جلسه 509 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
509
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
3
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 509 - خانواده آسمانی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@

بحثمان این جلسه دربارۀ جهنم هست یکی از چیزهایی که فوق‌العاده در حیات انسانی انسان مؤثر هست و در انسان می‌تواند تولید قدرت، شادی و آرامش بکند یاد جهنم هست، متأسفانه خیلیها از یاد معاد چه بهشتش و چه جهنمش طفره می‌روند و علاقه‌ای به یاد معاد ندارند، یعنی صحنۀ بسیار باشکوه تولد ما.@در مورد تولد یک بچه چقدر پدر و مادرها تلاش می‌کنند که یک دوران جنینی را برای یک طفلی ایجاد بکنند و بازگشت او را از رحم مادر شاهد باشند و اینکه او دارد برمیگردد به رحم ما، به دنیا، و تولد این بچه را بزرگ می‌دانند.@جشن تولد می‌گیرند و این تا صد سالش هم هست هر سال هم سالگرد تولد می‌گیرند، یعنی اولین سالگرد، بیستمین سالگرد، سی‌ام سالگرد، پنجاهمین سالگرد تولدش است، در حالی که از رحم مادر به دنیا آمده، در حالی که تولد ما از رحم دنیا به نظام برزخی بینهایت عظمت دارد و مهم است.@ما یک مدتی به رحم دنیا آمدیم و بعد از یک مدتی که نمی‌دانیم چه موقع است به سرای زندگی جاودانه‌مان متولد می‌شویم به نظام آخرتی و نظام برزخی، حیات برزخی بینهایت عظمت دارد چون وقتی شروع می‌شود تا قیامت شما آنجا زندگی می‌کنید و کیفیت زندگی شما در آن سرا بستگی به کیفیت زندگی شما در این سرا دارد.@لحظۀ بسیار باشکوه و با عظمتی هست لحظه‌ای که انسان از اینجا متولد می‌شود و وارد یک فضای بینهایت زیباتر، کاملتر، پیشرفته‌تر، جذاب‌تر و شیرین‌تر از اینجا می‌شود، که اگر انسان آماده نباشد چیز وحشتناکی است.@وارد یک فضایی بشوید به اسم بهشت اما امکانات استفاده از آن را نداشته باشید اینجاست که جهنم می‌شود و برای انسان عذاب می‌شود، شما همه جور نیازی دارید همه جور امکانات هم آنجا هست به صورت بینهایت و کلان و عالی اما ابزار استفاده از آن را ندارید ببینید جهنم چقدر وحشتناک است.@یاد معاد چیزی است که خداوند تبارک و تعالی برای کسانی که غیرت دارند، عقل دارند، شخصیت دارند، شعور دارند، می‌خواهند آدمهای بزرگی باشند، بعضی از آدمها کوچک هستند، کوچک هم می‌بینند، افکارشان، آرزوهایشان، ترس‌هایشان، امیدهایشان، برنامه‌هایی که برای خودشان می‌ریزند، معشوق‌هایشان، سبک زندگیشان کودکانه است.@یا جمادی است، می‌خواهد کارخانه‌دار بشود، با 20 تا شرکت می‌خواهد یک کار جمادی بکند، یا گیاهی است، مثلاً می‌خواهد قهرمان جهان در فلان رشتۀ ورزشی بشود، یا حیوانی هست، مثلاً ازدواج بکند، تشکیل خانواده بدهد، در اجتماع رئیس بشود، مقامی داشته باشد، رئیس‌جمهور بشود، وزیر بشود، استاندار و فرماندار بشود، یک امر کودکانه، مثلاً مقام ریاست، مقام وزارت چیزهایی که اینطوری هست.@بعضیها هستند بزرگ هستند، می‌خواهند بزرگ بشوند، و در سایه خودشناسی می‌فهمند قیمتشان چقدر زیاد و بزرگ است، و برای همین نوع آرزوهای این آدمها، نوع اهدافی که در زندگی برای خودشان ترسیم می‌کنند، واقعاً با قیمت بزرگ، به شخصیت اینها می‌خورد، آدمهای باشخصیت، آدمهای بزرگ، اهداف بزرگ دارند، آیندۀ جاودانه را برای خودشان در نظر می‌گیرند و به آن فکر می‌کنند.@یاد معاد، قرآن می‌گوید همه کسانی که بزرگ بودند بزرگیشان را از یک جا به دست آوردند، یاد معاد، حالا یک عزیزی از من سؤال کرد من چطوری می‌توانم در زندگیم اخلاص داشته باشم؟ اخلاص مثل یک جنینی هست که در رحم مادر فقط و فقط برای تولد بعد از دوران جنینی زحمت می‌کشم به این جنین مخلص می‌گویند، که وقتش جای دیگر تلف نشده.@نه وقتی به دنیا می‌آید چیزی اضافه دارد شاخی، دمی، انگشتی، پایی، نه کمبود دارد، سالم است، آماده و قوی برای استفاده از دنیا، این در دوران رحمی به چیزی غیر از تولد فکر نکرده است.@قرآن می‌فرماید که انبیاء را ما خالص کردیم با یاد معاد «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّار» اینها آخرت را خانه خودشان می‌دانستند، آخرت را یک جای غریبه نمی‌دانستند، یاد خانه خودشان می‌آیند، قرار است من آنجا بروم زندگی کنم.@انسان آنجا ازدواج دارد، تشکیل خانواده دارد، تغذیه دارد، دانشگاه دارد، حوزه دارد، مسافرت دارد، مهمانی دارد، همه چیزهایی که شما اینجا دارید به نحو بی‌نهایتش در نظام برزخ دارید، و به نحو بینهایت و شگفت‌انگیز و تازه و جدید یعنی در روایت داریم هیچ چیز تکراری در آنجا وجود ندارد، همه چیز لحظه به لحظه، تازه به تازه است، همه چیز نو می‌شود، یک حیات اینطوری آنجا کسی دارد.