خوب ما بحثمان درباره ی کمک به مظلوم بود چندتا فرمایش از فرمایشات معصوم علیه السلام در این زمینه خواندیم امروز به یک فرمایش خیلی مهم از وجود مقدس امام صادق علیه السلام می پردازیم. ایشان فرمودند که ما من مومن یعین مومنا مظلوما الا کان افضل من صیام شهر و اعتکافه فی مسجده الحرام و مان مومن ینصر اخاه و هو یقدر علی نصرته الی نصره الله فی الدنیا والاخره .... فی الدنیا و الاخره یک فرمایشی با تقسیم سه گانه حضرت دارد. می فرماید که هیچ مومنی نیست که یک مؤمن مظلوم را یاری کند دقت کنید هیچ مؤمنی نیست که یک مؤمن مظلومی را یاری کند مگر این که این کار برای او بالاتر از یک ماه روزه و اعتکاف در مسجد الحرام هست. که خوب یک ماه روزه و اعتکاف در مسجد الحرام یک عدد فوق العاده باعظمتی از عبادت محسوب می شود. بعد می فرماید که خوب این ثوابش را دارد می گوید اما جدایی از صواب یک نتیجه هم دارد برای شخص می فرماید که و ما من مومن ینصر اخاه و هو یقدر علی نصرته الی نصره الله فی الدنیا والاخره هیچ مؤمنی نیست که برادرش را یاری کند در حالی که می تواند یاری کند یک موقع است نمی تواند یاری کند خوب تکلیفی ندارد. یک موقع است می تواند کمک کند می فرماید که می تواند کمکش کند مگر این که نتیجه اش این است که خداوند در دنیا و آخرت به او کمک می کند این را دقت کنید در ازای کمکی انسان به یک مؤمن به یک انسان می کند. چه نتیجه ی عملی عظیمی را در دنیا می گیرد آن از پاداش و ثوابش که یک ماه نماز و روزه و اعتکاف در مسجد الحرام است. و این هم از نتیجه ی عملی اش که می فرماید هم خدا در دنیا یاری اش می کند هم در آخرت. پس این را خوب دقت کنید. نصرت یک انسان یا مومن حتی نصرت یک حیوان نصرت یک گیاه، ارزش دارد، یعنی این روح خروجی نفس انسان است از نفس انسان هر چیزی که خروجی داشته باشد چه خیرو چه شر هم ثواب و عقاب دارد و هم نتیجه عملی دارد یک آدمی که در روحش کمک به دیگران است. حتی به حیوانات، این روح وجود دارد، که به حیوانات کمک بکنند. محبت به حیوانات یاری به حیوانات مهربانی با حیوانات با گیاهان، مهربانی با طبیعت، چون بالاخره خروج رحمت است از یک نفس. از نفسی خروج رحمت و مهربانی باشد انسان جزا دارد برایش. در روایت داریم عده ای از انسانها خیلی عجیب است این، منقول است از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ثوابهایی می کنند و وارد بهشت می شوند بدون عمل، کاری نکردند دقت کنید، کار خاصی انجام ندادند، پس چطوری وارد بهشت می شوند. به پای اینها ثواب های زیادی نوشته شده حضرت می فرماید به این جهت که اینها در نفس شان، خیر بقیه را می خواستند خیرخواه مردم بودند. یعنی همین که هرباری هرباری دوست داشتند به یک کسی کمک بکنند. یک مظلومی را دیدند دلشان سوخت. گریه کردند ناراحت شدند افسوس خوردند که چرا به این ظلم شده ناراحت بودند بعد می خواستند کمک کنند و نمی توانستند هم کمک کنند اگر می توانستند می کردند با نیت. که بحثش را جای دیگر کردیم انسان با نیت هایش وارد بهشت می شود دقت کنید خدای ماست. چون نیت خروجی نفس انسان است شخص نیت می کند که اگر من می توانستم برای فلانی این کارها را می کردم. اگر دستم باز بود این کارها را می کردم. خدا پایش می نویسد همانطور که در روایت داریم بعضی افراد مریض می شوند نیت داشتند که اگر مریض نبودند عبادت خدا را می کردند کارهای خیر می کردند می گویند خدایا ما را شفا بده من پا شوم عبادت کنم کار خیر انجام بدهم راست هم می گویند واقعا یعنی مثل بعضی ها نیستند که تا شفا می گیرند شروع می کنند به نمک نشناسی