خانواده آسمانی
بحثمان درباره ی روابط اعضای خانواده ی آسمانی به موضوع گذشت از لغزش ها رسید. فرمایشاتی را از معصومین خواندیم؛ به فرمایش امیر المؤمنین (علیه السلام) رسدیم که فرمودند: «علیک بمداراه الناس و اکرام العلماءوالصفح عن زلاه الاخوان». علیک یعنی بر تو واجب است، لازم است. هر وقت کلمه ی علیک به کار برده می شود یعنی مادر سلوک مان، برای رسیدن به هدف خلقت ، به این چیزها که حضرت بعداز آن می گوید، نیاز داریم . چه چیزهایی را حضرت فرمود:مدارا کردن با مردم (معنایش را گفتیم )، اکرام علماءبه خصوص علمای دین و گذشت از لغزش ها ی مردم ، از لغزش های برادران ،"صفح" یعنی گذشتی که همراه با ندیدن است. عبور کردن ،مثل اینکه شخص کاری انجام نداده است .(راجع به این موضوع توضیح دادیم ). عبور کردن ، گفتیم کسانی که سخت گیرند، کسانی که اهل عفو نیستند، کسانی که مچ گیر هستند، کسانی که لغزش ها و عیب ها را می بینند، در محیط خانوارده دائم به بچه ها تذکر می دهند ، به همسر تذکر می دهند. دائم عیب ها و لغزش ها ی افراد دیگر را می بینند، ضعف ها را می بینند؛ اینها دو مشکل اساسی در زندگی شان پیش می آید. یکی اینکه در دنیا خیلی تنها می شوند. زندگی به ایشان سخت می گیرد. دنیا به ایشان سخت می گیرد. تنهایی زیادی را می کشند. اضطراب و ناراحتی و فشار روانی زیادی را باید تحمل کند . و دیگر اینکه کسانی که به دیگران سخت می گیرند، فشار قبر زیادی را دارند. قیامت سختی دارند . عذاب زیادی دارند.اما کسانی که با عفو مغفرت و صفح و گذشت و تغافل و تجاهل رفتار می کنند ،گیر نمی دهند بهانه نمی گیرند. سخت نمی گیرند .خدا هم به اینها گیر نمی دهد.سخت نمی گیرد . هر چند خدا بی دلیل به کسی بند نمی کند. ما خیلی اوقات به دیگران بدون دلیل بند می کنیم . حق نداریم ، ولی بند می کنیم . ولی اگر انسان این خصوصیات را کنار بگذارد ، خداوند تبارک و تعالی از گناهانش می گذرد و صفح می کند. عفو می کند ، ندید می گیرد .چه قدر خوب است که انسان دنیایش را با سخت گیری و ایراد گیری و مچ گیری، تذکر و سرزنش طی نکند . راحت باشد . آخرتش شیرین باشد . می دانیدهمین صفت چه قدر انسان را نجات می دهد ؛ کسی که سخت گیر نیست ، مچ گیر نیست . نکته ی خیلی خیلی مهمی که می خواهم به شما بگویم (در بحث عیب هم گفتم )یادتان یاشد یکی از چیز هایی که باعث می شود ما نتوانیم از لغزشها ی دیگران بگذریم آن خصوصیتی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله ) به آن اشاره فرمودند. فرموده اند : شما درخت را در چشم خودتان نمی بینید ولی خار را در چشم دیگران می بینید. این صفت خیلی بد و کثیفی است که انسان می تواند داشته باشد . صفت رذلی است . خیلی رذیلانه است که انسان عیب های بزرگ خودش را نمی بیند . ضعف های بزرگ خودش را نمی بیند . اما عیب های کوچک دیگران را می بیند . ضعف های کوچک دیگران را می بیند . این به خاطر همان حب ذات و خود شیفتگی است که سراغ انسان می آید . انسان در گناهها و لغزش ها ی خودش به قول حضرت که می فرمایند مداحنه می کند . شیره سر خودش می مالد . روغن سر خودش می مالد. رد می شود . بعد هم اگر خودش دریا دریا گناه داشته باشد ، می رود امام رضا (علیه السلام ) ، می رود کربلا ، می رود کعبه ، نماز می خواند ، می گوید خدایا ببخش . به همین راحتی ، خدایا عفو کن ، به همین راحتی . خوب تو که انتظار داری خدا از این همه عیب ، گناهها، خطاها،فحشا هها ، منکرات تو رد بشود . چرا به خاطر یک صدمش به دیگران نمی بخشید و سخت می گیرید . ما عیب های بزرگ خودمان را نمی بینیم ولی دیگران را به خاطر یک صدم همان عیب ها سرزنش می کنیم . حالمان را به هم می زنند دلمان را به هم می زنند. عرض کردم 95 در صد از طلاق ها این طور است . یعنی بی جهت است . همین عیب است که ما نمی توانیم یکدیگر را تحمل کنیم. به قول سید الشهداء (علیه السلام): اگر کسی مشغول عیب خودش باشد : «طوبی لمن شغله ُعیبهُ عن عیوب الناس » خوش به حال کسی که پرداختن به عیب های خودش او را از دیدن و مشغول شدن به عیب های دیگران باز بدارد . خوب اگر این چیز قشنگی است که امام حسین (علیه السلام) از ما می خواهند . واین صفت قشنگی است. طوبی می دانید یعنی چه؟ این طوبی که حضرت می گوید این "خوش به حالش "همان طوبایی است که آن طرف در بهشت است. همان طوبی را هم می گیرد. اگر کسی می خواهد به آن طوبی برسد ، این جا باید بهشتی باشد . به دیگران بند نکند ،سخت نگیرد، مچ نگیرد، آبرو نبرد .کسی را ضایع نکند . سخت نگیرد . خوش به حال کسی که عیب هایش او را از مشغول شدن به عیب های دیگران باز بدارد . دقیقا مثل صحنه ای است که ما در قیامت داریم . در قیامت با اینکه همه عریان هستند ، هیچ کس عریانی کس دیگر را اصلا متوجه نمی شود .چون در صحنه ی قیامت ، همه مشغول بدبختی ها و حسابرسی های خودشان هستند . اصلا در قیامت متوجه نمی شود .خوب چرا الان هم که بقیه جلوی ما عریان هستند، یعنی ممکن است گناهی، فحشایی، لغزشی، منکراتی داشته باشند، ما مشغول خودمان نباشیم . یک کمی فکر کنید ببینید شماخودتان بدتر از این ندارید.به بدتر از این دچار نیستید .چرا عیب بقیه را می بینید. ماعیب های باطنی زیاد داریم، خیلی فحشای آن بالاتر است. مثل یک نفر دچار فحشا شده است و عمل منافی عفت انجام داده است. حالاجلوی چشم شما خیلی کوچک است. دقت کنید، اگر شما یک غیبت کرده باشید، 70 زنا برایت می نویسند. در نامه عملتان 70 زنا به پای شما می نویسند. در نامه ی عملتان می نویسند این فرد 70 بار زنا مرتکب شده است. خوب فردا نزد خدا ،آبروی شما بیشتر است یا او ؟