@قرآن می‌گوید انبیاء را با یاد معاد خالصشان کردیم یعنی اینکه حواسشان بوده که جاودانه هستند، حواسشان بوده که من فقط عمر دنیایی ندارم، آرزوهایش، خوشی‌هایش، انتخاباتش، ارتباطاتش، غمهایش، شادی‌هایش، دغدغه‌هایش را فقط براساس نظام دنیایی هماهنگ نکرده است.@وقتی که انسان یاد بهشت باشد، یا یاد جهنم هر دویش برای انسان آرامش و شادی می‌آورد، یک کسی که با یاد جهنم شاد نشود، آرامش پیدا نکند معلوم است بلد نیست یاد بکند، جهنم یعنی چی؟ یعنی یک چیزی که ما دوست نداریم آنجا برویم، خطر است، عذاب است، سخت است، تلخ است، پرحسرت و پرغم است.@وقتی یک کسی یاد جهنم می‌کند، از عوامل جهنمی که تولید غم و اضطراب و افسردگی و زودرنجی و حساسیت در وجودش می‌‌کند پرهیز می‌کند، چون می‌فهمد اینها یعنی جهنم، یعنی کلاً ارتباطاتش را یک طوری تنظیم نمی‌کند که جهنمی بشود.@با مردم، با پدر و مادر، همسر، خواهر، برادر، یک طوری ارتباط برقرار نمی‌کند که جهنمی بشود، راحت میشود، ولی وقتی که ما یک ارتباطی داریم که دائماً در آن دعوا است، درگیری است، زودرنجی است، حساسیت و توقع از دیگران هست، خدا رحمت کند میرزا را می‌گفت توقع بد است حتی از خدا.@توقع آدم را تحقیر می‌کند، کوچک می‌کند، غمگین می‌کند، وقتی یک کسی روابطش را طوری تنظیم بکند که ناراحتی برداشت نمی‌کند شادت می‌کند، اگر یک کسی فهمید من در صورتی جهنمی نمی‌شوم که رابطه‌ام را با اطرافیانم تنظیم بکنم، اگر این را فهمید یک رابطه شاد دارد، یک رابطه آرام دارد، رابطه پرتنش ندارد.@در روایت خود امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌فرماید که سبک زندگی مطلب خیلی مهمی است در چیزی که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به ما یاد می‌دهد، می‌فرماید «رُبَ‏ كَلَامٍ‏ جَوَابُهُ‏ السُّكُوتٍ» چه بسیاری از کلماتی که ما از دیگران می‌شنویم جوابش این هست که تو حرف نزنی، جواب ندهی سکوت بکنی.@اینکه من باید همیشه جواب بدهم جهنم درست می‌کند، یا می‌فرماید نصف شخصیت عاقل تحمل است، نصفش بی‌خیالی است، آدمی که قدرت تحمل دارد، قدرت بی‌خیال شدن دارد، این جهنم سراغش نمی‌آید.@آدمهایی که تحمل ندارند اهل جزع و فزع هستند، یا آدمهایی که بی‌خیال نیستند، هر چیزی را در ذهنشان می‌پرورانند، ول نمی‌کنند، دست برنمیدارند، نمی‌توانند این دغدغه‌های ذهنی‌شان را رها بکنند، این وسوسه‌های فکری و ذهنی را رها بکنند، این جهنم را محکم چسبیده در خودش نگه داشته.@این دغدغه فکری شبانه‌روز دارد این را می‌سوزاند، وسوسه اینطوری است، دغدغه‌های فکری و غلط دائماً آدم را شکنجه می‌دهد نمی‌گذارد آدم از حال و آینده‌اش لذت ببرد، گذشته را هم دائماً به رخش می‌کشد و نمی‌تواند شاد باشد، در حمله‌های شیطان حمله از عقب گفتیم شیطان دائماً گذشته را به رخ انسان می‌‌کشد.@یک کسی که نمی‌تواند بیخیال باشد تمرین فکری ندارد، فکرش را قوی نکرده که بیخیال گذشته باشد، بیخیال مردم باشد، چه کسی چه می‌گوید، چه کسی چکار می‌کند، این خیلی مهم است، علی (علیه السّلام) می‌فرماید که یکی از شروط ورود به بهشت این است که انسان با مردم آمیختگی پیدا نکند، مخالطت پیدا نکند، با آنها زندگی بکند اما با آنها قاطی نشود.@این قاطی شدن با آدمها باعث می‌شود برای انسان جهنم درست بشود، باید انسان یاد بگیرد با هر کس هست قاطی نشود، این قاطی شدن چون مریضی‌ها و مشکلات و آلودگی‌هایش را در روح شما می‌ریزد، وقتی که سقوط می‌کند تو را هم با خودش می‌برد.@اینها راههای است که امیرالمؤمنین (علیه السّلام) دارد به ما یاد می‌دهد برای بهشتی بودن، بسیاری از کلمات جوابش سکوت است، نصف شخصیت عاقل تحمل است، نصفش بی‌خیالی است، فرصت‌های خیلی قدرتمندی به ما می‌دهد، آدمی که اهل تحمل و بی‌خیالی هست یک آدم شادی است، من اگر بدانم قرار است با بیخیال نبودن، تندی، تیزی، جهنم بروم، جهنم را بشناسم خب نمی‌روم.@پس یاد بهشت و یاد جهنم هر دو برای ما آرامش و شادی می‌آورد، جهنم از این جهت که نمی‌روم به سمت خطری که غصه برایم بیاورد اضطراب می‌آورد، تندی می‌آورد، دعوا و ناراحتی و دلخوری می‌آورد به آن سمت نمی‌روم.@بهشت هم برای این هست که در همین دنیا از آن لذت زیادی ببرم، و اعمال صالح انجام بدهم، کارهای قشنگ انجام بدهم، عبادتهای خوب داشته باشم، نشست و برخاست‌های فوق‌العاده شیرینی با خانواده آسمانی، با معشوق اصلی‌ام خداوند تبار و تعالی، با ملائکة الله داشته باشد، این انسان را همیشه شاد نگه می‌دارد، انسان همیشه دلخوشی‌های بزرگ دارد وقتی که به یاد جهنم است، وقتی که به یاد بهشت است، کسانی اصلاً یاد بهشت و جهنم و در زندگیشان نیست دائماً یاد زهرمار و کوفت و درد و مرض می‌کنند.@

