جلسه 035 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)
شماره جلسه
35
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 035 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث ما در آخرین مصداق از حمله شیطان از عقب بود که درباره شکستهای ما، عقب همان گذشته ماست یا گناهان ما یا کدورتهایی که بین ما و دیگران هست و یا شکستهای ما را بلکه همهشان را به رخ ما میکشد تا قدرت و شجاعت حرکتهای موفققیتآمیز را از ما بگیرد.@ آدمهایی که متکبر هستند خودبین و خودخواه هستند اینها زودتر طعمه شیطان میشوند کسانی که همیشه میخواهند بهترین باشند اینکه انسان همیشه بخواهد موفقترین و بهترین باشد عیبی ندارد اما اینکه خدای نکرده روحیه علو داشته باشد بخواهد روی دست دیگران باشد این رودست بودن و برتر بودن و جلو بودن برایشان خیلی اهمیت دارد اینها زودتر طعمه شیطان میشوند، چرا؟@ چون در یک رقابت پایانناپذیر و یک چشم و همچشمی جهنمی میافتند و دائماً میخواهند موفقتر از دیگران باشند اینطور افراد با کوچکترین شکستی طعمه شیطان میشوند ما حتی افرادی داشتیم الان هم داریم متأسفانه زیاد هم هست در دبیرستانها، دانشگاهها که به 20 عادت کردند.@ گاهی وقتها میبینید که یک دانشآموز دچار افسردگی شدید شده پدر و مادرش نزد مشاور بردند که چه شده؟ این مثلاً دوتا 18 گرفته یا 19 گرفته گریه میکند ما باید روحیه ترقی، پیشرفت، سرعت، سبقت در ما باشد بدون اینکه آن علو و خودبرتربینی شیطانی را داشته باشیم تلاشمان را بکنیم که موفق باشیم بهترین نتائج را هم بگیریم.@ اما بعد از تلاش دیگر راحت باشیم من تلاش خودم را کردم گاهی وقتها هم ما ممکن است ضعف داشته باشیم در اثر ضعفهایی اشتباه بکنیم و شکست بخوریم اما مثل گناه شیطان میاید به ما تلقین بیعرضهگی و دست و پاچلفتی بودن میکند و برای آینده قدرت و شجاعت اصلاح و تصمیمهای سرنوشتساز و مهم را از ما میگیرد.@ در ما ترس و غم ایجاد میکند که ما دائماً بنشینیم غصه گذشته را بخوریم که چرا ما آنجا زمین خوردیم چرا شکست خوردیم چرا فلان اتفاق افتاد، این یادمان نرود که همیشه آدمهایی هستند که امکاناتشان از ما کمتر ولی موفقیتشان از ما بیشتر هست باید ما به اینطور افراد نگاه بکنیم.@ آدمهایی هستند همیشه که امکاناتشان از ما کمتر ولی موفقیتشان بیشتر هست بنابراین هیچ عذری نداریم که بگوییم برای ما امکانپذیر نبود ما نمیتوانستیم نمیشد، شما نمونه عالی این انسانها جانبازان جنگ تحمیلی هستند دوران دفاع مقدس شما نگاه بکنید نابینا هست من الان افراد نخبهای سراغ دارم که از دو چشم نابینا هستند.@ همین کسی که از دو چشم نابینا هست دو دستش هم قطع است بعد میبینی که یک نویسنده و شاعر و دانشمند خوب شده در میدانهای ورزشی در میدانهای معنوی، در دروس معنوی، در دروس دانشگاهی، در اختراعات، در اکتشافات، در فعالیتهای اجتماعی، در فعالیتهای سیاسی، جانباز است.@ ما اگر به امکانات این نگاه بکنیم میبینیم که امکاناتش خیلی کمتر از ماست ولی ارادهاش خیلی بیشتر است خیلی موفقتر از ما عمل کرده هیچ وقت چیزی به اسم شکست را در زندگیشان رسمیت ندادند اصلاً نپذیرفتند.@ ما حالا که این امکانات را نداریم نمیتوانیم اینطوری نیست در دنیا پر از آدمهایی هستند که همیشه امکاناتشان از ما کمتر و موفقیتشان از ما بیشتر هست خدا هم اینها را برای ما حجت گذاشته که ما دیگر فردا نگوییم نمیتوانستیم و برای ما این امکانات فراهم نبود.