اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت. هدیه به محضر مقدس سیدالشهداء(ع) و همه شهداء کربلا و بازماندگان عاشورا صلوات بلند ختم بفرمایید.@ امروز آخرین جلسه از بحث امانت را تقدیم میکنیم و انشاء الله از جلسه بعد میرویم سراغ بحث دیگری از توصیه امام رضا(ع) به شیعیانشان. با توجه به بحثهایی که در چند جلسه گذشته در مورد لزوم اداء امانت عرض شد به این نتیجه میرسیم که امانت و امانتداری حیطههای مختلفی دارد.@ یکی حیطه ارتباط با خودمان ارتباط با الله ارتباط با خانواده آسمانیمان و ارتباط با مردم. البته حالا اینها ذوی العقول هستند و اگر غیر از اینها را هم بخواهیم در نظر بگیریم حیوانات، گیاهان، محیط زیست و اشیائی را که خداوند تبارک و تعالی در اطراف ما قرار داده به ما هدیه کرده و برای رفاه حال ما قرار داده هم شامل امانات میشوند.@ آنها هم حرمتهایی را دارند که به اشاره در موردش سخن گفتیم. قرآن کریم مهمترین حیطههای امانت را اینگونه معرفی میکند(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ) ای مؤمنین ای کسانی که ایمان آوردید خیانت نکنید به الله و رسول و اماناتی که نزد همدیگر دارید که البته همه این خیانتها به خیانت انسان به خودش برمیگردد.@ یعنی انسان قبل از اینکه بخواهد به الله خیانت بکند یا به رسول خیانت بکند به خانواده آسمانیش یا بخواهد به مردم خیانت بکند این خیانت اول در درون انسان اتفاق میافتد نسبت به خودش یعنی انسان اول خود حقیقیش و خود آسمانیش را فراموش میکند و بعد این شجاعت را غفلت را پیدا میکند که در حق الله خانواده آسمانیش و مردم خیانت بکند.@ پس در واقع خیانت به این سه مورد که قرآن دارد میگوید همه برمیگردد به خیانت به خودمان، یعنی نتیجهاش هم برمیگردد به خودمان هم از خیانت به خود شروع میشود و هم به خیانت به خود خاتمه پیدا میکند یعنی هم کننده خودی است خود حیوانی علیه خود انسانی و هم نتیجهاش هم به خودمان برمیگردد.@ این مطلب را دقت کنید در تمام گناهان آزارها، اذیتها، خیانتها، که در درون انسان اتفاق میافتد انسان اول به خودش آسیب میزند و در واقع آسیبی که ما به طرف مقابل میزنیم خیانتی که به الله چهارده معصوم و مردم میکنیم فرع بر خیانت بر خودمان خواهد بود این را خوب باید توجه کنیم.@ همیشه اول در درون ما اتفاق میافتد و صورتش در بیرون به کس دیگری هست پس آنچه که ما نسبت به دیگران بدجنسی بداخلاقی روا میداریم آن عَرَضی هست که ذاتش در درون خودمان هست انسان اول از خودش میگذرد از سعادتش میگذرد که میتواند خیانت بکند.@ پس هر چقدر انسان خودخواهتر به معنای خود آسمانی و خود الهی، خوددارتر باشد خیانتش هم کمتر میشود هر چقدر خودش را بیشتر بشناسد تمام اینها به خودشناسی برمیگردد هر چقدر انسان خود حقیقیاش را بشناسد عاشق خود آسمانیش و خود حقیقیش بشود.@ عاشق خود الهیش و خانواده آسمانیش بشود خیانت از او برطرف میشود و اساساً برای همین هم در روایت داریم(الخائِنُ مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِغَیرِ نَفسِه) خائن کسی است که خودش را به غیر خودش مشغول میکند یعنی از خود حقیقیش و آن کودک عزیز روانش غافل میشود.@ مشغول تأمین نیازهای بخشهای پایینی میشود مشغول سوروسات بخشهای پایینی میشود دیگر دچار خودفراموشی میشود یا شوهرزده است یا زنزده است یا بچهزده است یا کارزده است یا تحصیلزده است یا تدریسزده است یا پولزده است یا گرفتاریهای دیگر آنقدر مشغول میشود.@ آنقدر سر خودش را شلوغ میکند که واقعاً خلوت دل نمیتواند داشته باشد هیچ خلوتی با الله با چهارده معصوم یعنی خانواده آسمانی خودش نمیتواند داشته باشد. شما اگر دقت بکنید یک کسی اگر در این کشور خیلی آدم خوبی هم باشد ولی به خانواده خودش نرسد وزیر باشد رئیس جمهور باشد خانواده خودش را ضایع بکند.@ به تربیت بچههایش نرسد نماینده مجلس باشد وکیل باشد قاضی باشد وزیر باشد هر چیز، به همسرش نرسد نیازهای مادی عاطفی و معنوی خانواده خودش را تأمین نکند این آدم خوبی نیست این آدم خائنی هست و نمیتواند بگوید من چون داشتم به مردم خدمت میکردم از خانواده خودم غفلت کردم.@ بنابراین درباره خانواده آسمانی و اصل خودمان یعنی الله هم داستان از این قرار است یک کسی نمیتواند به خدا بگوید خدایا من خیلی سرم شلوغ بود وقت و حوصله تو را نداشتم سحری، شبی، خلوتی، جمعهای، ذکری، نمازی، تعقیباتی، قرآن وقتش را نداشتم زندگیام خیلی شلوغ بود سرم خیلی شلوغ بود حوصله اینها را نداشتم یا وقتش را نداشتم.@ معلوم است داری خیانت میکنی چون الله اله حقیقی ماست میگوییم(لا إله إلا الله) ما وقتی که مشغول میشویم به کارهای دیگر، وقتی که غفلت پیدا میشود از الله میگوییم یواش یواش این پرداختن به کارهای دیگر و غفلت از الله باعث میشود انس ما کم بشود.@ و یواش یواش وحشت ما از خلوت از تنهایی از پرداختن به الله یا از پرداختن به خانواده آسمانیمان بیشتر میشود لذا شخص میبینی وقتی که میخواهد عبادت هم بکند تنهایی اصلاً میترسد و حتماً میخواهد در یک جمعی باشد حرم هم میخواهد برود چند نفر را با خودش باید ببرد که نترسد.