جلسه 024 - انسان در گستره منازل آخرت
شماره جلسه
24
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
6
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 024 - انسان در گستره منازل آخرت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره موت بود و همرنگی موت هر کس با خودش، ما اگر بخواهیم یک موت خوب داشته باشیم وقتی میگوییم موت باید همرنگ ما باشد قاعدهاش را هم که چند شب پیش گفتیم(یُبعَثُ عَلی ما هُوَ عَلَیه) هر کسی بر آن چیزی که هست یعنی روحش و روحیهاش هست مبعوث میشود.@ ما اگر بخواهیم قبر خوبی داشته باشیم باید خودمان خوب باشیم و در دو جهت از طرف ما تنگی تاریکی غربت و ظلمت و فشار وجود نداشته باشد یکی از طرف حق الله و یکی از طرف حق الناس.@ اینکه حضرت میفرماید پیغمبر که(اِنَّ الله تَبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلِّ عالِمٍ بِالدُنیا جاهِلٍ بِالآخِرَۀ) خداوند تبارک و تعالی دشمن میدارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت هست یعنی آخرت را نمیشناسد نمیداند آخرت چطور جایی است.@ اینکه حالا ما بیاییم بگوییم آخرت برزخ اینطوری است قیامت اینطوری است وقتی قرار باشد برای ما فایده عملی نداشته باشد و ما نتوانیم اینجا براساس آنجا زندگی بکنیم روح را که قرار است متولد بشود به آنجا متناسب با آنجا تربیت بکنیم این بحثها هیچ فایدهای ندارد.@ کاربردیترین عملیترین واجبترین مسئلهای که یک نفر باید یاد بگیرد در عمرش مهمترین دانشی که یک نفر باید یاد بگیرد آخرتشناسی است بعد از توحید البته و اصول یکی از اصول آخرتشناسی است که اگر من ندانم کجا میروم چطوری میتوانم خودم را برای آنجا آماده بکنم.@ بنابراین مباحث منازل آخرت و معادشناسی باید از حالت گزارش در بیاید و به ما راهکارهای عملی آماده شدن برای آخرت را یاد بدهد یعنی نسخه باشد که ما باید چکار بکنیم که برای آنجا آماده باشیم اینکه ما بیاییم اینجا وقت شما را بگیریم در این شب عزیز آن هم در این ساعتها و فقط بخواهیم یک گزارش بدهیم بدون اینکه بدانیم باید چکار بکنیم خیلی مفید نیست.@ ما اگر مطالعهای درباره آخرت میکنیم آیاتی در مورد آخرت میخوانیم دعایی را میخوانیم باید کاربرد انسانی و عملی داشته باشد یعنی مبانی انسانشناسی و معرفت نفسی بحث دستمان باشد بعد بدانیم که وقتی میگوییم آخرت چطور جایی است اینجا من باید برای آنجا آماده بشوم.@ شما ببینید جنین از روز اول که نطفهاش تشکیل میشود، روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم، به محض اینکه این نطفه تشکیل میدهد میداند که قرار است در دنیا برود و نوع حرکتش با اطلاعات کامل از شرائط زیستی دنیاست.@ بنابراین تمام جذب و دفعهای جنین تنظیم شده است با فرمولهای دنیا یعنی شرائط زیستی دنیا کاملاً در حرکت جنین لحاظ میشود ما اگر آخرت را نشناسیم نمیتوانیم کار مفیدی بکنیم بنابراین باید خیلی سرمایهگذاری روی آخرتشناسی بکنیم مباحثی هم که داریم عرض میکنیم و انتخاباتی هم که کردیم برای شما بیشتر همین جنبه هست.@ ما باید در دو جهت قبر را بسازیم شرائط برزخ را و سکرات را یکی در حق الله هست و یکی در حق الناس اگر کسی حق الله به او فشار میاورد آزارش میدهد اذیتش میکند خوشش نمیاید انس ندارد این فشار قبر دارد رعایت حق الناس اگر کسی برایش آزاردهنده است.@ وقتی میگویم آزاردهنده است یعنی به نحوی که انجام ندهد و الا نفس جنبه شیطانی هم از حق الله هم از حق الناس فشار به جنبه حیوانی میاید آن عیبی ندارد شما الان نشستید جنبه حیوانیتان اصلاً خوشش نمیاید در مسجد باشد.@ خانمی که حجاب را رعایت میکند جنبه حیوانی نه در آقایان نه در خانمها دوست ندارند حجاب باشد جنبه انسانی لذت میبرد کار خودش را میکند جنبه حیوانی هم حالا هر چقدر میخواهد عصبانی بشود اشکال ندارد ناراحت بشود.@ بحث این هست که یک نفر این تنگ آمدن بهشت منجر به تعطیل شدن حق الله و حق الناس بشود حق الله را رعایت نکند و حق الناس را هم رعایت نکند بنابراین یک قبر زیبا و وسیع یک قبر باشکوه که این همه از آن یاد کردند بسته به این هست که ما در نظام حق الله و حق الناس چگونه عمل کرده باشیم.