جلسه 513 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
513
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
5
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 513 - خانواده آسمانی

خانواده آسمانی؛ جلسه 513 31/05/1398

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@

بحثمان دربارۀ اوصاف بهشت بود و دربارۀ دارالمقامه بودن بهشت، یعنی ابدی بودن بهشت، در بهشت چند نعمت هست که از خود بهشت بالاتر هست، یکی از آنها ابدی بودن خود بهشت هست، یعنی مؤمنین در عین اینکه در بهشت در اوج شادی و لذت به سر می‌برند همین که یادشان می‌افتد که هیچ وقت از بهشت بیرون نمی‌روند و بهشت پایان‌پذیر نیست، آخر و انتهایی ندارد، این لذت فوق‌العاده لذت وصف‌ناپذیری هست.@الان انسانها در زمین یک موقعی یک شادی 24 ساعته دارند، یک شادی چند روزه دارند چنان دلشان را به آن خوش می‌کنند، یک مهمانی، یک مسافرتی، یک جشن تولدی، یک عروسی، یک مسافرتی، لذتهای اینطوری برایشان، حالا شما تصور کنید در بهشتی قرار دارید که هر چیزی می‌خواهید آنجا هست، هیچ مشکل و غم و غصه و مریضی و اضطراب و ناراحتی هم ندارید، هیچ دغدغه‌ای ندارید.@و بعد در این بهشت ابدی و ماندگار هستید، در نظام ارزیابی و در نظام تفکر و عقلانیت اهل بیت (علیهم السّلام) از ما خواستند در ارزیابی‌هایمان دقت کنیم ابدیت را به موقت بودن دنیا و ارزشهای محدود دنیا نفروشیم که هر لذتش همراه با دهها زجر و گرفتاری و ترس و اضطراب و محدودیت و غم و غصه است.@فکر بکنید عقل حکم می‌کند که شما به سرای ابدی و جاودان اهمیت بدهید، خود اصل نعمتهای بهشت یک داستان دارد و جاودانه بودنش یک ماجرای دیگر است، یک حظ دیگری دارد، ابدی بودن، و این ابدیت اگر بخواهد آن تأثیری که باید در جان ما بگذارد، بگذارد، باید مورد تعمق، تعقل و تفکر قرار بگیرد.@یعنی باید انسان تمرکز بکند دقایقی را در طول شبانه‌روز به مسئله جاودانگی و ابدیت فکر بکند، و در مورد ابدی بودن، آخرت تأمل داشته باشد، و خودش را درست نگاه بکند که یک موجود جاودانه است.@ این فوق‌العاده مهم است که ما دائماً به ابدیت فکر بکنیم، یک ذکر بسیار باارزش هست، ثواب بالایی دارد، سازندگی فوق‌العاده زیادی برای ما دارد، اینکه من جاودانه هستم، من ابدی هستم، این بسیار بسیار مهم هست.@لذا ما باید نظام ارزیابی‌مان، نمره‌دادن‌هایمان، مهندسی آرزوهایمان، حساب و کتاب‌هایمان، با حساب و کتاب خدا و اهل بیت بخواند، چون آنها رفتند تمام مسیر را طی کردند، حالا به ما می‌گویند شما از چه چیزی بدتان بیاید، از چه چیزی خوشتان بیاید.@از چه چیزی بترسید، از چه چیزی نترسید، چه چیزی خوب است، چه چیزی بد است، چه چیزی لازم است، چه چیزی لازم نیست، چه چیزی واجب است، چه چیزی مستحب است، چه چیزی مباح است، چه چیزی مکروه است.@چون خودش مسیر را طی کرده و تا آن بالا، تا اوج رفته، حالا از آنجا دارد به ما خبر می‌دهد، دارد به ما می‌گوید شما اگر بخواهید به آن مقام برسید که مقام ما است، و به دارالمقامه برسید، به هدف خلقتتان نائل بشوید این برای شما بد است، اینها برای شما خوب است، اینها برای شما مستحب است، اینها برای شما مکروه است، اینها برای شما واجب است، اینها هم حرام است، برای ما مشخص می‌کنند.@لذا باید در نظام ارزیابی دقت کنید آن چیزی که معصوم برایش به‌به و چهچهه می‌کند ما هم به‌به و چهچهه بکنیم، معصوم می‌گوید خیلی عالی است، از خدا با یک اصراری می‌خواهد، برایش دعا می‌کند، برایش وقت می‌گذارد تو هم باید همینطوری باشی.@نکند معصوم به یک چیزی اهمیت بدهد و بعد ما به چیزهای دیگر اهمیت بدهیم، معصوم یک چیزهایی را از خدا بخواهد و ما چیزهای دیگر را بخواهیم، اینطوری باعث می‌شود فاصله بیفتد هم در دنیا و هم در آخرت بین ما و خانواده آسمانی‌مان.@و غم‌انگیزترین عذاب برای انسان دور شدن از خانواده آسمانی‌اش هست، دور بودن از خانواده آسمانی به قدری تلخ است، جدای از زشت بودنش، به قدری تلخ است که انسان اگر در بهشت هم باشد، وقتی که ارتباطش با معصومین در بهشت قطع باشد بهشت برایش جهنم می‌شود.@وقتی از معصومین فاصله داشته باشد، در بهشت دارد لذت می‌برد، هر چه هم می‌خواهد هست، اما راهی به معصوم نداشته باشد، به جلسات آنها، به خانۀ آنها، به مهمانی‌های آنها، اصلاً دعوت نشود، آنها به او سری نزنند جهنم می‌شود.@لذا این خیلی مهم است که ما به این مسئله توجه داشته باشیم و دائماً بخواهیم که همراه خانواده آسمانی‌مان هم در دنیا باشیم و با آنها زندگی بکنیم و هم در آخرت، این خیلی مهم است باید نظام زندگی‌مان را به گونه‌ای طراحی بکنیم که معنای زندگی کردن با معصوم در دنیا تحقق پیدا بکند.@یعنی واقعاً معلوم بشود ما در دنیا با آنها زندگی کردیم، وقتی که وارد آخرت می‌شویم حضرت زهر بگوید این دختر من، این پسر من در دنیا با من 20 ـ 30 سال زندگی کرد، اهل بیت، ائمه (علیهم السّلام) بگویند این دختر ما، پسر ما، 20 ـ 30 سال، یک عمر با ما در دنیا زندگی کرده، الان هم شایستگی دارد در آخرت هم با ما باشد.@ولی یک کسی که در دنیا با اهل بیت زندگی نمی‌کند، اهل بیت یک موجود خیالی یا یک موجود حاشیه زندگی هستند، که اگر به او نیاز پیدا کردند سراغش می‌‌روند، آن هم در رابطه با مسائل خودشان نه، مسائل پایینی، مسائل جنبه‌های انسانی نه، یا اقتصادی، یا بدنی، یا حیوانی و علوم اجتماعی یا مسائل علمی، این که زندگی کردن نیست.@این یعنی اینکه معصوم بله یک آدم باشخصیتی است، یک آدم معنوی است، یک آدم مقدسی است، یک آدم مقربی هست، باب‌الحوائج است، من هم هر وقت نیاز داشتم می‌روم حرمش از او کمک می‌گیرم، یا به او توسل می‌کنم، زندگی این نیست.@زندگی اسمش معلوم است زندگی کردن، الان می‌گویی من شوهرم کارش اینطوری است که 9 ماه از سال نیست، 3 ماه در سال هست، 9 ماه که اصلا پیش تو نیست، 3 ماه هم هست، این 3 ماه یک سومش خواب است، یک ماهش هم که خواب است پیش تو نیست، از آن دو ماه به امورات دیگر هم می‌رسد، کارهای دیگر، و کسان دیگر، و مشغله‌های دیگر، چقدرش با تو هست؟ اگر جمع بکنی از یکسال این یک ماه هم با خانواده‌اش نیست.@اسم این زندگی نیست، می‌گوید ما الان 14 سال است ازدواج کردیم 11 سال شوهرم زندان بوده، آن موقع‌هایی هم که آمده مدام دنبال کار خلاف و این چیزها بوده، اگر آمده مرخصی بین زندانی آمده به ما سر زده به این زندگی کردن نمی‌گویند.@زندگی از اسمش معلوم است یعنی با هم بودن در تمام صحنه‌ها با هم بودن، این مهم است که ما بهشت ما معصوم هست، بهشت ما زندگی با خانواده آسمانی‌مان در دنیا است، عمر ما، جوانی ما، استعداد ما، پول ما، وقت ما، بدن ما، آبروی ما، با معصوم هزینه بشود و برای خانواده آسمانی، برای خداوند تبارک و تعالی، معشوق اصلی‌مان، اله‌مان هزینه بشود این زندگی کردن با خدا است.@حالا ببینید خانواده آسمانی ما وقتی که می‌خواهند راجع به دارالمقامه صحبت بکنند، یک دعا بخوانم فوق‌العاده زیبا است، و کاملش را خودتان بروید بخوانید که خیلی به شما قدرت، معرفت، نورانیت می‌دهد، از دعاهای امام سجاد (علیه السّلام) هست.@«الْحَمْدُ لِلهِ عَلَى‏ مَا عَرَّفَنَا مِنْ‏ نَفْسِه‏» این دعا، دعای زیبایی هست که ما در شرح صحیفه سجادیه شرح کردیم، یک اردو هم داشتیم اردوی ذکر 2 اردوی الحمدلله بود، حالا حضرت دارد شکر می‌کند، شکرهای یک نفر قیمت‌های یک آدم را مشخص می‌کند، موضوع شکر تو نشان می‌دهد که در کدام یک از این مراتب پنجگانه هستی، جمادی هستی، گیاهی هستی، حیوانی هستی، عقلی هستی، یا فوق عقلی و انسانی هستی.@از چه چیزهایی شکر می‌کنی، برای چه چیزهایی ذوق‌زده می‌شوی، برای چه چیزهایی الحمدلله می‌گویی، اینها مهم است، حضرت اولین چیزی که می‌گوید این است «الْحَمْدُ لِلهِ عَلَى‏ مَا عَرَّفَنَا مِنْ‏ نَفْسِه‏» من خدا را حمد می‌کنم به خاطر اینکه خودش را به من شناساند.@علی (علیه السّلام) می‌فرماید که دوست نداشتم بچگی می‌مُردم و بهشت می‌رفتم، چون بچه‌ها غیر مکلف‌ها هر چه که بمیرند بهشت می‌روند، تکلیفی نداشتند، هر بچه‌ای که قبل از تکلیف بمیرد بهشت می‌رود، حضرت می‌گوید من دوست نداشتم در بچگی می‌مردم و بهشت بروم تا اینکه بزرگ بشوم و خدا را بشناسم.@ هیچ لذتی برای انسان و هیچ کامیابی برای انسان، در این چهار مرحله نیست، انسان در مرحله اصلی است، برای شخصیت انسان، حقیقت انسان هیچ لذتی بالاتر از شناخت خداوند تبارک و تعالی نیست، و هیچ قدرتی در یک کلام به شما بگویم اگر یک کسی الله را بشناسد، همیشه شاد و آرام است، و هیچ وقت غصه‌های پایینی دستشان به این نمی‌رسد.@این اینقدر بزرگ است، علو دارد، دست مشکلات و غصه‌های پایینی، اصلاً به شخصیت این انسان نمی‌رسد که انسان همیشه احساس بدبختی و باختن و سیه‌روزی و تیره‌روزی و ذلت و این چیزها به او دست بدهد.@آدمی که در دنیا احساسات اینطوری دارد، غم و غصه و احساسات بدبختی و سیه‌روزی و تیره‌بختی، و با یک طلاق، با مردن یک نفر، با دعوا و ورشکستگی اقتصادی و یک بیماری و احساس می‌کند که الان همه چیز تنگ و تاریک و همه بدبختیها به او روی آوردند این آدم شخصیتش ضعیف است.@اگر یک کسی الله را بشناسد در شناخت الله در شناخت الله مدام قدرت و شادی و آرامش هست، یعنی تمام سعادت در شناخت الله است، امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌گوید من بهشت را می‌خواهم چکار، من دوست داشتم در بهشت نباشم روی کره زمین بیایم با همه زحماتش اما به معرفت الله برسم.@پس انسانی که به دنیا می‌آید بزرگترین سهمش و بهره‌اش، بزرگترین لذتش،و بزرگترین کامش، و بزرگترین غنیمت و نعمتی که گیرش می‌آید این هست که به معرفت الله برسد، بتواند الله را بشناسد، علم به خدا نه، کتاب بخوانیم راجع به خدا، این نه، این علم است، معرفت.@معرفت یعنی شناخت‌هایی که جزئی است، با ذات تو یکی شده، تبدیل به قدرت شده، تبدیل به باور شده، تبدیل به ایمان شده، به این معرفت می‌گویند، در دنیا ما هیچ چیزی بالاتر از این نداریم، در آخرت هم همینطور، یعنی نه در دنیا، و نه در آخرت هیچ مقامی، و هیچ لذتی، هیچ شخصیتی، هیچ قدرتی، بالاتر از معرفت‌ الله نیست.@درجات انسانها در نظام ابدی براساس میزان معرفت الله آنها تنظیم می‌شود چقدر الله را انسان می‌شناسد، لذا حضرت الان اولین حمدش را این می‌گوید، می‌گوید خدا را شکر می‌کنم که خودش را به من شناساند، بالاترین چیزی که خدا می‌تواند به یک نفر بدهد این است که به او فرصت شناخت خودش را به یک آدم بدهد.@بدبخت‌ترین آدم، نکبت‌ترین آدم کسی است که به این دنیا بیاید و محصول عمرش پول و طلا و مسکن و ویلا و ماشین و هتل باشد، یا قهرمان جهان در فلان رشته ورزشی باشد، یا مشهورترین و معروف‌ترین آدمها باشند، یا ازدواج و تشکیل خانواده، یا رئیس‌جمهور بشود، یا پرفسور در رشته علمی بشود.@خدا رحمت کند انیشتین را، انیشتین آخر عمرش می‌گفت من تمام عمرم را گذاشتم برای اینکه به بشر یک چیزی بفهمانم، یک کمکی بکنم، اما احساس می‌کنم در آخر عمری همه چیز را باختم، تمام عمرم تباه شد، و الان چیزی که الان فقط من را ارضا می‌کند و من باید به آن می‌پرداختم، سرای آخرت هست.@ببینید درگیر مسئله جاودانگی و آخرت و آنطرف است، ذهنش مشغول آن کرده، می‌گوید من باید به این می‌پرداختم بیخود نشستم سر اینطور چیزها وقتم را گذاشتم، خیلی به بشر در فیزیک خدمت کرد، اما همین بشر از خدمت این استفاده کرد و بمب ساخت، آن هم بمب‌های اتمی و وحشتناک.@ولی می‌فهمد، می‌گوید عمرم اینطور شد، حالا شما بزرگترین زندگیش این است که انیشتین بشود، الان بعضی از افراد را ما چاق‌شان می‌کنیم، که تو باید دانشگاه بروی دکتر و مهندس بشوی، فکر می‌کند دکتر و مهندس شدن غایت یک زندگی است، بعد از 40 ـ 50 سال می‌گویی الان تو چکاره هستی؟ من الان استاد دانشگاه هستم، پروفسور فلانی هستم، اینقدر کتاب دارم، اینقدر تدریس کردم، اینقدر تألیف کردم، اینقدر سخنرانی کردم، اینقدر مقاله دارم.