@ خدا به ما نشان میدهد میگوید نگاه کن تو دو چشم داشتی این نداشت تو سلامتی داشتی این نداشت تو پا داشتی این دو پایش قطع بود تو دست داشتی این دو دستش قطع بود ناشنوا بود اما موفق عمل کرد فقیر بود موفق عمل کرد.@ پس این را دقت بکنیم که ما باید مواظب باشیم به هیچ وجه به خاطرات تلخ برنگردیم در هیچ زمینهای، اگر قرار است برگردیم فقط برای عبرت است و اینکه آنها را پلکانی برای ترقی خودمان قرار بدهیم شکستها قشنگی و خوبیشان همین هست که میتوانند پلکانی برای پیروزی و قدرت ما باشند.@ اگر به این شکل برگردیم به آنها نگاه بکنیم خوب است اما اگر بخواهیم نگاه بکنیم که سرد و غمگین بشویم غم حربه بزرگ شیطان هست هر وقت برگشتن به گذشته اعصابتان را خورد میکند اصلاً برنگردید نگاهش بکنید در موردش حرف بزنید چه گناهان چه شکستها چه کدورتها، چرا؟@ چون همیشه یک آینده قشنگ با توکل به خداوند با وجود خداوند سر راه ما هست هیچ چیز غیر قابل جبران هم وجود ندارد هیچ وقت هم برای شروع دیر نیست من این قاعده را گفتم چون وقتمان کم بود مجبور شدیم یک مقدار قواعد کلی را خدمتتان عرض کنیم که هر وقت در یک کاری به بنبست رسیدیم گفتیم باید اینجا کار قیچی بخورد، ما دیگر نمیتوانیم، نمیشود.@ اگر بگردیم انسانهایی را خواهیم یافت که آنها درست در همین وضعیت ما قرار داشتند با امکاناتی بسیار کمتر اما پیروز و موفق شدند میگوید من در روابط زناشویی به بنبست رسیدم طلاق میخواهم.@ خیلیها بودند خیلی بدتر از اینها شرائط را داشتند همسرشان بدتر از این وضعیت بوده بچههایشان بدتر از این وضعیت بودند مقاومت کردند رفتند سمت کسب مهارتها، شیوههایشان را عوض کردند با مراکز قدرت ارتباط برقرار کردن با مراکز دانش و امید ارتباط برقرار کردند و زندگیشان را ساختند.@ در کار علمی و معنوی همینطور در کار فعالیتهای اجتماعی سیاسی همینطور، شما رهبران ما را امام امت که پیروزیهای چشمگیری داشته سالها شکست خورده تبعید داشته اینطور نبوده که پیروزی راحت دست کسی رسیده باشد:@

ما باید این تلخی را تحمل بکنیم یعنی بدانیم که باید زحمت بکشیم تا موفق بشویم یکی از فرمولهایی که علی(ع) در موفقیت میدهد اینکه شما وقتی میخواهید یک کاری را شروع بکنید حداقل زمانی را که برایش قرار میدهید تا بتوانید ارزیابی کنید که چقدر موفق هستید و موفق هستید یا نه یکسال است.@ حضرت میفرماید حداقل یکسال کار را ادامه بدهید میخواهد خط شروع بکنید بعد چهار روز کلاس خط میرود بعد میگوید نه من به درد خط نمیخورم، تو هنوز کاری نکردی چهار روز رفتی تمرین کردی چهارتا ایراد هم از تو گرفتند میخواهد رانندگی بکند نه من به درد رانندگی نمیخورم میخواهد زبان کار بکند، میبرد.@ میخواهد رایانه کار بکند، میبرد، روابط زناشویی را شروع کرده تازه دورن نامزدی هستند حالا چهار دفعه به همدیگر خوردند دعوایشان شده زود ناامید میشوند فعالیت معنوی شروع میکند این فکر میکند که الان شروع کرد دیگر باید تا چند روز آینده فرشتهها بیایند کفشش را جلوی پایش جفت کنند.@ در آسمان به روی او باز بشود چشم برزخی پیدا بکند و از این شهوتهای خطرناکی که شیطان به ذهن انسان میاندازد میگوید من یک سال است که دارم نماز شب میخوانم هیچ اتفاقی نیفتاده، چه اتفاقی میخواهی بیفتد همین خود نماز شب موفقیت است داری انجام میدهی از او چه میخواهی.