جلسه 007 - انسان و ایمان
شماره جلسه
7
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - انسان و ایمان

سال جدید را تبریک عرض میکنم خدمت همه گرامیان خداوند تبارک و تعالی را قسم میدهیم به فضلش که این سال را سال خیرات و برکات و رحمت برای ما و ملت ما قرار بدهد و بدیها و کژیها را از ما و از کشورمان دور بگرداند.@ بحثمان درباره حقیقت ایمان بود عرض کردیم که خداوند تبارک و تعالی انسانها را به شش گروه تقسیم کرده در قرآن کریم سنگها انسانهایی که قلبشان مانند سنگ هست و کمتر از سنگ، حیوانات و پستتر از حیوانات، این چهار دسته و(شَیاطینَ الاِنس) انسانهایی که ظاهرشان ظاهر انسانی است اما عامل غفلت سایر انسانها از انسانیتشان و هدف خلقتشان میشوند.@ هر انسانی که موجب غفلت دیگران از مسیر حق از راه خدا از رسیدن به هدف خلقت باشد در قرآن کریم به عنوان شیطان از او یاد شده گاهی وقتها یک مادر شیطان فرزندانش هست و فرزندانش را با ایمان ضعیف و غافل تربیت میکند.@ گاهی وقتها یک پدر شیطان هست و خانواده و فرزندانش را از مسیر حق غافل میکند گاهی وقتها یک فرزند شیطان هست و پدر مادر را از راه حق دور میکند گاهی وقتها یک معلم گاهی وقتها یک رئیس یک حاکم یک مدیر زیرمجموعه حکومتی و مدیریتی خودش را به غفلت میبرد.@ اینها تقسیمبندی میشوند در شیاطین الانس و دسته ششم را فقط خداوند تبارک و تعالی استثنائاً به عنوان انسان پذیرفت آن هم با استثناء(وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه انسانها دارند سرمایههای اصلی خودشان را سرمایههای انسانی خودشان را از دست میدهند استثنائاً بعضی از انسانها هستند که دچار خسران نیستند و موقع مردن در برزخ و قیامت به صورت انسان واقعاً محشور میشوند آنها مؤمن هستند.@ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) با چهار خصوصیت ایمان، عمل صالح، تواصی به حق و تواصی به صبر این چهار تا کنار هم که بیاید قبلاً توضیح مفصل دادیم الان تذکراً داریم عرض میکنیم حقیقت یک انسان باطن یک انسان انسان میشود.@ قبلاً این رمز را هم گفته بودیم که انسان حقیقی است که شادی و آرامش دارد و قرآن کریم علامت مؤمن را شادی و آرامش ذکر میکند میفرماید هر چقدر میخواهی بدانی یک نفر چقدر واقعاً ایمان دارد به میزان شادی و آرامشش نگاه کنید درجه ایمان او مشخص میشود.@ هر چقدر انسان عصبیتر پرخاشگرتر بداخلاقتر حسودتر زودرنجتر حساستر بدبینتر ناامیدتر غمگینتر باشد از ایمان دورتر هست حقیقت ایمان تولید شادی آرامش خوشاخلاقی مهربانی حسنظن عقلانیت آرامش برای انسان میکند و این میوه صالح را هم در دنیا از آن لذت میبرد و استفاده میکند و هم در نظام برزخی و آخرتی برایش کارگشا خواهد بود.@ حالا میخواهیم راجع این حقیقت ایمان یک امر ذومراتب هست یعنی خود ایمان مرتبههای مختلفی دارد حقیقت ایمان به شکلهای مختلفی در انسانها ظهور و بروز دارد چند موردش را جلسات گذشته عرض کردیم.@ این جلسه هم به بیان بعضی از خصوصیات مؤمن حقیقی و انسان حقیقی میپردازیم که ببینیم در آیینه این فرمایشات ما خودمان چه شکلی هستیم باطن ما چه شکلی است و ما خودمان چه داراییهایی در این زمینه داریم.@ قبل از اینکه روایات را بخوانم این نکته را عرض کنم که حقیقت خلقت قبلاً در موردش توضیح دادیم از یک وجود بینهایت و یک ذات بینهایت که هستی مطلق هست و ذات دارد یعنی قائم به خودش هست به نام الله آغاز میشود الله همانطور که قبلاً در موردش مفصل سخن گفتیم ذات مستجمع جمیع صفات کمال هست.@ ذاتی هست که همه کمالات و همه صفات خوب را به صورت بینهایت دارد و یک جا دارد پس وقتی که او ذات بینهایت هست غیر از او هم ما ذاتی نداریم اساساً یعنی هیچ موجودی از موجودات عالم غیر از خداوند قائم به خودش نیست همه موجودات قائم به الله هستند.@ آسمان و زمین و همه موجودات قائم به الله هستند آنها از خودشان ذاتی ندارند که بخواهند خودشان خودشان را حیات بدهند و خودشان خودشان را بیافرینند و خودشان عامل حیات و باقیمانده و بقای عمر خودشان باشند.