جلسه 005 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - دشمن‌شناسی (اسلامشهر)

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره ضرورت خودشناسی بود این نکته را عرض کردیم که انسان اگر خودش را نشناسد نه میتواند خودش به داد خودش برسد از قوای خودش و استعدادات خودش به نفع خودش برای خوشبخت کردن خودش استفاده کند.@ نه میتواند کمکی به دیگران بکند نه میتواند از کمک دیگران استفاده بکند از عقل دیگران از ارشادات دیگران استفاده بکند نه دیگران را میشناسد نه دشمنش را میشناسد که بتواند با او رابطه درستی برقرار بکند و نه خدای خودش را میشناسد. پس اگر کسی خودش را نشناسد هیچ چیز را نمیشناسد.@ در مورد این مفصل صحبت کردیم دو سه تا نکته درباره ضررهای نشناختن خود هست که در فرمایشات معصومین هست من عرض میکنم بعد میرویم به سراغ منبع خودشناسی که ما باید خودمان را چگونه بشناسیم که انشاء الله بحث را شروع کنیم.@ امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: (مَن لَم یَعرِف نَفسَهُ بَعُدَ عَن سَبیل النَجی وَ خَبَطَ فِی الضَّلالِ وَ الجَهالاۀ) هر کس خودش را نشناسد از راه نجات دور میشود. این را دقت کنید معصوم دارد به ما خبر میدهد آن کسی که علمش از ناحیه خداوند هست آن کسی که مظهر علم خداست او دارد به ما خبر میدهد.@ میگوید اگر کسی خودش را نشناسد امکان ندارد راه نجات را پیدا بکند و سعادتمند بشود دور میشود و میفرماید دچار گمراهی و انواع جهالات میشود یعنی در هر مرحله با ندانم کاری و نمیدانم و تحیر روبهرو هست همیشه میگوید من نمیدانم چکار کنم تکلیفم چیست وظیفهام چیست در هیچ مرحلهای نمیداند باید چکار کند.@ انتخاب همسر میخواهد بکند خیلی خیلی زود دچار تحیر میشود در زندگی با همسرش دچار مشکلات میشود خیلی زود ناامید و دلسرد و متحیر میشود در رابطه با پدر و مادرش، دوستانش با یک مشکلی روبهرو میشود.@ چون خودش این وسط گم شده نمیداند واقعاً باید چه بکند یعنی چیزهایی که تصمیمگیری درباره آنها بسیار آسان هست برای کسی که خودش را نمیشناسد فوقالعاده سخت است یعنی هم در انتخابات نمیداند باید چکار بکند در ارتباطات غالباً شکست میخورد و ناموفق و متحیر است.@ در رفتارها خیلی وقتها نمیداند باید چه رفتاری را پیش بگیرد و افکارش را هم نمیداند باید چطوری کنترل بکند که به نفعش تمام بشود چیزی از مهندسی فکر نمیداند چون همه اینها تابع شناخت نفس است با خدا نمیتواند اصلاً نمیداند خدا یعنی چی یعنی چه کسی، وقتی نماز میخواند نمیداند واقعاً دارد با چه کسی ارتباط برقرار میکند.@ برای همین هم حضرت فرمود چه بسا شخص 60 سال نماز بخواند یک رکعتش هم قبول نشود روزه بگیرد جز گرسنگی و تشنگی بهرهای نبرد قرآن بخواند قرآن او را لعنت بکند نمیداند اصلاً اینها چه هستند باید با آنها چکار بکند وقتی میگوید قرآن شراب مؤمن است شراب کسی است که خودش را میشناسد.@ تو اگر خودت را نشناسی به هیچ وجه با قرآن نمیتوانی مست بکنی و از آن نمیتوانی لذت ببری موسیقی قرآن هزاران برابر بیشتر از موسیقیهای طبیعی شورانگیز هست ولی کسی که زبانش را بلد نیست نمیتواند با این موسیقی به رقص بیاید نمیتواند از آن لذت ببرد.