جلسه 551 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
551
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1399
ماه
10
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 551 - خانواده آسمانی

بأعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان درباره جهنم موضوع فسق هست. از عوامل ورود انسان به جهنم فسق هست.

فسق را قبلاً معنا کردیم به این معنا که انسان حالت طبیعی خودش را از دست بدهد، مسیر طبیعی و ذاتی خودش را طی نکند. گفتیم هر موجودی که از مسیر طبیعی خودش خارج بشود به آن می‌گویند دچار فسق شده.@ مثلاً گفتیم اگر یک گوسفندی گوشت بخورد یا یک پلنگی بیاید به جای گوشت، علفخوار بشود ذائقه‌اش تغییر کرده، این ذائقه را می‌گویند دچار فسق شده یعنی دیگر حالت طبیعی ندارد.@ یا مثلاً فرض بفرمایید یک پرنده‌ای که اصلاً می‌تواند خیلی پروازهای بلندی داشته باشد نپرد، اصلاً هیچ پرواز و پرشی نکند و میل و علاقه‌ای به پرواز نداشته باشد و اصلاً پرواز را ترک کند، می‌گوییم که از حالت طبیعی‌اش که پرواز کردن هست دچار فسق شده یعنی خروج از حد طبیعی، این یادمان نرود.@ حد طبیعی انسان چیست؟ حد طبیعی انسان را خداوند در قرآن بارها گفته، در روایات هم الی ماشاءالله ما در مورد حد طبیعی انسان دیدیم و خواندیم. حد طبیعی انسان عبارت است از (لا إله إلا الله) یعنی اگر انسان معشوقی غیر از الله را برگزید و الهی غیر از الله بر قلبش حاکم شد انسان دچار فسق است یعنی حد طبیعی ندارد، چرا؟@ (دستانم را نگاه کنید) چون در بخشهای جمادی معشوقهایش جمادات هستند در بخشهای گیاهی معشوقش گیاهان و کمالات گیاهی هستند، در بخش حیوانی معشوقش کمالات حیوانی هست در بخش عقلی هم معشوقش معقولات است.@در بخش انسانی و اصلی انسان که بخش بینهایت‌طلب انسان هست بخش فوق عقل هست معشوق الله است یعنی کمال بینهایت و مطلق، و انسان بینهایت است و بینهایت‌طلب است و ما جز یک بینهایت کس دیگری را نداریم جز الله، او بینهایت است.@بنابراین انسان در بخش انسانی‌اش اله‌اش الله است به طور طبیعی، حالا اگر یک کسی آمد در بخش بینهایت‌طلبش الهی غیر از الله انتخاب کرده از حد طبیعی خودش انحراف پیدا کرده یعنی از حد قانونی و طبیعی خودش که بینهایت‌طلبی هست دست برداشت بینهایت‌طلبی را رها کرد الله را رها کرد، سراغ کمالات محدود رفت و معشوقش کمالات محدود شد معلوم است که این آدم دچار فسق شده این خیلی خطرناک هم هست این حالتی که به انسان دست می‌دهد.@مثل اینکه شما فکر کنید مثلاً در بخش گیاهی که شخص الان باید مثلاً غذا بخورد گفتیم تغذیه جزء کمالات گیاهی است، مثلاً برود چوب و سنگ بخورد یعنی غذای طبیعی خودش را نمی‌خورد این چه می‌شود؟@ همین دیروز ما با یک آقایی آشنا شدیم لاستیک می‌خورد لاستیک ماشین گاز می‌زند می‌خورد غذایش همین است. بعضی را ما دیدیم شیشه می‌خورند راحت مهتابی می‌خورند این دیگر طبیعی نیست.@ این هر چند بدنش جواب می‌دهد اما دیگر طبیعی نیست. این الان دارد خودش را نابود می‌کند یا به هر حال از همه غذاهای معمولی که بقیه می‌خورند و بدن این باید استفاده کند استفاده نمی‌کند.@یا یک کسی که در ازدواج که گرایش به جنس مخالف است برود به جنس موافق تمایل پیدا کند در روابط جنسی یا ازدواج، ازدواجی که الان در غرب رسمی هم هست در بسیاری از کشورها ازدواج موافق مرد با مرد، زن با زن قانون رسمی است هم‌جنس‌بازی. این فسق است چون برای انسان طبیعی نیست به این می‌گویند یک عمل فاسقانه و طبیعی نیست.@یا یک کسی از دانش خوشش نیاید از علم خوشش نیاید خب این فسق است. حالا در بخش فوق عقلی و بخش انسانی یک کسی که الله اله‌اش نیست معشوقش نیست دلبرش نیست بی‌قرار او نیست دلتنگ او نیست تمایلی به خلوت با او ندارد.@تمایل به عبادت و استفاده از شب برای خلوت با معشوقش ندارد برای ارتباط بگذاشتن با معشوقش وقت نمی‌گذارد این دچار فسق است یعنی نماز را اجباری می‌خواند از نماز و عبادت و ماه مبارک و خواندن قرآن لذت نمی‌برد.