جلسه 017 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)
شماره جلسه
17
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 017 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در جلسه گذشته دشمنشناسی بحثمان به اینجا رسید که ما یک حرکت داریم به سمت پروردگار خودمان(أَنَّ إِلى‏ رَبِّكَ الْمُنْتَهى) (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) به سمت آخرت و ابدیت داریم و در این حرکت با یک تضاد درونی بین قوایی که ما را به سمت زمین و ارزشهای زمینی و حیوانی میکشاند و قوایی که ما را به سمت هدف خلقتمان و اصل آسمانی و الهی ما میکشاند روبرو هستیم.@ غیر از این هم امکان ندارد ما به رشد و سعادت برسیم چون انسان موجود مختار است هدف از خلقت خودش را باید با اختیار تأمین بکند یعنی باید بین خوبیها و بدیها مختار بشود بین وسوسهها و الهامات مختار بشود بین کفر و ایمان مختار بشود و خودش آگاهانه انتخاب بکند مسیر خودش را(إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً).@ پس چون ما باید و میخواهیم با اختیار این مسیر را طی بکنیم بین دو راهی همیشه قرار خواهیم گرفت همیشه پیشنهادهای مختلفی به ما میشود ما باید از بین این پیشنهادها آنهایی را بپذیریم که با حیثیت انسانی ما و ضرورت تحصیل قلب سلیم در حرکت به سمت آخرت و ابدیت سازگاری داشته باشد.@ برای همین هم انسانها به دو دسته کلی تقسیم میشوند این تقسیمبندی یک تقسیمبندی حقیقی هست و حقیقتاً هر کدام از ما الان در یکی از این دو دسته قرار داریم گاهی وقتها انسانها برای خودشان دستهبندیها و گروهبندیها و جامعههای فرضی ایجاد میکنند دلشان هم خوش میشود.@ حزب درست میکنند جناح درست میکنند و طبق فرموده خداوند(كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ) هر دسته و گروهی هم به آن چیزی که خودشان دارند دلشاد هستند تقسیمبندیهای مختلفی دارند اما بسیارشان تقسیمبندیهای موهوم هست و حقیقتاً ارزشی ندارد اما یک دستهبندی حقیقی وجود دارد که خداوند به عنوان خالق انسانها و خالق جهان انسانها را تقسیم میکند.@ میگوید انسانها به دو دسته تقسیم میشوند یا کسانی هستند که در حزب خدا قرار دارند و ولایت و سرپرستی خودشان را به خدا میسپارند با اختیار و یا در حزب شیطان قرار دارند یعنی حزب دشمن خدا و ولایت و سرپرستی خودشان را به شیطان میسپارند این دو دسته دو دسته حقیقی هست.@ آدمها وقتی به درون خودشان مراجعه میکنند خصوصیات هر دو دسته را وقتی که بشناسی متوجه میشوی تو الان در حزب شیطان قرار داری یا در حزب خدا وجود داری آیا از دوستان خدا هستی یا از دوستان شیطان؟ بعد هر کدام از این دو دسته و دو حزب مسیرشان مشخص هست.@ آنهایی که خودشان را به خدا میسپارند و تحت مجموعه ولایتی الله یعنی خالق انسان و جهان خودشان را قرار میدهند اینها مسیرشان از سختی و تاریکی به سوی آسایش و نور هست به سمت هدف خلقتشان حرکت میکنند (اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ).@ اما کسانی که دوستان شیطان هستند و در حزب شیطان قرار دارند و تابعین شیطان را تبعیت میکنند(وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ) از آن نور اولیه و نور فطرتی که دارند یواش یواش خارج میشوند و باطن انسانیشان را از دست میدهند و تبدیل به حیوان میشوند و در زمره شیاطین محشور میشوند.