أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
دربارۀ وسعت بهشت مطالبی را عرض کردیم، فقط یک سؤال خیلی مهم وجود دارد اینکه از معصوم هم سؤال کردند اگر بهشت هر یک نفر به اندازه همه آسمانها و زمین هست سایر بهشتها چگونه هست؟ یا کجاست؟ و همچنین سؤال کردند که جهنم کجا قرار میگیرد؟ یا رابطه بهشت و جهنم چگونه هست؟@قرآن کریم ترسیمی که میکند از شرائط بهشتیان اینگونه هست که بهشتیان به محض اراده دیدن جهنمیان و گفتگوی با آنها بخصوص کسانی که دشمنشان بودند یا در صدد انحراف آنها برمیآمدند، تعبیری دارد «فَاطَلَعَ فَرَآهُ» همین که نیت میکند، مطلع میشود، آگاه میشود و او را میبیند در وسط عذاب، با او هم صحبت میکند.@ این نشان میدهد که این اتصال و ارتباط خیلی نزدیک هست، فضای ابدیت را ما واقعاً نمیشناسیم، آنچه که ما فعلاً از علم برخوردار هستیم، شناخت فضای عالم ماده هست، و عالم فیزیک هست، عالم متافیزیک هنوز برای ما شناخته شده نیست، که آنجا اندازهها، زمان، ارتباطات به چه شکلی هست.@وقتی که از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) سؤال میکنند حضرت میفرماید که اینها در علم الهی نهفته هست، کمااینکه بشر تا همین چند قرن اخیر که امواج رادیویی را کشف و اختراع نکرده بودند، نمیدانستند که میشود همزمان دهها هزار امواج را بدون دخالت همدیگر برای نقاط مختلف جهان ارسال کرد.@ فرکانسهای مختلف، کانالهای مختلف، و بدون اینکه اینها با همدیگر دخالتی داشته باشند، یا کانالهای تلویزیونی الان، ماهوارههای هر کدام دارند برنامه پخش میکنند، و هر کدام روی یک موج دارند این کار را انجام میدهند، یک زندگی، یک کانال دارد اتفاق میافتد و همزمان با او و موازی با او میلیونها کانال دیگر، هزاران، دهها هزار کانال دیگر، از کانالهای رادیویی و تلویزیونی و ماهوارهای ارتباطات برقرار است.@و جالب اینجاست که هیچ کدام هم با هم تداخلی ندارند، و از آن جالبتر این هست که شما الان اینجا نشستید که سکوت محض است، به محض اینکه یک گیرنده را اینجا بیاورید، مثل یک تلویزیون قوی وصلش بکنید با یک آنتن ماهوارهای میبینید که صدها کانال دریافت میشود و اگر گیرنده قویتر باشد هزاران کانال از سراسر جهان دریافت میشود.@ رادیوها دریافت میشود، تلویزیونها دریافت میشود، ماهوارهها دریافت میشود، کار خودشان هر کدامشان میکنند، اما منافاتی هم با هم ندارند، هر کدامشان روی عالم خودشان هستند، الان نظریات فیزیکی پیشرفتهتر شده، نظریه عالمهای موازی ایجاد شده، یعنی به وجود آمده که عوالم دیگری مثل کانالهای تلویزیونی وجود دارند که کانال نیستند، اما انسانها و موجوداتی دارند در آن عوالم زندگی میکنند.@ مثل کانال تلویزیون که شما وقتی اینجا کانال را میگیرید با گیرنده هزاران کانال را میتوانید بگیرید و با هم منافاتی ندارند، خداوند خلقت را به گونهای ایجاد کرده که نسلهای مختلف، انسانهای مختلف، جهانهای مختلف مثل کانالهای ماهوارهای و تلویزیونی دارند زندگیشان را میکنند، با هم ارتباط ندارند.