بحث مان در روابط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر آخرین بحثی که کردیم بحث اکرام بود که خیلی مهم بود یک روایتی را در آن بحث خدمت عزیزان عرض کردیم از امام صادق علیه السلام که فرموده من عظم دینه عظم اخوان و من استخف .... هر کس دینش برایش بزرگ باشد برادرانش هم بزرگ هستند تعظیم می کند برادرانش را، و هر کس دینش درنزدش خوار باشد برادرانش را هم سبک می شمارد. جلسه گذشته توضیح دادیم چون مسئله فوق العاده مهم است هم برای یادآوری و هم بعضی نکات جامانده را عرض کنم بعد به بحث بعدی ما که مواسات است برسیم. در واقع حضرت یک رفتار اخلاقی را تابع عشق و نگاه یک انسان به دینش می داند. شما اگر در روابطی که به رسمیت می شناسید مثل روابط پدر و مادری و همسری و خواهری و برادری دقت کرده باشید انسان با کسانی که با آنها رابطه ی خونی یا رسمی دارند نسبت دارند با او یک گونه ی دیگر است نوع رحمت و عشق و عواطفش دلتنگی هایش سرمایه گذاری هایش یک جور خاص است در اسلام هم به آن رحم می گوید صله ارحام هم که انسان با رحم خودش به یک روش دیگر رفتار کند جزو مسلمات آموزه های اسلامی است ولی اسلام آمد یک خویشی بالاتری مهمتر از خویشی زمینی بین ما برقرار کرد و آن هم خویشی و هم خانواده ی آسمانی است ریشه ما را معرفی کرد یک ریشه واحد آن نفخه ی الهی است که همه ما از آن نفخه دمیده شدیم آن نفخه همان نور محمد و آل محمد است علیهم السلام. و خانواده ی ما را نه به عنوان یک خانواده جنسی و حیوانی و زمینی که از یک پدر و مادر زمینی با اشتراک اسپرم و تخمک بلکه خانواده ی که اصل و حقیقت ما را به وجود آوردند و در تعریف انسان و تمام مراحل حیات انسان وجود دارند. اصل یک انسان باید به اندازه ی انسان عظمت و بزرگی داشته باشد امتداد داشته باشد اصل ما پدر و مادر زمینی ما نیستند چون آنها وسط راه بدن ما را به وجود آوردند. اصل ما یعنی آن چیزی که از اولی که ما می خواستیم تحقق پیدا کنیم بودند. و ما از آنها به وجود آمدیم که همان نور اهل بیت علیهم السلام است. از الله تا زمین در حیات زمینی و از زمین تا الله با ما هستند این اصل. یعنی همان نور اهل بیت علیهم السلام.
اسلام آمد ما را بالاتر از روابط زمینی یک روابط و خویشی آسمانی به ما اهدا کرد که ما به این بلندا همدیگر را ببینیم عاشق خودمان به همین بلندا باشیم و عاشق دیگران. خوب حالا دیگر وقتی که ما به این بلندا و این نگاه به همدیگر نگاه می کنیم نوع روابط مان با همدیگر فراتر از یک خویشی زمینی است. و مهمتر است. یک موقع است انسان ممکن است با خواهر و برادرش در قالب یک خانواده مشکل داشته باشد حتی رابطه اش به صفر برسد حتی با فرزندش همینطور حتی با همسرش به حداقل برسد حتی به ناراحتی و کینه دشمنی برسد. چرا چون چسبی که اعضای خانواده زمینی را به هم پیوند می دهد یک چسب زمینی است یک مایه زمینی است به نام زناشویی و خواهر و برادری زمینی و خونی، روابط زمینی. این همیشه ماندگار نیست. چه بسا به دشمنی هم بیانجامد. اما رابطه انسانی ما با چسبی است که جاودانه است یعنی از الله آمده تا زمین و از زمین تا الله می رود بنابراین ما با یک پیوند جاودانه با هم پیوند خوردیم مسلمین مومنینی که اخوان هستند با همدیگر رابطه شان خیلی عمیقتر است برای همین هم علی علیه السلام فرمود رب اخٍ لم تلده امک چه بسیار برادرانی داری تو که مادر تو آنها را نزاییده. یعنی آن برادر حقیقی توست. پس ممکن است خارج از روابط زمینی و خانوادگی انسان با انسان های روبرو باشد انسان هایی را داشته باشد که عزیزتر از پدر و مادر عزیزتر از هر خویش دیگری برای انسان هستند. این نگاه نگاه انسانی است هر چقدر انسان به اصل و نسب خویش پیوند و وفاداری داشته باشد به روابطی که براساس اصل و نسبش است وفادارتر است و گرامی تر می دارد آنهارا. می گویند چرا به این خانم احترام می گذاری می گوید چون مادرم است عمه ام است خاله ام است خواهرم است. این نسبت ها نسبت های زمینی است. یک نسبت بالاتر اسلام با ما ایجاد کرده که آن نسبت آسمانی است که حرمتش خیلی بالاتر است امام علیه السلام یک خروجی اخلاقی را تابع یک دریافت و دارایی معرفتی کرده. می گوید هر کس در نگاه و دین و اصلش خانواده اش و الله ابدیتش عزیز باشد پیشش، و نسبت به دینش عرق