سلام علیکم و رحمۀ الله.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره عالم ملکوت و عالم برزخ بود که همان عالم قبر هست موضوع دومی که در عالم قبر مطرح هست مسأله حساب قبر هست حساب قبر یعنی محاسبه، خداوند تبارک و تعالی عالم خلقت را عالم ریاضی خلق کرده همه چیز در نظام خلقت حسابدار هست اندازه دارد.@ خداوند تبارک و تعالی عالم خلقتش را ماسوی الله ریاضی خلق کرده و بارها در قرآن کریم این فرمایش را کردند که خلقت خلقت ریاضی است(قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً) خدا کل شیء را مقدور آفریده برای هر چیزی اندازه گذاشته.@ (كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) هر چیزی نزد خدا مقدار دارد(وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً) کل شیء در نزد خدا عدددار است مقدار دارد اصلاً ما خلقت غیر مقداردار غیر ریاضی نداریم عالم خلقت یک مهندسی کاملاً شمارش شده معدود، مقدور و ریاضی است برای همین ما شب قدر داریم.@ قدر یعنی اندازه، یعنی شب ریاضیات، شب محاسبه، شبی که تمام تقدیرات، اندازههای تمام نظام خلقت، برشهایی که در خلقت دارد میخورد در ستارهها، در کیهانها، در کهکشان، در عوالم دیگر، در منظومههای مختلف، در کهکشان راه شیری، در منظومه شمسی، در کره زمین، روی کره زمین روی انسانها، در مرگومیرها.@ در طلاقها، در ازدواجها، در تمام حالتهای روحی افراد، در درختان، در گیاهان، در برگ درختان در سنگها، در معادن، در کانیها، در الکترونها، در پروتونها، در نوترونها، هر اتفاقی که قرار است در این عالم بیفتد هر اندازهای که قرار است به وجود بیاید تغییری بکند.@ یک اتم قرار است جابهجا بشود یک زلزله قرار است بیاید یک باد قرار است بوزد چه تعداد باران قرار است بیاید چه تعداد برف قرار است بیاید کجا سیل میخواهد بیاید کجا زلزله است کجا گیاه میروید کجا گیاه میخشکد چه کسی سقط میشود چه کسی چند ماهه به دنیا میاید چه کسی چند سال عمر میکند چه کسی چطوری میمیرد.@ تمام تقدیرات این عالم، مدیریت این عالم، در این شب عزیز اندازههایش در نزد کسی که تمام محاسبات عالم در مشتش هست یعنی وجود مقدس آقا امام زمان(ع) تثبیت میشود شب بسیار عجیبی هست ما خیلی این شب را دست کم گرفتیم بسیار بسیار مهم هست.@ امشب هم که شب 23 هست همه باید طمع فضل لیلۀ القدر را داشته باشند یعنی مثل شب 23، با این امید با این طمع با این آرزو که تمام فضیلت شب قدر را امشب که شب 27 هست خدا نصیبشان بکند حق هست که امشب هم همینطور باشد.@ از قبل از دنیا که ما آمدیم به جبروت، ملکوت بعد به ناسوت و دنیا آمدیم آن روح اعظم آن نور رسول خدا آن حقیقت وقتی که تا به زمین میاید همهاش تقدیر به آن میخورد همهاش اندازه میخورد.@ بُرش میخورد تا میاید به یک نطفه تعقل میگیرد که انشاء الله این بحث را در بحث خانواده آسمانی توضیح خواهیم داد که چطوری آن حقیقت محمدیه(ص) آن حقیقت میاید به ابدان مختلف، بدنهای مختلف تعلق میگیرد به دنیا که میایند در دنیا همه چیز ریاضی است قَدر دارد اندازه دارد.@ ما فقط قَدرها را انتخاب میکنیم و غذاهایش، حکمهایش، نتیجههایش در خود نظام نهفته هست عالم دنیا را که داریم میبینیم تمام عالم ریاضی است گتره نیست هیچ اتفاقی نداریم چیزی به اسم تصادف، اتفاق، شانس از این حرفها نداریم هر چه که هست روی قاعده و روی یک اصول ریاضی و قضا و قَدر یا به قول فلاسفه نظام عِلی و معلولی اتفاق میافتد.@ از اینجا که وارد عالم بعد میشویم در مسیر برگشت داریم میرویم با وفات شروع میشود در مورد سکرات موت توضیح دادم که چقدر این قانونی هست یعنی دقیقاً شما در سکرات موت چیزهایی را میبینی و میشنوی چیزی به سرت میاید که خودت آماده کرده باشی.