کسی که یاد آخرت را از زندگیش بیرون می‌برد، در روز به اینها فکر نمی‌کند، به جهنم، به بهشت، به لحظه با شکوه تولدش، از اینجا، این دائماً یاد چیزهایی را در زندگیش می‌کند که مدام برایش اضطراب و غصه می‌آورد، پنج سال مانده که ازدواج بکند اما هر شب خواب ازدواج می‌بیند، حالا ازدواج هم که به آن رسید انجام داد بعد می‌بیند که نه همچین آش دهان‌سوزی هم نبود، بعد هم کلی گرفتاری و نگرانی و ناراحتی هست.@الان ما 80 نفر از 100 نفر وقتی ازدواج می‌کنند از ازدواج پشیمان هستند از ازدواج می‌گویند چه غلطی کردیم پایمان را در این ؟؟؟ در چه جهنمی پا گذاشتیم، چون قبلش خودش را جهنمی کرده، این آدم بهشتی نیست، با وضعیت بهشتی نمی‌رود ازدواج بکند که اگر ازدواج کرد بهشت قویتری داشته باشد، با روح جهنمی می‌رود انتخاب همسر می‌کند برای خودش و برای بقیه جهنم درست می‌کند.@80% الان ما افراد شکست دارند، شکست یعنی جهنم؛ پس اگر کسی یاد بهشت و یاد جهنم کرد، این آدم یک آدم قوی، شاد، آرام هست، از دنیایش فوق‌العاده می‌تواند لذت ببرد، از ارتباط با دیگران خیلی می‌تواند محذوذ بشود، دیگران هم از ارتباط با این خوشحال هستند، شرم نیست، کفر نیست، درد نیست، این آدم بوی جهنم نیست.@یعنی وقتی به او نزدیک می‌شوی از او نمی‌ترسی، که این الان نق دارد، غر دارد، فحش دارد، فضیحت دارد، ناراحت است، به او برمی‌خورد، نه یک آدمی هست شاد است، یک آدمی هست که آرامش دارد، دوست داری کنارش باشی، چون بهشتی است، پس یاد معاد فوق‌العاده سازنده است.@چند تا روایت برایتان بخوانم اولیش از وجود مقدس نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید: «اُذْكُروا مِنَ‏ النَّارِ ما شِئْتُم‏، وَ لا تَذْكُرُونَ مِنها شَيْئاً إِلَّا وَ هِيَ أَشَدُِ مِنه» هر چقدر خواستید جهنم و آتش را یاد کنید، یاد آتش، یاد جهنم، ایستادید کنار گاز دارید غذا درست می‌کنید، آبجوش دارید درست می‌کنید ببین اگر این روی دستت بریزد چه اتفاقی می‌افتد، آتش جهنم اصلاً با اینها قابل مقایسه نیست.@بدان الان جهنمی نیستی، در جهنم نیستی، از حیاتت قدر بدان، پس از جهنم فاصله بگیر، با مظاهر جهنم که آشنا می‌شوی از آنها فرار کن؛ آتش است، گرما است، ذلّت است، خواری است، غم است، تاریکی است، تنهایی است، بی‌آبرویی است، اینها مظاهر جهنم است، آدم وقتی اینها را می‌بیند از آنها فرار می‌کند چه اشکالی دارد.@پیامبر می‌فرماید شما هر چقدر می‌خواهید تصور بکنید آتش جهنم را، هر چقدر یاد بکنید آن اصلش خیلی بالاتر است، می‌فرماید: «وَ لا تَذْكُرُونَ مِنها شَيْئاً إِلَّا وَ هِيَ أَشَدُِ مِنه» هیچی را شما یاد نمی‌کنید از جهنم مگر اینکه جهنم از آنچه که شما در ذهنتان هست خیلی شدیدتر است، لذا می‌گوید هر چقدر دلتان می‌خواهد یاد کنید، فقط آدم بلد باشد چطوری یاد بکند، نه اینکه یاد بکند بعد افسرده بشود.@یاد شاد بشود، جهنم را انسان را یاد می‌کند از آن پرهیز می‌کند، وقتی شما جهنم را یاد کردید، دیگر به راحتی عصبانی نمی‌شوید، به راحتی غصه نمی‌خورید، وقتی پیامبر شما دارد می‌گوید غصه مساوی است با جهنم، پس تو دیگر غصه نمی‌خوری وقتی جهنم است، می‌گویی من اصلاً حوصله آنجا رفتن را ندارم، برای چی من مدام غصه بخورم راجع به چیزی که ارزش غصه خوردن ندارد.@من ارزشم بالاتر از این هست که برای دنیا غصه بخورم، چون پیامبر می‌گوید هر کس برای دنیا غصه بخورد جهنمی می‌شود، من برای چی غصه بخورم جهنم آدم باید اینطوری یاد بکند، اگر آدم بداند برای هر بار ناراحتیش، هر بار غصه خوردنش، یک سهمی از جهنم برایش ثبتت می‌شود این کار را نمی‌کند برای چی غصه بخورم، وقتی قرار است من با غصه خوردن جهنم بروم چرا جهنم بروم.@باز روایت دیگری هست که شخصی می‌گوید که از پیامبر شنیدم «سَمِعْتُ‏ رَسُولَ‏ اللَّهِ‏ صلی الله علیه و آله و سلّم يَقُولُ‏» می‌شنیدم که پیامبر می‌گفت «لاَ تَنسَوا العَظیمَتَین، قُلنا وَ مَن عَظِیما؟ قال: اَلجَنَّةُ وَ النَّار» دو تا چیز عظیم را فراموش نکنید، گفتند این دو چیز عظیم چیست؟ فرمود بهشت و جهنم.@بهشت را انسان یاد بکند، دلتنگ باشد، شوق داشته باشد، از خدا بخواهد، شوق بهشت را داشته باشد، برایش گریه بکند، لحظه باشکوه که انسان آمرزیده می‌شود و وارد آنجا می‌شود، جهنم را یاد بکند گریه بکند، و خدا را شکر بکند که زنده است، و می‌تواند هر چه جهنم برایش هست با اعمال خیر از بین ببرد، می‌تواند با پرهیز از کارهای بد و انجام اعمال خیر جهنم را خاموش بکند.@این را بدانید محال است کسی در زندگیش یاد بهشت بیفتد، شوق داشته باشد، یاد جهنم بیفتد، بترسد، و خدا بهشت را نصیب او نکند و از جهنم دورش نکند، حدیثش را هم خواندم که اگر کسی روزی هفت بار بگوید خدایا از آتش به تو پناه می‌‌برم خداوند دیگر او را جهنم نمی‌برد.