@ اینکه خودش یکدفعه بلند شود تنهایی راه بیفتد حرم برود برود عبادت کند برود زیارت بکند بزند در دل شب، میبینی که نمیتواند چن انس ندارد غذایش نشده از بس ظلم کرده و خیانت کرده ظلم و خیانت وحشتزدگی ایجاد میکند ظلم و خیانت نسبت به هر کسی وحشت ایجاد میکند در دل انسان نه فقط به خدا.@ به اهل بیت هم ظلم بکنید شما وحشت زده میشوی بعداً دیگر حوصله و میل به خلوت نداری همهاش میخواهی از آن فرار کنی به آدمهای دیگر هم که انسان خیانت بکند دوست ندارد آنها را ببیند وحشتزده میشود رابطهاش با آنها که قرآن چرا آن خیانت به نفس را اول نگفت.@ ما گفتیم چهارتا، قرآن میگوید سهتا، ما گفتیم که از خیانت به خودمان شروع میشود بعد الله چهارده معصوم و مردم، قرآن میگوید نه(لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ) چون الله و خودمان در واقع یکی هستیم لذا ببینید قرآن چه میفرماید(وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ) مثل کسانی نباشید که الله را فراموش کردند و دچار خودفراموشی شدند.@ انسان به محض اینکه الله را فراموش میکند یعنی چی؟ یعنی چه چیزی را فراموش کرده؟ خود حقیقیش را، شما الان غذا خوردن را که فراموش میکنید کدام خودتان فراموش میشود؟ بدنتان، یادتان برود غذا بخورید کدام بخش در این فراموشیها و غفلتها آسیب میبیند؟@ بخش حسمان، بخش حیوانیمان، اینطوری میشود بنابراین وقتی که شما غذای نفس خودتان که ذکر الله هست انس با حق تعالی است فراموش میکنید در واقع خود انسانیتان آن فوق عقلتان را فراموش کردید پس وقتی میگوییم چهارتا با سهتا منافات ندارد.@ اصلش همانی هست که خود قرآن هم دارد میگوید مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا آنها را دچار خودفراموشی کرد(فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ) خدا به فراموشی داد آنها را نسبت به خودشان، خیلی فرمایش بلند است خیلی مقام انسان در این آیه خیلی فهمیده میشود که تو مساوی هستی با الله.@ آنقدر بزرگی که فراموشی تو با فراموشی الله است و فراموشی الله فراموشی خودت هست در روایت داریم اگر انسان رابطه خودش را با الله تنظیم بکند رابطهاش با بقیه انسانها تنظیم میشود اختلافها، کدورتها، گرفتاریها، طلاقها، مشکلاتی که در زندگی برای انسانها ایجاد میشود در روابطشان با دیگران مال این هست که انسان رابطهاش اول با خدا به هم خورده.@ چون اگر کسی رابطهاش با الله به هم بخورد دیگر ابایی ندارد از اینکه رابطهاش را با دیگران خراب بکند به زنش ظلم کند به شوهرش ظلم کند به بچهاش ظلم کند به خانوادهاش ظلم بکند به مردم ظلم بکند ولی انسان وقتی که هوای خدا را داشت حواسش به ارتباطش با حق تعالی بود اساساً ارتباطش با دیگران از دریچه ارتباطش با الله است.@ حتی ارتباطش با خانواده آسمانیش هم از دریچه ارتباطش با الله هست یعنی به عشق الله به سراغ خانواده آسمانیش میرود میداند تنها کسانی که میتوانند او را به الله برسانند خانواده آسمانیشان هست.@ بنابراین چه ما بگوییم منشأ همه خیانتها خیانت انسان به خودش هست به خودفراموشی هست و چه بگوییم منشأ همه خیانتها خیانت انسان به الله هست فرقی نمیکند منشأ وابستگیهای ذلتآور، عشقهای زمینی همه همین است در روایت داریم به امام صادق(ع) گفتند چطور میشود انسان عاشق یک کسی میشود که در این عشق ذلیل میشود؟@ حضرت فرمود(العِشقُ عُقُوبَۀٌ) عشق به این معنا که انسان وابسته عاطفی به یک کسی بشود که این وابستگی برایش آزاردهنده است یعنی دوستش دارد اما این دوست داشتن به شدت آزاردهنده است یک روز طرف را نبیند آزار میبیند طرف به آن بیمحلی بکند آزار میبیند به شدت تحقیر میشود.@ نبودن طرف میتواند او را کاملاً پژمرده و افسرده بکند همه اینها بخاطر این هست که یک عقوبت و شکنجه و یک عذابی هست که خداوند تبارک و تعالی بخاطر خیانتی که شخص به الله میکند انسان را به آن دچار میکند.@ و الا اگر یک کسی به الله خیانت نکند یعنی به معشوق اصلیاش، معشوقش را طرد نکند از معشوقش فرار نکند رابطهاش با معشوقش را خراب نکند امکان ندارد دچار یک عشقی بشود که این عشق آزاردهنده است چه به همسر چه به فرزند چه به دوست چه به هر کس دیگر، امکان ندارد اگر ما دچار شیفتگیهایی میشویم که این شیفتگیها تحقیرکننده است آزاردهنده است.@ به طوری که اگر طرف مقابل ناز کند کم بگذارد تحویل نگیرد ما به هم بریزیم میخواهد پدرت باشد یا مادرت باشد میخواهد همسرت باشد یا فرزندت باشد میخواهد دوستت باشد این بخاطر این هست که ما خیانت کردیم به رابطهمان با الله.@ امکان ندارد یک کسی به الله خیانت بکند و به این نوع محبتهای ذلیلکننده دچار نشود امکان ندارد کسی رابطهاش با الله را تقویت نکند و شیفتگی آزاردهنده پیدا بکند الان من در مشاورهها دارم بعضی وقتها افراد آنقدر شیفتگی به همسرشان دارند که این آزاردهنده است.@ میگوید من یک میلیون تومان محبت پای شوهرم میریزم شوهرم ده تومان پای من میریزد یا اصلاً محل نمیگذارد یکسره محبت از طرف من است بچههایم همینطور آنقدر پایشان محبت میریزم اصلاً آن محبتی که ما پای بچه میریزیم بچه اصلاً به پدر و مادر اعتنا نمیکند بعد هم میگوید آزاردهنده است.@ بچهام به من محل نمیگذارد بچهام تحویلم نمیگیرد بچهام خانهام نمیاید بچهام با من قهر کرده بچهام با من آشتی نمیکند عروسم با من قهر کرده دامادم با من قهر کرده شوهرم به من محل نمیگذارد زنم به من محل نمیگذارد همه اینها شیفتگیهای اضافهای که انسان پیدا میکند به دیگران.