جلسه 556 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
556
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1399
ماه
11
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 556 - خانواده آسمانی

عرض کردیم که اسراف و همچنین ریخت و پاش که به آن تبذیر می گویند از گناهان کبیره هستند. در همه ی شئون انسان، می تواند راه داشته باشد. در قوای ادراکی مثل حس و خیال و وهم و عقل و فوق عقل و در قوای دیگر ما مثل جنبه های جمادی، جنبه های گیاهی، جنبه ها حیوانی می تواند اسراف وجود داشته باشد. درواقع هنر انسان حفظ قوایش هست از اسراف که مبادا به اجزای بدنش ارکان نفسش اجزای نفسش غذا کم برسد یا زیاده روی بکند. همانطور که در بدن اینگونه است. در بدن اگر کمبود داشته باشید یک سلسله بیماری ها را دچار می شوید که نیاز به داروهای تکمیلی و تقویتی و درمانی دارید و مکمل های غذایی احتیاج هست. چون بدن کمبود دارد. کمبود روی، کمبود منیزیم، کمبود آهن، کمبود پتاسیم، کمبود فسفر. آدم اگر بدنش کم داشته باشد، مشکلات پیدا می کند؛ هم در جنبه ی روحی و هم در جنبه ی جسمی. گاهی وقتها بدن زیادی دارد. این زیاده روی هم باعث می شود که دوباره آدم اذیت بشود و مثل قند، چربی، نمک، اوره و خیلی چیزهای دیگر که این زیادی انسان را سنگین و بیمار می‌کند.

آنچه که الان در عصر ما بیماری بیشتری ایجاد می کند، کمبودها نیست؛ بلکه زیاده روی هاست. در بعضی از جاها، در بعضی از کشورها، در بعضی از مردم، در اثر جنگ، مثل یمن، مثل سوریه، مثل فلسطین ممکن است کمبود وجود داشته باشد. ما الان هر چند دقیقه یک کودک از گرسنگی از دنیا می‌رود. مشکل آب دارند. مشکل غذا دارند. تصورش واقعا کشنده است. شما فکر کنید کودک خود شماست، بچه ی خود شماست و توان تقویت و تغذیه اش را ندارید و بچه ی شما زنده زنده جلوی شما آب می شود و ذوب می شود و از دنیا می رود. فقط به این دلیل که شما توان تغذیه‌ی او را ندارید. ولی در اکثر قریب به اتفاق جاها مرگ و میر در اثر اضافه وزن و زیاده روی و اسراف هست که مشکلات درست می شود. اسراف چون زیاده روی است سنگین می کند انسان را و قدرت فهم، بصیرت، رویت، ارتباط با غیب را از انسان می گیرد. لذت ارتباط با غیب، شادی ارتباط با غیب، نشاط ارتباط با غیب را اسراف می گیرد.یعنی زیاده روی در جنبه های مختلف. اسراف هم در قرآن کریم به این معنایی که عموم مردم از آن می فهمند ترجمه نشده، به کار برده نشده. شما به محض این که می گویید اسراف چه به ذهنتان می آید؟ راجع به مواد غذایی و مادی و چیزهای ظاهری ولی در قرآن نه در جنبه های وهمی، دارد «و لاتسرفوا فی القتل»، در آدم کشی زیادی روی نکن، بعضی ها شهوت آدم کشتن پیدا می کنند. خشونتشان آنقدر زیاد است که به کوچکترین بهانه ای قتل انجام می دهند. آدم می کشند. زیاده روی در قتل و یا در جنبه های دیگر وجود. این ممکن است به وجود بیاید. در شهوت، شهوت جنسی، در شکم، در خیال، بعضی افراد در قوه ی واهمه دچار اسراف می‌شوند. زیاده روی می کنند در تخیل، بعضی ها زیاده روی می‌کنند در توهم. توهمشان خیلی چاق می شود و بزرگ می شود. بعضی ها تخیلشان که می خواهند دو رکعت نماز بخوانند می بینند انقدر زیاده روی کرده در تخیل که نمی تواند تا آخر دو رکعت نماز را بخواند دائما صورت های مختلف می آید در ذهنش و آن تصاویر نمی گذارند که درست بتواند تمرکز کند. درس توحید می خواند اما وقتی می خواهد به خدا رسد، نیاز به تمرکز توحیدی دارد. چون با غیب شما سروکار دارید. چیزی که شکل ندارد، ماده ندارد. با الله سرو کار دارید، وقتی می خواهد تصور کند در تصوراتش به خدا شکل می دهد، یک حسی می دهد، یک رنگی می دهد، و اصلا نمی تواند بفهمد که خدا ماده نیست که شکل و قیافه و... داشته باشد. آدم هایی که در این جهت اسراف می کنند وقتی خدا می گوید الله کرسیه السماوات والارض این یه کرسی در نظر می گیرند کما اینکه در بعضی از فرق اسلامی الان خدا رو مادی تصور می کنند یا در بعضی ادیان خدا را مادی تصور می کنند خدا مثلا با پیغمبرش کشتی می گیره و شکست می خوره حتی. بعضی ها توهمشان خیلی بالاست مسیح را به شکل های مختلفی ترسیم می کنند با توهمات خودشان. مریم را یک زن لخت عریان می کشند مجسمه و عکسش را. مریم قدیسه مریم مقدس را که با هیچ مردی ارتباط نداشته یک زن کاملا سکسی می کشند در بعضی فرقه ها مسیح را یک آدم همجنسباز مشروب خور می دانند و در بعضی از فرقه ها در مسیحیت انبیا را کاملا زن باز، مشروب خوا، ادم های بی تربیت و ...