@ قبر را هم که توضیح دادیم گفتیم قبر خود ما هستیم قبر ما نفس ما و روح ماست که مفصل توضیح دادیم برای همین بحث حساب یک مقدار راحتتر است چون ما قبلاً شبهای قبل زمینهاش را فراهم کردیم. ما وقتی که وارد آن عالم میشویم دادهها و داراییهای این عالم را که برمیداریم در آن عالم میبریم آن عالم برای خودش تقدیرات، اندازههای خاص خودش را دارد.@ مثل دنیا که فرمولهای خاص خودش را دارد رحم هم فرمولهای خاص خودش را دارد جنین که در رحم قرار میگیرد آنجا دستگاه تنفس احتیاج ندارد چون محیط آبی است دستگاه متناسب آب را دارد برای محیط آبی زندگی میکند.@ اما ضمن اینکه دارد در محیط آبی زندگی میکند خودش را برای یک محیط غیر آبی آماده میکند یعنی دستگاههای تنفس برای شرائط غیر آبی را هم میسازد چون شرائط و قوانین و فرمولهای اینجا غیر از آنجاست به محض اینکه بچه متولد شد قوانین رحم کاملاً تعطیل است قوانین دنیا حاکمیت خودش را دارد.@ دنیا با فرمولها و قواعدی که دارد روی جنین، جنین که به دنیا میاید دنیا شروع میکند به اِعمال آن قوانین روی این، این را حساب میگویند یعنی اگر جنین متناسب با این قوانین باشد با این قوانین راحت زندگی میکند و اگر مناسب نباشد او را درد میگیرد اذیت میشود و دچار فشار میشود که در حرکت از رحم دنیا به قبر این فشار را فشار قبر میگویند.@ یعنی فشار عالم ملکوت است فشاری هست که شخص به خاطر اینکه آمادگی نداشته برای آن شرائط زیستی جدید و تقدیرات و مقدورات و مقدرات جدید وقتی واردش میشود به او فشار میاید اذیت میشود چون اصلاً برای آن شرائط آمادگی نداشته اصلاً در دنیا با آن شرائط زندگی نکرده در دنیا خودش را برای آن شرائط اصلاً آماده نکرده.@ بنابراین دچار اذیت و آزار میشود. محاسبه و سؤال قبر مثل محاسبه و سؤال دنیاست، دنیا از جنین چطوری سؤال میکند؟ اینجا یک فرشته یا کسی نیست که میاید به جنین میگوید در رحم مادر بودی چکار کردی دست آوردی پا آوردی مغز آوردی سلسله اعصاب آوردی.@ قوای عالم که فرشتههای عالم هستند فرشتهها همان قوا هستند قوای عالم که فرشتهها هستند خودشان خودبهخود به طور طبیعی عمل محاسبه را روی جنین انجام میدهند و سؤال میکنند جنین هم با وجودش جواب میدهد یعنی نفس وجودش برای جواب دادن کافی است معلوم است اگر چشم آورده باشد میبیند اگر گوش آورده باشد میشنود اگر دست و پا آورده باشد استفاده میکند.@ اینکه در قیامت قرآن میفرماید خود شما برای پاسخگویی کافی هستید همه وجودتان حرف میزند، مثل جنین که همه وجودش حرف میزند جنین موقع تولد میتواند حرف بزند؟ نه ولی همه اعضای وجودش حرف میزنند یعنی همه اعضای وجودش دارند میگویند که ما سالم هستیم یا سالم نیستیم.@ متناسب این عالم هستیم یا متناسب این عالم نیستیم چه آوردیم و چه نیاوردیم همه اینها را دقیق میگوید ما هم وقتی آنجا وارد میشویم همین است(الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ) دهانی حرف نمیزند با دهان صحبتی گفته نمیشود(أرجل، أیدی) دست و پا و آن اعضایی که باید متناسب با شرائط زیستی آورده باشی خودشان حرف میزنند خودشان نشان میدهند.@ (اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً) خودت بخوان کتاب خودت را و خودت برای محاسبه خودت، باز حسیبا دارد مسأله حساب است، خودت کافی هستی.@ لذا ما چیزی به اسم حساب آنجا داریم و واقعاً ما را محاسبه میکنند و واقعاً همانطور که جنین تمام مغز و قلب و روح و اعصاب و همه چیزش در دنیا تا به دنیا میاید حساب میشود و چیزهایی هم که معلوم نیست مثلاً یک جنین معلوم نیست این عقبماندگی دارد یا ندارد، لالی دارد یا ندارد، کری دارد یا ندارد.@ ولی چه چیزی باعث میشود که این محاسبات کامل بشود؟ مرور زمان این را حساب میکند ما هم در قبر به مرور زمان هر چه که در دنیا کسب کردیم دانهدانه باز میشود خودش را نشان میدهد.@ اینکه گفتند فلانی ده سال اول مردنش در قبر به خاطر اینکه مسئول بوده در مملکت اسلامی، یک شهردار ضعیفی را منصوب کرده شهردار یک پل ضعیف درست کرده یک اسب پایش رفته در این پل شکسته ده سال عذاب این فقط برای شکستگی پای اسب بوده.