جلسه 384 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
384
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
5
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 384 - خانواده آسمانی

بحثمان در باره روابط خانواده آسمانی با یکدیگر به موضوع احترام و اکرام رسید ما در این جلسه به مباحث کلی اکرام و احترام می پردازیم، توضیح دادیم در جلسه گذشته که بحث اکرام یک بحث فوق العاده کلیدی و ضروری است در مباحث دینی و یک از آنجهت که انسان طبق قاعده هو انت و هو رسول الله و هو الله اگر به دیگران احترام بگذارد و دیگران را اکرام کند این اکرام را الله دریافت می کند. و در واقع شخص الله را حرمت گذاشته وقتی که شما به مخلوقات خدا احترام می گذارید حتی این مخلوق می تواند یک انسان نباشد یک حیوان یا گیاه یا سنگ باشد انسان یک سنگ را حرمت بگذارد از آن جهت که مخلوق خداوند است این حرمت به الله بر می گردد عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست. بنابراین این یک بعد بحث اکرام است که خیلی مهم است نکته دیگر این است که تمام فسادها گناهان خطاها و انحراف ها از آدم هایی سر می زند که خودشان را کوچک می بینند. و قیمت اصلی خودشان را ندارند همه ی جنایت ها فسادها و گناهان انحرافات مال آدم های پست است آدم هایی که ذاتاً پست نیستند و اما خودشان خودشان را پست دیدند برای همین سراغ سبک زندگی غیر از سبک زندگی خانواده آسمانی شان انسان های خوب رفتند هر کس سبک زندگی پست برای خودش انتخاب می کند هر کس شیوه پست را برای خودش انتخاب می کند برای این است که قیمت خودش دستش نیست. لذا رشته ای را دوستی را همسری را محل زندگی را رفتارهای را در پیش می گیرد که در حد قیمت اصلی او نیست. پس برای اینکه این اتفاق نیفتد لازم است قرآن کریم و اهل بیت رهبران الهی دائماً در سدد این بودند که قیمت اصلی ما را به ما بگویند که ما خودکم بین نباشیم و سراغ انتخابات و رفتارها و چینش های فکری و محبوب های پست و ضعیف نرویم به سراغ آرمانهای ضعیف و کوچک نرویم. همیشه قیمت ما را بالا دادند همان قیمتی که خدا ما را با آن آفریده همان را برای ما معرفی کرده خداوند می گوید من از روح خودم در شما دمیدم این نهایت اکرام یک انسان است. انسان اینقدر بزرگ است کهاز روح خدا در وجود او هست. روح الهی دارد بعضی هایی که می خواهند پز دهند می گویند من پسر فلانی هستم من دختر فلانی هستم اصل و نسب خودش را ریشه خودش را بیان می کند خون فلانی در رگهایم است ما کی هستیم ما روح خدا در وجودمان جاری است. می خواهد خون یک آدم خوب باشد یا خون یک آدم بد باشد مهم این است که روح الله در ما جریان دارد این شرافت می آورد برای یک انسان که بداند نور اهل بیت و روح اهل بیت در او است. این را بفهمد اگر کسی این را فهمید دیگر تن به چیز های کثیف و ضعیف و غلط و پست و کوچک نمی دهد همیشه چیزهای بزرگ و باشرافت را انتخاب می کند پس منشأ همه صلاح ها خودشناسی است. و منشأ همه فسادها خودنشناسی است این یادتان باشد که در آموزش های مربوط به خودشناسی توضیح دادیم در کتاب ضرورت خودشناسی هم فواید خودشناسی را گفتم هم ضررهای خودنشناسی را گفتم. اگر انسان خودش را نشناسد و قیمت اصلی خودش و شخصیت اصلی خودش را نشناسد چقدر در دنیا و آخرت ضرر می کند و دچار فجایع می شود. خوب این آن رمزی است که اسلام اینقدر به آن توجه دارد علی علیه السلام فرمود لا تجهل نفسک ان جاهل بمعرفه نفسه .... نسبت به خودت جاهل نباش آن کسی که خودش را نمی شناسد هیچ چیز را نمی شناسد. یعنی قدر هیچ چیز را نمی شناسد کسی که قدر خودش را نشناسد قدر هیچ کس دیگر را نمی شناسد. لذا مهمترین چیز که در اسلام سفارش کردند حتی از خداشناسی مهمتر است حتی از دین شناسی مهمتر است خودشناسی است فرمود اگر کسی خودش را شناخت الله را هم می شناسد من عرفه نفس فقد عرف ربه خود را بشناس الله را که به قیمت خودت می خواند می شناسی. الله هایی که می شناسیم چون خودمان را نمی شناسیم به قول امام صادق علیه السلام که فرمود الله هایی که اکثر مردم می شناسند الله هایی است که مخلوق لکم و مردد الیکم خلق شده ذهن خودتان است و به خودتان هم بر می گردد. این الله حقیقی نیست چون اگر الله حقیقی هرجا باشد آرامش قدرت و شادی است و هر جا نباشد غم و غصه و حسرت است. ولو شخص مذهبی ترین زندگی را هم داشته باشد الله او الله قلابی است وقتی نمی تواند شاد باشد و آرامش داشته باشد این الله الله قلابی است الله حقیقی مثل آب است هرجا باشد تشنگی برطرف می شود تمیزی است مثل نور است هر جا باشد روشنایی است. اگر الله حقیقی در وجود کسی آمد یعنی یک کسی با الله حقیقی آشنا شد الله حقیقی، قلابی نه، که مخلوق خودمان است ساخته ذهن خودمان است الله حقیقی اگر آمد، یک کسی شناختش این آدم همیشه نشاط دارد همیشه آرامش دارد. همیشه شاد است این آدم اصلاً غم خوردن را یک فحشا می داند برای خودش. یکی از بزرگترین گناهان یک نفر غم خوردن و غصه خوردن و حرص و جوش خوردن است.

