بحثمان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر رسید به موضوع دعای در غیبت افراد، و تعریف کردن از دیگران گفتن خوبی دیگران در پشت سرشان، مقدمات این را عرض کردیم که یک کسی که می تواند از خودش خارج شود و به دیگران فکر کند این معنایش این است که از توی جهنم در می آید و به سمت بهشت و الله حرکت می کند آدمی که افکارش تصمیماتش غمهایش غصه هایش برنامه ریزی هایش حول محور خود و زندگی شخصی خودش است این درگیر زندگی حیوانی یعنی در حیوانیت و زندان حیوانیت گرفتار است انسان زمانی از جهنم و زندان در بیاید که بتواند به دیگران و خوشبختی های دیگران فکر کند. می تواند مال دیگران باشد می تواند خرج شود برای دیگران و به تعبیر وجود مقدس امام رضا علیه السلام بهترین زندگی آن زندگی است که دست بیشتری در آن است مثل غذایی است که پیامبر فرمود غذایی که دست بیشتری در آن است برکت بیشتری هم دارد تا اینکه یک انسان خودخواهانه و درگیر شهوت شکم انسان تنهایی بخورد فرق می کند. بنابراین دعای در پشت سر دیگران این که انسان بتواند زیبایی های دیگران را با وجود عیب ها و نقص هایی که دارند ببیند و بتواند دعا کند دیگران را این علامت خروج از زندان و جهنم است و از علائم جذب اسم رحمان است انسان به رحمت می افتد. انسان به رحمانیت و رحیمیت می افتد که علامت خوبی است گفتیم که از وجود مقدس امام زین العابدین نقل شده که فرمودند اگر کسی برادر مومنش را در پشت سر دعا کند یا خوبی هایش را بگوید فرشته های عالم به او می گویند و گفتیم که گفتار آنها چی است واین گفتن آنها در زندگی ما نقش عظیمی دارد سخن گفتن فرشتگان با ما، و ارتباطاتی که با ما دارند در جلسه قبل توضیح دادیم فرشته ها می گویند تو برادر خوبی هستی برای برادرت، حالا که از برادرت تعریف کردی خدا از تو دوبرابر از تو تعریف می کند و حالا که دعا کردی خدا دوبرابر به تو می دهد و گفتیم که این یک زیرکی است که انسان وقتی که می تواند خیر بیشتری را جذب کند خودمحور نباشد آدم های عاقل و زیرک در شروع دعاهایشان هرگز آنجا که در جاهای خاص هستند در مسجد النبی هستند در مکه هستند در حرم هستند در نماز شب هستند حرم امام رضا هستند در شب قدر هستند هیچ وقت یک آدم بهشتی و مومن وقتی دستش را بالا می برد از خودش شروع نمی کند همیشه از دیگران شروع می کند و بعد فرمود اگر یک کسی پشت سر برادرش بدگویی یا نفرین کند بد بخواهد فرشته ها می خواهند تو برادر بدی هستی که اینطوری هستی خطاب خطاب خیلی عجیب است کف ایها المستتر علی ذنوب و عوره... ای کسی که گناهان و بدی هایش را پوشانده دست بردار از این گناهان، این کار کار زشت و بدی است. این کارخلاف حیا و خلاف انسانیت است. در روایت از امام رضا علیه السلام در دوره قبلی مان حدیث خطاب ایشان به حضرت عبدالعظیم علیه السلام را خواندیم فرمود که کسی که بدجنس باشد من نفرینش می کنم یک کسی که می تواند دردلش برای دیگران چیز بدی بخواهد یک نگاه منفی داشته باشد به دیگران درندگی داشته باشد خشونت داشته باشد یعنی کل نظام خلفت بااین آدم قهر می شوند این آدم یکسره بد می آورد چون خیرات و فرشته ها همه از دورش دور می شوند بدبخت و تنها می شود و با مار و عقرب های وجود خودش و اطرافیانش تنها می شود کارهای می پیچید گره می خورد دردسر پیدا می کند. بنابراین خیلی خطرناک است حالتی که انسان بتواند راجع به دیگران بد بگوید ببینید چقدر روی نکته مهم دست گذاشته که می خواهد ما را درمان کند. اگر به همین توصیه فرشته ها عمل کنیم درمان می شویم بعضی ها می گویند ما نمی توانیم به غیبت غلبه کنیم یعنی به این جهنم بسیار طولانی که چند میلیون سال انسان رادر جهنم نگه می دارد می گوید اینطوری غلبه کن، وقتی می خواهی راجع به کسی حرفی بزنی قضاوتی کنی این طوری نگاه کن که خودت تو چقدر آلودگی داری چقدر خدا از گناهان ترا زشتی های تو را پوشانده حضرت سیدالشهدا علیه السلام فرمود آنقدر خدا می پوشاند از زشتی های ما را که اگر برملا شود عزیزترین کسان ما دیگر حاضر نیستند با ما زندگی کنند. اگر باطن ما برای اطرافیان مامعلوم شود اگر ظاهر کسی از این نعمت برخوردار است که خدا پوشانده تو چرا نمی پوشانی، بله عیب و ضعف دارد و چقدر راحت می توانی راجع به دیگران حرف بزنی این دیگران هر کسی می تواند باشد از پدر و مادر و همسر و .... تا غریبه ها و همکاران و راحت نرویم راجع به دیگران صحبت کنیم. یک وقتی است من مشکلی دارم با کسی با یک مشاور امین مراجعه می کنم در مقام مشورت