جلسه 431 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
431
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
3
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 431 - خانواده آسمانی

از این جلسه وارد یک مرحله ی دیگری از بحث درباره ی روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر می رسیم، و آن بحث آفات و موانع دوستی هست، آفت شناسی در هرکاری یک امر کاملاً واجب و ضروری است. در سیر و سلوک آفت شناسی یک اصل مهم است، شخصی جوانی بود، از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، وقتی سخن می گفت، سخنش به دل مردم خوب می نشست. دیگران هم سخن می گفتند اما نفوذ کلامی که این شخص داشت، بقیه نداشتند، ازش سوال کردند که رمز این نفوذ کلام چیست، ایشان گفتند هرکس پیش پیغمبررفت از پیغمبر سوال کرد که من چه کنم که به بهشت بروم، اما من هروقت پیش پیغمبر می رفتم از پیغمبر سوال می کردم که چه کنم که جهنم نروم، این یعنی آفت شناسی، چون انسان ذاتاً بهشتی و برای بهشت و بالاتر از بهشت، جنسش برای بهشت و بالاتر از آن است. بهشت برای بدنش و بالاتر از بهشت برای روحش هست. و ما از جنس بالاتر از بهشت خلق شدیم، همه حقیقت ما، حقیقتی است که از آن بهشت آفریده شده، از حقیقت ما و قبلاً هم در بحث معرفت نفس توضیح دادیم این بهشت و جهنم است که در نفس انسان است، نه نفس انسان در بهشت و جهنم. ما در وجود خودمان یا بهشت داریم، یا جهنم. و یا ترکیب و تقابلی از این دو. تا اینکه کدامشان پیروز شوند، برای من این نفس انسان وسعتش، بیشتر از بهشت و جهنم است. کافیست ما جهنمی نباشیم. انسان اگر سعی کند جهنمی نباشد، بهشتی است. و بالاتر از بهشت، لذا دقت اساسی برای هرکدام از ما گناه نکردن است، درر وایت داریم، (اجتناب السیئات اولی من اکتساب الحسنات). گناه نکردن پرهیز از گناه، مهم تر از انجام ثواب هست. بعضی ها خیلی کارهای خوب و مثبت و ثواب انجام می دهند اما نسبت به گناه شل هستند. نسبت به معصیت سست هستند و این باعث می شود که ثواب هایی که انجام می دهند از بین برود و چیزی برایشان زیاد نماند. آنی که خیلی اسلام رویش سفارش می کند مهم تر از هر چیز دیگری بستن راه های گناه هست. برای همین اگر کسی بخواهد بداند چه جوری می تواند رشد انسانی بکند و به قدرت شادی و آرامش و نشاط و خوشبختی برسد اولین مسئله گناه شناسی است، آفت شناسی است، گناهان و آفت ها را خوب بشناسد، ازشان پرهیز کند، و واجباتش را انجام دهد، نمی شود انسان نسبت به واجبات الهی شل و سست و بی خیال باشد و بخواهد معنویت داشته باشد، حال خوش داشته باشد، اتصال خوبی داشته باشد، استحکام شخصیتی داشته باشد، استحکام ایمانی یا بقای ایمان داشته باشد، این اصلاً امکان پذیر نیست، گناه، مثل یک ترکی است که در سد ایجاد می شود. در سد ترک ایجاد شود به مرور زمان آن سد شکسته می شود، گناه در واقع باعث می شود ثواب دانی ما سوراخ شود و ما هرچقدر ثواب جمع می کنیم، این از بین می رود، لذا هم تر از هر مسئله ای آفت شناسی است که ما آفت ها را کنار بگذاریم، کافی است شخص گناه نکند، خود به خود بهشتی است، چون از جنس بهشت و بالاتر از بهشت است، آنی که در درجه ی اهمیت سیر و سلوک انسانی است، و هر حرکت دیگری گناه نکردن است، درروابط زناشویی زن و شوهر کافیست آفت های ارتباط را خوب بشناسند، اگر آفت های