@ هیچی نخواه از این موفقیت بالاتر که خدا شبها دعوتت میکند که با او خلوت بکنی یک همآغوشی شیرین و زیبا با خدا داری دیگر بعد از این چه میخواهی هر چه غیر از این بخواهی شرک است از عبادتت، از زیارتت، من یکسال است دارم زیارت عاشورا میخوانم چقدر قرآن خواندم.@ همین پاداشت است در مسائل معنوی، اجتماعی، سیاسی، در درس، در کار و شغل یکجور، در خانهداری یکجور، در کارهای هنری یکجور، حداقل علی(ع) میفرماید اگر میخواهید به نتیجه برسید یکسال حداقل باید سرمایهگذاری خوب و باکیفیت بکنید.@ بعد تازه آدم میتواند بفهمد که حالا چقدر پیشرفت کرده ادامه بدهد یا ندهد، ولی اینکه ما بیاییم دو ماه سه ماه چهار ماه شروع کنیم بعد ببُریم این فایده ندارد لذا میبینید بعضیها در پرونده زندگیشان دهها کار نیمهکاره مانده یا زبان دو ترم رفته آن را رها کرده حالا بعد باشد.@ بعد کلاس کامپیوتر رفته چند ترمی کار کرده کلاس نقاشی و خط رفته رها کرده کلاس ادبیات عرب و دینی رفته خواسته با قرآن آشنا بشود چند ماه رفته بُریده، نه حداقل یکسال پیوسته باید خوب کار بشود بعد هم بدون تنبلی و کسالت، یکی از شعارهای مهم این جلسه دشمنشناسی این هست که هیچ جنایتی و هیچ گناهی بزرگتر از تنبلی و کسالت و بیحوصلگی نیست.@ شیطان با تحمیل بیحوصلگی و تنبلی به ما بزرگترین جنایتها را سر ما میاورد اگر کسی میخواهد مورد حمله از عقب قرار نگیرد چه در بخش گناهان و کدورتها و شکستها باید با این دو گناه از هر گناهی بزرگتر که منشأ خیلی از گناهان میشود منشأ خیلی از کفرها و انحرافها و نفاقها و شکستها میشود باید مبارزه بکند.@ یعنی باید این دو را مثل زشتترین، خشنترینف منفورترین دشمنانش نگاه بکند تنبلی و بیحوصلگی، که حضرت فرمود کلید همه بدیها در تنبلی و بیحوصلگی است حتی به قول پیغمبر بیشتر جهنمیها نالهشان به خاطر امروز و فردا کردنشان و تنبلیشان است.@ یعنی اکثر جهنمیها اگر تنبل نبودند جهنمی نمیشدند آدمهای بدی هم نبودند فقط به دلیل بیحوصلگی و تنبلی سر از جهنم در آوردند بیحوصله شدند گناه کردن، کدورت پیدا کردن حوصله نداشتند بروند اصلاحش کنند.@ آدمهای بیحوصله و تنبلی بودند میخواستند یک رابطه دوستی و عاشقانه و خوب با افراد داشته باشند بدون اینکه برایش سرمایهگذاری کنند در همین سرمایهگذاری نکردن شکست خوردند ازدواج کردند نرفتند فرمولهای روابط عاشقانه پایدار را یاد بگیرند وقتی هم رفتند یاد گرفتند تنبل بودند و عمل نکردند شکست خوردند.@ بچهدار شدند پدر و مادر شدند اما در یادگیری فرمولهای تربیتی کوتاهی کردند اگر هم یاد گرفتند عمل نکردند شکست خوردند در شغلشان، در رشته تحصیلشان، در روابطشان با دیگران همینطور، هیچ گناهی بعد از شرک به خدا، ما گفتیم ناامیدی بزرگترین گناه است بعد از شرک به خدا، اما هم منشأ بسیاری از شرکها هم منشأ بسیاری از ناامیدیها همین تنبلی و بیحوصلگی است.@ که یک بحث و کارگاه ویژهای میخواهد تنبلی و بیحوصلگی، یعنی ما باید یک دورهای مثل دوره دشمنشناسی بگذاریم فقط برای تنبلی و بیحوصلگی، فقط برای همین این دو آفت بزرگ، ما اگر برگردیم مشکلات زندگیمان را نگاه بکنیم در هر زمینهای مشکلات فردی و خانوادگی بسیارش را که نگاه بکنیم برمیگردد به اینکه ما بد شروع کردیم.@ با تنبلی شروع کردیم بیحوصله بودیم در آن آغازی که داشتیم در ادامهای که داشتیم بیحوصله بودیم خوب به کار نچسبیدیم میگوید من سه ترم مشروط شدم مشروط شدی بیحوصلگی کردی که مشروط شدی، مشکلات داشتم، هیچ وقت مشکلات دلیل این نمیشود که انسان به راحتی مشروط بشود.