@مثل ارتباط جنها با ما که آنها هم روی زمین دارند زندگی میکنند، اما زندگیها با همدیگر قاطی نمیشود، فرشتهها هم اینجا الان هستند، در عالم ماده با ما هستند، فرشتههای مادی هم ما داریم، دارند اینجا زندگیشان را میکنند، عوالمشان هم عوالم خاص خودشان هست، در ردیف خودشان و عالم خودشان دارند زندگی میکنند.@ در بهشت هم همینطور هست، و چیزهایی هست که ما نمیفهمیم، علم ما اجازه نمیدهد که برزخ چیست، قیامت چیست، و آنجا شرائط به چه شکل هست، و چطوری بهشتها با هم قاطی نمیشود، چطوری بهشت هر یک نفر به اندازه آسمان و زمین است، و هر کس بهشت خودش را دارد.@و ضمناً بهشتیان در زمین بهشت با هم تداخل هم دارند، هر وقت دلشان بخواهد همدیگر را ملاقات میکنند، هر وقت دلشان بخواهد با همدیگر رفت و آمد میکنند، شما هر وقت دعوت میشوید روز شنبه مهمان حضرت آدم بهشت ایشان میروید، بهشتش با بهشت شما فرق دارد.@یکشنبه حضرت نوح، دوشنبه حضرت ابراهیم، سهشنبه حضرت موسی، چهارشنبه حضرت عیسی، پنجشنبه بهشت رسول الله، و جمعه بهشت خدا، آنجایی که خداوند از بندگانش پذیرایی میکند، بهشت ما فرق دارد، ولی چطوری این مهمانیها انجام میشود؟ چطوری انسان از بهشت خودش وارد بهشت انبیاء میشود؟ چطوری از بهشت خودش وارد بهشت خدا میشود؟ چطوری رفت و آمد میکند؟@در روایت داریم افراد وقتی وارد آن بهشت الهی میشوند، چیزی که خیلی دوست دارند و راضیشان میکند، این هست که آنجا سجده بکنند، لذت سجده برایشان فوقالعاده زیاد هست، که در این روایت هم داریم توضیح میدهم که آنجا بهشتیان این حالت را دارند؛ امیرالمؤمنین (علیه السّلام) خیلی زیبا جواب میدهد، که این از مکنونات علم الهی است بشر طاقت ندارد بخواهد این عوالم و اینطور چیزها را بفهمد.@ جهنم هم همینطور، باطن رابطه بهشت و جهنم قرآن میفرماید: «باطِنُهُ فيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ»، باطنی دارد که رحمت دارد، و ظهوری دارد که عذاب است، یعنی مثل عالم ما، اینجا الان فرض بفرمایید یک نفر کرونا گرفته، دارد زجر میکشد، یک نفر کنارش هست کرونا ندارد.@او در همان شرائط زیستی در اتاق، یکی کمردرد دارد، یکی سردرد دارد، یکی سرطان دارد، یکی نابینا است، یکی ناشنوا است، هر کدام دردهای خاص خودشان را دارند، و عوالم خاص خودشان و در عین حال همان جا آن شخص دارد زندگی میکند و از زندگی خودش لذت میبرد.@ درد امری هست که اصالت ندارد، مریضی اصالت دارد، آن هست که عالم دنیا عالمی هست که برای سلامت و برای شرائط زیستی خاص خودش هست، اگر یک مریض میشود و او درد را دارد درک میکند، این فقط در عالم خودش دارد اتفاق میافتد، درد خودش، زجر خودش در عالم خاص خودش است.@یک بندهخدایی خانمی میگفت شوهر یکی از دخترانم کشاورز است، مدام میآید میگوید مادر التماس دعا دارم، دعا کن باران بیاید، بعد آن یکی دخترم شوهرش کوزهگر است، میآید میگوید مادر دعا کن آفتاب باشد باران نیاید که کوزههای شوهر من خشک بشود، بتواند بفروشد، باران بیاید اینها آسیب میبیند، مادر همینطور مانده بود، میگفت هر دعایی بکنم به نفع یکی از دخترانم به ضرر یکی از دخترانم.