@ پس این تقسیمبندی یک تقسیمبندی حقیقی هست و واقعاً همه انسانها در یکی از این دو حزب قرار دارند هر کدام از ما هم باید ببینیم که واقعاً عضو کدام یک از مجموعه ولایتی هستیم مجموعه ولایتی الله یا مجموعه ولایتی شیطان قرار داریم مسیرمان هم مسیر مشخصی هست.@ در دعاها داریم دعای روز سهشنبه(اللهم اجعلنی من جندک اللهم اجعلنی من حزبک اللهم اجعلنی من اولیائک) خدایا من را از سربازان خودت از حزب خودت و از دوستان خودت قرار بده کسانی که عضو مجموعه ولایتی الله هستند در این مجموعه ثبتنام میکنند و به ارزشهای این حزب حقیقی پایبند هستند مسیرشان به سمت کمال آرامش شادی و رشد هست.@ مثل دانشآموزان خوبی که از اول تصمیم میگیرند به حرف معلم گوش بکنند و آن چیزهایی که استاد میگوید را اطاعت بکنند تا بالا بروند ولی همیشه در کلاسهایش دانشآموزانی وجود دارند که اساساً تصمیم به درس خواندن ندارند مسیر اینها به سمت دور شدن و جهل و انحراف و بزهکاری و اخراج از مدرسه و آینده تیره و تاریک هست هر دو هم با اختیار این مسیر را انتخاب میکنند.@ عضویت در هر کدام از این دو مجموعه احساسات حالات و قابلیتها و تواناییهای ویژهای را برای اعضای خودش به ارمغان میاورد در مجموعه ولایتی الله حرکت از محدودیت و ضعف به سمت روشنایی، نور، قدرت، آرامش و شادی است در حزب شیطان حرکت روبه ضعف و ترس و دلهره و ناامیدی و اضطراب هست همیشه اینها دو مسیر متضاد را دارند.@ خداوند و فرشتهها دائماً به ما امید، نشاط، شادابی، آرامش، قدرت، ارزشهای انسانی را تلقین و الهام میکنند شیطان هم در مقابل خدا و فرشتهها به ما ترس، ناامیدی، غم و اضطراب را وسوسه میکنند و تلقین میکنند حالا این جلسه بحثهای مقدماتیمان در جلسه گذشته تمام شد که راجع به فلسفه وجود شیطان هم بحث کردیم.@ از این جلسه بحثهایمان بحثهای کاربردی هست یعنی ما میخواهیم وارد حملهها وسوسهها و بیماریهایی که شیطان ایجاد میکند انشاالله بشویم و اینها را شناسایی بکنیم فکر میکنم این دوره از بحث ما که یک دوره 40 جلسهای هست ما فقط میتوانیم حملهها را توضیح بدهیم حملههای جلو عقب راست و چپ و انواع وسوسهها و بیماریهایی که شیطان میتواند به ما منتقل بکند.@ البته این هم به صورت خیلی خیلی خلاصه و فشرده و بحث روشهای برخورد با این دعوتها و این حملهها و عواملی که کمک میکنند به ما که به این وسوسهها چگونه پاسخ بدهیم به دوره دیگری نیاز دارد شیطان حمله جلو دارد حمله عقب دارد حمله راست دارد حمله چپ دارد.@ انواع حیلههای مختلفی را به کار میبرد در مورد ما خود شیطان قرآن از زبان شیطان میگوید خدایا من(لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ) محل حمله را روشن کرده محل حمله روی صراط مستقیم است.@ یعنی آدمهایی که تصمیم ندارند آدم باشند آدمهایی که تصمیم ندارند مسیر انسانیت را طی بکنند مسیر هدف خلقتشان را طی بکنند اصلاً کاری با هدف خلقتشان برای اینکه چرا به دنیا آمدند هدف از خلقت آنها چه بوده و مقصد و هدف و اله خودشان را نشناختند اینها اساساً خودشان ذاتاً خودبهخود عضو حزب شیطان قرار میگیرند و شیطان از اینها استفاده میکند و خیلی راحت اینها را فریب میدهد.