@انسان واقعاً بترسد که من واقعاً نمی‌خواهم آنجا بروم، نه اینکه یک کسی بیخیال جهنم باشد، سهل‌انگاری بکند، حضرت علی می‌فرماید: عذاب خدا و جهنم را کوچک نشمارید کسی که جهنم را کوچک می‌شمارد گرفتار جهنم می‌شود مثل یک آدم بی‌احتیاطی که خطرات را در نظر نمی‌گیرد دچار خطر می‌شود.@بی‌احتیاط است برق او را می‌کشد، بی‌احتیاط است با یک حیوان رابطه غلط برقرار می‌کند، حیوان او را می‌کشد، در رانندگی بی‌احتیاط است، سهل می‌شمارد، کوچک می‌شمارد خطرات رانندگی را تصادف می‌کند می‌میرد، یک کسی که جهنم را کوچک می‌شمارد جهنمی می‌شود.@حالا ولش کن، حالا چه اشکالی دارد، همین که از جهنم نمی‌ترسی گناه می‌کنی، راحت انسان گناه می‌کند، و یکی از چیزهایی که خشم جهنم و خشم خدا را برمی‌انگیزد همین است که یک کسی جهنم را کوچک می‌کند، عذاب الهی را کوچک می‌کند، گناه را کوچک می‌کند، گناهان خودش را کوچک می‌شمارد، بگوید ما چکار کردیم، دیگران را نگاه کنید چه گناهانی می‌کنند، این که چیزی نیست، همین که می‌گویی چیزی نیست این دیگر آمرزیده نمی‌شود.@یک موقع هست انسان یک گناه بزرگ انجام می‌دهد وحشت او را برمیدارد خدا او را زود می‌بخشد ولی یک موقع هست گناهانی را می‌کند می‌گوید اینها که چیزی نیست، این که عیبی ندارد، همین مقدار می‌بینی که دردسرساز می‌شود، چون که داری تحقیر می‌کنی، می‌فرماید این دو تا را خیلی یاد کنید، هم بهشت و هم جهنم، این دو تا را فراموش نکنید خیلی به انسان کمک می‌کند.@روایت بعدی از وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست، «أَكْثِرْ ذِكْرَ الْآخِرَةِ وَ مَا فِيهَا مِنَ‏ النَّعِيمِ‏ وَ الْعَذَابِ‏ الْأَلِيمِ‏ فَإِنَّ ذَلِكَ يُزَهِّدُكَ فِي الدُّنْيَا وَ يُصَغِّرُهَا عِنْدَك‏» همه آرامش و همه شادی، زیاد یاد آخرت بکنید، نعمت‌های فراوانی که آنجا هست، اینها را آدم باید وقت بگذارد بشناسد، نعمت‌های بهشتی را بشمار که چه چیزهایی در انتظارش هست، و عذاب آخرتی را هم بشناسد که اگر توبه نکند، گناه بکند، جسارت در گناه کردن داشته باشد، چه عذابی در انتظارش هست.@حضرت علی (علیه السّلام) در همین جمله که دارد راجع به جهنم می‌گوید که عذاب خدا را کوچک نشمارید، هم حضرت فاطمه دارد هم حضرت علی (علیه السّلام) دارد، فرمود شفاعت ما به بعضی از شما بعد از 300 هزار سال می‌رسد.@یک ذره فکر کن قرار است به بهشت بروی، الان به بهشت رفتی، آنجا نشستی، مست این بهشت شدی، اینقدر ذوق‌زدگی بهشت زیاد است، که پیامبر فرمود شخص اگر فرشته‌ها به فریادش نرسند از شدت خوشحالی می‌میرد.@حالا شما ببینید یک آدمی ذوق‌زده است وارد بهشت شده بعد وقتی در بهشت می‌نشیند در مرکز سلطنت خودش در بهشت می‌نشیند، آنجا مهمان که نیست، پادشاه است، یعنی اینطور نیست که آنجا برود آویزان این باشد در بهشت، یک کسی باشد کنار یک کسی، نه خودش آنجا پادشاه است، مؤمن پادشاهی می‌کند.@حالا در این مقر پادشاهی که در بهشت هست هر چه دلت می‌خواهد می‌آفرینی، هر چه دلت می‌‌خواهد سفارش می‌دهی، هر آرزویی داری آنجا هست، از هر چه خوشت می‌آید آنجا هست، حالا یک لحظه فکر کن که قرار نیست تو از آنجا هیچ وقت در بیایی، این چیزی است که ما به آن خیلی احتیاج داریم.@یک کسی که می‌خواهد خالص بشود، اگر کسی می‌خواهد قوی بشود، شاد بشود، آرامش داشته باشد به این فکر بکند، اگر کسی می‌خواهد از جهنم فراری باشد، قدرت جهنم نرفتن را پیدا بکند، باید این یادش باشد که من هیچ وقت از این بهشت خارج نمی‌شوم، تا ندارد، کی.@یک ذره فکر کنید، این خلوت لازم دارد، این تنهایی می‌خواهد، باید یک جایی بنشینی، همانطور که اولیاء الهی داشتند، و فکر کنی وقتی که بهشت را مطالعه می‌‌کنی حواست باشد که دیگر از آن بیرون نمی‌آیی، آخر ندارد، برو تا کجا می‌روی، یک میلیون، دو میلیون، یک میلیارد سال، هزار میلیارد سال، ته ندارد.@حالا این را نگاه کنید در مقابل عمری که در دنیا به اندازۀ عمر رحمی جنین در دنیا هم نیست، جنین می‌گوید من 9 ماه در رحم مادرم بودم این 9 ماه در مقابل 90 سال می‌شود یک دهم، یک یازدهم، یک کسری است، ولی عمر دنیا در مقابل ابدیت و آخرت هیچ است، قرآن می‌گوید وقتی به آنها می‌گوییم در دنیا چقدر بودید؟ می‌گویند یک روز، نصف روز ما زندگی کردیم «لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ» اصلاً این عمر هیچی نیست.@آنوقت بعضیها برای همین اینقدر حماقت دارند، انقدر جهالت دارند، برای این چیزی که الان نصفش را گذرانده 20 سال، 30 سالش را گذرانده و چیزی از آن نمانده ببین چه جهنمی درست می‌کند، با پدر، با مادر، با همسر، با فرزند، با خواهر و برادر، با اطرافیان، با همسایه، مگر تو چقدر می‌خواهی زندگی بکنی، یک ابدیت سر راهت هست، یک بهشت، اگر اشتباه بکنی یک جهنم 300 هزار ساله، 300 هزار سال را یک ذره فکر کنید نسبت به عمر دنیا.