@ محبتهای اضافهای که به دیگران پیدا میکند که تحت این محبت ذلیل میشود خوار میشود تعادل در مهرورزی و عشق با دیگران نمیتواند برقرار بکند همه اینها بخاطر این هست که شخص در نظام درونی خودش در رابطهاش با معشوق خودش خیانت کرده با الله با مشکل برخورده انس با الله ندارد.@ الله در طور روز زیاد، آنقدر که شوهرش یادش میاید زنش یادش میاید بچههایش یادش میاید آنقدر که حرص و جوش اینها را میخورد آنقدر که اموالش یادش میاید آنقدر که چیزهای دیگر به یادش هستند پدر و مادرش به یادش هستند.@ الله به یادش نیست و این باعث حقارت، ذلت، پیچیده شدن مشکلات زندگی ما و مشکلات دنیایی ما و خراب شدن رابطه ما با دیگران میشود این یک سنت است یادتان نرود وقتی میگوییم سنت یعنی قابل تغییر هم نیست(وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً) اصلاً این سنت الهی تبدیلی پیدا نمیکند همانطور که دودوتا چهارتا تغییر نمیکند قاعده است به هم نمیخورد.@ همانطور این قاعده هم همینطور هست خداوند امر کرده هر کس به رابطهاش با الله خیانت بکند به انسش با الله به نمازش خیانت بکند به عبادتش خیانت بکند به خلوتش خیانت بکند به وظائفش خیانت بکند خوار میشود و ذلیل میشود.@ بعدش هم همینطور در درجه بعد خیانت به خانواده آسمانی، این یک قاعده است یعنی هیچ طوری نمیشود شما تغییرش بدهید ولی اگر یک کسی بخواهد به شادی به آرامش به عزت برسد بخواهد نشاط داشته باشد بخواهد در طول روز در طول زندگیاش این آرامش را داشته باشد عزیز باشد حتی بخواهد محبوب باشد.@ میگوید اول باید رابطهاش را با الله تنظیم بکند هر چقدر انسان به آسمان نزدیکتر میشود در زمین محبوبتر میشود اینکه در زیارت امین الله چه داریم(اَللّهُمَّ اجعَلنی مَحبُوبَۀً فی أرضِکَ وَ سَمائِک) خدایا من را در زمین و آسمان محبوب کن.@ اگر قرار است محبوب باشد محبوبیت با حقهبازی با کلک با تبلیغی که خودت میکنی با خودنمایی با دروغگویی با سالوسی با ریاکاری با فریب دادن مردم امکانپذیر نیست محبوبیت چیزی است که اساساً دست تو نیست یک کسی که فکر میکند میتواند محبوبیت ایجاد بکند این مشرک است(لا مُؤثِرَ فِی الوُجُود إلاّ الله لا حول و لا قوۀ إلا بالله).@ نمیتواند انسان خودش بیاید برای خودش از این چیزهای مسخره درست بکند لذا یک زنی از پیامبر سؤال کرد یا رسول الله من میخواهم محبوب همسرم بشوم همسرم بیشتر من را دوست داشته باشد فرمود برو نماز شب بخوان.@ یعنی برو مشکلت را اول با آسمان حل کن انسان هر چقدر مشکلش با آسمان حل بشود با خانواده آسمانیش حل بشود مشکلاتش در پایین کمتر است عزیزتر محبوبتر تواناتر و آسانتر زندگی میکند با نشاط بیشتری زندگی میکند اما اگر ما آمدیم به روابطمان با الله خیانت کردیم.@ گاهی وقتها ما وقتی میگوییم روابطمان با الله و وقتی میگوییم در عبادت، افراد فکر میکنند هی باید نماز بخوانند هی باید روزه بگیرند هی باید ذکر بگویند، نه آن که مهم است انسی هست که باید ایجاد بشود و این انس همانطور که بارها گفتیم تابع معرفت است معرفتمان را هر چقدر بیشتر کنیم انسمان هم بیشتر میشود.@ و الا خیلیها هستند مثلاً در طول روز شبانهروز 54 رکعت نماز را میخوانند نماز اضافه هم میخوانند روزه میگیرند ذکر هم میگویند ولی انسی ایجاد نمیشود بخاطر اینکه معرفت و رؤیتی وجود ندارد در راه ایجاد انس با حق تعالی انسان مهمترین چیزی را که باید راه بیاندازد تا خیانتش کم بشود و به صدق برسد به رفاقت برسد.@ بیشتر از هر چیز دیگری که باید انسان به کارش بیاندازد فکرش هست فکر انس میاورد تفکر انس میاورد که حالا اینها را در مباحث نسیم حیات مباحث یاد خدا در اردوی اسماء الله توضیح دادیم فکر هر چقدر شما فکرتان را فعالتر بکنید اُنستان، لذتتان بیشتر میشود.@ و هر چه این انس و لذت بیشتر بشود علاقه به خلوت علاقه به ذکر علاقه به عبادت هم بیشتر میشود انسانی که فراری است از عبادت، انسانی که فرار میکند از اذان، حوصله اذان را ندارد حوصله تعقیبات را ندارد حوصله ذکر را ندارد رکوعش تند است سجدهاش تند است قنوتش تند است.@ حرفی ندارد برای خدا بزند آدمی که عجله دارد در نماز این خائن است از خدا فراری هست این وقتی دارد این کار را انجام میدهد نشان میدهد که رابطه اصلاً رابطه گرمی نیست رابطهای نیست که انسان طمعش را داشته باشد رابطهای نیست که انسان لذتش را ببرد رابطهای نیست که انسان منتظرش باشد این برای اینکه سر سفره بنشیند مشتاقتر هست تا اینکه برود سر سجاده بنشیند.@ این برای اینکه با دیگران خلوت بکند خیلی اشتیاقش بیشتر هست تا با الله خلوت بکند این در خلوتها و عشقبازیهای پایینی مشتاقتر هست تا خلوت و عشقبازی آسمانی با خودش و با خانواده آسمانیش یعنی نشان میدهد که شخص در درون خودش دچار خیانت شده.@ بخشهای پایینی را خیلی فعال کرده گردن کلفت شدند غذای بیشتری خوردند طلب بیشتری هم دارند حالا وقتی این میخواهد به آسمان بکشد آنها اجازه نمیدهند و در وجود انسان سروصدا میکنند و غوغا راه میاندازند پنج دقیقه میخواهد نماز بخواند.