جلسه 386 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
386
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
5
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 386 - خانواده آسمانی

بحث مان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی به بحث اکرام رسید. یکی دوتا از روایات این باب مانده بود که آنها را به محضرتان تقدیم می کنیم. اولین فرمایش از فرمایش حضرت صادق علیه السلام است می فرماید من عظم دینه عظم اخوانه و من استخف دینه استخف اخوانه یک ملاک مهم در انسان شناسی است این قاعده. که انسان ببیند که نوع ارتباطش با ایمان با الله و با دینش چگونه است. یک قاعده ی وجود دارد که انسان حب ذات دارد یعنی هر چیزی را که دوست دارد بخاطر خودش است عاشق خودش است در واقع، و عشقش به هر کس و هر چیزی به خاطر خودش است. اگر هم دیگران را دوست دارد باز هم بخاطر خودش است. این حب ذاتی است که خداوند در نهاد انسان گذاشته. انسان چیز هایی را که متعلق به خودش است را عزیز می شمارد. بخاطر پیوندی که با خودش دارد البته در دوستان خدا اولیای خدا که عاشق خدا هستند دوست داشتن دیگران پایش خودخواهی نیست ریشه اش خداخواهی است و دریافت آن صفت رحمانیت و رحیمیتی است که در شخص وجود دارد ولی به هر حال انسان آنچیزی که متصل به خودش است برایش عزیز است اگر یک کسی الله برایش عزیز باشد قطعاً شعائر الهی برایش دوست داشتنی است یک کسی نمی تواند بگوید که من الله را دوست دارم ولی نشانه هایش بدم می آید از روحانیت از آیت الله از طلبه از حوزه از چادر از حجاب از نماز از مسجد و حسینیه بدم می آید این قطعاً دروغ میگوید اگر کسی خدای خودش را دوست داشته باشد نشانه های خدا را دوست دارد. آیه قرآن است و من یعظم شعائر الله... از نشانه های تقوای دل این است که انسان نشانه های خدا را دوست دارد. یک آدمی که گرایش به علامت ها و نشانه های غیر الهی دارد سبک غیر الهی را دوست دارد سبک زندگی غیر خدا را دوست دارد این نشان می دهد که در باطن خودش با خدا مشکل دارد این شخص. امکان ندارد یک کسی خدا را دوست داشته باشد و ظهورات و نشانه ها بدش بیاید نه من خیلی با خدا و ائمه جور هستم ولی خوب حجاب را دوست ندارم. دستورات رساله را دوست ندارم عمل کنم مظاهر الهی را دوست ندارم. این دروغ است. سبک لباس پوشیدن مشروع را دوست ندارم. آزاد باشم مرد یا زن، آقایان هم خیلی وقتها شرعیات را در ظاهر خودشان رعایت نمی کنند. به رساله عمل نمی کنند. می گوید دوست ندارم خوشم نمی آید. این دوست ندارم که مبنای الهی، خدا دستور داده یا نداده شرع گفته یا نگفته اگر گفته و تو می گویی دوست ندارم پس پای خودت وسط است یعنی با الله تو مشکل داری و الا امکان ندارد کسی با الله مشکل نداشته باشد و شعائر را دوست نداشته باشد یکی از آن نشانه ها مثلاً فقط تیم کشورتان می خواهد مسابقه بدهد می بینید خود به خود برایشان دعا می کنید حتی کسانی که اصلاً به مسائل ورزشی به معنای حرفه ای توجه ندارند دنبال این تیم و آن تیم نیستند ولی اگر بشنوند تیم شان امشب مسابقه دارد هر کدام از تیم ها در هر رشته دوست دارد تیمش برنده شود دعایش هم می کند که این ها را موفق کن مردم را شاد کن تیمش را کمک می کند. من یادم است در آن بحبوحه ی مسائل جنگ بعد از جنگ بود تقریباً یک موقعی زیاد فاصله نداشتیم از جنگ، چندتا از این جانبازها و کسانی که دست و پایشان قطع بود سفری پیش آمد در کشوری ما رفتیم آنجا با اینها، آنجا تیم ایران آمده بود مسابقه بدهد اینها می گفتند ما همه باید برویم تیم مان را تشویق کنیم علاقه داشتند در عمرشان دنبال این چیزها نبودند ولی می گفتند الان ما در این کشور هستیم تیم ما می آید ما باید برویم و تشویق شان کنیم. روحیه داشته باشند. خوب خودشان قهرمان بودند قهرمان های اصلی این کشور بودند جانباز بودند آدم هایی که شرافت این نظام بودند و خوب برای تیم شان می رفتند.

