أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ در جلسه گذشته بخشهایی از خطبه قاسعه امیرالمؤمنین(ع) را در شرح حال شیطان خواندیم و توضیحاتی را دادیم امروز بیشتر در این باره صحبت میکنیم و اینکه چرا اساساً دست شیطان برای اغوای انسانها باز گذاشته شده و او چرا میتواند در ما انواع وسوسهها را تولید بکند شیطان به نص قرآن با فرشتهها بوده.@ همانطور که امیرالمؤمنین(ع) فرمود شش هزار سال که معلوم نیست از سالهای دنیایی است یا آخرتی عبادت کرده و در ردیف فرشتگان بزرگ قرار گرفته طوری که معصوم(ع) میفرماید ملائکه آن را از فرشتگان مقرب از خودشان میدیدند در اثر نافرمانی از امر خداوند تبارک و تعالی رانده شد و از آن مقام دور شد.@ قرآن در سوره کهف آیه 50 توضیح میدهد که شیطان از جنس فرشتهها نیست چون سؤال ممکن است پیش بیاید که مگر فرشتهها همانطور که قرآن میفرماید معصوم نیستند؟ (وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ) هر چه که به آنها امر بشود انجام میدهند(لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ) معصیت نمیکنند آنچه را که خداوند فرمان بدهد.@ چطور شیطان این کار را کرد قرآن در سوره کهف آیه 50 میفرماید که وقتی که ما(وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ) به ملائکه گفتیم که سجده بکنند همه سجده کردند(فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِيسَ) بعد برای اینکه این شبهه پیش نیاید که چطور یکی از فرشتهها ممکن است معصیت خدا را بکند میفرماید(كانَ مِنَ الْجِنِّ) از جنها بود.@ (فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ) نافرمانی کرد امر خدا را، فرمان الهی را اطاعت نکرد تا این شبهه پیش نیاید که چگونه ممکن است یک فرشته معصیت بکند پس جنس شیطان از فرشتهها نیست ولی به واسطه عبادت زیادی که داشته در آن مقام قرار گرفته بعد هم با امتحانی که شد سقوط کرد.@ جنس این موجود را در سوره رحمن(وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ) از آتش معرفی میکند که خداوند جن را از آتش خلق کرده این موجود اسمهای متفاوتی دارد در حدیثی داریم از حضرت رضا(ع) که نامش حرث بوده و بعد از اینکه نافرمانی کرد و ناامید شد از رحمت خدا و توبه نکرد و این خصوصیت را به پیروان خودش هم منتقل میکند به ابلیس نامیده شد.@ از بلس هست به معنای مأیوس شدن و خود ابلیس یعنی مأیوس، موجودی که از رحمت خدا مأیوس و ناامید هست این اسم حدود 15 مرتبه در قرآن آمده شیطان هم اسم دیگرش هست که حدود بیش از 70 بار در قرآن آمده و اهمیت این موجود را نشان میدهد که چقدر در زندگی ما حضور دارد و حضورش هم چقدر جدی هست.@ شیطان هم به معنای فاصله گیرنده و دورشونده هست که در روایت و حدیث داریم که وقتی که انسان یاد خدا هست یاد هدف خودش هست مسیر را دارد درست میرود شیطان بر او هیچ غلبهای ندارد به محض اینکه غفلت میکند او به سراغ انسان میاید و وقتی انسان به یاد خدا میافتد شیطان از او دور میشود و کاری با او نمیکند.@ در حدیث هم داریم از امیرالمؤمنین(ع) (الذِّکرُ مَطرَدَۀُ الشَّیطان) یاد خدا طردکننده شیطان هست یعنی انسان همین که متوجه خداوند، هدف خلقتش، معشوق خودش باشد تا زمانی که این انس و توجه را دارد شیطان بر او هیچ نوع تسلطی و وسوسهای نمیتواند بکند پس این ماده را هم توجه بکنیم که وقتی انسان یاد خداوند تبارک و تعالی را میکند شیطان از او دور میشود.@ اسم دیگری دارد در سوره ناس که وسواس خناس به او میگویند از ماده خنس هست که آن هم به معنای پنهان شونده یا موجودی که خودش را جمع میکند و از حالت تهاجم و حضور و ظهور جمع میشود و خودش را مخفی میکند آن هم به همین معنا هست.