می خواهم حرف بزنم اشکال ندارد اما یک وقت عیب های مادرشوهر و پدر شوهر و مادرزن و پدر زن و را برای همسرم می گویم یا برای کس دیگری برای خواهر و مادرم تعریف کنم عیب زنم را ببرم برای مادرم و خواهرم یا عیب مادرم را ببرم برای کس دیگر این خیلی خطرناک است. غیبت کردن یا بدجنسی و بدخواهی خطرناک است و خلاف حیا و خلاف انسانیت است می گوید خودت این همه عیب داری که خدا پوشانده چطور دلت می آید راجع به دیگران راحت حرف منفی بزنی پشت سر شان، یا بدشان را بخواهی. این بی انصافی است. و اینقدر این حالت حالت مثبتش مبارک است که سیدالشهدا فرمود: طوبی، (طوبی اوج خوشبختی یک آدم است) طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس خوش به حال کسی که آنقدر مشغول عیب خودش است که از عیب های دیگران غافل است مثل صحنه جهنم می ماند در قیامت ما مجبوریم از روی صراط که در جهنم رد شویم گفتیم با اینکه همه اهل محشر همه عریان هستند هیچ کس عریانی دیگری را هرگز نمی بیند. چرا چون افراد همه مشغول این صراطی که قرار گرفتند هستند و عیب دیگران را نمی بینند اگر کسی با زیبایی های همسرش با خوبی های پدر و مادرش فرزندانش نکات مثبت شان زندگی کند همیشه آرامش دارد بدی ها را نبینیم بدی ها هست همه ما اینطوری هستیم. ما این ضعف ها را نداریم؟ در قرآن یک تعدادی از افراد را خداوند می گوید دوست شان ندارم، ان الله لا یحب المسرفین، متکبرین، مختال فخور، فخرفروشان را دوست ندارم یکبار بنشینیم نگاه کنیم که خدا اینهایی را که می گوید دوستشان ندارم از این صفت هایی که خدا می گوید من بدم می آید، در ماها نیست؟ یکبار فکر کنیم. همین هایی که خدا می گوید من از این آدم ها بدم می آید در ما این صفتها نیست واقعاً؟ ما فحشای باطنی نداریم؟ ما گرفتاری های جهنم ساز نداریم بابا مشغول خودت باش. برای عیب های خودت نگران باش برای صراط خودت نگران باش برای لغزش های خودت نگران باش برای شب اول قبر خودت و جهنم خودت نگران باش موقعی که تنها می شوی همه می روند موقعی که نکیر و منکر می آید سراغت و موقعی که هیچ چیز نداریم جز عمل، فکر آن باش. شیطان خیلی ما را مشغول به شیطنت های دیگران می کند شیطان خیلی ما را مشغول ضعف اطرافیان می کند یعنی شب و روز غصه بدی های این و آن را می خوریم شوهرم بابایم مامانم و زنم و فرزندم و این ... بعد هم اعصابم خرد می شود. اگر کسی مشغول برطرف کردن ضعف های خودش باشد اصلا ضعفی از کسی نمی بیند. قیامت هم همین را می گوید قیامت هم اگر کسی بگوید روی صراط باریکتر از مو و تیزتر از شمشیر که روی جهنم است به تو بگویند به فلانی نگاه کن می گویی من الان وقت ندارم به کسی نگاه کنم. من بدبختی خودم اینجاست دنیا هم همین است ما هم الان در جهنمیم و داریم طی می کنیم یکی که می تواند هی شیطننت های دیگران را ببیند ضعف از کسی بگیرد کسی که جستجو می کند لغزش ها و عیب های دیگران یک کسی که بیشتر از آن که مراقب خودش باشد مراقب دیگران است بیشتر از اینکه نگران خودش باشد نگران دیگران است بیشتر از این که غصه ی خودش را بخورد غصه ی دیگران را می خورد این آدم قطعاً غافل است. دچار خودفراموشی شده و خدا را هم فراموش کرده. چرا یک کسی می تواند به خوبی ها و قشنگی ها به کمالات و فواید آدم ها نگاه کند آن موقع است این آدم دارد به الله شبیه می شود الله هم همینطوری است ما دریا دریا بی نهایت عیب داریم و خداوند اینها را نمی بیند و ما را دوست دارد. بی نهایت از آن علاقه ی که ما به خودمان داریم پدر و مادرمان همسر مان فرزندان مان به ما دارند خدا به ما دارد. اهل بیت به ما دارند ما را همینطوری پذیرفتند و با عیب هایمان دعوت مان می کنند در مجالس خودشان. شما وقتی دعوت می شوید در مجلس امام حسین یعنی پذیرفته شدی. وقتی می روی حرم تو را با همه عیب هایت قبول کرده هی شیطان وسوسه ات نکند من آدم خیلی بدی هستم من آدم منفی هستم گذشته ام اینطوری بوده این مال شیطان است همین که آمدی در حرم و در مسجد و در حسینیه یعنی قبولت کردند و می گویند بیا. چرا بقیه را دعوت نمی کنند میلیونها آدم نمی توانند بیایند اینجا، وقتی دعوتت کردند یعنی قبولت کردند وقتی این رفتار قشنگ را با ما میکنند ما هم با دیگران همینطوری باشیم. پل را پشت سر کسی خراب نکنیم. من دیگر نمی توانم من بریدم، من دیگر با این آدم کار نمی کنم فرار نکنیم در نرویم. از پدر و مادر فرار نکنیم. بابا من دیگر در خانه نمی ایستم زن از مرد فرار کند مرد از زن فرار کند زن قهر کند یا مرد بگوید