جلسه 010 - انسان در گستره منازل آخرت
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
6
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - انسان در گستره منازل آخرت

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره منزل دوم از منازل آخرت بود که عالم قبر و برزخ هست گفتیم که درباره عالم قبر و برزخ ما با سه مسئله مهم روبرو هستیم یکی وحشت قبر هست و یکی سئوال قبر هست و یکی عذاب و نعمت قبر هست که إن شاء الله به ترتیب دربارهاش صحبت میکنیم.@ مقدماتی را درباره وحشت قبر عرض کردیم من دو سه روایت را من خدمت عزیزان عرض میکنم که إن شاء الله تا حدودی این مسئله اول روشن شود. روایتی که میخوانم از نبی اکرم(ص) هست: (ما رَأَیتُ مَنظَراً إِلاّ وَ القَبرُ اَفزَعُ مِنه).@ میفرماید من هیچ چیز و منظره و تصویری را ندیدم مگر اینکه قبر از آن ترسناکتر است هیچ امر ترسناکی را ندیدم مگر اینکه قبر از آن ترسناکتر هست و انس ما به دنیا و شیفتگی ما به دنیا موجب غفلت از این خانه وحشت میشود و آنهایی که انسشان کمتر هست بیشتر دقت میکنند به این مسئله. کما اینکه میبینیم اولیاء دین ما، معصومین(ع) چقدر ناله داشتند از وحشت قبر و سختی مراحل برزخ.@ در فرمایش دیگری از حضرت درباره دشمنان خدا، میفرماید که(إِذا حُمِلَ عَدُوَّ الله إلی قَبرِه نادی مَن طَبِعَه) وقتی که دشمن خدا به سوی قبرش حمل میشود کسانی که اطرافش او را میبرند آنها را ندا میکند با آنها سخن میگوید که من چند نمونه را از قول پیامبر و امام باقر و امیر المومنین خدمتتان عرض میکنم.@ ببینید این چیزهایی که حضرات میفرمایند هست یعنی اینها با اطرافیان خودشان با مردهها صحبت میکنند خوب دقت بکنیم میبینیم که موقع تشییع جنازه همه این چیزهایی که آنها به ما دارند میگویند ما میشنویم.@ یک مقدار فکر بکنیم گوش دلمان را باز بکنیم میبینیم که همه این سخنان قابل فهم هست واقعاً شنیدنی است یعنی آنها سخن میگویند و ما هم واقعاً اینها را میشنویم. چه میگوید؟ ندا میکند: (یا اِخوَتا) برادران من(اِحضَرُوا مِثلَ ما وَقَعتُ فیهِ) شما بپرهیزید از آن چیزی که من در آن افتادم آن ماجرا و بدبختی که من در آن افتادم شما دیگر نیفتید.@ (إِنّی لَأَشکُوا إِلَیکُم دُنیا غَرَّتنی) من شکایت میکنم به شما از دنیایی که من را فریب داد(حَتّی إِذَتمَأنَنتُ إِلَیها سَرعَتنی) به آن اعتماد کردم خودم و دلم را سپردم به دنیا ولی او من را محکم به زمین زد.@ (و أَشکُوا إِلَیکُم أَخِلّاءَ الهَوی سَرّوُنی حَتّی إِذا ساعَدتُهُم تَبَرّءُ مِنّی وَ خَذَلوُنی) شکایت میکنم به شما از برادران هوسرانم، دوستان هوسرانم که من را اول شاد و خوشحال کردند قاعده همینگونه است اهل دنیا اول یک لذتهایی را به هم تعارف میکنند اول فریبهایی را برای همدیگر ایجاد میکنند.@ (سَرّوُنی) من را مسرور کردند(حَتّی إِذا ساعَدتُهُم) تا اینکه من با آنها مساعدت کردم و با آنها یکی شدم همین که با آنها یکی شدم(تَبَرّئُوا مِنّی وَ خَذَلوُنی) از من برائت جستند و من را خوار کردند و رها کردند این وضعیت دنیاست.@ فرمایش بعدی از نبی اکرم(ص) هست میفرماید که: اول حضرت قسم میخورد ببینید چقدر مسئله مهم است که حضرت برایش سوگند یاد میکند که توجه ما به این محتوا جلب شود(به خدایی که جان محمد(ص) به دست اوست اگر مردم او را ببینند و سخن او را بشنوند از مُرده خود غافل میشوند و بر احوال خودشان میگریند).@ اگر میتوانستند حرفهای شخصی که از دنیا رفته را بشنوند که چگونه ندا میکند یک نمونه از نداهایش را هم فرمودند آن لحظهای که او دارد ندا میکند مردم به فکر خودشان میروند.@ واقعاً ما موقعی که داریم تشییع جنازه میکنیم نمیشنویم او به ما دارد چه میگوید نمیفهمیم که او میگوید ببینید من جوان هستم ببینید دنیا به من وفا نکرد اگر پیر باشد میگوییم ببین دیگر تمام شد، تمام شد و هر چه بود گذشت و الآن نوبت به حسابرسیهای من شروع شده در منزل ابدیت و آخرت قرار گرفتم.