باعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ هدیه به محضر مقدس آقا امیرالمؤمنین(ع) صلوات ختم بفرمایید. قرار شد که یک مقایسهای بین دنیا و آخرت داشته باشیم فرمایشی را از وجود مقدس آقا امیرالمؤمنین(ع) من خدمتتان تقدیم میکنم@ میفرماید که تو با آن همه ناز و کرشمه و خوشسیمایی و جمالت خیلیها هستند چیزهایی دارند در دنیا که خودشان را هم میگیرد پول دارند ثروت دارند محبوبیت دارند مقام دارند زیبایی دارند جمال دارند ناز و کرشمه دارند@ ادا و اطفار دارند کلاسی دارند پایهای دارند پرستیژی دارند بالاخره حضرت ببین چه تعابیر به کار برده میگوید تو با آن همه ناز و کرشمه و خوشسیمایی و جمالت به منزلی آشفته و ویرانه و جایگاهی پر از خاک و غبار میروی@ آنجا همه اینها را رها میکنی میروی آنجا. خیلی تعابیر تند است منزلی آشفته حالا اگر یک موقعی فرصت بشود انشاءالله آشفتگیش را برایتان بیان بکنم@ ویرانه و جایگاهی پر از خاک و غبار میروی و در لحد خویش بر گونهات خوابانده میشوی در منزلی که دیدارکنندگانش اندکند کسی نمیاید به تو سر بزند@ خیلی کم آنهایی که الان پدرانشان مرده یک هفتی چهلمی سالی بعد دیگر میشود سال به سال بعد هم دیگر اصلاً فراموش میشوند این تنهایی را حتماً هر کدام از ما خواهیم داشت کسی به ما بعداً سر نخواهد زد.@ و کارگرانش خسته و دلتنگ تا آنگاه که از گور سر برآوری حالا در قبر چه میگذارد بماند اینها را که دیگر در بحثهای خودمان قبلا هم گفتیم هم میگوییم بعداً انشاءالله و به صحرای محشر روانه میشوی@ در آن هنگام حالا آدمها تقسیم میشوند میگوید تو در آن هنگام دوتا وضعیت داری وضعیتت اینطوری است اگر مُهر سعادت بر تو خورده باشد که ما باید انشاءالله از امشب به بعد انشاءالله در این ایام همین را بخواهیم@ خدایا بعد از هر نماز ما این را خواستیم یا علی و یا عظیم میرویم تا آخر دعا مُنَّ عَلَیَّ بِفَکاکِ رَغَبَتی مِنَ النّار بعد از هر نماز منت بگذار به من به این که این گردن من رغبه من را آزاد کنی از آتش@ منت بگذار سرم ای خدا ما این دعا را چطوری میخوانیم جدی میخوانیم یعنی وقتی که دستمان را میبریم بالا اصلاً دستمان بالا نمیرود همینطوری میخوانیم@ اگر دستمان را هم ببریم بالا با التماس میبریم بالا و خواهش میکنیم میگوییم خدایا منت بگذار واقعا سر من خدایا بدبختم گرفتارم فقیرم منت بگذار سر من دعای سحر را که شما نگاه میکنید در مفاتیح میبینید@ شخصی که میگوید خدایا منت بگذار سرم یک حالی دارد بگذار این دعا را بیاورم برایتان که وقتی میخواند. بعد از دعای ابو حمزه ثمالی هست ما این را میخوانیم@ خیلی این دعا تکاندهنده است من خواهشم این است که یک ده دقیقهای انشاءالله حتماً سحر وقت بگذارید این را بخوانید ده دقیقه هم شاید بیشتر نکشد همین فارسی را بخوانید@ با این شروع میشود یا عُدَتی فی کُربَتی وَ یا صاحِبی فی شِدَّتی وَ یا وَلیی فی نِعمَتی بعد از دعای ابو حمزه ببینید چه میگوید یا رَبِّ هذا مَقامُ العاذِ بِکَ مِنَ النّار ای خدا این جا این مقام جایگاه کسی است که به تو پناه میبرد به تو از آتش.@ هذا مَقامِ المُستَجیرُ بِکَ مِنَ النّار این جایگاه کسی است که میخواهد تو در مقابل آتش از او حمایت بکنی هر سحر ما این را میخوانیم.