جلسه 034 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)
شماره جلسه
34
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 034 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در جلسه گذشته وعده کردیم که این جلسه را به آخرین بحث از مباحث حمله شیطان از عقب که گذشته ماست بپردازیم برای حمله از عقب سه مصداق مهم را عرض کردیم گرچه مصادیق دیگری هم دارد اما سه مصداق را به خاطر ذیق وقت و برنامهمان که مهمتر بود خدمتتان عرض کردیم.@ یکی بحث گناهان بود که شیطان با به رخ کشیدن گناهان در ما یک شخصیت ضعیف و آلوده و دور از خدا و معصومین(ع) میسازد و ایجاد میکند یکی دیگر کینهها بود کدورتهایی که در گذشته بین ما و انسانهای دیگر ایجاد شده بود را شیطان بزرگ میکند و دائما در ذهن ما میاورد حتی در خواب هم به چهرههای مختلف برای ما تولید خواب میکند تا ما هیچ وقت آرامش نداشته باشیم نسبت به نوع رابطهای که با دیگران داشتیم.@ این را شما بدانید که اگر کسی موفق بشود کدورتی که بین خودش و دیگران هست را از بین ببرد و تبدیل به محبت بکند صدها و هزاران سال آتش جهنم را خاموش کرده یعنی خیلی موفق هست شما هر بار یک کدورت را یک کینه را یک ناراحتی را تبدیل به محبتش میکنید و از بین میبرید حجم عظیمی از آتشهای جهنم را خاموش کردید.@ خوش به حال کسی که وجودش ضد جهنم هست ضد آتش میشود یعنی کینهها در آن مؤثر نیست زودرنج و حساس نیست در ارتباطات به آتش حسادت به آتش کینه نمیسوزد بلکه اگر هم کسی دچارش شده باشد آنها را از بین میبرد.@ لذا یک کسی که واقعاً میخواهد یک آرامش و شادی مستمر و پاینده و بالنده داشته باشد در زندگیش هم در دنیا و هم اهل نجات و رستگاری در آخرت باشد باید خودش را بزرگتر از این ببیند که به وسیله کینهها و حسادتها آسیب ببیند و بسوزد یعنی باید بگوید من حیف هستم که اینگونه بشوم.@ بنابراین به جای اینکه این جهنم را نگهش دارم و حفظش بکنم و بپرورانمش خاموشش میکنم همیشه ما باید اینطور شخصیتی باشیم که وقتی به گذشته خودمان برمیگردیم به عقب خودمان برمیگردیم ببینیم سابقه زیادی از خاموش کردن آتشهای کینه و حسادت در پرونده ما هست هر وقت به گذشتهات نگاه میکنی لذت میبری ببینید چقدر آتش خاموش کردی این خیلی خوب است.@ مثل یک آتشنشانی که به او مدال میدهند بعد از 30 سال که بازنشسته میشود میگوید من خانههای زیادی را از سوختن نجات دادم انسانهای زیادی را از سوختن نجات دادم جنگلهای زیادی را نجات دادم با افتخار بازنشسته میشود به او چند تا مدال هم میدهند.@ ما هم باید در زندگی خودمان مثل یک آتشنشان با افتخار زندگی بکنیم که توانستیم در گذشته بسیاری از آتشهایی که بین ما و همسرمان پدر مادرمان بین ما و خواهر برادرانمان بین ما و دوستانمان به وجود آمده خاموش کردیم این یک افتخار خیلی بزرگ است.@ خدا هم یک آدمی که اینطوری ضد جهنم هست و آتش را خاموش میکند خیلی دوست دارد اگر خودش هم نعوذبالله خدای نکرده گناهانی داشته باشد آتشی بر دوشش باشد خداوند به فضل و کرمش کسی که اساساً از جهنم بیزار است بدش میاید خداوند هیچ وقت جهنم را به او نشان نمیدهد.