@ حالا این احادیثی که میخوانیم و خواندیم ساعت قبل در مورد آن همه پذیرایی از مؤمن با شراب با آب کوثر و آن بشارتهای زیبا مال کسی است که رابطهاش را با حق الله و حق الناس تنظیم کرده در هر دو جهت، حالا من هر دو جهتش را باز مثال میزنم که خوب دقت بکنید.@ حدیث از نبی اکرم(ص) هست(قَد نَظَرَ اِلی مَلِکِ المَوت عِندَ رَأسِ الرَجُلٍ مِنَ الاَنصار یا مَلِکِ المَوت اُرفُق بِصاحِبی فَاِنَّهُ مُؤمِنٌ فَقالَ مَلِکِ المَوت طِب نَفساً وَ قُرَّ عَیناً) پیغمبر بالای یکی از انصار بود داشت جان میداد عزرائیل(ع) هم آنجا آمدند مشرف شدند خدمت حضرت.@ پیامبر چشمش خورد به ملک الموت فرمود با این مدارا بکن رعایتش را بکن موقعی که میخواهی جانش را بگیر با او راه بیا این مؤمن است عزرائیل(ع) جواب میدهد که خیالت راحت باشد آسوده خاطر باش غم نخور به پیغمبر گفت اصلاً غصه نخور(وَ اَعلَم) بدان که(اَنّی بِکُلِّ مُؤمِنٍ رَفیق) من رفیق همه مؤمنان هستم.@ یعنی مؤمن یکی از کسانی که اشتیاق دارد بیاید پیش او عزرائیل(ع) هست و عرض کردم چهره عزرائیل و نحوه آمدنش را از نفس خود مؤمن میگیرد یعنی در واقع تو صورت نفست و باطنت روی چهره عزرائیل و عکسالعملهای عزرائیل ظاهر میشود.@ آرامشت، شادیهایت، بیآزاریها، نیش نزدنها، تنگ نگرفتنها، فشار ندادنها، تاریک نکردنها، اذیت نکردنها، نسوزاندنهای تو همه میشود چهره زیبای عزرائیل اما اگر تو خشن باشی در زندگی نیش بزنی اذیت بکنی دیگران از دست تو در فشار باشند در آزار باشند عزرائیل با بد قیافهای سراغ انسان میاید.@ عزرائیل خودت هستی شأن خودت هست و همانطور که قبر خودت هستی ملک الموت هم خودت هستی اینها مبانی معرفت نفسی قضیه است سکرات موت خودتی قبر خودتی ملک الموت خودتی صحیفه و نامه اعمال خودتی محاسبات را هم خودت انجام میدهی.@ (اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً) قاضی خودتی محکمه هم خودتی همه چیز خودتی قرآن میگوید خودت برای خودت حکم بده خودت الان بگو چه وضعیتی داری خود انسان آنجا اصلاً وجودش میگوید.@ مثل یک بچهای وقتی به دنیا میاید نمیتواند دروغ بگوید که من سالم هستم یا سالم نیستم هر چه هست نشان میدهد وجودش دارد حرف میزند صحیفه اعمال جنین برای دوران رحمیش خودش است که متولد شده است.@ خودش صحیفه است خودش قلم است روی خودش نوشته است خودش هم نوشته خودش روی خودش نوشته خودش شاهد خودش است خودش هم قاضی خودش است پس همه چیز خودت هستی هر چه انسان میبیند در سکرات موت قبر به بعد همه تجلیات نفس خودش است.@ اینکه در فرمول مهم سال گذشته عرض کردیم که بهشت در نفس است نه نفس در بهشت جهنم در نفس است نه نفس در جهنم همین است تمام خلقت جهنم را ما خودمان انجام میدهیم میافرینیم و در آن میسوزیم بهشت را هم خودمان میافرینیم.@ (عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً) همه چیز را خودت تعیین میکنی پس ما باید روی خودمان کار بکنیم بحث خودسازی که انسان یقه خودش را بگیرد انسان با خودش درگیر باشد انسان خودش را ول نکند بیحساب کتاب نباشد مشغول نباشد سر کارهای دیگر آخر نفهمد چه به نفسش میاید.@ درس دارم لیسانس دارم دکترا دارم باید بروم تِزم را بنویسم زن و بچه دارم کار دارم نمیرسم اینها همه گول زدن سر خودت هست انسان سراغ هر کاری میرود باید یقه خودش را بگیرد حواسش به خودش باشد.@ من این هستم ما اینطوری تربیت شدیم من اینطوری هستم میخواهی بخواه نمیخواهی نخواه همینی که هست از سرت هم زیاد است من نمیتوانم خودم را تغییر بدهم اینها همه حرفهای جهنمی است حرفهای خوبی نیست.@ اگر انسان یک لحظه قبر را ببیند همه کاری میتواند بکند هم خودش را میتواند تغییر بدهد بدترین اخلاقها سختترین خلقها خشنترین اژدها و عقربها و مارهایی که پیچیده شده به دور روحش همه را میتواند بکشد از بین ببرد بفهمد که دامنگیر خودش میشود.@ (اَنّی بِکُلِّ مُؤمِنٍ رَفیق) من رفیق هر مؤمنی هستم یعنی با او مدارا میکنم رفیق یعنی کسی که رفق دارد مدارا میکند اصلاً ندید میگیرد خیلی چیزها را سخت نمیگیرد رفاقت دارد با او، رفقا با هم چطوری هستند به همدیگر سخت نمیگیرند.