جلسه گذشته عرض کردیم که ما در ماه ضیافت الهی هستیم و کلمه ضیافت همانطور که در بخش حیوانی ما معنادار است یعنی پذیرایی، اکرام، احترام، ملاقات، خوشحالی، نوازش، آشتی دوستی، در بخش انسانی ما هم ضیافت همین معنا را دارد. یعنی بخش انسانی ما هم دعوت می شود به مهمانی خدا، و در این مهمانی، هر چقدر میزبان، بزرگتر باشد مجلسش میزبانی اش، مهمانی اش که برپا می کند عظیم تر است و خلعت ها و نعمت هایی که به مهمانش می دهد با عظمت تر است و هر چقدر مهمان عزیز تر باشد میزبان برایش سرمایه گذاری بیشتری می کند. لذا درباره ماه رمضان داریم که ماه رمضان (و هذا شهر عظمت و کرمته و شرفته و فضلته) این ماهی است که تو به آن عظمت و کرامت و شرافت و فضیلت دادی، و گفتیم که این فضیلت به احترام انسان است که به ماه رمضان داده شده در واقع خداوند تبارک و تعالی این ماه را به خاطر بندگانش عظیم کرده و شرافت داده اکرام کرده و فضیلت داده پس در واقع مهمانها با فضیلت هستند عظمت یک ماه، عظمت یک مهمانی را از مهمانش می فهمیم. لذا خداوند تبارک و تعالی بخش انسانی ما را دعوت کرده گفتیم که ما 5 بخش داریم یک بخش جمادی، و گیاهی که رشد و تغذیه و تولید مثل دارد یک بخش حیوانی داریم که ازدواج تشکیل خانواده و امور اجتماعی، سیاسی ما را دارد یک بخش عقلی داریم که علم و دانش و یادگیری ها را دارد یک بخش فوق عقلانی و انسانی داریم که خداوند این بخش را دعوت کرده به مهمانی. کسانی که این بخش در آنها فعال نیست معنی مهمانی را نمی فهمند از آمدن ماه رمضان عصبانی و ناراحت هستند، و از رفتن ماه مبارک خوشحال می شوند چون اصلاً نمی فهمند که (تعظیم) یعنی تو را عظمت می دهد تو را اکرام می کند و ترا شرافت و فضیلت می دهد. یعنی تو بزرگ می شوی شخصیت پیدا می کنی قدرت پیدا می کنی. جلسه اول مان را با اسم یا علی و یا عظیم شروع کردیم بعد چی خواستیم (یا غفور و یا رحیم) از خدا مغفرت خواستیم یعنی صفر کردن حسابت با خدا است، کسی که حسابش با خدا صفر نشود به رحیم نمی رسد.برای رسیدن به رحیم یعنی توجه ویژه خداوند، انسان باید از کانال و آن شبکه غفور رد شود تا از غفور شما رد نشوید به اسمهای دیگر نمی رسید. وقتی با خدا رابطه ات شکرآب است نمی توانی به خدا بگوییم من را بغل کن ببوس اکرام کن تشریف کن از این خبرها نیست. میزبان وقتی با مهمانش این ارتباطات را برقرار می کند که اول آن گذشته صاف و پاک شده باشد، بنابراین یک کسی که توبه نکرده باشد اصلاً وارد این ضیافت نمی شود، یک کسی که خیال دست برداشتن از حرامها را ندارد وارد ضیافت نشده، به بهره برداری هم نمی کند، این احساس اگر به شما دست دادکه در ماه رمضان خیلی مورداحترام قرار گرفتید و به شما شخصیت داده شد خیلی مورد اکرام قرار گرفتی یعنی وارد مهمانی شدی و مورد تعظیم قرار گرفتی چون خدا با ما این کار را می کند، ولی وقتی آن منی که خدا دارد نوازشش می کند و خدا دارد تعظیم و تشریف و تفضیل و تکریمش می کند آن «من» فعال نباشد درک نمی کند متوجه نمی شود. مثلاً کسی را در نظر بگیرید که روحیه کار علمی و علما و دانشمندان را ندارد بعد پدر و مادرش می گوید امشب دعوت هستیم در منزل فلان دانشمند، وقتی این آنجا می رود حوصله اش سر می رود نه این دانشمند برایش مهم و بزرگ است و نه آن حرفهایی که زده می شود در طول مهمانی با تلفنش بازی می کند پیامک می دهد و می گیرد حوصله اش سر می رود تلویزیون نگاه می کند اصلاً از این عالم و دانشمند استفاده نمی کند چون اصلاً حدش و قیمتش به این شخصیت نمی خورد.