@ یعنی دانهدانه غلطهایی که کرده یا کارهای مثبتی که کرده از پرونده بالا میاید همینطوری ظهور پیدا میکند خودش را نشان میدهد و ظهور میدهد لذا مسأله سؤال خیلی مهم است امام صادق(ع) میفرماید(مَن أنکَرَ ثَلاثَۀَ أشیاء فَلَیسَ مِن شَیعَتِنا) هر کس سه چیز را انکار بکند از شیعیان ما نیست.@ یکی(المِعراج وَ المَسألَۀَ فِی القَبر وَ الشَّفاعَۀ) معراج پیغمبر و سؤال قبر و مسأله شفاعت را اگر کسی اینها را انکار بکند اصلاً جزء شیعیان ما نیست و به قول حضرت کسی که شفاعت من را انکار بکند شفاعت من هرگز به او نخواهد رسید پس این جزء مسلمات است که ما باید آنجا پاسخگو باشیم.@ اما این پاسخگویی به تناسب هر عالم فرق میکند ما محاسبه داریم حساب داریم فرشتهها میایند و واقعاً سؤال میکنند و واقعاً هم محاسبه میکنند اما این محاسبه سؤالی که آنجا توضیح دادم برای ما به تناسب فهم دنیایی ما دارد گفته میشود و الا آنجا عالمش یک عالم دیگری هست محاسباتش هم یکطور دیگری هست.@ در خواب یکی از آشناها آمده بود گفته بود اوضاع آنجا چطوری بود شما مُردی در قبر چه بود؟ گفت این را به تو بگویم هر چه این آخوندها روی منبر گفتند دروغ بود، گفت چطور؟ گفت گفته بودند فرشتهها میایند نکیر و منکر میایند سؤال میکنند ما تا رفتیم ما را یکسره جهنم بردند یعنی هیچ کس را ندیدیم همین که وارد شدیم ما را آنجا بردند این همینطوری هست.@ مثل یک جنین ناقص است به دنیا میاید دست ندارد پا ندارد مشکل دارد شروعش با درد است شروعش با فشار و عذاب هست.@ پس مسأله حساب یک مسأله قطعی هست باز حضرت فرمود(مَسألَۀُ مُنکَرٍ وَ نَکیرٍ فِی القَبر حَقٌ) مسأله منکر و نکیر در قبر حق هست پس سؤال آنجا کتبی نیست به خاطر بسپارم نیست قراردادی نیست سؤال وجودی است یعنی شخص باید با وجودش به سؤالهایی که آنجا از او میشود جواب بدهد.@ برای همین به پیغمبر گفتند چرا شهید در قبر حساب ندارد؟ فرمود این جواب همه سؤالها را زیر برق شمشیر دشمن داده چه سؤالی از او بکنند بگویند(مَن رَبُّک مَن نَبِیک) من برای همین رفتم جنگیدم کشته شدم شما تازه آمدید از من سؤال میکنید(من ربک)، شهید سؤال ندارد.@ چه کسی میخواهد از او سؤال بکند همه وجودش همه جانش 40 سال 50 سال همه وجودش توحید و نبوت و ولایت بوده همه وجودش دارد جواب میدهد کسی نمیاید به بچه سالم بگویند حالا تو چشم آوردی؟ گوش آوردی؟ دست آوردی؟ مگر نمیبینی آوردم سالم هستم همه چیز با خودم آوردم.@ پس این را خوب دقت بکنیم مسأله سؤال قبر همان ارزیابی و یک امر طبیعی است یعنی ارزیابی طبیعی ارزیابی ریاضی هست محاسبه و تقدیری هست که آنجا انسان باید از فیلتر آنجا از کانال آنجا رد بشود.@ الان شما نسبت به یک سلسله اموری که حق است در همین دنیا عکسالعمل خاصی دارید یعنی اگر هر کدام از ما را الان آزمایشگاه ببرند بگویند قند، چربی، اوره، تراکم استخوان، میزان خون، فشار خون، صدها چیزی که قابل اندازهگیری هست.@ تعداد پلاکت، مغز استخوان، نوار قلب، نوار عضلات، نوار مغز ما هر کدام برای این آزمایشاتی که میکنند نفر به نفر یک جواب خاص داریم بدهیم یعنی انسان در مقابل هر اندازهگیری یک عکسالعمل از خودش نشان میدهد در مقابل سؤال یک عکسالعمل نشان میدهد.@ آنجا وقتی سؤال میکنند(من ربک) این شخصی که در دنیا زندگی کرده با الله یک روابطی داشته که نوع رابطه و نوع تأثیرگذاری که این با الله داشته یا با پیغمبر داشته یا با ائمه دیگر داشته یا با امام زمان داشته یا با قرآن داشته یا با زن و بچهاش داشته یا با همسایهاش داشته یا با پدر و مادر داشته اینها همه بالا میاید.@ نوع این روابط و تعاملات خودبهخود در نفس این آثار خاصی گذاشته بنابراین وقتی که این بدن کَنده میشود بدن در گور خاکی میرود آن نفس آنطرف منتقل میشود این نسبت به همه خصوصیات حقی آنجا قواعد حق آنجا یک عکسالعمل دارد.