جلسه 353 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
353
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
12
روز
28
متن کامل (خام) ‌ جلسه 353 - خانواده آسمانی

بحث ما درباره قواعد محبت بود، بعضی از قواعد کلی محبت و معیت را عرض کردیم، امروز انحصاراً در مورد محبت اهل بیت (علیهم السلام) و نقش آن در حیات دنیا و آخرت انسان صحبت خواهیم کرد. قاعده ی اصلی در محبت این بود که دل انسان عاشق هرچه که بشود، به این معنا که واقعاً در دل انسان حب شخصی یا چیزی یا کمالی قرار بگیرد، حشر انسان هم با محبوبش است، در مورد اهل بیت هم داستان از این قبیل است، یعنی انسانی که به معنای واقعی حب اهل بیت (علیهم السلام) در دلش است، حب خانواده آسمانی، حب غیب در دلش است، حشرش هم با محبوب هایش است، در جلسات گذشته عرض کردم منظور از معیت یعنی چه، شما وقتی که سخن از معیت می کنید، مثلاً در زیارت عاشورا می گویید ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره، قاعده این است که اول باید معیت در دنیا صورت بگیرد تا معیت در آخرت باشد، چون الدنیا مزرعه الآخره. این یک قاعده ریاضی است، نمی شود انسان در دنیا معیتش، عشقش، محبوب هایش، چیزی باشند و در آخرت با محبوبان دیگری محشور شود، چون دنیا مزرعه ی آخرت است و به قول امام صادق (علیه السلام) در آن حدیث فارسی که فرمودند هرچه بکاری همان می دروی یا به قول خود ما فارس ها، گندم از گندم بروید، جو ز جو. قاعده این است که حشر ما در آخرت با محبوبان دنیایی ماست. معشوق ها و محبوب ها، لذات حاکم بر نفس، تعیین کننده ی وفات ما، نظام برزخی ما، قیامت ما و حیات جاودانه بعد از قیامت ماست، از لحظه ی وفات شروع می شود، شما هرکسی که معشوقتان بوده، موقع وفات در مقابل انسان قبل از اینکه منتقل شود به برزخ، وفات کامل صورت بگیرد، محبوب های حقیقی هرکس برای او ظاهر می شوند، این از فرمایشات معصومین (علیهم السلام) است، یعنی قبل از این که شخص را ببرند به برزخ، در همین دنیا به لقاء محبوب های آخرتی خودش می رسد، با هرکس که انس داشته در دنیا، همان ها جلوی چشمش می آیند، اینکه در روایت داریم بعضی ها اموالشان جلوی چشمشان می آید، بعضی ها خانواه شان، بعضی ها فرشته ها و معصومین (علیهم السلام)، این بسته به این است که واقعاً معشوق انسان در دنیا چیست، این همان بحث کمالت است که قبلاً گفتم، چه کمالات جمادی، چه گیاهی، چه حیوانی و چه عقلانی و چه کمالات فوق عقلانی، معشوق انسان، آنی که شما در دنیا باهاش انس داشتی، نه این که خودت را بستی بهش، آنی که واقعاً دوستش داشتی، باهاش خلوت داشتی و باهاش آرامش پیدا می کردی، انس به معنای حقیقی داشتی، موقع مردن به سراغت می آید، فرمایشی از نبی اکرم بخوانم، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید (والله لو احبنا هجر حشره الله معنا). کلمه ی والله وقتی در مورد خبر گفته می شود، چه در آیات و چه در روایات، خبر از یک سنت و یک قانون می دهد، وقتی یک قاعده را بیان می کنند، مثل این که بگوییم به خدا قسم آب در صد درجه به جوش می آید، آب تشکیل شده از دوتا هیدروژن یکی اکسیژن، این والله یعنی یک قاعده ی حقیقی خارجی وجود دارد در عالم، که سنت الهی است و قابل تغییر نیست، هیچ قاعده ای قابل تغییر نیست، می فرماید قسم به خدا اگر یک سنگ هم ما را دوست داشته باشد، با ما محشور می شود، قبلاً گفتیم که سنگ ها هم چون مظاهر خداوند تبارک و تعالی هستند علم و شعور و آگاهی بالایی دارند، گیاهان، حیوانات، اشیاء همه شعور دارند و شعور فوق العاده قوی دارند، وقتی