@ همه موجودات در بوجود آمدنشان در زندگیشان در بقایشان و در مماتشان و در بازگشتشان قائم به الله هستند فقط یک هستی یک حقیقت هست که ذات دارد و قائم به خودش هست به معنای حقیقی، هم قائم است و هم قیوم هست یعنی همه چیز به او وابسته است.@ همه کمالات از الله شروع میشود علم حکمت زیبایی رأفت رحمت و مهربانی بعد ذره ذره همینطور تا میاید به عالم ماده برسد عالم جبروت را طی میکند عالم ملکوت را طی میکند و به عالم ناسوت و ملک و عالم ماده میرسد.@ پس هر چیزی که ما در دنیا میبینیم بینهایتش در نزد الله هست از زیباییها از کمال از قدرت از حکمت در نزد خداست مثلاً شما به فرشهایی که روی آن نشستید توجه بکنید این فرشها را طراحانی آمدند به این زیبایی طراحی کردند.@ بالاخره آدم وقتی که به این فرشها نگاه میکند به لطیفکاری هنر ظرافت و دقت ریاضی آن کسی که این طراحی را کرده که در حد یک گره من قالیبافی کردم میدانم چقدر این دقیق است به اندازه یک گره حساب شده تمام اینها یعنی هیچ قالی نیست که عدد اندازه و رقم در آن نباشد.@ در هر چیزی که شما نگاه بکنید شما بو لذت رنگ زیبایی قدرت مهربانی هر چه که میبینید هر کمالی را که میبینید یک ضریب بینهایت جلویش بگذارید او در الله هست پس از بالا همه چیز پایین میاید هر چیزی که ما در پایین داریم بینهایتش در الله است.@ هیچ وقت چیزی از کمالات در پایین نیست که بیشتر باشد در بالا کمتر باشد همچین چیزی محال است همیشه از منبع همه چیز پایین میاید همه چیز نازل شده کمالات خداست(إِنَّا أَنْزَلْنا) همه چیز را نازل میکنیم(أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ) آهن نازل میشود یک حقیقتی در بالا دارد قرآن نازل میشود وحی نازل میشود کمالاتی که انسان دارد همه نازل میشود علم نازل میشود عطا کردنی است.@ (وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً) ما به شما علم دادیم و علم به شما ندادیم مگر اندک، همه چیز از بالا پایین میاید این تصور ریاضی را دقت کنید و همه چیز هم ریاضی پایین میاید یعنی گترهای نمیریزند همینطوری مثلاً وقتی میگویند ما باران را میفرستیم دقیقاً در نزد فرشتههای خدا تعداد رقمهای یک باران مشخص است.@ مثلاً اینقدر میلیارد قطره باران باید ریخته بشود و هر کدام از قطرات کجا باید ریخته بشوند یا برف امام سجاد میفرماید حتی برف فرشتهها برف را پایین میاورند نازل میکنند و یک دانه برف معلوم است باید دقیقاً کجا برود و هر جا که میاید آن دانه برف باید همانجا زمین بیاید.@ (وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) هیچ چیز نیست مگر اینکه در نزد ما خزائن و خزینههای آن چیز نزد ماست و ما هیچ چیزی را نازل نمیکنیم مگر به اندازه مشخص یعنی همه چیز ریاضی است.@ ما مهمترین شب سالمان شب قدر است یعنی شب ریاضیات شب عدد شب اندازه همه چیز ریاضی است شما نمیتوانید در هیچ رشتهای از رشتههای علوم چیزی را پیدا بکنید که ریاضی نباشد عدد و ارقام نداشته باشد تمام رشتههای علوم در تمام دانشگاهها شخص را با قاعده قانون ریاضیات و فرمول آشنا میکنند.@ فهم این قضیه در ایمان ما خیلی تأثیر دارد یعنی اگر ما این را فهمیدیم دیگر رابطههایمان با الله به هم نمیریزد مثال بزنم شما گاهی وقتها در دستورات دین با یک چیزی روبرو میشوید که عقل شما نمیکشد فهم ظاهری ما به آن راه پیدا نمیکند دو تا کار میشود کرد.@ یکی اینکه بگویم خوب حالا خداست دستور داده حکیم است من عقلم نمیرسد عقل من کجا فهم من کجا علم خدا کجا، بنابراین خداوند تبارک و تعالی اگر چنین چیزی را برای ما تجویز کرده واجب کرده حرام کرده مستحب کرده مباح کرده مکروه کرده علم خداست من نمیفهمم.@ بنابراین وقتی میدانم خدا علم مطلق هست حکمت مطلق هم هست حکیمانه دستور میدهد به راحتی و شیرینی میپذیرم عمل هم میکنم به اثر خوبش هم میرسم پرهیز میکنم فرار میکنم از آنچه که خدا گفته پرهیز کن به آثار خوبش هم میرسم.