جلسه 015 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان را درباره شیطان و نحوه ارتباط او با خودمان ادامه میدهیم در جلسه گذشته این نکته را از قرآن کریم عرض کردیم که شیطان بر انسان تسلطی ندارد الا در حد وسوسه و تولید فکر و خیال، آنجاهایی که عقلانیت حاکم هست تردیدی در ما ایجاد نمیتواند بکند در احکام و عقائد عقل محض تردید نمیتواند ایجاد بکند، در کجا تردید ایجاد میکند؟@ آنجاهایی که خود ما تزلزل داریم و خود ما زمینه و دستگیره را برای شیطان ایجاد میکنیم همانطور که جلسه گذشته عرض کردیم در مورد میلیاردها انسان در زمین شیطان دوست ندارد که آنها موحد باشند خدا را قبول داشته باشند.@ دوست دارد که آنها کافر باشند اهل فسق و فجور و فساد باشند ولی اینطور نیست و در اکثر قریب به اتفاق مواردی که او میل دارد در ما چیزی را ایجاد بکند موفق نبوده آنجاهایی موفق بوده که ما خودمان زمینه را برایش فراهم کردیم دستگیرههای لازم را فراهم کردیم.@ اگر الان بسیاری از ما در مقابل خیلی از گناهان معصوم هستیم انجام نمیدهیم به فکرمان هم خطور نمیکند برای این هست که در وجود ما دستگیرهای برای آن گناهان وجود ندارد و شیطان هم وسوسهای صورت نمیدهد.@ آنجاهایی موفق هست در ما که خود ما زمینه را فراهم کردیم دستگیره را ایجاد کردیم و کوتاهی کردیم تا او بتواند تسلطی بر ما داشته باشد. در جلسه گذشته ما آیه 22 از سوره مبارک ابراهیم را خدمت عزیزان خواندیم و در سوره حجر آیه 42 میفرماید(إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ) شیطان به خدا گفت چنین و چنان میکنم.@ خداوند فرمود تو هیچ تسلطی به آنها نخواهی داشت به بندگان من هیچ تسلطی نداری مگر کسانی که(إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ) مگر کسانی که خودشان بخواهند دنبال تو بیایند و دوست داشته باشند بیایند(مِنَ الْغاوِينَ) از گمراهان، کسانی که اهل گمراهی هستند و گمراه هستند آنها به دنبال تو میایند.@ امیرالمؤمنین(ع) هم میفرماید که تنها این فرزندان جهل و نادانیاند که شیطان را تصدیق میکنند و به او جرأت میبخشند این کلام خیلی کلام ظریفی هست فرزندان جهل و نادانی شیطان را پیروی میکنند و او را تصدیق میکنند و به او جرأت میدهند.@ در همان خطبهای که جلسه گذشته خواندیم خطبه 192 نهجالبلاغه، جرأت میدهند شما را به یاد چه کلمهای میاندازد که شیطان جرأت پیدا میکند جلو میاید یعنی اول جرأت ندارد جرأت را ما به او میدهیم زمینه را ما به دست او میدهیم شیطان دورشونده است و خناس است یعنی پنهان شونده است فراری هست.@ ما چه موقع به او این اجازه را میدهیم که جلو بیاید؟ زمانی که یاد خدا را فراموش میکنیم خودمان زمینه را فراهم میکنیم که به او جرأت میدهیم برای همین جهل معدن شر در احادیث شمرده شده(الجَهلُ مَعدَنُ الشَّر) (الجَهلُ أصلُ کُلَّ شَر) (الجَهلُ أصلُ کُلَ فَساد) این سه فرمایش از امیرالمؤمنین(ع) خدمتتان عرض کردم.