@ اما انسانهایی که خیال دارند واقعاً انسان باشند میخواهند آدم باشند میخواهند مسیر خدا را طی بکنند میخواهند به سمت ابدیت و معشوق خودشان حرکت بکنند اینطور افراد مورد حمله قرار میگیرند پس یادتان باشد مورد حمله قرار گرفتن مخصوص فقط آدمهای بد نیست.@ خود خدا دارد میگوید شیطان روی صراط مستقیم به شما حمله میکند یعنی زمانی که تصمیم میگیری آدم خوبی باشی انواع وسوسهها شروع میشود خیلیها وقتی به ما مراجعه میکنند به ما میگویند که ما قبل از اینکه توبه بکنیم خیلی گناه میکردیم گناهان مختلفی انجام میدادیم ولی اینقدر دغدغه فکری نداشتیم.@ از وقتی که تصمیم گرفتیم آدم خوبی باشیم از وقتی که تصمیم گرفتیم راه خدا را برویم راه ایمان را برویم وسوسهها بیشتر شده دلشورههای ما بیشتر شده این آغاز راه است و این هم درست هست یعنی ما در صراط مستقیم مورد حمله جلو عقب راست چپ قرار میگیریم چرا؟ چون به این حملهها احتیاج داریم.@ مثل مسابقه است مثل امتحان است کسی که میخواهد دبستان شرکت بکند یک امتحان ثلث اول و دوم و سوم دارد در راهنمایی همینطور در دبیرستان همینطور دائماً امتحان دارد امتحان نهایی دارد تازه بعد از دبیرستان یک دوره پیشدانشگاهی دارد که باید این را هم بگذراند تازه بعد از پیشدانشگاهی باید یک کنکور را بگذراند.@ بعد از اینکه تازه وارد دانشگاه شد دوباره درس درس امتحانات سختتر و پیچیدهتر تا شخص بتواند یک متخصص و یک کارشناس حقیقی بشود که به داراییها و تواناییهایی که مفید برای خودش و جامعه هست برسد و چون هدف این هست که ما مَثَل خدا بشویم.@ یعنی همانطور که خداوند کمالات را به صورت بینهایت دارد دوست دارد که ما هم مَثَل او باشیم و هر چه که اراده میکند هست و میشود دوست دارد ما هم مثل او بشویم یعنی مَثَل در واقع نه مِثل یعنی شما میخواهید به یک شخصیت حقیقی نزدیک بشوید یک شخصیتی داریم ما در این عالم وجود همه عالم وجود یک شخصیت هست به نام خداوند.@ یک شخصیت حقیقی خدا این شخصیت حقیقی کمالاتی دارد بینهایت مطلق است تمام کمالات را به صورت بینهایت دارد علم مطلق حیات مطلق اراده مطلق قدرت مطلق بهجت و سرور مطلق است حالا ما را آفریده که مثل خودش بشویم دوست داشته که ما هم مثل او بشویم یعنی مَثَل او در واقع.@ برای اینکه به یک شخصیت حقیقی خارجی در واقع ما نزدیک بشویم مثل هر شخصیت دیگری که شما بخواهید به آن نزدیک بشوید دوره دارد شما در یک باشگاه ورزشی میبینید که عکس قهرمان جهانی آن رشته را جلوی در باشگاه یا در باشگاه میزنند در واقع یک شخصیت خارجی حقیقی که مدارج را طی کرده به شما معرفی میکنند.@ میگویند این قهرمان جهان است و تو از این روز اول و ساعت اولی که وارد باشگاه میشوی باید بدانی که هدفت این هست که مثل او یا بالاتر از او بشوی و یک تعریف حقیقی دارد یعنی شما باید از نظر اندام سرعت قدرت و مهارت در آن رشته حقیقتاً پله به پله خودت را به کمالات آن شخصیت نزدیک بکنی حرکت موهومی نیست حرکت حقیقی است.@ میخواهی پرفسور بشوی میخواهی یک استاد دانشگاه برجسته بشوی مسیرش یک مسیر حقیقی است باید ذره ذره این مسیر طی بشود تا شما به آن برسی ما میخواهیم به شخصیتی به نام خدا نزدیک بشویم وقتی میخواهیم به او نزدیک بشویم یعنی میخواهیم شبیه به او بشویم مَثَل او بشویم.