جلسه 018 - انسان در گستره منازل آخرت
شماره جلسه
18
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
6
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 018 - انسان در گستره منازل آخرت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ تذکرات در مورد موت را دادیم عوامل آسانی سکرات موت را هم یکبار دیگر فشرده من عرض کنم که عبارت بودند بعد از انس به خدا و انس به اهل بیت صله ارحام بود که توضیح دادیم نیکی به پدر مادر بود کمک به فقرا و افراد بیبضاعت بود روزه گرفتن بود که اینها را توضیح دادیم.@ رسیدیم به موت یعنی مرحله دوم که آخرین جلسات سال گذشتهمان بود که درباره قبر رسیدیم به قبر، در مورد قبر ما سه مسئله داشتیم یکی وحشت قبر بود یکی سؤال قبر بود یکی حساب قبر بود که یک مقدار چیزهایی که در مورد قبر فشار قبر میاورد یا فشار قبر را برمیدارد گفتیم که اینها را هم مختصر عرض میکنیم.@ اما خود مردن خیلی مهم است یعنی لحظهای که انسان دیگر تمام میکند و وارد مرحله جدید میشود مثل یک زایمان میماند لحظهای که بچه کاملاً از شکم مادر در میاید و متولد به اینجا میشود داستان اینجا شروع میشود ما لحظهای که کاملاً ارتباطمان قطع میشود با دنیا، وارد آنطرف میشویم این لحظه لحظه بسیار حساس و تعیینکنندهای است.@ یعنی نحوه ورود به این عالم خیلی تعیینکننده است چه کسی چطوری متولد میشود آدمها به تعداد شخصیتهایشان نحوه ولادت دارند مثل بچهها، گفتیم تولدها چندتاست؟ پنج تا سالم، سالم قوی، ناقص، بیمار، ضعیف از رحم مادر به دنیا عین این پنج نوع تولد را هم از رحم دنیا به برزخ را داریم.@ ولی هر کدام از اینها بینهایت افراد دارند یعنی ما تولد سالم به تعداد بچههایی که تا حالا سالم متولد شدند تعریف دارد یعنی مثلاً گفتیم دو کیلو را سالم میگیریم دو کیلو 100 دو کیلو 50 دو کیلو 200 دو کیلو 210 هر چقدر شده تا پنج کیلو برو بالا ما سالم میگیریم چشم چقدر گوش چقدر مغز چقدر همه اینها تعریف دارد به تعداد آدمها ما تولد سالم داریم در تولدهای سالم، تولد کلی سالم بینهایت مرتبه دارد.@ آدمهایی هم که میروند در بهشت مراتبشان اینطوری است یعنی به تعداد شخصیت خودشان به شکل شخصیت و نفس خودشان بهشت خودشان را میبینند یعنی بهشتت هر طور قرار است باشد مثلاً دانشگاهش کدام دانشگاه آنجا ثبتنامت میکنند دانشگاه امیرالمؤمنین دانشگاه حضرت مجتبی دانشگاه امام حسین چون اینها با همدیگر فرق میکند.@ دانشگاه علی اکبر دانشگاه اباالفضل دانشگاه حضرت ابراهیم دانشگاه حضرت داوود کجا؟ پیش کدام پیغمبر؟ پیش کدام امامزاده پیش کدام امام قرار است بروی بیشتر مهمان کدامشان میشوی در کدام مهمانیها شرکت میکنی در کدام مهمانیها دعوت داری در کدام مهمانیها دعوت نداری در کدام مهمانیها چه چیزی گیرت میاید؟@ قصرهایت چطوری هست همسرانت چطوری هستند موسیقیهای آنجا چقدر از آن استفاده میکنی شرابهای آنجا غذاهای آنجا گوشتهای آنجا تختخوابت چطوری هست آبهایی که میخواهی استفاده بکنی لذتهایت مهمانیهایت مسافرتهایی آنجا مسافرت داریم مسافرتهایی که داری به قسمتهای دیگر بهشت، سرزمینهای دیگری که در آن عالم هست.@ چون بینهایت بزرگتر از اینجاست چقدر بزرگتر از اینجاست به اندازهای که دنیا از رحم مادر بزرگتر است دنیا چقدر از رحم مادر بزرگتر است به همان اندازه قبر هر یک نفر بزرگتر از کل دنیاست و انسان مسافرت دارد به بهشتهای دیگر به جاهای دیگر به سرزمنیهای دیگر.@ مثلاً یک موقع حضرت ابراهیم یک دعوتنامه به او میدهد میگوید این هر وقت رفته حضرت عبدالعظیم زیارت کرده اول به ما گفته(السلام علی ابراهیم خلیل الله) بالأخره با ما رفیق بوده اینطوری نرفته از در وارد بشود بچسبد ضریح را ببوسد زیارتنامه نخواند.