@می‌ارزد آدم اینطوری زندگی بکند، بد زندگی بکند، جهنمی زندگی بکند، چقدر است این، این چشم به هم بزنی تمام شده، بعد هم جهنمی زندگی نکردن، شادی می‌آورد، آرامش می‌آورد، آدم از زندگی دنیایش لذت می‌برد، مگر چه اشکالی دارد آدم جهنمی زندگی نکند، ما چقدر شهوت داریم که حتماً خودمان را جهنمی کنیم.@حتماً اینطوری لباس بپوشیم که حتماً جهنم برویم، حتما اینطوری حرف بزنیم ادبیاتمان اینطوری باشد که جهنم برویم، حتماً فلان چیزها را بخوریم که ما را جهنمی بکند برای جهنم رفتن چه اصراری داریم که با خدای به این مهربانی و خوبی جنگ بکنیم، در واقع با خودمان داریم جنگ می‌کنیم، برای چی؟@یک ذره انسان فکر بکند برای چی با خدا جنگ بکنم، برای چی این خدای مهربان دستوراتش را اجرا نکنم، دستوراتش را اجرا می‌کنم برای اینکه بهشت بروم عالیترین درجاتش، من دستوراتش را اجرا می‌کنم که جهنمی نشوم و بهترین زندگی را داشته باشم، چرا ما باید اینقدر لجباز باشیم که با خدا لج بکنیم؟@تو زندگی بعضیها عاشق جهنم می‌شوند و از بهشت متنفر هستند، یعنی هر چه مظاهر بهشتی هست، این هر چه بوی بهشت می‌دهد از آن متنفر است، هر چه بوی جهنم می‌دهد خوشش می‌آید، آدمهای جهنمی دوست دارد، مجالس و مهمانی‌های جهنمی را دوست دارد، دوستان جهنمی را دوست دارد، مکانهای جهنمی را دوست دارد، خوردنیهای جهنمی را دوست دارد.@اگر تو بدانی باطن این خوراک جهنمی می‌شود حمیم و زقّوم و چرک و خون و آتش آن را می‌‌خوری، مال حرام را با شهوت زیاد می‌خورد، راحت خمس نمی‌دهد، مثلاً خمس چیست، زکات چیست، مال حرام راحت می‌خورد، این در عملش، در اخلاقش هم که راحت حسادت می‌کند، راحت دروغ می‌گوید، راحت بدجنسی دارد، راحت دیگران را اذیت می‌کند، این زندگی شد، که آدم اینقدر علاقمند به جهنم باشد.@این دو تا را خیلی یاد بکنید، حالا چه تأثیری دارد؟ این قسمتش خیلی معجزه است «فَإِنَّ ذَلِكَ يُزَهِّدُكَ فِي الدُّنْيَا» تو به مقام طمأنینه و آرامش می‌رسید، زهد را بارها معنا کردیم یعنی نه وقتی که نعمت داری، نعمتی نصیب تو می‌شود، ذوق‌زده هستی، به دیگران فخر می‌فروشی به خاطر نعمتهایی که به تو دادند، سرخوشی می‌کنی، نه وقتی از تو گرفته می‌شود، غصه می‌خوری چون آرامش داری.@این نعمت نصیبش می‌شود هر چه که خدا به او داده می‌‌گوید خدایا شکرت، این را مایه جهنم رفتن من این نعمت را قرار نده، این خوشکلی که به من دادی، این خوش هیکلی، این شهرت، این قدرت، این لذت، این پول، این ثروت، این علم، این صدای خوش، این آبرویی که به من دادی، این خانه قشنگی که به من دادی، این مرکبی که به من دادی من را جهنمی نکن.@بعضی‌ها با وسیله نقلیه‌شان جهنم می‌روند، با همین پُز دادنش، با قیافه‌اش، با هیکلش، با اندامش، با جسمش برای خودش جهنم درست می‌کند، این را من به تو دادم که تو از آن لذت ببری، ندادم که تو با این قیافه به بقیه فخر بفروشی، اندام و هیکلت را به نمایش بگذاری، فتنه درست بکنی، شهوت درست بکنی، جهنم درست بکنی.@این را که برای این کار من به تو ندادم، من این را دادم که تو از زندگیت لذت ببری استفاده حلال از آن بکنی، با من درگیر نشوی با نعمتی که به تو دادم، با نعمت من به جنگ من نیایی، خودم به تو دادم حالا چرا با من به خاطر نعمتی که به شما دادم با من می‌جنگید یک ذره ثروت به شما می‌دهم طغیان می‌کنید «كَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى‏ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى‏».@دیگر من را فراموش می‌کنید، آخرت را فراموش می‌کنید، فقرا را فراموش می‌کنید، وقتی ثروت دستت می‌آید، نمی‌گویی این ثروت وسیله امتحان است، ذوق‌زده می‌شوی، من الان اینقدر ثروت دارم، بعد هم با آن معصیت می‌کنی، عیاشی و کیافی و پُز دادن به این و آن به جای اینکه به فکر فقرا و دیگران باشی.@هر نعمتی که به شما می‌دهم به خاطرش با من جنگ می‌کنید «يُزَهِّدُكَ فِي الدُّنْيَا» یعنی وقتی کسی یاد بهشت و یاد جهنم است دیگر امکان ندارد از نعمت خدا علیه خدا سواستفاده بکند، دیگر با نعمت خدا به جنگ خدا نمی‌رود، «يُزَهِّدُكَ» یعنی نه شنگولی می‌کند، نه غصه می‌خورد، جهنم را یک کسی بشناسد برایش کافی است، دیگر این آرامش دارد، شادی دارد، راحت است، خوب زندگی می‌کند، در بلا خوش است، در خوشی هم خوش است.@بلا که دارد می‌گوید این امتحان الهی است می‌گوید من پیروز بیرون باید بیایم، کفارۀ گناهانم هست، درجات آخرتی است باز شاد است، نعمت هم خدا به او می‌دهد باز شاد است، اما هیچ وقت با نعمت خدا طغیان نمی‌کند@از نعمت خدا علیه خدا یعنی علیه چه کسی؟ علیه خودش استفاده می‌کند، با یک انگشتر، با یک خودنویس، با یک شلوار، با یک لباس، با یک چشم و ابرو، با یک هیکل، با یک مدرک تحصیلی، با یک ثروت جهنم نمی‌رود، ظرفیت دارد، شخصیت دارد، کسی که شخصیت داشت اصلاً از اینها سوءاستفاده نمی‌کند.