حضرت یک قاعده به ما می گوید قاعده خیلی مهم است این بحث در وحدت جامعه و بحث امنیت اجتماعی و خیلی چیزهای دیگر این موثر است حضرت می فرماید من اعظم دینه اعظم اخوانه اگر یک کسی که دین خودش را بزرگ می شمارد برایش مهم است دینش، برادر دینی اش را هم تعظیم می کند. نمی شود یک کسی بگوید من برای دینم خیلی احترام قائلم ولی مسلمانها را تحقیر کند علامت اینکه یک نفر دینش برای اهمیت دارد این است که هم دین هایشان را تعظیم می کند. تعظیم نه به معنای خم شوی جلوی شان نه به معنای بزرگ داشتن. یعنی احترام قائل بودن کوچک نکردن تحقیر نکردن حرمت گذاشتن به مسلمانها. همین یک روایت را شما در نظر بگیرید اگر همه مسلمانها همین یک روایت را رعایت کنند در تمام ادارات دولتی در قوه قضائیه و مجریه همه بدانند مردم عظمت دارند مهم اند به مردم احترام بگذارند شما ببینید فسادی در این مملکت اتفاق خواهد افتاد. یک فروشنده می آید یک کسی برایش جنسی بخرد بزرگ بشمارد او را دروغ نگوید گران ندهد جنس تقلبی ندهد شما الان نگاه کنید چقدر مفاسد اقتصادی داریم مردم غذاهای قلابی می فروشند جنس های قلابی و خطرناک می فروشند به هم. جنس هایی می فروشند که دیگران به واسطه آن می میرند. این آدم نه دین دارد نه شرافت دارد. کسی که می تواند داروی قلابی می فروشد و غذای ناسالم می فروشد دین ندارد اگر دینش برایش مهم باشد مسلمانان پیروان دین هستند اینها یاران تو هستند هم کیشان تو هستند فردا اگر کشور تو به خطر بیفتد اینها می روند جان شان را به خطر می اندازند اینها هم سنگران تو هستند اینها هم جبهه و هم رزم تو هستند چطور می شود آدم به اینها ظلم کند و دیگران را کوچک و تحقیر کند. هیچ توجیهی ندارد مگر می شود یک کسی ادعای دین داری کند و زن و بچه خودش را اذیت کند تحقیر کند یا بداخلاقی کند. اصلاً همچین چیزی امام رضا چی فرمود در آستانه تولد حضرت هم هستیم فرمودند به حرمت خدا به حرمت دین تان با همدیگر اختلاف نکنید خیلی حرف بلند است به احترام خدا با هم اختلاف نکنید به احترام امام زمان و دین تان با همدیگر درگیر نشوید. باز خیلی ها بی حیایی می کنند کو حرمت خدا کو حرمت امام زمان ... باز غیبت کردن و سخن چینی کردن و باز کشف اسرار باز ضایع کردن همدیگر این آدم معلوم است که دینش پیشش اهمیت ندارد. یک کسی از آقایی بد دیده بود همین چند وقت پیش من دیدم این چقدر متدین است یک چیز بدی دیده بود می گفت اگر من بروم راجع به بدی این آقا صحبت کنم دین تضعیف می شود. مردم به دین بدبین می شوند پس از حق خودم می گذرم که فردا به دین صدمه نخورد. خیلی مهم است بعضی ها اینقدر بی حیا هستند راحت می روند هر طوری که دلشان می خواهد رفتار می کنند با دیگران راحت حرف می زنند و غیبت می کنند اسرار دیگران را فاش می کنند. قشنگ خوابشان هم می برد غذای شان را می خورند بعد جلوی خدا نمازشان را هم می خوانند. امام صادق علیه السلام می فرماید اگر کسی دینش برایش عظمت دارد برادران دینی شان هم برایشان بزرگ است. گاهی وقتها برادران و خواهران از خواهران و برادران زمینی ما عزیزترند. ممکن است خواهر برادران ما فاسق باشند اما خواهران و برادران دینی ما مومن باشند، خیلی محترم تر هستند ملاک احترام دین است هر چی عشق داری، به امام رضا بریز پای زوار امام رضا علیه السلام. هر چه عشق داری به حضرت معصومه سلام الله علیها بریز پای زوار حضرت، اینها با هم دعوا می کنند سر چه چیزهایی. شما نگاه کنید آدم خجالت می کشد برای همین مسئله زیارت کردن، در روایت داریم امام زمان علیه السلام ظهور کند اولین کارش یعنی هیچ اولین اقدام امام زمان این است که در مکه اعلام می کند که مردم طواف مستحبی حق ندارند بکنند چون ازدحام ایجاد می شود بقیه اذیت می شوند طواف واجبت را کردی برو کنار، بعضی ها وقتی می خواهند ضریح را زیارت کنند به هزارتا زائر توهین می کنند. مزاحمت می کنند برای اینکه برود دست به ضریح بزند. دست به ضریح نخورد چه اشکال دارد؟ تو در محضر امام هستی امام ترا می بیند و حرفت را می شنود چه نیازی است دست به ضریح بزنی، بله اگر خواستی دست بزنی به ضریح که حست قشنگتر باشد بدون اذیت دیگران دست بزن. آن هم با حفظ حرمت، اگر یک کسی رفت دعا کرد برای تو هم است دعا، یک کسی را می بینی چند نفر را له می کند دستش را می زند به ضریح می چسبد و دیگر هم ول نمی کند. بقیه می خواهند بایستند بیایند دستی بکشند یک جایی است در مرقد امام رضا علیه السلام من یک موقع هایی می روم خودم مثلاً ضریح را ببوسم یک قسمتی دارند که مردم خیلی خیلی آقایان بخش آقایان خیلی مردها با ادب مودب می ایستند یک گوشه ای نوبت به نوبت هر کس می رود حدوداً سی ثانیه و یک دقیقه می ایستد و زود کنار می آید و آقایان دیگر می روند و زیارت می کنند. بارها شده این اتفاق با چند لحظه به 5 دقیقه نمی کشد راحت می توانی دستت را به ضریح بزنی و بیایی. همه در صلحند و همه ادب نشان می دهند به همدیگر احترام می گذارند و کمک می کنند به همدیگر یک کسی پیرمرد است یا بچه است راحت تر بتواند زیارت کند چقدر جالب است این کار. حرمت گذاشتن، خیلی مهم است در خرید و فروش و ازدواج و معاملات، در کارهای اجتماعی و کارهای دیگر در ادارات اگر مردمی که ارباب رجوع هستند و کارمندان همه مسلمانها را تعظیم کنند و با احترام نگاهشان کنند در بانک ها، هر جای دیگری در دادگاه ها با حرمت نگاه شود به انسانها با همین حرمت دین و عظمت دین، ببینید اساسا ما چقدر این کشور خیر و برکت درش می آید چقدر اختلافات و مشکلات و موانع و طلاقها برطرف می شود اصلاً اگر انسان به حرمت دینش به همسر و فرزندانش نگاه کند و به عشق الله آنها را دوست داشته باشد این چقدر عالی خواهد شد. دیگر تلخی نیست تندی نیست. بدجنسی نیست بی ادبی نیست. حرمت، همین. یک کلمه اکرام، به اکرام خدا، چقدر خانمها شوهران شان تحقیر و توهین می کنند چقدر آقایان هستند ظلم می کنند به خانواده هایشان تحقیر و توهین می کنند آنجا را زندان کردند این یعنی چی. ما روی چی حسابی به خودمان این اجازه را می دهیم که بتوانیم این کار را بکنیم یعنی ما چی حقی داریم کی اجازه داده که ما صدایمان را بلند کنیم داد بزنیم تحقیر کنیم تهدید کنیم، یعنی چی. ما به حرمت دین تعظیم کن احترام بگذار به اطرافیان خودت. همه مردها اگر همین یک روایت حضرت امام صادق علیه السلام را رعایت کنند من عظم دین عظم اخوانه، اخوانه یعنی همان کسی که تو با او هیچ نسبتی نداری همین یک نسبت آسمانی داری. او هم فرزند اهل بیت است اگر شد پدر و مادرت و همسرت و خانواده همسرت شد عمه و دایی و ... حرمت بیشتر می شود. چند برابر حرمت دارد. نه اگر کسی هیچ نسبتی هم با تو ندارد تعظیم و احترام لازم دارد. بعضی از ممالک و فرهنگ ها چقدر خوب است که مردم از فرهنگ ها با همدیگر همیشه تعظیم و احترام دارند. در دین ما هم متعالی است فرهنگ سلام کردن فرهنگ احوال پرسی کردن فرهنگ اینکه دین ما می گوید من مسلم من سلم المسلم ... مسلمان کسی است که دیگران از دست و زبانش در امنیت هستند. اگر پدر خانه شد هر کاری دلش خواست می تواند انجام دهد اگر مادر خانه شد هر جوری دلش خواست می تواند با بقیه رفتار کند. اگر رئیس شده اگر مدیر شده هر جوری می تواند با کارمند و زیردستش حرف بزند. همه اینها وسیله ای است که ما شبیه الله شویم. یک بهانه ای است برای اخلاق. و الا ظواهر دیگر مهم نیست. معاویه هم نماز می خوانده نماز جمعه داشته روزه می گرفته شمر هم همینطوری بوده