اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همهی شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکهی الهی و ولایت.@ بحثمان دربارهی فرمایشات حضرت رضا(ع) به اینجا رسید که حضرت فرمود دوستان من خودشان را به دریدن یکدیگر مشغول نکنند چند نکته را دربارهی لزوم وحدت و همدلی در جامعه توضیح دادیم و گفتیم جامعه از جامعشناسی صرفاً یک جامعهی بزرگ نیست یک خانواده هم یک جامعه است.@ انسان باید در ارتباطش حتی با یک نفر مواظب باشد که شیطان نفوذ نکند قرآن کریم این مسئله به قدری مهم است که به عنوان یک قاعده و فرمول در آموزههای قرآنی ذکر شده قل عبادی به بندگانم بگو گفتیم هر وقت قل میآید در قرآن یعنی بعدش یک قاعده و فرمول میآید.@ ( قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) به بندگانم بگو این یک توصیهی الهی است خیلی مهم است که خدا با این لحن سخن بگوید به بندگانم بگو وقتی میخواهند با یکدیگر سخن بگویند بهترین کلمات را انتخاب بکنند نه تنها کلمات خوب را انتخاب بکنند بلکه بهترین کلمات را انتخاب بکنند.@ چون(إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) یک شیطانی وجود دارد که حتما بین بندگان مرا علاقه دارد که به هم بزند در قاعدهی فلسفهی وجود شیطان عرض کردیم اصلاً شیطان یکی از مظاهر رحمت الهی است و به قول بزرگان دین هر کس به هر مقامی میرسد به برکت شیطان است.@ چون شیطان کارش ایجاد جریان مخالف زمینهی تمرین و باشگاه تهیه کردن برای انسان است شیطان وسوسه میکند انسان به وسوسه توجه نمیکند و امتیاز میگیرد بنابراین اساساً عشق به الله اثبات نمیشود عشق به خانوادهی آسمانی اثبات نمیشود هیچ اسمی از اسماء الهی تحصیل نمیشود.@ مگر اینکه ما باید از باشگاهی که شیطان برای ما ایجاد میکند عبور بکنیم شیطان وسیلهای است برای اوج ما برای پرواز ما که مفصل در مباحث اول الان مبحث نهم هستیم در مبحث اول مفصل مبحث دوم توضیح زیادی هم دادیم تعداد جلساتی که در این رابطه بود زیاد است.@ فقط جهت یادآوری برای همهی عزیزان عرض کردم که وقتی قرآن میفرماید(إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) یعنی وسوسههای شیطان زمینههای رشد ما هستند هر جا ما دچار وسوسه هستیم آنجا همانجا یک امتیاز میتوانیم بگیریم و رشد بکنیم.@ هر جا دچار وسوسه هستیم همانجایی است که عشقمان و انسانیتمان را میتوانیم اثبات بکنیم یا خدای ناکرده تنبلیها و بیحوصلهگیها و بیارادتیهایمان را میتوانیم حداقل برای خودمان ثابت بشود.@ شیطان همیشه بدترین کلمات زشتترین کلمات را در ذهن انسان نسبت به دیگران ایجاد میکند حتی افکار منفی هم قبلا در دشمنشناسی گفتیم افکار منفی را نسبت به خدا اهل بیت مقدسات و آدمهای خوب هم ایجاد میکند.@ یعنی خصوصیت این افکار منفی این است که انسان وقتی که میتواند این افکار منفی را بر خلافش عمل بکند در عشق اوج بگیرد اما اگر افکار منفی را پذیرفت و سادگی کرد و آن را به خودش نسبت داد نه به شیطان باعث میشود که بین او و خداوند و خانوادهی آسمانیاش جدایی بیفتد.@ پس کار شیطان تولید افکار منفی است این را خوب دقت بکنید چون میخواهم آیه را توضیح بدهم آیهای که برایتان هفتهی قبل خواندم این زمینه را دقت بکنید شیطان کارش تولید افکار منفی است.@ حالا چه در حملهی جلو که نسبت به آینده که دائماً ترس و اضطراب ایجاد میکند یا در حملهی عقب که گذشتهی ما را دائماً به رخمان میکشد یا گذشتهی دیگران را یا در حملهی چپ که دعوت به معصیت میکند یا در حملهی راست که کمالات انسان فضایل انسان دامی میشود برای انحراف خود انسان.@ کار او فکر منفی ایجاد کردن است پس دقت کنید هر وقت یک فکری که در او غم فرمولها را دقت بکنید مرور کنیم در او غم پوچی اضطراب ترس دلهره ناامیدی جدایی اختلاف قهر خشونت طلاق هرچه که در ذهن میآید از چیزهای منفی میآید بدانید که حتماً شیطان دارد آنجا فشار میآورد.@ قبل از اینکه بخواهیم به خودمان نسبت بدهیم حواسمان باشد که شیطان دارد کمک میکند به این جریان و دارد در ما تولید فکر منفی میکند خب فکر منفی مثل سوخت میماند وقتی فکر منفی تولید شد شما این سوخت را به نفع خودت استفاده میکنید برای اوج گرفتن و پرواز نپذیرفتن هر فکر منفی امتیاز دارد.@ هرچه فکر منفی تولید میشود شما وقتی نمیپذیرید این فکر را و برخلافش عمل میکنید امتیاز میگیرید و رشد به سمت حق تعالی چون فرمود(إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شیطان دشمن شماست شما هم او را دشمن بگیرید.@ وقتی دشمن یک فکر منفی را در ما ایجاد میکند دشمنی کردن با شیطان چیست با دشمن این است که درست برخلاف همان فکر عمل بکنید وقتی میگوید تو نمیتوانی بدبخت میشوی بیچاره میشوی فقیر میشوی شکست میخوری باید امیدوار باشی اعتماد به خدا داشته باشی و حرکت بکنی.@ وقتی گذشتهی دیگران را یا گذشتهی خودت را به رخات میکشد که اذیتت بکند اصلاً به گذشته هیچ توجه نکن و حرکتت را ادامه بده وقتی وسوسه به گناه میکند انسان، انسان ترک بکند و فرار بکند امتیاز میگیرد پس کار شیطان این هست.@ جدای از شیطان ما نفس هم داریم یک نفس عماره داریم که او هم دستاویزهای شیطان را فراهم میکند نفس غیر از شیطان است شیطان یک موجود خارجی است که تولید فکر میکند در ما یک حریف تمرینی است برای ما یک کمکی است برای اینکه ما اوج بگیریم و رشد بکنیم نفسمان هم است.