جلسه 343 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
343
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
11
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 343 - خانواده آسمانی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان رسید به اینجا که ما محبت بیپایان و بینهایت معصومین(ع) به خودمان را مطرح کردیم که امام علاقهاش به شیعیانش به محبینش چگونه است یک محبت همهجانبه و کامل نسبت به ما و تعابیری که خود ایشان داشتند تعابیر بسیار زیبایی بود که امام یک امین رفیق است یک پدر، برادر و یک مادر است یعنی تمام حسهایی را که عمیقترین بیدریغترین عشقها در آن هست علایق و محبتها در آن هست حضرت نسبت به ما دارد.@ حالا سؤال این هست یک کسی که اینقدر مهربان است چرا در خطاب خودش در مورد بداخلاقیهای ما اینقدر سختگیری کردند که حالا در این رابطه به این مسأله میپردازیم. یک بحثی را که به شما بدهکار بودیم این بود که فرق بین محبت امام آن هم با این دامنه با محبت پدر و مادر زمینی نسبت به ما چه هست.@ دوتا فرق عمده در محبتهای والدین زمینی نسبت به فرزندان با محبت امام نسبت به ما وجود دارد اولین مطلب این هست که پدر و مادر یا برادر یا خواهر یا دوست که ما را دوست دارند گاهی وقتها در اثر ناآگاهیهایی که دارند یا ضعف اخلاقی یا شخصیتی که دارند اینها محبتشان دچار افراط و تفریط میشود.@ یعنی جاهایی گاهی وقتها محبتشان کم هست و گاهی وقتها محبتشان زیاد هست و برای ما آزاردهنده است و به فرزندان صدمه میزند غلبه احساسات گاهی وقتها در پدر و مادر باعث میشود که آن سعادت حقیقی فرزند را نادیده بگیرند و فرزند را به کارهایی وادار کنند که هم به جسم و روح فرزند آسیب وارد میشود.@ و گاهی وقتها فرزند را به ظلم و گناه و خیانت نسبت به دیگران وادار میکنند مستقیم و غیرمستقیم و از طرفی همین ظلم و خیانتی که به دیگران میشود در واقع در حق خود پدر و مادر میشود چون پدر و مادر سبب این کار شدند سبب این بیادبی و خیانت و ظلم شدند و این یکی از نکات فرق هست بین محبت پدر و مادر زمین با پدر و مادر آسمانی نسبت به ما.@ گاهی وقتها کمبود محبت هست که فرزندان کاملاً از پدر و مادر خودشان اشباع نمیشوند از نظر محبتی این صدمات زیادی را به فرزندان میزند گاهی وقتها فرزندان میتوانند کمبود محبتهایی را که از پدر و مادر دارند از طریق پاکی جذب کنند.@ مثل ارتباط با خداوند تبارک و تعالی، ارتباط با خانواده اصلی خانواده آسمانی، ارتباط با دوستان خوب، ارتباط با فضاهای معنوی، ارتباط با غیب، و یا از انسانهای سالمی مثل عمو، عمه، خاله، دایی، استاد، معلم این کمبود محبتها را دریافت کنند و باعث میشود که خلئی در وجود آنها نباشد و تعادل خودشان را در بخش محبت پیدا کنند.@ چون اینطور احساسات مثل نیازهای مادی در بدن میماند که اگر مثلاً روی یا آهن در بدن کم بشود ماده دیگری نمیاید جای آن را بگیرد بالأخره این کمبود آهن، کلسیم، روی مشکلاتی را در بدن ایجاد میکند.@ وقتی انسان به اندازه کافی محبت دریافت نکند از خانواده خودش از محارم خودش اگر که مؤمن باشد یا سعادت داشته باشد سنخیت داشته باشد این محبت را از فضاهای سالم انسانهای سالم به خصوص فضاهای معنوی میتواند جذب بکند و نیازش تأمین میشود و خطرات و انحرافاتی که ممکن است یک نفر را در اثر کمبود محبت تهدید بکند او را تهدید نمیکند.@ اما در اکثر موارد این اتفاق نمیافتد یعنی کسانی که از خانواده آن محبت مورد نیاز را دریافت نکردند به دنبال گدایی عاطفه میافتند از انسانها و مراکز ناسالم، و طریقههای ناسالمی را برای جذب محبت انتخاب میکنند که به هر حال آن نیازشان تأمین بشود وقتی که آنها ناسالم هستند محبتی هم که به اینها داده میشود محبت ناسالم هست.@ توأم با انواع آسیبها و تحقیرها، منت گذاشتنها صدمه زدنها و سوءاستفادههاست بنابراین این خطر اینکه انسان به اندازه کافی تأمین نشود یا تأمین نکند همه را تهدید میکند در خانواده انسان باید بداند که به هر حال انسانهایی دارند با او ندگی میکنند.@ انسان باید وظیفه خودش را انجام بدهد اگر پدر، مادر، همسر، برادر، خواهر هست هر چه که هست آن وظیفه خودش را باید انجام بدهد نسبت به اطرافیان خودش و این وظیفه را باید بیشرط انجام بدهد یعنی اینطور نباشد که معامله بکند اینطور نباشد که بدهبستانی باشد انسان باید وظیفهاش را انجام بدهد.@ در وظائف همسران هم این نکته را بارها عرض کردیم اینطور نیست که یک نفر بگوید من همسرم را دوست ندارم پس به او محبت نمیکنم این خیلی خطرناک است اگر کسی این کار را بکند متوجه نیست که چه آسیبی دارد به خودش میزند حداقل خودش به خودش خیلی آسیب میزند چه در دنیا و چه در آخرت.