چون تصور این جوری است که نمی تواند بفهمد وقتی پیغمبر معصوم است یا مریم قدیسه است یعنی چه؟ بالاخره می خواهد مریم را مثل زن های امروزی بدنش را لخت بکند و تصویر و مجسمه را لخت می سازد و می خواهد نقاشی کند لخت می کشد. باز جنبه های جنسی به این قدیسه می دهد. یا به مسیح یا پیغمبرهای دیگر. بعد این ها را به اسم کتاب آسمانی به خورد مردم می دهد. وقتی می خوانید میبینید پیغمبران چقدر آدم های عوضی بودند. چقدر آدم های بدی بودند. این اسراف در قوا باعث می شود انسان ها اینگونه باشند. اسراف در قوا سو ظن بدبینی بداخلاقی و انواع و اقسام بیماری هارا در انسان ایجاد می کند پس وقتی می گوییم اسراف یعنی انسان تعادل را در دریافت و تغذیه قوا انجام ندهد. به جسمش آنقدر برسد که روحش را کسل کند. شام انقدر می خورد که دیگر نماز شب نمی تواند بخواند. غذا انقدر می خورد که نمی تواند ذکر بگوید و تمرکزش از بین می رود و بدنش را ستگین می کند و بدنش را از شادابی و نشاط و ذکر و تمرکز و درک و اینها محروم می کند. چون می خواهد به یک بعد از ابعاد دیگر وجودی اش بیشتر برسد و این کار را خراب می کند. بعضی وقت ها شغل یا رشته تحصیلی انسان با عقل سروکار دارد. زیاده روی در کارهای عقلانی کردن در جنبه های احساسی و عاطفی انسان را ضعیف می‌کند. کسی که رشته اش حقوقی است یکسره با ماده سروکار دارد. به خصوص خانم ها. خانم ها نوعا وقتی حقوق می خوانند توهم زده می شوند دیگر لطافت های زنانگی شان را از دست می دهند. بعضی رشته ها اصلا به درد خانم ها نمی خورد که الان الی ماشالله در این دانشگاه ها می روند می خوانند بعد می بینید این نه مادر خوبی می شود نه همسر خوبی. اصلا نمی تواند نقش مادری همسری را بازی کند‌. با بچه هایش ارتباط کامل مادرانه نمی تواند برقرار کند با همسرش ارتباط کامل نمی تواند برقرار کند. با مادرشوهر، پدرشوهر، خواهرشوهر، برادر شوهر، خواهر برادر خودش، با مردم چون این خانم رشته یا شغلش به گونه این هست که جنبه های زنانه را در این تضعیف کرده و دیگه به عنوان یک زن نمی‌تواند نقش خود را بازی کند. مثل غذاست. چطور بعضی غذاها را خانم ها می خورند بدنشان مثل مرد می شود باید لیزر کنند که مثل مردها نشود. سبیل در میاورد. بدنش مو در میاورد این طبیعی نیست. یک نوعی از غذا و داده وجود دارد که او دارد دریافت می کند که تبدیل به مو شده. حالا باید برود لیزر کند که بتواند به شکل یک زن طبیعی خودش را نگه دارد. شغل ها و رشته ها گاهی انسان را در یک نقطه . مثل مپلیس. پلیس جنایی دایما با جنایت و قتل سروکار دارد یا نظامی ها در یک ابعادی روحشان خیلی زیاد تغذیه می شود یا کسانی که مثلا وکیل یا روانپزکند یا روانشناس اند دایما با بیماری، روانپزشکی،مشکلات و ضعف مردم، عیب های مردم رو به رو می شوند. کسی قدرت تعادل خود را ندارد ولی می رود رشته روانشناسی. قدرت تعادل و تغذیه خودش را ندارد یک رشته ای می‌رود و می خواهد دکترا هم بگیرد. بعد می رود در ان رشته در ان بعد قوی می شود بعد می بینید مهندس خوبی شده پزشک موفقی است ولی همسر و مادر خوبی نیست فرزند خوبی نیست کد بانوی خوبی نیست. کدبانویی از این زن رفته. کدبانویی که خود یک جنبه ی متعالی امنیت، ارامش، شادی ، عشق را می تواند ایجاد کند در این زن نیست. در مردها هم همینطور است. میبینید نظامی است در خانه هم اخلاقش نظامی است. یا وکیل است، مهندس است ولی تعادل مردانه و پدرانه که بتواند با بچه ها تعامل برقرار کند ارتباط خوب پدرانه داشته باشد ندارد بعضی رشته ها آدم را بیخیال و بی غیرت می کند. انقدر بیخیال و بی غیرت می شود نسبت به ناموسش، نسبت به بچه هایش، دخترش، نسبت به مشکلات فرزندانش، ادمی هست که کارزده و شغل زده می شود. انقدر اسراف می کند در شغلش، در پول دراوردن، در فساد، در ساختمان، در بیزینس، در فناوری، درآی تی، آدمی است که تعادل ندارد. دو رکعت نماز نمی تواند بخواند. به اسراف رسیده این شخص. سر نماز هم که هست در فضای مجازی این ور اون ور می شود. شب قدر که با خدا خلوت کرده می بینید خدا وجود ندارد تا آخر داشته معادله حل می کرده یا در دادگاه بوده یا پادگان بوده یا در بیزینس بوده یا سر ساختمان بوده. اینکه می گویند پنج وعده نماز بخوانید برای اینکه نماز انسان را از اسراف نجات می دهد. اینکه انسان وضو می گیرد باید طهارت داشته باشد طهارت هم جنبه ی ظاهری اش فقط نیست که شما وضو بگیری صورتتو بشوری. این نیت ها موقع شدن دست، اللهم بیض وجهی یوم تسودالوجوه دعا می‌کنی