@ این همه جوان این همه عروس و داماد این همه افراد تحصیلکرده و فارغ التحصیلها، این همه آدمهایی که چه مقدماتی برای دنیای خودشان درست کردند بعد میبینیم که وسط راه قیچی میشوند و میروند به سمت دیگر اینها همه دارند با ما حرف میزنند.@ حضرت میفرماید که اگر مردم او را ببینند و سخن او را بشنوند از مُرده خود غافل میشوند و بر احوال خودشان میگِریند که ما داریم به چه سمتی میرویم؟ معلوم نیست این جنازهای را که من دارم حمل میکنم چند تا قبر آنورتر قرار است خود من با آن دفن بشوم.@ بعد حضرت میفرماید که تا اینکه او را تشییع کنند وقتی که تشییع میکنند و میبرند روحش وارد جنازه قرار میگیرد و با صدای بلند میگوید ای خاندانم و ای فرزندانم آن گونه که دنیا مرا بازی داد شما را بازی ندهد من مال را از حلال و غیر حلال جمع کردم سپس آن را برای دیگران گذاشتم بهرهاش برای دیگری است و گرفتاریهایش برای من.@ این یک نکته خیلی مهمی است که چند بار هم در روایت تکرار شده یعنی در هر کدام از روایتهایی که در مورد آخرت یا احتضار گفته شده این مسئله مشترک آمده برای اینکه این(عامُ البَلوی) است یعنی غالب مردم دچارش میشوند.@ تلاش اقتصادی میکنند بعد میگذارند برای کس دیگر خودشان میروند آن سمت باید پاسخگو باشند چیزی را برای خودشان، برای آخرت خودشان ذخیره نمیکنند چیزی را برای آبادانی قبر و آخرت خودشان قرار نمیدهند همه را میگذارند اینجا برای وراث و خودشان دست خالی میروند.@ این یک اشتباهی هست که اکثر انسانها این را مرتکب میشوند سپس آن را برای دیگران گذاشتم بهرهاش برای دیگری است و گرفتاریهایش برای من بپرهیزید از آن چه بر من وارد شده تا بر شما وارد شود یعنی مواظب باشید آنچه که بر من وارد شده بر شما وارد نشود.@ باز در فرمایش دیگر میفرماید: هیچ فردی نیست هیچ فردی نمیمیرد مگر آن که دو فرشته مأمور نوشتن اعمال خود را ببیند. ما در مورد فرشتهها توضیح مفصل خواهیم داد اگر آن میت فرمانبردار خدا و حجت زمان خودش باشد به او میگویند خدا به تو پاداش نیک دهد چه بسیار نشستهای خوب و درستی با ما داشتی.@ فرشتههایی که همیشه همراه ما هستند قرآن دارد تأکید میکند که ما هیچ وقت در هیچ لحظهای تنها نیستیم همیشه چند فرشته همراه ما هستند حالا این فرشتهها آنجا شهادت میدهند با خوشاخلاقی و خوشبرخوردی که خدا به تو پاداش بدهد خدا به تو جزای خیر بدهد إن شاء الله چه بسیار نشستهای خوب و درستی با ما داشتی و چه کارهای شایستهای در برابر ما انجام دادی.@ و اگر گناهکار باشد به او میگویند خدا به تو پاداش خیر ندهد چه بسیار جلسات بدی با ما داشتی و چه بسیار اعمال ناصالحی در برابر ما انجام دادی و چه سخنان زشتی از تو شنیدیم. این را فرشتهها میگویند این فرمایش معصوم است اما اگر دلمان باور بکند در محضر فرشتهها هستیم قطعاً یک مقدار رعایت خواهیم کرد.@ فرمایش بعدی از امام باقر هست خطاب به جابر بن عبد الله از قول نبی اکرم(ص) باز این را نقل میکند که حضرت فرمود: چون دشمن خدا را برداشتند تا بسوی قبرش بَرَند با صدای بلند به آنان که جنازهاش را میبرند میگوید برادرانم آیا نمیشنوید؟@ این دشمن خدا که میگوید یعنی کسانی که هیچ انسی با خدا نداشتند از معنویات خوششان نمیآمد و آنچه که اِله آنها بود هوای نفس خودشان و دنیا بود من به شما شکایت میکنم نسبت به آنچه سر برادر بدبختتان وارد شد دشمن خدا شیطان مرا فریب داد مرا به بدبختی وارد کرد آنگاه مرا رها کرد برایم سوگند یاد کرد که خیرخواه من است اما به من خیانت کرد از دست دنیا به شما شکایت میکنم که مرا فریب داد تا بدان دل بستم ناگاه مرا به زمین زد.@ اینها آفتهاست آفتهایی که موقع مُردن و بعد از مرگ انسان را اذیت میکند به شما شکایت میکنم از دوستانم که اهل هوی و هوس بودند و مرا گرفتار کردند سپس از من بریدند و مرا ذلیل کردند به شما شکایت میکنم از فرزندان که از آنها حمایت کردم و آنان را به خود مقدم داشتم ولی آنان مال مرا خوردند و مرا وا گذاشتند.@ این بیماری وحشتناکی است که بیشتر در کشور ما هم خیلی رواج دارد بیماری فرزندسالاری که پدر و مادرها جان میکَنند زحمت میکشند از حضّ معنوی و عبادی و آخرتی خودشان میگذرند به خاطر آسایش بچهها.