@ یک عده انسان هستند که ادای آدمهای عاقل را در میاورند در حالی که احمقترین انسانها هستند بیشعورترین انسانها و بیعقلترین انسانها هستند آنها چه کسانی هستند؟ آنها وقتی با یک دستوری از دستورات دین روبرو میشوند میگویند آقا من که نمیفهمم این عقلانی نیست من این دستور را عمل نمیکنم.@ اصلاً خدا چرا یک همچین حرفی را زده که اصلاً درست نیست من به خدا اعتراض دارم این دارد در واقع آن ساختار ریاضی خلقت را به هم میزند یعنی فکر میکند عقل این از عقل خدا علم این از علم خدا بالاتر است بعد حالا به خدا اعتراض میکند.@ میگوید من که نمیفهمم چرا در قرآن یک همچین دستوراتی آمده معقول نیست اصلاً چرا اینطوری است چرا زن نصف مرد ارث میبرد چرا طلا بر مرد حرام است بر زن حلال است چرا شوهرداری باید اینطوری باشد زنداری باید اینطوری باشد.@ چرا گفتند باید نسبت به پدر مادر باید اینطوری رفتار بکنید چرا حق فرزند یک همچین حقوقی هست چرا باید خمس بدهیم چرا باید زکات بدهیم چرا موسیقی حرام ما نباید گوش بدهیم چرا زن باید حجاب داشته باشد حجابش هم باید اینگونه باشد این همه چراها در دین هست.@ این فکر میکند شعورش عقلش از خدا بیشتر است یا عمل نمیکند و عملاً توهین میکند به خدا میگوید خدا نفهمیده این حرف را زده ما بهتر میفهمیم برو بابا این حرفها خرافه است خدا روز قیامت به او میگوید تو بهتر میفهمیدی یا من تو مجموعه عالم را خلق کردی یا من خلق کردم تو به حکمتها بیشتر آگاه بودی یا من.@ پس چطور دستورات من را مسخره کردی یا عملاً مسخره کردی زیر پا گذاشتی و رعایت نکردی و یا اینطرف آنطرف شروع کردی حرفهای بد و تبلیغات بد علیه من و دین من کردی خیلی خطرناک است اینطوری حرف زدن خمس چیست زکات دیگر چیست حجاب چیست این چیه حرام است حرام کجا بود بابا ول کن.@ یک آدم بیشعور نفهمی که هیچی نمیفهمد شما پیش یک پزشک هم که بروید اگر به پزشک بگویی که شما باید فلسفه تجویز داروها را برای من بگویید از اتاق بیرون میاندازدت حق هم دارد میگوید من متخصصم این همه سال زحمت کشیدم 15 سال 20 سال زحمت کشیدم درس خواندم.@ آنوقت تو آمدی از من سؤال میکنی من برای چی برای تو این دارو را تجویز کردم این دارو لازم است من تشخیص میدهم تو نمیفهمی حالا مگر من باید بیایم برای هر مریضی دانه دانه توضیح بدهم من طبیبم و متخصصم اصل عقلانی چه بود؟ اصل اصالت تخصص.@ در اصل اصالت تخصص که اصل عقلی و فطری بود میگفت انسان در چهار مرحله تعریف راهاندازی بهرهبرداری و اصلاح و تعمیر بعد از خرابی در برخورد با هر سیستم در درجه اول به سازنده سیستم نیاز دارد و در درجه بعدی به متخصصی که از طرف سازنده سیستم نمایندگی مجاز داشته باشد این اصل اصالت تخصص است.@ یعنی ما مویمان را میبریم پیش آرایشگر چشممان را میبریم پیش چشمپزشک همه عقلها همین را میگویند کفش را پیش کفاش میبریم این را میفهمیم این را درک میکنیم میگوییم تخصص است.@ چطور وقتی که با دین خدا روبرو میشویم که ریاضی است دین کامل که ریاضیترین کتاب خلقت قرآن است تمامش در آن عدد و اندازه است با رساله که یک کتاب کاملاً ریاضی است روبرو میشویم این همه ادا و اطفار در میاورند بعضیها این همه حرفهای بیخود میزنند از روی ناآگاهی.@ خداست، نمیشود رساله را مسخره کرد رساله یک کتاب کاملاً ریاضی است اخلاقیات ما کاملاً ریاضی است معارف ما هم همه ریاضی است تمام عدد و اندازه در آن هست برای چی کتاب خدا را مسخره میکنی خدا میدانی یعنی چی الله یعنی هستی مطلق.@ اویی که خالق همه کیهانها و کهشانها و انسانها و حیوانات و گیاهان و سنگها و جمادات است همه را دارد اداره میکند رب العالمین است رب العالمین یعنی مالک مدبر اویی که صاحب این مجموعه است و خودش هم دارد ادارهاش میکند و او نمیفهمد و من میفهمم این حرف چقدر احمقانه است.