خدایا صورت من را سفید کن روزی که همه سیاه می شوند. با آب رابطه ی باطنی برقرار می کنی. صورتت را می شوری اما می گویی من آبرومند بشوم روسفید شوم در قیامت روزی که همه روسیاه هستند. بعضی ها در هنر زیاده روی می کنند. آنقدر غرق کارهای هنری می شود که کلا جدی بودن در سیر وسلوک و انسانیت را از دست می دهد دائما در تصویر و شکل و صورت و کارتون و صحنه و نمایشنامه و فیلنامه و داستان و اینهاست. چون دائما این نوع تغذیه انجام می دهد و هیچ وقت متعادل نیست. لذا چون ما سالک به سمت ابدیت هستیم مثل جنینی که در رحم مادر به سمت دنیا حرکت می کند سیستم رحمی جوی است که یک سر اضافه دارد می دهد. یک سر، دو سر، غذا دریافت می کند ولی می بینید که در سیستم معیوب رحم مادر یک سر اضافه تولید کرده. انجا مشکلی ندارد وقتی به دنیا بیاید برایش دردسر درست می شود. یک سر، دو سر، سه سر، چهار سر، پنج سر هم ما داشتیم. سیستم معیوب رحمی کاری می کند که این یک طرفش خیلی بزرگ می شود، هیکل بزرگ، چهار تا دست آورده و اصلا پا ندارد. زیاده روی کلا در هر بخش باعث می شود سهم بخش های دیگر خورده شود و انسان از تعادل بیفتد.

تعادل چیست تعادل سه تا حالتی هست که من همیشه تذکر می دهم حالات دیگر هم وجود دارد ولی این سه تا راسشان است. شادی، آدمی که شاد نیست تعادل ندارد جایی زیاده روی کرده جایی خیلی در کار رفته. جایی خیلی جدی گرفته حالا شاد نیست. پولش زیاد است. سرمایه اش زیاد است. چند تا خانه دارد. چند تا ماشین دارد. ویلا دارد. ذخیره عرضی دارد. ولی شاد نیست. آرامش، دائما مضطرب است دلشوره دارد دلهره دارد. دائما دلش میگیرد. همه چیز دارد ولی...دلش می گیرد غصه می خورد. از چیزهایی که دارد نه از شوهرش می تواند لذت ببرد نه از بچه هایش نه از خانه اش نه از زندگی اش نه از سلامتی اش نه از نعمت هایی که خدا به او داده نمی تواند لذت ببرد. نمی تواند با این ها سرمست و شاد باشد. یک دانه از چیزهایی که این خانم دارد یا یک دانه از چیزهایی که این آقا دارد هزاران هزار نفر آرزویش را دارند ولی او همه را دارد. ولی اصلا شاد نیست. آرام نیست. به خاطر اینکه یک جا زیاده روی کرده یا چندجا زیاده روی کرده. اسراف کرده و این اسراف تعادل را از بین می برد. یکی هم عشق و محبت است. کسی که نمی تواند رابطه ی محبت امیز با دیگران داشته باشد، نمی تواند با همسرش رابطه عاشقانه داشته باشد با همه ی عیب های همسرش. نمی تواند با پدر و مادرش با همه ی عیب هایش، با خواهر و برادرش با همه ی عیب هایشان، با دوستانش، با بچه هایش با همه ی ضعف هایی که دارند دوستشان داشته باشد اصلا عیب ها را نبیند ضعف ها را نبیند. محبت ها، خوبی ها، توانایی ها، کمالات، جنبه های مثبت را ببیند. این آدم زیاده روی کرده یک جاهایی، اسراف کرده یک جاهایی، این آدم آرام نیست قدردان نیست شاکر نیست. آدمی که شاکر نیست تعادل نداده. چون خدا میگوید من بی نهایت به شما نعمت دادم کسی که مست این همه نعمت نیست، کسی که با گل نمی تواند ارتباط برقرار کند، کسی که با میوه نمی تواند ارتباط برقرار کند، کسی که از غذایش نمی تواند ارتباط برقرار کند کسی که با یک چای یک قهوه با یک آب نمی تواند ارتباط شاد برقرار کند. می خورد ولی کوفت دارد می خورد. خانمش زحمت می کشد به او چای، غذا، میوه می‌دهد، به جای آنکه شادی و عشق دریافت کند اصلا چیزی دریافت نمی‌کند. این ذهن همان موقع هم که او دارد میوه را می خورد، زحمتی که خانم کشیده چند ساعت یه غذای به این خوشمزگی درست کرده می آورد می گذارد سر سفره او نمی تواند از غذا لذت ببرد، اگر هم لذت ببرد فقط لذت گیاهی است. ولی زحمتی که این زن کشیده دارد این غذا را به تو می دهد غذای به این خوبی به این طیبی که جای دیگر شما پیدا نمی کنید واقعاً، نه طیب بودنش را جای دیگر می توانید پیدا کنید نه سالم بودنش را جای دیگری می توانید پیدا کنید. کسی که غذا را میخورد باید همسرش را هم با ان غذا بخورد یعنی بفهمد وقتی دارد غذا را می خورد چه کسی آن را درست کرده چه کسی این غذای خوشمزه را به خورد او می دهد. دارد غذا را می خورد بلانسبت گاو. در قیامت گاوهای قبر ما را نگیرند. غذا را می خورد ولی باز رابطه اش با همسرش خوب نیست. او در خانه ی تو کار می کند. جوانی و عمرش را در خانه ی تو گذاشته است به جای اینکه روز به روز بیشتر دوستش داشته باشی بیشتر به او عشق بورزی قدرش را بیشتر بدانی نمی تواند. دارد از او خدمات دریافت می کند همان لباسی که او زحمت کشیده، اتو کرده، زحمت