دشمن شناسی تاریخ ندارد.
ما حرکتی به سمت آخرت و ابدیت داریم. که این حرکت، حرکت فیزیکی نیست. حرکت از مکانی به مکان دیگر نیست. دنیا توسط آخرت احاطه شده است. همان طور که رحم مادر بوسیله دنیا احاطه شده است. دنیا و آخرت فاصله فیزیکی و مکانی از همدیگر ندارند. مراتب یک حقیقت هستند. حرکت ما نوعی شدن است. مثل شدن جنین در رحم مادر. صیرورت است. انکم الی الاخره صاعرون و علی الله معرضون. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند شما به سوی آخرت در حال شدن هستید. سائر به معنای سیر کردن. صائر با صاد. به معنی شونده. در حال شدن هستید. صیرورت. دارید مرحله به مرحله تکامل پیدا می کنید تا به سمت آخرت برای شرایط زیستی آخرت آماده بشوید. مثل صیرورت یک نطفه در رحم مادر که لحظه به لحظه صورت پذیری می کند تا برای زندگی در شرایط زیستی دنیا آماده باشد. نفس ما و روح ما در رحم دنیا در حال شدن است. توسط حواس پنجگانه دیدنی ها شنیدنی ها خوردنی ها لمس کردنی ها چشیدنی ها افکار عقائد و اندیشه روح دائما در حال شکل گیری و شدن هست. کسی پیروز هست که در نهایت بتواند یک روح سالم بسازد. یوم لاینفع مال و لابنون الا من اتی الله بقلب سلیم. فقط قلب سلیم برای شرائط زیستی آخرت که با او ما هیچ فاصله مکانی نداریم، به درد می خورد. در این مسیر ما یک سلسله عواملی هست که به شدن کمک می کند. یعنی جز شرایط و لوازم شدن هست. مثل دانه سیب هست که اگر ما بخواهیم یک درخت سیب کامل بشود باید به یک نحو خاصی در زمین کاشته بشود تغذیه بشود، آب و نور و کود بهش برسد. خوب پرورش پیدا کند. مراقبت ازش بشود. پس یک سلسله شرایط و لوازم دارد. یک سلسله آفات دارد که اگر آن آفات بهش توجه نکنیم می تواند به درخت سیب لطمه بزند. و نگذارد یک سیب خوب از کار دربیاد یا اصلا سیب بشود. یک سلسله عوامل تسریع کننده در رشد سیب وجود دارد. کما اینکه سلسله ای از اسباب وعلل کند کننده وجود دارد که می تواند در رشد سریع او تاثیر بگذارد.
در حرکت به سمت آخرت ما همین جوری هستیم. چون یک موجود حقیقی است. حرکت ما حرکت اعتباری نیست. یک حرکت حقیقی است. در این سلسله شرایط ریاضی شرایط زیستی و حقیقی ما داریم رشد می کنیم. کوچکترین جذب ما و کسب ما روی ما اثر می گذارد. شنیدنی هایمان دیدنی هایمان خوردنی هایمان افکارمان هر چیزی. اعمال ما تماما نقش دارد. و من یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذره شراً یر. یعنی خیر و شر کمش هر چقدر کم و کوچک باشد در نفس انسان اثر می گذارد. همه چیز. بنابراین ما دائما در حال شدن هستیم. حالا برای اینکه ما بتوانیم متناسب با شرایط زیستی آخرت تربیت بشویم احتیاج به هدایت خداوند تبارک و تعالی داریم که مجموعه این عوامل و مراتب خلقت را خودش خلق کرده و طراحی و ساخت کرده. یعنی مرحله قبل از دنیا، دنیا و سیستم های بعد از دنیا. هم سیستم های قبل از دنیا را خلق کرده. هم سیستم های دنیا را خلق کرده، و هم سیستم های بعد از دنیا را خلق کرده. روابط ریاضی اینها را جلسه قبل توضیح دادیم. همه این روابط ریاضی را هم او قرار داده. بنابراین او می تواند شما در حرکت به سمت ابدیت ورودی هایتان و آن چیزهائی که باید کسب کنید که چه چیزهای باشد تا شما دقیقا متناسب با شرایط زیستی آخرت تربیت بشوید. مثل جنین. جنین هر چیزی را که از مادر دریافت می کند میگیرد و تبدیل می کند. عضوسازی می کند یا خوب یا بد. ما الان جنین هائی داریم که 5تا سر داشتند موقع تولد. بعضی دو تا سر دارد، یک سر دارد با دو چهره. بعد هشت دست و پا دارد. یااصلا هیچ دست و پای ندارد. اصلا سر ندارد. دست و پا ندارد. هیچی ندارد. فقط بعد از نه ماه یک تکه گوشت بیرون آمده. متولد شد هیچ شباهتی به انسان ندارد.