جلسه 379 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
379
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
5
روز
8
متن کامل (خام) ‌ جلسه 379 - خانواده آسمانی

بحث مان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی با همدیگر بود که به موضوع کمک رسیدیم. نصرت را توضیح دادیم گفتیم نصرت در مواردی است که انسان با مخالفین دشمنان بدخواهان یا دیگر انسانها روبرو هست. که دوستش برادرش عزیزش با انسانهایی به گونه ای درگیری و مخالفت دارد که انسان باید دوستش را در اینگونه موارد یاری کند و نصرت را هم توضیح دادیم که اگر دوست من برادر من مظلوم باشد نیاز به کمک داشته باشد کمکش کند اگر ظالم باشد او را هم کمک کنم و کمک او به این است که جلوی ظلمش گرفته شود و نگذاریم عزیز ودوست ما به کسی ظلم کند. ولی مسئله بعدی که مسئله اعانت است کمک در همه ی موارد است یار بودن و یاور بودن در همه موارد عام تر هست مسئله کمک هر اعانه ای هر اعانتی نصرت نیست اما هر نصرتی اعانت است. خوب فرمایشی داریم از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این فرمایش فرمایش مهمی است که باب بزرگی است معرفت فوق العاده را بر روی ما باز کند دقت کنید. بعد بروم سراغ باب مهم. ایشان فرمود الله فی عون العبد و ماکان العبد فی عون الاخی خیلی تکان دهنده است الله یعنی هستی مطلق با همه اسماء و صفاتش با این هزاران اسمی که ما می خوانیم همه اش به کمک یک فرد می آید الله بخواهد یک نفر را کمک کند خیلی حرف است خدا بخواهد یک نفر را کمک معنایش چیست؟ یک ذره دقت کنید کلام خیلی مهم است عمیق است الله فی عون العبد ما کان العبد فی عون الاخی تا وقتی که شخص در حال کمک به دیگران است الله هم در حال کمک به ما است. یعنی پس ما فقط دوتا نکته را دقت کنید توحیدی است یکی اینکه لا حول و لا قوه الا بالله العظیم اگر ما به کسی کمک می کنیم پس چطوری کمک می کنیم به حول و قوه الهی کمک می کنیم قدرت ونیرو و دل و عاطفه اش را همه را خدا می دهد. این یک نکته، نکته دوم اینکه غیر از این مقوله ی توحید افعالی که لا حول و لا قوه الا بالله است این است که به خود ما هم دارد کمک می رسد یعنی نه فقط ما توان داریم و این توان را از خدا می گیریم برای کمک کردن به دیگران، بلکه خدا به خود ما هم کمک می کند برای حل مشکلات مان، دوتا نکته شد من کمک می کنم به دیگران به کمک خداوند، و الا من از خودم هیچ چیز ندارم. ما عین ربط به حق تعالی هستیم وقتی می گوییم لا حول و لا قوه الا بالله یعنی من نه پول و انرژی و قدرت و نیرو و نه توجه ام هیچ چیزم مال خودم نیست که به دیگران می دهم توجه کنم که فقط یک واسطه هستم که خدا به واسطه من دارد یک کار برای دیگران می کند این لطف خداست که به من عنایت کرده که از طریق من دارد این اسم الهی و ربوبیت خدا انجام می شود و آدم باید قدرش را بداند و شکر خدا را به جا بیاورد منتی بر سر خدا ندارد. بلکه این خداست که منت سر ما می گذارد که به وسیله ما به بندگان خود کمک می کند ان حوائج الناس علیکم من نعم الله .... حضرت سیدالشهدا فرمود حوائج مردم به شما از نعمات و الطاف خداست بر شما پس از نعمت ملول نشوید. یک کسی که خسته وملول می شود از کمک به دیگران هی می گوید مهمانداری حوصله ندارم از مهمانی رفتن حوصله ندارم نمی توانم همه اش احساس ضعف دارد در واقع وجودش را آماده نکرده که این خیرات از وجود او انجام شود. نگو چرا من همه اش مشکلات سر من می ریزد نگو من چقدر بیچاره و گرفتارم نه این چرا نیست چرا نباید بکنی. جای چرا گفتن نیست جای شکر است. که خوب حالا ازطریق من دارد این انجام می شود. و اگر هم از طریق ما انجام شد یا می توانیم یا نمی توانیم در هر دو صورتش قشنگ است اگر بتوانیم خیری برای ما ثبت می شود خدا خودش از طریق ما دارد به او بنده اش کمک می کند اما ثوابش را در نامه عمل ما می نویسد چون ما واسطه بودیم خدا خیلی حرمت واسطه ها را دارد. خیلی جا ها هم که خودش خالق است می گوید انّا خلقنا می گوید ما خلق کردم انّا جعلنا ما قرار دادیم واسطه ها را هم می گیرد همه را حساب می کند خداوند. پس این لطف خداست اگر از طرف ما انجام شد با رضایت و نیکی ثوابش را خدا