جلسه 006 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در جلسه گذشته بعد از بیان ضرورت خودشناسی و اینکه خودشناسی در تمام حیطههای زندگی انسان نقش اساسی را دارد و اگر صورت نگیرد انسان در هیچ مرحله دیگری موفق نخواهد بود در دشمنشناسی در ارتباط با خودش در ارتباط با دیگران در ارتباط با خداوند عامل موفقیت و خوشبختی انسان در هر زمینهای این هست که انسان اول باید خودش را بشناسد.@ در بحث ما که بحث دشمنشناسی هست هم همینطور هست ما اگر بخواهیم دشمنمان را که شیطان هست بشناسیم بدون اینکه خودمان را بشناسیم نمیتوانیم او را بشناسیم و با او ارتباط معقول و پسندیدهای برقرار بکنیم چون او ما را میشناسد قوای ما را هم میشناسد.@ حالا انشاالله در بحثهایی که آینده طرح خواهیم کرد ببینیم که او چقدر از ما شناخت دارد و با توجه به چه شناختهایی به ما حمله میکند یعنی حمله از جلو را برای چه کسی انجام میدهد پس میشناسد ساختار نفس ما را که میتواند حمله از جلو انجام بدهد.@ حمله از عقب را چه موقع انجام میدهد حمله از راست چه موقع است حمله از چپ چه موقع است شما در حملههای نظامی معمولی و متعارف میبینید که زمانی تصمیم حمله گرفته میشود که اطلاعات عملیات رفته باشد شناسایی کرده باشد شناسایی بکند دشمن را وضعیتش را ببیند بعد تأیید بکند که این عملیات به نفع ما تمام میشود بعد عملیات حمله انجام میشود.@ شیطان هم همینطور هست از ما شناخت دارد علت اینکه ما به کرات فریب او را میخوریم و از او ضربه میخوریم در همه حیطههای زندگیمان این هست که ما خودمان را نمیشناسیم یعنی متوجه نیستیم که ما آن موقع که دارد پیام تولید میشود برای ما این پیامها مال اوست این را متوجه نمیشویم.@ موقعی که داریم خواب میبینیم موقعی که داریم خیال میکنیم موقعی که داریم با کسی صحبت میکنیم موقعی که داریم با یک کسی بحث میکنیم اصلاً متوجه نمیشویم که او دارد این فکرها را تولید میکند انواع و اقسام فکرها رنگهای مختلف طعمها و بوهای مختلف.@ ولی اگر من خودم را ورودیهایم را بشناسم متوجه میشوم که افکاری که آشنا هست مال خودی هست با افکاری که غریبه هست سراغ من میاید سازگار با من نیست کدام افکار هست بنابراین با مهندسی فکر در آرام نگه داشتن فکر تا شناخت نداشته باشم موفق هم نخواهم بود.@ اصل اصالت تخصص را خدمتتان عرض کردیم این بود که اصل اصالت تخصص یک اصل عقلی و فطری هست که در نهاد همه انسانها هست و به ما میگوید که ما در برخورد با یک سیستم یک موجود نظاممند در چهار مرحله تعریف، راهاندازی، بهرهبرداری و اصلاح و تعمیر بعد از خرابی.@ در درجه اول نیاز به سازنده سیستم داریم اطلاعاتی که سازنده سیستم میدهد و در درجه بعدی نیاز داریم به متخصصینی که از طرف سازنده نمایندگی مجاز دارند مثالی که عرض کردیم این بود که اگر شما یک اتومبیل را از شرکت الف بخرید بعد این اتومبیل خراب بشود شما به شرکت زنگ بزنید بگویید که ما این را بردیم نمایندگی معتبر و این را درست تعمیر نکردند.