ارتباط را خوب بشناسند، با ده درصد عشق، بیست درصد عشق زندگیشان شیرین خواهد شد و اوج می گیرد. ولی اگر صد درصد عشق داشته باشند به هم و الآن حاضر باشند جانشان را فدای هم بکنند، انقدر عاشق هم باشند که بمیرند برای هم، وقتی که آفت های دوستی و عشق را بلد نیستند، به مرور زمان شکست می خورند، اینکه ما از 5 تا ازدواج، 4 تایش شکست می خورد در کشور ما به خاطر این نیست که دخترو پسرها عاشق هم نبودند و هم را دوست نداشتن، اکثر قریب به اتفاق این ها می مردند برای هم اما چون آفت های دوستی را نیمی شناسند وقتی وارد زندگی زناشویی می شوند این آفت ها هستد که عشق را به مرور زمان کم می کند تا به مرز تنفر می رساند و دیگر زندگی از هم می پاشد، دوستی ها هم همین طور است، دوستی دو نفر، دو تا خانم، دوتا آقا، روابط مادر و فرزند، خواهر برادر، پدر و فرزند، روابط فامیلی، همکاری، هر رابطه ای که شما بگویید، هر جریانی با آفت شناسی قدرت پیدا می کند و رشد پیدا می کند و می رود، هر چقدر شما آفات را بشناسید و دوری کنید، بیشتر رشد پیدا می کند. ولی اگر در قوی ترین حالات باشد و آفتش شناخته نشود، کاملاً شکست می خورد، در بحث دوستی و روابط هم آنچه که داریم می گوییم در رابطه با دوستی است، اعم از دوستی زناشویی، خواهرو برادری، مادر و فرزندی و انواع دوستی ها، دوستی با امام زمان، اهل بیت و خداوند تبارک و تعالی. آفت های دوستی را باید بشناسیم که چه چیزهایی می تواند یک پیوند را نابود کند و یک دوستی را از بین ببرد. اگر یادتان باشد در بحث فرد و جامعه متعالی از کلام امام رضا (علیه السلام) که بیش از یک سال موضوع بحث ما بود و نامه ی حضرت رضا (علیه السلام) به حضرت عبدالعظیم (علیه السلام)، یک چیزی را حضرت آنجا ذکر کردند به نام بدجنسی. بدجنسی، بد ذاتی، بعضی ها بدجنس اند، و این بدجنسی هم اینجوری نیست که واقعاً جنس همه آدم ها بد باشد بلکه این بدجنسی در غلبه ی خلقیات بد و جنبه های خوبی شخص، به وجود می آید، که امام رضا (علیه السلام) فرمود من افرادی که در حق دیگران بدجنسی می کنند، نامردی می کنند، خیانت می کنند، این ها را نفرین می کنم که نه خیر دنیا ببینند و نه خیر آخرت، خیلی این کلام تند است، خیلی چیزهای دیگر هم بود که حضرت گفت اگر در روابط شما باشد من نفرینتان می کنم. پس خیلی آدم باید دقت کند که به نفرین امام دچار نشود. یکی از آن ها همین مقوله بدجنسی بود، بعضی ها این بدجنسی را در وجودشان دارند که یکی از مظاهر بدجنسی ترجیح خود به دیگران هست، یعنی خودشان و نیازهای خودشان را به دیگران ترجیح می دهند، این بدجنسی هست. یادم است در این ایام حج، سال گذشته، در عرفات خیلی هوا خیلی گرم بود، هم خانم ها خیلی سختشان بود، آقایان هم همینطور، در چادرهایی افراد را برده بودند، چادرهای عرفات، آفتاب ساعت ها تابیده بود به این چادرها، در این ها واقعاً ماندن سخت بود، ما رفتیم زیر چادرها نشستیم، یکی یا دوتا کولرآبی گذاشته بودند وسط، تا یک ذره خنک کند. آب هم که آنجا معنا نداشت. آب سرد در صحرا نبود که کولر هوای سرد بدهد، آب داغ بود که می ریختند در این کولرها، ولی با این حال یک نسیمی بود. من یادم است یکی دو نفر از این حجاج، این ها اول رفتند جایشان را انداختند جلوی این کولرها، می نشستند جلوی کولر، که باد به هیچ کس نمی خورد، هیکل هایشان هم خیلی بزرگ بود، روحانی کاروان و