آن شخص ممکن است غیبت نکرده باشد .شما که در نامه ی عملتان اینقدر هست ،آیامی توانید به بقیه بگوییداین انسان کثیفی است ، این آدم عمل منافی اخلاق انجام داده است .این چنین است،چنان است . چه می توانی بگویی؟چرا ما عیب خودمان را نمی بینیم ؟!چرا اینقدر خود شیفته هستیم که ضعف ها ، فحشاها و گرفتاری های باطنی زیادی که در وجود ما است را نمی بینیم . ناراحتش هم نیستیم . غصه دار هم نیستیم .این سرطان است . اگر یکی از عیب ها را با خود تا قیامت ببرید (امام علیه الرحمه فرمودند:)چند قرن از قرن های آخرتی انسان باید بماند تا یک خلقش از روحش جدا شود ، پاک شود ، بتواند وارد بهشت شود .خلق با عمل فرق دارد . خلق یعنی چیزی که همیشه با تو است مثل بد اخلاقی ريال مثل زود رنجی ، مثل حسادت ،مثل حساسیت ، مثل بد بینی ، مثل لجبازی با خدا ، مثل عناد ، مثل مقاومت و پوست کلفتی در برابر دستورات خدا . اینها با آدم باشد خیلی خطر ناک است . پس ما با اینها چه کار باید بکنیم . بروید مشغول عیب خودتان باشید . آدم وقتی به خودش مشغول است بقیه جلویش فرشته می شوند . چون ضعف ها را نمی بیند . این فرد خوبی ها را می بیند . خوبی های آنها را جلوی چشمش بزرگ می کند . اینکه کسی جلوی چشمش سقوط می کند و کوچک می شود برای این است که مشغول عیب های اوست، عیب های خودش را یادش رفته است . شما خودت شب اول قبر بدبختی دارید . دائم مشغول عیب های دیگران نباشید . کسی که مشغول شیطنت ها و لغزش های دیگران می شود با غیبت و حرف زدن از خودش غافل است . "این آدم را می بینید اخلاقش این جور است" . "آن یکی را می بینید این جور است ". چرا شما می بینید ؟چه طور می بینید می توانید از وجود این و آن در بیاورید . کسی که می تواند کثافت و آلودگی ، گناه و لغزش را دائم از دیگران استخراج کند ، به همه هم نشان دهد. با غیبت و حرف زدن از خودش غافل است . نمی فهمد الان خودش چه طور است . گفت: کنار کعبه نشسته بودم یکباره چشم برزخی ام باز شد ، دیدم همه به شکل حیوان هستند ، دویدم، وحشت زده شده بودم . دیدم فقط یک نفر آدم است . خودم را به او رساندم و به او گفتم اینها چرا به این شکل در آمده اند. گفت : ناراحت نباش ، ناراحت نباش . یک آیینه گذاشت دیدم خودم چه قدر وحشتناک تر از بقیه هستم . در آیینه دیدم که من هم مثل همه هستم . گفت نگران نباش تو هم همین طور هستی . ما دیگران را به خاطر گناهانی سرزنش می کنیم ، از دیگرانی که گناه کردند متنفر می شویم ، دل زده می شویم ؛قهر می کنیم ، غیبت شان را می کنیم در حالیکه خودمان همان گناه یا گناهان بدتر از آن را صد برابر داریم . ولی چون ما حب ذات داریم ، صد برابر گناهان خودمان را نمی بینیم ؛ به قول پیامبر (صلی الله و علیه و آله ) یعنی درخت را نمی بینیم . ولی چون نسبت به دیگران حب ذات نداریم ،در دیگران می بینیم . در وجود همسرمان ، پدرمان ،مادرمان ، خواهرمان ، برادرمان ، فرزندانمان ، در آنها می بینیم .
خیلی خوب است ، خیلی مبارک است ، خیلی آدم را آرام می کند ، اگر یک وقت دلتان با یک نفر در گیر شد . بگویید که اگر من جای این فرد بودم چه می کردم ؟شاید اگر من جای او بودم بدتر می کردم . خودم چه طور هستم ؟ خودم عیب هایی بدتر از او ندارم . خیلی خوب است آدم را از جهنم نجات می دهد.من خودم بدتر از این فرد نیستم ؟ امیرالمؤمنین (علیه السلام ) می فرمایند :"فقد ادبک سید الاولین و الاخرین صلی الله علیه و آله و سلم ".پیامبر این ادب را به تو می آموزد . سیدالاولین و الاخرین این ادب را به تو می آموزد .سه جمله دارد که در روایت داریم حضرت روی شمشیرشان نوشته اند.شمشیر مظهر چیست ؟مظهر خشم و جهاد است . شما شمشیر را برای چه کسی می کشید ؟ برای کسی که او را با شمشیر بزنید .می گویند پیامبر روی دسته ی شمشیرشان نوشته اند . در دنیا کسی را با این خصوصیت سراغ دارید .بعضی مواقع آنقدر اذیت می شدند که فرشته ها می آمدند و می گفتند " ما آماده ایم تا شما نفرین کنید و ما اجرا کنیم " حضرت می فرمودند: "من برای رحمت آمده ام نه برای لعنت و نفرین . کار من نیست " البته این در مسائل شخصی خودشان بود .و الا بیشترین احادیث لعن ما برای پیغمبر (صلوات الله علیه ) می باشد. ولی آن لعن ها مربوط به کسانی است که راه دیگران را در هدایت می بندندو فساد ایجاد می کنند. با آنهاکاری نداریم .ولی در روابط شخصی خودشان ،پیامبر (صلوات الله علیه ) را کتک می زدند.اذیت می کردند.ناسزا میگفتند .حرف های رکیک نسبت می دانند. چه چیز روی دسته ی شمشیرشان نوشته اند؟امیر المؤمنین (علیه السلام )این را فرمایش فرموده اند :"این فرمایش پیغمبر (صلوات الله علیه )شما را ادب کرده است . 1-" اعف عن من ظلمک "کسی که به تو ظلم کرده را ببخش ."اعف " گذر کن . ما چند بار در زندگی مان این کار را کرده ایم . چند بار مچ گیری کرده ایم چند بار جر و بحث کرده ایم . چند با ر غر زده ایم . چند بار نق زده ایم . چند بار گذشت کرده ایم . " عن من ظلمک " از کسی که به تو ظلم کرده است . این در روابط شخصی است . و"سلم قطعک " کسی که قیچی زده شما برو ید قیچی را وصل کنید. او قیچی زده است ، شما برووصلش کنید . او قهر کرده است شما برو یدآشتی کنید .او قهر کرد رفت ،شما پیامک بدهید . او قهر کرد رفت ، شما تلفن بزنید.