داشته باشد تعصب داشته باشد تعصب مثبت البته، ناشی از بصیرت، این به کسانی که براساس این دین با او پیوند برقرار کردند احترام بیشتری می گذارد. علاقه ی بیشتری نشان می دهد. یعنی دیگران را دوست دارد چون با او یک پیوند آسمانی دارند. نه فقط یک پیوند زمینی. این دوست داشتن خیلی ماندگارتر و شیرین تر است. علاقه ی معنوی علاقه ی عاطفی انما المومنون اخوه این تأکیدی که قرآن می کند خیلی بطن دارد که مومنون برادر حقیقی هستند چون از یک ریشه هستند. یک ریشه ی اخوانی دارند. یک ریشه ی رحمی هم با هم دارند غیر از ریشه ی رحمانی که با هم دارند یعنی همه مخلوقات یک خالق هستند یک ریشه ی رحمی و یک رابطه رحمی هم با هم دارند. محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم والذین معه اشدا علی الکفار رحماء بیهنم این رحمت رحمت رحیمیه است رحمت رحمانیه نیست چون رحمت رحمانیه کفار را هم می گیرد و خدا هم کفار را دوست دارد. امام فرمود ما غم همه مظلومان عالم را می خوریم همه دوست داشتنی هستند چون یک حقیقتند و انسان اند اما رحمت رحیمیه به گونه ی دیگری است که تابع ایمان و دین ماست رحما بینهم یعنی به همدیگر یک رحمت ویژه دارند علاقه ی که به همه عالم دارند جدا. (عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست) اما علاقه ی ویژه ی که به همدیگر دارد یک چیز دیگر است یک ریشه ی ایمانی دارد رابطه خواهری و برادری و خاله و عمه و باجناق و دوست این چیزها نمی شناسد. خیلی خیلی ماندگارتر و عمیق تر نورانی تر و پاکتر است. لذا امام صادق علیه السلام در این کلام گهربارشان که واقعاً معجزه است می فرماید هر کس دینش پیشش عظیم باشد احترام و حرمت و عظمت داشته باشد در نزدش، که این تابع خودشناسی است چه کسی دین برایش عزیز است چه کسی دین برایش محترم است و قوانین دینی برایش حرمت دارد کسانی که خودشان حرمت دارند یعنی خود معنوی خود انسانی شان را می شناسند. نه خودِ جنسی زنانه و مردانه که بگویند من یک زن هستم یا مرد هستم تا گفتی مرد هستم یا یک زن هستم یا یک زن مسلمان یا مرد مسلمان هستم یعنی یک حیوان مسلمان هستم. تمام شد. جنیست مال بخش حیوانی ماست. اما وقتی انسان خودش را به عنوان یک انسان فراتر از جنس می شناسد عشق اللهی که پیدا می کند این مال حیوانات نیست و مخصوص خودش است و جمله لا اله الا الله مال انسان است. گفتیم از شأن جمادی گیاهی، حیوانی و عقلی بخش فوق عقلی ما که بخش انسانی است شعارش لا اله الا الله است. در حس و خیال و وهم و عقل و فوق عقل ما معشوق و محبوب واله داریم. در محسوسات لا اله الا محسوسات، در مخیلات لا اله الا مخیلات، در موهومات لا اله الا موهومات، در معقولات لا اله الا معقولات، در بخش انسانی می شود لا اله الا الله. پس لا اله الا الله این مال بخش انسانی است. و واقعاً هم فقط کسانی عاشق الله می شوند انس با الله برقرار می کنند که حقیقت انسانی و فراتر از جنسی خودشان را می شناسند. یعنی خودشان را فقط به چشم یک زن و مرد نمی بینند بزرگان دین در وجه تسمیه انسان فرمودند انسان به این عنوان انسان نامیده شده به این دلیل انسان نامیده شده که توانایی و لیاقت انس با الله را دارد. انس با الله. یعنی فعالیت فوق عقلانی می کند. می تواند شخصاً با الله رابطه خصوصی و فردی برقرار کند و الله براش موضوع و معشوق و دوست و رفیق و حبیب باشد. این که می گوید یا رفیق من لا رفیق له یا حبیب من لا حبیب له یا انیس من لا انیس له یا مونس یا طبیب برای این بخش است.
پس هر چقدر دین یک شخص یعنی خود یک شخص در واقع، برایش عزیزتر باشد عشقش به کسانی که با خود حقیقی او تناسب دارند یعنی خود فوق زمینی، خود جاودانه و خودالهی بیشتر می شود احترام و اکرام و اهمیتی که می دهد خدمتی که ارائه می دهد به انسان هایی که از جنس خودش هستند یعنی از جنس انسان. نه همطونم باشد شهروندم باشد هم کیشم، این نه. هم خانواده من باشد، خانواده آسمانی. هم ریشه من باشد ریشه آسمانی. آن وقت وقتی به آدم ها نگاه می کند از یک نگاهی از یک محبتی از یک علاقه ی نگاه می کند که از علایق زمینی خیلی بالاتر است. خیلی ماندگارتر است. لذا ریشه این کلام امام صادق به کجا بر می گردد که هر چقدر دین هر کس عظمت داشته باشد برایش برادرانش یعنی هم دینانش برایش عظمت دارد.
مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
این نسبت زمینی نیست اینها چون هواداران کوی حضرت هستند و چون شیعیان اهل بیت هستند دوست شان دارم این نسبت بالایی است. این پیوند فوق العاده قدرتمند است. اینجاست که انسان وقتی این تعصب انسانی که مبتنی بر یک معرفت آسمانی و دقیق و ریاضی است پیدا می کند غمخواری اش خدمات دهی اش مهربانی اش رأفتش از سطح رأفت های حیوانی فراتر می رود دیگر به رحیمیت می رسد و انسان اسم الله دریافت می کند در این مقطع، به اسم رحیم نزدیک می شود. غیر از این که جلسه گذشته گفتیم که ما احتیاج داریم در هر یک از این 1000 اسمی که از الله بگیریم رحمانیت داشته باشیم. ولی در ارتباطات خاص، ما به رحیمیت احتیاج داریم. رحیمیت یعنی من می فهمم که این خانم و این آقایی که الان اینجاست در مقابل من است هر چند ممکن است غرق گناه باشد ولی بچه حضرت زهراست. بچه امیرالمومنین است برای امیرالمومنین مهم است. برای حضرت زهرا مهم است. از آن نگاه دیگر نگاهش می کنم. از چشم مادرم فاطمه زهرا از چشم پدرم امیرالمومنین از چشم پدرم امام زمان به دیگران نگاه می کنم. گاهی وقتها همینطوری می شود که انسان کینه ها از دلش می رود. سنگینی ها از دلش می رود. خشونت ها از نفسش کنار می رود. در مباحث خاص محبتی که بحثش در حدیث معراج است خدا برایش بعضی ها خیلی عزیزند. خیلی ویژه خدا اینها را دوست دارد خیلی خاص دوست شان دارد. خیلی خاص. و می گوید من محبت ویژه ام را پای همچین آدم هایی می ریزم کی ها هستند اینها؟ فرمود کسانی هستند که به دیگران از چشم من خدا نگاه می کنند. یعنی نگاه های طبیعی و حیوانی و محدود برداشته شده، و از چشم الله به انسانها نگاه می شود هر کس می خواهد گوی سبقت را در میدان عشق از دیگران در میدان خیر ببرد و هر کس می خواهد به این آیه عمل کند که سارعوا الی مغفره من ربکم و جنه ... با سرعت بیایید به سمت بهشتی که به اندازه آسمانها و زمین است و سابقوا سبقت هم بگیرید از همدیگر هر کس می خواهد به سبقت برسد سابقین که تولدشان سالم و قوی است السابقون السابقون اولئک المقربون سابق کسی است که نگاه های بخش طبیعی اش تعطیل می شود. به دیگران با چشم الله نگاه می کند. به دیگران با چشم امام زمان نگاه می کند. و دیگران برایش یک رنگ و بوی دیگری دارند. این طوری است که به کینه ها به مراء ها به بگو مگو ها شخصی با هیچ کس نمی افتد این آدم دلش آزاد است روحش آزاد است چون خودش عنداللهی است کنار خدا می نشیند به بقیه نگاه می کند خودش هم یکی مثل بقیه نیست. نشسته کنار الله، از کنار الله به بقیه نگاه می کند. دیگران به بلندای ابدیت برایش مهم و عزیز هستند. دیگران با قیمتی که خدا به هر انسانی داده برایش عزیز هستند. قیمتی که این شخص برای هر انسانی قائل است بینهایت است. پس ببینید چقدر دقیق امام صادق علیه السلام این را یادآوری می کند که هرچقدر دینت برایت بزرگتر باشد عظیم تر باشد در نزد تو، محترمتر باشد بقیه که هم دینانت هستند بیشتر احترام میگذاری و میزان تحقیر آدمها، آدمی که بقیه را تحقیر می کند و خوار ببیند و ریز ببیند و دیگران را گناهکار ببیند و خودش را پاک ببیند خیلی خطرناک است هر انسان در هردرجه ای از صلاح و پاکی باشد حق ندارد خودش را پاکتر از بقیه ببیند اگر این اتفاق بیفتد امام صادق فرمود این مستکبر است. اگر آلوده ترین آدم ها را هم بیاورند جلوی این یک فاحشه، که فحشای ظاهری دارد ما فحشای باطنی داریم که خیلی مهمتر از فحشای ظاهری است این راحت به آن طرف می تواند بگوید که من از شما التماس دعا دارم من به دعای شما احتیاج دارم. نه ضمن اینکه می تواند دعا کند برای بقیه خودش را هرگز بالاتر از هیچ کس نمی بیند چون نوع نگاهش دقیق و ریاضی است. از یک چشم دیگر به او نگاه می کند. خدا رحمت کند مرحوم آقا سید مهدی قوام را که گفت مادرم فاطمه زهرا آمد به خوابم، گفت برو بچه ام را نجات بده، با این لفظ، گفت وقتی آدرس گرفتم از خانم کجا بروم نجات بدهم بچه اش را، دیدم یک خانم فاحشه ای را آدرس داد وقتی رفتم دیدم که اهل فحشاست یک