@ و آن جاهایی که بچهها باید خودشان زحمت بکشند پدر و مادر داوطلب میشوند که آن زحمت را خودشان بپذیرند تا بچههایشان زحمت نکشند برای آینده بچهها هم که زحمت نکشیدند هیچ قدری از این محبتها و فداکاریها نمیدانند.@ إلی ما شاء الله ما در مشاورهها خیلی داریم که پدر و مادر دو شیفت و سه شیفت زحمت میکشند تلاش میکشند بچهها را به دانشگاه و مراکز دیگر میفرستند ازدواجشان را تدارک میبینند ولی واقعاً بچهها قدر نمیدانند که این پدر و مادر با چه زحمتی این کارها را کردند.@ چقدر پدر و مادرها حتی حلال و حرام میکنند اصلاً رعایت نمیکنند خمس نمیپردازند مسائل شرعی محل درآمد را دقت نمیکنند نوع حقوق را دقت نمیکنند نوع پولی را که خانه میآورند میگویند برای آسایش بچههایمان است برای آسایش زن و بچه است بعد هم هزینه میکنند اینها هم از همین لقمهها میخورند بعد هم به هیچ وجه قدر پدر و مادر را نمیدانند هیچ تشکری هیچ توجهی.@ بخصوص قدر پدر و مادر را دانستن موقع مُردن و بعد از مُردنشان فوقالعاده این مسئله مهم است بسیاری از پدر و مادرها و دوستان و نزدیکان ما شاید در دنیا هیچ احتیاج جدی به ما نداشته باشند.@ عمده احتیاج از موقع مردن به بعد است که آدم عاقل خودش برای خودش فکر میکند خودش برای خودش زودتر در زمان حیاتش فکر میکند و اگر اطرافیان عاقل و بامعرفت و بامحبتی داشته باشد آنها هم به فکر او هستند و حاضر نیستند او را در آن سختیها تنها بگذارند.@ ولی بالاخره این بیماری در بین ما خیلی رواج دارد که ما بخاطر فرزندانمان از حضها و بهرههای آخرتی خودمان میگذریم و دست خالی از اینجا میرویم سهم را میدهیم به بچهها که آسایش داشته باشند بچهها هم که قدر نمیدانند.@ به شما شکایت میکنم از فرزندان که از آنان حمایت کردم و آنان را به خود مقدم داشتم ولی آنان مال مرا خوردند و مرا واگذاشتند من دهها بار در طول این سالهایی که مشاوره داشتم با آدمها سروکار داشتم این مسئله را دیدم که حتی وقتی والدین وصیت هم کردند که یک سوم اموالشان را، ثلث مالشان را وصیت کردند که بچهها خرج کنند بچهها به راحتی حاضر نبودند برای پدر و مادر خرج کنند یعنی همان ثلث را هم دزدیدند همان ثلث را هم دریغ کردند.@ خودش وصیت کرده این الآن آنجا احتیاج دارد بچهها حاضر نیستند راحت چشمشان را میبندند و میخورند بارها این مراجعات و شکایتها را من شاهدش بودم که آقا پدر ما دوست ما وصیت کرده حالا وصی حاضر نیست هزینه بکند بالا کشیدند بنده خدا گفته یک مقدارش را بگذارید برای آخرت من اینکار را نکردند.@ یادم هست سال گذشته دو سه نفر از این مومنینی که وضع مالیشان هم خوب بود آمده بودند دفتر میگفتند ما میخواهیم یک مقداری از زمینهایمان یا از اموالمان را بگذاریم برای کار خیر برای خیریه وقف بکنیم آمده بودند برای این کار مراجعه کرده بودند.@ و در هر دو سه مورد بعد از یکی دو هفته فرزندانشان آنقدر با اینها داد زده بودند و غرغر کرده بودند که آنها را منصرف کرده بودند. که تو مال چه کسی را میخواهی ببخشی؟ اینها مال ماست.@ مال خودش هست همهاش هم مال خودش است برای شما هیچ چیزی هم نگذارد شما حقی ندارید ولی حاضر نیستند آنها یک سوم از مالشان را برای خودشان هزینه کنند برای آخرت خودشان. میگویند نه تو اینها را بگذار حق نداری دست بزنی مال چه کسی را میخواهی اینور و آنور ببخشی؟ بچهها چه؟ آینده چه؟ ما چه؟@ او هم آینده دارد برای شما هم آنقدر هست که نَمیرید برای شما هم آنقدر هست که زندگی بکنید میگویند نه تو دست نزن فقط بمیر ما کاری که برایت میکنیم مراسم ختمی میگیریم یک هفتی میگیریم و یک چهلم و سالی.@ الآن هم که دیگر مد شده اینها را هم حذف میکنند میگویند که خودمان برایشان میدهیم خیریه مجلس ختم و هفت و چهلم هم یکی شد دیگر چه؟ سال هم که هیچی خودمان میرویم سر قبرش. تمام شد. پس این سی سال چهل سال پنجاه سال عمری که باید در مقابلش باید آخرت جواب بدهد گذاشته این اموال را جمع کرده برای که اینها را گذاشته؟