@ میگوید این بنده من در دنیا که بود هر جا قرار بود در روابط خودش با دیگران روابط خانوادگی حتی روابط کسانی که به این مربوط هم نیست دو نفر دیگر هستند که اینطوری هستند این وقتی که جهنم را میدید باطنش را هم میدید یعنی وقتی نگاه میکرد به آدمها، میفهمید که اینها الان دارند واقعاً میسوزند و میرفت به دادشان میرسید و آتش را خاموش میکرد.@ شما نگاه کنید دروغ که از گناهان کبیره است وقتی بین دو نفر کینه اتفاق میافتد جائز میشود نه تنها جائز میشود گاهی وقتها دروغ یک عبادت میشود دیگر از آن حالت اولیه خودش که یک گناه کبیره است در میاید شما برای اینکه یک آتش کینه و فتنه را خاموش بکنید حتی میتوانید از دروغ استفاده بکنید که یک کسی اینطوری در آتش نسوزد.@ جزء مواردی که فقهای ما علمای ما علمای اخلاق ذکر کردند از موارد جواز دروغ جایی هست که فتنه است قرآن میفرماید فتنه از آدمکشی بدتر است(الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ) (الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ) خیلی بدتر از آدمکشی است اختلاف، فتنه، درگیری، غرغر کردن نسبت به همدیگر، یکسره سرزنش کردن و درگیریهای بین زن و شوهر و درگیریهای خانوادگی و فامیلی و اینها از آدمکشی بدتر است.@ لذا آدم تا میتواند هم باید مواظب باشد خودش دچار یک همچین فتنههایی نشود و اگر جایی دیدید که یک همچین آتشی برپاست به داد برسد مثل یک آتشنشان فداکار با وجدان کاری بالا که اساساً آتش را هیچ جا دوست ندارد نه تنها خانه خودش نه جای دیگر، هر جا ببیند که قرار است کسی طعمه حریق بشود میرود و آتش را خاموش میکند.@ بحثی که وعده کرده بودیم بگوییم بحث شکستها هست شیطان یکی از مصادیق حمله از عقب شکستها هست انسانها به طور طبیعی در زندگیشان شکست زیاد میخورند در بحث اقتصاد در خانواده، در برقراری رابطهشان با دیگران دچار شکست میشوند.@ حالا فقط شکست مربوط به زن و شوهر هم نه، انسان یک موقع میبینی در ارتباط با پدر مادرش شکست میخورد در ارتباطش با دوستانش شکست میخورد در تحصیل، ادامه تحصیل، در شغل، در کارهای اجتماعی، در کارهای سیاسی، در کارهای معنوی، در کارهای جهادی، در کارهای مقدس پیش میاید صحنههایی که مانع برای ما وجود دارد.@ و این را هم باید بدانیم که هیچ انسانی نیست که سر راهش عوامل شکست و مانع وجود نداشته باشد حتی انبیاء و ائمه، قرآن میفرماید حتی آنها هم دشمنانی داشتند و دارند که به جنگ آنها میاید و آنها را آزار میدهد بنابراین ما فکر اینکه بخواهیم یک کاری بکنیم و هیچ وقت دچار مانع نشویم سر راهمان عوامل شکست قرار نگیرند فکر خامی است.@ شاید خیلی وقتها به خاطر اینکه دچار این فکر خام هستیم و به شکست فکر نمیکنیم شکست میخوریم بسیاری از شکستها به خاطر این هست که ما فکر شکست را از اول نکردیم یعنی حسابی هم برای این باز نکردیم و بعد دچار شکست شدیم اگر کسی از اول یک احتمال شکست را بدهد این شخص پیشگیری میکند.@ چند وقت پیش یک آقایی آمده بود میگفت که ما از نظر اقتصادی خیلی وضعمان خراب است دوستان و رفقا کمک کردند یک سرمایه کاری برای ایشان برای فروختن یک کالایی را فراهم کردند جایی را برایش گرفتند جای خوبی کالای خیلی زیادی هم ریختند.@ بعد از دو سه ماه یک روز آمد با گریه و ناراحتی گفت که تمام کالایم در آتش سوخت همه مغازه و اینها، گفتم این را فکر کرده بودی که باید یک کپسول آتشنشانی آنجا داشته باشی؟ گفت اتفاقاً از همین شرکتهای آتشنشانی هم با من تماس میگیرند شرکتهایی که کپسول میفروشند گفتم نه بابا نیاز ندارم گفتم احتمال هم نمیدادی بسوزد یک موقعی ممکن است حادثه ایجاد بشود.@ ببینید اینطوری است یک سرمایهای با خون دل عدهای جمع میکنند به شخص میدهند شخص به خاطر اینکه اساساً خیلی خوش خیال است فکر شکست را نمیکند شکست میخورد اگر یک کپسول آتشنشانی آنجا داشت خیلی وقتها وجود یک کپسول آتشنشانی باعث میشود عدهای نمیرند عدهای در آتش نسوزند اتومبیلی منفجر نشود خانهای تخریب نشود ولی ما فکر نمیکنیم.@ یعنی احتیاط نمیکنیم که شکست طبیعی است خطر طبیعی است حادثه طبیعی است پیش میاید ورشکستگی طبیعی است من از اول فکر بکنم این جنسی را که با خون دل تهیه کردم میخواهم با کشتی بفرستم میخواهم با هواپیما بفرستم این جنس را بیمه بکنم یک هزینه بیمه بپردازم.@ طرف بنایی میکند میگویند برو دو میلیون تومان بده بیمه مثلاً ده پانزده کارگری که میخواهند کار بکنند میگوید دو میلیون تومان پول بیمه بدهم نه بابا این حرفها چیه، کارگر میاید یک کارگر میافتد میمیرد صاحبکار مقصر است بعد میبینی که چقدر باید پول بدهد دیه کارگر بدهد چون بدون بیمه او را مشغول به کار کرده اگر مُرد خونش پای شماست اینطوری آدم شکست میخورد فکر شکست نمیکند فکر حادثهها را نمیکند.@ امام صادق(ع) ایشان تجارت میکردند یک کسی به ایشان گفت مگر شما توکل به خدا نداری؟ حضرت فرمود چطور مگر؟ فرمود شما کالاهایتان در چند تا انبار نگه میدارید حضرت فرمود حادثه هست حادثه خبر نمیکند خدا به انسان عقل و شعور داده اگر حادثهای اتفاق افتاد خداوند گفته که کالاهایتان را یک جا نگذارید میسوزد همه از بین میرود جاهای مختلف سرمایههایتان را نگه دارید.@ شما از خانهتان که میخواهید بیرون بیایید بیاحتیاطی اینطوری است که تمام پولتان را بگذارید در جیب یا در کیفتان یک خانمی بیاید ببیند در اتوبوسی جایی کیفش را یک کسی قربۀ الی الله سرقت میکند بعد میبیند هیچی نیست خوب در جیب مانتویت هم یک اسکناس میگذاشتی با خودت نگه میداشتی بعضیها اینطوری هستند.@ کیف دستت هست در این کیف یک مقدار پول داشته باش در جیب بغلت یک مقدار پول داشته باش در شلوارت یک مقدار پول احتیاطاً بگذار چند جا پولت را نگه دار یک دفعه میبینی همه سرمایهاش را یک جا میگذارد گم میشود دزدی هم نیست گم میشود بیاحتیاطی کرده رفته یک جا غذا بخورد لباسش را درآورده درست نگرفته یک رستورانی جایی تو راه افتاده.@ ما باید فکر شکست را اول بکنیم بدانیم شکست هست پیشگیری، حالا بعد اگر اتفاق افتاد این جزء حملههای اینجا محل حمله شیطان است آن موقع که ما شکست میخوریم شروع میکند به سرزنش کردن ما، روابط زناشویی خیلی قشنگ است عشق خیلی چیز خوبی است اما شما این آمار وحشتناک طلاق را نگاه کنید در کشور ما، من بعضی از استانها که آمار دارم تا سالی 20% افزایش داشتیم این خوب نیست.@ دختر و پسر خوب نیست یک عشقی را شروع بکنند شش ماه ما یک سوم طلاقهایمان سال اول است چرا باید اینطوری باشد عشق چیز قشنگی است دوست دارید این باشد عشق آفت دارد هیچ چیزی وجود ندارد(لِکُلِّ شَیءٍ آفَتٌ) هر چیزی آفت دارد عشق، دوستی، محبت، نه ما اینقدر همدیگر را دوست داریم فکر نمیکنیم هیچ وقت از هم جدا بشویم شش ماه دیگر با کتککاری در دادگاه نه عشق آفت دارد.