جلسه 368 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
368
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
3
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 368 - خانواده آسمانی

بحث ما درباره ی روابط اعضای خانواده آسمانی به مسئله ی رعایت حقوق رسید، و اهمیت توجه به حقوق دیگران را توضیح دادیم. فرمایشاتی را از نبی اکرم و امیرالمؤمنین (علیه السلام) تقدیم کردیم، رسیدیم به این جمله که (کن للود حافظاً و ان لم تجد محافظاً) خیلی ساده است که برای حفظ کردن، نسبت به حقوق دوستی محافظت کن، دوستی را نگه دارید، هرچند که طرف مقابل شما نگه ندارد، شما نسبت به دوستتان وفادار باشید. این خیلی مهم است که حد و حدودش را هم باید توضیح دهم که افراط و تفریط در این زمینه نشود. در دوستی یک سلسله قواعد وجود دارد. در ارتباطاتی که ما با دیگران برقرار می کنیم که این قواعد رعایت حدود واجب، حرام، مستحب، مباح و مکروه است. یعنی ما این 5 حکم را همانطور که در مورد خیلی از مسائل در شرع مقدس داریم، در دوستی هم یک سلسله چیزهایی داریم که حرام هستند، یک سلسله چیزهایی داریم که واجب هستند و سلسله چیزهایی داریم که مستحب هستند و سلسله چیزهایی داریم که مکروهند. و بهتر است انجام نشود، یکی از چیزهایی که در دوستی حرام است، مسئله ی عزت است، دوستی و ارتباط نباید به عزت و آبروی ما خدشه وارد کند. یعنی شخص نباید در دوستی به التماس کردن، گدایی عاطفه نسبت به کسی، له کردن شخصیت خودش برای ادامه ی دوستی یا توجه آن شخص به خودش باشد. ارتباط وقتی به التماس کردن افتاد، این جا شخص دچار فعل حرام می شود، یعنی دارد خودش را ضایع می کند، شخصیتی که مال خداست، عزتی که الهی است را خراب می کند، (ف لله العزه و رسوله و للمؤمنین). قرآن کریم می فرماید عزت از آن خداست و رسولش و مؤمنین. بنابراین در یک رابطه اگر به عزت یک شخص بخواهد لطمه بخورد، یک شخص بیفتد به التماس کردن و خواهش کردن و کوچک شدن و تحقیر شدن و یک نفر هم یک سره ناز بکند و کم بگذارد و گرو کشی بکند در رابطه، این رابطه اصلاً معقول و مشروع نیست، نه عقل آن را تایید می کند و نه خداوند تایید می کند که ما خودمان را کوچک کنیم و از کسی درخواست عاطفه کنیم، چون مؤمن همیشه متصل به دریای بی کران عاطفه ی خداست، به رحیم و رحمان وصل است و اساساً نیاز عاطفی از این که یک انسان به او مهرورزی کند، به این معنا، ندارد، مؤمنین خوب هست همدیگر را دوست داشته باشند و دوستی هایشان هم فوق العاده لذت بخش است، ولی به شرطی که دوطرفه باشد، اگر بخواهد یک طرفه باشد ذلت است. برای همین هم حضرت می فرماید در روابطت با دوستت مواظب باش که به دوستت خدمت بکنی، خیلی هم خوب است، خیر رساندن به دیگران خوب است، ارزش است، ثواب است، عبادت است، سلوک است، ولی اگر دیدی رفیقت یک طرفه است رابطه اش با تو، یعنی او دائماً می خواهد که تو خدمت بکنی بهش ولی هیچ خدمتی به تو نمی کند. یک طرفه است یعنی توقع دارد تو همه جوره بهش سرویس بدهی، خدمت بکنی، کمکش کنی، باهاش باشی ولی خودش حاضر نیست در این رابطه هیچ نوع سرمایه گذاری کند، حضرت فرمود اگر این دوستت می خواهد تو را به استخدام خودش دربیاورد و خودش حاضر نیست به استخدام تو دربیاید متقابلاً، این رابطه را ادامه ندهید، خوب نیست، یک طرفه به دردبخور نیست. به قول باباطاهر، چه خوش بی مهربانی هردوسر