@ حضرت آدم میگوید این هر دفعه رفته زیارت حضرت معصومه زیارت حضرت عبدالعظیم این همیشه میگفته(السلام علی آدم صفوۀ الله) نوح میگوید با ما رفیق بوده بالاخره دعوتنامه میفرستند به زیارتشان میرویم انشاء الله پیغمبر میگوید حضرت حیحوق میگوید این آمد تویسرکان زیارت ما را کرده اینطور نبوده که برود تویسرکان باغ بگردد گفته بگردم امامزاده کجاست.@ فلان شهر رفته قبر فلان پیغمبر بوده آنجا رفته زیارت کرده بالاخره اینها پاسخ کارهای شما را میدهند امامزادهها شهدا همه اینها که شما سر قبرشان میروید یا یادشان میکنید مثل امشب که برای همه آنها صلوات میفرستید اینها همه خودشان را موظف میدانند که در بهشت برای شما جبران بکنند.@ بنابراین سفر آدم زیاد دارد مهمانی خیلی بیشتر از مهمانی اینجا هست سفرها دعوتها مهمانیها جلسات دانشگاهها مراکز علمی خیلی خبرها هست آنطرف، یک زندگی فوقالعاده پیشرفته آنطرف در عالم برزخ ولی برای اینکه برای هر کس چطوری باشد بسته به این هست که داراییش در دنیا چقدر است.@ روحش چه شکلی است روحش چقدر بلد است از آن سرزمینها استفاده بکند چقدر قدرت بهرهمندی از آنجا را دارد از مراکز علمی آنجا از ائمه از معصومین از خود خدا چقدر میتواند استفاده بکند چقدر به او فرصت میدهند در بهشت مثلاً یک زمانی بلند بشود برود پیش خدا خصوصی با خدا فقط بگوید بشنود این خیلی مهم است این دارایی تو هر چه میبری همانطور هست.@ لذا این ورود خیلی مهم است شما وقتی از اینجا کنده میشوی با چه دارایی وارد برزخ میشوی وارد آن عالم بسیار باشکوه بسیار با عظمت بسیار پیشرفته بسیار زیبا بسیار لذتبخش چطوری میخواهی وارد بشوی چقدر آمادگی داری برای ورود به آنجا.@ در دنیا چقدر عشق آنجا را شوق آنجا را داشتی که حالا میرسیم به روایتهایش ببین چه غوغایی کرده معصوم آنجا، پس مرگ برای تعداد آدمها همانطور که گفتم فرق میکند با درد است بیدرد است با غصه است بیغصه است با اضطراب است بدون اضطراب است در سرمستی و خوشی است خوشیش چند درجه است چند تا معصوم استقبال این شخص میایند.@ پنجتن میایند یکیشان میاید چهارده تایشان میایند انبیاء چند تا میایند امامزادهها چند تا میایند شهدا چند نفر میایند علما چند نفر میایند استقبال این اصلاً همه چیز به تعداد برای اینکه تو باید تعیین بکنی چکار باید بکنی همه را باید اینجا تصمیمش را بگیری باید برایش برنامهسازی بکنی باید برای آن زندگی بزرگ و باشکوه از الان بنشینی برنامه بریزی.@ رفیقهایت را خودت تعیین میکنی کجا مهمانی میروی خودت تعیین میکنی دانشگاهت را خودت تعیین میکنی مراکز علمی را خودت باید تعیین بکنی سفرها مسافرتها مهمانیها لذتهای آنجا میزان مهمانی که با خدا داری همسرانت شکل همسرانت را هم خودت باید تعیین بکنی چه شکلی باشند خودت باید تعیین بکنی چطوری باشند خودت باید تعیین بکنی خادمانت همه چیز خودت باید تعیین بکنی.@ آنجا اتاقت تختخوابت و مدل تختخوابت جنس ساختمانی که قصر تو در آنجا هست تو باید تعیین بکنی که جنس باید چه باشد رنگش چطوری باشد مدلش چطوری باشد همه را تو باید تعیین بکنی اینجا، باید بنشینی برایش فکر بکنی.@ الان میبینی یک آدمی صد متر زمین دارد میخواهد بسازدش یک خانه دو طبقه برای هزار تا چیزش مینشیند فکر میکند سی جور نقشه میریزد به هم میزند پلهاش کجا باشد پاسیونش کجا باشد طبقات چطوری باشد اتاقها چطوری باشند حمام چطوری باشد توالت چطوری باشد آشپزخانه چطوری باشد رنگ چطوری باشد چه کاشی بگیریم.