این پس در رحم مادر در حال شدن بودن در حال شکل گیری بوده ولی متناسب با دنیا تربیت نشده. متناسب با دنیا ساخته نشده. قواعد و قوانینی که بر این حاکمیت داشته شرایط رحمی نوع غذایی که مادر خورده و خیلی از کارهای دیگر، آن طور نبود که این را متناسب با شرایط زیستی دنیا تربیتش کند و بسازد. در حرکت به سمت آخرت هم خداوند به ما اطلاعات تخصصی بدهد که شما چه چیزهائی را کسب می کند و چه چیزهائی را مطلقا کسب نکنید. چون در نظام ابدی شما در نظام برزخی و قیامتی شما تاثیرگذار است. آنجا حساب می کنند هر چیزی که شما جذب کردید. ببینید یک جنین که متولد می شود دنیا صریحا روش حساب می کند. یک بند انگشت اضافه آورده باشد یک ابرو کم آورده باشد یک مژده کم آورده باشد دنیا کاملا عکس العمل نشان می دهد. این جور نیست دو جور تولد صورت بگیرد هر دو هم یکی باشد. یعنی یک نوع برداشت از دنیا داشته باشند. خیر. چون شرایط زیستی دنیا ثابت است هر جنینی هر چی کسب کرده نشان می دهد خودش را اینجا که آنجا چیکار کرده. محاسبه می شود اینجا. محاسبه تکوینی هم می شود. همان طور که وقتی ما از اینجا متولد می شویم به عالم برزخ عالم قبر و ملکوت محاسبه ما و حساب و کتاب های ما حساب و کتاب های کتبی و شفاهی نیست که فکر کنیم آنجا یک کسی می آید یک نامه ای دستش می گیرد مثلا از ما سوال می کند که ما مثلا حفظ کنیم و بگوییم حالا این سوال ها و ما یاد بگیریم و اینجا حفظ کنیم. نیست. آنجا فرشته ها و قوای آن عالم محاسبه تکوینی می کنند. حساب قیامت حساب قبر آیات زیادی را ما داریم. در روایت و آیات زیادی داریم که حساب و کتاب آنجا شفاهی و لفظی نیست. حساب و کتاب تکوینی هست. یعنی ساختار وجودی تو را بررسی می کنند. اقرا کتابک کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا. هیچ حساب و کتابی غیر از آن نیست. تکوینا تو مورد محاسبه قرار خواهی گرفت. تکلیف روشن است. به محض اینکه شما متولد بشوید آن طرف همان که جنین متولد می شود این طرف می آید بلافاصله معلوم می شود دوران رحمی در تمام این نه ماه چی کسب کرده و چیکار کرده. در ما هم همین طور است. به محض اینکه از اینجا متولد شویم سریعا معلوم می شود. برای همین هم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید من مات فقد قامت قیامته. به محض اینکه شخص از اینجا آن سمت می رود قیامتش برپا می شود. محاسباتش شروع می شود. معلوم است که چه جوری رفته. پس خداوند باید اطلاعات تخصصی را در اختیار ما قرار بدهد. اگر در قرآن دقت کرده باشید یک اصطلاحی بکار می برد که با اصطلاح جنین در رحم مادر خیلی کاملا تطبیق می کند. می گوید آنچه شما آنجا می بینید جزاءً بما کانوا یکسبون. آنچه کسب می کنید مثل جنین. جنین هر چی که کسب می کند از طریق رحم مادر در دنیا نشان می دهد. بنابراین، ما هر چقدر از طریق خوردنی هایمان دیدنی هایمان شنیدنی هایمان افکارمان عقائدمان اندیشه مان اخلاق مان جذب نفس بشود تثبیت می شود. بلافاصله شرایط زیستی آخرت روش حساب باز می کند و نشان می دهد. جزاءً بما کانوا یکسبون. آخرت نوع زندگی ما مساوی است با نوع مکتسبات ما. هر چی کسب بکنی، همان را خواهی دیدآنجا . برای همین قرآن می گوید فمن یعمل مثقال ذره خیراً یرهُ. همان را که کسب کرده را می بیند. فمن یعمل مثقال ذرة شراً یرهُ. اگر کار بدی کرده باشید خود همان بدی را می بینید. دقیقا مثل حرکت جنین که می بینمش. یک حدیثی هست فارسی است. تعدادی از ایرانی ها خدمت امام صادق علیه السلام رسیده بودند حضرت برایشان فرمایش و سخنرانی فارسی کرده بودند. این قسمت از این فرمایش امام صادق این هست که فرمودند: «هر چی بکاری همان می دروی» گندم از گندم بروید/جو ز جو.