@ اصلا کسی متوجه این حرفها نیست کرده که کرده مال ماست ما هم میخوریم و این روند همینطور نسل به نسل ادامه دارد بچههای اینها میبینند که اینها چطور از پدر و مادرشان گرفتند و خوردند به هیچ وجه عاطفهای نسبت به پدربزرگ مادربزرگها نداشتند آنها هم نسبت به پدر و مادر خودشان همین روند را طی میکنند و این داستان همینطور خانواده در خانواده تکرار میشود و میرود.@ به شما شکایت میکنم از ثروتم که حق خدا را از آن نپرداختم پس وبالش بر من شد و سودش به دیگری رسید الآن خیلیها هستند وقتی با مسئله شرعی خمس زکات روبرو میشوند با اینکه مطلقاً پیغمبر فرموده تضمین کرده خدا هم در روایت تضمین کرده که به هیچ وجه با صدقه انفاق خمس و زکات از مال شما چیزی کم نمیشود نه تنها کم نمیشود بلکه خداوند میفرماید من دهها برابر به کسی که اهل انفاق هست جبران میکنم دهها برابر.@ اما هیچ کس به خدا اعتماد ندارد میگوید پول مفت است پول زور است مثل قارون داستانش در قرآن هست که خدا میگوید من به او کمک کردم تا ثروتمند شد وقتی که موسی به او مراجعه کرد برای حق فقرا و مستمندان و حقوق شرعی گفت من همهاش را خودم به دست آوردم چه پول زوری از من میخواهید بگیرید؟@ در مقابل خدا مال خداست تو خودت مال خدایی مالَت هم مال خداست همه چیزت مال خداست این مال را هم خدا به تو داده خدا وقتی میگوید مقداری از این را که من به تو دادم(أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ) از آنچه که خود ما به شما دادیم یک مقدارش را بدهید به کس دیگر ما نمیگوییم که زندگی شما در فشار قرار بگیرد شما دچار کمبود بشوید.@ خدا میگوید من به شما میگویم که شما این را بپردازید برای اینکه تو شبیه من بشوی یواش یواش یاد بگیری(جواد) بشوی یاد بگیری(کریم) بشوی این اخلاقیات من در تو تجلی پیدا بکند تا تو به انسانیت برسی به هدایا و پاداشهای عظیم آخرتی برسی به رضای من برسی به رفاقت و دوستی من برسی نه اینکه من نمیتوانم آن بندهام را اداره کنم.@ چقدر انسان بخیل است حق خدا را مال خداست واجب الهی است نمیپردازد برایش سخت است هزار و یک جور توجیه میکند که این کار را نکند میگذارد که آن را میخورد؟ بقیه میخورند و او هم باید جوابگو باشد حق فقرا حق مستمندان حق الله در آن هست داده نمیشود.@ شکوه میکنم از خانهام که چقدر برای آبادیاش خرج کردم و اکنون دیگری در آن سکنی گزیده و شکوه میکنم از مدت طولانی ماندنم در قبر، اینها شکایتهای آدمهاست من قرار است اینجا بمانم دیگر حالا حالاها از اینجا درنمیآیم تا قیامت من اینجا هستم.@ یک بار فکر بکنیم به این کلمه ما تا قیامت در قبر هستیم دیگر چهل پنجاه سال عمر نیست تا قیامت انسان گرفتار قبرش است با قبرش است میگوید من در قبری گیر کردم که این قبر هر روز به من میگوید من خانه کرم هستم من خانه تاریکی و ترس و تنگی هستم چقدر اضطراب هست آنجا.@ ای برادران تا آنجا که میتوانید از من درس بگیرید و بپرهیزید از آنچه که به من رسید تا به شما نرسد من به آتش و ذلت و کوچکی و غضب خدای جبّار بشارت داده شدهام ای وای بر من بخاطر کوتاهیهایی که در اطاعت خدا کردم وای بر من و آه و اشک و حسرت که برایم شفاعتکنندهای که شفاعتش پذیرفته شود و دوستی که به من ترحم کند نیست.@ اصلا قاعده اینگونه هست کسی که با دین با خدا به قهر میرود همه با او قهر هستند فقط وقتی مُرد تنها کاری که میکنند همین که دفنش بکنند یعنی فقط تا آنجا همراهیش بکنند نه رفیقی داشته شفیعی داشته در دنیا.@ برای آخرت خودش با کدامیک از اولیاء خدا رفیق شده که آنجا شفاعتش بکنند؟ با کدامیک از شهدا و صدیقین و صالحین و انبیاء رفیق بوده صمیمی بوده که آنجا شفاعتش بکنند؟ این بنده خدا با هیچ کس نبوده رفیقهایی همه که داشته همه مثل خودش بودند دینگریز لذا نه شفاعتکنندهای دارد نه کسی که به او رحم بکند.