بی که یک سر مهربانی دردسر بی. خوب نیست اینجوری. پس دوطرفه اگرباشد، هرچقدر می خواهند خوب باشند، با هم رابطه داشته باشند و صمیمیت داشته باشند، در چارچوب های معقول و مشروع باشد، زیاده روی نکنند و به حرام نیفتند، وابستگی شخصیتی حرام است، دوستی تا اوجش عالی است تا اینکه انسان جانش را هم برای دوستش بدهد، ولی وابستگی شخصیتی و التماس و این چیزها در مورد هیچ بشری درست نیست انسان اینجوری باشد. در رابطه با خانواده آسمانی می ارزد، ولی در مورد انسان های خاکی، اصلاً چنین وضعیتی که انسان به ذلت و خواری و التماس و التجاء و خورد شدن شخصیتیش باشد، هرگز این ارتباط خوب نیست. لذا علی (علیه السلام): (ما رایت ذلاً مثل اشتغال قلبی بالفارغ قلب المنی) هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش به من مشغول نیست. این یک ذلت و خواریست. اصلاً چیز مبارکی نیست، کسی هم که این رابطه را ادامه دهد، بی شخصیت و ذلیل می شود و روز به روز در این رابطه خورد می شود و می بازد. اصلاً انسان نباید انقدر بی شخصیت و ضعیف و ذلیل باشد که التماس بکند، خواهش بکند در ارتباطاتش نسبت به کسی. حالا می بینی کسی است که دوستیش صادقانه است، فداکاری و وفاداری دارد، می گویند برای کسی بمیر که برایت تب کند. خب اگر او تب کرد برای ما، ما هم برایش می میریم. حالا اگر طرف مقابلمان توی این رابطه، بحث ذلت و خواری نیست، بحث نرسیدن یا کوتاهی هایی هست که عارض می شوند به انسان، دوست من در وضعیتی است که خوب نمی تواند طرف رفاقتش ر حفظ کند ولی آدمی هم نیست که بخواهد تکبر کند و بخواهد یک طرفه رابطه برقرار کند، واقعاً مرا دوست دارد، به من اهمیت می دهد، احترام می گذارد، ولی نمی تواند، فرصتی ندارد، وقت ندارد که بخواهد به حقوق رفاقت و دوستی عمل کند، مشکلاتی دارد، کوتاهی هایی دارد، گاهی وقت ها ممکن است دوست من بیماری روحی روانی پیدا کند، یا عارضه ی عقیدتی پیدا کند، الآن دوستی دارم که خیلی دوستش دارم ولی برایش شبهات پیش آمده، مشکلاتی روحی روانی پیش آمده، دوست خوب کسی است که مواظب دوستش است که جهنمی نشود، بنابراین اگر او الآن در وضعیت روحی روانی است که خودش حالیش نیست، حواسش نیست ما باید ازش مراقبت کنیم، بهش برسیم، توجه بهش بکنیم و پل را پشت سرش خراب نکنیم و رابطه را در آن فضا قطع نکنیم که مبادا خدای نکرده آسیب ببیند. گاهی وقت ها ممکن است از طرف دوست ما خطایی شده باشد که از نظر شرعی و قانونی مستوجب مجازات است، ما نباید اگر دوستمان گناهی کرد، مرتکب خطایی شد، باهاش رابطه مان را قطع کنیم، انقدر مهم است که پیامبر می فرماید اگر 50 نفر علیه دوستت شهادت دادند در مورد کاری و خودش بهت گفت من این کار را نکردم، تو حرف دوستت را قبول کن، حرف آن 50 نفر را قبول نکن. در حالی که در دادگاه اگر مثلاً شهادت زنا باشد چند نفر کافیست؟ 4 نفر کافیست، آن ها می برند شلاق می زنند، اگر دوست مرا به جرم زنا محکوم کردند من هم باهاش می روم، شلاقش را که خورد لباسش را تنش می کنم، بغلش می کنم، می آورم، زخم هایش را هم خوب می کنم، این یعنی دوست، یعنی پاکار بودن، دوست یعنی دوستش اگر دچار خطایی یا لغزشی شد، دوستیش را قطع نمی کند. دوستیش را حفظ می کند چون بالاخره خطا و لغزش ممکن است سراغ ما هم بیاید. دوست باید پاکار دوستش باشد، یعنی حتی اگر اعدامش هم می خواهند بکنند، کافر که نشده، آدم کشته