@ وقتی قرار است این اتفاق بیفتد حرکت هم یک حرکتی هست که باید مرحله به مرحله پله به پله باید طی بشود لذا ما در این مسیر به شیطان و حملههای او فوقالعاده نیاز داریم یعنی او باید دانه دانه به ما امتحان بدهد هر دفعه شیطان سؤالات را سختتر میکند و هر بار هم که سختتر میکند ما که پاسخ میدهیم در ضمن اینکه قویتر شدیم.@ اینطوری است دانشآموزان وقتی قویتر میشوند سؤالات سختتری را جواب میدهند و اگر از آنها سؤال ساده بکنی به آنها برمیخورد اگر دانشآموز سال چهارم ابتدایی ثبتنام میکند میرود سر کلاس مینشیند به او کتابهای دوم ابتدایی را بدهند خوشش میاید یا بدش میاید؟ بدش میاید میگوید من میخواهم پیشرفت بکنم لذا به سؤالات سختتر مواد درسی سختتری احتیاج دارد.@ بنابراین ما به حملههای جلو عقب راست و چپ احتیاج داریم کمااینکه یک مربی ورزشی خوب در یک زمانی که شاگردش به تواناییهایی رسیده به او میگوید که من به چهار تا از شاگردان میگویم به تو حمله کنند تو باید بتوانی کاملاً در این حمله چهار طرفه از خودت دفاع بکنی تا قوی بشوی و مثل من بشوی.@ من بعضی از مربیهای ورزشی را از نزدیک دیدم که نه چهار نفر بلکه ده پانزده نفر به او حمله میکنند و این میتواند کاملاً پیروز بیرون بیاید گاهی وقتها بیشتر درگیریهای اینطوری هم درگیریهای ورزشی و هم درگیریهای حقیقی زیادی را دیدم نه در فیلمها که الان اینطوری میسازند خیلی هم مبالغهآمیز است نه یک صحنه حقیقی واقعاً که میتواند از خودش دفاع بکند یک کمال است یک قدرت است یک توان است.@ ما به این حملهها احتیاج داریم و مورد این حملهها قرار میگیریم در حرکت به سمت آخرت ما یک سلسله ابزار نیاز داریم یک سلسله چیزهایی هست که به ما انرژی میدهد قدرت میدهد و باعث میشود که ما این حرکت را درست انجام بدهیم و یک دنیای شاد و آرام داشته باشیم و یک آخرت مقرون به خوشبختی و سعادت داشته باشیم.@ و یک سلسله آفتهایی وجود دارند که اگر اینها به سراغ ما بیایند باعث میشوند که ما نتوانیم نه دنیای خوش و خوبی داشته باشیم و نه آخرت شیرینی داشته باشیم حالا من اول معنی حملهها را توضیح بدهم و بعد بگویم شیطان در این حملهها چه چیزهایی را میخواهد به ما تحمیل بکند و چه آفتهایی را میخواهد به ما منتقل بکند.@ حمله از جلو البته از احادیث که انشاالله هفته بعد برایتان خواهم خواند مصادیق مختلفی برای حمله جلو عقب راست و چپ ذکر شده اما به طور کلی آنچه که ممکن است ما تقسیمبندی بکنیم و بگوییم به طور کلی میتوانیم بگوییم که حمله از جلو جلوی ما آینده ماست آنچه که قرار است بیاید جلوی ما قرار دارد.@ مثل یک ساعت بعد دو ساعت بعد فردا شب یکسال بعد ده سال بعد پنجاه سال بعد آنچه که قرار است بیاید آینده ما میشود آینده است میاید حمله از عقب گذشته ماست پشت ما قرار دارد گذشته ما ما ردش کردیم و پشت سر گذاشتیم این حمله از عقب میشود آنچه که مربوط به گذشته است.@ حمله چپ گناهان هست پیشنهاد آلودگیها، انحرافات، کجفکریها و گناهان هست یعنی تو اندازهها و حدودی را که استاد یا خداوند یا مربی تو میگوید رعایت نکن درس نخوان تمرینات را انجام نده کلاً مقاومت و ناسازگاری، به هم ریختن شرائط ریاضی، حرکت علمی ما را مختل میکند.@ اما اگر بداند که ما مقاومت میکنیم و واقعاً میخواهیم به سمت خداوند تبارک و تعالی برویم و نمیتواند با پیشنهادهای گناه حریف ما بشود شیطان لباس مقدس میپوشد یعنی دیگر از دریچه مخالفت برنمیاید آرامت میگذارد.