@ این که در آداب اخلاق اسلامی میگویند که وقتی میخواهید فاتحهای بفرستید خیراتی بکنید صلواتی بفرستید قدیمیها چقدر مهربان هستند چقدر خوب به ما یاد دادند بزرگان دین علما قدیمیها به ما خیلی خوب یاد دادند این اخلاق را@ در مساجد چقدر زیبا آدم میشنود از این پیرمردهای باصفا یا آنهایی که اعلام صلوات میکنند صلواتها را که میگویند میگویند برای بدوارثان و بیوارثان این خیلی اخلاق خوبی هست که انسان برای بدوارث و بیوارث هم دعا بکند و آنها را هم در خیراتش سهیم بکند کسی به آنها رحم نمیکند و این بد است که انسان بیرحم باشد.@ اکنون اگر برایم بازگشتی بود من از اهل ایمان بودم اگر برمیگشتم که این را هم راجبش صحبت کردیم که امکان ندارد حضرت فرمود این سخنان را میت مرتب میگوید تا او را وارد قبرش کند.@ همه این حرفها کجا بود؟ در راه دفن بود از زمانی که وفات پیدا کرده تا زمانی که میبرند دفنش بکنند این یکسره همین داد و فریادها را دارد میزند و اگر انسان گوشش را باز بکند خوب میشنود این حرفها را.@ فرمایش بعدی از امیرالمومنین(ع) هست که این خیلی آدمهای باکلاس را حضرت مخاطب قرار داده آنهایی که در دنیا خیلی فکر تجملات و پرستیژ و ادا و اصول درآوردن و استادبازی و عالمبازی و ما دانشمندیم و ما دکتریم و ما استادیم و خیلی هم تحویلشان میگیرند و ما پولداریم و اهل تجملات و اهل دنیا و آدمهای خیلی خاص جامعه از آنها دارد میگوید که بقیه هم حواسشان را جمع بکنند.@ خیلیها یک عمر میگذارند که به همین کلاسها برسند مثلاً بهشان بگویند استاد مثلاً دکتر مهندس این میارزید بالاخره ما این همه سال گذاشتیم رتبه مهندس و دکتر و استاد را داریم در جامعه از ما تجلیل میکنند بهبه چهچه میکنند به یک پستی رسیدیم مقامی رسیدیم یک محبوبیتی یک مشهوریتی داریم.@ در دل مردم جا داریم در روزنامهها مجلات عکس ما را چاپ میکنند تلویزیون نشانمان میدهند خیلیها تمام ماحصل عمرشان همین محبوبیت و مشهوریت است آن طرف هیچ چیز ندارند اصلاً خبری نیست.@ جان کنده که معروف شود جان کنده که مشهور شود جان کنده که فقط به او بگویند استاد و دکتر مهندس جان کنده که مثلا بگویند این زیباترین آدم جامعه است چقدر روی بدنش کار کرده.@ حضرت خطابش به اینهاست این فرمایش خیلی ظرافت دارد. میفرماید که(یا ذَوِی الحِیَل) ای آدمهایی که صاحبان چاره هستید آدمهایی که همه به شما مراجعه میکنند که شما مثلاً مغز و فکر جامعه هستید(وَ الآراء) ای صاحبان اندیشه الآن میگویند نخبگان صاحبان اندیشه، برجستههای جامعه، حضرت دارد از اینها شروع میکند.@ چه کسی میتواند اینگونه حرف بزند جز معصوم؟ (یا ذَوِی الحِیَل وَ الآراء وَ الفِقه) آدمهای صاحب فهم(وَ الأَنباء) آدمهای صاحب خبر که هر چه از هر جای دنیا خبر هست شما داشتید همیشه آگاهترین و باخبرترین آدمها از همه جای عالم بودید.@ نسبت به همه چیز خبر داشتید نسبت به هر موضوعی اطلاعات داشتید شما را آدمهای بصیر و خبیری در جامعه میدانستند که شماها خیلی آدمهای باکلاس و آگاهی بودید جزء متخصصین جامعه بودید جزء صاحبنظران جامعه بودید.@ (اُذکُرُوا مَسارِعَ الآباء) به یاد بیاورید آن جاهایی که پدرهایتان به زمین خوردند آن جاهایی که جلوتر از شما رفیقهای شما دوستان شما پدرانتان آنجاها روی زمین افتادن. (فَکَأَنَّکُم بِالنُّفُوسِ قَد صُلِبَت) چقدر زیبا میفرماید امیرالمومنین(ع) (فَکَأَنَّکُم) شما دیگر در معرض هستید نزدیک هستید که جانهایتان خارج شود چیزی دیگر نمانده است شما هم مثل آنها.@ (وَ بِالأبدانِ قَد عُرِیَت) بدنهای شما به زودی عریان میشود میرود زیر دست مُردهشوی(وَ بِالمَواریثِ قَد قُسِّمَت) میراثهایتان اموالتان نزدیک است تقسیم شود دیگر چیزی فاصله ندارید یک ذره فکر بکنید چیزی دیگر فاصله ندارید که میراث شما را هم بقیه بخورند.@ (فَتَسیرُوا یا ذَی الدَّلالِ وَ الهَیبَتِ وَ الجَمال) چقدر از نظر روانشناسی این کلمات دقیق انتخاب شده(فَتَسیرُوا) شما میروید، به کجا؟ ای صاحبان عشوهگری و شکوهمندی و زیبایی، آدمهایی که در جامعه خیلی با هیبت و شکوه و جمال و بروبیایی برای خودشان در جامعه دارند.