@ هذا مَقامُ المَستَغیثِ بِکَ مِنَ النّار این مقام کسی است که میخواهد تو به فریادش برسی در مقابل آتش از تو کمک میخواهد هذا مَقامُ الحارِبِ اِلَیکَ مِنَ النّار این مقام کسی است که فرار کرده از آتش به سوی تو.@ هذا مَقامُ مَن یَبُوءُ لَکَ بِخَطیئَتِه خدایا من اینجا ایستادم خدایا در مقابل تو بار همه گناهانم را آوردم پیش تو ای خدا هذا مَقامُ مَن یَبُوءُ لَکَ بِخَطیئَتِه تمام بارهایش را برداشته آورده پیش تو.@ وَ یَعتَرِفُ بِذُنُوبِه خودش هم اعتراف دارد به گناهان خودش وَ یَتُوبوا اِلی رَبِه بر میگردد توبه دارد میکند به سوی پروردگار خودش هذا مَقامُ البائِسِ الفَقیر خدایا من میدانی کی هستم ایستادم اینجا دارم با تو حرف میزنم@ بائس یعنی یک آدم بدبخت بیچاره خدایا من یک بدبخت بیچاره فقیر هستم ایستادم در مقابل تو هذا مَقامُ الخائِفِ المُستَجیر من یک آدمی هستم که ترس وجودم را گرفته@ از تو حمایت میخواهم هیچ کس ندارم غیر از تو هذا مَقامُ المَحزونِ المَکروب من یک آدم پرغصه و گرفتارم ای خدا هذا مَقامُ المَغموم المَحمود من یک آدم غمدار و پریشانم@ آقا اینها حالشان چطوری بوده در مقابل خدا این حالتها حالتهای ما نیست برای این هم خیلی تأثیری روی ما ندارد خواندن این کلمات هم خیلی ما را تکان نمیدهد چون ما اینطوری نیستیم نه پریشانیم نه غمباریم نه غمناکیم@ نه احساس بدبختی و بیچارگی میکنیم هیچی نه فقر دارد اذیتمان میکند میدانید چرا؟ چون ما خودمان را نمیشناسیم خدا را هم نمیشناسیم نمیدانیم کی هستیم@ لذا از این حرفها ما نمیتوانیم جدی بزنیم فارسی بخوانید انشاءالله شاید دلهامان راه بیافتد انشاءالله عربیش را نمیخواهد بخوانید هذا مَقامُ الغَریبِ الغَریق خدایا من یک غریبی هستم که در حال غرق شدن هستم@ خودم میبینم دارم روزبهروز دور میشوم از تو روزبهروز فاصله میگیرم از تو این را خودم میفهمم میفهمم آسمان آشنا ندارم خیلی خودم با آنها قهر کردم انسی ندارم با آن طرف از این طرف هم دارم خودم را غرق میکنم@ هذا مَقامُ المُستَوحِشِ الفَرِق من یک وحشتزدهای هستم که دارم میلرزم خدایا اینها چه حالی داشتن وحشتزده لرزان@ تا حالا در مقابل چی ما اینطوری شدیم اینها چه نگاهی داشتن در مقابل جهنم اینها چه نگاهی داشتن در مقابل آخرت ما چقدر اینها درجه است آینه است اینهایی که من دارم میخوانم نمیخوانم شما گریه بکنید@ اینها یک آینههایی است که در این آینهها خودمان را نگاه بکنیم ببینیم میزان قساوت قلب ما میزان سنگدلی ما میزان بیخیالی ما چقدر است باید یک فکری بکنیم برای خودمان این آینه است@ آدم دعا میخواند در این دعا خودش را نگاه میکند ببیند واقعا چرا او گریهاش میگیرد من نمیگیرد چرا او میترسد من نمیترسم چرا او لرزه دارد من نمیلرزم چرا او دغدغه دارد من دغدغه ندارم.@ فکری باید آدم برای دل خودش بکند هذا مَقامُ مَن لا یَجِدُ لِذَنبِهِ غافِراً غَیرَک خدایا اینجا جای کسی هست که هیچ کس جز تو را برای بخشش پیدا نمیکنم هیچ کس را سراغ ندارم غیر از تو نجاتم بدهد@ وَ لا لِضَعفِه مُقَویاً اِلاّ اَنت هیچ کس نمیتواند ضعف من را تقویت بکند جز تو وَ لا لِهَمِه مُفَرِجاً سِواک هیچ کس غصههای من را باز کند غیر از تو یا اللهُ یا کریم چقدر اسمهای قشنگی است.