@ بعد میاید یک لباسی که تو میخواهی علاقمند هستی میپوشد و فکرهایی که دوست داری به تو میگوید و یک جریان موازی با ذهن و دل شما ایجاد میکند در مسیر مقدس از طریق دین و مقدسات به ما ضربه میزند ببینید شما وقتی که دشمنت را بشناسی میتوانی رابطهات را با او تنظیم بکنی یعنی بگویی من با این شخص ارتباط ندارم اگر بخواهد به جنگم بیاید با او میجنگم.@ اما اگر کسی آمد گفت من دوست شما هستم رابطه دوستی با شما برقرار کرد و شما اعتمادت به او جلب شد کاملاً حریم خودت را باز گذاشتی راحتتر میتواند به ما ضربه بزند و صدمه بزند چون همرنگ خود ما شده در حمله از سمت راست شیطان همیشه حملههایش با صورتهای مقدس است با صورتهای پسندیده موجه و مقدس به انسان حمله میکند.@ در طول تاریخ شما اگر دقت کرده باشید در تاریخ اسلام حداقل ما این را ببینیم میبینید که بیشترین ضربهها را به اسلام پیغمبر و معصومین کسانی زدند که با لباس کفر دشمنی جلو نیامدند با لباسهای مقدس با حرفهای قشنگ با عنوانی قشنگ جلو آمدند که حالا در بحث حمله راست که جلسات آینده در موردش توضیح میدهیم.@ چند جلسه میخواهیم راجع به حمله راست صحبت بکنیم حمله چپ و حملههای دیگر انشاالله آنجا مفصل میگوییم که ما بیشترین ضربههایمان را از طریق صورتهای موجه و مقدس میخوریم چه در نظام درونی شخصی خودمان و چه در نظام اجتماعی و سیاسی میخوریم.@ در فرمایشاتی هم که مقام معظم رهبری داشتند در بحث دشمنشناسی در طول این چند سال شما میبیند ایشان ما را متوجه یک گروه میکنند به نام منافقین ما زمان انقلاب منافقین را داشتیم که سابقه زندان رفتن و سابقه به ظاهر انقلابی و مثبت داشتند و با همین سابقه و با صورتها و حرفهای قشنگ استخدام اسم خدا اسم خلق خدا حرفهای قشنگ توانستند خیلیها را جذب بکنند و منشأ مفاسد و جنایتهای زیادی بشوند.@ در دوران بعد از جنگ هم مقام معظم رهبری ما را برحذر داشتند از به وجود آمدن گروه جدیدی در جامعه به نام منافقین جدید یعنی کسانی که حرفهای قشنگ خوب مردمپسند میزنند اما نتیجه کارشان اختلاف ناامیدی و ضعف در مقابل دشمنان هست در مقابل استکبار جهانی هست.@ توطئه در جامعه اختلاف در جامعه دلهره و خیلی چیزهای دیگر یا منافقین جدید در نظام درونی ما هم همینطور هست ما خیلی وقتها با یک همچین حملههایی روبرو میشویم و خودمان هم متوجه نمیشویم نمونهاش در تاریخ صدر اسلام شما ببینید که بعد از امیرالمؤمنین(ع) ما سه تا جنگ داریم هر سه تا جنگ که امیرالمؤمنین درگیر آن هست توسط حمله از سمت راست است.@ یعنی کسانی نیستند که ادعا بکنند ما کافر هستیم دشمن پیغمبر هستیم دشمن دین خدا هستیم در جنگ جمل یاران پیغمبر هستند در مقابل امام معصوم صفآرایی کردند در جنگ صفین معاویه با حیله قرآن سر نیزه کردن یعنی با صورت مقدس به جنگ امیرالمؤمنین میاید و افراد ابله و جاهل گول همین فریب را میخورند و باعث شکست امیرالمؤمنین میشوند.@ در جنگ سوم جنگ نهروان میبینید تمام کسانی که در مقابل امیرالمؤمنین(ع) قرار دارند کسانی هستند که روزها همه روزه هستند و شبها به نماز شب میایستند همه صورتهای مقدس ولی هر سه چهره مقدس باطل هستند یعنی شیطان دید نمیتواند اگر بخواهد از حمله سمت چپ با چهره گناه فساد با چهره کفر بیاید به جنگ امیرالمؤمنین شکست میخورد.