@ نادانی باعث میشود انسان تبعیت از شیطان بکند جهل و نادانی انسان را تابع و مطیع شیطان قرار میدهد و شیطان قدرت و تسلطی ندارد که بخواهد بر ما این کار را انجام بدهد همانطور که در این دو آیه تصریح شده خودش در قیامت میگوید(ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ).@ اینجا هم خداوند تبارک و تعالی فرمود(إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ) تو تسلطی بر بندگان من نداری(إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغاوِينَ) مگر کسی که خودش از گمراهان باشد پس توجه بکنیم که شیطان یک نیرو و یک قدرت در مقابل خداوند تبارک و تعالی نیست.@ یعنی ما یک جهان دو قطبی نداریم که بگوییم در مقابل خداوند تبارک و تعالی یک شیطانی وجود دارد که موجودی است مستقل و مثل خدا میتواند فرمان بدهد و عمل بکند همچین چیزی نیست فقط در جهان یک فرمان و منشأ و قدرت وجود دارد(لا حول و لا قوۀ إلا بالله العلی العظیم).@ شیطان هم اگر آزاری میرساند ضرری میزند مثل بقیه اسباب و عللی هست که در نظام طبیعت وجود دارد بعضیهایشان مفید هستند بعضیهایشان به تناسب مضر هستند مثلاً وقتی ما برق میگوییم برق هم میتواند مفید باشد هم میتواند مضر باشد سیل میتواند مفید باشد میتواند مضر باشد چاقو و وسایل تیز اینطوری هست آتش اینطوری است.@ شیطان هم یکی از این وسائل هست که اگر شما درست رفتار بکنید میتواند در خدمت شما قرار بگیرد و اگر با آن درست رفتار نکنید میتواند برای شما خطرساز و مضر باشد نه اینکه واقعاً یک قدرت مستقلی در مقابل خداوند تبارک و تعالی وجود داشته باشد.@ این هم تصریح خود خداوند تبارک و تعالی است که دارد به ما میفرماید که شیطان فقط در محدوده فکر و خیال میتواند عمل بکند مثلاً وقتی که شما میگویید 4 2×2 چون جنبه عقلی محض دارد هیچ وقت شیطان نمیاید ما را وسوسه بکند که 5 یا 3 2×2 است.@ هیچ کس نمیاید این کار را بکند صد تومان در جیبش هست به او بگوید دویست تومان در جیبت است پانصدهزار تومان داشته باشد بگوید نه صدهزار تومان جیبت است میدانیم محض است مشخص هست یک امر حساب شده محض هست آنجاهایی که ما خودمان تردید و شک و تزلزل داریم شیطان به سراغمان میاید.@ ضعف بینش و ضعف یقین یک عاملی هست برای تسلط شیطان، ما از نظر نظری همه میدانیم مرده با کسی کاری ندارد به همه آدمها بگویید مرده میتواند آسیب برساند؟ نه، اگر دوتا مرده بشوند چی زورشان بیشتر میشود یا نه؟ نه، اگر صد تا مرده باشند؟@ نه همه هم این را قبول دارند اما چون دلمان این را باور نکرده یعنی یقین نداریم به این قضیه از نظر نظری میگوییم مقاله هم مینویسیم که مرده نمیتواند به این دلائل کار داشته باشد ولی خودمان از مرده میترسیم و چون یقین نیست شیطان اینجا میتواند در وهم و خیال ما برای ما تولید ترس و وحشت بکند.@ مثل ترس از تاریکی که شیطان میتواند کمک بکند به اینکه ما دائماً از تاریکی بترسیم و ضعیف باشیم و خیلی دلنگرانیهای دیگری که در زندگی ما شیطان ایجاد میکند مثل حمله از عقب و جلو که بعداً توضیح خواهیم داد وقتی دقیق نگاه میکنیم میبینیم واقعاً تاریکی هیچ ترسی ندارد از چه بترسیم چون نور نیست.