@یعنی هر چه خدا به او می‌دهد سوءاستفاده نمی‌کند، چون وزن دارد، عشق دارد، دل دارد، دلدادۀ خداست، دلدادۀ خانواده آسمانیش هست، ظرفیت دارد، از اینها فقط در راه خدا استفاده می‌کند، و برای آخرت‌سازی و بهشت‌سازی استفاده می‌کند، از اینها برای خاموش کردن جهنم استفاده می‌کند، از نعمت‌هایی که خدا به او داده، یا خاموش کردن جهنم، یا ساختن بهشت و بالاتر از بهشت.@بالاتر از بهشت عشق است، بالاتر از بهشت دلدادگی است، دوستی است، محبت، صفا، صمیمتی است که انسان بین خودش و اعضای خانواده آسمانیش برقرار می‌کند، این عرضۀ یک آدم در استفاده کردن از نعمتهایی هست که خدا به او داده است.@«فَإِنَّ ذَلِكَ يُزَهِّدُكَ فِي الدُّنْيَا» تو را به زهد می‌رساند، زهد یعنی به هیچ وجه هیچ چیز نمی‌تواند تو را به اضطراب در بیاورد؛ ما یک معلم داشتیم خدا رحمتش بکند، یک کارگر کارخانه چیت‌سازی بود، معلم قرآن من بود، آیت الله نبود که تو حوزه درس خوانده باشد، نه یک کارگر کارخانه چیت‌سازی بود، معلم قرآن ما بود.@ماشین او را زد، یک ماشین به شدت در خیابان به او زد، او یک رمقی داشت که بتواند بلند بشود و حرف بزند قبل از مرگش، چون با همان تصادف از دنیا رفت، یک کسی را ماشین بزند شما بروید او را در خیابان پرت بکنید این الان باید به چه چیزی فکر بکند، الان تصور بکنید ماشین به تو زده تو را پرت کرده و تو می‌دانی با این تصادف کارت تمام است داری آنطرف می‌روی.@به راننده می‌گوید زود یک قلم و کاغذ بیاور من بنویسم تقصیر تو نبود کسی با تو کاری نداشته باشد، یک قلم و کاغذ می‌آورد می‌نویسد تصادف تقصیر من بود با راننده کاری نداشته باشید، امضا می‌کند، این یک عمر آرامش داشته، بهشت یعنی این، فکر این هست کسی به خاطر او به دردسر نیفتد، کسی به خاطر او آبرویش نرود، کسی به خاطر او سختی نکشد، کسی به خاطر او اذیت نشود.@بعضیها اینقدر خودشیفته هستند که به خاطر خودشان یک نفر نه، صدها نفر را دچار دردسر می‌کنند، پدر، مادر، خواهر، برادر، فامیل، آبروی همه را می‌برند، همه را داغون می‌کنند، به خاطر خودشیفتگی و هوای نفس خودشان، این آدم ماشین او را زده دارد می‌میرد، می‌گوید قلم و کاغذ بیاور من بنویسم که تو تقصیرکار نبودی، این تعادل است.@«يُزَهِّدُكَ فِي الدُّنْيَا وَ يُصَغِّرُهَا عِنْدَك‏» دنیا را پیش تو خیلی کوچک می‌کند، خیلی پست می‌کند، خوردنیها، شنیدنیها، دیدنیها، حقارت می‌آورد، دیگر تو برای آن جهنمی نمی‌شوی، رفتی خانه یک نفر دیدی خانه‌اش اینطوری است، یا در تلویزیون خانه‌ها را نشان می‌دهند.@آشپزخانه‌ها را نشان می‌دهند، لباس‌ها را نشان می‌دهند، مبلمان را نشان می‌دهند، تجهیزات آشپزخانه را نشان می‌دهند حقارت سراغت نمی‌آید، آخ آخ ما نداریم، پس ما هم باید برویم دو شیفت کار کنیم، یا دزدی بکنیم مثل اینها خانه‌مان اینطوری بشود، به خاطر مستأجر بودنش حقارت ندارد، به خاطر اینکه ندارد تحقیر نمی‌شود، چون این آدم شخصیت دارد، این آدم آرزوی زندگی هیچ کس را نمی‌خورد چون شخصیت دارد.@اصلاً این آدم آرزو نمی‌کند جای کسی باشد، چون خودش قیمت و شخصیت دارد، اصلاً اینطوری نیست که بگوید کاش من جای فلانی بودم، این آدم اگر یک همسر بد داشته باشد، نمی‌گوید ما هم چقدر بدبخت بودیم یک همچین آدم اینطوری گیرمان آمد، چون خودش شخصیت دارد، با شخصیت شوهرش احساس شخصیت نمی‌کند، با بی‌شخصیتی شوهرش هم احساس بی‌شخصیتی نمی‌کند، یاد معاد این کار را با آدم می‌کند.@چون انسان خودش با خودش سر و کار دارد، یاد معاد به تو می‌فهماند که تو در شکم مادر پنج قلو هم که باشی هر کدامتان موقع تولد فقط دریافت‌های خودش از رحم مادر را می‌برد آن چهارقلو بودن و نبودنش کاری با ما ندارد، یاد معاد به تو یاد می‌دهد که تو آدم باشخصیتی بشوی، حسرت هیچ کس را نداشته باشی، آی ای کاش من جای فلانی باشم اصلاً اینطوری نیست.@

من الان شب جمعه است، عشق شب جمعه است، شب جمعه شب جشن است، من الان می‌خواهم بروم در این بهشت حضرت عبدالعظیم، سه تا بزرگوار الان مهمان من منتظر من هستند، من را دعوت می‌کنند آنجا می‌روم، اینکه به دلت می‌زند یعنی بلند بشو بیا، کارت دعوتشان دلی است، کارت دعوت ظاهری که برایت نمی‌فرستد، پیامکها در قلب دریافت می‌شود.@خدا رحمت کند آیت الله بهاءالدینی را، یک بنده خدایی رفته بود جمکران آمده بود یک ذره مشکلات داشت خدمتش، آقای بهاءالدینی گفت کسی که می‌تواند برود جمکران بایستد 100 بار در هر رکعت بگوید (ایاک نعبد و ایاک نستعین) این آدم غصه دارد.