@حالا شما تصور بکنید یا باران میآید یا نمیآید، در عین حالی که باران میآید یک نفر خوشحال است، یک نفر غمگین است، ولی نه خوشحالی او با غم این کار دارد، نه غم این با خوشحالی او کار دارد، چون عوالمشان با همدیگر فرق دارد، یک آن دو نفر یک جا نشستند، یک نفر از همان باران دارد کیف میکند و لذت میبرد، یک کسی میگوید چه باران نحسی.@یا بالعکس آفتاب میشود، هوا آفتابی هست، یک نفر میگوید عجب آفتاب مزخرفی هست، الان باران خوب بود، یک نفر هم دارد از آن باران میگوید بهبه چه خوب، چه باران خوبی هست، همزمان دارند یکی عذاب میکشد، یکی لذت میبرد.@در حالت مکانیزمهای خلقت اینطوری هست، همان لحظهای که ما در آب هستیم حالت خفگی هستیم زیر آب اگر برویم، ماهیها حالت حیات دارند، آب مایه حیات آنها است، پس این آب برای ما ظهورش خفگی است، ولی باطنش برای ماهیان حیات است، آنها دارند در آب کیفشان را میکنند.@حالا بر عکس شما ماهی را در هوا بیاورید، هوایی که برای ما مایه حیات است، کیف میکنیم، تنفس عمیق داریم، ما داریم لذتش را میبریم، همان را شما به ماهی بدهید ماهی خفه میشود، پس بهشت و جهنم اینطوری است، که یک فضا است، حالا در بحث نسبت با توجه به وضعیت دنیا اثبات کردیم.@ یک حریم است که عدهای آنجا عذاب میکشند. چون با آن سنخیت ندارند، دستگاهها و سیستمهای مناسب بهشت را ندارند، یک عده هم لذت آن را دارند میبرند، برای یک عده عذابآور است، و برای یک عده لذت میبرند، حریمهایشان هم از جداست و هیچ کس با هیچ کس قاطی نمیشود.@ سراغ زمین بهشت برویم، چرا ما عدهای از معصومین وقت گذاشتند راجع به معماری بهشت، دیوارها، ساختمانها، خوراکیها، حیوانات، زمینش، جویبارهایش، کوههایش، جزیرههایش، رودخانهها، درختانش، وقت گذاشتند، معصومین بیکار بودند بنشینند، این حرفها را بزنند، یا اینها یادگیریش، فهمش برای حیات ما یک امر ضروری است.@یک امریست که لازم است ما اینها را بدانیم، و جانمان را با اینها آرام بکنیم، استراحت بدهیم، قدرت بگیریم از فضای بهشت، بهشت فضایش فضای قدرتی است، به انسان قدرت و آرامش میدهد، به انسان ارتقاء میدهد، فکر کردن در مورد بهشت انسان را پاک میکند، فکر کردن در مورد بهشت به انسان صبوری میدهد، فکر کردن به بهشت برای انسان طهارت میآورد، خیلی مهم است.@لازم است که ما بهشت را بشناسیم و در موردش صحبت بکنیم، و همچنین به دنبال این باشیم که مظاهر بهشت را در طبیعت ببینیم به گونهای ارتباط برقرار بکنیم که هر چیز زیبا و دلانگیزی شما اینجا میبینیم، بتواند شما را به اصل خودش که بهشت هست منتقل بکند.@ و شما همیشه نمونههای دنیایی بهشت را در طبیعت، در نظام خلقت ببینید و لذت ببرید و بدانید که این یک رشمه و یک قطرهای از آن اقیانوسی هست که قرار است انسان به آن منتقل بشود، به قول میرزا خدا بیامرز یک نمود یک دهم میلیاردم هست از آنچه که در برزخ هست، نه در قیامت، قیامت داستانش خیلی فرق میکند.