فاحشه خانه ای است یک خانمی است آنجا در بدبختی و مریضی دست و پا می زند. که حضرت زهرا گفت برو آنجا بچه ام را نجات بده. لفظ را دقت کنید تعبیر چه تعبیر عجیبی است بچه ام، نه اینکه ما تا یک چهارتا لغزش از یک کسی ببینیم چهارتا عیب از کسی ببینیم فکر کنیم که این ته جهنم است و ما هم در عالیترین درجات بهشت هستیم این خیلی خطرناک است. یک روحانی با آن جلالت با آن بزرگی بلند می شود در منطقه به دستور مادرش در یک منطقه ای که برایش حرف در می آورند این آقا اینجا چه کار می کند. تا برود بچه حضرت زهرا را نجات بدهد. بچه حضرت زهرا کیست یک خانم اینطوری است که شبش از شدت نکبت و بدبختی و فقر و مریضی توسل کرده به مادرش فاطمه زهرا. حالا او هم فرستاده برود بچه ام را نجات بده. خوب پس نگاه آسمانی یک نگاه دیگر است. نگاه آسمانی یک نگاه طبیبانه است یک نگاه شخصی نیست دیگر. طبیب به هیچ وجه از افرادی که مریض هستند متنفر نیست. و به جای اینکه متنفر باشد بیشتر دلش می سوزد برایشان، سعی می کند که اگر می تواند درمان کند و آلام شان را کمتر کند کمتر می کند نه اینکه یکسره گناه و اشتباه و خطاهایشان را در سرشان بزند و به رخ شان بکشد. گذشته شان را به رخ شان بکشد حال شان را به رخ شان بکشد. شاید طبیب از روی دلسوزی بگوید الان اوضاع خوب نیست بجنب کاری کن، ولی رو محبت این کار را می کند نه روی تحقیر و سرزنش. پس یک نکته خیلی مهمی بود که در تکمیل آن فرمایش امام صادق علیه السلام باید به آن می رسیدیم.
برویم سر بحث بعدی مان که مواسات است. ما پله پله آمدیم بالا، یعنی از یک شیب ملایمی در روابط اعضای خانواده آسمانی شروع کردیم که حرمت نفس و مال بود، جان مردم مال مردم حرمت دارد احترام بگذاریم. بعد جواب سلام دادن بود اینکه سر سنگین نباشیم مهربان و نرم باشیم با دیگران. متکبر نباشیم و خیرخواهی بود. که اینها را رسیدیم به نصرت، نصرت گفتیم میدانش غیر از اعانت و کمک است نصرت ویژه خاص است و اعانت عام است. رسیدیم به قضای حاجت، رفع نیازها، و بعد رسیدیم به اکرام. و حالا یک مقدار خاص تر می شود قضیه. مواسات را تعریف کنم، مواسات یعنی که قاعده ی (هوأنت) را رعایت کنیم. گفتیم کف ارتباط انسانها هو انت است. یعنی وقتی به یک نفر نگاه می کنی در واقع داری به خودت نگاه می کنی و هر کاری با او بکنی در واقع به خودت کردی به خودت بر می گردد. انسانها آیینه ای هستند که رفتارهای ما را نه در حال بلکه در طول زمان تا قیامت به ما بر می گردانند. بنابراین هر کس با هر کس هر رفتاری کند همان رفتار را خواهد دید. اگر دنیا باشد با مقیاس دنیایی اگر به آخرت بکشد با مقیاس آخرتی خواهد دید. خوب مواسات به این معنا است که انسان آنچه را که برای خودش می پسندد برای دیگران بپسندد و آنچه را که برای خودش دوست ندارد برای دیگران هم دوست نداشته باشد. این می شود مواسات. بنابراین از سطح پایین وقتی شروع می کنیم دیگر رقابت زمینی و جهنمی نداریم با هیچ کس نمی خواهیم از هیچ کس جلو بزنیم بنا نیست بقیه زیر دست ما باشند. بنا نیست دیگران از ما کوچکتر باشند. فقر می رود کنار. این که بروم بازار یک چیزی بخرم که از بقیه بالاتر باشم. ساعتم موهایم عینکم لباسم اتومبیلم یک جایی خانه بگیرم که بگویند این آدم حسابی است کلاس من بالاتر برود با این خانه. وقتی می گویم خانه ام فلان جاست بقیه بگویند که خوب این آدم حسابی است. این توهم است. یا مدرک تحصیلی بگیرم که با آن پز بدهم حضرت فرمود هر کسی با بند کفشش به دیگران پز دهد به بهشت راه پیدا نمی کند. یک کسی با چادرش با مقنعه اش با عینکش، با لباس و یک کسی با زیبایی اش، یک کسی با هر چیزی که بشود با آن فخر فروخت اگر آمد در ذهنت که تو بالاتر از بقیه می شوی خطرناک است. وقتی که مواسات آمد من خیال ندارم از کسی جلو بزنم. من پولدار بودنم و هر کمال دیگری که دارم باعث نمی شود که خودم را بالاتر از بقیه ببینم. خودم را بهتر نمی بینم. هیچ کس را تحقیر نمی کنم. آن موقع است که می توانم انسانی به بقیه نگاه کنم اگر رفتم خواستگاری دختری که از یک خانواده فقیر