جلسه 396 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
396
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
7
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 396 - خانواده آسمانی

چون در ایام عزای اباعبدالله علیه السلام هستیم جلسه دوم را اختصاص می دهیم به باز موضوع روز. در بحث روابط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر چند اصل را با هم خواندیم. که بد نیست یک مروری روی این چند اصل بکنیم و به عنوان موضوع روز به این مسئله نگاه کنیم. یک مسئله مسئله خیرخواهی بود. یک مسئله مسئله محبت و مودت بود. یک مسئله مسئله ی حفظ الغیب بود که تازه خواندیم. به این معنا که انسان باید نسبت به برادر دینی خودش برادر مومن خودش در غیاب او خیرخواه باشد و غیب او را حفظ کند. مراقبت از نبود او بکند. و ببیند حالا که برادر مومنش نیست چه توقعی در غیبتش از ما دارد و اینکه در محضرش کاری را دوست ندارد انجام ندهیم. من گاهی وقتها فکر می کنم که آیا ما همین مقدار را در مورد امام زمان مان حفظ کردیم یا نه. یعنی آیا ما واقعاً به قاعده ی وفاداری که حضرت از ما خواسته و همدلی خیلی عجیب است که هر چقدر من این حدیث را می شنوم یا می گویم برای خودم جدید است و تازگی دارد و هیچ وقت تکراری نشده هر بار به آن فکر می کنم انگار الان شنیدم که امام زمان می گوید که شما با دو صفت من را در بین خودتان خواهید داشت. خیلی قشنگ است آن لحظه ای که امام زمان در بین ما ظهور پیدا کند خیلی قشنگ است صحنه ای که شما یک دفعه می بینید جبرئیل علیه السلام صدا می دهد و مژده می دهد که امام تان می خواهد ظهور کند. خیلی صحنه باشکوهی است. و چقدر قشنگ است که آدم می داند چند روز دیگر حضرت را زیارت می کند حضرت چند روز دیگر می آید در بین ما و می آیدکه بماند و باشد و می آید که سرپرستی کند ایتامش را فرزندانش را می آید که راهنمایی کند می آید که هر کدام از آنها را به اندازه پیامبر بزرگ بکند می آید که راه غیب و ملکوت را به روی ما باز کند می آید که تک تک ما را از اولیای خدا قرار بدهد. و تربیت کند به گونه ای که هر کدام از ما از اولیای خدا باشیم. این صحنه قشنگی است. وقتی انسان واقعاً دلتنگی و محبت نسبت به حضرت داشته باشد هزار بار این صحنه دیدار و ملاقات و صحنه صیحه آسمانی و ظهور و لحظه باشکوهی که حضرت از کعبه خودش را به همه ما نشان می دهد و ما می بینیم که حضرت تکیه داده به کعبه و خودش را معرفی می کند و تاریخ به سر می آید تاریخ می رسد به نقطه قشنگش، آغاز زیبای دوران سلطنت اهل بیت علیهم السلام شروع می شود اگر یک ذره محبت باشد انسان در دلش دائماً این صحنه را مرور می کند وصف العیش نصف العیش آن صحنه باشکوه می آید که ما آن لحظه چگونه هستیم کنار حضرت هستیم؟ نیستیم دوریم نزدیکیم؟ ما را خبر می کنند نمی کنند. اگر آنجا هستیم داستان چی است. اگر نیستیم چطوری ملحق می شویم اما وقتی این روایت را همیشه می خوانم که اگر شما این دو صفت را داشته باشید من با عجله می آیم یکی وفاداری و یکی همدلی. اگر واقعاً جدی باشیم ما باید طبق همین قاعده ای که در روابط خانواده آسمانی خواندیم حداقل امام زمان را به عنوان یک مومن برادر مومن مان چون امام رضا فرمود امام پدر و مادر و برادر است دوستش داشته باشیم این حرف خیلی شاید عجیب باشد ولی در غیبش دوستش داشته باشیم اینکه من فکر کنم که آقا امام زمان در غیبتش از من چه توقعی دارد و من چه کاری می توانم برای خوشحالی حضرت کنم. چون من را می بیند. این صحنه زیبایی است که زندگی یک نفر معنای دیگری پیدا می کند این که انسان خدمتگزار همسر و فرزند و پدر مادر زمینی اش باشد اجر دارد ثواب دارد ولی اینکه یک نفر به حسن سلیقه برسد که من خدمتگزار امام زمان شوم. خادم حضرت شوم فرزند خادم حضرت باشم وفادار حضرت باشم در غیبش که عین شهود است و من را می بیند ببینم چه کار می توانم بکنم برای حضرت. حضرت از من چه توقعی دارد و من چه خودشیرینی ها و دوندگی های می توانم برای حضرت بکنم. چطوری می توانم در دل حضرت جا کنم. این امکانات را حضرت به ما داده که ما این خودشیرینی ها را بکنیم در دل دوست رهی باید کرد بالاخره باید برویم آن فضا را برای همه ی ما آماده کردند که ما عشق ورزی کنیم فضای زندگی دوران غیبت فرصت عشق بازی با معصومین علیهم السلام و با خود الله است. فرصت زندگی دنیا فرصت عشق بازی با الله با معصومین علیهم السلام با مادرمان فاطمه زهراست. کسانی که بعدا ما بسیار ما حسرت می خوریم از اینکه چرا ما می توانستیم با اینها دوست باشیم ودوست نشدیم. قرآن کریم دائماً آن کسانی را که ما سر نماز می خواهیم به که راه شان هدایت شویم را معرفی می کند صراط الذین انعمت علیهم انعم الله علیهم را النبیین صدیقین شهدا و صالحین و یک جمله خیلی دل انگیز دارد که دل آدم ضعف می رود برایش این است که و حسن اولئک رفیقا اینها رفیق های خوبی هستند خدا چون خودش رفیق است و رفیق باز هم است معدن رفق و مدارا ودوستی است کسانی که تنها هستند و احساس می کنند که باید قوی باشند و عزیز باشند ذکر یا رفیق کمک شان می کند همانطور ذکر یا معزّ ذکر یا عز من لا عز له کمک شان می کند خدا خودش رفیق است و رفیق باز. بعد خدا جدای از خودش می گوید حسن اولئک رفیقا اینها رفیق های خوبی هستند چی می خواهد خدا به ما بگوید در قرآن؟ می خواهد بگوید که قیمت هر آدم به رفیق هایش است که کی ها ترا دوست دارد و تو کی ها را دوست داری. چه کسانی من را دوست دارند من چه کسانی را دوست دارم در دل کی ها هستم کی ها در دل من هستند. این خیلی مهم است. امروز عزیزمان جناب اسکندری وقتی در مورد علی اکبر و ابالفضل علیهم السلام چیزهایی را می خواندند یادم افتاد به این قرابت این دوتا رفاقت این دوتا صفای این دوتا، وفای این دوتا خدا رحمت کند آقاق قوچانی را در کتاب شان می فرماید که من وقتی رفتم در بهشت همه بهشتی ها در عشق و حال بودند صفایشان را می کردند ولی دیدم ابالفضل و علی اکبر این دوتا رفیق های قدیمی بودند عمو و برادرزاده هایی بودند که عاشق هم بودند دوتایی شان دو تا ستون لشکر امام حسین بودند عمر صعد می گفت من در لشکر حسین از دو نفر می ترسیدم که مشکل ساز شوند یکی علی اکبر و یکی ابالفضل خوب این دوتا خیلی قشنگ و بزرگ و زیبا انسان های کامل و برجسته بعد داشتم فکر می کردم که چقدر خوب است که آدم علی اکبر را دارد و با او رفیق است ابالفضل را دارد و با او رفیق است. می گوید در بهشت دیدم که این دونفر با بقیه بهشتی ها فرق دارند دیدم که اینها لباس رزم تن شان است گفتم چرا اینها لباس رزم تن شان است گفتند اینها منتظرند که امام زمان ظهور کند و برگردند خوب رفیق های ما دربرگشت کی ها هستند علی اکبر و ابالفضل است چرا ما الان اینقدر بی سلیقه هستیم و شروع نمی کنیم با دوستان و خانواده مان ارتباط برقرار کنیم. رفاقت مان را شروع کنیم مگر آنها غایبند. جواب سلام نمی دهند حضور ندارند؟ گناهان باعث این بی سلیقگی می شود اگر شما هوس بهشت را نمی کنی یک مشکلاتی انسان دارد که هوس بهشت را نمی کند اگر انسان هوس بالاتر از بهشت را نمی کند برای این است که مشکل دارد. در بحث آرزوها توضیح دادیم که قیمت هر انسان به آرزوهایش است. یاد ما کن یاد دیگر کس نکن/ یاد گل کن یا خار و خس نکن. یاد و هوس کی، هوس رفاقت ودوستی با کی، هوس پیوند با کی، این سوالها را بنویسیم برای خودمان و ببینیم ما چه هوس هایی داریم. اینها مشخص می کند که ما با خودمان تا به حال چه کار کردیم چه نوعی رفتاری با خود کردیم. این شعر قشنگ که عشق است ابالفضل واقعاً یک کسی بیاید شکارچی ابالفضل شود. یک کسی بیاید شکارچی علی اکبر باشد آنهم دنیا نه آخرت. میان همه عشق های دنیا، عشق است ابالفضل. اینکه انسان اگر قرار است عشق بازی در دنیا داشته باشد بزند به غیب به آسمان و بزند به فرشته ها و ابالفضل و علی اکبر و بزند به اهل بیت و خانواده آسمانی اش. اینها حسن اولئک رفیقا هستند. پس وقتی هی سر نماز می گوییم اهدانالصراط المستقیم بزن به رفاقت. به عشق رفاقت این آیه را سر نماز بخوان خدایا من را هدایت کن به راه مستقیم راه کسانی که هدایت شان کردی نعمت به آنها دادی. انبیا صدیقین شهدا صالحین. در شرح زیارت حضرت معصومه توضیح دادیم قشنگی و بزرگی عظمت حضرت معصومه به این است که حضرت معصومه تو را با همه رفیق می کند اول با خدا، بعد با حضرت آدم بعد با نوح وابراهیم و عیسی و موسی و بعد با چهارده معصوم رفیقت می کند بعد تازه با خوش صفا می کنی. خانم من و شما را به هم معرفی کند در بهشت. ما چقدر فرصت های دلدادگی و عاشقی را از دست دادیم. چقدر بی سلیقگی کردیم بی تعارف می گویم مال گناه و معصیت است. معصیت نمی گذارد که هوس های بزرگ در سر انسان بیاید و عاشق آدم های بزرگ شود. معصیت نمی گذارد از غیبی که رو سر ما می ریزد استفاده کنیم. یک کسی می گوید من چرا ده سال بیست سال سی سال یکبار خواب امام حسین را ندیدم یک بار خواب اهل بیت و خواب خدا را ندیدم آنها هر شب با ما هستند هر شب هم می آیند که با ما ارتباط بگیرند روح ما پس می زند. فکر نکنید که آنها نمی آیند. چرا من این همه دعا کردم در مفاتیح نوشته بود که هر کس این دعا را بخواند از انبیا و ائمه یا دوستان خواب می بیند من این دستور را اجرا کردم و خواب ندیدم. خیلی ها دستور اجرا نمی کنند و خواب می