اگر کسی الله را شناخت دچار وسواس فکری نمی شود دچار تزلزل نمی شود تردیدهایش از بین می رود تزلزلهایش از بین می رود چه کنم و چه نکنم ندارد. الله حقیقی به آدم این کار را می کند اگر ما در دینداری های مان اینطوری هستیم که بعد از 30-40 سال هزار تا آفت داریم برای این است که آن الله که ما برایش نماز می خوانیم الله حقیقی نیست چرا نیست، چون ما خودمان را نمی شناسیم. این مسئله خیلی مهم است اگر یک کسی خودش را شناخت الله حقیقی را هم می شناسد تنها راه شناخت الله حقیقی شناختی که با وجود تو پیوند بخورد و تو دیگر احساس کنی این الله را داری مال خودت است و تو می توانی بگویی مال من است الله، انّا لله ما مال خداییم و خدا مال ماست، زمانی است که تو خود حقیقی ات را می شناسی اگر یک کسی خود حقیقی را شناخت دیگر کارهای پست نمی کند دیگر انتخاب های ضعیف نمی کند دیگر دچار توهم و تخیل نمی شود سراغ چیزهای کوچک و هوس ها و آرزوها و آرمان ها نمی رود. از بچه بازی و خام بازی و این طور چیزها در می آید. اگر این الله را بشناسد. یعنی در واقع خودش را بشناسد. خود اصلی و قیمت اصلی خودش را بشناسد.

خوب چون اینطوری است معصومین همه چیز را اول منوط می کنند به این که تو قدر خودت را بشناسی در آموزه های دینی همیشه به ما گفتند قدر و قیمت خودت را بداند خدا رحمت کند کسی که قدر خودش را بداند. من عرف نفسه، من عرف نفسه... ده ها خروجی از عرفان نفس گرفته شده. و ده ها نکبت و خروجی از نشناختن نفس گرفته می شود. هر جا ما دچار غم اضطراب و غصه و پوچی افسردگی بداخلاقی بد جنسی می شویم مال این است که خود را نمی شناسیم. هر جا آفت های روحی و روانی می آید سراغ مان مال این است که من خودم را گم کردم. خود حقیقی ام را فراموش کردم دارم با خود غیرحقیقی با ناخودم دارم زندگی می کنم آنجا آنها را ملاک قرار دادم. خودم را یک مرد یا یک زن می بینم که هر دویش غلط است. ما یک انسانیم بزرگتر از یک مرد یا یک زن. چون چنین است اکرام مسئله مهمی است لذا در روایت داریم که بحث اکرام یک بخشش معرفی افراد به خودشان است خودشناسی است که من خودم را بشناسم که چقدر قیمت دارم اسیر سبک زندگی های غلط نشوم. دیگران با سبک زندگی های بچه گانه و کودکانه شان اسیر خودشان نکنند من را مقلد خودشان نکنند. من را پیرو خودشان نکنند چون گفتیم انسان قیامت با کسی محشور می شود که در دنیا او را الگوی عملی خودش قرار داده ادعایی که امام زمان و امیرالمومنین حضرت زهراست این ها را بگذارید کنار، زندگی ات را دوست داشتی شبیه چه کسانی باشی و شبیه چه کسانی زندگی کنی دوست داشتی سبک زندگی ات شبیه کی ها باشد. خانه ات وسایل خانه ات غذا خوردنت و نوع زندگی ات دوست داشتی شبیه کی ها باشی. این تو را با آنها محشور می کند ادعا و حرف به درد نمی خورد دوست داشتی مثل کی باشی همان است قیمتت. این سر جای خودش. اگر من خودم را شناختم الگوهای خوب انتخاب می کنم. بهترین الگوها را برای خودم انتخاب می کنم الگوهایی که لایق من هستند. همانطور که کتابهایی را انتخاب می کنم که لایق من هستند استادهایی را انتخاب می کنم که لایق من هستند رشته ای را انتخاب می کنم که لایق من است سبک زندگی را انتخاب می کنم که لایق من است. پس وقتی اکرام یک موقع این است که قیمت اصلی را می دهیم یک موقع است که نه، احترام می گذاریم به یک نفر. این خیلی مهم است مسئله اکرام و احترام، پس این بحث ها سر جای خودش. الان می خواهیم روایت هایی را بخوانیم که در مورد اکرام و احترام به دیگران است. فعلا کلیاتش را بخوانیم اگر فرصت شد یک مقدار جزئیترش را می گذاریم برای جلسه آینده.