حالا می خواهند اعدامش کنند، باید تا آنجا با رفیقت باشی، پس دقت کنید که آن جایی که دوست ما رابطه اش با ما به استثمار کشیده نشده، ما را زیر سلطه خودش بیاورد، نه مشکلات دارد بنده خدا، گرفتاری دارد، دچار مشکلات روحی و روانی و گرفتاری و مسئله آبرویی و اقتصادی است، مشکلی دارد، دوست هم است، مشکل سیاسی برایش پیدا شده، باید من پاکار دوستم باشم، این خیلی مهم است. حضرت می فرماید (کن للود حافظاً و ان لم تجد محافظاً). محافظت کن از دوستیت هرچند که طرف مقابلت الآن نمی تواند محافظت کند. تو دوستی را حفظ کن، قطع کننده و قهر کننده نباش، شروع کننده برای قطع ارتباط هیچ وقت نباشید. در هیچ موردی، چه در مورد مسائل زناشویی آن هم فقط 5 درصد موارد ممکن است کسی اجازه داشته باشد برود به سمت طلاق، 95 درصد موارد با وجود مشکلات زیاد و این که شخص حق به سمت طلاق رفتن را ندارد. و شروع کننده هم نباید باشد، پیشنهاد دهنده هم نباید باشد، خیلی مهم است. باید دوستیمان را در هر حال حفظ کنیم، ود را حفظ کنیم، حضرت فرمود (ان الله یحب الحفظ الود القدیم). خداوند خیلی دوست دارد دوستی های قدیمی، هرچه دوستی سنش بالاتر باشد ارزشش بیشتر است، دوست دارد که این دوستی ها حفظ شوند. پس این را دقت کنیم که باید کمک کنیم به اینکه مشکلات دوستمان برطرف شود، اگر الآن دچار گرفتاری ها و سختی هایی است پایش باشیم تا برگردد به وضعیت طبیعی، ولی وارد حرام حق نداریم بشویم به خاطر دوستمان، حفظ دوستی با حرام غلط است، حفظ دوستی با گناه غلط است، حفظ دوستی با ذلیل شدن و التماس هم غلط است، حق نداریم این نوع کارهای حرام را برای حفظ دوستی، انجام دهیم. (اکرم ودک واحفظ عهدک). امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند اگر با کسی دوستی برقرار کردی بهش احترام بگذار. البته دوستی باید چارچوب داشته باشد یعنی دوستی باید بر اساس اصول انسانی و ایمانی باشد. دوستی هایی که بر اساس دنیا هستند، در معرض نابودی هستند، چون دوتا پیوند به چسبشان بستگی دارد، یک موقع است چسب حسی است، چسب گیاهی است، چسب حیوانی است، این ها به درد نمی خورند، یعنی چون این رابطه ها به تنفر منجر می شود بعداً، به قهر منجر می شود بعداً، روابطی که بر اساس این سه مرحله هستند، بعد از یک مدت زدگی ایجاد می شوند، در بحث زناشویی هم توضیح دادیم که یک دختر و پسری که با هم ازدواج می کنند پیوندشان بر اساس دوچیز می تواند باشد، روابط شخصی یا روابط شخصیتی. روابط شخصی مثل قیافه و هیکل است، اندام است، زیبایی و پول و موقعیت اجتماعی و تحصیلات و مسائلی از این قبیل. علاقه هایی که بر اساس اینجور چیزها به وجود می آید، نیاز جنسی و این ها، خصوصیات شخصی هستند، بین یک ماه تا 15 ماه بیشتردوام نمی آورد، یعنی اگر دو نفر بر اساس اینجور چیزها با هم ارتباط برقرار کنند، بعد از یک تا 15 ماه نسبت به هم بی تفاوت و زده می شوند. خصوصیات شخصیتی یعنی به روح و روان شخص و اخلاق و مرام و ایمان شخص مربوط است که آن باعث می شود یک رفاقت، همسری و ازدواج دوام بیاورد، دوستی هایی که بر اساس مسائل عقلی و ایمانی است این ها ارزش دارند، وقتی رابطه ای اینجوری برقرار شد حضرت می فرماید حرمت بگذارید به این دوستی، اکرامش کن، یعنی این دوستی را عزیز و مهم بشمار، چطور شما یک گل در خانه تان است اکرامش می کنید، نگهش می دارید، بی توجهی نباید بهش