@ اتومبیلهای آنچنانی، منازل آنچنانی، قیافههای آنچنانی، لباسهای آنچنانی، آدمهای باکلاس، خیلی باکلاسها امیرالمومنین خطاب میکند ای صاحب عشوهگری و هیبت و زیبایی با ناز میروی در جامعه، دیگران را ریز و کوچک میبینی.@ (فَتَسیرُوا إِلی مَنزِلَۀٍ شَأساء) شما دارید میروید به سمت خانهای ژولیده، چند ساعت بعد اوضاع عوض میشود دارید میروید به سمت منزلی که ژولیده است همه آن کلاسها خراب میشود دیگر نه استادی هست نه صاحبنظری هست نه صاحب فکر و فهمی هست نه شکوه و زیبایی هست آنجا دیگر هیچ خبر نیست میکنند در آن خانه ژولیده(وَ مَحَلَّۀٍ غَبراء) و محل و جایگاهی که غبارآلود است پر از خاک.@ (فَتُنَوَّمُ عَلی خَدِّکَ فی لَحَدِک) با صورتت میخوابانندت در قبرت در لحد میگذارندت(فی مَنزِلٍ قَلَّ زُوّارُه) در خانهای میگذارند که بسیار کماند آدمهایی که بیایند به ملاقاتت.@ بروید این قبرها را در بهشت زهرا ببینید عزیزترین کسان آدم هم یک موقعی چند ماه یکبار سالی یک بار سر بزنند آن هم که چه بشود اصلاً بلد نیستند که سر بزنند مثلاً میآیند کاری بکنند چکار بکنند؟ میآیند دسته گل میگذارند به چه درد میخورد دسته گل بگذارند روی قبر؟@ اصلاً یکی از کارهای اشتباه همین است که برای میت به جای این که فکر نیازهای او باشند برایش گلهای چندصد هزار تومنی میخرند بدعتی هم شده گل میگذارند آنجا و میروند حالا گلی که شما روی قبر گذاشتید به چه دردی میخورد؟ زیارت آنها چه میشود؟ بلدند تو را آرام کنند؟@ حالا به فرمولهای این قضیه میرسیم که ما چطور یک مُرده را در آنجا آرام بکنیم؟ یک مرده را از فشار دربیاوریم؟ چگونه یک مرده را شاد بکنیم؟ بَلَدی میخواهد حالا آنهایی که اینطور هستند اصلاً اطرافیانشان چه کسانی هستند؟ چه کسی بلد است بیاید این کار را بکند؟@ چند تا خانم بیحجاب یا بدحجاب میآیند که با خودشان کلی لعنت و معصیت میآورند نسلی هست که خودش تربیت کرده، چه کسی میآید آنجا به آدم کمک بکند؟ ولی حضرت میفرماید که تو را به منزلی میبرند که اصلاً کسی به سراغت نمیآید اصلاً آمدنش هم چه فایدهای دارد؟@ (مَلَّ عُمّالُه) کارگرانش هم کم هستند شما بروید ببینید سر قبرها، عمّالش هم کم است یعنی کسی برای آن قبر کار نمیکند چه بیرونیش چه درونیش، عمّال آنجا ملول هستند، دلمُرده هستند آبادانیای ندارد.@ (حَتّی تُشَقَّ عَنِ القُبُور) میروی در خانهای آنطور ژولیده و غبارآلود تا اینکه قیامتی بشود و از آنجا بخواهی درآیی(و تُبعَثُ إِلَی النُّشُور) و مبعوث شوی برانگیخته شوی برای حشر و حساب. فرمایش بعدی باز از امیرالمومنین(ع) است میفرماید(جآوِرِ القُبُور تَعتَبِر) مجاورت بکنید همنشینی کنید با قبرها تا عبرت بگیرید اینکه یکی از عبادات هست برای تذکر انسان اینکه انسان به قبرستان برود.@ فرمود چند مورد بروید به قبرستان: یکی موقعی که خیلی شاد هستید بروید ببینید که آخر این شادیها همینجاست یک موقعی که خیلی غمگین هستید هم بروید، بروید ببینید که غمگینتر از شما هم خیلیها هستند گرفتارند تو هنوز خیلی فرصت داری برای اینکه شاد شوی برای اینکه جبران کنی، هنوز زندهای زنده بودن یکی از عظیمترین نعمتهای الهی است که ما قدرش را نمیدانیم.@ یعنی اگر ما قطعاً با اهل برزخ در ارتباط بودیم لازم هم نیست در ارتباط باشیم یک مقدار فکر بکنیم آن بزرگانی که خواب میت را دیدند خواب اموات را میبینند اولیاء الهی که با آن سمت ارتباط داشتند همه به ما گزارش دادند.@ خود امیر المومنین(ع) گزارش میدهد که آنها اگر با ما حرف بزنند میگویند 5 دقیقه وقت شماها را که زنده هستید به ما بدهند ما نجات پیدا میکنیم کاش که ما 5 دقیقه فرصت داشتیم نیم ساعت فرصت داشتیم یک ساعت از آن وقتهای شما را به ما بدهند.@ ما الآن از آنهایی که آنها از ما التماس میکنند داشته باشند از ما میخواهند و حسرت ما را میخورند که ما بیرونیم هنوز در قبر نرفتیم که خوش به حال آنهایی که بیرونند چه کارهایی که میتوانند بکنند ما این ساعتها و سرمایهها را همینطور هدر میدهیم میرود بعد هم که به آنها میرسیم میبینیم که ما هم مثل همانها میگوییم کاش نیم ساعت ما وقت داشتیم کاش یک 24 ساعتش را به ما فرصت میدادند.