است در مخیله ام فقر آنها نمی اید و دارایی خودمان و به زبانم نمی آورم و به مخیله ام هم نمی آید. یا اگر یک دامادی آمدکه از وضعیت پایین تری برخوردار بود و عروساز موقعیت بالاتری برخوردار بودند در مخیله شان نمی آید چون هو انت. هو انت. به هیچ وجه در مواسات ما زمینه های رقابت چشم و همچشمی با هیچ کس نداریم به محضی که چشم و همچشمی آمد شخص دقیقا دارد از شیطان فرمان می گیرد. جهیزیه من از جهیزیه بقیه باید بالاتر باشد خانه من، بچه من، تو باید ... به دختر و پسرش فشار می آورد که تو باید در یک دانشگاه خاص قبول شوی که در فامیل بگویند بچه این در این دانشگاه درس می خواند اینها همه توهمات است. در انسان شناسی گفتیم بخش های توهمی و خیالی را. من آقایی را می شناختم که بسیار متظاهر به مذهب بود، ریاکار بود یک آدم ریاکار حق مردم خور، اما بسیار صورت های مذهبی را نگه می داشت بعد اینقدر این آدم حقیر بود که وقتی خانمش می خواست زایمان کند خانمش را یک هفته قبل از زایمان می فرستاد به خارج از کشور یک کشور اروپایی در یکی از بیمارستان ها زیر دست پزشک های نامحرم که عریان بشود زنش آنجا و وضع حمل کند که در شناسنامه بچه اش بخورد متولد فلان کشور. خودش برای من تعریف کرد که هیچ یک از بچه هایم در ایران متولد نشدند. حالا کسی آنجا زندگی می کند خوب بچه دار هم می شود این را بگذارید بغل یک دانشجویی که می رفت یکی از کشورهای اروپایی گفت استاد من ترسم این است که بخواهم اقدام کنیم برای بارداری خانم من مجبور شود در آن کشور وضع حمل کند. و در یک کشور کفر بچه ام دنیا بیاید. من دوست دارم بچه ام در سرزمین ایمان به دنیا بیاید. چقدر فرق می کند دیدگاه ها. آدمی که اینطوری است اصلاً از دینش باید شک کرد به فهمش از دین باید شک کرد دین این یک دین حیوانی است یعنی اله او در حد الله حیوانات است دین و پیغمبر و کتابش همه چی در حد حیوانات است. چون حیوانات هم الله دارند و نماز می خوانند قرآن می فرماید: کل قد اقامه الصلاه و تسبیحه... آگاهانه نه از روی غریزه، آگاهانه نماز می خوانند آگاهانه الله را عبادت می کنند در حد کمالات حیوانی خودشان درست هم است عبادت می کنند. خیلی ها عبادت هایشان حتی به سطح عبادات حیوانات هم نمی رسد لذا قرآن می فرماید اولئک کالانعام بل هم اضل. چون خیلی از حیوانات بهشت می روند و خیلی از انسانها بهشت نمی روند. حیوانات بسیاری از اخلاق های خوب را دارند و خیلی از انسانها ندارند. حیوانات نماز می خوانند و خیلی از انسانها اینگونه نیستند. در مواسات شخص به بقیه درست نگاه می کند. خیال ندارد از بقیه جلو بزند. تمام ریشه های فساد خودخواهی ظلم تجاوز از جامعه کنده می شود وقتی افراد به همدیگر مواسات داشته باشند. دیگر یک فروشنده وقتی دارد جنس می فروشد به یک کسی نمی گوید این یک غریبه است غیر از پسرخاله ام است غیر از بابا و پسرم است که باید به بابام و پسرم یک گوشت خوب بدهم. این آشغال گوشتها را جمع کنم دست این بچه بدهم حالی اش نمی شود. می خواهد جنس بفروشد یا حرف بزند می خواهد تبلیغ کند که خانه ای را می خواهد تبلیغ کند ماشینی را می خواهد تبلیغ کند سر کسی کلاه نمی رود در جامعه ای که مواسات است چون همه به هم به چشم هو انت نگاه می کنند. در خیابان هم که دارد می رود یک کسی رانندگی می کند می پیچد جلویش، وقتی نگاه حیوانی است می گوید اوی... فلان فلان شده پیچیدی جلوی من، ولی اگر با داداشش دارد با پدر و دوستش دارند رانندگی می کند آنها جلو می زنند از این، ناراحت نمی شود می گوید خودی است این. الان که می گویی این خودی از تو جلو زد صبر کردی که او زودتر برود رو چه حسابی صبر کردی رو حساب نسبت خانوادگی. می گوید خوب خانمم بود پسرم خواهرم و برادرم است برود، به قول یکی از عزیزان مرد بزرگی است راست هم می گفت، می گفت وقتی که من در اتومبیل می نشینم همه ماشین های توی خیابان فامیل های من هستند. دیگر من دعوا با کسی ندارم اگر از من جلو بزنند جلوی من بپیچند من با کسی دعوا نمی کنم. (عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست.)