فرمایش اول از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: من اکرم اخاه المسلم بمجلسٍ یکرمه او بکلمه یلطفه بها او حاجه یکفیه ایاها لم یزل فی ظل من الملائکه ماکان من تلک المنازله. اینها قانون های خلقت است دیگر. راجع به فیزیک و شیمی مثلاً آب H2O است این ها را خدا گذاشته به عقل ما و ما هم بالاخره کشف می کنیم. این ها را دانشمندان خدا سپرده اما قوانین ریاضی خلقت و نفس را سپرده به اساتید این رشته. به کسانی سپرده که تمام فرمولهای ریاضی روح و نفس و خلقت و ارتباط نفس رو عالم در دست اینهاست. این دقیقا مثل H2O می ماند و فرمول می دهد به شما. حضرت قاعده دارد می دهد من اکرم اخاه المسلم هر کس برادر مسلمانش را یا خواهر مسلمان در مجلسی گرامی بدارد یک جایی به او احترام بگذارد مثلاً برایش جا باز کند مثلا بگوید بیا پیش من یا صندلی اش را به او بدهد و تحویلش بگیرد یک حرف زیبا در موردش بزند. یک خوبی از او بگوید یک تجلیلی از او بکند. یک قشنگی از او بگوید یک کمالی را وصف کند از برادرش بعضی ها نه، بعضی ها نق غر توهین و تحقیر و مچ گرفتن و ضربه زدن و حال گرفتن و دریدن به قول امام رضا علیه السلام دریدن دارند می درند دیگران را. حضرت می گوید نه احترام تکریم. هر کس این کار را بکند او بکلمه یلطفه بها یا با یک سخنی با او ملاطفت کند یک سخن قشنگ ملاطفت آمیز و مهربانانه در مورد برادرش بگوید برادر دینی اش به او بگوید یک حرف قشنگ بزند. این هم گفتم آدم می خواهد آدم بزرگ است که وقتی در مجلسی می نشیند بزرگی و قشنگی های دیگران را می بیند و او حاجه یکفیه ایاها یا اینکه یک حاجتش را برطرف کند یک حاجتی دارد برادری خواهری کسی نیازی دارد برطرف کند. از چیزهای کوچک از چیزهای کوچک تا چیزهای بزرگ سر سفره نشستی احساس می کنی یک نفر آب میخواهد بلند شوی بروی آب بیاوری. این می شود اکرام این می شود ملاطفت نمکدان می خواهد تو بروی نمکدان بیاوری یک قاشق کم است بلند شوی بروی بیاوری. غذایت را زودتر بدهی به دیگران. یک سری چیزهای جزئی و کوچک است تا بزرگ از همین ها شروع می شود. لم یزل فی ظلّه من الملائکه ماکان بتلک المنزله تا هنگامی که در این حالت به سر می برد در سایه ی ملائکه الله به سر می برد. این سایه ملائکه الله یعنی چی. خیلی این دقیق است در بحث نقش ملائکه الله در نظام خلقت توضیح دادیم اصلاً مَلَک یعنی چی. ملائکه از کلمه ملک گرفته می شود یعنی قدرت، یعنی حاکمیت، ملک چرا می گویند ملک ما در فارسی می گوییم فرشته می گوییم. چرا می گوییم مَلَک، در عربی ملک می گویند برای اینکه صاحب قدرت است. خداوند کل نظام خلقت را توسط ملائکه اداره می کند. تمام قوای عالم مادی و معنوی دست ملائکه است. پس وقتی می گوید در سایه ی ملائکه است یعنی مورد کمک و تأیید ملائکه است. اینطوری آدم کمک ملائکه الله را جذب می کند شما هیچ کدام تان نیستید که تجربه کمک ملائکه را در زندگی نداشته باشید محال است زمانی که نطفه ما بسته شده ملائکه همه کارهای ما را کردند تا زمانی که به دنیا آمدیم بعد هم در کوچکی در معرض هزار خطر بودیم بچه از هزار جا می افتد از کارهای خطرناک ولی حفظ می شود و می بینیم که بچه هیچ طوری اش نشد بچه در آن کوچکی حفظ می شود. ملائکه الله هستند. این بارانی که می آید حضرت می گوید فرشته های می آورند و می گذارند آنجایی که باید بیاید. غذایی که هضم می شود ملائکه این کار را انجام می دهد. چشمی که می بیند و بسته می شود و باز می شود. همه ی نظام فیزیکی و متافیزیکی عالم دست ملائکه الله است الان وقتش نیست شاید در اردو بیشتر این بحث ها را توضیح خواهیم داد. ملائکه همه کاره هستند. می گوید یک کسی که مهربانی میکند احترام به دیگران می گذارد ملائکه قدرت شان را به این می دهند یعنی زیر سایه ملائکه است ملائکه کمکش هستند رفاقت با ملائکه الله کمک گرفتن از ملائکه الله، دوست شدن با ملائکه الله یک توان یک شایستگی و لیاقت است. شما وقتی حرم حضرت معصومه می روید چی می گویددر اذن دخول. فکونوا ملائکه الله اعوانی و انصاری ای فرشته های خدا ای ملائکه خدا من آمدم دیدن این خانم جای کوچکی نیست. یک جایی که همه ی معصومین و انبیا حضور دارند. در حرم معصومه سلام الله علیها. منظر همه ی انبیا و معصومین است. جای شوخی نیست ورود به حرم حضرت معصومه ما حالی مان نیست سرمان را می اندازیم پایین می رویم و می آییم. می پرسند چی دیدید می گوییم یک تکه آهن با نام ضریح بود بوس کردیم آمدیم پشت پرده را اگر ببینید چه خبر است آنجا و چه باطنی دارد آن حرم قلب انسان می خواهد دربیاید وقتی می خواهی بروی حرم و برگردی. جایی که همه دارند نگاهت می کنند تمام فرشته ها و انبیا، و معصومین همه بدون استثنا دارند نگاهت می کنند جلوی چشم آنها می روی و برمی گردی. جلوی چشم آنها می روی و بر می گردی. مگر شوخی است آدم بیاید وضو بگیرد وارد حرم شود بیاید در فضایی که در این فضا همه دارند نگاهش می کنند. ملائکه الله انبیاء معصومین تا خودش را برساند به ضریح خانم و برگردد. تا برود حرفهایش را با خانم بزند آن هم آن حرفهای سنگین که خیلی قشنگ است. آن ها را در حدیث معراج داریم شرح می کنیم. زیارت نامه حضرت معصومه سلام الله علیها را.