زمین می تواند شهادت بدهد، وقتی اعضا و جوارح شما در قیامت شهادت می توانند بدهند، وقتی همه حیوانات، نماز دارند، کل قد علم صلاته و تسبیحه، شما هیچ شیء بدون شعور در اطراف خود ندارید، هرچه هست پر از آگهی و شعور است، نحوه ارتباطات با هم مختلف هستند، ما درکی از شعور آن ها نداریم، مگر این که ببینیم خداوند و معصومین در مورد آن ها چه می گویند یا اینکه خودمان به لطافتی برسیم مثل بعضی از اولیاء الهی که خودمان هم درکش کنیم. پس اینکه سنگ دوست داشته باشد، واقعیت دارد، سنگ احساس دارد، فهم دارد، برایش مهم است، در همان فیلمی که جلسه گذشته دیدید، دیدید که سنگ یا اشیاء، مولکول آب برایش فرق می کند که اسم الله را برایش بیاورید یا شیطان را. این جاذبه ها در آن ها هم وجود دارد، تنفرها و ناراحت شدن ها و آرام شدن ها در آن ها هم هست، با اسم الله شاد و آرام می شود و با اسم شیطان ناآرام و به هم ریخته است، در روایت هم داریم، امام زمان (علیه السلام) وقتی ظهور می کنند، زمین همه ثروت خودش را بیرون می ریزد، برای این است که زمین به رقص می آید به هیجان می آید، خوشحال است از اینکه ولی خدا و امام زمان، مالک خود زمین، ظهور کرده و حاکمیت را در دست دارد. روح انسان همینطور است، شما یک موقعی که خیلی شاد می شوید می بینید که روی جسم شما هم تاثیر می گذارد، روی حرکت جسم شما هم تاثیر می گذارد، روی خمودی یا نشاط شما هم تاثیر می گذارد، اینگونه است. در روایت داریم، عقیق در سنگ ها مقرب تر است، چون زودتر از سایر سنگ ها به ولایت امیرالمؤمنین و حب اهل بیت شهادت داده، لذا مستحب است که انگشتر عقیق مؤمنین در دست داشته باشند، این ها واقعیت ها و حقایق خارجی هستند که باید بهش توجه بفرمایید. پس حضرت وقتی می گوید وقتی یک سنگ مرا دوست داشته باشد با ما محشور می شود، این را چیز غریب و بعیدی ندانیم. علم هم الآن حالت های عاشقانه در اشیا را ثابت کرده و این حالت ها به گونه ای هست که برای خود ما قابل درک و لمس است، شما الآن در آنانی که مشرف شدند مدینه، یک ستون است که کنارش نماز مستحب است، ستون حنانه، ستون چوبی بوده، پیامبر در مسجد به این تکیه می داده، با آن وجود نازنینش، با آن جسم و روح نورانی خودش به این تکیه می داده و سخن می گفته، بعد از مدتی که منبری برای حضرت می سازند و ایشان از آن ستون به منبر منتقل می شوند، این ستون به گریه می افتد، حنین یعنی ناله، یعنی فریاد، ناله ای که از ناراحتی برمی خیزد، این ستون، هنوز هم هست وهمه ی مسلمانان علاقه دارند که وقتی به مدینه می روند در مسجد پیامبر خودشان را به این ستون برسانند و کنار آن عبادتی کنند و نمازی بخوانند، همه اشیا این فهم را دارند، وقتی حضرت می فرماید یک سنگ اگر ما را دوست داشته باشد با ما محشور می شود، یک انسان وقتی انسان اهل بیت را به معنای حقیقی دوست داشته باشد ببینید چه اتفاقی برایش می افتد. پس این قاعده را در نظر بگیریم که اگر واقعا حب اهل بیت و خانواده آسمانی در دل انسان بیفتد، حشر انسان با آن ها خواهد بود. باز فرمایش بعدی از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است، (من احبنا کان معنا یوم القیامه ولو ان رجل احب هجر لحشره الله معه) فرمود هرکس ما را دوست داشته باشد حتماً با ماست، در روز قیامت، این معنا خیلی قشنگ است، یک معنا داریم در دنیاست، یک جریان، یک حقیقت، یک سلسله از رفتارها دارد این معنا، معیت تعریف دارد، معیت یعنی کنار هم بودن، یعنی با هم بودن، مال هم بودن، برای هم بودن، مودت همدیگر را در دل داشتن، این معنا در دنیاست، معنا یعنی