@ (أعظَمُ الجَهل جَهلُ الإنسانِ أمرَ نَفسِه) عظیمترین نادانی این هست که انسان خودش را نشناسد امر نفسش را نشناسد نرویم پز بدهیم برای اینکه ما فلان چیز را بلد هستیم اینقدر هم مدرک داریم میتوانیم با ضرث قاطع بگوییم من بعد از 15 سال 10 سال 20 سال به خودشناسی رسیدیم.@ این را میتوانی این خیلی عالی است اگر بتوانی این را بگویی این معنایش رسیدن به فوز اکبر است رسیدن به وادی امن است(لَهُمُ الأمن) یک امنیت خوب در دنیا که(لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ) همینجا، و یک امنیت هم برای مراحل بعدی حیاتمان، بزرگترین جهل عظیمترین جهل این است که انسان خودش را نشناسد.@ چه کسی دارد چنین قضاوتی میکند؟ امیرالمؤمنین(ع) یعنی آن کسی که میزان الأعمال است یکطوری بشود که ما وقتی روبهرو شدیم با امیرالمؤمنین(ع) به محضرشان رسیدیم به ما بخندد لبخند بزند و ما را به عنوان یک کسی که خودمان را شناختیم تأیید بکند.@ ما الان برای شناختهایی داریم پز میدهیم و از خودمان راضی هستیم و فکر میکنیم عمر و جوانیمان را درست صرف کردیم که هیچ کدام قیمت معرفت نفس ندارد بسیاری از آنها اگر حواس ما را از خودمان پرت نکند کمکی به ما نمیکند.@ چرا ممکن است در زندگی حیوانی یک کمکی بشود یک ناندانی برای ما بشود، ولی آیا ما برای همین متولد شدیم برای همین به دنیا آمدیم برای همین خلق شدیم انسان یعنی همین؟ هر کدام از ما از امروز باید این را ننگ بدانیم بگوییم ما نمیخواهیم عظیمترین جاهلان باشیم عظیمترین جهل را با خودمان داشته باشیم.@ اگر هم بخواهیم این کار را بکنیم باید به طور جدی به معرفت نفس فکر بکنیم به شناخت خودمان فکر کنیم فرمایشی دارد امام رضا (ع) میفرماید(مَن سَئَلَ اللهَ التَوفیق وَ لَم یَجتَهِد فَقَد إستَهزَءَ بِنَفسِه) هر کس موفقیت را میخواهد در هر کاری مطلق اما سختکوش نیست.@ (وَ لَم یَجتَهِد) نه اینکه تلاش نکند تلاش کافی نیست سختکوشی(فَقَد إستَهزَءَ بِنَفسِه) خودش را مسخره کرده ما واقعاً باید به طلب برسیم یعنی واقعاً عاشق خودمان بشویم آنطوری که خدا خلقمان کرده و بخواهیم خودمان را به دست بیاوریم طالب خودمان بشویم.@ فرمایش قبلی امیرالمؤمنین در جلسه قبل یادتان هست که ما خودمان را گم کردیم دنبال خودمان هم نمیرویم میگوید من تعجب میکنم از آدمهای اینطوری چرا دنبال خودش نمیگردد چرا خودش معشوق خودش نیست مگر ما همه چیز را برای خودمان نمیخواهیم چرا خودمان را نمیخواهیم.@ این خود قشنگترین چیزی است که خدا آفریده بزرگترین کاملترین زیباترین چیزی است که خدا آفریده فرمود من تعجب میکنم که افراد دنبال خودشان نیستند به معشوقهایمان نگاه کنید به آرزوهایمان نگاه کنید(مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِغَیرِ نَفسِهِ) کسی که خودش را به غیر خودش مشغول میکند (تَحَیَرَ فِی الظُّلُمات) یعنی نمیدانیم چکار کنیم متحریم.@ انسان در تاریکی حیران میشود در همه مراحل زندگی اینطوری است آدمی است حیران، افسرده، پژمرده، آدمی است که نمیداند بالأخره میخواهد چکار کند بعد از سالها زحمت، کار، درس خواندن، تلاش، ازدواج، بچهدار شدن آخرش میگوید حالا که چی.@ این لایق انسان نیست که انسان اینطوری بگوید ولی چه میشود خیلی از کسانی که ما دوست داریم جای آنها باشیم وقتی میرویم با آنها صحبت میکنیم میگویند دست ما خالی است خیلی از آدمها دوست دارند الان جای ما باشند حالا ما از خودمان خیلی کیف میکنیم.