@ بعضی از چیزها وظیفه است تابع میل ما نیست مثل زن و شوهری که با هم ازدواج میکنند یک سلسله وظائف نسبت به همدیگر پیدا میکنند این وظائف تابع میل زن نیست که زن بگوید من دلم نمیخواهد انجام بدهم.@ نه وقتی قبول کردی همسر کسی هستی مرد یک سلسله از حقوق را به گردن زن دارد زن به هیچ وجه نمیتواند آنجا میل شخصی خودش را در نظر بگیرد حق ندارد خدا به او یک همچین اجازهای را نداده مرد هم همینطور یک سلسله وظائفی دارد که اصلاً در اختیار او نیست باید انجام بدهد چون قبول کرده مثل نفقه.@ نفقه واجب است مرد باید بپردازد شرعاً قانوناً، نمیتواند بگوید من مرد خانه هستم ولی کاری برای خانه انجام نمیدهم وظائفم را انجام نمیدهم سر کار نمیروم خانوادهام خودشان بروند کار کنند زن و بچهها خودشان بروند این یک ظلم است.@ این قطعاً یک ظلم بزرگ هست و عقاب خیلی خیلی سنگینی هم دارد انسان از رحمت خدا دور میشود یک کسی که وظیفهاش را انجام ندهد یکی از وظائف محبت کردن هست مثل اینکه یک نفر راننده یک سرویس، اتوبوس، تاکسی، مینیبوس، یا راننده قطار یا خلبان هواپیماست وظیفهاش این هست که مسافرها را به سلامت برساند.@ این جزء وظائفش هست مسافرها میتوانند بخوابند ولی راننده حق خوابیدن در حین رانندگی ندارد باید بیدار باشد و مردم را به مقصد خودشان برساند. محبت کردن در نقش همسری، پدری، مادری، در هر نقشی خواهری و برادری یک وظیفه است اینطور نیست که تابع میل من باشد که من محبت نمیکنم از فلان کس خوشم نمیاید.@ حضرت فرمود(وَ إن لَم یَکُن فی طَبعِه) اگر انسان همسرش هم در طبعش نباشد حق ندارد بیمهری و بیادبی و بیمحبتی و آزار بدهد حق ندارد حتی محبت نکند وظیفهاش هست که این کار را انجام بدهد آن سه قاعدهای که عرض کردم تأمین اقتصادی، عاطفی و اخلاقی و تأمین معنوی این سه تا در اختیار ما نیست.@ ما عبد خدا هستیم و خدا از ما خواسته این کار را انجام بدهیم، نمیخواهم، دوست ندارم، نمیتوانم، اصلاً ما همچین چیزی نداریم یک کسی که در این مسائل تابع میل خودش بخواهد عمل بکند چه زن نسبت به مرد، مرد نسبت به زن، انسان نسبت به بچههایش اگر بخواهد کوتاهی بکند به نفرین پیغمبر همچین شخصی ملعون است.@ که فرزندش، همسرش، پدر و مادرش را، خواهر و برادرش را مرتبطین خودش را تأمین نکرده تأمین نکردن عاطفه بسیار خطرناک است کم گذاشتن در محبت در ارتباطات بسیار خطرناک است.@ پدر و مادرها خیلی وقتها نیاز دارند به اینکه فرزندانشان درست با آنها رفتار کنند سهم عاطفی دارند از پدر و مادر خودشان دریافت کردند ولی خودشان ادب و احترام و محبت لازم به پدر و مادرشان را نمیکنند بچهها صرفاً دریافتکننده هستند اما پرداختکننده نیستند این خیلی بد است.@ یا برعکس گاهی وقتها زن و شوهر، زن وظیفهاش را خوب انجام میدهد و مرد کوتاهی میکند یا مرد خوب انجام میدهد زن آن محبتی را که باید پای همسرش بریزد نمیریزد و هر کدام از اینها مسئولیت بسیار زیادی را به گردن انسان میاندازد.@ وقتی انسان کوتاهی بکند این کوتاهیها باعث میشود که اعضای خانواده به دنبال تأمین نیازشان از خارج از خانواده اقدام کنند و این بسیار خطرناک هست یعنی مرد، زن، بچهها به خارج از خانه، و اینجاست که خیلی از فاجعهها بار میاید بعد اقتضائات هم فرق دارد.@ مثلاً نوع نیاز بچه در دو سال شیرخوارگی فرق میکند تا پنج سال بعدی، یا در هفت سال اول با هفت سال دوم متفاوت است هفت سال دوم با هفت سال سوم متفاوت است بعضی از قسمتها اشتراکاتی دارد مثل تأمینهای سمعی که به گوش طرف برسانی که دوستت دارد اعضایی که با ما ارتباط دارند دائماً این را باید از ما بشنوند یا بصری ببینند که دوستشان داریم.@ عملاً نشانشان بدهیم یا لمسی که سهم قانونی و مشخصی از روابط بدنی مثل دست دادن مثل در آغوش کشیدن مثل بوسیدن مثل لمس کردن و چیزهایی از این قبیل هست که باید باشد جدای از این شخصیتهای بچهها هم فرق میکند.@ یعنی ضمن اینکه انسان به طور طبیعی به هر سه نوع این روابط عاطفی نیاز دارد سمعی، بصری و لمسی و اطرافیان ما هم به این نیاز دارند که باید تأمین بشود بعضی از شخصیتها هستند که در این سه بخش به نوع خاصی نیاز بیشتر دارند یعنی به شنیدن، لمس یا سمع و دیدن نیاز بیشتری دارند.@ به هر حال آدم باید بداند که طرفش به چه چیزی بیشتر احتیاج دارد این باید شناسایی کند هر کسی فرزندان، همسرش، پدر و مادر خودش را ببیند که به چه چیزی نیاز دارند شما وقتی میروی پدرت را میبوسی، ممکن است پدرت یک آدم ضعیفی باشد یا یک آدم نادانی باشد میروی او را ببوسی، میگوید از این لوسبازیها نکن خوشم نمیاید.