@ اذان بگوید اقامه بگوید کار داری دیر است اذان را ول کن اقامه را ول کن میخواهد قنونتش را خوب بخواند میگوید ول کن میخواهد رکوع درست به جا بیاورد سجده درست به جا بیاورد عجله دارد بعدش باید تعقیبات بخواند که جوهره نماز تعقیبات است.@ یعنی کسی که نماز بدون تعقیبات میخواند در واقع نماز خودش را نابود کرده این را در بخش مباحث معنوی و در بخش نماز مفصل توضیح دادیم چون تعقیبات آنقدر مهم است که شما هر چه کاستی، ضربه در نماز زدی و خوردی با تعقیبات قابل جبران است یک کسی که زیرک است میداند که اگر در نماز ضربه خورد یا به خودش ضربه زد.@ حضور قلب نداشت نمازش به درد نمیخورد آن مقداری هم که حضور قلب نداشت میفهمد که میتواند با تعقیبات جبران کند لذا این اصلاً تعقیبات را به راحتی از دست نمیدهد این شخص وقتی نشست به نماز بعد از نماز آرامش دارد مینشیند تعقیباتش را میخواند تا کثریها و کاستیهای نماز را جبران بکند.@ حالا اینها را در سلسله بحثهای یاد خدا، مباحث معنوی و شرح صحیفه سجادیه اینها را توضیح کافی دادیم در این قضیه مراجعه کنید انشاء الله به آنجا.@ پس باز تأکید میکنم منشأ همه اشتباهات، شکستها، انحرافها، کمبودها، التماسها، وابستگیهای عاطفی آزاردهنده، عشقهای تحقیرکننده، منشأ همه ذلتها آنجایی است که انسان نفس انسانی خودش را ذلیل میکند و رابطهاش را با الله ضعیف میکند هر چقدر شما با الله گرمتر بشوید مشکلاتتان در پایین کمتر هست.@ (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا) ببینید چقدر قشنگ خدا به ما مژده میدهد(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا) آنهایی که اهل ایمان و عمل صالح هستند خداوند به طور طبیعی اینها را محبوبشان میکند اصلاً محبوب هستند.@ نیاز نیست برود خودش تبلیغی بکند خودفروشی بکند از خودش تعریف بکند ریاکاری و سالوسی داشته باشد اصلاً خودبهخود در ذاتش میاید در ذات خودش این محبوبیت وجود دارد این عزت وجود دارد پس آن که خیلی مهم است سرچشمه است.@ روی ارتباط با حق تعالی روی انس با حق تعالی روی نزدیک شدن به حق تعالی روی بالا بردن ظرفیتهای عبادیمان باید سرمایهگذاری بکنیم روی حوصلههای خلوت حوصلههای عبادیمان را باید بیشتر بکنیم هی باید یکسره بالا ببریم.@ علامت انسانیت علامت شرافت علامت موفقیت یک نفر در سیر انسانی علامت مقبولیت و قدرت و قوت یک نفر میزان حوصلهاش هست در ارتباط به حق تعالی، میزان حوصلهای هست که توأم با لذت هست. شما وقتی یک فیلم سینمایی را میخواهید نگاه کنید یک کارتون را میخواهید نگاه کنید یک سریال را میخواهید ببینید حوصله نمیخواهد داشته باشید.@ با لذت تا آخرش میروی تازه وقتی هم زود تمام میشود ناراحتی، صبر لازم نیست با صبر کسی نمیشود سر سفره کسی با صبر نمینشیند چلوکباب بخورد مرغ بخورد گوشت بخورد خورش بخورد سالاد بخورد صبر اصلاً معنا ندارد.@ چون با لذت مینشیند میخورد نمیخواهد بگویی حوصله کن این را تحمل کن غذایت تمام میشود در خلوت با دیگرانی که معشوق انسان هستند انسان با شوق و ذوق مینشیند این کار را میکند در ارتباط با حق تعالی هم قضیه از این قبیل است هر چقدر تو شوق و ذوق داشته باشی و حوصلهات اینطوری بگیرد.@ با شوق با ذوق دو رکعت چهار رکعت شش رکعت هشت رکعت یک نماز شب میخواهد طرف بخواند میبینی که تا آخرش نمیتواند برود یازده رکعت برایش خیلی زیاد است یعنی یازدهتا دو دقیقه نمیتواند تحمل کند یازدهتا یک دقیقه نمیتواند تحمل کند.@ خیلی در ذهنش زیاد میاید یازده رکعت، ولی وقتی میگویی کارتون اگر این کارتون صد برابر نماز شب هم وقت بگیرد مینشیند نگاه میکند یک سریال پِلک نمیزند خوابش نمیبرد نشاطش را دارد 90 دقیقه فوتبال نگاه میکند 9 دقیقه نمیتواند نماز بخواند فیلم سینمایی ساعتها میتواند نگاه بکند روزنامه میتواند بخواند.@ حوادث روزنامهها را تعقیب میکند داستان و رمانها را میتواند تعقیب بکند حتی داستانهایی که افسانه است اصلاً واقعیت ندارد میکِشد میبردش، سخن گفتن با دیگران را حوصله دارد پرتوپلاگویی با دیگران، شِرووِر گفتن با دیگران، ساعتها گفتن و خندیدن را حوصله دارد.@ با لذت هم مینشیند اما وقتی نوبت خلوتش با الله میرسد و با آسمان، نوبت خلوتش با فرشتگان میشود با ائمه میشود با امامزادگان میشود با غیب میشود میبینی حوصله غیب را ندارد این بخاطر این هست که ما معرفت غیب را نداریم خیانت کردیم به خودمان نرفتیم معرفت را کسب کنیم.@ هر وقت هم خواستیم وقت بگذاریم برای کسب معرفت هی گفتیم وقت نداریم کارهای دیگر هست برای کسب معرفت وقت نداشتیم حوصله کسب معرفت نداشتیم وقتی هم انسان معرفت به غیب نداشته باشد انس به غیب هم ندارد وقتی انس به غیب هم نداشت راهی به غیب ندارد.@ وقتی هم راهی به غیب نداشت در غیب به رویش بسته است او مجبور است با زمین خودش را ارضاء بکند مجبور است با طبیعت خودش را اشباع بکند مجبور است بگردد با یک آدمی حوصلهاش سر نرود اینطرف مهمانی برود آنطرف مهمانی برود پارک برود سینما برود با این حرف بزند با آن چَت کند با این چت کند.@ با این تلفن بزند با این اساماسبازی بکند همین دائماً وابسته است به یک چیزی خارج از خودش چون این آدم غنا ندارد این را فقر میگویند فقیر را دیدید ستون فقرات میگویند فقر، فقرات این ستون فقرات کسی آسیب ببیند شخص نمیتواند خودش را سرپا نگه دارد.