@ اینها وقتی که برای ما سختی ایجاد میکنند نفس به دعوا به درگیری به خشونت به تحقیر به سرزنش به قهر به فتنهانگیزی به پچپچ کردن به خبرچینی کردن به غیبت به تهمت به این چیزها دعوت میکند.@ شیطان هم همینطور( إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ) شیطان بهم میریزد افراد هرجا اختلاف هرجا دودستهگی هرجا دعوا و طلاق و درگیری است حتماً افراد باید مطمئن باشند یک طرف قضیه یا دو طرف شیطان دارد کار میکند.@ بنابراین حفظ وحدت یک کاری خلاف جریان نفس عمارهی ما و خلاف وسوسههای شیطان است اگر کسی بخواهد دوستی محبت عشق را محافظت بکند باید بتواند به وسوسههای نفس خودش و وسوسههایی که از ناحیهی شیطان میشود غلبه بکند.@ ببینید من مثالی که میزنم در رابطه با ازدواج همین است ببینید پسرها خیلی میتوانند کاری بکنند که یک دختر از آنها خوششان بیاید برای ازدواج یک دختر خیلی زود میتواند یک پسر را عاشق خودش بکند.@ مشکلی که هست این است که نه پسرها و نه دخترها نوعاً 75% ـ 80% نمیتوانند کسی را که دوستشان دارد عشقی را که در دل دیگران ایجاد کردهاند را حفظ بکنند برای همین شما بالای 70 ـ 80% طلاقهای ما زنها درخواستش را میکنند.@ پس مرد این عرضه را نداشته که زن را عاشق خودش نگه بدارد رسیده به تنفر حالا با این که در طلاق زن بیشتر آسیب میبیند اما بیشتر درخواستهای طلاق برای خانمها است چون مردها این عرضه را این توان را نوعاً از دست دادهاند که همسرشان را وفادار به خودشان عاشق به خودشان شیفتهی خودشان نگه بدارند.@ آنقدر عملکردهایشان خودخواهانه قلدرانه جاهلانه است و ظالمانه است که زن متنفر میشود آنقدر برخوردها خشن است که اینطور میشود.@ زنها هم همینطور زنها هم همینطور نوعاً نمیتوانند اگر یک کسی دوستشان دارد یک کاری بکنند که این عشق مستدام بماند استمرار داشته باشد و بعد از یک مدتی این علاقه آن عشق فرو میریزد.@ قبلا هم توضیح دادم این به این خاطر است که ما پایهای را که در دوست داشتن میگذاریم به جای اینکه روی ستونها یعنی عشق را روی پایهی عشق را روی ستونهای محکمی روی پایههای محکمی از عشق بگذاریم.@ میاییم روی عواملی سرمایهگذاری میکنیم به واسطهی چیزهایی عاشق میشویم یا دیگران را عاشق خودمان میکنیم که آن چیزها سست است و نمیماند اگر عشق بر اساس خصوصیتهای شخصی باشد دواماش یک تا 15 ماه است بیشتر نه خوشبینترین روانشناسها میگویند عوامل شخصی بیشتر از 15 ماه دوام ندارد.@ مثل قیافه هیکل جذابیتهای جنسی ثروت تحصیلات موقعیت اجتماعی محل زندگی این چیزهایی که خیلی دلفریبی میکند در عشقهایی که به وجود میآید شهرت محبوبیت اینها همهی اینهایی که الان خیلیها با همینها عاشق میشوند و ازدواج میکنند.@ اینها خصوصیتهای شخصی است و دوامش بین1ماه تا 15ماه اما اگر خصوصیتهای شخصیتی باشد نه خصوصیتهای شخصی یعنی شخصیت یک زن و شخصیت یک مرد زیبایی داشته باشد این عشق میماند.@ مثل اخلاقیات اعتقادات اینها خیلی مهم است این دوتایی که خیلی هم سفارش شده در دین که با دختری ازدواج کنید که اخلاقش و دینش شما را جذب بکند(مِمَن تَرضَونَ خُلقَهُ وَ دینَه) چه مرد چه زن فرق نمیکند مردی که خلق و دینش و زنی که خلق و دینش اگر داشته باشد این چیزها جزء شخصیتاش است.@ این دیگر جزء خصوصیتهای شخصی نیست شخصیتی است یعنی میماند ثابت است استمرار دارد وصل به الهیت است وصل به ابدیت است وصل به آسمان است میماند این شخصیت مرد مریض بشود فلج بشود معلول بشود فقیر بشود باز زن دوستش دارد.@ زن هربلایی سرش بیاید باز مرد دوستش دارد چون با شخصیت این زن ازدواج کرده و این شخصیت دل یک مرد را پر میکند شخصیت دل یک زن را پر میکند سر جای خودش این هم گفتم به خاطر اینکه یک جنبهی مشاورهای دارد که خیلیها هم مراجعه میکنند این را شما باید بدانید چه در انتخابها چه در استمرار یک عشق این مسئله مهم است.@ ما بخصوص آنجاهایی که ازدواج ازدواج بر اساس خصوصیتهای شخصی صورت گرفته نه شخصیتی مشارکت اقتصادی مشارکت سیاسی اینهایی که دوامشان کوتاه مدت است قطع میشود.@ برای یک کار تجاری برای یک کار اقتصادی برای یک کار سیاسی حالا یک گروه دو گروه ده نفر پنج نفر با هم اتحاد کردند اینها زیاد بقاء ندارد اگر قرار باشد ما بقاء بدهیم باید به روی شخصیتی کار بکنیم.@ حالا این وسط دشمنی هوای نفس خودمان خودخواهیهای خودمان بدبینیهای خودمان بداخلاقیهای خودمان حسادتهای خودمان بدجنسیهای خودمان زیادی خواهیهای خودمان به اضافهی وسوسههای شیطان در طرف مقابل هم همین مسئله است.@ حالا شما فکر میکنید وقتی که همچنین چیزهایی در بین انسانها است در طبیعت انسانهای چنین چیزهایی نهفته است اتحاد کار راحتی است اینکه یک زن و مرد بتوانند بیست سال عاشق هم بمانند سی سال عاشق هم بمانند پنجاه سال روزبه روز علاقهشان بیشتر بشود.@ یک انسانی که در حرکت به سمت الله است روزبهروز مهربانتر بشود میشود یک همچنین چیزی راحت چون گفتیم در طریق اسماء الهی آن چیزی که برای تمام اسماء لازم است اسم رحمن است.@ یعنی شما بخواهید کریم را بگیرید باید رحمن بشوید بخواهید جواد شوید باید رحمن شوید بخواهید عفو بشوید باید رحمن شوید بخواهید غفور شوید باید رحمن شوید بخواهید ستار شوید باید رحمن شوید.