو نیستی شیطان هم دوست دارد که ما این فحشها را بگوییم که من میدهم بعد من بگویم من چقدر آدم بدی هستم.@ من چقدر آدم ناشکر و ناسپاسی هستم که دارم به خدا و مقدسات فحش میدهم بعد میگوید حالا میخواهی حرم امام رضا بروی یک چیزی در ذهنت میاندازد میگویی نه من دیگر حرم نمیتوانم بروم با این فکرهایی که در سرم هست میخواهی در مسجد بروی یک چیزی میگوید که مسجد نروی.@ میخواهی قرآن بخوانی یک فکر تولید میکند که قرآن نخوانی میخواهی با خدا عاشقانه حرف بزنی یک چیزی میگوید رویم نمیشود من که از خدا یک همچین چیزی در ذهنم آمده دیگر رویم نمیشود با خدا حرف بزنم من خیلی بد کردم در حالی که باید خیلی حواسمان باشد اینها هیچ کدام مال شما عزیزان نیست مال هیچ کس نیست.@ اتفاقاً چون شما پاک و خوب هستید رابطهتان خوب هست او دارد دو به هم زنی بین شما میکند تا تو احساس کنی که این فحشها این حرفهای بد این عقائد این شکها و تردیدها این تزلزلها این بیاعتقادیها مال خودت است تا خودت را بد و دور بدانی وقتی تو خودت را بد و دور دانستی از خدا فاصله میگیری هیچ وقت دیگر هوس نمیکنی به سمت خدا که معشوقت هست حرکت بکنی.@ هیچ وقت هوس نمیکنی خدمتگزار امام زمان باشی با پدر حقیقیات آشتی بکنی هیچ وقت هوس نمیکنی رشد عرفانی بکنی مسائل معنوی را طی بکنی مسائل دینی را، میگویی من یک آدم آلوده هستم من یک آدم بد هستم هر وقت میخواهم بروم به سمت مقدسات، فکرهای بد، وقتی ولشان میکنم دیگر آن فکرها نمیاید شیطان هم همین را میخواهد.@ بنابراین آن حرفها هیچ کدام مال شما نیست هر وقت فکر منفی آمد به خودتان نسبت ندهید فکر منفی مال ما نیست شیطان دارد این کار را میکند برای اینکه ما خودمان را آلوده ببینیم ائمه هم از شما بدشان نمیاید اگر شما فحش در ذهنتان به ائمه داده باشید به خدا و به معصومین داده باشید آنها هم از شما متنفر نیستند شما بچههای آنها هستید.@ او میداند که شیطان به شما حمله کرده اینکه شما ناراحت هستید آن هم میداند از حیایی هم که میکنید که چرا این افکار منفی در ذهن من آمد آن هم واقف هست هیچ وقت تو منفور ائمه قرار نمیگیری هیچ وقت منفور خدا نمیشوی به صرف اینکه حالا یک همچین فکری در ذهن ما آمد.@ ولی توقعی که ائمه از ما دارند این هست که اگر این فکرها در سر ما آمد شک و تردید، فکرهای بد، فحش، مسائل منفی آمد توقعی که خدا و ائمه از ما دارند اینکه 1 ـ اینها را به خودمان انتساب ندهیم یعنی نگوییم مال ماست حواست باشد مال تو نیست.@ تو همان آدم خوبی هستی که خدا را هم دوست داری قبولش داری رابطهات هم خوب و پاک و سالم است 2 ـ ناراحت نشوید حتی از اینکه این فکر در سرتان آمد ناراحت نشوید چون ناراحت بشوید شیطان برده کیف میکند میگوید نگاه کن اعصاب این را خورد کردم.@ قرآن میگوید(لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا) میخواهد مؤمن را غمگین کند اگر این فکر آمد بدان یکجا پا گذاشتی روی دُم شیطان، شیطان را عصبی کردی دارد فحش میدهد بنابراین اگر ناراحت بشوی او برده و تو باختی دشمنت را خوشحال کردی حتی ناراحت هم نشوید.@ بعد عزیزان میایند به ما میگویند ما هر چه تلاش میکنیم این فکرهای منفی را از سرمان بیرون کنیم نمیرود فکر منفی مثل آدمی است که در باتلاق افتاده هر چه تلاش میکند بیرون بیاید بیشتر فرو میرود تلاش نکنید از فکر منفی بیرون بیایید بلکه اساساً فکر منفی را رها کنید به فکر منفی فکر نکنید.