@ او از شما میپرسد که این را پیش کدام یک از نمایندگیهای ما بردید میگوییم بردیم پیش شرکت ب، از شما نمیپذیرد میگوید ما شرکت الف هستیم و شما باید به نمایندگیهای شرکت الف مراجعه بکنید نه شرکت ب، شرکت ب یک اتومبیلهای دیگری تولید میکند با سیستمهای دیگری، این اصل در همه جنبهها رعایت میشود.@ مثالی که زدیم مثال انگشتر را زدیم که سادهترین سیستمهاست تا یک عینک تا لباسمان تا کفشمان تا یک روسری و مقنعه ساده که کارهای خاصی دارد ما در این چهار مرحله معمولاً به سازنده مراجعه میکنیم و اگر مستقیم دسترسی نداشتیم به شرکت سازنده از نمایندگی مجاز استفاده میکنیم.@ شما تلفن همراه که میخرید کاتالوگ شرکتش را باز میکنید تازه شماره تلفن هست سایت اینترنتی هست راهنمایی میکند آن کاتالوگ را باید بخوانید تا بتوانید با این ارتباط برقرار بکنید ما این اصل را که یک اصل فطری و عقلی هست در نهاد همه انسانها هست را همه جا رعایت میکنیم جز در مورد خودمان.@ یعنی در مورد خودمان ما توجه نمیکنیم که ما چه موجود پیچیده و عظیمی هستیم و بدون اطلاعات از طرف سازنده خودمان یا کسانی که از طرف سازنده ما نمایندگی مجاز دارند در دادن اطلاعات تخصصی به ما ما نمیتوانیم در هیچ زمینهای خوشبخت بشویم به این توجه نداریم و اتفاقاً رفتیم سراغ کسانی که نه سازنده هستند و نه متخصص.@ یعنی خیلی وقتها مثلاً یک کسی اطلاعات تخصصی دارد مطالعه میکند میگوییم این کدام کتاب است از کدام دانشمند است میگوید از فلانی، خیلی هم جدی میگیریم این را بعد میبینیم که آن آقا نه سازنده است نه متخصص کسی که دارد این اطلاعات را به ما میدهد.@ عرض کردم این نکته را که یک کتابی را درباره هوش و حافظه و یادگیری من مطالعه میکردم این کتاب یک زمانی کتاب سال شده بعد من مطالعه میکردم نویسنده نوشته بود در چاپ چندمش بود 50% مطالب کتاب باطل است یعنی آن موقعی که مردم این را به عنوان کتاب سال و حرفهایش را به عنوان یک چیز مسلمی در هوش و حافظه و یادگیری میدیدند درواقع همه داشتند اشتباه مطالعه میکردند با نظریه و فرضیه.@ کار ما بدبختی همین شده که ما یکسره در مورد پیچیده‌ترین و ریاضی‌ترین موجود عالم یعنی انسان میخواهیم در همه حیطههای زندگی او با فرضیه و نظریه جلو برویم در اقتصادش در مدیریتش در سیاستش در تعلیم و تربیتش در تعلیم و تعلمش در مسائل دیگرش در زندگی در ازدواج در روابط خانوادگی، تمام ما میخواهیم با نظریه جلو برویم.@ یک کسی یک نظریه میدهد بعد میخواهد چند سال انسانها را مثل موش آزمایشگاهی این نظریه را به آنها اعمال بکنند در یک کشوری در یک جایی اعمال بکنند بعد هم میفهمند که کجا اشکال داشته بعد می‌گویند این نظریه باید تکمیل بشود یعنی آدمها قیمتشان همینطوری هست قیمت یک موش آزمایشگاهی هست باید تاوان نظریههای غلط و فرضیههای غلط دانشمندان را بدهند.@ در حالی که موجودات عالم تمامشان ریاضی هست بدن انسان ریاضی است حالا اگر ما یک داروی اشتباه تجویز کردیم بدن عکس‌العمل نشان نمیدهد؟ بله عکس‌العمل نشان میدهد. چون بدن یک ساختار ریاضی دارد یک سلسله چیزها برایش خوب است یک سلسله چیزها برایش بد است یک سلسله از خوراکیها برایش خوب است یک سلسله از خوراکیها بد است.