بینند. مشکل دستور نیست مشکل این است که ذهن تو از صبح تا شب مشغول معشوق های چهارگانه غیر از بالاست. تو دائماً عقده ی مسائل پایینی را داری درگیر نداشتن های پایینی هستی به لذت های بالا فکر نمی کنی. به داشتن های اصلی ات فکر نمی کنی. وقتی یک ذهن دائما داشتن و نداشتن های پایین است این وقتی فرشته ها می آیند اهل بیت می آیند شهدا می آیند صدیقین می آیند انبیا می آیند روزها که سر ما شلوغ است شب ها می آیند که با ما ارتباط برقرار کنند البته یک ذره سر ما خلوت می شود بعد می آیند بالا سر ما می بینند که ما در خواب هم درگیر دنیا هستیم. اینها می آیند با ما مصافحه کنند و نشست و برخاست کنند گاهی وقتها می بینی یک فرشته گاهی وقتها یک شهید یک امام بیست سال منتظر است تا تو وقت پیدا کنی دو دقیقه ببینی اش. ولی تو وقتی امام حسین نگذاشتی تو وقتی برای آسمان نداری بعد می گویی چرا ما خواب نمی بینیم چرا فلانی ارتباط برقرار کرده ما نمی بینیم. برای اینکه او وقت و تمرکز دارد دلش را پاک کرده اگر در ارتباطات زیادی هم باشد دلش را از این معشوق ها پاک کرده دل فارغی دارد. مثل پیامک است که اگر تلفن شما پر باشد پیامک دوستانت را نمی گیرد می گوید حافظه پر است خالی اش کن تا یک پیامک بیاید ما خالی نکردیم هر چه پیام از خدا و اهل بیت و فرشتگان و غیب می آید چون خالی نیستیم پر از آشغال و هوس های زمینی و مادی و جمادی و نباتی و حیوانی علمی و مطالعاتی هستیم اینقدر ذهن ما مشغول است داستان اینها را داریم که آنها نمی توانند بیایند. پر است پیامک قبول نمی کند. لذا یک فرشته 20 سال معطل است که بیاید با تو حرف بزند و تو وقت نداری. ما فکر می کنیم که خداوند یک پرده گذاشته روی دنیا ودرش را بسته و آن زیر هر اتفاقی می خواهد بیفتد بیفتد نه بابا غیب همین الان با ماست اهل بیت با ماست فرشته ها با ماست همین الان ارتباطات برقرار است. چه ماجراهایی همین امشب که شب جمعه است بین زمین و آسمان برقرار است چه رفت و آمدو چه مهمانی ها و چه جشن ها و داستان هایی برقرار است و ما اصلا هیچ چیزش را متوجه نمی شویم چون سرمان شلوغ است ما فکر می کنیم اگر مشکی پوشیدیم سینه میزنیم و گریه می کنیم می گوییم عزا، عزا داستانش یک پوشش است عزا یک بهانه عشق بازی است. آن طرفی ها که نگاه می کنند اینطوری نگاه نمی کند یک نفر که حجاب عادت را پاره کرده وقتی می بینند یک جا چند نفر دارند عزاداری می کنند برای امام حسین، بهشتش را می بیند حضور غیب را می بیند حضور فرشته ها را می بیند رحمت که می آید مغفرت و آمرزشی که می ریزد روی مردم در این مجلس. طرف وقتی بفهمد این حجاب عادتش برود کنار، بنشیند در مجلس امام حسین می فهمد که در چه می و مطربی نشسته و در چی جشنی است این گریه چه شادی هایی که نمی آورد این اشک و سینه زدن چقدر شادی می آورد و چقدر غم ها را برطرف می کند ولی ما متأسفانه در بزم هم که می آییم یعنی حتی اینجا هم که سعی می کنند تمرکز ایجاد کنند حالا اینجا که یک حسینیه است ما که در مسجد هم می رویم ضعیفیم. چون تمرکز نداریم می رویم در حرم امام رضا باز ضعیف هستیم در آنجا چه خبر است در حرم امامزاده ها چه خبر است ولی ما چون آنجا هم شلوغیم یعنی آنجا هم دست ما ضریح را گرفتیم باز تمام ذهن ما مشغول خواهش های پایینی است با امام رضا از این دریچه ارتباط داریم. لذا با خود حضرت هم دل ما باز نمی شود. ارتباط هم برقرار نمی شود چون حضرت می گوید بچه من که بیرون است همه اش مشغول معشوق های زمینی است اینجا هم که می آید همه اش این ها را از من می خواهد. با خود من هم که کاری ندارد. ما بایداز این فرصت ها استفاده کنیم. الان فکر کنیم چقدر فرصت قشنگی است دوران غیبت، الان فردا بگویند امام زمان ظهور کرد بله امام زمان ظهور کند ما بزرگ می شویم ما از خدامون است ولی آنی که همه ما را می کشد حسرتش و غصه اش، این است که ای بابا من چه فرصت هایی را برای رفاقت با این آقا از دست دادم برای دوستی به این آقا وخدمت به این آقا برای پیوند با این آقا از دست دادم. فرصت های الان خیلی مهم است. بعد از ظهور دیگر گیرتان نمی آید. همانطور که کسانی که می روند در بهشت و حسرت می خورند می گوید خدایا ما را از بهشت خارج کن برگردیم دنیا، حالا فهمیدیم چی خبر است، بهشت ما دنیا بود ما نمی فهمیدیم آنهایی که می روند در بهشت حسرت 5 دقیقه وقت شماها را می خورند. جهنمی ها نه، بهشتی ها را می گویم اگر ما 5 دقیقه برگردیم دنیا خیلی کار با 5 دقیقه می کنیم. مشکل ما این است که وقتی می رسیم به ته خط، همه اش به خدا می گوییم خدایا وقت بده، یک ماه، سه ماه، یک هفته یک روز دیگر. وقتی هم الان که وقت داریم تا ته وقت