بکنید، حیوان در خانه تان است، باید اکرامش کنید، نگهش دارد انسان، احترام بگذارد، توجه کند به نیازهایش، یک دوستی هم محافظت می خواهد، چون دوستی تا قیامت آثارش می ماند. چه بسا که دوست ما ما را دعا می کند، یک دوست می تواند دوست خودش را در موارد زیادی از جهنم نجات دهد، چه در زمان حیاتش چه بعد از موتش، دوست ما هست، یاد ما هست، برایمان فاتحه می فرستد، صلوات می فرستد، خیرات می کند، خیلی جاها می تواند به داد ما برسد، دوست ما بهشتی می شود، فردا به خاطر دوستیش ما را شفاعت می کند، مؤمن حق شفاعت دارد، فردا اگر من چهارتا دوست مؤمن داشته باشم، دو تا دوست مؤمن یا صدتا داشته باشم، خودم گرفتار می شوم در برزخ، در آخرت، دوستانم می توانند نجاتم دهند، خداوند هم به این دوستی ها احترام می گذارد، امیرالمؤمنین خدا، به ما می گوید دوستی را اکرام کنید، لذا خداوند خیلی به روابط دو نفر احترام می گذارد، و اگر دو نفر دل هایشان با هم باشد، خدا حتی نمی گذارد این ها پیش هم ضایع شوند، انقدر خدا احترام می گذارد به این دوستی ها، خیلی برای خدا مهم هستند، می خواهد زناشویی باشد، روابط پدر و مادر و خواهر برادری باشد، غیر خانوادگی باشد، فرقی نمی کند، پیوند قلب ها مهم است، دوستی ها مهم هستند، یک پدر و پسر، خدا برای این رابطه خیلی حرمت قائل است، مادر و پسر، مادر و دختر، پدر و دختر، خیلی برایش اهمیت دارد، خدا حرمت می گذارد به اینجور روابط و ما هم باید حرمت بگذاریم، کسانی که خیلی راحت با اعضای خانواده ی خود جنگ و دعوا می کنند، اختلاف می کنند، پرده دری می کنند، چیزهایی را می درند که پیش خدا حرمت دارد، خیلی خطرناک می شود انسان، انسان اینجوری خودش بی حرمت می شود، پس خیلی احترام باید بگذاریم اگر فرزند کسی هستی، به روابط باهاش احترام بگذار، اگر پدر و مادر کسی هستی به روابط باهاش احترام بگذار. اگر همسر کسی هستی به روابط باهاش احترام بگذار، مثل عزیزترین کست از این رابطه محافظت کن. حالا یک موقع همسر انسان ناشی گری می کند رابطه را می خواهد خراب کند، انسان باید خود حواسش باشد که او هم این اشتباه همسرش را مرتکب نشود که بخواهد رابطه را خراب کند، به جهنم بکشد، و اگر رابطه به تخریب و قطع کشید به خدا بگوید خدایا من حرمت رفاقت را داشتم، طرف من نداشت، نکند یک موقعی رابطه ای خراب شود بعد خدا بگوید 50 درصد خراب شدن این رابطه تقصیر تو بوده، این خیلی خطرناک است، رابطه با اعضای خانواده، رابطه های مقدس و مهم، این ها خیلی مهم هستند، پس نباید ما در تخریب روابطمان با دیگران هیچ نقشی داشته باشیم، این خیلی مهم است. رابطه با بچه هم حرمت دارد، نباید کاری کنیم که رویمان به هم باز شود، در روایت داریم خدا لعنت کند پدر و مادری که اجازه می دهند بچه هایشان بی ادبی کنند، یعنی بچه را جوری بار می آورند که بچه بی ادب می شود نسبت به پدرو مادر، پدر و مادر منفور خداوند می شوند، نباید بگذاریم، رابطه خیلی مقدس است به خصوص در همه این رابطه ها از همه مقدس تر، رابطه ی شخص با ولی نعمت هایش است، مثل پدر و مادر، معلم، اولیاء الهی، امام زمان، خانواده آسمانی، این ها خیلی مقدس هستند، دو نفر هستند همسانند، مثل همسر و دوست، این ها خب حرمت دارند و خیلی هم دارند، یک موقع رابطه از این مسئله خیلی بالاتر است یعنی اگر خراب شود آنی که پایین تر است جهنمی است، بدبخت می شود، مثل رابطه ما با