بقیه می گفتند بقیه هم اذیت می شوند، اجازه بدهید نسیمی به بقیه بخورد، می گفت نمی توانم گرمم است، به همین استدلال. بعضی ها استدلال هایشان برای اینکه بقیه را له کنند همین است. من نمی توانم. من احتیاج دارم. اینجوری هستم پس بقیه به جهنم. گرمم است، خب حاج آقا می گفت خب همه گرمشان است، همه در فشار هستند، می گفت طاقت ندارم، تا آخری که این ها در عرفه بودند از جلوی کولر تکان نخوردند، به سختی نیم ساعتی یک ساعتی پا شدند رفتند دنبال کاری، والا می چسبیدند به کولر این می شود بدجنسی. مثال می زنم در حج خانه خدا می تواند بدجنس باشد. پس هرکسی باید این را از خودش دور کند، بد جنسی، بد ذاتی، خیلی خطرناک است، اولین چیزی که در روایات آمده از علی (علیه السلام) هست، (انما انتم اخوان علی دین الله ما فرق بینکم الا خبث السرائر و سوء الضمائر فلا توازون و لا تناحصون و لا توازلون و لاتوادون) می گوید شما یادتان باشد حقیقتاً برادر هم هستید، گفتیم که خواهر را در عربی می گویند اخت و برادر را می گویند اخ، فرق این دو در چیست؟ این (ت) اخت علامت تانیث است، یعنی زنانگی است، برادری زنانه که بهش می گوییم خواهری. پس در واقع هردویش یک کلمه است. هردویشان اخ است، یعنی برادری. (ت) می گوید رابطه برادری که باید بین خانم ها باشد، می گوییم خواهری ولی همان برادری است، در روایت داریم (انما المؤمنون اخوه) همه مؤمنان حقیقتاً برادرند، خانم ها را هم در بر می گیرد. پس وقتی می گوید شما حقیقتاً برادر هم هستید یعنی حقیقتاً یک ریشه دارید، ما همه مان از یک زن و مرد، از یک خانواده آسمانی آفریده شده ایم. از محمد و آل محمد (علیهم السلام).اینجا را دقت کنید، یادتان هست که گفتیم یک مرحله جمادی داریم، یک مرحله گیاهی، یک مرحله حیوانی داریم، در مرحله حیوانی زن و مرد مشخص می شود، یعنی روحی که از اهل بیت تعلق می گیرد به نطفه ها، در مرحله حیوانی بعضی ها نطفه شان زنانه است بعضی ها مردانه، ولی آن حقیقتی که تعلق می گیرد یک حقیقت واحد است. پس زن بودن و مرد بودن مال جنبه ی حیوانی و جنسی است، وقتی به دنیا می آییم این بدن زنانه یا بدن مردانه ای که ما داریم مسئول آن روحی که از اهل بیت دمیده شده نیست، بلکه این بدن زنانه و مردانه محصول اشتراک اسپرم و تخمک والدین ماست که یک بدن زنانه یا مردانه به ما دادند پس انسان در حقیقت نه زن است و نه مرد. بعضی از انسان ها در زمین بدن زنانه دارند، بعضی ها مردانه. پس ما اگر الآن به خاطر جنبه ی زمینی مان به بعضی ها می گوییم خواهر، آبجی، یعنی این پدر و مادر ما غیر از ما کسانی را هم به دنیا آورده اند، خواهر داریم، برادر داریم، این خواهر و برادر در شرع مقدس چقدر محترم هستند، چقدر برایش قاعده گذاشته اند، خواهرت، برادرت، یعنی همانی که پدر و مادر تو آن ها را به دنیا آوردند، خواهر برادرهای زمینی. نگاه کنید خواهر و برادر زمینی که این همه احساسات و عواطف بینشان هست، دوتا داداش، دوتا خواهر وجود دارد، همه این عواطفی که بین خواهر و برادر هست به خاطر این است که یک پدر و مادری اشتراک اسپرم و تخمکی گذاشته اند و جنبه زمینی است، حضرت می فرماید شماها اشتراکتان در اصل بیشتر از اشتراکتان در فرع است. این پدر و مادرهای زمینی که شما دارین پدر و مادرهای جنبه جنسی و طبیعی شما هستند، شما حقیقتاً فرزندان اهل بیت هستید بنابراین ریشه شما در بالا