برو خانه بابات، یا یک زن ببرد و بگوید من می خواهم بروم خانه پدرم این قشنگ نیست قهر برای همین بد است در روایت داریم کسی که سه روز قهر کند با یک مسلمانی از ولایت خدا خارج می شود می رود ولایت شیطان. در بعضی از روایات داریم شخص اصلا شیطان هم قبولش نمی کند یعنی اینقدر منفور است این آدم که شیطان هم نمی پذیرد او را. خوب پس تحمل همدیگر را داشته باشیم. زندگی ها را به راحتی خراب نکنیم. عرض کردم ما 95 درصد موارد طلاق مال خودخواهی و بچه بازی های ماست. 5 درصد موارد طلاق قابل تجویز است. یعنی طلاقی که 36 درصد در کشور ما اتفاق می افتد 5 درصدش قابل تجویز است 95 درصدش هوای نفس است بچه بازی و ناپختگی است. آن اختلافات بقیه هم الان است در همه و زجر می کشند همه اش بخاطر همین هاست. اگر کسی متوجه باشد روی صراط است و متوجه باشد که توی جهنم دارد حرکت می کند و متوجه باشد به محض اینکه این وفات برسد در باز می شود و دیگر پل زیر پایش خرد می شود یا می رسد به انتها و وارد بهشت می شوی با وفاتت. یا وقتی وفاتت می رسد در واقع انگار از صراط سقوط می کنی و می افتی در جهنم. خودت ببین چطوری زندگی می کنی از سبک زندگی ات معلوم است که تو وارد بهشت می شوی یا زیر پایت خالی می شود و می افتی در جهنم. این نکته خیلی مهم است من انتهایم عاقبتم چی می شود پایان من چیست آخر من کجاست؟ ما وقتی نگران اینطوری چیزها باشیم خیلی شیرین با بقیه رفتار کنیم یک مدیر می تواند خیلی خوب با زیرمجموعه اش کار کند و کارمندان خیلی خوب می توانند با مدیر شان کار کنند. آنجاهایی که کار به جدایی و قهر و به غر و نق و تلخی و غیبت کردن پشت سر هم دیگر می رسد آن مرگ توست. انتهای توست. باختن توست و جهنم توست. تو بریدی. لذا فرمود الغیبه جهد العاجز کسی که غیبت می کند رسیده به عجز. یک آدم عاجز ضعیف بدبختی است که رسیده به غیبت. حسادت بدگویی بدجنسی همه مال ضعف است زودرنجی حساسیت، داغ کردن، بریدن مال این است که ما با بخش انسانی ما انس نداریم ما لذت های آسمانی نداریم که کنار آن لذت ها تلخی های زمینی را تحمل کنیم. تلخی های زمینی که کار من را به ناراحتی اعصاب می کشاند برای این است که من دغدغه ها و عشق و رفیق بازی ها و میکده ها و می مطرب های بالاتری ندارم اگر داشتم این چیزها قابل تحمل است آزاردهنده نیست و قشنگ هم حتی باشد تلخی هایش هم زیباست و سازندگی دارد. بعضی ها پول می دهد یک جایی می نشیند قهوه تلخ می خورد شکر نه شیر می گوید نه. من تلخ می خورم چای دارد می خورد تلخش را می خورد و خیلی لذت می برد اگر شما شکر بریزید نمی خورد. تلخ برای کسانی که می خواهند جنبه های مغزی و ذهنی شان را قوی کنند چیزهای تلخ موثر است. حوادث تلخ هم برای سازندگی و شیرینی ذهن انسان سازنده است آدم را بزرگ می کند به شرطی که نق و غر و جر و بحث و دعوا نباشد. فرشته چقدر زیبا وقتی دارد می گوید فرشته یعنی تمام ریاضیات خلقت دردست این فرشته است. وقتی دارد حرف می زند ریاضی حرف می زند فرشته احساساتی نمی شود که یک یک دفعه فحشت بدهد و نفرینت کند یا یک دفعه ازت خوشش بیاید. چون فرشته نظم روح و بدن دردستش است فرشته کسی است که نبض تمام یک سلول و یک اتم و یک الکترون و تا ریزترین قطعات مثل کوارک ها فرشته آنجا حضور دارد تمام این سلول و مولکول در پنجه های فرشته دارد اداره می شود. فرشته کسی است که ریاضیات جسم وروح در دستش است وقتی دارد می بیند که تو پشت سر کسی داری دعا می کنی وقتی تو داری راجع به یک نفر حرف های قشنگ می زنی ومثبت اندیش هستی قشنگی ها را بیشتر از بدی ها می بینی هی حمله عقب نداری که گذشته اذیتت کند حمله جلو نداری حمله چپ و راست نداری دلشوره نداری. آدم مثبت اندیش دلشوره و دغدغه و نگرانی نسبت به هیچ چیز ندارد شاد است مومن دائم النشاط. نشاط مومن دائمی است مومن غصه ی دنیا را ندارد می داند که غصه خوردن یعنی قبر و جهنم. مگر دیوانه است که مومن غصه بخورد هم اینجا غصه بخورم و هم بروم قبر برای غصه هایم عذاب بکشم؟ وقتی فرشته های می بینند یک نفر مثبت اندیش است حرف یک فرشته حاکی از وضعیت روحی توست می بیند تو را رو صراط وضعت خوب است ولی وقتی می بیند که تو اهل نفرین و بدبینی هستی اهل بدجنسی هستی اهل فضولی در زندگی دیگران هستی اهل سخت گیری هستی و منیت هستی. جهنم داری برای دیگران، گزارش ها را می دهد. ببین کف ایها المستتر علی ذنوبه ... دست بردار از این کارهایت، رحم کن به خودت، خیلی عجیب است، اینقدر اوضاع خراب است که فرشته می گوید به خودت رحم کن داری این حرفها را می زنی نفرین مگر شوخی است بیشتر نفرین ها اثر ندارد و به خود آدم بر می گردد. پیامبر وقتی اوج اذیتش بود خداوند به جاجائیل یکی از فرشتگان عزیزی است که در واقع مأمور کوه هاست این فرشته. خدا به او گفت برو خودت را در اختیار پیغمبر بگذار و چون فرشته کوه است تمام نیروهایی که در کوه ها و سنگهاست در اختیار این است. خودت را در اختیار او قرار بده یعنی برو بگو پیغمبر اگر می خواهد نفرین کند در اختیارش باش و همه سنگها را بریز روی دشمنان پیغمبر. در تاریخ نگاه کنید چقدر سنگ ریخته رو سر دشمنان خدا. سر اصحاب فیل دیدید چطوری پرنده ها سنگ ریختند. یا گاهی وقتها خداوند یک قوم را با چند دقیقه سنگباران دفن شان می کند. که کارد به استخوان پیغمبر می رسانند. قوم نوح را شما دیدید، قربان پیغمبر برم چقدر این موجود شریف لطیف نورانی مهربان است وقتی که فرشته خودش را رساند به پیغمبر گفت در اختیارت هستم غصه ات دادند همین الان اراده کن تمامش می کنم برایت. پیغمبر می گوید نه، من رحمت للعالمین هستم برای رحمت آمدم نه برای عذاب کسی. بعد شروع می کند به گریه کردن با این قلب مهربانش خیلی ناز است پیغمبر خیلی دوست داشتنی است حق دارد امام سجاد که می گوید آه ان حیله بینی و بین محمد المصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) جهنمی که همه از همه اش می ترسند که مار دارد آتش دارد عقرب دارد زقوم دارد حمیم دارد جهنم امام سجاد این است که می گوید جهنم یعنی این که تو پیغمبر را نبینی. جهنم این است که تو بروی آن طرف و نگذارند تو پیغمبر را ببینی. بگویند فعلا خبری نیست از پیغمبر یکسال دو سال ده سال جهنم این است که تو مادرت فاطمه زهرا را نبینی. حضرت زهرا فرمود بعضی از شما اینقدر از من فاصله می گیرید که وقتی من می خواهم بیایم شما را ببینم سیصد هزار سال باید دنبال تان بگردم تا ببینم تان. آدم اینقدر با مادرش فاصله بگیرد این جهنم است. موجود نورانی و دوست داشتنی و مهربان جان ما به فدایش شود. اگر کسی بداند پیغمبر یعنی کی، پیغمبر یعنی چی، به خدا قید همه دنیا را می زند شاد می شود به عشق پیغمبر. به عشق اینکه من قرار است چند روز دیگر بروم پیش پیغمبر اگر کسی این را بفهمد که چند روز دیگر برود بغل پیغمبر و بداند که پیغمبر کی است؟ که من می خواهم به او برسم اصلا تمام غمها و دغدغه های دنیایی یادش می رود غصه های دنیایی فراموشش می شود. ما چه بهشت هایی خدا برایمان گذاشته به آن توجه نمی کنیم رسول خدا می فرماید من برای رحمت آمدم. در حالیکه شکمبه گوسفند ریخته بودند رو سرش، بلند می شد اینها را بر می داشت از صورتش وقتی سنگ زده بودند به دندان مبارکش و دندانش شکست، دستش را برد بالا و گفت خدایا ببخش شان اینها نمی دانند خدایا تو خشم نگیر به قوم من. وقتی شکمبه گوسفند ریختند روی سرش پاک کرد و گفت خدایا قوم من را هدایت کن اینها نمی دانند. آمد خدمت امام صادق علیه السلام گفت پسر عموی تان اینقدر راجع به شما حرف های زشت زد که نگو. حرف های خیلی بدی گفت. گفت دیدم امام بلند شد. رفت یک گوشه ای وایستاد نماز خواندن، گفتم الان حضرت نفرینش می کند بعد گریه کرد حضرت خدایا من بخشیدم ایشان را. بعد شروع می کند دعا کردن و از خدا می خواهد که خشمی به این شخص نکند برایش گریه می کند. او امام صادق است و مالک اشتر هم وقتی در خیابان یک کسی به او آن جسارت بی ادبانه جمعی را می کند که همه می خندند به مالک، مالک اینقدر بزرگ است و از خودش خارج است و آدم ها را دوست دارد که اصلا حاضر نیست به خاطر خودش کسی جهنمی شود. می دود می رود مسجد دو رکعت نماز می خواند. ما تا حالا از این کارها کردیم؟ برای کسی که به ما بدی کرده نماز بخوانیم؟ دو رکعت نماز خواند و مشغول استغفار برای طرف می شود. ما اینجا به خاطر خودمان حاضریم خیلی ها بروند جهنم. خودمان را جهنمی می کنیم به خاطر خیلی ها. یک کسی به ما بد بگوید خیلی بدمی گذرد به ما. حالا پدرت است یک چیزی گفت امام سجاد فرمود خدایا کاری کن که من از پدر و مادرم به اندازه سلطان ستمگر بترسم. این برای بچه است که تکلیفش را با پدر روشن کند و بی ادبی نکند ولی وقتی پدر بزرگ شد و شد سلطان، سلطان اصلا کارش عفو است و ندیدن عیب های دیگران است. کسی از پدر بودن خودش سوء استفاده می کند حالا من چون پدر هستم و خدا هم ممکن است به خاطر من غضب کند به بچه ام، نفرینت می کنم. یک پدری که دست به تهدیدش خوب است نسبت به بچه اش، آدم بدبختی است. مادری که دست