اینقدر این کار سنگین است این زیارت، زیارت بقیه هم سنگین است ما خودمان چون سبک هستیم سبک می گیریم. حواس مان نیست همینطوری می رویم حرم آقا امام رضا و بر می گردیم و زیارت کردیم و آمدیم. اگر یک کسی بتواند بداند دم در چه اتفاقی است چه ماجراهایی است تا وقتی که برود و برگردد چه داستان هایی است مگر آدم عادی می تواند برود و عادی می تواند برگردد. ما حواس خودمان را پرت می کنیم بازی می کنیم می رویم غافلانه چشم مان را می بندیم که کسی را نبینیم. اگر یک کسی حواسش باشد یک ذره اینقدر تمرکز می برد یک زیارت که نگو. تا تو بروی وارد زیارت شوی یک جایی که همه دارند نگاهت می کنند همه فرشته ها و انبیا وایستادند عزرائیل جبرئیل و اسرافیل و میکائیل است برای همین با این ها اول سلام علیک می کنی دیگر. دیدید السلام علی آدم صفوه الله تا می رسی به امام زمان همه را تو آنجا می بینی. بالله والله تاالله همه حضور دارند آنجا. همه هم دارند نگاهت می کنند. جگر می خواهد یک کسی حواسش باشد برود در حرم و می شود عادی بروی در حرم حضرت معصومه و حرم حضرت عبدالعظیم هم اینطور است شما وقتی می روی آنقدر خبرهاست در حرم که نگو. حرم حضرت امامزاده حمزه و امامزاده طاهر. می گوید فکونوا ملائکه الله اعوانی و کونوا انصاری ... کمکم کنید من داخل شوم. به یاری من بیا ای فرشته ها من بتوانم وارد این حرم شوم. یکی بگوید آقا ما در عمر مان نه ملائکه را دیدیم و نه کمک خواستیم یک عمر هم است می رویم حرم و می آییم خودمان دست و پا داریم می رویم دیگر. بله آن طور رفتن و آمدن که، مگس ها هم می روند و می آیند. حتی ادخل من بروم در این روضه مبارکه می خواهم وارد این بهشت شوم و بیایم. ادعوا الله فنون دعوات ... بلد باشم فن دعا را بلد باشم. فنون دعوات، فن های دعا ها را بلد باشم که می خواهم چی بگویم. که می خواهم چی بگویم حول نشوم و می خواهم چی بگویم 14 معصوم وایستادند چشم در چشم انبیا وایستادند ملائکه الله هستند خدا است خود حضرت معصومه سلام الله علیها است با یک عالم کبکبه و دبدبه اش سلطنت عظیمی که دارد این بانو، چی می خواهم بگویم من اینجا. حرف زدن کار راحتی نیست. ما همینطوری سر مان را می اندازیم پایین و می رویم و می آییم و خوشیم و راحتیم. فرشته ها کمک کنید من می خواهم اینجا حرف بزنم واعترفوا لله ... می خواهم اعتراف کنم می خواهم بگویم که من مال شما هستم من جای دیگر نمی روم. من فقط سبک زندگی شما سبک زندگی کسی دیگری را تعقیب نمی کنم من تعلق به شما دارم من غیر از شما جای دیگر نمی روم. این کلام خیلی سنگین است. من می خواهم بروم اعتراف کنم که من مال شما هستم. عبد شما هستم. واعترفوا لله بالعبودیه... می خواهم بروم به خدا بگویم من عبد تو ام من مال تو هستم. من اصلاً دوست ندارم سبک زندگی و فرمول زندگی ام را از هیچکس غیر از تو بگیرم. و للنبی و الائمه .... می خواهم اعتراف کنم که پیامبر ائمه آمدم تجدید میثاق و عهد، آمدم که بگویم من فقط از شما اطاعت می کنم.