@ اگر دقت بکنید وقتی که انسان غفلت دارد از یاد خداوند تبارک و تعالی شیطان به سراغ او میاید و وقتی که یاد خداوند را میکند جمع میشود و پنهان میشود در حدیث داریم از امام صادق(ع) میفرماید که ابلیس به قلب انسان وارد میشود و چون کسی خدا را یاد کند از قلب او عقبنشینی میکند و پنهان میشود به همین سبب به او خناس گفته میشود.@ پس اگر دقت بکنیم در هر دو لفظ چه شیطان چه خناس و ابلیس، ابلیس که گفتیم به معنای مأیوس هست به شیطان و خناس اگر توجه کنیم خودش به ما از نوع نامگذاری نشان میدهد که شیطان در چه مواردی میتواند نزدیک به قلب انسان بشود موقعی که انسان ارتباطش با خداوند تبارک و تعالی ضعیف میشود.@ حالا در جلسات آینده انشاء الله توضیح میدهیم در مورد راهکارهای دور کردن شیطان از خودمان ولی همینجا هم بد نیست که این را عرض بکنیم که انسان نباید ارتباط خودش را با منبع تغذیهای خودش قطع بکند با منبع انرژی خودش در حرکت به سمت آخرت و ابدیت قطع بکند.@ در برنامهریزیها و انتخابها و ارتباطات در طول شبانهروز آدم باید به گونهای عمل بکند که از یاد خدا غفلت پیدا نکند اگر مسافرت میخواهد برود اگر رشتهای را میخواهد انتخاب بکند اگر با کسی میخواهد ازدواج بکند اگر شغلی را میخواهد انتخاب بکند باید به گونهای باشد این انتخابها و ارتباطات که تأثیری در ارتباط گرم و صمیمی انسان با خداوند نگذارد.@ انتخابی که انسان را غافل میکند کاری و اشتغالی که انسان را ضعیف میکند در یاد خداوند و عملاً دست و پای انسان را میبندد از اینکه به یاد خدا باشد این انتخاب و ارتباط نامبارک است و زمینه را برای نفوذ و تسلط شیطان باز میکند این را خیلی باید توجه بکنیم.@ پس اینطور نیست که اگر الان من رابطه گرم و صمیمی با خداوند تبارک و تعالی دارم تضمین شده باشد و بگوییم شیطان بر من غلبه نکند ممکن است یک تصمیم و انتخاب و ارتباط اشتباه زمینه را برای این فراهم بکند که من از یاد خدا غفلت پیدا بکنم و یواش یواش نیرو و انرژی و قدرت و سرعت من در حرکت به سمت هدف خلقت کم بشود و قلب آمادگی نفوذ و تسلط شیطان را پیدا بکند.@ علت اینکه چند دقیقهای را درباره اسم شیطان صرف کردیم همین هست که از اسمش باید بدانیم که ما باید چه نوع رابطهای را با شیطان برقرار بکنیم و چگونه از یاد خداوند برای دور کردن او استفاده بکنیم شما اگر دقت کرده باشید زمانی که ارتباط شما گرم و صمیمی هست با خداوند بدون اینکه بخواهید فشاری به خودتان بیاورید دلتان نورانی است پاک هست.@ مثلاً مواقعی که به حسینیه، مسجد به حرمهای مطهر میروید یا ایام خاص یا مکانهای خاص یا زمانهای خاص مثلاً ماه مبارک رمضان، محرم، صفر میبینید که در ایام خاص شما قلبتان پاکتر هست آمادهتر هستید به خاطر اینکه توجهتان به هدفتان بیشتر هست آنطور موارد شیطان هم تسلطی بر انسان ندارد نفوذ و وسوسهای هم نمیتواند بکند.@ پس ما باید دقت بکنیم که خودمان ارتباطات را با مکانهای خاص، زمانهای خاص، و افراد خاص، دوستان خاص حفظ بکنیم تا اینکه شیطان نتواند بر ما تسلط پیا بکند در مثلاً انتخاب دوست داریم که از حضرت مسیح(ع) سؤال کردند(مَن نُجالِس یا رُوحَ الله) از او سؤال کردند که ما با چه کسی مجالست بکنیم؟@ فرمود(مَن یُذَکِرُکُمُ الله رُؤیَتُه) کسی که دیدنش شما را به یاد خدا میاندازد و همچنین فرمود کسی که شما را به یاد آخرت میاندازد این در مورد نامگذاری شیطان هست. حالا بحث این هست که چرا اساساً دست شیطان برای ایجاد وسوسه باز گذاشته شده شیطان بعد از اینکه رانده شد و ناامید شد از رحمت خدا، از خداوند خواست که خداوند به او فرصت بدهد.