@ گاهی وقتها پدر و مادر آدم یک موقعی در ذوق آدم میزنند شما میدانید پدر شما دریافت لمسی ندارد حالا از این کار خوشش نمیاید حالا آن بیذائقه و بیذوقی خودش است اگر کسی اینطوری هست قسی است که این دریافتها را ندارد یا نمیتواند به کسی بدهد حالا اینطوری هست شما وظیفهات را انجام دادی.@ میگویی من میدانم پدرم اینطوری هست از طریقهای دیگر باید انسان آن تأمین محبت پدر را بکند چون پدر ولو هم بگوید من نیازی ندارم نیاز دارد یا هر کسی که بگوید نیاز ندارم این نیاز را دارد پس ما نباید کمبود بگذاریم.@ نه خودمان نسبت به اطرافیان کوتاهی کنیم در مورد محبت کردن و نه هیچ کس از اعضای خانواده این کار را کنند باید بدانیم که کمبود محبت مثل کمبود مواد معدنی در بدن میتواند فاجعه درست کند بیماری ایجاد کند.@ هیچ کس هم نباید بگوید که من خودم دریافت نکردم من بچه بودم پدر و مادرم مردند مهر پدری و مادری ندیدم و من مهر همسری ندیدم یا ازدواج نکردم یا همسرم همیشه یک آدم خشن و بدی بوده خداوند انسان را خوار و ذلیل بندگانش قرار نداده اینطور نیست که اگر من دریافت نکردم پس دهنده هم نمیتوانم باشم.@ یعنی خدا ما را اینقدر گدا نیافریده که باید معطل شویم یک نفر به ما محبت بکند تا ما بتوانیم به او یا کس دیگر محبت کنیم، خیر خداوند ما را به کانون پر عشق خودش متصل کرده و میگوید این محبت را از من و از اولیاء و از آسمان دریافت کنید این به شما داده میشود.@ شما لازم نیست اگر ندارید بگویید من که الان دستم خالی است مثل پول نیست که بگویید من الان پول در جیبم نیست به کسی نمیدهم چون ندارم اگر داشتم میدهم، نه حتی بعضی از اولیاء خدا خدا رحمت کند مثل مرحوم آقا شیخ جعفر مجتهدی یا بزرگان دیگر خداوند امتحانشان میکرد با جیب خالی دستور به انفاق میدادند.@ یعنی هر چه که آمد بدهید و این حس که من باید انفاق بکنم و هر چه که به دستم بیاید انفاق کنم باعث میشود که همیشه دست انسان پر باشد در عاطفه هم کسی نباید خودش را محدود نگاه بکند این یک توهین به خودش است.@ بگوید من که دریافت نکردم من که بدبخت و نیازمندم من که کسی به من محبت نکرده مهر پدری، همسری، مادری، خواهر و برادر نداشتم، اصلاً مهم نیست انسان همین که متصل به کانون عاطفه الهی باشد اگر بخواهد خودش هم تأمین بشود باید خروجی عاطفی داشته باشد یعنی خدا میگوید معطل این نباشد که کسی به تو محبت کرده یا نکرده.@ تو برو شروع کن بعد میبینی که خداوند از کانون بینهایت خودش در قلب تو میریزد من آدمهایی سراغ دارم که کتکهای شدیدی از پدر و مادرشان خوردند آدمهایی سراغ دارم که مادرشان در بچگی از دنیا رفته زیر دست زنبابا، بعضیها زنباباها با کتک و تحقیر و محرومیت بزرگ شدند.@ ولی وقتی خودشان به سن بالا رسیدند به تمام بچههای آن زنباباها مهر و محبت کردند به جای اینکه بخواهند انتقام بگیرند به همه آن زنباباها مهر و محبت کردند یعنی جواب آن بیعاطفگیها را مهر و محبت دادند چون متصل بودند به کانون محبت الهی، دریافتکننده از بالا بودند به همه هم میتوانستند بدهند پس ما اینقدر خودمان را دستکم و کوچک نگیریم.@ کسانی که میگویند من نمیتوانم به همسرم محبت و عشقورزی کنم نمیتوانم بچهها را بغل کنم و ببوسم، با پدر و مادرم سرد هستم در خانواده ما اینطوری رسم نیست با دوستانم نمیتوانم گرم باشم انس نمیگیرد.@ پیامبر فرمود(لا خَیرَ فیمَن لا یَألَفُ وَ لا یُؤلَف) در کسی که الفتگیرنده نیست و اجازه هم نمیدهد که دیگران به او نزدیک بشوند خیری هم در این آدم نیست این آدم از سنخ جهنم و خشونت و مارها و عقربها و اژدهاهای جهنم است.@ یک کسی که نه خودش به سراغ دیگران میرود و با دیگران انس میگیرد یا دائماً گوشهگیری و گوشهنشینی و انزوا را قبول میکند چون مثلاً چند جا به او بیمحبتی شده و فکر میکند که همه آدمهای دنیا همین چند نفر بودند که با من در ارتباط بودند و به من محبت نکردند حالا یا پدر و مادر یا همسر یا کسان دیگر، اینطوری خیلی بد است.@ انسان اینطوری خودش را از میلیونها دوست بهشتی میلیونها رفیق بهشتی محروم میکند انزوا، بیارتباطی، ضعف ارتباط اینها همه خطرناک هست که انسان باید اینها را سالم البته با مدیریت و عقلانیت برای خودش ایجاد بکند.@ پس این یک نکته که توجه داشته باشیم کمبود محبت فاجعهساز است و نباید ما منشأ این فاجعه باشیم نباید من یک کاری بکنم که فردا اگر از همسرم از فرزندم از پدر و مادرم سؤال کردند بگویند که ما از این شخص ارضا نشدیم.@ آن محبتی که باید همسرم، فرزندم، پدر و مادرم خواهر و برادرم به من میداد ندادند این بسیار خطرناک است خیلی وقتها شما برادرتان نیاز دارد که به عنوان یک خواهر از شما دریافت محبت بکند.