@ (مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِغَیرِ نَفسِهِ تَحَیَرَ فِی الظُّلُمات) در تاریکیها، در انواع تاریکیها، در تمام مراحل، تاریکیهای انتخاب، ارتباط، رفتار، فکر، در تمام اقسام تاریکیها این شخص متحیر است(وَ ارتَکَبَ فِی الهَلَکات) میافتد در انواع اشتباهات انواع مهلکهها خودش را میاندازد، چرا؟ چون خودش را به غیر خودش مشغول کرده.@ یک خانم جوانی مراجعه کرده بود برای مشکلی که با همسرش داشت من عرض کردم که مشکل شما خیلی راحت قابل حل است چند تا تمرین دارد این تمرینها را شما سه ماه انجام بدهید واقعاً مشکلتان حل میشود این جزوه آموزشی و نوار آموزشی بگیرید سه ماه کار کنید واقعاً مشکلتان با همسرتان حل میشود.@ بعد از سه ماه خانم را دیدم گفتم چکار کردید؟ گفت حوصلهام نکشید که اصلاً از جزوه و کتاب و نوار استفاده کنم، گفتم مشکل سر جای خودش هست؟ گفت بله، گفتم برای چه حوصله نداری؟ گفت نمیرسیدم وقت نداشتم، گفتم چه کار میکردی از این کار مهمتر؟@ گفت نمیرسیدم کلاس سهتار میرفتم وقتم را خیلی میگرفت این چیزی که ما همیشه اینطوری هستیم اینقدری که به زبان و کامپیوتر و رشتههای دیگر و مسائل دیگر اهمیت میدهیم اصلاً واقعاً دچار خودفراموشی شدیم.@ یکبار از خودمان بپرسیم وقتی که من الان دارم میگذارم راجع به این چیز، پول میدهم وقت میگذارم جوانی که باید روز قیامت نسبت به دقیقه دقیقهاش پاسخ بدهم صرف میکنم این به جاست من الان دارم این وقت را میگذارم یعنی باید حتماً این کار را بکنم ضروری است من دارم این وقت را میگذارم.@ یکبار فکر بکنیم راجع به وقتهایی که میگذاریم راجع به دیدنیهایمان، شنیدنیهایمان، مطالعاتمان، خواندنیهایمان، رفت و آمدمان، جلساتی که شرکت میکنیم کتابهایی که میخوانیم یکذره فکر بکنیم ببینیم واقعاً الان این به من واجب است یا نه، یا میتواند نباشد اگر نباشد چه میشود آخر هم این خانم سر از طلاق در آورد رفت طلاق گرفت.@ اگر میخواهی ازدواج موفق بکنی این آبروریزی که در دنیا راه انداختی با این درجه از طلاق، افزایش طلاق، سالی 17% رشد طلاق داریم اگر بخواهیم دچار این نشویم یک وقتی بگذار قبل از انتخاب فرمولها و مهارتهای انتخاب 15 جلسه 20 جلسه مهارتهای انتخاب را یاد بگیر.@ 10 جلسه وقت بگذار دوران عقد را یاد بگیر که اصلاً آفات دوران عقد چیست فوائد دوران عقد چیست که با مشکل روبهرو نشوی، هیهات، وقت نداریم، به کارهای دیگری غیر از خودم مشغول هستم مگر نمیخواهی بچهدار بشوی میگویی میخواهم بچهام همه جوره خوب باشد.@ تقویت ژن آموزش دارد این پنج ژن را وقت بگذار واقعاً یاد بگیر که چطوری این پنج ژن را تقویت بکنی زیبایی، سلامت، عقل، هوش، دین، اخلاق، اینها را قبل از انعقاد نطفه میتوانی تقویت بکنی میتوانی هم تضعیف بکنی اصلاً فرمولهایش را بلد هستی مگر نمیخواهی با این مرد یا با این زن زندگی بکنی بلد هستید چطوری با هم زندگی بکنید.@ ارتباطات کلامی، عاطفی، ارتباطات دیگر دوره دیدی، بلد هستی؟ نه، میخواهی یاد بگیری، بله دوست دارم ولی حالا وقت ندارم نمیرسم، زبان دارم، کامپیوتر دارم درس دارم فوق لیسانس دارم باید برسم کارشناسی ارشد را امتحان بدهم بعدش هم از همدیگر جدا میشویم بعدش زندگیمان متلاشی میشود عوضش دکتر میشویم مهندس و دکتر شکست خورده میشویم باید به خودمان سر بزنیم.