@ (رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ) خدایا به من تا روز قیامت فرصت بده خداوند هم فرمود که(فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ) اما نه تا قیامت(إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ) تا یک وقت و زمان مشخصی به تو فرصت میدهیم که در روایات آمده(يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ) روز ظهور امام زمان(ع) هست که بعد از آن شیطان دیگر وسوسهای هم نمیتواند بکند.@ از این کلمه که(رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ) توجه داشته باشیم که شیطان هم خداوند و توحید را قبول دارد و هم قیامت را قبول دارد بنابراین توجه بکنیم زمینهای هست برای بحث در حمله سمت راست که بعداً توضیح میدهم اینکه اینطور نیست که اگر کسی معتقد به خدا و معاد بود و پیامبر را قبول داشت صفات الهی را قبول داشت.@ خیلی وقتها شیطان به اسم خدا قسم میخورد(فَوَعِزَّتِكَ) (فَبِعِزَّتِكَ) قسم میخورد به عزت خداوند، اصول دینش شیطان کامل است اگر کسی این اعتقادات را داشت مورد وسوسه قرار نخواهد گرفت اینطور نیست بلکه انسان علاوه بر این اعتقاد باید عمل و ارتباطات متناسب با این اعتقاد را داشته باشد(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) کافی نیست.@ (وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) یعنی آن عمل هست که این ایمان را تأیید میکند و الا اگر ظهور نداشته باشد معلوم است ایمانی هم نیست پس این حرف حرف بیجایی هست که دلت پاک باشد ما حالا خدا را قبول داریم حالا نماز هم نخواندیم نخواندیم.@ حجاب را هم رعایت نکردیم نکردیم یعنی کافی نیست با دل نمیشود حرکت کرد بلکه از ما حتماً عمل متناسب با اعتقاد و ایمان هم خواسته شده شیطان این فرصتی که خداوند تبارک و تعالی به او داد چند تا نکته را در این رابطه باید خدمت شما عرض کنم یکی اینکه حیطه نفوذ شیطان چیست.@ آیا واقعاً به شیطان فرصت داده شده که بیاید ما را به سمت جهنم بکشاند تسلطی بر ما دارد یا نه؟ نص قرآن این هست که شیطان هیچ نوع سلطهای بر انسانها ندارد یعنی به هیچ وجه جبری را نمیتواند برای انسانها ایجاد بکند پس به این چند بحث توجه بکنید اینکه در این فرصتی که خداوند به شیطان داده باید چند نکته را توجه بکنیم.@ 1 ـ اینکه شیطان اگر مهلت داده شده که بعد در مورد فلسفه همین مهلت دادن هم توضیح خواهیم داد تسلطی بر انسان ندارد من چند آیه را از قرآن کریم در همین رابطه بخوانم سوره مبارک ابراهیم آیه 22 (وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ).@ در قیامت شیطان به انسانها میگوید خداوند به شما وعده حق داد من هم به شما وعده باطل دادم ولی وعدههایم همهاش دروغین بود(وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ) من هیچ نوع تسلطی بر شما نداشتم.@ این را(وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ) در جای دیگری هم آمده که خدمتتان عرض میکنم گاهی وقتها سلطان را به برهان معنا کردند گفتن که من وقتی به شما وعدههای دروغ میدادم شما را از آخرت و خدا و قیامت غافل میکردم هیچ دلیل و برهانی برای شما نمیآوردم.@ در آیات دیگری هم در قرآن همین را میگوید(إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ) که پیروان شیطان فقط ظن و گمان را اوهام و خیالات خودشان را میگرفتند و پیروی میکردند آنهایی که میگویند قیامت نیست خدا نیست و آخرت نیست.