@ کمردرد که میگیرد زمین میافتد عصا میخواهد کمربند طبی میبندد کمی میخواهد، به فقیر برای چه فقیر میگویند؟ چون به تنهایی نمیتواند همه بار خودش را بکشد انسانی که در ذات خودش به خودش خیانت کرده انسانی که به الله به عنوان معشوقش خیانت کرده.@ انسانی که به روابط عاشقانهاش با غیب با خانواده آسمانیش خیانت کرده فقیر است و چون فقیر است حالا وابسته است به آدمهایی مثل خودش، آنقدر التماس شوهرش را میکند حالا شوهر اگر یک روز خانه نباشد دو روز نباشد مسافرت برود یا زن نباشد یا بچهها نباشند زود به این آدم نشان میدهد.@ زود میافتد به پَکَری و پنچری و بیحوصلگی و دلتنگی و ضعف و غَش و اینها در رابطهاش با انسانها کاملاً محسوس است اما اگر رابطهاش با الله به هم بخورد ککش هم نمیگزد رابطهاش با خانواده آسمانیش به هم بخورد اصلاً ناراحت نیست رابطهاش با امام زمانش خراب بشود.@ ناراحت نیست احساس کمبود نمیکند در ارتباطش با امام زمان، بخشی که مربوط به خانواده آسمانی هست طرف میگوید من قند خونم کم شد باید قند بخورم تا بالا برود ویتامین بدنم کم شده این در روح آن ویتامین اللهاش کم نمیشود یعنی کم است اصلاً هم ناراحت نیست.@ اگر قحطی هم باشد در وجودش ناراحت نیست ویتامین ارتباط با خانواده آسمانیش قحطی هم که بشود هیچی نباشد این ناراحتش نمیکند کمبود آزارش نمیدهد این مال خیانتی هست که ما به خودمان میکنیم پس(لا تَخُونُوا اللَّهَ) خیانت نکنید تفسیر خیانت خیلی عجیب است به الله خیانت نکنید.@ (وَ الرَّسُولَ) به پیغمبرتان هم خیانت نکنید به اهل بیت کلاً فرقی نمیکند بخصوص بیشترین کسی که ما باید به آن خائن نباشیم امام زمانمان هست یعنی چی؟ یعنی مردم در زمان امام زمان دو گروه هستند امام زمان یک وضعیت ثابت دارد، آن وضعیت ثابتش چیست؟@ طردشدگی، آوارگی، تنهایی و مظلومیت و غربت، حالا آدمها نسبت به این وضعیت امام زمان در دو حالت هستند یا خائن هستند یا خادم هستند یا حضرت را در این تنهایی و آوارگی در این غربت و مظلومیت تنها گذاشتند کمکی از ما از شما به آن نمیرسد که ما خائن هستیم.@ و یا نه سطح زندگی ما سبک زندگی ما نوع ارتباطات انتخابها، رفتارها و کارهایی که ما میکنیم خدمت به امام زمان است واقعاً ما داریم کمک به امام زمان میکنیم در نامه عمل ما واقعاً فرشتهها مینویسند که این شخص یک کمکی دارد به امام زمان میکند واقعاً امام زمان زیر نامه ما را امضاء میکند که این کمک من بود این به داد من رسید.@ این در تنهایی من دلش برای من سوخت این در تنهایی من در غربت من برای من گریه کرد در تنهایی من سعی کرد برای من یار جمع کند بسیج شد و بسیج کرد خیلی خوب است اگر اینطوری باشد هر کس باید کلاه خودش را قاضی بکند ببیند نسبت به امام زمانش الان خائن است یا خادم است.@ اویی که تنهاست اویی که غریب است اویی که مظلوم است اویی که آواره است اویی که هر روز میگوید(هل من ناصر ینصرنی) کسی هست کمکم بکند اویی که هر روز ما را به خیمهگاه خودش به قرارگاه خودش دارد دعوت میکند اینها خیلی مهم است.@ اگر کسی قطب عالم خیانت کسی بکند مگر میشود از زندگیاش خیر ببیند نگردیم دنبال این که چرا زندگی من اینطوری است چرا مشکلات من اینطوری است چرا این همه گره در کار من میخورد چرا اینقدر دل من گرفته است چرا من اینقدر غصه دارم.@ چرا من اینقدر گریه دارم چرا اینقدر من ذلیلم چرا من اینقدر مشکلات دارم چرا من اینقدر بدبختی در زندگیم هست نگاه کنید ببینیم ما چقدر پشت سر خودمان خیانت گذاشتیم محصول خیانتهایی هست که ما به خود حقیقی و آن کودک عزیز روانمان کردیم.@ وقتی که به این کودک عزیز روان را خیانت میکنی حبسش میکنی غذایش را به آن نمیدهی غذای بخشهای دیگر هم درست نمیرسد لذا دائماً انسان در زمین تشنه است دائماً عطش دارد دنبال این میگردد که یکطوری خودش را آرام کند و آرام نمیشود یکطوری خودش را سیر کند و سیر نمیشود.@ پیامبر فرمود(کُلُّ أحَدٍ یَمُوتُ عَطشان إلاّ ذاکِرَ الله) هر کسی تشنه از دنیا میرود مگر کسی که یاد خدا را دارد آن که یاد خدا را دارد دیگر عطش ندارد دیگر آرام است دیگر آویزان نیست محتاج نیست احساس ذلت در روابطش با دیگران نمیکند تنهاییهایش دیگر اذیتش نمیکند دیگر دنبال یک دستاویز نیست که خودش را سرپا نگه دارد.@ اصلاً اینطوری نیست پس روی ارتباطمان با الله و خانواده آسمانیمان سرمایهگذاری زیادی باید بکنیم روی پیوند با آنها و خدمت به آنها، حالا نگاه کنید امام باقر(ع) این آیه قرآن که برایتان خواندم این را چطوری تفسیر میکند.@ این آیه مال سوره مبارک انفال هست آیه 27 فرمود خیانت به خدا و پیامبر همان نافرمانی ایشان است یعنی بیتوجهی به دستوراتشان، سبک شمردن دستورات الهی خیانت میشود هر دستوری که از خدا به ما میرسد یک امانت است هر حکمی یک امانت است باز تأکید میکنم حتماً عزیزان رساله حقوقی امام سجاد را حتماً بخوانند مطالعه کنند.@ آنهایی هم که ندارند به آقای چهارجوهر سفارش بدهند که آقای چهارجوهر برایشان بیاورد تا هفته آینده انشاء الله تهیه کند این رساله را بخوانید پنجاهتا حق را انسان بخواند اطاعت یعنی در همین حدود انسان اطاعت بکند.