@ میبیند که شما سرد برخورد میکنید در حالی که برادر دوست دارد غیر از محبت مادر و کس دیگر هست برادر دوست دارد که دریافتکننده محبت خواهری باشد یا نسبت به خواهرتان، خیلی وقتها افراد هستند که نسبت به خواهرشان خیلی سرد و بیروح هستند.@ خیلی وقتها این نکته در ازدواجها بخصوص خیلی بد میشود مثلاً میگوید حالا ازدواج کرده رفته یا ما ازدواج کردیم رفتیم حالا او چه نیازی به من دارد، این خیلی غلط است خواهر شما اگر ازدواج کرده باشد بهترین شوهر هم داشته باشد به عنوان یک برادر از شما محبتهایی را باید دریافت کند.@ محبتهای خوب و کلمات خوب، برادر شما هر چقدر هم همسرش خوب باشد بینیاز باشد از خواهرش دوست دارد دریافتهای خوب و بیدریغی داشته باشد اگر نقش عمو دارید درست انجامش بدهید نقش دایی را دارید درست انجام بدهید.@ یک دایی و عمو و خاله و عمه بیعاطفه بیروح اینها خوب نیست انسان وقتی ارتباطاتش زیاد میشود به هر نقشی باید وظائف خودش را نسبت به آن رابط خودش درست انجام بدهد و نسبت به این مسأله دقیق باشد و تلاشش را بکند پس این را یادمان نرود که کم نگذاریم.@ چون وقتی در عاطفه کم بگذاریم خشونت، بیرحمی، بیعاطفگی نسبت به خودمان و عذاب جهنم نصیب ما میشود ما اگر بهشت و مهربانی را میخواهیم آتش آدمهای مهربان را نمیتواند بسوزاند اصلاً آتش به سراغ آدمهای مهربان نمیرود.@ ولی وقتی که انسان مهرورز نیست یا در مهرورزی خودش شرط میگذارد برای زنش که میخواهد محبت بکند شرط میگذارد برای شوهرش و بچههایش که میخواهد محبت بکند شرط میگذارد مشروط میخواهد محبت بکند این شخص گرفتار جهنم میشود.@ چون این شخص آدم خشنی است جهنم جای سوزاندن خشونتهاست جای سوزاندن بیعاطفگیهاست اگر نقشی را پذیرفتیم در نقش خودمان کامل باشیم بعضی وقتها نقشهایی را خودمان انتخاب میکنیم مثل نقش همسری، اگر نقش همسری را پذیرفتی پس به عنوان یک همسر کامل باش برای طرف مقابلت، کم نگذارد که پیامبر لعنت کرده کسی را که کم میگذارد.@ گاهی وقتها نقشهایی هست که ما انتخابش نکردیم به ما دادند مثل نقش فرزندی، ما پدر و مادرمان را انتخاب نکردیم خواهری و برادری را ما انتخاب نکردیم به ما داده شده پس باید در آن کامل باشیم.@ پس چه نقشی را انتخاب میکنید و رابطهای را قبول میکنید چه نقشی را نمیپذیرید به شما داده شده در آن نقش وظیفهتان باید کامل باشد در نقطه مقابل اضافه محبت هم خطرناک است یعنی محبتی که شخص دریافتکننده نیست مثل این هست که یک کسی الان غذا میل ندارد شما به زور میگویی بفرما بخور، این الان میل ندارد.@ مثل یک میوه اضافه است مثلاً فرض بفرمایید امروز یک پرتقال خوردید واقعاً تا شب بدن به یک پرتقال جدیدی نیاز ندارد چون ویتامین ث هست بدن بیشتر از آن مصرف ندارد حالا روی شهوت یک ویتامین ث جدیدی را دریافت کردی رفتی یک پرتقال دیگر خوردی این ویتامین اضافه برای بدن کاملاً ضرر دارد.@ یعنی به جای اینکه به بدن نفع برساند مثل گوشت، چربی، نمک، قند اضافه است مضر است خودش نابودکننده است محبت هم همینطور، گاهی وقتها میبینید طرفتان الان جذبی ندارد پس پایش هیچی نریز معمولی و عادی و مهربان باش خشن و سرد نباش اما پایش چیزی نریز به او فعلاً چیزی تزریق نکن چون الان دریافت ندارد.@ خیلی وقتها الان در کشور ما این مصیبتی که هست این هست که خیلی وقتها پدر و مادرها زیاده از حد به بچهها تزریق میکنند بچهها لوس، نافرمان، بیادب، پرتوقع و ضعیف میشوند این خیلی خطرناک است.@ فرمود خدا لعنت کند پدر و مادری را که اجازه میدهند فرزندشان نسبت به آنها توهین بکند اگر پدر و مادری باعث توهین فرزندشان به خودشان بشوند مورد لعنت قرار میگیرند یا برعکس ممکن است پدری باعث بشود بچهاش به مادر توهین کند یا مادری بچه را تشریع بکند که به پدرش توهین بکند این خیلی خطرناک است.@ گاهی وقتها در طلاقها اتفاق میافتد اگر فرزند بخواهد چیزی علیه مادر بگوید پدر به شدت جلوگیری میکند چون پدر شعور دارد میگوید این بچه اگر الان نسبت به مادرش اینقدر نمکنشناس باشد بخواهد بیادب باشد عاق میشود این بچه جهنم میرود پدری که بچه را علیه مادر تحریک میکند این جهنمی است.@ مادری که بچه را علیه پدر تحریک میکند این دارد جهنم درست میکند باید خیلی دقت کنیم که بچهها پشت مادر سنگر نگیرند علیه پدر یا پشت پدر سنگر نگیرند علیه مادر، هیچ کس نباید همچین اجازهای را بدهد محبت زیادی فاجعه است.@ لذا در روایت هم در آنجا هم در محبت زیادی لعن شدند پدر و مادری که به بچههایشان محبت بیش از حد بکنند این الان دو واحد محبت احتیاج دارد شما پنج واحد محبت پای بچه میریزی این سه واحد اضافه دردسرساز میشود بچه ضعیف و قدرناشناس و لوس میشود روحیهاش ضعیف میشود.