@ بنابراین حمله سمت راست را انتخاب کرد یعنی از صورتهای مقدس استفاده کرد در جامعه کنونی ما در دوران انقلاب و تا الان ما در جامعه خودمان هم این مشکل را داریم در جامعه کسانی هستند که الان واقعاً مزاحم پیشرفت مردم آزادی مردم استقلال مردم هستند که بسیارشان پشت چهرههای مقدس مخفی شدند صورتهای مختلف که انشاالله من در بحث حمله سمت راست توضیح خواهم داد.@ پس ما با این چهار حمله روبرو هستیم ما وقتی داریم حرکت میکنیم به سمت آینده ما دو آینده داریم اینها را بیشتر توضیح بدهم که یواش یواش اجزای این بحث حمله و عملیات و بحث دفاعی روشن بشود حمله از جلو گفتیم حمله از آینده هست.@ در آینده ما دو تا آینده داریم یک آینده مشکوک داریم و احتمالی آن عبارت است از عمر دنیا یعنی ما از این لحظهای که اینجا هستیم احتمالاً و شاید چند ثانیه چند دقیقه چند ساعت چند روز چند هفته چند ماه و چند سال زنده باشیم نمیدانیم چقدر است همه احتمالی هست واقعاً نمیدانیم چند ساعت و چند لحظه دیگر ولی این هست مشکوک هست نمیدانیم چقدر است ولی هست.@ اگر به این فرمایش نبی اکرم(ص) توجه بکنیم که فرمود متوسط عمر امت من 60 سال هست بسیاری از ما یک سوم دو سوم و بلکه بیشتر عمرمان را طی کردیم و کمی از آن مانده ساعتهای محدودی و روزهای محدودی و سالهای محدودی باقیمانده این آینده را آینده مشکوک میگویند.@ ما یک آینده قطعی داریم دیگر مشکوک نیست یک آینده مسلم و قطعی داریم که از وفات ما شروع میشود ما حتماً وفات سراغمان میاید یقیناً شکی هم در آن نیست هیچ انسانی نیست که در آن مقوله شک بکند(أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ) هر جا باشید این تولد به سراغ شما خواهد آمد.@ چون ماهیت ما ماهیت جنینی هست در رحم دنیا قرار داریم مثل هر جنینی که در رحم مادر هست یک زمانی از رحم مادر متولد میشود خارج میشود ما هم همینطور یک زمانی خارج میشویم با وفات شروع میشود وارد عالم برزخ میشویم مدتی را در برزخ هستیم تا قیامت.@ قیامت پنجاه هزار ساله را این پنجاه هزار سال را خداوند در قرآن فرمود(كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) یک قیامت پنجاه هزار ساله داریم و بعد از قیامت هم که دوران حیات ابدی ما شروع میشود بینهایت، دیگر تا وقتی که خدا خدایی بکند ما زنده هستیم به عنوان وجه خدا به عنوان نفخه خدا زندگی خواهیم کرد مرگی هم برای هیچ کس وجود ندارد این آینده قطعی است.@ ما باید در حرکتمان به سمت آینده خیلی این صحنه صحنه زیبا و جذابی است یعنی یک مسابقه حقیقی هست یک مسابقه بسیار پرهیجان بسیار قشنگ شورانگیز که همه انسانها در آن قرار دارند و یک مسابقه است واقعاً میلیاردها انسان در این مسابقه شرکت دارند میکنند.@ در این مسابقه یک تعدادی عرضه دارند هم آینده دنیاییشان را یعنی آینده مشکوکشان را خوب میسازند که بتوانند از آن لذت ببرند استفاده بکنند و هم از عمرشان برای ساختن یک آینده ابدی و شاد و پیروزمند استفاده میکنند.@ یک عده هستند نه شل هستند بیعرضه هستند تنبل هستند هم آینده مشکوکشان را خراب میکنند که حالا بعد میگویم ربط بین آینده و گذشته چیست اینها را باید دانه دانه توضیح بدهم که بگوییم شیطان چطوری میتواند در حمله از عقب یا جلو گذشته و حال و آینده تمام ابدیت ما را به خطر بیندازد.