@ هر اسمی از اسماء الهی را بگیرید باید حتماً چاشنی و پایهی رحمن را داشته باشید اینکه یک شخص حضرت میفرماید هرچه قدر ایمان یک شخص افزایش پیدا میکند علاقهاش به همسرش بیشتر میشود این فقط همسر نیست بلکه علاقهاش به همهی انسانها بیشتر میشود.@ به خانوادهی همسر به همسایهها به دوستان به مردم به غیر مسلمانها به حیوانات به گیاهان اصلا این روزبهروز عاطفیتر و مهربانتر و رحمانتر است یک جایی که رحمت در ما توقف میکند سیر الی الله متوقف میشود.@ این حرکت آسمانی حرکت عمودی متوقف است ممکن است حرکتهای افقی باشد شخص ممکن است دکتر بشود مهندس بشود استاد بشود مشهور بشود رئیس جمهور بشود نمایندهی مجلس بشود اینها هیچ کدام به درد هم نمیخورد روال گردن است گرفتاریهای آخرتی بیشتری هم خواهد داشت.@ پس اگر ما قرار است که روزبهروز مهربانتر بشویم روزبهروز رحمانتر بشویم و رحیمتر بشویم باید بتوانیم به مجموعهی کششهایی که در درون خودمان برای اختلافانگیزی با دیگران با خدا چون انسان با خدا ممکن است شکرآب بشود.@ با خانوادهی آسمانی حتی با فرشتهها قرآن بعضیها را میفرماید(مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ) انسان ممکن است با جبرئیل با فرشته درگیر بشود با موجوات دیگر با خانوادهی آسمانیاش با امامزادهها با علماء با مراجع با اولیای خدا با شهدا با دوستان با همسر با خانوادهی همسر یک موقع انسان شکرآب زمینه دارد شکرآب بشود.@ اگر یک کسی بخواهد این سیر رحمانی را طی بکند باید به مجموعهی کششهایی که در درون خودش برای ایجاد اختلاف است غلبه بکند یک حتما هم باید مراقبت بکند که مثلاً این همسر من است فرزند من است پدر من است.@ مادر من است دوست من است شریک من است استاد من است رئیس من است زیرمجموعهی من است اینها هم نقص دارند و شیطان دارند ممکن است از ناحیهی اینها هم تیرهایی شلیک بشود برای شعلهور کردن اختلاف.@ بنابراین من باید مراقبت از خودم بکنم هم زمانی که میبینم طرفم آمادگی انفجار را دارد حواسم باشد جهنم درست نشود یعنی الان میبینم کسی که دوستش دارم کسی که دوستم دارد کسی که با هم داریم کار میکنیم یا حتی دوست نداریم همدیگر را ولی مجبور هستیم با هم کار کنیم شریک هستیم.@ ممکن است حالا هیچ عشق و علاقهای هم وجود نداشته باشد مثلا یک کسی باشد از خویش من نباشد ولی به هرحال ما باید الان میخواهیم یک سفر برویم یک سفر تجاری میخواهیم برویم باید مراقبت بکنم طرف مقابل هم یک همچنین حسهایی دارد.@ لذا شخص باید دائماً مراقب باشد که آتشی شعلهور نشود من یک مثال بزنم فکر کن یک چاشنی انفجاری در دست شماست اگر به جایی بخورد منفجر میشود یکی دیگر هم دست دوستتان است دست شریکتان است.@ شما وقتی حرکت میکنید در مسیر چهطور مراقبت میکنید هم مراقب هستی خودت زمین نخوری هم چه طرف مقابل یک انسانی که میخواهد به خانوادهی آسمانیاش ملحق بشود به هم درجهی آنها بشود دائماً باید در سیر حرکتیاش مراقب باشد چیزی در نفس خودش آتشبیار معرکه نشود شعلهای درست نشود.@ قلبش را به آرامش برساند به سلم برساند که قواعدش را هم توضیح دادیم و باز هم توضیح میدهیم و اگر از طرف مقابل هم شعلهای دارد میآید تا میتواند دفاع بکند و طرف مقابل را بنشاند نه اگر دیدید طرف مقابل عصبانی است این هم عصبانی بشود.@ اگر طرف مقابل آتشی است این هم آتشی بشود اگر طرف مقابل الان تیر شلیک کرد این هم تیر شلیک بکند هر کاری بکنید بدتر میشود همسرت است پدرت است مادرت است فرزندت است خواهرت است هرکس که میخواهد باشد اگر تیر شلیک کرد شما باید یک وجودی از آب خنکی داشته باشید تا آن آتش خاموش بشود.@ لذا حضرت میفرماید اگر کسی حلمی نداشته باشد که به وسیلهی آن جهل جاهلها را رد بکند هیچ عملی برایش باقی نمیماند من خودم میتوانم خودم را آتش بزنم و دیگران را و دیگران هم میتوانند مرا آتش بزنند.@ لذا من هم باید مراقبت بکنم که رفتارهای خودم خودم ودیگران را آتش نزنم و هم باید مراقبت بکنم دیگران نتوانند مرا آتش بزنند حالا این سخت است دیگر این کار میخواهد احتیاج به غلبه بر نفس دارد احتیاج به غلبه بر خودخواهیها و خودشیفتگیها دارد خودشیفتگی فرق نمیکند چه باشد.@ گاهی وقتها خودشیفتگی علمی است یک نفر خودش را خیلی عالم میداند این باعث میشود دعوا و اختلاف میشود دیگران از او متنفر میشوند چون آدم خودپسندی میشود یک کسی خودشیفتگی معنوی دارد خودش را پاکتر از دیگران بداند این هم باعث میشود با دیگران اختلاف پیدا بکند.@ چون همه را گناهکار و عوضی و معصیتکار و بد و ناپاک میداند خودش را پاک میداند گاهی وقتها یک نماز شب خواندن آدم را به لجن میکشاند گاهی وقتها گناه نکردن یک نفر را به لجن میکشاند.@ در دعای عالیۀ المضامین داریم خدایا اگر من گناه نمیکنم به ضررم تمام نشود گاهی وقتها آدم گناه نمیکند بعد لوس میشود گناه نمیکند خود برتربین میشود گناه نمیکند دیگران را گناهکار میبیند این هم خوب نیست.@ خود شیفتگیها از از قسمی که باشد خودباوریهای بیهوده از هر قسمی که باشد خطرناک است برای همین آن چیزی که میتواند جلوی خیلی از خودشیفتگیها را بگیرد ذکر شریف الحمد لله یعنی من هیچ چیز برای خودم نیست هرچه قشنگی خوبی کمال است از کیست از خداست.@ لذا انسان خودش را هیچوقت نمیبیند اگر ذکر الحمد لله را بگوید الحمد لله خیلی از انحرافات جهنمها را از ما برطرف میکند اگر کسی بنشینتد قبل از نمازش همین سی و سه مرتبه الحمدلله بگوید دیگر دلخوری از هیچکس پیدا نمیکند.