@ یعنی موجودی را ارزیابی میکنند که این شخص نسبت به الله چه وضعیتی دارد نسبت به زن و بچهاش چه کارهایی کرده در نفس نشان میدهد یعنی شما در خانه بخندی یک چیز در نفست ذخیره میشود مثل ضبط صوت و فیلم است که همینطوری که دوربین روشن باشد هر چه که در مقابلش قرار بگیرد در آن ضبط میشود.@ بنابراین شما کلیه صادرات و وارداتتان در نفستان ضبط میشود دیدنیهایتان، شنیدنیهایتان، خیالاتتان، افکاری که داشتید عقائدی که داشتید حب و بغضهایی که داشتید یکدفعه روز قیامت انسان محشور میشود یکدفعه خدا میگوید مخلوقات خودت را نگاه کن.@ تو چقدر با خیالاتت خلق کردی این همینطوری نوار ذهن این را نوار خیالات این را میاورند این همینطوری خلق کرده چه حب و بغضها، چه شهوات، چه جنگها، چه کشت و کشتارها، هزار با در ذهنش یک کسی را کشته و زنده کرده هزار بار به کسی فحش داده هزار بار یک کسی را زده هزار بار با کسی درگیر شده.@ هزار بار شهوترانی کرده هزار بار شراب خورده همه را خلق کرده در این روح، این روح تمامش ثبت شده ضبط شده همه را بیرون میدهد هیچ چیز دررفته نیست مگر اینکه یک کسی قبل از اینکه به آنجا منتقل بشود مثل حافظه یک کامپیوتر یا تلفن همراه پاک را زده باشد.@ اگر پاک را زده باشی دیگر هیچی، تازه اگر پاک را زده باشی یعنی خدایا نشان نده نشان نمیدهد نه اینکه نیست ولی نشان داده نمیشود به روی خودت هم نمیاورند به روی هیچ دیگر هم نمیاورند اصلاً انگار همچین اتفاقی نیفتاده.@ شما مثلاً میگویید این آقا را ببخش دیگر کارش نداشته باش میگوید باشه به خاطر حرمت ماه رمضان بخشیدم ولی چیزی که اتفاق افتاده در نفس این ذخیره هست اما دیگر قرار شد راجع به آن صحبت نشود عفو و مغفرت، تمام شد، برای همین شما به کفارات میگویید کفاره است کفاره گناهان است یعنی میپوشاند.@ اگر در دنیا پاک را زده باشی میگویی خدایا من امشب شب 27 توبه کردم پاک، خدا میگوید اگر تو میگویی پاک، ما هم میگوییم پاک، تو خودت قبول داری پاک، باشه ما هم پاک تمام شد.@ ولی اگر کسی توبه را شکست برگشت با کدام ظرفیت برمیگردد با ظرفیت پاک برمیگردد یا ظرفیت قبلیاش را هم دارد؟ همه ظرفیت قبلی را دارد همه را با خودش دارد با همان قدرت قبل، با همان سابقه قبل، با همان مهارتهای قبل، همه را با خودش دارد ولی تو به خدا میگویی پاک، خدا میگوید پاک.@ تو هر وقت میخواهی پاک کنی من اصلاً دکمه را دست خودت دادم تو تا زمانی که زنده هستی فرصت داری هر وقت خواستی دکمه را بزن پاک کن ولی پاک کنی یعنی یک چیز کفاره باید برایش بیاوری که آن را بپوشاند اگر باشد و تو بگویی پاک، نمیشود.@ اگر در حافظه بماند آنطرف بیاید دردسرساز است باید اینجا دکمه پاکش را بزنی عرضه داشته باشی واقعاً کفارهاش را بپردازی مثل کفاره روزه است آنهایی که از سالهای قبل دارند باید کفاره بپردازند کفاره است میپوشاند این محاسبه میشود. سؤال: ما یک چیز غیر از کفاره هم داریم؟@ یعنی مثلاً بگوییم خدایا پاک، ولی فقط پاک نه، هیچی در نفس نماند، میشود هیچی در نفس نماند یعنی انگار که یک قطعه فیلم را بریدی دور انداختی الان فیلم ویدئوئی یا دستگاه را که شما حافظه را پاک میکنید پاک است ولی نرمافزاری هست که بتواند زندهاش بکند؟ بله یک نرمافزاری هست که میتواند زنده بکند هر چه را پاک کردی دوباره زنده میکند.@ در صحیفه نفس شما یک موقع پاک میکنی میگویی خدایا کفاره، این را پرداخت کردم این کفارهاش را پرداخت کردم خدایا توبه کردم ولی یک موقع هست به خدا میگویی خدایا اصلاً آن یک قطعه را ببر دور بیانداز این حافظه را دور بیاندازیم یک حافظه جدید بیاوریم.@ خدا میپذیرد که شما بگویی پاک، آن یک قطعه را ببر برود در حافظه من هم نباشد در نفس من هم نباشد یعنی اصلاً هیچی نماند میشود خدا یک همچین کاری با بنده بکند؟ یعنی بگوید باشه این یک قسمت را، مثل آنهایی که میخواهند شستشوی مغزی بدهند.