@ هیچ کدام برهان و دلیل نمیآورند بلکه از روی هوا و هوس خودشان(يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ) برای همین هم سؤال میکند که قیامت کجاست چه موقع قیامت است در سوره قیامت همین را میگوید، میگوید چون انسان دوست دارد که فسق و فجور بکند.@ برای همین میخواهد انکار بکند که با این انکار خودش را راحت بکند تا بتواند به فسق و فجور خودش بپردازد سؤال میکند قیامت کجاست اما دلیلی هم نمیاورد و تفسیر دوم این هست که(وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ) من تسلطی بر شما ندارم و نداشتم تسلطی برای من نبود من تسلطی بر شما نداشتم.@ (إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي) مگر اینکه من فقط شما را دعوت میکردم وسوسهای میکردم چیزی به ذهن شما میانداختم شما هم من را دوست داشتید که دنبال من بیایید(فَاسْتَجَبْتُمْ لِي) شما دعوت من را اجابت میکردید و الا در مقابل دعوت ما دعوتهای دیگری هم بود دعوت خدا، انبیاء، عقل، فطرت هست.@ پس نکته دوم بعداً در موردش صحبت میکنیم این هست که در مقابل وسوسه شیطان ما نیروهای دیگری هم داریم که به ما الهام میکنند که عبارتند از فرشتگان و خداوند تبارک و تعالی که آنها حضور دارند و به قلب ما چیزهای خوبی را وارد میکنند که در این باره هم بعد صحبت خواهیم کرد.@ (فَلا تَلُومُونِي) شیطان میگوید من را ملامت نکنید که هر کاری را گردن من بیاندازید بگویید شیطان باعث شد ما اینطوری بکنیم(وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ) خودتان را ملامت بکنید اگر من توانستم شما را فریب بدهم برای این هست که شما هم خودتان از این فریب خوشتان میامد دوست داشتید به این سمت بروید و خودتان زمینه را فراهم کردید.@ من فقط یک وسوسه میکردم یک دعوت میکردم یک حمله اولیه بود بعد وقتی که من این فکرها را در ذهن شما میانداختم شما به دنبال این فکر میرفتید برای همین هم در حدیث داریم که امیرالمؤمنین(ع) فرمود وقتی فکر گناه به سراغ شما میاید فکرتان را دنبال نکنید و اگر کسی زیاد در چیزی فکر بکند آلودهاش میشود.@ ذهنتان را دنبال آن فکر نبرید خیالاتتان را دنبال این فکر نبرید کنترل بکنید چون وقتی در مورد یک چیزی فکر بکنید مثلاً یک گمان بد نسبت به کسی داریم در موردش فکر میکنیم یواش یواش این ظن تبدیل به سوءظن میشود یعنی گمان تبدیل به گمان بد میشود.@ بعد هم نتیجهگیری میکنی و بعد هم بر اساس آن نتیجه عمل میکنی اگر یک موقعی وسوسهای نسبت به کسی در ذهن ما ایجاد شد فکرمان را باید کنترل بکنیم یا وسوسه نسبت به یک گناهی اگر ایجاد شد یا تصمیم بدی، کار غلطی، اختلافی، دعوا و درگیری ایجاد شد انسان باید مواظب باشد که زیاد در موردش فکر نکند.@ و عواملی هم که آن فکر را در انسان ایجاد میکنند و وسوسه میکنند مثل یک رفیق بد و ناجنس ارتباط را کم کنیم و ضعیف کنیم قطع بکنیم که آن فکر زیاد تولید نشود شما میدانی که هر وقت پیش این دوستت میروی سردت میکند اذیتت میکند حرفها و افکارش تو را به هم میریزد ارتباطت را با او قطع کن.@ خودت هم دوست داری میروی یواش یواش خوشت میاید که این وسوسهات بکند خوشت میاید که این این حرفها را به شما بزند خودت خودت را دور نگه میداری ولی یک کاری میکنی که او برایت شرائط را فراهم بکند او به تو تعارف بکند او برای شما اسباب گناه را فراهم بکند میگوید رابطهات را قطع کن.@ (فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ) خودتان را ملامت بکنید پس ما دستگیره برای شیطان ایجاد میکنیم. سؤال: الان ما میلیاردها انسان داریم در کره زمین که خدا را قبول دارد آیا شیطان دوست دارد که انسانها به خدا معتقد باشند یا نه؟ دوست ندارد، صدها میلیون انسان الان موحد هستند نماز میخوانند روزه میگیرند حج انجام میدهند.@ شیطان این را دوست دارد یا ندارد؟ دوست ندارد، صدها هزار ما شهید داشتیم که در راه خداوند خودشان را فدا کردند به عشق خداوند، شیطان دوست داشت که اینها شهید بشوند یا دوست نداشت؟ دوست نداشت که اینها به مقام شهادت برسند.@ خیلی گناهان دیگر هم هست که الان دوست دارد ما انجام بدهیم دوست دارد نعوذ بالله ما قمار بکنیم قتل بکنیم مشروب بخوریم کارهای دیگر بکنیم، موفق شده یا نشده؟ در خیلی از ما موفق نشده اصلاً ما فکر این گناهان هم به سرمان نمیزند دوست دارد این کارها را بکند اما هنوز نسبت به خیلی از مردم جهان چیزهایی را که دوست دارد موفق نبوده پس تسلط آنچنانی ندارد.@ وقتی دهها میلیون نفر در سراسر کشور میروند عزاداری میکنند میروند نماز جماعت برپا میکنند، او دوست دارد این انجام بشود یا نه؟ نه دوست ندارد ولی دوست هم ندارد کاری نمیتواند بکند واقعاً زورش نمیرسد تسلطی ندارد که جلوی این انسانها را بگیرد نمیتواند وسوسه بکند که نرو، چرا؟@ چون در وجود این انسانها دستگیرهای در آن بخشهایی که شیطان دوست دارد وجود ندارد ما بعضی از گناهان را هم مرتکب میشویم آنجا که مرتکب میشویم خودمان دستگیرهاش را فراهم میکنیم تا او بتواند بگیرد و اذیت بکند کافی است ما آن دستگیره را از بین ببریم وقتی آن دستگیره را از بین بردیم دیگر وسوسهای هم وجود ندارد.@ من الان میخواهم با دست خودم میز را بگیرم وقتی میخواهم میز را بگیرم دست من با کف صاف میز هیچ تناسبی ندارد لذا نمیتوانم میز را بگیرم و تکان بدهم اما اگر بخواهم از اینطرف بگیرم وقتی از اینطرف میگیرم میبینم که با ساختار دست من تناسب دارد کنار میز.@ میتوانم بگیرم و به آن ضربه وارد کنم یا آن را حرکت بدهم شیطان هم اینطوری است. الان خیلی از ما فکر شراب خوردن اصلاً حالمان را به هم میزند، ولی شیطان هم دوست دارد که ما شراب بخوریم یا دوست ندارد؟@ دوست دارد وسوسهای هم نمیتواند در ما بکند میلیونها انسان آمدند زندگی کردن یکبار هم لب به شراب آلوده نکردند پس چرا شیطان با آنها نتوانست این کار را بکند؟ برای اینکه آنها دستگیرهای در وجودشان برای شیطان قرار نداده بودند لذا آنطور جاها که دستگیره ندارد نمیاید سرمایهگذاری بکند خیلی دوست دارد خیلیها نماز نخوانند از بانوان حجاب را رعایت نکنند.@ میبینید الان دهها میلیون بانو در اینجا و در خارج از کشور دهها میلیون هستند از بانوان که حجاب اسلامی دارند، دوست ندارد که اینها بیحجاب و بیحیا شوند؟ بله، چرا نمیتواند؟ چون دستگیره در وجود این بانوان ندارد توان وسوسه کردن را ندارد آن بانوان هم حتی به خیالشان نمیاید که یک روز بخواهند حجاب را کنار بگذارند.@ بنابراین شیطان میگوید(وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ) خودتان را ملامت بکنید من آنجایی که توانستم شما را وسوسه بکنم شما با آن گناه سنخیت برقرار کرده بودید زمینه را خودتان فراهم کرده بودید دستگیرهها را خودتان ایجاد کرده بودید پس اگر شیطان تسلط داشت الان میتوانست ما را به هر جایی که میخواست ببرد هر کاری بکند نمیتواند این کار را بکند.@ هزاران واجب را میخواهد از ما بگیرد و نمیتواند انجام بدهد عقائد خوب و قشنگ را میخواهد از ما بگیرد و نمیتواند تا آخر هم با خودمان میبریم، نه فقط در مورد ما، در مورد دهها و صدها میلیون انسان همینطور هست در مورد میلیاردها انسان همینطور هست که خیلی چیزها را دوست دارد اینها انجام بدهند.