@ دیگر از فلانی به من فلان حرف را زد فلانی به من اینطوری گفت من الان چرا به من برخورد چرا موقعیت مرا رعایت نکرد چرا از این شأنهای قلابی که برای خودش ساخته دیگران هم مرتّب فوت کردند درونش خالی میشود الحمد لله جان آدم آرام میشود.@ غلبه کردن بر خودشیفتگیها کار سختی است غلبه کردن به وسوسههایی که در وجود خودت است کار سختی است غلبه کردن بر اینکه حالا مادر من الان آتش گرفته عصبانی شده الان ممکن است بین من و مادرم یک اختلافی یا حرف تندی خدای ناکرده از ناحیهی من به مادرم گفته بشود.@ یک بیادبی و جسارتی بشود بین و پدرم بین من و فرزندم خیلی خطرناک است بخصوص پدر مادر پدر مادر از پدر مادر بالاتر اساتید از آنها بالاتر اولیاء الهی خیلی خطرناک است لذا امام سجاد(ع) در دعاها میگوید خدایا یک کاری بکن من از پدر و مادرم به اندازهی شاه ستمگر بترسم.@ یعنی دوستشان نداشته باشم نه عاشقشان هستم دوستشان دارم اما مراقب حریمشان هم هستم مبادا از ناحیهی من یک چیزی خدشهای کدورتی جراحت قلبی به والدین یا ذوالحقوق بالاترها برسد خیلی آدم باید مراقبت بکند این مراقبت کار سختی است.@ حالا آیه را بخوانم بدانید چرا ذیل آیه خدا این جمله را آورده(وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ) ببینید چقدر دقیق وریاضی است این همه من توضیح دادم.@ اطاعت کنید خدا و رسول را توضیح دادم اطاعت از خدا و رسول زمینهی همهی اختلافها را از بین میبرد آنجایی که خدا و رسول حرف آخر را میزنند دیگر دعوا نیست طلاقها دعواها درگیریها چند دستهگیهای مذهبی گرفتاریها آنجایی است که ما خدا و رسول را کنار میگذاریم.@ ( وَ لا تَنازَعُوا) با همدیگر درگیر نشوید نزاع نکنید(فَتَفْشَلُوا) سست میشوید گفتیم سستی اول ایجاد میشود بعد بیخاصیتی میآید(وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ) قدرتتان از بین میرود انسان اگر که سست شد شیطان به او غلبه میکند والا وسوسههای شیطان که(إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً) شیطان کیدش ضعیف است.@ مثل یک واکسن عمل میکند که کارش این است که گلبولهای قرمز را فقط فعال میکند هیچکس از واکسن نمیمیرد حالا اگر یک کسی واکسن به او زدند مُرد یعنی این سیستم خیلی ضعیف است.@ خیلی ضعیف بوده که با واکسن هم این از بین رفته یا مریض شده اگر کسی فریب شیطان را خورد یعنی قبلا ضعف درونش ایجاد شده حالا با وسوسهی شیطان میخورد زمین با فکر منفی میخورد زمین با یک خواب بد میخورد زمین این را قبلاً این ضعف ایجاد شده.@ غذا نخورده نماز نخوانده ارتباط با غیب و خانوادهی آسمانی نداشته معرفت کسب نکرده هیچ ضعیف است با یک وسوسه میبیند که یک زندگی یک شهر یک جامعه یک کشور متلاشی میشود این یادمان نرود ما هر وقت دیدید که آسیب دیدید این قاعدهی قرآنی از نکات معجزهآسای معجزه است واقعاً از معجزات مباحث روانشناسی است.@ هر وقت دیدید که دچار مشکل روحی شدید یا خودتان یا کس دیگر بروید ببینید اول چه شدیم ما اول سست شدیم حالا یک فکر منفی به ما غلبه کرده است حالا دیگر من آسیب دیدم بدن چه زمانی در مقابل میکروبها آسیب میبیند وقتی که ضعیف میشود.@ شما مرتّب غذایت را بخور ورزشات را بکن بهداشتت را رعایت بکن مگر به این راحتی کسی مریض میشود مریضی در بدن کسی میآید که آن بدن چه شده باشد ضعیف شده باشد.@ بنابراین این راه درمان را قرآن دارد میگوید اگر یک موقعی کسی از شماها دچار مشکلات روحی و روانی یا معنوی میشوید ارتباطت با غیب ارتباطت با خانوادهی آسمانی ارتباطت با پدر مادر خواهر برادر دیگران و حتی ارتباطت با خودت دچار کلافگی هستی از خودت هم راضی نیستی.@ دائماً در سر خودت هم میزنی با خودت هم نمیتوانی کنار بیایی این برای آن زمانی است که دیگر کاملا مریض و ضعیف هستی حالا باید چه کار کرد باید غذا خورد اگر همسرت از تو متنفر است اگر تو از همسرت متنفر هستی.@ اگر در جمع راهت نمیدهند اگر منزوی میشوی اگر همه در سرت میزنند بدان ضعیف شدی اگر عزت نداری اگر شخصیت نیست اگر آبرو نیست اگر خیلی چیزهای دیگر است برای این است که انسان ضعیف میشود الان باید چه کار بکند باید غذایش را بخورد.@
انسان باید برود بنشیند پای درس اساتید بزرگان مطالعه بکند قرآن بخواند نماز بخواند ذکر الله قوت الارواح واقعا یاد خدا بکند قدرت بگیرد بعد میبیند که تمام آن توهمها تمام آن خود کمبینیها تمام آن منفور بودنها تمام آن دعواها و کینهها و حسادتها و بدبینیها و خودشیفتگیها همه از بین میرود.@ چطور شما میروید دکتر میگویید آقای دکتر من مریض هستم دکتر قطعا این قاعده را شما همهی دکترها شما تا بروید پیششان بگویید من مریض هستم میگوید یک جایی از سیستم بدن دچار یک اختلال شده برو آزمایش بده آزمایش بده ببینم چه چیزی کم شده است یا چه چیزی زیادی شده است حلش باید بکنیم.@ در روحم هم همینطور است روح هم ساختارش کاملاً ریاضی است این یادمان نرود کاملاً ساختار روح ریاضی است اگر با مشکل روبرو شدیم خودمان بتوانیم درمانگر خودمان باشیم آقا من الان مشکلم این است حتماً چیزی در وجود من کم شده حتماً نمازهایم بیخاصیت شده حتماً عبادت ندارم.