به خود ما می دهد خود خدا فاعل است دارد این کار را انجام می دهد. یک موقع است ما نمی توانیم کاری کنیم برای این نتوانستن غصه می خوریم این غصه خوردن هم برای ما فایده های زیادی دارد نگو دیوانه می شوم اعصابم خرد می شود که چرا نمی توانم برای دیگران کمک کنم نمی رسد چرا قدرت ندارم به داد همه برسم نه. این ناراحتی که خدایا من دوست داشتم که می توانستم کمکی به بندگان تو کنم می توانستم دست بندگان ترا بگیرم ولی الان نمی توانم این نتوانستن خیلی قشنگ است نه که ناتوانی قشنگ است نه این احساس ضعف و ناتوانی سازندگی دارد یک: اینکه من بهتر می فهمم که لاحول و لا قوه الا بالله ما هیچ کاره ایم، فردا خود بینی به مندست نمی دهد خودبرتربینی طلبکار بودن اینها هیچ کدام به ما دست نمی دهد. دو افسوس هم یعنی اینکه خدایا من می خواستم اگر می داشتیم این کار را می کردم و نمی توانم الان این افسوس قشنگ است. این یکی از ده مورد غمهایی است که برای انسان شادی می آورد. یکی اش جایی است که انسان افسوس می خورد که کاری از دستش بر نیامد. در افسوسش صادق است یعنی اگر داشت پول را می داد. اگر می توانست آبرو می گذاشت دستش بسته است. امکانش را ندارد پیغمبر هم همینطوری بود فاما تعرضنّ.. یک جاهایی نمی توانست خدا به او گفت ای پیغمبر اگر نمی توانی یک جاهایی که به تو مراجعه می کنند با لبخند و مهربانی عذرخواهی کن. ولی همیشه نمی شود. این حس که ای کاش غصه برای چی است چرا این غصه شادی می آورد پیغمبر فرمود غم بر دنیا جهنمی می کند انسان را، من بکا علی الدنیا دخل النار انسانی که برای دنیا غصه می خورد جهنمی است. المومن دائم النشاط نشاط مومن دائمی است. اینجا که می خواهد کار کند برای یمن و برای فلسطین و غزه و برای همسایه اش کاری از دستش بر نمی آید برای فلان مریض و فلان یتیم و فلان فقیر و افسوس می خورد چرا این غم اشکال ندارد و قشنگ است. چطوری است اجر خیلی زیادی هم دارد خیلی اجرش بالاست که در بحث راه های مبارزه با غم توضیح دادم چون از جنس دنیا و خودخواهی های خودت نیست درست است موضوعش دنیایی است ولی تو این را برای خودت نمی خواهی تو افسوس می خوری که ای کاش من رنگ بیشتری از خدا داشتم خدا قوی است خدا غنی است کاش که من اینطوری بودم در واقع غصه ی تو غصه ی فراق تکمیل نشدن نفس توست. غصه ی انسانی است که چرا من این توان را ندارم این غصه خیلی قشنگ است و این غصه است که در ذاتش آدمیت و شادی می آورد به خصوص اگر این غصه انسان را وادار به تلاش بیشتر کند. وادار کند توانایی هایش را بالا ببرد. قدرتش را بیشتر کند. اگر من توان داشتم سوالات این شخص را جواب می دادم این شخص الان حیران نمی شد خوب من اینقدر توانایی علمی نداشتم حالا خودم را تقویت می کنم ببینید چقدر لطافت خوابیده در فرمایشی که پیامبر فرموده. الله فی عون العبد.... خدا دائماً در حال کمک کردن امدادرسانی است تا وقتی که بنده اش در حال مدد به دیگران است قسمت های بعدی توضیح می دهیم. یعنی تا وقتی تو خروجی داری ورودی هم داری. تا دستت در جیبت است و هی داری خرج می کنی از آن طرف هم می آید. عرض کردم این داستان را که یک آقایی سالی یک میلیارد تومان البته چند سال پیش الان شاید بیشتر شده باشد به فقرا کمک می کند بهترین لباس ها و کفشها و خوراک و پوشاک را تهیه می کند به نیازمندان می دهد دوستم گفت من از او سوال کردم که چطور شما به این توان رسیدی گفت من که جوان بودم به خدا گفتم که خدایا هر چی بدهی نصف تو بده به من، من نصفش را خودم برمی دارم نصفش را هم می دهم به بندگانت. در کار ما در کاسبی ما تجارت ما هر چه دستم آمد تقسیم می کنم خدا دید من راست می گویم بعضی ها اینقدر بی انصاف اند که واجبش را نمی پردازند خمسش را نمی پردازد خمس واجب است یعنی تو یکسال که مصرف کردی سر سال اگر اضافه داشته باشی می گوید چهارپنجمش را هم بردار خدا به این مهربانی می گوید یک پنجمش را بگذار برای بقیه. بعضی ها سال خمسی ندارند این می گوید نصف 50 درصدش را می دهم درراه تو. جگر می خواهد کسی با خدا اینطوری معامله کند. این می گفت خدا هر چه به من می داد من هم نصف می کردم خدا دید من راست می گویم کم کم هر سال درآمدم بیشتر شد که الان شده