به تهدیدش خوب است آدم بدبختی است. از مقام پدری و مادری نباید سوء استفاده کنیم. مادر و پدر یعنی کسی که اصلا نمی بیند بی ادبی های بچه را. کسی که می بیند آدم بدبختی است. ما اگر برای بچه ها باید بگوییم که حرمت پدر و مادر را رعایت کنند واجب است گفتنش و باید این طور باشد ولی باید به پدر و مادر هم گفت که بچگی نکنید شما. شما هم از موقعیت تان سوء استفاده نکنید و بچه هایتان شکنجه ندهید وادارشان نکنید که به خاطر شما جهنمی شوند. من پدرت هستم گفته که به احترام پدرت باید بایستی چرا بلند نشدی. مگر پیغمبر نگفت که به احترام پدرت بلند شو باید دست من را ببوسی بیا جوراب های من را درآر. ازین پدر و مادر بدبخت تر کسانی هستند که از این پدر و مادر دفاع می کنند. پدر و مادرهایی که همه را دارد جهنمی می کند به خاطر ... من پدر هستم مادر هستم همه باید ... مثل شوهرهایی که بی ظرفیت هستند بی اجازه من نروی. من شوهرم و تو باید بدون اجازه من خانه بابات نروی. خانه خواهرت نرو ... بابا آنی که اسلام گفته رابطه حقوقی است گفته که اختلافات حل شود. مشخص شود یک جایی که حد می خواهد بله خانم باید بدون اجازه شوهرش بیرون نرود که اختلاف پیش نیاید. مسئله حقوقی است مال حل مشکلات و اختلافات است. نه اینکه تو از آن سوء استفاده کنی. بابا این بنده خدا عاطفه دارد مادرش خواهرش گرفتارند باید رعایتش کنی تو هم باید بروی کمکش. نه اصلا هیچ عاطفه ای نسبت به این زن قائل نیست زنها یک جور سوء استفاده می کنند مرد را یک جور در فشارروانی قرار می دهند. اینها اصلا چیز خوبی نیست آدم نباید از امتیازاتش سوء استفاده کند وقتی این کار را کردی جهنم درست می کنی برای خودت و اطرافیانت. اطراف شما دائما جهنم است دائما درگیری و حرص و جوش و قهر و تنفر است جمع تان دگر جمع نمی شود یک کسی که می خواهد جمعش جمع شود خانواده ها با هم صفا کنند و دور هم باشند آنها جایی است که افراد از موقعیت هایشان سوء استفاده نمی کنند کسی خودش را نمیبیند به محضی کسی خودش را ببیند شروع درگیری است. ببین فرشته می گوید رحم کن به خودت. تو که می توانی نفرین کنی و بد بگویی از دیگران توکه می توانی غیبت کنی نمی فهمی داری به خودت چه کار می کنی. برو شکر خدا را کن که خدا عیب های ترا پوشانده. شکر و سپاس الهی را به جا بیاور ما چقدر باید شکر خدا را به جا بیاوریم که با ما ستاریت به خرج داده. خدا اینقدر مهربان است که می گوید گناه کردی حق نداری بروی برای کسی تعریف کنی و اعتراف کنی فقط پیش خودم. آن هم با امید بیا نه با ناامیدی. پیش کسی اعتراف نکن. بله برای یک گناهی باید درمان شوم می روم پیش یک درمان گری که اعتماد دارم خوب این گیر را دارم او کمک میکند که درمان شوم. کسی که می خواهد درمان کند ما را مثل خدا نگاه می کند و نمی آید ما را تحقیر کند بزند در سر ما، اگر پیش کسی رفتی اعتراف کردی که من آلوده ی این گناه هستم یکدفعه شروع کرد تحقیرت کرد له ات این درمانگر نیست. درمانگر یعنی مشاور عالم ربانی یعنی کسی که اینقدر مشغول خودش است که اگر تو بگویی من این جنایت ها را کردم، آن آنقدر مشغول جنایت ها و عیب های خودش است که می گوید بله شما دارید اینها را درمان می کند نه اینکه تحقیرت کند و تو به درد نمی خوری برو ته جهنم. اصلا نباید پیش این آدم حرف زد. آمد به امام رضا گفت خانه فلانی رفتم در ماه رمضان رفتم خانه یکی از سرداران مأمون نماز نمی خواند دیدم روزه هم نمی گیرد گفتم تو مسلمان نیستی مگر گفت چرا گفت من شصت نفر از سادات بچه های امیرالمومنین را سر بریدم به دستور مأمون و ریختم در این چاه از زن و کودک و پیر و جوان دیگر چه نماز و چه روزه ای. ما خودمان هم یکبار یک همچین کاری مرتکب شویم نه شصت نفر بلکه یک نفر بگوییم آخ تمام است امام رضا علیه السلام فرمود برو به او بگو گناه ناامیدی ات بالاتر از گناه کشتن آن شصت نفر است. این خداست با همه رحمتش. خدا رحمت کند عارف بزرگ مرحوم شیخ محمد بحاری را گفت اگر 70 تا پیغمبر را کشتی از خدا ناامید نشو. ما نمی فهمیم الهی ان کان بعد از نمازها می گوییم ان کان ذنبی عندک عظیما فعفوک اعظم من ذنبی اگر گناه من نزد تو بزرگ است عفو تو عظیمتر از گناه من است خدا محدود نمی شود برو شکر خدا را کن که عیب هایت را پوشانده یک پدر و مادر زمینی بچه شان یک گناه می کند می گوید به کسی نگویی اصلاٌ لو نده. خداست می گوید نگو به کسی. برای همین هم در اسلام شما حق نداری بگویی که ما دیدیم یک نفر زنا کرده. حاکم شرع می گوید اگر کسی