@ حتماً ارتباط با خانوادهی آسمانی ندارم حتماً جلب محبت از آسمان نتوانستم بکنم جلب شخصیت و عزت از آسمان نکردم حالا گدای این شدهام که یک کسی روی زمین به من محل بگذارد اعتماد بکند گدای این شدهام که حالا همسرم پدرم مادرم اینطوری بشود.@ والاّ یک کسی که قدرت دارد از آسمان نیرو بگیرد به هیچوجه به نیروهای زمینی احتیاجی ندارد این یادتان نرود یک کسی میگوید من بابا ندارم مادر ندارم پدر مادرم را از دست دادم یتیم بزرگ شدهام کسی به من محبت نکرده است.@ من آدمهایی میشناسم پدر مادر نداشتند زیر دست خشن زن پدر بزرگ شدند ولی الان اوج رحمت کرامت و عاطفه هستند ندیدن و به همه دادن چرا هیچکس به آنها نداده ولی آنها انقدر ثروت داشتند که به همه میدهند از کجا آوردهاند از آسمان آوردهاند.@ مگر عشق را عاطفه را شخصیت را باید دیگران روی زمین به ما بدهند مگر مردم باید از ما تعریف بکنند مگر من بابا نداشتم یتیم بودم یا پدر مادرم دو تا مثلاً آدم فاسدی بودند یا مثلاً فامیلهایم آدم بدی بودند من بیشخصیت میشوم مگر اگر در زندگی من طلاق اتفاق افتاد من بیارزش میشوم.@ مگر اگر فرض بفرماید هزارتا من مشکل مالی پیدا کردم فقیر شدم همهی احساسهایی که تازه به ما دست میدهد برای این است که ما واقعاً به منبأ شخصیت به منبأ احترام به منبأ عاطفه راه پیدا نکردیم.@ اگر من حالا فهمیدم گدا شدم که چهار نفر به من توجه بکنند یک نفر به من محل بگذارد یک نفر به من پیامک بدهد یک نفر به من دوستت دارم بگوید این برای این است که من بلد نبودم از آسمان عشق را جذب بکنم.@ حالا محتاج آدمها هستم حالا عقدهای میشوم حالا عقدههای روانی پیدا میکنم والاّ هیچوقت مؤمن از کمبودهای زمینی عقدهی روانی پیدا نمیکند این را شما بدانید این قاعده است.@ محال است اگر یک جا احتیاج پیدا کردی به زمین و زمینیها برای این است که راهت را بستهای قهر کردی با آسمان و تو نتوانستهای از آسمان بگیری شما هر چیزی که در زمین احتیاج دارید آسمان به شما میدهد هرچه که میخواهید اگر ما اینجا گرفتار هستیم برای این است که راهمان را بستهایم.@ دعا بسته شده ذکر بسته شده از الله دریافت نمیکنیم از خانوادهی آسمانی دریافت نمیکنیم حالا محتاج آدمهای کوچک هستیم که باید به من محبت بکنند تا من سراپا باشم به من توجه بکنند که من سراپا باشم(فَتَفْشَلُوا) سستی اینطوری سراغ انسان میآید.@ انسان غذایش کم بشود مریض میشود این یادتان نرود اگر میخواهید روحتان روانتان قوی باشد اگر میخواهید دائماً شاد باشید مگر پیامبر نفرمود کسی که به دنیا گریه بکند دنیا بتواند به گریه بیاندازد جهنمی است.@ اگر بخواهیم جهنمی نباشیم باید از دنیا بزرگتر باشیم از ماجراهای دنیا بزرگتر بشویم فقط کسی میتواند که در مقابل آسیبهای دنیا گریه نکند در مقابل مریضی سرطانش طلاقش مردن کسی بدهکاری ورشکستگی در مقابل بیمحلیها و توهینهای دیگران میتواند صبور باشد که قلبش ثروتش بیشتر از این مجموعهها باشد.@ دارائیها بیشتر از دنیا باشد شخصیتاً بزرگتر از دنیا باشد اگر کسی بزرگتر از دنیا شد نبودهای دنیا و کمبودهای دنیا هرگز شخصیت او را له نمیکند هرگز عصبانیاش نمیتواند بکند در دنیا او اصلاً شرمش میآید حیا میکند از اینکه دنیا بتواند عصبانیاش بکند و شرمش میآید حیا میکند از اینکه دنیا بتواند غمگینش بکند.@ او اگر یک بار اعصبانی بشود خیلی احساس بیآبروی زیادی میکند بیش از فحشا بیش از زنا بیش از خیلی کارهای دیگر او اگر غمگین بشود احساس بیآبرویی میکند بیش از زنا و بیش از هر فحشای دیگر که من برای چه آنقدر کوچک شدم که فلان چیز توانست در من غم ایجاد بکند.@ مگر من دل خوشیهای بزرگتر ندارم مگر من عشقهای برتر ندارم مگر من عوامل شادی آفرین بالاتر ندارم برای چه باید کوچک بشوم برای چه باید گریه بکنم برای چه باید پدرمادرم بتوانند عصبانیام بکنند یا غصهدارم بکنند برای چه همسرم باید بتواند له بکند و برای چه خانواده همسر یا کسان دیگر بتوانند مرا تحقیر بکنند.@ اگر میشوم هم برای اینکه من از اینها کوچکترهستم که میشوم و از این مجموعه ضعیفتر هستم که میشوم اگر یک کسی بخواهد دنیا به گریه نیندازندش باید یک ثروتی بالاتر از دنیا داشته باشد.@ یعنی او باید با خانوادهی آسمانیاش با غیب و با الله صمیمیت داشته باشد و هرچه که میخواهد از آنها دریافت بکند همه چیز هم به آدم میدهند هر مشکل روحی و روانی که ما پیدا کردیم هر ضعف اخلاق که ما پیدا کردیم برای این است که اول ضعیف شدیم.@ یادتان نرود این یک جایمان کم است یک چیزی کم است در روحمان بعد(وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ) حالا دیگر خاصیتتان از بین میرود دیگر بیخاصیت هستی مگر نمیگوید هرچه قدر ایمان افزایش پیدا بکند قرآن است دیگر دو عوامل زیاد میشود چه بود شادی و آرامش.@ ما میگوییم آب آب یعنی H2O در خودش است خاصیتاش هم مشخص است میگوییم ایمان میگوییم دین میگوییم نماز میگوییم ذکر در خاصیتاش اصلا شادی و آرامش ذاتش تولید کنندهی شادی و آرامش است.@ چهطور میگویند آقا این قرص را نخور اگر این قرص را بخوری این آثار را دارد این آمپول را نزن این آثار را دارد یا اگر بخوری این آثار مثبت را دارد گوشت بخوری مثلاً این خاصیت را دارد شیر بخوری این خاصیت را دارد.@ نماز ذکر دعا دین این خاصیتش تولید شادی و آرامش است تولید عزت است نماز تولید شخصیت میکند شخصیت میآورد برای آدم بینیازی میآورد برای آدم غنا میآورد برای آدم هوسها را کم میکند طمعها را کم میکند نیازها را به شدت پایین میآورد.