@الان از دنیا بروی چی با سرای ابدیت تطبیق داری؟ برای ابدیتت آن قلبی که باید، اینها که ذهن بود، علم مال مغز است، مال بخش عقلانی است، برای قلبت چکار کردی؟ چون آنجا براساس ذهن و سواد کسی را ارزیابی نمی‌‌کنند، براساس دارایی‌های قلبیش او را ارزیابی می‌کنند، در دلت چیست؟@عشقهایت، دلدادگی‌هایت، دلتنگی‌هایت، شادی‌هایت، غمهایت، اعتقاداتت، اینها خیلی مهم است، آن که خیلی مهم است، معرفت الله است، که یک نفر الله را بشناسد، عزیزان وقت بگذارید برای معرفت الله، تمرکز داشته باشید، وقت بگذارید برای این کار، اگر این را 40 سال پیش می‌گفتند کار راحتی نبود، الان الحمد لله خیلی این مسیر راحت شده، باز شده.@همین دوره سه تا اردوی اول که ما برگزار کردیم شرح خطبه امام رضا (علیه السّلام) برای یک کسانی هست که حداقل آمادگی داشته باشند، این را اگر یک کسی می‌خواست 30 سال پیش بفهمد باید 25 ـ 30 سال می‌رفت حوزه درس می‌خواند تا این را بفهمد.@ولی الان این ساده شده، راحت شده، یعنی کسی که این سه خطبه را می‌فهمد 20 ـ 30 سال جلو می‌افتد انگار رفته 30 سال درس خوانده تا به این رسیده، این خیلی مهم است، اردوهای بعدی هم همینطور.@مهمتر از هر مشغله دیگر است، یعنی شما از کارهای دنیایی‌تان بزنید، و فقط به این بپردازید، در سخت‌ترین شرائط زندگی کنید بهتر از این هست که معرفت نداشته باشید و بعد در عالی‌ترین شرائط دنیایی باشید و بمیرید، هر چه کمبود در زندگیت داری با معرفت الله جبران می‌شود.@معرفت الله خودش مرکز قدرتهای پایینی هم هست، یعنی اگر یک کسی می‌خواهد درآمد خوبی هم داشته باشد، با معرفت الله می‌تواند برکت اقتصادی خوبی داشته باشد، اگر کسی می‌خواهد بدن با نشاط و قدرتمندی داشته باشد با معرفت الله می‌تواند، اگر کسی می‌خواهد یک زندگی زناشویی فوق‌العاده خوب داشته باشد با اعضای خانواده‌اش، فامیلش بتواند شیرین و شاد و عاشقانه زندگی بکند، معرفت الله برایش جبران می‌کند.@اگر یک کسی عشق رمانتیک، خوب بین زناشویی و عشق خیلی خوب پدر و فرزندی، خواهر و برادری، هر چه که هست، عشق‌های عالی خوب زمینی می‌خواهد با معرفت الله جبران می‌شود، قدرتش را معرفت الله به او می‌دهد.@اگر یک کسی فهم خوب می‌خواهد، علم خیلی خوبی می‌خواهد در هر رشته‌ای معرفت الله به او قدرتش را می‌دهد، اسم اعظم است، همه کاری می‌توانید با آن بکنید، وقتی معرفت الله نباشد، انسان کور زندگی می‌کند، در همه جنبه‌های زندگیش کور است.@امام ما مهمترین چیزی که برایش خدا را شکر می‌کند، همین است، «الْحَمْدُ لِلهِ عَلَى‏ مَا عَرَّفَنَا مِنْ‏ نَفْسِه‏» اینکه به ما خودش را شناساند، هر کس خدا را شناخت بُرد کرده و هر کس خدا را نشناخت به معنای معرفت نه علم، اصلاً زندگی نکرده.@یک نفر 60 سالش است بالاترین مقام دنیایی را دارد، مثلاً رئیس همه کرۀ زمین است، رئیس تمام کشورها است، پادشاه تمام کشورهای جهان است، بالاترین ثروت، بالاترین سواد، بالاترین شهرت، بالاترین قدرت، هر چه که بخواهد هست، این آدم وقتی که بدون معرفت الله بمیرد، فرشته‌ها که می‌خواستند برای او اعلامیه بنویسند، می‌نویسند آدم ناکام، یعنی این چیزی از زندگی نفهمیده است.@معرفت الله هست که باطن ما را از حالت جمادی، گیاهی، حیوانی، یواش یواش به باطن انسانی تبدیل می‌کند، اگر اولیاء خدا یا ائمه افرادی را به شکل انسان یا حیوان می‌دیدند بر اساس این ساختار معرفت الله او هست، اگر معرفت الله باشد انسان قطعاً باطن انسانی دارد، و اگر معرفت الله نباشد حیوان است هر چه می‌خواهد در دنیا موفق باشد.@اگر کسی به معرفت الله رسید هر نوع مرگی داشته باشد از شهدا و صدیقین روز قیامت هست، همین مرگ عادی داشته باشد؛ «وَ أَلْهَمَنَا مِنْ شُكْرِهِ» یکی از نعمتهای عظیم الهی که انسان را از حیوانات جدا می‌کند، شکر است، امام سجاد در همین دعا می‌گوید اگر کسی شکر داشت باطن انسانی دارد، و اگر کسی شکر ندارد اصلاً انسان نیست.@یک کسی که نمی‌فهمد خدا با او چکار کرد و چه نعمتهایی به او داده و تا می‌گوییم نعمت می‌گوید من حوصله خدا را ندارم، چون نعمتی که می‌خواسته فقط پول بوده الان ندارد ورشکسته شده، چهار تا گره در کارش افتاده یا یک مشکل جسمی و بدنی و مریضی و عمل و اینها را دارد.@یا یک مشکل خانوادگی با شوهرش دارد، طلاقش داده، یا زنش دارد از او طلاق می‌گیرد اصلاً حوصله خدا را ندارد، این نعمت را فقط در این چیزها می‌بیند، اگر کسی فهمید خدا را با او چکار دارد به مقام شکر می‌رسد، و نعمتها را درست نگاه می‌کند، نعمتهای مادی سر جای خودش جای شکر دارد، آن هم بینهایت است، نعمتهای معنوی هم همینطور.@میزان شخصیت یک انسان، دارایی یک انسان، قدرت یک انسان، و محبوبیت یک انسان در عالم غیب به شکر یک انسان مربوط است، اینکه ما در طول روز چه مقدار شکر داریم، شکر از خدا، شکر از اهل بیت، تشکر از ملائکة الله، تشکر از اولیاء الهی، تشکر از صاحبان نعمت، تشکر از پدر و مادر، تشکر از همسر، تشکر از فرزندانشان، تشکر از دوستانتان این شکر خیلی مهم است.@قدردانی کردن از نعمتهای عظیمی که خدا به ما داده، دیدن خوبیها، دیدن قشنگیهای افراد، زیباییهای افراد، اینها شکر است، لذا می‌گوید «وَ أَلْهَمَنَا مِنْ شُكْرِهِ»؛ حالا آثار حمد را می‌خواهد بگوید «حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ مِنْ أَلِيمِ نَارِ اللهِ إِلَى كَرِيمِ جِوَارِ اللهِ» الحمد لله اگر معرفت با آن باشد اولین کاری که با ما می‌کند «حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ مِنْ أَلِيمِ نَارِ اللهِ» ما آزاد می‌شویم از آتش دردناک خدا.@روزی صد مرتبه، بیشتر، تسبیح دستت بگیر با صمیم قلب، نه با دروغ، با باور از روی صداقت خدا را شکر کن، بگو الحمد لله، این اولین کاری که می‌کند اینکه عذاب را از ما برمی‌دارد، گناهان ما را همه را پاک می‌کند، و «إِلَى كَرِيمِ جِوَارِ اللهِ» در پناه کریمانه خدا، در همسایگی کریمانه خدا می‌برد.