یک خانمی که هفت قلم آرایش کرده موهایش زده بیرون آستین هایش کوتاه است پایش نامحرم دارد می بیند یک آقایی که یقه اش باز است و گردنبند طلا دارد انگشتر طلا دارد روی صفحه موبایلش یک عالم چیزهای مزخرف دارد می رود این نمی رود آنجا که اعتراف کند این نمی خواهد که بگوید من آمدم با شما باشم. این آمده برای یک احترام بوس کند و زن می خواستم آمدم، چک برگشتی داشتم آمدم کاری با شما ندارم. یا الله ما یک مشکل داریم حل کنید. فلسفه حرم را بگوییم. تو اینجا تمام زندگی ات را به روز کن، به روز کن، برو بگو ما آمدیم من آمدم خدایا بگویم که من این کاره ام. من مال تو هستم. واعترفوا لله .... آمدم اعتراف کنم که من می خواهم شما را اطاعت کنم من اصلاً پیرو کس دیگری نیستم من عارم می آید برایم فاجعه است برایم ننگ است که از کسی غیر از شما دستورالعمل بگیرم من از آقایان و سرورانی غیر از شما خجالت می کشم. برای من افت دارد برای من زشت است کسانی غیر از شما به من دستور بدهند. من از اینترنت و ماهواره و فلان رمان و فلان فیلم و فلان ورزشکار و فلان فیلسوف و شاعر دستور نمی گیرم سبک زندگی ام را آنها مشخص نمی کنند من اگر بخواهم آنها را بروم شدم یک آدم بدبخت و بیچاره هر جایی. آقا فرشته ها باید کمک کنند. شما به فرشته ها می گویید جبرئیل سلام الله علیه چه فرشته هایی خدا برای ما گذاشته چقدر رفیقند. چقدر رفقند. بیایید کمکم کنید من این کار را بکنم. برای همین هم اکثراً نمی توانند این کار را بکنند. برای همین هم ما اکثراً 40 سال است می رویم زیارت و اتفاقی هم نمی افتد هنوز هم سبک های زندگی مان غلط است چون اصلاً جدی نیستیم در زیارت. زیارت شوخی است مگر، که بروی حرم و برگردی. آقا ملاقات حضوری است حقیقی حقیقی خصوصی است. ما می گوییم نه او مرده الان در بهشت است اینجا سر قبرش یک آهنی گذاشتند و ضریحی گذاشتند ما این را بوس می کنیم و تبرکاً بر می گردیم. نه او آنجا نشسته چشم در چشم دارد نگاهت می کند. این فرشته ها باید کمک کنند، پس اینجا که می گوید اگر کسی کسی را اکرام کند ببینید خیلی حرف است.

لم یزل فی ظل من الملائکه ... می گوید این دائماً در سایه فرشته هاست کسی که اهل احترام گذاشتن به دیگران است زیر سایه فرشته هاست یعنی زیر سایه قدرت الهی است این آدم. کما اینکه احترام به دیگران گذاشتن خودش یک قدرت است یک هنر است. هر کس عرضه ندارد این احترام را بگذارد به دیگران. بی عرضه ترین و بی هنرترین آدم ها کسانی اند که فقط عیب می گیرند. فقط مچ می گیرند، فقط ضعف ها را می بینند فقط بلدند ضایع کنند اطرافیان شان را. اینها آدم های بی هنر و بی عرضه ای هستند ضایع کردن و مچ گرفتن و سخن چینی و فاش کردن اسرار دیگران و غیبت کردن در مورد دیگران، پچ پچ کردن هنر جهنمی هاست. هنر آدم ها نیست هنر بهشتی ها نیست. حرمت گذاشتن ستاریت، ستار بودن حرف قشنگ زدن احترام گذاشتن ادب را رعایت کردن این کار آدم های باشرافت است حرمت پدر و مادر را داشتن کار هر کسی نیست. آدم های شریف و بزرگ اند که می توانند حرمت پدر و مادرشان را رعایت کنند. حرمت پدرزن و مادر زن و پدرشوهر و مادرشوهر کار هر کسی نیست. این آدم بزرگ می خواهد که بتواند قدر خانواده همسرش را بداند حرمت خانواده همسرش را به عشق الله رعایت کند. این کار بزرگی می خواهد. ببینید اینقدر رمز این پشت خوابیده که من مجبورم هی بروم جاده خاکی هی بیایم. یا رسول الله چه ربطی بین اکرام و ملائکه وجود دارد؟ سوال کنیم دیگر. همینطوری رد نشویم. پیغمبر نشسته رو قله ی نظام هستی دارد از اسرار این نظام و فرمول های این نظام می گوید می گوید بین اکرام به دیگران و ارتباط با ملائکه و قدرت گیری از فرشته های خدا ارتباط مستقیم وجود دارد. اگر اهل اکرامی ملائکه کمکت هستند. پس تو مورد توجه هستی که توانستی اکرام کنی اگر توهین کردی هی فحش دادی و نق زدی و حرف بی ربط زدی و تحقیر کردی این مال این است که کوچک هستی. هنوز بزرگ نشدی. یک جمله می خواندم از یک خانمی، چقدر تحسین کردم این خانم را، یک خانم خارجی است مسلمان هم نبود ولی چقدر این خانم باطن اسلامی داشت ظاهرش مسلمان نیستند ولی باطناً ایمان را دارند. گفت که با دوستم یا با همسرم یادم نیست، رفتم پیش دوتا بزرگ دوتا از بزرگان و دانشمندان کشورم وقتی رفتم پیش اولی فهمیدم این آدم چقدر آدم بزرگی است. ولی وقتی رفتم پیش دومی فهمیدم که چقدر من آدم بزرگی هستم. خوب به نظر شما شخصیت اول مهمتر بود؟ یا شخصیت دوم؟ شخصیت دوم. چون شخصیت اول طوری رفتار کرده که بزرگی خودش را نمایش داده به او. ولی شخصیت دوم اینقدر آدم بزرگی بوده که وقتی این خانم رفته پیشش به آن خانم بزرگی داده. آدم بزرگ کسی نیست که بزرگی اش را به رخ دیگران بکشد و پز بدهد برای دیگران. هی گندگی خودش را به رخ بکشد هی توان های خودش را به رخ بکشد آدم بزرگ کسی است که بزرگی دیگران را می بیند. قدرت ها کمالات و زیبایی های دیگران را، این می شود آدم بزرگ. و اینطوری خدا می رود دردل آدم. اینطوری عشق از همه جای غیب می رسد به تو. این طوری است که خنده ی آسمان برای تو بلند می شود. وقتی تو می توانی اینطوری باشی. این طوری است که همه بالایی ها برایت کف می زنند. ولی تووقتی فقط خودت را می بینی توانایی و هنر خودت را می بینی و بقیه هیچ کاره اند همه کوچکند بقیه همه جهنمی هستند فقط تو بهشتی هستی بقیه پایین اند و فقط تو آدم حسابی هستی آنها در آسمان را رویت بسته می شود عجب آدم خودشیفته ای است عجب آدم بدبختی است. اصلاً الحمدلله نمی گذارد که یک نفر، خودشیفته شود. الحمدلله ان شاءالله اگر در اردو برسیم ما این اذکار را توضیح بدهیم الحمدلله یعنی همه قشنگی ها حتی هر چه که من دارم مال خداست. پس من چه پزی دارم به کسی بدهم چی ام مال خودم است که من پز بدهم به کسی کدام قشنگی ام کدام زیبایی ام کدام کمالم کدام توانم مال خودم است بعد بروم به دیگران پز بدهم. چی اش مال خودمان است ما چی مان مال خودمان است و از خودمان است. الحمدلله یک سپری است که اگر یک کسی هر روز بگوید. دیگر شیطان نمی آید فریبش بدهد. دیگر شیطان نمی تواند سوار این آدم شود داد بزن نق بزن غر بزن. ایراد بگیر سرزنش کن، الحمدلله راحتت می کند اصلاً نمی گذارد خودت را ببینی. الحمدلله تمام حجاب های بین تو و آسمان را بر می دارد اگر بگویی الحمدلله. ما خیلی مفت از کنار این اذکار رد می شویم. ببینید الحمدلله چه قدرتی به ما می دهد و خدا چه اسلحه و چه اسم اعظمی به ما داده است. الحمدلله. الحمدلله. الحمدلله. ما شاءالله. لا حول و لا قوه الا بالله. لا موثر فی الوجود الا الله. تمام این حجاب ها و خودشیفتگی ها را از سر راه ما بر می دارد کوچک دیدن دیگران، همه را بر می دارد. می خواهم روایت را خوب بفهمیم از کنارش رد نشویم. بله پیغمبر گفت هر کس هر کس را احترام بگذارد در سایه فرشته هاست. خوب یعنی چی چی ربطی دارد این. ربطش را بفهمیم یعنی چی. در سایه فرشته هاست سایه فرشته ها را چه کار کنیم. چه خاصیتی سایه فرشته ها دارد. خیلی کار میکند سایه فرشته ها اگر کسی سایه فرشته های بالای سرش باشد خیلی کار می کند. یک کسی ملائکه الله را داشته باشد. خیلی کار می کند. شما می بینید یک خواهر و برادر هستند یکی شان بی ادب و بددهن و یکی شان مودب حرفهای قشنگ می زند بعد در طول زندگی می بینید که یکی از اینها همیشه زندگی اش به راه است همه چیزش خوب است آن یکی همه اش هشتش گرو نه است. چطوری شده؟ دو نفر بودند تازه آن یکی که مودب بوده خیلی از کمالاتش عقب تر بوده چون سایه ملائکه الله را داشته ادب می گذاشته احترام می گذاشته هنر احترام گذاشتن به دیگران را داشته هنر مهرورزی داشته هنر با کلام ملاطفت آمیز می توانسته بزند حرف های قشنگ بزند. نه اینکه هر جای می رفته یک نیشی به یکی می زند همه هم به او اعتراض می کنند. صد نفر را می رنجاند وقتی می خواهد حرف بزند. این نمی گذارد سایه ملائکه الله رویش باشد. به همین سادگی یک وقتی می بینی نه دانشگاه رفته نه دیپلم داره نه 5 کلاس سواد دارد نه خیلی کلاس رفته یک آدمی است که بلد است به دیگران احترام بگذارد ادب را رعایت می کند. حرمت آدم ها را رعایت می کند. حرمت حیوانات را رعایت می کند. حرمت گیاهان را رعایت می کند. احترام می گذارد به گیاهان به اشیا احترام می گذارد. شما پیغمبری دارید مسلمانها، پیغمبری دارید که هیچ کدام از وسایل خانه اش بی اسم نبوده. چندتا مرکب داشته الاغ هایش اسم داشتند. شترهایش اسم داشتند اسبش اسم داشتند عصاهایش همه شخصیت دار بودند و اسم داشتند شخصیت حقیقی دارد از نگاه حقیقی. شخصیت حقیقی دارند اشیا. خوب اسم بگذار رویش. ما همچنین هنرهایی نداریم اگر بگذاریم مسخره می شویم. پیغمبر می گوید فلان عصایم منشور را بردار بیار، فلان سوار مرکبم که اسمش این است برو بیار. پیامبر چون حرمت می گذارد به اشیاء می فهمد اشیا حرمت دارند وقتی می نشیند تکیه می دهد به این ستون، وقتی بدنش به این ستون می چسبد بدن پیغمبر با این ستون یک صفایی دارد. چون آن ستون زنده است می فهمد که این پیغمبر است و پیغمبر هم با این ستون خیلی حال می کند. با هم طوری که وقتی پیغمبر بلند می شود روی منبر دیگر بنشیند داد ستون در می آید. این ستون الان است زنده است این ستون. ستون حنانه که در مسجد النبی است این ستون است هنوز. این وقتی با یک شی با حرمت رفتار می کنی به او می گویی من می فهمم که تو داری من را می بینی نگاه کنید دعاهای امام سجاد را نگاه کنید با ماه چه حرفهایی دارد با خورشید چی می گوید با رعد و برق چقدر قشنگ حرف می زند با باد چطوری صحبت می کند. ما اگر این حرفها را بزنیم می گوییم خرافی است این چیست آدم مگر با باد می تواند حرف بزند مگر آدم با رعد و برق و حرف می زند یا به خورشید و ماه سلام می کند شما نگاه کنید الان ماه رجب و ماه شعبان ماه مبارک که می آید سلام بدهید به هلال با این ماه حرف بزنید. ما می گوییم این خیالبافی است ولی اینطوری نیست. ائمه بصیرتشان خیلی بالاست که همه چیز را اینطوری می بینند واقعیت را می بینند. ان من شیء الا یسبح بحمده و لا کن لا تفقهون تسبیحهم هیچ چیز نیست که دارد تسبیح خدا را می گوید همه شعور دارند و می فهمند مگر این مولکول آب را شما خودتان ندید که پروفسور اموتو می گوید وقتی من برایش قرآن می خوانم یک جور دیگر است وقتی موسیقی هوی متال می گذارم یک طور دیگر است. همه شعور دارند اکرام برای همه چیز خوب است.