@ برای قصرهای آنجا هم از الان باید بنشینی فکر بکنی اگر فکر آخرتت نباشی آنجا اصلاً بیخیال آنجا ندانی چیست وقتی میروی یکی از چیزهایی که خیلی کشنده است حسرت است میگوید اَه ما با نصف روز دنیا میتوانستیم اینجا چکار بکنیم ما چقدر مفت جوانی را تلف کردیم چقدر مفت عمرمان را خراب کردیم.@ سطح دانشگاهی که میخواهی ثبتنام بکنی به یک کسی میگویند تو بیا بنشین من به تو درس ویژه بدهم تو بهترین دانشگاه قبول میشوی تنبلی میکند نمیرود بعد میافتد یک دانشگاه دست چندم آنطرف دنیا بعد تا لیسانسش را بگیرد غصه میخورد من در شهر خودم بهترین دانشگاه میتوانستم قبول بشوم.@ الان آمدم افتادم تبعیدی یک جایی که دو هزار کیلومتر با خانمان فاصله دارد باید بنشینم غصه بخورم دانشگاه است قبول شده دارد کار علمی میکند ولی میتوانست اگر آن پنج روز را وقت میگذاشت یک جای دیگر قبول میشد.@ پس الان میخواهیم راجع به نحوه مردن صحبت بکنیم همین نحوه انتقال و وفات چطوری هست بشنویم از نبی اکرم(ص) (مَا المَوتُ فیما بَعدَهُ اِلاّ کَنَتحَۀِ عَنزٍ) میگوید شما حواستان باشد اگر بد بمیری فشار مردن برای تو مثل شاخ زدن یک بز میماند.@ یک بز به آدم شاخ بزند چقدر دردت میاید مثل این باشد که کسی با مشت به آدم بزند میگویند آقا تو زندان رفتی شکنجهات دادند؟ میگوید نه نامرد یک مشت محکم زد در صورتم یک مشت محکم زد در شکمم سه روز به خودم پیچیدم.@ میگوید بقیه را چی؟ میگوید نه بابا بقیه را اتوی داغ میگذاشتند روی بخاری مینشاندنشان ناخنهایشان را کشیدند با دست آویزانشان کردند با پا آویزانشان کردند شوک الکتریکی به آنها وارد کردند زمان جنگ این کُردهای بیدین نه مسلمانها این کومونو دموکراتهای کمونیست و بیدین عراقیها را میگرفتند میکشتند در جنگ اینطوری بود تیراندازی میشد.@ اینها وقتی میگرفتند خوب خوبشان این بود که تیر بزنند بکشند اصلاً این کار را نمیکردند یک تکه موزاییک برمیداشت هی میکشید به این پوست تا این پوست کنده بشود ذره ذره با موزاییک سر طرف را میبریدند زنده زنده.@ آنهایی که یک ذره انصاف داشتند حلبی برمیداشتند با حلبی میکشیدند با چاقو نمیبریدند میگفت با چاقو به او خوش میگذرد حلبی میکشیدند بعضیهایشان اینطوری با چاقو خط میکشیدند روی پیشانی این پوست بلند میشد بعد دستش را میگذاشت زیر این پوست محکم میکشید پوست سر طرف را زنده زنده میکند.@ منافقین دیده بودید چطوری این بچههای پاسدار را چطوری شکنجه میدادند زنده زنده آب جوش روی آنها میریختند خیلی شکنجههای ناجور، نه بابا گرفتند ما را یک سیلی زدند پیغمبر میگوید وقتی یک کسی میمیرد اگر آدم بدی باشد اگر قرار است بعدش عذاب بکشد مردن برایش مثل یک شاخ بز میماند بعدش خیلی خبرها است اگر آدم بد بمیرد.@ خوشیهایش را هم میگوییم الان فعلاً زدیم از بدیهایش شروع کردیم اول سخنرانی در طول سخنرانی به شما بد نگذرد لذا پیغمبر میفرماید یک کاری بکنید که برایتان بد نباشد چون در قبر از مردن خیلی بیشتر بد میگذرد مثل جنین یک جنینی که کور است یک جنینی که دست نیاورده پا نیاورده موقع زایمان خیلی به او فشار میاید فشار مال به دنیا آمدنش است.@ وقتی به دنیا میاید اینجا تازه از او چشم میخواهند ندارد اول مصیبت است گوش میخواهند ندارد دستگاه تنفسش ضعیف است هی احساس خفگی میکند کاری نمیشود کرد هی نفس نفس میزند ولی او نیاورد آن دستگاهی را که با این هوا تناسب داشته باشد لذا یکسره این بچه زجر میکشد.