@ احکام الهی دستورات الهی و قرآن خیانت نکند رابطهاش با قرآن خراب نشود ما خیلی وقتها خیانت به قرآن میکنیم هفتهها میگذرد و به آن سر نمیزنیم روزها میگذرد و اصلاً محلش نمیگذاریم یک کسی که کتاب خدا در خانهشان خوار است کتاب خدا در خانهشان ذلیل است کتاب خدا در خانهشان غریب و مظلوم است در سیر مطالعاتی این جایی ندارد.@ در سیر علمی این شخص جایی ندارد علمای دین بزرگان دین در ارتباط این جایی ندارند این چطوری میخواهد از زندگیاش خیر ببیند لذا قرآن فرمود شافع و مشفع هست یعنی شفاعتکنندهای است که اگر شفاعت بکند حتماً شفاعتش روز قیامت پذیرفته است و اگر نفرین بکند نفرینش هم پذیرفته است.@ روزنامه میخواند کتابهای درسی میخواند وقت دارد ولی اصلاً نمیتواند در طول روز قرآن بخواند لذت نمیبرد از قرآن از تفسیر قرآن از معنی قرآن از قرائت قرآن، حوصلهاش را ندارد برود نگاه کند ببیند چکار کرده با خودش که این حوصله ندارد چه جنایتی چه گناهی مرتکب شده که حوصله کلام الله را ندارد.@ اصلاً این کلام خدا را نمیفهد که بخواهد حوصلهاش را داشته باشد ما چرا نمیفهمیمش، مگر اینطور نیست که کسی اگر عاشق کسی باشد میرود زبان آن شخص را یاد میگیرد و از خلوت با او حرف زدن با او، ولو حرفهای پرتوپلا، الان اینقدر دختر و پسرها هستند عاشق همدیگر هستند.@ ساعتها مینشینند با هم حرف میزنند حرفهایشان هم میبینی صدمَنیک غاز است خیلی حرف جدی نیست ولی همین که برای همدیگر پرتوپلا بگویند برای همدیگر جوک بگویند شوخی کنند هم لذت میبرند چطوری است ما حکمت الله را دوست نداریم بشنویم.@ خدا که حرف بیربط به ما نمیزند خدا همه حرفهایش قشنگ است ما را آرام میکند ما چه ظلمی در حق خودمان کردیم که انس با حق تعالی و کلام حق نداریم با قرآن نداریم(وَ الرَّسُولَ) اهل بیت هم همینطور خانواده آسمانی ما هستند امام مجتبی(ع) فرمود باید پدر و مادر آسمانی و دینی شما برای شما عزیزتر از پدر و مادر زمینی و دنیایی شما باشند.@ لذا وقتی پیامبر فرمود(أنا وَ عَلیٌ أبَوا هذِهِ الأمَۀ) من و علی پدران این امت هستیم در ادامه فرمود فرزندان ما باید به ما رحم داشته باشند و با ما قساوت و بداخلاقی نکنند آدم با پدر و مادرش که نمیشود تندی بکند.@ نمیشود پدر و مادرش را رها بکند و با آنها قطع ارتباط بکند ما رابطهمان با خانواده آسمانیمان گاهی وقتها قطع میشود یا ضعیف میشود لذا میبینی یک هفته میگذرد ما اصلاً دعای فرجی نداریم دعای فرج عزیزان بارها عرض کردم این نیست که من بگوییم خدایا در فرج امام زمان تعجیل بفرما شما هم بگویید الهی آمین.@ یا بگویم برای تعجیلش صلوات بفرستید شما صلوات بفرستید نه، خواستن غیر از خواندن است خواستن یعنی همانطور که اگر مریضی سرطان داری یا عزیزت سرطان دارد دارد میمیرد چطوری دعا میکنی چطوری دلتنگش میشوی چطوری میخواهی زده بماند.@ اگر کسی رفته مسافرت است نیست دلت برایش تنگ شده چطوری از خدا میخواهی که زودتر به شما برساند باید انسان ببیند در طول هفته در طول ما در طول سال چند بار اینطوری دلتنگ امام زمان میشود و برای امام زمان اینطوری دعا میکند چند بار اشکش میاید وقتی یادش میافتد که امام زمان الان غریب است الان تنهاست الان آواره است.@ الان نیاز به کمک دارد و من هم به کمک میخواند و من هم دست و بال خودم را بستم دعا اینطوری است ما امام را فراموش میکنیم دعا بکنیم من خودم را دارم عرض میکنم همه این حرفها به خودم هست وقتی به خودمان نگاه میکنیم میبینیم که ما اینطوری هستیم.@ باید رابطهمان را تقویت بکنیم باید تجدید نظر کنیم در ارتباطاتمان، عجلههامان را از زندگیهای طبیعی برداریم هول بودنهایمان را برداریم سرعتمان را نسبت به چیزهای دیگر کم کنیم و ارتباطمان و سرعتمان را نسبت به این قضیه بیشتر کنیم.@ در این مسیر، هر عزت، شادی، سلامت، زندگی خوش، دل خوش، برکت، خیرات، در تقویت این ارتباط هست. امام باقر فرمود خیانت به خدا و پیامبر همان نافرمانی ایشان است و اما خیانت در امانت فرمود(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ) به اماناتتان خیانت نکنید.@ امام باقر فرمود هر انسانی امانتدار فرائض و واجباتی است که خداوند بر او واجب کرده است یعنی امانات مجموعه همه واجبات الهی است این امانت میشود حقوقی که انسان به گردنش دارد فرمود(فَخِیانَۀُ الله وَ الرَّسُول مَعصِیَتُهُما وَ أما خِیانَۀُ الأمانَۀ فَکُلُّ إنسانٍ مَأمُونٌ عَلی مَفتَرَضَ اللهُ عَلَیه) انسان مأمون یعنی امانتدار واجبات الهی است.@ حجاب یک امانت است به شما سپرده شده دین یک امانت است زکات امانت است خمس امانت خداست پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، فرزند امانت خدا هستند واجبات الهی اینها امانت هستند انسان باید رعایت بکند انسان آزاد نیست هر طوری دلش خواست با دیگران رفتار بکند اختیاری نیست.@ حالا من تصمیم میگیرم اینطوری رفتار کنم اینطوری نیست حتی انسان نمیتواند بگوید حالا که آن اینطوری میکند من هم آنطوری میکنم در روایت داریم حتی اگر کسی به شما خیانت کرد شما حق نداری به آن خیانت بکنی خیانت خیانت است.@ بلکه ما باید ببینیم خدا چه میخواهد چکار باید بکنیم ما چه وظیفهای داریم انجام بدهیم ما چه رسالتی به گردنمان هست پس با این سخن میرسیم به اینکه عبودیت و اطاعت خدا چقدر اهمیت دارد و جالب اینجاست که خدا مردم را خطاب قرار نداده که خیانت نکنند مؤمنین را انسانیهای حقیقی را مورد خطاب قرار داده.