عمر صعد هم همینطوری بوده تفاوت در یک چیز است اخلاق. یک کسی می خواهد تعلق به الله پیدا کند کسیکه نه می خواهد ظواهر دین را داشته باشد و اخلاق را نمی خواهد داشت. پیامبر فرمود بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی شود. یعنی با این نماز ها و با این حج ها و با این حاج خانم و حاج آقا بازی ها و ظاهرسازی و هیئت بازی و این جور چیزها آن گناهان و بداخلاقی هایی که در حق دیگران کردی اخم و تخم ها و له کردن ها و تحقیر کردن هایی که در حق دیگران کردی را جبران کنی. این جبران شدنی نیست. بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی شود با چیزی نمی توانی پرش کنی. با هیچ چیز. همه ی فرق در همین است در اخلاق است. در ادب و احترام و دوست داشتن است در گذشت است. در خاموش کردن آتش هاست. و من استخف بدین... آنی که دین برایش کوچک است بقیه آدمها هم برایش کوچک است آدم های یکه دائماً استفراغ می کنند روی دیگران خشم و کینه ها و کدورت هایشان را دائماً دیگران را اذیت می کنند این قطعاً خدا و دین پیش شان کوچک است چون اگر حرمت خدا را داشت حرمت بندگان خدا را هم داشت حرمت دین حرمت صاحب دین پیامبر و امیرالمومنین را هم می داشت اینها بچه های امیرالمومنین هستند. که شما در یک خانه یک نفر نان و روزی اش را بخوری و به خانواده اش ظلم می کنی. ما داریم از دست امام زمان داریم روزی می خوریم بعد چطوری شیعیان امام زمان را له کنی و تحقیر کنی، چطوری می شود این کار را کرد، خداوند فرمود الخلق عیالی خلق خانواده من هستند. به خانواده من محبت کنید جالب است می گوید الخلق عیالی بهترین شما کسی است که به خانواده من احترام بگذارد. خانواده خدا هستند خلق، زنت هم خانواده خداست، شوهرت هم خانواده خداست حرمت بگذار. خانواده همسرت همینطور هستند با حرمت رفتار کن با کرامت رفتار کن بخل و خساست و منع و تنگ نظری و جلوگیری و سخت گیری و سرزنش را اینها همه اش قبرت را تنگ تر می کند و اینها همه توهین به خدا و دین است. آقا منبسط باش آرام باش شاد باش و یکی از کسانی که آدم باید به او حرمت بگذارد و اذیتش نکند خودش است. انسان به خودش باید حرمت بگذارد. خودش برایش مهم باشد اذیت نکند خودش را آدم هایی که دائماً ذهن شان را درگیر می کنند آدم های وسواسی، وسواس فکری خودآزاری پیدا می کنند آدم های سخت گیر خودآزاری پیدا می کنند آدم هایی که صمیمیت ها را کنار می گذارند و خشک رفتار می کنند خودآزاری و دیگر آزاری دارند. سختگیری جهنم است. لذا فرمود بهترین شما کسی است که عذرپذیر است هر چند می داند طرف مقابلش دروغ می گوید چون نمی خواهد سخت بگیرد برای بندگان خدا، نه من می دانم تو دروغ می گویی با صدتا دلیل می خواهد آبروی طرف را ببرد حضرت می فرماید کسی که عذر می آورد بپذیر و سخت هم نگیر. چون فردا تو می افتی به دست ماموران خدا آن وقت تو آنجا مگر می توانی حرف بزنی. هرکاری با بندگان خدا کنی ماموران خدا با تو می کنند تو می توانی اصلاً عذر بیاوری آن موقع دیگر. اینقدر سخت می گیرند برایت که می گویی خدایا زودتر من را بینداز در جهنم از این ملامت از این تحقیر راحت شوم. برای دیگران جهنم درست نکن حضرت فرمود: بهترین شما کسی است که عذرپذیر است نه اینکه هی بهانه می گیرد زودرنج است حساس است هی گریه می کند هی قهر می کند غر می زند نق می زند این آدم آدم جهنمی است. چون سخت می گیرد به دیگران. برای کسی سخت نگیرید. اگر کسی می خواهد به امام رضا نزدیک شود باید صفت رضای امام رضا را بگیرد. باید سریع الرضا باشید. بعضی ها کینه دارند که اصلاً راضی نیستند. بعضی ها هم دیر راضی می شوند این هم خوب نیست این دیر شدن عذاب ترا زیاد می کند در قبر.