آمد راجع به گناه و زنای کسی شهادت داد 80 ضربه شلاق بزن او را. به خدا به حضرت عباس به قرآن خودم دیدم، خدا نمی خواهد گناهان ثابت شود و گناه های جامعه گفته شود خدا نمی خواهد مردم مثل مگس دست بگذارند روی عیب های همدیگر. برای همین هم سخت کرده گفته 4 نفر باید زنا را خود زنا را گزارش بدهند تا بعد. به شرطی که کس دیگر هم حرف شان را نقض نکند. اگر شدند سه نفر می گوید این سه نفر را شلاق بزنید که بعدا نیایند اشاعه فحشا کنند راجع به دیگران نباید راحت حرف زد. آنهایی که راجع به مومنین ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه ... آنهاییکه دوست دارند ضعف های مومنین را بگویند این طرف و آن طرف... آره شنیدم فلان آخوند اینطوری کرده فلان استاد فلان مداح اینطوری کرده فلان بسیجی اینطوری است یا فلان خانم اینطوری است فلان آقا اینطوری است می دانی خبر داری درست هم است ولی حق نداری چیزی را بیان کنی. برای چی می روی می گویی خودم دیدم با چشم خودم. وظیفه تو ستاریت است دیگر. گفتن نیست. مافکر می کنیم اگر دیدیم برویم گزارش بدهیم وظیفه مان است که شرعا گزارش بدهیم. خوب حالا برو بگو ببین خدا بعدا چه بلایی سرت می آورد. هم دنیا رسوایت می کند هم آخرت. والحمدلله واحمد الله ... شکر خدا را بجا بیاور که خدا ترا پوشانده واعلم ان الله عزوجل اعلم بعبده ... بدان خدا بنده اش را بهتر از تو می شناسد چه بسا آبروی او پیش خدا بیشتر از تو باشد پس بد نگو غیبت نکن نفرین نکن از کجا می دانی پیش خدا عزیزتر از تو نیست. امام صادق علیه السلام فرمود اگر کسی فکر کند و در مخیله اش بیاید که از کسی بهتر است فهو مستکبر او آدم متکبری است که فکر می کند از یک نفر بهتر است. تو که نمی دانی چرا راحت بد می گویی. از کجا معلوم. یک زن فاحشه هم است شما نگاه کنید این کتاب ریاحین الشریعه را نگاه کنید خانم هایی که بد بودند جزو عرفا شدند مستجاب الدعوه شدند چه می دانی آبروی این پیش خدا چقدر است. اهل این فحشاست چه بسا شرافتش از تو بیشتر است نزد خدا. با این که دارد می رود انجام بدهد این فحشا را. ما با وظایف اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر نداریم. این ها را می گوییم ولی اینکه تو خودت را بهتر از او بدانی که آن آدم آلوده است. تو از این زن سیگاری و مشروب خور فاحشه فحشاهای باطنی تو بیشتر است مگر تو تکبر و حسادت نداری مگر تو بدبین نیستی مگر تو زودرنجی و حساسیت نداری اینها که فحشایش خیلی بیشتر از فحشای اوست. تو چه خبر داری واعلم بدان خدا بنده اش را بهتر از تو می شناسد.
یک داستان هم بگویم بس است برای امشب. داستان خیلی زیباست من عربی اش را نمی خوانم، شخصی به نام ابراهیم بن هاشم می گوید عبدالله بن جندب را دیدم در موقف دیدم ایستاده یعنی در ایستادن خاصی ایستادنی به این زیبایی ندیده بودم دعا داشت می خواند می گوید هیچ وقت ندیدم یک آدم به این قشنگی بایستد دعا بخواند یکسره دستانش را به سوی آسمان کشیده بود و اشک هایش از چشمانش سرازیر می شد و به زمین می رسید چون مردم راه افتادند به او گفتم ای ابا محمد ایستادنی به زیبایی ایستادن تو ندیده بودم پاسخ داد به خدا سوگند جز برای برادرانم دعا نمی کردم با گریه آدم بایستد برای دیگران دعا کند اشکت بریزد برای دیگران دلت بلرزد برای سختی های زندگی دیگران. یک عزیزی بیاید به تو بگوید دعا کن مشکلات دارم یا بیاید مشکلاتش را بگوید آدم خوب کسی است که شب نصف شب سحر بلند شود آن طوری که برای خودش زار می زند برای دیگران هم زار بزند خودش را بگذارد در وضعیت بدی که آن شخص قرار داد و دستش را ببرد برای دیگران دعا کنی. فکر کن خودت هستی هو انت. یعنی گفت بابایم زندان است بابایم می میرد شوهرم این طوری شده زود خودت را جایش بگذار حالا تو آنکسی هستی که این فاجعه برای تو اتفاق افتاده فقط فرقش این است که چون تو داری دعا می کنی دعایت برای او به اجابت می رسد شاید دعای او برای خودش به اجابت نرسد. در روایت داریم خدارا با دهانی که گناه نکردید بخوانید یعنی بگویید دیگران دعایتان کند. آن دعا خیلی مهم است. دیگران در حق ما دعا کنند معجزه می شود. تو هم دعا کنی در حق دیگران اعجاز اتفاق می افتد. بنشنیم عزیزمان گرفتار است همه مان دعایش کنیم. دور هم جمع شویم امن یجیب بخوانیم و مومن جمع کنیم و برای مشکلات بقیه دعاکنیم خیلی اثر دارد. چونکه امام موسی یعنی حضرت کاظم علیه السلام من را آگاه ساخت، درس را از حضرت امام کاظم یاد گرفتم هر که در نبود برادرش برای