سال دو میلیاردتومان شده. خوب من به خدا قول دادم و سال یک میلیاردش را می دهم به بندگان خدا. این کان فی عون العبد ... این جاست. یک تا وقتی که دلت می سوزد تا وقتی که تو رحمت داری نه ترحم، رحمت داری شفقت و مهربانی و عنایت داری به بندگان خدا، خدا به خودت هم می دهد این همینطوری می آید و به خودت وارد می شود هم خودت استفاده بیشتری می کنی هم دیگران استفاده می کنند مال باشد علم باشد همینطور است. آبرو باشد همینطوری است. هر چه که داریم می خواهی هزینه کنی برای دیگران وقتی تو خروجی برای بندگان خدا داری بخل نداری حسادت نداری من من نمی کنی جلوی کسی را نمی گیری الذین خواندیم دیگر در بحث رساله امام رضا علیه السلام یبخلون و یامرون الناس بالبخل هم خودشان بخل می کنند هم جلوی دیگران را می گیرند و نمی گذارند کمک کنند. جلوی خیرات و پیشرفت و جلوی اعانات را می گیرند این خیلی زشت است این عفونت های روحی و روانی مالی بدنی و جسمی در انسان ایجاد می کند و انسان دچار انواع و اقسام بیماری های روحی و جسمی می شود چون بخیل است تحمل رشد دیگران را ندارد. تحمل خوشی دیگران را ندارد. و اگر هم کمک می کند به کسی یک طوری کمک می کند که از خودش بالا نزند کمک میکند با مهربانی ولی می گوید این یک دفعه از من جلو نزند. تا گفتی نباید از من جلو بزند راه را بستی. تا وقتی حسادت آمد سراغت بخل سراغت آمد در محبت و مهرورزی، یک خانم یک دفعه یقه شوهرش را می گیرد که چرا به پدر و مادرت محبت کردی چرا به خواهرت محبت کردی من دوست ندارم تو کمک بکنی به او هم رنگ عاشقی می دهد من چون ترا دوست دارم و عاشقت هستم می خواهم مال من باشی ... خوب می خواهم نباشی به درد نمی خورد یک کسی که می گوید تو فقط مال من باشی یعنی تو باید جهنمی باشی و بروی جهنم. داری راکدش می کنی مثل آب گندیده است آب زمانی زلال است که برود و بیاید جریان داشته باشد باید خیرش به پدر و مادر و خواهر و برادر و همسایه ها برسد. بعد این ثروت بیشتری در این خانه می آید. مهر و محبت باشد این خانواده اعضایش بیشتر همدیگر را دوست دارند بیشتر نسبت به همدیگر علاقه دارند دلباختگی هایشان بیشتر است وقتی خروجی هایشان بیشتر است در هر خروجی انسان حسادت بورزد و بخل و تنگ نظری کند می بینید که نتیجه عکس می دهد عفونت ها به خود آدم بر می گردد یک زنی می بینی که اینقدر کریم و بزرگ و مهربان است که نه تنها خودش به خانواده همسرش کمک می کند بلکه همسرش را یادآوری می کند که بیشتر کمک کند خوب این مرد بیشتر عاشق این زن می شود. مرد وقتی از زن ترسید دیگر آن زن خاصیتش را از دست می دهد. الان نباید این بفهمد که من 2000 تومان کمک پدر و مادرم کردم و الان جنگ اعصاب در خانه راه می اندازد. نه بابا خود زن کمک می کند خود زن هزینه می کند در این خانه دائماً ثروت می آید خیرات می آید از جاهایی که اصلاً انسان حساب نمی کند برکات و آرامش و شادی می آید ولی کسیکه حسادت می کند راه را می بندد دو نفر هستند با هم خیلی دوستند یک نفر به دوستش می گوید من اجازه نمیدهم با بقیه دوست شوی و بخندی و مهربانی کنی من اجازه نمی دهم تو با بقیه باشی یعنی هم خودش جهنمی است و هم دوستش را جهنمی می کند یک مومن همیشه از تظاهرات الهی استقبال می کند یعنی ظهور رحمانیت و رحیمیت. به هیچ وجه سر راه رحمانیت و رحیمیت نمی ایستد هر جا نزول رحمانی است مومن کمک می کند هر جا نزول رحیمیه است مومن کمک میکند وایستادن سر راه رحمانیت و رحیمیت غضب می آورد. نکبت می آورد عذاب می آورد بدبختی در دنیا وآخرت می آورد برای انسان یک کسی جلوی ظهور اسم خدا را بگیرد می شود دشمن خدا. الله در کمک شماست تا وقتی که شما در خدمت خدا هستی. ایثار داری دیگران را به خودتان مقدم می دارید بارش الهی بیشتر است و یفتنون علی انفسهم .... خصاصه خداوند چقدر تجلیل می کند از ایثارگری های اهل بیت. امیرالمومنین یک فقیر یک یتیم خود حضرت زهرا علیه السلام و فضه و حسنین یتیم و مسکین و فقیر را به خودشان ترجیح دادند. امیرالمومین گرفتار و فقیر بیرونی را به خانواده خودش ترجیح داد. به آنها داد. حضرت آمد در خانه همه گرسنه اند ضعف دارند گرفتارند حضرت هم هیچ پولی ندارد مدتی است در خانه غذایی تناول