@ (وَ اعلَم یا محمد(ص) اَنّی لَاَبقِضُ رُوحَ ابنَ آدَم) من قبض میکنم روح بنی آدم را(فَاِذا صَرَخَ صارخٌ مِن اَهلِهِ قُمتُ فِی دارِ وَ مَعی رُوحُه) وقتی که خانوادهاش جیغ و داد راه میاندازند فریاد راه میاندازند که ای وای فلانی مُرد میگوید من در حیاط خانهاش میایستم با اینکه این روح با من هست.@ (فَقُلتُ ما هذَا الصارِخ) چیه این قدر ضجه میزنید چه کسی است اینقدر داد میزند عزرائیل میگوید من خودم اینطوری میگویم(وَ الله ما ظَلَمنا وَ لا سَبَقنا اَجَلَه) ما ظلم نکردیم به این که داریم میبریمش زودتر از موعدش هم نمیبریمش.@ (وَ لا اِستَعجَلنا قَدَرَه) ما زودتر از تقدیرش عجله نکردیم که تقدیرش را به هم بزنیم من مأمور هستم(وَ ما لَنا فی قَبضِهِ مِن ذَنبٍ) ما گناهی نکردیم که داریم این را میبریم(وَ اِن تَرضَوا بِما صَنَعَ الله تُؤجَرُ) اگر راضی باشید به این کاری که خدا کرده.@ ملک الموت کار خودش را به خدا نسبت میدهد حالا انشاء الله فردا شب این بحث را داریم که بالاخره چه کسی قبض روح میکند یک جا میگوید(اَللهُ یَتَوَفَی الاَنفس) یک جا میگوید(تَوَفَتهُ رُسولُنا تَوفَتهُ المَلَکُ المَوتِ الَّذی وُکِّلَ بِکُم) ملک الموت میگیرد.@ یک کسی آمد پیش حضرت علی گفت بالاخره ما نفهمیدیم چه کسی قبض روح میکند خدا است ملک الموت است فرشتهها هستند حالا اینجا عزرائیل دارد خودش تلویهاً جواب را میدهد ولی اصل سؤال را انشاء الله میگذاریم فردا شب، میگوید خدا کرده اگر شما(اِن تَرضَوا بِما صَنَعَ الله تُؤجَروا) اگر شما راضی باشید به این کاری که خدا کرده شما اجر میبرید.@ (وَ اِن تَحزَنوا وَ تَسخَطوا تَأثَموا وَ تُعزَروا) اگر غمگین بشوید به این کاری که خدا کرده و غضبناک بشوید به این کار که چرا خدا این کار را کرد چرا فلانی مُرد ناراحت بشوید و غمگین بشوید گناه کردید و وزرش میماند گردنتان خدا به کسی ظلم نمیکند.@ تولد است نوبت تولدش رسیده باید متولد بشود برود آنطرف تمام شد این از این نحو باز از پیغمبر(ص) هست(اِنَّ مَلِکَ المَوت لَیَقِفُ مِنَ المُؤمِنِ عِندَ مَوتِهِ مَوقِفَ العَبدِ الذَلیل مِنَ المَولا فَیَقومُ وَ اَصحابُهُ لا یَدنُونَ مِنه حَتّی یَبدَئَهُ بِتَسلیم وَ یُبَشِرُ بِالجَنَّۀ).@ پیغمبر میفرماید فرشته مرگ وقتی میخواهد بیاید جان مؤمن را بگیرد قبض روح بکند(لَیَقِفُ مِنَ المُؤمِنِ عِندَ مَوتِهِ) یک مقدار با فاصله کنارش میایستد خیلی با احترام، چطوری؟ (مَوقِفَ العَبدِ الذَلیل) مثل یک غلام ذلیل خیلی باادب با احترام نه با قلدری.@ آن قلدری که میاید میکند میبرد یا سیلی میزنند قرآن میفرماید با پس گردنی میزنند به یک کسی جانش را میگیرند از آن طرف فرشتهها با سیلی استقبال میکنند اینها مال مجرمهاست مال اهل ظلم است مؤمن اینطوری نیست.@ مؤمن را اینقدر با احترام میگوید(مَوقِفَ العَبدِ الذَلیل) مثل یک عبد ذلیل مثل یک غلامی میاید میایستد ملک الموت، مؤمن حرمتش از کعبه بالاتر است(اَلمُؤمِنُ اَعظَمُ حُرمَۀً مِنَ الکَعبَه) خیلی حرمت دارد همیشه در دنیا حرمت دارد آنجا هم حرمت دارد.@ میگوید میاید با خواری میایستد سرورم میگوید خیلی دقت میکند(فَیَقوموا وَ اَصحابَهُ لا یَدنونَ مِنه) خودش و اصحابش اصلاً نزدیکش نمیشوند همین یک گوشه میایستند خیلی باادب(حَتّی یَبدَئَهُ بِالتَسلیم وَ یُبَشِّرُهُ بِالجَنَّۀ) اول به او سلام میکنند بشارت به بهشت میدهند.@ در یک روایت دیگر حضرت میفرماید که پنجتن را نشانش میدهد میگوید آمدیم با اجازه شما را ببریم خدمت این بزرگواران، میگوید مؤمن میبیند بعد مؤمن هم سلام را میشنود هم بشارت به او میدهند هم خوشحال میشوند بعد با تشریفاتی قبض روح میکند میبرد با یک تشریفات خوب، برای مؤمن اینطوری هست.@ انسان باید خیلی قدر بداند سعی بکند در دنیا با خدا رفیق باشد درگیر نکند خودش را با خدا سر واجبات، سر محرمات، سعی بکند حق الناس گردنش نباشد کسی را فشار ندهد که فشار ببیند موقع مردن، اینها را باید دقت بکنیم.