أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. بحثمان در دشمنشناسی به حملههای شیطان رسید و در بین حملهها که گفتیم خداوند تبارک و تعالی چهار حمله معرفی میکند برای شیطان حمله از جلو، عقب، راست و چپ، در حمله از جلو یعنی حمله از آینده ما و توضیح دادیم که ما دوتا آینده داریم آینده مشکوک ما که عمر دنیایی ما هست و آینده قطعی ما که عمر آخرتی ما هست یعنی از وفات تا ابدیت. بعد توضیح دادیم که ما اگر بخواهیم هر دو آینده را ببریم باید در این مسابقه پرهیجان و جدی که با شیطان داریم و به این مسابقه هم احتیاج داریم برنده بشویم و ابزار ما در این مسیر در این مسابقه وسائلی که به آن احتیاج داریم امید، شادی، آرامش، قدرت، و نشاط، علم، اطلاعات هست. شیطان با همه اینها مقابله میکند یعنی سعی میکند در حمله از جلو ما را از همه اینها محروم بکند تا ما نه دنیای خوبی داشته باشیم و نه آخرت خوبی داشته باشیم و یکی از چیزهایی که شیطان در ما ایجاد میکند غم هست. در مورد غم صحبت کردیم بعد گفتیم از چیزهایی که ایجاد میکند ترس هست ترس از آینده، ترس از اجزاء آینده، ترس از انتخابهای درست این چیزهایی هست که شیطان به ما تحمیل میکند در مورد ترس چند روایت را خواندیم که از امیرالمؤمنین(ع) بود اینکه ترس آفت هست و عجز و ناتوانی برای انسان پستی میاورد و این چیزی است که شیطان بر ما تحمیل میکند. ترسیدن، و اینکه ترس و حرص و بخل غرائض بدی هستند که همهشان جمع میشوند در یک صفت بد، ناشی میشوند از یک صفت بد که آن سوءظن به خداوند تبارک و تعالی است بدبینی به خداوند هست که انشاء الله در این جلسه بیشتر توضیح میدهیم و فرمایش بعد این بود که شدت ترس از عجز روح، ناتوانی یک روح، ضعف روح هست و ضعف یقین. هر وقت انسان اطلاعاتش، ایمانش، یقینش کم باشد ترس به او غلبه پیدا میکند وقتی که یقین و ایمانش زیاد باشد قدرت پیدا میکند مثالی هم که زدیم مثال انقلاب را زدیم که مردم قبل از انقلاب از یک پاسبان میترسیدند و بعد از انقلاب از سربازهای شاه سربازهای مسلح که به آنها هم شلیک میکردند و از استکبار جهانی و از دنیا هم دیگر ترسی به دلشان راه ندادند. بچه بسیجی 13 ـ 14 ـ 15 ساله میبینی که در بیابانهای تاریک آنقدر قدرت و آرامش دارد که میتواند مبارزه کند میتواند عبادت کند من یادم هست در بعضی از صحنههای جنگ در مناطق غرب کشور منافقین و عراقیها و کمولهها و دموکراتها بودند. در فضای کوهستان زمستان سرد بعد بچهها را میدیدیم با چه آرامشی یک بچه 13 ـ 14 ـ 15 ساله میامد و در دل شب به قدری این آرامش داشت که مینشست در یک فضای دوستانه با خداوند عبادت میکرد و نماز شب میخواند آن همه دشمن آن همه خطر و آن همه فضای منفی و این همه آرامش، چطور شده که یک نفر به این قدرت رسیده؟ این از قدرت ایمانش هست از شدت یقینش هست که این همه آرامش به یک جوان 14 ـ 15 ساله به یک جوان 20 ساله میدهد مثل اصحاب عاشورا. در فرمایش بعدی از امام باقر(ع) روایتی داریم میفرماید(لا یَکونُ المُؤمِنُ جَبانَاً وَ لا حَریصَاً وَ لا شَحیها) نقطه مقابل روایت امیرالمؤمنین که فرموده بود ترس و حرص و بخل صفتهای بدی هستند که در بدبینی به خدا جمع میشوند. امام باقر میفرماید مؤمن اینطوری نیست شخص مؤمن نه ترسو است و نه حریص است و نه چشمتنگ است. فرمایش بعدی از امیرالمؤمنین(ع) هست که در واقع نقش یک شیطان جنی یا یک شیطان انسی ترسو را برای ما روشن میکند. چون گفتیم ما هم میتوانیم از شیطانهای جنی از ابلیس و اعوان و انصار و فرزندانش آسیب ببینیم که در ما تولید فکر میکنند و هم از شیطانهای انسی. درباره شیطان یا ابلیس میفرماید پیام پیام ترس هست شیطان(يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ) در جلسه گذشته گفتیم ما دو مجموعه ولایتی از اول تاریخ تا الان داشتیم و تا آخر تاریخ. مجموعه ولایتی و حزب خدا و مجموعه ولایتی و حزب شیطان، بعضی از انسانها عضو حزب شیطان میشوند ثبتنام در این حزب میکنند بعضیها با اختیار خودشان ثبتنام در حزب خدا میکنند بعد هر کدام از رؤسا و سرگروههای هر کدام از این حزب یعنی خدا و شیطان به زیرمجموعه خودش و اعضای حزبشان یک سلسله پیامهایی را میدهند. یک سلسله راهنماییهایی را میکنند آن چیزهایی که خدا راهنمایی میکند شادی، نشاط، قدرت، آرامش، شجاعت این هست آن چیزهایی که شیطان به اولیاء خودش میدهد ترس و اضطراب و غم و غصه و بدبینی و چیزهای منفی هست. برای همین در قرآن میفرماید(الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ) شیطان زیرمجموعه خودش را همیشه میترساند یعنی شما به محض اینکه رفتید عضو زیرمجموعه شیطان شدید با شیطان پیمان دوستی بستید باید بدانید ترس و اضطراب و دلهره لازمهاش است لازمه این پیوند هست. لذا میفرماید هیچ وقت با آدمها نه ابلیس را در حریمتان راه بدهید که تولید فکرهای ترسآور و هولانگیز در شما بکند پیوند با آن برقرار نکنید که بترسید چون ما به آرامش احتیاج داریم برای زندگی و لذت زندگی دنیامان و ساختن زندگی آخرتمان به آرامش احتیاج داریم. اگر قرار باشد همهاش اضطراب و ترس و دلهره در وجودمان باشد به چه درد میخورد از همه چیز بترسیم دیگر با افرادی که ترسو هستند معاشرت نکنید با آدمهای بزدل و ترسو معاشرت نکنید اینها به درد زندگی نمیخورند اگر قرار است ازدواج بکنید واقعاً تحقیق کن که طرف آدم بیعُرضه و بیجربذه و ترسویی نباشد. از اینهایی که شب یک صدایی میشنوند یک سایهای میبینند مرد به خانمش میگوید تو برو ببین چه خبر است یک آدم قدرتمند و شجاع و نترس، زن هم همینطور باید باشد زن خوب زن سالم زن متعادل یک زن قدرتمند و نترس هست ترس هم مثل بیماریهای دیگر خیلی از بیماریهای روحی هست مسری است ترس هم قابل انتقال است. یک مادر ترسو یک رفیق ترسو یک کسی که افکارش پر از ترس از این را به همنشین و قرین خودش منتقل میکند به بچه خودش منتقل میکند من یک حوزه علمیهای برای خواهران تدریس میکردم بعد یکدفعه دیدیم سروصدا شد گفتند موش. بعد خیلیها فرار کردند بعد دیدیم یک خانم خیلی باشجاعت با یک دختر سه چهار ساله هر دو دنبال موش گذاشتند موش را گرفتند مادر شجاع دختر شجاع، اینطوری است حالا مادری که از سوسک میترسد این توهم است که از سوسک میترسد این دائماً