کشیده، شسته، همان خانه ای که او تمیز کرده استفاده می کند و عشق همسرش را دریافت نمی کند. انگار که او وظیفه اش بوده نعوذ بالله کلفت خانه است این هم دارد مزدش می دهد درک نمی کند. زن هم همینطور. زن هم اصلا نمی تواند از مردیکه دارد جان می کند به عشق این زن به عشق بچه ها دارد بیرون کار می کند. اصلا حواسش نیست که مرد برای چه زنده است برای چه نفس می کشد برای چه تلاش می کند برای چه عرق می ریزد نمی تواند مردش را دوست داشته باشد از او لذت ببرد. وقتی ما متعادل نیستیم یعنی یک جاهایی زیاده روی کردیم یا در شغلمان یا در رشته مان یا در روابطمان یا در غذای جسممان یا در تخیلاتمان یا در توهماتمان یا در تعقلاتمان زیادی درس خواندیم. نباید می خواندیم این حد درس را چون تعادلمان را بهم می زند. پس وقتی حضرت علی علیه السلام می فرماید تعداد زیادی از محبین ما کسانی که ما را دوست دارند کسانی هستند که ما قدرت شفاعت آنها را نداریم مگر بعد از سیصدهزار سال. به خاطر اینکه این زیاده روی کرده در یک بعد زیاده روی کرده. تلویریون زیاد نگاه می کند فیلم خیلی نگاه می کند. یک وقت فیلمی را دوست دارد نگاه می کند خستگی اش در می رود با خانواده می نشیند نگاه می کند ولی این شب تا صبح، صبح تا شب می نشیند فیلم نگاه می کند یکسره توهم دریافت می کند. بعضی ها توهم دریافت می کنند ولی قدرت تعقل دهی دارند، قدرت نورانیت دهی دارند، قدرت آموزش دهی دارند، قدرت یادگیری دارند. قدرت دارند با آن بخندند شادی کنند ارتباط بگیرند ولی این نه. این فقط فیلم سینمایی و سریال نگاه می کند سطح اضطرابش بالاتر می رود یعنی نمی تواند مستقل به عنوان یک آدم سریال نگاه کند. همزادپنداری هایش به قدری شدید است با قهرمان های داستان که دائما یا غصه می خورد یا حرص می خورد هر بلایی در سریال سر آن مجموعه بیاید سر روح او می آید. اشغال می خورد کوفت می خورد یکسره. گاهی وقتا آدم اصلا نباید نگاه کند. برای چه نگاه کنم یکسر به من حرص و جوش می دهد بعد باعث می شود همین ادم میشود کارگردان چون اهل اسراف بوده فیلمی می سازد که مردم را مریض می کنیک فیلنامه ها همه مریض است. فیلم های سینما را که میبینید همه غصه می خورند. زود طلاق می گیرند می روند مشکلاتشان زیاد می شود. میرود سینما که تفریح کند وقتی از سینما بیرون می آید اعصابش خرد است. همه نسبت به هم عصبی هستند. هیچ تعادلی ندارند. همین در موسیقی فیلم می آید. در تبلیغات فیلم می آید. در شعر ها ترانه سراها را نگاه کنید چقدر مریض ترانه می سرایند. ترانه ها مریض است وقتی می شنوید غصه می گیرتت. وقتی می شنوی یاد بدبختی و گرفتاری و پدرسوختگی و خیانت و...می خواهد لذت ببرد از شعرهای خیانت آمیز و بدبختی و نکبت یک نفر از خواندنش مریض می شود یکی از شنیدنش. تیتراژ فیلم ها را شما نگاه کنید میبینید غالب فیلم هایی که ساخته می شود تیتراژشان مریض گونه است. یعنی زیاده روی است. حجم غمی که سریال می خواهد به تو وارد بکند متعادل نیست با روحت. از تیتراز فیلم می فهمی که این سریال قراراست همه اخم ها در هم همه سگرمه ها در هم همه داغون. در تیتراژ عکس هایی که می اندازند میفهمی سریال قرار است غم نامه باشد قرار است شما را تغذیه منفی بکند و بعضی ها اعتیاد دارند به این یعنی دوست دارند سریالی نگاه کنند که همه بدبختی و مشکلات و گرفتاری باشد لذت هم می برند از این. یکی از گناهان بزرگ همین است غم دوستی خیانت دوستی منفی دوستی پیامبر فرمود اللهم انی اعوذ بک من حب الغم انسان پناه ببره به اینکه غم را دوست داشته باشد. ترانه های غمگین، سریال های غمگین فیلم های غمگین همیشه جنبه های منفی، جنبه های بد. این آدم نسبت به خودش هم همینطور است. از خودش هم اعتماد به نفس ندارد. همیشه ضعف های خودش را می بیند عیب های خودش را می بیند میلیاردها دارایی را که خدا به او داده نمیبیند حتی در خودش. میلیاردها زیبایی که خدا به او داده نمی بیند. میلیاردها شادی که خدا به او داده نمی تواند با آن ها شاد باشد. عشق هایی که خدا به پایش ریخته نمی بیند کمبود عاطفه دارد وسط یک عالم عشقی که از خدا و ائمه دریافت کرده کمبود عاطفی دارد. می گردد کسی دوستش داشته باشد. کسی به او پیامک بدهد کسی تحویلش بگیرد کسی به او بگوید دوستت دارم بگوید عزیزم. وسط این همه عشقی که امام زمان پایش می ریزد، خدا به پایش می ریزد، جبرئیل می ریزد، میکائیل می ریزد اسرافیل می ریزد عزرائیل علیه السلام که یک فرشته ی زیبا و رفیق باز است. اصلا نمی تواند از آن ها دریافت کند.