فداکاری برای هم کردن، برای هم خرج شدن، برای هم خرج کردن، این معناست. معنا یعنی تو در هیچ لحظه محبوبت را تنها نمی گذاری، در هیچ صحنه ای وقتی به تو و کمک تو نیاز دارد، دریغی نمی کنی، این را بهش می گویند معیت و مودت. این معیت در دنیا یک صحنه دارد و در آخرت به گونه ای دیگر است، کان معنا یوم القیامه. کسی که در دنیا با ما باشد، آنجا با ما هست. پس معنای احب، به معنای مودت است، اینکه قرآن کریم مودت اهل بیت را واجب می کند، یعنی بودن کنار آن ها، تنها نگذاشتن آن ها، دور نشدن از آنها، بدون آن ها زندگی نکردن، بدون ان ها تصمیم نگرفتن، در فرازهای مختلف زندگی با آن ها، با اذن آن ها، با خواست و رضایت آن ها وارد صحنه زندگی شدن، نه اینکه من بیایم ازدواجم را طبق میل و شهوت خودم انجام دهم در حالی که اهل بیت به این ازدواج راضی نیستند، انتخاب رشته ام را، با شهوت و میل و ملاک های دنیایی انتخاب رشته کنم، در حالی که خود این رشته چیزیست که مرا از اهل بیت دور می کند، این معیت نیست، می خواهم شغل انتخاب کنم، باید دقت کنم که این شغل به گونه ای نباشد که مرا از خانواده آسمانیم جدا کند. وقتی می خواهم دوست انتخاب کنم، سفر روم همینطور، می خواهم مسکن بخرم همینطور، لباسی تهیه کنم و بپوشم همینطور، معیت یعنی سبک زندگی همراه اهل بیت (علیهم السلام). همانطور که یک زن و شوهر وقتی ازدواج می کنند انتخاب ها و تصمیم هایشان را با هم هماهنگ می کنند. با همسر و فرزندانش هماهنگ می کند، یک فرزند با پدرو مادرش هماهنگ می کند، اعضای خانواده یک نفر هستند، سخنی از من نیست، همه با هم سعی می کنند خودشان را با هم هماهنگ کنند، مومن همیشه با میل اهلش می خورد و منافق با میل خودش می خورد. مؤمن یعنی وقتی می خواهند یک چیزی بخورند، می خواهد ببیند میل خانواده اش به چه می کشد، می خواهند مسافرتی بروند، به میل خانواده توجه می کند، تصمیمی جمعی می خواهند بگیرند، سعی می کنند با اصول اساسی ارتباطش با خانواده آسمانی و حق تعالی منافات نداشته باشد، در غیر از آن موارد، همه میل هایش را با خانواده و فرزندان و پدر و مادرش تنظیم می کند. و مؤمن خودمحور و خودپسند و خودخواه نیست، این درباره خانواده زمینی دارد می گوید، حالا فکر کنید یک کسی می خواهد با خانواده آسمانی زندگی کند، قطعاً باید خوردن هایش و نوشیدن هایش و تفریحاتش، مسافرت هایش و انتخاب هایش و ارتباطاتش و همه چیزش را با خانواده آسمانیش تنظیم کند، معنا، ببینید یک صورت در دنیا دارد و یک صورت در آخرت دارد. اینجا شما تنظیم می کنی ارتباطات خودت را، انتخاب ها و رفتارهای خودت را، افکار خودت را، آنجا هم درجه آن ها خواهی بود. لطافت در کله ی (معنا) یعنی فاصله بینتان نیست، ترس نداشته باش از اینکه از خانواده ات دور بیفتی، این مژده ی بسیار بزرگ است برای ما. خیلی باید احساس شادی و عزت بکنیم با این مژده و شاد باشیم، خیلی جان انسان را شاد می کند خبری که پیغمبر می دهد که تو اگر واقعاً ما را دوست داشته باشی، انتخابات و ارتباطات و سبک زندگیت را با ما تنظیم کنی، بدان با ما خواهی بود. یک موقعی انسان می گوید قیامت شود و آمدیم و از این جهنم نجات پیدا کردیم یا در برزخ نجات پیدا کردیم، ما کجاییم و اهل بیت کجا هستند، ما کجا هستیم، چه جوری است، رابطه ما با اهل بیت و خانواده آسمانیمان در نظام برزخی و قیامت که اوضاع قیامت، آیات و روایات را ببینید، چقدر ترس آور است صحنه قیامت، چه جوری است آنجا رابطه ی من با حضرت زهرا، در ترس قیامت، در احوال برزخ، حال ما چگونه است، می گوید اصلاً به خودت نگرانی