@ یک آقایی در سن بالا تصمیم گرفته بود درس بخواند از دوستانم بود گفتن برادر بزرگترش فوت کرده، رفتم منزلشان به ایشان تسلیت بگویم دیدم این کنار منزل ایستاده هر کس میاید سلام و علیک میکند یک کاغذ را در دستش قایم کرده و هر چند وقت یکبار این کاغذ را نگاه میکند بعد گفتم چه را نگاه میکنی؟@ گفت لغت زبان است من امتحان زبان دارم دارم لغتهای زبان را میخوانم ضمن اینکه بنده خدا عزادار هم بود این اراده را نگاه کنید پیرمرد من میشناسم 60 سالش است الان حافظ قرآن و نهجالبلاغه است به ایشان عرض کردیم شما چطوری حافظ قرآن و نهجالبلاغه شدید؟@ گفت فقط در ماشین، در فاصله ماشین که اینطرف و آنطرف میرفتم قرآن و نهجالبلاغه خواندم حفظ کردم آن هم چطور حفظ کردنی سوره را از آخر به اول میخواند به ما الان بگویند سوره توحید را از آخر به اول بخوانید میتوانید بخوانید یک قرآن و نهجالبلاغه را در اتومبیل حفظ کرده.@ مقام معظم رهبری میفرماید در منزل ما هیچ کس بدون کتاب به رختخواب نمیرود ایشان میفرمود من کتابهایی را زیاد بعضی از کتابهای پنج جلدی را در رختخواب خواندم تمام شده از وقت ما خوب استفاده نمیکنیم تنبلی و کسالت میکنیم اینها باعث شکستهای زیادی در زندگی ما میشود.@ اگر کسی میخواهد شکست نخورد و مورد سرزنش از درون خودش خودکمبینی و تحقیر و له شدن قرار نگیرد باید زرنگ باشد باید تنبلی و بیحوصلگی را کنار بگذارد. نکته دیگر این هست که همانطور که ما دوست نداریم شیطان به خاطر شکستها در سر ما بزند یادتان باشد هیچ کس را سرزنش نکنید.@ معصوم میفرماید اگر کسی کسی را سرزنش کرد به خاطر کاری، اشتباهی، گناهی، شکستی سرزنش کرد نمیمیرد مگر اینکه خودش همان لغزش و گناه را مرتکب بشود هیچ وقت برای دیگران شیطان نشویم دیگران را ناامید نکنیم.@ در سر کسی نزنیم گذشتهاش را به رخش نکشیم هر چه که میخواهد باشد اصلاً به رخش نکشیم چون اگر اینطوری بشویم خودمان جز یکی از شیاطین میشویم خیلی بد است آدم نقش شیطان را بازی بکند ما باید اگر قرار است یک کسی شیطان از عقبش به او حمله بکند برویم دست شیطان را ببریم به او حال را نشان بدهیم.@ آینده قشنگ و زیبا را نشان بدهیم هم آینده دنیایی هم آینده آخرتی زیبا را نشان بدهیم خدا که نمرده ما نگران بشویم تا خدا هست غم وجود ندارد الحمد لله خدا هست چقدر این آیه آدم را آرام میکند(اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ) یک قدرت بیپایان از عاطفه و محبت و عشق به بندگانش و کمک بندگانش هست.@ با او اگر کسی ناامید بشود کسی بترسد کسی اضطراب داشته باشد خدا را دست کم گرفته خدا هم بدش میاید که وقتی ما در کنار او و با او هستیم مضطرب و ناراحت و غمگین باشیم.@ چقدر زیبا میفرماید(یا داوُودُ بی فَفرَح وَ بِذِکری فَتَلَذَذ) با من شاد باش چه دعوتی کرده خدا میگوید با من شاد باش از من لذت ببر این خیلی مهم است که ما تمرین بکنیم با خدا شاد باشیم تمرین بکنیم در معاشرت و دوستی با خدا از خود خدا لذت ببریم.@ در این صورت هست وقتی تو با خدا پیوند برقرار میکنی هر وقت میخواهد شیطان گذشته گناهآلود را به رخت بکشد بگویی یک خدای غفار را دارم که خیلی دوستم دارد کدورتها را به رخ بکشد خدا بزرگ است اگر انتقام باشد او میگیرد او هم بدیها را تبدیل به خوبی میکند شکست باشد خدا جبران میکند.