@ میگوید وقتی میخواهید بمیرید یک کاری بکنید خوب بمیرید چون اگر بد بمیری موقع مردن فشار مردن که آن همه ائمه از آن گریه میکردند میگوید بعدش خیلی بدتر است برای همین هم همانطور که عرض کردم ساعت قبل یکی از کارهایی که باید بکنیم اینکه به فکر مردهها زیاد باشیم برای امواتتان زیاد شادشان بکنید تا دیگران هم شما را شاد بکنند.@ که حالا باز پارسال توضیح دادم راجع به کارهایی که میشود کرد یک مرده آنجا نجات پیدا بکند و شاد بشود حالا باز یکی دو سه شب آینده توضیح خواهم داد اینها را آدم وصیت بکند یا خودش برای خودش سرمایههای شادی ایجاد بکند یعنی یک کاری بکند که هر جایی آنجا گرفتار شد از اینجا به او کمک برسد.@ آدم باید خیلی احمق باشد بیشترین پولش را وقتش را سرمایهاش را برای آخرتش نفرستش همه را اینجا مصرف بکند آدم عیاش و الواط دیدی همه را مصرف میکند بعد میماند چکار بکند عزیزم هر کاری داری میخواهی بکنی با آخرتت تنظیم بکن تو چند روز دیگر بیشتر اینجا نیستی.@ اکثر من و شمایی که الان نشستیم اکثرمان نصف را رد کردیم اگر مرگ طبیعی داشته باشیم بعضیها دو سوم بعضیها رسیدند به مرز، قاچاقی زنده هستند باز نبی اکرم(ص) هست(لَم یَلقَ بنُ آدَمَ شَیئاً قَتُ مُنذُ خَلَقَهُ الله اَشَدِّ عَلَیهِ مِنَ المَوت ثُمَّ اِنَّ المَوتَ لَاَهوَنُ مِما بَعدَه) میگوید هیچ کس در دنیا فشاری هر چقدر شکنجه دیده باشد در این دنیا همانطور که گفتم پوست سرش را بکنند زنده زنده بیندازندش در روغن داغ بسوزانندش.@ پیامبر میفرماید هیچ کس هیچ آدمی از زمانی که خلق شده فشاری و سختی بیشتر از مردن ندارد آن خیلی سخت است بعد میگوید آن چیست حضرت میفرماید(ثُمَّ اِنَّ المَوتَ لَاَهوَنُ مِما بَعدَه) اما آن مردنی که در عمر از همه چیز سختتر است از بعد خودش راحتتر است یعنی بعدش میخواهد چه بشود ما نمیدانیم.@ خود پیغمبر اینقدر از این قضیه ناراحت است غصه میخورد که مبادا کسی از اصحابش مسلمانها اینطوری گرفتار بشود در یک فرمایشی میفرماید(کَفی بِالمَوتِ تامَۀً) برای عذاب کوبنده آتش کوبنده و عذاب کوبنده موت یک نمونه کامل از یک عذاب کوبنده و آتش کوبنده است بلای کوبنده مردن.@ تا این را میگوید پیامبر به جبرئیل میفرماید جبرئیل مرگ بلای کوبندهای است جبرئیل میفرماید که(اِنَّما بَعدَ المَوتِ اَتَمُّ وَ اتَمُّ مِنَ المَوت) آن چیزی که بعد از موت آدم گرفتارش میشود بسیار کوبنده و کوبندهتر از مرگ است بعدش را بگو یا رسول الله، قرار است آنجا چه خبر باشد.@ وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) (یا عِبادَ الله) ای بندگان خدا(ما بَعدَ المَوتِ لِمَن لَمَ یُغفَرُ لَه اَشَدُّ مِنَ المَوت) قشنگ تبیین کرده بعد از مرگ برای کسی که آمرزیده نشده خیلی شدیدتر از خود مردن است برای همین گفتن ما امشب بزرگترین خواستهمان باید از خدا چه باشد؟ مغفرت باشد میگوید اگر کسی آمرزیده نشده باشد برود آنطرف گرفتاری دارد.@ آنوقت رسول خدا در اوج پاکی لطافت میگوید من هر روز حداقل 70 تا استغفرالله میگویم، ما چی؟ ما اینقدر پوست کلفتیم ما اصلاً خیلی از پیغمبر بهتریم ما اصلاً استغفار نیاز نداریم مگر من گناه کردم مگر من چکار کردم که استغفار کنم.@ گفت آقا بهترین کار ماه مبارک چیست؟ فرمود ماه مبارک استغفار توبه استغفار، ما اصلاً بلد نیستیم ما نمیتوانیم بنشینیم جلوی خدا بگوییم خدایا استغفرالله بگوییم درست بگوییم خدایا ببخش صبحها انشاء الله بعد از نماز صبح زود از روی سجاده انسان بلند نشود بنشیند 100 مرتبه این ذکری را که میگویم بگویید خیلی خوب است 100 مرتبه یا غفور و 100 مرتبه یا عفوو.@ گفتیم فرق بین عفو و غفران چیست؟ عفو یعنی خدایا عذاب نکن استغفار یعنی خدایا قهر نکن با من، رویت را از من برنگردان ضمن اینکه عذابم نمیکنی با من آشتی باش نیاز نداریم ما بگوییم یکی بعد از نمار عصر تأکید شده 70 تا استاد ما حفظه الله تعالی میفرمورد 100 مرتبه بگویی بعد از نماز عصر ما نیاز داریم به استغفار، لااقل باید روزی چند صد مرتبه بگوییم استغفرالله.@ امشب هم که شب نوزدهم است اعمال مشترک 70 مرتبه(استغفر الله و اتوب الیه) اعمال شب نوزدهم 100 مرتبه(استغفر الله ربی و اتوب الیه) اینها را بگوییم به اینها نیاز داریم اگر بخشیده نشده باشد میگوید این خیلی بعدش سخت است.@ بعد خودش میفرماید(ما بعد الموت) را منظورش را میگوید میفرماید(اَلقَبر) یعنی حواستان به قبرتان باشد که این قبر را کاملاً من میخواهم در این چند جلسه باز بکنم که شما همه قبر را بتوانید ببینید انشاء الله که هر کس هر وقت بخواهد قبر خودش را ببیند این خیلی مهم است.@ چون شما وقتی که بتوانید قبر خودتان را هر وقت بخواهی نگاه بکنی دیگر خیالت راحت است میدانی اینجای قبرت گرفتاری داری حواست هست میدانی یک مار منتظرت هست یک اژدها منتظرت هست یک عقرب منتظرت هست یک فرشته با گرز منتظرت هست همه را میبینی این خیلی خوب است آدم ببیند.@ این مهارت که آدم قبر خودش را ببیند خیلی خوب است پارسال هم چند تا تمرین دادیم امسال هم توضیح دادیم که آقا من چطوری قبر خودم را نگاه کنم شفاف انشاء الله در همین جلسات برایتان توضیح میدهم که قبرمان باید چطوری باشد.@ من چطوری ببینم الان من مثلاً من میخواهم دو روز دیگر بمیرم دکتر گفته سرطان داری هفته دیگر رفتنی هستی یک نگاه بینداز آنجا را چون فرصتی نداری ببین کجا مشکل دارد ماری عقربی گرزی آتشی عذابی تنگی فشار اگر هست زود در این یک هفته تمام کن قال قضیه را بکن.@ اما اگر هی نخواهیم قبرمان را ببینیم تا میگویند مرده قبر اَه این چیه بابا تو هم موضوع گیر آوردی اصلاً من میترسم خوشم نمیاید از این بحثها دلم گرفت راجع یک چیز دیگر صحبت بکن.@ حاجآقایی همهاش راجع به بهشت صحبت میکرد بالای منبر یکی گفت حاجآقا شما چرا همهاش بهشت را تعریف میکنید گفت جهنم را که همه شما میروید میبینید بهشت را که نمیبینید برایتان میگویم ما انشاء الله جهنم را میگوییم که اول را هم میگوییم بهشت را هم میگوییم که نریم انشاء الله اصلاً جهنم واقعاً جای رفتن نیست یک دقیقه هم نمیشود آنجا رفت.@ انشاء الله میرسیم به زودی، امشب که بعید است ولی از فردا شب توضیح خواهم داد که قبر را چطوری نگاه بکنیم و چطوری هر وقت خواستیم آخرین اطلاعات قبرمان را بگیریم دیدید الان میگویند که از خانه کارخانه و محل کارتان را ببینید دوربین میگذارید آنجا در خانه نشستی روشن میکنی میبینی در کارخانهات چه دارد میگذرد همه را برایت ضبط میکند.@ آدم میتواند همین جا قبرش را کامل نگاه بکند که انشاء الله فکر کنم از فردا شب برسیم به تمرینات قبر به شما بگویم(فَاحذَروا ضیقَهُ وَ ضَنکَهُ وَ ظُلمَتَهُ وَ غُربَتَه) پرهیز کنید از تنگی قبر، خداوکیلی اگر ما بخواهیم جلسمان را دو ساعت دیگر ادامه بدهیم چقدر میتوانید شما در این تنگی بنشینید.@ فکر کنید صد نفر دیگر هم بیایند در مجلس بنشینند اضافه بشوند اینطوری باید بنشینید چقدر آدم میتواند اینطوری بنشیند در خانه خداست دارد عبادت میکند تنگیش هم عبادت هست هر چه آدم اذیت بشود فشار به آدم بیاید برای آدم گشایش مینویسند ولی چقدر میتوانی در این تنگنا بنشینی.@ میفرماید مثل میخی که در دیوار کوبیدن چطوری دیوار میخ را میگیرد دیگر نمیتوانی بیرون بکشیش آدم آنجا در تنگنا قرار میگیرد آنجا فشار دارد آدم آنجا نفس تنگی دارد. امتهای قبلی خدا برایشان روزه میگذاشت میگفت که سحر بخورید تا سحر، افطار خبری نیست حالا الان به ما بگویند افطار برداشته شد برو تا سحر همه به سینهخیز میافتند.