@ خلوتها را برای ارتباطش با حق تعالی غنیمت نمی‌داند از صبح تا شب، از شب تا صبح سرش شلوغ است این آدم قطعاً زندگی‌اش یک زندگی مسخره است و یک زندگی فاسقانه است.@ دقیقاً مثل همان بنده خدایی که وقتی از ماه عسل آمد به او گفتند چطور بود خوش گذشت؟ گفت خیلی خوش گذشت و خیلی خوب بود، گفتند پس چرا خانمت گریه می‌کند؟ گفت این را یادم رفته بود ببرم این دیگر واقعاً مسخره است. ماه عسل بالأخره تعریفش مشخص است یعنی چه یعنی کار دو نفره است ولی این واقعاً مسخره است.@یک کسی که بینهایت‌طلبی دارد اما از بینهایت حقیقی خوشش نمی‌آید ما بینهایت مجازی و قلابی داریم مثل بینهایت‌طلبی در این چهار بخش، اینها قلابی است ولی بینهایت‌طلبی در مورد حقیقی خودش اگر یک کسی خوشش نیاید یعنی این آدم آدم وارونه است آدم واژگونه است آدمی است که هنوز آدم نیست یعنی هنوز آن بخش آدمیت این فعال نشده.@پس فسق باعث می‌شود که انسان روزبروز از الله دور بشود این 40 سال 50 سال دارد عمر می‌کند و این 40 ـ 50 سال را با کراهت با خدا و کراهت با دین خدا، کراهت به ما أنزل الله آن چیزهایی که خدا نازل کرده کراهت نسبت به آئین الهی دارد زندگی می‌کند، این زندگی نکرده.@مثل زن و شوهری که از اول با ناراحتی و دلخوری و بدون علاقه با هم زندگی می‌کنند و دارند زندگی می‌کنند و زیر یک سقف هستند ولی روزبروز تنفرشان بیشتر می‌شود انس‌شان که بیشتر نمی‌شود خب این اصلاً عشقی برپا نشده بنا و ساختمانی گذاشته نشده که نتیجه‌دار باشد نتیجه ندارد.@لذا فسق بسیار خطرناک است من حالا از عوامل انسان را وارد جهنم می‌کند یعنی انسان با فسقش خودش خودش را جهنمی می‌کند، نه اینکه چون فاسق است جهنم می‌رود، این فسق ذاتاً نمی‌گذارد انسان از بهشت خوشش بیاید.@شما وقتی که از مظاهر معشوقت متنفر هستی چطوری می‌توانی بعداً پیش او بروی. الان من از یک آدم متنفر هستم از اینکه بخواهم نزدیک محل زندگی او بشوم بدم می‌آید از اینکه بخواهم در کوچه و خانه‌شان بروم بدم می‌آید اگر بخواهم در مراسمشان بروم متنفر هستم.@یک کسی که فسق دنیایی دارد روز قیامت بهشت نمی‌تواند برود و از بهشت لذتی نمی‌برد این اصلاً سنخیت با بهشت ندارد هیچ سنخیتی ندارد و اصلاً نمی‌تواند لذت ببرد. بارها گفتیم که اگر کافر را بهشت ببرند او نمی‌تواند از بهشت لذت ببرد ابزار استفاده از آن را با خودش از دنیا نیاورده.@مثل بچه‌ای که کور آمده حالا اینجا کور آمده آنجا هم احتیاجی به چشم نداشته آنجا هم رنگی نبوده ولی حالا که اینجا آمده و اینجا احتیاج به ارتباط با طول موج هست ابزارش را نیاورده این اگر هم الان بگوییم که بیا ببین اینجا چقدر قشنگ است این چه استفاده‌ای می‌تواند بکند؟ یک کسی کر به دنیا آمده اصلاً نمی‌شنود این دیگر اصلاً با صوت نمی‌تواند ارتباط برقرار کند.@فاسق ابزار استفاده از بهشت را با خودش از اینجا نمی‌برد کما اینکه با مظاهر بهشت در دنیا نمی‌توانسته ارتباط برقرار کند از آدمهای بهشتی و مؤمن بدش می‌آید یک خواستگار آنطوری برایش برود متنفر است این فسق دارد.@مثل یک آقایی آمده بود می‌گفت من می‌خواهم با یک کسی ازدواج کنم ولی از این نمازخوانها و چادری نباشد، این یعنی چی؟ یعنی به هیچ وجه نمی‌تواند با این مسأله ارتباط برقرار کند از زن چادری و نمازخوان بدش می‌آید بنابراین این فسق دارد طبیعی نیست کسی که از زن محجوب خوشش نمی‌آید فاسق است طبیعی نیست کسی که از مرد متدین و مذهبی بدش می‌آید فسق دارد دیگر قطعاً طبیعی نیست.@«وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ» سجده آیه 20، خیلی صحنه دردناک و غم‌انگیزی را اینجا به تصویر کشیده از عاقبت فاسق؛ این حقیقت زندگی فاسق است.@می‌گوید شخص فاسق «فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ» جایش کجاست؟ جایش جهنم است آن محل زندگی و جایگاهشان آتش است کسی که فسق ظاهری اینجا دارد همینطوری است یعنی کلاً در دنیا فسق دارد حالا ظاهری یا باطنی، این اینجا هم که هست در جهنم است همین الان هم مأوایش در جهنم است.