این را به بچهاش منتقل میکند. بچهای که فطری، اصلاً بچه که وقتی به دنیا میاید یا بزرگ میشود از حیوان که نمیترسد از هیچی نمیترسد اگر شما این را برایش عادی گرفتید شما نگاه کنید در روستاها انواع حیوانها اطراف زندگی انسان هستند سوسک، مار، موش، سگ، گربه هست بچه نمیترسد چون در این خانواده چیزی به اسم ترس معنا ندارد. ولی اینجا یک مادر ترسو از سوسک و پشه و مارمولک میترسد و بچه را اینطوری معذب بار میاورد بعد میبینی بچه دچار بیماریهای روانی خیلی بدی میشود دچار تشنج و آسیبدیدگی میشود با یک حیوانی روبهرو میشود که ترسآور نیست. گربه و موش و سوسک و مارمولک هم که از تو میترسد برای چه تو میترسی جیغ و داد میکنی آن هم جیغ و داد آنطوری که در بچه هم تأثیر میگذارد بچه هم اینطوری میشود این کار برای یک مادر زشت است. برای مرد خیلی قباحتش بیشتر هست که بخواهد از حیوان بترسد یا از خطر بترسد از صحنههایی که ممکن است ایجاد بشود بترسد و این ترس را به خانواده منتقل بکند این خیلی بد است. میفرماید که شیطان(يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ) دوستانش را میترساند یعنی شما به محض اینکه رفتید جزء زیرمجموعه ولایتی شیطان شدید از ایمان از خداوند از یقین فاصله گرفتی بدان جزء لوازمش این هست که خیلی جاها ترس سراغت میاید اگر میخواهی واقعاً ترس کنار برود رابطهات را با خدا صمیمی و گرم کن یقین که آمد آن ترس میرود. به محض اینکه ایمان و یقین و بینش آمد که(لا مُؤثِرَ فِی الوُجُود إلاّ الله لا حَولَ وَ لا قُوَۀَ إلاّ بالله) میگویند خطر دارد میگوید خودمان را به خدا میسپاریم صدقه میدهیم دعا میخوانیم. در خاطرات یکی از مسافران هواپیمایی من میخواندم همین پروازهای داخلی که میگفت اعلام کردند که چرخهای هواپیما باز نمیشود همه به اضطراب افتاده بودند. گفت من دیدم همه میترسیدند یک روحانی در پرواز ایشان خیلی آرام نشسته بعد به او گفتم شما هیچ اضطرابی ندارید؟ گفت نه من به آیۀ الکرسی که خواندم یقین دارم خودم را به خدا سپردم از چه بترسم. شما خودتان را نگاه کنید وقتی میخواهید مسافرت بروید دعا میخوانید موقع مسافرت انسان سوره حمد میخواند چهار قل میخواند آیۀ الکرسی میخواند چقدر آرامش دارد یک صدقه میدهد و میرود موقع برگشتن در حدیث داریم انسان سه تا سوره توحید بخواند یک آیۀ الکرسی بخواند چقدر انسان آرامش دارد. شما وقتی میروید به سمت قدرت مطلق یعنی خداوند خیلی از ترسها از شما برطرف میشود واقعاً آرامش و شادی میاید جاهایی که خیلیها تزلزل دارند تو تزلزل نداری جاهایی که خیلیها میترسند خیلیها نمیتوانند کاری انجام بدهند تو به راحتی کار انجام میدهی. پس شدت ترس و اینکه شیطان میتواند به ما پیامها و حملههای ترسآور و هولانگیز بدهد در همه زمینههای زندگی مال این هست که ما ایمانمان ضعیف است ضعف یقین داریم و روحمان هم ضعیف است. روحمان هم باید تقویت بکنیم آن هم با ارتباط با قوی مطلق خداوند تبارک و تعالی، روح، بینش، ایمان باید قوی بشود عقیده انسان باید قدرتمند بشود تا انسان بتواند یک زندگی، دنیا را خیلی راحت بگیرد بتواند از