و غفلت و کارهای خلاف. نه واقعا اگر شفا بگیرند خدا هم می داند. خدا می فرماید به فرشته ها که این مصلحتش نیست که شفا بگیرد. یعنی این مریضی برای نفسش خوب است. ولی بهش ثوابی بیش از ثواب آن موقعی را بدهید که اگر سالم بود عبادت می کرد. بیش از آن. دقت کنید. اگر سالم بود چقدر عبادت می کرد چقدر ثواب داشت یک عددی دارد بالاخره قد جعل الله لکل شی قدرا خدا برای هر چیزی اندازه ای گذاشته ولی می گوید بیش از آنکه اگر سالم بود و عبادت می کرد برایش بنویسید. با نیت. پس به این دقت کنید این که در روایت داریم وانته بالنیت احسن النیات در دعای مکارم الاخلاق دعای 20 صحیفه سجادیه از امام سجاد علیه السلام خدایا نیت من را به بالاترین نیتها منتهی کن من همیشه بالاترین نیت ها را داشته باشم قشنگ ترین نیت ها را داشته باشم. انسان اگر نیت داشته باشد در نیتش صدق داشته باشد صدق با نیتش برایش قرب می آورد گناهی را می بیند ناراحت است ولی نمی تواند تغییر دهد ولی از گناه ناراحت می شود. ثوابی را می بیند عبادتی را می بیند خیری را می بیند از درون خوشحال می شود چون خروجی نفس است خوشحال شد یک خروجی دارد خدا بهش می دهد. پس دقت کنید آنچه که انسان با نیت هایش می تواند برسد، خیلی بیشتر از چیزهایی است که با عملش می تواند برسد. یک آدمی که روحش خیر است روحش اهل خیر است. خیلی مهم است آدم روحش نور پیدا کند در دعای بعد از زیارت آل یاسین شما برای همه چیزتان، و فکری نوراً نیات دارید دیگر درسته. خدایا به فکر من نور همه نیتها را بده. نیت، قصد، انسان قصدهای زیبا داشته باشد. علامت صدق این آدم چیست؟ علامت صدق چیست؟ این است که این شخص اگر بتواند انجام می دهد واقعاً. دروغ نمی گوید پس ببین چقدر ارزش دارد. انسان با نیت هایش هم می رسد. آدمی که نیت های خیر داشته باشد نیت های کار خوب داشته باشد خود این لذا فرمود نیت المومن خیر من عمله نیت مومن از عملش بالاتر است. و نیت کافر شر من عمله چرا؟ چرا نیت یک مؤمن از عمل یک مؤمن بالاتر است؟ چطوری می شود آدم نیت یک کار خیر کند ثوابش بیشتر از این است که آن کار خیر را انجام دهد. نه به این معنا که ما بگوییم خوب نیت عمل خیر می کنیم و عملش نمی کنیم. نه عمل را هر وقت رسیدی واجب است بکنی، آن سر جای خودش، واجب است که نیت کردید عملش هم بکنید. ولی یک موقع است نمی توانی انجام بدهی، می گوید این نیتت از این که اگر می توانستی انجام بدهی بهتر است. چرا؟ اخلاص درش است چون شخص نیت دارد و اخلاص دارد. ممکن است عمل کند بعد ریا بکند. بعد خودنمایی کند و دچار عجب شود و طلبکار از خدا شود و اعمال خیرش او را پررو کند مثل شیطان پرتوقع بکند در درگاه الهی، اینها خطرناک است ولی مؤمن نیت می کند ممکن است عمل را هم انجام ندهد خدا می گوید من می دانم این مؤمن اگر پا شود نماز شب بخواند لوس می شود چند روز دیگر توقع دارد کفش هایش جلوی پایش جفت شود فرشته ها از آسینش بریزند بیرون. با چهار نماز شب به همه پز بدهد از فردا اعلام کند که چنین و چنان است این ظرفیت ندارد ولی بنده خدا، پا می شود هم می خواند ولی من میدانم به ضررش تمام می شود خودم می خوابانمش، خدا می گوید نمی خواهم عبادت کند ثوابش را بهش می دهم ولی موفقش نمی کنم. چون لوس شدن خیلی خطرناک است انسان در عمل خیر لوس شود عجب بگیردش خودشیفته شود که من این کار را انجام دادم خطرناک است لذا فرمود: سیئه تسوکَ خیرٌ من حسنه تعجبک یک گناهی که ترا می ترساند، وحشت برت می دارد از این گناه حالت را به هم می زند این گناه که کردی از خودت بدت می آید بهتر از این است که یک کار خوب انجام دهی و ثواب داشته باشد و به خاطر این کار عاشق خودت شوی و خودشیفته بشوی بخاطر این کار. اینقدر خودشیفتگی خطرناک است. اینقدر خودشیفتگی خطرناک است. خوب پس امام صادق می فرماید اگر شما یک مؤمن را بتوانی کمک کنی باید کمک کنی و اگر کمک کردی چه پاداشی دارد؟ ثوابش سر جای خودش، نتیجه عمل این است که خدا هم در دنیا کارهایت را راه می اندازد آنجا که تو تنها هستی هیچ کس نیست کارت را راه بیندازد از آنجا که حسابش را نمی کنی خدا می آید کارت را راه می اندازد می آید کمکت. شما چقدر در زندگی تان همچین چیزی داشتید که چطور بود من اصلا باورم نمی شد اصلا فکرش را هم نمی کردم، خدایی شد. کلمه خدایی در دهن همه ما است. خدایی شد، خدا به داد ما رسید. گاهی وقتها انسان با نیت خیری که دارد یک کسی را کمک می کند. آدم بدی هم است آدم خوبی هم نیست خدا، به دادش می رسد فرصت توبه به او می دهد فرصت اصلاح بهش می دهد فرصت آشتی کردن با خدا را بهش می دهد بخاطری که این آدم آدمی است که اخلاقش خوب است خیر مردم را می خواهد، مهربان است با این که آدمی است که معصیت کار است اما می بینی خدا یک دفعه این طوری یاری اش می کند که می بینی یک دفعه توفیق توبه توفیق اصلاح و آشتی را بهش می دهد. اینقدر نیت و عمل اثر می گذارد. خدا در دنیا کمکش می کند از آن مهمتر در آخرت. ما آنجا خیلی احتیاج به کمک داریم. پس هر کس توقع دارد بعد از مرگش هر رفتاری با او شود آن رفتار را با بندگان خدا انجام دهد این یک قاعده است در انسان شناسی، هر توقعی دارد که پس از مرگ، با شما چگونه رفتار کند با بندگان خدا همانطوری رفتار کنید اگر توقع دارید که موقع مردن خجالت زده نشوی، پس کسی را بخاطر اشتباهاتش آلودگی هاش گناهانش خجالت زده نکنید. اگر توقع داری که استقبال خوب از تو بکنند ندید بگیرند کارهایت را تو هم ندید بگیر و کینه از کسی به دل نگیرید. کینه ای نباشید، تلافی نخواهید سر کسی بکنید. و ندید بگیرید خدا هم ندید می گیرد اگر می خواهید مورد احترام و اکرام قرار بگیرید در برزخ، بندگان خدا را مورد احترام و اکرام قرار بدهید. کارهایشان را ندید بگیرید. اگر می خواهید سرزنشت نکنند هیچ بنده خدایی را سرزنش نکن. اگر می خواهی آنجا به کمکت بیاید آنجا کسی، تنها نمانی در آن وحشت قبر، بندگان خدا را تنها نگذار هر کاری می توانی برای بندگان خدا بکن هر کاری که از دستت بر می آید و می توانی بکنی. و منتظر هم نباش که کسی از تو درخواست کند تو پشینهاد بده، و در روایت هم داریم که نگذارید که برادران تان از شما درخواست کنند نگذارید یک مسلمان خجالت بکشد و از شما درخواست کند اگر می توانید شما پیشنهاد بدهید. اگر م یتوانید کاری بکنید شما خودتان زودتر پیشنهاد بدهید. خوب هر کسی که با بندگان خدا اینطوری رفتار کند نتیجه اش آن است. اگر کسی با بندگان خدا با داد و تشر و اخم و تخم و سرزنش و سرکوفت و تحقیر و اینجور چیزها برخورد کند عیب هایشان را به رخ شان بکشد عیب هایشان را ببیند خدا هم با او همانگونه رفتار می کند در روایت داریم من تتبع عورات الناس تتبعه الله عوراتَ یک کسی که دنبال عیب های مردم است خدا هم دنبال عیب هایش می افتد یعنی خدا هم رسوایش می کند یک آدمی که دوست دارد نگاه کند فلانی چه کار کرد کجا رفت ریز می شود در احوالات دیگران، فضولی می کند تجاوز دارد در احوالات بقیه، با حالت های خصوصی دیگران کار دارد تجاوز دارد حالا یا تجاوز چشمی یا گوشی، یا فضولی می کند یا پرس و جو می کند این آدم کسی است که خدا دنبال رسوایی اش است. خدا نکند که انسان در روحش بیفتد دنبال کسی یا بندگان