دعوا و رقابت و جلو زدنی نیست. در نگاه رحمت رحمانیه در هو انت من هرجا بخواهم بروم همه را باید با خودم ببرم بدون همه بر من خوش نمی گذرد. من بهشت هم بخواهم بروم اگر بقیه نباشند به من خوش نمی گذرد چون نمی توانم خوش بگذرانم بدون بقیه در بهشت. مادر ما فاطمه زهرا کسی بود که وقتی دست به آسمان بالا می برد حضرت مجتبی علیه السلام فرمود مادرم تا صبح همسایه را دعا کرد هیچ دعایی برای خودش و خانه نکرد گفتم مادر شما که همه اش همسایه ها را دعا کردید فرمود الجار و ثم الدار آن هم جارهایی که حضرت زهرا داشته همسایه هایی که چقدر اذیتش کردند و مشکل درست کردند برایش. این نگاه انسانی است در نگاه انسانی کینه و خشونت و چشم و هم چشمی نیست. حذف آدم ها نیست. جناح بازی باند بازی اصلاً معنا ندارد. آنهایی که در فعالیت های اجتماعی و سیاسی گرفتار باند و جناح می شوند و بقیه را بخاطر باند و جناح شان انسان های شایسته و به درد بخور را حذف می کنند انسانی رفتار نمی کنند. حضرت فرمود خان الله و رسوله و المومنین کسی که دیگران را که لایق اند فقط به خاطر نیت های شخصی و علاقه های زمینی و حزبی و جناحی و خانوادگی حذف می کند می گوید این خیانت کرده به الله و پیغمبر و به همه مسلمانان. نگاه این طوری نیست که برود یک جایی بگوید من الان مدیر هستم تهرانی ام. همه مدیران و همه کارمندان را تهرانی بگذارم هر چه ترک و بلوچ و کرد است بریزم شان بیرون. همه یک دست تهرانی شویم همه یک دست عرب شویم همه یک دست افغانی شویم یک کسی که اینطوری نگاه می کند پیامبر فرمود این خیانت به الله به مسلمین و به پیغمبر کرده. نه ممکن است کسی باشد تهرانی هم نباشد هم طایفه ای ما هم نباشد از جبهه رقیب هم باشد ولی آدم به درد بخوری است به درد مسلمانها به درد جامعه و اسلام می خورد وقتی کسی شیوه ی قطع و حذف و نان بری دارد این نان بری که در ادارات و سازمانها می شود همه اش بی دینی و بی اخلاقی است یک کسی کسی را حذف می کند بخاطر کینه شخصی می رود علیه اش اینقدر توطئه می کند دروغ می کند تا او را از کار بیکار کنند چقدر آدم ها قربانی این نوع تفکرات حیوانی می شوند. چقدر خطرناک و خشن است این کار. در مواسات شخص نوع نگاهش از نگاه حیوانی و طبیعی دیگر خارج است. دیگر نمی گوید ایرانی است یا افغانی است دیگر نمی گوید نه غزه و نه لبنان. کسی اینطوری بگوید دین ندارد. به من چه افغانستان به من چه یمن، به ما چه. نگاه نگاه حیوانی و محدود است و دین ندارد. مواسات یعنی همه را مثل خودت نگاه کن. چطور اگر خودت جای فلسطینی ها و جای لبنانی ها جای افغانی ها و عراقی ها و یمنی ها بودی انتظار داشتی بقیه به دادت برسند باید به داد بقیه برسی. خدا به ما دستور می دهد ما لکم لا تقاتلون چه شده شمایی که جهاد نمی کنید در راه الله و مستضعفین. ببینید در راه الله و مستضعفین خیلی حرف است پس معلوم است در راه مستضعفین فعالیت کردن راه الله است. دلش برای مستضعفین بتپد یعنی به الله نزدیک می شویم آن آمریکایی و اروپایی که در اوج رفاهش بلند می شود پرچم در دستش می گیرد دولت خودش و دولت آمریکا را محکوم می کند بخاطر فلسطین و غزه بلند می شود می رود سوار کشتی می شود کاری کند آن دختر آمریکایی بزرگ که بلند می شود می رود در فلسطین می ایستد جلوی اسرائیلی ها تا کشته می شود این به الله خیلی نزدیک است این محبوب خداست. یککسی که به فکر مستضعفین است من الرجال و النسا و ولدان الذین یقولون ... مردان و زنان و بچه هایی که می گویند خدایا ما را از دست این ظالمان نجات بده. قرآن می گوید شما چه تان شده که نمی روید اینها را نجات بدهید ما لکم، چه تان شده چرا تکانی نمی خورید. تا گفتی به ما چه یعنی داری خودت را حیوان می بینی. یعنی نگاهت به خودت پست و حقیر شد و کوچک شدی. در باره ی برادران دینی مسئله مواسات خیلی تأکیدش بالاتر است. یک زن و شوهر مسلمان شیعه مومن دارند زندگی می کنند ورای از این که مرد به زن به چشم زنش نگاه می کند زن به مردش به چشم مردش