@ که آدم به خدا بگوید من به این حکم تو اعتراض دارم این حکم اسلام خوب نیست این حکم اسلام ظالمانه است بله یک چیزهایی هست به اسم اسلام پخش شده در مردم، معقول هم نیست خرافه است ولی مردم فکر میکنند اینها را واقعاً دین گفته آن بخش خرافهاش را کاری ندارم.@ ما یکی از وظائفمان این هست که خرافهها را باید بشناسیم خیلی در اقوام و ملل خرافات زیاد است بدعت زیاد است چیزهای قلابی آمده قاطی دین شده بله آنها واقعاً معقول نیست باید کنار گذاشته بشود با آن کار نداریم که باید نقادی بشود.@ ولی آنچه که حق است صریح است ضروری اسلام است دستور صریح قرآن است آن را که نمیشود دیگر انسان زیرپا بگذارد و به آن انتقاد بکند لذا مؤمن حقیقی کسی است که به الله ایمان میاورد و دستورات الله را بیچون و چرا قبول میکند زنداری ازدواج شوهرداری محرم و نامحرم غذا لقمه حلال حرام خرید فروش چطوری قانون گذاشتند همان را رعایت میکنند آن قاعده و فرمولهای الهی را رعایت میکنند.@ اگر یک کسی در دلش یک همچین چیزی هم بیاید خطرناک است آدم باید بگوید خدایا(سبحانک) تو منزهی، اصلاً سبحان الله یعنی همین یعنی خداوند چون کمال مطلق است منزه است از ظلم عیب بیحکمتی جهل سبحان یعنی او یعنی هیچ دستوری از دستورات الهی نامعقول نیست.@ امام رضا(ع) فرمود حلال یعنی واجب یعنی مفید و حرام یعنی مضر اگر یک چیزی را خداوند واجب کرده حتماً برای ما مفید و لازم است و اگر حرام کرده حتماً ضرر دارد ولو من نفهمم.@ الان شما یک دارو میروید داروخانه برای مشکلتان میگیرید دکتر نوشته این دارو برای این مریضی خوب است حالا شاید هم خوب بکند شاید هم اثر بگذارد شاید هم اثر نگذارد ما الان پزشکان میگویند بالا 50% داروها اثر ندارد یعنی درمان که نمیکند هیچی گرفتاری هم میاورد.@ ولی بعدش هم در بروشور برگه راهنمای این دارو نوشته اثرات جانبی عوارض یعنی اینها یک ضررهایی هم دارد آنها میدانند اینها چه ضررهایی دارد ضررهایش را هم ریز مینویسند ما این را قبول داریم پزشک داروساز این را میفهمد.@ خداوند تبارک و تعالی مخلوقات خودش را نسبت به همدیگر نمیداند چه تأثیراتی دارند! ذاتاً هیچ مخلوقی از مخلوقات خدا بد نیست اما وقتی که بخواهند با هم ارتباط برقرار بکنند در ارتباطات به هم یک سلسله آثار مثبت و منفی میدهند آن قسمتهایی که مثبت است یا مباح است یا مستحب است یا واجب است آن قسمتهایی که منفی است یا حرام است یا مکروه است خدا دستورش را اینطوری صادر کرده.@ بنابراین این علمیترین دین و ریاضیترین دین عالم هست دین اسلام، ما 260 سال معلم معصوم داریم در تشیع، یعنی دینی است که 260 سال معصوم بالای سرش بوده و دائماً رصد کرده بعد از آن هم امام زمان رصد میکند تا الان مراقب این دین هست.@ بنابراین یک کسی بخواهد روی جهالت و نفهمی زیر بار احکام دین بزند این توهین به حق تعالی است این مشکل ایمانی دارد واقعاً، این به کفر دارد نزدیک میشود یک موقع یک کسی میگوید نماز حق است من تنبل هستم رعایت نمیکنم من حجاب را قبول دارم حجاب حق است.@ این که خدا گفته حق است من شیطان به من غلبه کرده من هوای نفس داشتم اجرا نکردم این را خدا راحت از یک نفر میپذیرد که شاید بیامرزدش اما یک کسی بیاید بگوید من حجاب را اصلاً قبول ندارم این دیگر کفر است نماز را قبول ندارم خمس را قبول ندارم زکات را قبول ندارم حج را قبول ندارم این خطرناک است این کفر است.@ چون توهین به حق تعالی است یعنی تو نمیفهمیدی و من میفهمم تو نمیدانی و من میدانم بسیار خطرناک است بنابراین اگر یک کسی بخواهد به خدا نزدیک بشود چون هدف خلقت توضیح دادم قبلاً تقرب ما به حق تعالی است تشبه ما به حق تعالی است متخلق شدن ما به اخلاق الهی است.@ حالا که اینطوری هست چه کسی میتواند به الله نزدیکتر بشود؟ کسی که مطیعتر است(اَعقَلُکُم اَطوَعُکُم) عاقلترین شما باشعورترین شما کسی است که مطیعتر است چون به علم خدا اعتماد دارد به حکمت خدا اعتماد دارد به مهربانی خدا اعتماد دارد.