با اینکه آن عالم دارد افاضه می کند دارد خیر می رساند این بهره برداری نمی کند چرا چون کلاس این آدم با آن کسی که دارد صحبت می کند خیلی متفاوت است و پایینتر است برای همین هم حوصله اش سر می رود. در مهمانی خدا اگر کسی این چهار احساس به او دست ندهد که من خیلی بزرگ شدم، خیلی مهم هستم، این که مورد احترام خدا قرار گرفتم که خدا یک ماه را به خاطر من قُرق کرد. به خاطر یک ماه بخش های دیگر را گفت نیایند. به خاطر من به این ماه احترام گذاشته، به خاطر من مغفرتش را باز کرده، به خاطر من شیاطین را در بند کرده، به خاطر من گفته اگر نفس بکشید عبادت به تو می دهم اگر بخوابی برایت عبادت می نویسم. نفست را تسبیح می نویسم به خاطر من اینقدر اکرام کرده که می گوید اگر یک آیه قرآن بخوانی من ثواب یک ختم قرآن برایت می نویسم. اینها اکرام است، اگر کسی این را نفهمد، ای بابا همه اش سختی و همه اش، کی می گوید سختی؟ بخش حیوانی قُر و نق می زند. کی از روزه بدش می آید؟ بخش حیوانی. بخش انسانی خیلی لذت می برد چون این بخش های مزاحمش محدود می شود تا این بتواند پرواز کند خدا می گوید این چهار بخش را هر چقدر محدود کنی این بخش پرواز بیشتری دارد و به من نزدیکتر می شوی وشبیه تر می شوی. لذا توضیح دادیم ساعت قبل، هر جا کلمه حرام، حریم، احترام، حرمت، حرم، آمد یعنی یک قیمتی، با یک موجود قیمتی سر و کار داریم. یک کسی که از حرام های دین متنفر است یعنی بخش حیوانی اش غلبه دارد بر بخش های انسانی، می گوید این چیست که خدا همه اش حرام می کند کسی که از حجاب و محدودیت بخش حیوانی بدش می آید این نشان می دهد که این بخش یعنی بخش حیوانی غلبه دارد که متنفر است چیه خدا همه اش دست و پای ما را بسته، منظور از ما کیست؟ کدام بخش است؟ بخش حیوانی است. والا خدا می فرماید (یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر) خدا آسانی شما را می خواهد، «شما» منظورش کدام بخش است، آن بخشی که از جنس خودش است می گوید من از روح خودم در شما دمیدم آن بخشی که از نور محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) در ما دمیده، آن بخشی که لیاقت دارد به مقام اهل بیت برسد، که در زیارت عاشورا می گوید (اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله= من می خواهم به آن مقامی که شما دارید برسم» کدام بخش می رسد به مقام اهل بیت؟ بخش انسانی. بخشهای پایینی نمی توانند به آن مقام برسند. ولی وقتی کسی این بخش را در خودش سراغ ندارد انسان شناسی اش ضعیف است خودشناسی اش ضعیف است با دین نمی تواند کنار بیاید، با رساله کنار نمی آید با حرام های خدا هرجا حرام ها بیشتر است یعنی موجود قیمتی تر است شما در موزه ها نگاه کنید وقتی می خواهند یک چیزی را حفظ کنند ده تا در می گذارند که مبادا یک کسی به آن کالا دست پیدا کند، وقتی یک کسی حجاب را خدا را می گذارد برای یک زن، یعنی یک زن جنس و بدن نیست، یک زن قبل از اینکه یک جنس و بدن باشد یک انسان است. احتیاج به حریم دارد مرد حریم دارد زن حریم دارد همه باید همینطور باشند. وقتی شما پای یک چیز قیمتی وسط است محافظت و حرمت زیاد است.