@ فسق و فجور و فساد و قتل، ولی نمیتواند شیطان توان ندارد(وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ) من تسلطی بر شما نداشتم این یادمان باشد که زمینه و دستگیره گناه و وسوسه را شیطان فراهم میکند نفس ما یعنی ما یک نفس اماره داریم که این در درون ماست غیر از شیطان است نفس درونی است از شئون خود ما هست و عملش هم درونی است.@ شیطان یک موجود خارجی است یعنی یک شخصیت و موجود خارجی است ولی عملش درونی هست در فکر وسوسه میکند بنابراین من اگر نفس خودم را بتوانم کنترل بکنم و دستگیره گناه را از بین ببرم در وجود خودم آن وسوسه خارجی هیچ تأثیرگذار نیست.@ کما اینکه در مورد صدها و میلیونها و میلیاردها انسان در بسیاری از موارد وسوسههای او مؤثر واقع نمیشود اگر جایی شیطان موفق بود به خاطر این هست که در نفس ما نسبت به حمله شیطان و آن فکری که شیطان تولید میکند یک دستگیره و شباهت و سنخیت وجود دارد.@ کافی است ما آن دستگیره را از بین ببریم آن ارتباط و رفتار و آن منشأ تولید گناه را از بین ببریم بنابراین وسوسه از بین میرود(فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ) من امروز دیگر نمیتوانم به فریاد شما برسم شما هم نمیتوانید به فریاد من برسید چقدر حرفهای تلخ و تندی هست.@ بعد تازه شیطان میگوید(إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ) من کفر میورزم قبول ندارم اعتقاد ندارم به آنچه که شما من را شریک خودتان میکردید اینکه بگویید عامل گناه و معصیت و شریک ما آن کسی که ما را آلوده کرد شیطان بود من این را قبول ندارم شیطان میگوید(إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ) شما من را شریک خودتان میکنید.@ نه من در حد یک وسوسه بودم شما عقل و فطرت و شعور داشتید خدا و پیغمبر و خیلی چیزهای دیگر بود چرا به حرف آنها گوش نکردید فقط یک وسوسه ما بود و شما یک موجودی بودید که هیچ نوع کششی به سمت آخرت و ابدیت و خدا نداشتید.@ بله شما چند برابر من هر کدامتان نیرو داشتید اگر من یک وسوسه داشتم فرشتهها هم الهام داشتند برای همین حضرت میفرماید خداوند برای وجود انسان در دل انسان دو گوش قرار داده در جان انسان، یک گوش برای وسوسه شیطان یک گوش برای الهام فرشتگان، شما چرا بخش الهامش را توجه نکردید.@ بارها شده بود در درون خودتان تضاد ایجاد شده بود که این کار بد است این کار خوب نیست خدا خوشش نمیاید خودت هم میفهمی که خدا خوشش نمیاید این را درک میکنید چون قرآن میفرماید(وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها) خداوند وقتی نفس را ساخت فجور و تقوا را به آن الهام کرد.@ یعنی خودش میداند فجور و تقوا، خوب و بد ذاتی است در واقع به قول بزرگان حُسن و قبح ذاتی هست یعنی همه این را میفهمند همه این را درک میکنند نگویید که تو آمدی ما را وسوسه کردی به اینجا کشاندی فرشتهها هم در مقابل هستند.@ هیچ وقت ما به سمت کار بد دعوت نمیشویم مگر اینکه حتماً در درون خودمان تضاد داریم اینطور نیست که بگوییم این کار بد است برویم انجام بدهیم و خودمان هم آگاه نباشیم که این کار بد است، مگر میشود! همه میدانند که این کاری را که دارند انجام میدهند خدا دوست دارد یا ندارد.@ (إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ) شما من را شریک گناه خودتان نکنید شما خودتان دوست داشتید حرفهای من را گوش بکنید خودتان دوست داشتید اطاعت من را بکنید خودتان دوست داشتید در لشکر من بیایید(إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ).@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 014 - دشمنشناسی (اسلامشهر)
متن کامل (خام) جلسه 014 - دشمنشناسی (اسلامشهر)