@ میایند یک قسمت از حافظهاش را پاک میکنند که این دیگر اصلاً یادش نمیاید چه کسی بوده مثلاً یک دانشمند است شستشو دادند اصلاً هیچی یادش نیست سوادش از یادش رفته.@ یک قسمت از مغزش را با یک ترفندی یک کارهایی کردند میشود خدا یک کاری بکند که ما وقتی آنجا رفتیم اصلاً یادمان نیاید که ماجرا چه بوده و اصلاً انگار که اتفاقی نیفتاده و واقعاً هم نیفتاده اینطوری، یعنی اینقدر پاک، خدا میگوید من این کار را برایتان میکنم.@ اسم دارد در اسماء الله یک توضیحاتی دادیم یک اسم شریف دارد که خدا با آن اسم شریف این کار را میکند یعنی میاید اصلاً آن یک قطعه را از نفس جدا میکند ما باید چقدر از این اسماء حق تعالی استفاده بکنیم یک موقع هست شما مینشینی به خدا میگویی خدایا من الان میخواهم آن ذکر شریف را بگویم و شما این کار را با من بکن.@ این یک تکه را بیخیال بشو دور بیانداز خدا میگوید من این کار را میکنم ولی این خیلی هزینه دارد هزینهاش را میپردازی بسم الله، خیلی باید هزینه بکنی تا این را بردارم.@ الان شما خالکوبی کردی خجالت میکشی در پوستت رفته، خالکوبی را میتوانی عوض بکنی؟ نه ولی میتوانیم یک کاری بکنیم عکس خراب بشود اگر عکس زشت و زنندهای هست خراب بشود خدا رحمت کند یکی از این دوستان بسیار ناز و باصفای ما شهید شد.@ این همیشه در جبهه یک قسمت از دستش را میپوشاند یک موقعی بالا میرفت میدیدیم زده بود به یاد مریم، خالکوبی کرده بود به یاد مریم، یک موقعهایی آن را میپوشاند به هر حال شهید شد و رفت ولی خودش یک موقعهایی نگاه میکرد یکذره خجالت میکشید یکی دیگر بود بچه شهرری بود آن هم توبه کرد یک توبه نصوح عالی کرد.@ هر وقت به او میگفتی بیا حمام بیا رودخانه یک شنایی بکنیم نمیامد بدنش خالکوبی بود خجالت میکشید به خدا گفته بود خدایا یک کاری نکن معلوم بشود موقع مردن آنها میخواهند ما را بشویند با این بدن، خلاصه یکطوری شهید شد که بدنش هیچ اثری از خالکوبی را نشان نداد.@ حالا یک موقع هست شما میگویید این خالکوبی را پاکش کن میروی دکتر میگویی این را پاک کن یک کاری میکند این تصویر خراب میشود ولی یک موقع است میگویی میخواهم پوست را بردارم یعنی پوست را بردارند یک پوست جدید بکَنند.@ پوستت را میکَنند یعنی پوست را باید بکَنند یک پوست جایش بگذارند خدا میگوید اگر میتوانی همینطوری باید بایستی این یک تکه را ببرند یک چیز دیگر جایش بدوزند، حاضری یا نه؟@ اگر تو حاضری من هم حاضرم، اگر میخواهی من حاضرم ولی خدا میگوید من این کار را برایت میکنم ولی واقعاً باید پایش بایستی تو میخواهی یک چیزی را حذف بکنی یک وجودی را برداری شرائطش را در قرآن گفته شرائطش را در قرآن مراجعه کنید ببینید کجا خدا آثار را برمیدارد.@ دیگر هیچی نیست خدا جایش یک چیز قشنگ میگذارد جایش را یک چیز خوب پر میکند حر را دیدید چطوری پر کرد حر چند سال اشتباه رفت در یک روز خدا پرش کرد یکطوری پر کرد که تا مقام عالیترین شهدا تا خدمت سیدالشهدا ماند تا قیامت و بعد از قیامت.@ ولی 24 ساعت ایستاد تا این پوسته را کَندند یک پوست جدید برایش گذاشتند چقدر کار سختی است شما یک حرفی میزنید طیب یکدفعه آمد به او گفتند تو بگو امام این کار را کرده ما را در خیابان فرستاده شلوغ بکنیم گفت من فردا جواب خانم فاطمه زهرا را چه بدهم، تو را میکشیم.@ بکشید من فردا نمیتوانم جواب خانم را بدهم باید بایستی، شوخی نیست، تیر میزنند، اگر اینطوری آدم جگرش را داشته باشد خدا میگوید پاک، تمام است عوض میشود یک چیز قشنگ میاید جایش مینشیند ولی آدم جگر میخواهد پایش بایستد حرف بزند بگوید خدایا پاک نه فقط، اگر پاک نباشد تبدیلش کن(فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ).@ اینجا هست خیلی از کسانی که با اسلام آشنا نبودند یکدفعه داغ کردند حرفهای بدی از نویسندگان زمان قبل از انقلاب در کتابهایشان است حرفهای بدی نوشتند یعنی طرف یک عمر گناه کرده یکدفعه تبدیل میشود نمیداند این تبدیل بخواهد بشود طرف باید پوستش کَنده بشود تا تبدیل بشود همینطوری کشکی که خدا برای هر کس تبدیل نمیکند.@ یک کسی تا توبه کرد دم آخر بگوید استغفر الله و تبدیل بشود نه اگر گفت استغفر الله و واقعاً هم اتفاقی افتاد شاید کفاره باشد اما تبدیل برای هر کسی به این راحتی صورت نمیگیرد شرائط قرآنیاش را شما نگاه بکنید طرف باید خیلی زحمت بکشد تا تبدیل رویش انجام بشود.@ پس این محاسبه خیلی مهم است شما یک چیزهایی را دارید جذب کردید و گرفتار این جذبیات خودت هستی(كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) هر نفسی به چیزی که کسب کرده گروگان آن است الان طرف میگوید من نمیتوانم گناه نکنم اینجا میاید حرفها را هم میشنود.@ شب هم تا صبح گریه میکند به خدا میگوید غلط کردم توبه، ولی از فردا صبح دوباره نمیتواند مقاومت بکند 24 ساعت 48 ساعت سه روز یک ماه دو ماه مقاومت میکند باز گرفتار است این چه اتفاقی افتاده؟ لغزشی هم نداشت ولی دوباره گرفتار شد، این گرفتاریاش مال چیست؟@ مال قبل است که خودش را گرفتار کرده نفس رهین آن قبلیها است اینطور نیست که اگر آدم نگاه ناروا کرد خیال ناروا کرد حرفهای ناروا شنید دیدنیهای ناروا را نشست نگاه کرد پای تلویزیون و اینترنت و ماهواره بعد با استغفر الله مشکل حل میشود نفست که گرفتارش هست خدا میگوید باشه من جزایت نمیدهم ولی این نفس گرفتار است.@ این را میخواهی چکار بکنی سابقهای که با خودت جمع کردی در گرو آن هستی اخلاق بد اینطوری است آدم وقتی اخلاق برای خودش درست میکند هی توبه میکند هی استغفار میکند هی معذرتخواهی میکند.@ ولی چون قبلاً یک سگ با خودش همراه کرده این سگ پارس میکند پیغمبر فرمود(سُوءُ الخُلقِ ذَنبٌ لا یُغفَر) بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود، چرا آمرزیده نمیشود؟ چون آمرزیده شدنش دست خود شخص است شخص باید یک خُلق را عوض بکند.@ یعنی از حالت درندهخوئی، جیغ زدن، داد زدن، فریاد زدن، تحقیر کردن، شکنجه دادن دیگران، نق زدن، بد نگاه کردن باید همه این را ماهیتاً زیر و رو بکند عذرخواهی میکند زنش هم حلال میکند به زنش میگوید من خیلی در حق شما ظلم کردم به بچهاش میگوید حلال کنید آنها هم میگویند باشه حلال، ولی سه روز بعد دوباره شروع میشود یک هفته بعد دوباره شروع میشود، چرا؟@ چون این با خودش یک گذشته دارد این گذشته نمیگذارد این به راحتی در بیاید اینکه(يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ) بشود یعنی شخص باید به گذشته چند سال غلبه بکند؟ خیلی حرف است این خالی که اینجا کوبیدی باید ببرند این پوست را کنار بگذارند یک پوست دیگر بگذارند.@ یعنی تو باید به همه آن چیزی که در گذشته با خودت جمع کردی جوانی، بچگی همه را بتوانی دور بریزی تا یک آدم جدید بشوی این قدرت میخواهد زور میخواهد.@ میگوید ما اگر نگاه ناروا کردیم چه اشکال دارد یکدفعه پای اینترنت زدیم نیم ساعت، نیم ساعت ذخیره نگه داشتی نفس خودت را گروگان کردی بعداً به راحتی نمیتوانی کنار بگذاری اینکه در روایت داریم گناه نکردن آسانتر از توبه است همین است توبه یعنی بازگشت.@ یعنی باید برگردی به جای اول، اینطور نیست که تو بگویی الهی العفو و استغفر الله، و تو برگشته باشی، خدا میگوید باشه استغفر الله، ولی آثارش که هنوز در نفس تو هست برگرد پاک کن من اسم را دست خودت دادم پاک کن، تا گفت استغفر الله، حضرت فرمود مادرت به عزایت بنشیند.@ استغفر الله مگر به همین راحتی است که کسی بگوید استغفر الله، استغفار یک حقیقت است مراحل دارد بعد شروع کرد مراحلش را، گفت پشیمانی قلبی، کامل از آنچه که کردی باید اول از گذشتهات متنفر بشوی نه اینکه خوشت بیاید از آن لذت ببری بعد بخواهی زوری آن را کنار بگذاری.