@ هم آینده دنیاییشان را به خطر میاندازند آینده مشکوکشان را و هم آینده ابدیشان را آینده قطعیشان را به خطر میاندازند برای اینکه بتوانیم یک آینده مشکوک و خوب داشته باشیم حالا هر چقدر هست آینده مشکوک اجزایی دارد که ما در این اجزاء دوست داریم موفق عمل بکنیم.@ مثلاً در تحصیلاتمان در ازدواجمان در بچهدار شدنمان پدر و مادر شدنمان در فرزند خوب بودن در داشتن یک زندگی اجتماعی موفق، اجزای زندگی دنیا در مسائل عاطفی در عشق در مسائل اقتصادی در مسائل اجتماعی در مسائل سیاسی همه دوست دارند موفق عمل بکنند و آدمهایی باشند که دنیا را همانطور که قرآن از ما میخواهد دنیا را خوب بگذرانند با نشاط با امید با شادی.@ هم این را اگر ما بخواهیم به این هدف برسیم و هم موقعی که وفات میکنیم وفاتمان وفات قشنگی باشد مثل تولد یک بچه زیبای سالم به دنیا که این تولد زیبایی هست که وقتی میاید از محدودیتهای رحم مادر نجات پیدا میکند با قوایی که در رحم ساخته میتواند تا وقتی که در دنیا هست از تمام نعمتهای دنیا بهرهبرداری بکند و روزبهروز رشد بکند روزبهروز به کمالات بالاتری نائل بشود.@ ما اگر بخواهیم هم دنیای خوبی داشته باشیم و هم آخرت خوبی به چند تا چیز نیاز داریم که اینها ضروری هست حالا خوب دقت کنیم تا مسئله حملههای شیطان دقیقاً برای ما روشن بشود ما به چند تا چیز احتیاج داریم یکی به آرامش احتیاج داریم.@ دل مضطرب و ناآرام نه میتواند دنیای خوبی بسازد و نه آخرت خوبی بسازد به شادی و نشاط احتیاج داریم با افسردگی و پژمردگی و غم و غصه و دلمردگی آدم نه میتواند دنیای خوبی بسازد انگیزهای ندارد نه دنیای خوبی میتواند بسازد نه همسر خوبی میتواند باشد نه پدر مادر خوبی میتواند باشد نه فرزند خوبی میتواند باشد نه یک عضو مؤثر و مفید برای جامعه باشد و نه میتواند وفات قشنگی داشته باشد.@ در نظام برزخی و ملکوت هم گرفتار عذاب قبر و گرفتاریهای آنجاست به خاطر اینکه اصلاً به آنجا بد متولد شده چون گفتیم در بهشت و نظام برزخی ما به قلب سالم احتیاج داریم قلبی که مضطرب است قلبی که همیشه غمگین است نشاط ندارد این سالم نیست.@ این نکته خیلی خیلی مهم است و اتفاقاً میزان شادی و آرامش و نشاط و قدرت ما در بهرهبرداری از بهشت و بالاتر از بهشت دقیقاً بسته به این هست که ما در دنیا چقدر شادی و نشاط داریم چقدر عرضه داریم آدمی که اینجا عصبی و پرخاشگر بددهان و حسود و بداخلاق و بدجنس است این که نمیتواند یک تولد سالم به بهشت داشته باشد.@ پس نگاه کنید عوامل حیاتی و کلیدی حرکت ما زمینههای اصلی حرکت ما این هست که ما باید نشاط داشته باشیم امید داشته باشیم باید با اینها حرکت بکنیم قدرت داشته باشیم آرامش داشته باشیم باید با اینها حرکت بکنیم و ابزار اصلی حرکت ما در ساختن یک دنیای قشنگ و یک آخرت قشنگ هست اینها را احتیاج داریم.@ شیطان هم کاملاً اینها را میداند حملههای شیطان که حالا بعداً توضیح میدهیم حمله راست چیست چپ چیست جلو و عقب چیست حملههای شیطان در تمامشان بدون استثناء یادتان باشد عوامل مشترک در حملههای شیطان بدون استثناء غم اینها را یادداشت بفرمایید که بدانند هر وقت فکر آمد سراغشان مؤلفههای شیطانی بودن یا الهی بودنش را بشناسند.