زیاده روی اسراف تمام تعادل شخص را بهم می زند. این فرمول اسراف است. به خاطر همین هم امیرالمومنین می فرماید من در برزخ هم دستم به او نمی رسد. اهل بیت با آن همه قدرت شفاعت دستشان نمی رسد. بعد قیامت که پنجاه هزار سال است باید بتواند، پنجاه هزارسال شوخی نیست. طرف دو ماه می رود زندان، پنج ماه میرود زندان می گوید یک رهبر مهربان داریم، یک امام مهربان داریم تولد امام رضا بشود ما را آزاد کند. هفته ی دفاع مقدس بشود، فلان چیز بشود تولد پیغمبر بشود بعثت بشود کسی ما را آزاد کند کسی ما را نجات بدهد. تمام برزخ تا قیامت نمی تواند نجات بدهد. اسراف اینگونه آدم را دور می کند از شفاعت. چون اسراف باعث می شود انسان کنار خدا، اهل بیت، فرشته ها، انبیا، صدیقین، شهدا صالحین شاد نباشد آرامش نداشته باشد و محبت هم نمی تواند بورزد. دائما جنبه های منفی، کینه، ناراحتی این چیزا را فقط می بیند‌. ذهن او دائما آشغال می خورد. چون در آن بعد زیاده روی کرده یا زیادی به آن داده اند. بچه است دست خودش نیست دوران کودکی را گذرانده در کودکی دائما کتک خورده تحقیر شده با جنبه های ایمانی می تواند بازسازی کند. من آدم سراغ دارم که دست زن بابا بزرگ شده با بدبختی با غصه با کتک با محرومیت های شدید ولی این ادم فوق العاده بزرگ و خوش اخلاق و کریم است. اگر بخواهیم مثل روانشناسان امروزی عمل کنیم باید بگوییم او دوران کودکی را عقده ای بوده الان باید همانطور باشد ولی اینگونه نیست. چرا؟ با چه توانسته جبران کند؟ با ابدیت، با قدرت الهی با اسماالله. این آدم اصلا اینجوری نیست. این آدم نه حسادتی دارد نسبت به کسی یا اعضای خانوادش. نه خاطره ی بدی دارد از کسی. کسی که خاطره نگه می دارد یعنی یک جا اسراف شده در وجودش. کسی که یاد گذشته می افتد، اسراف دارد وگرنه چگونه ممکن است انسان با یک دریای بی نظیری یک دریای بی پایانی از کرامت و بزرگی الهی روبه رو شود و خاطرات گذشته یادش بیاید. هر چه بدی هم که به من شده میلیاردها خوبی دارد توسط خدا، انبیا، فرشته ها، صدیقین، صالحین بندگان خوب خدا به من می شود. من اگر صدتا غم دارم میلیون ها شادی می توانم داشته باشم در این دنیا. بعد می بینید نه. این همیشه خاطرات گذشته اذیتش می کند. دلشوره های آینده اذیتش می کند. داغون است. کجا؟ در بهشت، وسط ارتباطات الهی اش، وسط ارتباطات خدایی اش، کنار خدا، فرشته ها، انبیا، شهدا، کنار یک عالم مومن این احساس بی‌کسی احساس فقر، احساس بدبختی، احساس بی پناهی، احساس تنهایی، احساس بی ارزشی احساس پوچی خداوند هزاران هزار راه برای او قرار داده که رشد کند که ارتقاء پیدا کند شاد باشد مفید باشد. امام زمان با عظمتش، امام زمان کسی است که انقدر دریای وجودش وسیع است که در دعایش داریم رحمت واسعه ی الهی است در ال یاسین می خوانیم. رحمت واسعه است. انقدر وسیع که کسی مثل امام حسین می گوید من خادمش هستم یعنی فرصت خدمت دارم با این آدم. کسی مثل امام حسین. پدرش. کسی مثل امام باقر کسی مثل امام صادق. آن عظمت، کسی مثل انسان کامل سر سفره ی امام زمان فرصت خدمت دارند. این آدم احساس پوچی دارد. در خانه نشسته هزار تا کار هم بلد است بعد فلج است از این که کاری برایش بکند. به هر کاری هم دعوتش کنی تنبل است بی حوصله است نمی تواند برای امام زمانش کاری بکند. یک عالم کار می تواند برای امام زمانش بکند. در جنازه ات هم، سرطان زده، زمین گیری خوابیده هم می توانی برای امام زمان کار کنی.