پس ما باید بدانیم شرایط زیستی آخرت چی هست که ما اینجا چه نوع کسب هائی داشته باشیم. آیا هر کتابی می توانیم بخوانیم. هر چیزی را می توانیم ببینیم هر چیزی را می توانیم بخوریم، با هرکسی می توانیم ارتباط برقرار کنیم، باهر کس می توانیم ازدواج کنیم، هر نوع اخلاقی می توانیم داشته باشیم، هر نوع تفکری می توانیم داشته باشیم، هر نوع عقائی درست هست یا نه، خداوند مجموعه هر سه سیستم را خلق کرده؛ قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا را، او چون مجموع را نگاه می کند کل مسیر از خدا تا خدا را می بیند. بنابراین او اطلاعاتی که به ما می دهد دقیق ترین اطلاعات است. یعنی با توجه به شرایط زیستی ابدی ما قوانین دینی را اینجا برای ما تنظیم می کند. دقت کنید. براساس ساختار ریاضی قبل از دنیا ،دنیا و آخرت و ابدیت به ما یک حکم می دهد. مثلا فرض بفرمائید که طلا برای مرد حرام است. مثال. این نوع گوشت ها حرام است. این نوع غذاها حرام است. این نوع غذاها اشکالی ندارد. این نوع کارها واجب است. این کارها مستحب است. پس دقت کنید با یک ساختار کاملا ریاضی دین به ما عرضه می شود. باز تاکید می کنم. نفس انسان کاملا دیده شده در برنامه دینی. نظام سه مرحله قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا دیده شده، براساس روابط این ساختار انسان، با آن مراحل و هدف خلقت دستورات تعریف شده و برای ما فرستاده شده.
حالا اگر خاطر شریفتان باشد جلسه گذشته گفتیم ما هفت دسته اطلاعات تخصصی لازم داریم تا بتوانیم یک حکم را اعلام کنیم. باید و نباید، کیفیت دستورات اسلام را باید اعلام کنیم. و گفتیم غیر از خداوند هیچ کس این هفت دسته اطلاعات تخصصی را در دست ندارد و خداوند این هفت دسته اطلاعات تخصصی را فقط در اختیار معصومین قرار داده که به ما برساند و ابلاغ بکنند.