@ فکر بکنیم ولی ما چرا یک موقعی ممکن است از تاریکی بترسیم؟ چون هنوز خودمان در این مرحله به یقین نرسیدیم برای خودمان مثل 4 2×2 نکردیم واضحش نکردیم و چون واضح نکردیم این توهم زمینهای هست برای تسلط شیطان و وسوسه از اینکه از تاریکی و از خیلی چیزهای دیگر بترسیم.@ آدمهایی که از نظر عقلانی ضعیف هستند یعنی واقعاً روی عقل خودشان کار نمیکنند تقویت عقلانی و علمی خودشان را نمیکنند مناسبترین افراد برای تولید وهم و خیال هستند یعنی قبول خرافه، چیزهای خرافی و بیاساس را بپذیرند.@ اما هر چقدر سطح دانش یقینی و علم حقیقی انسان بیشتر میشود عقائد انسان محکمتر میشود زمینه برای اضطرابها و ترسها و انواع وهمها و خیالها روزبهروز کم میشود برای همین هم هست انسان در کودکی ممکن است از بعضی از چیزها بترسد یا بعضی از دلهرهها را داشته باشد.@ ولی وقتی بزرگ میشود میبیند دیگر هیچ ترس و دلهرهای در آن زمینه نیست چون به یک یقین و آرامش و بینشی رسیده پس حد وسوسه شیطان در حدود وهم و خیال انسان هست در عقلانیات و چیزهای یقینی و عقائد هرگز تصرفی ندارد مگر اینکه آن چیزهایی که ما فکر میکنیم عقلانی هست یا عقیده هست و واقعاً فکر میکنیم جزء عقائدمان هست.@ حقیقتاً جزء عقائد ما نشده باشد یعنی تردید داشته باشیم اما اگر تردیدها را خودمان با بحث و مطالعه و دیدن استاد و شرکت در جلسات علمی شکهای خودمان را برطرف کردیم وقتی شکهای خودتان را برطرف میکنید دیگر نمیتوانید اضطراب داشته باشید اصلاً اضطراب سراغتان نمیاید.@ الان مثلاً در رابطه با خداوند تبارک و تعالی یک کسی ممکن است خدا را بد بداند ظالم بداند بیمنطق و زورگو و بیرحم بداند ممکن است در مورد خدا اینطوری فکر بکند این مال این هست که مطالعه و شناختی در مورد خداوند ندارد اما اگر شناخت پیدا کرد یعنی صفات خداوند را شناخت خداوند را شناخت.@ میداند آن چیزهایی که در ذهن او نسبت به خدا به وجود میاید و شیطان هم به وجود میاورد تا بین او و خدا را به هم بزند اتهاماتی که به خدا متوجه میکند اساساً قابل انتصاب به خدا نیست وقتی کسی خداوند را شناخت صفات خداوند را شناخت یک شناخت دقیق نسبت به حق تعالی ایجاد کرد میبیند که این چیزها را نمیتواند به خدا بگوید.@ امام سجاد(ع) در دعا دارد که تو ظلم نمیکنی(إنَّما یَحتاجُ إلی الظُّلم الضَّعیف) تو که ضعیف نیستی تو هر کاری بخواهی میتوانی بکنی قدرت مطلق هستی ظلم یا ریشهاش حسادت است یا ریشهاش کمبود و نیاز است یا ریشهاش ضعف است یا جهل است اینها هیچ کدام در خدا وجود ندارد وقتی ندارد ظلم هم نیست.@ بنابراین یک جاهایی که ممکن است در ذهن ما یک همچین اتهاماتی نسبت به خداوند بیاید مال این هست که ما خدا را خوب نشناختیم شیطان هم میبیند که تو فلان اطلاعاتت ضعیف است میتواند فریبت بدهد.@ مثل انسانهای شیطانصفت که وقتی میخواهند سر یک نفر را در یک معامله کلاه بگذارند یک کسی که کارشناس هست سرش را نمیتوانند کلاه بگذارند چون خودش این کاره است خودش مطالعه دارد همه اطلاعات دستش هست این را نمیشود فریبش داد.