او قهر کرد رفت ، شما برو یدخانه ایشان . نگویید "من ضایع می شوم ، کوچک می شوم ". البته بعضی از آدم ها عذر پذیر نیستند . شما هم اگر بروید وبه ایشان وصل شوید ، پیامک بزنید ، به خانه ایشان بروید ،نمی پذیرند. ولی یک بار بروید حجت را تمام کنید . بعد هم دیگر مسئولیتی ندارید . می گوید : ما می رویم خانه ی برادرم ، او خانسه ی ما نمی آید . تلفن می زنیم ، تلفن نمی زند . دعوتش می کنیم ، نمی آید ؛یا اگر هم بیاید ، خودش دعوت نمی کند .نمی خواهد با ما رابطه داشته باشد . خوب ، شما بروید . شما رابطه را حفظ کنید . قهر نشود . قطع رحم نشود ، خوب است . ولی اگر قرار است ذلت هم برای شما بیاورد ، یا او را در آن خصوصیتش ،پر رو تر بکند ؛حضرت فرمودند:"فلا کرامتا و الله ... حضرت فرمودند کرامتی نیست . ولی آقا قهر شده ؟ شما بروید . چه اشکالی دارد ما ببخشیم . " سلم قطعک " . شما بروید . دعوت هم نمی کند ، شما دعوتش کنید . عروسی تان نیامد ، شما برو عروسی ایشان . ولیمه ی شما نیامد ، شما بروید . عروسی داشتند ، ولیمه داشتند ، شما را دعوت نکردند، شما دعوت کنید . ادب از که آموختی از بی ادبان . مگر مردم مربی ما هستند. مربی ما خداست . خدا می گوید: اگر می خواهید شبیه من بشوید ، با مردم کاری نداشته باشید . مردم حریف تمرینی شما هستند . چند نفر را گذاشتم که دعوتشان کنید و نیایند . دعوتت نکنند ، اما تو دعوت کن . کاری نداشته باشید ، تحویلت نمی گیرند ، شما تحویل بگیرید . قطع می کنند ، شما وصل کنید . تو این را برای من (خدا ) انجام بده. شما می خواهید مثل من (خدا )بشوید .با مردم چرا مقابله می کنید .یک کسی می گوید " برادرم این کار را کرد ، پس من این ... اگر برادرت یک کار زشتی کرد، شما هم قیمتتان همین شد ؛ چه فرقی کرد . این هم همان قیمت شما شد . خیلی کو چک شدید . بگویید برادر من این کار را کرد ، ولی خدای من ، اله من ، عزیز من ،معشوق من ، رفیق من ، از من جور دیگری می خواهد .من می خواهم به خدا برسم . من می خواهم به او برسم . با این فرد چه کار دارم . ما می ایستیم با مردم جنگ می کنیم ، با همسرمان ، با پدر و مادرمان ، با خواهر و برادرمان . اصلا وظیفه نداریم این طور زندگی کنیم . طوری که تمام زندگی بشود، کلنجار رفتن با عیب های همسر ، خانواده ی همسر ، خانواده ی خود. این چه زندگی است که ما یکسره در حال عیب گیری از همدیگر هستیم . شما خیلی شرافتتان بیشتر از بقیه است . بیشتر از همسرتان ، بیشتر از خانواده ی اوست . واقعا می دانید این جوری است . ما چه می دانیم ؟ما از کجا بدانیم ؟ هیچ کس نمی تواند شرافت کسی را پایین بیاورد . مردم اشرف هستند . اصلا نمی توانید بگویید . پس به کسی کوچک نگاه نکنید . حتی به خاطر گناهش و لغزشش کوچکش نکنید . چه بسا شما بیشتر مبتلا باشید . به خودتان نگاه کنید . به ضعف های خودتان نگاه کنید . قیچی زد ، شما بروید . قهر کرد ، شما بروید . " من بروم ، منت بکشم " بله ، خدا این را از شما می خواهد. خدا می خواهد منت بکشید. یکی از قشنگ ترین کارها منت کشی است . ناز کشی است . ناز کشی هم چیز قشنگی است . ناز بندگان خدا را آدم بکشد . به عشق الله . خدا موسی به آن بزرگی را می فرستد سراغ فرعون . می گوید برو نازش را بکش ، این هم جهنمی نشود . حیف است. آرام با او صحبت کن . نرم با او صحبت کن . به او تند نشو. عصبانی نشو . با او با مهربانی حرف بزن . خدا ، فرعون را دوست دارد . بنده اش است . کافر را دوست دارد .بنده اش است . می خواهد آشتی کند . خدا همین جوری بنده اش را ضایع نمی کند . می خواهد برگردد. سیدالشهداء (علیه السلام ) این همه دشمن در کربلا داشت چه قدر با آنها نرم صحبت کرد. چه قدر اصحابش نرم صحبت کردند . حتی ناز کشی کرد. امام حسین (علیه السلام ) دانه دانه رفت با آنها صحبت کرد. واقعا نیاز داشت ؟خیر . اینقدر خود و اصحابش نرم صحبت کردند. اصحابشان هم شبیه خودشان بودند.در عاشورا هیچ کس عصبانی نبود . هیچ کس در عاشورا به کسی پرخاشگری نکرد. تا آنها حمله نمی کردند،تا آنها نمی زدندس، اینها حمله نمی کردند ، بزنند. ناز کشی کن ، بله خوب است ناز بکش ،" نه کوچک می شوم . من بروم ناز بکشم ؟ "بله برو ناز بکش ، چه اشکالی دارد . ناز همسرت را بکش . ناز شوهرت را بکش . ناز بندگان خدا را بکش .خدا برای کسی که به خاطر خدا برود ناز کشی کند چه کار می کند ... .چون خیلی جگر می خواهد کسی به خاطر خدا ناز کشی کند . چون باید پا روی خودتان بگذارید ." یک قدم بر فرق خود نه وان دگر بر کوی دوست" . همان جایی که به خاطر خدا ، خدا ، دقت کنید . خدایا فقط به خاطر توست که می روم و آشتی می کنم . به خاطر تو زنگ می زنم . به خاطر تو پیامک می دهم . به خاطر تو می روم منزلشان . به خاطر تو می رو معذرت خواهی می کنم . به خاطر تو می روم ...، فقط به خاطر تو .خودش اگر خدا ببیند یک نفر به خاطر او پا گذاشته است روی نفس خودش ، خدا با او چه می کند ...، به به . خدا با این بنده چه می کند . این بنده به خاطر من سر خودش را برید . سر بخش حیوانی اش را برید .سر بخش طبیعی اش را برید . " نه من تا آخر عمر حلال نمی کنم ، کینه اش را تا آخر عمر دارم . من کینه شتری هستم " . در روایت داریم : خدا هم یک عقرب اندازه ی یک شتر می اندازد به جانش ، وقتی نیشش می زند به قدری آتش می گیرد که خودش را برای خنک کردن در مس مذاب می اندازد . مس در حال جوشش است . آن عقرببه آن بزرگی شتر وقتی فرد را می زند ، چنان نیشش دردناک است ؛ انسان خودش را داخل مس مذاب می اندازد . کینه شتری هستید . "ما فلانی ها کینه ای هستیم . همه ی شما جهنمی هستید . هنر است ؟