جا داریم استفاده نمی کنیم همه اش جوانی را داریم ضایع می کنیم. عمر را ضایع می کنیم. موقعی هم که می گوید تمام شد سوت پایان برو آن طرف، می گوییم وقت بده. الان پایان است امشب پایان است ما در این 7-8 تا جوان زیر سی و یا 35 سال داشتیم که سکته کردند مردند. همه هم سکته قلبی. جوان بودند 35 به بالا نداشتیم. ما قدر وقت را نمی دانیم فرصت عاشقی را استفاده نمی کنیم این مجالس اهل بیت فرصت عاشقی است عزاداری ها فرصت عاشقی است محرم و صفر و دنیا فرصت عاشقی است. من فکر می کنم وقتی که می گویند حضرت می فرماید در غیبت برادر مومنت حرمت غیبت برادر مومنت را داشته باش من حرمت غیبت بابام امام زمان را دارم؟ حرمت غیبتش که الان نیست و از من چه توقعی دارد که من چطوری رفتار کنم. واقعاً راستی اگر امام زمان به دل ما نگاه کند که می کند دل ما را چطوری می بیند. یعنی ما الان در دل ما شور و هیجانی است؟ غصه ای برای غصه های حضرت است؟ فکری نقشه ای برای برطرف کردن ظهور وجود دارد وقت گذاری و عملیاتی وجود دارد؟ اگر به دل ما نگاه کند ببیند که ما در دلمان هیچ دغدغه ای نداریم چقدر بد می شود. گریه ای دلتنگی شوری هیجانی وفایی چی است؟ جلسه گذشته گفتم کل سرمایه ما دوتا چیز است اگر نداشته باشیم ساقطیم و انسان نیستیم یکی وفاداری برای حضرت و یکی همدلی و آشتی دادن برای حضرت بود خوب ما چقدر نقش داریم چقدر وفاداریم چه قدر صفا و همدلی داریم؟ ما الان حفظ الغیب داریم نسبت به امام زمان علیه السلام یا نداریم؟ بالاخره یک روزی روبرو می شویم می گوییم آقا شما که نبودی من مردم، شما که نبودی من حالم بد بود شما که نبودی من دلشوره داشتم صبح تا شب دویدم، معلم ساده معمولی هستیم یک مکه رفتیم و برگشتیم حالا در مکه اتفاقی افتاد لااقل این جمله را من از چندصد نفر شنیدم که گفتند دل ما نگران شما بود که ما غصه خوردیم و نگران شدیم آن اتفاق افتاد همه اش دعا کردیم. ما الان با امام زمان اینطوری هستیم یا نیستیم؟ آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست، هرکجا هست خدایا به سلامت دارش.

چندتا دعای توسل چندتا دعای فرج چقدر صدقه برای سلامتی حضرت، چقدر رفتارهایی، کمترین صدقه برای سلامتی حضرت این است که من دست کنم جیبم یک پول خوب نه پول ضعیف صدقه بدهم برای حضرت، این قشنگ است. خیلی لذت بخش است که یک کسی زنت بیرون می رود بچه ات شوهرت می رود مسافرت چقدر نذر می کنی که به سلامت برگردد. نذرهای عبادی نذرهای اقتصادی برای امام زمانت چطوری است داستان؟ یک خانمی در یکی از این کشورهایی اروپایی برای من ایمیل زده بود از همین طریق برنامه ها آشنا شده بود می گفت من هر روز جمعه به بچه هایم لباس نو می پوشانم و بچه هایم هم با عشق این کار را می کنند بعد از ظهرهای جمعه غروب های جمعه می رویم کنار یک رودخانه و هم انتظار داریم و هم می نشینیم برای حضرت دعا می کنیم. به این می گوید عشق، این کار قشنگ و رمانتیکی است یعنی تو نبودی من هر روز رفتم حرم حضرت عبدالعظیم دعا کردم برای آمدنت برای سلامتی ات برای آزاد شدنت، ما اصلاٌ داریم این حس ها را نسبت به امام زمان؟ یا نداریم این است در ماها یا نه؟ این صدقه کمش است که من دست کنم جیبم و برای سلامتی اش بدهم، ما صدقه های معنوی می توانیم بپردازیم صدقه های اخلاقی بپردازیم کلی خودسازی می توانیم داشته باشیم برای حضرت و به عشق حضرت. اصلاٌ خودسازی به عشق حضرت باشد کارهای قشنگ تولیدات قشنگ به عشق حضرت و سلامتی حضرت. و واقعاً ما داریم فرصت ها را ضایع می کنیم چرا چون ما ها عقده ای پایین دارد خفه مان می کند. یعنی درگیری های اقتصادی و مالی و ... بدنی و درگیری هایی که مربوط به مسائل زندگی کاری شغلی خانه ابزار خانه ووسایل خانه است دارد خفه مان می کند نمی گویم اینها را نداشته باشیم می گویم دلت آزاد باشد. طبیعی است که انسان یک شأن گیاهی دارد جمادی دارد یک شأن حیوانی دارد این شأن عقلانی دارد به شأن فوق عقلانی ات برس آنها را داشته باش داری اصل دغدغه زندگی ات اصل نفس کشیدنت اصل شادی ات اصل بالا پایین شدنت برای پدر آسمانی ات باشد. و باز و باز من عرض می کنم مشکل اساسی ما که در این جهاد ضعف داریم این است که ما واقعاً خودمان را نشناختیم و به عنوان فرزند اهل بیت هنوز خودمان را به رسمیت نمی شناسیم. دوم: آنها را هم به رسمیت نشناختیم به عنوان خانواده آسمانی مان. کس و کار اصلی مان. در حالی که حضرت می گوید ما رحم اصلی شما هستیم. ما به رسمیت نشناختیم این رابطه هنوز برای ما جدی نیست هنوز رسمی نیست هنوز ما گنگ هستیم وگیجی می زنیم حضرت بابای ما است یعنی چی، فاطمه زهرا مادر ماست یعنی چی. اهل بیت خانواده ما هستند