@ به خانواده توجه بکنیم به بچهها توجه بکنیم به پدر مادر توجه بکنیم به همسر توجه بکنیم خودخواهیهایمان باعث فشار به کسی نشود دخالت در زندگی دیگران نکنیم که دیگران بخواهد به خاطر دخالتهای ما زندگیشان خراب بشود.@ بعضیها کیف میکنند از اینکه تسلط داشته باشند روی زندگی دیگران، در خانهشان آدمهای قدرتمندی باشند آدمهایی باشند که همیشه حرف حرف آنهاست همیشه همه در خانه از آنها حساب میبرند این آدم فشار قبر دارد.@ کیف میکند روی همه مسلط باشد روی بچههایش مسلط باشد بعداً این بچهها که میخواهند ازدواج بکنند کیف میکند روی دامادهایش مسلط است روی عروسهایش مسلط است اینها خیلی بدبختی میاورد دخالت در زندگی بچهها میکنند.@ میبینی در زندگی بچهاش یک عالم دخالت میکند در زندگی پسرش یک عالم دخالت میکند خانم شما اگر ولایتی داشته باشی در زندگی پسرت در زندگی عروست هیچ ولایتی نداری چرا خودخواهانه میخواهی پسرت را در دست خودت بگیری پسر شما بزرگ شده ولایت شما روی سرش نیست.@ احترام پدر مادر سر جای خودش اما اینکه انتظار داشته باشی همه کارهایش را با تو بکند زندگیش را زن و بچهاش را همه چیزش را با تو تنظیم بکند این یک قساوت است این یک جنایت است این یک ظلم است طاغوت بازی است یک اخلاق طاغوتی است.@ یا پدر انتظار دارد همه در خانه مطیعش باشند هر چه گفت، نه آقا اگر بچهها ادب داشته باشند خودشان هر چه من گفتم باید همین باشد روی حرف من نباید کسی حرف بزند اینها خطرناک است بچهها باید حرمت پدر مادرشان را رعایت بکنند در واجبات، یک واجبات الهی داریم باید رعایت بکنند ظلم نکنند به پدر مادرشان ظلم هم از پدر مادرشان نپذیرند.@ الا و بالله همین را که من میگویم باید با او ازدواج بکنی نه، ما چقدر دختر میگویند من چون پدرم گفته با این ازدواج نکن با این ازدواج بکن من همین را قبول کردم ولی شش ماه بعد یک سال بعد پنج سال بعد جوش میاورد میایستد فحش میکشد به پدر مادرش شما من را بدبخت کردید بیچاره کردید بچهام را اینطوری کردید تو از اول گوش نمیکردی.@ خدا واجب نکرده شما در امر ازدواج، آدم بیاجازه پدر مادر نباید ازدواج بکند بدون رضایت آنها نباید ازدواج بکند این خیلی مهم است که سعی بکند رضایت پدر مادرش را جذب بکند جلب بکند.@ اما اینکه من کسی را نمیخواهم این زوری بگوید تو حتماً بیایی دختر خواهر من را بگیری دختر برادر من را بگیری دختر همسایهام را بگیری این را که من میگویم باید بگیری آن که خودت میخواهی نگیری نه از این حرفها نیست.@ شاید نادانی بکنی بگویی من به حرمت پدر مادرم رفتم با این زن ازدواج کردم آن زن حق دارد تو دوستش داشته باشی وقتی به حرمت مادرت میروی این را میگیری به این زن ظلم کردی گناه کردی در حق این، در حق بچهات گناه کردی مادر یک حدی حریم دارد پدر یک حدی حریم دارد.@ هم پدر مادر باید پایشان را بیشتر از گلیمشان دراز نکنند هی فکر نکنند خدا هستند روی زمین، هم بچهها نباید زمینههای ظلم پدر مادر را فراهم بکنند این یک رابطه شخصی دو نفره است والسلام نباید سرایت پیدا بکند به این سمت، چون کسی تکلیفی ندارد.@ شما با پسرت صحبتی داری از او چیزی میخواهی بخواه به قدری که در زندگیش دخالت نشود زندگیش فلج نشود هر چه من گفتم شما باید بگویید عروسم هم هر چه من گفتم باید گوش کند دامادم هم هر چه من گفتم باید گوش بکند هر جا من گفتم دامادم باید برود هر کاری من گفتم او باید بکند این دخالت است.@ بعضی وقتها خواهر بزرگها بعضی وقتها برادر بزرگها پدرخوانده بازی در میاورند دخالتهای زیاد بدون اجازه ما نباید این کار را بکنی اینها همه فشارهای بیخودی است نباید آدم بگذارد کسی از او بترسد.@ اگر تو حرمت داری او حرمت را نگه میدارد تو حرمت خودت را نگه بدار اگر آمد از تو اجازه گرفت خواست راهنماییش بکن ناراحت نشو به تو بربخورد این خودخواهی است چرا بدون اجازه من آب خوردند بدون اجازه من چرا اینطوری کردند اینها فشار اس.