@ وقتی آفت دارد اگر عشق را دوست داری آفتهایش را هم بشناس و سمت آفتهایش نرو از اول شناسایی کن که این ارتباطات شیطان بین ما هست ضعفهای ارتباط کلامی ضعفهای ارتباط عاطفی، ضعفهای ارتباط جنسی و ضعفهای دیگر میتواند حادثهساز باشد و یک عشق را تبدیل به تنفر کند میلیونها نمونهاش در دنیا دارد اتفاق میافتد افتاده و دارد میافتد.@ بنابراین اینکه من فکر بکنم مثلاً سالم هستم عیبی ندارد، نه سالم هستی به فکر دندانهایت باش الان میگویی میخواهم بروم دندانهایم را درست بکنم باید میلیونها تومان خرج بکنم پول هم ندارم وضع دندانهایم خراب است خواستگاری هم میخواهم بروم رویم نمیشود یا میخواهم کار بکنم دندانم دارد دمارم را در میاورد پول ندارم درستش کنم خوب مسواک میزدی بهداشت را رعایت میکردی ورزش میکردی.@ اینطور نیست که چیزی که تو داری نعمت قشنگی که داری همیشه ماندگار باشد از تو گرفته میشود یک زن خوب یک شوهر خوب یک دوست خوب از انسان گرفته میشود اگر انسان مراقبت آفت نکند پس ما اول مراقبت بکنیم در بحث شکستها که بعداً شیطان روی ما سرمایهگذاری نکند که بخواهد دائماً اینها را به رخ ما بکشد و هی در سر ما بزند.@ پس شکست داریم هر چیزی آفت دارد هیچ چیزی مطلق و پاینده نیست مگر خداوند تبارک و تعالی، مگر آخرت، پس شما هر چیز قشنگی را که در دنیا به آن میرسی و شروع میکنی تا به آن رسیدی به پایان کار نگاه کن و اینکه ممکن است از ما گرفته بشود حالا نمیخواهیم از ما گرفته بشود اگر میخواهی گرفته نشود از الان فکر آفتش باش.@ چند وقت پیش من یکی از دانشگاههای آزاد بود در یکی از شهرستانها سخنرانی داشتیم یک کارگاه ازدواج بود ما را بردند اتاق مسئول آن دفتر فرهنگی اسلامی یک روحانی مسنی بود شاید شصت و خوردهای سالش بود من شب را رفتم اتاق ایشان خوابیدم ایشان خودش آمد ما را راهنمایی کرد.@ بعد من دیدم آنجا یکسری لوازم ورزشی هست گفتم این لوازم ورزشی مال چه کسی میتواند باشد که استفاده بکند این روحانی که آمد استقبال ما، اول دیدم یک دستان قوی بدن قدرتمند خیلی آهنین، بعد فهمیدیم همین پیرمرد روحانی یک ورزشکار خیلی قدری هم هست گفت مثل آب حیات میماند برای من ورزش برای من مثل نفس میماند شصت سال اما از بیست سالههای ما غبراقتر.@ ما الان بچههایمان نگاه بکنید در بیمارستانها شما بروید مریضیهایی دارند که مال پیرهاست سن سکته را شما نگاه کنید از 60 سال آمده تا 35 سال 40 سال برای چی؟ برای اینکه جوانان ما تن نمیدهند به ورزش، این نعمت به این گرانی گرانترین نعمت دنیاست بدن سالم، مفت از دستش میدهیم همه دندانها خراب، قبلاً ما اینقدر عینکی نداشتیم این همه عینک این همه پا درد کمردرد مثل پیرها، به خودشان نمیرسند تنبلی میکنند.@ پس ما آفتشناسی بکنیم نگذاریم شکست بخوریم اما شکست هست طبیعی هم هست هیچ کس هم نمیتواند بگوید من شکست نخوردم شیطان با بزرگ کردن شکستهایی که ما در گذشته داشتیم تلخیهایی که در گذشته داشتیم اعتماد به نفس را از ما میگیرد جرأت و شجاعت و جسارت را برای حرکتهای بعدی از ما میگیرد.