@ اگر یک کسی دارد دین دریافت میکند و شاد نمیشود آرامش پیدا نمیکند یک کسی که مرتّب دارد از سال نماز خواندنهایش روزه گرفتنهایش هیئت رفتنهایش کلاس رفتنهایش میگذرد اما شادتر نمیشود آرامتر نمیشود قویتر نمیشود محکمتر نمیشود.@ این نشان میدهد یک جا در این تغذیه مشکل وجود دارد قدرت ایجاد نمیکند نماز روزه کلاس علم درس مطالعه باید بتواند تولید قدرت و شادی بکند تولید عزت بکند.@ در داستان گوهرشاد یک داستان معروف دارد همین مسجد گوهرشاد که یک میکدهای است در حرم امام رضا ایشان یک خانمی هست خانم یک پادشاه است خانم شاه آن موقع است این مسجد را دستور داده دارند میسازند.@ آن موقع هم همهی خانمها حجاب کامل داشتند روبنده داشتند میآید بازرسی بکند آنجا یک کارگر از جوانهای کارگرها این آن پشت پرده که مربوط به خانمها بوده این صورتش را میزند بالا چهرهاش معلوم میشود یکی از کارگرها آن بالا داشته کاری میکرده چهرهی ایشان را میبیند عاشق ایشان میشود.@ این عشق انقدر شدت پیدا میکند که مریض میشود طرف میرود به مادرش میگوید آره من خانمی را دیدم عاشقش شدم مادر میگوید چرا زودتر به من نگفتی بگو ببینم چه شده است پیدا میکنند میبینند بابا زن شاه است.@ میرود به بچهاش میگوید بابا زدی به توبره ناجور زن شوهردار است آن هم زن شاه بیخیال شو این هم میگوید من نمیتوانم بیخیال بشوم خلاصه مادر ببیند نه این افتاد به مردن دارد میمیرد بچه میرود میگوید به خانم میگوید بابا چرا انقدر اذیتش کردی به خودم میگفتی مشکلی نیست.@ ببینید این است حکیم این است درمانگر این است میگوید باشه من قبول میکنم با تو ازدواج بکنم یک مهریه دارم باید بپردازی اول هم میگیرم باشه هرچه بخواهی میگوید مهریهام این است که باید بیایی در این مسجد چهل شبانه روز با حضور قلب نماز بخوانی.@ میفهمم که تو نمازت باحضور قلب بوده یا نه من خودم میفهمم باید با حضور قلب بخوانی باشه میآید میخواند بعد از چهل روز این خانم میرود میگوید من آماده هستم او میگوید من دیگر تو را نمیخواهم.@ این هم میگوید درست است نمازت را درست خواندی محال است انسان به ذلت بیفتد در دنیا و با نماز حضور قلب این ذلت از دلش نرود به تحقیر بیفتد برو دماغت را عمل بکن وزنت را کم بکن مرتّب آرایش بکن مرتّب خودنمایی بکنم مرتب لباسهای رنگارنگ بپوش این فایده ندارد اصلاً تلاش بکنی با چاپلوسی با حقهبازی یک نفر را عاشق خودت بکنی فایده ندارد.@ اینها ذلت است اینها خواری است چهار نفر به تو حق دادند به تو برخورده این برای اینکه انسان کوچک است به خود برمیخورد دیگر محال است یک کسی استمرار داشته باشد یک موقعی نماز با حضور قلب بخواند و درمان نشود و حالش خوب نشود محال است.@ لعنت کند مرا اگر این اتفاق نیفتد برایش هیچ راه دیگری نمیخواهد بروید من بروم پیش روانپزشک بروم پیش مشاور بروم پیش این بروم پیش آن نه هیچکاری هیچ هیچ درمانی بالاتر از این نیست(ذِکرُ الله دَواءُ اَعلالِ نُفُوسِکُم) داروی بیماریهای جانهای شماست.@ هر مشکلی که در روح و روان داری هر غمی هر قصهای هر نگرانی هر دلشورهای در وجودت است والله با نماز درمان میشود با ذکر درمان میشود انسان بنشیند روی سجاده با حضور قلب نماز سخت است میگویند آقا با نماز نمیتوانم ارتباط بگیرم نماز نخوان نمیخواهد هر طوری نماز میخوانی بخوان.@ چرا میگویند تعقیبات نماز از نماز مهمتر است چرا میگویند جوهرهی نماز تعقیبات امام سجاد میفرماید برای اینکه در تعقیبات شما راحتتر از خود نماز میتوانی ارتباط بگیری میگوید نماز را بخواند بعد روی تعقیبات کار کن بنشین این ذکر را با حضور قلب بگو.@ همین چهار ذکری که در بعضی از برنامههان عزیزان نوشتم بعد از یک مدت که مراجعه میکند من میفهمم که همهی ذکر را نگفته یا بیخود یا الکی همینطوری یا تکلیفی رد کرده همین چهار تا ذکری که ما عمومی هم است خصوصی هم من نمیدهم بلد هم نیستم بدهم این کاره نیستم همین چهارتا ذکرعمومی که گفتند بگویید در برنامهها بنشیند آدم این را با حضور قلب بگوید.@ امکان ندارد حال آدم خوب نشود امکان ندارد آدم قوی نشود امکان ندارد آدم شاد نشود امکان ندارد ریشههای گرفتاریها مفاسد اختلافات طلاقها در دل انسان خشکیده نشود هزار نفر که با شما بد رفتار کرده باشند.@ پدر نداشته باشی مادر نداشته باشی یتیم بزرگ شده باشی ذلیل بزرگ شده باشی سی سال گناه کرده باشی بیآبرو باشی شهرهی شهر باشی از بدی وقتی که با آسمان آشتی میکنی وقتی با خانوادهی آسمانیات آشتی میکنی وقتی میروی در خانهی خودتان خانهی خودتان کجاست خانهی خودتان خانهی محمد و آل محمد است.@ همه چیز بازسازی میشود عزت پیدا میکنی آبرو پیدا میکنی شادی پیدا میکنی آرامش پیدا میکنی برکت پیدا میکنی موفقیت پیدا میکنی سلامتی پیدا میکنی همه چیز برمیگردد ما گرفتاریهایمان برای این است که وسط یک مشت آلودگی و میکروب و وسوسه و هوای نفس میخواهیم سالم زندگی بکنیم و آرام باشیم.@ بدون اینکه واکسنهایش را زده باشیم و بدون اینکه نیرو بگیریم(قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ) انقدر مهم است که خدا میگوید به همهی مردم بگو اگر دعا نداشته باید خدا به شما هیچ توجهی نمیکند اگر گریه نداشته باشید اگر التماس نداشته باشید اگر توسل نداشته باشید میمانید خودتان و مشکلاتتان بروید حلشان بکنید.