@ در دعای علقمه داریم(یا مُدرِکَ کُلِّ فَوت وَ یا جامِعَ کُلِّ شَمل) هر چه که مرده خدا برمیگرداند هر چه که از دست رفته و پخش شده همه را خدا برایت جمع میکند ما خیلی راههای جبران گذشته داریم که بتوانیم گذشته را جبران بکنیم.@ بنابراین اصلاً چیزی به اسم ناامیدی، شکست، قبول شکست کار خوبی نیست این یکی از بزرگترین مصادیق عبادت شیطان است که ما گذشته خودمان به رخمان کشیده بشود و غمگین بشویم و بترسیم یا گذشته دیگران را به رخش بکشیم آن هم ما در حال عبادت شیطان هستیم و اساساً خودمان در آن حالت یک شیطان شدیم.@ این بحث هم همانطور که عرض کردم مثل سایر بحثها ما مجبوریم همینطور به صورت کلی و ناقص بگذاریم و برویم سراغ بحث بعدیمان که حمله از سمت راست هست. حمله از راست و چپ را با هم برایتان توضیح میدهم ولی اصالت فعلاً میخواهیم حمله از سمت راست کار کنیم.@ اگر فرصتی شد به حمله از سمت چپ هم میپردازیم بعضی از مصادیق حمله از جلو و عقب را عرض کردیم حالا سراغ حمله از سمت راست میاییم و بعد حمله از سمت چپ.@ اگر فرصت شد انشاء الله یک مقداری هم باید بگذاریم در رابطه با فرمولهای مهارتهای مبارزه با این حملهها، که ما اساساً چگونه و با چه اسلحههایی میتوانیم در مقابل حملهها مقاومت بکنیم و اساساً کاری بکنیم که مورد حمله واقع نشویم و اگر شدیم آسیب کمتری ببینیم یا آسیب نبینیم.@ حمله از سمت راست و چپ، چپ را توضیح بدهم چون هر دو این حملهها مقداری شبیه هم هستند ترکیبی هم شیطان میتواند حمله بکند هم از جلو هم از عقب، یعنی با به رخ کشیدن گذشته ما حال ما و آینده ما را تاریک بکند شما وقتی میگویید آینده قرار است اتفاق بدی بیافتد موفقیتآمیز نیست.@ فردا ممکن است اتفاقی بیفتد هر دفعه اتفاقات منفی در ذهنت هست در زندگی قرار است بیفتد در مورد خودت، فرزندت، پدر و مادرت، همسرت، کارت، هی میگویی ممکن است یک همچین اتفاقی بیفتد یا اینکه من نمیتوانم برای آینده تصمیم بگیریم وقتی به او میگویی چرا، میگوید چون من قبلاً شکست داشتم قبلاً این زمین خوردنها را داشتم.@ ببینید از عقب میگیرد میاورد و حمله از جلو را انجام میدهد و نمیگذارد ما برای آینده تصمیمگیری بکنیم حمله راست و چپ هم همینطور است حمله چپ گناه است یعنی حمله از طریق گناهان، توصیه گناهان و مخالفت با خداوند تبارک و تعالی، معصیت، خدا میگوید حدود این است این کار را بکن میگوید نمیکنم، ولش کن، نمیخواهم، زورم میاید، و هر چیز دیگری، تنبلی میکند.@ حمله از سمت راست حمله با صورتهای مقدس است یعنی اول شیطان در درجه اول توصیهاش به ما این هست که هر چه خدا گفته گوش نکنیم هر چه مهندس عالم، خالق عالم گفته گوش نکنیم جلویش بایستیم محرمات را گفته، میرویم انجام میدهیم واجبات را گفته، انجام نمیدهیم چون متن جهنم است.@ از این خیلی خوشش میاید که ما جلوی خدا بایستیم مثل خودش که جلوی خدا ایستاد گفت سجده نمیکنم نه اینکه خدا را قبول نداشت شیطان خدا را قبول دارد شش هزار سال خدا را عبادت کرده اما خودش را بیشتر قبول داشت به خودش اصالت میداد برای همین در مقابل خدا ایستاد.@ ما هم همینطور ما هم میتوانیم یک موقعهایی با اینکه خدا را قبول داریم متدین هستیم چه بسا مؤمن باشیم یک جاهایی جلوی خدا بایستیم مقاومت بکنیم که این دیگر متن و اصل شیطنت است خودمان یک شیطان شدیم.@ شیطان اول پیشنهاد میدهد که تو گناه کن گناه را باید توضیح بدهیم یعنی چی، مفهوم گناه یعنی چی ما میگوییم فلان کار گناه دارد این کار معصیت دارد اگر کسی این کار را بکند معصیت کرده این یعنی چی، باید این را توضیح بدهیم فعلا میگوییم نافرمانی خدا، عدم رعایت حدود الهی.