@ مثلاً یکی از کارهایی که در آن خیلی شجاعت نیاز هست خیلی احتیاج هست که شخص جسور باشد کار آزاد است تجارت است بازرگانی است در آموزشهای اسلامی داریم کسی که ترسو است در کار آزاد نرود چون این فردا یک شکست بخورد یک ورشکستگی سکته میکند.@ زن شوهرش را تشویق میکند که تو هم برو در کار آزاد بزن در تجارت ببین فلانی زده چقدر موفق است این آقا میرود یک شکست میخورد آنوقت خود زن اولین کسی هست که طلاق میگیرد اولین کسی هست که غرغر میکند مرد را له میکند تو عرضه نداری، نه کار اینطوری هست.@ یعنی شما هیچ آدم بزرگی را سراغ ندارید حتی یک دانه یک نفر آدم را شما سراغ ندارید از آدمهای بزرگ تاریخ چه مخترعین، مکتشفین، علما، سیاستمدارها، هنرمندان، ورزشکاران یکی را سراغ ندارید که بیشکست باشد بگوید من همیشه پیروز بودم موفق بودم بدون حادثه گذرانده باشد.@ اگر به زندگی آدمهای موفق ما نگاه بکنیم میبینیم که پشت سرشان دهها شکست دارند و تجربهها باعث شده اینها قوی بشوند تجربه خیلی مهم و ارزشمند است(اَلتَجرُبَۀُ فَوقُ العِلم) تجربه از علم هم بالاتر است الان خیلی از رفتارهای احتیاطآمیز و درستی که ما از بزرگسالانمان میبینیم به خاطر این بوده که اینها قبلاً در جوانیشان تجربه شکست داشتند حتی موارد خیلی جزئی.@ ما مثلاً در زمستان در جاده، جایی، طرف بنزینش تمام شده سرما او را گرفته به بنزین دسترسی نداشته در جاده زمستانی، در بیابان گیر کرده سرما زده همه آنها مردند به خاطر اینکه سوخت کم برداشته ولی شما وقتی به یک راننده حرفهای میرسید که دو بار همچین چیزی را تجربه کرده ماندن در جاده، علاف شدن در گرما یا در سرما او اینطوری نیست.@ او همیشه وقتی آمپر اتومبیلش یک مقدار کاهش بنزین را نشان میدهد اولین جایی که میرسد باک را پر میکند آماده است الان که دیگر گازسوز هم شده هم گازشان را پر میکنند هم بنزینشان را پر میکنند احتیاط چیز خوبی است تجربه خیلی چیزها به آدم یاد میدهد.@ ولی شیطان میاید به ما میگوید ببین تو عرضه نداری آن دفعه شکست خوردی این باید یادمان باشد ما همیشه در جواب این پیامهایی که به ما داده میشود از شکستهای گذشتهمان باید بگوییم هیچ وقت برای شروع دیر نیست واقعاً هیچ وقت دیر نیست.@ خدا رحمت کند مرحوم ملا صالح مازندرانی را از علمای بسیار بزرگ هست در اسلام، ایشان میفرماید من روز قیامت حجت خدا بر مردم هستم، چرا؟ میفرماید من 40 سالگی تازه درسخواندن را شروع کردم غیر از ایشان من علمایی را سراغ داشتم که در روستا زندگی میکردند اینها هم بیسواد بودند مثلاً 40 سال 45 سال تازه از روستا آمدند رفتند در شهر شروع کردند درس خواندن از پایه.@ شاگردان اینها علامه هستند الان من استاد دانشگاه سراغ دارم افراد تحصیلکردهای در دانشگاهها سراغ دارم که اینها با کلاسهای نهضت سوادآموزی بالا آمدند در روستا شروع کرده ناامید هم نبوده ملا صالح میگوید من حجت خدا بر مردم هستم چرا؟ چون در پیری شروع کردم 40 سالم بوده درس را شروع کردم.@ 1 ـ از 40 سالگی شروع کردم 2 ـ با فقر شروع کردم یعنی هیچ چیزی نداشتم وقتی شروع کردم درس خواندن این هم یک مانع است یک موقع یکی هست پولدار است وضعش خوب است امکانات علمی امکانات درسی امکانات مدرسه امکانات کتاب تهیه کردن و خیلی چیزهای دیگر را دارد و سنش زیاد است ایشان میگوید من وضع مالیم هم خوب نبود با فقر شروع کردم.