@من الان حضرت عبدالعظیم دعوتم می‌کند، امام رضا دعوتم می‌کند، امام حسین دعوتم می‌کند، اینها که ذلیل یک کس دیگر هستند اسمش خدا است، او من را دعوت می‌کند، شب، سحر، وقت، بی‌وقت، همه جا من را می‌خواند به رفاقت و صمیمیت و انس و هم صحبتی با خودش، غصه دارم بخورم برای چی.@بله مؤمن دغدغه دارد، مشکلات مالی دارد، دغدغه جسمی و بیمارستانی دارد، دغدغه خانوادگی دارد، غصه ندارد، دغدغه دارد، باید اینها را برطرف بکنید، با آرامش اینها را انجام بدهی در آن شادی و ثواب هست، هیچ وقت غمگین نیست، احساس بدبختی اصلاً ندارد.@الان بدهکار است احساس بدبختی می‌کند؟ نه خب بدهکار هستم، باید قرضم را ادا بکنم، مؤمن برایش مشکل پیش می‌آید، گرفتاری می‌آید، کمبود می‌آید، مؤمن بالاخره در زندگیش این چیزها هست، یک کسی را می‌بیند، یک کسی مریض می‌شود، خودش مریض می‌شود، خودش گرفتار می‌شود، ولی مؤمن شاد است.@چون در یک دستگاه مهربان دارد زندگی می‌کند، در یک دستگاه کریم دارد زندگی می‌کند، با یک خدایی زندگی می‌کند که در مقابلش نیست کنارش است در آغوش این خدا است، این خدایی است که می‌گوید اگر گناه بکنی آشتی بکنی تمام گناهانت را ثواب می‌کنم، دیگر با این خدا می‌خواهی چکار بکنی.@این خدایی است که می‌گوید اگر تو یک مسیری را اشتباه رفتی زندگیت پر از مشکلات و مصائب شد، من به خاطرش گناهانت را می‌آمرزم، شوهرت اذیتت می‌کند، زنت اذیتت می‌کند، پدر و مادر اذیتت می‌کنند، خواهر و برادر اذیتت می‌کنند، بابت تمام این اذیت‌ها من تو را پاک می‌کنم به تو درجه می‌دهم، با این خدا مگر غصه و حقارت و بی‌شخصیتی سراغ آدم می‌آید.@با داشتن امیرالمؤمنین آدم یک امیرالمؤمنین دارد حظ دنیا و آخرت و را می‌برد، یک پدر به این مهربانی، و این پدر آخرت هم نیست، بعضیها می‌گویند ما بمیریم بعد برویم برزخ، بعد برویم قیامت، بعد برویم کنار حوض کوثر، آنجا امیرالمؤمنین را ببینیم، این حرفها چیست، امیرالمؤمنین همین جا با تو رفاقت برقرار می‌کند، شخصی، حضوری، فردی، حضرت زهرا همین جا با تو رابطه برقرار می‌کند، نقد است نسیه نیست، خدا خودش نقد است.@ما این همه لذات داریم، این همه شخصیت داریم باز می‌رویم گدایی عاطفه می‌کنیم از این و آن، آویزان این و آن می‌شویم به خاطر بی‌شخصیتی، یک کسی به ما محل بگذارد، یک کسی به ما توجه بکند، یک کسی به ما محبت بکند، تو ذاتاً ثروتمند آفریده شدی، ذاتاً با شرافت، با عزت، با شخصیت آفریده شدی خودت را بی‌شخصیت نکن.@«وَ يُصَغِّرُهَا عِنْدَك‏» دنیا را پیش تو کوچک می‌کند، وقتی تو یاد بهشت و جهنم هستی، اصلاً اینجا برای تو فرق نمی‌کند اینجا چه چیزی بخوری، غذایت چه چیزی باشد، سفره‌ات چه چیزی باشد، چه چیزی بپوشی، دیگر غصه اینها را نداری، به خاطر لباست تحقیر نمی‌شوی، به خاطر نداشتنت، به خاطر غذایی که خیلیها می‌خورند و تو نمی‌توانی بخوری، هیچی دنیا را پیش تو کوچک می‌کند.@انسان وقتی آخرت را شناخت می‌فهمد که هر چه دنیایش تلخ‌تر است آخرتش شیرین‌تر است، از تلخی‌هایش شیرینی آنجا را می‌فهمد نه اینکه بنشیند حقارت بشود بعد احساس بدبختی بکند، از اذیت‌ها لذت می‌برد.@امام (رحمت الله علیه)، مرحوم علامه (رحمت الله علیه) مرحوم علامه به دخترش، امام به نوۀ دختریش، فرمودند ما حاضر هستیم ثواب همۀ عبادتهای (عبادتهای آنها با عبادتهای ما خیلی فرق دارد) علامه یک کسی بود وقتی با فرزندانش حرم می‌رفت می‌گفت (السلام علیکِ یا بنت رسول الله) سلام که می‌کرد به خانم فاطمه معصومه بعد به فرزندانش می‌گفت جواب سلام را شنیدید خانم جواب سلام داد.@امام می‌گوید من حاضر هستم همه عبادتهای عمرم را بدهم ثواب اذیت بچه‌داری‌ات را به من بدهی، حالا این مادر، حالا بخصوص اگر طلاق گرفته باشد اذیت بچه چند برابر می‌شود، شوهرش مرده باشد، اذیت بچه چند برابر می‌شود، زنش از او جدا شده باشد بخواهد بچه‌داری بکند، زنش مرده باشد بخواهد بچه‌داری بکند اذیت بیشتر می‌شود.@این آدم یعنی یک ثروت عظیم به او روی آورده، این افتاده در یک سلوکی که ممکن است خودش عبادتش کم باشد یا ضعیف باشد، اما ثواب اذیت همسر، اذیت خانواده را تحمل کردن آدم را تا بینهایت بالا می‌برد، این دیگر از اذیت‌هایی که می‌شود، احساس خوردی اعصاب نمی‌کند، من روانی شدم از دست این بچه‌ها از دست فلانی روانی شدم، اوج می‌گیرد بالا می‌رود.@این دیگر اینطور نیست که نق و غر داشته باشد، این آدم اصلاً آدمی نیست که اگر یک کسی او را از خواب بیدار کرد بلند بشود اعصابش خورد باشد، نه، بچه سروصدا می‌کند او را از خواب می‌پراند، این آدم چون می‌فهمد دارد چکار می‌کند ده بار که از خواب بلند می‌شود، ده بارش هم می‌تواند اراده بکند دوباره بخوابد، پنج دقیقه می‌خوابد.