@ این فکر آمده هیچ درمانی برای وسواس و این نوع فکرهای منفی بهتر از بیمحلی و ناراحت شدن نیست اگر میگویی اگر قرآن بخوانی فحش به ذهنت میاید بگو باشه این فحشها را تو بده من قرآن خودم را میخوانم یک مدت که به آن بیمحلی بکنی میبیند بیتأثیر است.@ اما اگر توانست موقع قرآن خواندن تو حرفهای رکیک در ذهنت بیاندازد و تو قرآن نخوانی برده چون میگوید من مؤثر واقع شدم رفتم به مقدساتش توهین کردم این بیچاره هم ترسید عجب حربه خوبی است عجب آدم ساده و هالویی است.@ یک فحش دادم ترسید با یک فحش ترسید بیچاره فکر کرد خودش گفته کلی هم ناراحت است که خودش گفته توانستم خودش را هم بیآبرو و لکهدار کنم این کار را هم نگذارم انجام بدهد تو بگو هزارتا فحش بدهی من قرآن را میخوانم.@ هزارتا فحش بدهی نمازم را میخوانم هزارتا فحش بدهی در حرم میروم گریه هم میکنم پابوس حضرت هم میروم نسبت به این حرفها هم یک گوشم در است یک گوشم دروازه، هر چه میخواهی فحش بده.@ یک آدم پوست کلفتی داشتیم یک رفیق شیطانی دوران مدرسه راهنمایی خیلی شیطون بود این میز جلویی که نشسته بودند میخواست اینها را اذیت کند دستش را در سر یکی میزد هر سه سرشان به هم میخورد بعد اینها برمیگشتند به این فحشهای ناجور میدادند این خیلی آرام پنجره را باز میکرد میگفت فحشها بیرون بروید اینها بیشتر حرص میخوردند.@ ما باید دقیقاً با شیطان همین کار را بکنیم یعنی اگر از این فکرهای منفی به سرمان آورد ننشینیم غصه بخوریم چرا این فکر به سر ما آمد شما همیشه وقتی به سمت فکرهای قشنگ و مثبت میروید جا برای فکرهای منفی نداریم.@ ما زمانی این فحشها در سرمان میاید که خلأهای معرفتی، عبادی، عاطفی با خدا داشته باشیم آنطور جاها این نوع فکرهای منفی میاید سراغ آدمهایی میاید که فقیر هستند کم به خودشان رسیدند غذا کم خوردند تغذیه معنوی و معرفتی کم کردند وقتی شما تغذیه معرفتی کردید پر شدید، این لیوان برای هوا دو سانتیمتر جا دارد.@ وقتی این دو سانتیمتر را ما آب کردیم دیگر هوا در آن نمیماند جا ندارد هوا هر کاری بکنید در آن نمیرود چون پر کردید، شما وقتی ظرف وجودیتان را مشغول میکنید به کارهای قشنگ، فکرهای قشنگ، مشغلههای خوب، عبادت اصلاً این چیزها نمیاید.@ این سراغ وسواس، بیماریهای اینچنینی و فکرهای منفی و آزاردهنده، غم، ترس، اضطراب، سراغ کسانی میاید که بیکاری زیاد دارند به کارهای معرفتی خوب نمیپردازند وجودشان را از چیزهای قشنگ و زیبا پر نمیکنند به اندازه کافی غذای خوب و پاک استفاده نمیکنند خلأ که داشته باشد امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(النَّفسُ إن لَم تَشغَلها شَغَلَ) نفس اگر مشغولش نکنی مشغولت میکند.@ گفتیم یکی از خصوصیات شیطان طواف میکند دائماً دور قلب، وقتی فضای خالی میبیند میاید با چیزهای هرز و آلوده و کثیف پرش میکند بعد هم تو غصه میخوری ما باید همیشه مشغله و برنامه داشته باشیم برنامه عبادی خوب، برنامههای معنوی خوب، واجبات جدا، مستحبات جدا، به خصوص برنامههای معرفتی خوب داشته باشیم.@ اساتید خوب را شناسایی کنیم کلاسهای خوب را شناسایی کنیم کتابهای خوب را شناسایی کنیم فیلمهای خوب را شناسایی کنیم برنامههایی که از طریق تلویزیون پخش میشود برنامههای خوب از طریق رادیو پخش میشود اینها را تعقیب کنیم.