پس مشکلات دنیا بربیاید و لذت ببرد. خدا رحمت کند مرحوم شهید دستغیب شهید محراب میفرمود مؤمن در دنیا هم لذتش بیشتر از کفار است به خاطر اینکه به منشأ قدرت و آرامش تکیه دارد دنیا را هم با لذت میگذراند هم آخرت را و هم دنیا را. امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(لا تُشرِکَنَ فی رَأیِکَ جَبانَاً یُضَعِفُکَ عَنِ الأمر وَ یُعَظِمُ عَلَیکَ ما لَیسَ بِعَظیم) هر وقت میخواهید تصمیم بگیرید با آدمهای ترسو با آدمهای ضعیف النفس مشورت نکن آنها را هم شریک در کار نکن. میخواهی بنایی کنید پول دارید یک نفر هم پول دارد میخواهید مشارکت کنید ساختمانسازی کنید میخواهید مشارکت بکنید یک کارخانه بزنید کار تجاری میخواهید راه بیاندازید میخواهید ازدواج بکنید میخواهید یک فعالیت فرهنگی را پایهگذاری کنید آدمهای ترسو به درد نمیخورند. چون یکسره در گوش تو وِزوز میکند که خطر است الان مشکل میشود نکند اینطوری بشود نکند آنطوری بشود اصلاً آرامش تو را هم به هم میزند یعنی حداقل اگر تو را نترساند و نتواند ترسش را به تو منتقل کند حداقل آرامشت را به هم میزند مانع کارت میشود. ترس او خیلی حوادث ایجاد میکند میگوید با اینجور آدمها ارتباط نداشته باشید آدمهای ترسو به درد نمیخورند با آنها مشارکت نداشته باشید اگر هم مجبورید با آنها باشید یک معاشرتی داشته باشید که تأثیرپذیر نباشد حد و حدودی برای این ارتباط قرار دهید که تأثیر نپذیرد. پس دقت کنید ترس مسری هست قابل انتقال است مبادا خدای نکرده ما ترسمان را به کسی منتقل کنیم یک مادر ترسش را به بچهاش منتقل کند وسواسش را به بچهاش منتقل کند دلشورههایش را به بچهاش منتقل کند عادتهای بدش را به بچهاش منتقل کند. عادتهای بدی غذایی مثلاً، مادر یک عادتهای بد غذایی دارد بعد یک جایی که هست میگوید من از این بدم میاید من از این خوشم نمیاید من این را نمیخورم بچه هم یاد میگیرد این بچه آسیب میبیند از نظر غذایی، عادتها کلاً و از جمله ترس را باید دقت بکنید. حضرت میفرماید که آدم ترسو در کار ضعیفت میکند(یُضَعِفُکَ عَنِ الأمر) تو را در کار تضعیف میکند نمیگذارد یک کار باکیفیت، عالی، خوب، قدرتمند ارائه بدهی اجازه نمیدهد همه کارهایت ضعیف است خریدهایت ضعیف است سازندگیهایت ضعیف است تولیدات ضعیف است همه کارهایت ضعیف است. (وَ یُعَظِمُ عَلَیکَ ما لَیسَ بِعَظیم) بزرگ میکند برای تو چیزهایی که واقعاً بزرگ نیستند ولی یکسره بزرگنمایی میکند یکی از ترفندهای شیطان همین است در حمله جلو دائماً آینده را آنقدر بزرگ میکند. روی وهم و واهمه ما کار میکند که ما اصلاً قدرت تصمیمگیری و حرکت و اقدام از ما گرفته میشود کار تجاری میخواهی بکنی نمیگذارد(وَ یُعَظِمُ عَلَیکَ ما لَیسَ بِعَظیم) ازدواج میخواهی بکنی تو را میترساند نکند بدبخت و بیچاره بشوم ما الان چقدر دخترها و پسرهایی را داریم که به خاطر همین ترس در ازدواج دارند زجر میکشند. سنشان هم زیاد شده شجاعت ازدواج هم ندارند هر وقت هم میروند میترسند، ما میخواهیم ازدواج کنیم با یک کسی میخواهیم ازدواج کنیم که او از همه جهت شبیه ما نیست قطعاً تعارض