شما فلا نی ها کینه ای هستید ."" ما کجایی ها این جوری هستیم " " ما خیلی متعصب هستیم " ؛ تعصب در جهنم است . تعصب روی اصول ، روی ارزشها ، خوب است . آن را هم خدا می گوید با این شرایط . " ولی نه ما تعصب داریم " این تعصب نیست . حماقت است . در روایت داریم خداوندشش گروه را بدون حساب می برد جهنم . یکی از اینها کسا نی هستند که متعصب هستند . بی حساب می برشان جهنم . اصلا نمی پرسد حالتان چه طور است . همین طور بی حساب به جهنم میرود . کسانی که تعصب های بی جادارند . تعصب بی جا روی زن . تعصب بی جا روی ناموس . تعصب بی جا روی مسائل دیگر . یک وقتی آدم روی یک ارزش تعصب دارد و روی آن بایستد ، استقامت داشته باشد . آن هم با اذن خدا ، برای خدا . " پدرم خیلی تعصبی است ، جلوی او نمی توانم کنار همسرم بنشینم " . بیچاره پدرت !یعنی چه ؟ پدر باید مهربان باشد . . برو بنشین کنار همسرت. با هم صفا کنید . بگویید . بخندید . " نه من پدم خیلی غیرتی و تعصبی است ، جلوی او نمی توانم بچه ام را بقل بگیرم ، بچه باید بقل خانم باشد؛ مرد مگر از این کارها می کند ؟ خجالت بکش " .حالا پدرت نادان است . " اباء نااولو کان اباءهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون " پدر انتان عقل ندارند ،شما هم می خواهید مثل آنها باشید . خانم می گوید " از جوی می خواهم رد شوم ، شوهرم دستم را نمی گیرد ." در خیابان ، زشته اینجا ".چه اشکالی دارد . خانم شما است . دستش را بگیر، کمکش کن . " نه جلوی پدرم؟ " . " جلوی برادرم ؟" .این چه جور برادری است ؟ بابا دادش باید مهربان باشد .بایدبرای خواهرش ، برای برادرش ، برای پدر و مادرش فضا سازی کند. نه اینکه جلوی ما هیچ کس نباید نفس بکشد . یعنی چه ؟این چه تعصبات احمقانه ای است ؟آ|ن وقت خود این برادر وقتی ازدواج می کند ،اگر کسی راجع به خودش این کارها را بکند ، ناراحت می شود . ولی در مورد دیگران خیلی سخت می گیرد . این همان درخت در چشم خودتان و خار در چشم مردم است . غیرت های بیجا .آقا !پدر زن است نشسته ، دامادش آمده خانه، نشسته مثل برج زهر مار . داماد شما است . عزیز شمااست . به او احترام بگذار . لبخند بزن . بخند . " می خواهیم بریم تو اتاق ". "نه نروی تو اتاق ".بابا حالا زن و شوهرن می خواهند بروند در اتاق بگویند بخندند. شما بلند شو از خانه بیرون برو . به خاطر بچه ات ، به خاطر این جوان ، بلند شو از خانه برو بیرون . به پسرت بگو :" هر وقت داماد آمد از خونه برو بیرون " . او هم نباید ناراحت شود . باید بیرون برود . داماد حرمت دارد. حضرت سجاد (علیه السلام ) به قدری به داماد احترام می گذاشتند . هر وقت دامادشان می آمد، عبایشان را پهن می کردند . می فرمودند : "بفرمایید بنشینید " . حرمت داماد را داشتن ، ذلت نیست . مردانگی است . عقلانیت است . رحمانیت است . رحیمیت است . حرمت عروس را داشتن ، خواری نیست . " نه ، عروس پر رو می شود " " عروس هر وقت که میاید باید حالش را بگیریم ". خواهر شوهر ها همه به صف ، هر کس یک چیزی بزند به برجک عروس . "برادر زنها همه به صف ، هر کس یک چیزی بگوید . داماد را سوسکش کنیم " . این چه اخلاق زشتی است . آقا ! این دختر عقد شده است . زن رسمی اوست . اصلا عقد نیستند . نامزد هستند . محرم هستند . این شمر بازی ها چیست ؟ این قدر سخت می گیرید. " کجا بودید ؟ کجا رفتید ؟ دیر آمدید ؟!". بابا ! رفتند دوست داشتند چهار ساعت هم با هم باشند . هر چه بیشتر بهتر . بگذار 12 شب بیایند خانه . دوست داشتند با هم باشند . خدا این را می پسندد. فرشته ها این را دوست دارند . چرا سخت می گیرید . " نه ، من موقعی که می خواستم زن بگیرم ، پدر زنم (خدابیامرز) این جوری بوده است" . حالا او نادان بوده است . چوبش را هم می خورد ، خدا بیامرز . خدا بیامرزش.ولی آمرزیده نمی شود ."مادر زنم این جوری بوده است " . این عقده ی مادر زن پدر زن خودش را دارد. مادر زن و پدر زن چون آن موقع به ما سخت می گرفتن . ما هم به بقیه سخت بگیریم . اتفاقا بر عکس . آنها نادانی کردند . زدند تو برجک تو . تو دل بقیه را نسوزان . آدم کریم وقتی دلش می سوزد ، دل دیگران را نمی سوزاند . برعکس می کند . می گوید " با ما رفتار بد کردند (پدرزن ، مادر زن ، پدر شوهر ، مادر شوهر ) ما با بقیه رفتار خوبی داشته باشیم .ادب از که آموختی ؟ از بی ادبان . نه اینکه "من باید انتقام پدرزن و مادر زنم را از دامادم بگیرم ". انتقام پدر شوهر و مادر شوهر را از عروس بگیرم ".یعنی چه ؟ این یعنی عقده .این یعنی نفهمی . این یعنی تعصب . این چه کاری است ؟ " سلم قطعک "خودت را به خاطر خدا ضایع کن ، ببین خدا چه طوری به شما عزت می دهد. به خاطر خدا خودت را ضایع کن ببین خدا چه جوری آرامش و شادی در دلت می ریزد . عزت ، شادی ، عافیت ، آرامش ؛ببین خدا چه قدر به پاهایت می ریزد. خوش به حال کسی که به خاطر خدا ، به خاطر دین خدا ،به خاطر تبلیغ دین خدا ، به خاطر امام زمان ، حرف تلخ بشنود.ناسزا بشنود. سیلی بخورد . کتک بخورد . ذلت بکشد . به خاطر رعایت اخلاق ضایع شود . خوش به حالش ، چون بخش جهنمی شما ضایع می شود ، نه بخش شخصیت اصلی شما . پیش خدا و اهل بیت هم خیلی بالا می روید . حضرت زینب کبری ( سلام الله علیه ) این همه کتک خورد ند ، فرمودند : " ما رأیت الا جمیلا " این کتک خوردن ها خیلی قشنگ بود . حالا نگاه کن حضرت زینب (سلام الله علیه ) ماندگار شدند. حضرت رقیه (سلام الله علیه ) ماندگار شدند. حضرت علی اصغر (سلام الله علیه ) ماندگار شدند. تا قیامت و بعد از قیامت . حالا عظمت اینها را ما نمی فهمیم .