@از این بدتر این هست که خب ضجر هم دارد می‌کشد «كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا» می‌خواهد که بیرون بیاید «أُعِيدُوا فِيهَا» دوباره برمی‌گردد لیز می‌خورد در روایت هم داریم سالها طول می‌کشد می‌آید خودش را به لبه جهنم می‌کشاند و بعد دوباره این مسیر را سقوط می‌کند و برمی‌گردد نمی‌آید.@برای همین هم پیامبر فرمود: «سوءُ الخُلُقِ ذَنبٌ لا يُغفَرُ» بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی‌شود؛ بعد گفتند چرا؟ فرمود چون هر وقت می‌خواهد دست از بداخلاقی‌اش بردارد دوباره یک بداخلاقی دیگر دارد.@وقتی تبدیل به خُلق می‌شود خُلق یعنی عادتی که غلبه بر نفس دارد حالتی که غلبه بر نفس دارد این دیگر اصلاً نمی‌تواند این می‌خواهد تلاش کند که نباشد ولی باز عصبانی می‌شود و دائم معذرت‌خواهی می‌کند ولی 5 دقیقه بعد یقه یک کسی را می‌گیرد و حمله می‌کند و ناراحت می‌شود خُلق وقتی که تبدیل شد خیلی خطرناک است.@آدم خسیس و بخیل، شاید دوست نداشته باشد این حالت را داشته باشد ولی وقتی که به محلی می‌رسد که باید دست در جیبش کند و برای بقیه خرج کند می‌بینید که نمی‌تواند، دوباره گیر می‌کند و دستش قفل می‌کند مگر اینکه خدا به داد انسان برسد و انسان التجاء و گریه و التماس خدا را بکند که همانطور که اگر انسان سرطان می‌گیرد.@آدم سرما می‌خورد نمی‌رود امام رضا دخیل ببندد که حالا سرما خوردم یا مثلاً پایش شکسته حالا گچ هم گرفتند، نمی‌رود دخیل ببندد، دخیل بستن برای چه موقع است؟ برای موقعی است که درد بی‌درمان دارد یک درد سخت دارد می‌رود آنجا دخیل می‌بندد می‌گوید آقا مثلاً تو خودت یک کاری کن دکترها هم کسی نمی‌تواند کاری کن به دادم برس یک کاری کن من را نجات بده.@انسان باید برود به خدا التماس کند که خدایا من را از خودم بگیر من را از دست خودم نجات بده. از اخلاق خودم و از خودم نجات بده که من دیگر اینطوری نباشم من نمی‌توانم من زورم نمی‌رسد من حسود و بداخلاق و زودرنج و حقه‌باز وکینه‌توز و بخیل هستم این حالت را دارم.@بنابراین وقتی که این درد را می‌گیرد باید برود به خداوند التجاء کند باید پیش یک کارشناس و پزشک معالج و طبیب معالج بروی که بتواند آن نفس را از آن حالت عادت در بیاورد از حالت غلبه در بیاورد راهکار هم دارد.@حالا باید راهکارش را و مسیرش را طی کند تا یواش یواش ذائقه‌اش عوض شود و دست از آن اخلاق وحشتناکش بردارد چون اگر با هر کدام از اینها برود همین است، این هر وقت بخواهد در بیاید باز می‌بینید که داستان همان است که سر جای خودش هست.@«كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا» هر وقت اراده می‌کنند که در بیایند آنجا برمی‌گردند «وَقِيلَ لَهُمْ» به آنها اینطوری گفته می‌شود «ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ» بچشید آن عذاب آتشی را که شما در دنیا تکذیبش می‌کردید و مسخره‌اش می‌کردید.@دقت کنید چرا می‌گوید «فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ»؟ چون این آتش و جهنم را تکذیب می‌کرد؛ مثل کسانی که کرونا را تکذیب می‌کردند این همه آدم داشتیم که کرونا را تکذیب کردند و خودشان کرونا گرفتند و مردند.@وقتی تکذیبش می‌کنید خودت را برایش آماده نمی‌کنی، می‌گویی نیست و دروغ است و وجود ندارد آنجا مار نیست آنجا جاده خوب است اصلاً جاده لغزنده نیست این همه آدمهایی که ما داریم در جاده‌ها مردند، چرا مردند؟ چون لغزندگی جاده را نیاز به زنجیر چرخ را تکذیب می‌کردند، پلیس می‌گفت زنجیر چرخ ببندید جاده لغزنده است، می‌گفتند نه بابا، این همه رفتند ته دره و مردند.@من خودم با چشم خودم دیدم یک موردی را که هر چه ما گفتیم آنجا خطرناک است این مسیر جاده کشنده است اینطوری با این وضعیت ضعیف نروید، زنجیر چرخ ببندید و احتیاط کنید، سه نفر هم بودند سه جوان بودند اول راه سفر به آنها این را گفتم، رفتند یک ساعت بعد سقوط کردند هر سه هم مردند.