@ اما اگر تو بگویی من میخواهم به سمت دین و خدا بروم اگر حریفت نشود در حمله از سمت چپ، در حمله از سمت راست آنجا در برنامههای مقدس برایت برنامهریزی میکند که حالا مصادیقش را من میگویم خیلی بحث مهمی هست.@ این هم یک 20 ـ 30 جلسه خودش میطلبد در دروس معرفت نفس مباحث شیطان و صور مقدس را مفصلتر توضیح دادیم اینجا فقط جهت آشنایی با بعضی از حملهها خدمتتان مطالبی را عرض میکنیم.@ مثل یک کشتی میماند شما دست یک نفر را گرفتید در کشتی یک نفر میخواهد به زور کمر یک نفر را بخواباند او مقاومت میکند یعنی هر چه شما میخواهید این کمر را بخوابانید این از اینطرف مقاومت میکند.@ حالا یک کشتیگیر وارد وقتی میبیند میزان فشاری که میخواهد به این سمت بیاورد نمیتواند، او دارد به این سمت فشار میاورد، میاید از همین فشار خود دشمن استفاده میکند یکدفعه او را میگیرد برمیگرداند از اینطرف زمین میزند میگویند اصلاحاً بدل زد در انواع ورزشها و ورزشهای رزمی و کشتی داریم از قدرت خودش استفاده کنیم خیلی هم زور نمیخواهد بزنیم.@ میگوید من چرا بایستم به این بگویم چادر سرت بکن چرا بروم بگویم نماز نخوان چرا به این بگویم مشروب بخور چرا به این بگویم روابط نامشروع داشته باش این کار را نمیکنم چون زورش زیاد است همینطوری به او بگویم قبول نمیکند.@ میاید میگوید میخواهی نماز بخوانی میخواهی روزه بگیری اتفاقاً کمکت هم میکند یک حس معنوی و مذهبی پیدا بکنی بعد در آنها برایت برنامهریزی میکند مثل کاری که خودش کرد خودش شش هزار سال نماز خواند اما نماز خواندنی که فقط خودش نمازش را قبول داشت.‌@ نماز خواندن خودخواهانه بود با کبر و نخوت و حسادت و شیطنت و خودبرتربینی طوری که قرآن میفرماید با اینکه شش هزار سال نماز خوانده در معرفی شیطان چند جلسه بحث کردیم شش هزار سال عبادت کرده علی(ع) میفرماید معلوم نیست که شش هزار سال دنیاست یا آخرت.@ قرآن میفرماید(أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ) خودداری کرد از اجرای دستورات من، تکبر ورزید از اولش هم کافر بود یعنی همان شش هزار سالش هم کافر شد ولی به ظرف امتحان نرسیده بود وقتی انسان به ظرف امتحان و آزمایش میرسد بعد معلوم میشود قبلاً نمازهایش نماز بوده یا نه، حج رفتنش حج بوده یا نه.@ این همه سال نماز خوانده عبادت کرده به دردش خورده یا نه، و الا یک مدت آدم رها میشود کار میکند ولی شیطان میاید همان بلایی که سر خودش آورد سر ما میاورد.@ در گفتگوی شیطان داریم میگوید من اگر یکبار به این کار مأمور بشوم چون سر و کله این آدم پیدا شده بود گفته بودند که قرار است یک آدمی ساخته بشود و یک انسانی و یک خلیفهای، من که زیر بارش نمیروم(كانَ مِنَ الْكافِرِينَ) اصلاً حاضر نبود قبول بکند خیلیها هستند 60 سال با کفر عبادت میکنند.@ امام صادق(ع) میفرماید بعضیها 60 سال نماز میخوانند یک رکعتش هم قبول نیست ببینید شیطان چقدر برنامهریزیاش در این قسمت دقیق است بیشترین ضربههایی که اسلام، جامعه جهانی، و به خصوص جامعه اسلامی، کشورهای اسلامی خوردند از چهرههای مقدس خوردند.@ یعنی از صورتهای مقدس و کارهای مقدس خوردند بیشترین ضربه، قویترین دشمنان انبیاء متدینین بودند قویترین دشمنان ائمه، یک نفر بینماز امام را نمیکشد ائمه را کسانی کشتند که خودشان در جامعه اسلامی برای خودشان کسی بودند جزء رهبران جامعه اسلامی بودند جزء امام جماعتها بودند مردم به آنها اقتدا میکردند.