پدرو مادرت، حضرت فرمود پدر و مادرت ظالم هم باشند تو باید کوتاه بیایی و حرمت نگه داری، نباید بگویی چون پدر و مادر اشتباه کردند من تصمیم های غلط می گیرم یا رابطه ام با این ها را کم کنم یا ضعیف کنم، این یعنی عاق فرزند، فرزند عاق می شود، نابود می شود، خیرات و برکات از زندگی فرزند برداشته می شود، پدرت کافر است، مادرت کافر است، ظلم می کنند، تو حق نداری رابطه را با پدر و مادرت خراب کنی، تو حق نداری رابطه ات را با معلمت خراب کنی ولو ظالم هم باشد اشتباه هم کند، تو این اجازه را نداری که از طرف تو تخریبی صورت بگیرد، خب پس این روابط روابطی هستند که حرمت دارند، باید مراقبت کنیم هیچ وقت در روابطمان جزء خراب کننده ی رابطه نباشیم، طرف مقصر خراب شدن رابطه نباشیم، اگر اختلافی ایجاد شده در رابطه، در دوستان، در محیط کار، شخص باید حتماً بگوید که من جزء فتنه گران نیستم، جزو کسانی نیستم که به این آشوب ها و فتنه هایی که در مسجد، در یک موسسه، در یک جمع، در یک هیئت، در یک خانواده، در یک فامیل، من نیستم، من بری هستم، شخص باید اینجور جاها خیلی دقت کند که وسط نباشد پایش، در تخریب رابطه، والا عهد شکنی کرده، می فرماید اکرم ودک، مودتت را اکرام کن، احترام بگذار، واحفظ عهدک، به عهدت هم وفا کن، عهدت را نگه دار، خیلی مهم است که از طرف ما شکسته نشود این عهد. خب، زناشویی یک عهد است، خدا در قرآن میثاق غلیظ اسمش را گذاشته، یعنی پیوند شدت دار است، الآن می بینیم خیلی از دختر و پسرها حرمت همسرشان را ندارند، به راحتی رازهای خانواده شان را فاش می کنند، به راحتی همسرشان را ضایع می کنند، به همسرشان توهین می کنند، خیلی خطرناک است آدم اینجوری باشد، جوانان ما باید بروند آموزش ببیند که همسر حرمت الهی دارد، اینجوری نیست که آدم بتواند راحت به همسرش حرف زشتی بزند، توهینی در کلامش باشد، خدای نکرده تحقیری در کلامش باشد، نعوذ بالله ظلمی در ارتباطش باشد، توقع ظالمانه ای از همسرش داشته باشد، توقع خودخواهانه ای از همسرش داشته باشد، خیلی خطرناک است، خیلی می تواند یک رابطه را منفجر کند، می تواند یک عهد را بدرد و خراب کند، و این اگر دریده شود ما خیلی مسئولیم پیش خدا که ما یک رابطه را دریده ایم، و خراب کرده ایم، این ها عهد هستند، با امام زمان (علیه السلام) هم عهد از همین قبیل است، دعای عهد که می خوانیم، عرض کردم خداوند اهل پیمان غلیظ را از ما گرفته که نسبت به پدر و خانواده آسمانیمان عهد شکنی نکنیم، نسبت به رابطه مان با مادرمان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عهد شکن نباشیم، حالا اگر یک موقعی رابطه من با اهل بیت شکرآب است، با امام زمان شکرآب است و من توجهی به رحم اصلی خودم یعنی امام زمان و خانواده آسمانیم ندارم و در این غربت و آوارگی امام زمان من هیچ کمکی به حضرت نمی توانم بکنم یا نمی کنم، نشان می دهد که از طرف من عهد پاره شده، رعایت نشده، بی حرمتی کرده ام به رابطه ام با حضرت زهرا و مادر عزیز اصلی خودم، نسبت به خانواده آسمانی و به خصوص نسبت به وجود مقدس امام زمان، پدر و امام عزیزمان، اگر رابطه ما باهاش گرم نیست و از ما خیری بهش نمی رسد و کمکی بهش نمی کنیم و اگر باری از روی دوشش برنمی داریم، اگر قدمی به سمت برطرف کردن موانع ظهورش برنمی داریم یعنی عهد شکن هستیم، غلیظ ترین عهدی که در قیامت ازش سوال می کنند عهد در رابطه با اهل