مهم تر از ریشه شما در پایین است. پس چطور نسبت به خواهر و برادرهای خودتان انقدر عواطف دارید و نسبت به خواهر و برادر آسمانی تان انقدر شل و بی عاطفه هستید. لذا قرآن دستش را می گذارد روی یک مسئله بالاتر که مؤمنان برادر هستند با هم یعنی با هم خواهر و برادر هستند و این خیلی حرمت دارد، آن قاعده هو انت، هو رسول الله و وهوالله در این قاعده شکل می گیرد که ما باید به چه چشمی به هم نگاه کنیم، این را خوب دقت کنید. علی (علیه السلام) می فرماید شما بر اساس دین خدا و اشتراک معنویتان با هم برادر هستید. یعنی باید روابط شما فوق العاده قوی تر از برادر خواهرهای زمینی و طبیعی باشد، اما چی نمی گذارد که این رابطه ها شکل بگیرند و ما خودمان را بهتر از بقیه می دانیم و بهتر از بقیه، بالاتر از بقیه می دانیم یا سعی می کنیم از بقیه بالاتر باشیم، پز بدهیم به بقیه، فخر بفروشیم، خودمان را بهتر از دیگران بدانیم، مقدم بر دیگران بدانیم، (انما انتم اخوان علی دین الله ما فرق بینکم الا خبث السرائر و سوء الضمائر فلا توازون و لا تناحصون و لا توازلون و لاتوادون). شماها را از هم جدا نمی کند مگر برای آن پلیدی باطن هایتان، درونتان، پلیدی های درونی و سوء الضمائر. نهاد و باطن بد شماست که باعث می شود شما از همدیگر فاصله بگیرید، آن موقع من فکر می کنم قاچاق و این همه بدجنسی هایی که در جامعه است کم فروشی، گران فروشی، قاچاق، کلاه گذاشتن سر دیگران، کلاه برداری، این دعواهایی که در دادگاه ها هست، همه به خاطر این بدجنسی هاست، درصد کمی از دعواها و درگیری هایی که در دادگاه ها هست، ربطی به بدجنسی ندارد، طرف داشته می رفته تصادف کرده، کارشان به دادگاه کشیده والا اکثر قریب به اتفاق و آنچه در دادگاه ها می افتد مال بدجنسی دونفر یایک نفر است، مال سوء الضمیر و خبث است، مال آلودگی درون است که افراد با هم دعوا می کنند، آنجاهایی که اختلاف ایجاد می شود، اختلافات مال باطن زشت است، مال باطن بد است، ببینید اگر همه مردم همینجوری خود را نگاه کنند، یعنی بقیه مردم را خواهر و برادرهای اصلی خود بدانند دیگر شما این همه دزدی و قاچاق و کلاه سر دیگران گذاشتن و سوء استفاده از دیگران و راندهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و این چیزها را داریم در کشور؟ هرگز. همه بدبختی های یک کشور یا خانواده، یک اجتماع، برای این است که افراد یادشان می رود که خواهر و برادر حقیقی هستند، همین که فراموش کردند این را، دعواها و درگیری ها و اختلافات و دریدن همدیگر، ترجیح خودمان به دیگران اتفاق می افتد. همه بدجنسی ها، تقلب ها، فریب کاری ها و دغل بازی ها، این ها همه اش به خاطر این آلودگی باطن است که علی (علیه السلام) می فرماید این ها هست که شما را از هم جدا می کند و هو انت را از بین می برد. او تو هستی. حضرت علی فرمود هروقت با هر کس می خواهید روبرو شوید حواستان باشد که آن شخص خود تو هستی. هو انت. چی باعث می شود هو انت از بین برود؟ بدجنسی ها، خودخواهی ها، خود ترجیح دادن ها. (فلا توازرون و لا تناحصون و لا توازلون و لاتوادون) تا بدجنسی آمد آلوده شد باطن، دیگر افراد به هم رحم نمی کنند، یاری نمی کنید هم را. دیگر به هم کمک نمی کنید. دیگر مشکل بقیه مشکل ما نیست. کاش فقط این باشد. کاش فقط این باشد که افراد فقط همدیگر را یاری نکنند، بدجنسی شان در این حد باشد. گاهی وقت ها انسان انقدر نکبت می گیردش، انقدر بدبخت می شود که از مشکلات دیگران لذت می برد، از مصائبی که برای دیگران اتفاق می افتد خوشحال می شود، از بی آبرو شدن دیگران و شکست دیگران، لغزیدن دیگران، از گناه دیگران، از شکست های اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی دیگران کیف می کند، خیلی خطرناک است، انسان از این که فلانی مریض شد، طلاق داد و طلاق گرفت و فلانی بچه دار نمی شود، بچه اش مریض شده، گاهی وقت ها انسان انقدر بدبخت می شود که از مشکلات دیگران لذت می برد. این دیگر خیلی خطرناک است، یک نفر از مشکلات دیگران خوشحال می شود. دلم خنک شد، آخیش خوب شد. خیرخواه همدیگر هم نیستید. خیر هم را نمی خواهید. به همدیگر چیزی بخشش نمی کنید، خساست، بخل نسبت به مشکلات دیگران می آید سراغتان، بخشش ها و هدیه دادن ها کم می شود. گذشت ها کم می شود، دیگر هم با یکدیگر دوستی نمی کنید، این مال خبث سرائر است، که وقتی می آید سراغ انسان، نه یاری می کند کسی را، نه خیرخواه کسی است، نه به کسی می بخشد و نه دوستی می تواند با دیگران کند وقتی اینجوری شد می شود این شخص در این حالت، هیزم جهنم. یعنی این آدم فقط به درد این می خورد که به قول قرآن کنار سنگ ها آتش بزند به بقیه قسمت های جهنم. خودش به عنوان سوخت جهنم است، در درونش دیگر تولید نمی کند مگر جهنم را. یعنی دائماً آدمی است که هرجا باشد جهنم تولید می کند. زن کسی باشد، شوهر کسی باشد، خواهر زن باشد، خواهر شوهر باشد، باجناق باشد، دایی، عمه، عمو، بابا و مامان، هرکسی هرجا باشد، زیرمجموعه و ارتباطات خودش را آتش می زند، این آدم جهنمی است. حالا مسیر عکس را با هم طی کنیم. آیا ما دوستی کردن هایمان با دیگران چه جور است، این سوال خیلی مهمی است، آیا ما دوست خوبی برای دوستانمان هستیم یا نه، چون حضرت فرمود وقتی دوستی می کنید سعی کنید شما بهتر از دوستان دیگرتان باشید، این یک سوال، آیا من دوستی می کنم با دیگران یا نه، و نسبت به دوستانم درجه یک هستم یا نه، مهرورزتر، مهربان تر، باگذشت تر، صبورتر، وفادارتر، این خیلی مهم است. بخشندگی ما چه جوری است؟ من چقدر بخشندگی دارم نسبت به دوستانم، چقدر بخشندگی دارم؟ شما شدی داماد یک خانه، نسبت به خانواده همسرت چقدر بخشندگی داری؟ شدی عروس یک خانه، نسبت به خانواده همسرت چقدر بخشندگی داری؟ شدی همسایه، نسب به همسایه چقدر بخشندگی داری؟ در یک اجتماع نسبت به سیر مردم چقدر بخشندگی داری، این بخشندگی خیلی مهم است، چون بخشندگی یعنی خروجی عفونت ها، پاکی ها، انسان با بخشندگی پاک می شود، هرچقدر خروجی و بخشندگی یک نفر بیشتر باشد، این آدم، پاک ترو قدرتمندتر است. عفونت ها درش کمتر است. از کسی می خواهی کتاب ازش بگیری انگار جانش به لبش می آید. یک کتاب می خواهد به کسی بدهد، لباس به کسی بدهد، پولی بدهد، برایش سخت است، خروج برایش سخت است، فشار بهش می آید، ولی یک عده هستند خیلی آدم های کریمی هستند، بخشنده هستند، آدم هایی که به جهنم نزدیکند، خسیسند، بخیل اند، برایشان خیلی سخت است خرج کردن، این ها بیشتر به کنز کردن علاقه دارند. یعنی نگه داشتن، ذخیره کردن، دارند ولی باز دوست دارند از دیگران بکنند و بگیرند و گدایی کنند. این را خودمان تمرین کنیم من چقدر خروجی دارم، غذا می پزی در خانه، ببینید میلتان به خروج این غذا چقدر است، یک آشی، یک غذایی، یک چیزی، ببینید چه جوری است، غذا دارید می خورید حیوانی گربه ای سگی چیزی آمد ببینید حستان چه جوری است آن موقع، با یک سگ و گربه روبرو می شوید دوست داشتید بهش غذا بدهید یا نه، یا نه دوست داری چخ و پیشته بکنید؟ غذا بهش می دهید شریکش می کنید؟ یا با یک نفر دیگر می خواهید هم غذا شوید غذایت را قرار است نصف بکنی، ببین حست چه جوری است و چیزهای دیگر. خروجی هایمان چه جوری است، خرج کردن هایمان، دست و دلبازی هایمان چه جوری است، این ها آینه هایی هستند که ما در آن ها می توانیم خود را کاملاً بشناسیم، خیرخواهی های ما چقدر است، چقدر دلسوزی و خیرخواهی نسبت به دیگران داریم. چقدر نگران دیگران می شویم. سوال مهمی است. چقدر دلشوره دیگران را داریم، چقدر بی خواب می شویم به خاطر دیگران، از همسایه ها ببینید تا دیگران. خوب دقت کنید، یاری کردن. چقدر به کمک دیگران می رویم و بار دیگران را بلند می کنیم. چقدر حاضریم فداکاری کنیم زیر بار دیگران برویم، بگوییم من مشغول کاری هستم که مربوط به خودم نیست، دارم برای یک نفر دیگر دوندگی می کنم، فداکاری می کنم، عرق ریزی می کنم، برای دیگران، امام رضا (علیه السلام) فرمود بهترین زندگی زندگی ای است که دست بیشتری درش باشد. در روایت داریم مؤمن کسی است که اضافه مالش مال دیگران است، صدقه نیست فقط، انفاق نیست، البته انفاق همان اضافه مال را رد کردن غیر از صرقه دادن است ولی خب مؤمن چقدر خروجی دارد، یعنی این سوال، سوال مهمی است بعضی ها می گویند من نمی دانم چرا همیشه کارهایم گره می خورد، همیشه مشکل در زندگیم است، هرجا می روم می خورم به خنسی، به زندگیت نگاه کن ببین زندگی تو اصلاً مصرف غیر از خودت دارد یا نه. می گوید من همیشه هشتم گرو نهم است، هرکاری اقتصادی می کنم خنسی می خورم، محدودیت پیدا می کنم، بدهکاری زیاد پیدا می کنم مالم رشد نمی کند، ببینیم اگر ما دچار مشکلات اقتصادی می شویم، رمزش در این نیست که ما خروجی نداریم برای دیگران. امام باقر یکی از گله هایی که از شیعیان می کند این است که شما چرا با صدقه دادن ثروت خود را افزایش نمی دهید. چون آن هایی که از ثروت خود خروجی دارند یک تا هفتصد برابر خدا در همین دنیا بهشان سود می دهد، این صدقه خیلی چیزها می تواند باشد، فقط مادی نیست، همه جور صدقه ای داریم. شاید خیلی از گره هایی که در زندگی ما اتفاق می افتد مال خودخواهی ها و خساست ها و بخل های ماست، مال این است که ما آدم های بی مصرفی هستیم. برای دیگران. آدم های به دردبخوری برای بقیه نیستیم، می گوید من انقدر مشکلات دارم بعد می گوییم چقدر برای پدر و مادرت و خواهر و برادرانت سودمندی، برای فامیلت چقدر سودمندی؟ خدا شاهد است می شناسم پدر و مادری که از فرزندشان می گفتند این فقط زمانی می آید به ما سر بزند که پول بخواهد. یعنی وقتی مشکل دارد می آید پیش ما، می گوید من هیچ وقت یادم نمی آید پسر ما در این سی سال به ما سری بزند. و یادمان نمی آید پسر ما وقتی آمده باشد خانه ما چیزی آورده باشد توی خانه، میوه ای بگیرد، فالوده ای بگیرد، بستنی ای بخرد، هدیه ای بخرد، گلی بخرد می رود خانه ببرد. بعضی ها 20،30 سال خانه پدر مادر می روند، فقط می کنند و می روند، هیچی نمی برند، آقا پدر و مادر دارند که دارند، تو به عنوان یک فرزند تا حالا چی گرفتی برای پدر و مادرت، برای اعضای خانواده ات چی بردی؟ می گوید پسر ما 20 سال است ماشین خریده حتی یک بار هم نیامده به ما بگوید بیایید من شما را فلان جا ببرم. می گوید پسر ما وقتی حتی هم مقصد هست با ما، قرار است همه برویم یک جا عروسی، نمی آید سراغ ما، ببینید خبث یعنی این، آلودگی، بدی، بدجنسی، اصلاً خروجی ندارد، داماد است برای خانواده زنش اصلاً خروجی مثبت ندارد، عروس است برای خانواده شوهرش خروجی مثبت ندارد، خیر ندارد برای مادر شوهر، پدر شوهرش، هنوز نشده دختر خانواده همسرش، این هم هنوز نشده پسر خانواده زنش، این یعنی بدجنسی. بی عاطفگی. سختشان است بعضی ها. خروجی داشته باشند. می گوید به من چه. چندتا پسر گردن کلفت دارد. چندتا پسر گردن کلفت دارد به من چه، چندتا دختر دارد خودش، این چه حرفی است؟ ما با بقیه چیکار داریم، باید خودمان پاک شویم، مبارک شویم، بقیه نمی خواهند بشوند، اگر بقیه می خواهند نروند بهشت و بروند جهنم، ما هم باید مثل آن ها شویم؟ چرا در بدجنسی زود تقلید می کنیم از بقیه و خوش جنسی ها و مفید بودن و خروجی داشتن را یاد نمی گیریم؟ من خواهش می کنم اگر کسی می خواهد خیر و برکت در زندگیش بیفتد و گناهانش پاک شوند کاملاً و می خواهد آشتی کند با آسمان، روی این کلماتی که من می گویم فکر کند، قلم کاغذ بگذارید بنویسید جای خود را مشخص کنید و همه کسانی که باهاشان ارتباط دارید. چه خروجی هایی برای اطرافیانتان دارید یا چه خروجی هایی می توانید داشته باشید، از الآن شروع کنید، فکر کنید من الآن برای پدرم و مادرم چه خروجی داشته باشم، برای خواهر و برادرانم، یک موقع است آدم معذور است نمی تواند خب آن بحث دیگری است، می گوید خدایا من معذورم، آن بحث دیگری است، ولی اگر بتواند خروجی داشته باشد و نداشته باشد، آن خیلی گرفتاری می آورد برای آدم. چون می بندی آن ها را، وقتی خروجی نداری بسته ای. وقتی بسته ای شخصیت می گندد، آن جاست که انواع مریضی های روحی و جسمی و عفونت های مختلف در روح ما و حتی در بدن ما می گذارد چون وقتی عفونت توی روح آمد بدن اولین جایی است که قربانی درد می شود. یعنی می رود دکتر می گوید قلبم درد می کند، سرم، پایم، درد می کند دکتر هم می گوید هیچیت نیست، یعنی نمی تواند این انقباضی که در بدنش افتاده سردردهای زیاد، چشم دردهای زیاد، قلب دردهای زیاد، مشکلات زیاد مال انقباض روحش است، روح که درگیر شود جسم را هم درگیر می کند، کسی داریم که بدترین مریضی های جسمی را می گیرد از سرطان بگیرید تا انواع آلودگی ها اما بدنش افت نمی کند. چون روح خیلی قدرتمند است، انبساط دارد، بدن درگیر نمی شود چه برسد به روح. بدنش می کشد کاملاً، یک کسی می بینی چون روحش کثیف و آلوده است، انقباض دارد، این اگر مثلاً دو درجه مریضی بگیرد، بدنش ده درجه مریضی نشان می دهد، چون روح وقتی منقبض شد، عفونی شد، یکی از قربانیان روح بدن است، معده درگیر است، اثنی عشر درگیر است، کلیه ها درگیرند، قلب درگیراست، مغز درگیر است، روح آزادی، انبساط، شادی و نشاط ندارد. این اولین آفت بود در رابطه با دوستی. پس روی این کار کنید خدای نکرده دچار بدجنسی، کینه، بدخواهی برای دیگران، حسادت، این ها همه بدجنسی های مختلفی است، بدبینی، بدجنسی، حسادت، بیماری های فوق العاده وحشتناکی هستند که هم دنیا را فاسد می کنند هم آخرت را. در روح ما نسبت به کسی همچنین چیزهایی نیاید. بعدی را هم ان شاءالله جلسه بعد خدمتتان عرض خواهم کرد. والحمدالله رب العالمین.