@اینطوری است وقتی خطر را تکذیب می‌کنید آماده نیستید و در آنجا می‌افتید و دیگر نمی‌توانی بیرون بیایی چون گرفتارش می‌شوی. کسی که قیامت و آخرت را تکذیب می‌کند در جهنم می‌افتد. برای همین می‌گوید «ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ» این نتیجه طبیعی و منطقی آن تکذیب است هر چیزی را تکذیب می‌کنید در آن قرار می‌گیرید.@من یادم هست وقتی که دکتر به من گفت سرطان داری یک پیرمردی هم با من بود بار اول که ما رفته بودیم آزمایش داشتیم می‌دادیم که ببینند این وضعیت ما چطوری است.@برای این تست رفته بودم یک پیرمردی هم با من بود او جلوتر از من بود دکتر به او گفت سرطان داری آن موقع 30 سال از من بزرگتر بود این مثلاً 70 سالش بود باز گریه و ناله می‌کرد که من چرا سرطان دارم بعد خودش اینطوری می‌کرد می‌گفت هِی به من گفتند سیگار نکش ولی من ...، اینطوری است می‌گفت من که دائم تکذیبش می‌کردم الان به آن رسیدم الان سرطان گرفتم.@سرنوشت غم‌انگیز همه افراد فاسق است. معلوم است از فسقی که دارد اینجا می‌گوید که شخص چه حالتی در دنیا داشته که این وضعیت را داشته.@حالا یک کسی را می‌بینید حسادت را تکذیب می‌کند، دارد می‌گوید ندارم، بداخلاقی را دارد می‌گوید ندارم و خیلی هم خوب هستم مثل همان بنده خدا که به او می‌گفتند چقدر زشتی، گفت نه من خیلی هم خوشگل هستم در بیمارستان عوض شدم؛ تکذیب می‌کرد.@حالا یک کسی می‌بینید اینطوری است مثلاً بخیل است می‌گوید نه، خودش می‌داند رفتارش اصلاً نشان می‌دهد که حسادت دارد و آتش می‌زند و شخصیتاً اینطوری هست.@این آدم زودرنج و حساس است می‌گوید نه من اصلاً برایم مهم نیست به خدا اصلاً برایم مهم نیست، تازه قسم هم می‌خورد، ولی وقتی که در معرضش می‌افتد می‌بینی که درست به آن لحظه که می‌رسد می‌بینید که فشار خونش بالا رفت و اعصابش خورد شد و زودرنجی و حساسیت دارد.@می‌گوید حسود نیستم چون صحنه‌اش را ندارد به محض اینکه صحنه حسادت پیش بیاید این آتش می‌گیرد یا یک کسی که خودش قسم می‌خورد که ندارم الان دارد می‌بینید که رفتارش کلافه می‌شود و افسرده می‌شود و اعصابش خورد می‌شود و در فکر می‌رود اصلاً نحوه مکالمه و رفتارش عوض شد معلوم است که دارد پس آتش زیر خاکستر جهنم را با خودش دارد این فکر می‌کند ندارد.@خدا رحمت کند آیت الله ممدوحی را می‌گفت آدم گاهی وقتها از خودش خیلی شیفته می‌شود و خیلی خوشش می‌آید اما در عمق 500 متری وجودش یک عالم جهنم وجود دارد که فرصت پیش نیامده که این بیرون بیاید و اگر فرصت بشود این کاملاً بیرون می‌آید.@سراغ روایت برویم از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «اَلْعَبْدُ إِذَا شَرِبَ شَرْبَةً مِنَ اَلْخَمْرِ اِبْتَلاَهُ اَللَّهُ بِخَمْسَةِ أَشْيَاءَ اَلْأَوَّلُ قَسَاوَةُ قَلْبِهِ وَ اَلثَّانِي تَبَرَّأَ مِنْهُ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ إِسْرَافِيلُ وَ جَمِيعُ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ اَلثَّالِثُ تَبَرَّأَ مِنْهُ جَمِيعُ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ اَلْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ وَ اَلرَّابِعُ تَبَرَّأَ مِنْهُ اَلْجَبَّارُ جَلَّ جَلاَلُهُ وَ اَلْخَامِسُ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا اَلَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوٰاهُمُ اَلنّٰارُ كُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهٰا أُعِيدُوا فِيهٰا وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذٰابَ اَلنّٰارِ اَلَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ».@می‌فرماید بنده وقتی که یک جرعه‌ای شراب بنوشد، الان هست خیلی‌ها هستند که شراب‌خور هم نیستند، استخر می‌روند استخر دیدید بعضی وقتها من خبر دارم افراد با خودشان می‌آورند در کیفشان و بعد از استخر زهرماری را می‌خورند حالا یکدفعه می‌بینی که رفیق او هم یک تعارفی می‌کند و او هم می‌داند مشروب است و نباید بخورد حالا به خوردن این نجسی تن می‌دهد.