@ 3 ـ حافظهام هم خیلی ضعیف بود سه تا آفت بزرگ در درس در کار علمی، سن بالا، فقر و ضعف حافظه، شما بروید الان کتابهای ایشان را نگاه بکنید چقدر کتابهای عالی دارد چقدر بزرگ و با عظمت است شروع کردند 70 سالگی رفتند سوادآموزی، موفق هم هستند.@ میگوید من بالاخره توانستم یک چیزی بخوانم خواندن قرآن کم نیست در پیری شروع کرده قرآن یاد گرفتن خیلی مهم است قرآن یاد گرفتن و قرآن خواندن در حدیث داریم ما در قیامت قرآن که باید شفیع باشد بعضیها را لعنت میکند و به خدا میگوید خدایا این بنده تو من را ضایع کرد ضایعش کن چون اصلاً در دنیا از من استفاده نکرد با من دوست نبود با من مأنوس نبود.@ چند وقت پیش یک آقایی آمده بود پیش من گفت من یک مشکلی دارم مشکلم چطوری حل میشود میخواهم بروم یک جایی؟ گفتم این سوره نصر را هفت بار بخوان اصلاً باور نمیکردم یک همچین حرفی بزند گفت من اصلاً قرآن خواندن بلد نیستم این خیلی بد است خیلی ننگ است.@ من میخواهم موقع مردن ننگ نفهمیدن قرآن و نخواندن قرآن و بلند نبودن قرآن را با خودم نبرم چون در نظام برزخی انسان مؤثر است کسی که میتواند قرآن بخواند و نمیتواند بخواند دو جور محشور میشوند و دو جور میمیرند میبینید چون برایش اهمیت قائل هست شروع میکند در همان سنین بالا قرآن خواندن.@ دانشمندان ما اکثر قریب به اتفاقشان جوان هستد 30 سال، زیر 30 سال که در دنیا اصلاً همچین چیزی سابقه ندارند یکی از دانشمندان هستهای ما حتی یکی که یک همچین معجزهای کردند در این چند سال تحصیلکرده خارج از کشور نیستند همه داخل کشور درس خواندند.@ کسانی را من دیدم آنجا خانم و آقایی را دیدم زن و شوهر بودند 23 سالشان بود ولی کارهای فوقالعاده با عظمتی انجام داده بودند در قضیه سانتیفیوژها میگفتند که ما هی میساختیم منفجر میشد میترکید میخواستیم کار بیندازیم میترکید خیلی شکست است سخت است آدم یک دستگاه را زحمت بکشد بسازد کار بکند بعد میترکید.@ بعداً فهمیدیم حتی این مقدار از نم دست ما هم تأثیر دارد روی دستگاه یعنی یک مقدار از حرارت و عرق دست ما روی دستگاه باشد در کار کردن باعث انفجارش میشود اینقدر ظریف، بعد الان سانتیفیوژهایی ساختند که اندازهشان کوچکتر است حجمشان از آن سه هزارتایی که قبلاً نصب کرده بودند چهار برابر آنها دارد کار میکند بچههای خودمان ساختند.@ سر گاز F2 برای من توضیح میدادند میگفتند که گاز F2 را ما میخواستیم تولید بکنیم خیلی به خدا توکل کردیم واقعاً چقدر مؤثر است که انسان در کنار خودش خدا را ببیند موسی که به تنهایی پیروز شد یک اسم اعظمی دارد که هر کس این اسم اعظم را داشته باشد همه جا پیروز است.@ آن اسم اعظم این است(إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ) من پروردگارم با من هست هدایتم میکند شما نگاه کنید در مسائل نظامی در تمام رشتههای علمی ایرانیها با 30 سال پیششان زمین تا آسمان فاصله گرفتند رتبههای عالی در دنیا به دست آوردند این حدیث حدیثی هم هست که خیلی نقلش کردند.@ حالا بعضیها خیلی هم ناراحت هستند از این حدیث که اگر علم در ثریا باشد ایرانیها به آن دست پیدا میکنند اگر قرار بود آنها چهار بار دستگاه منفجر میشد میترسیدند میگفت سر گاز F2 ما خیلی سختی کشیدیم چون هیچ کس به ما کمک نمیکرد.