@ (مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِغَیرِ نَفسِهِ تَحَیَرَ فِی الظُّلُمات وَ ارتَکَبَ فِی الهَلَکات) انواع شکستها، انواع سر به سنگها را باید تجربه بکنیم راهش را بخواهیم ببندیم باید یک مقداری عاشق خودمان بشویم یک سری به خودمان بزنیم و با او انس بگیریم و از او نترسیم دوستش بشویم با هم صمیمی بشویم.@ فکر بکنم با توجه به وقت کمی که این جلسه و دوره دارد ما اسم بحثمان دشمنشناسی هست باید اکثر وقتمان را از این 40 جلسه بگذاریم برای دشمنشناسی، اما چون لازم بود مقدمتاً این را عرض کنم ما بدون شناخت خودمان نمیتوانیم دشمنشناسی کنیم.@ لازم بود چند جلسهای راجع به اهمیت خودشناسی مطالبی را عرض کنیم دو سه جلسه هم باید راجع به منابع خودشناسی و اینکه خود ما چه کسی هستیم این را باید اول به خودمان معرفی کنیم که من اصلاً چه کسی هستم این خیلی مهم است خودم را بشناسم.@ البته ما نمیتوانیم این دوره خودشناسی یک دوره مفصلتری است شاید خودش یک دوره 40 جلسه 50 جلسه بیشتر از این بطلبد راجع به خودمان، بحثهایی که الان جای دیگر داریم انسانشناسی حدود بیشتر از 70 جلسه بحث انسانشناسی داریم.@ اما اینجا در این دوره و برنامه خیلی خیلی فشرده و مختصر میتوانیم راجع به خودمان صحبت کنیم به هر حال این هم لازم هست یعنی حداقل لازم را باید خدمتتان عرض بکنم. حالا میخواهیم خودمان را بشناسیم از این به بعد این همه صحبت کردیم راجع به خودشناسی، ضرورتش، اهمیتش.@ سؤال اینجاست که ما اگر بخواهیم خودمان را بشناسیم باید از کجا شروع کنیم مثلاً میگویند شما باید زبان بلد باشید میگوییم کجا باید برویم زبان یاد بگیریم میگویند پنج تا مؤسسه عالی هست درجه یک، 15 تا مؤسسه درجه دو هست 40 تا مرکز درجه سه هست هر کدام را خواستی بسته به پولت، توانت، وقتت برو در یکی از این مراکز زبان را یاد بگیر.@ گلدوزی، تایپ، رانندگی، فیلمبرداری میخواهم یاد بگیرم آدم میرود سراغ اینکه کجا دارند یاد میدهند مرکز آموزش تخصصی این چیزی که من به آن علاقه دارم کجاست ما باید از کجا شروع کنیم یعنی بزرگترین، مهمترین، تخصصیترین، علمیترین مرکز تخصصی برای شناخت خودم کیست، کجاست.@ باید ببینیم مثلاً آنطرف آبیها از آنطرف آب چه چیزی فرستادند راجع به انسانشناسی و روانشناسی، ببینیم ترجمه شده یا نشده، بنشینیم اینها را مطالعه کنیم ببینیم که ما چه کسی هستیم نگاه اول اینطوری است اگر بگوییم انسانشناسی، خودشناسی، میگوییم بدوم بروم یکجایی کتابفروشی کجا کتاب دارد.@ ببینم این کتابهایی که حالا هست دانشمندان، اساتید در مورد خودمان نوشتند به خصوص آنطرف آبیها چه گفتند ما بدانیم چه کسی هستیم، اینجا میخواهیم یک مبنا بدهیم در مورد منبع تخصصی، این خیلی مهم هست یک مبنا درباره منبع تخصصی داشته باشیم که ما حق نداریم سراغ هر منبعی برویم.@ باید مثل تمام رشتهها فقط باید برویم سراغ تخصصیترین و علمیترین منبع که خیالمان راحت بشود که اشتباه در آن راه ندارد غیر از آن سراغ هر منبع دیگر برویم خودمان مقصر هستیم اگر بد راهنمایی شدیم و به نتایج بدی رسیدیم و شکست خوردیم خودمان را باید مقصر بدانیم خودمان را باید ملامت بکنیم.@ چون روش علمی‌مان غلط بوده باید برویم مرکز تخصصی خودش آنجا اطلاعات کسب کنیم باید بگوییم مرکز تخصصی آنچه که ما میخواهیم یاد بگیریم چیست کجاست؟ برای این کار من یک اصلی را برایتان توضیح میدهم به نام اصل اصالت علم و تخصص، اول از این یک اصل فطری و عقلی است فطرت و نهاد و عقل همه انسانها بدون استثناء وجود دارد.@ این اصل به ما میگوید شما وقتی که با یک موجود با یک سیستم، یعنی یک موجود نظاممند که تشکیل میشود از اجزائی که آن اجزاء با هم روابط منطقی دارند و هدف واحدی را دنبال میکنند این را نظام یا سیستم میگویند.@ به ما میگوید در برخورد با هر سیستمی در چهار مرحله تعریف، راهاندازی، بهرهبرداری به معنای بهرهوری و مرحله آخر اصلاح و تعمیر بعد از خرابی، هر وقت ما با یک سیستم روبهرو میشویم در چهار مرحله تعریف سیستم که اصلاً این کاربردش چیست تعریف یعنی تعیین حدود منطقی یک شیء.@ الان شما انواع و اقسام تلفن همراه دارید نمیدانید کاربردش چیست چه کارهایی میتواند بکند بعضی از تلفنها یک خواصی دارند که تلفنهای دیگر ندارند ما باید این را تعریف بکنیم که این مدل از تلفن چه کارکردهایی دارد چه کارهایی میتواند بکند چه کارهایی نمیتواند بکند تعیین بکنیم.@ تعریفش بکنیم که این حدود چه کار میخواهد بکند چگونه راهاندازی میشود چگونه میتوانیم از آن بهرهبرداری کنیم یعنی بهترین نحوه استفاده، و اگر با مشکلی روبهرو شدیم چگونه او را اصلاح و تعمیر کنیم در هر سیستمی ما در درجه اول به راهنمایی سازنده سیستم احتیاج داریم.@ 2ـ به متخصص، متخصصی که از طرف سازنده نمایندگی مجاز داشته باشد اصل اصالت تخصص که اصلی است فطری و عقلی و در نهاد هر انسانی هست.@ به ما میگوید که در برخورد با هر سیستمی در چهار مرحله تعریف، راهاندازی، بهرهبرداری و اصلاح و تعمیر بعد از خرابی ما در درجه اول به راهنمایی سازنده سیستم احتیاج داریم و بعد اگر دسترسی به راهنما نداشتیم به متخصصی که از طرف سازنده نمایندگی مجاز داشته باشد این اصل را اصل اصالت تخصص میگویند.@ انگشتر بنده را نگاه کنید یک سیستم دو قسمتی هست یک کاربرد خاصی دارد با هدف خاصی ما از آن استفاده میکنیم نگین، رکاب، من یادم هست یمن رفته بودم حالا معروف است عقیق یمن عقیق خوبی هست آنجا مغازه رفتم گفتیم حالا ما یمن آمدیم اینقدر میگویند عقیق یمن ما چندتا عقیق بخریم.@ گفتم یک عقیق به من بدهید گفت برای چه میخواهی؟ گفتم عقیق میخواهم، گفت برای چه میخواهی؟ گفتم میخواهم انگشتر درست کنم حالا شاید گردنبند درست کردم میخواهم بدهم برای خانمم گردنبند درست کنند، گفت نه کاربردش چیست؟@ او سؤال میکرد من هم نمیفهمیدم چه میگوید، بعد توضیح داد گفت عقیق را برای سردرد میخواهی برای چشم درد میخواهی برای اعصاب میخواهی برای قلب میخواهی برای چه میخواهی؟ بعد من تازه متوجه شدم چه میگوید، گفت عقیقها سنگهایی هستند که هر کدام از اینها برای قسمتی از بدن آثاری دارند.@ بعد دیدم آنجا یک جدولی دارند انواع بیماریها را نوشتند بعد عقیقهایی که با آن بیماریها تناسب دارد حالا شیوههایش هم شیوه جالبی بود الان فرصت نمیکنم بگوییم که چطوری اینها را به دست میاوردند که کدام عقیق برای کدام بیماری مناسب است.@ بعد که من ایران برگشتم یک تحقیقی شروع کردم درباره سنگها، دیدم این حرف فقط در مورد عقیق نیست در مورد یاقوت همینطور، در مورد الماسها همینطور، در مورد فیروزه همینطور، انواع فیروزه داریم با آثار مختلف، زمردها همینطور، طلا همینطور، گفتم همه چیز با انسان تنظیم شده خداوند همه چیز را بر اساس ساختار ریاضی انسان تنظیم کرده.