@ میگوید آخر در اسلام چرا یک همچین دستوراتی هست دلم میسوزد اسلام چه احکام بیرحمی دارد در این فیلمی که ساخته بودند علیه دستورات دین در آمریکا ساخته بودند مثلاً نشان میداد مسلمانها سر گوسفند را میبریدند بعد میگفت اینها چقدر آدمهای وحشی هستند ببینید سر گوسفند بیچاره را میبرند.@ شما که ادعای تمدن دارید مگر سر گوسفند را خودتان نمیبرید شما خیلی از حیواناتی را که ما حرام میدانیم دست زدن به آنها را میکشید میخورید اصلاً خیلی وقتها شما زنده زنده موجودات را میخورید به ما ایراد میگیرند.@ اسلام میگوید اگر ماهی گرفتی آن هم همه ماهیها نه بعضی از ماهیها ماهیهای فلسدار اگر گرفتید آمد بیرون آب خودش به طور طبیعی جان داد این را میتوانید بخورید آنها ماهی زنده را برمیدارند یک دفعه سر میبرند نشان داد فیلمش را تلویزیون زنده زنده میاندازند در روغن داغ بعد ادایی در میاورند انگار مهربانتر از خدا هستند.@ خدا از همه ما مهربانتر است ارحم الراحمین است اگر یک کسی یتیم شد نگوید خدا چطوری دلش آمد این بچه را یتیم بکند یا اگر یک بچهای مُرد خدا چطوری دلش آمد این بچه از پدر مادرش جدا بشود آخر مادر پدر شما محبتی که در دلتان هست یک قطره هم نمیشود در مقابل اقیانوس بیپایان رحمت الهی، اما رحمت همیشه با حکمت میاید.@ هیچ کس نگوید خدایا چطوری دلش آمد پدر من را از من بگیرد من دیگر با خدا قهرم یعنی تو از خدا مهربانتری، خدا تو را بیشتر از هزار تا پدر مادر میلیونها پدر مادر بینهایت بیشتر از پدر مادرت دوستت دارد اگر پدر مادرت را گرفته یا کسی دیگر پدر مادرت تو را گرفته به خدا اصلاً ربطی ندارد.@ پدرت بیاحتیاطی کرده مرده بیاحتیاطی کرده مریض شده بیاحتیاطی کرده سرطان کرده تصادف کرده کسی دیگری پدر تو را کشته به خدا ربطی ندارد ولی ما مهربانتر از الله نیستیم.@ شما دستتان وقتی که ناخنتان سیاه میشود پایتان سیاه میشود یک کسی بیماری قند دارد میگویند این پایت سیاه شده باید قطع بکنی و الا به همه جا میزند این باید قطع بشود دیگر خودت پایت را قطع میکنی این بیرحمی است؟ نه بیرحمی نیست عقل است عقل میگوید برای اینکه بقیه چیزها سالم بماند این باید قطع بشود.@ عقل میگوید اگر یک عضو فاسد در اجتماع پیدا شد که فساد کرد باید اعدام بشود باید کشته بشود باید زندان برود که این بیماریش به بقیه سرایت نکند این عین رأفت و رحمت است خداوند عزیزترین کسانش پیغمبرانش بودند اکثر پیغمبران را شما نگاه کنید در بچگی یتیم شدند.@ اکثر انبیاء اکثر انسانهای بزرگ مریم مقدس(س) را نگاه کنید انبیاء(ع) خود پیغمبر موسی عیسی ابراهیم پیغمبران اولوالعزم تمام اینها یا پدر نداشتند یا پدر مادر نداشتند یعنی از بچگی اینها را از دست دادند امام خمینی را شما نگاه کنید بچگی پدرش را میکشند.@ انسانهای بزرگ اتفاقاً آنهایی که قرار است انسانهای بزرگی بشوند خداوند از اول اینها را از تکیه بر پدر مادر جدا میکند تا فقط بتوانند به الله تکیه بکنند قدرتمند بار بیایند یتیم شدن اینطور نیست که همیشه بد باشد چقدر انسانهای بزرگ و مؤثر در سرنوشت انسانهای دیگر پدر نداشتند مادر نداشتند.@ هر دو یک موقعی از دست رفتند و با فقر پدر مادر محکم بار آمدند و شخصیتهای قدرتمندی شدند که توانستند بعدها در اجتماع انسانهای مؤثری باشند و یک جامعه را تحول بدهند این بد نیست ما حکمتها را نمیدانیم بنابراین نباید یک کسی بگوید که چرا این کار را کرد به خدا اعتراض بکند.@ مؤمن همیشه یکی از خصوصیتهای مؤمن این هست که همیشه رضا در وجودش هست شکر در وجودش هست اعتراض نیست قر و نق ندارد مؤمن انسان حقیقی نق و قر ندارد چون هر کاری هم هر کس کرده معشوق خودش بوده الله معشوق انسان هست اله انسان هست الله بیشتر از میلیاردها پدر مادر من را دوست دارد تکتک ما را.@ بنابراین خدا رحمت مطلق و واسعه است من هیچ وقت رحمتم به خدا نمیرسد اویی که نق میزند قر میزند روز قیامت خدا به او میگوید من تو را بیشتر دوست داشتم یا خودت خودت را؟ ما چه بگوییم واقعاً عاطفه ما بیشتر از عاطفه خداست نه میگوید من مگر تو را خلق نکردم چرا من آگاهتر بودم به تو یا خودت؟ خدایا تو.@ پس چرا نسبت به کاری که من کردم اعتراض کردی؟ چرا نق و قر میزنی؟ حق است مؤمن همه چیزش را با الله تنظیم میکند مؤمن لذتهایش را با الله تنظیم میکند مؤمن حب و بغضهایش را با الله تنظیم میکند مؤمن اگر یک چیزی خدا بگوید دوست داشتنی است واقعاً عاشقش میشود اگر یک چیزی خدا بگوید بد است واقعاً از آن متنفر میشود چون میداند واقعاً تنفرانگیز است و واقعاً برای انسان ضرر دارد.@ نمیتوانیم بگوییم خدایا من از فلان کار لذت میبرم تو برای چی جلوی من را میگیری خدایا تو برای چی به من هی گیر میدهی. قبلاً در انسانشناسی توضیح دادم اگر یک کسی بگوید خدایا به من گیر میدهی بگوید خدایا تو سر به سر من میگذاری بگوید خدایا دین تو مزاحم من است دین تو جلوی آزادی من را میگیرد منظور از این من کیست؟@ در قاعده گفتیم کدام یک از آن مرحلهها بود؟ من حیوانی راست میگوید اگر کسی بگوید حجاب مزاحم آزادی من است اما این من بخش جنسی است گفتیم انسان بخش جنسی ندارد یعنی اینطوری نیست که انسان زن باشد یا مرد، انسان فوق این حرفهاست زن و مرد بودن یک جنبه جنسی و یک جنبه حیوانی هست بخش حیوانی ماست.@ بله دین اسلام بعضی از بخشهای ما را محدود میکند به خاطر بخش اصلی ما بخش انسانی ما و بخش فوق عقلانی ما، درست است این محدودیت را دارد ولی این محدودیت مال بخش انسانی نیست مال بخشهای زمینی است مال بخشهای حیوانی است مال بخشهای پایین هست.@ پس اگر یکبار به خدا بگوید خدایا تو چرا من را محدود میکنی دین تو محدودیت میاورد این یک مغلطه است این خودش را یک حیوان معنا کرده یا یک زن یا یک مرد بعد به خدا میگوید خدایا دین تو من را محدود کرده.@ حالا برویم سراغ روایت برایتان بخوانم از وجود مقدس نبی اکرم(ص) میفرماید که(لا یَحُقُ العَبدُ حَقیقَۀَ الاِیمان حَتّی یَغضَبَ لله وَ یَرضی لله فَاِذا فَعَلَ ذلِکَ فَقَد اِستَحَقَّ حَقیقَۀَ الاِیمان) میفرماید که هیچ بندهای به حقیقت ایمان دست پیدا نمیکند مگر اینکه به خاطر خدا به خشم بیاید و به خاطر خدا راضی بشود پس هر گاه این چنین باشد این مستحق حقیقت ایمان است حقیقت ایمان به این آدم تعلق میگیرد این شایسته حقیقت ایمان است.@ ما یک بخشهای حسی داریم یک بخشهای خیالی یک بخشهای وهمی باز از یک طرف دیگر برایتان معنا کردیم انشاء الله که یادتان نرفته یک بخشهای جمادی داریم یک بخشهای گیاهی داریم یک بخشهای حیوانی داریم گاهی وقتها ما به خاطر این بخشها بیخود غضب میکنیم یا یک دفعه راضی میشویم.@ اما در حالی که غضب ما به بخش عقلی و فوق عقلی ما لطمه میزند یا رضای ما به بخش عقلی و فوق عقلی ما لطمه میزند یک کسی که میگوید من از این دکتر بدم میاید چون آمپول نوشته از این دکتر بدم میاید چون جراحی میکند به خاطر کدام بخشش این الان ناراحت است؟ بخش گیاهیش، بدنیش.@ حالا اگر این تنفر دارد از این دکتر، این تنفرش مورد تأیید کدام بخش از وجودش است؟ عقل این نوع تنفر را تأیید میکند؟ نه بخش انسانی تأیید میکند؟ نه دکتر یک موجود مهربان هست که اگر چاقو هم دستش هست به عشق انسانها چاقو دستش هست.@ این از روی محبتش هست از روی عاطفهاش هست که عمل میکند و جراحی میکند برای اینکه انسانها سالم باشند بچه این را نمیفهمد بچه چون عقل ندارد میگوید من از دکتر بدم میاید مثل بچههایی هستند که درس میخوانند از معلم چیز یاد میگیرند.@ ولی از معلم خوششان نمیاید از مشق خوششان نمیاید از درس خوششان نمیاید از امتحان بدشان میاید دعا میکردم معلم مریض بشود اصلاً نیاید خدایا میشود معلم امروز مریض بشود نیاید این نوع تنفر تنفر بچگانه است.@ انسان وقتی که مؤمن باشد نوع تنفرهایش از آدمها یا از چیزها با خدا تنظیم میشود بچه در هفت سال اول خداوند به او دستور داده اذیت کن خداوند دستور داده به بچه که اذیت کن شیطنت کن به حرف پدر مادرت گوش نکن اگر گفتند ساکت بنشین گوش نکن.