ما همین خواهر عزیزمان که این همه در فضای مجازی زحمت کشید برای ما، چقدر روح بزرگ است وقتی که تومور مغزی گرفته. سرطان است، تومور مغزی نوع بد که دکترها پاسخ مثبتی نمی دهند. بردند عملش کردند دکتر می گوید به طور طبیعی کسی که مغزش را می تراشند عمل می کنند باز می کنند مغز را عمل می کنند باید چند هفته در ای سی یو بماند این در ریکاوری به هوش می آید شاداب و با نشاط به هوش که می آید دنبال این هست که الان چند تا طرح برای امام زمان نزده چه چیزهایی باید بزند، چه کار باید بکند‌. اصلا نمی تواند کار را زمین بگذارد. مرده اش هم دارد کار می کند. الان همین خواهر عزیزمان خدا رحمت کنه حاج صادق محوران را، خدا رحمت کند دکتر مهدوی را خدا رحمت کند اقا رضا بذرباش را خدا رحمت کند بسیاری از کسانی که سرطان داشتند به رحمت خدا رفتند. جسم سرطانی شان هم از صدتا ادم صدتا ورزشکار بانشاط تر بود اون جنازه سرطانی در بیمارستانی نشاط داشت برای امام زمان. کسی به هوش بیاید در ریکاوری. مغزش را عمل کردند تراشیدند سلول های سرطانی تومور را در اوردند وقتی به هوش امد در بیمارستان شروع کند ادامه طراکی هایش برای سایت را بزند. کارهای فضای مجازی برای امام زمان. من وقتی با او صحبت کردم گفت به عشق خدا به عشق امام زمان من انقدر انرژی دارم که همین الان در بیمارستان می توانم کار کنم. چه کسی می تواند؟ کسی یک کرونا می گیرد از دور خارج می شود یه سرما می خورد یک تصادف می کند از دور زندگی بیرون می رود. یک کسی روحش انقدر بزرگ است که روح می کشد. مغز عمل جراحی شده، بیهوشی خورده، تراش شده، تومورش را دراوردند میبینید که این ادم زنده است هوشمند است بزرگ است. مثال جانبازان خودمان. دست قطع شده پا قطع شده شوخی نیست دو تا چشم رفته شوخی نیست دو تا پا قطع شده می روی بالای سرش می بینی چقدر انرژی چقدر نشاط. روزی رفته بودیم کاری داشتیم خدمت یک آقایی برای بنده خدایی می خواست وکالتش را بگیرد وکیل دستش قطع بود جانباز بود کار وکالت می کرد دوازده شب مداح، سخنران، بعد چند تا کار این آدم در اجتماع انجام میداد چند تا شغل داشت. چون روح بزرگ است. اصلا اسیر نیست. انقدر این میدان وسیع است ولی این آدم نمی تواند برای امام زمان کار کند روحش فلج است یک کسی صدتا کار انجام می دهد در دستگاه امام زمان که مسابقه است در دستگاه امام زمان، در غیب در ملکوت مسابقه است. در خدمت به زمان مسابقه است. این ادم در گود وسط میدان فلج است. زیر چادر حضرت فلج است کنار حضرت فلج است کار نمی تواند بکند. نه جنبه ی جمادی دارد نه می تواند دست در جیبش بکند یک ادم خسیس بخیل. نه جنبه ی گیاهی دارد وقت اصلا نمی تواند بگذارد احساس می کند قتل کرده باخته که بخواهد برای امام زمان کاری انجام بدهد. کار دارم وااقعا اینجوری است. من با آدم هایی که خیلی خیلی ادعا داشتند خیلی ادعا داشتند ادعای وحشتناک به او می گویم بیا کار کن می گوید چه کار کنم در موسسه می گویم این کارها هست می گوید من اگر این چند ساعت را بیایم کار کنم من چند میلیون در بازار در می آورم با بی حیایی و راحت و با گستاخی می گوید چه کار کنم شرمنده ام. می گویم مگر به این پول احتیاج داری می گوید نه ولی بالاخره.. شغل دارد درآمد و حقوق خوب دارد ولی با این حال...اسراف یعنی این. یعنی جایی که باید پای خدمت امام زمان باشی در لشکر حضرت باشی داری پول در می آوری میشود اسراف اسراف اینجوری است. توهم اینجوری است زیاده روی در توهم یعنی تو می توانی یک خانه ی خوب وسیع حیاط دار راحت در کنار سیدالکریم کنار اولیای خدا داشته باشی در منطقه ی اشرافی نشین شهر تهران عبدالعظیم علیه السلام داشته باشی کنار اولیای خدا این شایستگی را داشته باشی که هرروز یک زیارتی بدهی به اولیای خدا. انها رفقای آخرتی و سرمایه آخرتی تو هستند بعد می روی این خانه ی بزرگ را می فروشی بروی یک آپارتمان شصت متری بخری جایی که مثلا وقتی آدرس می خواهی بدهی توهمت می گوید خانه ی ما مثلا فلان جای شهر است. اسراف یعنی این. اسراف زمانی می آید که شخص می رود راز و نیاز می کند، رفته جمکران تا خدا به او توفیق بدهد از جنوب شهر برود شمال شهر. به کجا رسیده چنین ادمی، چه کار کرده با خودش، اسراف زمانی رخ می دهد که تو می توانی یک خانه خوب و راحت داشته باشی بعد یکسره ذهنت را به زیاده خواهی و زیاده طلبی و ...انوقت کجا از تو کم می شود؟ از اخرتت کم می شود. تو متراژ خانه ات بزرگتر شود لذت اخرتی ات هم سر جایش می ماند؟ نه تو دو متر به متراژ خانه ات اضافه کنی البته معقول. خانه ی وسیع جزو نعمت هایی است که ادم باید داشته باشد خانه ی حیاط دار جزو نعمت های الهی است نه که کسی بگوید اینها اسراف است. اینها اصلا اسراف نیست ولی بعضی ها بسشان است با اینکه بسشان است باز هم زیادتر می خواهند نمی فهمند که دارند زیاده روی در دنیا می کند همین دنیایی که می خواهد بزاردش برای وارث. از ان طرف شب اول قبر لنگ است بدبخت. از شب اول قبر لنگ است چون توهم زده است. با یک ماشین معمولی می تواند زندگی کند، برود بیاید. الان مثلا یک ماشین معمولی کولر دارد بخاری دارد کار هم می کند انصافا همان صد وبیست تا که در جاده مرسوم است می تواند برود این ایربگ هم دارد مثل بقیه ماشین ها. ادم راحت نشسته می تواند برود و بیاید. یک ماشین معمولی، میبینید اصلا بسش نیست می گوید من باید حتما بروم شاسی بلند بخرم حتما خارجی باشد حتما باید اپشن هایش اینجوری باشد من ماشین غیر اینجوری نمی توانم سوار شوم باید برود روی پانصد میلیون و یک میلیارد تا این ادم احساس ارامش کند. مسرف است. این اسراف کجا خودش را نشان می دهد؟ سر نماز. اصلا نمی تواند دو رکعت نماز بخواند اذان و اقامه نمی تواند بگوید، تعقیبات اصلا نمی تواند بگوید اصلا انقدر اسراف کرده روزی پنجاه تا آیه نمی تواند بخواند. قران لعنتش می کند روز قیامت. خدایا محرومش کن از رحمت خودت این در دنیا با من قهر بوده. این شبکه مجازی، در تلویزیون، در واتساپ، توییتر، فیسبوک و هزار کوفت و زهرمار انقدر اسرااف کرده و شبکه بازی کرده وقتی می گویی پنجاه تا ایه و دو تا تفسیر بخوان می گوید وقت ندارم نمی رسم. نه تنها نمی رسد بلکه حالش هم خوب نیست قران بخواند. مساله فقط رسیدن نیست. حالش خوب نیست قران بخواند. اسراف یعنی این یعنی زیاده روی کنی در شوهرداری، زن داری، بچه داری که نماز اول وقتت بشود چهار بعداز ظهر. بشود دم غروب. یازده شب نماز مغرب و عشا می خواهی بخوانی. این اسراف است. استثنا را کار ندارم. اقایی کاری برایش پیش می اید نمازش چند ساعت تاخیر می افتد. این اشکالی ندارد. ولی زیاده روی در سبک زندگی اینگونه است که شخص حوصله خدا را اول وقت ندارد. اذان می گویند تکان نمی خورد اصلا. صدایش می کنند تکان نمیخورد. تو معلوم است جایی زیاده روی کرده ای.در شوهر داری، در بچه داری،در خانه داری،در پرده، در مبل،در ظرف زیاده روی می کنی که وقتی خدا صدایت می کند حوصله اش را نداری. می گویی خدا باشد برای بعد. اسراف تعادل رو بهم می زند. این سه تا خصوصیت یادتان نرود. شادی آرامش محبت. اسراف نمی گذارد تو نماز بخوانی، نماز شب بخواتی، گریه کنی، با قران دوست شوی با فرشته ها دوست شوی، اسراف نمی گذارد با انبیایی که دوستان نقد اند. دوستان آخرتی نیستند که نسیه باشند در دنیا نقداند در دنیا آدم می تواند با انها رفیق باشد و رفت و آمد کند. اسراف نمیگذارد تو به امام زمانت برسی در دنیا. اسراف نمی گذارد در دنیا در چادرش فعالیت سالم بکنی. اگرم میری در چادرش مریضی باز هم. باز مریض گونه فعالیت می کنی. باز حسادتها، خودشیفتگی ها، خودبرتر بینی ها، زودرنجی ها،حساسیت ها، غیبت کردن ها، تهمت زدن ها، فتنه انگیزی ها سرجایش است ولو در لشکر امام زمان. در لشکر امام زمانی ولی وسط جهنمی.بعد می گوییم گناه بزرگی نیست اسراف. یک کلمه فقط می شنویم. بعد هم وقتی که ذهنمان غلط تربیت می شود همین جوری است دیگر اصلا قران ایات الهی را می بینیم می خوانم برایتان مثلا و ان فرعون لآل فی الارض و انه لمن المسرفین فرعون علو در زمین داشت که او از مسرفین بود. یعنی چه کار کرده؟ فقط زیادی می خورد و ریخت وپاش می کرد این به قدری زیاده روی کرده که الان می گوید انا ربکم الاعلی. در خودشیفتگی در خودخواهی انقد ادم زیاده روی می کند که با خدا درگیر می شود. خدا را فحش می دهد خدا را زیر سوال می برد. الان این شبهاتی که این کانال های مجازی و شبکه های ماهواره ای و اینترنتی مطرح می کنند همان مجری که نشسته سوالات را مطرح می کند می بینید شخصیت مجری، برنامه نویس، تهیه کننده مسرف است. به قدری با شهوت، با حرص علیه خدا، دین، مقدسات حرف می زنند می نویسند، می گویند که معلوم است این آدم چه بلایی سر خودش آورده، سر از کجا رسیده. «ان المسرفین هم اصحاب النار» شوخی نیست. مسرفین همان یاران آتش اند. اصحاب النار شوخی نیست.

اصحاب النار، صحب، همسر اتش، زوج آتش اند، مسرفین. «ولقد جات هم رسلهم بالبینات ... لمسرفون» آیه را دقت کنید. من برایتان می خوانم. ببینید از این تفسیری که من کردم و نداشته باشید، این آیه را چه جوری می شود فهمید. این تفسیری که الان یک ساعت راجع به آن صحبت کردیم، این را بردارید حالا می خواهم این آیه را ترجمه کنم.