@ میگوید آی مؤمنین شما خیانت نکنید یعنی مؤمن در معرض خیانت است ممکن است مؤمن باشد اما نتواند ارتباطاتش را با بقیه امور باز نگاه کنید با این مسائل پایینی با حسش با خیالش با وهمش و با عقلش با جسمش با کمالات گیاهیش کمالات حیوانی و عقلیاش نتواند روابطش را به گونهای تنظیم بکند که به خیانت به الله منجر نشود.@ این رشتهای که انتخاب کردی برای چه رفتی یک همچین رشتهای را انتخاب کردی که تمام وقت و عمرت را بگیرد و تو نتوانی با الله باشی مثل یک کسی به شوهرش بگوید ببخشید من رشتهام سخت است نمیتوانم خانه بیایم همسری نمیتوانم بکنم کارم زیاد است.@ یا مردی بگوید که من یک رشتهای یا شغلی انتخاب کردم که نمیتوانم به وظائف زنداری و بچهداریام برسم پس برای چه ازدواج کردی. انسان حق ندارد به گونهای سر خودش را در مصالح دنیایی شلوغ بکند و بار بردارد که بعد بگوید نمیرسم به وظائفم نمیرسم این خیانت میشود.@ برای چه رفتی یک همچین رشتهای، برای چه رفتی یک همچین شغلی را انتخاب کردی برو یک شغل پایینتر، میگوید آخه من از این شغل بروم حقوقم نصف میشود دیگر به قِر و فِرهای زندگیام نمیرسم خوب نرس سادهتر زندگی کن ولی رابطهات را با الله تنظیم کن سادهتر اما با رابطه با عشق با عاطفه.@ لذا خانمها نوعاً قُر میزنند خانمهای فطرتگرا، طبیعتگرا نه، طبیعتگرا به شوهرهایشان میگویند برو چند شیفت کار کن گور پدر خودت مُردی هم اشکال ندارد فقط ما دنیایمان بگذرد برای ما و بچهها پول بیاور مَردها دستگاه تولید اسکناس میشناسند.@ فطرتگراها به شوهرهایشان میگویند یکطوری معقول کار کن که به ما و بچهها به زندگی به کارهای دیگر هم برسی اینقدر زیادی ندو. چند وقت پیش یک آقایی آمده بود میگفت مشکل دارم، گفتیم مشکلش چیست مشاورهاش چیست؟ بله من یک مقدار خانه دارم یک تعدادی خانه و زمین دارم الان ناراحتم غصه دارم اینها را چطوری تقسیم کنم بین بچههایم.@ بچههایم سر اینها دعوایشان شده هنوز نمرده زنده است ماندم این خانهها و زمینها را چطوری تقسیم کنم گفتم یک نصیحت به تو میکنم، گفتم بچههایت خودشان دارند؟ گفت بله همهشان خانه دارند، گفتم همهشان ازدواج کردند؟@ گفت بله همه ازدواج کردند، گفتم یک چیز به تو میگویم این را گوش کن گفتم خودت شب اول قبر خیلی بیشتر احتیاج داری به این مال و اموال تا زن و بچهات، زن و بچهات که تأمین هستند برای چه وقتی که بچهات دارد حرص و جوش این را داری که بعد از مردنت این را بین بچههایت تقسیم بکنی.@ مثل یک خانمی آمده بود گفت من ماندم این طلاهایم را با بچههایم چکار کنم بعد از من طلاهایم را طوری تقسیم کنم این طلاهایت را بردار همه را جمع کن بریز برای آخرت خودت، امیر المؤمنین این کار را میکرد معصومین این کار را میکردند بچهات دارد خانه دارد کار دارد.@ چشمش هم نرم دندش هم کور انشاء الله میرود کار میکند زندگیاش را اداره میکند به تو چه که این چه میشود تو شب اول قبر اینقدر پایت را به گور میزنی که نگو آنقدر فقر شب اول قبر و برزخ آدم را اذیت میکند که نگو این بیچاره مشکلش این هست که نمیداند این همه خانه را من چطوری بین این بچهها تقسیم کنم.@ این بچهها برای تو چه میشود که میخواهی تقسیم بکنی چه فضیلتی برای تو دارد معلوم است که خیانت کرده آخر هم نتوانست این کار را بکند چند وقت وقت بعد دیدمش گفتم برای آخرتت کاری کردی یا نه؟@ نمیتواند برای اینکه این جمع کردنها خودش محصول یک عالم خیانت است که آنقدر این خیانتها وحشت میاندازد بین انسان و الله که انسان نمیتواند از طبیعت بگذرد نمیتواند مازاد درآمد و اموالش را برای خودش در آخرت ذخیره کند نمیتواند بفرستد در قیامت خودش در قبر خودش، برای خودش هم خیانت میکند.@ ببین چون در دنیا خیانت کرده الان وقتی میگوییم خودت را نجات بده به داد بدبختی و تنهاییهای شب اول قبر خودت برس در برزخ نمیتواند بفرستد برای خودش، یعنی آدم دچار یک بیشعوری میشود که مصالح و مفاسد خودش را تشخیص نمیدهد آخر همه ذهنش این هست که این را به دست بچهها برساند.@ بعد میمیرد میرود آنجا لعنت میکند به این بچهها که من را چرا تنها گذاشتید. از خیانت به خود شروع میشود خمس را کنار میگذارد زکات را کنار میگذارد پول جمع میکند بعد یکدفعه تا هنوز خمس را حساب نکرده میمیرد گند میزند به همه آخرت خودش.@ چه خبر است چه کسی گفته که تو اینطوری زندگی بکنی سطح زندگی خودت را پایین بیاور خودت را نجات بده در یک کلام ما اگر بخواهیم حقوق را ادا بکنیم باید اهل عبودیت باشیم یعنی انسان به همه قوایش متعادل به اندازهای که ظرفیت دارند برسد به جسمش برسد خیانت نکند به خیالش برسد خیالش را آلوده نکند.@ غذای خوب به خیالش بدهد به واهمهاش برسد غذای خوب به واهمهاش بدهد غذای طیب و طاهر به واهمهاش بدهد به عقلش برسد اطلاعات مناسب به آن بدهد خیانت به عقلش نکند اگر عقلش احتیاج به علم و اطلاعات مورد نیاز دارد واقعاً به آن برسد به خود حقیقیاش که فوق عقل هم هست برسد.@ این فوق عقل ما چون بینهایتطلب است الله زیاد باید به آن بدهید لذا قرآن میگوید(اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً) چقدر قرآن تکرار کرده هر چه میتوانید یاد خدا بکنید هر چقدر میتوانید بخورید هر چقدر میتوانید خلوت داشته باشید هر چقدر میتوانید با الله چون بینهایتطلب است.