نگاه می کند بالاتر از اینها به چشم یک انسان یک بنده خدا یک مومن نگاه می کند برای همین رقابت بین زن و شوهر کاملاً از بین می رود رو کم کنی نیست. هیچ پدری نمی رود پشت بچه هایش پنهان شود و سنگر بگیرد تا مادر را بزند و برعکس هیچ مادری پشت بچه هایش پنهان نمی شود که شوهرش را بزند هیچ کس خانواده همسرش را کمتر از خانواده خودش نمی داند. همان حرمتی که برای خانواده خودش قائل است برای خانواده همسرش هم قائل است. هر چقدر به خودش مهر می ورزد به همسرش هم مهر می ورزد. دیگر از هم جلو زدن تنبلی کردن در مهرورزی و عشق ورزی تنبلی کردن در رفاه همدیگر در آرامش همدیگر در اشباع شدن همدیگر از هر لحاظ وجود ندارد. خودمحوری خودخواهی نیست. لذا این عشق پاینده است بالنده است. پس مواسات خیلی مرحله بالاتری است هر چه برای خودت می خواهی برای بقیه بخواه. دیگر سر سفره وقتی یک چیزی می آورند که پخش کنند تو بیشتر نمی توانی برداری. وقتی سر سفره می نشینی با یک جمعی، بهترین ها را نمی توانی انتخاب کنی برای خودت بیشتر از بقیه نمی توانی برداری برای خودت. وقتی این کار را کردی یعنی هنوز خوی حیوانی غلبه دارد بر تو سر سفره. کجای ماشین بنشینیم کجای هواپیما بنشینیم کجای مجلس بنشینیم دیگر معنا ندارد. امام صادق علیه السلام فرمود ده کس را آدم ندانید یکی کسی است که در یک جایی که جا تنگ است چهارزانو می نشیند. حالا یک کسی مریض است چهارزانو مجبور است بنشیند یا تکیه بدهد و پایش را دراز کند عیبی ندارد ولی آنهایی که سالم هستند ... بگویی حالا خوب شد من بهترین جا را گرفتم بقیه به من چه آن پیرزن به من چه. مواسات یعنی وقتی رفتی جایی گرفتی در یک فضای گرم در یک زمستان سرد حواست باشد که من یک جوری ننشینم که یک کسی از مجلس بیرون بیفتد. ما بارها در فضاهای بزرگ دیدیم مسلمانها اینقدر بد در صف نماز می ایستند که صدها نفر مجبورند بروند در فضای سرد بایستند چون درست مواسات نداشتند فاصله ها را رعایت نکردند خوب نچسبیدند به همدیگر با تنبلی یک عالم فضاهای خالی بین نماز جماعت است و یک عده ازنماز جماعت محروم می شوند سرما و گرما. مواسات یعنی اگر دیدی یک جا خالی است. بدو چون ممکن است یک نفر بیاید از بیرون سردش باشد گرمش باشد احتیاج داشته باشد این می شود مواسات. مواسات یعنی به اینکه خر من از پل گذشت بقیه کاری نداشته باشم. این طوری نیست. فقط فکر خودم و خانواده ام و آن چیزهایی که به من ارتباط دارند باشم. مواسات این نیست. در این خشونت است. اگر یک کسی جا مانده عقب مانده نتوانسته برسد مواسات یعنی تو با او باشی همراه باشی. مواسات تمام ام الفساد را از قلب انسان می کند. مواسات تمام حسادت ها را در وجود ما از بین می برد. دیگر نمی گوید که فلان کس مادرم خواهرم را بیشتر دوست دارد من کینه خواهرم را به دل بگیرم. وقتی که مواسات باشد شخص نمی گوید من باید یک کاری کنم که محبوبترین کس باشم به فلان کس. فلان کس هر کس می تواند باشد اگر این حس به تو دست داد دیگر مواسات نداری حذف دیگران تحقیر دیگران کوچک کردن دیگران خودشیرینی کردن نسبت به دیگران. نه. گاهی وقتها بعضی از اساتید من دیدم اساتید خوبی هم هستند بعد وقتی سر کلاس هایشان می خواستیم برویم، شاگردان شان چشم دیدن کس دیگری که جدید باشد را نداشتند کسی که تازه وارد بود با نگاه تحقیر می دیدند بابا تو تازه از راه رسیدی یکجور دیگر نگاه می کردند. گاهی وقتها این تازه وارد نمی دانست جلسه بعد کلاس کجاست قدیمی ها به او نمی گفتند کلاس کجاست که نیاید. خودمان از استاد استفاده کنیم بقیه نباشند. آن حاج آقا چی درس می داد؟ توحید درس می داد یعنی حذف خود و عشق به الله. اینها سر کلاس توحید روز به روز خود حیوانی شان بزرگتر می شد. منِ شخصی و من مقدس شان بزرگتر می شد این خیلی خطرناک است. مگر می شود یک نفر فکر کند که من باید فلان استاد را در انحصار خودم داشته باشم. فلان چیز فقط مال من باشد ویژه خواری با روح مواسات جور در نمی آید. یک کسی که فقط من بقیه نه.