خدا که او را رسوا بکند بخواهد آبروی کسی را ببرد بخواهد کسی را مفتضح کند اگر یک موقعی همچین چیزی در روحیه اش آمد که مثلا ضبط کنم صدای کسی را دوربین بگذارم جایی، فیلمبرداری کنم از کسی، یا بپرسم فلانی چه کار کرد یا عیب های کسی را، تو برای چی طلاق گرفتی، آن هم عیب های شوهرش را بگوید. یا این خانم را برای چی طلاق دادی و دنبال این باشد که عیب های این زن را دربیاورد. فضولی در کار دیگران. چیزی که به تو ربطی ندارد اصلا. به محض این که انسان این روحیه می آید سراغش، که فضولی کند در کار دیگران، تجاوز کند در کار دیگران در حریم شخصی دیگران وارد شود معنایش این است که خدا دنبال رسوا کردنش است دقت کنید علت و معلول. معنایش این است که تو به زودی خودت یک جایی رسوا می شوی مفتضح می شوی. قاعده خلقت است چطور می گویند تو اگر یک جایی آب بریزید خیس می شود فرمول است آب صد درجه به جوش می آید دودوتا چهارتاست این هم قانون خلقت است در نظام انسانی، یک کسی که تتبع در عیوب مردم دارد جستجو می کند عیب های دیگران را، دنبال رسوا کردن کسی است فضولی در کار دیگران می کند خبرچینی دارد غیبت دارد، خدا هم دنبال رسوا کردنش است. کسی هم که خدا دنبال رسوا کردنش بیفتد رسوا می شود این اتفاق می افتد حتماً. خوب خیلی مهم است که ما احتیاج داریم در آخرت به یاری خدا. پس باید دیگران را یاری کنیم تا می تواند انسان خیر برساند و کمک کند به بندگان خدا تا خداوند به او رحمت کند این حدیث دو قسمتی معروف است حتی از بیسواد ها هم از قدیمی ها هم حفظ است این حدیث را، اصلا سواد ندارند اهل مطالعه نیستند ارحم تُرحم رحم کن تا مورد رحمت قرار بگیری. هر چقدر رحمت از انسان صادر می شود انسان بیشتر رحمت جذب می کند. بیشتر دریافت می کند رحمت را. پس تا می تواند انسان باید رحمان و رحیم باشد. تا می تواند خروجی مهربانی داشته باشد. بعد می فرماید: قسمت سوم: و ما من مؤمن یخذل اخاه هیچ مؤمنی نیست که برادرش را تنها بگذارد و هو یقدر علی نصرته، می تواند کمکش کند اما نکند عذر بیاورد بهانه داشته باشد تنبلی کند بی حوصلگی کند. بهانه بیاورد نکند می تواند کمک کند ولی نکند به من چه، چشمش کور خودش بکند، او الان نیاز دارد به تو، می خواست اشتباه نکند خوب الان شده، گرفتار است دیگر، الان که گرفتار است، خوب، الان نیاز دارد، هیچ کسی نیست که بتواند برادرش را یاری کند و نکند یخذل، تنها رهایش کند او را، در حالی که می تواند کمکش کند، چه مشکلی پیش می آید؟ می فرماید الا خذله فی الدنیا و الاخره خدا در دنیا رهایش می کند پشت سر هم گره برایش ایجاد می شود پشت سر هم برایش مصیبت درست می شود پشت سر هم، تنهایی و بدبختی و نکبت می آید سراغش و له می شود در این کارهایی که تنها می ماند. آخرت هم تنهاست. آنجا هم که داد می زند و کمک می خواهد می گوید بندگان من که این همه به داد زدند کمک می خواستند، همه را رها کردی امروز هم کسی به فکر تو نیست کما این که جای دیگر در قرآن داریم که اتتک آیاتنا فنسیتها فکذالک الیوم تنسی، آخ آخ این خیلی بد می شود میگوید ما آیات خودمان را برای تو فرستادیم دین را فرستادیم برایت، یکجوری رفتار کردی که این دین برای تو نیامده فراموش کردی اصلا احکام و دستورات دین را مقررات دین را پشت سر انداختی امروز هم تو فراموش می شوی یکی از چیزهایی که در جهنم خیلی سخت است این است که شخص هر چه فریاد می زند، کسی گوشش بدهکار نیست. هر چه جیغ، داد، فریاد، فریاد رسی می خواهد انگار که کسی او را نمی شناسد. این خیلی مهم است. یکی از رفیقهایمان یک خاطره تعریف می کرد، می گفت