@ نه فقط بدها خوبهایشان هم همینطور هستند یعنی آنهایی که آن طرف در ناز و نعمت هم هستند اگر به آنها بگویند حاضرید برگردید؟ نسبت به 5 دقیقه وقت ما چشمداشت دارند یعنی میگویند ما اگر 5 دقیقه برگردیم در دنیا خیلی کارهای بیشتر میتوانیم بکنیم.@ لذا این سرکشی به قبرها خیلی موثر هست برای آرامش دل انسان درمان انسان بشرطی که انسان بلد باشد در قبرستان چکار بکند بعضیها بلد نیستند میروند آنجا پژمرده و دلمرده میشوند برمیگردند نه انسان برود آنجا با قدرت برگردد عبرت بگیرد عاقل برگردد با تصمیمهای خوب برگردد وقتی میرود داخل قبرستان.@ (ضَعَف اخرَک وَ اَحتُط کِبرَک .وَ اذکُر قَبرَک فَإِنَّ عَلَیهِ مَمَرَّک) (الله اکبر) میگوید فخرت را رها کن انقدر فخرفروشی بر آدمها نکن انقدر برای آدمها پُز نده انقدر رقابت و چشم و همچشمی نکن انقدر مسابقه نگذارید انقدر خودتان را به رخ دیگران نکشید هیچ چیزتان را به رخ دیگران نکشید.@ اصلاً فخرفروشی نکنید، نه معنویاتتان را نه دینتان را نه علمتان را نه ثروتتان را نه مالتان را نه همسر و فرزندانتان را هیچ چیزتان را اصلاً کار احمقهاست فخرفروشی، پز دادن به دیگران به رخ دیگران کشیدن دل دیگران را شکستن.@ (ضَعَف اخرَک وَ اَحتُط کِبرَک) بزرگیات را بیاور پایین، انقدر بزرگی و گُندِگی نکن تکبر نکن برای دیگران(وَ اَحتُط کِبرَک .وَ اذکُر قَبرَک) یاد قبرت باش قبرت را یاد کن که تا چند ساعت دیگر در آنجا گرفتار هستی.@ دیگر خبری از آن آدم باشکوه نیست خبری از آن آدم بزرگ نیست خبری از آن پُزها و افادهها و فخرفروشیها نیست هیچ خبری دیگر از آنها نیست خوار ذلیل اسیر و گرفتار(وَ اذکُر قَبرَک) قبرت را یاد کن (فَإِنَّ عَلَیهِ مَمَرَّک) ممرّ و گذر تو به آنجاست وقتی که گذر تو به آنجاست دیگر چه فخرفروشیای هست؟@ امام باقر(ع) میفرماید که (اُنظُرُوا إِلی هذِهِ القُبُورِ سُطُوراً بِأَفناءِ الدّور تَدانَوا فی خِطَطِهِم وَ قَرُبُوا فی مَزارِهِم وَ بَعُدُوا فی لِقائِهِم) میگوید نگاه بکنید به این قبرهایی که مثل یک سلسله خط در میدان جلوی خانهها ردیف شده نگاه کنید ردیف قبرها چگونه است مثل جدولهای جلوی خانهها نگاه بکنید که نقش بستهاند چقدر مرتب آنها را چیدهاند.@ (تَدانَوا فی خِطَطِهِم) لحدهایشان همه نزدیک هم است خطها همه نزدیک هم چیده شده مرتّب(وَ قَرُبُوا فی مَزارِهِم) آرامگاههایشان کنار هم قرار گرفته(وَ بَعُدُوا فی لِقائِهِم) اما هیچ کدام نمیتوانند همدیگر را ببینند هیچ کس به ملاقات همدیگر نمیرود همه تنها هستند.@ هر کس گرفتار خودش است هر کس در قبر خودش است هر کس در قبر خودش گرفتار است هر کس در آنچه که خودش میبرد است چه خوب چه بد چقدر خوب است آدم قبرش را اینجا وصی و نورانی بکند قبرش را آباد و بزرگ و باشکوه بکند.@ یک قبر بزرگ یک قصر بزرگ به تعبیر حضرت دهها زراع دهها فرسخ یک قبر خیلی بزرگ باشکوه با کاخهای آنچنانی با خانههای آنچنانی اهل آنچنانی اولیاء خدا بیایند بروند شهداء، ائمه بیایند بروند انبیاء بیایند بروند.@ مجالس و مهمانیهای آنچنانی برقرار بشود در این قبر تا قیامت یک بزمگاهی باشد یک کاخ بزرگ سلطنتی برای مومن باشد که همینطور هم هست برای آنها که اهلش هستند چون در روحشان اینها همینطور بودند در روحشان با سلطنت آخرت زندگی کردند با دنیا زندگی نکردند با فرهنگ آخرت خودشان را تربیت کردند و با فرهنگ آخرت زندگی کردند با همان فرهنگ هم از این دنیا رفتند.@ چقدر قشنگ است در زیارتنامهها که میخوانیم رفتی با چه افتخاری در مقابل در ورودی کاخ یک امامزاده ایستادی این بالایش را آدم میخواند چقدر کیف میکند(بِسمِ الله وَ بِالله وَ عَلی مِلَّۀِ رَسُولِ الله) آدم با خدا شروع میکند(بِسمِ الله وَ بِالله)و بر آیین پیغمبر هستم(وَ عَلی مِلَّۀِ رَسُولِ الله) چه افتخاری من اینطور آمدم زیارت آمدم با این امامزادهها رفاقت برقرار کنم.