@ ما الان گرفتارش هستیم در زندگیها الا ماشاء الله گرفتارش هستیم به همینها باید اینها را دقت بکنیم که خدای نکرده حق الناس نباشد بالاخره من قاعده کلی را گفتم ظلمت فشار تنگی غربت نباید در نفس باشد نباید به کسی وارد بکنیم از طرف ما، نباید در خودمان وارد بشود این را باید دقت بکنیم این میشود یک قبر بزرگ این یک قبر شیرین میشود این یک قبر شاد و بزرگ میشود این را خوب دقت بکنیم.@ فرمایشی از خود حضرت هست باز در مورد آیه شریفه(لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا) خداوند اینقدر مؤمن را دوست دارد که در دنیا هم به او بشارت میدهد یعنی نمیگذارد همه را برای آخرت، به او آرامش میدهد.@ کسانی که تازه شروع میکنند توبه میکنند آشتی میکنند ضعیف هستند مثل بچهای هستند که دستشان را باید بگیری پدر مادر این زیباست بچهای که نمیتواند بلند بشود دستش را بگیرید در انگشتتان نگه بدارید تا این راه رفتن را یاد بگیرد و زمین نخورد.@ ولی زشت است بعد از اینکه راه افتاد خواست بدود شما بروی دستش را بگیری این باید برود زمین بخورد به دیوار بخورد تا بتواند بلند بشود و قوی بشود هی دستت را به من بده کار خوبی نیست.@ در مورد آدمهایی که ضعیف هستند خداوند تبارک و تعالی ضعیفها را دستشان را بیشتر میگیرد قویها نباید حسادت بکنند این خیلی بد است من بگویم چرا مسیحی رفته حرم امام رضا شفا گرفته مسیحی در فلان هیئت شفا گرفته سرطانش خوب شده خواب امام زمان را هم دیده.@ من هنوز 30 سال دارم اینجا ضجه میزنم ناله میکنم خدمت میکنم به امام رضا چرا یکبار در خواب من نیامده یا اینکه مثلاً مریض من را شفا نداد من زنم مُرد پدرم مُرد بچهام مُرد این خیلی بد است خداوند هوای آنها را دارد و حکیم هم هست.@ تو وقتی 30 سال در هیئت آمدی یعنی 30 سال به تو شرافت خدمت دادند تو که نباید منت سر امام زمان بگذاری که من چون 30 سال این کار را کردم مزدش را بده حتماً این رابطه عاشقانه نیست این رابطه مزدورانه است.@ 30 سال آنها منت سر تو گذاشتند به تو لطف کردند در درگاه و دربار خودشان پذیرفتنش نتیجهاش هم میشود بینهایت سعادت در آخرت، تو میشوی پادشاه در بهشت، کسی که کفش جفت کن هیئت امام حسین و ائمه باشد آشپز باشد قهوهچی باشد چایچی باشد جارو بزند کار بکند هر خدمتی بکند آنجا برای این خدمت به او سلطنت میدهند.@ سلطنت آخرت، یک بهشت به او میدهند به اندازه همه آسمانها و زمین، نص قرآن است و او آنجا حاکم میشود میلیونها خدم و حشم قصر و برو و بیا یک حاکم مطلق است آنجا، پس آنجا منت گذاشتند تو را هیئتی کردند عزاداری میکنی سینه میزنی ما باید تشکر بکنیم.@ اگر اینطرف ما فکر کردیم ما هیئت رفتیم احیا گرفتیم نماز خواندیم روزه گرفتیم چقدر بچه خوبی هستیم این منت گذاشتن میشود مگر آنها نیاز دارند به اینکه ما منت سر آنها بگذاریم من 30 سال در خانهات نوکری کردم زحمت کشیدم، نوکری کردی زحمت کشیدی 30 سال شرافت به تو دادند.@ اینقدر نماز خواندم نماز هم یک شرافت است او به شما داده مگر نیاز به نماز تو داشته آن بیچاره گناهکار آلودهای که نمیتواند روی پای خودش بایستد نمیتواند خودش را نگه بدارد ضعیف است دستش را خدا میگیرد دو تا خواب میبیند.@ برای همین پیغمبر فرمود کسانی که رشد میکنند خوابشان کم میشود اینهایی که ضعیف هستند خواب امام حسین را میبیند خواب فاطمه زهرا را میبیند اِ این خانم بدحجاب است بیحجاب رعایت نمیکند چند تا خواب قشنگ حضرت زهرا دیده.@ پس چرا اینها را تحویل میگیرند مثل اینکه ما هم برویم بیحجاب بشویم اینطوری بشویم بهتر است چرا اینها خواب دیدند چرا اینها را تحویل گرفتند چرا مریضیش شفا پیدا کرد آخر این آدم لاابالی اینطوری چرا این را شفا داد دخالت در کار خدا نکن این بیادبی است.@ خدا خودش بهتر میداند با بندههایش چطوری رفتار بکند خدا بد هیچ بندهای را نمیخواهد دادنش قشنگ است ندادنش هم قشنگ است آدم باید ادب داشته باشد هر چه خدا داد راضی باشیم خدا را زیر سؤال نبریم تو 30 سال نماز خواندی گفتی سبحان الله یعنی خدا منزه است از اینکه ظلم بکند از اینکه بدی بکند از اینکه نقصی داشته باشد.