هر نوع مقاومت در برابر اطلاعات تخصصی، زیر بار نرفتن نپذیرفتن این قواعد تخصصی هر نوع مقاومت در مقابل این دستورات را اصطلاحا چی بهش میگوئیم؟ گناه. پس دقت کنید گناه یک امر اعتباری نیست که فکر کنیم خدا آنجا نشسته همین جوری عشقش این بوده که نماز بخوانیم. گفته ما باید نماز بخوانیم، روزه بگیریم، من می گویم این کار را نباید بکنید. گوش کردید بهشت می روید گوش هم نکردید جهنم می رید. نه. براساس حب بی نهایت خداوند به ما دقت کنید براساس حب بی نهایت خداوند به ما و برای اینکه ما در نهایت به کمال مطلق و بی نهایت برسیم، این سلسله قواعد و قوانین تحت عنوان دین به ما عرضه شده است. شما اگر یک ساختار را رعایت کردید شدن تان شدن آخرتی و ابدی و بهشتی است. اگر رعایت نکردید به میزان تخلفی که دارید می کنید از شدن باز می مانید. مثل دانه سیب است. مثل جنین است که جنین به میزانی که از قواعد یک تولد سالم تخلف می کند، گناه می کند. ولی گناه او گناه عمدی نیست ولی اثر می گذارد روی جنین. یعنی اگر شما دیدید جنینی شش انگشتی به دنیا آمد، دو سر داشت، دو چهره داشت، سر نداشت اصلا ،چهارتا دست و پا داشت، یا بیماری های دیگر داشت، معلوم است از قوانین دقیق تولد سالم تبعیت نکرده. این را گناه می گویند. پس گناه یک امر حقیقی است. دقت کنید. امر اعتباری نیست. یعنی شما به محض اینکه قانون خدا بهت عرضه می شود مقاومت می کنید و تخلف می کنید، در نوع شدنت و نوع تولدت به آخرت اثر می گذارد. این گناه می گویند. معصیت. فسق. خروج از حد طبیعی. پس گناه این است. توجه بفرمائید.
گناه چی شد؟ تخلف از قواعد ریاضی حرکت انسان به سمت ابدیت. حالا ما در این حرکت با یک دشمنی روبرو هستیم به نام شیطان. که شیطان هم براساس ساختار ریاضی و وجودی ما سر راه ما قرار گرفته. ساختار ما را خوب می شناسد. سر راه ما قرار گرفته. اما چرا سر راه ما قرار گرفت؟ اصلا شیطان کی هست؟ جلسه گذشته توضیحاتی در مورد شیطان دادیم. من دیدم اگر من بخواهم یک توضیح خوب و کاملی بدهیم بهتر است از فرمایش خود معصومین علیهم السلام در این زمینه استفاده کنیم. قسمتی از خطبه 192 خطبه قاصعه امیرالمومنین را انتخاب کردم براتون، این خطبه را می خوانم . شیطان را خوب معرفی کرده. ما این را بشناسیم. روابطی که او با ما برقرار می کند خوب بشناسیم تا انشاله برویم سراغ بحث های بعدی درباره فلسفه خلقت شیطان. فلسفه وجودی شیطان که اصلا این موجود برای چی هست. برای چی با ما ارتباط دارد. دانستن این خیلی مهم هست. وقتی این را دانستیم ماهم می توانیم با شیطان ارتباط سازنده برقرار کنیم. مثل ارتباط سازنده با بسیاری از عناصر خلقت که اگر شما بلد بودید با آن ارتباط سازنده برقرار کنید به نفع شما تمام می شود. مثل سیل یک زمانی مخرب است وقتی آدم نمی داند باهاش چیکار کند. اماسیل می شود نعمت. آب و جریان آب نعمت می شود. کی؟ زمانی که می دانیم باهاش باید چیکارکنیم. وقتی فهمیدید باید باهاش چیکار کنیم ازش برق می سازیم. این آب و سیل را یکجا راهنمائی می کنیم. سدش باهاش می سازیم. از انرژی اش استفاده می کنیم ازش برق می گیریم. خود برق می تواند خطرساز باشد. می تواند نعمت باشد. بسته به اینکه بلد باشی چه جور مهارش کنی. اگر مهارش کردی خوب به نفع شمامی شود. روشنائی می شودو انواع و اقسام کمک ها می شود که به انسان می کند ولی اگر بلد نباشی ازش ارتباط برقرار کنی مضر و کشنده است. مثل آتش. آتش هم یک نعمت است و یک مخلوف خداست وقتی شما بلد باشی ازش درست استفاده کنی یک نعمت است. اما اگر بلند نباشی سوزاننده است.
شیطان هم همین طور است. توضیح مفصل تر خواهم داد خدمتتان. شیطان هم یکی از مخلوقاتی هست که دو وجهی است. راجع به دو وجهی بودنش توضیح می دهم. اگر ما ندانیم باید با این چیکار کنیم، نشناسیمش، ارتباطمان را با او غلط باشد، منجر به گمراه شدن و فریب ما می شود ولی اگر ما بتوانیم با شیطان درست ارتباط برقرار کنیم یعنی نحوه ورودش به خودمان و نحوه تولید فکر را بشناسیم، قواعد مهندسی فکر را بشناسیم و بدانیم الان که من مثلا به فلان موضوع فکر می کنم شیطان هست یا فرشته است. شما غیر از شیطان فرشته هم دارید. در این باره توضیح خواهم داد. همان طور که شیطان برای ما تولید فکر می کند فرشته ها هم تولید فکر می کنند.