@ یعنی بدانند که اگر الان من دارم راجع به یک چیزی فکر میکنم میخواهم ازدواج بکنم میخواهم بچهدار بشوم میخواهم تحصیلاتی را داشته باشم میخواهم مسکن بخرم میخواهم برنامهریزی برای آیندهام بکنم میخواهم ارتباطی را برقرار بکنم میخواهم انتخابی را بکنم هر کاری میخواهم بکنم یا در حرکت به سمت ابدیت تصمیماتی را میخواهم بگیرم.@ یادتان باشد هر وقت سراغ شما افکاری آمد که این مؤلفهها را داشت در آن غم ترس ناامیدی وجود داشت احساس ضعف و ناتوانی وجود داشت این افکار هیچ کدام مال شما نیست بلکه حملهای هست از طرف شیطان شما باید در این مسابقه که لشکریانش عبارت است از غم، ترس، ناامیدی، ناتوانی لشکریانش را میاورد در مقابل شما قرار میدهد.@ اگر شما توانستی در مقابل این لشکری که او دارد به شما پیشنهاد میدهد در مقابل شما قرار میدهد درست نقطه مقابل غم بروید سراغ شادی سراغ قدرت سراغ امیدوار بودن سراغ نشاط، وقتی رفتید سراغ اینها جنگ را میبرید و روزبهروز رشد میکنید.@ اما افرادی که نه همیشه به پیامهای شیطان جواب مثبت میدهند یعنی دلهایی دارند که غمپرور هستند بعداً توضیح میدهیم بعضی از انسانها شخصیتاً خوششان میاید همیشه یک چیزی برای غصه خوردن برای ترسیدن برای ناامید بودن داشته باشند اصلاً انس میگیرند.@ همیشه دوست دارند بترسند همیشه دوست دارند یک چیزی را زیر سؤال ببرند همیشه دوست دارند شک بکنند همیشه دوست دارند تردید داشته باشند هست حالا راجع به این هم بعداً صحبت میکنیم اگر ما پاسخ مثبت به این وسوسهها شیطان بدهیم حال و آینده مشکوک و آینده قطعی خودمان را خراب کردیم.@ اما اگر نه در مقابل این عوامل ما آمدیم رفتیم سراغ امید، یقین، تزلزل نباید در ما باشد ایمان، بینش عمیق، بینش درست رفتیم سراغ اینها شادی و آرامش و هر وقت خواستیم دست به هر انتخاب ارتباط رفتاری بزنیم یا هر فکری را بپذیریم به این مؤلفهها توجه بکنیم همیشه در مقابل شیطان پیروز میشویم و هم دنیای قشنگی خواهیم داشت و هم آخرت زیبایی خواهیم داشت.@ شیطان این را میداند بنابراین در تمام حملههایش اساساً علت اینکه حمله میکند از جلو عقب راست و چپ این هست که بتواند در ما در حرکتمان به سمت یک زندگی قشنگ در حرکتمان به سمت یک ابدیت زیبا این عوامل را ایجاد بکند شک تردید و دودلی، تزلزل، ناامیدی، غم، افسردگی و ترس را ایجاد بکند یعنی قدم ما را سست بکند.@ لذا هر وقت سراغ شما یکی از این علامتهایی که دارم عرض میکنم آمد بدانید که دشمن خارجی شما دارد در درون شما این فکر را تولید میکند که تو نتوانی قدم برداری به این نکتهای که میگویم دقت کنید.@ ببینید شما اگر بخواهید درس بخوانید یک بچهای که میخواهد درس بخواند میخواهد در درس و تحصیلات موفق بشود این اگر بترسد و تزلزل داشته باشد یا مثلاً همیشه نسبت به درس خواندن شک داشته باشد بگوید من درس بخوانم که چی چه فایدهای دارد حالا آنهایی که خواندن چکار کردند هی از این تزلزها در او اتفاق بیفتد.@ ناامید باشد من نمیتوانم فکر نمیکنم بتوانم من خودم را برسانم به دیپلم برسانم به دانشگاه، من مدارج عالی را طی بکنم این نمیتواند موفق باشد شکست میخورد در این مسیر، برای ساخت آخرت هم ما به همین عوامل احتیاج داریم یعنی اگر بخواهیم تردید بکنیم شک داشته باشیم ناامید باشیم نمیتوانیم آیندهای را بسازیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@