شده حضرت شرمسار و ناراحت از خانه بیرون می آید در گرمای ظهر تابستانی میزند بیرون از یکی از دوستانش مبلغی قرض می گیرد بعد برخورد می کند به عمار می بیند عمار خیلی غمگین است می گوید در خانه ام مدتهاست چیزی نداشتم چیزی نخوردند ببینم میتوانم پولی قرض کنم حضرت پولی را که خودش قرض کرده می دهد به عمار، الایثار تاج المکارم تاج مکرمت ها و انسانیت این است که انسان دیگران را به خودش ترجیح می دهد. حضرت عمار را راه می اندازد دست خالی بر می گردد خانه، چقدر سخت است یک مرد دوباره دست خالی برگردد خانه. وقتی می آید می بیند غذا در خانه است و این غذا از بهشت آمده این یک نمونه ای است که خدا به ما میگوید که این علی و فاطمه نیست که خدا برایشان غذا می فرستد شما تا وقتی به دیگران کمک می کنید و رحمانیت و رحیمیت از خودتان بروز می دهید این اتفاق برای شما هم می افتد از غیب از جایی که اصلاً حسابش را نمی کردید خدا به شما یاری میرساند. من مطمئنم که شما هم نمونه ی از این رفتارها در خاطرات خودتان دارید که من مثلاً رفته بودم فلان صحنه خودم را ندیدم و بعد دیدم چقدر درها به روی من باز شد. از آنجایی که خودم حس نمی کردم یک وامی گرفته بودم یک پولی جمع کرده بودم می خواستم برای یک چیز شخصی هزینه کنم فداکاری کردم گذشتم خانه ی داشتم اتومبیلی داشتم دادم برای خدا رفت دیدم در یک فاصله خیلی کمی جایش پر شد. آنهم خدا تضمین کرده یک تا 700 برابر پر می کند برای بیشتر ما اتفاق افتاده. خیلی بهتر و زیباتر و قشنگ تر و شیرین ترش به خود ما هم رسیده. این یک قاعده است وقتی این قاعده را انسان از پیغمبر دریافت می کند یک حدیث معمولی نیست فرمایشات اهل بیت همه اش قاعده است فرمول است. می خواهد به تو یک چیزی بگوید یک شاه کلید سر راه تو بگذارد که تو با آن هزاران در بسته را باز کنی برای اینکه ما بتوانیم از یاری خدا کمک بگیریم وقتی سر نماز می گویی ایاک نعبد و ایاک نستعین من از تو کمک می گیرم کمک گرفتن از خدا چگونه است؟ با بخل کردن دروغ است. تو با خساست و بخل و خرج نکردن و سخت گیری بر خانواده با اذیت کردن راه را می بندی با امروز و فردا کردن داری اذیت می کنی، ایاک نعبد و ایاک نستعین از تو کمک می گیریم کمک از خدا چطوری جذب می شود با خروجی های بیشتر. نماز ما کی حقیقی است وقتی که آدم های باخروجی باشیم و خروجی های زیادی باشیم. هر چقدر خروجی ما بیشتر باشد شبیه الله بیشترمی شویم خیر و برکت زندگی ما هم بیشتر می شود. باید آدمهایی باشیم دائماً در ذهن ما میلیونها آدم باشد که قرار است من به اینها کمک کنم. من برای اینها خروجی داشته باشم. و همین طوری مشکلات حل می شود. یک خواهر بزرگ است اجازه می دهد به خواهر کوچکترش هم خواستگار بیاید. به خواهر کوچکتر می گوییم شما چرا ازدواج نمی کنید می گوید من می ترسم از خواهر بزرگم ناراحت می شود اخم و تخم می کند خانه را جهنم میکند پدر و مادرم هم می گوید تا وقتی خواهر و برادر بزرگ ازدواج نکردند خواهر و برادر کوچک حق ندارند ازدواج کنند، این هم پدر و مادر دارد نادانی می کند هم خواهر و برادر بزرگ. راه را می بندند وقتی خودشان را گذاشتند کنار می بینند که راه برای آنها هم به سرعت باز می شود. پیامبر سبقت سلام داشت به بچه ها سلام می کرد می گفت من این سنتم را ترک نمی کنم به بچه ها سلام می کنم رها نمی کنم. بزرگتر چیست. من بنشینم در خانه تا دیگران بیایند خانه ما، من بزرگترم. این حرفها کدام است. عید است رفتند بیرون الان در خانه یک کوچکی هستند می گوید بیایید برویم خانه اینها میگوید نه برویم پیش آنها که بزرگترند اول کوچکتر ها بیایند پیش ما. بعدا ما می رویم بابا بزرگتر اصلاً کارش همین است خدا به این بزرگی همیشه او می آید جلو به ما سر میزند ناز ما را می کشد. گناه می کنیم او ناز می کشد داریم دیگر ما گناه می کنیم او خجالت می کشد از بزرگی اش هم کم نمی کند یک بزرگتر رفت خانه کوچکتر بزرگ می شود به خدا شبیه می شود این بزرگی و کوچکی چه صیغه ای است بله کوچکترها باید مراقب بزرگترها باشند به وظیفه شان زودتر اقدام کنند زودتر بروند به پدر ومادرم و خواهر و برادر بزرگترم سر بزنم اما بزرگتر هم نباید قیافه بگیرد این خوب نیست.