@ یعنی صورت مقدس را کاملاً به استخدام گرفته بود برای فریب مردم، کاملاً از صورت مقدس استفاده میکردند نماز میخواندند روزه میگرفتند شما دشمنان امیرالمؤمنین را نگاه کنید امیرالمؤمنین سه تا جنگ در چهار سال و نُه ماه میکند همه مقدس هستند.@ یعنی یکی از کسانی که در تعریف قرآنی یا در جنگهای پیغمبر جزء کفار شمرده میشوند جزء کفار نبودند همه سابقهدارهای جامعه اسلامی هستند دوستان و اطرافیان پیغمبر هستند یاران پیغمبر هستند معاویه هست که تظاهرات اسلامی آنچنانی دارد.@ گروه خوارج هستند که همه پیشانیهای کَوَره بسته و روزها روزه و شبها به عبادت، یعنی یکی از آنها از اینهایی که ظاهراً کافر و فاسق هستند نیستند همه اهل قبله و نماز و تهجد، چه چیزی به اینها قدرت داد که در مقابل امیرالمؤمنین بجنگند؟@ سابقه مذهبیشان که رفیق و یار و جزء اصحاب پیغمبر بودند نماز شبخوان هستند روزهبگیر هستند این در جامعه خیلی خطرناک است در جوامع اسلامی الان هم در کشورهای اسلامی آن چیزی که ملتهای اسلامی را در بند کرده به خاک ذلت نشانده در مقابل ابرقدرتها حاکمانی هستند که همه ادعای اسلام دارند.@ عبا میپوشند نماز میخوانند روزه میگیرند انگشتر دارند اهل قبله و مکه هستند اهل مسجد ساختن هستند همه صورتهای مقدس دارند چون این صورت صورتی هست که انسانها فطرتاً قبولش دارند دوستش دارند و زود گول میخورند در انقلاب خود ما شما نگاه کنید سابقه 30 سال انقلاب بیشترین ضربهها و خطرها از منافقین بوده.@ کسانی که در چهرههای اسلامی کار کردند از کسانی بوده که در لباس مجتهد، در لباس مرجع تقلید، در لباس سید، در لباس مبارزه قبل از انقلاب، در لباس روحانیت بیشترین ضربهها را زدند.@ بیشترین اختلافات و فتنهانگیزیها، چنددستگیها در همین 30 سال انقلاب بیشتر کسانی بوده و توسط کسانی ایجاد شده مشکلاتی که در مملکت ایجاد شده حتی مشکلاتی که از خارج آمدند اینطور آدمها همیشه زمینه را فراهم کردند.@ امام میفرماید من خون دلی که از دست این طایفه خوردم از دست هیچ طایفهای نخوردم یک رهبر است یک آدم مقدسی مثل امام، یک عارف، یک رهبر الهی ایشان با شاه، منافقین، صدام، تودهایها درگیر بوده با همه جور آدم درگیر بوده همه جور آدم دشمن داشته بعد میگوید من خون دلی که از مقدسین خوردم از هیچ کس نخوردم.@ برای همین حضرت میفرماید دو طایفه کمر من را شکستن یکی از آنها عبادتکنندگان جاهل هستند یعنی با صورتهای مقدس خوب ارتباط برقرار میکنند زود چهره مقدس میگیرند اما به دلیل بیمعرفتیشان خوراک دشمن میشوند و زود هم خوراک شیطان میشوند طعمه شیطان میشوند و شیطان از مقدسنماها خوب استفاده میکند.@ یعنی آدمها با استفاده از چهرههای مقدس بیشترین ضربه را به دین، اسلام و مردم میزنند هیچ وقت در هیچ جای دنیا ما به اندازه اینجور آدمها و این حمله خطرآفرینی نداشتیم شما ببینید آنقدر خطر زیاد است که بعد از پیغمبر به قول خود پیغمبر اسلام به هفتاد و سه فرقه تقسیم میشود.@ چقدر ما اسلام داریم بعد از مسیح هم همین اتفاق افتاد همه هم میگویند ما راست و درست میگوییم اینقدر این حمله خطرناک است یعنی شیطان میاید یک حس معنوی یک حس روحانی یک حس مذهبی یک ظاهر مذهبی برای شخص ایجاد میکند.