@ فردا شرافت تو به خلوتهایی است که با خدا داشتی میزان شرافت یک انسان چه در دنیا و چه در آخرت به میزان سهمی است که از الله برداشتید به جای اینکه با دیگران به رقابت بپردازی سر اتومبیل و خانه و اینکه خانه کجا باشد اینکه وسایل خانه چه چیزهایی باشد.@ به جای اینکه با دیگران به رقابت در بخشهای خیالی و وهمی بپردازی بیفت به مسابقه در بهرهبرداری از خدا، ببین چقدر تو عرضه داری خدا را مال خودت بکنی از خدا بهرهبرداری بکنی این خیلی مهم است به جای اینکه بگویی پس سهم من در پایین چیست.@ در بخشهای پایینی بگویی پس سهم من چیست من ندارم بقیه دارند چرا من تنهایم، چرا من ندارم آنها دارند چرا بقیه داشته باشند من نداشته باشم، ببین سهم تو از الله چقدر است شما هم سهم داری عزیزم، یک سهم بینهایت از خانواده آسمانی داری تا حالا به این فکر کردیم که سهم من از اهل بیت چقدر است.@ سهم من از مادرم فاطمه زهرا از رفاقت با مادرم فاطمه زهرا چقدر است سهم من از رفت و آمد با امامزادهها چقدر است سهم من از ارتباط با خود الله چقدر است سهم من از ارتباطم با غیب و رفت و آمدم در غیب چقدر است سهم من از رؤیاهای قشنگ از خوابهای قشنگ از مکاشفات چقدر است.@ سهم من از پروازها چقدر است ما اصلاً راجع به این سهما اصلاً دنبالش نیستیم و نمیخواهیم فعالش بکنیم طالب اینها نیستیم اینجا سهم نمیخواهیم خیلی قانع هستیم آدمهای خیلی بخشنده هستیم میگوییم خدایا بده به هر کس میخواهی بده ما نمیخواهیم از این پایینیها به ما بده خدایا، از این پایینیها نصیبمان کن.@ یک بنده خدایی یک پیامک برای من فرستاد پیامک خیلی زیبایی بود خیلی از آن لذت بردم حالا آن کسی که آن را تنظیم کرده آدم به هر حال ظریفی بوده نوشته بود خدایا طعم آسمانت چیست یا چگونه است من که زمین خوردهام.@ اگر شهوتهای دنیا حس، خیال، وهم اینقدر لذیذ است که این همه میلیاردها آدم را سرکار گذاشته آسمان چقدر لذیذ است بهشت دیگر چیست ما همهاش داریم زمین میخوریم ما همهاش داریم طبیعت میخوریم ما همهاش داریم حیوانیت میخوریم ما همهاش داریم دنیا میخوریم.@ دنیایش را که اینطوری آفریده که میلیاردها آدم را بدبخت کرده و اسیر خودش کرده آخرتش دیگر چیه پس ما آخرت دیگر سهم نداریم ما از این بهشت نمیخواهیم سهم داشته باشیم از درجات بهشت نمیخواهیم سهمی داشته باشیم چقدر در قرآن میگوید با هم مسابقه بگذارید اینجا خیلی خبرهاست(سارعوا) (سابقوا) سرعت بگیرید سبقت بگیرید.@ معطل نکنید بیفتید در مسابقات انسانی ولی ما خیلی آدمهای قانعی هستیم خیلی قانعیم میگوییم خدایا خودت که هیچی، خدا تو مال بقیه، بهشت را هم بده به بهشتیها، از این جهنم دنیا به ما بده یکسره تمنای ما پایین است.@ یکسره دعاهای ما، گریههای ما، نالههای ما، ناراحتیهای ما، غمهای ما و شادیهای ما مال پایین است شادیهایمان مال پایین است غمهایمان هم مال پایین است با چیزهای پایینی شاد میشویم و با چیزهای پایینی غمگین میشویم با چیزهای پایینی عصبانی میشویم با چیزهای پایینی آرام میشویم و این بیسلیقهگی ماست.@ و این خودندیدنهای ماست و این خودکمبینیهایی هست که ما داریم انسان باید بزرگ بشود انسان باید بالغ بشود انسان باید عاشق حقیقت خودش باشد انسان باید به این کودک عزیز روانش احترام بگذارد هر چقدر ما به کودک عزیز روانمان خیانت بکنیم.@ به بخشهای دیگر این خیانت سرایت میکند و مشکلات درست میکند دنیای ما را خراب میکند و آخرت ما را هم خراب میکند ما باید واقعاً دعا بکنیم مضطرانه دعا بکنیم با حس بدبختی با حس اضطرار بگوییم خدایا تو به داد ما برس ای خدا تو به ما کمک کن ای خدا ما ضعیف هستیم.@ در روایت داریم(أعِنّی عَلی نَفسی) خدایا به من به خاطر برخورد با خودم تو به من کمک کن تو به من قدرت بده من با خودم برخورد درستی داشته باشم تو در مدیریت من نسبت به خودم کمکم کن به یاری من بیا و من بتوانم از پس این قوا بربیایم من بتوانم این روابطم را تنظیم کنم تو کمکم کن خدایا.@ چقدر هم خوب است(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) خدایا تو به من کمک کن(لا حول و لا قوۀ إلا بالله) فرمود هر وقت کم آوردید هر وقت اذیت شدید هر وقت دچار ضعف شدید هر وقت دچار کاستی شدید هر وقت به مشکل خوردید این ذکر را زیاد بگویید که(لا حول و لا قوۀ إلا بالله) زیاد این را تکرار کنید.@ یعنی خدایا من هیچ چیز ندارم اگر تو به داد من نرسی من چکار میتوانم بکنم اگر تو من را کمک نکنی من چطوری میتوانم از پس خودم بربیایم من حریف خودم هم نمیشوم چه برسد بخواهم حریف چیز دیگری بشوم از پس خودم برنمیایم.@ من عرضه برخورد با خودم را هم ندارم من حتی عرضه ندارم خودم را تغذیه بکنم من عرضه ندارم حتی خودم را تا بهشت برسانم لذا انسان باید دائماً توسل گریه که خدایا کمک کن به دادم برس که خدایا نگذار من اینطوری سقط بشوم و داغون بشوم.@ نگذار من اینقدر بدبخت زندگی بکنم دعا باید کرد خدایا به حق محمد و آل محمد به همه مقدساتت به همه اسماء و صفات و اولیائت قسمت میدهیم که به داد ما برس کمکمان کن.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 247 - خانواده آسمانی
متن کامل (خام) جلسه 247 - خانواده آسمانی