@جوار خدا، جار الله همسایه خدا می‌شوی، در پناه خدا، آن هم کریم جوار الله، یعنی یک همسایگی که کریمانه است، از کرمش تو را بهرمند می‌کند که سرمست می‌شوی، الحمد لله ما را به این مقام می‌رساند، سلوک یعنی این.@یک کسی نگوید آقا ما رفتیم سر کلاس، خب رفتی سر کلاس یک سال دو سال، سه سال الان تو چه چیزی شدی، به شکر رسیدی یا نه؟ به حمد رسیدی یا نه؟ شیطان در قرآن می‌گوید، من به همه آنها می‌توانم غلبه کنم و آنها را بزنم، جلو، عقب، راست، چپ، غیر از شاکرین به اینها زورم نمی‌رسد.@«لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم‏ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرين‏» خدایا من حمله می‌کنم به بندگانت در صراط مستقیم، یعنی بنده‌ات به محض اینکه تصمیم می‌گیرد آدم خوبی باشد من به او حمله می‌کنم، یک موقع یک کسی نگوید ما آن موقع که توبه نکرده بودیم، آن موقع که آشتی نکرده بودیم، خیلی وضعمان بهتر بود، الان که نمازخوان شدم الان اینطوری است.@می‌گوید شوهرم همه چیز را کنار گذاشته می‌گوید همه بدبختی‌های من از زمانی است که من نمازخوان شدم، از وقتی من خواستم توبه بکنم و آدم خوبی باشم، درستش هم همین است، سختی‌ها زمانی می‌آید که تو روی صراط مستقیم قرار می‌گیری.@اولین چیزی که در صراط مستقیم نصیب انسان می‌شود اینکه حمله‌های شیطان را دارد وسوسه‌ها شروع می‌شود، حمله‌هایی که می‌خواهد تو را غمگین کند، مضطرب بکند، ناراحت بکند، دلشوره ایجاد بکند، اینها حمله‌های شیطان است، در دشمن‌شناسی مفصل توضیح دادیم.@از جلو، عقب، راست، و چپ، مفصل در دشمن‌شناسی گفتیم، بعد می‌گوید چرا من می‌توانم به اینها حمله کنم، «وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرين‏» اکثر بنده‌هایت شکر تو را به جا نمی‌آورند و برای همین من می‌توانم به آنها نفوذ کنم.@بنده‌ای که به مقام شکر می‌رسد شیطان هیچ وسوسه‌ای نمی‌تواند بکند، مثل یک بچه‌ای که عاشق پدرش هست، یا خانمی که به شدت عاشق همسرش هست، یا آقایی که به شدت عاشق همسرش هست، یا دو تا برادری که به شدت عاشق هم هستن، بروید یکی از آنها را بخواهید علیه دیگری تحریک بکنید، می‌گوید برو.@می‌گویی بدبخت مگر ندیدی اینجا تو را تحویل نگرفت، اینجا این کار را کرد، اینجا به جای اینکه تو را تحویل بگیرد، فلانی را بیشتر از تو تحویل گرفت، می‌گوید فلانی را بیشتر از من تحویل بگیرد به من که خیلی حال داده، در حق من پدرم خیلی حق دارد می‌خواهد به یک کسی هم بگوید، بگوید.@اصلاً به تو چه، به من چه، که پدرم الان به برادرم بیشتر خدمت کرده، برای عروسی او صد میلیون هزینه کرده، برای عروسی من 50 میلیون یا هیچی، به من چه، اصلاً من حقی گردن پدرم ندارم، من طلبی از پدرم ندارم که بخواهم به او بگویم تو چرا.@اصلاً ما حق نداریم به یک کسی بگوییم تو چرا فلانی را بیشتر از من دوست داری، این آدم آدم وحشی است اگر بگوید چرا فلانی را بیشتر از من دوست داری، خواهرم را بیشتر از من دوست داری، برادرم را بیشتر از من دوست داری.@حسادت در عشق و محبت مال آدمهای وحشی است، مال آدمهای بی‌شخصیت است، مال آدمهای خودکم‌بین است، چون معرفت الله ندارند، الله را ندارند، بنابراین آویزان عشق زمینی‌ها هستند، چرا مادرم مثلاً به دخترخاله‌ام بیشتر از من توجه کرد، چرا شوهرم به مادرش، به خواهرش، به فلانی بیشتر محبت کرد این آدم، آدم بی‌شخصیتی است، آدم وحشی است.@کسی که حسود است حسود وحشی‌ترین آدمها است، آدمهای حسود ظالم‌ترین، وحشی‌ترین آدمها هستند، هر کس هم باشد سر راهشان آتش می‌زنند، این الان آمده به او می‌گوید ببین پدرت چکار کرده، می‌گوید برو بابا، پدر من حق حیات گردن من دارد، از بچگی من را بزرگ کرده، خون دلها خورده تا من بزرگ شدم، تو چطوری می‌خواهی رابطه من با پدرم را خراب بکنی، لذا این آدم وسوسه‌پذیر نیست.@تو می‌خواهی بین من و مادرم را خراب بکنی، بین من و پدرم را خراب بکنی، بین من و همسرم را خراب بکنی، برو بابا، چرا؟ چون این آدم قدر نعمتها و زحماتی که دیگران در حقش کشیدند می‌داند، آدمی نیست که با چهار تا بدی یک نفر عصبانی بشود، ناراحت بشود، قهر بکند.@این دارد به همسرش نگاه می‌کند، یک عمر شوهرداری، جوانیش را پای او ریخته، بچه‌داری کرده، زندگیش را گردانده، این خانم چقدر برای این شوهر سوخته، حالا اگر چهار تا اشتباه کرده شوهر نه از دست او عصبانی می‌شود و نه ناراحت می‌شود، واقعاً این نامردی است.@حالا در مورد خدا همینطور است، خدا می‌گوید اگر شما در عشق من تثبیت بشوید شما سختی دارید، این سختی‌ها برای این است که بیشتر عاشق بشوید، اصلاً کلاً فلسفه بلا تولید عشق است، بلا بیاید تو آن را بپذیری، بگویی خدا را شکر و بعد عاشق‌تر می‌شوی، و خدا بیشتر به تو عشق می‌ورزد.@اصلاً بلا فلسفه‌اش رشد انسان است، فلسفه بلا این است که من به آدمیت برسم، امام صادق و امام باقر فرزندانشان مریض شدند و مردند، هر دو همین جمله را دارند «اَلحَمدُ للهِ الَّذی يَقْتُلُ‏ أَوْلَادَنَا وَ لَا نَزْدَادُ لَهُ إِلَّا حُبّاً» منزه است خدایی که بچه ما را می‌کشد ما در دلمان چیزی جز محبت خدا اضافه نمی‌شود.@بچه مال خداست قبل از اینکه مال من باشد، زن مال خداست قبل از اینکه مال من باشد، بچه مال خود خداست قبل از اینکه بچه من باشد، خدا به این بچه من بینهایت محبتش بیشتر است تا من پدر و من مادر به بچه، یا من به همسرم، حالا این از دنیا رفته، جای بدی رفته، پیش آدم بدی رفته، پیش شخص بدی رفته؟ نه.@من ذلیلم و ضعیفم داستان دیگری دارد، ولی خدا ظلم نمی‌کند، این بچه الان مریض است، می‌گوید خدایا به او رحم کن، رحم خدا چیست، اینکه الان این را بهشت ببرد، یا نه بگذارد زیر دست تو له بشود، می‌خواهی چه گلی به سر بچه‌ات بزنی قشنگتر از گلی که خدا می‌زند، خدا می‌برد خودش گُل می‌زند، بعد هم خدا بچه تو را که گرفته او را می‌برد دست حضرت زهرا می‌دهد، تو بهتر می‌توانی مدیریت بکنی یا حضرت زهرا می‌تواند مدیریت بکند.