عظمت اینها و سلطنت اینها ، پادشاهی اینها به عوالمی که بی نهایت از اینجا بزرگتر است . آن طرف معلوم می شود که علی اصغر چه کسی است . رقیه چه کسی است . علی اکبر چه کسی است . قاسم کیست . محسن کیست . آنجا در دربار خدا می فهمیم که ایشان چه سلاطینی هستند . آنها هم با شما سلطنتی رفتار می کنند . با شما بزرگانه رفتار می کنند . با شما با اکرام ، با بزرگی ، با عزت رفتار می کنند . آنهایی که قلدری می کردند و خشونت به خرج می دادند، منفور ترین آدم های روی زمین می شوند . هر چه قدر آدم به خاطر خدا ضایع می شود ،ذلت می کشد ، سختی می کشد ،اذیت می شود ، حرف می شنود ، حرف تلخ ، حرف تند ، متلک ، بد اخلاقی های همسر را تحمل می کند ، بد اخلاقی های فرزند را تحمل می کند ، بد اخلاقی های پدر و مادر را تحمل می کند ، بد اخلاقی های خانواده ی همسر را تحمل می کند ، پیش خدا خیلی قیمت پیدا می کند . پیش خدا خیلی عزیز می شود . پیش خدا شفاف ، براق ، نورانی ، معطر می شود . زود جوش نیاوریم . زود دعوا راه بیاندازیم . زود کار را خراب کنیم . زود زندگی را متلاشی کنیم . دائم سخت بگیریم . تلخی ایجاد کنیم . ساده بگیرید . آسان بگیرید . شاد باشید . خدا هم برایت ساده می گیرد . برایت آسان می گیرد و هم در دنیا و هم در آخرت شادت می کند . سختی یعنی گرفتگی ، انقباض روح ، فشار قبر . هر جا که دارد به شما بر می خورد ، سختتان می شود ، نگرانید ، ناراحتید ،دل شوره دارید ، یعنی کجای وجودتان در فشار است ؟ روحتان . پس یعنی در جهنم هستید . یعنی همین الان فشار قبر دارید . نفس ما قبر ماست و قبر ما نفس ماست . ببینید از صبح که بلند می شوید تا شب چند بار تشنج می کنید . چند بار انقباض پیدا می کنید . فشار قبر دارید . فشار قبر دارید ، بگذاریدش کنار ، رهایش کنید. ذهنت را راحت کنید . خدا علامه طبا طبا یی را رحمت کند ، گفتند در نجف خیلی در سختی های درس و گرفتاری هاو مشکلات زندگی افتاده بودیم . خیلی در فشار بودم . رفتم خدمت مرحوم قاضی ، چند دقیقه ای با هم بودیم و یک صحبتی با من کرد که حالا شعرش کرده بود . پیر خرد پیشه ی نورانی ام برد ز دل رنگ پریشانی ام گفت که در زندگی آزاد باش هان گذران است جهان شاد باش . این نیز بگذرد . می گذرد . در دلت نگه ندار . می گذرد . هیچ چیز را نگه ندار .نگه داری کنید مثل این است که آ تش نگه داشتید. یعنی مار و عقرب تربیت می کنید . تربیت اژدها راه انداختید . در دلت تربیت مار راه انداختید . اصلا . نایست بی فایده است . بیهوده است . " من فلانی ، فلانی ، فلانی کینه در دلم دارم " . رهایش کن . برو. شاد باش.آرام ، آزاد ، راحت ، شاد . ممکن است بقیه بگویند آدم احمقی است . آدم عاقلی نیست . چه آدم پخمه ای است . چه آدم سیب زمینی است . سیب زمینی باشید . جانم رسول الله (صلی الله علیه و آله ) "أعف عن من ظلمک " کسی که ظلم کرده ببخش و " سلم قطعک " وصل کنید ، وصل شویدبا کسی که ازشما قطع کرده است . " و اعط من حرمک ". هر کس به شما نداد ، شما بدهید . کمک خواستید نداد . وام خواستید نداد. قرض خواستید نداد . ماشین خواستید نداد . فلان جا در فشار بودید ، از او کمک خواستید ضایع تان کرد . ولی وقتی کمک می خواهد ، فرصتی است برای بهشتی شدن شما . این خیلی مهم است . امام حسین (علیه السلام ) می فرمایند " بازار از دستت نرود . " ان حوایج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا تمن عنه " اینکه مردم به کمک ما نیاز دارند ، به خاطر نعمت های خدااست چون شما هر نیاز را برطرف کنید در واقع به چه کسی دارید می دهید ؟ هو الله ، هو انت ، هو رسو ل الله ، و هو الله . یعنی به خدا دادید . والا مگر من پول به این شخص دادم . دستتان را ببوسید . خدا گرفت دستتان خورد به دست خدا ، دستتان را ببوسید. امام حسین (علیه السلام ) گرفت . سیدالشهداء (علیه السلام) گرفت . فاطمه زهرا سلام الله علیه گرفت . امیرالمومنین (علیه السلام ) گرفت . شما بدهید به ایشان . با مردم چه کار دارید شما مگر با این کار دارید؟ این فرد اگر به شماکمک نکرده است ، خودش را محروم کرده است . شما اگر بدهید مهربانی می آید . انس می آید . توبه می آید . این هم درست می شود . این هم بهشتی می شود . " نه ما را که دعوت نکردند ، ما هم دعوتشان نمی کنیم " . گرو کشی ، گروکشی کار آدم هایی است که سرشان کلاه می رود . طرف دوپین کرده بود ،آخر رسید . می گویند حالا که دوپین کردی ،چرا آخر رسیدی ؟جواب داد: می خواستم نفهمنددوپین کردم .حالا بعضی ها حماقت شان واقعا این جوری است . یعنی زرنگ بازی هایشان عین حماقت است . " دیدی حالش را گرفتم " " نداد به ما ، من هم این دفعه زنگ زد گفتم نداریم ، من هم پیچاندم "." هو انت "یعنی وقتی یکی را پیچاندید در واقع خودتان را پیچاندید،حواستان نبود . اصلا نمی شود کسی را پیچاند. وقتی که می گویی پیچاندمش در واقع چه کسی را پیچاندید ؟" آره از سر خودم بازش کردم ". نه از سر خودتان خدا را باز کردید ، از سر خودتان رسول الله (صلی الله علیه و آله ) را باز کردید . از سر خودتان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله ) را باز کردید. از سر خودتان بهشت را باز کردید . می گوید : "آره پیچاندمش ، او به ما پول نداده بود . من هم سوزاندمش "نه شما آتش برداشتید .