ریشه ما هستند یعنی چی. یعنی چی من چند وقت دیگر این زمینی ها را ول می کنم و بر می گردم به اصل خودم. ما هنوز دلمان درگیر هوس های پایینی درگیری های پایینی و فقدان های پایینی است. بعد نگوییم چرا فلانی که اصلاً نه کلاسی آمده نه جلسه ای آمده یک حمالی بوده در میدان شوش، یا یک پیرزن بیسوادی بوده در یک دهات چرا او به غیب می رود و می آید و این همه می بیند و ارتباط دارد چون دلش آزاد است چون عشق را باور کرده. و ما دلمان آزاد نیست. و لو هزارتا از این کلاس ها را برویم. این خیلی مهم است عزیزان یکموقع می گویند برنامه ریزی، خوب ما هم برنامه ریزی می کنیم برنامه هایی که من می ریزم برای شما، والله بالله تالله با همین هدف طراحی شده ولی خیلی ها انگار این هدف را دوست ندارند. این جدول را پارسال برنامه گرفتم چقدرش را عمل کردی؟ 5 ماه نصفش ... بابا این برنامه باید تمام می شد. چون برنامه طراحی می شود که تو اصل خودت ریشه خودت خانواده خودت را پیدا کنی و به قیمت خودت زندگی کنی. ضمن اینکه زندگی پایینی ات هم قشنگ شود. مشکلات نداشته باشی. ولی متأسفانه این هوس های بخش های پایینی ما را کنده از آنجا. در حد یک تأسفی و سرتکان دادنی و گریه ای ولی کاری نمی کنیم. یکی از دوستان ما در اروپا زندگی می کرد. رفته بود با خانمش در آنجا در یکی از این شهرها، من یک سری به او زدم دیدم خیلی شل شده، در ارتباطش با غیب و آسمان و با دین هم خودش هم خانمش، گفتم اگر قرار است اینجا زندگی کنید زندگی کنید ولی محکم باشید ارتباط تان را برقرار کنید. همین جا در همین شهر خیلی آدم های محکمی هستند. ما در همین کشور کسانی داریم که از اولیای خدا هستند در همین کشورهای اروپایی. ارتباط شان با غیب فوق العاده است کسی گیر داشته باشد می تواند برود پیش این و گیرش را برطرف کند. بعد شماها چرا اینقدر شل شدید اینطوری ادامه بدهید نمی توانید زندگی کنید. شما می خواهید بچه دار شوید بچه های تان را می خواهید چه کار کنید. چطوری می توانید در فضای اینجا بچه هایتان را تربیت کنید. مگر می شود بچه اینجا تربیت شود. شما که این همه حرف و معارف خوردید شل هستید بچه هایتان می خواهند چه کار کنند شما دارید در حق بچه هایتان جنایت و ظلم می کنید. امروز یک برنامه پر کرده بود از سوئد آمده بود از یک خانمی که من در مکه دیدم شان با شوهرش که چند سالی بود ازدواج کردند زن و شوهر امروز برای من نوشته بود که مشکل من این است که من باید اینجا زندگی کنم و جو اینجا و فضای اینجا نمی گذارد من پروازهایم را انجام بدهم بال و پرم بسته شده، مشکل اساسی من، این بنده خدا خیلی تلاش می کرد که بماند آنجا بالاخره سیتی زن آنجا شود کارت سبز بگیرد و اقامت بگیرد و تبعه آنجا شناخته شود. یک روز دیدم زنگ زد گریه می کرد گفتم چی شده، گفت دیشب امیرالمومنین را خواب دیدم که گفت پسرم با همین لفظ، پسرم اینجا جای شما نیست. زندگی ات را ترک کن بیا. خوب حالا گریه می کرد اینطوری است دیگر. گفتم خوب حالا دیدی دیگر چه کار می کنی، می خواهی غیرت کنی و حرف بابایت را گوش کنی و بیایی اینجا. گفت حالا با خانمم فکر کردیم ببینیم کجا برویم بهتر است؟ گفتم بیا اینجا در بهشت، اینجا که ثروتمندترین جای کره زمین فطری ترین جا برای پرواز از نظر بخش بالایی، از بالا که بیایی ثروتمندترین جا کشور ماست. هیچ جا روی کره زمین نه کربلا نه مکه نه مدینه نه عراقش سوریه اش هیچ جا اینجا نیست. ایرانی که پیامبر می فرماید بالاترین مردم از نظر یقین اینجا تربیت می شوند. بیشترین سهم در اسلام ایران است ایرانی ها عالیترین مردم از نظر ایمان هستند ایرانی ها هستند که زمینه ظهور امام زمان را ایجاد می کنند. پر فضاترین جا برای رشد انسانی همین جاست. گفت حالا با خانم مان صحبت کردیم فکر کنیم بیاییم ان شاءالله دبی، بابا دردت چیست که در این کشور بیایی زندگی کنی. چرا طبعت نمی پذیرد که بیایی در پرثروتمندترین جای دنیا از نظر فطری زندگی کنی. چی دارد تو را در این فضای پر اکسیژن احساس خفگی به تو دست می دهد چی ات است با خودت چی کار کردی که در این فضای فطری نمی توانی زندگی کنی. در این فضای عاشقانه که تو فرصت عشق و ابدیت ساختن داری چی ات شده. با خودت چه کار کردی. آخرش گفتم ببین باشد لااقل بکن از آن فضا در این فضای دینی بیا در دبی. حداقل. اگر نمی خواهی بیایی. بعد هم نتوانست بیاید و همانجا ماندند و بچه هایشان هم همانجا متولد شدند و بعدش هم خیلی فجایع دیگر. این دلبستگی های ماست که نمی گذارد با غیب ارتباط برقرار کنیم. عزاداری ها قشنگ است آدم گریه ای می کند صفایی می کند قربی پیدا می کند عزاداری این گریه کردن ها نیاز اهل بیت که نیست