@ او باید به اندازهای که نیاز دارد دریافت بکند یا دیگران که اطراف ما هستند همینطور، همسران همینطور، یک همسری بیش از حد پای همسرش بریزد روحیه همسر خراب میشود یعنی خودش به دست خودش همسرش را به جایی میرساند که یک زمانی ممکن است از انسان متنفر بشود.@ گاهی وقتها همسرها از کمبود محبت متنفر میشوند گاهی وقتها از زیادی محبت متنفر میشوند در روابط باید به اندازهای که طرفمان جذب دارد محبت بکنیم مثل غذا خوردن است غذا جدای از مصلحت بدن تابع میل است الان مصلحت هست ولی بالأخره من باید الان میل داشته باشم بخورم یا نه، الان میلی ندارم کششی ندارم.@ باید برسم به آن مرحلهای که بتوانم آن را بخورم این مهم است پس این خیلی خطرناک است که ما کمبود محبت ایجاد کنیم یا زیادی محبت ایجاد کنیم در کمبود محبتها راه چاره جبرانش اگر خودمان نداریم و دریافتکننده نبودیم.@ باید از آسمان از خداوند تبارک و تعالی دریافت کنیم دریافت حقیقی هست خیالی و وهمی نیست یک امر الکی نیست آسمان جدیتر از زمین است خانواده آسمانی ما جدیتر از خانواده زمینی ما هستند باوجودتر از خانواده زمینی ما هستند به ما میدهند و ما میتوانیم کاملاً دریافت کنیم و گاهی وقتها پای ما میریزند نمیبینیم این خیلی بد است.@ یعنی بدترین چیز این هست که انسان میبیند خدا چقدر پای او محبت ریخته و او درک نمیکند خیلی وقتها هست که انسان محبتهای زیادی به او شده ولی چون کور بوده ندیده، دارد خیلی هم دارد ولی کور هست نمیبیند بعد احساس کمبود میکند.@

نیک بنگر مهم است ما خیلی وقتها دقت نداریم یکی از برکات تفکر این هست که انسان در تفکر به شکر میرسد و میبیند چقدر غرق نعمتهای الهی است حتی در فقدانها هم میبیند که پر از بوسه و نوازش و غرق رحمتهای خداوند تبارک و تعالی و خانواده آسمانیاش بوده و این چون کور و بیمعرفت بوده چون درک درستی نداشته این همه محبت را ندیده گرفته و بیخود گدای عاطفه این و آن شده بیخود چیزی را که خودش داشت:@

این مشکل ماست بیمعرفتی و کممعرفتی:@

باید معرفتمان را زیاد کنیم این خیلی مهم است حالا یک موقع هست من این را نمیبینم ندیدم که خداوند با من چه کرده چقدر عشق پای من ریخته حالا اگر اینقدر ضعیف هستی نسبت به این قضیه تو به عشقبازی برو ببین تو را میپذیرند یا نه، ببین دستی به سرت میکشند یا نه، ببین تو را نوازشی میکنند یا نه.@ وقتی امام(ع) میفرماید هیچ یادی و هیچ ملاقاتی از طرف شما نمیشود مگر اینکه اول ما به یاد شما هستیم تو بدان هر وقت حرم رفتی با دعوت رفتی پس قدر خودت را بدان، ببین هر وقت به ذکر رسیدی معشوق یاد دل تو کرده.@ هر وقت روی سجاده نشستی او تو را نشانده هر شبی که بلند شدی او به انتظار تو ساعتها قبل نشسته بوده و تو را بیدار کرده شرائطش را برای تو فراهم کرده(لا حول و لا قوۀ إلا بالله) اگر به نماز ایستادی، اگر میتوانی صلوات بفرستی اگر میتوانی ذکر بگویی و یاد بکنی اگر میتوانی فکر بکنی اول آنها به تو میدهند و این توان را به تو دادند که تو توانستی این کار را انجام بدهی.@ ما غرق اقیانوس بینهایت عشق خداوند تبارک و تعالی هستیم محبتهای معصومین(ع) هستیم فقط فکر نمیکنیم برای اینکه این برای ما جا بیفتد فکر و تلقین فوقالعاده نیاز است دست به قلم شدن خیلی نیاز است آدم بنشیند به قلم بیاورد که خدا چه چیزی به من داده و من از خداوند و آسمان چه دارم اینها را بنویسد بعد ببیند که چقدر ثروتمند است.@ در اضافه محبتها هم همینطور باید دقت کنیم که محبتها به اندازه تزریق بشود یک چیز خوب اگر بیاندازه تزریق بشود فساد ایجاد میکند مشکل درست میکند و تهوع ایجاد میکند پس محبت خانواده زمینی ممکن است با این آسیبها روبهرو بشود یا کمبود محبت است یا اضافه محبت هست یا دعوت به گناه و معصیت هست.@ بچهای که خانوادهاش تربیتش نمیکنند در حقش ظلم میکنند این بچه یک موجود جاودانه است خانواده تربیت نمیکنند معصومین چون نگاهشان به ما نگاه درستی هست همه آفتها را میشناسند دقیق آنچه که ما نیاز داریم پای ما میریزند و به ما درست نگاه میکنند.@ مطلب دوم این هست که محبت پدر و مادر و خواهر و برادر در واقع تابع نگاه اینها به ما و میزان سهمی هست که در وجود ما دارند میگوید من برادرش هستم یک موقع هست یک کسی میگوید من تنها برادر هستم پنج تا خواهر دارم باید به عنوان برادر پای پنج تا خواهر علاقه برادری بریزم که همه آنها احساس کنند برادر دارند.@ من یک خواهر هستم با پنج برادر، باید برای پنج برادر خواهری کنم من یک عروس هستم با مادرشوهرم سه تا خواهرشوهر دارم مادرشوهرم سالهاست همسرش را از دست داده خواهرشوهرهایم هر کدام یک مقدار مشکلات دارند.