@بچه در بهشت زیر دست حضرت زهرا برزگ می‌شوند و تربیت می‌شوند، بعد تو می‌خواستی چکار بکنی، حالا این بچه از دنیا رفته می‌بینی این بدبخت با خدا رابطه‌اش خراب می‌شود، به جای اینکه شکر بکند دارد رابطه‌اش با خدا خراب می‌شود.@اصلاً بلا یعنی همین، بلا وقتی می‌آید یک فرصتی است برای عاشقی، بگویی دادم رفت برای خدا، نه اینکه چشمت دنبالش باشد، با پستی، پدرش 60 سال عمر کرده، خدا پدرت را بیامرزد، پدرت 60 سال عمر قانونیش را کرده و رفته، این بعد از 60 سال که پدرش رفته افسرده است، چرا؟ چون نه خودشناسی دارد نه خداشناسی.@اگر کسی خدا را بشناسد، معرفت الله داشته باشد، خودش را بشناسد، با رفتن و مردن کسی افسردگی و پژمردگی سراغش نمی‌آید، ولی چون خودش را نمی‌شناسد، همه چیز را ظاهری و حیوانی معنا می‌کند، می‌گوید این حمد ما را تا آنجا می‌برد، شکر این کار را با آدم می‌کند.@حتماً روی این دو سه تا موضوع کار کنید، کسانی که می‌خواهند خیلی زود روحیه‌شان انبساط پیدا بکند، به شادی و آرامش برسد، روی این چند تا کار کنند، برای همین ما معمولاً 2 ـ 3 تا سی‌دی را اول به همه می‌دهیم، شما هم اگر می‌خواهید به یک کسی بدهید اول اینها را بدهید، یکی مهندسی آرزوها، مهندسی فکر، شکر و رضا، و رشد و قدرت در سایه سختی‌ها، اینها می‌تواند فوق‌العاده یک نفر را شاد و آرام بکند.@«حَمْداً نُزَاحِمُ بِهِ مَلَائِكَتَهُ الْمُقَرَّبِينَ» حمد ما را می‌برد هم ردیف «نُزَاحِمُ» یعنی شما را می‌برد در زمرۀ ملائکه مقرب، همراهی و دوستی با ملائکه مقرب الهی پیدا می‌کنید، همنشینی، یک جا که جمعیت زیاد است می‌گویید الان ازدحام جمعیت است، از مادۀ زحم استفاده می‌کنید، یعنی جمعیت در هم هستند، می‌گوید حمد یک کاری می‌کند که تو در ملائکه بلولی، با ملائکه همراه بشوی، و رفیق بشوی.@کسانی که می‌خواهند بتوانند با ملائکة الله ارتباط خصوصی و شخصی برقرار بکنند، با ملائکه الله رفیق بشوند، ملائکه الله بندگان معصوم، «عِبادٌ مُكْرَمُون‏» قرآن می‌گوید فرشته‌ها بندگانی هستند که از خصوصیاتشان این هست که بسیار مورد احترام و تکریم خدا هستند، و معصوم هستند.@حالا یکی از لذات بزرگ مردن، رفتن به برزخ، حالا در دنیایش که بماند، که اینجا می‌شود آدم این مزاحمت را ایجاد بکند، مزاحمت یعنی همنشینی، این همنشینی را ایجاد بکند، این بماند، اینکه انسان وقتی که از اینجا می‌رود، با میلیونها فرشته رفیق است.@دوست است، او را دوست دارند، عاشق او هستند، کمکش هستند، همراه او هستند، می‌آیند سر این می‌ریزند، او را لیس می‌زنند، مگر می‌گذارند این آب در دلش تکان بخورد، فرشته‌ها او را محاصره می‌کنند، تا این را دست نخورده در بهشتش بگذارند.@موقعی هم که از قیامت می‌خواهد بیرون بیاید، دوباره همین فرشته‌ها که عاشق او هستند سر او می‌ریزند این را محافظت شده اصلاً نمی‌گذارند کسی به او بگوید بالای چشمت ابرو است، او را برمی‌دارند، می‌برند در بهشت آخرتیش می‌نشانند، مدام هم به او آرامش می‌دهند.@قرآن می‌گوید «إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُون‏» آنهایی که می‌گویند الله روی خدا و دین خدا و ارزشهای الهی استقامت می‌کنند، شل نیستند در اجرای دستورات خدا، بی‌اراده و تنبل و کسل نیستند در دستورات الهی.@«تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ» ملائکه هم در همین دنیا روی قلب اینها نازل می‌شوند، «أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا» یعنی هم ترسهایشان را می‌گیرند هم غمهایشان را می‌گیرند، آدمی که مستقیم است، در دین خدا استقامت دارد، این آدم شاد و آرام است، همیشه این آدم، آدم آرامی است.@«وَ أَبْشِرُوا» بشارت می‌دهند او را به بهشتی که وعده داده شد، این مال دنیایش هست، ابدیتش هم که سر جایش هست، اصلاً این چیزی که من می‌گویم آنجا سر آدم می‌ریزند، مال این هست که در دنیا سر آدم می‌ریزند، آنجا تصویرش هست، و الا همین جا هم فرشته‌ها می‌ریزند.@حالا امام سجاد می‌گوید من یک حمدی به جا می‌آورم که این حمد ما را آنجا ببرد، خدایا من حمد می‌کنم با این حمد ما را همنشین ملائکه الله بکن، ببینید که الحمد لله چقدر اثر دارد، نگوییم حالا یعنی چی الحمد لله، ما می‌گوییم الحمد لله، الحمد الله را باید فهمید، هم در شرح دعای اول صحیفه سجادیه توضیح دادم، هم در سی‌دی شکر، هم در اردوی الحمد لله به آنجا مراجعه کنید.@«وَ نُضَامُّ بِهِ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ فِي دَارِ الْمُقَامَةِ الَّتِي لَا تَزُولُ» حمد این کار را با آدم می‌کند «نُضَامُّ بِهِ» ما را جمع می‌کند، با انبیاء مرسلین، بالاتر از فرشتگان، حمد انسان را می‌رساند به یک جایی که با انبیاء مرسلین، با انبیاء عظام الهی انسان را یک جا جمع می‌کند.@یک خانم خانه‌دار است، 5 کلاس هم سواد دارد، یا اصلاً سواد ندارد، در یک روستا دارد زندگی می‌کند، ولی معرفت دارد، الحمد لله دارد، حمد دارد، یک کارگر است، یک کارمند است، یک مریض است در بیمارستان افتاده، ولی حمد دارد، شکر دارد، این آدم می‌رساند، خدا تفاوت نمی‌گذارد، می‌گوید تو را با پیامبر اولوالعزم من یکی می‌کنم، به آن مقام تو را می‌رسانم.@حمد سلوک است، قشنگتر از این ما می‌خواهیم، پدر مهربان ما است، چقدر قشنگ ما را اوج می‌دهد، حالا شما بخواهید بروید سر کلاس یک استادی که بخواهد به شما بگوید، از اینهایی که الان مد شده، که هزار و یک جور بلا سر آدم در می‌آورند به اسم عرفان.@قوانین مسخره‌ای به عنوان سیر و سلوک، حرفها و کارهای من درآوردی، خیلی راحت، امام ببینید چقدر قشنگ می‌گوید، می‌گوید خودت را به حمد برسان، حمد تو را از الیم عذاب نجات می‌دهد، به جوار کریم الهی تو را می‌برد، با ملائکه تو را همراه می‌کند، ما را در صف شهدا قرار می‌دهد.