@ یک سیستم تعریف شده است که حالا بعد که میرویم جلو معرفی میکنیم ساختار انسان را آنوقت بیشتر عزیزان متوجه میشوند که این ساختار ریاضی یعنی چی اصل اصالت تخصص همان اصل عقلانی هست که در حدیث داریم روز قیامت خداوند انسانها را براساس عقلشان محاکمه میکند براساس شعورشان.@ روز قیامت که میشود خداوند این سؤال را از ما میکند میگوید شما اگر ساعتتان خراب میشد کجا میبردید به چه کسی مراجعه میکردید اگر اطلاعاتی در مورد ساعتتان میخواستید به چه کسی مراجعه میکردید؟ به شرکت سازندهاش اگر خراب میشد چی؟ به نمایندگیهای مجاز، تلفن همراهتان همینطور اتومبیلتان همینطور ضبط صوتتان همینطور تلویزیونتان همینطور.@ اگر چشم درد داشتید به چه کسی مراجعه میکردید؟ متخصص چشم، ما همیشه تلاشمان همین است بهترین متخصصین را پیدا بکنیم خودمان را با اعتماد به او بسپاریم خدا میگوید اگر انگشترتان با مشکل روبرو میشد اطلاعات میخواستید در مورد انگشتر در مورد نگین در مورد انواع سنگها به چه کسی مراجعه میکردید؟ به کسی که سنگشناس باشد کارش تخصص انگشتر باشد این را به ما میگوید.@ بعد میگوید در مورد خودتان که پیچیدهترین سیستم بودید پیچیدهترین مخلوق من بودید بزرگترین و پیچیدهترین مخلوق بودید محور خلقت بودید همه این سیستم ریاضی عالم میلیاردها الکترون و اتم و نوترون و پروتونهایی که در عالم بود برای شما خلق شده بود.@ خورشید و ماه و ستارگان و اینها را که جلسه اول گفتیم کیهان و کهکشان و موجودات روی زمین و تمام گیاهان حیوانات سیستمهای روی زمین به خاطر ساختار وجودی تو خلق شده بود تو که گل سرسبد مخلوقات من بودی از همه بزرگتر بودی از همه پیچیدهتر بودی از همه مهمتر بودی در مورد خودت در چهار مرحله تعریف و راهاندازی و بهرهبرداری و اصلاح و تعمیر خودت حل مشکلات خودت به چه کسی مراجعه میکردی مرجع علمیت چه کسی بوده؟.@ الان اینجا دانشگاه است عزیزان دانشجو در رشتههای خودشان مگر غیر از این است که فقط پای درس اساتید متخصص میروند نمیشود که اینجا دانشجوی فیزیک باشد استاد ادبیات سر کلاس ما بفرستند یک اشتباه است میگویند ما داریم اینجا هزینه میکنیم که درس یاد بگیریم برای تخصص آمدیم.@ نمیتوانند استاد فیزیک را سر کلاس حافظشناسی بفرستند این کار کار احمقانهای است ولی ما عین همین حماقت را در قالب علم در قالب روشنفکری در عالم داریم انجام میدهیم یعنی خدا هست به عنوان مرکز علم اصلاً تولیدکننده علم، علم یعنی چی؟ علم یعنی شناخت تجلیات ریاضی خدا در عالم این علم میشود شناخت موجودات و مخلوقات خدا در عالم(اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ).@ در مراکز آکادمیک و علمی شما اگر بخواهی به استاد بگویی راجع به ابر راجع به کهکشان راجع به ستاره راجع به داستان خلقت راجع به شکلگیری کهکشانها و ستارهها راجع به مراحل جنین راجع به غذاها راجع به بدن راجع به گیاهان راجع به انسان روانشناسی انسان روابط زن و مرد در مورد خانواده در مورد هنر قرآن این را میگوید تا شما حرف بزنید استاد میگوید ساکت.