@ یک موقعی شما گرفتی تا سحر، سحر هم میگویند خبری نیست برو خواب ماندی زری به تو نرسیده ساعت هم گذاشتی زنگ نزده ما یک موقعی 40 نفری آدم را خانه دعوت کردیم یک ساعت نو خریده بودیم یک صدای خیلی مشتی داشت گذاشتیم برای اینکه بلند بشوم.@ ساعت بیغیرت زنگ نزند همه خواب ماندند حالا دردسر خودمان یک چیز شرمندگی برای بقیه هم یک چیز دیگر همه کوچک و بزرگ بیسحری گرفتند حالا یک کسی که سحر تا سحر هست یک سحری خواب بماند ببیند چه میشود در قبر گرسنگی خیلی زیاد است چیزی نمیدهند آدم بخورد تشنگیش هم خیلی زیاد است گرما تشنگی گرسنگی غربت فشار از همه بدتر غصه غصه غصه.@ حالا انشاء الله از فردا شب میخواهم اینها را باز بکنم قشنگ میفهمید که آنجا گرسنه میمانی یا نمیمانی قشنگ میفهمی که آنجا تشنهات میشود یا نمیشود این تمرینات را انشاء الله فردا شب بدهم قشنگ میفهمی.@ (وَ ضَنکَه) تنگیش را بپرهیزید فشارش را هم بپرهیزید آیا من در قبر تنگی دارم یا فشار قبر هم دارم قشنگ معلوم است توضیح انشاء الله فردا شب میدهیم انشاء الله اینها کاملاً دستتان میاید هم مال خودتان را میبینید هم قبرهای دیگران را میبینید کامل میتوانید ببینید.@ (وَ ظُلمَتَهُ وَ غُربَتَه) تاریکیش هم خیلی غصه دارد تنگ، پرفشار، تاریک(وَ غُربَتَه) غربتش هم کشنده است هیچ کس به دادت نمیرسد هر کس میخواهد بداند غربت یعنی چی بلند بشوید بروید یک سر بزنید به این موزه عبرتها در خیابان فردوسی مال ساواک، ببینید وقتی یک نفر را میبردند آن تو در را میبستند میگفتند انفرادی ده سال انفرادی، یعنی چی ده سال انفرادی؟@ یک محفظههایی بود هنوز هم شاید باشد ببینید در دیوار میگذاشتند یعنی طرف را میخواباندند در دیوار بیخ مثل قبر در را روی او میبستند در دیوار میکردند طرف را، مثل یک قبر کوچک میگذاشتند در را میبستند در سردخانهها الان دیدید کشویی است فکر کن یک کشو را باز کنند زنده زنده بگذارند تو در را ببندند برو حالا تا کی، کسی هم نیست به دادت برسد.@ غربتش، یک موقع هست آدم دورش شلوغ است پانصد نفر دارند عذاب میکشند بالاخره همه با هم هستند جمعی هست فشار ندارد تنگی ندارد فقط عذاب دارد شکنجه هست ولی این نه آدم با خودش چه غلطی میکند خدا هم میگوید من هیچ کدام از این عذابها را برای شما آماده نکردم همه اینها را شما خودتان با خودتان از دنیا آوردید.@ خدا میگوید من به هیچ بندهای ظلم نمیکنم تو با خودت میاوری اینها را، این تشنگیش را این گرسنگیش را تنگیش را فشارش را همه را تو با خودت از اینجا آوردی حالا فردا که انشاء الله تمرینات را شروع میکنیم میبینیم که همه را خودمان داریم درست میکنیم تمامش را ما خودمان داریم خلق میکنیم.@ چون خدا یک بهشت که بیشتر خلق نکرده جهنم وجود ندارد به این معنا که عذاب بکشیم در دنیا مگر جهنم وجود دارد نه پس این که به دنیا میاید چرا تنگی نفس دارد درد میکشد کور چرا ناراحت است در دنیا، ناشنوا چرا در دنیا عذاب میکشد کسی که فلج است پا ندارد چرا اذیت میشود دنیا مگر اذیتش میکند؟ نه میگوید تو در رحم مادر باید میاوردی نیاوردی ما چکار کنیم.@ اینجا که همه را ما یک طوری آفریدیم که راحت باشند هر کس دارد درد میکشد یعنی چی؟ یعنی تنظیم نیست با اینجا، جهنم یعنی تنظیم نشدن با بهشت و این تنظیم نبودن درد میاورد برای آدم، تنگی میاورد فشار میاورد تشنگی میاورد گرسنگی میاورد نمیتوانی بخوری.