، این دیر راضی شدن ها و دیر گذشتن ها و معطل کردن ها و تحقیر کردن ها و سوزاندن های دیگر، اینها باعث می شود که تو خودت معطل شوی آنجا. آن طرف دیر از تو راضی می شوند و ولت می کنند این کلاس نیست که بگذار من پدرش را در بیاورم و اذیتش کنم و بجزانم و تحقیرش کنم ... و یک کاری کنم که التماس من را کند قدر من را بداند بگذار یک کاری کنم قدر من را بداند دیر راضی شدن کینه به دل گرفتن نبخشیدن به خصوص از طرف بزرگترها نسبت به کوچکترها، دو گروه امیرالمومنین علیه السلام در نامه دارند یکی رهبران و بزرگان دین، شما نگاه کنید هر سال به هر مناسبت زیبایی افتخار ما این است که رهبر ما مثل معصوم عمل می کند، و واقعاً هم شخصیت ایشان نزدیکترین شخصیت به معصومین است. به هر مناسبتی هزاران نفر را مشمول عفو قرار می دهد ولی است امام جامعه است و این اختیار را دارد. آنهایی که جرم شان حق الناسی نیست البته. پای حقوق دیگران وسط نیست چون حق الناسی را هیچ کس نمی تواند کاری کند. جرم های عمومی دارند مورد مغفرت قرار می دهند. این خیلی خوب است. بزرگان هر چی شخص بزرگتر باشد باید مغفرتش بیشتر باشد عفوش بیشتر باشد. پدر خانه مادر خانه، اگر پدر و مادر خانه کینه ای باشد این جهنم درست می کند و در واقع در قیامت و قبر خودش را آتش می زند. گفتیم که قاعده یادمان نرفته نفس ما قبر ماست شما هر چقدر در نفست سخت گیری می کنی وسواس بیشتری داری دلشوره بیشتری داری دلهره بیشتری داری نازک نارنجی هستی ناامیدتر هستی احساس پوچی بیشتری داری اضطراب بیشتری داری این نفس را داری خودآزاری می کنی این بهانه ای هم ندارد برای خودآزاری فقط خوشش می اید از غصه خوردن و راحت غم را کنار نمی تواند بگذارد، بعضی ها علاقه دارند پیامبر فرمود به خدا پناه ببرید از حب غم. بعضی ها خوش شان می آید همانطور که بعضی ها از وسواس خوش شان می آید و یک کلاس می دانند وسواسی گری را، دقت های بیش از حد اینها شکنجه است دقت های بیش از حد نظافت های بیش از حد تمیزی های بیش از حد، نظم های بیش از حد، آنهایی که خیلی منظم هستند عمرهایشان کوتاه می شود آنهایی که خیلی تمیزی و بهداشت دارند عمرشان کوتاه می شود به مریضی هایی هم که دچار می شوند بیشتر است آدم هایی که وسواسی هستند اینطورند. آنهایی که سخت می گیرند یکسره هی قانون، قانون و ... مقررات های خشک می گذارند عمرشان کوتاه است کم برکت و بی برکت است جهنم درست می کنند برای خودشان و دیگران. قانون اگر باشد قانون خدا هست که حد و حدودش مشخص است رساله مشخص کرده اینکه ما ها خودمان بیاییم ... من عادت ندارم... یک کسی می آید با 50 تا من وارد یک زندگی زناشویی می شود گند می زند به زندگی. داماد است می بینی قبل از این که برود ازدواج کند با 50 تا من که بت درست کرده برای خودش، من عادت ندارم من از این خوشم نمی آید من ... من ... عروس هم همینطور حالا برو در زندگی ببین چی می شود. ده دقیقه فکر کن ببین این منی که تو می گویی و قانونی که می گویی خدا هم خوشش نمی آید یا می آید؟ یک ذره فکر کن و حیا کن، اگر خدا خوشش بیاید و تو خوشت نیاید. و حیا کن اگر خدا خوشش نمی آید و تو خوشت می آید. بی حیایی است دیگر. اگر حرمت خدا و دین خدا را داریم با دیگران مهربان برخورد کنیم. آن طوری که خدا دوست دارد برخورد کنیم هر کس حدیثش را خواندیم به هر کس احترام بگذاری به خدا احترام گذاشتی. پیامبر فرمود حدیث جلسه قبل چی بود فما ظنکم بمن یکرم الله... نظرتان چیست راجع به این که کسی خدا را اکرام کرده و خدا با این چگونه رفتار کرده. اگر عاشق حضرت زهرا هستی به زنت خدمت کن، به دخترانت، عاشق امیرالمومنین هستی حرمت شوهر و حرمت پسرانت را نگه دار. عاشق اهل بیت هستی به همه مسلمانها احترام بگذار. آدم اگر عاشق