از وجود مقدس پدر آسمانی مان امیرالمومنین علیه السلام: ما حفظه الاخوه بمثله المواسات. هیچ چیز مانند مواسات همدردی کردن درد دیگران را درد خودت بدانی برادری و اخوت را حفظ نمی کند کدام اخوت؟ اخوت انسانی. روابط خانواده ی زمینی هم همینطور است زن و شوهری که مواسات دارند عشق شان پاینده است خواهر و برادر زمینی که با هم مواسات دارند عشق شان پاینده است. وقتی افتادی به رقابت که از خواهر و برادرت مهمتر و جلوتر باشی خطرناک می شوی می شوی حیوان. هیچ چیز اگر شما یک پیوند را دوست دارید با هر کس، مواسات داشته باشید. یک نعمتی نصیب تان شد بگویید خوب است این دیگر مال ماست از فردا به بقیه پز می دهیم که ما این امکانات را داریم بقیه ندارند. من یادم است یکی از این مسئولین جمهوری اسلامی آن موقع که ترور زیاد بود. این طبعش این بود که یک آدمی بود خانه اش همین جنوب شهر بود هیچ وقت خانه اش را نبرد بالا همه کارش بالا بود خانه اش را جنوب شهر نگه داشت. چندتای شان را می شناختم اینطوری بود. یک پزشک بود که مسئولیت کشوری داشت مسئولیت کشوری مطبش را از همین شوش تکان نداد. در همین منطقه مستضعف نشین شوش می نشست ومریض می دید. اینها ولی خدا هستند. بعد می دانست مردم ممکن است دارو گیرشان نیاید خودش داروها را جلوتر تهیه می کرد از نفوذ خودش استفاده می کرد به یک فقیر و گرفتاری که نمی توانست برود داروخانه دارو می داد بعد جلوی مطبش زده بود یک صندوق صدقات گذاشته بود نوشته بود آنهایی که دارند حق ویزیت را بیندازند در صندوق صدقات و آنهایی هم که ندارند بروند. شاید من نزدیک به بیش از ده سال تا به رحمت خدا رفت این مرد بزرگ با او از نزدیک آشنا بودم. یک آقایی که اول اسم بردم ایشان هم یک شخصیت بزرگی بود که خطر جانی داشت آن موقع ها ممکن بود بکشند او را، یک ماشین آخرین مدلی هم از ضد گلوله ها داده بودند که سوار شود چون آدم مهمی بود، بعد قشنگ یادم است خیلی وقتها این صحنه را من می دیدم وقتی ایشان از خانه اش بیرون می آمد به راننده اش می گفت نگه دار اینجا مش حسن است سردش نشود سوارش کن مش حسن بیا بنشین در ماشین کی بیاید و کی بیاید می شناخت هم محلی شان را داریم می رویم اینها را هم برسانیم این طوری نبود که ته ماشین بنشیند و تکیه بدهد و کاری نداشته باشد. آدم هایی که مواسات دارند و در خیابان می روند یک نگاهی هم به دور و بر خودشان می اندازند. این طور نیست که با ماشین شان پز دهند به کسی. این کار انسان نیست. یک امکاناتی حالا شرکت ما اداره ما سازمان ما در اختیار ما گذاشته من می توانم ده نفر دیگر را هم ببرم با خودم، نه از بیت المال استفاده کنم پولش رامی دهم. اجازه داریم استفاده می کنیم. فلان جا به من بلیط استخر دادند بیا شما هم استفاده کن. امکانات شان را مواسات دارند مواسات یعنی یکی است. حضرت علی علیه السلام فرمود هیچ چیز به اندازه مواسات رفاقت ها و دوستی ها را حفظ نمی کند. اینکه با بقیه یکی باشیم و همدرد باشیم و درد بقیه ما را اذیت کند و خوشحالی شان ما را خوشحال کند. در دردهایشان اظهار درد کنیم واقعاً دردمان بیاید در خوشحالی شان هم شادی مان را ابراز کنیم حتی اگر خودمان آن نعمت را نداریم خوشحال باشیم. این قاعده مواسات. یک ذره اوج بگیریم ببینیم که این مواسات چیست که جلسه بعد.
والحمدلله رب العالمین.