@ غذا هست تو نمیتوانی بخوری گوشت هست همه چیز هست تو نمیتوانی تو باید زجر بکشی مگر الان نابینا که زجر میکشد طول موج نیست مگر طول موج به چشمش هم نمیخورد چرا نمیتواند از طول موج استفاده بکند با خودش ضعف آورده.@ مگر ناشنوا فرکانس به گوشش نمیخورد؟ بله ولی این نمیتواند از فرکانس استفاده بکند الان چند نفر در مجلس عینک میزنند عینک برای چیست؟ عینک یعنی اگر من عینکم را بردارم چشمم با این طول موج نمیتواند کار بکند سردرد میگیرم برایم تار میشود.@ دکتر درمان میکند یعنی یک عینک به تو میدهد یا لنزی میدهد یا عملی میکند که چشم تو تنظیم میشود با طول موج خارجی بعد تو میگویی آخیش عینکم را زدم دیگر سردرد ندارم راحت میبینم اعصابم دیگر راحت است اذیت نمیشوم عینک نداشته باشم اصلاً مثل مرغ سرکنده میمانم.@ پس چشم تو با بیرون مشکل دارد بیرون که مشکل ندارد تو با بهشت مشکل پیدا میکنی و این مشکلت را برمیداری میبری در بهشت، نمیتوانی استفاده بکنی و الا خدا یک بهشت خلق کرده جهنم یک امر عارضی است مثل درد، خدا که درد خلق نکرده خدا کوری هم که خلق نکرده خدا فقط سلامت را خلق کرده.@ درد مال چیست؟ مال این هست که من نمیتوانم با این سلامت ارتباط برقرار بکنم دردم میگیرد چشم خلق کرده اگر تو نبری با خودت تهیه نکنی زجر میکشی بنابراین خدا فقط روی رحمت یک بهشت خلق کرده برای همین هم بهشتیان و جهنمیان یک جا هستند در همانجا که بهشتیان دارند لذت میبرند جهنمیان بدبخت میشوند.@ اینکه قرآن میفرماید بهشتیان و جهنمیان همدیگر را میبینند اینطوری است(انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ) ما کوریم ما الان نمیتوانیم از این صراط رد بشویم شما یک نگاهی به ما بکنید یک توجه به ما بکنیم یک ذره از نورتان به ما بدهید ما بتوانیم(قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالَْتمِسُوا نُوراً) بروید از دنیا نور بیاورید هیچ کس اینجا نور به کسی نمیدهد.@ مثل اینکه یک نابینا به یک بینا بگوید 5% چشمت را به من بده بیا 5% شنواییم را به تو میدهم نمیشود(وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) هیچ کس نمیتواند بار کسی را آنجا تحمل بکند لذا کسی نگوید عجب جهنم خشنی است خدایا ارحم الراحمین است با ما این کارها را میکند.@ خدا میگوید من شما را برای بهشت خلق کردم برای بالاتر از بهشت خلق کردم تو خودت نمیخواستی بروی تو خودت با خودت این مریضی را آوردی آلودگی عدم تطبیق را با خودت آوردی حالا برسیم به بخش سؤال این کاملاً شفاف میشود.@ تو خودت این را با خودت آوردی ما که نمیخواستیم تو عذاب بکشی تو خودت اصلاً نمیخواستی هماهنگ با بهشت بشوی هر چه به تو گفتند از این گوش گرفتی از آن گوش در کردی هر چه به تو گفتند لجبازی کردی مقاومت کردی پوست کلفتی به خرج دادی.@ اینکه علی(ع) میفرماید لجبازی بدترین چیز در دنیا است همین است میگوید دنیای آدم را خراب میکند آخرت انسان را هم خراب میکند آدم میافتد به لجبازی با خدا با دین با پیغمبر با استادش با مرجعش با همه چیز، میفهمد ولی لجبازی میکند مقاومت، پوست کلفتی، بیخیالی، پوست کلفتی.@ من این حدیث را وقتی شنیدم ده روز مریض شدم پیامبر فرمود(اِنَّ اَکثَرَ صیاحَ اَهلِ النّار مِنَ التَسویف) بیشترین ضجه صیاح یعنی صیحه، صیحه یعنی چی؟ یعنی فریاد از روی درد ضجه زدن بیشترین صیحههای جهنمیان مال امروز و فردا کردنشان اگر تنبل نبود بهشتی بود بیشتر جهنمیان آدمهای بدی نبودند نمیخواستند لجبازی با خدا بکنند با خدا درگیر نمیشدند فقط آدمهای تنبل بودند.