پس اگر می گوید فلان چیز را نبین و فلان چیز را نخور فلان نشنو یعنی تو حیفی، تو قرار است یک موجودی باشی به بزرگی اهل بیت، در مقام اهل بیت، این مسیر را هم خدا برایت باز گذاشته که بروی تا آن مقام، خودت را دست کم نگیر، خودت را کوچک نگیر وقتی می گویی هر حرامی را مرتکب می شوی هر لقمه ای خوردی هر چی شنیدی هر چی دیدی یعنی نمی خواهی که رشد کنی یعنی قیمت نداری، ولی زندگی ات بی در و پیکر شد در هیچ چیز حریم دار نیستی آزاد کردی خودت را، یعنی بخش حیوانی را آزاد کردی، هر چی خواستم ببینم، هر چه خواستم بشنوم، هر چه خواستم بخورم، هر جا خواستم بروم، با هر که دلم خواست ازدواج کنم با هر که دلم خواست رابطه داشته باشم با هر کس هر سفری را بتوانم بروم این یعنی اصلاً این بی ارزشترین موجود است یعنی هیچ حرمتی ندارد این شخصیت. هیچ حریمی نیست در این شخصیت، کلمه ی حرام و حریم خیلی قیمت دارد. قیمت ما را می برد بالا. ولی وقتی ما درست به خودمان نگاه نکنیم محدودیت می بینیم چرا؟ چون بخش حیوانی فعال است، آدم وقتی که وارد ماه مبارک می شود، این همه خدا پایش عشق ریخته، این همه خدا پایش محبت ریخته، یک کسی که یک ماه رمضان را طی می کند، دیگر بعد ماه رمضان آویزان کسی نیست، از نظر محبتی، دیگر عقده ی که یک کسی به او محبت کند یک کسی به او پیامک بدهد و تحویلش بگیرد و یک کسی ابراز علاقه به او بکند، تشنه ی عاطفه ی کسی گدای عاطفه ی کسی نیست بعد از ماه رمضان چون می گوید من یک ماه پیش خدا رفتم خدا، اهل بیت، امام زمان و فرشته ها یکسره من را شب و صبح نوازش کردند و احترام گذاشتند و یک خاطره ی زیبا برای من گذاشتند که من دیگر نمی توانم فراموشش کنم، لذا بعد ماه رمضان بعد از عید دوباره شخصی که در این حریم بوده راحت دوست ندارد در بیاید، برای همین هم مستحب است چند روزی بعد از عید آدم روزه بگیرد برای همین ماه های دیگر روزه می گذارند چون حریم زیاد می شود قیمت زیاد می شود تو با روزه رفع دلتنگی هایت را می کنی با روزه می روی پیش خدا، با نماز هم همینطور. کسی که از نماز خوشش نمی آید یعنی نمی داند چقدر قیمت دارد، کسی که فرار می کند از اذان از اقامه از تعقیبات از نماز از تمرکز، از نماز جماعت می ترسد از حرم خوشش نمی آید، نمی تواند در حرم بنشیند چند ساعت عیاشی کند یعنی نمی شناسد خودش را، از شنیدن حرفهای قشنگ و الهی خوشش نمی آید از گفتنش خوشش نمی آید، این یعنی که قیمتش خیلی پایین است خودش دست خودش را دست کم گرفته قیمتش که پایین نیست قیمتی است که خدا آفریده است او را، ولی قدر و قیمت خودش را نمی داند قیمت خودش را نمی داند که چقدر است.
یک کسی که می رود جاهایی که حرمت ها و حریم برداشته می شود ما هزاربار گفتیم شما یا تلفن نداشته باشید یا این تلفن هوشمندهای تان را باید دوربین هایش را تعطیل کنید تلفن هوشمند روی شبکه ها می روید ناموس شما در خانه شما دیده می شود، برو در وایبر، برو در تلگرام، تمام این شبکه بدون استثنا خودشان در آن پروتوکل ها نوشتند که شما از نظر ما دیده می شوید اگر می خواهید دیده نشوید جلوی ما کاری انجام ندهید که دیده نشوید. خانم شما دارد زحمت می کشد حجاب دارد بیرون می رود خودش را از نامحرم میپوشاند بعد می آید خانه جلوی این اسرائیلی ها و آمریکایی ها بی حجاب در خانه می گردد، آنها هم دارند از شما و روابط تان و حرفهایتان و اسرار تان از همه چیز تان دارند فیلم برداری می کنند حریم برداشته می شود آدم باید در زندگی حرمت را رعایت کند خود آنها مسئولین شان، دختر اوباما یکبار رفته در فیس بوک یک هفته او را زندانی اش می کند که چرا تو حق نداشتی فیس بوک بروی. اینجا نوامیس شیعه همینطوری ول هستند در این شبکه ها بی حجاب و ول و باز، مرد ول است زن ول است، اینها چی است آخر، ما حرمت داریم قیمت داریم ارزش داریم، بله یک کسی در این شبکه ها باشد بدون اینکه مسائل شخصی و ناموسی و ... در خانه نمی برد در فضای اداری بسته ای می نشیند می خواهد مثلاً صد نفر را راهنمایی کند بله موسسه ما هم، بعضی ها می گویند که خوب شما که این حرفها را می گویید موسسه خود شما چرا در این شبکه ها است ما باید باشیم، ما آنجا نرفتیم لاس بزنیم با کسی، نمی خواهیم آنجا عکس رد و بدل کنیم و عشق و عاشقی کنیم نشستیم آنجا، پیام های خدا و اهل بیت را آنجا گذاشتیم خیلی ها هم از آن طریق هدایت شدند تا الان، صدها نفر هدایت شدند از این طریق، ما تولید کننده هستیم معلم هستیم باید باشیم. یک پزشک کارش این است که مریض ارتباط داشته باشد یک پزشک باید در پر میکروب ترین جا مثل بیمارستان حضور داشته باشد باید مواظب باشد که خودش آلوده نشود. یک کسی که کار فرهنگی می کند جداست، ولی کارهای شخصی و حضورهای شخصی و اسرار و نمی دانم و عکس و پیامها و مهمانی ها و بی حجابی ها و اینها خیلی خطرناک است.