خداست به همه بندگان خدا احترام می گذارد و دوستشان دارد. می شود رحمت رحمانی. یک رحمت رحیمی هم داریم آنهایی که به خدا نزدیکتر هستند مهربان تر هستند دوست داشتنی تر هستند افرادی که یکسره در ذهن شان چارچوب و قانون است از این خوشم می آید ... از این بدم می آید اینها را بگذاریم ببینیم خدا چی می گوید قاعده این است. من از این چیزها بدم می آید ... اینها همه توهم است آنهایی که با گذشته هایشان زندگی می کنند اینطوری است من در گذشته این چیزها را این این را دیدم و خوشم نمی آید و این و این و ... چیزها را دیدم و خوشم می آید. اگر خدا خوشش نمی آمده بگذار کنار، اگر خدا خوشش می آمده تو اشتباه کردی راحت از این گذشته بیا بیرون. کسی که نمی تواند از جهنم گذشته نمی تواند بیاید بیرون این دائماً عذاب قبر دارد. هم برای خودش هم برای دیگران درست می کند. یک کسی که از جهنم آینده بیرون نمی تواند بیاید آینده را هم بعضی ها جهنم می کنند اینقدر دلشوره دارند نسبت به وضعیت آینده که از همین الان جهنم دارد. بابا اگر آینده مصیبتی باشد خوب می شود دیگر. ولی این از همین لحظه آن غم را با خودش می آورد. چقدر حماقت است آدم تمام کثافت ها و آلودگی ها و جهنم های گذشته را بیاورد در حال خودش، و همه ی آلودگی هایی که قرار است در آینده ببیند آن را هم بیاورد در حال خودش بریزد چی می شود خودآزاری و سادیسم از این بالاتر، دیوانگی از این بالاتر مومن بریده ی از آینده و گذشته است. برنامه ریزی می کند با آینده خوشبین است خدا را کنارش دارد ان معی ربی سیهدین. الله دارم. تمام. هیچ وقت نسبت به آینده ترس و دلشوره ندارد رعایت می کند قوانینش را رعایت می کند حرمت ها را آرامش دارد شادی دارد با آرامش می رود نه با دلشوره و اضطراب گذشته اش هم همینطور. آدم اگر واقعاً خدا ودین را دوست داشته باشد اخلاقش را با اخلاق خدا هماهنگ می کند. نه با اخلاق مامان و بابایش، وراثتی هم باشد یعنی بداند مادر و پدر بداخلاق داشته و وراثتی به او چیزی دادند اینقدر این عشق به خدا قشنگ است عشق به خانواده آسمانی قشنگ است که آدم صدتا وراثت زشت از پدر و مادر داشته باشد در کمترین زمان از نفسش جارو می کند می ریزد بیرون. ده سال بیست سال گذشته کثیف و پر از فحشا و منکرات داشته باشد به عشق آشتی اش با خانواده آسمانی اش می گذارد کنار و به آن نگاه نمی کند چون الان داریم با این خانواده زندگی می کنیم اینها هم دوست ندارند که تو با گذشته ات ور بروی اینها می گویند جلویت را نگاه کن. لذا ما باید حرمت خودمان را هم نگهداریم خودآزاری نکنیم. خودمان را اذیت نکنیم دیگران را هم اذیت نکنیم بواسطه اذیت خودمان. یکبار دیگر بخوانم من عظم دین عظم اخوانَ و من استخفّ بدینه استخف باخوانه. این عوام چنین و ... این مردم فلان .... این اقایی هم که خیلی ادعای فضل می کرد من در سایتش دیدم اینقدر بی ادب نوشته بود عوام کالانعام مردم مثل حیوان. این در آینه نگاه می کند خودش را دارد می بیند. اگر کسی گمان کند از یک نفر بهتر است فهو مستکبر این آدم متکبری است. مستکبر را کجا می برند؟ حضرت فرمود مستکبر را می برند در بدترین جای جهنم، یقال له سقر. در جهنم وادی است که به آن سقر می گویند چاهی است می گویند سقر می گوید این سقر زنده است آنجا در قیامت همه چیز زنده است فهم دارد خود سقر از آتش خودش شکایت می کند به خدا، می گوید خدایا خیلی دمم زیاد است آتشم زیاد است اجازه می دهی من خودم را خنک کنم یک نفسی بکشم، خدا می گوید نفس بکش، یک نفس می کشد این دمی را که می فرستد در جهنم آخ آخ آنهایی که اهلش هستند شعله ور می شوند آنهایی که همیشه دائماً دیگران را شعله ور و داغ می کردند و می سوزاندند تحقیر می کردند در سرشان می زدند