راه نده، اضطراب نداشته باش، کسی که برزخ را باور می کند، آخرت را باور دارد، از الآن، چون گفتیم نفس انسان قبر انسان است، این قاعده خیلی مهم است در مباحث انسان شناسی و تعیین سبک زندگی، اگر این قاعده را باور کنیم که نفس ما قبر ماست و قبر ما نفس ماست، الآن در نفست اهل بیت پیششان هستی یا نه، آرامش در هول و ولای دنیا بهت می دهند یا نه، اگر اضطرابی از اضطراب های دنیا، غمی از غم های دنیا، جهنمی از جهنم های دنیا سرت آمد، آیا وجود اهل بیت در درون تو به تو آرامش می دهد یا نه، کسی که در دنیا وقتی مصیبت می آید در زندگیش، گرفتاری می آید، جهنم می آید، آتش می آید در زندگیش، فقدان می آید، فقر می آید، بیماری می آید، این هایی که غصه آور هستند، مظاهر جهنم هستند، ورشکستگی مالی می آید، از دست دادن عزیزی می آید، ببین با از دست دادن آن ها دارایی های تو به کمکت می رسند یا نه، یک کسی وقتی بهش می گویند فلان تلخی در زندگیت اتفاق افتاد، می گوید انا لله و انا الیه راجعون. من مال خدا هستم و می روم پیش خدا. غصه ندارد. کسی که دارایی دارد، اهل بیت را دارد، معنا یعنی این، من از کجا می فهمم اهل بیت با من هستند و من با آن ها؟ ببین در غم های دنیا حضور اهل بیت شادت می کند یا نه، غم هایت را برطرف می کند یا نه، می گویی سر خم می سلامت/ شکند اگر سبویی یا نه؟ تو بمان کز اول شب در صبح باز باشد. با تو همه چیز درست است و بی تو، هرچه که من داشته باشم جهنم است. ببینیم اهل بیت ما، چون اهل بیت عناصر سازنده هستند، ان شاءالله در جامعه کبیره که برسیم، خطابی که داریم به اهل بیت می گوییم، عناصر الابرار، عنصر وجودی ما هستند، چند درصد تو را فاطمه زهرا تشکیل می دهد، چند درصد تو را امیرالمؤمنین تشکیل می دهد، چند درصد شخصیت تو را امام زمان تشکیل می دهد، چند درصد شخصیت تو را خدا تشکیل می دهد، چند درصد روح تو بهشت و چند درصد جهنم است، اگر کسی می خواهد بداند در قبرش اهل بیت به دادش می رسند، معیت دارد با اهل بیت یا نه، در قیامت چقدر به دادش می رسند و تنهایی ها و وحشت هایش را می توانند جبران کنند و نگذارند طرف به وحشت بیفتد باید ببینی در حوادث دنیایی به دادت می رسند یا نه، در تنهایی های دنیایی کمکت هستند یا نه، اگر پدر و مادر فوت کردند، به رحمت خدا رفتند، اگر همسر و فرزندت را از دست دادی جایش با اهل بیت پر می شوند که آرامت کنند یا نه، می گویی خدا را شکر که اهل بیت و فرشته ها هستند یا خود خدا هست، من هیچ وقت تنها نیستم، خدا را شکر غیب به معنای کامل با من است و آرامت کند، برای همین هم پیامبر می فرماید من بکا علی الدنیا دخل النار. کسی که گریه می کند به دنیا، جهنمی است، برای اینکه این آدم اصلاً عرضه نداشته در زندگی دنیایی اش این همه مایه های آرامش و شادی را برای خودش تهیه کند. که بتواند در شکست ها، غصه ها، در حوادث و در مصائب با وجود دارایی های حقیقی خودش شاد باشد. حضرت می فرماید شما غصه نخورید، شمایی که دردنیا با ما زندگی کردید چه غصه ای دارید موقع مردن، ما مگر شما را رها خواهیم کرد؟ شما فرزندان ما هستند، عزیزترین کسان ما هستید، شما فکر می کنید اهل بیت ما را رها می کنند موقعی که بهشان احتیاج داریم؟ یک کسی که در دنیا هروقت کارش گیر می کند پناه می برد به اهل بیت، گره می آید در کارش با اهل بیت خودش را شاد می کند، احساس بدبختی و قرص بخورم خودم را بکشم و دیوانه شدم و ناراحتی اعصاب گرفتم و روانپزشک بروم، از این حرف ها ندارد، کسی که اینگونه است موقع مردم چه وحشتی دارد؟ همیشه اهل بیت را احضار کرده، هروقت مصیبتی آمده پناه برده به اهل بیت و آرام کرده خودش را، اهل بیت دارایی و عنصر وجودیش هستند. چه صحنه قشنگی، اگر انسان یک عمر با سختی، با شکنجه زندگی کند برای همین یک صحنه به خدا می ارزد، فرمود وقتی مؤمن از دنیا می رود عزرائیل می آید با تواضع، ایشان با آن جبروتش، خوش اخلاق و زیبا و مهربان است، چرا این را می گویم؟ برای ان که این به باطن مؤمن می آید سراغش، قبلاً توضیح دادیم، همه برزخ به باطن ما هستند، نمای برزخ باطن ماست، آخرت، ظهور نفسانیت هر فرد است برای خود آن فرد، کما اینکه دنیا ظهور باطن رحمی هرکس است برایش، جنینی که به دنیا می آید از رحم مادر، وقتی می آید به دنیا، اگر درد دارد، نه اینکه دنیا درش درد است و به او درد وارد می کند، اگر سردرد است، اگر می بیند اگر نمی بیند، اگر نمی شنود، این محصول دوران جنینی است که خودش طی کرده، حالا وقتی می آید، دنیا از نگاه او دردناک است. از نگاه او کوری است، بینایی است، سلامت است، مریضی است، پس دنیا کسی را اذیت نمی کند، به کسی درد وارد نمی کند، کسی که درد می کشد یعنی از رحم مادر تجهیزات مناسب برای زندگی مرفه در دنیا را با خودش نیاورده، ما هم در رحم دنیا وقتی وارد برزخ می شویم، برزخ را چطور می بینیم، بهشت می بینیم یا جهنم، هرچه که می بینی خودتی و ظهور باطن خودت. اهل بیت را می بیند یا نه، عزائیل را چه شکلی می بیند، به شکل باطن خودت، پس وقتی عزرائیل می آید بالای سر ما، با ادب و مهربانی بعد به شما می گوید، با خطاب بزرگی که تماشا کنید لطفاً، شما می بینید 5 تن (علیهم السلام) آمده اند شما را بردارند ببرند با خودشان، از این صحنه قشنگ تر شما می توانید تصور کنید که وجود نازنین پیامبر، امیرالمؤمنین، حضرت زهرا و حسنین (علیهم السلام)، بیایند به استقبال تک تک شما، با مهربانی و بزرگواری شما را وارد برزخ بکنند. این قبل از برزخ است. در دنیا اتفاق می افتد. این صحنه به این قشنگی معلول این است که یک نفر در دنیا واقعاً با این ها زندگی کرده، با این ها نفس کشیده، ملاک های خوش آمدن و بد آمدن و ملاک های غم و شادی و ملاک های انتخابیش، پیوند و قطع پیوندش با هرکس و هرچیزی بر اساس خانواده آسمانیش بوده، خب آن ها این را می بینند، این نوع دوست داشتن ها و چسبیدن ها و تنفرها و غم ها و شادی ها ذات انسان را به گونه ای می کند که شما اساساً غیر از این که اهل بیت را ببینید اتفاق دیگری برایتان نمی افتد، آن هم در شیرینی ببینید اهل بیت را، پس این کلمه ی معنا را خوب دقت کنید، در مورد معیت توضیح دادیم، کان معنا یوم القیامه، به اینجا مربوط است، اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره، اگر در دنیا باشد در آخرت هم است، مهم این است که ما در دنیا این معیت را داشته باشیم و به اهل بیت بگوییم ما شما را از همه دنیا بیشتر دوست داریم، به شما بگوییم شما وقتی هستی هیچ غمی از غم های دنیا نمی تواند ما را مچاله کند، شما که هستی، شما عزیزید برای ما، آرامش داریم کنار شما، دوستتان داریم، شما جای هر نبودن را پر می کنید، جای هر فقدان را پر می کنید، هیچ از دست دادنی و از دست رفتنی ما را غصه دار نمی کند. چقدر اهل بیت خوشحال می شوند که یک نفر آن ها را اینجوری دوست داشته باشد. چقدر اهل بیت خشنود می شوند که یک نفر روی آن ها اینجوری حساب کند در زندگی. بگوید که من با شما شادم، بگوید که من با شما سرشارم، من غصه ها و شادی هایم، اضطراب ها و آرامش هایم به چیزهای پایینی نیست که اگر مثلاً پایینی ها بالا پایینم کنند، من مچاله شوم و احساس پوچی کنم. اگر مالی یا کسی را از دست دادم، اگر مریض شدم، با هیچ چیز شادی کنار شما بودن از بین نمی رود، و شادی کنار شما بودن جای همه غم ها را می گیرد و پر می کند. اینکه خداوند چه جوری روی ما حساب کرده که می گوید با من شاد باشید و از من لذت ببرید. کسی که الله می تواند در دنیا شادش کند، و کسی که در دنیا می تواند از الله لذت ببرد، این دیگر چه ترسی دارد برای مردن؟ برای برزخش، قیامتش، ترسی درش وجود ندارد، کسی که الله را ندارد باید بترسد، همیشه ترس ها و اضطراب های ما به خاطر نداشتن های ماست، آدمی که عصبی است، حسود است، بدبین است، زودرنج است، حساس است برای این است که هیچ چیز ندارد در نفسش، چیز بزرگی ندارد که با یک چیز کوچک می تواند بریزد به هم، کسی که وزین است، شخصیت دارد، ثروت دارد، به فقدان یک چیز کوچک عصبانی نیست، به حسادت نمی افتد، به پرخاشگری و غصه نمی افتد چون ثروت عظیمی دارد، غصه های ما، احساس ترس ها و کمبود های ما، اضطراب هایی که به سراغ ما می آیند برای این هستند که ما سبکیم، قرآن می فرماید کسی که میزان هایش سنگین باشد، قیمت داشته باشد، وزن داشته باشد، همیشه یک زندگی راضی دارد. چون وزن دارد، عنصر دارد، قیمت دارد، پر از اهل بیت و غیب است. این خیلی مهم است، باید در زندگی ما باشد. چقدر با خدا شادیم؟ و چقدر با اهل بیت شادیم؟ چقدر با ثروت های حقیقی آخرتی جاودانه ای که داریم می توانیم عشق بازی کنیم و دلخوش باشیم، همه ی قشنگی و زیبایی آدم این است که بتواند غیب را بیاورد در زندگیش، قرآن به کی کمک می کند؟ الذین یومنون بالغیب. به آنانی امنیت پیدا می کنند با غیب. دلخوش می شوند به غیب، امنیت می گیرند، ایمان آوردن یعنی امنیت گرفتن، آرامش گرفتن، یعنی باور کردن غیر، آوردن آن در زندگی. محبت یعنی همین. من احبنا کان معنا یوم اقیامه. هرکس دوستمان داشته باشد حتماً با ما خواهد بود. مژده را در اوج می دهد. در قیامت. چون جایی که اوج خطر وجود دارد، اضطراب وجود دارد، قیامت است، این در قیامت با ماست. نترس، ما کنارتیم، تو با مایی. خیلی مژده ی بزرگی است. عزیزان دقت کنید، ببینید که اهل بیت در سختی های دنیا چقدر کنار ما هستند، اگر هستند، در آخرت هم هستند. کسی که در اضطراب ها و تنهایی های دنیا، حوادث دنیا با اهل بیت می تواند امنیت بگیرد، از موقع مردن به بعد هم اتفاق می افتد. زمانی اتفاق می افتد که آنان دیگر نمی آیند بالای سر ما، ما در برزخ تنهاییم و گرفتاری ها و بدبختی ها و غصه های برزخ، که در دنیا نمی آیند سراغ ما، اگر در دنیا نیامدند، آنجا هم نمی آیند، نیامدند یعنی ما نمی رویم سراغشان. ما با اینکه این دارایی ها را داریم ازشان استفاده نمی کنیم و کسب آرامش نمی کنیم. اگر باورشان کرده باشیم همه جا با ما هستند، پس ببینید ما چه جوری می توانید در دوران رحمی ما در دنیا نظام تولدمان، برزخ را تنظیم کنیم، این خیلی اصل است، واقعاً باید برای این معیت وقت گذاری کرد، باید برای رفت و آمد با اهل بیت وقت گذاری کرد، برای عشق بازی با آن ها باید وقت گذاری کرد، کسی که می رود حرم با کسی که نمی رود حرم، فرق دارد، در حرم می نشیند و انس می گیرد، با کسی که می رود در حرم فرار می کند نمی گذارد انسی ایجاد شود فرق دارد، کسی که برای رفاقت با قرآن سرمایه گذاری می کند که در دنیا معیت داشته باشد با کسی که ترجیح می دهد برود زبان خارجی یاد بگیرد تا زبان خانواده آسمانیش را، فرق می کند که در بحث صداقت توضیح خواهم داد. ولو ان رجلاً احب هجراً، اگر آدمی سنگی را دوست داشته باشد، آن جا گفت یک سنگی ما را دوست داشته باشد، این جا گفت اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، لحشره الله معه. حتماً خدا با آن سنگ محشورش می کند. پس خواهش می کنم دقت کنید، شما هرکدام از این کمالات را که عاشقشان باشید باهاشان محشور می شوید، ببینید چه معشوقی به لیاقت خود انتخاب می کنید، برای قیامت و شب اول قبر خودمان چی را می خواهیم انتخاب کنیم که در قبر مونس ما باشند، کسی که آدم بداخلاق و پرخاشگر و حسود و عصبانی و زودرنج و بدبین و بدقلق و انعطاف ناپذیری است، عذرپذیر نیست، بزرگوار نیست، اهل تغافل و تجاهل نیست، در قبرش تمام مونسش می شود سگ و مار و عقرب و اژدها و این ها، چون در دنیا با این ها زندگی می کند و با خودش می برد، این را خواهش می کنم دقت کنید، ببینیم در دنیا با کی زندگی می کنیم، قبر ما نفس ماست، ببینیم در نفس ما بهشت است یا جهنم. ببینیم در نفس ما شادی است و آرامش یا اضطراب و دلشوره و غصه، در دل ما محبت و مودت و سازگاری و رفق و مداراست یا کینه و اضطراب و پرخاشگری و دعوا، این ها خیلی مهم است، آدم هایی که اطراف ما هستند، همسرت باشد، پدر و مادرت باشد، فرزندانت باشند، معلمت باشد، شاگردانت باشند، همسایه هایت باشند، مردم اطراف همه باشگاه ما هستند، حریف تمرینی ما هستند، کسانی هستند که به ما کمک می کنند که ما یا غصه دار شویم یا شادی داشته باشیم، کسی که بلد است از اطرافیان خودش برای تولید شادی استفاده کند، تا ناراحتی و غصه، غمی ندارد، این اضطرابی ندارد، خوب زندگی می کند، شاد و آرام، وارد برزخ می شود، وفات قشنگی دارد، ملکوت قشنگی دارد، قیامت زیبایی دارد و حیات پس از قیامتش هم فوق العاده زیباست. چه کمالی را انتخاب می کنیم، چه ارزش هایی را انتخاب می کنیم، دلدادگی های ما در دنیا چیست، ولو اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، حتماً خدا این را با آن سنگ محشور می کند، انسان قاعده ای داریم به نام اتحاد عشق و عاشق و معشوق، این در بخش دل است، در بخش عقل، اتحاد عقل و عاقل و معقول است، یعنی وقتی کسی چیزی را یاد می گیرد آن چیز با وجود انسان اتحاد برقرار می کند، مثل این که شما الآن دودوتا چهارتایی که باورش کردید یا مجموع زوایای داخلی یک مثلث 180 درجه است، این را باور کردی، این یک چیزی خارج از شما نیست، بخشی از شماست، معقول شما با شما که عاقل هستید و عقل شما هرسه می شوید یکی. در حس هم همینطور، در خیال هم همینطور، در وهم هم همینطور، کسی که آدم خودخور و زودرنج و حساسی است، با مار و اژدها یکیست. یعنی خودش مار است و خودش اژدهاست. عرض کردم یکی از آشناهایمان را خواب دیدم که یک اژدهایی از آتش به این چسبیده بود، هروقت یادم می افتد ترس وجودم را می گیرد، واقعاً متاثر می شوم که من بهش می گفتم دستت را به من بده که من تو را بکشم بیرون، خدا رحمت کند همه اموات را، در آن عربده ای که می کشید، یک لحظه به من گفت این هیچ وقت از من جدا نمی شود و من فهمیدم که خلقش بوده بنده خدا. پیامبر فرمود بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی شود چون با تو یکیست. پس در ارتباطات عاشقانه دقت کنید با هرکدام از این 5 بخش، آدم اتحاد برقرار می کند، انسان در هرکدام از بخش ها وقتی عشق می آید سراغش با معشوقش یکی می شود، لذا وقتی می گویی من عاشق این سنگم، عاشق این انگشترم، من عاشق این اتومبیلم، برای همین اتومبیل وقتی یک طوریش می شود انگار شمشیر کردی در شکم این آدم، این معشوقش بوده که باهاش اتحاد برقرار کرده، دنیایی است که باهاش اتحاد برقرار کرده، پیامبر فرمود من بکا علی الدنیا دخل النار. نگوییم که اگر کسی گریه کرد به