@ شخص خودش هم باورش میشود بعد در قالب این تقدس و روحانیتی که میگیرد این چهرههای مقدسی که میگیرد بیشترین ضربه را به خودش در درجه اول و بعد به مردم میزند که اقسام مختلفی دارد این حمله از سمت راست که من میخواهم به خاطر شدت ابتلا به بعضی از چیزهای مهمش بپردازم که آنها را عرض کنیم بقیهاش را خودتان باید کار بیشتری بکنید.@ هم در حمله از سمت راست شما حدود الهی را رعایت نمیکنید هم در سمت چپ، یعنی شباهت هر دو حمله این هست که حدود و اندازههای خدا رعایت نمیشوند اما در حمله از سمت راست شما این حس را دارید که داری وظیفه الهیات را انجام میدهی.@ داری عبادت میکنی داری به سمت خدا نزدیک میشوی همهاش هم دروغ است این حس غلط است و در حمله سمت چپ گناه هست حدود رعایت نمیشود ما هم میدانیم داریم گناه میکنیم یکی از این بیماریها که میخواهم انشاء الله از هفته آینده بیشتر به آن بپردازیم چند جلسهای در موردش صحبت بکنیم خیلی هم مبتلا دارد بیماری وسواس است.@ بیماری وسواس بیماری هست که از حمله سمت راست شیطان ناشی میشود یعنی توصیه اول او در حمله از سمت چپ است میگوید تو نماز نخوان اما اگر تو بگویی نه من حتماً میخواهم نماز بخوانم میگوید حالا که تو میخواهی نماز بخوانی با برنامهای که خودم به تو میدهم نماز بخوان.@ از وضو و غسل و برائت و تعداد رکعات تا چیزهای دیگر را من اندازههایش را به تو میدهم میگوید آن چیزی که در رساله نوشته نه، آن که خدا گفته نه، آن چیزی که من به تو میگویم انجام بده، از همینجا این داستان شروع میشود.@ داستان وسواس در نجاست و پاکی، در قرائت، در تعداد رکعات، در عبادات، در کارهای خیر، در کارهای خوب، در اخلاقیات بعد یواش یواش کار به عقائد کشیده میشود یعنی شیطان اول وسواس را از نجسی و پاکی شروع میکند از چیزهای مبتذل، بعد از یک مدت شخص به جایی میرسد که به تنفر از خدا میرسد به رها کردن عبادت میرسد.@ یعنی این جنون وسواس یک جنون عقیدتی است بر اثر ضعف معرفت برای انسان ایجاد میشود به این گونه هست که از احکام شروع میشود یواش یواش سر از اخلاق انسان در میاورد اخلاق را هم آلوده میکند روحیات را خراب میکند انواع و اقسام افسردگیها، نقنق کردنها، غرغر کردنها، دلشورهها را ایجاد میکند همهاش هم با چهره مقدس، چون تو میخواهی مواظب دین خدا باشی.@ مواظب حدود و اندازههای خدا باشی که مبادا یک موقعی خدای نکرده وضویت و غسلت خراب بشود نماز و قرائتت غلط در بیاید تعداد رکعاتت اشتباه بشود یک جهنمی را از عبادات به روی خودت باز میکنی و در این جهنم به مرور زمان خسته و متنفر میشوی از عبادت، بعد اخلاقت خراب میشود.@ بعد اساساً دیگر با خدا درگیرت میکند این یکی از اقسام حملهها هست یکی دیگر از اقسام حملهها افکار منفی هست که علیه خدا، معصومین و مقدسات در ذهن افراد ایجاد میشود میگوید من دارم نماز میخوانم یکدفعه یک فکر بد میاید خودم خجالت میکشم چند روز است دارد اذیتم میکند با این باید چطوری مقابله بکنیم.@ انشاء الله یکی از بحثهایی که میخواهیم در حمله از سمت راست بگوییم این است که ما اگر یک فکر منفی علیه یک چیز مقدسی خانم فاطمه زهرا، معصومین(ع)، قرآن، نماز، خدا، چهرههای مقدس، کعبه ایجاد شد چطوری با آن مقابله بکنیم.@ چون شیطان در اینها هم به ما حمله میکند میداند ما اینها را دوست داریم در اینها به ما حمله میکند تا ما را به زمین بزند و باعث بشود ما ارتباطمان با اینها قطع بشود در این دو بحث میخواهیم بحث کنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@