و اختلاف و مشکلاتی سر راه زندگی ما هست همانطور که همه دارند میگذرانند ما هم میگذرانیم. نکند اینطوری بشود نکند آنطوری بشود و بعد هزار و یکجور آسیب دیدند و آسیب زدند به خاطر اینکه میترسند میخواهی کار اقتصادی بکنی یکسره بترسی میخواهی درس بخوانی میترسی میخواهی طرح بدهی میترسی هر کاری هر تصمیمی میخواهی بگیری مسافرت بروی بترسی در حرکت به سمت آخرت و ابدیت هم همینطور است. انسان خیلی جاها احتیاج به شجاعت دارد قطع ارتباط با آدمهایی که ما را بیمار میکنند در حرکت به سمت آخرت، یک سلسله جاها هست که انسان باید روابطش را با یک عده محدود بکند. چون آنها آلوده هستند انسان را هم آلوده میکنند اگر بخواهی از آن بِبُری شیطان تو را میترساند، نکند با این قهر بکنی نکند از این جدا بشوی نکند از این فاصله بگیری، بعد این ارتباط را حفظ میکند در این ارتباط دینش را از دست میدهد. پدر به پسر میگوید یا به سلیقه من ازدواج میکنی یا از کارخانه بیرونت میکند یا از مغازه بیرونت میکنم پسر ترسو، بیدین، ضعیف النفس وابسته است به لقمه پدر، عُرضه ندارد بگوید بیرونم کنید من خودم با میل خودم ازدواج کنم ازدواج درست، آن که خودم میخواهم. میگوید نه همین که من گفتم با این دختر خالهات، دختر داییات، دختر عموت همین که من گفتم با این ازدواج کن یا تو را بیرون میاندازم میترساند بعد مینشیند عزا میگیرد که اگر من را از شرکت بیرون بیاندازند چه میشود، اگر از کارخانه بیرون بیاندازند چه میشود. اگر از مغازه بیرون بیاندازند چه میشود، روزی من را چه کسی میدهد، پول من را چه کسی میدهد، بگذار همینطوری ذلیلانه زندگی کنم هر کسی را گفتن ازدواج کنم ترس است خیانت است ازدواجی که از روی اجبار و کراهت باشد هم به بچه هم به همسرت هم به خودت خیانت کردی هم آخرت انسان را به خطر میاندازد هم به پدر و مادر خیانت کردی. ترس باعث میشود که انسان تن به یک ازدواجی بدهد که هزار و یکجور مفسده دارد در همه زمینهها شیطان ترس ایجاد میکند. در یک فرمایشی هم هست از امیرالمؤمنین(ع) حالا میخواهیم روی این روایت با مثال کار بکنیم(إحذَرُوا الجُبن) بپرهیزید از جبن، مواظب باشید ترس سراغتان نیاید بزدلی سراغتان نیاید. (فَإنَّهُ عارٌ وَ مَنقَسَۀٌ) ترس ننگ است و ضعف هست کاستی است کمبود است مواظب باشید سراغتان نیاید شجاع باشید قدرتمند باشید آنجایی که کار خیر و صحیح هست مواظب باشید دیگر شیطان ضعیفتان نکند. پس فرمول کلی این شد که شیطان(يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ) کسانی که با او رفیق میشوند میترساند پس ما باید دقت کنیم وقتی که پیام میاید که این کار را نکن هزار و یکجور آسیب ممکن است ببینی باید دقت کنیم که این ترس ترس عقلانی است یا ترس شیطانی، گاهی وقتها عقل به ما میگوید بترس جلو نرو ترس عقلانی است گاهی وقتها شیطان به ما میگوید. از جمله چیزهایی که شیطان ما را از آن میترساند فقر و تنگدستی است همه اینها از ضعف ایمان ناشی میشود من وقتی که یقین داشته باشیم که یک خدای مهربانی دارم که بینهایت من را دوست دارد میلیاردها برابر بیشتر از خودم خودم را دوست