@ بعد دیدم همه سنگها با انسان ارتباط دارند و هر کدام خاصیتی دارند تقسیمبندی میشوند خیلی کتابهای علمی در این زمینه مطالعه کردم دیدم بله سنگها هر کدام، مثل گیاهان، مثل خود حیوانات و مثل هر چیز دیگری با انسان ارتباط دارد.@ پس ما اگر این را ندانیم تخصص نداشته باشیم مثل بنده که تخصص نداشتم آنجا میروم میگویم یک عقیقی بده حالا خوشم میاید یک عقیقی داشته باشم میگویم این استحباب دارد دستم بکنم حالا اگر من در عقیق با مشکل روبهرو شدم در سنگ، عقیق نه، انگشتر در مورد نگین باید به چه کسی مراجعه کنم؟@ به متخصصش، در رابطه با رکاب هم همینطور، تا حالا دیدید یک نفر انگشترش مشکل پیدا کند بیمارستان برود بگوید من انگشترم مشکل دارد میگویند اینجا بیمارستان است میخواهم بگویم فطری است هیچ کس در عمرش این کار را نکرده یک کسی انگشترش را بیمارستان برده باشد هر کس میفهمد تخصصها جداست.@ بعد حالا اگر بیمارستان برد چه اتفاقی میافتد خیلی کادر بیمارستان خوشبین باشند میگویند ببخشید آنطرف خیابان آدرس مینویسیم آن قسمت مربوط به نگین و رکاب هست آنجا کار میکنند اگر اصرار بیشتری بکند همانجا دوتا مأمور میگیرند یا اگر تصادفاً همانجا تیمارستان داشته باشد همانجا بستری میکنند یا اگر نداشته باشند در آمبولانس میگذارند تیمارستان میبرند.@ میگویند انگشترش را اینجا آورده شما وقتی چشم درد دارید هیچ وقت پیش پروفسور و متخصص مغز و اعصاب نمیروید وقتی دندانتان درد میکند پیش متخصص گوش و حلق و بینی نمیروید این را همه میفهمند در رابطه با چادر و مقنعه و عینک، لباس و کفشتان دقیقاً این را میفهمید که باید پیش متخصص خودش بروید.@ هیچ وقت کسی کفشش را آرایشگاه نمیبرد کسی لباسش را دندانپزشکی نمیبرد بگوید این را درست کنید همه این را رعایت میکنیم اتومبیل خودمان را، مثلاً فرض بفرمایید یک اتومبیلی داریم مال شرکت ایران خودرو باشد شما نمایندگی سایپا نمیبرید.@ حالا اگر بردید سایپا درست کرد خوب هم درست نشد بعد زنگ بزنید ایران خودرو ما اتومبیلمان خراب بود بردیم نمایندگی خرابش کرد بدتر شد ایران خودرو از شما سؤال میکند میگوید کدام نمایندگی ما بردید؟@ میگویی سایپا بردیم میگوید کار اشتباهی کردید به نمایندگی که مجاز باشد از طرف ما، یک شرکت سازنده تخصص او را تأیید بکند شما باید پیش او بروید یک اصل عقلی است همه جای دنیا هم رعایت میشود بدون استثناء، اصلا کسی شک نمیکند که باید همین کار را بکنید ما در همه چیز این انگشتر را مثال ساده زدم.@ از سادهترین سیستم تا پیچیدهترین سیستمها، برو در تلفن همراه، انواع یارانهها، در بدن که از هر سیستمی پیچیدهتر است تخصص جدا دارد در چشم شما در جاهایی از دنیا قسمتهای مختلف چشم متخصص ویژه خودش را دارد.@ عدسی با عنبیه فرق میکند این متخصص است که کجای چشم مشکل داشته باشد دائماً تخصصها دارد بالا میرود ریزتر میشود این را ما قبول داریم مشکلی که برای ما هست و عامل شکست همه انسانها در طول تاریخ شده این هست که انسان این اصل را در مورد همه چیز قبول دارد جز خودش.