@ برای چی خدا این دستور را به بچه داده؟ برای اینکه این بچه باید تحرک داشته باشد عضلاتش قوی بشود هوش میخواهد داشته باشد شخصیت میخواهد داشته باشد بچهای که هر چه پدر مادر گفت گفت چشم، بیشخصیت میشود برای همین بچه از دو سالگی دو سال و نیم به بعد هر چه پدر مادر بگوید میگوید خودم، تو نه خودم بده خودم بریزم خودم این کار را بکنم.@ برای اینکه میخواهد من تشکیل بدهد شخصیت تشکیل بدهد با پدر مادر مخالفت میکند خدا هم به او دستور داده حالا یک پدر مادر نادان عصبانی میشود از این حقیقت، آقا خدا گفته این بچه شیطانی بکند پیامبر فرمود بچه شما اگر شیطانی نکرد مریض است بروید ببینید چرا شیطنت نمیکند اگر شیطنت نمیکند بروید به او شیطنت یاد بدهید چون باید قوایش زود فعال بشود.@ این باید مچ دستش انگشتانش بازوانش کتفش سرش چشمش هوشش قوی بار بیاید یعنی باید از دیوار صاف بتواند بکشد بالا هی میروی بچه را میگیری بنشین نرو نگیر نریز نپاش نشکن این بچه اصلاً استعدادهایش شکوفا نمیشود این بچه استعدادهایش میمیرد ضعیف شل ترسو و بیعرضه بار میاید.@ حالا مادری که این را میفهمد خودش به بچهاش شرائط شیطنت یاد میدهد میریزد صد برگ کاغذ باطله زیر دست بچه به او ماژیک میدهد مداد میدهد خودکار میدهد بکشد پاره بکند بریزد شکل بکشد تا این استعدادش بیشتر بشود.@ ولی یک مادر نادان عصبانی میشود ما بعضی وقتها مادرها بچههایشان را میاورند مشاوره میگویند این بچه من شیطان است بچه من اذیت میکند شیطان است حرف گوش نمیکند یا به او نسبت ناروا هم میدهند بچه من لجباز است بچه لجباز نیست این بچه معصوم است خدا به او دستور داده که این از دیوار صاف بالا برود.@ چون باید این عضلاتش قوی بشود این هفت سال اول فقط فرصت دارد هفت سال بعدی که میخواهد مدرسه برود باید حرف گوشکن باشد دیگر حرف گوش نمیکند چون شما هفت سال در سر بچه زدید این بچه لذت آزاد بودن را نبرده حالا میرود مدرسه شیطنتها نافرمانیها زیر کار در رفتنهایش تازه شروع میشود.@ در هفت سال دوم تو احتیاج داری این بچه بچه آرامی باشد بنشیند سر درسش حرف گوش کند بعداً شیطنتهایش را هم بکند البته بیرون از مدرسه باید اینطوری باشد ولی تو زدی هفت سال در سر این بچه این بچه دست و پا چلفتی میرود در مدرسه کتک میخورد.@ میخواهد مشق بنویسد تسلط به قلم ندارد خطش زشت میشود نقاشی میخواهد بکشد عُرضه ندارد هوشش را نگذاشتی به کار بیاید میخواهد بدود نمیتواند خوب بدود میخواهد از دیوار بپرد نمیتواند بپرد میخواهد یک جا ورزش بکند میبینی نمرهاش بد در میاید چرا؟@ چون هفت سال این بچه را زندانی کرد هی گفتی بچه خوب یعنی بچهای که ساکت یک گوشهای بنشیند این بچه مریض است اگر یک گوشه بنشیند پیامبر فرمود(اَلتُرابُ رَبیعُ الاَطفال) خاک و خاکبازی بهار بچهها است بچه باید برود در کوچه خاکبازی بکند گِل بازی بکند تو سرش بزنند کتک بخورد کثیف کاری بکند این بچه طبیعی بار میاید.@ ما بچهها را ایزولهشان میکنیم واکسینه نگه میداریم در خانه البته واکسینه منفی در خانه نگه میداریم برای همین تا میفرستی مهدکودک مریض است تا میفرستی مهمانی مریض میشود تا میرود شهربازی مریض میشود این بچه ضعیف است.@ حالا این مادر عصبانی میشود این پدر بچه را خفه کن بچه را ساکت کن آقا این بچه برای چه خفه بشود برای چه ساکت بشود شما باید خودت را با آن بچه تنظیم بکنی دو جا فقط ما باید بچه را کنترل بکنیم 1ـ آنجایی که خطرناک است 2ـ آنجایی که مزاحمت برای دیگران است حقوق دیگران در بین است بله آن را مادر باید مراقبت بکند.@ مثلاً الان داریم سخنرانی میکنیم میبینی یک بچهای دارد شیطنت میکند ضبط را خراب میکند مزاحم تمرکز بقیه میشود مادر باید بچهاش را بغل بکند یا ساکت بکند یا ببرد بیرون، این عیبی ندارد ولی الان سخنرانی نیست کار رسمی نیست بچه میخواهد برود در حرم مُهر بردارد میخواهد بیست تا مُهر بردارد بچیند بگذار بچیند بازی بکند.