@ وقتی شما وقت نداشته باشید برای ناراحت بودن نگران بودن فکرهای منفی سراغ شما نمیاید اگر هم احیاناً یک موقعی آمد باید با آن درست برخورد کنید اگر مضطرب بشوید، بترسید، غمگین بشوید به زور با تلقین بخواهی از خودت بیرون کنی چون فکر اینطوری است هر چه تلقین میکنی که بروی توجهات به آن بیشتر میشود در ضمیر و خیال تو بیشتر میماند.@ بنابراین وقتی که آمد باید مثل یک مار با آن برخورد بکنی اگر تکان بخوری و بترسی تو را میزند اصلاً از خودت هیچ نوع عکسالعملی نشان نده این فکر میاید و میرود میبیند تو هیچ تکانی نخوردی عکسالعملی نشان ندادی همان حال و قرآنت را داری میخوانی حرمت را هم میروی نمازت را میخوانی کارهای خوبت را داری انجام میدهی.@ احساس بیحیایی، گناهکاری، آلوده بودن، احساس دور بودن از خدا هم نکردی صمیمی هستی خوب هستی رفت و آمدت خیلی خوب است نمیتواند حریفت بشود اما اگر بداند با تولید فکرهای منفی میتواند این کار را با آدم بکند ادامه میدهد تا یک جایی که تو میگویی من دیگر نماز نمیخوانم، چرا نماز نمیخوانی؟@ من هر وقت نماز میخوانم افکار منفی نسبت به خدا در ذهنم میاید آن هم همین را میخواهد تو بگو نه من نمازم را میخوانم هر چه فکر منفی آمد مال آن است گناهش هم با او است گناهش با خود من هم نیست من چرا رابطهام را با خدا قطع بکنم.@ ما یک عملی داریم به نام زنا که انسان یک نامحرم را در حریم خودش راه بدهد فرمود عرش خدا به لرزه میافتد وسواس و فریب این افکار را خوردن از هزاران زنا بدتر است، چرا؟ چون دوتا بدن نامحرم به هم خوردن که آن همه عذاب برایش گرفتن گناهان کبیره آن همه عذاب و آن همه تعابیر تند برایش در نظر گرفتند.@ انسان یک نامحرمی مثل شیطان را بیاورد در خانه خدا که دلش هست جا بدهد آنوقت مطیعش هم بشود وسواس و پذیرش دعوتها و خطورات شیطان از زنا خیلی بدتر است شما یک نامحرم را در خانه آوردی داری از آن پذیرایی میکنی هر چه میگویند ولش کن دست از سرش بردار در آغوشت گرفتی نگه میداری.@ همین فکر که قبول وسواس، پذیرش وسواس و وسوسهها و تردیدها و شکها باعث میشود تمام عمر من باطل بشود عبادات من زحمات من باطل بشود من از خدا دور بشوم کافی است برای اینکه ما دیگر وسواس را کنار بگذاریم بدانیم که گناهش کم نیست خیلی گناه بزرگی است.@ عادی با آن برخورد نکنیم که فکر کنیم نعوذ بالله یک موقعی یک خطایی از ما سر زد بگوییم چقدر گناه بود یک کسی شرابی خورد قماری کرد دزدی کرد بگوید من چه کاری کردم نه این خیلی بدتر است.@ این دشمن خدا را میاوری در خانه خدا که دلت هست میگذاری بعد هم خدا را بیرون میکنی بعد هر چه هم او دستور میدهد عمل میکنی سه بار بریز چهار بار بریز پنج بار بریز این فکر آن فکر این حرف آن حرف، ما اینها را میپذیریم.@ حضرت امام ادامه میدهد و با القاء شک و تردید در وجودتان به بدبختی و شقاوت ابدی برساند کارش این است و بعضی از شما را که از راه فسق و فجور و فحشا نمیتواند اغوا کند و به ضلالت و هلاکت بکشاند از طریق عبادات و احکام الهی و اعمال نیک پیش آمده و با عقائد شما بازی میکند.@ اینها مباحث مفصلی داریم یک 40 جلسه فقط خود وسواس طول میکشد پس باید هر طوری که شده و با هر رنج و ریاضتی که هست درصدد معالجه این رذیله وسواس برآیند زیرا همانطور که گفته شد وسواس از خطورات یا خطرات شیطانی و اعمال ابلیس لعین میباشد که به وسیله آن اشخاص وسواسی را افسار کرده است در بند کرده است.