@ یعنی وقتی نوبت به پیچیدهترین مخلوق خدا، پیچیدهترین موجود، خودش هم قبول دارد که پیچیدهترین موجود هست بیش از هشت هزار سال سابقه پزشکی داریم هشت هزار سال است که نخبههای دنیا، میلیونها دانشمند در هزاران دانشگاه مشغول مطالعه این بدنی هستند که خداوند طراحی کرده و ساخته، حالا به کجا رسیدند.@ الان بعد از هشت هزار سال کار تحقیقی و مطالعه و عمل و عکسبرداری و جراحی و انواع کارها که روی بدن کردن یک دانشگاه در دنیا، یک دانشمند، یک گروه از دانشمندان پیدا میشوند که بگویند ما یک قسمت از این بدن را کامل شناختیم.@ مثلا سؤالی در مورد گوش نداریم در مورد چشم هیچ مجهولی نیست در مورد قلب و مغز و استخوان ما مجهول نداریم، تا به حال شده یا نه؟ خودمان هم قبول داریم این تازه جسم انسان است روح انسان چیست، نفس انسان چیست، آن که به مراتب پیچیدهتر از جسم است ریاضیاتش به مراتب دقیقتر از ریاضیات جسم است.@ محاسباتی که در آن به کار رفته ریزهکاریهایی که در آن شده آنقدر محیرالعقول است این انسان که شما فکر کنید یک دانشمند هشت هزار سال پیش زنده بوده تا الان، ده هزار سال پیش زنده بوده تا الان، از زمان حضرت آدم زنده بوده تا الان، چون تاریخ علم برای همه میماند.@ سابقه علم گذشتهها برای آیندهها میماند ما مینشینیم سر سفره گذشتهها استفاده میکنیم خودمان هم یک تحقیقات و مطالعات و تجربیات و کشفیاتی داریم همه این تاریخ هشت هزار سال، بگو ده هزار سال، دوازده هزار سال از زمان حضرت آدم تا الان جمع شود وقتی مطالعه میشود روی مغز، چشم، قلب فقط حیرت برای انسان میاورد سؤالها تمام نمیشود.@ یکی از بزرگترین دانشمندان دنیا میگوید مجهولات ما در مقابل معلومات ما مثل محیط دایره است نسبت به قطرش، یعنی هر چقدر قطر بزرگتر میشود یعنی معلومات، محیط که مجهولات هست بیشتر میشود پنجاه سال پیش در مورد فضا اینقدر که الان سؤال برای دانشمندان ما مطرح هست پنجاه سال پیش مطرح نبوده.@ هر چقدر دانششان بیشتر شده سؤالشان بیشتر شده مجهولاتشان بیشتر شده حیرت بیشتر میشود این جسم، روح هم همینطور پیچیدگیاش هزاران برابر بیشتر از جسم هست ولی بشر متأسفانه این اصل را در مورد خودش حقیقت خودش، نفس خودش، همین نفسی که این همه چند جلسه گفتیم شناخت نفس معرفت نفس رعایت نمیکند.@ یعنی درست پیچیدهترین و سختترین موجود از نظر شناخت وقتی در مقابل ما قرار میگیرد ما میگوییم تخصص لازم ندارد یک انگشتر، ساعت، پارچه، گل مصنوعی که شما میخواهید کار کنید تخصص میخواهد دوره میخواهد یک خطاطی و نقاشی تخصص میخواهد مکانیک تخصص میخواهد فیزیک و شیمی تخصص میخواهد.@ آن موجودی که همه اینها به خاطر او خلق شده و از همه اینها پیچیدهتر است او شناختش تخصص نمیخواهد مربی نمیخواهد استاد نمیخواهد دانشگاه نمیخواهد مرجع علمی ندارد که هر کس بنشیند برای خودش راجع به انسان حرف بزند که من خودم را میشناسم.@ من یک کاریکاتوری اول انقلاب در روزنامه دیدم یک کسی پشتش را به خورشید کرده بود سایهاش جلویش افتاده بود تاریک شده بود بعد چراغ قوه انداخته بود در سایهاش دنبال گمشدهاش میگشت.@ کافی بود که چراغ قوه را خاموش کند خودش از جلو نور کنار بیاید پیدا میشد بشر در طول تاریخ یک همچین حماقتی را مرتکب شد و دارد ادامه میدهد یعنی پشت کرده به متخصص اصلی و منبع اصلی، خودش میخواهد در تاریکیهای خودش دنبال گمشدهاش بگردد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@