@ 30 سال است داری میگویی نماز سبحان الله بعد هم بعد از نماز غر میزنی به خدا، پس آن سبحان الله چه بود سبحان الله یعنی تو اصلاً اشکالی به تو وارد نیست بعد چطوری نق میزنی به خدا، چطوری سر خدا غر میزنی چطوری خدا را زیر سؤال میبری به زبان میاوری شکایتت را از خدا، این خیلی بیادبی است آدم خودش را با خدا درگیر بکند.@ این یک بشارت، خدا میگوید ما ضعیفها را بشارت میدهیم که شروط قشنگ است بیا بالا رشد بکند مثل لحظهای که پدر مادر خودشان را در اختیار یک بچه میگذارند بغلش میکنند میبوسندش با خودشان اینطرف و آنطرف میکشندش دستش را میگیرند هُلش میدهند.@ این موقعی که پدر مادر خودش را مفت گذاشته برای اینکه این بچه ضعیف است اما شما فکر کن اما حالا شما فکر کن این بچه چند سالش شده میخواهد آویزان پدر مادر بشود اصلاً خود پدر مادر ناراحت هستند میگوید برو دیگر راهت را بکش برو بد است این زشت است بعد از آن، میگوید تو میتوانی.@ بعد هم خدا میخواهد ببیند تو عقلت میرسد چون عقل پیامبر درونی است بدون خواب بروی جلو یا نه، خودت میتوانی رساله را رساله مرجع تقلید فرمان خداست با رساله با فرمان معصوم با قرآن، ما احتیاج نداریم همهاش تندتند خواب ببینیم.@ من باید حتماً خواب ببینم باید حتماً در خواب به من این را بگویند نه بابا آدم عقل دارد شعور دارد نهایتاً با یک کارشناس معنوی با یک استادی با یک کسی مشورت میکند و مشکلش را حل میکند آدمهای قوی خیلی نیاز ندارند.@ اگر آدمهای قوی هم یک موقعهایی یک خوابهایی میبینند آن یک بحث دیگر است یک مراحل دیگر است یک چیزهای دیگر است که حالا آن هم هست نمیگویم آدمهای قوی خواب نمیبینند ولی خیلی احتیاجی به دستگیری ندارند.@ لذا فرمود(لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا) خداوند بشارت به مؤمنین میدهد در حیات دنیا اینها کسانی هستند که یعنی رؤیا خواب خداوند یک موقعهایی برای مؤمنین بشارت میدهد حالا من خواب ندیدم برادرم خواب دید چه اشکالی دارد مادرم خواب دیده.@ شک داشتی این هیئت را خانتان بیندازی نیندازی یک دفعه مادرت خواب دیده امام حسین آمده در خانتان بس است یک نفر بس است دیگر، بشارت داد تمام شد اصلاً من الان نمیخوانم بدانم فلان همسایهمان زنش مُرد شب خواب زنش را دید که اوضاع خیلی عالی دارد در بهشت امام حسین همیشه به او سر میزند میگفتند این زن همیشه زیارت عاشورا میخوانده این یک بشارت است برای او داده برای من هم هست.@ خوابهای دیگران خوابهای ما هم هست این بشارت میشود اعتماد بکنیم او آن خواب را دیده رؤیاهای صادقه زیاد است فرمود رؤیای صادقه جزئی از هفتاد جزء نبوت است یک بشارت هم داریم این دیگر قبل از موت است همان بشارتهایی که ساعت قبل گفتیم الان هم که باز روایتش را میخوانیم.@ که خداوند اینقدر مؤمن را دوست دارد قبل از موت هم یک بشارتهایی به او میدهند یک چند روز جلوتر، شما حتماً در فامیلهایتان در دوستانتان در همسایگانتان دیدید خیلیهایتان اگر هم ندید از بعضی از افراد شنیدید که طرف میگوید من فردا میخواهم بروم انشاء الله دیگر شب آخر است خدمتتان هستم.@ من دیگر هفته دیگر بین شما نیستم این آخرین جلسهای هست که همدیگر را میبینیم بشارت است قبلاً به او گفتند ما در جبهه زیاد اینها را دیدیم بچهها میگفتند من این خدا رحمت کند فرمانده ما را جواد مقدسی شب عملیات در کردستان به من میگفت آن دکمه پیراهنش را میدوخت روی تخت من هم تخت بغلی نشسته بودم گفت شجاعی این آخرین عملیاتم هست.@ بعد من هم گفتم حالا ما شوخی میگرفتیم گفت ببین دارم به تو میگویم این دهمی هست و آخریش است حالا از ما داشته باش خداحافظ فردا در عملیات جلوی چشم خودم زدنش این امدادگر رفت کمکش کند گفت بیا یک ماچت بکنم دارم میروم بیا امدادگر را بغلش کرد بوسید و تمام شد.@ ما کسانی را داشتیم که میدانستند کجا شهید میشوند جزیره مجنون همه میرفتند بعضیها با قایق میامدند میگفتیم کجا دارید میروید میگفت ما قرار است آنجا زیر آن درخت شهید بشوم دوست روحانی طلبه قشنگ همه جایش را میدانست خلبان داشتیم میدانست کجا زمین میافتد میگوید من تاریخ فلان موقع کجا هواپیمای من را میزنند دقیق.