@ لا تُخلِق وَجهی بِالنّار خدایا صورتم را نسوزان به آتش بَعدَ سُجُودی لَک بعد از آنکه روی پایت افتادم سجده یعنی روی پای خدا افتادن@ خدا بعد از اینکه من افتادم روی پایت دیگر این صورت را تو چطوری میخواهی بسوزانی تحمل ندارم بخوانم شما خودتان بعداً بخوانید بعدش خیلی جانسوز است میترسم من بخوانم هم حال خودم خراب بشود هم حال شما.@ حتماً بخوانید این را این زیاد وقت شما را نمیگیرد اگر مهر سعادت به تو خورده باشد رهسپار شادمانی میشوی و پادشاهی مطاع و آسودهخاطری بیهراس خواهی بود@ چون هر کس میرود بهشت پادشاه میشود آنجا در ملک عظیمی پادشاه میشود قرآن فرمود وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً هیچ بهشتی وارد بهشت نمیشود مگر اینکه پادشاه آنجا باشد@ یعنی خداوند یک فضای بسیار با عظمتی به او خواهد داد و او پادشاه خواهد شد و حکومت خواهد کرد آنجا میگوید تو اگر سعادت نصیبت بشود میشوی یک پادشاه مطاع یعنی همه از تو اطاعت میکنند همه چیز از تو اطاعت خواهد کرد@ یعنی اینقدر اطاعت از تو خواهد کرد حضرت میفرماید وقتی یک چیزی را میخواهی اصلاً به زبان دیگر نمیآوری نمیگویی این را میخواهم@ تا در فکرت میآید حاضر میشود جلویت هر چیزی را میخواهی هر چه که اراده کنی به محض اینکه اراده کردی مثل خدا خواهی شد مثل خود خدا اراده بکنی حاضر میشود اصلاً لازم نیست بگویی من این را میخواهم@ اصلاً به این مقدار زحمت لازم نیست بکشد یک بهشتی میگوید تا در بهشت یک چیزی را آرزو میکند همان خواهد شد.@ چندتا گفتیم حداقل دارد یک نفر چندتا یک میلیون حداقل پسرکانی مرواریدسان با جامی از باده ناب و سپید که نوشندگان را لذتی خاص میدهد بر گرد شما به گردش در میآیند بهشتیان در بهشت در ناز و نعمت به سر میبرند@ حالا میاد سراغ جهنمیان و دوزخیان در دوزخ عذاب میکشند آنان در جامههایی از پرنیان نرم پرنیان یعنی حریر میخرامند یعنی در آن ناز و نعمت در آن لباسهای خیلی عالی و اینان در دوزخ و آتش سوزان دست و پا میزنند@ آنان جمجمههایشان از مشک بهشتی پر شده است یعنی وقتی که بو میکنند در بهشت مغزشان حال میآید صفا میکند تکتک این سلولهای مغزشان جمجمهشان پر از عطر بهشتی میشود@ و بر سر اینان گرزهای آتشین فرو کوفته میشود آنان با سیهچشمان بهشتی یعنی همان همسران بهشتی در حجلهها هم آغوش میشوند@ و بر گردن اینان جهنمیها و بر گردن اینان طوقها و غل و زنجیرهایی از آتش بسته میشود حضرت میفرماید وقتی که این غل را میاندازند تا میاندازند در گردنش اینقدر داغ است که میخورد به استخوان گردن یعنی همه گردن را در جا میسوزاند@ و وقتی دستبند میاندازند به دستش تمام ساعدش را میسوزاند همان لحظه میخورد به استخوان. اهل دوزخ در دلش وحشتی است که طبیبان را از درمان ناتوان ساخت@ یعنی هیچ کس نمیتواند وحشت اهل جهنم را از دلشان بیرون بیاورد هیچ آرامبخشی وجود ندارد آنجا و در او دردی است که درمان نمیپذیرد این حال و روز اهل جهنم هست.@ اِعلَموا اَنَّهُ لَیسَ لِهذَا الجِلدِ الرَقیق صَبرٌ عَلَی النّار امیرالمؤمنین(ع) میفرماید مردم بدانید این پوست نازک شما تاب آتش را ندارد همه هم این را میفهمند@ اگر توانستی یک کبریت روشن کن کمترین حرارت را دارد ببین میتوانی برو در آفتاب الان طرف میرود در آفتاب یک ضد آفتاب نزند چند روز میفتد در ماشین شما برو بنشین کلر را روشن نکن شیشه را هم پایین نکش@ ببین تحمل داری در ماشینی که چند ساعت در آفتاب بوده بنشینی یا نه اصلا برو برق آفتاب بنشین چند وقت پیش من خیلی گرمم شده بود گفتم خدایا اگر تو جهنمت اینطوری باشد که بگویی برو روی یک زمین.