@ زمانی یک کسی میتواند یک جنسی را به یک نفر قالب کند یک جنس تقلبی و بدلی را قالب کند که آن شخص کارشناس و خبره نباشد وقتی کارشناس بود نمیشود سرش را کلاه گذاشت در مسائل حرکت به سمت آخرت هم شما وقتی میروید کار کارشناسی انجام میدهید اطلاعاتتان را دقیق میکنید مطالعه میکنید با اهل یقین با اهل تخصص در ارتباط هستید.@ هر وقت یک همچین چیزهایی به سراغتان میاید خیلی زود میتوانید برطرفش بکنید چون به یقین و بینش میرسید مثلاً در مورد وسوسه ناامیدی من برای شما مثال بزنم یک موقعی هست انسان یک گناهی میکند یکبار، دوبار، ده بار، صد بار، یکسال، دو سال، ده سال یک گناهی را مرتکب میشود غرق در گناه میشود بعد تصمیم میگیرد پشیمان بشود.@ تصمیم میگیرد که با خداوند تبارک و تعالی آشتی بکند از این حالت قهر در بیاید با خدا با امام زمان با اهل بیت(ع) آشتی بکند وقتی تصمیم میگیرد که آشتی بکند دوتا فکر به سراغش میاید یکی اینکه میگوید بیا با خداوند آشتی کن گذشته هم جبران میشود خداوند هم ارحم الراحمین هست.@ بیا یک توبه حقیقی کن و گذشتهات را جبران کن یک فکر هم شیطان میکند میگوید نه تو این همه گناه کردی مگر میشود بعد از ده سال 15 سال 30 سال یک عمر گناه اصلاً خدا تو را نمیبخشد گناه تو خیلی بزرگ است خیلی آلوده هستی.@ دوست دارند توبه بکنند دوست دارند آشتی بکنند با خداوند تبارک و تعالی ولی این فکر مانعشان میشود این فکر نمیگذارد که آنها توبه کنند میگوید ما خیلی آلوده هستیم، اینجا چه چیزی به داد آدم میرسد؟ شناخت، یقین، اطلاعات، که هیچ وقت گناه ما از عفو خدا بزرگتر نیست کسی که گناه خودش را از خدا و عفو خدا بزرگتر میداند خدا را کوچک کرده.@ در تعقیبات نماز داریم(إلهی إن کانَ ذَنبی عِندَکَ عَظیما فَعَفوُکَ أعظَمُ مِن ذَنبی) دعاست دارد به ما تعلیم میدهد در این دعا اطلاعات تخصصی به ما میدهد میگوید خدایا اگر گناه من در نزد تو عظیم هست عفو تو عظیمتر هست بنابراین کسی که ناامید است نگاهش غلط است.@ ببین یک موقع هست یک کسی ممکن است شراب بخورد و زنا بکند اما کافر نباشد مؤمن باشد آلوده بشود ناامید از رحمت خدا کافر است برای اینکه اعتقاد به بخشندگی خدا غفور بودن و تواب بودن خدا ندارد برای همین هم ناامیدی از رحمت خدا بعد از شرک به خداوند دومین گناه هست بزرگترین گناه کبیره که انسان ناامید بشود چرا؟@ چون شما هر وقت ناامید میشوی یعنی آن گناه و آلودگی خودت را از عفو خدا بزرگتر دانستی و خدا را ناتوانتر و ضعیفتر از آن دانستی که تو را ببخشد این کفر است پس اطلاعاتت در مورد خدا ضعیف است.@ اگر خدا را آنطوری شناخته باشی درست شناخته باشی میدانی که هر گناهی کرده باشی هیچ وقت از عفو خدا بزرگتر نیست و ناامید هم نباید بشود هر گناهی هم که کرده باشد.@ در حدیثی داریم در یکی از ماجراهای امام رضا(ع) یکی از اصحاب حضرت به حضرت عرض میکند که من ماه رمضان رفته بودم منزل یکی از سرداران مأمون ما را آنجا دعوت کرده بودند دیدم که آنجا ماه رمضان دارد غذا میخورد به او گفتم تو مگر روزه نیستی؟