@ اینجا دانشگاه است هیئت و حسینیه نیست که شما دارید آیه قرآن میخوانید اینها مال هیئت و حسینیه است اینجا خیلی مهمتر و مقدستر از آن هست که من استاد دانشگاه شما هم دانشجو بلند بشوی بیایی اینجا آیه قرآن بخوانی قرآن مال حسینیه است اینجا دانشگاه است جای علمی است، علم در عالم چه شده؟ به چه چیزی علم میگویند؟ هر چیزی که فرضیه و نظریه و اینطور چیزها است.@ همه چیز را مثل موش آزمایشگاهی امتحان کردند با موجودات قطعی و مسلمی مثل انسان که ساختار واحد دارند مثل موش آزمایشگاهی برخورد کردن هر چند سال یک نظریه اقتصادی هر چند سال یک نظریه اجتماعی هر چند سال یک نظریه در مورد هنر هر چند سال یک نظریه در روابط زن و مرد هر چند سال یک نظریه در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی، بشر این شده.@ قرنهاست که بشر همین است یعنی میروند دانشگاه مراکز علمی درس میخوانند خودشان هم میدانند این که الان دارند میخوانند هفت هشت سال دیگر با یک سلسله نظریات و تحقیقات دیگر تمام است پایهاش زده میشود این علم است.@ اگر من بروم سراغ سازندهای که خودش الکترونها و اتمهای عالم را خلق کرده دانه دانه سوار کرده خودش مصور است تصویرگری کرده صورتدهی کرده تمام موجودات عالم را(هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ) او کسی است که شما را در رحمهای مادرتان تصویرگری میکند کاش فرصت بود من میتوانستم راجع به این اعجاب چند ساعتی صحبت بکنم.@ راجع به صورت اینکه یک نطفه چطوری از آن یک انسان ساخته میشود اویی که این کار را کرده او دانشمند نیست او متخصص نیست او عالم نیست ولی بندهای که با نمره 10 ـ 11 ـ 12 ـ 13 ـ 14 ـ 15 یک دیپلمی گرفتم در کنکور هم با یک رتبهای بالاخره هر طوری شده در یک دانشگاه خودم را جا کردم یا بدون کنکور بنده دانشمند هستم.@ اگر مثلاً چند سال رفتم روی یک چیزی مطالعه کردم به من میگویند استاد و حرف من حجت میشود خدایی که همه این سیستمها را خودش خلق کرده او اصلاً اطلاعات ندارد مگر خدا هم چیزی حالیش میشود قرآن هم که اصلاً هیچی کنار بگذاریم.@ خدا میگوید با معصومین چکار میکردی؟ میگوییم معصومین هم برای ما خیلی عزیز بودند مثل خودت که خیلی عزیز بودی هر وقت مثلاً زن میخواستیم شوهر میخواستیم چک برگشتی داشتیم مریض داشتیم میامدیم در خانه تو، معصومین هم همینطوری بودند.@ آنهایی که از دنیا رفته بودند میرفتیم سر قبرشان آنجا با یک طناب گردنمان را میبستیم به ضریحشان، یک موقعی گریه میکردیم که چرا اینها را کشتند چطوری کشتند برای تولدهایشان جمع میشدیم چند تا دست میزدیم و شیرینی و شربتی و یک ذکر مناقبی و توسل برای حل مشکلات خودمان یک رابطه انگلی همانطور که با خودت داشتیم یک رابطه انگلی هم با معصومین و متخصصین داشتیم هر موقع گرفتار میشدیم در خانهشان میرفتیم.@ اما اینکه ما بیاییم آموزههای معصومین را آموزههای قطعی و مسلم معصومین را در مراکز علمی و آکادمیک در سراسر دنیا حجت قرار بدهیم حالا دنیا پیشکش هر چند آنطرفیها خیلی بهتر از ما احترام میگذارند بیاییم مراکز علمیمان این فرمایشات را در رشتههای مختلف اصل قرار بدهیم.