من باید دقیقا بدانم که الان کدام .... خیلی مبارزه قشنگی هم هست این. مبارزه حقیقی و فوق العاده زیباست. حالا وقتی جلوتر می رویم با ترفندها که آشنا می شویم می بینیم که چقدر این داستان، داستان هیجان انگیزی است که ما صبح از خواب بلند می شویم در این میدان حقیقی تازه صبح هم که از خواب بلندمی شویم دیشب هم در یک میدان حقیقی در خواب بودیم. شیطان حمله در خواب هم دارد. اینها را بعدا توضیح می دهیم. ما دائما در یک میدان حقیقی مبارزه هستیم. که اگر بلد باشیم با قواعدمبارزه آشنا باشیم ازاین مبارزه ای که او با ما شروع می کند، نهایت لذت و استفاده را می بریم و دائما رشد می کنیم اما اگر در بازی فرمول های بازی یادت برود، غفلت بکنی از قواعد بازی، و بازی حقیقی هم هست. خیلی هم هیجان دارد. اگر از این غفلت کنی می خوری و عقب می افتی.
حالا می رویم سراغ داستان زیبا و شیرین انشاله خداوند هم کمک کند که به بهترین وجه بهره برداری کنیم.
امیرالمومنین علیه السلام در ابتدای خطبه قاصعه می فرماید که دو تا صفت هست که خداوند تبارک و تعالی برای خودش برگزیده. هیچ بنده ای حق ندارد در این دو صفت ادای خداوند را دربیارود.
این صفت مال خداست. می فرماید واختارهم لنفسه دون خلقه. این دوتا صفت را که عبارتست از عزت و بزرگی. اینها را خدا برای خودش انتخاب کرد. چون تنها عزیز و تنها بزرگ کی هست؟ خداوند است. ما نمی توانیم ادعای عزت و بزرگی کنیم.
یعنی شایسته ما نیست اساسا این لباس. اگر قرار باشد جذب عزت و بزرگی بشود. عزت و بزرگی را کی به ما می دهد؟ خودش به ما می دهد. به خصوص عزت و بزرگی در مقابل خدا باشد. یعنی خدا به من می گوید این کار را بکن تا به مقصد برسی. من بگویم نمی خواهم. این کار را بکن تا رشد پیدا کنی من نمی خواهم. دقیقا مثل این است که شما با یک طبیب بسیار حاذق روبرو هستی، طبیب بهت می گویداگر می خواهی خوب بشوی باید این کاررا بکنی. من بهم بربخورد. بگویم من زیر بار دکتر نمی روم . من این آمپول را نمی زنم. من این حرف را نمی زنم. معنای سرپیچی از دستورات یک طبیب حادق چیست؟ اسمش را ما چی می گذاریم؟ معصیت است. یعنی یک دستوری او می دهد حتما برای من خوب و لازم است. اما من مقاومت می کنم به خودم خیانت می کنم. ظلم از همین جا ناشی می شود. تجاوز. فسق فجور و گناه اینها هست. گندگی کردن، بزرگی کردن، تکبر، زیر بار دستور پزشک من نمی روم. با اینکه می دانی حق است ولی من قبول نمی کنم.