@ پس دقت کنیم قبول وسواس و وسوسه مخالفت با خداوند تبارک و تعالی است مسخره کردن اندازهها و حدود الهی است قرآن برای کسانی که ریاضیات را به هم میزنند سه تعبیر آورده(وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ) آنهایی که اندازههای خدا را تغییر میدهند رعایت نمیکنند به دیگران دروغ میگویند راجع به حدود الهی.@ خودشان اندازه میبافند اندازه مینویسند رقم مینویسند رعایت نمیکنند، تجاوز میکنند به اندازههای خدا اینها ظالم هستند هم به خودشان ظلم میکنند هم به مردم ظلم میکنند اگر یک خانمی حجابش کامل باشد آرایش نکند لباس پوشیدنش یکطوری نباشد که نامحرم را تحریک بکند اندازه خدا را در حجاب رعایت بکند این ظالم نیست.@ اما اگر نکند هم به خودش ظلم کرده هم به دیگران دارد ظلم میکند آرامش یک جامعه به هم میریزد به خانوادهها ظلم میشود به آرامش خانوادهها ظلم میشود(وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الکافرون) هر کس حدود الهی را به هم بزند کافر است اندازهها را نباید تغییر بدهیم.@ خیلی وقتها کفر کفر نظری نیست میگویند من قربان خدا بروم خدا را قبول دارم ائمه را قبول دارم ولی نماز نمیخوانم حجاب را رعایت نمیکنم، موسیقی حرام، اختلاط زن و مرد، مسائل کاری، خمس ندادن، زکات ندادن، معاملات حرام، لقمه حرام، میگوید خدا را قبول دارد.@ امام رضا هم میرود سینهزنی هم میکند هیئت هم میرود قربانی هم میدهد ولی واقعاً رعایت نمیکند این کفر را کفر عملی میگویند کفر نظری نیست وقتی از او سؤال میگوید قبول دارم اما در عمل کافر است یعنی در عمل جلی خدا میایستد بعضیها هم که اصلاً کفر نظری دارند یعنی اصلاً حدود الهی را مسخره میکنند رساله را مسخره میکنند نظری کفر دارند.@ اصلاً این حرفها را قبول ندارند خیلی خطرناک است جلوی خدا ایستادن، مهندس عالم، خالق عالم، بدیع السموات و الأرض، خالق کل شیء جلویش بایستی بگویی من قبولت ندارم اندازههایت را قبول ندارم حدودت را قبول ندارم رعایت هم نمیکنم با اینکه تو منشأ خیر و خوبی هستی از تو بدی نمیاید ولی من ایراد میگیرم.@ بعضیها نماز هم میخوانند میگویند سبحان الله، سبحان الله یعنی خدا از هر عیب و ظلم و نقصی مبراست به زبان میگوید ولی در عمل خدا برایش زیر سؤال است به خدا گیر میدهد کسی که حدود الهی را رعایت نمیکند(فَأُولئِكَ هُمُ الکافرونَ).@ باز میفرماید(وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الفاسِقُونَ) آنهایی که اندازهها و حدود الهی را رعایت نمیکنند فاسق هستند فسق یعنی خروج از حد طبیعی، مثلاً یک گوسفندی را شما در نظر بگیرید برود گوشت بخورد یک گربه که گوشتخوار است فقط برود سبزی بخورد.@ یک شیر که باید گوشت بخورد برود گیاهخوار بشود اصطلاحاً میگویند فسق حاکم شده یعنی از مزاج طبیعی انحراف پیدا کرده مثلاً یک نفر زکام میگیرد از بوی غذا بدش میاید حالش به هم میخورد بوی گُل بدش میاید مریض میشوند میگویند این انحراف مزاج پیدا کرده فسق یعنی همین.@ میگوید کسی که اندازههای خدا را رعایت نمیکند یعنی حد طبیعی خودش، خداوند میگوید من شما را بر اساس دین خودم خلقتان کردم بین شما و دین من یک هماهنگی کامل وجود دارد وقتی شما این حدود را رعایت نمیکنید از اندازههایی که متناسب با خوشبختی شما سعادت شماست تجاوز کردید فاسق شدید.@ فاسق یعنی کسی که اندازههای خدا را کنار میزند غیرطبیعی زندگی میکند لذا کسی که رعایت واجبات را نمیکند رعایت محرمات را نمیکند غیر طبیعی است طبیعی این هست که با اندازههای خدا زندگی بکند دقیقاً اندازهای که خدا داده را خوب بگیرد بگوید من میخواهم در این اندازهها کار کنم.