@باز هم به قول میرزا برزخ هم نسبت به قیامت خودش یک ده میلیاردهم عصاره است، بنابراین خیلی لازم است که ما راجع به اینها فکر بکنیم، ساده رد نشویم، بگوییم بیکار هستیم بنشینیم در مورد زمین بهشت، در این وضعیت جهانی و وضعیت کرونا، و وضعیت چیزهای دیگر، بنشینیم راجع به این فکر بکنیم.@ این را اهلبیت (علیهم السّلام) در بحرانیترین وضع مردم اینها را در اختیارشان قرار دادند، در بدترین، تاریکترین برهههای تاریخی، معصومین اینها را در اختیار ما قرار دادند، و ما باید خودمان عرضه و سنخیت داشته باشیم که بتوانیم در مورد آنها فکر بکنیم و لذت ببریم، و با اینها خودمان را بسازیم.@ شما در دنیا میبینید یک نفر برای طمع دنیایی و یک شهوت دنیایی سالها خودش را سرپا نگه میدارد، مثلاً 20 سال بعد میخواهد رئیسجمهور بشود، نماینده مجلس بشود، دکتر بشود، مهندس بشود، میخواهد یک قصر بسازد میبینید با آن سرپا است.@20 سال بعد فلان جا قصر بسازم، 20 سال بعد بتوانم فلان جا زندگی کنم، با این آرزو سرپا است، آرزو او را میپروراند، آرزو به او انرژی میدهد، قدرت میدهد، نیرو میدهد، انگیزه میدهد، صبر میدهد، گذشت میدهد، میگوید عیب ندارد، قرار است 10 سال بعد، 20 سال بعد این اتفاق بیفتد.@ حتی زندانیان کسانی که زندان هستند، میبینید به امید اینکه 20 سال بعد قرار است از زندان آزاد بشوند میبینید که دوام میآورند، اگر قرار است تصمیمی بگیرد، کاری بکند، میگوید باشد این 20 سال را میگذرانم و بعد میروم بیرون جبران میکنم، هر طور که هست، جبرانهای خوب، جبرانهای بد، بالاخره انسان را نگه میدارد.@ ما با بهشت فاصلهمان 20 سال نیست نمیدانیم چقدر است، ممکن است چند دقیقه باشد، شما در این کرونایی نگاه کنید، بیش از جنگهای جهانی در این سه ماه جمعیت کره زمین کشته داده، بیش از جنگهای غیرجهانی هم کنارش جمع بکنید کشته داده است.@چه کسی فکر میکند یک دفعه یک میکروب چند هزارم گرمی بیاید میلیونها انسان را نابود بکند، چه کسی فکر میکرد، یک موقع کسی مگر فکر میکرد جنگ بشود، بمبهای اتم، موشکها، هواپیماها، بمبهای چند هزار کیلویی، چند تنی، مثلاً دو هزار کیلو بمب، دو سه هزار کیلو مواد منفجره در موشک.@ الان اینطور نیست، الان یک ویروس با یک درصد خیلی پایینی از گرم افتاده به جان مردم جهان، و همینطور میلیونها انسان را مبتلا کرده و بالای 500 هزار نفر را هم در دو سه ماه کشته، وزنش اصلاً به چشم دیده نمیشود، کسی نمیداند چطوری است، همینطوری یک دفعه میگویند، فلانی، رفیقت، خواهرت، برادرت، فرزندت ویروس گرفته مبتلا شده، یا بیماریهای دیگر، اتفاقات دیگر، ما فاصلهای تا برزخ نداریم.@ بنابراین این خیلی مهم است که ما راجع به اینها فکر بکنیم و از اینها استفاده بکنیم، در مورد زمین بهشت، در معماری هر یک بخشش یک جذابیت دارد، یک لذت دارد، جداگانه دیده میشود، مثلاً کف باید چطوری باشد، دیوار باید چطوری باشد، سقف باید چطوری باشد، ارتفاع باید چطوری باشد، رنگها باید چگونه باشند، بعد دکوراسیون داخلی باید چطوری باشد.