بنده خدا او نداده بود ؛ این فرصتی بود برای جبران شما ، برای آقایی شما ، برای بزرگی شما ،شما فرصتی داشتید برای اینکه آقا بشوید .بزرگ بشوید . بیایید بالاتر . فرصتی داشتید به خدا نزدیک شوید . شما انتقام گرفتید. انتقام کار آدم های احمق است . در مسائل دنیایی ، طبیعی ،حیوانی ،انتقام کار آدم های احمق است . انتقام چیست ؟ اگر کسی به شما بد کرد . شما را محروم کرد . شما محرومش نکنید.حضرت آمدند دیدند معاویه و اصحابش چاههای آب را گرفتند ،برای لشکریان آب نیست . تا حالا کسانی که جاهایی مثل کربلا ،عربستان رفتند می دانندجنگیدن آنجا یعنی چه .در آن گرما ، آدم با کلاه خود و زره واسلحهو اسب و اینها بیایند به یک فضا برسند ، می خواهد آب بخورد ، می بیند چاهها را گرفتند . آبی در کار نیست . امیرالمومنین (علیه السلام ) می فرمایند : با غیرت بجنگید و چاهها را بگیرید . جنگیدند و جنگیدند.از دست سربازان معاویه چاهها را گرفتند. حالا سربازان معاویه بدون آب مانده بودند. حضرت فرمودند: بگذارید همه بیایند آب بخورند. برای بعضی گران بود . گفتند اینها نگذاشتند ما آب بخوریم . حالا ما بگذاریم اینها آب بخورند. فرق لشکر امیرالمؤمنین (علیه السلام ) با بقیه همین است . بعضی ها شروع کردن به ناسزا گفتن . حضرت فرمودند: " فرق تو با معاویه چیست ، که به معاویه ناسزا می گویی؟او ناسزا می گوید ، تو هم ناسزا می گویی چه فرقی می کند ؟ما با آنها فرق می کنیم . اگر آنها ناسزا گفتند ، ما حق نداریم ناسزا بگوییم . اگر آنهابدی کردند ، ما حق نداریم بدی کنیم . استادمان ، مربی مان اینها نیستند . مربی ما خداست . مربی ما الله است." به محض اینکه گفتی فلانی این کار را کرد ، من هم این کار را کردم ؛ مربیتان را عوض کردید ، ربتان را عوض کردید .قیمتتان آمد پایین . گرفتید چه طور شد . تا دلتاندر گیررفتاریک نفر می شود ، قیمتتان را عوض کردید . اصلا دلتان با کسی کار نداشته باشد . ما با شیطنت های دیگران نباید کار بکنیم . حالا شیطنت کرده است . هوای نفس داشته است . ضعیف است . شما چرا ضعیف هستید . شما چرا مثل این هستید . شما چرا می خواهید حال همسرت را بگیرید . شما چرا می خواهید شماچرامیخواهید حال فرزندت را بگیرید.شما چرا می خواهید حال پدر و مادرت را بگیرید.این کارها چیست ؟هرکس شما را محروم کرد ،شما به او عطاء کنید.هر کس محرومت کرد،ناز کرد شما برایش ناز نکن. محرومت کرد شما محرومش نکنید.دریغ کرد ،شما دریغ نکنید چون شما با این شخص طرف نیستید،با چه کسی طرف هستی ؟الله. این آیه چه قدر قشنگ است .تمام دل آدم را پر میکنند.به آدم چه قدر قدرت می دهد . به آدم چه قدر سکون می دهد. به آدم چه قدر آرامش می دهد . "قل ان صلاتی و نسکی " خدا می گوید خودم همه چیزتان را می خرم . به هیچ کس نفروشید. " قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین "همه چیزم مال خداست . به هیچ کس چیزی نمی فروشم . دو ، سه سال پیش یک عزیزی تعریف می کرد ؛ رفته بودیم کربلا . می گفت : یک آقای ثروتمندی با یک آقای جوانی هم مسیر می شود. این دو نفر از هویت هم بی خبر بوده اند ، چون آنجا همه یک رنگ هستند . بعد گفت : این آقای ثروتمند ، متوجه شد که این جوان مستأجر است . خیلی هم در فشار مالی است. به شدت گرفتاری دارد . با هم تا کربلا رفتند . مرد ثروتمند به جوان گفت که من ثواب پیاده روی تو را می خرم ، به قیمت یک خانه . یک خانه به تو می دهم . برگشتیم تهران یک خانه مال تو . ما بودیم چه می کردیم . مستأجری و سختی کشیدی .بعضی ها دین شان را می دهند . حالا چه برسد به یک عبادت مستحب ، می فروخت هم فروخته بود دیگر . ، دین فروشی که نکرده بود . بعضی ها پول حرام می خورند . پول خمس نداده می خورند . خیلی راحت پول دزدی می خورند .واقعاعجیب است.گفت این جوان ، بنده خدا یک دفعه ماند . یک خانه ، از مستأجری در می آید . زن و بچه راحت می شوند . خودمان راحت می شویم ، هی فکر کرد. آخر گفت : نه نمی فروشم . شب خواب سید الشهداء (علیه السلام )را دید . حضرت فرمودند :"خوب کردی نفروختی ، ما خیلی گران تر می خریم . این پاهایی که ورم کرده و پاهای شکاف خورده را ماخیلی گران می خریم . کار خوبی کردی نفروختی" .چه قدر خوب است خدا او را خدا بخرد . چه قدر خوب است آدم خودش را به خدا بفروشد . چه قدر قشنگ است این آیه . از این طرف نگاهش کنید که من می گویم :" قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین "من صاحب دارم ، من مربیدارم ، من مال او هستم ، من مال هر کسی نیستم . اگر انسان مال او باشد ، خیلی قیمت دارد . همه چیزمن مال خدا است . من شوهر داری ام را به شوهرم نمی فروشم . نه به شوهرم و نه به خانواده ی شوهرم . من می توانی خیلی خوب با یک آدم بد اخلاق هم زندگی کنم .من بد اخلاقی ها را می خرم . خیلی گران نیست . ولی خدا خیلی گران می خرد .هر چه در خانه ی همسرت کار کردید ، خیلی گران می خرد .خدا بچه داری را ، بی خوابی های بچه را ،کثیف کاری های بچه ها را خیلی گران می خرد .شوهر داری را خیلی گران می خرد. کسانی که می گویند ما خیلی راحتیم ، یک بچه کافی است . دو بچه کافی است . الان نمی داند قیامت یعنی چه ؟نمی دانند برزخ تا قیامت یعنی چه ؟