از نیاز دیگران به خودشان از تکیه ی دیگران به خودشان از سوء استفاده می کردند و همان عامل فشار را در طرف مقابل می گذاشتند از بی کسی دیگران، زنم که بابا ننه اش مرده داداش هایش مرده کسی را ندارد یکسره بزنم در سر این، بعد هم تا حرف بزند تهدیدش می کنم طلاقت می دهم. به خدا این خدا دارد بخدا این فاطمه زهرا دارد خدا خشم می کند به خاطر این فردا بیچاره ات می کند دنیا نمی گذارد برایت، آخرت نمی گذارد برایت، چون این طور نمی ماند که تو راحت حرف بزنی. چون هیچ کس را ندارد حالا هی تحقیرش می کنی یا پدر و مادرش آدم های بدی بودند تو هی گذشته اینها را به سرش بزن. تو هم با آن داداش بابایت تو هم با آن خواهر .... زن به مرد، مرد به زن می گوید اینها جنایت است شمشیر کشیدن روی همدیگر، ظلم است اینها. خدا هم براحتی از کنار اینها نمی گذرد. می گوید این متکبرها را می برند آنجا و می اندازند در سقر. لیاقتشان سقر است نماز نخوان ها را آنجا می فرستند. کسی که نماز نمی خواند. کسی که دستور خدا را اجرا نمی کند متکبر است. آقا این دستور خدا بوده یا نه چرا اجرایش نکردی دوست نداشتم، حالا برو آنجا. خوشم نمی آید از اینها، یک خانمی چند وقت پیش آمد پیش من، با یک حجاب ناجور، یک آقایی وساطت کرده بود که این بیاید با من یک صحبتی کند، بعد راجع به مشکلاتش، گفتم تو باید اول مشکلاتت را با خدا حل کنی دخترم چون همین الانش می گفت من سحر و جادو خیلی رویم می شود گفتم تو همین الان ظواهر شرعی را رعایت نمی کنی مگر می شود شیطان اثر نگذارد روی شما، شما خودت شدی شیطان و داری دیگران را هم اذیت می کنی از من پذیرایی داشت که این حرف را بزنم. گفتم بابا به خودت رحم کن دختر من اینطوری که نمی شود گفت استاد هر چی بگویی گوش می کنم غیر از این یک مورد خوب این می شود تکبر دیگر. جلوی خدا می ایستی اینطوری. خدا می گوید من از تو این ظاهر را می خواهم این رفتار و این شوهرداری و این زن داری این سلوک با فرزندان این کار اقتصادی این مدل کار سیاسی را می خواهم کار هنری این طوری می خواهم نه من یک طوری دیگر دوست دارم آدم هایی که غرور دارند جلوی دین خدا می ایستند خیلی خطرناکند. ببین حضرت دست گذاشته رو چه نکته ای من استخف بدینه استخف اخوانه یک کسی که دینش پیشش کوچک است دیگران هم پیشش خوار است هر کس دینش پیشش بزرگتر است متدینین و مسلمانان را احترام می گذارد. این قاعده ی ادب و احترام و حرمت نگهداشتن ملاطفت خوب سخن گفتن نیک سخن گفتن این اگر شایع شود دیگر کسی ظلم نمی کند این را اگر کسی نشکند قطعاً ظلم های بالاتر در حق کسی نمی کند. آخرین روایت در این باب، من قال لاخیه المومن مرحباً کتب الله تعالی له مرحباً الا یوم القیامه. قربان خدا برم معامله با یا من یعطی الکثیر بالقلیل ببین چه خدای مهربانی، چه فرهنگی داریم ما. چه فرهنگی چه دینی داریم ما. یکی از حسرت های ماها این است وقتی که می میریم این است که کاش که می توانستیم برگردیم 24 ساعت دینداری می کردیم به شیوه دین مان با آدمها رفتار می کردیم و زندگی می کردیم الان که فرصت داریم درست زندگی کنیم و بهشتی که دین درست کرده رعایتش کنیم. می فرماید هر کس به برادر مومنش بگوید مرحباً یعنی خوش آمدی، همین کلمه خوش آمدی که ما همیشه هم می گوییم و تشریف آوردید خوش آمدید و صفا آوردید حرف قشنگی است یعنی خدا برای این کلمه که شما می زنید صفا ایجاد می کند خنک می کند دل یک نفر را آرام می کند و صفا می دهد به دل یک نفر، حالا یک حرف قشنگ دیگری بزن یک چیزی که او را شاد کند غمش را برطرف کند یک چیزی که بارش را بردارد یک اعلام دوستی یک اعلام مودت و محبتی یک اعلام ارادتی هر چیز، همین کلمه که ما خیلی ضعیفیم در این فرهنگ لغات و کلمات