@ نه، من که تکبرم یک همچین اجازهای نمیدهد یعنی من بیایم بگویم من نمیفهمم امام صادق میفهمد رسول الله میفهمد امیرالمؤمنین میفهمد آنوقت دیگر چه کسی دنبال من بیاید چه کسی بیاید دست من را ببوسد چه کسی به من استاد بگوید چه کسی پای درس من بنشیند اگر قرار باشد حرفها را آنها بزنند هیچی دیگر.@ پس ما نه به سراغ تولیدکننده علم و منشأ علم که خداست میرویم نه سراغ متخصصینی که از طرف خدا نمایندگی مجاز دارند میرویم خیلی دوست داریم این دو تا منبع را حذف بکنیم کنار بگذاریم بعد بگوییم حالا خودمان میخواهیم این کار را انجام بدهیم.@ مثل اینکه ما یک کاتالوگ داشته باشیم از یک تلفن همراه بعد بگویند این را بخوان با تلفن کار بکنیم میگوییم نه این روش روش خوبی نیست که ما کاتالوگ شرکت سازنده را مطالعه کنیم چون من بخوانم این بیست سی ساعت بیشتر وقت نمیبرد یاد میگیرم بیمزه میشود.@ بیا کاتالوگ مثل بازی قایم باشک این را کنار بگذاریم حالا دور همدیگر جمع بشویم حالا شما نظریه بدهید این دستگاه چیست بعد بگویید این دستگاه به نظر شما چطوری روشن میشود حالا هر کس هم یک نظریه میدهد بعد به نظر شما چطوری این دستگاه کار میکند میگوییم حالا بیاییم هی دستکاریش بکنیم ببینیم این چطوری کار میکند بعد هم هر کس نظریات خودش را تجارب خودش را اینها را هی یادداشت بکند این علم میشود.@ بعد میگوییم این مجموعهای که نشستند این کارها را کردند حالا اگر خراب شد چکار کنیم خیلی خوب هزار تا از اینها بخرید دست افراد بدهید دانه دانه خراب بشود هر کس با اینها ور برود ببیند چکار میتواند بکند حالا اینها را علم میکنیم تجاربمان را بنویسیم به عالم صادر بکنیم بگوییم این همه کار علمی شده آزمایشگاه داشتیم لابراتوار داشتیم کار علمی شد تحقیقات پروژه داشتیم این همه کار کردیم.@ بعد خودمان هم باورمان میشود که این کارهایی که کردیم تحقیقاتی که کردیم مطالعاتی که کردیم کار علمی است یک روش درست بوده حالا اگر یک کسی آمد به ما گفت چرا بودجه و سرمایه و وقت و عمر خودتان را تلف میکنید کسی نمیگوید کار تحقیقاتی نکنید.@ اما ما اینجا کتاب مرجع داریم کتاب تخصصی داریم کتاب علمی است واقعاً علمی است از طرف سازنده آمده بزرگترین انسان تاریخ نزدیکترین فرد به خدا دیگر اینقدر نزدیک است که قرآن میفرماید(فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى) از پیامبر نزدیکتر به خدا که نداریم.@ مظهر اسم اعظم خدا صادر نخستین، او آمده به شما میگوید موقعی که دارد از دنیا میرود مردم را جمع کرده میگوید مردم(اِنّی تارِکُم فیکُمُ الثِقلَین کِتابَ الله وَ عِترَتی) شما بیشتر از دو وزنه احتیاج ندارید کتاب خدا و عترت من، متخصص معصوم، باید حتماً معصوم باشد این دو تا تا وقتی که به اینها تمسک میکنید هرگز گمراه نمیشوید.@ دارد حرف علمی و تخصصی میزند بعدش چی شد؟ هیچی همه چیز رها شد متخصص معصوم که دانه دانه حذف شدند قرآن هم که رفت به یک سمت دیگر، کسی کاری ندارد به این دو تا منبع علمی، هیچ کس کاری ندارد با این دو تا کانون علم و دانش و تخصص.