بله اسلام میگوید به احترام معلمت به احترام پدرت از جا باید بلند شوی اگر پادشاه هستی وقتی معلم یا پدرت از در وارد می شود بلند شو به احترامش. این را به تو دارد می گوید ولی تویی که معلم و پدر هستی مادی هستی تو نباید توقع داشته باشی که بچه ها جلویت بلند شوند تا من سر سفره ننشستم کسی شروع نکند. مثل این زندگی های پدرسالارانه بیاید و اجازه دهد به بقیه بگوید بخورید. بله اگر کوچکترها رعایت کردند و احترام گذاشتند خیلی خوب است ولی در روحیه بزرگ نباید این باشد چقدر اختلاف ها طلاق ها و گرفتاری های که ما برای شیطان زمین اش را فراهم می کنیم سر همین گنده بینی و عجب و خودبرتری بینی های ما صورت می گیرد. خدا رحمت کند میرزا را، سلام خدا بر او باد، می فرمود توقع حتی از خدا هم خوب نیست. اینکه ما اصرار نیاز به الله داریم و از الله کمک می خواهیم ایاک نعبد و ایاک نستعین این خوب است گاهی افراد بیجا توقع می کنند بی لیاقت و بی فعالیت و بی کارند بدون اینکه مراحلی را طی کرده باشند توقع دارند. توقع بیجا دارند هیچ مقدمات معقول یک کار را انجام نداده. گفت حکمت من این است که تو اگر مریض شدی برو دکتر از طریق دکتر شفا می دهم نه من دکتر نمی روم خدا شفایم بدهد توقع بیجایی است چرا خدا به من نگاه نمی کند خدا می گوید عقل دادم به تو شعور دادم برو دکتر طبیب ببیند مسیر را طی کند بله من شفا را دردست طبیب قرار می دهم نه من ذکر بگویم نه همزمان با آن دعایت را هم بکن.

خوب یکبار دیگر میخواهم آرام اگر می خواهید یادداشت کنیم این یک فرمول است با این حدیث تمام ضعف های ما برود بیرون. خیلی مهم است الله فی عون العبد ماکان العبد فی عون الاخی. خدا در پی کمک بنده اش است تا زمانی که بنده در پی کمک به برادرش است. به مردم است. لذا شما نوعاً آدم هایی که اهل خیر و تلاش هستند خودشان کمتر مشکلات دارند اینقدر خروجی دارند که خدا به آنها می دهند اینها هیچ وقت لنگ نمیمانند چون مهربانی دارند دوست زیاد دارند همه اینها را دوست دارند یک جایی که خودشان لنگ می شود می بینی که صدها و هزاران نفر داوطلب هستند که به این کمک می کنند هیچ وقت خودش درمانده نیست چون خروجی زیاد دارد آدم هایی که با فامیل و دوست و خواهر و برادر خودشان رفت و آمد ندارند راه را دائماً می بندند یک سره محدودیت در اراتباطات ایجاد می کنند از یاری خدا بخل می کنند سخت گیری می کنند از یاری خدا محروم میشوند. دوباره یک فرمایش دارد شبیه همین فرمایش است. بالاخره حرف تکراری از معشوق شنیدن یک لطفی دارد کلام پدر آسمانی و محبوب ما و پدر حقیقی ماست کلام کسی است که امام زمان فرمود لا حبیب الا هو و اهله برای ما محبوبی جز او و اهلش نیست. فرمود: لا یزال الله تعالی فی عون العبد ما کان العبد فی عون الاخی و الله یحب اغاصه اللحفان. این لا یزال با حدیث قبلی این فرق را دارد که کلمه لا یزال استمرار را می رساند می گوید خدا دائماً در حال کمک به بنده اش است و دائماً خیراتش را می ریزد روی این بنده، هر چقدر نان خور شما بیشتر می شود کمک خدا هم بیشتر است. وقتی دور خودت وخانواده ات حصار کشیدی خانواده همسرت را حذف کردی فامیل همسرت را حذف کردی فامیل های خودت را حذف کردی حالا بدو که هشتت گرو نه ات است با گرفتار و بدبختی از همه مهمتر تنگی روح فشار روح ناراحتی اعصاب و غم و غصه دچار می شوی. بخل نکنید. سخت نگیرید. در مهربانی ها و در مهمانی ها در خوب بودن ها و خیر رساندن ها، روان باشید پاک باشید مثل آب زلال و روان. لایزال دائماً خدا می ریزد روی این بنده اش. دائماً خدا نعمتهایش را سر ریز می کند و در حال کمک به بنده اش است. تا زمانی که بنده ماکان زمان گذاشته تا زمانی که این بنده در حال کمک به دیگران است پس ما کمک ها را از کجا دریافت کنیم از الله دریافت کنیم خیلی شیرین تر است تا اینکه به توان خودمان نگاه