@ این آقازاده شما دید در تلویزیون که آمدند تشدید کردند میگفت من وقتی میخواستم شروع کنم قدیمیهای انرژی اتمی به من میگفتند وارد این کار نشو اصلاً این کار شدنی نیست امکان ندارد ما اصلاً سابقه نداریم ما قبلاً کارخانه نداشتیم چطوری میخواهی همچین کاری بکنی شما وارد بشوید.@ میگفت من فقط به یک چیز فکر کردم و آن فرمایش حضرت امام(س) بود که در زمانی که من وزیر نفت بودم خیلی وقتها ما بنبست میخوردیم امام به ما میفرمود شما اگر خودتان بخواهید میتوانید، خواستن توانستن است، میگفت این برای من یک الگو بود.@ برای همین گفتیم در انرژی هستهای هم ما میتوانیم این کار را بکنیم ما میتوانیم اگر بخواهیم چون خدا با ماست شما فکر کنید مغز آن دانشمندانی که در چه شرائطی به دنیا آمدند در جامعه چطوری بزرگ شدند مشروبخور هستند هزار و یکجور آفتهای ضد هوشی دارند دارند موفق کار میکنند.@ خداوند یک بچه شیعه دانشمند را که توسل میکند رئیس این گروه گفت که من وقتی دیدم ماندیم واقعاً در تولید گاز F2 چون سابقهاش را هم که نداشتم میگفت که از یوسیاف آمدم ایام فاطمیه آمدم به اصفهان در یکی از این مجالس حضرت زهرا به خانم گفتم خانم من روز تولدت F2 میخواهم شروع میکنیم کار میکنیم ولی روز تولدت F2 میخواهیم.@ گفت درست روز تولد حضرت زهرا(س) بعد از اینکه از صبح چند بار هم آزمایش کرده بودیم و در همان روز هم شکست خورده بودیم در آخرین لحظات این هدیه به ما داده شد توسل با درس خواندن البته، این یادمان نرود آخر بعضیها میگویند نه ما خدا را داریم کار هم نمیکنند اینطوری خوب نیست.@ میگویند شما اذکاری را که برای مطالعه هست 67 مرتبه یا سلطان برای مطالعه است میگویند شما 67 مرتبه یا سلطان بگو یعنی ای سلطان آسمان و زمین سلطان جهان سلطان خلقت به من سلطه بده از اسم سلطان خدا برای تسلط روی مطالب علمی استفاده بکن.@ این نحوه آموزش یعنی چی؟ گفتند این 67 مرتبه را موقع مطالعه بگویید یعنی باید زحمت مطالعه را بکشی نه اینکه برو ذکر را بگو همینطوری از غیب یک کسی میاید در گوشت میگوید این تست را بزن آن تست را بزن اینطوری نیست موقع مطالعه 67 مرتبه یا سلطان.@ موقع امتحان هم 18 مرتبه یا حی بگویید که به شما حیات بدهد مطلب را زنده بکند وضو بگیرید بروید این کمکی هست که خدا به شما خواهد کرد ولی خودت باید درس بخوانی حالا این مثال بود من زدم از یک روحانی و دانشمندان هستهای، شما سراغ ورزشکاران بروید سراغ علما بروید سراغ سیاستمدارها بروید سراغ هر شخصیتی بروید در گذشه خودش بارها شکست داشته.@ شکست در روابط زناشویی بعضی وقتها یک شکست پیش میاید حالا اتفاق شده بیتجربگی بوده مهارت نبوده چرا یک کسی را که من آن دفعه شکست خوردم این دفعه هم خیلی میترسم که اگر ازدواج بکنم شکست بخوریم اصلاً بعضیها میگویند که ما ازدواج نمیکنیم چون آن دفعه خاطراتش دارد خیلی ما را آزار میدهد.@ نه عزیز من تو باید فکر کنی که چرا شکست خوردی عوامل شکستت چه چیزهایی بود مهارتهایت را زیاد بکن با توکل به خداوند تبارک و تعالی جلو برو لزوماً اینطوری نیست که اگر کسی سر از طلاق درآورد دفعه بعد هم سر از طلاق در بیاورد.