@ گفت چه روزهای بگیرم روزه به چه درد من میخورد من به دستور خلیفه 60 نفر از سادات را کشتم و سرشان را بریدم زن و بچه و پیر و جوان و در چاه ریختم دیگر من روزه به چه دردم میخورد مگر نماز من میتواند من را نجات بدهد این جنایت به این بزرگی را من کردم چطوری خدا من را میبخشد.@ حضرت فرمود به او بگو گناه ناامیدیات از گناه کشتن آن 60 نفر بالاتر است ما حق نداریم یعنی غلط است این کار درست نیست تخصصی نیست اگر کسی خدا را شناخته باشد متوجه میشود که بزرگترین ظلم ناامیدی هست.@ بزرگترین ظلمی که انسان به خودش میکند این هست که انسان از رحمت خدا ناامید بشود هر چقدر هم که آلوده باشد پس زمینه نفوذ شیطان از بیاطلاعلاتی، از نشاختن خداوند، از نشناختن ائمه هست که ما ارتباطات غلط با خدا و معصومین برقرار میکنیم.@ نگاهمان نگاه غلطی هست نوع رفتارمان با آنها، نوع توقعمان از آنها غلط از کار در میاید و در این روابط غلط هست که انواع وسوسه و انحراف صورت میگیرد پس وقتی میگوییم خودمان دستگیره را ایجاد میکنیم گاهی وقتها ما خودمان مرض داریم آلوده هستیم نفس امارهمان آلوده است زمینه را برای وسوسه شیطان ایجاد میکنیم.@ گاهی وقتها مرض نیست بلکه در اثر عدم اطلاعات و جهل خلأ اطلاعاتی باعث فریب ما میشود اگر یک کسی میرود از یک آدم شیاد در معامله فریب میخورد خودش دوست داشته فریب بخورد یا نه؟ دوست نداشته اتفاقاً مراقب هم بوده که فریب نخورد ولی ضعف اطلاعات و نداشتن تخصص موجب شد که فریب بخورد.@ برای همین هم هست که در اسلام به کسب اطلاعات، شناختن خداوند، شناختن اصول دین، شناختن دین، شناختن آخرت به عنوان یک امر واجب دستور داده شده که شما موظفید انسان موظف است به مسائل انسانی و آخرتی خودش را یاد بگیرد تا فریب نخورد اطلاعات غلط نداشته باشد.@ من یک مثال دیگر بزنم که اطلاعات غلط با انسان چکار میکند یکی از حملههای شیطان در خواب است در خواب شیطان به ما حمله میکند حالا یک کسی یک خوابی میبیند که این خواب صورتش خیلی زشت و بد و قبیح است و وقتی از خواب بلند میشویم میگوییم یعنی فلانی اینطوری است یعنی من اینطوری هستم.@ میگوید مثلاً واقعاً پدر و مادر و برادر من اینطوری هستند خواب بد و زشتی در مورد پدر و مادرش و خودش حتی دیده بعد بلند میشود بر اساس خواب قضاوت میکند خواب تعبیر دارد خواب یک امر تخصصی است مربوط به ماوراء طبیعت است.@ خانم، آقا شما وقتی خواب دیدید چه حقی داشتی یک کار تخصصی را برداری خودت تفسیر بکنی یا بروی پیش کسی که تخصصی ندارد من دیدم بعضی از خانمها یا آقایان یقیناً هم تخصص ندارند شماره تلفن میدهند که اگر یک موقعی خواب دیدید به ما زنگ بزنید برایتان تعبیر بکنیم یا اگر کسی استخاره خواست بگوید من برایش استخاره بگیرم.@ حالا بعضیها پول هم میگیرند میگویند هر استخارهای چقدر هم پول بدهید این تعبیر دارد یک موقع هست بدترین صورتها در خواب بسیار تعبیرش خوب است باید خواب یک خواب الهی و روشن، یک موقع هست خواب روشن و الهی است رویای صادقه است مبشرات است پیام خیلی واضح است.