دارد این یک حقیقتی است. هیچ وقت آنقدر که خدا ما را دوست دارد ما خودمان را دوست نداریم چون خدا ما را همیشه با آن بلندایی که خلق کرده با بلندا و قیمت آن هدفی که خلق کرده دوستمان دارد یعنی به بلندای ابدیت برای همیشه، ما خیلی وقتها علاقهمان به خودمان فقط در دنیاست محدوده دنیاست اصلاً آخرت را در نظر نمیگیریم. اگر ابدیت را در نظر میگیریم خیلی ضعیف و کور، هیچ وقت محبت ما به خودمان به اندازه محبت خداوند به ما نمیشود یقیناً، روزی م را میرساند اصلاً خدا برای اینکه به ما بفهماند که جز خودش همه هیچ کاره هستند انسانهای بزرگ را در کوچکی و در کودکی یتیم میکند. مثل پیغمبر مثل موسی، امام خمینی(س) این بزرگان که شما دیدید خیلی از بزرگان اینطوری هستند در کودکی پدرشان یا پدر و مادر هر دو را با هم از اینها میگیرد بعد شما نگاه کنید اینها چه انسانهای برجسته و بزرگی شدن بدون پدر و مادر در هیچ زمینهای لنگ نماندند. منشأ خیرات بیشماری برای جامعه خودشان و جهان شدند این خدای ماست بعد وقتی که عوامل ظاهری را گرفت آن موقع خودش سرپرستی میکند از یک یتیم از یک بچه از یک انسانی که ظاهرا هیچ کدام از عوامل پیشرفت را ندارد چقدر خوب هم رشد کرد هیچ هم لنگ نماند. وقتی که انسان یک همچین خدایی دارد(وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ) بهترین روزیرسان هست هیچ وقت خودش را به یک دریچه خاص یا یک شغل خاص یا یک راه خاص نمیبندد نمیگوید من اگر این را از دست بدهم دیگر بدبخت و بیچاره میشوم نمیگوید من اگر این کار خیر را بکنم بیچاره میشوم روزی را خدا میدهد. شیطان اینطوری نیست شیطان میگوید تو بدبخت میشوی تو فقیر میشوی تو بیچاره میشوی تو آینده لنگ میمانی زن و بچهات چه میشوند خودت چه میشوی نمیگذارد شما تصمیمهای قشنگ بگیرید میخواهید کار اقتصادی خوب بکنید درست هم هست. یک موقع هست کار اقتصادی هست کار کارشناسی واقعاً رویش نشده روی هوسی یک کسی به سرش زده که یک شبه پولدار شود میاید به شما پیشنهاد کار اقتصادی میدهد کار کارشناسی نشده اکثر کسانی که سر از زندان در میاورند به این جهت هست که واقعاً فکر نمیکنند کار کارشناسی نمیکنند روی هوا و هوس و خیالشان تصمیم میگیرند. شما بروید زندان اکثر افراد زندانی میگویند ما اصلاً در این رشته تخصص نداشتیم یکدفعه به سرمان زد که کار اقتصادی بکنیم به سرمان زد که رفتیم دسته چک گرفتیم قاعده و فرمول چک کشیدن را بلد نبودند و سر از زندان در میاورند. اما این همه آدمها هستند دارند کار اقتصادی موفق انجام میدهند فکر میکنند مشورت میکنند بازار را میبینند همه جنبهها را در نظر میگیرند با تأمل و تعقل تصمیمگیری میکنند شیطان میاید قدرت ریسک و خطر را از ما میگیرد میگوید این کار را نکن فقیر و بدبخت میشوی سرمایهات از بین میرود. میخواهی پول به کسی کمک بکنی میگوید پس خودت چی سوره بقره آیه 268 (الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ) دائماً به شما وعده فقر میدهد یعنی میگوید شما بدبخت و بیچاره میشوی چه کسی روزیات را میدهد از کجا میخواهی بیاوری. ما یک توکلی داریم(نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ الوَکیل) خدا وکیل خوبی است یعنی خوب میشود به او تکیه کرد، به حساب چه کسی داری تصمیم میگیری به حساب چه کسی داری جلو میروی؟ به حساب خدا دارم جلو میروم به حساب کسی که(لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) هر چه در آسمان و زمین است مال اوست. جوانی آمده پیش پیغمبر میگوید من فقیرم، حضرت میفرماید برو ازدواج کن، حالا شما نگاه کنید آدمهایی که فقط دنیا را میبینند و دودوتا چهارتای دنیا را میبینند خدای بینهایت و خدای باعظمت را که همه نظام دست اوست را نمیبینند. گفت ای بابا من چه میگویم این چه میگوید، من میگویم خودم وضعم خراب است فقیرم، میگوید برو ازدواج کن، من منظورم را به پیغمبر رساندم یا نه، چند روز بعد میاید میگوید یا رسول الله ما وضعمان خوب نیست فقیریم حضرت گفت برو ازدواج کن، نمیداند حضرت روی چه مبنایی این را میگوید. دفعه سوم میاید حضرت میگوید برو ازدواج کن اگر غنا را میخواهی ازدواج کن بعد هم فرمودند برکت با خانمهاست(بَرَکَۀُ مَعَ النِّساءِ وَ الوِلدان) برکت را زن میاورد شما نگاه کنید در زندگی تمام مردم دنیا جوان مجرد اکثر قریب به اتفاق موارد آسوپاس است تا قبل از ازدواج. اگر میتواند ذخیرهسازی کند اگر میتواند برنامهریزی کند اگر برکت سراغش میاید میتواند از مستأجری در بیاید صاحبخانه بشود بعد از ازدواج است بعد از اینکه پای زن و بچه در زندگیاش میاید چون خداوند به برکت زن و فرزند به این آقا برکت میدهد اگر خود این آقا هم لیاقت نداشته باشد به خاطر زن و بچهاش به او رزق میدهد. در حدیث داریم(یَدُ الله مَعَ الجَماعَۀ) دست خدا با جماعت است یعنی هر جا اجتماع بیشتر باشد برکت بیشتر است ما میگوییم نه اگر بیشتر بشوند روزیمان کمتر میشود فقیرتر و بدبختتر میشویم خدا میگوید نه هر چه بیشتر بشود برکت هم بیشتر میاید از بیشتر شدن نترسید. اکثر قریب به اتفاق آدمها یک عده قلیلی هستند قبل از ازدواج یک تمولی دارند وضع مالی خوبی دارند که میروند ازدواج میکنند آنها هم که اینطوری هستند باز بعد از ازدواج برکت پیدا میکند چون در ذات ازدواج در ذات تشکیل جماعت دادن در ذات خانواده تشکیل دادن برکت هست. اصلاً این نظام عالم مهندسی عالم اینطوری چیده شده این میترسد شیطان هم به او وعده ترس میدهد آینده و ازدواج و تشکیل زندگی و جلو رفتن را برایش سخت میکند نمیتواند برای ازدواج تصمیم بگیرد و این فسادآور است. بیماری میاورد دردسر میاورد که یک کسی بگوید حالا کجاست من باید بروم چقدر درس بخوانم بعد سربازی بروم 25 ـ 26 ـ 36 بروم ازدواج کنم ما در دوره ازدواج دوره میثاق مقدس توضیح دادیم که انسان اینطور نیست که اگر سربازی نرفته باشد نتواند ازدواج بکند بگوید من چون سربازی نرفتم ازدواج نکنم چون دانشجویم ازدواج نکنم. هم خانوادهها باید پشتیبانی کنند هم که اقدام به این کار ولو در حد عقد کردن باشد شروع برکت هست شروع نظر لطف خداست به انسان، ما الان جوانمان و همه میگویند باید سربازی تمام بشود درسش چهار سال تمام شود. اگر فوق لیسانس میخواند فوق لیسانسش هم تمام بشود