@حضرت می‌فرماید که «اَلْعَبْدُ» بنده هرگاه جرعه‌ای شراب بنوشد خدا او را به پنج چیز مبتلا می‌سازد (حالا ببینید نتیجه چه در می‌آید) «قَسَاوَةُ قَلْبِهِ» قساوت قلب پیدا می‌کند یعنی دیگر از این بدتر نمی‌شود.@انسان وقتی که قساوت قلب پیدا کند یعنی حالا دقت کنید قساوت قلب یعنی آنجایی که دیگر قلب کاملاً نمی‌تواند با مصالح خودش ارتباط بگیرد کاملاً از مسیر چه می‌شود؟ این همان عبارت دیگر چیست؟ فسق است.@یعنی کلاً وقتی که قسی شد دیگر جذب نمی‌کند، شما دائم با او حرف بزن و نصیحتش کن و به او بگو، این اصلاً هیچ نوع تأثیری در او ندارد، بگوییم، می‌گوید همه را بلد هستم و نمی‌خواهد من را نصیحت بکنید خودم همه را درس می‌دهم و خودم همه را بلد هستم.@از این افراد ما دیدیم، قساوت قلب پیدا می‌کند سنگدلی و قساوت که از چیزهای خیلی وحشتناک است و از بیماریهای خیلی سخت قلبی هست «قَسَاوَةُ قَلْبِهِ» قلبش قساوت پیدا می‌کند.@یعنی این اگر دانشمند هم باشد آدم خوش‌فکر و خوش‌فهمی باشد و خیلی هم خوب بلد باشد قلبش پذیرش ندارد. مثلاً می‌گوییم موسیقی حرام است خمس را باید بدهی پول حرام نبر به زن و بچه‌ات نده، این کار را نکن در خانه ماهواره نگذار، می‌بینی که نمی‌تواند.@حتی آن آقایی بود در دانشکده ما می‌گفت یک استادی آمد راجع به مضرات مشروب خیلی فوق‌العاده سخنرانی کرد و خیلی مخاطبین را تحت تأثیر قرار داد آن هم زمان قبل از انقلاب بود می‌گفت خیلی آن اجتماع تحت تأثیر قرار گرفتند در مورد مضرات مشروب.@بعد دفترش رفتم که از او تشکر کنیم دیدیم خودش دارد مشروب می‌خورد این فهمش خوب است خوب هم می‌تواند فهم کند و تحلیلش خوب است اما قلب خودش این را پذیرش ندارد قساوت اینطوری است قساوت خیلی آدم را مسخره می‌کند.@دوم که بسیار خطرناک است می‌فرماید که جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و همه فرشته‌ها از او بیزاری می‌جویند. شوخی نیست اگر کسی جبرئیل و اسرافیل و میکائیل و عزرائیل و جمیع ملائکه با او دشمن بشوند.@یعنی چی؟ ملائکه قوای عالم هستند یعنی این آدم دیگر سازگاری ندارد مثل یک کسی را بردارید بیاندازید وسط یک جایی که از آن خیلی بیزار است و یک عالم دشمن دارد مثلاً یک گوسفندی را بردارید پرت کنید وسط یک عالم گرگ، ببینید چه اتفاقی می‌افتد، حالا مثال من مثال خوبی نیست چون آن طرفی‌ها همه خوب هستند ولی دشمنش می‌شوند.@مثل یک کسی که مثلاً با چتر پیاده شده وسط مقر دشمن، همه دشمنش هستند شراب این کار را با آدم می‌کند.@دوستی و انس فرشته‌ها را انسان از دست بدهد خیلی خسارت می‌بیند فرشته‌ها موجودات بسیار خوب و نازنین و جذابی هستند که رفاقت و صمیمیت با آنها بسیار دنیای انسان را شیرین می‌کند خیلی دنیای انسان شیرین می‌شود انسان از تنهایی اذیت نمی‌شود انسان غم سراغش نمی‌آید از نظر عاطفی گدایی لازم نیست از کسی بکند.@وقتی انسان با فرشته‌ها رفیق بشود فرشته‌ها خیلی چیزهای آدم را تأمین می‌کنند همه چیز انسان را تأمین می‌کنند وقتی با یک کسی رفیق و دوست بشوند همه کارش را فرشته‌ها راه می‌اندازند قوای عالم هستند همه کاری می‌توانند بکنند.@حتی یک جایی هم که مثلاً ممکن است خداوند یک چیزی بکند فرشته‌ها می‌روند برایش چانه می‌زنند، و می‌روند و می‌گویند خدایا به خاطر ما مثلاً این رفیق ما هست برای این پارتی‌بازی می‌کنند و برایش رفاقت خرج می‌کنند که خدایا مثلاً به این فرصت بهتری بده و با این مهربان باش حالا هر چند به هر حال هیچ وقت هیچ کس از خدا مهربان‌تر نمی‌شود اما فرشته‌ها اینطوری هستند فرشته‌ها رفقای خیلی خوبی هستند اگر از دست برود انسان خیلی خسارت می‌بیند.@برای همین حضرت بلافاصله بعد از قساوت قلب می‌گوید فرشته‌ها با او بد می‌شوند این ادبیات را ما باید یاد بگیریم که پیغمبرمان دارد با ما حرف می‌زند اگر کسی منظور را نفهمد که این ادبیات یعنی چی حالا مثلاً قساوت قلب پیدا می‌کند و فرشته‌ها با او بد می‌شوند.