@ میخواهد بدود میخواهد بازی بکند یکی از لذتهای بچه در حرم همین است جای وسیع میبیند بدود بپرد بازی بکند پشتک بزند عبادت این هم این شکلی است باید آزاد باشد خیلی وقتها آدم از همسر خودش عصبانی میشود در حالی که اصلاً حق ندارد عصبانی بشود.@ عصبانیتها 99% بیهوده است جهنمی است برای انسان جهنمساز است مرد حالت طبیعیش اینطوری است زن نمیفهمد جیغ و داد میکند قر میزند زن حالت طبیعیش اینطوری است مرد نمیفهمد عصبانی میشود ناراحت میشود میخواهد زن را از زن بودن در بیاورد آدم بفهمد احترام بگذارد.@ خانمها یک آدابی دارند یک شخصیتی دارند یک روش و منشی دارند درست هم هست مردها یک روش و منش شخصیتی دارند آن هم درست است زندگی یعنی تحمل همین یعنی با این تحملها انسان به اسم حلیم الهی میرسد به اسم حکیم الهی میرسد تحمل نمیکند عصبانی میشود غضبها و رضاها باید با خدا تنظیم بشود.@ یک کسی که از خدا و دین خدا عصبانی میشود هیچ وقت به انسانیت نمیرسد یک کسی که از احکام الهی عصبانی میشود میگوید من نمیدانم خدا این سوسک را برای چی خلق کرده این سوسک اینقدر برای انسان خاصیت دارد که حد ندارد این مورچه این مگس این زنبور هزاران خاصیت دارد این مار اینقدر خاصیت دارد.@ الان مارها خیلی هم گران هستند قبلاً آدمهای نادان مارها را میکشتند الان مارها را میبرند از آنها پذیرایی هم میکنند سمشان را میگیرند قشنگ واکسن درست میکنند برای مریضیهای انسانها فوقالعاده لازم است زهر آنها چقدر برای انسان مفید است.@ آقا تو که حکمت خلقت سوسک را نمیفهمی به خدا گیر نده هر چیزی را خدا حکیمانه خلق کرده و لازم بوده خلق بشود بیهوده که خدا خلق نکرده مگر خدا بیکار است اعتراض نکن نق نزن عصبانی نشو گیر نده غضبتان به خاطر خدا بشود اگر معصیت خدا شد غصب بکنید.@ بله برای معصیت خدا انسان باید ناراحت بشود خیلیها برای معصیت خدا لذت میبرند و ناراحت هم نمیشوند اینها بیغیرتی است اینها بیفکری است بیایمانی است رضا هم باید به حکمت خدا باشد اگر قرار است از یک کاری راضی باشیم اول خدا باید راضی باشد امام زمان راضی باشد.@ اگر خدا و امام زمان راضی هستند ما هم راضی هستیم اگر آنها غضب میکنند ما برای چی راضی باشیم یا اگر آنها راضی هستند ما برای چی غضبناک بشویم ما خیلی از احکام خدا هست که به سلیقه من خوب در نمیاید ولی خدا گفته این کار بشود اشکالی ندارد حلال است برای چی ما ناراحت بشویم به خدا گیر بدهیم.@ خدایا برای چی یک همچین دستوری دادی من از این دستور تو خوشم نمیاید پس تو دین نداری انسانیت نیست هنوز ایمان نیاوردی خدا اگر یک دستوری میدهد که ما در سختی میافتیم سختیها مال بخش حیوانی است در بخش انسانی ما سختی نداریم.@ این یادتان باشد هیچ یک از احکام اسلام با بخشهای انسانی ما تنافر و تنافی ندارد با بخشهای حیوانیمان چرا با بخشهای گیاهیمان چرا مثلاً روزه گرفتن بله روزه گرفتن سختیهایی دارد ولی برای ما لازم است برای بخش انسانی ما رشد الهی ما برای زندگی جاودانه ما روزه خیلی مؤثر است نماز مؤثر است.@ حالا یک کسی خوشش نیاید از نماز اعتراض داشته باشد از روزه عصبانی باشد این قطعاً انسانیتش را نشناخته خودش را نشناخته خدا را خوب نشناخته که اعتراض دارد هر دستوری از دستورات دین که من خوشم نیاید اینجا بین من و خدا ممکن است اختلاف بیفتد.@ اینجا همان جایی است که من باید امتحان بشوم اگر فهمیدی واقعاً خدا گفته حق است من درست است ممکن است خوشم نیاید ولی حق است اگر حق است پس من قبولش میکنم میپذیرمش اعتراضی ندارم این بماند تا انشاء الله یک جلسه دیگر اگر رسیدیم خدمتتان بقیه بحث را تکمیل بکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان و مستضعفین و مظلومین عالم، مشکلات کشورمان، سلامتی رهبرمان، حل مشکلات زندگی خودمان، مشکلات فرزندان جوانهایمان.@ (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاءالله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@