@حمد انسان را با شهدا هم مقام قرار می‌دهد، و با انبیاء مرسلین، این حرفی که حضرت می‌زند، همه نعمتها را می‌گوید بعد تو را سراغ آن اصلی می‌برد، می‌گوید «فِي دَارِ الْمُقَامَةِ الَّتِي لَا تَزُولُ» در خانه جاودانی که هیچ وقت از بین نمی‌رود.@یک کمی روی آن تمرکز کنید، الان ما در دنیا هر چه هستیم متزلزل است، پدرت، مادرت متزلزل است، یک روزی از دست تو می‌روند، همسرت از دستت می‌رود، فرزندانت، شما نعمتی دارید که پایدار باشد؟ سلامتی، جوانی، زیبایی، متزلزل است، قدرت، عزت، محبوبیت متزلزل است، یک زمانی تبدیل می‌شود، به ضعف و ذلّت و منفور بودن، مالت متزلزل است.@در این کشور شما دهها شخصیت محبوب را دیدید که ملعون شدند و مورد لعن مردم قرار گرفتند، یک زمانی همه مردم برایشان دعا می‌کردند، و یک زمانی همه مردم لعن و نفرینشان می‌کردند، هیچ چیزی ثابت نیست، دنیا ذاتش ناثابت است.@یک بحث اساسی در دنیاشناسی هست که ما در جایی داریم زندگی می‌کنیم که هیچ چیز برای تو نمی‌ماند، این عقل است که آدم سرمایه‌گذاری کند روی چیزی که برایش نمی‌ماند، امیرالمؤمنین (علیه السّلام) «رَغْبَتُکَ فیمَا لَا يَبْقَى لَكَ وَ لَا تَبْقَى لَهُ مِنْ‏ أَعْظَمِ‏ الْجَهْل‏» بزرگترین نفهمی این هست که تو عمرت را، دلت را، وقتت را، سرمایه‌ات را بگذاری روی کسی یا چیزی که قرار نیست برای تو بماند، پای تو نمی‌ماند.@روی خدا بگذار، روی خانواده آسمانی‌ات بگذار، که برای تو ماندگار هستند، می‌مانند، روی سرای جاودان، روی سرای آخرت بگذار، اگر می‌خواهی پدرت، مادرت، همسرت، فرزندانت، مالت، علم و سوادت، محبوبیتت خیرش را ببینی، و حتی اگر می‌خواهی بلاهایی که در زندگی سر تو آمده خیرش را ببینی، نورانیتش را بگیری نه نارش را، اگر می‌خواهی اینها باشد به حساب خدا بریز، پای خدا بریز، اینطوری خیر می‌بینی.@و الا از هیچ کدام از اینها خیر نمی‌بینی، برای تو هم نمی‌مانند، تو هم برای اینها نمی‌مانی، چه بسا تو زودتر از اینها آنطرف بروی، نه تو برایشان می‌مانی، نه آنها برای تو می‌مانند، ذات دنیا این است، دنیاشناسی را اگر انسان داشته باشد، دیگر غصه نمی‌خورد.@می‌داند من با هر چیزی و هر کسی شروع کنم، یک زمانی قیچی می‌خورم، مگر اینکه این شروع براساس آخرت باشد، اگر براساس آخرت بود، دیگر ته ندارد، این شروع آخر ندارد، تا ابدیت می‌رود، تا جاودانگی می‌رود، «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللهِ باقٍ» هر چیزی پیش شماست نابود می‌شود آن که پیش خداست می‌ماند.@پس عرضه داشته باش اولین کاری که می‌کنی، نه شوهرت و زنت و بچه‌هایت و پدر و مادرت و شغلت، اول خودت، حواست به خودت باشد، اول خودت را را به خدا بده، در دعا داریم امام حسین (علیه السّلام) می‌فرماید هیچی بالاتر از این نیست که آدم خودش را به خدا بسپارد و به خدا بدهد، و رابطه‌اش را با خدا خوب بکند.@چه چیزی از این بالاتر است که انسان اگر گفتند تو و خدا بگوید من و خدا خیلی با هم رفیق هستیم خیلی همدیگر را دوست داریم. اگر کسی بگوید خدا را خیلی دوستش دارم راست بگوید، معلوم است خدا بینهایت بیشتر از این دوستش دارد، اگر کسی راست بگوید.@علامت دوست داشتن خدا این هست که به عشق او دیگر برای دنیا غصه نخوری و دیگر احساس ذلت نکنی، او را داری، مگر نداری؟ مگر برای تو نیست؟ علامتش این هست که به کسی دیگر حسادت نکنی، علامتش این هست که زودرنج و عصبی و پرخاشگر و بدزبان نباشی، علامت داشتن خدا این است.@علامتش شادی و آرامش است علامتش این هست که مهربانی بکنی به کسانی که به تو بد می‌کنند. چون تو عشق را داری، تو حضرت عشق را داری بعد از آن چه چیزی را می‌خواهی؟ همه چیز را داری. عزیزان اولین کار این است.@اول به صلح برس بین خودت و خدا؛ چقدر زیبا پدر مهربان ما، پدر عزیز و حکیم ما امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در نهج‌البلاغه فرمود: «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ» (دستم را نگاه کنید) هر کس بین خودش و خدا را اصلاح کند خدا بین خودش و ناس را یعنی این چهار مرحله را خود خدا درست می‌کند.@با همه گره‌ها و بدبختی‌هایی که در این پایین‌ها به آن می‌رسیم و دائماً دارد ما را آزار می‌دهد و تحقیرمان می‌کند برای این هست که رابطه ما با خدا خراب است.@کسی که رابطه‌اش با خدا خراب می‌شود رابطه‌اش با همسرش، بچه‌هایش، فامیلش، فامیل همسرش، با پدر و مادرش، دوستانش، استادش، شاگردش، هم‌کلاسی‌اش با همه دنیا خراب می‌شود.@ولی وقتی کسی رابطه‌اش با خدا درست بشود خدا رابطه‌اش را با پایینی‌ها همه چیز را درست می‌کند. برای همین هم وقتی آن خانم به پیغمبر می‌گوید من می‌خواهم شوهرم بیشتر عاشقم بشود پیامبر می‌گوید پس نماز شب بخوان، یعنی رابطه‌ات را با چه کسی قوی‌تر کن؟ با بالا. چون اصل قرآنی است هر کس با خا رابطه‌اش قوی بشود، آیه قرآن است سنت الهی است حتماً محبوب‌تر و دوست‌داشتنی‌تر است.@این دائم می‌گوید من بروم بینی‌ام را عمل کنم، چشمم را اینطوری کنم، لباسم را اینطوری کنم، اخلاقت را با خود خدا درست کن، تو به نیکی و مهرورزی و عشق‌ورزی و دیدن همسرت برس، تو به شخصیت و احترام گذاشتن به او برس در سایه دیدن خدا، بعد می‌بینی که شوهرت پایت عشق می‌ریزد همسر و زن و بچه‌هایت همینطور.@ولی ما رابطه را با خدا خراب، یعنی خیانت می‌کنیم به عشق اصیل، ما یک عشق اصیل که بیشتر نداریم یک عشق حقیقی داریم، عشق به معنای واقعی که وجود ندارد جز در مورد خداوند (لا إله إلا الله) معشوقی نیست جز الله.@یک کسی که در رابطه‌اش با معشوق اصلی‌اش خیانت کرده، عشقش را از دست داده، به معشوقش دارد خیانت و ظلم می‌کند، و رابطه‌اش با خلق خدا را هر روز خراب‌تر می‌کند این قطعاً رابطه‌اش با پایینی‌ها خراب‌تر می‌شود.