@ اگر عرضه دارید بروید خودتان خودتان را شاد بکنید اگر کسی با غیب ارتباط نداشته باشد هرچهقدر من این را ثابت شده قبلا ثابت هم شده الان هم ثابت میکنم هرچهقدر شما پولتان بیشتر بشود غصههایتان بیشتر میشود هرچهقدر شهرتتان بیشتر بشود غمهایتان بیشتر میشود اضطرابها بیشتر میشود.@ هرچهقدر تحصیلاتتان بالاتر برود بدبختتر میشود انسان فقط در ارتباط با غیبت است در ارتباط با کانون عشق و عاطفه است در ارتباط با کانون و آرامش است که فقط تو میتوانی آرامش بگیری.@ (الا بذکر الله) فقط بذکر الله نه به هیچ چیز دیگر با یاد بینهایت جان من آرام میگیرد وقتی من رسیدم به بینهایت سر جیفههای محدود با هیچکس دعوا ندارم الان دو تا برادر میافتند به برادرکشی سر ارث در یک خانهای که یکی از آنها ارتباط با غیب دارد اصلاً حالش بهم میخورد که بخواهد راجع به ارث با بقیه صحبتی بکند و دعوا بکند.@ انقدر بزرگ است این آدم میگوید من کوچک میشوم اینطوری بیآبرو میشوم بیشخصیت میشوم نه اینکه بگذارد ظلم بکنند کسی حقاش را بخورد نه ولی طمعهایش از بین میرود آنجایی هم که ببیند آرامشش وحدت یک خانواده به این بستگی دارد که این فداکاری بکند فداکاری میکند.@ عزیزان حفظ عشق حفظ وحدت بین تو و خودت بین تو و خانوادهی آسمانیات بین تو و هرکس دیگری احتیاج به فداکاری دارد این یادتان نرود فداکاری میخواهد ایثار میخواهد از خودگذشتگی میخواهد و برای همین سختتر میشود چون پا روی خودت بگذاری.@ لذا خدا میگوید چه میفرماید(وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ) باید تحمل تو خوب باشد ولی اگر صبر کردید من کنارتان هستم من میآیم پیش تو من میآیم بغل تو میایستم من پشتیان تو هستم صبر کن به خاطر من به خاطر خدا به خاطر حرمت اسلام تحمل بکن.@ به احترام قرآن به احترام اهل بیت به احترام خدا به احترام مذهبت آبروی دینت را و آبروی خانوادهات را نبر امام صادق(ع) من هروقت این را میشنوم خدا شاهد است که اصلاً مبالغه نمیکنم.@ هر وقت این روایت یادم میآید میخوانم از خودم خیلی بدم میآید یعنی اصلاً همهی غصهها یکدفعه میآید در وجودم که چرا من اینطوری نستم فرمود یک طوری باشید که هرکس شما را دید بگوید خدا رحمت کند جعفر بن محمد را یعنی امام صادق را خدا رحمت کند با همچنین شیعهای.@ وقتی من میبینم وقتی کسی مرا میبیند این را نمیگوید اگر شما را کسی دید گفت بارک الله به امامان اینها بارک الله به خانوادهی اینها مگر اینطور نیست شما الان یک پسر خوب دختر خوبی را در خیابان میبینند میگوید خدا رحمت کند پدر و مادرش را عجب بچهای تربیت کرده.@ رحمت به آن شیری که تو خوردی رحمت به آن لقمهای که تو خوردی میشود یک زمانی ما یکطوری بشویم که اگر کسی ما را دید با ما حرف زد با ما معاشرت داشت بگوید درود به مکتب این درود بر امامان این درود بر دین این درود بر خانوادهی این خیلی یکی از غصههای ما همین است.@ میرسیم به یک جایی که اگر یک کسی دید بزرگان ما را درود بفرستند به آنها ما مایع زینت بزرگانمان باشیم نه مایع ننگ اینجاست که آدم نباید خیلی لوس بشود دچار خودشیفتگی بشود یک آینه بگذار جلویت هزار نفر و هزاران نفر تو را دوست داشته باشند دستت را ببوسند احترام به تو بگذارند التماس دعا به تو بگویند.@ وقتی خودت جلوی آینه میایستی میبینی که کسی نیستی که وقتی دیگران میبینند تو را به مکتبت به رهبرت به خانوادهی آسمانی درود بفرستند پس دیگر انقدر این حرفها دیگر باورت نشود عرضه نداری زنت را نگه داری عرضه نداری شوهرت را نگه داری عرضه نداری بچهات را نگه داری.@ عرضه یک خانواده را خدا به تو سپرده یک زن و یک بچهات یک بچه را ضایع کردی رفت یک شوهر و بچه را ضایع کردی رفت بابا نگه داشتن یک زن و چند تا بچه یک شوهر و چند تا بچه کار سختی نیست اگر ما به خودمان برسیم اگر ما کمک از آسمان بگیریم بعد فداکار باشیم پا روی خودمان بگذاریم.@ هیچوقت هیچ زندگی دچار مشکلات نمیشود هوسها خودشیفتگیها خودخواهیها اینهایی که من نمیتوانم حریف خودم بشوم اینها است که اختلاف و درگیری ایجاد میکند لذا خدا وقتی که این فرمایشات به این مهمی را فرمود میفرماید(وَ اصْبِرُوا) صبر کنید.@ این که مینشیند همینطوری آمار برمیدارد از کارهای زنش آمار برمیدارد از رفتارهای شوهرش یا مادرشوهرش یا پدرزنش و پدرشوهرش و باجناقش و جاریاش بعد اینها را در ذهن نگه میدارد یکی از بدترین آدمها در روایت داریم از دیگران لغزشهایشان را در ذهن نگه میدارد تا بعد به رویشان بیاورد.@ خدا میگوید اصلا تو باید کمال داشته باشی باید بگذری اصلا در دل کینه را نگه داری اشتباهات دیگران لغزشهای دیگران در دل بماند یعنی عفونت یعنی این دل به قول خدا رحمت کند مرحوم ملا احمد نراقی این دل میگندد گندیده میشود.@ روح انسانی از انسان میرود و به جایش روح حیوانی میآید باطن انسان میشود باطن حیوانی گر نه با خود خیل جملهی عجیبی است این شعری که ایشان میفرمایند:@