@ ولی نه یک موقع هست یک خوابی هست که واقعاً نیاز به یک تعبیر دقیقی دارد یک کارشناس باید آن را برایت تعبیر بکند خیلی وقتها خوابها (أضغاث أحلام) ممکن است باشد یعنی اینکه اصلاً تعبیری نداشته باشد یا اگر هم بگوییم خواب بیتعبیر نیست.@ بعضی از بزرگان میگویند ما خواب بیتعبیر نداریم خواب هر چه هست بالأخره یک تعبیری دارد هر چه هست بالأخره یک امر تخصصی است. درباره حیطه نفوذ شیطان همانطور که از اسم شیطان و اسم خناس معلوم هست ما زمانهایی ضربه میخوریم که غفلت میکنیم.@ قرآن هم همین را دوباره میفرماید در سوره زخرف آیه 36 و 37 (وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ) هر کس از ذکر خداوند اعراض بکند دوری بکند یعنی از آنجایی که او را به سمت نور میبرد خودش غفلت و تنبلی و بیحوصلگی بکند خودش نماز نخواند آسیب میبیند.@ اهل ذکر نباشد به مجالس ذکر، مکانهایی که انسان را به ذکر وادار میکند به ابدیت و نورانیت، زمانها را از دست بدهد افراد نورانی را از دست بدهد(نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ) یعنی در طبیعت عالم شما وقتی از صراط مستقیم منحرف میشوی انحراف خطر میاورد.@ دره را کسی میسازد یا سقوط را ارتفاع را که ما سقوط میکنیم کسی نمیسازد خودش هست ما فقط کوه را داریم و ارتفاع را بالا میرویم، سقوط کجا ایجاد میشود؟ موقعی که از این مسیر انسان جایی تعادلش را از دست میدهد وقتی تعادل را از دست دادی در ذات پیشرفت در ذات کمال ضد کمال هم وجود دارد.@ در ذات کمال وجود دارد در ذات خوبیها این وجود دارد که شما وقتی نتوانی از یک خوبی خوب استفاده بکنی خودش برای تو خطرساز میشود برای شما شر میشود اتومبیل وسیله خوبی است جاده هم وسیله خوبی است علامت راهنمایی و رانندگی هم وسیله خوبی هستند.@ اما وقتی شما اینها را نبینید در نظر نگیرید غفلت بکنید خواسته یا نخواسته تصادف قطعی است پس تصادف در اثر غفلت از علامتها، بیدقتی در رانندگی، سرعت زیاد، شهوت در رانندگی در سرعت زیاد، مسابقات بیجا گذاشتن با کسان دیگر این رقابتها انسان را به خطر میاندازد.@ جان انسان را هم از دست میدهد، پس چه کسی خودش را کشته چه کسی وسیله را به تصادف انداخته؟ خود ما، رعایت نکردن اصول و قوانین هست. ما یک صراط مستقیم داریم در صراط مستقیم خدایی هست(إِنَّ رَبِّي عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ).@ در این صراط مستقیم شما وقتی با رب هستی با پروردگار هستی داری مسیر مستقیم را طی میکنی آسیبی نمیبینی من رانندههایی را میشناسم میگوید من 30 سال است رانندگی کردم و یکبار هم تصادف نکردم همیشه احتیاط را رعایت کرده، تصادف کجاست؟@ اگر کسی اتومبیل خرید کسی در جاده رفت معنایش این هست که حتماً تصادف و کشته شدن به وسیله اتومبیل در آن هست یا نیست؟ نیست، کشته شدن و تصادف برای کسی هست که این اصول را رعایت نکند.