@ چرا اگر همان اشتباه را تکرار بکنی باز هم امکان طلاق وجود دارد اما اگر نه بگویی نه من آن دفعه در مهارتهای زبان ضعیف بودم در شناخت شوهرم ضعیف بودم تحقیق خوب نکرده بودیم چه میدانستیم معتاد است چه میدانستیم دزد است چه میدانستیم بداخلاق است چه میدانستیم بیماری دارد چه میدانستیم آدم تنبلی هست چه میدانستیم آدم بخیل و خسیسی است بله، اشتباه کجا بوده؟ تحقیقات نکردی.@ ما در مباحث ازدواج 20 تا 30 مورد میگوییم باید تمام اینها تحقیق بشود در مورد دختر یا پسر، اینکه فلانی گفته آدم خوبی است کافی نیست تحقیق بشود محل کار تحقیق بشود این طرف تحقیق بشود خیلی جاها فکر بشود روی آن، اشتباه کردی تحقیق نکردی.@ بله اگر این بار هم کورکورانه در دلت را باز بکنی با چت و اینترنت و در خیابان و در دانشگاه و فلانی گفت و همدیگر را دیدیم عاشق هم شدیم برویم ازدواج بکنیم دوباره همان اتفاق تکرار میشود عشقی که مقدمهاش عقل، شناسایی، تحقیق، مطالعه، بررسی همگونی شخصیت دختر و پسر نباشد زود افول میکند.@ این اشتباه را کردی دفعه دیگر این اشتباه را نکن ولی اگر تکرار بکنی چرا یعنی اگر دوباره این دفعه هم مثل همان دفعه بخواهی شروع بکنی در آن شکست هست اما اگر آمدی عبرت گرفتی گفتی نه آن بار من همچین ضعفهایی داشتم خودم یک ضعفهایی داشتم همسرم یک ضعفهایی داشت بالاخره با مشکل روبرو شدیم حالا میاییم تقویت میکنیم.@ بسیار اتفاق افتاده دختر پسری بعد از طلاق گرفتن خانم و آقایی بعد از طلاق گرفتن فهمیدن که کجاها اشتباه کردن مطالعه کردن ما چرا صورت مسئله را پاک کنیم ما تا درگیر میشویم میرویم زنمان را عوض میکنیم شوهرمان را عوض میکنیم این نمیشود.@ برای همین قرآن میفرماید بعد از طلاق هم بهترین همسر انسان همان همسر اول است به شرط اینکه عوامل اختلاف و شکست را از زندگی برداریم بفهمیم اشتباهاتمان کجا بوده دیگر این اشتباهات را تکرار نکنیم.@ در درس همینطور در کار علمی، میگوید من سه بار کنکور شرکت کردم قبول نشدم خوب نشدی که نشدی این بار تکرار بکن ببین اشتباهاتت کجا بوده میگوییم چطوری درس میخوانی؟ میگوید من اینقدر تست زدم اینقدر ساعت وقت گذاشتم کم بوده.@ شما وقتی سال بعد میخواهی قبول بشوی از امسال باید برنامهریزی بکنی نه برنامه پرفشار یک برنامه خوب با فشار متوسط جدی باشی بروی جلو یک سال کار بکنی روشت شاید غلط بوده روشت را اصلاح کن با چند تا کارشناس مشورت کن علت شکستت کجاها بوده بررسی کن.@ گاهی وقتها انتخاب دانشگاهت انتخاب رشتهات غلط بوده که قبول نشدی این را با کارشناس مشورت کن نگو ما سه بار چهار بار کنکور شرکت کردیم من در دانشگاه تهران که خودم درس میخواندم کسی با من بود که با من حدود 30 سال فاصله سنی داشت بعد میگفت من امسال قبول شدم میگفت تقریباً من همه سالی کنکور شرکت میکنم اینقدر شرکت کرده تا قبول شده.@ برویم مدارس شبانه را نگاه بکنیم ما الان جوانانی داریم که دو سال سه سال رد شدند دیگر درس نمیخوانند من به آنها میگویم بروید مدارس شبانه را نگاه کنید آدمهایی که با شما 20 سال 30 سال فاصله دارند میایند کلاسهای پایینتر از شما را با عشق و علاقه دارند میخوانند میایند چون تلخی زندگی به آنها فهمانده که اشتباه کردند باید شروع میکردند نباید ناامید میشدند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@