کنیم. خیلی شیرین است که آدم ببیند از بالا دارد می آید. رزق بهشتی و آسمانی بیاید خیلی برای ما بهتر است تا ما با صلاحدید خودمان بخواهیم یک کاری انجام دهیم. والله یحب اغاصه الحفان خدا دوست دارد کمک کردن به کسی را که از ما کمک می خواهد دوست دارد اگر کسی کمک خواه داشت کمک خواه داری کمک کن. اگر کسی فریادی دارداگر کسی صدایی دارد اظهار نیازی دارد اگر اظهار فقری است حتی اظهار نیست تو می بینی که نیاز است و شخص اظهار نمی کند لذا بهترین صدقه به کسانی است که نمی گویند نیاز دارند. یعرفهم الجاهل الاغنیا آدم های جاهل فکر می کنند این ها ثروتمند و دارا هستند. اینها چی دارند اینها کمک خواهی نمی کنند قرآن می گوید من التعفف از بس عفت دارند نیاز شان را نمی گویند کسانی که میگویند کمک کمک آنها را هم کمک کنید کسانی هستند نمی توانند کمک بخواهند شما سراغ شان بروید. آن که به من نگفته به من زنگ نزده درخواست نداده ... این که نشد اگر تشخیص می دهی و میدانی وای نستا که تا از تو بخواهند این خطرناک است که انسان خودبین باشد که او از من بخواهد بعد من بروم کمکش. او مادرت است مهمان دارد حیا می کند که بگوید بیا کمکم می ترسد از این که تو کار داشته باشی تو زود زنگ بزن بگو من می آیم. پدرت نیاز دارد باجناقت مهمانی دارد به خانمت بگو زودتر برو کمک خواهرت کن اگر نیاز دارد. تو پیشنهاد بده. کسی مرده سریع بروید حاضر شوید مرده دارد گرفتاری دارد ولی خوب این بنده خدا عزادار است دنبال اتوبوس و پرچم و آشپز و جواز کفن و دفن و ... چهارنفر که صاحب عزا نیستند باید بروند دنبال این کار، ولو آنها بگویند نه. تو پاکت پولت را بده به طرف مقابل بگو این را استفاده کنید الان شما عزادار هستید عروسی دارید نیاز دارید یک رسم خوبی بعضی از دوستان دارند، که وقتی در دوستان یک نفر می خواهد دختر شوهر بدهد همه می روند پول می گذارند یک دفعه 20 نفر 30 نفر یک جهیزیه را تهیه می کنند از طرف هم چیزی نمی گیرند متقابلاً یک سال بعد این یکی می خواهد دختر شوهر بدهد باز همه می روند کمک می کنند چقدر قشنگ است این زندگی. امام رضا فرمود بهترین زندگی زندگی این است که دست بیشتری در آن است بخل و قیچی کردن و محدود کردن آدمها این مال من است این مال من است این خیلی خطرناک است در این قساوت و خشونت و تنگ نظری و محدود کردن است. خطرناک است. داری غزه و یمن را می بینی و فلسطین را می بینی و بعد چشمت را رویش ببندی قرآن می گوید شما چه تان شده که کمک نمی کنید وقتی می بینی یک مشت مستضعف در عذاب است شما باید بروید کمک کنید نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران این خوب غلط است. کافرانه و احمقانه است و پر از خشونت و بی انسانیتی و بی انصافی در این شعار است ظاهرش ایران خواهی است ولی ایران خواهی در مقابل اسلام در مقابل انسانیت در مقابل اینکه ما شبیه الله باشیم الله مگر ما را تفکیک قومیتی می کند؟ نه. همه خواهر و برادر شما هستند فاطمه زهرا مادر همه تان است امیرالمومنین پدر همه تان است شما در واقع همه تان یک نفرید. هو أنت او خود تو هستی سیاه پوست است افغانی است عرب است آمریکایی است اروپایی است فرق نمی کند یک نفریم همه مان. پوست هایمان فرق می کند قیافه های بدنی ما فرق می کند نفس تعدد عددی و ریاضی ندارد بدن های ما باعث شده که ما از هم جدا شویم و کنده شویم این می شود ابراهیم و او اسماعیل و ... جعفر و احمد و... می شود ما همه یک نفریم همه مان خوشبختی آدم با خوشبختی همه خوشبختی است رفاهش با رفاه همه رفاه است حالا من بچسبم گوربابا بقیه. به من چه این خیلی بد است این انسانیت نیست این حرکت به سمت جهنم است. من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین ... کسی که صبح از خواب بیدار شود و تفکر نداشته باشد که برای مسلمانها مفید باشد اهتمام یعنی فعالیت