@ باید از این اخلاق بدت متنفر بشوی از بددهانی، از حسادتت، از تکبرت، و الا هی بگو خدایا من را ببخش ولی در دلت هنوز به قول حضرت شیفتگی به حسادت، شیفتگی به تکبر، شیفتگی به فحش دادن، شیفتگی به تحقیر دیگران، شیفتگی به کارهای زشتی که کردی هنوز هست.@ تو هنوز شیفته آن کارها و اخلاقها هستی باید اول متنفر بشوی(التَوبَۀُ نَدَمٌ) اولین مرحلهاش یعنی پشیمانی واقعی، بگویی من خراب کردم بعد اگر حق الناس است حضرت فرمود اگر گناه کردی نفست لذت برده از گناه، باید به اندازه لذتهایی که بردی به او سختی بدهی و ریاضت بکشی مال حرام خوردی.@ فرمود باید آنقدر روزه بگیری که تمام گوشتهایی که از مال حرام در بدن روئیده همه آب بشود دیدنیهای حرام، شنیدنیهای حرام، باید آنقدر ریاضت بکشی تا همهاش از نفست بیرون برود اگر حق الله است عملی را انجام ندادی روزه بوده نماز بوده همه را باید قضا بکنی.@ اگر حق الناس بوده همه را باید راضی بکنی و جبران بکنی ولی خدا میگوید چون من توبهکننده را دوست دارم اگر یک نفر واقعاً بگوید خدایا غلط کردم پشیمان شدم خدا میگوید من در همه مراحل جبران خودم پایش میایستم خودم کمکت میکنم ولی باید مردانه پایش بایستی.@ هر کسی نمیتواند برود بگوید این خالکوبی ما را برو صافش کن نمیخواهم عوض بشود میخواهم فقط عکسش معلوم نباشد چون پوست میکَند اگر بخواهد عکسش معلوم نباشد باید به اندازه زجری که کشیده این تصویر را کشیده باید رویش را خطخطی بکنند آنقدر خطخطی بکنند که معلوم نباشد.@ یعنی دوباره باید برایش خال بکوبند چه برسد به اینکه بگوید میخواهم هیچی در پوستم نماند آنجاست که پوستت را میکَنند اگر بخواهد نماند. پس اینکه حضرت میفرماید شما خودتان به حساب خودتان برسید(حاسِبُوا قَبلَ أن تُحاسَبُوا) تمام حسابهای قبل چند روز دیگر یقه من و شما را میگیرند.@ باور نمیکنید چند روز دیگر من و شما یک جایی گیر هستیم و حالا این نکیر و منکر قرار است بیایند و ما حساب بشویم عزیزم از همین الان خودت شروع کن فرمود نگذارید حسابهایتان برای آنطرف بماند.@ چون اگر قرار باشد آنطرف حساب بکنند معطلی دارد عذاب دارد خجالت کشیدن دارد دردسر دارد همینجا خودت حسابت را جواب بده خودت هر شب هر روز هفتهای یکبار ماهی یکبار حساب کن کجا کم و کسری داشتی جبران کن حق الناس بوده حق الله بوده به آنها برس وصیت نکردی وصیتت را بکن.@ ما چقدر مسلمان داریم بدون وصیت میمیرند حضرت فرمود اگر بدون وصیت مردند به مرگ جاهلیت مردند مال داری چند تا خانه داری مغازه داری تکلیفش را روشن کن این زن و بچه بیچاره را بلاتکلیف رها نکن، مُرده، الان میگویند این وصیتنامه ندارد حالا دختر تکلیفش معلوم نیست پسر معلوم نیست.@ دولت میاید جمع میکند میبرد روشن کن زنت بعد از تو باید چکار بکند همسر تو بعد از تو باید چکار بکند میخواهی چه وضعیتی داشته باشد همین الان این کار را بکن بچههایت میخواهند چکار بکنند محاسبه کن برای شب اول قبر به بعد تا قیامت چقدر توشه لازم دارید.@ همین الان تا زنده هستی برای آخرتت بفرست بعداً از مالم کم کنید بعداً با ثلثم این کار را بکنید بعداً شاید نکردند ما بارها با چشم خودمان دیدیم کسانی وصیت خیر کردند بچههایش بالا کشیدند برای خودش هم هزینه نکردند.@ یک بنده خدایی بود ما به او میگفتیم الان که میتوانی برای آخرتت بفرس هی نگو بچهام، بچهام، برای بچهات هم بگذار برای آنها هم وصیت بکن برای آخرتت بگذار توجه نمیکرد وصی نامناسب انتخاب کرده بود به او گفتم وصی نامناسب انتخاب نکن این بالا میکشد.@ گفت نه این آدم خوبی است، مُرد، وصی بالا کشید در خواب من میامد میگفت بدبخت شدم بیچاره شدم اینجا سوختم عذاب میکشید گریه میکرد ناله میکرد، ما هر چه میرفتیم به آن وصی میگفتیم این دارد عذاب میکشد وصی هرهر میخندید اصلاً انگارنهانگار.@ خودت محاسبه کن ببین اگر بداخلاقی داری بددهانی داری حسادت داری به خدا اینها شوخی نیست اینها راست است بدبینی داری سوءظن داری تکبر داری بیا حلش کن الان تا وقت هست خودمان محاسبه بکنیم صاف، آرام، شاد آنطرف برویم.