چه قدر ثواب کم برمی دارد . این بچه ها انشاالله فردا سرمایه ی جاودانه ات می شوند . نق زدن های بچه ، گریه کردن هایش،هزینه ها یش ،بی پولی ها ، مستأجری ، تلاش کردن برای رشد این بچه ، همه شان عبادت های بزرگ است . بچه گاز می گیرد . خدا می گوید : در مکیدن سینه مادر ، هر یکبار ثواب آزاد کردن یک بچه از فرزندان حضرت اسماعیل را ، یک عبد از فرزندان حضرت اسماعیل را به او می دهد. شوخی است این قیمت ، اگر کسی بداند ابدیت یعنی چه ، می فهمد این قیمت یعنی چه . ما به اینها احتیاج داریم . ما شب اول قبر به آن طرف دست هایمان خالی است ، تا قیامت .قیامت 50 هزار سال است . هزینه دارید آنجا هزینه کنید . جمع کن عزیزم . شوهر داری تان را به کسی نفروشید زن داری تان را به کسی نفروشید . بچه دار یتان را به هیچ کس ندهید . علامت اینکه به کسی جز خدا ندادید ، چیست ؟ آرامش قلب . نق نزدن . غر نزدن .رضایت . منت سر کسی نگذاشتن. این علامتی است که فقط به خدا فروخته اید . خدا چه قدر این را قشنگ می خرد . پدر داری ، مریض داری ،مادر داری ، مریض داری ، همسایه داری ، اینها قیمت دارد . بفروشید به خدا . خدا می گوید من خودم می خرم . کار هنری تان را ، قلم تان را به دنیا نفروشید .استعدادتان را به دنیا نفروشید . هوشتان را به دنیا نفروشید . بعضی ها یک صدای خوشی دارند ، فقط برای خدا ، امام حسین (علیه السلام )، اهل بیت آزادش می کنند . بعضی ها تا صدا دارند به فساد می کشنانندو به قول خودشان هنر ، یک مشت مزخرفات می خوانند. اگر خدا به شما داد، خرج خدا کنید . جای دیگر هیچ کس گران تر از خدا نمی خرد. پس پولتان را ، استعدادتان را ، آبرویتان را ، شرافتتان را ، تحصیلاتتان را ، به غیر خدا نفروشید . به هر کس بفروشید ، باخته اید . آنها قیمت ندارند به شما بدهند. چیه ، دست می زنند برایتان ؟ مثلا می گویند :"ای کاش من جای این بودم ،ببین برای این دست زدند. ببینید عکس هایش در روز نامه هاست ، ببینید عکس هایشان روی موبایل هاست ، ببینید همه دوست شان دارند . ببینید جوان ها برایشان می میرند ". بابا !دل مردم چیست ؟ خدا رحمت کند امام را می گفتند :" دل مردم را جمع کنید یک گنجشک بخورد سیر نمی شود ". بگذارید آسمانی ها برایت دست بزنند. فرشته ها دست می زنند . نه آنجا ، همین جا هم دست می زنند . چشم هایتان را باز کنید می بینید فرشته ها چه کار می کنند ، برای یک نفری که کار خوب می کند . بهشتی ها چه هلهله ای برای کسی که اینجا کار درستی انجام داده است، راه می اندازند . "اجعلنی محبوبه فی ارضک و السماء"بگذار آنجا عزیز باشند . اینجا چیست ؟ عزیز بودن پیش چشم مردم خوب است . عزیز است . محترم است . خدا هم می گوید : عزت داشته باشید . عزت خوب است . دنبال این نباشید که پیش اینها عزیز شوید و پیش خدا ذلیل شوید . هیچ چیزتان را به غیر از خدا نفروشید . به هر کس بفروشید ، ضایع تان می کند . بعدا همان می شود دشمن تان .هم او قدر نمی داند . تشکر هم ممکن است نکند.برای همین است که می گویند :" بشکنه این دست که نمک ندارد . "وقتی می فروشید به دیگران ، خود فروشی کردید . فحشا یعنی همین . فحشا این نیست که بدنتان را بفروشید ، فحشا یعنی روحتان را بفروشید. کاری که برای خدا می توانستید انجام دهید ، بفروشید به کسان دیگر . خدا می گوید خودم می خرم . شوهر داریت را خودم می خرم . پس نق نزنید .سر شوهرتان منت نگذارید . زن داری تان را خودم می خرم . بچه داری ات را من می خرم . هر چه بیشتر بهتر . دوتا بچه داشتی به اندازه دو تا . ده تا داشتی پیش خدا اجرت بیشتر. بچه داری قیمت دارد . الان خانواده ها راحت طلب و تنبل شده اند . الان خدا برایتان راه باز کرده است که با تعداد بچه های بیشتر که قربی به خدا و اهل بیت ، به لشکر امام زمان (عجج الله تعالی علیه )پیذا کنید . " نه برای ما دو بچه کافی است ". اشتباه است . نه تنها اشتباه است ، معصیت است . گناه است . خیانت به امام زمان (عج الله تعالی علیه )است .کسی که می تواند بچه دار شود باید بچه دار شود . " نانش را کی بده " . " تربیتش را کی بکنه " . یاد بگیرید تربیت کردن کار سختی نیست . نانش را هم خدا می دهد . مگر نان تو را چه کسی دارد می دهد . خدا داده است . باز هم می دهد . کارتان ، شغلتان ، صدای تان ، قلم تان ،خط تان را به کسی نفروشید . کسی که قیافه خوشگل دارد به رخ مردم نکشد . حجاب تان را کامل کنید . رعایت کنید هیچ چیزتان را به رخ مردم نکشید . هیچ کاری نکنید کسی دلش بسوزد .بخواهد جای شما باشد . با هیچ چیزتانبه هیچ کس فخر نفروشید . چون دیگران خود شما هستند . خدا رحمت کند علامه طبا طبا یی را ، طلبه ها می گفتند علامه وقتی یک طلبه ی جدید را می دید و با او سلام علیک می کرد ، آنقدر صمیمی بود که این طلبه فکر می کرد ، علامه هیچ رفیقی جز این طلبه ندارد . ما با هم خیلی سردیم . مهر ورزی هایمان ، عاطف ورزی هایمان با نزدیک ترین کسان مان سرد است . با پدر و مادرمان ، با خواهر و برادرمان ، با فرزندانمان . یک آقایی در حج می گفت : بچه ی من این جور ، آن جور و .... گفتم : این بچه ی شما را بطه اش با شما چه طور است ؟. گفت ما در خانواده خیلی رسمی هستیم .گفتم پسرت را در آغوش می گیرید ببوسید . با هم صفا می کنید . گفت : آخر سنی از او گذشته است . گفتم : مگر چند سالش است . گفت : بیست سالش است . گفتم خوب بیست سالش باشد ؛ روابط عاطفی امام حسین (علیه السلام ) و حضرت علی اکبر(علیه السلام ) را نگاه کنید . روابط عاطفی دو برادر را نگاه کنید . امام حسین (علیه السلام ) و حضرت ابالفضل (علیه السلام )وقتی با هم حرف می زدند ، بیست دفعه قربان و صدقه ی هم می رفتند .