بعد یک کار خیلی پرمایه و پول زیادی گیر بیاورد بعد برود ازدواج کند این شرک سراغ همه ما هست که اگر من بچهام را زن بدهم پول از کجا بیاورم بعد ما یک شرائطی گذاشتیم چه دخترها اشتباه میکنند پسرها هم اشتباه میکنند که حتماً باید اینقدر جهیزیه باشد. حتماً باید شرائط خانه اینطوری باشد همه این سختگیریها که خارج از قاعده و عقل است ترس ایجاد کرده و خدا هم ما را به حال خودمان رها میکند چون ما به حداقلها راضی نیستیم ما یک زندگی خیالی که در فیلم و سریالها به ما تحمیل میکنند میبینیم بعد میگوییم این را نداریم. مثل اینکه این باید حتماً باشد باید حتماً اتومبیل باشد باید حتماً صاحبخانه باشیم باید حتماً اینقدر جهیزیه باشد، نه، خسارتی که انسان از این تأخیر میبیند خیلی بیشتر از سودی هست که از بدست آوردن آن شرائط و در تأخیر ازدواج بخواهد به دست بیاورد خیلی به انسان صدمه میزند. خسارت مادی و معنوی انسان بیشتر میبیند وقتی این را عقب میاندازد که بعد بگوید من این را برسانم به حداقل اقتصادی بعد شروع کنم این کار را بکنم. در این باره که ما نباید به پیامهای ترس شیطان، ترس از فقر، ترس از شکست، ترس از آبروریزی، ترس از خیلی چیزهای دیگر که توهم هست به سراغ ما میاید نباید اهمیت بدهیم. یک فرمایشی دارد امام باقر(ع) میفرماید که(مَن هَمَّ بِشَیءٍ مِنَ الخَیر فَالیُعَجِّلهُ فَإنَّ کُلَّ شَیءٍ فیهِ تَأخیرٌ فَإنَّ لِلشَّیطانِ فیهِ نَذرَ) میفرماید که هر وقت میخواهید یک کار خیری را انجام بدهید عجله کنید کار خوب را تأخیر نیاندازید امروز و فردا نکنید اگر کار خوب است همین الان انجامش بدهید. چرا میگذاری فردا صبح، چرا هفته بعد، چرا شش ماه بعد، اگر کار خوب است انجام بدهید میفرماید هر کار خوبی که تصمیم میگیرید به ذهنتان میرسد که باید انجام بدهید زود انجام بدهید عقب نیاندازید یکجایی شروع کنید بالأخره کار آغاز بشود، بگذار شش ماه بعد، بگذار ببینیم چه میشود، نه. میفرماید(فَإنَّ کُلَّ شَیءٍ فیهِ تَأخیرٌ) هر کاری که در آن تأخیر بیاندازید بگویید بعد(فَإنَّ لِلشَّیطانِ فیهِ نَذِرَ) شیطان مهلت پیدا میکند کار را خراب کند انواع وسوسهها در این کار ایجاد میکند آخر شکست میخورد و به هم میخورد، بگذار حالا فکر کنم، هنوز تصمیم نگرفتم، هنوز به تفاهم نرسیدیم. شما میخواهید ازدواج کنید یک جلسه دو جلسه سه جلسه ده جلسه یک ساعته ده ساعت میشود به یک معاشرت و ارتباط احتیاج دارید آن هم دو هفته سه هفته یک ماه، میگوید ما سه سال است با هم رفت و آمد داریم ولی هنوز تصمیم نگرفتیم با هم ازدواج بکنیم. این دیگر واقعاً مسخره کردن خودمان است آنوقت هزار و یکجور آفت میزند نه عجله که آن هم مال شیطان هست و نه تأخیر اینطوری، اگر کار قشنگ است خیر است کار کارشناسی شده در آن اتفاقهای بد ممکن است بیفتد ببینید چقدر طلاقهای ما در عقد است عقد چیز بدی نیست خوب است یک حدی دارد از یک حدی که بگذرد آفت میاید و کار را خراب میکند. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
جلسه 021 - دشمنشناسی (اسلامشهر)
متن کامل (خام) جلسه 021 - دشمنشناسی (اسلامشهر)