@اگر کسی بفهمد این یعنی چی آن وقت متوجه میشود که چه خسارتی دارد می‌بیند که فرشته‌ها با او بد بشود یعنی کل قوای عالم با این تنظیم نیستند یعنی این در همه جهت بدبیاری دارد وقتی فرشته‌ها با آدم خوب نباشند تنظیم‌کننده هستند همه چیز این عالم دارد توسط فرشته‌ها اداره می‌شود.@شما ببینید هیچ کس با شما راه نمی‌آید هیچ کس دوستت ندارد این دیگر هیچ کس دوستش ندارد و همینطوری یکسره در کارهایش قفل می‌خورد.@«وَ اَلثَّالِثُ» دیگر چه کسانی با او بد می‌شوند؟ جمیع انبیاء و ائمه، این دیگر خیلی آخرش چقدر وحشتناک است همه انبیاء و ائمه از این آدمی که مشروب می‌خورد، نه اینکه مشروب‌خور است یک جرعه خورده، حالا ببینید آن کسی که مشروب‌خور هست و کارش مشروب‌خوری هست این را ببینید یعنی چی!@جمیع انبیاء و ائمه از او بیزار می‌شوند؛ آنوقت این می‌خواهد چکار کند؟ این می‌تواند سعادت دنیا و آخرت داشته باشد یک همچین آدمی؟!@«وَ اَلرَّابِعُ تَبَرَّأَ مِنْهُ اَلْجَبَّارُ جَلَّ جَلاَلُهُ» خدا هم از او بیزار می‌شود، بقیه بیزار می‌شوند بالأخره آدم نهایت قضیه یک پناهگاه دارد، آن کیست؟ خداست، خدا از همه مهربان‌تر است از فرشته‌ها و جمیع انبیاء و ائمه مهربان‌تر است، ولی اگر خدا هم بیزار بشود چه کسی می‌خواهد دل خدا را به دست بیاورد؟@شما حرم امام رضا (علیه السّلام) بروید شما وقتی که می‌خواهید حرف بزنید ارتباط قلبی نمی‌توانی با امام رضا برقرار کنی حس تو ارتباط برقرار نمی‌شود، حس پدر و فرزندی این حس عالی و زیبا برقرار نمی‌شود دست به دامن چه کسی می‌شوید؟ خدا.@«اللَّهُمَّ وَ شَفِّعْ صَاحِبَ هَذَا الْقَبْرِ فِيَ‏» خدایا تو شفیعش این را درباره من این صاحب قبر را تو یک کاری کن این شفاعت من را بکند، ببین چقدر داستان فوق‌العاده است پس اگر شفاعتی هم هست شفاعت به اذن کیست؟ خداوند تبارک و تعالی است، خدا می‌گوید برو شفاعتش را کن و من بپذیرم.@حالا شما الان امام رضا و کربلا و نجف رفتید می‌بینید که نمی‌توانید ارتباط برقرار کنید ارتباط برقرار نمی‌شود و حس شما نمی‌آید بگو الان چکار کنم اصلاً قفل شده، دست به دامن ارحم الراحمین آدم می‌شود، می‌گوید خدایا تو یک کاری کن قلبم باز شود این آقا را شفیع من کن باز هم کار خداست یعنی آخر سر باید سراغ چه کسی رفت؟ خدا.@حالا کسی که مشروب می‌خورد، نه اینکه مشروب‌خوار باشد، مشروب یک بار همینطوری یک جرعه خورده این را خدا از او متنفر بشود دیگر می‌خواهد این آدم چکار کند؟! چطوری می‌شود؟@«وَ اَلْخَامِسُ» پنجمی چیست؟ مگر کس دیگری مانده که از آدم متنفر بشود؟ می‌گوید بله پنجمی این مصداق همین آیه‌ای هست که برای شما خواندم «وَ أَمَّا اَلَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوٰاهُمُ اَلنّٰارُ كُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهٰا أُعِيدُوا فِيهٰا وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذٰابَ اَلنّٰارِ اَلَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ» این مشمول آن می‌شود.@پس دقت کنید فسق را کجا برد؟ فسق را برد روی فسق ظاهری، مشروب‌خوری، بی‌حجابی همه همینطور هیچ فرق نمی‌کند، بی‌نمازی، کسانی که این مسائل را دارند اینها فکر نکنند خیلی کار راحتی است بی‌حجابی آنقدر عذابش وحشتناک است که حد ندارد.@تبعات و نکبات دنیایی دارد تبعات و نکبتهای آخرتی دارد فقط مشروب‌خوری نیست فسقهای ظاهری، نزول‌خوری، خمس ندادن، زکات ندادن، بی‌احترامی به پدر و مادر، عدم رضایت آنها، حالا تا فسقهای وحشتناک، اینها فسقهای ظاهری هستند.@چیزهای بدتر از اینها فسقهای باطنی هست آنها که دیگر نگو مثل تکبر و زودرنجی و حساسیت و حسادت و خساست و بخل و خودشیفتگی و خودبرتربینی و غُد بودن اینها خیلی وحشتناک است اینها از آنهایی که گفتیم خیلی اوضاع وحشتناک می‌شود.