@ یکی دو تا ده تا هزار تا نبود اینقدر اصلاً یک چیز عادی شده بود در منطقه، خیلیها خبر داشتند نحوهاش هم میگفتند من ترکش به پهلویم میخورد گفتم خدایا من میخواهم شرمنده مادرم فاطمه زهرا نباشم به پهلویم بخورد یکی میگفت من دوست دارم مثل اباالفضل دستهایم قطع بشود همینطوری میشد.@ یکی میگفت میخواهم مثل مادرم هیچ اثری از من نماند تانک به او میخورد هیچی از او نمیماند یکی میگفت اصلاً دوست ندارم جنازهام برگردد همینطوری مثل مادرش میخواست باشد اصلاً برنمیگشت جزء شهدای گمنام بود و اصلاً جنازه اصلاً نمیامد یعنی هر قراری با خدا، خدا رفیق است.@ من هزار بار دیدم که اینها به خدا میگفتند خدایا اینطوری خدا هم میگفت هر طوری که تو میگویی ما هم همانطوری تو را به بهشت میبریم یکی میگفت خدایا من زن و بچه دارم رحم بکن من نمیخواهم بروم بهشت، با یک زخمی شدنی چیزی راضی بشو سر و تهش را هم بیاور خدا شاهد است همینطوری میشد.@ یکی از بچهها در چادر صبح بعد از عملیات گریه میکیرد گفتم چرا گریه میکنی؟ گفت پریشب قبل از عملیات خواب دیدم این با پسر عمویش آمده بود پسر عمویش شهید شده بود گفت دیدم پسر عمویم دارد میرود ملائکه آمدند دارند این را میبرند این هم دست ما را گرفت برد گفتم من را کجا داری میبری؟@ گفت داریم میرویم داریم میرویم پیش خدا گفتم ول کن من نمیخواهم بیایم بعد گفت بیا برویم دست ما را گرفت من هم کشیدم دستم را اینطوری با سر خوردم زمین از خواب پریدم بعد فهمیدم خرابکاری کردم بعد هم همینطوری شد او شهید شد و ما هیچ چیزمان نشد.@ یعنی خدا با همه رفیق است راه میاید میگوید چه چیزی دوست داری اسارت میخواهی اسارت، هر چه سفارش بدهی همان، اینقدر رفیق بودند هر کس هر چه میخواست خدا با او راه میامد بنابراین این بشارت است که شما قبل از فوت خداوند به مؤمنین بشارت میدهد که اینطوری هست این زمان این وقت به این شکل هست.@ حالا در مورد آیه حضرت میفرماید(هُوَ اَن یُبَشِراهُ بِالجَنَّۀِ عِندَ المَوت یَعنی مُحَمَّداً وَ عَلیّاً) این بشارت در دنیا غیر از بشارت در آخرت است بشارت در دنیا حضرت فرمود(هُوَ) این بشارت این هست که بشارت میدهند آن دو نفر(یُبَشِراهُ) فعل را تثنیه آورده آن دو نفر قبل از موت مژده بهشت را میدهند هنگام موت.@ بعد خودش فرمود یعنی پیامبر و امیرالمؤمنین، پس برای مؤمن قبل از ارتحالش این بشارت هست که پیامبر و امیرالمؤمنین بشارتش میدهند البته نه اینکه فقط حالا پیامبر و امیرالمؤمنین حتماً باشند بقیه نباشند این بسته به سنخیتی که دارد هر کسی با او انس بیشتری دارد آنها هم میایند و بشارت میدهند و از او استقبال میکنند.@ این آخرین روایت هم میخوانم باز هم از نبی اکرم(ص) هست(اِنَّ اَشَدَّ شیعَتَنا لَنا حُبّاً یَکُونُ خُروجُ نَفسِهِ کَشُربِ اَحَدِکُم فی یَومِ الصَیفِ الماءَ البارِد اَلَّذی یَنتَفُ بِهِ القُلوب وَ اِنَّ صائِرَهُم لَیَموتوا کَما یُغبَتُ اَحَدُکُم عَلی فِراشِه کَعَقَرَّ ما کانَت عَینُهُ بِمَوتِه).@ این هم چقدر زیباست میفرماید آن شیعیانی که علاقهشان به ما خیلی زیاد است شیفتهتر هستند به ما، شیعیان همه علاقه دارند قرآن میفرماید کفار هم به خدا علاقه دارند مؤمن(اَشَدُّ حُبّاً لله) هست شدت حبش بیشتر است(يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا) مؤمنین حبشان بیشتر است.@ حالا در مؤمنین هم شدت و ضعف دارد شیعیانی که نسبت به اهل بیت علاقه دارند یک جور نیستند شدت علاقهشان، یکیشان تا میگویی امام حسین تا میگویی فاطمه زهرا تا میگویی پیغمبر اصلاً این بند دلش آب میشود میگویی امام زمان اصلاً حالش منقلب میشود.@ بعضیها نه دلسردتر هستند علاقه هم دارند شیفته هم هستند جایش هم باشد جانشان را هم میدهند ولی آن داغی و شیفتگی را ندارند حضرت میفرماید آنهایی که خیلی شیفته ما هستند عزیزم درس امشب اصلاً درس این ده شب همهاش در همین یک کلمه خلاصه میشود همه سرمایه یک آدم دلش و همه سرمایه دلش محبوبش است ببین عاشق چه کسی میشوی.@ چون فرمود شما عاشق هر کس و هر چیزی باشید با همان محشور میشوید اگر عاشق اهل بیتی خوش به حالت، هر چه میتوانید سرمایه جمع بکنید برای آخرتتان، حالا در بحث توشه برداشتن برای موت نرسیدیم انشاء الله میرسیم چند جلسه دیگر.