@ در مورد تمام اینها جزء به جزء معصومین (علیهم السّلام) در مورد بهشت با ما سخن گفتند، حالا وقتی که میخوانید میبینید که راجع به زمین بهشت احادیث متنوع داریم و رنگهای متنوع در زمین بهشت هست که خود آن رنگها با جان انسان چه میکند، خدا میداند که با جان انسان چه میکند.@ مثلاً ما الان در این فضای بهشتی که نشستیم، در حسینیه امام حسن مجتبی (علیه السّلام) مثلاً رنگ فرشمان اینطوری هست برای ما یک جذابیت و زیبایی هست، دیوارش اینطوری هست، نشستیم فکر کردیم میتواند یک رنگ دیگر باشد، جالب اینجاست که باز همه چیز تابع اراده مؤمن است.@ اینکه میگوید بهشت اینطوری هست نه اینکه مجبور است این بهشت را تحمل کند، میتواند اگر خودش هم مایل باشد مؤمن میتواند در آن تنوعی ایجاد بکند، اما خدا بهترین گزینه را به ما میدهد، به قول امروزیها منوی خداست، پیشنهاد خداست، به ما این را داده.@ اولین روایت از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هست، میفرماید: «أَرْضُ الْجنَّةِ بَيْضَاءُ» زمین بهشت سفید است، «عَرْصَتُهَا صُخُورُ الْكَافُورِ» وقتی میگوید سفید، ما الان چند نوع سفید داریم؟ رنگ سفید یک رنگ سادهای است، ولی وقتی میآییم در طیفهای سفید نگاه میکنیم میبینیم چقدر این طیفها متنوع است.@آنها همه سفید است، به هر کس میگوییم این چه رنگی است میگوید سفید، ماشینت چه رنگی است؟ سفید، یخچال چی، سفید، اجاق گاز، سفید، ماشین لباسشویی، بعد سفید داریم تا سفید، حالا اینکه شما میگویید سفید، این سفید، سفید زمینی نیست، سفید آنطرف است.@ این سفیدهای ما یک قطرهای از آن اقیانوس هست، سفید آنجا یک شباهتی به نظر میآید، آن رنگ سفیدی که آنجا میخواهد دلبری بکند، یا وقتی میگوید عرصهاش صخرههای کافور مُشک، کافور هست، که «وَقَدْ أَحَاطَ بِهِ المِسْكُ» مُشک چیست؟ ما اینجا یک تعریفی از آن داریم، ولی آنجا چیست، آن بویی هست که در بهشت هست.@همین جا هم الان که شما دارید در زمین استشمام میکنید، فوقالعاده است، بویش در خیلی از عطرها متفاوت است، یک امر طبیعی است، در بعضی از حرمها بویش را استشمام میکنید در عطرهای ادکلن یا عطرها متفاوت است.@ولی آن که آنجاست که از انسان دلبری میکند، یک چیز دیگری است عطر آنجا، حضرت دارد تشبیه میکند، یک امر آنجایی را با چیزهایی که در اینجا ما میتوانیم بفهمیم، و الا حقیقت بسیار بالاتر از این حرفها، است.@بسان تپههای شن که آن را در میان گرفته است، آدم میتواند این را تصور کند، و جویبارهای بسیار در آن، روانند، جویبارهای بسیار، حالا وقتی میگوید جویبار خود جویبار با روان و روح انسان چکار میکند، صدای خود آن جویبار، بخصوص که آنجا صداها با صدای اینجا فرق دارد، اینجا صدای آب جزء مسلمات درمان روح انسان است.@انسان میرود کنار آب مینشیند صدای شرشر آب را گوش میکند «دَوِيُ الْمَاءِ» در روایت داریم صدای سجده آب را (دوی) میگویند، ذکر دارد میگوید، صدای رودخانه، صدای جویبار، آنجا که صداهای آن جویبارها همه یاد و ذکر خداست و انسان آن تسبیحات را میفهمد و آن ذکر سجده را در آن صدا میتواند تشخیص بدهد و آب آن رودخانه با شما سخن میگوید.