که ما از این دوستان ارتشی بود، خداوند شفایش بدهد ان شاءالله مریض هستند، می گفت که ما در این موقعی که منافقین حمله کرده بودند، به خطوط در عملیات مرصاد می گفت یک جایی ما را محاصره کردند من را هم دستگیر کردند و داشتند سوار ماشین کردند که ببرند یک جا بعد ببرند عراق، گفت همینطوری که ما را دستگیر کردند و بردند یک گوشه ای گذاشتند چند کیلومتر آن طرف تر در یک قرارگاهی موقتاً نگه داشتند که بعد برویم عراق یعنی به اسارت ببرند در منافق ها یک منافقی بود مهربان بود یواشکی آمد به من گفت که این سویچ را بگیر یک ماشین این پشت است، دوستانت را سوار کن از این جاده فرار کنید بروید. یاری است دیگر، حالا خدا او را یاری بدهد قطعا هم می دهد حتما. می گفت ما سوار ماشین شدیم و از دست منافقین فرار کردیم و آمدیم سمت ایران، گفت چون ماشین منافقین بود آمدیم سمت ایران ما را به عنوان منافق دستگیر کردند. بعد می گفت ما را زندان انداختند که شما گروه منافقین بودید داشتید رد می شدید ما گرفتیم شما را. گفتم نه به خدا داستان این طوری بوده ما منافق نیستیم. می گفت چند وقت ما را زندان انداختند. می گفت تا ما آمدیم بعد هر که هم حرفی می زدیم می گفت برو منافق. می گفتیم بابا ما منافق نیستیم می گفت این خیلی ما را اذیت می کرد که هیچ کس به حرف ما گوش نمی کرد تا چند روزی. هر کسی را می دیدیم می گفتیم بیا ما چنین و چنانیم می گفت برو منافق. می گفت ما اسیر جمهوری اسلامی بودیم. می گفت ما هم یک چند وقتی اسیر بودیم می گفتیم اسیر کجا بودید می گفت اسیر جمهوری اسلامی بودیم. بعد می گفت آخر سر یکی از این فرماندهان سپاه آمده بود بازدید کند آنجا به حضرت زهرا قسمش دادم ترا حضرت زهرا بیا من یک چیزی بهت بگویم گفت او هم به حرمت حضرت زهرا آمد بهش گفتم من این هستم فلانی هستم اسمم این است در این رده هستم شما بروید بپرسید که من جز نیروهای شما بودم یا نبودم گفت ایشان رفت تحقیق کرد بعد فهمیدند که ما بیگناه هستیم خلاصه بعد از چند روز ما را آزاد کردند در دنیایش انسان یک جایی بیفتد الان در بیمارستان گیر می کند صدا می کند افراد کسی نیاید به دادش برسد در زندان یک موقع چیزی می خواهد در شهر غریب یک موقع یک کمکی می خواهد احساس غربت خیلی بد است. خیلی بد است انسان بخواهد یک جایی کمک بخواهد و کمکش نکنند. در کشور غریبی، انسان کمک بخواهد کسی به او کمک نکند غربت خیلی بد است و انسان نباید اجازه بدهد که مسلمانی تا وقتی او هست احساس غربت بکند. وقتی که یک کسی که این روحیه را دارد خداوند آنجا کمکش می کند وقتی کسی بتواند کمک کند و نکند، می فرماید خداوند رهایش می کند در دنیا و آخرت، لذا در بحث باب قضای حاجت داریم این را چند بار گفتم اگر کسی بتواند مسلمانی نیازی داشته باشد و نیازش را می تواند برطرف کند و نکند، می فرماید این آدم اگر بهشت هم برود خداوند یک ماری را می فرستد هر روز در بهشت می زندش. هیچ گناه دیگری نداشته باشد و بهشتی باشد واقعا یک ماری را می گویند می فرستد در همان بهشت می رود می زندش، که تو می توانستی فلان کس را یاری کنی و یاری نکردی. پس این طوری نیست که بگوییم مشکل فلانی این مشکل توست ما با این فرهنگ های مبتذل غربی، مسلمان کنار نمی آید، الان متأسفانه کاری که بعضی از خواص کردند اگر واقعا عمدی نبوده خداوند ببخشدشان اگر عمدی بوده خدا لعنتشان کند. که آمدند لفظ خواهر و برادر را از نظام جمهوری اسلامی حذف کردند. اوایل انقلاب همه می گفتیم خواهر و برادر یعنی ما عضو یک خانواده هستیم، کردند شهروند، آقا و خانم. این لفظ ها را حساب شده هم برداشتند