@یک کسی پدر و مادرش از او راضی نیستند پدر و مادر یک اتوبان یک طرفه است هر کاری ولو کانا ظالما ظلم هم به شما بکنند نمی‌توانید یک کاری بکنید باید حتماً بروید یک کاری بکنید که از شما راضی باشند آنها باید از شما راضی باشند اگر راضی نباشند شهید در راه خدا هم باشی جهنم می‌روی اینطوری است.@در روایت هم داریم «يُقالَ لِلْعاقِّ اِعْمَلْ ما شِئْتَ» گفته می‌شود به کسی که پدر و مادرش از او راضی نیستند هر کاری می‌خواهی بکنی بکن «فَاِنِّى لااَغْفِرُ لَكَ» خدا می‌گوید من هرگز تو را نمی‌بخشم.@یک موقع هست پیغمبر می‌گوید آمرزیده نمی‌شود، ائمه می‌گویند آمرزیده نمی‌شود، این حرف راجع به خداست «يُقالَ لِلْعاقِّ» گفته می‌شود به عاق که «اِعْمَلْ ما شِئْتَ فَاِنِّى لااَغْفِرُ لَكَ» هرگز من نمی‌بخشم.@حالا تو بگو حق با من بوده، حق با توهم باشد وقتی از تو راضی نیستند وقتی در رفتارت اذیتشان می‌کنی وقتی با آنها قهر هستی وقتی با آنها مشکل پیدا می‌کنی و کارت گره می‌خورد تو در جهنم هستی حالا هر کاری می‌خواهی بکن، برو آنقدر بجنگ و در خط مقدم کشته بشو هیچ فرقی نمی‌کند جایت وسط جهنم است این یک اصل است.@یا کسانی که پدر و مادرشان بعد از فوتشان فراموش می‌کنند رابطه‌اش با پدر و مادرش خوب بوده ولی بعد از فوت اصلاً می‌بینی هیچ خیراتی برای پدر و مادر ندارد، هیچ مبراتی ندارد هیچ سرزدنی ندارد هیچ ارتباطی با والدین خودش ندارد این بسیار بسیار خطرناک است این یک نمونه بود از فسق.@باز روایت بعدی را بخوانم از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) «إيّاك و محاضر الفسوق فإنّها مسخطة للرّحمن مصلية للنّيران» از مجالس فسق و فجور دوری کنید زیرا که این مجالس «مسخطة للرّحمن» اینها باعث غضب خداوند مهربان می‌شوند.@ببینید می‌گوید خداوند مهربان، می‌توانست بگوید خداوند جبار، می‌گوید مجلس فسق خدای مهربان را به غضب می‌آورد چقدر خطرناک است.@عروسی‌هایی که آنطوری هستند در آنها بزن و برقص‌های خاص دارند آقایان یکجور، خانمها یکجور، این همه مجالس که فک و فامیلها دارند از مجالس اینطوری زیاد هم دارند.@هر کدام از آنها هم بخشی از دوستان و فک و فامیل اینطوری هستند که اگر بخواهند یک جشن هم بگیرند حتماً باید جهنمی‌اش بکنند حتماً باید خانمها بی‌حجاب و بدحجاب بشوند حتماً باید اختلاط داشته باشند بعضیها به این فسق و فجورها علاقه دارند رقص در آنجا باشد و چیزهای دیگر در آن باشد، می‌فرماید که بپرهیز.@برای هر کس که باشد فرقی نمی‌کند عروسی پدرتان هم بود نروید. «إيّاك و محاضر الفسوق فإنّها مسخطة للرّحمن» این باعث چه می‌شود؟ غضب خداوند می‌شود سخط.@و دیگر چی؟ «مصلية للنّيران» این باعث می‌شود آتش جهنم شما برافروخته بشود؛ نمی‌گوید جهنم می‌روید آن که مسلم است آن که هیچی، می‌گوید مصلی، مصلی یعنی برافروختگی‌اش، یکدفعه شعله را زیاد می‌کنند آن سر جای خودش، یکدفعه شعله زیاد می‌شود.@مجالس فسق و فجور را دیدید در آنجا چقدر شعله است چقدر شعله برافروختگی دارد هر یکی از اینهایی که در این مجلس شرکت می‌کنند یک آتش برافروخته است و دائم لحظه به لحظه زیاد می‌شود و عیاشی و الواتی می‌کنند و داد می‌زنند و چیغ می‌زنند و خوشی می‌کنند بدمستی می‌کنند این شعله را یکسره بالا می‌برد.@روایت بعدی «لَا تَقْبَلْ فِي ذِي رَحِمِكَ وَ أَهْلِ الرِّعَايَةِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ قَوْلَ‌ مَنْ‌ حَرَّمَ‌ اللَّهُ‌ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ» قربان اینها بروم با این ادبیات و این نحوه حرف زدنشان، امام صادق (علیه السّلام).@در مورد خانواده‌ات افراد خویشاوندان و افراد خانواده‌ات سخن کسی را که خدا بهشت را برایش حرام کرده قبول نکنید.@اگر کسی آمد علیه اعضای خانواده‌ات، فامیل، و در روایت دیگری داریم دوستانت، اگر کسی آمد یک چیزی گفت، آمد یک حرف زشت و بدی زد می‌گوید که این را نپذیرید حرف این آدم را قبول نکنید، حرف چه کسی را می‌گوید قبول نکنید؟ کسی را که خدا بهشت را برایش حرام کرده.@حالا این آدم کیست؟ «وَ جَعَلَ مَأْوَاهُ النَّارَ» و جای او را جهنم قرار داده، حالا این آدم کیست؟ «فَإِنَّ النَّمَّامَ شَاهِدُ زُورٍ وَ شَرِيكُ إِبْلِيسَ فِي الْإِغْرَاءِ بَيْنَ النَّاس» زیرا شخص سخن‌چین معرفی‌اش می‌کند آدم سخن‌چین گواه دروغگو و شریک شیطان در فتنه‌انگیزی میان مردم است.@بعضی از آدمها هستند شخصیتاً اینطوری هستند یعنی نمام و سخن‌چین هستند یعنی تا می‌شنوند می‌خواهند بروند یکجا حرفها را نقل کنند هر چه هم می‌گویی اینطور آدمها را اطرافتان راه ندهید و نپذیرید.@می‌بینید که این آدم اینطوری است و دوست دارد شخصیتش آدمهای نمام و سخن‌چین و خائن را می‌پذیرد و خائن‌ها هم طمع دارند که به این آدم نزدیک بشوند و حرفهای مفت بزنند و این هم بپذیرد.@و الا اگر یک کسی شخصیتش اینطوری نباشد آن آدم دروغگو و تهمت‌زن و سخن‌چین و نمام بلند نمی‌شود پیش تو بیاید تو ضعیف رفتار کردی تو در دهانی به او نزدی، این چیست که هر آدم عوضی و سخن‌چین و اینطوری می‌تواند بلند شود سراغ تو بیاید و می‌داند تو حرفهایش را می‌شنوی؟@چرا در دهانی تا الان نخورده؟ چرا؟ حضرت می‌گوید قبول نکنید و آدم اینطوری را نپذیرید وقتی دارد می‌آید روی خوش نشان ندهید. خب حالا این شخص کیست؟ می‌گوید این شخص سخن‌چین «شَاهِدُ زُورٍ» یک گواه دروغگو است، گواه هست اما گواه دروغگویی هست شخصیتاً.@«وَ شَرِيكُ إِبْلِيسَ» شریک شیطان هست در فتنه‌انگیزی میان مردم، اینطور آدمها را قبول نکنید در دستگاه و زندگی‌تان راه ندهید صریحاً با اینها برخورد بکنید.@می‌خواهد برادر، مادر، پدر، هر کس که می‌خواهد باشد باید سفت جلویش را بگیری باید محکم بایستی و بگویی اینجا جای این حرفها نیست لطفاً من را جهنمی نکن خودت را هم جهنمی نکن؛ حالا دیگر دوستم، همسرم، پدرم، مادرم است تو داری با این کار پدر و مادرت را هم جهنمی می‌کنی وقتی به اینطور گناهکاریها تن می‌دهی از طرف آنها، جلوی جهنمی شدن عزیزت را بگیر.@اگر بچه خودت بخواهد برود به زور خودش را در آتش بیاندازد چطور با او برخورد می‌کنید؟ بچه عزیزت الان می‌خواهد برود به گاز دست بزند، پشت‌بام برود، چطوری با او برخورد می‌کنید؟@می‌گویی گناه دارد بچه‌ام است حالا عیب ندارد بگذار لب پشت‌بام برود، اینطوری می‌گویی یا می‌روی دوتا هم روی دست او می‌زنی که کنار برو و دیگر هم آنجا نروی دفعه بعد آنجا بروی چنین و چنان، چطور برخورد تلخ می‌کنی و نمی‌گویی بچه و عزیز من است.@ولی وقتی که جهنم می‌افتد می‌بینی که دارد خیلی راحت با او مدارا می‌کند، دارد جهنم می‌رود آنجا باید سفت جلویش را بگیری. اگر دارد نسبت به پدر و مادر بی‌ادب می‌شود و گناه می‌کند و دارد دیدنی‌ها و خوردنی‌ها و شنیدنی‌هایش جهنمی می‌شود باید برخورد تند بکنید به هیچ وقت حق نداری با او مدارا کنی.@رفتی دیدی که این تلفن همراه دستش هست و دارد یک غلطهایی می‌کند پس چرا آن را دوباره در اختیارش گذاشتی؟ حالا بعضیها ما را مسخره می‌کنند این حرفها را می‌شنوند خودش رفته ماهواره خریده خانه گذاشته.@«وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‌ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا» آی مؤمنین اگر یک آدم فاسقی برای شما خبری آورد قبول نکنید «فَتَبَيَّنُوا» بررسی کنید باور نکنید، دنبالش باشید بررسی کنید؛ که چی؟ «أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ» که چه بشود؟ که مبادا ندانسته به گروهی آسیب بزنید.@حرفهای اینها را قبول کنید و ندانسته بروید یک عزیزی را یک آدمی که اهل خدمت است یک آدمی که دارد زحمت می‌کشد این را از چرخه خارجش بکنید و آنگاه از آنچه کرده‌اید بعداً پشیمان بشوید که چرا من این آدم را نابودش کردم چرا این را از خدمت باز داشتم چرا این را از لشکر امام زمان بیرونش کردم چرا چنین و چنان، این بسیار بسیار مهم است.@وقتمان تمام، ان‌شاءالله اگر عمری بود جلسه بعد می‌خواهیم راجع به یک موضوع فوق‌العاده مهم و بروز صحبت کنیم که موضوع اسراف هست.@

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@