@ من وارد این زندگی میشوم نباید به کمبودهای خودم نگاه کنم من باید ثروتم را از کمبودهای آنها به دست بیاورم حتی اگر خودم هم کمبود دارم پای مادرشوهر و خواهرشوهرهایم بریزم به آنها محبت کنم تا اینها از یک عروس آنچه که نیاز دارند دریافت کنند.@ یک داماد همینطور، نباید بگوید که اینها وضعشان خوب است به من چه، نه داماد باید مهرش را به مادرزنش بریزد مثل مادر خودش، مهرش را به پدر همسرش بدهد مثل پدر خودش، نباید کمبود بگذارد چون در روایت داریم که پدرزن و مادرزن پدرشوهر و مادرشوهر مثل پدر و مادر هستند.@ برادر خانم من باید بتواند از دامادش دریافت خوب بکند و خواهرخانمها همینطور به اندازهای که مشروع و معقول است احترام دریافت کنند سهم را دقت کنیم پدر و مادرهای ما با ازدواج و اشتراک اسپرم و تخمک در خون و بدن ما با ما سهیم هستند به این میزانی که ما از خون و گوشت و پوست پدر و مادر هستیم یک ارتباطی با هم داریم.@ این ارتباط خونی یک سلسله وظائف و ارتباطات و تعهدات و مسئولیتها را برای ما و آنها میاورد ولی اهل بیت میزان سهمشان در وجود ما سهم جسمی و خونی نیست بلکه سهم جاودانه وجودی است.@ سهم خانواده آسمانی بینهایت بیشتر از سهم پدر و مادر زمینی ماست در وجود ما، بنابراین عشق ما به پدر و مادر آسمانیمان باید بینهایت متفاوت باشد با عشقمان به پدر و مادر زمینی.@ برای همین هم روش درست احترام این هست که(بأبی أنتم و أمی) پدر و مادرم به فدای شما باشند(بأبی أنتم و أمی و أهلی و مالی و أسرتی) همه چیزم فدای شما باشد و این درست هم هست چون پدر و مادر زمینی ما بخش کوچک و محدودی از وجود ما مال آنهاست بخش اعظم و ماندگار و جاودانه وجود ما اصلاً متعلق به پدر و مادر زمینی ما نیست متعلق به پدر و مادر آسمانی ماست.@ ما باید به مقداری که هر کس سهم دارد از ما بهرهبرداری بکند یا ما مال آنها باشیم ما حتی اگر برای خانواده زمینیمان هم هستیم باید به عشق اهل بیت باشیم قرآن میگوید(وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ) با تواضع با پدر و مادرتان برخورد کنید برای پدر و مادرتان غُد، سفت، سخت، تنگ نباشید فرزند در مقابل پدر و مادر باید با ادب و متواضع باشد.@ سلطنت پدر و مادر باید ظهور بکند پدر و مادر گاهی وقتها خودشان طوری زندگی میکنند که بچهها میفهمند که اینها سلطان هستند گاهی وقتها متوجه نیستند زورشان نمیرسد این ما هستیم که باید به پدر و مادر بگوییم که شما سلطان هستید و ما کنیز و غلام شما هستیم این را باید به آنها بفهمانیم.@ قرآن میگوید(وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ) بال ذلت را برای پدر و مادرت بگستران اگر ما نتوانیم این کار را انجام بدهیم یعنی آدمهای غُد و متکبر و خودشیفتهای هستیم که نمیتوانیم به پدر و مادرمان بگوییم که ما کنیز و غلام شما هستیم شما سرور ما هستید شما سلطان و صاحب ما هستید.@ اگر نتوانستیم این را به پدر و مادرمان ثابت کنیم یعنی ما یک چیزهایی داریم که فقط جهنم میتواند بسوزاند یا خودت بسوزانش پای پدر و مادرت این خودیها و منیتها را یا جهنم آنها را میسوزاند وقتی که در مقابل پدر و مادرت اینقدر تند و تلخ و خشن هستی و یا نه ممکن است تلخ و تند و خشن هم نباشی.@ ولی آنها از تو بترسند و از تو حساب ببرند و بخواهند رعایتت را بکنند این الان ناراحت نشود این الان دعوا نکند این الان عصبانی نشود این الان پرخاشگری نکند این خیلی بد است ما باید برای پدر و مادرمان این را ثابت کنیم یعنی باید به آنها بگوییم.@ امام سجاد(ع) عرض میکند خدایا یک کاری کن که من از پدر و مادرم به اندازه سلطان عسوف و ستمگر بترسم آنها که ستمگر نیستند آنها عاطفه دارند پر از عاطفه هستند ما باید این هیبت را در دل خودمان ایجاد کنیم نسبت به پدر و مادر خودمان، اینقدر تواضع داشته باشد.@ قرآن میگوید بال ذلت در مقابل پدر و مادرت بگستران پس این را ما فراموش نکنیم که این وظیفه را داریم این وظیفه فقط در مورد همه کسانی هست که ما به نحوی با آنها در ارتباط هستیم حالا ممکن است آنها روی مهربانی هیچ وقت نیایند نقش یک سلطان را بازی کنند.@ خیلی وقتها پدر و مادرها بخصوص الان نقش یک خادم را بیشتر بازی میکنند بچهها بیشتر قلدری میکنند و دستور میدهند این خطرناک است حالا آنها ممکن است روی تواضعش این کار را بکند یا معلم ممکن است خیلی متواضع باشد اصلاً از شاگردش توقع نداشته باشد.@ ولی یک شاگرد هست که وظیفهاش را درست باید انجام بدهد و وظیفه کامل بداند که در مقابل معلمش باید چکار بکند(قُم عَن مَجلِسِکَ لِمُعَلِمِکَ وَ أبیک وَ أن کُنتَ أمیرا) باید به احترام پدر و مادرت، وقتی پدر میگوید یعنی مادر قطعاً رویش هست چون مادر چند برابر حق دارد مادر حقش عظیمتر است.