موبایلت را پرت نکن ساعتت را پرت نکن لباست خودکارت کتاب و دفترت را پرت نکن. وقتی عصبانی می شوی عصبانیتت را سر اشیا خالی نکن. اصلا یک کسی که اهل حرمت است اولین کسی که حرمتش را رعایت می کند خودش است آدمی که حرمت خودش را دارد می فهمد که عصبانی شدن بی حرمتی است می فهمد که غم خوردن بی احترامی به خودش است می فهمد حرص و جوش خوردن بی احترامی به خودش است می فهمد برای دنیا گریه کردن ذلیل کردن خودش است پیامبر فرمود هر کس برای دنیا گریه کند جهنمی است من بکا علی الدنیا دخل النار. جهنمی است. آدم می فهمد که من حرمت دارم. به آن کسی که احترام بگذاریم خودمان هستیم. من حرمت دارم برای چی بنشینیم برای دنیا عصبانی شوم برای یک پرس غذا، برای یک پرده، برای یک تلفن همراه، برای یک اتومبیل، حالا شده که شده برای چی من بنشینم غصه بخورم من مگر اینقدر بی ارزشم که برای اتومبیلم که تصادف کرده بنشینم عزاداری کنم یا سر کسی که تصادف کرده داد بزنم. قیمت من این است؟ من همچین قیمتی ندارم این خیلی قیمت کوچک است اگر کسی حرمت خودش را داشت زندگی شاد و آرامی دارد وقایع دنیا وقایع زندگی تلخی های دنیا او را غصه دار و عصبانی و پرخاشگر نمی کند. بشناسد خودش را ما آن موقع هایی عصبانی می شویم که قیمت از دست ما می رود خراب می کنیم آن موقع هایی گریه می کنیم ذلیل و خوار می شویم و بدبختی می آید سراغ ما که قیمت مان از دست مان می رود. نگاه کنید چه ربطی بین این فرمایش پیغمبر و صدر و ذیل فرمایش پیغمبر وجود دارد فرمایش بعدی هم باز از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. من اکرم اخاه المسلم بکلمه یلطفه بها و فرج عنه کربته لم یظل فی ظل الله الممدود علیه الرحمه ماکان فی ذالک. مقام رفت بالاتر. اولی گفت در سایه ملائکه الله است اینجا می گوید در سایه خداست. هر کس برادر مسلمانش را احترام بکند اکرام کند. با یک کلمه ی که ملاطفت حرف قشنگی بزند به او و مشکلش را برطرف کند اندوهش را برطرف کند تا در این حال است در سایه ی پوشیده ی از رحمت خدا قرار دارد. یعنی رحمت خدا شامل حالش است. این عرضه می خواهد. چطور بعضی ها زندگی هایشان آرامش دارد شیرینی دارد برکت دارد. خیر دارد. برای اینکه خشونت در آن نیست. و جالب است اگر یک کافر هم اینطوری باشد خدا باز رحمت می فرستد و اگر یک مومن این طوری نباشد خدا رحمت را از او بر می دارد. اگر کافرها با هم خوب باشند و به هم احترام بگذارند آدم هایی که به خدا اعتقاد ندارد این قدر این کار قشنگ و زیباست اینقدر این کار ارزش است حرمت گذاشتن ادب رعایت کردن، به دیگران که خدا خیر و برکت می فرستد برای خانواده کافر. وقتی خانواده مومن هی به همدیگر تجاوز می کنند به حریم های همدیگر هی فضولی در کار هم می کنند هی ایراد از هم می گیرند هی همدیگر را ضایع می کنند و خراب می کنند بجای اینکه هوای همدیگر را داشته باشند حرمت بگذارند و مهربانی کنند خدا خیر و برکت را از آنها می گیرد. طرف در آمریکا نشسته شکمش سیر، در اروپا نشسته شکمش سیر، مسلمان هم نیست، دیدید شما دیگر در تلویزیون این آدم های خوب را می بینید در آمریکا و اروپا مسلمان هم نیستند ولی آدم های الهی هستند دوست داشتنی هستند می بینید که یک فسادی که در یمن می شود در افغانستان می شود در عراق می شود در غزه می شود می آیند بیرون و تظاهرات می کنند پرچم و پلاکارت دست شان می گیرند کمک می کنند اعتراض می کنند که چرا باید اینطوری باشد سراغ دادگاه ها و سراغ حقوق بشر و سازمان ملل می روند کتک هم می خورند ولی اعتراض می کنند سرشان درد می کنند؟ نه انسانهای مهربانی هستند. می گویند چرا آن بچه یمن و بچه غزه ای زیر بمباران باشد در خیلی جاها در مسلمانها اصلاً صدایشان هم در نمی آید. می گوید این بی احترامی است دارند بچه های کوچک را می کشند می سوزانند دارند انسانها تک تکه می شوند خانواده ها متلاشی می شوند اصلاً هیچی در روند زندگی عادی خودش است نه یک نمازی نه یک دعایی یا یک یا الله برای اینها می کشد. این بی رحمی است وایستیم نگاه کنیم که همه را دارند می کشند. خیلی ها هم راحت می نشیند و اخبارش را نگاه می کنند و کک شان هم نمی گزد اگر در خانه خودت این بمب ها می افتاد بقیه هم با تو بی رحمی می کردند خوشت می آمد بقیه هم ترا نمی دیدند و هیچ کس صدایش در نمی آمد و همه سکوت می کردند بچه هایت را ناموست را جلوی چشمت تکه تکه کنند بکشند تجاوز کنند آن وقت تو همینطوری اگر همه سکوت می کردند راضی بودی. سیدالشهدا علیه السلام روز عاشورا فرمود اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. لم یکن لکم دینه فلاتخافون المعاد فکان فی دنیاکم احرارا.. اگر دین ندارید و از آخرت نمی ترسید در دنیای تان آدم های آزاده ای باشید. آنها مهربان اند خدا هم با رحمتش آنها را می پوشاند به آنها هم خیر و برکت می دهد. یک مسلمان است بی عاطفه و بی رحم است می گوید غزه به من چه، نه غزه نه لبنان نه افغانستان و نه عراق به من چه این حرفها، این ذلیل می شود این خوار می شود این آدم قسی القلب است این آدم رحمان نیست این آدم به الله نزدیک نشده که این گونه است. یک مسلمان اگر یک غیر مسلمان هم در آزار باشد لذتی نمی برد. خدا رحمت کند آیت الله بهجت فرمود من اگر برای شیعیانم دعا نکنم برای چینی ها هم اگر مشکل داشته باشند دعا می کنم. احترام به دیگران. مهربان بودن. یک روایت بخوانم از وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: ما فی امتی عبدٌ الطف اخاه فی الله بشی من لطف الا اخدمه الله من خدمٍ الجنه. در بین امت من کسی نیست عبدی نیست بنده ای نیست که به یک بنده ی دیگری لطف و محبتی کند در راه خدا، به خاطر خدا نه بخاطر طمع ها به او لطف کند و بعداً سر و کار مان به او می افتد بدون اینکه کاری با او داشته باشی و نیازی داشته باشی در حقش لطف می کنی چه اتفاقی می افتد؟ الا اخدمه الله ... خداوند خدمت گزاران بهشتی را در اختیارش قرار می دهد. حتماً به کسی خدمتی می کند برای خودش خدمتکاری را خلق می کند. دقت کنید چی می گویم خدمت می کنی خدمتکار آفریده می شود برایت دارایی ات است. پس بخل نکنیم در لطف کردن به مردم. بخل نکنیم در محبت کردن به مردم، حسادت نکنیم در محبت ها، کم بگذاری از خودت کم گذاشتی هر چقدر مهربانی کنی گذشت کنی هر چقدر مهربان باشی هر چقدر دیگران در زندگی تو سهم داشته باشند تو بزرگتر و ثروتمندتر میشوی. خدا خدمتکاران بهشتی را به خدمت او در خواهد آورد. اخدمه، یعنی خدا به خدمت در می آورد برای او از خدمتگزاران بهشتی. ما چی می فهمیم بهشت یعنی چی و خدمت گزاران بهشتی یعنی چی ما جنینی هستیم در رحم دنیا اگر یک جنین در رحم مادر فهمید دنیا چه خبر است ما هم می فهمیم یعنی چی. و خدمت در بهشت و یک خدمتکار بهشتی یعنی چی. ولی همین طوری از دور بانگ جرسی می آید یک چیزی پیغمبر فرمود ما هم همینطوری یک چیزی می فهمیم. بله هر کس یک خدمت و لطفی بکند خدا یک خدمتگزار بهشتی در اختیارش قرار می دهد خوش به حال کسانی که مهربان اند و بی شرطند و راحت به دیگران لطف و محبت می کنند خوش به حال کسانی که سرسخت نیستند خوش به حال کسانی که سینه شان آنقدر باز است که هر وقت فرصت محبت کردن به بندگان خدا پیش می آید دریغ نمی کنند خوش به حال کسانی که قدرت ایثار دارند قدرت دارند که دیگران را به خودشان ترجیح دهند الایثار و تاج المکارم تاج همه زیبایی ها این است که انسان دیگران را به خودش ترجیح دهد.

والحمدلله رب العالمین .