نیاز ماست برای عاشقی. این مشکی پوشیدنی یک قیمتی دارد گل مالیدنش یک قیمتی دارد سینه زنی اش یک قیمتی دارد راهپیمایی اش یک قیمتی دارد دسته راه انداختنش یک قیمتی دارد. همه چیزهایی که هست یک قیمتی دارد ولی همه اینها یادتان نرود اینها ذهن ما را از توجه به مصیبت اعظم اگر باز بدارد بد است. اینها مصیبت عظیم است خود امام زمان برای اینها گریه می کند ولی حواستان باشد عزاداری ها یک فرصت است برای توجه به امام زمان. امام زمان فرمود من برای کسی دعا می کنم که اگر برای جدم امام حسین گریه می کند به یاد من باشد. برای من دعا بکند. عزاداری ها مشکی پوشیدن ها، هیئت ها و دسته جات و محرم وصفر فرصت عاشقی و ارتباط با امام زمان است. اگر قرار باشد از وسط این هیاهوها امام زمان گم شود ما باختیم. کما اینکه اتفاقا اینطوری می شود اینقدر ماسر و صدا راه می اندازیم در محرم و صفر که اصلی کاری گم می شود. یعنی همه این سرو صداها برای این بودکه ما به مهدی برسیم و به حسین زمان مان توجه کنیم. قرن هاست که امام زمان گم شده و فراموش شده در عزاداری های ما. زیارت عاشورا هم می خوانیم ولی چون توجه نداریم طلب ثار حسین با مهدی است طلب ثار خودت انتقام خودت هم با امام منصور است اگر تو بخواهی انتقام خودت را بگیری یا انتقام امام حسین را هر دو مصیبتی که به آن دچار هستی هم مصیبت خودمان و هم مصیبت امام زمان، برو دنبال امام منصور دنبال امام زمان. ان یرزقنی روزی ات باشد انتقام باید روزی ات باشد. ما به طلب ثار و انتقام به عنوان روزی نگاه نمی کنیم. با اینکه به ایشان داده شده ولی پس می زنند. روزی انتقام، روزی تلاش برای برطرف کردن مشکلات و موانع ظهور حسین زمان. پدر آسمانی مان، آقا امام زمان علیه السلام. مان این را پس می زنیم خیلی در زندگی هایمان جا ندارد. وقتی برایش نداریم. می گوییم می شنویم زوری می زنیم من گهگاهی می بینم بعضی ها یک زوری می زنند یک تکانی به خودشان می دهند ولی این در روح و در برنامه زندگی وجود ندارد. در برنامه ریزی زندگی نیست. دقت کنید چی می گویم این حرفها خدا نکند برای شما تکراری باشد. باید معلوم باشد وقتی دارند از آسمان نگاهت می کنند این تپش قلبت معلوم باشد که برای کی می تپد. این هیجان و این بالا و پایین شدن باید معلوم باشد که برای کی داری می دوی باید از بالا که نگاه می کنند اهل بیت و فرشته ها ما را بگویند که این دارد می دود این دغدغه و اخلاص دارد این غصه دارد اشک دارد. این دست به جیب است از هنر و فکر و ذهنش از قلمش از اعتبار و آبرویش دارد صرف می کند غصه امام زمان را دارد این ندبه خوان واقعی است. این گریه کن واقعی است این عزادار امام زمان است و واقعی هم عزادار است. این را تأیید کنند خیلی خوب است هستیم یا نیستیم؟ اگر تأیید کنند همچین چیزی را درجه شما می دانید کجاست؟ امیرالمومنین فرمود من تضمین می کنم با خود من و همدرجه من محشور شود. اگر تأیید کنند این حس را در ما. اگر انتظار را در روح ما تأیید کنند بگویند این منتظر است این منتظر بود. این انتظار داشت. این تلاش می کرد این دل داشت این شور داشت این هیجان داشت این دوندگی داشت اگر این را تأیید کنند تمام است تو بردی. به عالی ترین درجه که یک انسان می تواند برسد تو رسیدی. ولی اگر تأیید نکنند ممکن است هیچ کاری هم نشود ممکن است قهر هم نکنند با ما، خیلی کریمند ممکن است جهنم هم نبرند ما را، ولی شرمندگی اش برای همه ما از صدتا جهنم بدتر است. اصلاً تو الان فکر کن نشستی در وسط بهشت در نعمت ها، یک لحظه به گذشته دنیایی ات فکر کن. حالا با رحمت شان ما را ببرند بهشت. شرم شان را چه کار کنیم. خجالتش را چه کار کنیم. بالاخره مهمانی ها است آنجا. مهمانی های بهشتی است می روید شهدا را می بینید صدیقین و صالحین را می بینید می روید علی اکبر و علی اصغر و رقیه و سکینه را می بینی می روی با خانم فاطمه معصومه در بهشت آشنا می شوی بعد خودت را چطوری ارزیابی می کنی من دردنیا چه کاره بودم من سبک زندگی ام چطوری بوده چطوری زندگی کردم. شرمش نمی کشد آدم را. بهشت را جهنم نمی کند برای آدم؟ کمک کنیم برای خودمان اول، سعی کنیم در این شلوغی های عزاداری ها مهدی گم نشود. امام زمان گم نشود. تنهایی او غربت او آوارگی او، طرد شدگی او همین تعابیر او که علی علیه السلام دارد اضطرار او همین که امام باقر علیه السلام دارد. یک نفر است این حالتها را دارد اسمش امام زمان است بابای ماست این یادت نرود آن حسینی که شما داری برایش می دوی او الان جایش خوب است. دشمن هایش هم در بدترین وضعیت است حواست باشد. این گریه ها و سرو صدا متوجه این حسین است حسین امروزی. توضیح دادیم در عزادار حقیقی که گریه بر حسین و توجه به مصیبت عظیم برای برطرف کردن مصیبت اعظم است. اول از اینکه خودت سعی کن گم نشوی این وسط عقربه دلت و ذهنت ضمن اینکه حواست به حسین و رقیه و علی اکبر و علی اصغر است گریه کن برایش و این گریه برای این است که تو با اینها دوست شوی صفا کنی. انس بگیری اینها ریخته شوند در جانت، جانت پر از علی اکبر و علی اصغر و رباب و سکینه و عباس و زهیر و بریر و حبیب پر شود وجودت. پر شود از خدا، پر شود از خدا. ولی حواست جمع باشد حواست ذهنت باید به امام زمانت باشد. گم نشود این وسط. در نذرها نگاه کنید امام زمان گم است. طرف میلیاردها دیشب گفت صد و میلیارد تومان هزینه غذاهاست در محرم. که اکثرش هم به فقرا و نیازمندان نمی رسد و اسراف است فقط چاق می کند آدم ها را و اضافه وزن می آورد به کسانی که نیاز ندارند می رسد. نه به کسانی که نیاز دارند. ما یک محرم مان اگر نذرهای مان برسد به فقرا دیگر فقیری باقی نمی ماند این چیزی است که امام حسین دوست دارد امام زمان دوست دارد حضرت زهرا دوست دارد. ولی ما نذرهای ما هم برای شکم های خودمان است. برای کسانی است که سیرند. در این شلوغی ها نذرکردن ها چی اش ماند برای امام زمان اگر صدمیلیارد برای شکم ها هزینه شد آیا همین مقدار برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت داده شده؟ پرداخته شده؟ نذر شده؟ نصفش داده شد؟ یک پنجمش؟ نه یک دهمش؟ هرگز این نشان می دهد عزاداری های ما چقدر از مرحله عزاداری حقیقی دور است ما چقدر از مرحله عزادار حقیقی دور هستیم. اول از اینکه یادت نرود در شلوغی های زندگی این بخش های طبیعی و جمادی و گیاهی و عقلی ات امام زمانت را گم نکنی پیوندت را با او گم نکنی خدمت به او را گم نکنی رفت و آمد و بده بستان را با او گم نکنی. هی بگویی وقت ندارم سرم شلوغ است دکتر هستم مهندس هستم رئیس هستم وزیر هستم وکیل هستم رئیس جمهور هستیم هیچ کدامش اعتبار و ارزش ندارد. وقتی قرار است من را از امام زمان جدا کند. لعنت بر هر چیزی از این زندگی دنیا وقتی نمی گذارد که من وقف امام زمان شوم و در چادر حضرت بروم درس بگیریم زهیر می رود حسینش را که پیدا کرد دوید آمد به زنش گفت همه ثروتم مال تو طلاق و آزاد هستی برو من رفتم. امام زمان کسی است که وقتی پیدایش کردی وقتی شناختی اش وقتی فهمیدی نسبتت با حسین زمانت چی است، هیچ کدام از این شهوت های پایینی دیگر نمی توانند جلوی ترا بگیرند از این که بروی در چادرش. اگر تا الان ما در چادر حضرت نیستیم زهیر نیستیم. ما باید از زهیر درس بگیریم هی بیاییم روضه بخوانیم درس بگیر از او. ما درس نمی گیریم از شهدای کربلا. ما از آن وهب نصرانی درس نمی گیریم ما از زن وهب درس نمی گیریم از مادر وهب درس نمی گیریم از هیچ کدام از شهدای کربلا درس نمی گیریم. نگذارید هیاهو های زندگی دلبستگی های زندگی مشغله های زندگی بگو آقا من کی وقتی برای این طور حرفها دارم من درگیر شوهرم و زنم و بچه ام و نامزدم هستم. خانه مان است ماشین و بنایی مان هستیم. اینها بد نیست اینها خوب است اشکال ندارد ولی مواظب باش غافلت نکند این یک. دو به بقیه هم کمک کنیم که بقیه هم خودشان را گم نکنند. ما باید فریاد بزنیم در این عزاداری ها دائماً فریاد بزنیم فریاد بزنیم که آقا خدا رحمت کند شهید مطهری شمر 1400 سال پیش مرد شمر زمان خودت را بشناس. حسین 1400 سال پیش در بهشت است حسین خودت را پیدا کن. کو حسین خودمان کو. شما نگاه کنید هزاران مجلس برای اهل بیت دارد برقرار می شود برای امام حسین اما افسوس و دریغ از این که یکبار اسم امام زمان بیاید. از مداحش بگیر تا سخنرانش تا برگزار کننده هایش تا شرکت کننده هایش. اصلاٌ کسی به این چیزها توجه نمی کند. سبک و شعر و بالا و پایین شدن و گریه و موسیقی و آهنگش و ... شام و ناهارش و ... حلیمش و ... شله زردش، شربت و ... تمام. آقا اگر یک بار عزاداری حقیقی انجام شود یکبار، یک سال، تمام است. شما که امشب اینجا نشستید همان 150 نفر یار امام حسین در شب عاشورا هستید می خواهید چه کار کنید الان، شما فکر کنید در چادر امام زمان نشستید که نشستید و امام زمان حرفهای شما را می شنود و دلهای شما را می بیند الان از این خیمه که درآمدید برای امام زمان تان چه کار می خواهید بکنید. می روید دنبال کار و زندگی خودتان؟ وقت دارید یا ندارید؟ این نکته خیلی مهم است. تصمیم، تصمیم، شما فکر نکنید که خدا لعنت کند آنها نتوانستند تصمیم بگیرند چند هزار نفر نتوانستند تصمیم بگیرند همین 150 نفر ماندند و گفتند می مانیم و جوانی مان را فدایت می کنیم. خوب موضوع فدا شدن است موضوع وقف شدن و تصمیم است تصمیم تصمیم. که من الان از این خیمه دربیایم بخواهم بروم در خانه و زندگی ام، چه برنامه ای برای امام زمان باید داشته باشم، یکی بگوید که آقای شجاعی الان شما این چه حرفی است که می زنید الان شما بیشتر از دو ساعت مزاحم ما شدید عزاداری کردیم وقت ما را بیخود گرفتید برویم خانه نق و غر بقیه را گوش کنیم به شام مان برسیم باشد عزیزم قبول، رفتی خانه حداقل دعا، دعای فرج، گریه دعای مضطرانه برای ظهور حضرت. این کار سختی نیست. سخت است یا نیست؟ چند نفر عرضه دارند دعای مضطرانه برای حضرت بخوانند. چند نفر دلشان می شکند برای حضرت. چند نفر دلشان می ریزد برای حضرت که الان حضرت در غیبت چه حالی دارد و الان که به اوضاع من و شما و لبنان و اسرائیل و فلسطین و افغانستان و یمن نگاه می کند و تک تک این ها را جلویش تکه تکه می کنند بچه های امام هستند دیگر. فکر کردید فقط عاشورا بود علی اصغر می کشتند نه بابا همین الان در یمن هم ببین عاشوراست یا نه؟ جنایت هایی دارد اتفاق می افتد که خیلی بدتر از جنایت های کربلاست. امام زمان دارد اینها را میبیند. دلمان برای حضرت چطوری است؟ دوماه می خواهی برای امام حسین آن موقع گریه کنی می توانی دو دقیقه نیم ساعت برای امام حسین الانت گریه کنی یا نه؟ برای همه چیزش برای غربت و تنهایی و آوارگی و مظلومیتش برای این همه غصه ای که دارد گریه ات می گیرد که بنشینی گریه کنی؟ امام صادق چقدر قشنگ می گوید که من شب و روز برایت گریه دارم. کی است که بیاید کمک من کند در گریه برای تو خواهش می کنم یکبار فارسی دعای ندبه را بخوانید عربی را نه. مگر کسی که خیلی عربی بلد باشد که بفهمد چی می گوید دعای ندبه. در غیر این صورت یک بار فارسی بخوانید فردا جمعه است دیگر برای رضای خدا، نگویید دعای ندبه را کردند شش صبح که همه خوابند. این بی سلیقگی است همه خوابند کی می خواهد بخواند. کی گفته؟ 8- 9بخوانیم دعای ندبه را. کی گفته صبح زود خوانده بلند شو صبحانه ات را بخور غسل روز جمعه ات را برو، یک ده دقیقه 5 دقیقه در خلوتی یک ربع فارسی دعای ندبه را بخوان ببین چیست؟بعد ببین ما چقدر با این حال فاصله داریم بد است اینطوری زندگی کردن بی سلیقگی است اینطوری زندگی کردن. عزیزم دقت کن، تو وقتی که وقت فوق عقل را نداری نمی توانی از غیب کمک بگیری پس تنها می شوی تو ودر زندان کمالات عقلانی و حیوانی و گیاهی ات یا جمادی ات و اینها می کشند ترا، اینها این کودک عزیز روان را له می کنند اینها آن منی که از خدا دمیده شده را تنها گیر می آورند و دائماً به او شمشیر می زنند بعد تو می گویی چرا من آدم شادی نیستم و دائماٌ بدبختی در زندگی من است. چرا همه اش دارم شکست می خورم چرا همه اش غصه و مریضی است خدا این را درست نکرده خودت خود را در زندان چهارگانه گیر انداختی در حالی که این بالا آزادی و شادی و آرامش است. حاضر نیستی بیایی در این شادی و آرامش، و وقت بگذاری برایش. همه اش هم می گویی امام حسین به دادم برس امام زمان به دادم برس می گوید خوب بیا بیرون دیگر چرا وسط نشستی. رفتی آنجا چه کار؟ یمن که بودم، یک سرزمینی دارم مشترک است بین عربستان و یمن، به آن می گویند حضر موت وادی مرگ خیلی سرزمین های عجیبی است ورمز و راز های زیادی دارد مثل این فرشی که الان زیر پای من است وقتی نزدیک این زمین که می شوی همین چند قدم که می روی جلو یک دفعه تب می کنی درجه ات یکدفعه می رود بالا هر چه می روی بدتر می شود بعد این طرفتر که می آیی می بینی که بدنت سر شد، جای عجیبی است یکی از جاهای عجیب دنیا همین حضر موت است می روی داخل آتش می گیری بیرون می آیی خنک می شوی. جهنم های ما را ترسیم کردند حضر موت ها را برای ما ترسیم کردند که اینها شما می کشند و آتش می گیرید نروید آنجا. هی برنامه ریزی می کنیم که بیشتر بسوزیم هی در این آتش بیشتر بمانیم بابا بیا این طرف اینجا آرامش و صفاست اینجا حضور فرشته ها و اهل بیت است اینجا حضور خداست ما رغبت نمی کنیم بیاییم این طرف هی می رویم آن طرف، خودمان خودمان را می سوزانیم.

یک توصیه کنم آن توصیه این است که هر وقت دلتان شکست در این مراسم ها شرکت کردید قیمتتان را ببرید بالا، کمتر از فرج آقا سلامتی آقا و پیوند خودتان با آقا نخواهید. یعنی تا دلت شکست دستت را بردی بالا یادت باشد که تو این را لازم داری. بخش های دیگر را ول کنید. بخش های دیگر خدا حواسش است خواستی برای بخش های دیگر هم دعای کنی دعا کن ولی اول حواست به خودت باشد. از امشب برو تا ماه صفر خیلی ایام الله بزرگی داریم که با آن خیلی می شود کار کرد. حواستان به این دو ماه باشد این دوماه آدم را احیا می کند کاملاً زنده می کند. دعاهایتان را تنظیم کنید خواسته هایتان را تنظیم کنید. والحمدلله رب العالمین.