هر چقدر آدم بی حریم زندگی کند، یعنی قیمتش پایین تر است. هر چی یک موجود قیمتش بالاتر است حرمتش هم بالاتر است. شما خانه خدا نمی توانید بروید چون حریم دارد. به آن می گویند مسجد الحرام. بیت الله الحرام. باید بروی قبلش چند کیلومتر آن طرفتر، باید بروی احرام، باز هم آنجا احرام است، آنجا باید بروی حرام کنی بیست و چند چیز بر خودت را، تا اجازه داشتی باشی وارد خانه خدا شوی. یعنی قیمت خیلی بالاست. ما از حرام بدمان می آید کسی که از محدودیت بدش می آید قیمت خودش را نمی داند پس خیلی توجه کنید به این، خیلی مهم است.
خوب، پس حرام ها برای این است که یک موجود فوق العاده قیمتی از اهل بیت از خدا در ما است که این باید بزرگ شود به اندازه اهل بیت، چون رشد این باید تضمین شود باید حق ندارد این چهار بخش هر وقت دلشان می خواهد بیایند در حریم بخش انسانی. لذا وقتی خدا می بیند ما ضعیف می شویم، یک دفعه ماه رمضان را قرق می کند می آید وسط، بابا ول کنید این نور را، ول کنید این کسی که از جنس اهل بیت است، رهایش کنید بگذارید یک ذره رشد کند بگذارید خلوت داشته باشد بگذارید یک شب تا صبح بیدار باشد بعضی ها هم شب تا صبح هم بیدارند باز وقت شان را جاهای دیگر تلف می کنند. می گوید این شب تا صبحی که گفتیم بیدار باشید یعنی پیش ما باشید، کار علمی کنید، کار فهمی کنید، معرفت هایتان را، برای همین گفتند شب قدر مهمترین کار شنیدن است همین کاری که الان شما دارید می کنید کسب معرفت است. مذاکره ی علمی، فهم تان را مطالعه کنید، کار علمی کنید، قرآنی بخوانید، تفسیری بخوانید، دعایی بخوانید، زمزمه ای داشته باشید انسی داشته باشید اشکی بریزید، عزاداری داشته باشید، اینطوری رشد کنید نه که شب تا صبح بیدار باشید بعد وقت تان تلف شود پرسه بزنید در خیابان ها و تلویزیون وکارهای دیگر. این چه جور بیدار بودن است . می گوید برایت حریم گذاشتم که تو بیایی پیش من، خدا حریم می گذارد ازین حریم بخش حیوانی دارد سو استفاده می کند می گوید خوب شد حالا که خدا حریم گذاشته می گویند خوب، دیدید در خیابان ها فوتبال بازی می کنند تا سحر فوتبال، تعطیل می کنند یعنی تعطیل کرده برای بخش انسانی، نه اینکه بیاید سر شما را کلاه بگذارد بخش حیوانی و بگوید تو برو کنار ما تعطیل خودمان می رویم عشق و حال خودمان را کنیم نه بابا. به خاطر من تعطیل شده من باید بروم با معشوقم باشم.