دنیا، چون گریه کردی بر دنیا، برو جهنم، نه، اصلاً جهنم بکا علی الدنیاست، جهنم خودش گریه است، می گوید آیا این انقدر چسبیده به قلبت، چون مصیبت در این بخش های پایینی وارد می شود، یا جمادی است، یا گیاهی یا حیوانی، وقتی کسی می گوید در بخش هایی که فوق عقل فعال است، می گوید الذین، می گوید مومن کسی است که وقتی بهش مصیبت می رسد، چون از اول به دنیا نچسبیده و معشوق های بالاتر داشته، تا حادثه ای برایش اتفاق می افتد به جای ناله و آه و گریه و داد زدن و دعوا کردن و غر زدن و قهر کردن، قالو انا لله و انا الیه راجعون. اصلاً غصه ندارد، نچسبیده بهش که وقتی کنده می شود ازش انقدر زجر بکشد. چسبندگی های بالاتری دارد، دلدادگی هایش به چیزهای اصلی است، لذا غصه ندارد. برای همین دنیا نمی تواند گریه اش بیندازد. اژدها و عقرب ندارد این آدم، این آدم مار ندارد در وجودش، هیچی ندارد که بسوزاندش، اتحاد برقرار نکرده با دنیا، با دنیا زندگی کرده ولی عاشق دنیا نیست. اگر هم دنیا را دوست دارد به عشق الله دوست دارد، عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست، ولی با عشق الله می آید سراغ نعمت های دنیایی. برای همین هم مومن عشقش به همسرش بیشتر از یک کافر و فاسق است، برای همین مومن عشقش به فرزندانش، دوست داشتنش، بالاتر است، لذتی که یک مومن از دنیا می برد خیلی بیشتر از لذتی است که یک کافر از دنیا می برد چون او با آن نگاه بدون چسبندگی ازش لذت می برد، معشوق های بالاتر را در دستش دارد آرامش دارد، وقتی شاد و آرام است، دعوا با هیچ کس پیدا نمی کند، چون چیزهای بالاتر دارد. اضطراب، دعوا، درگیری، غصه، ناراحتی، خورد کردن همدیگر، له کردن همدیگر، به قول امام رضا (علیه السلام) دریدن همدیگر زمانی اتفاق می افتد که انسان حتما دارندگی های بالاییش را از دست داده، ثروت های بالاییش را از دست داده حالا دیگر می افتد به اضطراب و غصه و درگیری، خدا رحمت کند امام را، فرمود اگر همه انبیاء یک جا جمع شوند با هم یک ذره اختلاف نمی کنند. چون انبیاء همه ثروت دارند، بالا را دارند، به خاطر پایین با کسی دعوا نمی کنند، دعوا در پایین مال کسانی است که بالا را ندارند، دنیا جیفه ای است که طالبش سگان هستند. برای همین دعوایشان می شود، چون بالاتر را ندارند، پس دقت کنید که ما چه کمالاتی را برای دلمان انتخاب می کنیم، قیمت دل ما چیست، قیمت غصه های شماست، برای هرچه غصه می خوری قیمتت همان است، با هرچه که آرام می شوی قیمتت همان است، با هرچه مضطرب می شوی قیمتت همان است، این ها را در بحث های مفصلی که در بحث غم و شادی که 60، 70 جلسه ازش گذشته توضیح دادیم که ملاک ها چی هستند در شادی ها، ما 10 نوع غم معرفی کردیم که غم هایی هستند که شادی می آورند، با اینکه غم هستند تولید شادی می کنند، اکسیر ارتباط با غیب کاری می کند که انسان وقتی در دنیا غمی می آید سراغش، خود غم شادش می کند، د حالی که وقتی کسی آن اکسیر را ندارد، وقتی این غم می آید سراغش تحقیرش می کند و لهش می کند و غم زده اش می کند، مچاله اش می کند. پس این قاعده ی اتحاد عشق و عاشق و معشوق فراموشمان نشود، حضرت سخن می گوید با این قدرت، همش قسم و والله و لام تاکید، برای این است که می خواهد از یک سلسله حقایق پشت پرده خبر دهد، در نظام عشقی چه اتفاقی می افتد که حشر اتفاق می افتد بعدش، چه جوری است که حشر با معشوق است و نه با هیچ چیز دیگر، حشر با دلداده های شماست، چقدر در آخرت، در قبر همراه اهل بیت هستی؟ ببین در دنیا چقدر باهاشان زندگی می کنی. این قاعده مهمیست. والحمدالله رب العالمین.