@ در معاملات، کسب، اقتصاد، لقمه، کار، زنداری، شوهرداری، خانواده، تربیت فرزند، دیدنیها، شنیدنیها، خوردنیها، در اخلاق، معاشرت و عقائد میخواهم آن ریاضیات و اندازههایی را که خدا داده همانها را رعایت کنم از پیش خودم اندازه نمیگویم چون تخصصی نیست اندازههایی هم که شیطان میدهد رعایت نمیکنم به آنها هم کاری ندارم.@ من فقط همان اندازههایی را که دین داده را میپذیرم و قبول میکنم اگر کسی این اندازهها را رعایت نکند اصطلاحاً میگویند فاسق شده فسق و فجور و گناه که میگویند یعنی شما اندازه خدا را کنار بگذاری با اندازه دیگری زندگی بکنی از آن ریاضیات و اعدادی که خدا داده تجاوز بکنی اصطلاحاً میگویند گناه کردی.@ یعنی شما یک مسیر طبیعی داشتی کنار گذاشتی با مسیر غیرطبیعی داری جلو میروی یک مسیر غلط را جلو میروی. من یک مختصری هم در مورد یکی دیگر از حملههای شیطان صحبت بکنم حملههای شیطان زیاد است از سمت راست و چپ، بحث حسادت و سوءظن را فرصت نکردیم بگوییم مباحث زیادی بود که باید میگفتیم.@ یک بحث مهمتر که اصلاً نحوه مقابله کلی با این نوع افکار چه هست انشاء الله جلسه بعد اگر فرصت کردیم در پرسش و پاسخها یا به صورت مستقیم خدمتتان عرض خواهیم کرد.@ یکی دیگر از حملههایی که در حمله سمت راست هست بدعت هست دینسازی، یعنی ما میاییم یواش یواش در هر قسمتی از دین یک تعداد از ارقام و عددهای خدا را تغییر میدهیم خودمان برایش اعداد و ارقام مینویسیم در احکام جدا، در اخلاقیات جدا، در عقائد جدا یک دین درست میشود، الان ما چند نوع فرقه اسلامی داریم؟@ حضرت فرمود بعد از من 73 فرقه مسلمانها تقسیم میشوند، واقعاً اسلام 73 فرقه است؟ دین حقیقی اینطوری است؟ یا غیر از آن الان ما چقدر عرفانهای اینطوری داریم تصوفها، عرفانهایی که الان در داخل کشور تولید میشود هر جا یک کلاس عرفانی و یک استاد عرفانی، بعد که برویم ما که رساله و ائمه را قبول نداریم، عرفان یعنی چی میخواهیم به کجا برسیم؟@ ما الان عرفانهایی داریم در جامعه ما دارد تزریق میشود کتابهایش را هم دارد در کشور ما پخش میشود که از خارج میاید انواع و اقسام عرفان را درست میکنند، حالا چرا اینها را درست میکنند؟@ برای اینکه آنها هم میدانند یعنی هم شیطان هم شیطان صفتان میدانند که شما اگر اسلام ناب محمدی(ص) آن را رعایت بکنید دیگر جایی برای شیطان و استکبار و ظالمین نمیماند از آنطرف هم نمیتوانند به شما بگویند دیندار نباشید میایند در جامعهای مثل جامعه ایران، مصر، عراق، هند، کشورهای اسلامی که مرکز صدها دین هست که مردم به دین علاقه دارند.@ دینسازی میکنند آموزش میدهند یک نفر میاید میرود مسئول یک دین میشود که بتوانند فقط عدد و اندازههای خدا نباشد ما الان چقدر دیندار داریم در سطح جهان که در واقع عابد شیطان هستند به قول علی(ع) (رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) بسیار عبادتکنندهای که دین ندارد.@ مکتبسازیهای زیاد، از دانشگاهها شروع میکنند از اساتید از کلاس فلان، بعد عرفاندرمانی، عرفان فلان، همینطوری انواع عرفانها و تصوفها و انواع مسائل مذهبی سر راه جوانها میگذارند چون آنها هم میدانند آن عرفانی که این آقایی که هیچی سرش نمیشود درست کرده یا حالا مطالعاتی هم داشته این کجا دین خدا کجا.