امام حسین (علیه السلام ) به حضرت ابالفضل (علیه السلام ) می گویند : "بنفسی انت " " جانم به فدایت " . اینقدر اینها با هم خوب بودند . اینقدر با هم صمیمی بودند.بچه بزرگ شده است ، ریش و سبیل دارد ، خوب داشته باشد . بزرگ تر شده است ، دلش که عافی تر است . بچه تان را در آغوش بگیرید و ببوسید . در روز چند با بچه هایتان را ببوسید . پدر مادر ها ، خواهر برادرها باید عاطفی باشند . بچه تان باید فرصت کند ، دخترتان ، پسرتان بتواند ، جرأت کند سرش را بگذارد روی پای شما و نوازش بشود . کنار هم بنشینید ، گپی بزنید . صفایی کنید . با همدیگر رفیق باشید . ما خیلی سردیم . خیلی سردیم . رحمت از دل های ما می رود . هر چه قدر در دل رحمت و رحیمیت بیشتر باشد ، به حق تعالی نزدیک تریم . " بسم الله الرحمن الرحیم " رحمن یعنی چه ؟یعنی عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست . مؤمن ، فاسق ، کافر ، شیعه ، سنی ندارد نسبت به همه می توانید رحمن باشید . رحیم را بگذار برای شیعیان و مؤمنین با آنها صفای ویژه کن . بقیه مردم هم آدمند . کافر است که کافر باشد . ببینید امیر المؤمنین (علیه السلام ) با دشمنانشان ،چه طور رفتار کرده اند . اهل بیت با دشمنانشان چه طور رفتار می کنند . چه قدر صمیمی بودند. چه قدر خوب رفتار می کردند . چه قدر هدیه می دادند . چه قدر لبخند به پای اینها می ریختند . چه قدر تواضع به پای اینها می ریختند . خدا رحمت کند مرحوم شهید بهشتی (رحمت الله تعالی علیه )، رفته بودند هامبورگ پدری می کرد برای بچه های شیعیان ، ازطرف آیت الله بروجردی رفته بود مرکز هامبورک به دانشجویانی که آنجا درس می خواندند پول می داد . رسیدگی می کرد . (آن وقت برای ملت یک امام بود . خدا رحمت کند امام فرمود : شهید بهشتی برای ملت ما یک ملت بود.شهید بهشتی آدم با عظمتی بود) . یکی از عزیزان مسیحی تعریف می کرد و می گفت : در مراجعه به ایشان نگفتم من مسلمان نیستم . از ایشان درخواست مقداری پول کردم . چند وقت رفتم از ایشان پول را گرفتم . ولی بعد عذاب وجدان گرفتم ، او نمی داند من مسیحی هستم . رفتم و به ایشان گفتم که من مسیحی هستم . مسلمان نیستم . شیعه نیستم که شما پول ها را به آنها می دهید . گفتند : باشد آقا ایرادی ندارد . بستنی فروش مسیحی در بیروت آمد به امام موسی صدر گفت :(انشاالله در رحمت خدا باشد . امام موسی صدر که می گوییم یک چیزی بود . درست گفتند امام موسی صدر ،یک امام بود برای مردم لبنان ) . این بستنی فروش مسلمان کار و بار من را خراب کرده است. کاسبی مرا خراب کرده است . می گوید این مسیحی است ، خوراکش نجس است ؛ مردم نروند از او بستنی بخرند . ایشان میگوید باشد . امام موسی صدر همان روز با رفقایش داشتند می رفتند مسیر را طوری کج می کنند و می روند در بستنی فروشی مرد مسیحی می نشیند ، بستنی سفارش می دهد . آخوند ، عالم روحانی ، شخصیت روحانی با لباس روحانی و با لباس پیغمبر (صلی الله علیه و آله )می نشیند بستنی می خورد . تمام می شود . همه می گویند اگر قرار بود نجس باشد ، بد باشد . امام موسی که نمی آمد بنشیند اینجا بستنی بخورد . سخت نگیریم . بزرگ وارانه باید رفتار کنیم . بیست سال پیش یک بحث انسان شناسی داشتیم ، هفت هشت نفر بودیم بایکی ازبزرگان که آن موقع از طرف امام ، امام جمعه ی شیراز بودند؛قرار گذاشتیم که برویم شیراز منزل ایشان ، هم به بحث علمی مان برسیم هم یک صفایی بکنیم . تفریحی کنیم . ما با دو ، سه تا ماشین راهی شدیم . نزدیک اصفهان اذان می گفتند .به یک مسجد رفتیم نماز اول وقت بخوانیم . دیدیم این بزرگوار هم آنجا هستند . ایشان منزلشان شیراز بود و الان با ما در اصفهان بودند . بالاخره ایشان صاحب خانه بودند و باید آنجا می بودند که ما رسیدیم پذیرایی کنند . به هر حال گفتند من هیچ وقت سوار هواپیما نمی شوم . همه ی مسیرم را با ماشین می روم . الان هم داشتم می رفتم که شما می خواهید بیایید . بیایید از الان با هم برویم .بعد گفتند نهار مهمان ما . خوب آیت الله و امام جمعه و نماینده ی امام و ...الان می خواهند نهار به ما چه چیز بدهند. از مسجد در آمدیم . گفتند اینجا خوب است . گفتیم "کجا ؟". گفتند :یک ساندویچ فروشی است ، بنشینیم . چه سفارش دادیم ؟ سوسیس بندری . البته گفتند شما چه می خورید ؟. بالاخره اینجا را آقا انتخاب کرده بودند .بچه ها سوسیس بندری سفارش دادند و آوردند و خودش هم چند لقمه ای خوردند و گفتند : این آقا به عشق این مسجد آمده مغازه را اینجا باز کرده است که اگر کسی آمد اینجا نماز بخواند شاید یک ساندویچ هم از این بخرد . بلند نشوید بروید دور دور ها ،ما از این کارها زیاد می کنیم . الان مغازه دارهای جزء ، زیر دست این فروشگاههای آنچنانی ثروتمند دارند له می شوند . شما جنس هایتان را از مغازه ی نزدیک خانه تان بخرید . ممکن است کمی هم گران تر باشد . باز هم بخر نگو می روم آنجا اینقدر تخفیف می گیرم . مغازه دار نزدیک خانه تان به امید این همسایه ها این مغازه را دایر کرده است . مردانگی ، شرافت ، انسانیت است ، همین مغازه ی کوچک ، همین خوار بار فروشی کوچک ، از همین بخرید . این مهم است .هی دور می پریم . همین دم دستی ، با همین ها آدم بزرگ می شود. با همین آدم عزیز می شود . پس بگذرید از کسی که به شما ظلم کرده است . وصل بشوید به کسی که از شما قطع کرده است . و عطا کنید به کسی که شما را محروم کرده است . خدایا به حق محمد(صلی الله علیه و آله ) و آل محمد(صلی الله علیه و آله ) به ما اخلاق محمدی عطا کن .