@ یا رسول الله شما به سلامت بروید بهشت پیش خدا ائمه هم بروند آنجا پیش خدا باشند قرآن هم که حالا ما دوستش داریم واقعاً تبرک است برای استخاره برای مسافرت، عروس، داماد این چیزها خوب است خانه میخواهیم بخریم برویم قرآن بگذاریم برای مهریه خوب است یک دست آینه و شمعدان و یک جلد کلام الله مجید اینها خوب است داریم از آن استفاده میکنیم قاری میاوریم صوت میخواند برای ما لذت میبریم.@ شما تشریف ببرید بهشت ما نه ما خودمان میخواهیم این اتفاقی که در عالم افتاده تازه ما مسلمانها اینطوری هستیم بقیه که اصلاً یک همچین اعتقادی هم ندارند ما خودمان میخواهیم مطالعه بکنیم اصلاً کاری نداریم قرآن در مورد مسائل خلقت و نظام خلقت و انسان و آفرینش و روانشناسی و جامعهشناسی و اینها چه گفته اصلاً کاری نداریم اینها را دوست نداریم قرآن مقدس سر جای خودش خدا مقدس در زندگی ما دخالت نکند.@ هر وقت خودمان کار داشتیم سراغ خدا میرویم کارمان گره پیدا کرد آنوقت میرویم دستمان را جلوی خدا دراز میکنیم خدایا من فلانی را میخواهم تو به من برسانش میرویم در ترانهها از خدا میاییم ترانه میخوانیم خدایا فلانی را به من برسان من را به او برسان از این داستانها، تیمناً و تبرکاً یک موقعی اسم خدا را بیاوریم از او استفاده بکنیم معصومین هم همینطور.@ ولی نه دخالت بخواهند بکنند در کار علمی نه آنها به هر حال آدمهای خوبی بودند مقدس خیلی خوب خیلی فاطمه زهرا خانم خوبی بوده اما اینکه بیاید مثلاً حرف علمی تخصصی نه این نه حرفهای تخصصی اول از اینکه باید از آن طرف آب بیاید اسمشان باید ریچارد و دیوید و اینها باشد که ما قبول کنیم علمی است.@ از یک قارههای خاصی باید بیایند از یک دانشگاههای خاصی باید بیایند ما این را قبول میکنیم این علمی است اسم دکتر حتماً جلویش خورده باشد اسم استاد حتماً جلویش خورده باشد حرف علمی اینها است اما اینکه کتاب مقدس باز کنیم یا مثلاً بگوییم قال الصادق قال الباقر نه اینها علمی نیست مقدس هست اینها خوب است.@ استاد هم خیلی جالب میگوید استاد میگوید در دانشگاه حرف علمی بزنید حرف مذهبی نزنید یک کسی بیاید به ما بگوید این حرف مذهبی یعنی چی حرف دینی یعنی چی دین چیست علم چیست این که شما میگویید حرف علمی بزنید یعنی چی مگر مرکز علم کیست تولیدکننده علم کیست عالم کیست متخصص کیست.@ حالا ما اینقدر طرفدار علم شدیم که دنیا آمد گفت خدا که تولیدکننده علم است مرکز علم است خالق کل شیء هست حق ندارد حرف بزند کتاب مقدس اینها نه قرآن و اینها هیچی بگذار کنار، اینها مذهبی است دینی است علمی نیست معصومین و متخصص هم که مستقیم از خود خدا گرفتند نرفتند در دانشگاهها درس بخوانند علمشان که زمینی نیست.@ به خاطر حل مشکلات ما و رفع نیازهای ما علم مستقیم از خدا به آنها داده شده برای اینکه حق ماست طلب ماست که آنها اینطوری باشند همانطور که عصمتش هم طلب ماست ما میطلبیم که او معصوم باشد ما نمیتوانیم به غیر معصوم اعتماد بکنیم غیر دانشمند حقیقی را به آن اعتماد بکنیم.