@ دین خدایی که خالق آسمان و زمین است خالق انسان است خالق دنیا و آخرت است رب العالمین است این کجا با دین مندرآوردی فلان آقا کجا، چقدر انسان باید حماقت بکند خدا را رها بکند سراغ اینها برود قرآن میگوید هر کس این کار را بکند شعور و عقل ندارد و فردای قیامت هم جوابی ندارد بدهد.@ خدا میگوید من و دین من را رها کردی قرآن را رها کردی سراغ چه کسی رفتی معصوم برایت فرستادم معصوم را رها کردی سراغ چه کسی رفتی عذری داری، هیچ عذری نیست، نه من شاگرد فلانی هستم تابع افکار فلانی هستم، آنها چه شناختی از انسان و جسم و روح دارند.@ از آن هفت دسته اطلاعات تخصصی که گفتیم چه شناختی دارند، جسم را کامل میشناسند؟ نمیشناسند، روح را میشناسند؟ کامل نمیشناسند، قوانین رابطه جسم و روح را میشناسند؟ که نمیشناسند، عالم طبیعت را میشناسند؟ که نمیشناسند، روابط جسم و روح با طبیعت را میشناسند؟ که نمیشناسند.@ ماجرای حرکت روح انسان از خدا تا دنیا را میشناسند؟ که نمیشناسند، ماجرا حرکت انسان از وفات تا قیامت را میشناسند؟ که آن هم بلد نیستند هیچ کدام از این هفت دسته اطلاعات تخصصی را بلد نیستند چطوری ما به اینها اعتماد کنیم بگوییم شما استاد ما ما شاگرد شما هر چه شما بگویید ما گوش میکنیم ما مرید شما میشویم.@ این خیلی اشتباه است حماقت بزرگی است که انسان مرید اینطور آدمها بشود ما فقط خدا و معصومین، پیامبر فرمود(إنّی تارِکُم فیکُمُ الثِّقلَین کِتابَ الله وَ عِترَتی) قرآن و اهل بیت و معصومین، غیر معصوم هیچ کس حرفی برای گفتن ندارد هر چه معصومین گفتند و کارشناسانی که از طرف معصوم با ما صحبت میکنند حرفی از خودشان نمیزنند.@ هر چه به ما میگویند آیات الهی است روایتهای معصومین هست حرفهای تخصصی آنهاست لذا شما میبینید در طول تاریخ ما یک چیزی داریم شیطان یک حجمه خیلی زیادی به انسانیت کرده و این دینسازی و بدعت است انواع و اقسام مکتبها، از بیخدایی کمونیسم بگیرید تا عرفانهای قلابی، تا انواع تصوفهای منحرف و منحرفکننده، اینها همه هست.@ در جامعه ما هم الان میدانند که رمز پیشرفت ایران، رشد ایران در مقابل توطئههای دشمنان، رمز استقلال مردم ایران این هست که اینها به سمت اسلام ناب رفتند برای اینکه بتوانند این جوانها را از اسلام ناب، مردم را از اسلام ناب دور کنند از طریق ماهواره، اینترنت، فیلم، کتاب، اساتید منحرف و فاسد دارند.@ تولید دین و روشهایی غیر از روشهای اسلام ناب برای ما میکنند تا حس عرفانی و معنوی جوان ارضاء بشود اما طرف خدا هم نرود اسلام ناب نداشته باشد میگوید مگر مذهب، معنویت، عبادت، شب زندهداری، خلسه، نعشگی نمیخواهی ما همه را به شما میدهیم فقط این چیزها را کنار بگذارید.@ لذا ما الان میبینیم که کسانی هستند که ادعای عرفانی سنگین دارند اما ابتدائیترین مسائل قرآن هم رعایت نمیکنند با رساله و اخلاقیات ارتباط ندارند و عقائد را هم آنطوری که قرآن مطرح میکند اصلاً قبول ندارند و خودشان و شاگردانشان را به سمت جهنم میکشانند.@ در این باره بحث خیلی زیاد هست بحث حمله راست ما بعضی از نمونههایی را که بیشتر لازم بود توضیح بدهیم اینها را توضیح دادیم اما مصادیق خیلی زیادی دارد که انشاء الله برای فرصت دیگر، جلسه آینده انشاء الله سعی میکنیم که بعضی از مباحثی که باید تکمیل بشود تکمیل بکنیم و پرسشهای شما را بشنویم و بتوانیم پاسخ بدهیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 038 - دشمنشناسی (اسلامشهر)
متن کامل (خام) جلسه 038 - دشمنشناسی (اسلامشهر)