@ برای معلم و پدرت باید از جا بلند بشوی مؤدب باشی، میبینی لِنگش را دراز کرده خوابیده پدر در خانه میرود میبیند بچه همینطوری دراز کشده یک سلام هم به زور میکند اصلاً چیز خوبی برای بچه نیست برای بچه اینطور رفتار کردن خطر دارد.@ اهل بیت منشأ ما اصل ما و ریشه ما هستند خداوند تبارک و تعالی برای انسان دو منشأ ذکر کرده گِل و آب و خاک و نطفه که اینها جنبه بدنی ما را تشکیل میدهند که از پدر و مادر هستند ولی یک جنبه هست که(وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خودم در انسان دمیدم.@ این روح خودم که قرآن میفرماید خدا میگوید من از روح خودم دمیدم این روح همان نفخه محمد و آل محمد(ص) هست ما چون موجودات جاودانه هستیم اهل بیت به بلندای جاودانگی یعنی حد ندارد در وجود ما سهم دارند خانواده آسمانی ما سهمشان خیلی عظیم است.@ مادرمان فاطمه زهرا، آباء و اجداد طاهرینمان حق عظیمی گردن ما دارند باید نسبت به آنها ما وظائفمان را درست انجام بدهیم همانطور که برای پدر و مادر زمینی باید کامل باشیم برای خانواده آسمانیمان هم باید پرسود و کامل باشیم به درد خانواده آسمانیمان بخوریم چطور میگویند اگر کسی صلهارحام نکند بوی بهشت از 500 سال راه میرسد.@ کسی که عاق والدین هست یعنی پدر و مادر از او ناراضی باشند بوی بهشت را استشمام نمیکند یعنی هرگز به بهشت راه پیدا نمیکند اینقدر مهم هست میفرماید(یُقالُ لِلعاق إعمَل ما شِئت فَإنّی لا أغفِرُ لَکَ أبَدا) خداوند به عاق والدین میگوید تو هر عملی میخواهی از این به بعد انجام بده برو جبهه کشته شو شهید شو هزار بار حج برو صد سال نماز بخوان من هرگز تو را نخواهم بخشید.@ یک کسی که با پدر و مادرش مشکل دارد و پدر و مادرش را به خشم میاورد پدر و مادرش را ناراحت و ناراضی میکند، حالا نسبت به پدر و مادر زمینی وظیفه ما سنگینتر هست یا نه؟ خیلی سنگین است.@ الان ما نسبت به پدرمان امام زمان که آواره و طردشده و تنها و غریب است بینهایت بیشتر از پدر و مادر زمینی و همسرمان و فرزندانمان وظیفه داریم چه در مسائل اقتصادی، عاطفی، دعا، اجتماعی، سیاسی، هنری باید وقف این خانواده خودت بشوی.@ نه اینکه آنها نیاز دارند چون فرمود(ما سَئَلتُکُم مِن أجر فَهُوَ لَکُم) خودت به این عاطفه نیاز داری یعنی خودت نیاز داری که اینگونه باشی ما خیلی وقتها پدر و مادرمان به ما احتیاجی ندارند ولی ما احتیاج داریم که با پدر و مادرمان خوب باشیم خود ما به این خوب بودن نیاز داریم.@ چون اگر خوب نباشیم و بد باشیم نه دنیای خوبی خواهیم داشت و نه آخرت خوبی، انسان برای اینکه خودش شاد و آرام باشد به فرزند خوب بودن و همسر خوب بودن و شاگرد خوب بودن و دوست خوب بودن نیاز دارد خوبی اولین خیرش به خود انسان میرسد.@ حالا شما نگاه کنید یک زنی که نمیگذارد یک شوهر به پدر و مادرش برسد این زن چقدر نامبارک است یک دامادی که مزاحم میشود و نمیگذارد که همسرش با اعضای خانوادهاش رابطه خوبی داشته باشد دو به هم زنی و حسادت میکند.@ میگوید من که خودم پدر و مادر نداشتم حالا نمیفهمد درک درستی ندارد از زن خودش که پدر و مادر دارد و رابطه دارد میگوید من که خودم نچشیدم، نچشیدی از آسمان بچش اینقدر عُقدهای نباش اینها را پدر و مادر خودت بکن ببین چقدر هم خوب است.@ وقتی نمیفهمی من که خودم دریافتکننده نبودم حالا مدام به این زن گیر میدهد تو برای چه به خواهرت و خواهرزاده و پدرت و مادرت محبت میکنی گاهی وقتها زنها شوهرها را به انحصار در میاورند شوهری که اینطوری میشود یعنی هم این زن و هم این شوهر بدبخت میشوند.@ گاهی وقتها یک مرد یک زن را به انحصار در میاورد یعنی نمیگذارد که این زن عاطفهاش را برای پدر و مادر و حلالهای خودش اِعمال بکند وظائفش را انجام بدهد این هم خیلی بد است آدم نباید داماد نامبارک و عروس نامبارکی باشد.@ عروس و داماد تنگنظر و حسود و بدبین همه در جهنم هستند ما نباید مانع خیر باشیم قرآن فرمود(تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏) به هم کمک کنید در خوبی و در تقوا به هم کمک کنید کمک هم باشید حالا پدر و مادر آسمانی ما حقشان خیلی عظیم است.@ وجود مقدس امام زمان حقش بینهایت عظیمتر از پدر و مادر و خواهر و برادر و همسر و ایل و قبیله و خانه و مسکن و شغل و کار بالاتر از همه اینهاست یک کسی که در زندگیاش وقت ندارد که وقف پدرش باشد مال پدرش یعنی امام زمان نیست خیلی باخت میکند.@ یک کسی که امام زمان از او این برداشت را ندارد که این بچه من است به من محبت فرزندی میکند خیلی باخت کرده خیلی که میگویم مال یک ثانیه است پدر من امام زمان از من چیزی دریافت میکند یا نه.