بیت (علهیم السلام) و وجود مقدس امام زمان (علیه السلام) است. پس این ها را حفاظت کنید، اگر کسی روی دوستی ما حساب کرده، اگر پیوندی را برقرار کرده ایم، در هر چارچوبی هست، حرمت دارد، الآن من با یک نفر همسفر شده ام قرار است برویم مشهد و برگردیم، این حفظ شود. یک پیوندی برقرار شده، چارچوبی دارد، در آن چارچوب انسان این حرمت را نگه دارد، قواعدش را رعایت کند، این خیلی مهم است. خب (احسن المروه حفظ الود). بهترین، نیک ترین مردانگی، نگه داشتن دوستی است. انسان در ارتباطش با دیگران مردانگی داشته باشد، جوانمرد باشد، عهد شکن و بی وفا نباشد. تاکید می کنم، جوانمردی و مروت در یک رابطه، عهد شکنی، بی وفایی، بی حرمتی، بی ادبی، بی اخلاقی در رابطه نداشته باشد، این می گوید بهترین مردانگی این است، از طرف ما جفا نباشد، از طرف ما عصبانیت و پرخاشگری و بی ادبی و حساسیت و زودرنجی و قدرنشناسی نباشد از طرف ما، خب فرمایش بعدی از وجود مقدس امام صادق (علیه السلام) است، می فرمایند (انما ثموا اخواناً لنزاهتهم عن الخیانه و ثموا اصدقاء لانهم تصادقوا حقوق الموده). دوتا لفظ به کار می بریم در مورد روابطی که با دیگران داریم، یکی اخوت، برادری، یا خواهری فرقی نمی کند، و صدیق بودن، لفظ صدیق عربی است، به دوست می گویند، می گوید لفظ داداش و آبجی بودن، خواهر، داداش، به کار می بریم، خدا رحمت کند آیت الله حق شناس را، یاد تکیه کلام قشنگ ایشان افتادم، داداش جون، خب، این کلمه که می گوییم، اخوان، حضرت می فرماید چرا برادر نامیده شده، خ و واو و نون، می گوید چون رابطه شان پاک است از خیانت. دو نفر که داداش یا خواهر هستند، اصلاً در حق هم خیانت نمی کنند، پشت سر هم حرف نمی زنند، غیبت هم را نمی کنند، عیب همدیگر را جایی نمی برند بگویند، راز هم را فاش نمی کنند، در حقوق اقتصادی به هم خیانت می کنند، ما آدم هایی داریم اتوکشیده و خوب، سر یک معامله ساختمان می افتند به جان همدیگر، چون اخوان نیستند، هرکسی می خواهد سر دیگری را کلاه بگذارد، توی روابط اقتصادی، کاملاً می بینی که روابط پولی، در اینجور جاها افراد همدیگر را می شناسند، در رابطه پولی، در ارتقاء مقام، ارتقای تحصیلات، معلوم می شود که طرف برادر نبوده اصلاً ما آدم داریم که تحصیلاتش اوج گرفته، شخصیت کشوری و بین المللی است، اما رفیقان قدیمی بی سواد خودش هم باهاشان رفت و آمد دارد و داردشان، این را بهش می گویند برادر، اینکه تا وضع مالیش خوب شد، وضع اقتصادیش خوب شد، مدرک تحصیلیش رفت بالاتر و مشهور شد، رابطه اش را با بقیه قطع کند، بقیه را آدم حساب نکند، این بی ظرفیتی است، کوچکی است، همان رفیقان قدیمی و دوستان قدیمی، آدم دوستی ها و صمیمیت ها را باهاشان حفظ کند، تا یک ذره وضع مالی اوج می گیرد، بقیه به پایینی ها توجه نمی کنند، می گویند کلاس ما بالا رفته، گاهی وقت ها افراد آنقدر بی ظرفیت و بی شعور و نادان و خائن هستند که تغییر وضعیتشان به همسرشان هم پز می دهند، کلاس برای همسرش می گذارد، خیلی نادان است، که خانواده ما اینجوری، خانواده ما آنجوری، موقعی که داشتی باهاش ازدواج می کردی چرا به این فکر نمی کردی، بله وقتی باهاش ازدواج کردی ایشان فداکاری کرد، وفاداری کرد، پاکار تو ایستاد، قرض و مستاجری تو و نداری و فقر تو بچه داری ها را کرد تا تو توانستی اوج بگیری، حالا اوج گرفتی رفتی دانشگاه، رفتی مهندس شدی، مدرک تحصیلی گرفتی، رئیس شدی، نماینده مجلس شدی هنرمند شدی، مشهور شدی، حالا این زن اخ شد؟ من چقدر خودم در این سال ها دیدم، آقایان یک ذره وضعشان خوب شده می گویند دیگر این زن در کلاس من نیست. این آدمی است که قیامت خداوند به اندازه یک مورچه می کند این را، و زیر پای خلایق می اندازدش در قیامت، و مرگ هم برایش ندارد، قبض روح ندارد، له می شود ولی نمی میرد، کارتون ها را دیدید له می شوند نمی میرند؟ تام و جری و این چیزها، قیامت این ها اینجوری هستند، له می شوند ولی نمی میرند، تحقیرشان می کند خدا، آن هم انقدر تحقیر می کند که می گوید در این 50 هزار سال کسی به این ها نگاه نکند، قیامت باهاشان حرف نزند، حتی حسابش را هم رسیدگی نکند بهش، تکلیف 50 هزار سال تحقیر پا می خورد، لگد می خورد، له می شود چون با بقیه اینجوری رفتار کرده، آدم متکبر، برای شوهر و زنش کلاس می گذارد، مسائل شوهرش را تحقیر می کند، از قیافه اش خوشم نمی آید، او به زنش می گوید از قیافه ات از هیکلت خوشم نمی آید، خیلی بد است کسی با همسرش اینجوری حرف بزند، تو دیگر کهنه شده ای، به درد من نمی خوری، حرف های وحشتناکی هستند، کسی حواسش نباشد حرف های بد از دهانش دربیاید، و در ذهنش همسرش از چشمش بیفتد، آن بلا سرش می آید، خداوند به شدت از این آدم انتقام می گیرد، خیلی هم جالب است که به زبان می آورند خیلی عالی، این ها چه جور آدم هایی هستند، به زبان می آورند که تو دیگر به درد من نمی خوری، من از تو خوشم نمی آید از قیافه ات خوشم نمی آید. هرچیزی. تو دیگر در سطح من نیستی، در کلاس من نیستی، این ها امتحان های سختی هستند. بعضی ها از پدر و مادرشان خجالت می کشند، یعنی از اینکه این افراد پدر و مادرشان هستند خجالت می کشند، خیلی بد است، مؤمن بد است، خجالت ندارد، پدر و مادر ما کافر هم باشند نباید خجالت بکشیم، کافر شده اند مسئولیتشان به دوش خودششان، ما کوچک نمی شویم، ولی بعضی ها چون دچار توهمات و ارزش های وهمی هستند می گویند پدرم کلاس ندارد بیاید در این مهمانی، پدر و مادرش را به دوستانش نشان نمی دهد، بعضی ها آنقدر بی شعور و نادان هستند، من لفظ تندتر از این نداشتم، هرچه می گویم یک ضریب 1000 بگذار جلویش، الاغ و گاو خیلی به این آدم ها شرافت دارند، فردای قیامت الاغ و گاو می آیند یقه ما را می گیرند می گویند چرا ما را به این آدم ها نسبت دادید، ما که از این ها بهتر هستیم، که برای اعضای خانواده اش کلاس می گذارد، برای فرزندانش، کلاس می گذارد. این آدم انقدر نادان است می گوید من به دوستانم نمی گویم خانه ام کجاست، خجالت می کشم، کسی که با بالای شهر و پایین شهر قیمت پیدا می کند خیلی آدم ذلیلی است، کسی که با مدرک تحصیلی، با شغل پدر و مادر، خجالت می کشد بگویم بابایش کارگر است باید بگوید مهندس بوده، دکتر بوده، یعنی چه، مادر من روستایی است، من یک بچه روستایی هستم، سرش را هم بالا بگیرد، توهم که آمد، نظام ارزشی انسان که خراب شد، این چیزهای می شوند ارزش که شخص می گوید خجالت می کشم، از ماشینم خجالت می کشم، آدم نادانی است، اتوموبیلت این است، شانت هم همین است، یک موتور داری، تمام شد، ما در مسئولین جمهوری اسلامی کسانی داشتیم از رئیس جمهور و وزیر و نماینده مجس بزرگانی داشتیم، هنوز هم داریم، آدم هایی که به کمترین چیزها تعلق دارند و خجالت هم نمی کشند از اینکه ماشینشان این است، والحمدالله رب العالمین.