عملی همت به کار بردن نه فقط در دلم باشد. همتش را به کار می گیرد هزینه می کند. به امور کار های مسلمان. قرآن می گوید چه تان شده یعنی طبیعی است هر جا فقری فسادی مشکلی است تو باید حضور داشته باشی آنجا باید کمک کنی به سهم خودت نمی توانی از دیگران کمک بگیر. ببین کی ها می توانند کمک کنند. کی ها قلم دارند استعداد دارند آبرو دارند کی ها می توانند بگویند هر که هر کاری می کند جمع شوید. اگر ما سر این داستان با امام زمان مان به همین حدیث عمل کرده بودیم الان امام زمان ظهور کرده بود. مشکل غیبت هزار و چند صد ساله امام زمان این است که ما به این حدیث عمل نکردیم. امام زمان 1170 سال گفت کمک کمک کمک به دادم برسید و ما اصلاً زدیم به کری خودمان را، امام زمان کمک می خواهد یا نه؟ مضطر هست یا نیست. به قول علی علیه السلام الطرید و شرید و الفرید و لوحید است یا نه آواره ی تنهای طرد شده ی یگانه است یا نیست پس ما چرا در زندگی های مان یک دلی که در 24 ساعت چند دقیقه اش غصه امام زمان خوب این غصه خیلی شادی می اورد غصه امام زمان در دلش نیست این یک آدم بی عاطفه است. ببینید ما چقدر یک بچه ای را که پدرش یا مادرش بیمارستان بوده وبچه نرفته سر بزند ما چقدر او را ملامت می کنیم ببینید برای یک پدر زمینی و مادر زمینی این مادر بخش حیوانی ما اگر طوری شود یک کسی بیخیال باشد محروم است عاق است جهنمی است بوی بهشت که از 500 سال می آید این آدم استشمام نمی کند بعد یک کسی درباره ی امام زمان اینقدر قساوت که در طول 24 ساعت اصلاً گریه اش نگیرد برای امام زمان. غصه های حضرت نیاید در دلش، نگوید آقا من کمکت کنم من دست دو تا از بچه های ترا بگیرم من هم ایتام ترا بزرگ کنم. ترا با تو آشنا کنند من خودم به تو کمک کنم حداقل که نمی توانم سرطان دارم زمین گیرم پیرم حالا که در رختخواب افتادم با ذکر و صلوات کمکت کنم صلوات اسم اعظم است با استغاثه ام کمکت کنم گریه یک کمک است امام صادق علیه السلام می گوید کسی است با گریه به من کمک کند گریه کردن برای امام زمان یک کمک است کما اینکه گریه برای سیدالشهدا هم کمک دین خدا است. چرا گریه بر سیدالشهدا اینقدر قیمت دارد. که فرمود اگر کسی گریه کند و گریه بیندازد یا اگر گریه اش نیامد خودش را به غم و گریه بزند این آمرزیده است. چرا چون کمک است چون یاری است خود این. یک کسی که حاضر است برای امام حسین غمگین باشد حتماً اگر بخواهد عملیاتی باشد می کند. ما باید به داد امام زمان برسیم امام زمان 1170 سال در قلبش غصه های میلیاردها بچه گرفتارش است. آن بچه هایی که اصلاً مسلمان نیستند این هم غصه های امام زمان است. آنهایی هم که مسلمانند و اینقدر در فشارند و خود آقا را هم نمی شناسند آن ها هم بچه های امام زمان و عزیزان اهل سنت همه بچه های امام زمان اند مظلوم اند نوعا این طوری اند در بین آنها آدمی که لجباز باشد خیلی کم است مگر به قول امام امت که علمای شان شاید لج می کنند به مردم نمی گویند اطلاعات نمی دهند توده شان همه شان متوجه نیستند. اینها ایتام اهل بیت هستند ایتام امام زمان هستند یهودی ها مسیحی ها شیعیان، الان در شیعیان شما نگاه کنید چقدر ما شیعه داریم که حواسش نیست نفهمیده امام زمان بابای اصلی اش است نفهمیده به معرفت نرسیده که بابای حقیقی اش با امام زمان است و او باید اصلاً با این بابا زندگی کند و کمک کند. تا مهمتر از بابای زمینی اش باید در چادر این بابا بروی باید با این رابطه ی عاشقانه و عاطفی داشته باشی باید عون این باشی باید تمام قوایت را تجمیع کنی ببینی چی داری برای این بابا هزینه کنی برای این بابای غریب و مظلوم و آواره ما چی می توانیم بدهیم پول است بی دریغ بریز پای امامت، آبروست قلم است قدم است هنر است هر کاری می توانی بکنی بکن و بریز پای حضرت. ما متأسفانه در عون امام زمان نیستیم برای همین دردعا می