چون قرار است موجود با عظمتی به بزرگی اهل بیت تربیت شود خداوند دینش حریم دار است ما چیزی به نام واجب داریم چیزی به نام حرام داریم. این حرام ها و واجب ها به افتخار ما است. این نفهم هایی که در ماهواره و جاهای دیگر اینترنت می نشینند و راجع به دستورات الهی و حرام ها و حجاب و مسائل دیگر نقد می زنند چون نمی دانند، خودش هم نمی داند کی است، بعد می نشیند راجع به دین و مسائل دینی وراجی می کنند در این شبکه ها. که آره چی است آزادی ما را گرفتند جلوی ما را، آزادی ما را یعنی حیوان، این خودش را یک حیوان می بیند که اینطوری دست و پایش را بستند. اگر بفهمد کی است افتخار می کند که خدا ذوق می کند خدا این طوری به او حرمت می گذارد. چون این روزه گرفتن ما نماز خواندن های ما که قرار نیست به خدا چیزی برساند که. به ما قرار است برسد (یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر) خدا آسانی شما را می خواهد می خواهد شما راحت باشید سختی شما را نمی خواهد ولی وقتی خدا می گوید شما منظورش کی است؟ منظورش آدم است، آنی که از جنس خودش است. نه گاو و خر را صدا نمی کند این خانم و آقا را کار ندارد این مرکب را کار ندارد بخش های حیوانی را کار ندارد یک کسی که از دین احساس محدودیت می کند از رساله از احکام بیزار است فرار می کند هنوز بعد چهل سال مرجع تقلید ندارد این یعنی هنوز نمی داند کی است و داستان چیست. کسی که سال خمسی ندارد، کسی که هیچ چیزش به راه نیست همینطوری لقمه ها و درآمدش بی حساب و کتاب است هر جا درآورد می خورد، این یعنی حریم ندارد. یعنی قیمت ندارد.
نمی فهمد کی است واقعاً. خوب، اما اگر یک کسی فهمید کی است از نماز از روزه از دین از رساله خیلی احساس بزرگی و کرامت دست می دهد به او. می گوید خدا را شکر من رب عظیم دارم خدا را شکر من دین دارم، خدا را شکر من اهل بیت دارم خدا را شکر من متخصصین معصوم را خدا بالا سرم گذاشته. امامان بی سواد امامان غیر متخصص و امامان غیر معصوم خدا برایم نگذاشته. خدا را شکر من سبک زندگی ام مشخص دارم تکلیفیم دینم، امامم، رهبرم، آینده ام، همه چیزم مشخص است. خدا را شکر من می دانم کی هستم، خدا را شکر من فقط محدود به امور حیوانی نیستم. می فهمم کی هستم سرنوشتم تکلیفم، اول و آخرم، مشخص است. لذت می برد این آدم. این بلاتکلیف و سردرگم نیست احساس پوچی نمی کند خود کم بین نیست آویزان شخصیت ها و آدمهای دیگر نیست. این وصل است به آسمان است، وصل به غیب است وصل به اهل بیت است وصل به خدا است. همیشه شخصیتش بزرگ و با ارزش است این آدم. این در کنار دین و در کنار ارتباطش با معصومین و در کنار ارتباطش با حق تعالی همیشه آدم قیمت داری است. همیشه آدم شادی است. یک کسی که این را می فهمد ماه رمضان می گذرد به او، حالا خدای نکرده بعضی ها در ماه رمضان در خانواده هایشان درگیری و دعوا است سر دنیا، اگر یک کسی ماه رمضان بگذرد به او دیگر با هیچ کس مشکل ندارد امشب ، شب قدر است عرض کردم مهمترین مسئله در شبهای قدر مغفرت است بعد به رحیمیت برسیم. مغفرت هم می گوید اول خودت بقیه را مغفرت کن، اول خودت بقیه را ببخش، آدم اصلاً وقتی این شبها می گذرد به او دلش را پاک کند، مشکلی ندارد با کسی کار ندارد با کسی دردسری ندارد دل پاک، آزاد راحت دیگر این همه طلاق و این همه درگیری و این همه مشکلات و این همه قهر و ناز و این همه بدبختی و زندان و شکایت و ... این چیزها دیگر نیست در زندگی اش. اگر کسی لذت ماه رمضان را بفهمد می فهمد مغفرت یعنی چی. چون خودش مشمول مغفرت خدا قرار گرفته یاد می گیرد خودش هم شبیه خدا بکند. کارهای خدایی بکند، کارهای خدایی بکند. تشبه به حق تعالی پیدا کند. می گوید خدایا تو جواد هستی من هم جواد می شوم تو غفور هستی من هم غفور می شوم تو عفوّ هستی من هم عفوّ می شوم، تو کریم هستی من هم کریم می شوم، خدایا اگر من به تو می گویم تو رحیم هستی و رحیمیت تو را می خواهم و توجه ویژه تو را می خواهم من به بندگان خودت، توجه ویژه می کنم، به بندگان خودت مهربانی می کنم، من با کسی مشکلی ندارم، من حقوق دیگران را رعایت می کنم من تا می توانم فداکاری می کنم برای بندگانت.
من را عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
این قیمت ما است، پس قدر این شبها را ان شاءالله بدانیم. حالا شبهای آینده هم خدمت تان توضیح خواهم داد که ما باید چه کار کنیم که ان شاءالله بتوانیم از این ماه بیشترین بهره برداری را بکنیم.
والحمدلله رب العالمین