@جهنمی است که وقتی در رختخواب می‌رود، اینقدر روحش را آلودۀ حقارت‌های دنیا و نداری‌های دنیا و جیفه دنیا کردند باید یک ساعت همینطوری در رختخواب پیش بخورد تا خوابش ببرد، تازه هم وقتی می‌خوابد اول دردسرش هست چون خوابهای وحشتناک می‌بیند، یعنی در خواب هم تا صبح داشته جنگ می‌کرده، این چه زندگی است.@بهشت و جهنم نمی‌گذارد تو اینقدر با خواهرت قاطی بشوی که شب تا صبح خواب جنگ کردن با خواهرت را ببینی، یا با شوهرت را ببینی، یا با زنت را ببینی، یا با مردم را ببینی، بهشت و جهنم وقتی یادش می‌افتی تو را پاک نگه می‌دارد، این آدم کارگر، یک کارگر مؤمن است ماشین او را زده در لحظه مرگ یادش هست که راننده به خاطر من دردسر نکشد.@یک کسی می‌بینی حالا یک موتور به او می‌زند چهار تا چرخ هم می‌خورد بعد می‌بینی به 500 نفر پیامک می‌دهد، عکسش هم می‌اندازد، ببین من اینجای بدنم کبود شده روی صفحه می‌گذارد برای همه می‌فرستد، من تصادف کردم، الان حالم خیلی بد است، الان تنگی نفس گرفتم، الان چه شد، چه خبر است.@«يُزَهِّدُكَ» تو را تزهید می‌کند، «يُزَهِّدُكَ فِي الدُّنْيَا وَ يُصَغِّرُهَا عِنْدَك‏» تو را در دنیا به زهد می‌رساند، دنیا را پیش تو کوچک می‌کند، آرامش داری، ما باید یک مقدار از جهنم فاصله بگیریم، یک مهمان می‌خواهد برایش بیاید تا این مهمان بیاید و برود این صد بار خودش را جهنمی می‌کند، فشار قبر باید تحمل بکند، راحت نمی‌تواند در شادی مهمانی بدهد، اینقدر حرص و جوش می‌خورد تا یک مهمانی بدهد.@دنیا و مظاهر دنیایی پیش او بزرگ است هر کدام می‌تواند اعصابش را به هم بریزد، اگر یک کاری کردی دست دنیا به تو نرسد شخصیت پیدا کردی به بهشت می‌روی، آدم همین جا باید بهشت برود و نگذارد دنیا دستش به او برسد.@این سؤال را یادتان نرود، فرمول خوبی است، هر وقتی دیدید یک چیزی دارد شما را غصه‌دار می‌کند، این سؤال را از خودتان بکنید، بگویید این هم غصه داشت، این هم غصه دارد؟ این هم ناراحت شدن دارد؟@جلوی آینه بایست به خودت بگو خجالت نکشیدی اینقدر تو حقیر بودی برای این چیزها غصه خوردی، برای این چیزها داد زدی، کتک زدی، برای این چیزها حسودی کردی، برای این چیزها دروغ گفتی، خود خجالت نکشیدی اینقدر کوچک هستی برای این چیزها، آدم باشخصیت است، وزین است، قدرتمند است، نمی‌گوییم اصلاً به هم نمی‌ریزد اما به راحتی به هم نمی‌ریزد.@یاد جهنم و بهشت این کار را با آدم می‌کند، بعد این بیکار می‌نشیند داستانهای جنایی، حوادث روزنامه را می‌خواند، آقا تو یک ذره وقت بگذار راجع به بهشت و جهنم فکر کن آیات را ببین، احادیث را ببین، لذت ببر، و اینها را در زندگیت بیاور، و دائماً به یادش باش.@این چیزی است که با ما خیلی فاصله کمی دارد، برو بهشت زهرا ببین کسانی که از تو چقدر جوانتر بودند رفتند، «اَقْرَبُ الشَیئ اَلاَجَل» امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود نزدیکترین چیز به انسان اجلش هست، یک چیزی که اینقدر به ما نزدیک است ما اینقدر از آن غافل هستیم، دور هستیم، بد فکر می‌کنیم، حالا فکر می‌کنیم من قرار است حالا حالاها زندگی کنیم، چه تضمینی هست.@بله اگر زندگی کردی، ان‌شاءالله شاد و آرام و بهشتی زندگی کن، اما الان مسأله مهم این هست که اگر الان بروی بهشت بروی، الان بروی جهنم نروی، این خیلی مهم است، یک طوری زندگی کن که اگر همین الان رفتی بهشت بروی.@یک وقت بگذاریم اگر یک کسی برای اینها وقت گذاشت دیگر وسواس فکری ندارد چون فکرش پاک و طاهر است میداند باید کجا وقت بگذارد، اصلاً آدمی نیست که وقت داشته باشد به این چیزها فکر بکند، اصلاً وقت ندارد به چیزی که منفی است فکر بکند.@به چیزی که بد است بنشیند فکر بکند، به چیز دلهره‌آور، به چیز ناراحت‌کننده، من یک ابدیت جلویم است من راجع به چه چیزی بنشینم فکر کنم، اصلاً این دچار افکار پریشان و منفی نمی‌شود، آدمی که یاد معاد است، یعنی بهشت و جهنم را یاد می‌‌کند، اصلاً شیطان نمی‌تواند راحت آن چهار تا حمله را روی او انجام بدهد، حمله جلو، عقب، راست، چپ، این اصلاً دلشوره آینده را ندارد، این خاطرات گذشته اصلاً اذیتش نمی‌کند، گذشته هر چه می‌خواهد باشد، اینقدر شاد است، شنگول است، عالی است.@می‌گوید وقت ندارم راجع به چیزهای منفی فکر بکنم، راجع به چیزهای منفی غصه بخورم، بعد حالا این فکر منفی را دارد، به صد نفر دیگر هم زنگ می‌زند می‌گوید آنها را هم آلوده می‌کند خواستم ببینم نظر شما راجع به این چیست؟ راجع به جهنمی که این دارد به آن فکر می‌کند، با رفیقانش، دوستانش همه را می‌خواهد آلوده بکند.@تو خودت بزرگ باش اصلاً به این چیزها فکر نکن، آدم یک فکر پاک، زکی، مستقیم، قدرتمند دارد، مدام باید ما با یاد بهشت و جهنم تمرین کنیم دنیا ما را اذیت نکند چون اذیتمان بکند یعنی آتشمان می‌زند، پس به آن فکر نکنیم.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@