گوییم واجعلنا من اعوانه بعضی ها هم قشنگتر می گویند واجعلنا من خیر اعوانه ما را از بهترین یاران امام زمان قرار بده. خیلی ها کمک می کنند ولی آنهایی که بیشتر و بهتر کمک می کنند به خدا به اهل بیت به خانواده آسمانی به وجود مقدس فاطمه زهرا نزدیکتر هستند. من یک چیزی به شما بگویم سر بسته به شما بگویم اگر شما بدانید فاطمه زهرا چه عاطفه ای می ریزد پای کسی که برای بچه اش برای امام زمان دوندگی کند از شوق به فاطمه زهرا خوابتان نمی برد. از شوق این مادر، از شوق عنایت این مادر از شوق لطف و کرم این مادر، شما شب و روز نداشتید. ما خشن هستیم ما حواس مان نیست که داریم با خودمان چی می کنیم. ما حواسمان نیست که عواطف لبخند محبت چه مادری را از دست می دهیم با بی توجهی هایمان با غفلت های مان آنها با اینکه احتیاج ندارند نقش محتاج را دارندن بازی می کند امتحان ماست دیگر خدا امام زمان را انداخته تا نقش محتاج را بازی کند تا ما به رحمت و رأفت بیفتیم و شبیه الله شویم. ولی امام زمان در همان نامه اش فرمود ما اگر ابراز نیاز می کنیم به خاطر که شما بیایید کمک کنید و خودتان به یک جایی برسید چقدر خدای مهربانی است خدا می گوید من فقیرم خدای غنی که می گوید من ذالذی یقرض الله ... کی است که به خدا یک قرض بدهد خداست چقدر مهربان و دوست داشتنی است می خواهد ببیند تو چقدر جگر داری دست درجیبت کنی و بگویی باشد خدا من به تو قرض می دهم حقیقی هم است می گیرد چه کارمی خواهی بکنی. امام حسین روز عاشورا که می گوید هل من ناصر ینصرنی کسی است کمک کند این قبلاً جنی ها را همه را رحمت خدا بر جنها وسلام خدا بر آن جنها که به حضرت گفتند ما در یک چشم به هم زدن این بساط را جمع می کنیم همه شان را نابود می کنیم حضرت فرمود نه بناست مردم به یک جایی برسند وگرنه به کشتن و جنگ که نیست. غلبه ظاهری نیست خدا صحنه های تلخ زندگی را ایجاد می کند تا آدم ها آزمایش شوند. آدم ها بتوانند الهیت وجود خودشان را ظهور بدهند انسانیت ها ظهور پیدا کند. اینها همه اش بهانه است قبلاً هم توضیح دادیم عالم باشگاه ماست آدم ها دشمن ما نیستند طرف ما نیستند حریف های تمرینی ما هستند. حریف تمرینی است آدم با حریف تمرینی اش کینه به دل نمی گیرد. ما این مکتب را بفهمیم که از ما چی می خواهد. نگوییم این چه امامی است این چه خدایی است امام حسین را کمک نکرد این آدم بی شعور است نه خدا را می شناسد نه امام حسین را چرا فاطمه زهرا که ناموسش بود کمک نکرد گذاشت کتک بخورد خوب خدا همین کار را می کند آن را گذاشته جلویت که تو یک جایی برسی و الا اهل بیت خدا که غنی اند نیازی به کسی ندارند آنها مجرای نعمت ما هستند شب قدر که ملائکه می خواهند روزی یک سال تمام مخلوقات عالم را بدهند از طریق مجرای وجودی منشور وجودی امام زمان به همه روزی می رسد تقسیم مال اوست. شمر وقتی نشست رو سینه ی سیدالشهدا، اگر دارد سر حضرت را می برد قدرتش را دارد از خود امام حسین می گیرد خدا این را گذاشته تا ماها به یک جایی برسیم. ما قوی شویم قدرت پیدا کنیم ما کمالات ما ظهور پیدا کند ما تشبه به حق تعالی پیدا کنیم. امام زمان یک جاست همین الان تنها نشسته و دارد می گوید هل من ناصر ینصرنی به همه ما می گوید این را می گوید که تو به آن برسی وقتی تو پیوند می خوری به امام زمانت وجودت ذهنت علمت، هستی ات، زندگی ات، خانواده ات، پولت جیبت آبرویت هنرت، یک دفعه می آید در چادر حضرت در کانال وجودی امام زمان قرار می گیری آنجاست که یک دفعه شبیه الله می شوی یک دفعه خیرات و اسما الهی می ریزد در تو. این هدف خلقت این است. خروج از خود، و خروج از خودخواهی ها، خروج از محدودیت ها و محدود نگری ها، ما باید به اینجا برسیم. خوب بقیه بحث بماند برای جلسه بعد. چند فرمول مهم دارد این بحث که باید به آن بپردازیم ان شاءالله جلسه بعد.

الحمدلله رب العالمین