@ هیچ شعوری این را نمیپذیرد که بیایند یک نظریه را در جامعه اعمال بکنند بعد بگویند هفتاد سال کمونیست صدها میلیون آدم بیاید دهها میلیون آدم برایش بمیرد بعد یک کسی بیاید آخرین رهبر بگوید حالا ما هفتاد سال پیش اشتباه کردیم مارکسیسم از اول اشتباه بود این دهها میلیون نفری که مردند بیخود تلف شدند مثل پشه و مگس مردند.@ یک عدهای رفتند کشته شدند به خاطر این عقائدی که شما به آنها درس دادید گفتید که حقیقت این هست و جز این نیست جنگهایی راه افتاده در دنیا، دهها میلیون آدم کشته شده یک نظریه بود تمام است اشتباه کردیم، همین، قرآن هم که هیچی اصلاً حرف نزند معصومین هم حرف نزنند خودمان آزمایش میکنیم.@ علم چیست؟ علم اینطوری تعریف میشود علم یعنی چیزی که قابل انکار و رد باشد هر چیزی که قابل انکار نباشد جزمی باشد مثلاً اگر دو دوتا چهارتا نمیپذیریم الان مجبور شدیم دو دوتا چهارتا را هم بپذیریم پس باید نظریه باشد اگر راجع به انسانشناسی جامعهشناسی روانشناسی اقتصاد مدیریت سیاست حرفی زدید حق ندارید بگویید این است اگر آیه قرآن خواندید اینطوری نه.@ یواش یواش دیگر اینقدر شورش در آمد شد همین نیم من بوق بن پشم پانزده گفتند نه اصلاً چیزی علمی است که قابل ابطال باشد پوپر میگوید هر چقدر یک نظریه بیشتر قابلیت ابطال داشته باشد علمیتر است پس مردم با چه چیزی زندگی بکنند یعنی در سیستم ریاضی مثلاً در پزشکی اگر کسی این اصل را قبول کند یعنی هر دارویی میخوری الکی است.@ هر دارویی داری میخوری هر تجویزی داری میخوری بیخود است حرف هیچ پزشکی قابل اعتماد نیست اگر پزشک گفت تو حتماً باید عمل بکنی نمیشود به آن اعتماد بکنی اگر گفت نباید عمل بکنی نمیشود به آن اعتماد بکنی اگر گفته این دارو را بخور نمیشود به آن اعتماد بکنی اگر گفته نخور نمیشود به آن اعتماد کرد.@ در چیزهای دیگر هم همینطور در اقتصاد در سیاست در مدیریت شما که از آن طرف آب میفرستید برای ما اینطرف هم ما مثل وحی مقدس قبولش میکنیم بعد میرویم تدریسش میکنیم حالا این را بالاخره عمل بکنیم یا نکنیم این را که شما فرستادید درست است یا غلط است؟.@ این را یک کسی به ما بگوید یک کسی به ما بگوید این چیزی را که شما برای ما فرستادید درست است یا غلط است چه بکنیم؟ بالاخره علم هست یا نیست؟ منطبق با حقیقت هست یا نیست یا اوهام است؟ کتاب نوشته کتاب سال در هوش و حافظه و یادگیری هزاران نسخه فروش رفته چند تا چاپ بعد استاد مینویسد 50% مطالب این کتاب باطل شده.@ حالا چقدر این کتاب تدریس شده چقدر افراد این فرمولهای هوش و حافظه را رفتند عمل کردند که مثلاً حافظهشان قوی بشود سیستمهای درسخوانی تندخوانی، همه اشتباه بود اتفاقی که در عالم دارد میافتد این است ما آمدیم قطع ارتباط کردیم با مراکز تخصصی علمی بعد آمدیم پشتمان را کردیم به این حقیقت میگوییم حالا خودمان میخواهیم تجربه بکنیم.@ به این قیمت که دهها میلیون انسان بیایند با نادانی و غیر تخصصی و غیر علمی زندگی کنند تلف بشوند مثل پشه و مورچه بروند پی کارشان پس هدف خلقت اینها چی غایت اینها چی ابدیت اینها چی قیمت و ارزش اینها چی آدمها مهم نیستند فدای علم فدای سر علم، علم چیست؟ همین است که ما با سعی و خطا به دست میاوریم.@ عیبی ندارد دهها میلیون نفر بیایند برای مارکسیسم کشته بشوند بعد ما بفهمیم که از اولش هم اشتباه بوده بالأخره این هم یک علم است چقدر وقت مردم عمر مردم جان و نوامیس مردم فدای این مارکسیسم شد بعد رهبرشان آمدند گفتند از اول اشتباه کردیم.@ دهها هزار نفر سر قضیه نظریه فروید در مسائل جنسی آمدند تاوان پس دادند یک کشور را فلجش کردند بعد فروید گفت اشتباه کردم پس ما الان میخواهیم انسانشناسی بکنیم و دشمنشناسی میخواهیم کار بکنیم در این جلسه انشاالله میخواهم این را عرض کنم که اصلا اینطور نیست که الان بیاییم بگوییم کارد فلان دیوید فلان جورج فلان و از این حرفها نه، قال الله تبارک و تعالی اویی که مرکز علم است دارد راجع به من گزارش میدهد.@ نوشته من شما را با این سیستم خلق کردم مراکز ورودی ذهن شما این است شیطان این است کتاب آسمانی نه ما انجیل تورات تمام ادیان راجع به یک موجودی به نام شیطان صحبت کردند این شیطان به شما حمله میکند حمله جلو عقب راست و چپ، این معنایش چیست؟.@ حالا انشاالله جلو برویم ببینید که از این نوع مترقیتر امکان ندارد انسان میخواهد به سجده بیفتد در مقابل این اطلاعات هیچ جای عالم هم نمیایند این اطلاعات را در اختیار ما قرار بدهند در هیچ کلاس روانشناسی مطرح نمیشود که اگر شما افسردگی دارید ناراحت هستید یک دفعه به شما حمله میشود یک دفعه اعصابت به هم میریزد یک دفعه به شوهرت به زنت میپری از کجا ناشی میشود.@ بیا قرص را بخور خوب میشوی برو بگیر بخواب، ما صورت مسئله را پاک میکنیم میگوید شیطان در خلوتترین و تنهاترین حالتهای شما با شما حضور دارد و تولید فکر میکند کدهایش را باید بشناسیم این تولید فکر یعنی چی.@ اینها را باید بیایند برای ما بگویند این باید همینطوری بماند که آقا اویی که همیشه با من هست با من میتواند ارتباط برقرار بکند میتواند تولید فکر بکند میتواند انواع حملهها را به من بکند او کیست چطوری میتواند این فکرها را تولید بکند و این فکرها را ضرورت تولیدش با چه چیزی بوده اصلاً این دشمن برای چه چیزی گذاشته شده.@ اگر خدا خوبی من را میخواهد چرا همچین دشمنی سر راه من گذاشته این دشمن برای چی آفریده شده برای چی اجازه داده شده به او که با من این ارتباط را برقرار بکند فایده این افکار چیست باید راجع به اینها حرف بزنیم حرفهای جدی و تخصصی و علمی که خیالمان راحت باشد.@ فردا از آن طرف آب یک کتابی نمیایند بگویند که ثابت کردیم در آزمایشگاه لابراتوار گشتیم دیدیم شیطان نیست آنجا اتمها را که بررسی میکردیم تشریح کردیم یک آدم را جنازهاش را شکافتیم دیدیم این بنده خدا اصلاً شیطان ندارد.@ این را باید بررسی بکنیم انشاالله برای جلسه آینده البته ما وارد آن بحثهای تخصصی نمیشویم فعلاً میخواهیم جلسه بعد راجع به خود ساختار انسان صحبت بکنیم تا ببینیم این ساختار به چه شکلی هست که قابل حمله است و قابل تولید فکر است و مسائلی از این قبیل.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@