@ در صراط مستقیم شما وقتی حرکت میکنید کافی است غفلت بکنید(وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ) یک شیطانی بر او مسلط میشود و قرینش میشود شما وقتی خدا و ابدیت و بخش انسانی را فراموش کردی بخش انسانی به محض اینکه ندیدی خودبهخود در ذات ندیدن این بخش انسانی غلبه بخش حیوانی است.@ مثال دیگر: شما الان وسوسه میشوید که این آب را بخورید یا نخورید آب آلوده است تصفیه شده نیست در ذات این تصمیم شما وقتی که تخصصی تصمیم نمیگیرد درست تصمیم نمیگیرد در ذاتش بیماری وجود دارد.@ وقتی بهداشت را رعایت نکنید در عدم رعایت بهداشت مریضی وجود دارد تا وقتی هم اصرار داری که بهداشت را رعایت نکنی جریان مریض شدن با شما قرین هست همیشه همراهت هست کسانی که کلیههایشان را از دست میدهند قلبشان، مغزشان، کبدشان را از دست میدهند به مرور زمان قسمتهای مختلف بدنشان را از دست میدهند دندانشان را از دست میدهند.@ اینطور نیست که دندان یک شبه کِرم بخورد شما میایی از مسیر بهداشت و سلامت دهان و دندان غفلت میکنی این غفلت و بیتوجهی و تنبلی(نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ) بیماری مثل شیطان میاید بر شما حاکم میشود.@ یعنی شروع یک روند انحرافی در دندان انسان شروع میشود بعد از شش ماه هفت ماه یکسال ده سال میبینی که دندانهایش را از دست میدهد دانهدانه آلوده میشود و تا وقتی که اصرار دارد بهداشت را رعایت نکند بیماری هم ادامه دارد و چون تخریب هم هست وقتی هم تصمیم میگیری که این تخریب ادامه پیدا نکند اصلاحش زمانبر هست.@ پس دقت کنید اینطوری نیست که ما بگوییم حالا خدا میگوید اگر حرف من را گوش نکنی شیطان را بر تو مسلط میکنم اساساً در ذات حرکت نکردن به سمت خداوند در ذاتش همچین آلودگی وجود دارد مثل اینکه در ذات عدم رعایت بهداشت مریضی وجود دارد، حالا مریضی خلق میشود یا خلق نمیشود؟@ نه مریضی از عدم رعایت بهداشت ایجاد میشود مثل کوری میماند خدا بینایی و چشم و نور را خدا خلق میکند نداشتن این وسیله کمالی چیزی را برای ما تولید میکند که آزاردهنده است به نام کوری.@ لذا شما وقتی به سمت نور نمیخواهی حرکت بکنی پشت به نور میکنی ایجاد سایه یک امر کاملاً ذاتی و طبیعی است، سایه و تاریکی کجا ایجاد میشود؟ زمانی که ما به نور پشت میکنیم این خیلی طبیعی است(وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ) شیطان قرین او خواهد بود یعنی با او هست تا وقتی که اعراض از یاد خدا هست.@ اعراض از حق هست بیتوجهی به مصالح انسانی و ابدیمان هست باید ضربه بخوریم طبیعی است چون داریم مسیر را اشتباه میرویم. به ما گفتن مشهد از اینطرف است من لج کردم دارم آنطرف مشهد میروم یا اشتباهاً دارم آن سمتی میروم تا هر چقدر من سریعتر بروم.@ باطن قضیه این هست که من دارم از مشهد دور میشوم و دارم تلف میشوم استعدادم، عمرم و سرمایهام دارد تلف میشود باید توقف بکنم و این سمت را بروم مسیر درست را طی بکنم یک امر کاملاً ریاضی هست پس ما با اعراض از ذکر خودمان از شیطان استقبال میکنیم و زمینه را برای انحراف خودمان و پذیرش وسوسههای او ایجاد میکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@