و خیلی از خواص هم کمک کردند که این الفاظ برداشته شود گفتند که مردم شهروند هستند شهروند نیستند ما امت هستیم زیر نظر یک ولی هستیم زیر نظر یک امام و یک پیغمبر و یک دین هستیم همه مان. انما المومنون اخوه، قرآن می فرماید مؤمنین خواهر و برادر هستند اخوه یا همان خواهر و برادر لفظش یکی است هردوی شان هم اصل و هم ریشه هستند، برای همین در مورد برادر می گویند (اخ) به خواهر می گویند (اخت) اخت همان برادر است و این (ت) بخاطر این است که این برادری است که از جنس خواهر است. یعنی از مؤنث است. و الا یکی هستند. همه مومنین با هم یکی هستند اصلا انسان زن و مرد ندارد زن و مرد بودن و جنسیت مال بخش حیوانی ماست در بخش انسانی که ما گفتیم ما نه زن هستیم نه مرد هستیم. انسان هستیم. همه مان یک نفریم. همه مان یک ریشه هستیم. آمدند در نظام برداشتند کلمه شهروند را هی اضافه کردند. حساب شده هم این کار را کردند با خباثت هم این کار را کردند که وقتی به مردم گفتی شهروند از هم غریبه و دور می شوند. دیگر مشکلات بقیه مشکلات او نیست. مشکل توست به من ربطی ندارد. به من مربوط نیست. بی غیرتی بی حیایی، بی توجهی، بی رحمی زیاد می شود در جامعه. افراد می بینند اطرافیان شان غرق هزار و یک مشکل هستند به روی شان هم نمی آورند چه بسا خوشحال هم می شوند از له شدن دیگران، از کوچک شدن دیگران بعضی ها اینقدر بی رحم میشوند که از این که پز بدهند به دیگران خوشحال می شوند. چرا کسی که پز می دهد به بهشت راه پیدا نمی کند در روایت داریم اگر یک کسی با بند کفشش به کسی پز بدهد نه با خود کفش، با بند کفشش به یک کسی پز بدهد به بهشت راه پیدا نمی کند چون پز دادن یعنی، پز دادن و فخر فروشی یعنی من بالادستی بودن خودم وحقارت طرف مقابل را می خواهم. یک ماشین بخرم از ماشین بقیه بهتر، یک لباس بپوشم از بقیه بهتر، با بچه ام، با زنم، با شوهرم، با لباسم با انگشترم، با موبایلم با خانه و فرشم به کسی فخر بفروشم این به این معناست که من با این چیزها می خواهم یک نفر را تحقیر کنم. کوچکش کنم که می خواهم فخر بفروشم. روح فخرفروشی تلک الدار الاخره نجعلها للذین لا یریدون فی الارض و لا فسادا این آخرت را ما برای کسانی قرار دادیم که در روی زمین، نمی خواهند از دیگران جلوتر باشند بهشت مال آدم های اینطوری است که نمی خواهند پز بدهند به یک کسی نمی خواهند حال یک کسی را بگیرند نمی خواهند رو دست کسی بلند شوند. نمی خواهند یک کسی را کوچک کنند سرزنشش کنند تحقیرش کنند. خوب تو وضع مالی ات خوب است دوست داری لباس خوب بپوشی، بپوش خدا را هم شکر کن ولی پز نده با آن به کسی. و فکر نکن که از کسی بالاتر هستی حالا که لباست عوض شده، فلان ساعت فلان انگشتر فلان اتومبیل فلان چیز را می خواهی بخری خیلی خوب بخر، مبارکت هم باشد. ولی باهاش مواظب باش به کسی فخر نفروشی. روح فخرفروشی خیلی خطرناک است. می گوید من درس می خوانم مدرک بالاتر بگیرم که حال همسرم را بگیرم. بهش بگویم تو بیسوادی من سوادم بیشتر است شما دهاتی ها اینطوری. به زنش می گوید شما دهاتی هستید ما شما را از دهات گرفتیم ما شهری هستیم همین لفظ، شما فلانی ها، شما کجایی ها، همین که می آید در دهن آدم، و یک کسی را کوچک می کند و تحقیرش می کند شما افغانی ها شما عرب ها شما عجمی ها هر چه هست به محضی که انسان در ذهنش یک حس تحقیر کسی آمد این خطرناک می شود. نسبت به سیاه پوست ها نسبت به کسان دیگر همینطوری انسان در تقسیمات مختلف این هم برای امتحان انسان است اینها همه مایه امتحان انسان است تفاوت ها مایه امتحان است که خدا می خواهد ببیند که تو در این تفاوت ها انسانی برخورد می کنی یا آن تفاوت ترا می گیرد. به محضی این که انسان متوجه تفاوت شد مشرک می شود دچار شرک شده، و سقوط می کند حواسمان باشد تفاوت ها منیت نیاورد برای ما. چرا یک جا هست انسان در تقوا در عبادت، در کار خیر، نسبت به بقیه برتری می خواهد داشته باشد مسابقه بگذارد بعد هم خودش را بهتر نمی داند از کجا خوشحال است؟ خدا را شاکر است الحمدلله که این کار از من برآمد الحمدلله که خدا به من توفیق داد. الحمدلله لذی هدانا لهذا و ما کنا ... ان هدانا الله خدا را شکر که خدا این توفیق را به من داد که اگر نمی داد من این توفیق را پیدا نمی کردم. در این ها آدم مسابقه بدهد نه در امورات، دستان من را نگاه کنید در هر کدام از این چهار مورد امورات جمادی، گیاهی، حیوانی یا عقلانی به هر کسی پز بدهید یا حتی در فوق عقلانی انسان بخواهد فخرفروشی بکند سقوط می کند یک موقع خدان نکرده نخواهیم یک کسی پایین تر از ما باشد. ما دست یک کسی را بگیریم بیاوریم بالا دست دیگران را بگیریم بکشانیم شان بالا. نه این که رو دست کسی بزنیم و تلاش کنیم که رو دست بقیه بلند شویم. این چیز قشنگی نیست. خذله فی الدنیا و الاخره اگر یک کسی می توانست یاری کند و نکرد خدا او را در دنیا و آخرت یاری نمی کند و تنهایش می گذارد. این هم از این. این یکی را هم نگاه کنید چقدر قشنگ است از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است: فی ذکر مخاطب الله تعالی به داوود یا داود انه لیس مِن عَبدٍ يُعِينُ مَظلوما أو يَمشِي مَعهُ في مَظلِمَتِهِ إلّا اُثَبِّتُ قَدَمَيهِ يَومَ تَزِلُّ الأقدامُ چقدر هم قشنگ است این. می گوید داود هیچ بنده ای نیست که وقتی که یک مظلومی را می بیند کمکش می کند یا این که نه نمی تواند کمکش کند همراهش است در مظلمه، دادگاه کمکت می آیم می توانم یک عریضه برایت بنویسم یک نامه برایت بنویسم می توانم یک وکیل برایت بگیرم می توانم یک وکیل بهت معرفی کنم یا کمک مالی به تو بکنم الان تو گرفتاری تنهایی مظلومی، نترس من کمکت می کنم یاری ات هستم پشتت هستم کسی را ندارد تنهایی دارد، همراهش باشد در ظلمی که بهش شده. نگذارد تنها بماند این آدم، در این تنهای که بهش تحمیل شده. مگر این که من خدا چه کار می کنم باهاش؟ روزی که همه قدمها رو صراط می لرزد من خدا قدم این آدم را محکم می کنم که راحت رد شود از صراط. چرا چون این آدم امید بقیه است قدرت بقیه است پای بقیه است دست بقیه است جیب بقیه است. یار بقیه است. به بقیه کمک می کند. خدا هم محکمش می کند این آدم را. هم دنیا البته خدا کمک می کند خیر و برکت بیشتر می دهد چون می گوید تو نان خورت زیادت است به دیگران رسیدگی می کنی من هم به تو رسیدگی می کنم. داستان آن مرد و زن یادتان نرفته که. که پیغمبر خدا بهشان گفت خداوند 60 سال برای شما عمر قرار داده 30 سال در ثروت 30 سال در فقر، شما الان کدامش را می خواهید زودتر باشد گفتند 30 سال ثروت را اول می خواهیم. 30 سال دوم عمرمان فقیر شویم ولی 30 سال اول ثروتمند باشیم. این ها سی سال اول ثروتشان را گذراندند و تمام شد و رفت. سی سال که تمام شد منتظر شدند که فقیر شوند دیدند نه فقری آمد و همه چیز سر جای خودش است به پیغمبر شان گفتند یا رسول الله شما گفتید که ما سی سال دوم را فقیر می شویم چطور فقیر نشدیم؟ پیامبر فرمود که شما سی سال اول تان مردم را در مال تان شریک کردید معین دیگران بودید از مال تان بقیه بندگان خدا را شریک کردید خداوند هم گفت سی سال بعد هم در ثروت باشند چون اینها به بقیه مردم رسیدگی می کنند آدمی که خیر و برکت ازش می آید خدا بهشت عزت و ثروت و آبرو و قدرت می دهد وقتی یک آدمی خودخواه و خودشیفته است و همه اش برای خودش می خواهد بی برکت و بی خیر است خیرش به هیچ کسی نمی رسد، پشتیبانی از هیچ کسی ندارد. همه اش به خودش و خانواده اش فقط فکر می کند خروجی ندارد برای دیگران این گندیده است مرداب است این آدم، وجود این آدم در هر 5 بخشش مرداب است یعنی اگر ثروت مادی داشته باشد کسی از او استفاده نمی کند فقط خودش مصرف می کند. قدرت بدنی داشته باشد بدن داشته باشد، از این بدنش در راه خدمت به دیگران به کار نمی گیرد. قدرت حیوانی داشته باشد اجتماعی آبرویی داشته باشد سیاسی، که می رسیم ان شاءالله جلسه بعد. در بخش کمک به ظالم، کمک نکند، علمی توانایی داشته باشد از علمش به دیگران ندهد یا معنویتش خوب باشد معنویتش را در اختیار دیگران قرار ندهد یک آدم خودخواهی که فقط خودش مصرف می کند این آدم وجودش مرداب است خروجی ندارد شفافیت ندارد زلالی ندارد، هر چقدر انسان می خواهد خیر و برکت داشته باشد باید به بقیه برسد. این داستان یادتان نرود که امام باقر علیه السلام از ما شیعیانش گله کرده که فرمود شما چرا با صدقه خودتان را ثروتمند نمی کنید. صدقه باعث می شود انسان خروجی داشته باشد خروجی هایی در هر 5 بخش، وقتی شما خروجی داشته باشید مشکل مالی دارید این طور نیست که حالا من مشکل مالی دارم چون خودم مشکل دارم به کسی صدقه ندهم و کمک نکنم نه اتفاقا چون مشکل داری باید بدهی. الانفاق عند الاخطار کارهای قشنگ و خوب در عین حال هم جگر می خواهد سخت است. انسان موقعی که خودش ندارد به بقیه برسد. آنجاست که خیر می آید سراغ انسان برکت می آید سراغ انسان لذا در روایت داریم اگر کاری از دستت برای برادر مومنت نمی آید همراهی اش کن همدلی کن با او. یک تماسی یک تلفنی یک احوالپرسی خوب کارت چی شد چه کار کردی من چه کار می توانم بکنم، یک راهنمایی، بگذار من چه کار می توانم بکنم، بگذار کسی آشنا دارم که توان داشته باشد کمک مالی برایت می توانم قرض بگیرم برایت بتوانم وام بگیرم آبرو بگذارم اعتبار بگذارم خروجی داشته باشد انسان. کمترین خروجی این است که تو همدلی کنی با طرف. همدردی کنی با طرف. کاری از دستت بر نمی آید اما برو خانه اش سر بزن. الان خانه اش عزا دارند تنهاست مشکلات دارد، برو خانه اش سر بزن همسایه ات است الان شوهرش مرده یا رفته یا طلاقش دادند تنهاست به هر دلیلی تنهاست مشکلات دارد همسایه دوستان کسی را انسان می شناسد. دیگر یک دانه، تماس تلفنی نمی کشد ترا که. یک حرف زدن یک سر زدن یک احوالپرسی کردن یک جستجو کردن این که اوضاعت چطوری است من چه کار می توانم برایت بکنم تنها نمانی، هر چیزی به هر حال انسان هر خروجی می تواند داشته باشد خیلی سفارش کردند که اگر یک کسی نمی تواند کاری بکند برای دیگران حداقل همدردی بکند. تنها نگذارد طرف مقابل را. می گوید من که از دستم کاری برنمی آید ولی با تو تا فلان جا می آیم اگر می رویم دنبال وام دنبال کار یا مشکلت می روی من همراهت می آیم، با تو سر می زنم ببینم چه کار کردی صبح بیا با هم برویم، می توانی این کار را بکنی، با او باش. تنهایش نگذار در مشکلات هیچ کس را. آنهایی که در دم دست انسان است هر کسی هم که می آید سراغ انسان از باب امتحان است برای ما. هر کس که می آید یک امتحان الهی است. خوب دو سه دقیقه وقت داریم می خواستم یک دعا بخوانم از امام زین العابدین علیه السلام که می ترسم نرسم بحث نیمه تمام بماند به محضر مقدس 14 معصوم علیهم السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.
والحمدلله رب العالمین.