@ ولی اگر خدای نکرده بماند آنجا حساب شروع بشود دیگر خیلی سخت میشود به خصوص جنبههای حق الناسی قضیه، که حلق الناسهای اخلاقی حق الناسهای معنوی خیلی گرفتاری ایجاد میکند خودمان حساب بکنیم.@ اینکه امام کاظم(ع) فرمود از ما نیست کسی که خودش را هفتهای یکبار محاسبه نکند چون اگر ما محاسبه نکنیم از ائمه فاصله میگیریم از ائمه دور میشویم باید حساب بکنیم نزدیک بشویم آدم وقتی حساب میکند همیشه مثل کسی هست که مواظب است بدهکار نشود تندتند حساب میکند.@ حساب نمیکنی یکدفعه میبینی صد میلیون بدهی بالا آوردی حساب میکردی میگفت حواسم نبود دقت نکردم یکدفعه دیدم همینطوری حواسم نبود صد میلیون بدهی بالا آورده آدم بنشیند بنویسد فکر بکند جدی باشد من بالأخره وضعیتم قرار است چطوری باشد در این محاسبات باشیم یکسره کار بکند.@ حالا امیدوارم انشاء الله با این توضیحاتی که در مورد سؤال دادیم مشخص شده باشد سؤال از چه میکنند؟ از توحید میکنند اصول عقائدت، رابطهات با خدا، رابطهات با پیغمبر، رابطهات با چهارده معصوم، وظائفی که نسبت به چهارده معصوم به خصوص امام زمانت داری مهمترین سؤال قبر و قیامت سؤال کیفیت رابطهات با امام زمان است.@ قیامت از چه موقع شروع شد؟ از لحظه مردن قیامت شروع شد(من مات فقد قامت قیامته) به شما میگویند تو زنده بودی یا نه؟ بله، امام زمانت آواره بود یا نه؟ بله، طرد شده بود یا نه؟ بله، تنها بود یا نه؟ بله، تو چکار میکردی در زندگیات برای اینکه جزء کسانی که به امام زمان خیانت کردند و امام زمان را تنها و آواره کردند نباشی.@ یک سؤال مهم است اینکه میگویند سؤالها را بگویید تقلب بکنیم سؤالها را بگوییم، مهمترین سؤالت این است که تو با امام زمانت، این یک سؤال را اگر کسی جواب بدهی بقیه سؤالهایش خیلی راحت است، میگویند این امام آواره بود یا نه؟ بله.@ چطور آنهایی که زمان امام حسین بودند همهشان در قبر حساب میشوند که این به کمک امام حسین آمد که کمک خواست یا نه، همه کسانی که ماجرای حرکت امام حسین را دیده بودند حساب میشوند کمک رفتی یا نرفتی؟ ایستادی تا روز عاشورا یا نیایستادی؟@ به ما هم میگویند امام زمان شما آواره بود زمانی که تو زنده بودی تنها، آواره، طرد شده، مظلوم و مضطر، به تعبیر امام باقر مضطر بود، تو، خانم، آقا چکار کردید برای اینکه جزء خائنین به امام زمانتان نباشید یعنی تو جزء بقیه کسانی که حضرت را تنها گذاشتند آوارهاش کردند نباشی، چکار کردی؟@ این یک سؤال خیلی مهم است من اگر برایش جواب نداشته باشم به بقیه سؤالاتم جواب بدهم هیچ فایدهای ندارد همین یک سؤال را آدم بنشیند فکر بکند بالأخره من میخواهم نسبتم را با آقا امام زمان چطوری برقرار بکنم رابطهام چطوری برقرار میشود.@ من چطوری میخواهم از بار گناه جنایت 1180 سالهای که نسبت به امام زمان مسلمانها کردند من نمیخواهم جزء آنهایی باشم که روز قیامت وقتی چشمم در چشم امام زمان بیفتد خجالت زده بشوم باید سرم را بالا بگیریم.@ حالا برای اینکه بتوانم سرم را بالا بگیرم من باید برای آن لحظه چکار بکنم واقعاً الان دارم درست رفتار میکنم یعنی زندگی من الان پاسخ درستی است عکسالعمل مناسبی است برای آوارگی امام زمان(ع)، داریم میدویم خودمان را به او برسانیم که نجاتش بدهیم یا نه هر کس مشغول زندگی خودش است این سؤال خیلی مهمی است.@ حالا انشاء الله بقیه بحث در مورد سؤال قبر و بعد و عوامل عذاب قبر و فشار قبر انشاء الله برای ساعت بعد بماند. خدایا به حق محمد و آل محمد بر ما آسان بگیر خدایا به حق محمد و آل محمد ما را غافل از مرگ قرار نده خدایا به حق محمد و آل محمد به ما کمک کن که ما خودمان خودمان را محاسبه بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 028 - انسان در گستره منازل آخرت
متن کامل (خام) جلسه 028 - انسان در گستره منازل آخرت