@ آدمهای اشرافی اینطوری هستند با بزرگان میگردند آدمهای ریز هم با ریزها میگردند آدمهای کوچک با کوچکها میگردند آدمهای بزرگ به کمتر از انبیاء و ائمه اصلاً راضی نیستند انبیاء ائمه اینها که در قرآن آمده(حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً)@ بهترین رفیقانی که خدا معرفی میکند به عنوان انسانهای بزرگ و برجسته انبیاء صدیقین شهدا و صالحین. چون بزرگ است اصلاً به کمتر از اینها راضی نیست گروهها رفیقانش کسانی که با آنها در زندگی رفت و آمد میکند از این چهار دسته انتخاب میکند انبیاء شهدا صدیقین صالحین.@ انسانها به اندازهای که برای خودشان قیمت قائلاند رفیق انتخاب میکنند رفیقت کیست؟ خودتی، تو به قیمت خودت رفیق انتخاب میکنی به لیاقت خودت دوست انتخاب میکنی دوستانت لایق تو، تو هم لایق دوستانت هستی هر کس که میخواهد باشد.@ اگر کسی در خودش میبیند که با انبیاء و اولیاء و صدیقین و صالحین و شهدا ارتباط داشته باشد قیمتش این است که هوسهای اینطوری کرده اصلاً قیمت یک آدم از هوسهایش معلوم میشود از نوع انتخابهایش معلوم میشود که این آدم چقدر قیمت و ارزش دارد که انتخابش این چیزهاست.@ ببینیم ما چه کسانی را انتخاب میکنیم چون جزء سئوالهای قبر فردا شب میرسیم از دوستان ما هم سئوال میکنند که تو با چه کسانی رفت و آمد کردی؟ هیچ کس به ملاقات ما نمیآید قبرمان را خودمان باید بسازیم.@ (عَمَّرُوا فَخَرَّبُوا) آباد کردند خراب کردند اول آباد میکنند بعد خراب میشود(وَ اَنِسُوا فَاوُحِشُوا) با دنیا انس گرفتند بعد وحشتزده از آن جدا شدند دیگران هم از ما وحشت میکنند.@ آن همسر عزیزی که یک عمر با عشق و علاقه کنار هم زندگی کردید چند ساعت بعد از مُردن دیگر طاقتت را ندارد زود این جنازه را ببرید دفنش کنید بچههایت دیگر کنارت نمیتوانند بایستند دوستان اصلاً تحملت را ندارند مال و خانه و میراث را هم که بقیه میگیرند میخورند پس وحشت یعنی این، یعنی همه چیز از تو فرار میکن.@ (وَ سَکَنوُا فَاُزعِجُوا) ساکن شدند بعد بیرونشان میکنند تو هر جا باشی بیرونت میکنند میبرند در خانه دیگر در خانهای که برای خودت ساختی نمیتوانی بمانی خانه آخرتیت چرا. (وَ سَکَنُوا فَاُزعِجُوا وَ قَطَنُوا فَرَحَلُوا) اقامت کردند و کوچیدند چقدر معصوم زیبا برای ما سخن میگوید.@ یک فرمایش امام کاظم(ع) دارد، امام کاظم(ع) کنار یک قبر رفت اینگونه فرمود: (إِنَّ الشَّیءً هذا آخِرُهُ لَحَقیقٌ أَن یُزهَدَ فی أَوَّلَهِ) چیزی که آخرش این است آدم بهتر است از اول دل نبندد. یعنی روابطش را طوری تنظیم کند وقتی به اینجا ختم شد حسرتزده نشود نگوید پس آن چیزهایی که من یک عمر برایش تلاش کردم کجا گذاشتمشان؟ همه را جا گذاشتی برای بقیه دست خالی میروی اینجا.@ (أَن یُزهَدَ فی أَوَّلِه) میگوید از اول انسان نسبت به آن بیرغبتی به خرج بدهد دلبستگی به آن نداشته باشد از آن استفاده بکند وابسته به آن نشود(وَ إِنَّ شَیئاً هذا أَوَّلُه) چیزی که اولش این است دنیا را میگوید، دنیایی که آخرش این است بهتر است از اول به آن دل نبندی.@ و چیزی که اولش این است منظور کجاست؟ آخرت است(وَ إِنَّ شَیئاً هذا أَوّلُهُ) چیزی که اولش این است(لَحَقیقٌ أَن یُخافَ آخِرا) شایسته است که انسان از بقیهاش بیشتر بترسد. شروعش این است اولش این است(بِیتُ الغُربَۀ بِیتُ الوَحشَۀ بِیتُ الدُّود بِیتُ الوَحدَۀ) اولش این است؟ خانه تنهایی و وحشت و کِرم و غربت؟ این شروعش است؟ بقیهاش چه میخواهد بشود؟ لذا میگوید از اول بترسید آن طرفی نروید.@ چقدر خوب است انسان با قبر خودش انس بگیرد یعنی با حقیقت خودش و این روح را که قرار است قبر ما باشد پر از رفاقت و صمیمیت و پاکی و شادی و شادابی و بهشت بکند باید اینجا انسان روحش را بسازد.@ إن شاء الله فردا در مورد عوامل آسان شدن وحشت قبر صحبت میکنیم چه چیزهایی وحشت قبر را آسان میکند برای میت، چند کار است که خودش باید بکند، یک سلسله کار هست ما باید انجام بدهیم دیگران برای ما باید انجام دهند آنهایی که زنده هستند بازماندهها باید انجام دهند که اینها را میگوییم بعد إن شاء الله به سراغ منزل سوم میرویم که قبر هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@