والا اگر کسی در وجودش یک انسان باشد گندیدگی ندارد شادی دارد آرامش دارد نشاط دارد اصلاً از کسی چیزی به در دلش نگه نمیدارد چون میداند اولین قربانی عفونتی که از دیگران نگه میداری در دلت اشتباهات دیگران گناهان دیگران خطاهای دیگران لغزشهایشان را در دلت نگه میداری اولین قربانی خودت هستی.@ حالا یک کسی را میبینی 20 سال از آدمهای مختلف کدورت کینه لغزش اشتباه گناه همینطور ریخته در وجود خودش این گناهان خودش را فراموش میکند همهاش گناهها و کثافتهای دیگران را نگه میدارد.@ یعنی او گناهش را کرده ممکن است توبه کرده باشد آشتی کرده باشد با خدا الان در عشق و حال هستند با خدا آن آدم فاحشه آن مرد بدکردار آن مرد زناکار آن آدم منحرف او آشتی کرده رفته با خدا الان رفیق هستند تمام گناهایی که او کرده در دل این دارد آلودگی ایجاد میکند در دل این مریضی دارد ایجاد میکند.@ تمام تبعات گناهان دیگران در دل این است آدم اینطوری ضرر بکند او گناهش را کرد توبهاش را هم کرد آشتیاش را هم کرد آن گناهش هم تبدیل شد به ثواب(يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ) من الان از لغزشهای دیگران یک عالمه در ذهنم خاطره نگه داشتم وانحراف نگه داشتم دارم با آنها جهنمسازی میکنم همهی تبعاتش دارد مرا میگیرد.@ آقا بین شما و یک نفر فاصله افتاد بگو شاید توبه کرده آشتی کرده توبه کرده شاید خدا بخشیده او را من چرا نبخشم من چرا دیگران اشتباه بکنند من در دل خودم نگه دارم خدایا ببخش او را خدایا رحمتش کن خدایا مرا مبتلا نکن به گناهانی که دیگران کردهاند.@ دیگران گناه بکنند دیگران اشتباه بکنند دیگران بداخلاقی بکنند من آلوده بشوم شما فکر کنید این یک زیرکی بزرگی است علی علیه السلام میگوید وقتی به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگری هستند.@ چرا اینطوری میگوید نعوذ بالله هالو است ساده است نه خیلی عقل دارد و خیلی زیرک است نصف عاقل تحمل و نصفش بیخیالی است این آدم به من فحش کرد به من بیادبی کرد من تا بخواهم ناراحت بشوم آلوده میشوم تا بخواهم به دل بگیرم میبینم دلم آلوده میشود اصلا در دلم نگه نمیدارم.@ خدا اگرهرچه حقاش است خودش به او میدهد دیگر برای چه من مرتّب به دلم بگیرم ما یک بچهی شیطانی داشتیم در کلاسمان بعداً از بزرگان شده است بعداً خیلی رشد کرده ولی شیطان بود سر کلاس شیطانی میکرد.@ بعد این میز جلویی را خیلی اذیت میکرد اینطوری وقتی میخواست بزند دست را اینطوری میکرد یک پسگردنی میخواست بزند یکطوری میزد که به سه تایی میخورد یک دفعه سه نفر برمیگشتند فحش میدادند به این این هم خیلی آرام پنجره را باز میکرد میگفت فحشها بروید بیرون دوباره یکی دیگر میزد.@ یعنی با این فحشها من از کارم نمیمانم به من توهین شد و من چنین شدم یکی کسی که مناش را نگه داشته همهاش باید آسیب ببیند مثل یک کسی است که لباس سفید خیلی تمیز پوشیده حالا میخواهد در لجنزار حرکت بکند میشود دیگر بگذار کنار این را این منات همراهت باشد خطرناک است.@ لذا خداوند یک سپر داده به تو که هر وقت خواستی اعصبانی بشوی نشوی الحمد لله یک سپر هم داده دستت هر وقتی خواستی با خدا مشکل پیدا بکنی بگو سبحان الله خدا منزه است از اینکه بد باشد.@ یک کسی برایم نامه نوشته بود من عاشق خدا هستم ولی خیلی از دستش عصبانی هستم نمیشود که یک کسی عاشق خدا باشد ولی از دستش عصبانی باشد با خدا که نمیشود که انتقاد کرد اگر عاشقش هستی.@ اگر سبحان الله نمازت راست است باید با خدا مشکل پیدا نکنی هرکس نماز میخواند و با خدا مشکل دارد یعنی دارد نمیفهمد دارد چه میگوید الحمد لله آدم را نگه میدارد سبحان الله آدم را نگه میدارد بد است ما تسبیح دستمان باشد مرتّب داریم میگوییم الحمد لله و مرتّب هم دندانهایمان را داریم فشار میدهیم که با چه کسی دعوا داریم جور درنمیآید.@ الحمد لله جان آدم را آرام میکند جان آدم را آرام میکند پس یادمان نرود ایجاد اتحاد ایجاد آرامش چه در نظام فردی نظام فردی یعنی من باید با اهل بیت متحد باشم در جبهه آنها باشم در خانهی آنها باشم با امامزادهها با شهداء.@ آن چهار دستهای که همیشه سرنمازمیخواهم بگوییم راه اینها را بروم صدیقین شهداء صالحین انبیاء باید با اینها در صلح باشم اگر بخواهم در صلح باشم باید خودم را آرام بکنم باید خودخواهیهایم را کم بکنم باید صابر باشم.@ با دیگران هم که بخواهم در صلح باشم باید غلبه بکنم به اینها لذا خدا فرمول را داد کامل توضیح داد آخرش هم قاعده را گفت باید صبور باشید یک کسی که حوصله ندارد تنبل است و بیحوصله است این جهنمی میشود.@ حضرت فرمود چه فرمود کلید همهی بدبختیهای انسان در دو چیز است تنبلی و بیحوصلگی همین بیچارهگیهای انسان سر اینها است اینکه پیامبرمیفرماید بیشتر جهنمیها به خاطر امروز و فردا کردنشان جهنمی شدهاند نه به خاطر بد بودن بد نیستند بندگان خدا با خدا مشکل ندارند با جای دیگر مشکل ندارند آدمهای بدی نیستند امّا تنبل هستند بیحوصلهاند همین جهنمیشان میکند وظیفهشان را درست انجام نمیدهند.@ همین تنبلیها و بیحوصلهگیها بابا الان در خانه باید حوصله بکنی الان یک حرفی زده شده یک دعوایی است یک فتنهای است شیطان دارد غلبه میکند تو توانستی به شیطان خودت غلبه بکنی آنها نتوانستند کمکشان کن نباید بگویی به من چه دیگرچون ما همهمان همهمان بدون استثناء سوار یک کشتی هستیم.@ اگر من توانستم موفق بشوم یک کسی نتوانست ما باید برویم کمکش بکنیم نباید دیگران را در سرشان بزنیم و ولشان کنیم به حال خودشان ما باید برویم کمک بکنیم آن هم بتواند کار خودش را انجام بدهد.@ و الحمد لله رب العالمین وصلی الله علیه و آله طاهرین.@