@ توشه ما عشق و شیفتگی به خدا و اهل بیت است هر چه بیشتر بُرد بیشتری کردید روی این سرمایهگذاری کنید در بازار آخرت هیچ چیز دیگر از شما نمیخرند اگر نمازی هم بخرند روزهای هم بخرند جهادی هم بخرند همه با این مقیاس سنجیده میشود مقیاس محبت.@ تا میتوانید در این بازار ابدی روی این سرمایه سرمایهگذاری بکنید روی این تجارت محبتتان را زیاد بکنید عشقتان را زیاد بکنید از فرصتها برای خدمت به امام زمان استفاده بکنید چون شما چه کمک بکنید به خدا و دین خدا(إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ) اگر کمکش بکنید(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ) به او قرض بدهید.@ خدا دارد میگوید من به کمک شما به پول قرض دادن شما به صدقات شما من میخواهم من دریافت میکنم قرض به خودم بدهید خدا دیگر از این بهتر که دارد ما را تربیت میکند میگوید چه کسی به خدا قرض میدهد تو داری قرض میدهی به بنده خدا قرض نمیدهی صدقه میدهی.@ (هُوَ یَأخُذُ الصَدَقات) او صدقه را دارد میگیرد برای تربیت خودت هم دارد میگوید بده نه برای خودش، عبادت هر چه هست همه با مقیاس محبت، تو کاری نکنی خدا دینش را جلو میبرد بدون ما اصلاً هیچ نیازی به ما ندارد نه امام زمان و نه خدا، ولی این فقط یک فرصت هست که ما خودمان را جا بکنیم.@ برای همین کسی که این فرصت را میشناسد سعی میکند بیشترین سرمایهگذاری مادی و معنوی را برای نزدیک شدن خودش به امام زمان به فاطمه زهرا انجام بدهد بیشترین خدمت، چاپلوسی هم بکند خیلی خوب است خودش را قالب بکند بالاخره هر طوری هست آنها چاپلوسها را هم میپذیرند در این جهت خیلی هم خوب است.@ (اِنَّ اَشَدَّ شیعَتَنا لَنا حُبّاً) آن شدیدترین شیعیانی که به ما حب دارند بیش از حد(یَکُونوا خُروجُ نَفسِهِ کَشُربِ اَحَدِکُم فی یَومِ الصَیفِ الماءَ البارِد) در یک روز تابستان گرم به او آب یخ بدهند بخورد موتش اینقدر برایش شیرین است(اَلَّذی یَنتَفَهُ بِهِ القُلوب) آنطوری که همچین به دل میچسبد.@ (یَنتَفَهُ بِهِ القُلوِب) یعنی روح لذت میبرد از این آب یخ در تابستان گرم، میگوید جیگرم حال آمد زنده شدم خیلی کیف کردم آنهایی هم که محبتشان هم کمتر هست آنها را هم تحویل میگیرند(وَ اِنَّ صائِرَهُم لَیَموتُ کَما یُغبَتُ اَحَدِکُم عَلی فِراشِه) بقیه آنها در بستر خودشان به خوشایندترین حالت میمیرند حالتی که هر کسی آرزو میکند ای کاش جای آنها باشد و یک چنین مرگی را داشته باشد.@ داریم به لحظات پایانی این شب عزیز نزدیک میشویم برای اینکه انشاء الله به هدف برسیم به هم کمک بکنیم شاید ما تنهایی عُرضه نداشته باشیم گلیممان را از آب بیرون بکشیم ولی(یَدُ الله مَعَ الجَماعَه) دست خدا با جماعت است.@ همانطور که ساعت قبل گفتم اگر 40 نفر امضا بدهند برای یک نفر و شهادت بدهند خدا میپذیرد امشب که اینجا نشستید خواهران برادران همه برای حاجات بقیه کمک بگیرید از خدا، به همدیگر کمک بکنید خودتان را بگذارید آخر سر، هر کس خودش را بگذارد آخر سر فاطمه زهرا برایش دعا میکند امام زمان برایش دعا میکند.@ الان امشب بیشترین کسی که به دعای ما احتیاج دارد وجود مضطر و غمزده و مظلوم و طرد شده و آواره امام زمان است بیش از هر کس دیگری باید برای امام زمان دعا بکنیم معنای دعا هم گفتم یعنی چی ساعت قبل، بعد انشاء الله برای انقلاب برای مقام معظم رهبری برای مؤمنین و مؤمنات اموات اولین دعا چه بود(اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی اَهلِ القُبور) برای آنها دعا بکنید.@ اموات خودتان، بدوارثان، بیوارثان، شهدا، علما، ذوالحقوقین، اساتید، مراجع، همسایهها، اساتیدتان، شاگردانتان، همسایگانتان، همسرتان، بچههایتان، پدر مادرها هر کس حقی دارد اول انسان برای اینها دعا بکند برای اینها صلوات بفرستد از خدا برای اینها سعادت و موفقیت و اجابت دعا و مغفرت را بخواهد انشاء الله برای خودش هم بخواهد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@