مان، کمتر این کلمات را به کار می بریم برعکس کلمات بد را زود یاد می گیریم و به کار می گیریم. اینقدر مسئله کلمات مهم هستند در برخوردها، آدم تیز تند حرف نزند نه با پدر و مادرش می فرماید اگر کسی تند و خیره به پدر و مادرش نگاه کند عاق می شود. حق ندارد خیره نگاه کنی به پدر و مادرت چه برسد که حرف نیشدار و تند بزنی به والدینت به دیگران هم همینطور آدم نباید تند و تیز بگوید. تیزی و تندی یک جایی است که ضرورت تربیتی ممکن است اقتضا کند آن هم برای خدا نه برای شفای دل خودمان. قرآن اینقدر مهم است مسئله که می فرماید قل بگو به همه بگو قل در قرآن خیلی مهم است یعنی باید یک تکانی بخوری تا گفت قل قاعده است قل لعبادی چرا می گوید عبادی یعنی آنهایی که قرار است شبیه من شوند عباد شبیه الله می شوند دیگر، مقامات الهی مال عباد است. کسی که عبد است حرف گوش می کند مقاومت ندارد پوست کلفتی ندارد غرور ندارد لج و لجبازی نمی کند با دین خدا، این شوهرداری است چشم، این زن داری است چشم، این بچه داری چشم این لباس و حجاب است چشم. این معامله است کار اقتصادی است چشم. دیگر هی حاشیه زدن و هی مقاومت کردن و ... خطرناک می شود. چرا کسی که نمازش را اول وقت نمی خواند سبک می شمارد پیامبر می فرماید من شفاعت نمی کنم چون بی ادب است. چون بی ادب است چون جسور است. گستاخ است وقتی خدا صدایش می کند نمی رود نماز بخواند گستاخ است دیگر حی، حی یعنی بدو بدو بیا. گستاخ است که می گوید حالا بعداً این آدم بی ادبی است از خدا نمی ترسد و حیا نمی کند. قل لعبادی یقول التی هی احسن به بندگانم بگو وقتی می خواهند با هم حرف بزنند حرف های قشنگ، (حسن نه که نیک و زیباست) می گوید (احسن) بهترین کلمات را انتخاب کنید وقتی دارید با هم حرف می زنید چرا ان الشیطان ینزغ بینهم شیطان بین شما ها را به هم می زند کلمات بد کلمات ضعیف وسیله ی تحریک شیطان و وسوسه ها و زودرنجی و عصبانیت ها و حساسیت ها و طلاقها می شود. چی می شود ما این را رعایت کنیم. دنبال این کلمات باشیم. بعضی ها اصلاً فکر می کنند بعضی ها مطالعه می کنند تحقیق می کنند. بعضی ها گوش می کنند وقتی یک بزرگی دارد حرف می زند می گوید بگذار ببینم این بزرگ وقتی دارد با خانمش یا دوستانش دارد حرف می زند از چه کلماتی استفاده می کند من هم از آن کلمات استفاده کنم. ائمه چطوری حرف می زدند ائمه با اطرافیان شان چطوری حرف می زدند. این کلمه یابی می کند دفترچه می گذارد و قشنگترین کلمات را می نویسد در خانواده با پدر و مادرم با خواهر و برادرم با دیگران یک دفترچه یک یادداشتی در ذهنش بالاخره یک طوری که قشنگ ترین کلمات را انتخاب می کند و به کار می گیرد. حالا شما هر وقت یک کلمه قشنگی به یک نفر می گویی ببین خدا چقدر خرسند می شود. حالا ببین حضرت می گوید اگر شما یک بار به برادر دینی ات بگویی مرحبا خوش آمدی کتب الله تعالی له ... خدا برای این آدم خوش آمد می نویسد آفرین می نویسد مرحبا یعنی آفرین معنایش آفرین است. تحیت می نویسد تا روز قیامت. چه خدایی چه دینی چه مرامی چه زندگی ای. اهل بیت چه کار می کنند ما چون قرار است شبیه خداوند تبارک و تعالی شویم متخلق به اخلاق الهی باشیم باید تیزی هایمان تندی هایمان را توحش هایمان را وحشی گری های نفس را ازش بگیریم نفس شیطان است درنده است دائماً دوست دارد همه را بدرد، تعبیری که امام رضا کردند به شیعیانم بگو همدیگر را ندرند تیز نشوند تند نشوندبعضی ها زبان شان تند و تیز است همه اش در آن تحقیر و متلک و مچ گیری و ریزبینی و حساس بینی و ظریف بینی است اینها خطرناک است. اینها هم همه اش خودمان را می برد.

بحث بعدی ما مواسات است که ان شاءالله در جلسه آینده حرف می زنیم.

والحمدلله رب العالمین.