@ یک عشقی، یک رسیدگی، یک محبتی، یک عاطفهای، یک دعایی، یک نوازشی، یک بوسهای، یک هدیهای یک هزینیهای چیزی از من دریافت میکند یا نه، مادرم فاطمه زهرا پدرم امیرالمؤمنین(ع) چیزی از من میگیرد یا نه.@ این خیلی قشنگ است که انسان مال اهل بیت باشد یعنی لازمهاش این هست که من بچه اینها هستم اگر فرزند اینها هستم باید مال اینها باشم بالأخره پدرم است چطور فرمود پدر و مادر بِرّ به آنها واجب است ولو کافر باشند اگر پدر و مادر کافر باشند یا کافر بشوند حقشان ضایع نمیشود.@ مثل معلم است معلم حق عظیمی گردن من دارد ولو کافر هم باشد حقش سر جای خودش هست حقش با کفر و ایمانش چیزی از بین نمیرود چیزی کم نمیشود از حق استادی، پدری، مادری چیزی کم نمیشود چرا وقتی فرمود اگر معلمی، پدری، مادری فرزندش یا شاگردش را به معصیت دعوت کرد میگوید حق نداری اطاعت بکنی اما حق بیادبی و تندی هم نداری.@ (فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً) با آنها با ادب و متین رفتار کن طرف 10 سال 20 سال 30 سال از یک استاد میکشد بعد به خاطر یک مسأله مادی و طبیعی تمام حق استادش را میخورد بیادب و جسور و اهل غیبت و اهل اذیت و تهمت، این آدم نمکنشناس است.@ این آدم بعداً خواریها و ذلتهای زیادی را باید تحمل بکند هم دنیا و هم آخرت، نسبت به پدر و مادر زمینی هم همینطور، ما بنده خدا هستیم بنده یعنی ما به دنیا آمدیم(وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ) آمدیم که عبودیت داشته باشیم نه فقط عبادت، عبودیت یعنی هر چه بگوید بگوییم چشم.@ چون اگر قرار است کسی شبیه الله بشود به آن مقام والا برسد به مقام معصومین برسد که همدرجه معصومین باشد فقط از طریق اطاعت ممکن است برسد نمیخواهم، و نمیتوانم، دلم نمیخواهد، و دوست ندارم اینطوری نمیشود.@ برای اینکه شما شبیه هر استاد در هر رشته بشوی باید در درسهای آن رشته از استاد تبعیت بکنی تا شبیه استاد بشوی حالا ما قرار است شبیه اهل بیت بشویم میخواهم به مقام اهل بیت برسیم(أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) باید عبودیت داشته باشیم باید حرف گوش کنیم.@ دوست ندارم، باب میلم نیست، نمیخواهم، خوشم نمیاید، من اینطوری هستم، ما اینطوری هستیم، ما اینطوری عادت کردیم، ما تُرکها، لرها، اصفهانیها، شیرازیها، اصلاً از این حرفها نداریم اینها همه شرک است وقتی خدا میگوید ولو قوم و قبیلهتان هم بگویند این کار خوب نیست تو باید انجام بدهی، میگوید ما رسم نداریم.@ رسم ندارید که ندارید از این به بعد رسمش کن ما عادت نداریم در خانواده ما اینطوری نیست، نیست که نیست درستش این هست که باشد(أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ) اگر پدرتان عقل نداشتند هدایتیافته نبودند.@ شما میخواهید همان مسیر قبلی آنها را بروید؟ آنها اشتباه کردند شما این مسیر را نروید این احترام نیست به پدر و مادر یا به قوم و قبیله، این بدنام کردن آنهاست. اهل بیت در ما سهمشان چون ابدی است نگاهشان هم ابدی است لذا نوع محبتشان هم نسبت به ما جاودانه است.@ یعنی ائمه ما را از لحظهای که از خودشان جدا شدیم تا به زمین آمدیم به نطفه و بدنی که پدر و مادر زمینی برای ما تدارک دیدند تعلق گرفتیم تا زمانی که در دنیا زندگی میکنیم تا وقتی که با وفات وارد برزخ میشویم تا زمانی که در برزخ هستیم تا قیامت، تا پنجاه هزار سال قیامت و بعد از قیامت ما را دوست دارند و بر اساس این مجموعه و این راستا به بلندای ابدی با ما رفتار میکنند.@ لذا اگر امام میگوید من نفرینت میکنم امام روی عاطفه میگوید من نفرینت میکنم اگر میگوید دعا میکنم خیر نبینی باز هم از روی محبتش دارد این کار را انجام میدهد که حالا بعد توضیح میدهم که چرا.@ پس همانطور که محبت یک مادر محبتش گاهی وقتها با بوسه است گاهی وقتها با زدن روی دست من است که این کار را نکن هر دو محبت است از روی محبت مادر این کار را میکند مادر که نمیخواهد خودش را تخلیه بکند اگر داد میزند اگر اخم میکند اگر من را تنبیه میکند یا اگر بغل میکند و میبوسد هر دو به خاطر این هست که من را دوست دارد.@ اهل بیت(ع) هم با ما همینطور هستند یعنی اگر ما را مینوازند یا میزنند فرقی نمیکند محبت است و دوست داشتن است پس امام رضا معلوم است خیلی ما را دوست دارد که میگوید در جمعتان اینطور چیزها نباید باشد.@ پس با این درجه از محبتی که اهل بیت به ما دارند چرا یکجایی امام میگوید من نفرین میکنم دعا میکنم که این خیر نبیند تقریباً روشن میشود ولی باز باید راجع به این بیشتر توضیح بدهیم که همه ابعادش کاملاً واضح بشود و آخرین بخش از کلام امام رضا را هم برای جلسه بعد میگذاریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@