او دعا کند از عرش او را ندا دهند برای تو صدهزار برابر آن است. هر چه خواستی صدهزار برابرش را به خودت دادیم. ممکن است در دنیا هم ندهند ولی تو طلبکار شدی از خدا. دقت کنید طلبکار شدی رفت در نامه عملت. روز قیامت یک دفعه انسان می بیند میلیونها سال در این بهشت می رود بالا فقط به خاطر دعاهای قشنگی که در حق دیگران کرده همین. عجب تجارتی است آدم بنشیند برای دیگران دعا کند و صلوات بفرستد و استغفار کند. یک دلی که وقتی از یک قبرستان عبور می کند باور کنید گاهی وقتها یک مومن وقتی گذرش به یک قبرستان می افتد اگر همه اهل آن قبرستان در عذاب باشند این مومن آنقدر دل و رحمت دارد که تمام آتش های آن قبرستان را خاموش می کند. یک کسی که وقتی اسم یک مرده می آید بدنش می لرزد که بخواهد فکر منفی کند. می گوید من بخشیدم ها پدر شوهر یا مادرشوهرم را ... وقتی یادم می آید حرصم می گیرد این یعنی تو هنوز در جهنم هستی ول کن و برو. یک کسی که می تواند به عیب های دیگران می تواند فکر کند و می گوید در قیامت یقه ترا می گیرم این کوچک است قیامت مگر وقت این است که ما بنشینیم ما یقه کسی را بگیریم. قیامت ما باید ببینیم حضرت زهرا کجاست امام حسین کجاست امام زمان کجاست امام سجاد کجاست ابالفضل کجاست بساط عیش و نوش تان را فراهم کنید بپرید کنار کوثر امیرالمومنین بریزد آب در دهانت سر و صورتت را بشوید بروید در جایگاه خودتان زندگی تان را کنید. در احسان شب های احیا توضیح دادیم بعضی ها قیامت می ایستند عجب آدم هایی هستند نگران بقیه هستند آدمی معمولی است فکر نکنید اهل بیت را نمی گویم. آدم معمولی است ولی ثروتمندند ثواب زیاد دارند در دنیا آدم هایی بودند کیسه شان پر است نگران هستند دیدی یک جایی بچه ها می خواهند سوار قطار شوند یا از جایی رد شوند پدر و مادر آخرین نفر هستند همه بروند بعد خودشان می روند همه بخورند بعد خودشان، آن کسی که همیشه آخرین نفر است و شریف ترین آدم است یعنی بزرگتر است آنی که اول دست در سفره می برد آدم ضعیفی است. اینها قیامت به آنها می گوید که بفرمایید بروید بهشت، خدایا ما اینجا بایستیم بهشت منتظر تان هستند برای چی، نگرانم، می خواهم ببینم اینجا کسی جهنمی نباشد فامیل های مان هم محلی هایمان پسر خاله پسر دایی و هم شهری های مان غیر از آنها کسی دیگر جهنمی نباشد خیال ما راحت باشد بعد می بینی که یک نفر جهنمی است گیر دادند به او که خدایا ثواب های من را به او بده که جهنمی نشود. چه آدم هایی چقدر شبیه خدا هستند. در روایت داریم این اینقدر از ثواب های خودش می دهد که هیچ چیز برای خودش نمی ماند یعنی آن مقداری که مال خودش است را هم می دهد به دیگران. آدم چقدر می تواند مست باشد و خوب باشد و شبیه خدا شود. ما در مورد سلمان داریم این کار را می کند در مورد ابوذر داریم خیلی از اهل احسان این کار را می کنند سلمان و ابوذر نمی روند بهشت می گویند می ایستیم اینجا بقیه نروند جهنم. برویم بهشت چه خوش می گذرد وقتی هو انت است. دوستم است همسایه ام است درست است بد کرده، هر چی فامیل مان است غریبه است آخ آخ آدم یعنی این. به اینها می گویند آدم. وقتی حساب شان ته می کشد خودشان هیچ چیز ندارند. حساب شان ته کشیده این آدمی که برای قشنگی و تجلی اسم غفور و اسم عفو همه چیزش را حاضر است بدهد خدا با این چه کار می کند برای خودش هیچ چیز نگذاشته، آن وقت مادرمان فاطمه زهرا می آید میگوید این آدم را شریک من کن.
پیغمبر و امام حسین امیرالمومنین می آیند خدایا این که همه چیزش را باخت بگذار شریک ما باشند. از ما به این بده. چقدر قشنگ است آدم با حساب مادرش برود، دقت کنید. صدهزار برابر رفت در نامه عمل تو. (این آدم چقدر زیرک است) لذا ناخوش داشتم که صدهزار دعای مستجاب را برای یک دعا آن هم دعای خودم که نمی دانم مستجاب می شود یا نه واگذارم. برای همین بی خیال شدم که برای خودم دعا کنم. تو وقتی برای خودت دعا نکردی کی ها برای تو دعا می کنند؟ در روایت داریم که یکی از قشنگی های دعا این است که یک نفر شب بلند شده نماز شب می خواهد بخواند اینقدر مشغول خدا و ذکر خدا تسبیحات خداوند باشد اینقدر لذت ببرد اینقدر مشغول دعا برای دیگران باشد که یادش برود برای خودش دعا کند خیلی قشنگ است که خودت یادت می روی. وقتی یادت رفت خدا می گوید من که یادم نمی رود من حواسم به تو است که تو چی می خواهی. هر کس در زندگی اش این اتفاق نیفتاده بی انصاف است. خیلی وقتها خدا به ما داده خیلی چیزهایی را که ما دعا نکردیم ولی خدا گذاشته سر راه ما. ما نبودیم و تقاضامان نبود/لطف تو ناگفته ما می شنود ما از روز اول این همه یا من لم منه و رحمه لمن یسئله اصلا نخواسته بودی داد به ما. می گوید من اصلا دنبال این حرفها نبودم دنبال نورانیت نبودم رفته بودم گناه کنم رفته بودم با او درگیر شوم و در مجلس فساد گناه کنم آنجا یک دفعه کسی دستم را گرفت. عجب. اینقدر خدا در زندگی ما با ما از این کارها کرده و از این چیزها سر راه ما گذاشته خدا می گوید بله من دوستت دارم مثل پدر و مادر که بچه بی خیال است حواسش نیست بچه، می خواهد بازی کند ولی پدر و مادر که بی خیال نیستند آنها برای مصالح او برنامه ریزی کردند حالا بچه هم هیچ چیزی از پدر و مادر نمی خواهد نمی گوید هیچ وقت، بچه اصلا غذا نمی خورد ولی مادر نگران است که چرا غذا نمی خورد. بسپار دست خدا خودت را اینقدر غصه نخور شاد باش پیش خدا. نگو حیف می شود دیدید بعضی هایتان این نمازها در مساجد در حرم ها با هم دعوایشان می شود. دیدید آقا بگذار او برود داخل بنشیند دعا کند تو دیرتر برسی جا برایت نرسد کسی که پا می گذارد رو کت و کول دیگران اصلا نرو کنار ضریح. برای چی می خواهی بروی کنار ضریح چه اتفاقی می خواهد بیفتد شلوغی دور ضریح. عاشقانه رفتن این شلوغی و هجوم قشنگ است ولی یک طوری که دیگران اذیت نشوند. ولی وقتی قرار است یکی برود و تو نروی بگو تو برو. شما در حرم ها نگاه کنید. جیغ و فریادها را نگاه کنید جیغ و فریاد ها فکر نکنید که دعاست برای این است که یکی زده توی پهلویش یکی زده در چشمش یکی پای کسی را لگد کرده اینها می زنند به همدیگر، می خواهی بروی به ضریح چه کار کنی. امام رضا این طرف ضریح هم است فقط آنجا نیست در خانه تو هم است در اروپا هست در آمریکا است همه جا است برای چی می روی آنجا بقیه را اذیت کنی. یک شلوغی مودبانه داریم آن خوب است کسی را اذیت نمی کنند شلوغ است می روند دست شان را می دهند یک بوسه ی می خواهد بدهد هزینه بوسه را باید پرداخت ولی فشاری اذیتی توهینی ناراحت شدنی رقابتی تند شدن عصبی شدن دیگر نداریم. اگر می توانی این طوری باشی برو در این شلوغی. صدهزار دعای مستجاب را ول کنم بنشینم برای خودم دعا کنم؟ برای من فرشته ها دعا می کند اهل بیت و امیرالمومنین برای من دعا می کنند. این تمرین خروج از خود خیلی به کار مان می آید. این تمرین خروج از خود اتفاقات زیادی در توانایی های شخص برای کارهای بزرگ ایجاد می کند من دارم اشاره می کنم خیلی صریح نمی گویم دارم می گویم تمرین خروج از خود، تمرین خروج از خود. اگر توانستی از خودت درآیی آن موقع است که یک دفعه نوع خواب هایت عوض می شود پرواز هایت عوض می شود خروجی هایت عوض می شود افق ارتفاعی که داری پرواز می کنی می روی بالا عوض می شود. بعد می بینی سر از یک جای دیگر دراوردی آنجا چقدر قشنگ است اینجا چقدر عمق دارد آنجا چقدر ارتفاع دارد چون در دنیا این کار را کردی تو. آدمی هستی بدخواه و بدجنس نیستی با کسی دعوا و درگیری نداری نه سر شکم نه سر امکانات دنیایی. بدویم حول باشیم حس رقابت در تو نیست حس چشم و همچشمی با کسی نداری در لباس و ... وقتی درگیر چشم و همچشمی هستی و رقابت با دیگران در جهنم گیر هستی درزندان گیر هستی و نمی توانی پرواز کنی. یک آدمی که آزاد است می تواند پرواز و رشد کند این زمانی است که تو هو انت را یاد می گیری. دیگر با باجناق مشکل نداری. که او الان ماشینش سیصد میلیون شده ما الان یک پراید هم نداریم. غصه دار نیستی که او آن طوری است و تو اینطوری اصلا ناراحت نیستی خوشحال می شوی که او برخوردار است بیست دفعه رفته حج و تو یک امامزاده داوود هم نرفتیم. رقابتی نداری با کسی نمی خواهی رو دست کسی بلند شوی. آزاد آزاد هستی این آدم پرواز میکند. این آدم حضور قلب می تواند داشته باشد. این آدم سجده و قنوت و رکوع و تکبیر و تسبیح دارد این آدم قیام دارد این آدم است که آدم است. این آدم است که راه به غیب پیدا می کند وقتی که درگیر زمین هستی درگیر رقابت با آدمها هستی ودرگیر پا شدن رو دست همسرت هستی که حالش را بگیری و بگویی من همه کاره هستم. آن یکی را گندگی برای همسایه ها کنی بزرگی برای برادرانت بکنی که همه از تو باید تبعیت کنند و برادر بزرگ هستم و حقم مثل پدر است و همه حرف من را گوش کنند وقتی داری گندگی برای بچه هایت می کنی یا برای شاگردانت می کنی هی گندگی می کنی گیر هستی. نمی توانی پرواز کنی. پس یاد بگیریم که ان شآءالله این تمرین های خروج از خود را انجام دهیم که خیلی مبارک است.
والحمدلله رب العالمین.