امیرالمومنین علیه السلام در خطبه قاصعه می فرماید خداوند این صفت ها را برای خودش انتخاب کرده. نه برای بندگان خودش. اساسا مال خودش هست.ذاتا خدا عزیز است. ذاتا خدا کبیر است. بزرگ است. اکبر هست. هیچ بنده ای نباید وقتی خداوند انقدر دوستش دارد و بی نهایت انسان را دوست دارد و انسان را برای این آفریده که او هم یک مثالی از خدا بشود، یعنی به بی نهایت برسد آن وقت بیاد جلوی خدا مقاومت کند. فضولی بکند. بگوید من تا نفهم برای چی می گویی من قبول نمیکنم. زیربار نمی روم. مگر شما به یک متخصص این حرف رامی زنید. به متخصص 15 سال درس خوانده آن وقت خدائی که رب العالمین هست. خالق کل شی است. یک دستوری به ما بدهد چقدر حماقت است چقدر جهالت است که انسان به خدا بگوید من اجرا نمی کنم. من نمی فهمم. ما در دنیا خیلی چیزهاست که نمی فهمیم ولی عمل می کنیم. کاملا عمل می کنیم. مگر ما ساختار هندسی این دانشگاه را می فهیم. فقط مهندس های که ساختند را می بینیم و قبولش می کنیم و می پذیریم و سرمایه و زمین در اختیارشان قرار می دهیم و می گویم شما فقط بسازید. فضولی در کارشان نمی کنیم. می گوییم باشد هر چی شما بگوید. یک پزشک هم همین طور است.
حالا دقت کنید خداوند بر هر بنده ای که در این دو صفت یکی عزت و بزرگی با او ستیزی نماید لعنت فرستاده. لعنت یعنی دور باد. ما کی از پزشک دور می شویم؟ کی به پزشک نزدیک می شویم؟ زمانی که ما به دستورات یک پزشک اجرا می کنیم به پزشک چی شدیم؟ نزدیک شدیم. زمانی که ازش تخلف می کنیم یا از فرمایش یک استاد یک مربی یک کسی که می دانیم حرفش حق است و ازش تخلف می کنیم چه اتفاقی بین ماو او می افتد؟ دوری. این حالت را لعنت می گویند. دورباد.
یعنی خدا می گوید کسی که قوانین ریاضی من را تبعیت نمی کند از من دور می شود. دقت کنید فکر نکنید لعنتی ک ما می خواهیم بفرستیم یک فحش بخواهیم به کسی بدهیم خدا لعنتش بکند. نه. لعنت یک حقیقت است. بعضی ها از شخصیت ها ملعون هستند. یعنی دور هستند. یعنی با استاندارد سازگاری ندارد. مثلا شما می روید پزشک. پزشک از شما عکس می گیرد، آزمایش می کند، سونوگرافی می کند، اسکن می کند بعد می گوید شما با استاندار سلامت خیلی فاصله دارید. این را بهش می گویند؟ همان حالت ملعون بودن. ملعون بودن یعنی دوربودن از اینکه استاندار ریاضی هست. از یک استاندار حقیقی.
«سپس فرشتگان مقرب خویش را با این دو صفت آزمود» خواهش می کنم دقت کنید چون این بحث فوق العاده حساس است. می خواهیم وارد بحث بسیار مهم شویم. «تا فرشتگان فروتن از گردنکشان جدا سازد پس در حالی از آنچه در دلها پنهان است آگاه می باشد» با اینکه خدا می داند «و به حقائق غیبی پوشیده از نظرها داناست» حالا می خواهد فرشته ها را امتحان کند فلسفه امتحان چی هست این را باید برایتان توضیح بدهیم. «به فرشتگان فرمود: من بشری از گل می آفرینم» توجه کنید. این داستان خیلی داستان زیبائی است و خیلی هم حساس است. «من بشری از گِل می آفرینم هر گاه خلقت او را به پائین بردم و از روح خود در او دمیدم سجده اش کنید. پس تمامی فرشتگان جز ابلیس سجده کردند» این آیه قرآن است. سوره ص/آیه 74-78. «انی خالق بشرا من طین فاذا سویته ونفخته فیه من روحی فقعوا له ساجدین/فسجد الملائکه کلهم اجمعون الا ابلیس. تمام ملائکه بلااستثنا سجده کردند مگر ابلیس. ابلیس جزء فرشته ها بوده. یعنی با ملائکه زندگی می کرده. اما از جنس فرشته نبوده. سوره کهف آیه 50: «کان من الجن ففسق عن امر ربه». آیه اش را برایتان خواندم.