@زودرنجی و عصبانیت و بدبینی و سخن‌چینی و خودکم‌بینی دارد و حسادت سراغش می‌آید اصلاً انسان مریض می‌شود، بنابراین در عین حالی که پدر و مادرش خوب است رابطه‌اش با اینها خراب است، در حالی همسرش خوبی‌هایش خیلی بیشتر از بدی‌هایش است با این همسر نمی‌تواند زندگی کند چون خودش وحشتناک است چون عرضه ندارد از این شوهر و زن استفاده کند و عرضه ندارد از بچه‌ها و پدر و مادرش لذت ببرد.@بلد نیست با خوبی‌های آدمها شاد و آرام باشد این فقط با بدی‌های آدمها زندگی می‌کند، یعنی فقط نار را دریافت می‌کند، نورانیتها را نمی‌بیند با نورها نمی‌تواند زندگی کند فقط نار را می‌بیند؛ مادرم، شوهرم، زنم، بچه‌ام اینطوری کرد، این بچه هزارتا نورانیت هم دارد این بچه را نگاه کن، با نور بچه‌ات نگاه کنی آنوقت می‌بینی که عاشق این بچه می‌شوی ولو خیلی شیطون باشد و اذیت کند.@ولی این آدم آدمی است که کلاً سنخیتش جهنم‌بینی و جهنم‌خواهی و جهنم‌طلبی است و با جهنم دائماً سروکار دارد بدیها و شرور را فقط، اصلاً با خیرات کاری ندارد. حمد این کار را می‌کند.@حالا حضرت نگاه کنید می‌گوید من یک حمدی را می‌خواهم بگویم، یک حمدی می‌گویم خدا را که من را ببرد در جمع و همراهی فرشتگان و انبیاء مرسل «فِی دَارِ الْمُقَامَةِ الّتِی لَا تَزُولُ» در آن خانه جاودانه‌ای که هرگز از من گرفته نمی‌شود، تزول، زائل نیست. دنیا زائل است، دنیا در هر چیزی آن حساب کنی از تو گرفته می‌شود، ابدیت اینطوری نیست.@دیگر چی؟ «وَ مَحَلّ کَرَامَتِهِ الّتِی لَا تَحُولُ» و آن محلی که، خدا حالا می‌خواهد در حق ما کرامت کند؛ خدا خودش دارد می‌گوید که من ظرفیت دنیا را با یک درصد رحمتم بستم.@الان مثلاً من می‌خواهم به یک نفر خیلی محبت کنم، یک آدم مثلاً تلیاردر هستم، ثروت خیلی زیادی دارم، بعد خانواده‌ام دائم به ما می‌گویند پای ما پول بریز، می‌گویم من 99% این پولم را بستم برای جای دیگر، یک درصد آن را پای شما می‌ریزم، یعنی اصلاً بسته، فضا نمی‌شود، شما بیشتر از این هم دریافت نمی‌توانید بکنید.@ولی 99% را برای جای دیگر بستم، اصلاً الان نمی‌شود، مثل اینکه بگویند که من رفتم حسابم را مسدود کردم، چند درصدش را؟ 99%، بانک است کسی به تو چیزی نمی‌دهد، الان من با یک درصد ثروتم دارم زندگی می‌کنم، با این یک درصد ثروت حالا به زن و بچه و خانواده و دوستان می‌دهم و خودم بهره‌مند می‌شوم.@خدا حالا دارد چه می‌گوید؟ می‌گوید من دنیا را با یک درصد بستم، دنیا بیشتر از این ظرفیت ندارد بیشتر از این مهربانی من را دریافت بکند.@میلیاردها مادر، همسر، خواهر، برادر، پدر، میلیاردها حیوان با آن حسهای خواهری و برادری و همسایه، حیوانها هم اینطوری هستند دارند، می‌گوید یک درصد از رحمتم را ریختم در دل همه اینها، اینها عاشق همدیگر می‌شوند، عاشق اشیاء می‌شوند، لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد، خسرو و شیرین، وامق و عذرا داریم.@همه این عشق و عاشقی نظام خلقت از اول خلفت تا آخرت خدا می‌گوید یک قطره از محبتم را ریختم در دل میلیاردها انسان ببین چطوری برای همدیگر می‌میرند و چطوری عشق دارند. حالا دار کرامت آنطرف است، خدا می‌گوید من تازه آنجا فضا بزرگتر است، مثل رحم و دنیاست.@الان یک مادر به بچه‌اش خیلی مهربان است، بعد می‌خواهد به بچه‌اش مثلاً خیلی خیر برساند چکار می‌کند؟ کاری نمی‌تواند بکند، عالم رحم چیزی ندارد، یعنی ظرفیت ندارد که این مادر همه عشقش را پای این بچه در رحم بریزد چون رحم ظرفیت ندارد.@لذا مادر بیشتر زمینه‌چینی می‌کند برای وقتی که این بچه به دنیا بیاید، این به دنیا بیاید می‌دانم با این بچه چکار کنم؛ می‌رود سیسمونی می‌خرد، اتاق برایش رنگ می‌کند اسباب‌بازی می‌خرد که این بچه می‌خواهد به دنیا بیاید. تازه وقتی به دنیا بیاید حالیش نیست اصلاً مادرش را نمی‌شناسد، تا بیاید مادرش را بشناسد ماهها طول می‌کشد، ولی مادر را نگاه کنید هنوز بچه به دنیا نیامده برایش می‌میرد.@بعد هم که به دنیا می‌آید پدر و مادر می‌خواهد که همه جانشان را پای این بچه بریزند، ولی نمی‌شود، چون دنیا ظرفیت ندارد.@رحم مادر اگر ظرفیت داشت پدر و مادر همانجا به او می‌دادند، نمی‌توانند که، می‌گوید خب بگذار به دنیا بیاید، رحم ما کمی می‌توانیم به او خیر برسانیم، به دنیا بیاید دنیا بیشتر. ولی وقتی هم به دنیا بیاید دنیا خیلی وسیع است خیلی خیرات آدم می‌تواند به کسی برساند، اما وسعتش هم یک درصدی است نسبت به رحمت خدا.@خدا می‌گوید در رحم دنیا من نمی‌توانم آنطور که دوست دارم به شما حال بدهم به قول امروزیها، آنطوری که من می‌خواهم به شما به عنوان بندگانم مهربانی کنم و کرامت سرتان بریزم و از شما پذیرایی کنم و خوشحال‌تان کنم این دنیا جا ندارد، این طرف بیایید تا ببینید که من با شما چکار می‌کنم.@آنقدر خدا دلتنگی دارد مثل یک مادر که می‌خواهد بچه‌اش متولد بشود این زودتر بیاید، این پدرسوخته چرا اینقدر دیر می‌آید، دلمان رفت، زودتر به دنیا بیا، خب خدا هم همینطوری حرف می‌زند، ما باید زبان خدا را بفهمیم.@ببینید چقدر مشتاقانه با بنده‌اش حرف می‌زند: «سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ» با سرعت بیایید؛ کُند نیایید، تند بیا. دیدید کسی که مشتاق دیدن یک نفر هست، زود بیایی، اتوبوس سوار نشو، هواپیما بگیر بیا، می‌خواهد زودتر او را ببیند.@طرف زنگ می‌زند که مثلاً من دارم خانه می‌آیم چی می‌خواهی و چه لازم داری؟ می‌گوید هیچی نمی‌خواهم زود بیا، زود برگرد. خدا می‌گوید وقتی دارد سارعوا می‌گوید یعنی خیلی مشتاقت است، زبان خدا را بفهم، با سرعت بیایید، (دستم را نگاه کنید) خودتان را گیر به این چیزها ندهید که از سرعتتان کم شود، زود بیایید.@کجا؟ به مغفرت پروردگارتان و بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است، یکذره فکر کن که دار چه می‌گوید؛ یعنی وقتی تو پیش من بیایی محال است من گذشته بد تو را به رخت بکشم، محال است من به تو بگویم تو چرا این کار را کردی، مغفرت است، مغفرت غیر از عفو است، مغفرت خیلی قشنگ است.