@ چون داشتم پیاده میرفتم پا برهنه بودم جیغم درآمد فکر کن یک صد متر را من دویدم تا خودم را برسانم به یک سایه وقتی رسیدم مغزم جوش آمده بود.@ حالا شما نگاه کنید خدایا اگر قرار باشد عذاب تو همین باشد که ما اینجا بنشین زیر یک همچین برق آفتابی نمیتوانیم ما اگر عذابت همین باشد ما نمیتوانیم کسی هست بتواند بگوید آقا من میتوانم@ حالا هی نیش بزن در خانه قور بزن حساس باش زودرنج باش هی ننه من غریبم در بیار هی ناز کن هی تکبر کن هی اذیت کن خانوادهات بچهها را سر هر چیز مزخرفی عصبانی شو جگر و مغز و قلب و دل همه را بسوزان تا موقعی که این آتشها برگردد به خودت.@ میگوید شما که صبر ندارید فَارحَموا اَنفُسَکُم لااقل خودتان به خودتان رحم بکنید حالا که تحمل ندارید خودتان به خودتان رحم بکنید نرو سمتش@ فَاِنَّکُم قَد جَرَّبتُموها فی مَصائِب الدُنیا شما در مشکلات دنیا خودتان را آزمایش کردید آدم مصیتهای دنیا نیستید@ الان شما نگاه کنید چقدر آدم داریم در این دنیا بر اثر سختیهای دنیا خودکشی میکند که کار احمقانهای است@ چون خودکشی کردن یعنی از یک مشکل دنیایی رفتن در یک مشکلی که تا آخر هم ادامه دارد تمام نمیشود کسی که خودکشی میکند فرمود مخلّد در عذاب هست برای همیشه در عذاب است@ مشکلات دنیا یک طوری است که معده و روده و چشم و مغز و اثنی عشرت را میریزد به هم تحمل نمیکنی تو اینجا طرف قرصی میشود چقدر افراد داشتیم تحمل مشکلات دنیا را نداشتن جا در جا سکته کردند سکته ناقص سکته کامل رفتند تیمارستان@ الان میگوید شما که میدانید مشکلات دنیا را نمیتوانید تحمل کنید برای چه خودتان را میاندازید در مشکلات آخرت شما که میدانید مشکلات دنیا سخت است@ چرا برای فرارش گناه میکنی میخواهی تلویزیونت را بکنی ال سیدی لقمه حرام بخور میخواهی ماشین بخری حرام خوری بکن میخواهی خانهات را وسیع بکنی لقمه حرام حقهبازی کلک زدن سر این و آن.@ میگوید من چارهای نداشتم زنم به من فشار آورد تو فشار زنت را تحمل نمیکنی نمیدانم رفتم خانه باجناقم چشم نداشتم ببینم آنها دارند ما نداریم خانه جاریم چشم نداشتم@ تو تحمل این را نداری بعد چطوری عذاب را میخواهی تحمل بکنی که اینقدر فشار میآوری به شوهرت یالله برو این را بخر یالله آن را بخر یالله برو وام بگیر یالله برو قرض بگیر یا مرد خودش عقدهای است@ میبیند هی دلش میخواهد نه من باید لباس اینطوری بخریم تلویزیون اینطوری بخرم اتومبیل اینطوری بگیرم موبایلم باید اینطوری باشد شما که تحمل ندارید تحمل آنجا را ندارید@ مصیبتهای دنیا که خدا از روی رحمت به شما داده شما مصیبتهای دنیا را تحمل بکنید هم کفاره گناهانتان است هم درجات بهشتی است قرضش بیماریش بداخلاقیهایی که با شما میشود ورشکستگی گرفتاریهای دیگرش همه رحمت است@ شما تحمل این را نداری چطوری میتوانی تحمل عذاب آنجا را بکنی حالا ببینیم حضرت علی چه میگوید دیگر حالا نگویم برایتان فکر میکنم یک دقیقهای هم گذشتم از وقتمان بماند انشاءالله برای یک وقت دیگر والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 033 - انسان در گستره منازل آخرت
متن کامل (خام) جلسه 033 - انسان در گستره منازل آخرت