«کبر وخودپسندی به ابلیس روی آورد و بر آدم به آفرینش خود نازید». این لحظه ای است که ما خیلی وقت ها سراغ مان می آید. یعنی خدا به ما می گوید که من خدا به تو می گویم در مقابل آن آدم مهم نیست کی هست، من خدا به تو می گویم در مقابل آن آدم تواضع داشته باش. آن آدم را اطاعت کن. با آن آدم مهربان باش. خدا دستور می دهد. شیطان ببینید شروع اشتباه از اینجاست. یک خدای بی نهایتی است که علیم است، خالق کل شی است. همه را آفریده، شیطان این را هم می داند. شیطان شش هزار سال خدا را عبادت کرده، خدا را قبول دارد که خالقش هست. می داند خدا هم او را خلق کرده هم انسان را . بعد خالق به شیطان و فرشته ها می گوید سجده کنید بر این انسان. همه سجده می کند جز شیطان. شیطان می گوید برای چی سجده کنم. دلیل نمی بینم سجده کنم. می گوید چرا؟ می گوید من برتر از او هستم. مگر می شود یک برتر به یک موجود پست تر سجده کند؟ من از آتش آفریده شدم. خلقتنی من نار. تو من را از آتش خلق کردی. آتش از گِل بالاتر است. به جنبه ظاهری خلقت شیطان توجه می کند. جنبه حقیقی خلقت که از آن روحی که دمیده شده در انسان با آن کاری ندارد. فقط از نظر چی مقایسه می کند؟ از نظر جسم و ساختار ظاهری. کاری با محتوا ندارد. محتوا طوری هست که همه ملائکه کوتاه آمدند. دیدند آن محتوا بر آنها برتر است. این سراغ ما هم می آید که حالا بعدا خدمتتان توضیح می دهد.
«و به ریشه خود که آتش بود بر او تعصب ورزید». تعصب یعنی حساسیت های بیجا. مقاومت های احمقانه بدون منطق. طرفداری کردن، پشتیبانی کردن از چیزی که واقعا قابلیت طرفداری و پشتیبانی ندارد. هر جا تعصب هست تولید کی هست؟ تولید شیطان. روی هر چیزی تعصب هست.
«پیشوایی متعصبان و رهبر مستکبران است. او پایه عصبیت را یعنی تعصب را بنیاد نهاد.» یعنی من با اینکه می دانم طرف مقابل برتری هائی دارد زیربارش نمی روم. مقاومت می کنم. گوش نمی دهم به حرفش. شما نگاه کنید چقدر شاگرد داریم در مقابل استادشان همین جوری هستند. می داند حق با استاد هست او برتر از این هست حرفش هم درست است زیر بار نمی رود. چقدر فرزند داریم در مقابل پدر ومادر تعصب دارد تکبر دارد زیر بار حرف پدر و مادر نمی رود. همسر در مقابل همسر، خواهر و برادر در مقابل همدیگر. دوستان در مقابل همدیگر. صفت، صفت خیلی خطرناکی هست. یعنی هر جا باشد پای شیطان هم در میان هست.
« و بر سر لباس کبریائی با خداوند به ستیز برخاست و آن لباس عزت را به تن کرد و جامه فروتنی را درآورد». عقل می گوید جائی که تو تخصص ندارد در مقابل متخصص باید چی باشی؟ فروتن باشی. باید گوش کنی. تو تخصص نداری او دارد. او می گوید ازاین راه. تو باید چشم بگوئی. در همه تخصص ها طبق اصل اصالت تخصص ما همین را رفتار می کنیم. شما الان عینک تان را می دهید عینک ساز برایتان می سازد. شماره اش را می دهید همین را بزنید تا به چشم تان بزنید. پزشک می گوید این را بخور با این دوز بخور. بله. این فروتنی است.
«نمی بینی که خداوند چگونه او را بخاطر تکبرش کوچک ساخت و به سبب گردن فرازیش به چاه مذلت درانداخت». این سرنوشت در انتظار همه کسانی است که در مقابل خداوند تکبر می کنند. «پس او را در دنیا از رحمت دور کرد و در آخرت برایش آتش فروزان فراهم ساخت».