@ اینکه حضرت میفرماید بزرگترین کلید بدبختی همه آدمها در دنیا و آخرت تنبلی و بیحوصلگی است تنبل است میخواهد یک کتاب بخواند تنبلی میکند یک کلاس میخواهد برود تنبلی میکند دو رکعت عبادت بکند تنبلی میکند دو روز روزه بگیرد تنبلی میکند حجاب را میخواهد رعایت میکند تنبلی میکند.@ میگوید حالا مگر خدا ما را با این دو تا شوید جهنم میبرد حالا من یک وجب هم دستم معلوم شد حالا یک ذره هیکلم معلوم بشود همین جهنم میبرند یک شب است مگر هزار شب میشود یک شب عروسی است خدا و ملائکه چشمشان را ببندند ما هر کاری کردیم کردیم همه به هم محرم میشوند شب عروسی.@ یک جشن تولد است جوان است دل دارد عروس داماد هستند باید حتماً مجلسشان جهنمی بشود و الا راضی نمیشوند تا همه آلوده نشوند مرتکب زنای چشمی زنای لمسی زمینه زناهای دیگر فراهم نشود آرام نمیشوند اصلاً این عروسی مبارک نیست حتماً باید در آن معصیت باشد تا مبارک باشد.@ حتماً باشد خشم خدا خشم فاطمه زهرا خشم امام زمان را جذب بکنیم لعنت فرشتهها را بخوریم تا به عروس و داماد خوش بگذرد عروسیشان مبارک باشد اگر نه نمیشود سالن فلان، ما چقدر جهنم داریم در این مشاورهها سر سالن گرفتن این سالن آن سالن.@ خدا روز قیامت مسیحیها را میگذارد جلوی چشمت میگوید اینها در مقدستترین جاهایشان عروسی میگرفتند در کلیسا الان اگر به یک نفر بگویی عروسیت را ببر در مسجد بگیر بالا میاورد اَه چقدر آدم بیسلیقه، چقدر آدم نفهم، در مسجد هم عروسی میگیرند.@ میگوید مسیحیها را نگاه کن عروسیهایشان را در تالار نمیگرفتند در کازینو و فاحشهخانههاو رستورانهایشان نمیگرفتند در کلیسا میگرفتند در جای مقدس، همین کارهای اینطوری یِلخیبازیها بیقیدیها حالا مثلاً چیه آرایش کردیم عیبی ندارد یک ذره حالا من عطر زدم نامحرم بشنود حالا یک ذره عطر من به نامحرم بویش بخورد چه میشود.@ حالا یک ذره تنم بخورد به تن نامحرم چه میشود حالا یک دست دادیم مگر کاری کردیم دخترخالهام بوده اصلاً این حرفها چیه همه به هم محرم هستیم حرام است یک موسیقی است حالا شاد نباشیم آقا موسیقی الان مراجع حلال میدانند مقام معظم رهبری امام موسیقی را حلال میداند موسیقیهای شاد را هم حلال میدانند.@ اما موسیقیها جهنمی ما داریم موسیقیهای مطرب داریم موسیقیهای فسادانگیز داریم میخواهی موسیقی از ساز میتوانی استفاده بکنی نه اینکه دست بزنی به آن آموزش با ساز کار کردن با ساز حرام است اصلاً کسی نباید سراغش برود یک کسی کار کرده بلده زده میخواهد مسئولیتش را هم خودش قبول بکند تو میتوانی از موسیقی استفاده بکنی.@ ما مفصل بحث کردیم راجع به موسیقی، این همه خوانندههای خوب چیزهای شاد خواندند استفاده کن لذت ببر حرفهای قشنگ خواندند حرفهای فطری دارند استفاده بکن اما نرو سمت چیزهای حرام، موسیقیهایی که مفسدین تبهکاران استفاده میکنند استفاده نکن.@ چون سرب داغ در گوشت میریزند طاقت داری برو بنشین گوش بده یک نزول گرفتیم حالا چه میشود یک نزول گرفتی کمترین حد پول بهرهای و پول نزول 36 گناه است که کوچکترین گناهش زنا با مادر خود در خانه کعبه است.@ پول نزولی گرفتم مشکل داشتم خواستم تلویزیون بخریم نداشتیم ضبط بخریم نداشتیم خانمم گفته السیدی بخریم برای فلان مسافرت اینقدر گرفتیم خانه را میخواستیم درست بکنیم یا تعمیر بکنیم پول نزولی گرفتیم باشد حالا بایست. وقت تمام است انشاء الله بماند برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان، رفع اضطرار از شیعیانشان، مسلمین و مستضعفین جهان، دفع بلاهای ارضی و سماوی از شهرمان و کشورمان با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و انشاء الله همه ما مشمول دعای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@