@ بهشتیان از دور و نزدیک در آنجا گرد هم میآیند، پس اینجا یک پاتوق عمومی است، یک جایی هست که بهشتیان میتوانند آنجا جمع بشوند قرارهایشان را بگذارند، جالب است که میگوید اینها قرار ملاقاتهایشان و بحثهای آشناییشان در این بهشت دارد انجام میشود، جایی هست که این خصوصیتها را دارد افراد میروند آنجا با هم آشنا میشوند، ببینید چقدر زیباست.@میفرماید که «فَيَجْتَمِعُ فيِهَا أَهْلُ الْجَنَّةِ» یک عده از بهشتیان آنجا جمع میشوند، «أَدْنَاهُمْ» از دور و نزدیک آنجا میآیند «وَآخِرُهُمْ» و گروههای دیگر که دورتر هستند، «فَيَتَعارَفُونَ» با هم در بهشت آشنا میشوند، بهشتیان آنجا رفیق پیدا میکنند، همدیگر را پیدا میکنند، قرار ملاقاتهایشان آنجا هست، آن فضا شما تصور کنید چه جایی هست.@حالا در این موقعیتی که این همه زیبایی و صفا و لذت وجود دارد، و بهشتیان خیالشان راحت است که همیشه در این بهشت هستند، و قرآن میگوید که بهشتیان وقتی وارد بهشت میشوند و بهشت را میبینند، اصلاً دوست ندارند هیچ نوع دستکاری فضای آنجا بشود، نمیخواهند جای دیگر آنها را ببرند، آرزو میکنند که ای کاش برای همیشه اینجا باشیم لذت با آنها است.@حالا این وسط خدا میآید، یعنی خدا میآید در لذت بهشتیها دخالت میکند، میاید فاز لذت این بهشتیان را بالا میبرد، چه اتفاقی میافتد؟ میفرماید: «فَيَبْعَثُ اللهُ رِيحَ الرّحمَةِ فَتَهِيجُ عَلَيْهِمْ رِيحُ المِسْكِ» خدا میآید باد رحمت خودش را میفرستد، «فَيَبْعَثُ اللهُ» یعنی برمیانگیزد یک باد رحمتی را آنجا و بوی مُشک در آنان میپیچد، یک بوی فوقالعاده زیبایی در بهشت میآید.@آنگاه مرد در حالی که بسی زیباتر و خوشبوتر گشته است، جالب است میگوید زیباتر هم میشود، فقط خوشبوتر نمیشود، وقتی وارد آن فضای مشترک بهشتیان میشود، جالب است اینجا یک قرارگاه مشترک در بهشت است، دارد راجع به قرارگاه مشترک صحبت میکند چرا؟ چون حضرت میفرماید: «فَيَرْجِعُ الرَّجُلُ إِلَى زَوْجَتِهِ» مرد برمیگرد میرود پیش همسرش، از آن فضای عمومی به فضای اختصاصی خودش میرود.@همسرش به او میگوید:«لَقَدْ خَرَجْتَ مِنْ عِنْدي وَأَنَا بِكَ مُعْجِبَةٌ وَأَنَا بِكَ الآنَ أَشَدُّ إعْجَاباً» میگوید تو وقتی که از پیش من رفتی برای من فوقالعاده بودی، اعجاب یعنی مست همسر بوده، مست جمال همسر و موی همسر بوده، میگوید حالا که برگشتی هم خوشبوتر شدی هم من را مستتر کردی.@ آنجا چه داستانی است، که مؤمنین آنجا میروند از آن فضا زیباتر و خوشبوتر میشوند، آن هم با بویی که خداوند تبارک و تعالی میفرستد، چه بویی است، و چه نوع زیبایی تولید میکند ما واقعاً از درک اینها عاجز هستیم، خدا رحمت کند شهید دستغیب را میفرمود باید رفت و دید و خوش به حال آنها که رفتند آنجا و هستند و دارد لذتش را میبرند.