@می‌گوید در مغفرت من بیایید، در مغفرت من، من فقط قشنگی و زیبایی‌های شما را می‌بینم، اعمال قشنگ و عبادتهایتان را می‌بینم و اصلاً با گناهان شما کاری ندارم به رختان نمی‌کشم، آبرویتان را نمی‌برم و سرزنشتان نمی‌کنم، خدا این است.@برای همین پیامبر می‌فرماید که خدا اصلاً هیچ کس را جهنم نمی‌برد، مگر کسی که خودش دوست دارد جهنم برود، آن یک بحث دیگر است، سبک زندگی‌اش را جهنمی طراحی می‌کند که جهنم برود و الا خدا کسی را جهنم نمی‌برد. جهنم برای کسانی است که دوستش دارند، سبک جهنمی را خوششان می‌آید.@مغفرت خیلی حرف است، کاش وقت داشتیم این را برای شما بازش می‌کردم. «و جنة» بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است، ولی خدا دلش که آرام نمی‌گیرد که می‌گوید تند بیایید. در آیه بعد می‌گوید که نه می‌گویم تند بیایید «سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ» از همدیگر سبقت بگیرید.@سعی کنید با بقیه مسابقه بگذارید. در عشق به من و رسیدن به من و شبیه شدن به من و دوست داشتن من و در دوست داشتن خانواده آسمانی‌تان و در گرفتن مقامات بالاتر بهشت از بقیه سبقت بگیرید. بهشت را می‌خواهند بدهند، بهشت پایین و وسط و بالا دارد، ما همه اینها را در بحث بهشت خواندیم، کجا را می‌خواهی بروی؟ هر جا را که می‌خواهی بروی بجنب و عجله کن و سبقت بگیر.@سبقت گرفتن یعنی اینکه، معنایش را در قرآن گفت: سابق «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ» در خوب بودن از بقیه سبقت بگیر. بچه خانه است از همه خواهر و برادرهایش سبقت می‌گیرد در عشق‌ورزی و خدمت به پدر و مادر. شوهر خانه است چندتا هم بچه دارند اما این آدم در خانه از زنش و بچه‌هایش برای مهربان بودن و خوب بودن و صبور بودن و خوش اخلاق بودن سبقت می‌گیرد. زن خانه است از شوهر و بچه‌ها سبقت می‌گیرد.@در فامیل می‌گویند در فامیل و خانواده شما بهترین شما کیست؟ می‌گویند فلانی است. چون این اصلاً آدم زیرکی است، آدم دنیا نیست که دائم بدبختی و مصیبت و نکبت و دعوا و درگیری درست کند. این آدم در خانه سعی می‌کند اصلاً با شوهرش خودش را مقایسه نمی‌کند، این فقط با خدا و اهل بیت خودش را مقایسه می‌کند.@شوهرم اینطوری کرد پس من هم تلافی کنم، زنم اینطوری کرد پس من هم حالش را بگیرم، یک همچین حرفی مادرزن، مادرشوهر، جاری، باجناق من به من زد من باید حتماً جبران کنم، این حرفها چیه؟! به همین اندازه انسان پست و کوچک می‌شود.@نه این اصلاً تمام چشمش به چشم خداست این فقط می‌خواهد به آنجا برسد، چشمش در چشم خانواده آسمانی و ملائکه الله و انبیاء است این فقط خودش را با آنها می‌سنجد. لذا بهترین است. خدا اینقدر دلتنگ ماست «سارعوا»، بعدی چی؟ «سابقوا»، سرعت، سبقت؛ بدوید بیایید من خیلی منتظر شما هستم، خیلی آنجا نمانید.@خودتان را در آن مزبله دنیا معطل نکنید، دنیا محل گذر است معطل نشوید و زود بیایید. دوتا برادر بودند پدرشان برای من تعریف می‌کرد روزهای آخر جنگ، پیرمردی بود مجروح شده بود، گفت دوتا پسر داشتم مهندس و دکتر بودند آمریکا درس می‌خواندند.@اینها آنقدر عاشق کشورشان و خدا و دین و این چیزها بودند که آنجا در آمریکا بی‌تابی می‌کردند، خدا حجتش را همه جا دارند، اینهایی که اینقدر دارند لَه‌لَه می‌زنند که بروند در یکی از این کشورهای دنیا زندگی بکنند و درس بخوانند، آنها لَه‌لَه می‌زدند برای اینکه بیایند در کشور خودشان خدمت و جهاد کنند.@می‌گفت اجازه نمی‌دادند بیایند خیلی سخت می‌گرفتند. گفت هر دو آجا رفتند و گفتند که ما پدر و مادری داریم می‌خواهیم برویم پدر و مادرمان را ببینیم و برگردیم، این اجازه را که به ما می‌دهید؟ گفت به آنها اجازه داده بودند گفت رسیدند فرودگاه، خودشان با دوستانشان صحنه‌سازی کردند.@ببینید به عقل چه کسی می‌رسد، عشق واقعاً چطوری است، صحنه‌سازی کردند تصادف را، (انا لله و انا الیه راجعون) آقای دکتر فلانی و مهندس فلانی مردند، تمام شد، آمدند یک سری به ما زدند و هر دو سریع جبهه رفتند، عشق را نگاه کنید، عشق به الله و جهاد را نگاه کنید.@گفت جبهه رفتند اول دکتر شهید شد بعد از چند وقت هم مهندس شهید شد. گفت این مهندس بدنش تکه‌تکه شده بود، در خوابم آمد گفت بابا یک دستم یک جا افتاده پیدایش کنید، حالا داستان دارد که این دست را چطوری پیدا می‌کنند الان وقتتان را نگیرم.@گفت دست را پیدا کردیم و آوردیم به او رساندیم، گفت من مجروح بودم شیمیایی شده بودم تهران آمده بودم، پدر می‌گوید، چون پدر با آنها جبهه بودند، پدر اینطوری است که آن پسرها، گفت من در دوران نقاهت مجروحیت، پسرم آمده اینطوری می‌کند بابا خودت را لوس نکن بلند شو بیا، زیاد آنجا خودت را معطل نکن، پدر مجروح برای عملیات جبهه آمده بود.@اشتیاق آنطرف چه خبر است برای همین هم قرآن می‌گوید: «وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ» اینها وقتی آنطرف می‌روند دائم می‌گویند جای پدر و مادر و همسر و ... خالی است، کاشکی آنها زودتر بیایند اگر می‌دانستند اینطرف چه خبر است که یک روز هم آنجا نمی‌ایستادند، بابا زود باش بیا ببین اینجا چه خبر است.@حمد و شکر انسان را به اینجا می‌رساند. دارالمقامه یک آدم باشخصیت و عاقل و متعادل هست که ابدیت را ترجیح می‌دهد به دنیا. ارتباطات، انتخابها، رفتارها، چینش‌های فکری‌اش در همه زمینه‌ها براساس دارالمقامه است یعنی خانه ابدیت.@نمی‌رود یک همسر، شغل، لباس، دوست، مسافرت، سفر، رشته‌‌ای را انتخاب کند و محلی را برای زندگی انتخاب کند که جهنمی‌اش کند، می‌گوید این اصلاً من را از ابدیت می‌اندازد، من اگر بخواهم اینطوری سبک زندگی زندگی کنم این من را از ابدیت می‌اندازد.@یک چیزی را انتخاب می‌کند همه در انتخابهایش که با ابدیت آن را برساند به آن سرای ابدی، با هیچ کس هم در این زمینه تعارف ندارد و محکم هست. خدایا به حق محمد و آل محمد هر چه دعا امام سجاد (علیه السّلام) کرد ما را به اینجا و آنجا و به خود حضرت عائد و واصل بفرما.@