سوره مائده، آیه 32 «وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ» انبیا با بینات و معجزات و دلایل روشن آمدند. حالا حرف زدن خدا را ببینید چه جوری حرف می زند. سپس بسیاری از آنها بعد از اینکه انبیا با بینات آمدند، «بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ» بسیاری از اینها اسراف کارند. چه ربطی داشت: «پیامبران با بینات آمدند سپس بسیاری از اینها اسراف کارند». آیه تمام شد. بعد از آن هیچ چیز دیگر ندارد. این یعنی چی؟ یعنی اسراف نمی گذارد تو حرف پیغمبر را بشنوی. اسراف اصلا تو را با پیغمبر، دین دشمن می کند. با معنویت دشمن می کند. حوصله خدا را نداری. حتی وقتی معجزه برایت می آورند آیه برایت می آورند، حدیث می خوانند باز هم نمی فهمی و باورش نمی کنی. اسراف با آدم این کار را می کند. معجزه می بیند، ولی باز انکار می کند. هزاران هزار نفر رفتند حرم امام رضا، حرم عبدالعظیم، حرم حضرت معصومه ، حرم امامزاده صالح برید ببینید. ثبت شده، ضبط شده، مستند، حرم امام خمینی، علیهم السلام، حرم اینها رفتند، یکی ولی خداست، شفا گرفتند، خوب شدند، در این حرم امام رضا می بینید چقدر معلول شفا می گیرند. این معجزات ثبت شده است. مستند است. بعد می بینی این هنوز تردید و شک در دلش هست. شفاف نیست. یک جایی آدم دارد زیاده روی در جنبه جمادی یا گیاهی یا جنبه حیوانی یا جنبه عقلی یا جنبه فوق عقلی. یک جایی دارد خراب کاری می کند. یک جایی ذهنش بیشتر وقت می گذارد. بیش از حد دارد یک چیزی را بزرگ می کند. طوری که او آنقدر بزرگ می شود که بقیه چی می شوند؟ کوچک می شوند. آنقدر آن قوا را بزرگ می کند که بقیه قوا ضعیف می شوند در وجود این آدم. این آدم دیگر قوا ندارد. اسراف این است. اسراف این کار را با آدم انجام می دهد.

دقت کنید. «جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ». پیغمبر می آید بینه می آورد، دلیل می آورد می گوید ولی مردم اسراف می کنند. ببینید چند صدهزار سال شهید است. چندصدهزار جانباز، آزاده، ایثارگر است. 17 آیه صریح راجع به حجاب داریم. باز می بینی این بی حجاب است. کنار این همه بینه این بی حجاب است. چه جوری می شود آدم؟ اسراف این جوری سراغ آدم می آید.

زن اولش را طلاق داده، زن دوم. زن دوم را طلاق داده، زن سوم. الان زن سوم را طلاق می دهد. می گوید شغل ما این جوری هست. اقتضاء می کند. زیادی رفته در این شغل. زیادی رفته در نقش. راحت طلاق می گیرند. راحت طلاق می دهند. مثل آب خوردن. چون در آن جنبه، زیاد رفتن. فرورفتن.بچه دار نمی شوند. تولید بچه نمی کنند. فرزندآوری ندارند. برای اینکه مسرف اند.

می گوید: بچه می خواهم چکار؟ یکی بس است. دوتا بس است. پس اسراف دقت کنید یک عامل جهنم رفتن افراد است. خوب درک بکنید مفهوم اسراف یعنی چی! که فقط فکر نکنیم اسراف یعنی مثلاً نصف پرس غذا را بیرون بریزیم فقط. آن هم اسراف است. ولی فقط این نیست. اسراف در جنبه های دیگر است. اسراف در محبت، اسراف در کینه، اسراف در سوال، اسراف در سرزنش، و اسراف در جاهای دیگر. حالا وارد بحث های روایی اش نشدیم. همه جنبه ها را دارم. اول خواستم با موضوع آشنا شویم که وقتی نمی گذارد آدم بهشت برود، آدم را جهنم می برد، آدم را مریض می کند، این یعنی چی. این بیماری روانی وحشتناک یعنی چی. حالا شما برو صدتا روانپزشک هم بیار، هزار تا روانشناس هم بیار، یکی از این کتابهای روانشناسی جدید، روانشناسی راجع به این بیماری ها که هم دنیای ما را خطرناک می کند هم آخرت ما را، حرفی بود! اگر حرفی زدند.

آیات عجیبی هست. تکان دهنده است. اسراف انسان را در مقابل همه انبیاء و کتب آسمانی نگه می دارد. فرقی نمی کند کدام جنبه اش را. اسراف حوصله ما را از خدا می گیرد. حوصله غیب را نداریم. حوصله خودت هم حتی نداری. اسراف این کار را با انسان می کند. حوصله خودش را که نداری هیچی، حوصله فرزندانش را هم نداری. حوصله پدر و مادرش را هم نداری. مشکلات را درست می کنی. این را دقت کنید که جلسه بعد به آیات و روایات این بلیه وحشتناک برویم. چون جهنمی است که همه را می گیرد. یک جهنمی است که خیلی ها در آن گرفتارند. باید آدم بتواند خودش را نجات بدهد. در ابعاد گیاهی، جمادی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی به تعادل برساند. زیاده روی در یک جهت آدم را بدبخت و گرفتار می کند.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.