@زیاد است من روایتها را حذف میکنم، فقط خواستم یک چیزی ذهنمان درگیر باشد با فضای معماری زمین بهشت، یک چیز کلی؛ یک روایت بخوانم از وجود مقدس حضرت باقر (علیه السّلام) «أَرْضُ الْجَنَّةِ رُخَامُهَا فِضَّةٌ وَ تُرَابُهَا الْوَرْسُ وَ الزَّعْفَرَانُ» زمین بهشت سنگفرشهایش نقره هست، رُخام سنگ سفید را میگویند.@بعضی وقتها مرمر میگوییم، یک نوع از مرمرها میگوید نقره است، باز وقتی میگوییم نقره ما با این انگشتان خودمان که فوقالعاده این نقرهها هم زیباست، آدم نقرههای دنیاییش را هم میبیند از انسان دلبری میکند، به هر حال خلقت الهی است، و اعجابآور است.@ هر کدام از معدنیات هر کدام اعجابآور است، یاقوت، زمرد، الماس، برلیان، فیروزه، عقیق، و صدها نوع، هزاران نوع سنگ که متخصصین سنگ، در سراسر دنیا نمایشگاه دارند، هر سال جمع میشوند، مثل نمایشگاه کتاب، نمایشگاه ما داریم در سطح بینالملل نمایشگاه سنگ داریم، اصلاً آدم اعجاب میکند، حیرت، حیرت و حیرت اندر حیرت، این سنگهایی که هر کدام دلبری میکند.@ در دنیا خدا برای ما چکار کرده، آخرت قرار است چکار بکند، شما یک ذره مست سبزی یاقوت بشو، بعد رنگهای دیگر، سنگهای دیگر با انواع و اقسام رنگها که خالصترین و زیباترین رنگها هستند چقدر از انسان دلبری میکند، سنگ آنجا «رُخَامُهَا فِضَّةٌ» نقره است، ولی چه نقرهای، یعنی سنگ، سنگ نقره آنجا.@خاکش ورس است، (ورس) ما در فارسی اسپرک میگوییم، و در واقع در لغتنامه نوشته «نَبتٌ اَصفَر یُسبَقُ بِه» یک گیاه زردی است که با آن رنگآمیزی میکنند، شما رنگها را هم میدانید که از گیاهان درست میشود، چیزهای طبیعی که رنگ میزنند، میگوید یک زردی که این زرد آنجا از انسان چه دلبری میکند.@اینجا دارد میگوید سنگش، آن سنگ اصلی که هست نقره است، خاکش آن زرد آن چنانی که ترکیبها خیلی عجیب است «وَ الزَّعْفَرَانُ» حالا نه این زعفرانی که ما داریم اینجا میبینیم، خود این هم ماجراها دارد و دلبریها میکند، این زعفران عجایبی دارد.@و خاکروبهاش مُشک است، یعنی مثلاً اینجا گرد گرفته، میگوید آن گردی که آنجا هست خاکروبهاش مُشک است، یعنی زبالههایش معطر است، یک ذره اگر از بوی زباله بهشت در دنیا بیاید همه از شگفت و زیبایی میمیرند، چه برسد به چیزهای دیگر بهشت.@و سنگریزههایش درّ و یاقوت است، حالا شما تصور کنید که معماری آنجا چه شکلی است، چطوری میشود، انسان واقعاً دارد بد زندگی میکند، انسانها خیلی خشن و بد زندگی میکنند، خیلی جهنمها با غصهها و حسادتها و بیمهریها، و بیمحبتیها و تنگنظریها برای خودشان ایجاد میکنند.@اگر برسیم میخواهیم راجع به ساختمانهای بهشت صحبت بکنیم که آنجا ساختمانها چطوری هست، این کف آن بود، که یک ذره از زمینش گفت، یک ذره از خاکش گفت، یک ذره از تپهها گفت، یک ذره از جویبارها گفت، حالا میخواهد راجع به بناها، و ساختمانها و قصرهای آنجا صحبت بکند.@البته این هم یک حد کلی هست یعنی وقتی راجع به ساختمان بهشت صحبت میکنیم، خیلی فراتر از این حرفهاست دادههایی که معصومین (علیهم السّلام) دارند، ما در حد یکی دو تا روایت میگوییم که یک مقدار ذائقۀ ما شیرین و بهشتی بشود.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل الطاهرین.