آتش چی هست؟ آتش ازکجا ایجاد می شود؟ آتش از جهنم از عدم تطبیق با بهشت ایجاد می شود. جهنم ذاتی نیست. خدا فقط یک بهشت را خلق کرده. مثل اینکه در دنیا فقط یک دنیا را خلق می کند. چشم درد خدا خلق کرده یا نه! نه. پا درد کمردرد مخلوق خداست؟ نه. خدا یک ساختار ریاضی ثابت خلق کرده به نام دنیا اگر جنین باهاش تطبیق داشت خوب لذت می برد. درد از کجا ناشی می شود؟ از عدم تطبیق با دنیا ناشی می شود. پس درد خلق کردنی نیست. دردجنبه عارضی دارد. جهنم هم همین طور است.جهنم اگر قرار داده شده یعنی در متن بهشت و باطن بهشت جهنم است. شما اگر از بهشت نتوانید لذت ببرید همان بهشت برای شما چی می شود؟ جهنم می شود. آیه اش این است: «باطنه فیه الرحمه و ظاهره من قبله العذاب» یک حقیقت واحد است که شما وقتی با آمادگی در آن حقیقت می روید و فضا قرار می گیرد، لذت می برید بهشت می شود اما وقتی آمادگی اصلا ندارید چی می شود؟ جهنم می شود. حالا اینها بحث های فرعی است ولی فوق العاده مهم است. اینها را ما باید بدانیم. پس آتش جهنم مال این هست که ما خودمان با بهشت تطبیق پیدا نمی کنیم. عدم تطبیق با بهشت جهنم می شود. پس نتیجه تکبر چی هست؟ اینکه ما تکبر کنیم زیر بار فرمول های حقیقی نرویم نتیجه اش به کی برمی گردد؟ به خودمان. بنده مسواک نمی زنم دندان درد می گیرم. این درد را کی برای من ایجاد کرده؟ خودم براثر عدم رعایت. دکتر می گوید این کار را بکن. مسواک بزن. خمیر دندان استفاده کن. نخ دندان استفاده کن. من استفاده نمی کنم تکبر می کنم تنبلی می کنم بی حوصلگی می کنم زیر بار نمی روم نتیجه اش به خودم برمی گردد. بصورت یک درد فوق العاده شدید و غیر قابل جبران در خیلی از موارد.
توجه فرمودید. جهنم ساخته تکبر است. این یادتان باشد. برای همین در روز قیامت داریم افراد متکبر را خداوند تبارک و تعالی مثل یک مورچه می کند. چرا مثل مورچه می کند این را؟ چون بزرگی کردند. چون دنیا خیلی خودشان را بزرگ می دیدند خدا چیکارشان می کند؟ ریزشان می کند. یادتان باشد هر بزرگی کاذب ریزی و ذلت صادق دارد. یادتان نرود. این فرمول است. هر بزرگی دروغین کوچک شدن و ریز شدن چی دارد؟ صادق و حقیقی دارد. اینجا به دروغ جلوی خدا ایستاد. در مقابل دستورات خدا تکبر کرد و گفت اجرا نمی کنم. نباید این کار را می کرد. نتیجه این شد که ریز می شوی.
می گوید به اندازه مورچه ریزشان می کنم. روز قیامت تحویلشان هم نمی گیرند که بگویند اقلا بیائید برید جهنم. در همین حد. اقلا باهاشون حرف بزنند. می فرماید تمام 50هزار سال قیامت کسی با اینها حرف نمی زنند. اینها فقط زیر دست و پا هستند. آنجا مردنی هم وجود ندارد. می دانیدکه «لایموت فیها و لایحیی». موتی وجود ندارد.این 50هزارسال فقط زیر دست وپا له می شوند ولی نمی میرند. بی نمازها کسانی که نماز نمی خوانند یکی از مصادیق متکبرین هستند. کسانی که نماز نمی خوانند. یا واجبات الهی را رعایت نمی کنند. این متکبر الهی است. دستور بهش رسیده ولی مقاومت می کند. جزء متکبرین هست. برای همین یکی از دردآورترین دردناک ترین عاقبت ها در قرآن، مربوط به بی نمازها و متکبرین هست. کسانی که حکم واجب نماز بهشون رسیده به خودشان احترام نگذاشتند. نماز خوراک اصلی نفس انسان برای حرکت به سمت ابدیت است. نداده به خودش خوراک اصلی را نخورده. یک جنین غذای اصلی اش را نخورد چه اتفاقی برایش می افتد؟ موقع متولد ناقص متولد می شود. خیلی خطرناک است. وقت ما تمام است . انشاله جلسه بعد خطبه را پی میگیرم.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.
36:10 دقیقه کل فایل صوتی است.